🔴 کیهان: برای جبران فشار اقتصادی باید از کشورهای عرب حوزه خلیج فارس پول بگیریم؛ اگر ندادند به زیرساختهای آنها حمله کنیم
روزنامه کیهان نوشت: «دشمن از جمله تحریککنندگان ترامپ برای حمله به ایران و شرکای جنایت علیه مردم ایران باید ضرر اقتصادی حاصل از اقدام دشمن را جبران کنند.
مطابق قوانین بینالمللی هر کشوری که سرزمین خود را در اختیار کشور دیگر (آمریکا و رژیم صهیونیستی) و یا گروه مسلحی قرار دهد تا به کشور ثالث دیگری (ایران) تجاوز نظامی کند، در این تجاوز مشارکت داشته است. بنابراین کشورهای حاشیه خلیج فارس به صورت مستقیم مسئول خسارتهای وارده شده به ایران هستند و مطابق امر ولی فقیه باید غرامتهای جنگ از این کشورها اخذ شود.»
@Kaleme
کیهان: کشورهای عرب انتخاب کنند: پرداخت غرامت و جبرانکاستی های ایران یا نابودی زیر ساخت ها!
روزنامه کیهان نوشت: «دشمن از جمله تحریککنندگان ترامپ برای حمله به ایران و شرکای جنایت علیه مردم ایران باید ضرر اقتصادی حاصل از اقدام دشمن را جبران کنند.
مطابق قوانین بینالمللی هر کشوری که سرزمین خود را در اختیار کشور دیگر (آمریکا و رژیم صهیونیستی) و یا گروه مسلحی قرار دهد تا به کشور ثالث دیگری (ایران) تجاوز نظامی کند، در این تجاوز مشارکت داشته است. بنابراین کشورهای حاشیه خلیج فارس به صورت مستقیم مسئول خسارتهای وارده شده به ایران هستند و مطابق امر ولی فقیه باید غرامتهای جنگ از این کشورها اخذ شود.»
@Kaleme
🔴 زندگی در تعلیق و تابآوری جمعی
✍ ناهید مطیع
چهارمین سالگرد جنبش زن، زندگی، آزادی است، جنبشی که از شهریور ۱۴۰۱ بعد ازمرگ مهسا امینی آغاز شد و تا اواخر سال بعد ادامه یافت. جامعه ایران در طی این چهارسال بحرانهای عمیق و گسترده ای را تجربه کرده است. تحریم های فزاینده، بحران معیشت و فقرگسترده، افزایش موج خشم و ناامیدی از نهادهای رسمی، روند فزاینده آسیب های اجتماعی، مهاجرت و کاهش سرمایه اجتماعی وادامه سیاست سرکوب نهادها ومعترضین مدنی، شرایط زیست مردم ایران را بسیار سخت کرده است. شروع جنگ دوازده روزه درآغاز سال گذشته، کشتار مردم معترض دردیماه و جنگ چهل روزه که تا بهار امسال ادامه داشت، بحران های جدیدی را در شکل نابودی زیرساخت ها وگرانی سرسام آور برای مردمی به بارآورد که هنوز ازکشتن نزدیکان شان در دیماه سوگوار بودند وحالا باید سوگ های جدیدی را تجربه می کردند که با فاجعه مرگ دانش آموزان میناب وملارد در فضای آموزشی گره خورده بود.
ظهوراپوزیسیون پادشاهی خواه مستقر در خارج درچنین زمینه ای معنا پیدا می کند. این اپوزیسیون با بهره گیری از شبکه های رسانه ای بدنبال یک براندازی سریع و پرهزینه بود/هست که با استفاده از “کمک های بشردوستانه خارجی “ وروش های مبتنی بر خشونت وانتقام، مشروع و شدنی است. مبلغان این رویکرد معتقدند ادامه حکومت جمهوری اسلامی خود به معنی نابودی ایران است و از این رو براندازی هر چقدرهم که هزینه داشته باشد و منجربه مرگ بسیاری ایرانیان وازبین رفتن ساختارهای حیاتی زندگی شود، به نفع ایرانیان است. سرعت دربازسازی ساخت های ویران شده و نوید یک زندگی مرفه از دیگرمشخصاتی است که از سوی ایشان وعده داده می شود.
برخلاف این رویکرد که برمبنای سه مولفه رهبری واحد، سرعت و کمک ویرانگرخارجی استواراست، جنبش مهسا، بر زندگی و آزادی که زنان در آن پیشرو هستند، تاکید کرده است. امروزپس از چهارسال دستاوردهای این جنبش یعنی نوآوری درمقاومت و پایداری آن، تغییر کدهای حکومتی درزیست روزمره وارجگذاری به زندگی و آزادی مولفه هایی هستند که براندازی سریع و پرهزینه را برنمی تابند. نهادی سازی مراقبت ومحافظت از دیگردستاوردهای این جنبش است که دربطن آن اهمیت وارزشمندی زندگی نمود پیدا می کند و با براندازی سریع ازطریق نابودی گسترده زیست بوم وازدست رفتن جان های بسیاردرتضاد است.
در این یادداشت قصد دارم با رجوع به زندگی واقعی و شیوه های تاب آوری جمعی وگروهی زنان در ایران نشان دهم که این مولفه های جنبش زن زندگی آزادی یعنی مقاومت مستمربرای تغیر کدهای کهنه، زیستن ومراقبت از یکدیگر به این گروهها گره خورده و به نوعی درحال نهادی شدن است.
تابآوری فردی و تابآوری جمعی
در یک تعریف تاب آوری روانی توانایی بازگشت به تعادل، سازگاری وادامه مسیر پس از مواجهه با سختی ها، بحران ها وشکست هاست. تاب آوری یعنی چنانچه اتفاقات ناگواری زندگی ما را به معنای واقعی تکان داده و تحت الشعاع قراردهد و ما را درهم بشکند، به معنای اتمام یافتن کار وزندگی ما نباشد. تاب آوری باعث می شود که ما استرس کمتر، تعامل بهتر، قضاوت کمتر، انعطاف پذیری بیشتر و خلاقیت بالاتری در روابط مان داشته باشیم.
اما در اینجا فرض من این هست که به غیر از تاب آوری که عمدتا جنبه فردی و بین فردی دارد، اشکال دیگری از تاب آوری در حال گسترش است که می توان آنرا تاب آوری جمعی نامید. منظور از تاب آوری جمعی توانایی پیوستکی یک گروه، یک اجتماع و یک شبکه برای مقاومت در برابربحران ها، سختی های مشترک وتلاش برای ترمیم آنهاست. پیوستگی، انعطاف پذیری، همبستگی و یادگیری جمعی از مولفه های اصلی تاب آوری جمعی یا اجتماعی هستند. تاکید می کنم که تاب آوری جمعی به معنای این نیست که افراد درگیر آسیب پذیر نیستند ورنج و شکست را تجربه نمی کنند و یا احساساتی مثل ناامیدی واسترس را در خود سرکوب می کنند. بلکه نکته محوری در تاب آوری جمعی اتخاذ دیدگاه ها و استراتژی های جدید به جای الگوهای قبلی است که در شرایط فعلی کارکرد ندارند.
در اینجا میخواهم تاب آوری جمعی را در کسب و کارهای نوین یا استارتاپ های زنانه بررسی کنم و نشان دهم که چگونه مولفه های زن، زندگی، آزادی دراین نوع تاب آوری پررنگ است.....
متن کامل
منبع: ایران فردا
@Kaleme
✍ ناهید مطیع
چهارمین سالگرد جنبش زن، زندگی، آزادی است، جنبشی که از شهریور ۱۴۰۱ بعد ازمرگ مهسا امینی آغاز شد و تا اواخر سال بعد ادامه یافت. جامعه ایران در طی این چهارسال بحرانهای عمیق و گسترده ای را تجربه کرده است. تحریم های فزاینده، بحران معیشت و فقرگسترده، افزایش موج خشم و ناامیدی از نهادهای رسمی، روند فزاینده آسیب های اجتماعی، مهاجرت و کاهش سرمایه اجتماعی وادامه سیاست سرکوب نهادها ومعترضین مدنی، شرایط زیست مردم ایران را بسیار سخت کرده است. شروع جنگ دوازده روزه درآغاز سال گذشته، کشتار مردم معترض دردیماه و جنگ چهل روزه که تا بهار امسال ادامه داشت، بحران های جدیدی را در شکل نابودی زیرساخت ها وگرانی سرسام آور برای مردمی به بارآورد که هنوز ازکشتن نزدیکان شان در دیماه سوگوار بودند وحالا باید سوگ های جدیدی را تجربه می کردند که با فاجعه مرگ دانش آموزان میناب وملارد در فضای آموزشی گره خورده بود.
ظهوراپوزیسیون پادشاهی خواه مستقر در خارج درچنین زمینه ای معنا پیدا می کند. این اپوزیسیون با بهره گیری از شبکه های رسانه ای بدنبال یک براندازی سریع و پرهزینه بود/هست که با استفاده از “کمک های بشردوستانه خارجی “ وروش های مبتنی بر خشونت وانتقام، مشروع و شدنی است. مبلغان این رویکرد معتقدند ادامه حکومت جمهوری اسلامی خود به معنی نابودی ایران است و از این رو براندازی هر چقدرهم که هزینه داشته باشد و منجربه مرگ بسیاری ایرانیان وازبین رفتن ساختارهای حیاتی زندگی شود، به نفع ایرانیان است. سرعت دربازسازی ساخت های ویران شده و نوید یک زندگی مرفه از دیگرمشخصاتی است که از سوی ایشان وعده داده می شود.
برخلاف این رویکرد که برمبنای سه مولفه رهبری واحد، سرعت و کمک ویرانگرخارجی استواراست، جنبش مهسا، بر زندگی و آزادی که زنان در آن پیشرو هستند، تاکید کرده است. امروزپس از چهارسال دستاوردهای این جنبش یعنی نوآوری درمقاومت و پایداری آن، تغییر کدهای حکومتی درزیست روزمره وارجگذاری به زندگی و آزادی مولفه هایی هستند که براندازی سریع و پرهزینه را برنمی تابند. نهادی سازی مراقبت ومحافظت از دیگردستاوردهای این جنبش است که دربطن آن اهمیت وارزشمندی زندگی نمود پیدا می کند و با براندازی سریع ازطریق نابودی گسترده زیست بوم وازدست رفتن جان های بسیاردرتضاد است.
در این یادداشت قصد دارم با رجوع به زندگی واقعی و شیوه های تاب آوری جمعی وگروهی زنان در ایران نشان دهم که این مولفه های جنبش زن زندگی آزادی یعنی مقاومت مستمربرای تغیر کدهای کهنه، زیستن ومراقبت از یکدیگر به این گروهها گره خورده و به نوعی درحال نهادی شدن است.
تابآوری فردی و تابآوری جمعی
در یک تعریف تاب آوری روانی توانایی بازگشت به تعادل، سازگاری وادامه مسیر پس از مواجهه با سختی ها، بحران ها وشکست هاست. تاب آوری یعنی چنانچه اتفاقات ناگواری زندگی ما را به معنای واقعی تکان داده و تحت الشعاع قراردهد و ما را درهم بشکند، به معنای اتمام یافتن کار وزندگی ما نباشد. تاب آوری باعث می شود که ما استرس کمتر، تعامل بهتر، قضاوت کمتر، انعطاف پذیری بیشتر و خلاقیت بالاتری در روابط مان داشته باشیم.
اما در اینجا فرض من این هست که به غیر از تاب آوری که عمدتا جنبه فردی و بین فردی دارد، اشکال دیگری از تاب آوری در حال گسترش است که می توان آنرا تاب آوری جمعی نامید. منظور از تاب آوری جمعی توانایی پیوستکی یک گروه، یک اجتماع و یک شبکه برای مقاومت در برابربحران ها، سختی های مشترک وتلاش برای ترمیم آنهاست. پیوستگی، انعطاف پذیری، همبستگی و یادگیری جمعی از مولفه های اصلی تاب آوری جمعی یا اجتماعی هستند. تاکید می کنم که تاب آوری جمعی به معنای این نیست که افراد درگیر آسیب پذیر نیستند ورنج و شکست را تجربه نمی کنند و یا احساساتی مثل ناامیدی واسترس را در خود سرکوب می کنند. بلکه نکته محوری در تاب آوری جمعی اتخاذ دیدگاه ها و استراتژی های جدید به جای الگوهای قبلی است که در شرایط فعلی کارکرد ندارند.
در اینجا میخواهم تاب آوری جمعی را در کسب و کارهای نوین یا استارتاپ های زنانه بررسی کنم و نشان دهم که چگونه مولفه های زن، زندگی، آزادی دراین نوع تاب آوری پررنگ است.....
متن کامل
منبع: ایران فردا
@Kaleme
Telegraph
🟣زندگی در تعلیق و تابآوری جمعی
🔶ناهید مطیع @iranfardamag چهارمین سالگرد جنبش زن، زندگی، آزادی است، جنبشی که از شهریور ۱۴۰۱ بعد ازمرگ مهسا امینی آغاز شد و تا اواخر سال بعد ادامه یافت. جامعه ایران در طی این چهارسال بحرانهای عمیق و گسترده ای را تجربه کرده است. تحریم های فزاینده، بحران معیشت…
🔴 انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی خواستار رسیدگی به وضعیت و آزادی مجید سعیدی شد.
با گذشت بیش از ۱۴ روز از بازداشت مجید سعیدی، عکاس خبری باسابقه در منزل شخصیاش، انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی ایران از تداوم بیخبری درباره وضعیت و محل نگهداری وی خبر داد.
به گفته این انجمن، پیگیریها از مسیر معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام شده، اما هنوز اطلاعاتی درباره نهاد بازداشتکننده، محل نگهداری و اتهامات انتسابی به وی ارائه نشده است.
انجمن عکاسان مطبوعاتی با اشاره به آسیب برخورد با عکاسان خبری به روند اطلاعرسانی کشور، خواستار روشن شدن وضعیت، فراهم شدن زمینه آزادی مجید سعیدی و ایجاد سازوکار شفاف برای فعالیت حرفهای عکاسان شد و بر ادامه پیگیریهای قانونی تاکید کرد.
