🔴 فرهنگیان شاغل و بازنشسته
صندوق ذخیره فرهنگیان فقط ماهیانه حدود #دویست_میلیارد_تومان از حقوق فرهنگیان درآمد دارد. صندوق دارای چهار هلدینگ: پتروشیمی و انرژی مالی، سرمایهگذاری، ساختمانی و خدمات میباشد. این صندوق یکی از ثروتمندترین نهادهای مالی کشور است.
🔴 کل دارایی آن چقدر است؟
در کجا هزینه میشود؟
سهم سرمایه گذاران کجاست؟
♦️ همه با سیاست سرکوب و دروغ به غارت آن مشغولند.
فرهنگیان عزیز!
هنگامی که فرومایگان در گسترش تباهی و شر با هم متحد میشوند، اگر مردمان به یاری یگدیگر نیایند، یکبهیک فرو خواهند افتاد و بیرحمانه قربانی تحقیر و شکستی رقتآور خواهند شد.
یادمان باشد که پلیدی و شر را نه فقط باید افشاء کرد که باید شکست داد. (ادموند برک)
#علیه_بی_تفاوتی
#مطالبه_گری_مستمر
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
صندوق ذخیره فرهنگیان فقط ماهیانه حدود #دویست_میلیارد_تومان از حقوق فرهنگیان درآمد دارد. صندوق دارای چهار هلدینگ: پتروشیمی و انرژی مالی، سرمایهگذاری، ساختمانی و خدمات میباشد. این صندوق یکی از ثروتمندترین نهادهای مالی کشور است.
🔴 کل دارایی آن چقدر است؟
در کجا هزینه میشود؟
سهم سرمایه گذاران کجاست؟
♦️ همه با سیاست سرکوب و دروغ به غارت آن مشغولند.
فرهنگیان عزیز!
هنگامی که فرومایگان در گسترش تباهی و شر با هم متحد میشوند، اگر مردمان به یاری یگدیگر نیایند، یکبهیک فرو خواهند افتاد و بیرحمانه قربانی تحقیر و شکستی رقتآور خواهند شد.
یادمان باشد که پلیدی و شر را نه فقط باید افشاء کرد که باید شکست داد. (ادموند برک)
#علیه_بی_تفاوتی
#مطالبه_گری_مستمر
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
👍46👏5🙏1
Audio
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران تقدیم میکند:
🎤فایل صوتی برنامه مطالبات معلمان از صندوق ذخیره فرهنگیان
سخنران اول: مهدی سورگی
سخنران دوم: آمیر خراسانی
مدیر پنل: محمود باقری
📍این برنامه در تاریخ نهم اردیبهشت ماه برگزار شد.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
🎤فایل صوتی برنامه مطالبات معلمان از صندوق ذخیره فرهنگیان
سخنران اول: مهدی سورگی
سخنران دوم: آمیر خراسانی
مدیر پنل: محمود باقری
📍این برنامه در تاریخ نهم اردیبهشت ماه برگزار شد.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
👍7
مقاومت مدنی به مثابه زندگی
✍ابوالفضل رحیمی شاد
مقاومت مدنی یک استراتژی در مبارزات مدنی اعم از سیاسی و غیر سیاسی است که در آن افراد یا جنبش های مردمی از تاکتیک های مختلف مانند اعتصاب، بایکوت، تحریم، راهپیمایی، عدم همکاری، نقض قوانین و صدها تاکتیک دیگر بشرط عدم استفاده از خشونت برای مطالبه گری و مبارزه با ظلم و ستم و بی عدالتی در برابر سازمان ها و دولتهای سلطه گر(داخلی و خارجی) استفاده می کنند. به زبان ساده تر مقاومت مدنی ایستادگی فردی یا گروهی بدون اعمال خشونت در مقابل سلطه و قدرت استبدادی با هدف تغییر یا از بین بردن آنچه دولتهای سلطه گر داخلی برخلاف خواست تمامی، اکثریت و یا حتی اقلیتی کوچک اعمال می کنند و یا مجبور کردن دولت ها به انجام وظایفی است که در آن کوتاهی می کنند. این روش در طول تاریخ در بسیاری از موارد نظیر جنبش برابری حقوق سیاه پوستان با سفید پوستان در ایالات متحده، جنبش ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی و انقلابهای رنگی در اروپای شرقی موفقیت آمیز بوده است.
