کارنیل
11.8K subscribers
7.66K photos
1.14K videos
262 files
2.22K links
مشاوره و کوچینگ توسعه فردی
مشاوره و کوچینگ سازمانی(ویژه مدیران)



@Rezamahmoudi07
Download Telegram
🖋لیو هالستون نرده های محافظ برج ایفل را محکم می گیرد و از ورای توری های سیمی لوزی شکل به پاریس گسترده در زیر پایش نگاه می کند و با ناباوری به این می اندیشد که یعنی تابه حال کسی ماه عسلی به این ناگواری داشته است.
اطرافش را خانواده های توریست هایی گرفته اند که جیغ و فریاد کنان و پشت به منظره، به توری محافظ تکیه داده اند تا دوستان شان از آنها عکس بگیرند؛ درحالی که نگهبان خونسرد محافظ دارد نگاه شان می کند. از سمت غرب، انبوهی از ابرهای توفان زا در دل آسمان به سوی شان در حال پیش روی هستند. باد خنکی که می وزد گوش های لیو را سرخ کرده است.
یک نفر یک هواپیمای کاغذی را پرت می کند پایین و باد هواپیما را به رقص در می آورد و لیو پیچ و تاب خوردن آن را تماشا می کند تا به قدری کوچک می شود که دیگر قابل دیدن نیست. شوهر تازه دامادش جایی آن پایین ها، در طول بلوار زیبای اوسمن و حیاط های نقلی آن و پارک های تفریحی اش، کنار موج های آرام رودخانه سن، حضور دارد.
شوهری که در دومین روز ماه عسل شان به او اطلاع داده بود که واقعا متأسف است که می بایست همان روز صبح کسی را به خاطر مسائل کاری ملاقات کند. گفته بود باید به مکانی در کناره ی شهر برود. گفته بود طولش نمی دهد؛ فقط یک ساعت.
پس همه چیز مرتب است؛ مگر نه؟

#یکـبندکتاب
📚 رمان ماه عسل در پاریس
🖋جو جو مویز

@karnil
Karnil.com
🖋گروه بعدی عابرین، که پشت خط کشی جمع شده اند، می بینند که راننده ی ماشین ایستاده، از پشت شیشه ی جلو دست‌ هایش را تکان می دهد و ماشین های پیشت سر بی امان بوق می زنند.
هنوز چیزی نگذشته، چند راننده از ماشین ها پیاده شدند که ماشین وامانده را به گوشه ای هول بدهند تا راه بند نیاید.
با عصبانیت به پنجره های بسته ماشین مشت می کوبند.
مرد توی ماشین به طرفشان سر می گرداند. اول به یه طرف و بعد به طرف دیگر.
معلوم است که با داد و فریاد چیزی می گوید.
از حرکات دهانش پیداست که چند کلمه را تکرار می کند.
نه یه کلمه، سه کلمه
که وقتی بلاخره یک نفر در ماشین را باز می کند، مفهوم تر می شود.
من کور شده ام.
مگر کسی باور می کند.
یک نگاه که بیاندازی چشم های مرد را سالم می بینی، نی نی شان می درخشد و برق می زند، سفیده شان سفید و صلب است، مثل چینی.
چشم ها باز باز، پوست صورت چروک چروک،
ابروها ناگهان گره افتاد، هرکسی می داند که همه این ها نشان می دهد درونش غوغا است.
با یک حرکت سریع آنچه در دیدرس بود توی مشت های گره کرده ی مرد ناپدید می شود، انگار سعی می کند آخرین تصویری را که دیده در ذهنش نگه دارد، نور گرد چراغ راهنمایی.