@Kaleme
با گذشت بیش از ۱۴ روز از بازداشت مجید سعیدی، عکاس خبری باسابقه در منزل شخصیاش، انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی ایران از تداوم بیخبری درباره وضعیت و محل نگهداری وی خبر داد.
به گفته این انجمن، پیگیریها از مسیر معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام شده، اما هنوز اطلاعاتی درباره نهاد بازداشتکننده، محل نگهداری و اتهامات انتسابی به وی ارائه نشده است.
انجمن عکاسان مطبوعاتی با اشاره به آسیب برخورد با عکاسان خبری به روند اطلاعرسانی کشور، خواستار روشن شدن وضعیت، فراهم شدن زمینه آزادی مجید سعیدی و ایجاد سازوکار شفاف برای فعالیت حرفهای عکاسان شد و بر ادامه پیگیریهای قانونی تاکید کرد.
@Kaleme
🔴 زندان تهران بزرگ؛ اقدامات غیر قانونی و کارشکنی بازرسی
✍️ اخبار تحکیم ملت از زندان تهرانبزرگ:
زندان تهران بزرگ با تراکم جمعیتی فراتر از ظرفیت و مشکلات جدی در زیرساختهایی مانند آب، برق، فاضلاب، بهداشت، درمان، تهویه و جیره غذایی زندانیان دستوپنجه نرم میکند. با این حال، کارکنان و مدیریت زندان در تلاش برای اداره حداقلی مجموعه هستند. در چنین شرایطی، انتظار میرود تمامی عوامل مدیریتی زندان، بهویژه عوامل نظارتی و حفاظتی، بیش از پیش در راستای حل مشکلات زندان و زندانیان حرکت کنند.
با این وجود، نگرانی اصلی مداخله برخی عوامل نظارتی و حفاظتی فراتر از حدود وظایفشان و در جهتی است که به ایجاد مشکل میانجامد، نه حل آن. گزارشهای واصله از داخل زندان حاکی از آن است که آقای مرتضی حسینی، رئیس بازرسی زندان تهران بزرگ، در جهت اعمال قدرت و منافع شخصی در امور بندها و بهویژه عزل و نصب وکیلبندها دخالت میکند و همین موضوع به تنش و مشکلات بیشتر دامن زده است.
نگرانکنندهتر آنکه درباره برخی افراد منصوبشده، ادعاهای جدی مبنی بر ارتباط با متخلفین، توزیعکنندگان مواد مخدر و ایجاد تنش در بندها مطرح شده است؛ موضوعی که نیازمند بررسی فوری و پاسخگویی شفاف مسئولان است.
پرسش روشن این است: رئیس بازرسی با استناد به کدام اختیار قانونی در اموری مداخله میکند که مستقیماً بر مدیریت بندها و وضعیت زندانیان اثر میگذارد؟ و چه نهادی بر حدود اختیارات او نظارت دارد؟
در شرایطی که زندان با بحرانهای زیرساختی و تراکم جمعیت روبهروست، وظیفه واحد بازرسی، اصلاح امور و کاهش مشکلات است، نه تبدیل شدن به عامل تنش و بحران.
تحریریه تحکیمملت روند رسیدگی به این موضوع را پیگیری خواهد کرد.
منبع: تحکیم ملت
@Kaleme
✍️ اخبار تحکیم ملت از زندان تهرانبزرگ:
زندان تهران بزرگ با تراکم جمعیتی فراتر از ظرفیت و مشکلات جدی در زیرساختهایی مانند آب، برق، فاضلاب، بهداشت، درمان، تهویه و جیره غذایی زندانیان دستوپنجه نرم میکند. با این حال، کارکنان و مدیریت زندان در تلاش برای اداره حداقلی مجموعه هستند. در چنین شرایطی، انتظار میرود تمامی عوامل مدیریتی زندان، بهویژه عوامل نظارتی و حفاظتی، بیش از پیش در راستای حل مشکلات زندان و زندانیان حرکت کنند.
با این وجود، نگرانی اصلی مداخله برخی عوامل نظارتی و حفاظتی فراتر از حدود وظایفشان و در جهتی است که به ایجاد مشکل میانجامد، نه حل آن. گزارشهای واصله از داخل زندان حاکی از آن است که آقای مرتضی حسینی، رئیس بازرسی زندان تهران بزرگ، در جهت اعمال قدرت و منافع شخصی در امور بندها و بهویژه عزل و نصب وکیلبندها دخالت میکند و همین موضوع به تنش و مشکلات بیشتر دامن زده است.
نگرانکنندهتر آنکه درباره برخی افراد منصوبشده، ادعاهای جدی مبنی بر ارتباط با متخلفین، توزیعکنندگان مواد مخدر و ایجاد تنش در بندها مطرح شده است؛ موضوعی که نیازمند بررسی فوری و پاسخگویی شفاف مسئولان است.
پرسش روشن این است: رئیس بازرسی با استناد به کدام اختیار قانونی در اموری مداخله میکند که مستقیماً بر مدیریت بندها و وضعیت زندانیان اثر میگذارد؟ و چه نهادی بر حدود اختیارات او نظارت دارد؟
در شرایطی که زندان با بحرانهای زیرساختی و تراکم جمعیت روبهروست، وظیفه واحد بازرسی، اصلاح امور و کاهش مشکلات است، نه تبدیل شدن به عامل تنش و بحران.
تحریریه تحکیمملت روند رسیدگی به این موضوع را پیگیری خواهد کرد.
منبع: تحکیم ملت
@Kaleme
🔴 روی خط تهران–واشنگتن ۱
مذاکرات ایران و آمریکا در نیویورک عملاً آغاز شده؛ قطر واسطه انتقال پیامهاست
مهمترین تحول از بسته قبلی تا صبح چهارشنبه ۲۳ سپتامبر، تأیید رسمی تماسهای غیرمستقیم تهران و واشنگتن در نیویورک است. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، گفته ایران از طریق میانجی قطری با آمریکا در ارتباط بوده و شروط خود برای پایان جنگ را منتقل کرده است. این شروط شامل پایان جنگ در همه جبههها، توقف آنچه تهران «اقدامات تجاوزکارانه آمریکا» میخواند، پایان محاصره دریایی و جنگ اقتصادی و آزادسازی داراییهای ایران است.
دونالد ترامپ نیز پس از دیدارهای سهشنبه در نیویورک گفت گفتوگو با ایران ادامه دارد و حتی در همان روز مذاکراتی در جریان بوده است. او ابراز اطمینان کرد که در نهایت «توافقی» حاصل خواهد شد، اما بار دیگر تأکید کرد ایران نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند.
ترامپ در سازمان ملل: ایران را کاملاً منزوی کنید؛ توافق احتمالاً بعد از انتخابات نوامبر
لحن ترامپ در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل بهمراتب تندتر از اظهارات او درباره مذاکرات بود. رئیسجمهور آمریکا از کشورهای جهان خواست به واشنگتن برای «انزوای کامل اقتصادی ایران» بپیوندند و گفت تصور میکند توافق با تهران پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در نوامبر امکانپذیر باشد.
ترامپ همچنین تهدید کرد در صورت نرسیدن به توافق، آمریکا توان «نابود کردن» ایران را دارد. این تهدید همزمان با جریان داشتن تماسهای غیرمستقیم دو طرف مطرح شده و نشان میدهد واشنگتن فعلاً راهبرد فشار حداکثری و مذاکره را بهطور همزمان دنبال میکند.
پیشنهاد تازه تهران درباره هرمز: بازگشایی ظرف هفت روز در برابر کاهش فشار نظامی و رفع محاصره بنادر
یک مقام ارشد ایرانی به رویترز گفته تهران آماده است ظرف هفت روز تنگه هرمز را بازگشایی کند؛ مشروط به اینکه آمریکا فشار نظامی را کاهش دهد و محاصره بنادر ایران را بردارد.
به گفته این مقام، پیشنهاد ایران ۱۶ سپتامبر از طریق میانجیها به واشنگتن تحویل شده و هیأت ایرانی حاضر در نیویورک اختیار کامل برای مذاکره درباره جزئیات پایان درگیری را دارد. تهران همچنین خواسته آمریکا رسماً اعلام کند که به دنبال حل دیپلماتیک بحران است و دو طرف درباره جدول زمانی مذاکرات توافق کنند.
همان مقام گفته مسعود پزشکیان برنامهای برای ملاقات با ترامپ ندارد؛ بنابراین با وجود تشدید تماسهای غیرمستقیم، تا صبح امروز دیدار مستقیم رؤسای جمهور ایران و آمریکا در دستور کار تأییدشده نیست.
روبیو: آماده مذاکرهایم؛ شرط اصلی، عدم دستیابی ایران به سلاح هستهای است
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز در نیویورک امکان گفتوگو با ایران را رد نکرده و گفته واشنگتن آماده مذاکره است، اما برنامه مشخصی برای ملاقات مستقیم اعلام نکرده است. او تأکید کرده شرط بنیادی آمریکا این است که ایران هرگز به سلاح هستهای دست پیدا نکند.
در نتیجه، برای نخستینبار طی روزهای اخیر هر دو طرف اصل وجود کانال مذاکره را تأیید کردهاند؛ اختلاف اصلی اکنون بر سر شرایط توقف جنگ، محاصره دریایی، تحریمها، هرمز و پرونده هستهای است.
هرمز تقریباً خالی شده؛ فقط دو کشتی تجاری در یک روز عبور کردند
همزمان با تحرک دیپلماتیک نیویورک، وضعیت میدانی هرمز همچنان بحرانی است. دادههای کپلر نشان میدهد روز دوشنبه فقط دو کشتی حامل کالا از تنگه هرمز عبور کردهاند؛ یک روز قبل تعداد آنها ۱۰ فروند بود و پیش از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه بهطور متوسط حدود ۱۲۵ کشتی بزرگ تجاری در روز از این مسیر عبور میکردند.
این آمار کشتیهایی را که برای جلوگیری از ردیابی سامانه AIS خود را خاموش کردهاند دربر نمیگیرد؛ بنابراین میزان واقعی تردد ممکن است بیشتر باشد.
دو نفتکش در هرمز هدف قرار گرفتند؛ عامل حملات هنوز مشخص نیست
همزمان با سقوط تردد، دو حادثه امنیتی تازه نیز ثبت شده است. نفتکش حامل نفت خام LR Stephanie با پرچم جزیره من با پرتابهای ناشناس برخورد کرد و دو خدمه آن جراحات سطحی برداشتند. نفتکش حامل LPG با نام Al Maryah و پرچم لیبریا نیز هنگام خروج از تنگه هدف قرار گرفت.
هر دو شناور بدون نیاز به یدککش به مسیر خود ادامه دادهاند. تا صبح چهارشنبه مسئولیت هیچیک از دو حمله مشخص نشده و هیچکدام نیز در فهرست شناورهای متخلف اعلامشده از سوی مرجع ایرانی تنگه قرار نداشتهاند.
منبع: امتداد
@Kaleme
مذاکرات ایران و آمریکا در نیویورک عملاً آغاز شده؛ قطر واسطه انتقال پیامهاست
مهمترین تحول از بسته قبلی تا صبح چهارشنبه ۲۳ سپتامبر، تأیید رسمی تماسهای غیرمستقیم تهران و واشنگتن در نیویورک است. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، گفته ایران از طریق میانجی قطری با آمریکا در ارتباط بوده و شروط خود برای پایان جنگ را منتقل کرده است. این شروط شامل پایان جنگ در همه جبههها، توقف آنچه تهران «اقدامات تجاوزکارانه آمریکا» میخواند، پایان محاصره دریایی و جنگ اقتصادی و آزادسازی داراییهای ایران است.
دونالد ترامپ نیز پس از دیدارهای سهشنبه در نیویورک گفت گفتوگو با ایران ادامه دارد و حتی در همان روز مذاکراتی در جریان بوده است. او ابراز اطمینان کرد که در نهایت «توافقی» حاصل خواهد شد، اما بار دیگر تأکید کرد ایران نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند.
ترامپ در سازمان ملل: ایران را کاملاً منزوی کنید؛ توافق احتمالاً بعد از انتخابات نوامبر
لحن ترامپ در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل بهمراتب تندتر از اظهارات او درباره مذاکرات بود. رئیسجمهور آمریکا از کشورهای جهان خواست به واشنگتن برای «انزوای کامل اقتصادی ایران» بپیوندند و گفت تصور میکند توافق با تهران پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در نوامبر امکانپذیر باشد.
ترامپ همچنین تهدید کرد در صورت نرسیدن به توافق، آمریکا توان «نابود کردن» ایران را دارد. این تهدید همزمان با جریان داشتن تماسهای غیرمستقیم دو طرف مطرح شده و نشان میدهد واشنگتن فعلاً راهبرد فشار حداکثری و مذاکره را بهطور همزمان دنبال میکند.
پیشنهاد تازه تهران درباره هرمز: بازگشایی ظرف هفت روز در برابر کاهش فشار نظامی و رفع محاصره بنادر
یک مقام ارشد ایرانی به رویترز گفته تهران آماده است ظرف هفت روز تنگه هرمز را بازگشایی کند؛ مشروط به اینکه آمریکا فشار نظامی را کاهش دهد و محاصره بنادر ایران را بردارد.
به گفته این مقام، پیشنهاد ایران ۱۶ سپتامبر از طریق میانجیها به واشنگتن تحویل شده و هیأت ایرانی حاضر در نیویورک اختیار کامل برای مذاکره درباره جزئیات پایان درگیری را دارد. تهران همچنین خواسته آمریکا رسماً اعلام کند که به دنبال حل دیپلماتیک بحران است و دو طرف درباره جدول زمانی مذاکرات توافق کنند.
همان مقام گفته مسعود پزشکیان برنامهای برای ملاقات با ترامپ ندارد؛ بنابراین با وجود تشدید تماسهای غیرمستقیم، تا صبح امروز دیدار مستقیم رؤسای جمهور ایران و آمریکا در دستور کار تأییدشده نیست.