یکی از نقدهایی که به مقاومت مدنی می شود این است که این راهبرد در برابر حکومت های اقتدارگرا، تمامیت خواه و سرکوبگر راه بجایی نمی برد. اما برخلاف تصور این منتقدان اتفاقا در این حکومت ها مبارزه مبتنی بر مقاومت مدنی هم ضروری تر، هم امکان پذیرتر و هم احتمال موفقیت بیشتری دارد. زیرا در این حکومت ها به دلیل مداخله گری حکومت در تمام شئونات زندگی امکان خلق، طرح و بکارگیری تاکتیک های مقاومت مدنی بسیار زیاد است و گزافه نیست که بگوییم برای مردمی که تحت این حکومت ها زندگی می کنند مقاومت مدنی به مثابه زندگی است. به بیان دیگر مقاومت مدنی در این کشورها فقط یک تاکتیک یا استراتژی سیاسی برای شرایط خاص نیست.
مقاومت مدنی به مثابه زندگی رویکردی جامع به تغییر مستمر و بنیادین اجتماعی است. این ایده فراتر از شرکت در اعتراضات یا تظاهرات گاهبهگاه است. این مفهوم، مقاومت را به عنوان جزء جداییناپذیر از زندگی روزمره ما در نظر میگیرد،جایی که انتخابها و عمل ما به طور مداوم در راستای ارزشهای عدالت، برابری و آزادی است.
مقاومت دربرابر حجاب اجباری نمونه ای شاخص از مقاومت مدنی موفق در ایران است. مقاومتی که همچنان در زندگی روزمره توسط دختران نوجوان و زنان در سراسر ایران در حال انجام است. اتفاقا در همین زمینه پسران و مردان نیز می توانند علاوه بر حمایت از دختران و زنان با کارهایی چون دوچرخه سواری های جمعی، پیاده روی و کوه پیمایی گروهی، رقص و شادی و ورزش و بازی های گروهی در میادین و پارکها، که همه بخشی از زندگی است با دختران و زنان همراهی نمایند.علاوه بر این مقاومت مدنی در زمینه های دیگر جایی که تبعیض وجود دارد، حقوق شهروندان لگدمال می شود، محیط زیست تخریب می شود، فسادهای اداری و سیستماتیک وجود دارد، دستمزدها منصفانه نیست و بسیاری نقض حقوق دیگر به سادگی قابل اجراست.شهروندان می توانند در گام اول با همراهی نکردن با متخلفان و درگام دوم با بی توجهی به قوانینی که عرف و خرد جمعی آنرا نادرست می دانند و ایستادگی در مقابل آن (همان زیستن در دایره حقیقت واتسلاو هاول) حکومت را مجبور به عقب نشینی کنند.