#یکـبندکتاب
📚رمان کوری
🖋ژوزه ساراماگو
@karnil
Karnil.com
«من برای نماینده ی مجلس، آقای چارلز بیکرسون کار میکنم. نماینده ی هارلم. الان هشت ساله که سخن گوی ایشنم. باید روی خراب کاری هاش سرپوش بذارم. دروغ و دغل هاش رو راست و ریست کنم. این ها به کنار، توی مطبوعات هم باید مدام ازش دفاع کنم. حالا شما از دروغ هاش بگیر تا دست های پشت پرده، لاپوشونی کردن کارهاش و تهمت های ناروا و حتی رشوه .... باید یجوری وانمود کنم که همه ی این کارها به نفع مردم هارلم هست و این لطف بزرگیه که خدا نصیبشون کرده. مشتی اراجیف! خودم می دونم. مطبوعات هم از همه چیز خبر داره. شب ها به این فکر می کنم که اون کسانی که بهش رأی دادن هم همه چیز رو می دونن. یکی از همین روزها با تیپا از دفتر کارش پرتش می کنن بیرون و من از کار بی کار می شم.
می دونم حقمه .... تمام عمرم دارم با حرفام این مردم شریف رو که به ما اعتماد کردن، گول می زنم. بیشتر روزها وقتی کار تموم میشه، احساس می کنم مثل یک وال بیشتر و بیشتر میرم به اعماق اقیانوس.»
دستمالی به او دادم. داستان غم انگیزش را ادامه داد.
«از دروغ و کلک خوشم نمیاد. هرچی باشه، زنی با فرهنگم. می دونم بعضی آدما نمی تونن چیزی رو که می خوان از راه درستش بدست بیارن. برای همینه که دست به دامن تقلب و دوز و کلک میشن. من می تونم باش کنار بیام. اما این آقا ازم انتظار داره هر روز تهدیدها رو بهش گزارش بدم. سر رشوه با این و اون چونه بزنم و بی احتیاطی هاشو یجوری بپوشونم. از من استفاده میکنه تا به پایه و اساس یک دولت آبرومند آسیب برسونه. مادرم اصلا منو اینجوری تربیت نکرده!
اون اوایل که اومدم سر کار. توی اداره می چرخیدم و خیلی قیافه می گرفتم. انگار دنیا مال خودم بود. گفتم برای نماینده ی منتخب مجلس کار می کنم. هیچ کاری نبود که براش نکنم. از روی بدشانسی خیلی بیشتر از حد معمول ازم کار می کشید. بعدش هم منو فرستاد پیش یک بیشعور افراطی دیگه. منم اعتراضی نکردم. حالا از کارم متنفرم. از خودمم متنفرم. الان شرایط هر نوع کار خلافی از جمله فساد، دروغ و هرگونه حق بازی رو دارم. از همه بدتر می ترسم به این کارها عادت پیدا کنم. عادت به بیشعوری. بخاطر همین به کمک شما نیاز دارم.»

#یکـبندکتاب
📚 بیشعوری ۴
🖋 خاویر کرمنت
@karnil
Karnil.com
1
🖋از توریست هایی که از قلعه به سمت کافه رفت و آمد می کردند هم خوشم می آمد. بچه هایی که با جیغ و داد در راه برگشت از مدرسه به کافه ما می آمدند، کارمندهایی که از سمت دیگر خیابان به ما سر می زندند، نینا و شری آرایشگر که میزان کالری تک تک خوارکی های باترد بان را حفظ بودند.
حتی سر و کله زدن با مشتری های بد قلق برایم لذت بخش بود. مثل جدل هایم با خانم مو قرمز مغازه اسباب بازی فروشی که حداقل هفته ای یکبار سر باقیمانده پولش با من بگو مگو می کرد.
من شروع و پایان رابطه ها بر سر میزهای کافه، رد و بدل شدن بچه های طلاق بین والدینشان، تسکین عذاب وجدان والدینی که آشپزی بلد نبودند یا حوصله اش را نداشتند و لذت پنهانی افراد سالخورده از یک صبحانه مفصل را تماشا می کردم. با همه نوع زندگی انسانی تماس داشتم. اکثر مشتریان چند کلمه ای با من حرف می زدند، جوک می گفتند، یا از بخار لیوان های چای تعریف می کردند.
پدرم همیشه می گفت که هیچ وقت نمی تواند حرف بعدی که از دهانم خارج می شود را پیش بینی کند، اما این موضوع در کافه اصلا اهمیت نداشت.
فرانک من را دوست داشت. او ذاتا آرام بود و می گفت حضور من به آنجا زندگی می دهد. کارم تا حدی مانند پیشخدمت بار بود. اما بدون مزاحمت افراد مست.

#یکـبندکتاب
📚من پیش از تو
🖋جو جو مویز

@karnil
Karnil.com
#یکـبندکتاب

می‌خواهم درباره قدرت یک کلمه ساده با شما صحبت کنم

--> " متشکرم... " <--

این کلمه‌ای است که قدرت سلامتی، شادی، عملکردهای قهرمانانه و موفقیت را به ما می‌دهد

تحقیقات نشان می‌دهد که افراد سپاسگزار شاد‌تر و دارای روابط دوستانه بهتری هستند

بیان قدردانی ریتم تپش قلب را بهبود می‌بخشد
و این امر کمک می‌کند استرس کم شود و تحت شرایط سخت، عاقلانه‌تر فکر و پیشرفت کنیم

از نظر فیزیولوژیکی؛ همزمانی استرس داشتن و سپاسگزار بودن غیر ممکن است

هنگامی که سپاسگزارید جسمتان سرشار از احساسات خوب می‌شود، مغز شروع به ترشح هورمونهای اندورفین می‌کند، و این هورمون باعث بالا رفتن انرژی و روحیه شده و هورمونهای استرس را نابود می‌کند

قدردانی برای سلامتی محیط کاری نیز ضروری است.