روبیو: آماده مذاکرهایم؛ شرط اصلی، عدم دستیابی ایران به سلاح هستهای است
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز در نیویورک امکان گفتوگو با ایران را رد نکرده و گفته واشنگتن آماده مذاکره است، اما برنامه مشخصی برای ملاقات مستقیم اعلام نکرده است. او تأکید کرده شرط بنیادی آمریکا این است که ایران هرگز به سلاح هستهای دست پیدا نکند.
در نتیجه، برای نخستینبار طی روزهای اخیر هر دو طرف اصل وجود کانال مذاکره را تأیید کردهاند؛ اختلاف اصلی اکنون بر سر شرایط توقف جنگ، محاصره دریایی، تحریمها، هرمز و پرونده هستهای است.
هرمز تقریباً خالی شده؛ فقط دو کشتی تجاری در یک روز عبور کردند
همزمان با تحرک دیپلماتیک نیویورک، وضعیت میدانی هرمز همچنان بحرانی است. دادههای کپلر نشان میدهد روز دوشنبه فقط دو کشتی حامل کالا از تنگه هرمز عبور کردهاند؛ یک روز قبل تعداد آنها ۱۰ فروند بود و پیش از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه بهطور متوسط حدود ۱۲۵ کشتی بزرگ تجاری در روز از این مسیر عبور میکردند.
این آمار کشتیهایی را که برای جلوگیری از ردیابی سامانه AIS خود را خاموش کردهاند دربر نمیگیرد؛ بنابراین میزان واقعی تردد ممکن است بیشتر باشد.
دو نفتکش در هرمز هدف قرار گرفتند؛ عامل حملات هنوز مشخص نیست
همزمان با سقوط تردد، دو حادثه امنیتی تازه نیز ثبت شده است. نفتکش حامل نفت خام LR Stephanie با پرچم جزیره من با پرتابهای ناشناس برخورد کرد و دو خدمه آن جراحات سطحی برداشتند. نفتکش حامل LPG با نام Al Maryah و پرچم لیبریا نیز هنگام خروج از تنگه هدف قرار گرفت.
هر دو شناور بدون نیاز به یدککش به مسیر خود ادامه دادهاند. تا صبح چهارشنبه مسئولیت هیچیک از دو حمله مشخص نشده و هیچکدام نیز در فهرست شناورهای متخلف اعلامشده از سوی مرجع ایرانی تنگه قرار نداشتهاند.
منبع: امتداد
@Kaleme
🔴 روی خط تهران-واشنگتن ۲
فشار هوانوردی آمریکا از امروز وارد مرحله اجرایی شد؛ پروازهای بغداد و مسقط متوقف شدند
از امروز چهارشنبه اول مهر، تهدید واشنگتن به تحریم ثانویه شرکتهایی که به خطوط هوایی ایران خدمات ارائه کنند وارد مرحله عملیاتی شده است.
عراق به سازمان هواپیمایی خود دستور داده پذیرش پرواز شرکتهای ایرانی در فرودگاه بغداد را متوقف کند.
دولت عراق همزمان در حال بررسی انتقال پروازهای ایران از بغداد به نجف است.
سازمان هواپیمایی ایران نیز اعلام کرده پروازهای ایران به بغداد و مسقط از نیمهشب لغو شدهاند. سخنگوی این سازمان گفته فرودگاه مسقط فعلاً مسافران ایرانی را نمیپذیرد و مذاکرات با عمان ادامه دارد.
اما هنوز حریم هوایی ایران بسته نشده؛ استانبول و برخی مسیرهای دیگر برقرارند
سازمان هواپیمایی ایران تأکید کرده سایر پروازهای بینالمللی، از جمله برخی پروازهای استانبول، طبق برنامه انجام میشوند. بنابراین محدودیتهای تازه را نباید به معنای بستهشدن حریم هوایی ایران یا توقف کامل پروازهای خارجی کشور تلقی کرد.
در عین حال والاستریت ژورنال گزارش داده محدودیتها در ترکیه، عراق، عمان، گرجستان و جمهوری آذربایجان در حال گسترش است، در حالی که چین و روسیه همچنان پذیرای پروازهای ایرانی هستند و برخی پروازها به امارات نیز ادامه دارند.
واشنگتن فرودگاهها و شرکتهای خدماتی را مستقیماً تهدید به تحریم کرده است
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، هشدار داده فرودگاهها، شرکتهای سوخترسان، خدمات زمینی و فروشندگان بلیت در صورت ارائه خدمات به شرکتهای هواپیمایی تحریمشده ایرانی ممکن است از نظام مالی دلاری کنار گذاشته شوند.
در نتیجه، واشنگتن بدون اختیار حقوقی برای بستن حریم هوایی کشورهای دیگر، تلاش میکند از طریق تهدید به تحریم ثانویه امکان عملیاتی شرکتهای ایرانی در خارج از کشور را محدود کند.
یمن؛ آمریکا هنوز وارد جنگ مستقیم با حوثیها نشده است
با وجود ادامه حملات حوثیها به عربستان، دولت ترامپ همچنان درخواستهای ریاض برای ورود مستقیم آمریکا به عملیات نظامی علیه این گروه را نپذیرفته است. رویترز گزارش داده آمریکا حتی در روزهای اخیر عملیات تازهای را علیه حوثیها بررسی کرده اما اجرای آن را متوقف کرده است.
همزمان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با محوریت قطر در حال بررسی چارچوب امنیتی منطقهای هستند که ایران نیز بخشی از آن باشد؛ طرحی که هدف آن کاهش وابستگی امنیتی منطقه به رویارویی نظامی و ایجاد ترتیبات پایدارتر برای هرمز عنوان شده است.
منبع: امتداد
@Kaleme
فشار هوانوردی آمریکا از امروز وارد مرحله اجرایی شد؛ پروازهای بغداد و مسقط متوقف شدند
از امروز چهارشنبه اول مهر، تهدید واشنگتن به تحریم ثانویه شرکتهایی که به خطوط هوایی ایران خدمات ارائه کنند وارد مرحله عملیاتی شده است.
عراق به سازمان هواپیمایی خود دستور داده پذیرش پرواز شرکتهای ایرانی در فرودگاه بغداد را متوقف کند.
دولت عراق همزمان در حال بررسی انتقال پروازهای ایران از بغداد به نجف است.
سازمان هواپیمایی ایران نیز اعلام کرده پروازهای ایران به بغداد و مسقط از نیمهشب لغو شدهاند. سخنگوی این سازمان گفته فرودگاه مسقط فعلاً مسافران ایرانی را نمیپذیرد و مذاکرات با عمان ادامه دارد.
اما هنوز حریم هوایی ایران بسته نشده؛ استانبول و برخی مسیرهای دیگر برقرارند
سازمان هواپیمایی ایران تأکید کرده سایر پروازهای بینالمللی، از جمله برخی پروازهای استانبول، طبق برنامه انجام میشوند. بنابراین محدودیتهای تازه را نباید به معنای بستهشدن حریم هوایی ایران یا توقف کامل پروازهای خارجی کشور تلقی کرد.
در عین حال والاستریت ژورنال گزارش داده محدودیتها در ترکیه، عراق، عمان، گرجستان و جمهوری آذربایجان در حال گسترش است، در حالی که چین و روسیه همچنان پذیرای پروازهای ایرانی هستند و برخی پروازها به امارات نیز ادامه دارند.
واشنگتن فرودگاهها و شرکتهای خدماتی را مستقیماً تهدید به تحریم کرده است
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، هشدار داده فرودگاهها، شرکتهای سوخترسان، خدمات زمینی و فروشندگان بلیت در صورت ارائه خدمات به شرکتهای هواپیمایی تحریمشده ایرانی ممکن است از نظام مالی دلاری کنار گذاشته شوند.
در نتیجه، واشنگتن بدون اختیار حقوقی برای بستن حریم هوایی کشورهای دیگر، تلاش میکند از طریق تهدید به تحریم ثانویه امکان عملیاتی شرکتهای ایرانی در خارج از کشور را محدود کند.
یمن؛ آمریکا هنوز وارد جنگ مستقیم با حوثیها نشده است
با وجود ادامه حملات حوثیها به عربستان، دولت ترامپ همچنان درخواستهای ریاض برای ورود مستقیم آمریکا به عملیات نظامی علیه این گروه را نپذیرفته است. رویترز گزارش داده آمریکا حتی در روزهای اخیر عملیات تازهای را علیه حوثیها بررسی کرده اما اجرای آن را متوقف کرده است.
همزمان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با محوریت قطر در حال بررسی چارچوب امنیتی منطقهای هستند که ایران نیز بخشی از آن باشد؛ طرحی که هدف آن کاهش وابستگی امنیتی منطقه به رویارویی نظامی و ایجاد ترتیبات پایدارتر برای هرمز عنوان شده است.
منبع: امتداد
@Kaleme
🔴 جواد امام: دفاع از رفراندوم یا «صلح شرافتمندانه» جرم نیست؛ خبرگان نه مرجع جرمانگاری است و نه دادگاه
جواد امام، سخنگوی جبهه اصلاحات ایران، در شبکه ایکس با استناد به اصول ۵۹ و ۳۶ قانون اساسی نوشت که رفراندوم در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده و مجازات نیز باید مستند به قانون و حکم دادگاه صالح باشد.
او تأکید کرد دفاع از «رفراندوم» یا «صلح شرافتمندانه» جرم نیست و افزود: «خبرگان نه مرجع جرمانگاری است و نه دادگاه؛ نمیتوان با بیانیه سیاسی، مرز مخالفت سیاسی و جرم را جابهجا کرد.»
این اظهارات در واکنش به بیانیهای سیاسی مطرح شده و محور اصلی آن، تفکیک میان مخالفت سیاسی، جرمانگاری و صلاحیت مراجع قانونی است.
منبع: صبح ما
@Kaleme
جواد امام، سخنگوی جبهه اصلاحات ایران، در شبکه ایکس با استناد به اصول ۵۹ و ۳۶ قانون اساسی نوشت که رفراندوم در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده و مجازات نیز باید مستند به قانون و حکم دادگاه صالح باشد.
او تأکید کرد دفاع از «رفراندوم» یا «صلح شرافتمندانه» جرم نیست و افزود: «خبرگان نه مرجع جرمانگاری است و نه دادگاه؛ نمیتوان با بیانیه سیاسی، مرز مخالفت سیاسی و جرم را جابهجا کرد.»
این اظهارات در واکنش به بیانیهای سیاسی مطرح شده و محور اصلی آن، تفکیک میان مخالفت سیاسی، جرمانگاری و صلاحیت مراجع قانونی است.
منبع: صبح ما
@Kaleme
🔴 اعلام برائت و تنفر شدید آیتالله احمد عابدینی از اجرای خشونت و تعرض به یک جوان
إِنّا لِلّهِ وَإِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ
دیشب، ۲۶/ ۶ ۱۴۰۵ کلیپی دیدم که در آن چند نفر پلیس، نوجوانی را بهشدت کتک میزدند و پس از ضربوشتم فراوان، شلوار او را پایین کشیدند و...
بسیار متأثر شدم و به یاد فریادهای خودم قبل از انقلاب افتادم که درتظاهرات، با صدای بلند به افرادی که کنار خیابان ایستاده بودند، میگفتم: «برای حفظ اسلام، مردم، به ما ملحق شوید.»
اکنون حاضرم هر سوگند جلالهای بخورم که آن زمان به هیچوجه در ذهنم نبود که روزگاری شاهد چنین رفتارهایی باشم و آشکارا کلیپی با چنین محتوایی ببینم. اگر زمانی به جبهه رفتم و زمانی برای تبلیغ اسلام به هر شهر و روستا، در داخل و خارجکشور، سفر کردم، هیچگاه چنین مفاسدی حتی به ذهنم خطور نمیکرد. ایکاش ناگهانمعلوم شود که چنین چیزی را در خواب دیدهام، یا معلوم شود که این کلیپ ساختگی است!
بله، امروز واقعاً و با تمام وجود از چنین اعمال و رفتاری اعلام تنفر و بیزاری میکنم و با تمام وجود میگویم که خوبی و فداکاریسربازان فداکار اسلام در جبهه و پشت جبهه، در تمامی دفاعهای شرافتمندانه، بههیچوجهاز زشتی و قبح چنین رفتاری نمیکاهد.
نکتۀ اصلی این است که جامعه و، بهویژه، صاحبان قدرت، تفنگداران و زورمداران، پیوسته و بیش و پیش از دیگران به درس اخلاق نیاز دارند؛ تا درس اخلاق همچون پتکی، هوای نفس و زور بازو و سلاح و قلم و زبان را کنترل کند. ولی متأسفانه؛
خطوط سیاسی و شعارهای تند و رکیک علیهاین و آن و بهکارگیری معلمان اخلاق برایتأیید این و آن، موجب شده است که جامعه از اخلاق بازبماند و کسی درس اخلاق نگوید،یا اگر بگوید، خودش متخلق به اخلاق نباشد و جامعهاسلامی به چنین انحطاطی برسد.
زیر کلیپ نوشته شده بود: «وقتی در عَلَن و آشکارا وضع چنین است، پس در غیرعَلَن چه خبر است؟!»
چنین نگرانیای واقعاً قابل فهم است و هیچکس نمیتواند صرفاً بر اساس ظاهر امر، دربارۀ آنچه در محیطهای غیرعلنی رخ میدهد، اطمینان کامل بدهد. چیزی که شاید بتواند رفتارهای غیرعلنی را تاحدودی کنترل کند، دو امر است:
۱. درس اخلاق و رفتار اخلاقی؛
۲. محکوم کردن چنین رفتارهایی از سوی تمامی ارگانهای قضایی،نظامی و انتظامی.