از کسانی که می گویند مقاومت در مقابل حکومت ایران ممکن نیست باید پرسید که اگر کارمندان و کارگران در بخشهای مختلف بویژه انرژی، حمل و نقل و آموزش حداکثر یک ماه در محل کار خود حاضر نشوند چه نتیجه ای خواهد داشت؟ اگر این مهم تاکنون محقق نشده است آیا مشکل فقط در سرکوب است یا عدم شناخت ما از مقاومت مدنی و عدم تلاش در ایجاد مقدمات لازم برای اجرایی شدن آن؟ آیا گردهمایی های از پیش تعیین شده در روزهای تعطیل در پارکهای شهر یا تفرج گاه های بیرون شهر در سراسر کشور ناشدنی و قابل جلوگیری و سرکوب است؟ تصور ناکارآمدی مقاومت مدنی در حکومت های اقتدارگرا، تمامیت خواه و سرکوبگر بیش از همه ناشی از عدم شناخت و آگاهی از مقاومت مدنی و بکارگیری تاکتیکهای موثر آن است. تلاش دائم توام با خلاقیت و نوآوری در خلق تاکتیک های مقاومت مدنی و اجرای بی کم و کاست آن با صرف کمترین هزینه ما را به مقصود خواهد رساند. مقاومت مدنی به مثابه زندگی مانند نهرهای کوچکی است که در یک جا به هم متصل می شوند و به رودخانه ای خروشان تبدیل می شوند. مقاومت مدنی به مثابه زندگی همیشه نیاز به اقدامات بزرگ و قهرمانانه ندارد فقط باید آنرا آموخت، باور کرد و به اجرا گذاشت آنوقت قطعا شاهد پیروزی بزرگ خواهیم بود.
📌 یادداشتهای مندرج در این کانال، صرفاً دیدگاههای شخصی نویسندگان بوده و لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
✍ابوالفضل رحیمی شاد
مقاومت مدنی یک استراتژی در مبارزات مدنی اعم از سیاسی و غیر سیاسی است که در آن افراد یا جنبش های مردمی از تاکتیک های مختلف مانند اعتصاب، بایکوت، تحریم، راهپیمایی، عدم همکاری، نقض قوانین و صدها تاکتیک دیگر بشرط عدم استفاده از خشونت برای مطالبه گری و مبارزه با ظلم و ستم و بی عدالتی در برابر سازمان ها و دولتهای سلطه گر(داخلی و خارجی) استفاده می کنند. به زبان ساده تر مقاومت مدنی ایستادگی فردی یا گروهی بدون اعمال خشونت در مقابل سلطه و قدرت استبدادی با هدف تغییر یا از بین بردن آنچه دولتهای سلطه گر داخلی برخلاف خواست تمامی، اکثریت و یا حتی اقلیتی کوچک اعمال می کنند و یا مجبور کردن دولت ها به انجام وظایفی است که در آن کوتاهی می کنند. این روش در طول تاریخ در بسیاری از موارد نظیر جنبش برابری حقوق سیاه پوستان با سفید پوستان در ایالات متحده، جنبش ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی و انقلابهای رنگی در اروپای شرقی موفقیت آمیز بوده است.
یکی از نقدهایی که به مقاومت مدنی می شود این است که این راهبرد در برابر حکومت های اقتدارگرا، تمامیت خواه و سرکوبگر راه بجایی نمی برد. اما برخلاف تصور این منتقدان اتفاقا در این حکومت ها مبارزه مبتنی بر مقاومت مدنی هم ضروری تر، هم امکان پذیرتر و هم احتمال موفقیت بیشتری دارد. زیرا در این حکومت ها به دلیل مداخله گری حکومت در تمام شئونات زندگی امکان خلق، طرح و بکارگیری تاکتیک های مقاومت مدنی بسیار زیاد است و گزافه نیست که بگوییم برای مردمی که تحت این حکومت ها زندگی می کنند مقاومت مدنی به مثابه زندگی است. به بیان دیگر مقاومت مدنی در این کشورها فقط یک تاکتیک یا استراتژی سیاسی برای شرایط خاص نیست.
مقاومت مدنی به مثابه زندگی رویکردی جامع به تغییر مستمر و بنیادین اجتماعی است. این ایده فراتر از شرکت در اعتراضات یا تظاهرات گاهبهگاه است. این مفهوم، مقاومت را به عنوان جزء جداییناپذیر از زندگی روزمره ما در نظر میگیرد،جایی که انتخابها و عمل ما به طور مداوم در راستای ارزشهای عدالت، برابری و آزادی است.