در حقیقت دلیل اینکه چرا افراد کارشان را درست انجام نمی‌دهند به این دلیل است که آن‌ها احساس می‌کنند ازکارشان قدردانی نمی‌شود.
یک متشکرم ساده و نشان دادن قدردانی می‌تواند تفاوت‌های زیادی ایجاد کند.

سپاسگزاری مثل ماهیچه است. هر چه بیشتر تمرین کنی قوی‌تر می‌شود

این هم ۴ روش برای تمرین سپاسگزاری برای هر روز از سال:

۱- پیاده روی سپاسگزاری انجام دهید
۱۰ دقیقه در روز را به این امر اختصاص دهید. هرآنچه که به خاطرش سپاسگزارید را بیان کنید. پاهایی برای راه رفتن، چشم‌هایی برای دیدن، خانواده‌ای پشتیبان... این کار ما را برای داشتن روزی مثبت آماده می‌کند.

۲- شکرگزاری در هنگام غذا خوردن، هنگام غذا خوردن تشکر کردن را فراموش نکنید.

۳- نامه قدردانی بنویسید
تحقیقات نشان می‌دهد کسانی که این کار را انجام می‌دهند طی یک ماه بعدی شادترند و کمتر دچار استرس می‌شوند.

۴- در محیط کاری از کلمه متشکرم زیاد استفاده کنید. به همکاران و افراد تیمتان با نشان دادن اینکه قدردان کارشان هستید، انرژی دهید. تشکر از مشتری‌هایتان فراموش نشود.

📚 کتاب اتوبوس انرژی
👤 جان گوردون
@karnil
Karnil.com
#یکـبندکتاب

ثانيه به ثانيه عمر را با لذت سپری کن
در هر کار و هر حال
کار ، تفريح ،رانندگی ،آموختن، مطالعه، آشپزی،نظافت ، خوردن و آشاميدن، عشق ورزی، حرف زدن، سکوت و تفکر، رابطه، نيايش و....
زندگی فقط در رسيدن به هدف خلاصه نشده
مابه اشتباه اينگونه ميانديشيم:
درسم تمام شود راحت شوم
غذايم را بپزم راحت شوم
اتاقم را تميز کنم راحت شوم
بالاخره رسيدم.... راحت شدم
اوه چه پروژه ای... تمام شود راحت شوم
تمام شود که چه شود؟
مادامی که زنده هستيم و زندگی ميکنم هيچ فعاليتی تمام شدنی نيست بلکه آغاز فعاليتی ديگر است....
پس چه بهتر که در حين انجام دادن هر کاری لذت بردن را فراموش نکنيم نه مانند يک ربات فقط به انجام دادن بپردازيم به تمام شدن و فارغ شدن....
حتی هنگاميکه دستها را ميشوييم نيز ميتوانيم بالذت اينکار را انجام دهيم
يکبار امتحان کنيد
آب چه زيبا آرام پوست دستتان را نوازش ميکند
به آب نگاه کنيد و لذت ببريد
وآنجاست که احساس خوب زندگی کم کم به سراغتان ميايد...
لذت باعث قدرتمند شدن ميشود به طرز باور نکردنی باعث بالا رفتن اعتماد به نفس ميشود...
لذت بردن هدف زندگی است
تا ميتوانی همه کارها و فعاليت ها را با لذت همراه کن... حتی نفس کشيدن که کمترين فعاليت توست...
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ خوشبختی وﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ...!
آری نقص یا کمبود زیبایی در چهره یک فرد را اخلاق خوب تکمیل میکند...
اما کمبود یا نبود اخلاق را، هیچ چهره ی زیبایی نمی تواند تکمیل کند...
پایه و بنای شخصیت انسان ها بر
رفتاروکردارشان میباشد، و زیباترین شخصیت ها متعلق به خوش اخلاق ترین انسان های دنیاست.

📚 میخواهم آدم حسابی باشم
👤 نیکیتا جامعه شناس سوییسی

@karnil
Karnil.com