نیاز قوای نظامی و انتظامی، قضات دادگستری، ضابطان، بازپرسان، زندانبانانو... بیش از هر چیز به درس اخلاق و توجه دادن آنان به عواقب دنیوی و اخروی چنینرفتارهایی است تا اکثریتی که روح پاک دارند، روحیۀ پاکشان تقویت شود و به پاکی وخوبی بیشتر سوق پیدا کنند و کسانی که با درس اخلاق اصلاح نشدند، با محکوم شدنکارشان از سوی همگان، از عواقب دنیوی آن بترسند.
از همینجا روشن میشود که اطلاعیه یا دستور مقام بالادستی برای مجازاتمتخلف، بهتنهایی کافی نیست؛ بلکه باید زشتی و قبح چنین رفتارهایی بهصراحت برایهمگان تبیین و محکوم شود و نظارت همگانی تقویت شود تا هیچکس احساس نکند که میتوانداز جایگاه و قدرت خود برای تحقیر و آزار دیگری استفاده کند.
امیدوارم مقامات مسئول، همه احساس وظیفه کنند و با محکوم کردن چنینرفتارهایی، بقیۀ نیروها را از حساسیت و سنگینی مسئولیت خود آگاه کنند و جامعه را از گرفتار شدن به موارد مشابه مصون بدارند.
والسلام علی عبادالله الصالحین
۲۷/ ۶/ ۱۴۰۵
منبع: کانال تلگرام آوای خرد
@Kaleme
بسیار متأثر شدم و به یاد فریادهای خودم قبل از انقلاب افتادم که درتظاهرات، با صدای بلند به افرادی که کنار خیابان ایستاده بودند، میگفتم: «برای حفظ اسلام، مردم، به ما ملحق شوید.»
اکنون حاضرم هر سوگند جلالهای بخورم که آن زمان به هیچوجه در ذهنم نبود که روزگاری شاهد چنین رفتارهایی باشم و آشکارا کلیپی با چنین محتوایی ببینم. اگر زمانی به جبهه رفتم و زمانی برای تبلیغ اسلام به هر شهر و روستا، در داخل و خارجکشور، سفر کردم، هیچگاه چنین مفاسدی حتی به ذهنم خطور نمیکرد. ایکاش ناگهانمعلوم شود که چنین چیزی را در خواب دیدهام، یا معلوم شود که این کلیپ ساختگی است!
بله، امروز واقعاً و با تمام وجود از چنین اعمال و رفتاری اعلام تنفر و بیزاری میکنم و با تمام وجود میگویم که خوبی و فداکاریسربازان فداکار اسلام در جبهه و پشت جبهه، در تمامی دفاعهای شرافتمندانه، بههیچوجهاز زشتی و قبح چنین رفتاری نمیکاهد.
نکتۀ اصلی این است که جامعه و، بهویژه، صاحبان قدرت، تفنگداران و زورمداران، پیوسته و بیش و پیش از دیگران به درس اخلاق نیاز دارند؛ تا درس اخلاق همچون پتکی، هوای نفس و زور بازو و سلاح و قلم و زبان را کنترل کند. ولی متأسفانه؛
خطوط سیاسی و شعارهای تند و رکیک علیهاین و آن و بهکارگیری معلمان اخلاق برایتأیید این و آن، موجب شده است که جامعه از اخلاق بازبماند و کسی درس اخلاق نگوید،یا اگر بگوید، خودش متخلق به اخلاق نباشد و جامعهاسلامی به چنین انحطاطی برسد.
زیر کلیپ نوشته شده بود: «وقتی در عَلَن و آشکارا وضع چنین است، پس در غیرعَلَن چه خبر است؟!»
چنین نگرانیای واقعاً قابل فهم است و هیچکس نمیتواند صرفاً بر اساس ظاهر امر، دربارۀ آنچه در محیطهای غیرعلنی رخ میدهد، اطمینان کامل بدهد. چیزی که شاید بتواند رفتارهای غیرعلنی را تاحدودی کنترل کند، دو امر است:
۱. درس اخلاق و رفتار اخلاقی؛
۲. محکوم کردن چنین رفتارهایی از سوی تمامی ارگانهای قضایی،نظامی و انتظامی.
نیاز قوای نظامی و انتظامی، قضات دادگستری، ضابطان، بازپرسان، زندانبانانو... بیش از هر چیز به درس اخلاق و توجه دادن آنان به عواقب دنیوی و اخروی چنینرفتارهایی است تا اکثریتی که روح پاک دارند، روحیۀ پاکشان تقویت شود و به پاکی وخوبی بیشتر سوق پیدا کنند و کسانی که با درس اخلاق اصلاح نشدند، با محکوم شدنکارشان از سوی همگان، از عواقب دنیوی آن بترسند.
از همینجا روشن میشود که اطلاعیه یا دستور مقام بالادستی برای مجازاتمتخلف، بهتنهایی کافی نیست؛ بلکه باید زشتی و قبح چنین رفتارهایی بهصراحت برایهمگان تبیین و محکوم شود و نظارت همگانی تقویت شود تا هیچکس احساس نکند که میتوانداز جایگاه و قدرت خود برای تحقیر و آزار دیگری استفاده کند.
امیدوارم مقامات مسئول، همه احساس وظیفه کنند و با محکوم کردن چنینرفتارهایی، بقیۀ نیروها را از حساسیت و سنگینی مسئولیت خود آگاه کنند و جامعه را از گرفتار شدن به موارد مشابه مصون بدارند.
والسلام علی عبادالله الصالحین
۲۷/ ۶/ ۱۴۰۵
منبع: کانال تلگرام آوای خرد
@Kaleme
🔴 ادعای گمراهکننده سعید لیلاز درباره تاثیر جنگ بر اقتصاد ایران
سعید لیلاز، کارشناس اقتصادی، میگوید اقتصاد ایران در بهار ۱۴۰۴ و پیش از جنگ ۱۲روزه رشد منفی داشت، اما در تابستان و پس از جنگ، رشد اقتصادی مثبت شد.
او از این مقایسه برای نشاندادن بیتاثیر بودن جنگ بر اقتصاد ایران استفاده میکند؛ ادعایی که بدون در نظر گرفتن سایر دادههای اقتصادی، تصویری گمراهکننده از وضعیت اقتصاد ایران و تاثیر جنگ بر آن ارائه میدهد.
آمارهای بانک مرکزی و مرکز آمار نشان میدهند رشد اقتصادی تابستان ۱۴۰۴ در بهترین برآورد فقط نیم درصد بوده و رشد بدون نفت در گزارش مرکز آمار منفی ۰/۲ درصد ثبت شده است.
تصویر کاملتر زمانی به دست میآید که آمار زمستان ۱۴۰۴ و بهار ۱۴۰۵ را هم ببینیم. رشد اقتصادی در زمستان، در گزارش هر دو مرجع آماری و با نفت و بدون نفت منفی شد؛ در بهار ۱۴۰۵ نیز رشد اقتصادی به منفی ۱۰/۱ درصد رسید.
بنابراین، گفته لیلاز اگرچه درباره منفیبودن رشد بهار و مثبتشدن جزئیِ برخی شاخصها در تابستان، نادرست نیست، اما با حذف روندهای قبل و بعد از آن، اثربخشی جنگ و نااطمینانی سیاسی بر اقتصاد ایران را نادیده میگیرد و گمراهکننده است.
از سوی دیگر، گزارشهای مرکز پژوهشهای اتاق بازرگانی ایران نشان میدهند نگرانی از تنش و جنگ، پیش از آغاز درگیریها بر تصمیمها و فعالیتهای اقتصادی اثر گذاشته بود.
کوتاهبودن جنگ ۱۲روزه و محدودتر بودن پیامدهای آن نسبت به انتظارات اولیه نیز میتواند رشد بسیار جزئی تابستان را توضیح دهد.
با این توضیحات، فکتنامه به ادعای سعید لیلاز نشان «گمراهکننده» میدهد.
در فکتنامه بخوانید
منبع: فکتنامه
@Kaleme
سعید لیلاز، کارشناس اقتصادی، میگوید اقتصاد ایران در بهار ۱۴۰۴ و پیش از جنگ ۱۲روزه رشد منفی داشت، اما در تابستان و پس از جنگ، رشد اقتصادی مثبت شد.
او از این مقایسه برای نشاندادن بیتاثیر بودن جنگ بر اقتصاد ایران استفاده میکند؛ ادعایی که بدون در نظر گرفتن سایر دادههای اقتصادی، تصویری گمراهکننده از وضعیت اقتصاد ایران و تاثیر جنگ بر آن ارائه میدهد.
آمارهای بانک مرکزی و مرکز آمار نشان میدهند رشد اقتصادی تابستان ۱۴۰۴ در بهترین برآورد فقط نیم درصد بوده و رشد بدون نفت در گزارش مرکز آمار منفی ۰/۲ درصد ثبت شده است.
تصویر کاملتر زمانی به دست میآید که آمار زمستان ۱۴۰۴ و بهار ۱۴۰۵ را هم ببینیم. رشد اقتصادی در زمستان، در گزارش هر دو مرجع آماری و با نفت و بدون نفت منفی شد؛ در بهار ۱۴۰۵ نیز رشد اقتصادی به منفی ۱۰/۱ درصد رسید.
بنابراین، گفته لیلاز اگرچه درباره منفیبودن رشد بهار و مثبتشدن جزئیِ برخی شاخصها در تابستان، نادرست نیست، اما با حذف روندهای قبل و بعد از آن، اثربخشی جنگ و نااطمینانی سیاسی بر اقتصاد ایران را نادیده میگیرد و گمراهکننده است.
از سوی دیگر، گزارشهای مرکز پژوهشهای اتاق بازرگانی ایران نشان میدهند نگرانی از تنش و جنگ، پیش از آغاز درگیریها بر تصمیمها و فعالیتهای اقتصادی اثر گذاشته بود.
کوتاهبودن جنگ ۱۲روزه و محدودتر بودن پیامدهای آن نسبت به انتظارات اولیه نیز میتواند رشد بسیار جزئی تابستان را توضیح دهد.
با این توضیحات، فکتنامه به ادعای سعید لیلاز نشان «گمراهکننده» میدهد.
در فکتنامه بخوانید
منبع: فکتنامه
@Kaleme
Factnameh
ادعای گمراهکننده سعید لیلاز درباره تاثیر جنگ بر اقتصاد ایران
فکتنامه اولین سایت درستیسنجی (فکتچکینگ) سیاسی درباره ایران است. بررسی اظهارات و آمارهای اعلام شده از سمت مقامها و شایعات فضای مجازی از جمله فعالیتهای ماست.
🔴 آقای پزشکیان؛ شعار کافی است، دیپلماسی را جدی بگیرید
✍ علیرضا کفایی
آقای پزشکیان در سازمان ملل اگرچه از مذاکره و دیپلماسی سخن میگوید، اما کشور با تکرار "تسلیم نمیشویم" از بنبست خارج نمیشود.
مردم ایران نه تسلیم میخواهند و نه جنگ؛ راه سوم دیپلماسی فعال و مذاکره واقعی برای پایان دادن به جنگ است.
اگر مذاکره را راهحل میدانیم، چرا هنوز صدای تندروها و جنگطلبان در سیاست خارجی اینقدر بلند است؟ چرا هر بار که پنجرهای برای گفتوگو باز میشود، عدهای با شعار و تهدید آن را میبندند؟
منافع ملی را نباید گروگان شعارهای ایدئولوژیک و ماجراجویی سیاسی کرد.
پزشکیان باید صریحتر باشد، باید بتواند اختیار دیپلماسی را از سایه جنگطلبان بیرون بیاورد و مذاکره را از حرف به سیاست عملی تبدیل کند.
مردم هزینه جنگ، تحریم و انزوا را میپردازند؛ بنابراین هیچکس حق ندارد آینده ایران را قربانی لجاجت سیاسی خود کند.
صلح تسلیم نیست، مذاکره خیانت نیست و پایان جنگ شکست نیست.
شجاعت سیاسی یعنی جلوی جنگ را بگیریم، نه اینکه کشور را با شعارهای تند به جنگی بیپایان بکشانیم.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
✍ علیرضا کفایی
آقای پزشکیان در سازمان ملل اگرچه از مذاکره و دیپلماسی سخن میگوید، اما کشور با تکرار "تسلیم نمیشویم" از بنبست خارج نمیشود.
مردم ایران نه تسلیم میخواهند و نه جنگ؛ راه سوم دیپلماسی فعال و مذاکره واقعی برای پایان دادن به جنگ است.
اگر مذاکره را راهحل میدانیم، چرا هنوز صدای تندروها و جنگطلبان در سیاست خارجی اینقدر بلند است؟ چرا هر بار که پنجرهای برای گفتوگو باز میشود، عدهای با شعار و تهدید آن را میبندند؟
منافع ملی را نباید گروگان شعارهای ایدئولوژیک و ماجراجویی سیاسی کرد.
پزشکیان باید صریحتر باشد، باید بتواند اختیار دیپلماسی را از سایه جنگطلبان بیرون بیاورد و مذاکره را از حرف به سیاست عملی تبدیل کند.
مردم هزینه جنگ، تحریم و انزوا را میپردازند؛ بنابراین هیچکس حق ندارد آینده ایران را قربانی لجاجت سیاسی خود کند.
صلح تسلیم نیست، مذاکره خیانت نیست و پایان جنگ شکست نیست.
شجاعت سیاسی یعنی جلوی جنگ را بگیریم، نه اینکه کشور را با شعارهای تند به جنگی بیپایان بکشانیم.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
Telegram
علیرضا کفایی(گاه نوشت) انسانم آرزوست
هر نوع سلطنت مطلقه، حتی معتدلترین نوع آن و هر گونه اشرافیت حتی اصلیترین شکل آن به حق توهینی به مقام انسانیت است.
_________________
_________________
🔴 آذر منصوری: پایان جنگ کافی نیست؛ باید کاری کرد که جنگ دوباره آغاز نشود
پیام آذر منصوری، دبیرکل حزب اتحاد ملت ایران اسلامی به نشست «مادران صلح»، توسط پروین فهیمی اعرابی، مادر سهراب اعرابی قرائت شد. منصوری در این پیام با قدردانی از مادرانی که به گفته او «سوگ را به مطالبه صلح تبدیل کردهاند»، تأکید کرد که پایان جنگ به تنهایی کافی نیست و باید زمینههای جلوگیری از تکرار آن را فراهم کرد.
