آیا ما مهارتهای قرن ۲۱ را بیش از حد پیچیده کردهایم؟
گستردگی اصطلاحات، تعاریف و ابزارهای سنجش مهارتها، موجب سردرگمی در استخدام، آموزش و توسعه نیروی انسانی شده است.
یک مطالعه جدید با رویکردی سهمرحلهای – مرور نظاممند ادبیات، تحلیل معنایی نهفته (LSA)، و تحلیل خوشهای سلسلهمراتبی – تلاش کرده است میزان همپوشانی معنایی و #روانسنجی مهارتهای قرن ۲۱ را اندازهگیری کند.
یافتههای اصلی این پژوهش:
پژوهشگران برای تنها ۴۰ مهارت، با ۴۴۶ تعریف متفاوت و ۴۵۷ ابزار سنجش گوناگون مواجه شدند که نشاندهنده آشفتگی در این حوزه است.
مغالطه جنگل (Jangle Fallacy): تحلیلها همپوشانی بسیار بالایی را میان مهارتها نشان داد. این یعنی بسیاری از مهارتهایی که نامهای جداگانه دارند (مثل «کار تیمی-teamwork-» و «همکاری-collaboration-»)، در واقع یک چیز را میسنجند و ابزارهای اندازهگیری یکسانی دارند.
خوشهبندی مفاهیم: مهارتهایی نظیر رهبری، ارتباطات و آگاهی موقعیتی، همگی در یک خوشه واحد (مهارتهای بینفردی) قرار میگیرند و مرزهای معنایی نزدیکی دارند.
در مقابل، برخی مهارتها مثل تفکر محاسباتی (Computational Thinking)، مدیریت زمان (Time Management)، فراشناخت (Metacognition)، تحمل ابهام (Uncertainty Tolerance) و تفکر سیستمی (Systems Thinking) از نظر معنایی نسبت به بسیاری از دیگر مهارتها متمایز بودند و این بر منحصربهفرد بودن آنها تأکید میکند.
لینک مقاله اصلی
@karnil
گستردگی اصطلاحات، تعاریف و ابزارهای سنجش مهارتها، موجب سردرگمی در استخدام، آموزش و توسعه نیروی انسانی شده است.
یک مطالعه جدید با رویکردی سهمرحلهای – مرور نظاممند ادبیات، تحلیل معنایی نهفته (LSA)، و تحلیل خوشهای سلسلهمراتبی – تلاش کرده است میزان همپوشانی معنایی و #روانسنجی مهارتهای قرن ۲۱ را اندازهگیری کند.
یافتههای اصلی این پژوهش:
پژوهشگران برای تنها ۴۰ مهارت، با ۴۴۶ تعریف متفاوت و ۴۵۷ ابزار سنجش گوناگون مواجه شدند که نشاندهنده آشفتگی در این حوزه است.
مغالطه جنگل (Jangle Fallacy): تحلیلها همپوشانی بسیار بالایی را میان مهارتها نشان داد. این یعنی بسیاری از مهارتهایی که نامهای جداگانه دارند (مثل «کار تیمی-teamwork-» و «همکاری-collaboration-»)، در واقع یک چیز را میسنجند و ابزارهای اندازهگیری یکسانی دارند.
خوشهبندی مفاهیم: مهارتهایی نظیر رهبری، ارتباطات و آگاهی موقعیتی، همگی در یک خوشه واحد (مهارتهای بینفردی) قرار میگیرند و مرزهای معنایی نزدیکی دارند.
در مقابل، برخی مهارتها مثل تفکر محاسباتی (Computational Thinking)، مدیریت زمان (Time Management)، فراشناخت (Metacognition)، تحمل ابهام (Uncertainty Tolerance) و تفکر سیستمی (Systems Thinking) از نظر معنایی نسبت به بسیاری از دیگر مهارتها متمایز بودند و این بر منحصربهفرد بودن آنها تأکید میکند.
لینک مقاله اصلی
@karnil
❤4