مقاومت دربرابر حجاب اجباری نمونه ای شاخص از مقاومت مدنی موفق در ایران است. مقاومتی که همچنان در زندگی روزمره توسط دختران نوجوان و زنان در سراسر ایران در حال انجام است. اتفاقا در همین زمینه پسران و مردان نیز می توانند علاوه بر حمایت از دختران و زنان با کارهایی چون دوچرخه سواری های جمعی، پیاده روی و کوه پیمایی گروهی، رقص و شادی و ورزش و بازی های گروهی در میادین و پارکها، که همه بخشی از زندگی است با دختران و زنان همراهی نمایند.علاوه بر این مقاومت مدنی در زمینه های دیگر جایی که تبعیض وجود دارد، حقوق شهروندان لگدمال می شود، محیط زیست تخریب می شود، فسادهای اداری و سیستماتیک وجود دارد، دستمزدها منصفانه نیست و بسیاری نقض حقوق دیگر به سادگی قابل اجراست.شهروندان می توانند در گام اول با همراهی نکردن با متخلفان و درگام دوم با بی توجهی به قوانینی که عرف و خرد جمعی آنرا نادرست می دانند و ایستادگی در مقابل آن (همان زیستن در دایره حقیقت واتسلاو هاول) حکومت را مجبور به عقب نشینی کنند.
از کسانی که می گویند مقاومت در مقابل حکومت ایران ممکن نیست باید پرسید که اگر کارمندان و کارگران در بخشهای مختلف بویژه انرژی، حمل و نقل و آموزش حداکثر یک ماه در محل کار خود حاضر نشوند چه نتیجه ای خواهد داشت؟ اگر این مهم تاکنون محقق نشده است آیا مشکل فقط در سرکوب است یا عدم شناخت ما از مقاومت مدنی و عدم تلاش در ایجاد مقدمات لازم برای اجرایی شدن آن؟ آیا گردهمایی های از پیش تعیین شده در روزهای تعطیل در پارکهای شهر یا تفرج گاه های بیرون شهر در سراسر کشور ناشدنی و قابل جلوگیری و سرکوب است؟ تصور ناکارآمدی مقاومت مدنی در حکومت های اقتدارگرا، تمامیت خواه و سرکوبگر بیش از همه ناشی از عدم شناخت و آگاهی از مقاومت مدنی و بکارگیری تاکتیکهای موثر آن است. تلاش دائم توام با خلاقیت و نوآوری در خلق تاکتیک های مقاومت مدنی و اجرای بی کم و کاست آن با صرف کمترین هزینه ما را به مقصود خواهد رساند. مقاومت مدنی به مثابه زندگی مانند نهرهای کوچکی است که در یک جا به هم متصل می شوند و به رودخانه ای خروشان تبدیل می شوند. مقاومت مدنی به مثابه زندگی همیشه نیاز به اقدامات بزرگ و قهرمانانه ندارد فقط باید آنرا آموخت، باور کرد و به اجرا گذاشت آنوقت قطعا شاهد پیروزی بزرگ خواهیم بود.
📌 یادداشتهای مندرج در این کانال، صرفاً دیدگاههای شخصی نویسندگان بوده و لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
👍17👎9
اولین آزمون و اولین شکست
✍ #لقمان_افضلی عضو انجمن صنفی معلمان کردستان سنندج
بیشک انتخاب مدیرکل بومی و از جنس آموزش و پرورش در این برهه نویدبخش و امید را برای معلمان کردستان به همراه داشت.
سنتشکنیای که مقاومت و خواست ملتها سبب شد تا بالاخره کاربدستان را مجبور به پذیرش این مهم کند.
هر چند هنوز برای قضاوت عملکرد مدیران بومی زود است و باید بپذیریم اندک تغییرات در این سیستم بسته و دیکتاتوری خیلی سخت است و نیاز به زمان.
این یادداشت هشداری است برای مدیران بومی کردستان که فراموش نکنند نباید رابطهای یکطرفه و استبدادگونه ایجاد کنند که سبب سکوت و سکون منزجرکننده مثل گذشته باشد؛ این قبای ریاست چند صباحی بیشتر دوام نخواهد آورد ....