منصوری با اشاره به تجربه دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه نوشت: «جنگ را نمیتوان فقط با تعداد حملات، میزان خسارت یا ویرانی ساختمانها سنجید. جنگ پیش از آنکه خانهها را ویران کند، آرامش خانهها را از بین میبرد.»
او با تأکید بر پیامدهای ماندگار جنگ برای کودکان و خانوادهها افزود که ترس، سوگ، بیاعتمادی و خاطرات تلخ میتوانند سالها پس از پایان درگیری باقی بمانند و از همین رو «صلح را نباید فقط فاصلهای میان دو جنگ» دانست.
دبیرکل حزب اتحاد ملت در بخش دیگری از پیام خود، دیپلماسی و مذاکره را لازمه صلح پایدار دانست و نوشت: «هیچ مذاکرهای به معنای چشمپوشیدن از منافع ملی نیست و هیچ کشوری نباید به این نتیجه برسد که تنها راه تأمین امنیتش، ادامه تقابل و جنگ است.»
منصوری همچنین بر ضرورت «صلح داخلی» تأکید کرد و آن را نه «سکوت اجباری جامعه»، بلکه امکان شنیدهشدن صداهای مختلف و حل مسالمتآمیز اختلافها توصیف کرد.
او با اشاره به اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی نوشت: «جامعهای که مطالبات و رنجهایش شنیده نشود، نمیتواند به آرامش پایدار برسد.» به گفته منصوری، پاسخ به اعتراض تنها «برخورد با خیابان» نیست و باید ریشههای اعتراض شنیده و راههای قانونی و مسالمتآمیز برای بیان مطالبات فراهم شود.
منصوری صلح داخلی و خارجی را دو موضوع بههمپیوسته دانست و تأکید کرد جامعهای که در درون خود از «گفتوگو، اعتماد و مدارا» فاصله بگیرد، در مواجهه با بحرانهای بیرونی نیز آسیبپذیرتر خواهد شد.
او در پایان نوشت: «جنگ حتماً باید پایان پیدا کند. اما پایان جنگ کافی نیست. باید کاری کرد که جنگ دوباره آغاز نشود؛ باید چرخه ترس، انتقام و بیاعتمادی را متوقف کرد و به صلحی رسید که پایدار باشد.»
منصوری خطاب به مادران صلح تأکید کرد: «شاید هیچ تصویری از صلح به اندازه تصویر مادری که فرزندش را در آغوش گرفته، گویاتر نباشد» و ابراز امیدواری کرد تلاشهای آنان به «پایان جنگها، آغاز گفتوگوها و رسیدن به صلحی پایدار» کمک کند.
متن کامل پیام
منبع: امتداد
@Kaleme
پیام دبیرکل حزب اتحاد ملت به نشست «مادران صلح» با تأکید بر پیوند صلح داخلی و خارجی؛ «جامعهای که مطالبات و رنجهایش شنیده نشود، نمیتواند به آرامش پایدار برسد»
پیام آذر منصوری، دبیرکل حزب اتحاد ملت ایران اسلامی به نشست «مادران صلح»، توسط پروین فهیمی اعرابی، مادر سهراب اعرابی قرائت شد. منصوری در این پیام با قدردانی از مادرانی که به گفته او «سوگ را به مطالبه صلح تبدیل کردهاند»، تأکید کرد که پایان جنگ به تنهایی کافی نیست و باید زمینههای جلوگیری از تکرار آن را فراهم کرد.
منصوری با اشاره به تجربه دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه نوشت: «جنگ را نمیتوان فقط با تعداد حملات، میزان خسارت یا ویرانی ساختمانها سنجید. جنگ پیش از آنکه خانهها را ویران کند، آرامش خانهها را از بین میبرد.»
او با تأکید بر پیامدهای ماندگار جنگ برای کودکان و خانوادهها افزود که ترس، سوگ، بیاعتمادی و خاطرات تلخ میتوانند سالها پس از پایان درگیری باقی بمانند و از همین رو «صلح را نباید فقط فاصلهای میان دو جنگ» دانست.
دبیرکل حزب اتحاد ملت در بخش دیگری از پیام خود، دیپلماسی و مذاکره را لازمه صلح پایدار دانست و نوشت: «هیچ مذاکرهای به معنای چشمپوشیدن از منافع ملی نیست و هیچ کشوری نباید به این نتیجه برسد که تنها راه تأمین امنیتش، ادامه تقابل و جنگ است.»
منصوری همچنین بر ضرورت «صلح داخلی» تأکید کرد و آن را نه «سکوت اجباری جامعه»، بلکه امکان شنیدهشدن صداهای مختلف و حل مسالمتآمیز اختلافها توصیف کرد.
او با اشاره به اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی نوشت: «جامعهای که مطالبات و رنجهایش شنیده نشود، نمیتواند به آرامش پایدار برسد.» به گفته منصوری، پاسخ به اعتراض تنها «برخورد با خیابان» نیست و باید ریشههای اعتراض شنیده و راههای قانونی و مسالمتآمیز برای بیان مطالبات فراهم شود.
منصوری صلح داخلی و خارجی را دو موضوع بههمپیوسته دانست و تأکید کرد جامعهای که در درون خود از «گفتوگو، اعتماد و مدارا» فاصله بگیرد، در مواجهه با بحرانهای بیرونی نیز آسیبپذیرتر خواهد شد.
او در پایان نوشت: «جنگ حتماً باید پایان پیدا کند. اما پایان جنگ کافی نیست. باید کاری کرد که جنگ دوباره آغاز نشود؛ باید چرخه ترس، انتقام و بیاعتمادی را متوقف کرد و به صلحی رسید که پایدار باشد.»
منصوری خطاب به مادران صلح تأکید کرد: «شاید هیچ تصویری از صلح به اندازه تصویر مادری که فرزندش را در آغوش گرفته، گویاتر نباشد» و ابراز امیدواری کرد تلاشهای آنان به «پایان جنگها، آغاز گفتوگوها و رسیدن به صلحی پایدار» کمک کند.
متن کامل پیام
منبع: امتداد
@Kaleme
Telegraph
پیام آذر منصوری، دبیرکل حزب اتحاد ملت، به نشست «مادران صلح»
به نام خداوند جان و خرد خواهران گرامی ام سلام درود میفرستم به همه مادران صلح و از صمیم قلب از شما سپاسگزارم؛ برای اینکه در روزگاری که صدای جنگ و خشونت بلند است، صدای زندگی را بلندتر کردهاید. شما که رنج را به نفرت تبدیل نمیکنید. زخمهای خود را به مرهمی…
🔴 فصلهای خونین، دردهای بیشمار
✍ مجتبی نجفی
یکم مهر چهارصد و پنج از بچه های میناب خبری نیست. مساله فقط فقدان یک همکلاسی نیست، مساله نابودی یک مدرسه، از دست رفتن دهها جان با موشک آمریکایی است. یک زمانی میگفتند " به خرداد پر از حادثه عادت داریم"، بعد هیجده تیر اضافه شد. شهریور و مهر چهارصد و یک یادآور نیمکت های خالی کیان پیرفلک، سارینا و دهها کودک، نوجوان و جوان دیگر شد. دی ماه چهارصد و چهار جوی خون راه افتاد و باز هم نیمکتها خالی شدند. بعد هم نوبت میناب و لامرد تا اسفند و بهار هم به نام خون رقم بخورد. حالا فصل های ما همه خونین شده و یادآوری های ما همه از جنس رنج شده اند. تا سرت را بجنبانی یک سالگرد رسیده و آوار رنج و محنت سرازیر میشود.
" یاد" سیاسی ترین کنش برای مقابله با سیاست فراموشی است. قدرتها دوست دارند قربانی محو شود و "کلمه"، تیزترین سلاح علیه سیاست محو کردن است.
و امروز عجیب ترین مهرماه است. یک مدرسه و دهها کودک و چندین معلم و کارمند برای همیشه بین ما نیستند. و ما تنها با چند نام آشنا هستیم. تراژیک ترین ماکان بی پیکر بود، که موشک لعنتی بدنش را پودر کرد. از او لنگه کفشی به یادگار ماند. ما شاهنامه خوانی مهدیس نظری و آتنا چملی نژاد را دیده ایم، رقص آراز احمدی زاده برای پرسپولیس را. تصاویر علیرضا شهرجو را که برای او دو بار خاکسپاری صورت گرفت را گریسته ایم و چه نامهایی که در غربت مانده اند. در رخداد میناب یکی از شکوهمندترین صحنه ها را یک معلم مدرسه رقم زد: مهدیس و همکلاسی اش در آغوش او جان سپرده بود. شکوه فداکاری در آخرین لحظه هستی.
دیروز دیدم توییتم درباره " زهرا برزگر" کودک سه ساله، قربانی جنگ دوازده روزه در حالی که به زیبایی و بدون غلط" ای ایران" میخواند، وایرال شده و با خودم گفتم ما در محاصره دردها و یادهاییم. فصلهایمان همه خونین شده. یکی از درون دیگری از بیرون ما را میکشد. حق ما وارثان " دردهای بیشمار" صلح،امنیت و آزادی به جای جنگ، بمب و سرکوب است.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
✍ مجتبی نجفی
یکم مهر چهارصد و پنج از بچه های میناب خبری نیست. مساله فقط فقدان یک همکلاسی نیست، مساله نابودی یک مدرسه، از دست رفتن دهها جان با موشک آمریکایی است. یک زمانی میگفتند " به خرداد پر از حادثه عادت داریم"، بعد هیجده تیر اضافه شد. شهریور و مهر چهارصد و یک یادآور نیمکت های خالی کیان پیرفلک، سارینا و دهها کودک، نوجوان و جوان دیگر شد. دی ماه چهارصد و چهار جوی خون راه افتاد و باز هم نیمکتها خالی شدند. بعد هم نوبت میناب و لامرد تا اسفند و بهار هم به نام خون رقم بخورد. حالا فصل های ما همه خونین شده و یادآوری های ما همه از جنس رنج شده اند. تا سرت را بجنبانی یک سالگرد رسیده و آوار رنج و محنت سرازیر میشود.
" یاد" سیاسی ترین کنش برای مقابله با سیاست فراموشی است. قدرتها دوست دارند قربانی محو شود و "کلمه"، تیزترین سلاح علیه سیاست محو کردن است.
و امروز عجیب ترین مهرماه است. یک مدرسه و دهها کودک و چندین معلم و کارمند برای همیشه بین ما نیستند. و ما تنها با چند نام آشنا هستیم. تراژیک ترین ماکان بی پیکر بود، که موشک لعنتی بدنش را پودر کرد. از او لنگه کفشی به یادگار ماند. ما شاهنامه خوانی مهدیس نظری و آتنا چملی نژاد را دیده ایم، رقص آراز احمدی زاده برای پرسپولیس را. تصاویر علیرضا شهرجو را که برای او دو بار خاکسپاری صورت گرفت را گریسته ایم و چه نامهایی که در غربت مانده اند. در رخداد میناب یکی از شکوهمندترین صحنه ها را یک معلم مدرسه رقم زد: مهدیس و همکلاسی اش در آغوش او جان سپرده بود. شکوه فداکاری در آخرین لحظه هستی.
دیروز دیدم توییتم درباره " زهرا برزگر" کودک سه ساله، قربانی جنگ دوازده روزه در حالی که به زیبایی و بدون غلط" ای ایران" میخواند، وایرال شده و با خودم گفتم ما در محاصره دردها و یادهاییم. فصلهایمان همه خونین شده. یکی از درون دیگری از بیرون ما را میکشد. حق ما وارثان " دردهای بیشمار" صلح،امنیت و آزادی به جای جنگ، بمب و سرکوب است.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
Telegram
mojtaba najafi(مجتبی نجفی)
🔴 نطق جنونآمیز نتانیاهو؛ تروریسم دولتی و باتلاق جنگ
✍ علیرضا کفایی
نتانیاهو از تریبون سازمان ملل دیوانه وار تهدید کرد؛ آنچه از او شنیده شد، نطق یک دولتمرد نبود؛ انگار شکست خورده ای متوهم است که می خواهد خود را پیروز نشان دهد اما جنون آمیز ادامه همان سیاست تهدید، جنگ، دشمنسازی و توجیه خشونت را پیش گرفته بود. او حتی حمله به ایران را یکی از آسانترین تصمیمهای زندگی سیاسی خود توصیف کرد در حالی که در باتلاق گیر افتاد و به التماس آتش بس می خواست.
نتانیاهو هنوز یاد نگرفته است که جهان را با تکرار ادعاها نمیتوان فریب داد.
اسرائیل سالهاست به بهانه امنیت، منطقه را در چرخهای از جنگ و ناامنی گرفتار کرده، اقدامات نظامی فرامرزی و کشتار غیرنظامیان توسط این دولت مصداق تروریسم دولتی است.
نتانیاهو می خواهد امنیت اسرائیل را با ناامنسازی دیگران تأمین کند.
نتانیاهو جنگ با ایران را با ادعای پیروزی و تغییر موازنه آغاز کرد؛ اما جنگی که قرار بود با قدرت نظامی مسئله را یکسره کند، به بنبستی پرهزینه و فرسایشی رسید و حکومت ایران همچنان پابرجاست.
حالا نتانیاهو به جای پاسخگویی درباره نتیجه این سیاست، پشت تریبون سازمان ملل ایستاده و همان روایتهای تکراری را بازتولید میکند.
این نطق، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، تلاش برای پوشاندن هزینههای یک سیاست جنگطلبانه از سوی دولتی تروریسم است.
نتانیاهو باید بفهمد که جهان امروز بیش از شعار، به روایت واقعیت ها می پردازد و اگر رسانه های بین المللی او را درنده خوی شکست خورده معرفی می کنند، با تاختن به آنها و تهدید ملل نمی تواند واقعیت را تغییر دهد. نتانیاهو درک نکرده است که جنگ، امنیت نمی آورد؛ تهدید، صلح نمی آورد و ترور و عملیات نظامی ثبات نمی آورد و بمباران، آیندهای برای منطقه نخواهد ساخت.
باتلاق جنگ، با سخنرانی از بین نمیرود.
نتانیاهو نمیتواند هر عملیات نظامی را "دفاع" بنامد و هر منتقدی را دشمن معرفی کند.
امنیت واقعی زمانی شکل میگیرد که اشغال، خشونت، ترور، انتقام و سیاست جنگ دائمی پایان یابد.
نطق جنونآمیز نتانیاهو شاید برای مخاطب داخلی مصرف سیاسی داشته باشد که در آنجا هم شکست خورره است، اما برای منطقه، چیزی جز تداوم بحران و ناامنی نیست.
خاورمیانه بیش از هر چیز به صلح، دیپلماسی و عقلانیت سیاسی نیاز دارد؛ نه رهبرانی دیوانه که بقای سیاسی خود را با آتش جنگ گره میزنند.
نطق جنون آمیز نتانیاهو در حالت عصبانیت نشان از شکست او دارد.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
✍ علیرضا کفایی
نتانیاهو از تریبون سازمان ملل دیوانه وار تهدید کرد؛ آنچه از او شنیده شد، نطق یک دولتمرد نبود؛ انگار شکست خورده ای متوهم است که می خواهد خود را پیروز نشان دهد اما جنون آمیز ادامه همان سیاست تهدید، جنگ، دشمنسازی و توجیه خشونت را پیش گرفته بود. او حتی حمله به ایران را یکی از آسانترین تصمیمهای زندگی سیاسی خود توصیف کرد در حالی که در باتلاق گیر افتاد و به التماس آتش بس می خواست.
نتانیاهو هنوز یاد نگرفته است که جهان را با تکرار ادعاها نمیتوان فریب داد.
اسرائیل سالهاست به بهانه امنیت، منطقه را در چرخهای از جنگ و ناامنی گرفتار کرده، اقدامات نظامی فرامرزی و کشتار غیرنظامیان توسط این دولت مصداق تروریسم دولتی است.
نتانیاهو می خواهد امنیت اسرائیل را با ناامنسازی دیگران تأمین کند.
نتانیاهو جنگ با ایران را با ادعای پیروزی و تغییر موازنه آغاز کرد؛ اما جنگی که قرار بود با قدرت نظامی مسئله را یکسره کند، به بنبستی پرهزینه و فرسایشی رسید و حکومت ایران همچنان پابرجاست.
حالا نتانیاهو به جای پاسخگویی درباره نتیجه این سیاست، پشت تریبون سازمان ملل ایستاده و همان روایتهای تکراری را بازتولید میکند.
این نطق، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، تلاش برای پوشاندن هزینههای یک سیاست جنگطلبانه از سوی دولتی تروریسم است.
نتانیاهو باید بفهمد که جهان امروز بیش از شعار، به روایت واقعیت ها می پردازد و اگر رسانه های بین المللی او را درنده خوی شکست خورده معرفی می کنند، با تاختن به آنها و تهدید ملل نمی تواند واقعیت را تغییر دهد. نتانیاهو درک نکرده است که جنگ، امنیت نمی آورد؛ تهدید، صلح نمی آورد و ترور و عملیات نظامی ثبات نمی آورد و بمباران، آیندهای برای منطقه نخواهد ساخت.
باتلاق جنگ، با سخنرانی از بین نمیرود.
نتانیاهو نمیتواند هر عملیات نظامی را "دفاع" بنامد و هر منتقدی را دشمن معرفی کند.
امنیت واقعی زمانی شکل میگیرد که اشغال، خشونت، ترور، انتقام و سیاست جنگ دائمی پایان یابد.
نطق جنونآمیز نتانیاهو شاید برای مخاطب داخلی مصرف سیاسی داشته باشد که در آنجا هم شکست خورره است، اما برای منطقه، چیزی جز تداوم بحران و ناامنی نیست.
خاورمیانه بیش از هر چیز به صلح، دیپلماسی و عقلانیت سیاسی نیاز دارد؛ نه رهبرانی دیوانه که بقای سیاسی خود را با آتش جنگ گره میزنند.
نطق جنون آمیز نتانیاهو در حالت عصبانیت نشان از شکست او دارد.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
🔴 اتهام «محاربه» و «افساد فیالارض» برای امیرحسین موسوی؛ خطر صدور حکم اعدام برای متهم سیاسی
امیرحسین موسوی، متهم سیاسی محبوس در زندان اوین، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران با اتهامات سنگین «محاربه» و «افساد فیالارض» مواجه شده است؛ اتهاماتی که طبق قوانین جزا در ایران میتواند به صدور احکام سنگین از جمله اعدام منجر شود.
رضا شفاخواه، وکیل مدافع امیرحسین موسوی، با انتشار مطلبی اطلاع داد که موکلش در جریان جلسه دادگاه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، از بابت این عناوین اتهامی مورد محاکمه قرار گرفته است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، سومین جلسه رسیدگی به اتهامات این متهم سیاسی روز دوشنبه ۳۰ شهریورماه در شعبه یادشده برگزار شده بود.
اتهامات «محاربه» و «افساد فیالارض» از جمله سنگینترین عناوین مجرمانه در قانون مجازات اسلامی به شمار میروند و مواجهه متهمان با این عناوین، نگرانیهای جدی درباره احتمال صدور مجازاتهای غیرقابل بازگشت را برانگیخته است.
منبع: تحکیم ملت
@Kaleme
امیرحسین موسوی، متهم سیاسی محبوس در زندان اوین، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران با اتهامات سنگین «محاربه» و «افساد فیالارض» مواجه شده است؛ اتهاماتی که طبق قوانین جزا در ایران میتواند به صدور احکام سنگین از جمله اعدام منجر شود.
رضا شفاخواه، وکیل مدافع امیرحسین موسوی، با انتشار مطلبی اطلاع داد که موکلش در جریان جلسه دادگاه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، از بابت این عناوین اتهامی مورد محاکمه قرار گرفته است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، سومین جلسه رسیدگی به اتهامات این متهم سیاسی روز دوشنبه ۳۰ شهریورماه در شعبه یادشده برگزار شده بود.
اتهامات «محاربه» و «افساد فیالارض» از جمله سنگینترین عناوین مجرمانه در قانون مجازات اسلامی به شمار میروند و مواجهه متهمان با این عناوین، نگرانیهای جدی درباره احتمال صدور مجازاتهای غیرقابل بازگشت را برانگیخته است.
منبع: تحکیم ملت
@Kaleme
🔴 موضع «حکومت ایران» در مورد مذاکره با آمریکا چیست؟
✍ حسین باستانی
گفتگوهای ظاهرا غیرمستقیم هیاتهای ایرانی و آمریکایی در جریان سفر مسعود پزشکیان به نیویورک، در شرایطی صورت گرفت که اطلاعی از موضع رهبر جمهوری اسلامی راجع به مذاکرات وجود نداشت.
بهطور مشخص، در بیش از سه هفته منتهی به سفر رئیسجمهور ایران، اساسا غیر از یک متن تسلیت، هیچ پیام دیگری به نقل از مجتبی خامنهای منتشر نشد. در روز سفر هم، پیامی کلی به مناسبت آغاز سال تحصیلی انتشار یافت که اشارهای به بحرانهای اخیر یا اصولا مشکلات کشور نمیکرد. در واقع آخرین پیام رهبر در اشاره به این مشکلات، متن ۶ شهریور به مناسبت «هفته دولت» بود، که مسئولان را از «بیان صادقانه ضعفها» بر حذر میداشت تا «دوستان و همراهان» نگران نشوند.
در این خصوص که پیامهای منتسب به مجتبی خامنهای، در چه فرآیندی تولید میشوند یا سهم او در تولید متنها چقدر است، البته اختلافنظر وجود دارد. اما گذشته از آنکه مکانیسم انتشار پیامها چیست، طبیعتا اهمیت دارد که این مکانیسم در چه زمانهایی فعال یا غیرفعال میشود و چه مواضعی را اعلام میکند یا نمیکند.
در آستانه سفر مسعود پزشکیان، اطلاع از دیدگاه مقام اول حکومت، اهمیتی مضاعف پیدا کرده بود؛ بهویژه به خاطر تأثیرات ویرانگر محاصره دریایی آمریکا بر اقتصاد ایران و همزمان، برخی مواضع غیرمنتظره نظامیان ارشد در موضوع «احیای تفاهمنامه اسلامآباد» میان ایران و آمریکا.
مثلا، مواضع افرادی چون یدالله جوانی معاون سیاسی، یا حسین محبی سخنگوی سپاه، که بر بازگشت آمریکا به تفاهمنامه -بهعنوان شرط بازگشایی تنگه هرمز- تأکید کرده بودند. حتی محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، که پیش از انتصاب به این سمت بر پایان تفاهمنامه اسلامآباد تأکید داشت، در دیداری با فرمانده ارتش پاکستان خواستار «اجرای شروط تفاهمنامه» از سوی آمریکا شده بود.
موضعگیریهای فوق از آن جهت اهمیت داشتند که تفاهمنامه اسلامآباد، پیشتر، هدف انتقاد شدید جریانهایی قدرتمند در حکومت ایران قرار گرفته بود. امضای تفاهمنامه توسط مسعود پزشکیان، البته مصوبه ۱۲ نفر از ۱۳ عضو شورا بود که سپس مطابق روال قانونی، به تأیید رهبر هم رسید. ولی تنها یک روز بعد از امضا، اشاره پیام رهبر به نظر نامساعد او به تفاهمنامه، مدافعان آن را زیر ضرب رقبای حکومتیشان برد. با شروع دور تازه درگیری نظامی ایران و آمریکا در نیمه تیر، دیگر حتی سخن گفتن از بازگشت به تفاهمنامه اسلامآباد پرهزینه شده بود.
با توجه به چنین تجربیاتی، تأکیدات جدید بر لزوم بازگشت به تفاهمنامه در هفتههای منتهی به سفر مسعود پزشکیان، این ابهام را ایجاد کرد که آیا در نگاه مقام اول حکومت به آن متن یا اساسا مذاکره با آمریکا تغییری ایجاد شده است؟
ابهامات وقتی افزایش یافت که بلافاصله پس از مذاکرات نیویورک، رسانههایی رسمی و از جمله صداوسیما به انتقاد پرحجم از وزیر خارجه پرداختند. خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه، مشخصا «تعامل غلط» عباس عراقچی با آمریکاییها در نیویورک را «بدون هماهنگی و کسب مجوز از نهادهای سیاستگذار و مسئول در این زمینه از جمله شورای عالی امنیت ملی» دانست.
با این حال اما، محسن رضایی خبر داد گفتگوهای وزیر خارجه در نیویورک، تصمیم «جلسهای با آقایان پزشکیان و عراقچی» بوده، که ظاهرا به برگزاری جلسه در محل شورای عالی امنیت ملی اشاره داشت. همزمان، یحیی رحیمصفوی، مشاور عالی فرمانده کل قوا هم اعلام کرد: «رهبر انقلاب مصلحت دیدند و دست دولت را در مذاکرات باز گذاشتند.»
مقایسه چنین روایتهایی با حملات -کماکان جاری- برخی تریبونهای رسمی به مذاکرات نیویورک، این پرسش جدید را ایجاد میکرد که آیا گفتگوهای اخیر هم، به تجربهای از جنس تصویب و سپس بیاعتبار شدن تفاهمنامه اسلامآباد یک روز پس از امضای آن تبدیل شده است؟ آیا اساسا سیاست «راس نظام» در موضوع حضور نمایندگان دولت در آمریکا، روشن است؟
بعید است حتی در داخل حکومت ایران، پاسخ روشنی برای این قبیل سؤالات وجود داشته باشد. ولی نتیجه وضعیت موجود، احتمالا آن است که جامعه بینالمللی در فهم آنکه مواضع دیپلماتها، دولت، یا حتی نهادهایی در حد شورای عالی امنیت را تا چه حد باید جدی گرفت، سردرگم خواهد بود.
در چنین ساختاری، تا اطلاع ثانوی مهمترین متغیر در تصمیمات راهبردی، موضع رهبر تصور میشود؛ بهعنوان مقامی که بخشهای مختلف حکومتش در تقلای مستمر برای فهم «تصمیمهای مشخص» او هستند، و میتواند در هر زمان که صلاح بداند، جلوی اجرای هر تصمیمی را بگیرد.
سازوکاری که در واقع، بهنوعی یادآور سنت رهبر قبلی در سیاست خارجی با توصیف «من دیپلمات نیستم، من انقلابیام» است. ظاهرا به این معنی که وظیفه رهبر در این حیطه، بیان هر از گاه مواضع «انقلابی» است: مسئولیت آنچه بعدا اتفاق میافتد یا نمیافتد، با دیگران خواهد بود.
@Kaleme
✍ حسین باستانی
گفتگوهای ظاهرا غیرمستقیم هیاتهای ایرانی و آمریکایی در جریان سفر مسعود پزشکیان به نیویورک، در شرایطی صورت گرفت که اطلاعی از موضع رهبر جمهوری اسلامی راجع به مذاکرات وجود نداشت.
بهطور مشخص، در بیش از سه هفته منتهی به سفر رئیسجمهور ایران، اساسا غیر از یک متن تسلیت، هیچ پیام دیگری به نقل از مجتبی خامنهای منتشر نشد. در روز سفر هم، پیامی کلی به مناسبت آغاز سال تحصیلی انتشار یافت که اشارهای به بحرانهای اخیر یا اصولا مشکلات کشور نمیکرد. در واقع آخرین پیام رهبر در اشاره به این مشکلات، متن ۶ شهریور به مناسبت «هفته دولت» بود، که مسئولان را از «بیان صادقانه ضعفها» بر حذر میداشت تا «دوستان و همراهان» نگران نشوند.