اولین آزمون و شکست مفتضحانه را فرماندار سنندج داشت؛ زمانی که در جلسه معارفه خویش عنوان کرد پستها تا مادامیکه عضو ستادهای انتخاباتی (ستادهای پولشویی) مانده باشد به کسی غیر واگذار نمیشود. این دست از سخنان نشان از سرکوبی وحشتناک دارد. شایستهسالاریای اگه بود کما اینکه خود شخص شما باید خیلی زودتر از اینها فرماندار میشدید؛ لطفا شما راه گذشتگان منفور در حذف شایستگان را نروید.
دومین شکست را مدیرکل آموزش و پرورش کردستان با انتصاب هیرش رضایی مرتکب شد. انتصابی که نشان از تایید سخنان فرماندار محترم دارد.
انتصابی کاملا سیاسی، از جنس طیفی خاص و قطعا برای مقاصد همان طیف خاص.
البته اقدام بستن درب اداره کل برای جلوگیری از تجمع و باز نگهداشتن دست نیروهای سرکوب، نشان میدهد هنوز ارادهای برای تغییر در ساختار اداره کل از سوی مدیر کل وجود ندارد. متاسفانه ایشان همان راه بازجو مدیرکل را ادامه میدهد.
لازم است جناب مدیرکل فرآیند انتصاب روسای ادارات را شفاف بگوید تا زمینهی اعتماد از دست رفته باز گردد.
📌 یادداشتهای مندرج در این کانال، صرفاً دیدگاههای شخصی نویسندگان بوده و لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
✍ #لقمان_افضلی عضو انجمن صنفی معلمان کردستان سنندج
بیشک انتخاب مدیرکل بومی و از جنس آموزش و پرورش در این برهه نویدبخش و امید را برای معلمان کردستان به همراه داشت.
سنتشکنیای که مقاومت و خواست ملتها سبب شد تا بالاخره کاربدستان را مجبور به پذیرش این مهم کند.
هر چند هنوز برای قضاوت عملکرد مدیران بومی زود است و باید بپذیریم اندک تغییرات در این سیستم بسته و دیکتاتوری خیلی سخت است و نیاز به زمان.
این یادداشت هشداری است برای مدیران بومی کردستان که فراموش نکنند نباید رابطهای یکطرفه و استبدادگونه ایجاد کنند که سبب سکوت و سکون منزجرکننده مثل گذشته باشد؛ این قبای ریاست چند صباحی بیشتر دوام نخواهد آورد ....
اولین آزمون و شکست مفتضحانه را فرماندار سنندج داشت؛ زمانی که در جلسه معارفه خویش عنوان کرد پستها تا مادامیکه عضو ستادهای انتخاباتی (ستادهای پولشویی) مانده باشد به کسی غیر واگذار نمیشود. این دست از سخنان نشان از سرکوبی وحشتناک دارد. شایستهسالاریای اگه بود کما اینکه خود شخص شما باید خیلی زودتر از اینها فرماندار میشدید؛ لطفا شما راه گذشتگان منفور در حذف شایستگان را نروید.
دومین شکست را مدیرکل آموزش و پرورش کردستان با انتصاب هیرش رضایی مرتکب شد. انتصابی که نشان از تایید سخنان فرماندار محترم دارد.
انتصابی کاملا سیاسی، از جنس طیفی خاص و قطعا برای مقاصد همان طیف خاص.
البته اقدام بستن درب اداره کل برای جلوگیری از تجمع و باز نگهداشتن دست نیروهای سرکوب، نشان میدهد هنوز ارادهای برای تغییر در ساختار اداره کل از سوی مدیر کل وجود ندارد. متاسفانه ایشان همان راه بازجو مدیرکل را ادامه میدهد.
لازم است جناب مدیرکل فرآیند انتصاب روسای ادارات را شفاف بگوید تا زمینهی اعتماد از دست رفته باز گردد.