در این خصوص که پیامهای منتسب به مجتبی خامنهای، در چه فرآیندی تولید میشوند یا سهم او در تولید متنها چقدر است، البته اختلافنظر وجود دارد. اما گذشته از آنکه مکانیسم انتشار پیامها چیست، طبیعتا اهمیت دارد که این مکانیسم در چه زمانهایی فعال یا غیرفعال میشود و چه مواضعی را اعلام میکند یا نمیکند.
در آستانه سفر مسعود پزشکیان، اطلاع از دیدگاه مقام اول حکومت، اهمیتی مضاعف پیدا کرده بود؛ بهویژه به خاطر تأثیرات ویرانگر محاصره دریایی آمریکا بر اقتصاد ایران و همزمان، برخی مواضع غیرمنتظره نظامیان ارشد در موضوع «احیای تفاهمنامه اسلامآباد» میان ایران و آمریکا.
مثلا، مواضع افرادی چون یدالله جوانی معاون سیاسی، یا حسین محبی سخنگوی سپاه، که بر بازگشت آمریکا به تفاهمنامه -بهعنوان شرط بازگشایی تنگه هرمز- تأکید کرده بودند. حتی محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، که پیش از انتصاب به این سمت بر پایان تفاهمنامه اسلامآباد تأکید داشت، در دیداری با فرمانده ارتش پاکستان خواستار «اجرای شروط تفاهمنامه» از سوی آمریکا شده بود.
موضعگیریهای فوق از آن جهت اهمیت داشتند که تفاهمنامه اسلامآباد، پیشتر، هدف انتقاد شدید جریانهایی قدرتمند در حکومت ایران قرار گرفته بود. امضای تفاهمنامه توسط مسعود پزشکیان، البته مصوبه ۱۲ نفر از ۱۳ عضو شورا بود که سپس مطابق روال قانونی، به تأیید رهبر هم رسید. ولی تنها یک روز بعد از امضا، اشاره پیام رهبر به نظر نامساعد او به تفاهمنامه، مدافعان آن را زیر ضرب رقبای حکومتیشان برد. با شروع دور تازه درگیری نظامی ایران و آمریکا در نیمه تیر، دیگر حتی سخن گفتن از بازگشت به تفاهمنامه اسلامآباد پرهزینه شده بود.
با توجه به چنین تجربیاتی، تأکیدات جدید بر لزوم بازگشت به تفاهمنامه در هفتههای منتهی به سفر مسعود پزشکیان، این ابهام را ایجاد کرد که آیا در نگاه مقام اول حکومت به آن متن یا اساسا مذاکره با آمریکا تغییری ایجاد شده است؟
ابهامات وقتی افزایش یافت که بلافاصله پس از مذاکرات نیویورک، رسانههایی رسمی و از جمله صداوسیما به انتقاد پرحجم از وزیر خارجه پرداختند. خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه، مشخصا «تعامل غلط» عباس عراقچی با آمریکاییها در نیویورک را «بدون هماهنگی و کسب مجوز از نهادهای سیاستگذار و مسئول در این زمینه از جمله شورای عالی امنیت ملی» دانست.
با این حال اما، محسن رضایی خبر داد گفتگوهای وزیر خارجه در نیویورک، تصمیم «جلسهای با آقایان پزشکیان و عراقچی» بوده، که ظاهرا به برگزاری جلسه در محل شورای عالی امنیت ملی اشاره داشت. همزمان، یحیی رحیمصفوی، مشاور عالی فرمانده کل قوا هم اعلام کرد: «رهبر انقلاب مصلحت دیدند و دست دولت را در مذاکرات باز گذاشتند.»
مقایسه چنین روایتهایی با حملات -کماکان جاری- برخی تریبونهای رسمی به مذاکرات نیویورک، این پرسش جدید را ایجاد میکرد که آیا گفتگوهای اخیر هم، به تجربهای از جنس تصویب و سپس بیاعتبار شدن تفاهمنامه اسلامآباد یک روز پس از امضای آن تبدیل شده است؟ آیا اساسا سیاست «راس نظام» در موضوع حضور نمایندگان دولت در آمریکا، روشن است؟
بعید است حتی در داخل حکومت ایران، پاسخ روشنی برای این قبیل سؤالات وجود داشته باشد. ولی نتیجه وضعیت موجود، احتمالا آن است که جامعه بینالمللی در فهم آنکه مواضع دیپلماتها، دولت، یا حتی نهادهایی در حد شورای عالی امنیت را تا چه حد باید جدی گرفت، سردرگم خواهد بود.
در چنین ساختاری، تا اطلاع ثانوی مهمترین متغیر در تصمیمات راهبردی، موضع رهبر تصور میشود؛ بهعنوان مقامی که بخشهای مختلف حکومتش در تقلای مستمر برای فهم «تصمیمهای مشخص» او هستند، و میتواند در هر زمان که صلاح بداند، جلوی اجرای هر تصمیمی را بگیرد.
سازوکاری که در واقع، بهنوعی یادآور سنت رهبر قبلی در سیاست خارجی با توصیف «من دیپلمات نیستم، من انقلابیام» است. ظاهرا به این معنی که وظیفه رهبر در این حیطه، بیان هر از گاه مواضع «انقلابی» است: مسئولیت آنچه بعدا اتفاق میافتد یا نمیافتد، با دیگران خواهد بود.
@Kaleme
Telegram
حسین باستانی Hossein Bastani
کانال تلگرام حسین باستانی، روزنامه نگار
🔴 محکومیت ۹ وکیل دادگستری در گیلان به بیش از ۱۴ سال حبس
شعبه دوم دادگاه انقلاب رشت ۹ وکیل دادگستری در استان گیلان را در مجموع به ۱۴ سال و هفت ماه و ۱۵ روز حبس محکوم کرده است.
معصومه پورشهرانی، طاهره پوراسماعیلی، شادی فلاحتی، غلامحسین لایقی، حسام احمدپور، لادن آصفیراد، محمدرضا تاک، کیان طاهراجارود و وکیلی با نام خانوادگی دلیلی که نام کوچک او اعلام نشده، هر کدام به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به هفت ماه و ۱۵ روز و به اتهام «توهین به رهبری و بنیانگذار جمهوری اسلامی» به ۱۲ ماه حبس محکوم شدهاند.
بر اساس گزارش هرانا، این احکام چندی پیش صادر شده است. همزمان بخش دیگری از پرونده این وکلا با اتهام «توهین به مقدسات» همچنان در دادگاه کیفری دو رشت در دست رسیدگی است.
شماری از این وکلا پیشتر نیز بازداشت شده بودند. معصومه پورشهرانی و طاهره پوراسماعیلی در هفته دوم شهریور ۱۴۰۴ بازداشت و پس از چند روز با تودیع وثیقه آزاد شدند. محمدرضا تاک نیز هشتم شهریور همان سال بازداشت و در نیمه دوم مهر از زندان لاکان رشت آزاد شد. شادی فلاحتی نیز چهارم شهریور ۱۴۰۴ همراه با شماری دیگر از وکلای دادگستری در رشت بازداشت و مدتی بعد آزاد شده بود.
منبع: کانال تلگرام مهدی محمودیان
@Kaleme
شعبه دوم دادگاه انقلاب رشت ۹ وکیل دادگستری در استان گیلان را در مجموع به ۱۴ سال و هفت ماه و ۱۵ روز حبس محکوم کرده است.
معصومه پورشهرانی، طاهره پوراسماعیلی، شادی فلاحتی، غلامحسین لایقی، حسام احمدپور، لادن آصفیراد، محمدرضا تاک، کیان طاهراجارود و وکیلی با نام خانوادگی دلیلی که نام کوچک او اعلام نشده، هر کدام به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به هفت ماه و ۱۵ روز و به اتهام «توهین به رهبری و بنیانگذار جمهوری اسلامی» به ۱۲ ماه حبس محکوم شدهاند.
بر اساس گزارش هرانا، این احکام چندی پیش صادر شده است. همزمان بخش دیگری از پرونده این وکلا با اتهام «توهین به مقدسات» همچنان در دادگاه کیفری دو رشت در دست رسیدگی است.
شماری از این وکلا پیشتر نیز بازداشت شده بودند. معصومه پورشهرانی و طاهره پوراسماعیلی در هفته دوم شهریور ۱۴۰۴ بازداشت و پس از چند روز با تودیع وثیقه آزاد شدند. محمدرضا تاک نیز هشتم شهریور همان سال بازداشت و در نیمه دوم مهر از زندان لاکان رشت آزاد شد. شادی فلاحتی نیز چهارم شهریور ۱۴۰۴ همراه با شماری دیگر از وکلای دادگستری در رشت بازداشت و مدتی بعد آزاد شده بود.
منبع: کانال تلگرام مهدی محمودیان
@Kaleme
🔴 گزارش کانون فرهنگیان اسلامشهر درباره بازداشت شماری از کنشگران صنفی فرهنگی
دو تن از فعالان صنفی کانون فرهنگیان اسلامشهر، آقای رسول بداقی و آقای غفار دیندار، روز جمعه، سوم مهرماه ۱۴۰۵، برای دیدار و عیادت یکی از معلمان عازم شهرستان نورآباد ممسنی شده بودند که توسط نیروهای حفاظت اطلاعات سپاه منطقه، بدون ارائه حکم بازداشت شدند. بر پایه اخبار رسیده، این بازداشت با ضربوشتم و هتک حرمت بازداشتشدگان همراه بوده است.
نامبردگان، همراه با میزبانان و دیگر دوستان فرهنگیِ بازداشتشده، به زندان نورآباد منتقل شدهاند تا وضعیت آنان بررسی شود.
کانون فرهنگیان اسلامشهر، ضمن محکومکردن قاطعانه این بازداشت غیرقانونی و غیراخلاقی، اعلام میدارد این دیدار صرفاً ملاقاتی دوستانه و بیرون از مناسبات صنفی و تشکیلاتی بوده است و در هیچ قانونی چنین رفتاری جرمانگاری نشده است.
اخیراً رئیسجمهوری اسلامی ایران در مصاحبهای اعلام کرد که در ایران اعتراض به رسمیت شناخته میشود و حاکمیت با معترضان گفتوگو میکند. با توجه به این ادعا، این پرسش مطرح میشود که آیا بازداشت شهروندانی که در قالب جمعی دوستانه دیداری ترتیب دادهاند، اصولاً با منطق، قانون و مصلحتاندیشی سازگار است؟ بهویژه در شرایطی که به ادعای حاکمیت، کشور در وضعیت جنگی قرار دارد و نیازمند وفاق، آرامش، وحدت ملی و شنیدن صدای مخالفان است.
لازم به یادآوری است که کنشگران فرهنگی، بهعنوان بخشی از بدنه بیدار جامعه، همواره خواهان حاکمیت قانون و پاسداشت کرامت انسانی شهروندان بودهاند و کنشگری و مطالبه حق را حقی غیرقابل سلب میدانند.
ما از نهادهای امنیتی و مقامات قضایی میخواهیم از اتهامزنی و برخوردهای غیرخردمندانهای که جز فرسایش بیشتر اعتماد ملی سودی ندارد، بپرهیزند و هرچه سریعتر برای آزادی بازداشتشدگان یادشده اقدام کنند.
در پایان یادآور میشویم که جامعه کنشگران فرهنگی، به سبب شرایط بحرانی کشور و به پاس رعایت مصالح ملی، از حق فعالیتهای میدانی خود چشم پوشیده است؛ اما این به معنای آن نیست که چشم بر اینگونه رفتارهای غیرقانونی و مغایر با منافع ملی ببندد. مسئولیت هر تصمیم نادرست و غیرقانونی مستقیماً متوجه حاکمیت خواهد بود.
اخبار تکمیلی متعاقباً به اطلاع مخاطبان خواهد رسید.
۴ مهر ۱۴۰۵
منبع: چاوآر - کانون فرهنگیان اسلامشهر
@Kaleme
دو تن از فعالان صنفی کانون فرهنگیان اسلامشهر، آقای رسول بداقی و آقای غفار دیندار، روز جمعه، سوم مهرماه ۱۴۰۵، برای دیدار و عیادت یکی از معلمان عازم شهرستان نورآباد ممسنی شده بودند که توسط نیروهای حفاظت اطلاعات سپاه منطقه، بدون ارائه حکم بازداشت شدند. بر پایه اخبار رسیده، این بازداشت با ضربوشتم و هتک حرمت بازداشتشدگان همراه بوده است.
نامبردگان، همراه با میزبانان و دیگر دوستان فرهنگیِ بازداشتشده، به زندان نورآباد منتقل شدهاند تا وضعیت آنان بررسی شود.
کانون فرهنگیان اسلامشهر، ضمن محکومکردن قاطعانه این بازداشت غیرقانونی و غیراخلاقی، اعلام میدارد این دیدار صرفاً ملاقاتی دوستانه و بیرون از مناسبات صنفی و تشکیلاتی بوده است و در هیچ قانونی چنین رفتاری جرمانگاری نشده است.
اخیراً رئیسجمهوری اسلامی ایران در مصاحبهای اعلام کرد که در ایران اعتراض به رسمیت شناخته میشود و حاکمیت با معترضان گفتوگو میکند. با توجه به این ادعا، این پرسش مطرح میشود که آیا بازداشت شهروندانی که در قالب جمعی دوستانه دیداری ترتیب دادهاند، اصولاً با منطق، قانون و مصلحتاندیشی سازگار است؟ بهویژه در شرایطی که به ادعای حاکمیت، کشور در وضعیت جنگی قرار دارد و نیازمند وفاق، آرامش، وحدت ملی و شنیدن صدای مخالفان است.
لازم به یادآوری است که کنشگران فرهنگی، بهعنوان بخشی از بدنه بیدار جامعه، همواره خواهان حاکمیت قانون و پاسداشت کرامت انسانی شهروندان بودهاند و کنشگری و مطالبه حق را حقی غیرقابل سلب میدانند.
ما از نهادهای امنیتی و مقامات قضایی میخواهیم از اتهامزنی و برخوردهای غیرخردمندانهای که جز فرسایش بیشتر اعتماد ملی سودی ندارد، بپرهیزند و هرچه سریعتر برای آزادی بازداشتشدگان یادشده اقدام کنند.
در پایان یادآور میشویم که جامعه کنشگران فرهنگی، به سبب شرایط بحرانی کشور و به پاس رعایت مصالح ملی، از حق فعالیتهای میدانی خود چشم پوشیده است؛ اما این به معنای آن نیست که چشم بر اینگونه رفتارهای غیرقانونی و مغایر با منافع ملی ببندد. مسئولیت هر تصمیم نادرست و غیرقانونی مستقیماً متوجه حاکمیت خواهد بود.
اخبار تکمیلی متعاقباً به اطلاع مخاطبان خواهد رسید.
۴ مهر ۱۴۰۵
منبع: چاوآر - کانون فرهنگیان اسلامشهر
@Kaleme
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 فیلم مستند مدرسه عشایر به روایت بیبی سکینه
این فیلم مستند روایتی است از شکل گیری مدارس عشایری و تلاش های محمد بهمن بیگی از زبان همسرش سکینه کیانی
فیلم محصول کار مشترک کانون صنفی معلمان تهران و پژوهشکده جنبش معلمان است .
فیلم کامل مستند
منبع: پژوهشکده جنبش معلمان
@Kaleme
این فیلم مستند روایتی است از شکل گیری مدارس عشایری و تلاش های محمد بهمن بیگی از زبان همسرش سکینه کیانی
فیلم محصول کار مشترک کانون صنفی معلمان تهران و پژوهشکده جنبش معلمان است .
فیلم کامل مستند
منبع: پژوهشکده جنبش معلمان
@Kaleme
🔴 بازداشت شش نفر از معلمان و فعالان صنفی در نورآباد ممسنی استان فارس
بر پایه گزارشهای منتشرشده از سوی کانون فرهنگیان اسلامشهر و انجمن صنفی معلمان فارس، روز جمعه سوم مهرماه ۱۴۰۵، شماری از فعالان صنفی معلمان که برای دیدار و عیادت یکی از همکاران فرهنگی به شهرستان نورآباد ممسنی رفته بودند، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
بر اساس این گزارشها، آقایان شکرالله احمدی، علی صفری، رسول بداقی، غفار دیندار، علیحسن بهامین و حجت سادات بازداشت شده و پس از بازجویی، روز شنبه چهارم مهرماه ۱۴۰۵ به زندان نورآباد ممسنی منتقل شدهاند.
گزارشهای اولیه همچنین از برخورد خشن، ضربوشتم و هتک حرمت برخی از بازداشتشدگان حکایت دارد. این بازداشتها در حالی صورت گرفته که بنا بر گزارش تشکلهای صنفی، این دیدار ماهیتی دوستانه و انسانی داشته و در چارچوب عیادت از یک همکار فرهنگی انجام شده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران بازداشت این فعالان صنفی را بهشدت محکوم میکند و آن را ادامه روند نگرانکننده امنیتیسازی روابط انسانی، دیدارهای دوستانه و فعالیتهای صنفی معلمان میداند.
در هیچ جامعهای که اصل حاکمیت قانون، کرامت انسانی و آزادی تشکلیابی را به رسمیت میشناسد، دیدار چند معلم با یک همکار بیمار نباید به پرونده امنیتی، بازداشت و انتقال به زندان منتهی شود. برخورد با معلمان و فعالان صنفی به مثابه تهدید امنیتی، نهتنها مغایر حقوق شهروندی و اصول قانونی است، بلکه نشانه هراس از همبستگی اجتماعی و تشکلیابی مستقل فرهنگیان است.
شورای هماهنگی یادآور میشود که معلمان و کنشگران صنفی، بخشی از بدنه آگاه و مسئول جامعهاند که مطالبات آنان همواره در چارچوب دفاع از آموزش عمومی، عدالت آموزشی، کرامت معلم و حقوق قانونی شهروندان مطرح شده است. پاسخ به این مطالبات نباید بازداشت، ضربوشتم، پروندهسازی و زندان باشد.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن ابراز نگرانی جدی نسبت به وضعیت بازداشتشدگان، خواهان اعلام فوری وضعیت حقوقی آنان، امکان تماس و ملاقات با خانواده، دسترسی به وکیل و آزادی بیقیدوشرط این فعالان صنفی است.
امنیتیکردن دیدارهای انسانی و صنفی، نه نشانه اقتدار، بلکه نشانه بحران در شیوه حکمرانی است. معلم دشمن جامعه نیست؛ مطالبهگری مسالمتآمیز جرم نیست؛ و همبستگی میان فرهنگیان را نمیتوان با بازداشت و تهدید از میان برد.
منبع: شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان
@Kaleme
بر پایه گزارشهای منتشرشده از سوی کانون فرهنگیان اسلامشهر و انجمن صنفی معلمان فارس، روز جمعه سوم مهرماه ۱۴۰۵، شماری از فعالان صنفی معلمان که برای دیدار و عیادت یکی از همکاران فرهنگی به شهرستان نورآباد ممسنی رفته بودند، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
بر اساس این گزارشها، آقایان شکرالله احمدی، علی صفری، رسول بداقی، غفار دیندار، علیحسن بهامین و حجت سادات بازداشت شده و پس از بازجویی، روز شنبه چهارم مهرماه ۱۴۰۵ به زندان نورآباد ممسنی منتقل شدهاند.
گزارشهای اولیه همچنین از برخورد خشن، ضربوشتم و هتک حرمت برخی از بازداشتشدگان حکایت دارد. این بازداشتها در حالی صورت گرفته که بنا بر گزارش تشکلهای صنفی، این دیدار ماهیتی دوستانه و انسانی داشته و در چارچوب عیادت از یک همکار فرهنگی انجام شده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران بازداشت این فعالان صنفی را بهشدت محکوم میکند و آن را ادامه روند نگرانکننده امنیتیسازی روابط انسانی، دیدارهای دوستانه و فعالیتهای صنفی معلمان میداند.
در هیچ جامعهای که اصل حاکمیت قانون، کرامت انسانی و آزادی تشکلیابی را به رسمیت میشناسد، دیدار چند معلم با یک همکار بیمار نباید به پرونده امنیتی، بازداشت و انتقال به زندان منتهی شود. برخورد با معلمان و فعالان صنفی به مثابه تهدید امنیتی، نهتنها مغایر حقوق شهروندی و اصول قانونی است، بلکه نشانه هراس از همبستگی اجتماعی و تشکلیابی مستقل فرهنگیان است.
شورای هماهنگی یادآور میشود که معلمان و کنشگران صنفی، بخشی از بدنه آگاه و مسئول جامعهاند که مطالبات آنان همواره در چارچوب دفاع از آموزش عمومی، عدالت آموزشی، کرامت معلم و حقوق قانونی شهروندان مطرح شده است. پاسخ به این مطالبات نباید بازداشت، ضربوشتم، پروندهسازی و زندان باشد.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن ابراز نگرانی جدی نسبت به وضعیت بازداشتشدگان، خواهان اعلام فوری وضعیت حقوقی آنان، امکان تماس و ملاقات با خانواده، دسترسی به وکیل و آزادی بیقیدوشرط این فعالان صنفی است.
امنیتیکردن دیدارهای انسانی و صنفی، نه نشانه اقتدار، بلکه نشانه بحران در شیوه حکمرانی است. معلم دشمن جامعه نیست؛ مطالبهگری مسالمتآمیز جرم نیست؛ و همبستگی میان فرهنگیان را نمیتوان با بازداشت و تهدید از میان برد.
منبع: شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان
@Kaleme
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔴بازداشت شش نفر از معلمان و فعالان صنفی در نورآباد ممسنی استان فارس
بر پایه گزارشهای منتشرشده از سوی کانون فرهنگیان اسلامشهر و انجمن صنفی معلمان فارس، روز جمعه سوم مهرماه ۱۴۰۵، شماری از فعالان صنفی معلمان که برای دیدار و عیادت یکی از همکاران فرهنگی به…
بر پایه گزارشهای منتشرشده از سوی کانون فرهنگیان اسلامشهر و انجمن صنفی معلمان فارس، روز جمعه سوم مهرماه ۱۴۰۵، شماری از فعالان صنفی معلمان که برای دیدار و عیادت یکی از همکاران فرهنگی به…
🔴 جدیدترین احکام قضایی علیه فعالان سیاسی، بازداشتشدگان اعتراضات و فعالان دانشجویی
بر اساس گزارشهای منتشرشده، احکام جدیدی برای چند تن از فعالان سیاسی برجسته صادر شده است.
حشمتالله فلاحتپیشه: نماینده پیشین مجلس، در پروندهای مربوط به انتشار مطالب در فضای مجازی، پس از اعتراض دادستان به حکم برائت دادگاه بدوی، در دادگاه تجدیدنظر به یک سال حبس محکوم شد. وی همچنین در پروندهای دیگر با شکایت یکی از نهادها به پرداخت جزای نقدی محکوم شده است.
عباس عبدی: به یک سال حبس تعزیری محکوم شده و برای روزنامه اعتماد نیز دو ماه توقف فعالیت و انتشار صادر شده است. این پرونده پس از فرجامخواهی متهمان به دیوان عالی کشور ارسال شده و هنوز رأی قطعی آن صادر نشده است.
صادق زیباکلام: به یک سال حبس تعزیری و دو سال منع فعالیت رسانهای محکوم شده که اجرای حکم حبس او به مدت سه سال تعلیق گردیده است.
در پروندهای دیگر، محبوبه شعبانی، ۳۳ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در مشهد، به اعدام محکوم گردید.
شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد، شعبانی را به اتهام «اقدام عملیاتی جهت تحکیم اسرائیل، آمریکا و عوامل وابسته به گروههای اپوزیسیون» به اعدام محکوم کرده و این حکم به وکیل او ابلاغ شده است. طبق گزارشهای منتشرشده، وی در جریان اعتراضات با موتورسیکلت شخصی خود به انتقال معترضان مجروح به مراکز درمانی کمک میکرده است.
فشارهای قضایی بر بدنه دانشجویی نیز با تأیید و صدور احکام جدید ادامه دارد.
علی یونسی: دادگاه تجدیدنظر حکم اولیه شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب مبنی بر پنج سال حبس اضافه برای این دانشجوی نخبه زندانی و دارنده مدال طلای المپیاد جهانی نجوم را تأیید کرد. این حکم به اتهام «تأیید و تقویت رژیم اسرائیل» صادر شده و محل تحمل آن زندان کرمان تعیین شده است. علی یونسی و امیرحسین مرادی که از فروردین ۱۳۹۹ بدون مرخصی در زندان هستند، در آستانه اتمام محکومیت شش سال و هشت ماهه خود قرار داشتند و میبایست در آذر ۱۴۰۵ آزاد میشدند.
علی علیرضایی: دانشجوی کارشناسی ورودی ۱۴۰۲ رشته علوم ریاضی دانشگاه صنعتی شریف، به چهار سال حبس تعزیری محکوم شده است. علیرضایی پیشتر نیز از سوی کمیته انضباطی دانشگاه شریف به اخراج و پنج سال محرومیت از تحصیل محکوم شده بود. جزئیات اتهامات و شعبه صادرکننده حکم اعلام نشده است.
@Kaleme
بر اساس گزارشهای منتشرشده، احکام جدیدی برای چند تن از فعالان سیاسی برجسته صادر شده است.
حشمتالله فلاحتپیشه: نماینده پیشین مجلس، در پروندهای مربوط به انتشار مطالب در فضای مجازی، پس از اعتراض دادستان به حکم برائت دادگاه بدوی، در دادگاه تجدیدنظر به یک سال حبس محکوم شد. وی همچنین در پروندهای دیگر با شکایت یکی از نهادها به پرداخت جزای نقدی محکوم شده است.
عباس عبدی: به یک سال حبس تعزیری محکوم شده و برای روزنامه اعتماد نیز دو ماه توقف فعالیت و انتشار صادر شده است. این پرونده پس از فرجامخواهی متهمان به دیوان عالی کشور ارسال شده و هنوز رأی قطعی آن صادر نشده است.
صادق زیباکلام: به یک سال حبس تعزیری و دو سال منع فعالیت رسانهای محکوم شده که اجرای حکم حبس او به مدت سه سال تعلیق گردیده است.
در پروندهای دیگر، محبوبه شعبانی، ۳۳ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در مشهد، به اعدام محکوم گردید.
شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد، شعبانی را به اتهام «اقدام عملیاتی جهت تحکیم اسرائیل، آمریکا و عوامل وابسته به گروههای اپوزیسیون» به اعدام محکوم کرده و این حکم به وکیل او ابلاغ شده است. طبق گزارشهای منتشرشده، وی در جریان اعتراضات با موتورسیکلت شخصی خود به انتقال معترضان مجروح به مراکز درمانی کمک میکرده است.
فشارهای قضایی بر بدنه دانشجویی نیز با تأیید و صدور احکام جدید ادامه دارد.
علی یونسی: دادگاه تجدیدنظر حکم اولیه شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب مبنی بر پنج سال حبس اضافه برای این دانشجوی نخبه زندانی و دارنده مدال طلای المپیاد جهانی نجوم را تأیید کرد. این حکم به اتهام «تأیید و تقویت رژیم اسرائیل» صادر شده و محل تحمل آن زندان کرمان تعیین شده است. علی یونسی و امیرحسین مرادی که از فروردین ۱۳۹۹ بدون مرخصی در زندان هستند، در آستانه اتمام محکومیت شش سال و هشت ماهه خود قرار داشتند و میبایست در آذر ۱۴۰۵ آزاد میشدند.
علی علیرضایی: دانشجوی کارشناسی ورودی ۱۴۰۲ رشته علوم ریاضی دانشگاه صنعتی شریف، به چهار سال حبس تعزیری محکوم شده است. علیرضایی پیشتر نیز از سوی کمیته انضباطی دانشگاه شریف به اخراج و پنج سال محرومیت از تحصیل محکوم شده بود. جزئیات اتهامات و شعبه صادرکننده حکم اعلام نشده است.
@Kaleme