📌 یادداشتهای مندرج در این کانال، صرفاً دیدگاههای شخصی نویسندگان بوده و لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
👍15❤4👎3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 تجلیل از خانم لیدا اسماعیلی و احمد درخشان توسط تعدادی از کنشگران صنفی کارگران و معلمان البرز
🔸 همزمان با فرا رسیدن اول ماه مه #روز_جهانی_کارگر، و ۱۲ اردیبهشت "روز ملی معلم" مراسمی در نکوداشت دو تن از کنشگران صنفی معلمان البرز سرکار خانم #لیدا_اسماعیلی و آقای #احمد_درخشان برگزار شد.
🔸لیدا اسماعیلی و احمد درخشان به دلیل دفاع از حقوق دانشآموزان و خواستههای صنفی هرکدام بهترتیب به ۴ ماه انفصال و دو ماه انفصال از خدمت محکوم شدهاند. به پاس تلاشهای ارزندهی این دو کنشگر صنفی معلمان، تعدادی از فعالان کارگری و فرهنگی استان البرز، آیین تقدیر از این دو معلم شریف را برگزار و هدایایی به آنان تقدیم کردند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
🔸 همزمان با فرا رسیدن اول ماه مه #روز_جهانی_کارگر، و ۱۲ اردیبهشت "روز ملی معلم" مراسمی در نکوداشت دو تن از کنشگران صنفی معلمان البرز سرکار خانم #لیدا_اسماعیلی و آقای #احمد_درخشان برگزار شد.
🔸لیدا اسماعیلی و احمد درخشان به دلیل دفاع از حقوق دانشآموزان و خواستههای صنفی هرکدام بهترتیب به ۴ ماه انفصال و دو ماه انفصال از خدمت محکوم شدهاند. به پاس تلاشهای ارزندهی این دو کنشگر صنفی معلمان، تعدادی از فعالان کارگری و فرهنگی استان البرز، آیین تقدیر از این دو معلم شریف را برگزار و هدایایی به آنان تقدیم کردند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
❤26👍5🔥3🤔2
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران تقدیم میکند: 🎤فایل صوتی برنامه مطالبات معلمان از صندوق ذخیره فرهنگیان سخنران اول: مهدی سورگی سخنران دوم: آمیر خراسانی مدیر پنل: محمود باقری 📍این برنامه در تاریخ نهم اردیبهشت ماه برگزار شد. 🔹🔹🔹 شورای هماهنگی…
صندوق ذخیره (1).pdf
4.5 MB
🔴آمار و اطلاعات از صندوق ذخیره فرهنگیان
✍ مهدی سورگی
📍در این مجموعه پاور پوینت، معلمان شاغل و بازنشسته میتوانند به یک آگاهی نسبی از شرایط صندوق ذخیره فرهنگیان و میزانی از سواستفادههایی که از منافع فرهنگیان در این سالها اتفاق افتاده است برسند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
✍ مهدی سورگی
📍در این مجموعه پاور پوینت، معلمان شاغل و بازنشسته میتوانند به یک آگاهی نسبی از شرایط صندوق ذخیره فرهنگیان و میزانی از سواستفادههایی که از منافع فرهنگیان در این سالها اتفاق افتاده است برسند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
👍14
«ایستاده جان دادن»
به یاد و خاطره معلم اعدامی
مقاوم و پرشکوه
بهسان کوه
بهسان شاهو
یادت گرامی
رفیق کوه و کمر
یادت گرامی
رفیق شعر و شاملو
یادت گرامی
رفیق کودکان محروم
گفته بودی
نسیم یادت را خواهد برد
از میان میلهها و بلندی حصار
حالا کودکان دیروز
زنان و مردان رنجکشیدهی امروز
برایَت دست تکان میدهند
برای نسیمی که
از لابهلای بلوطهای شاهو میگذرد
وقتی میگویند
یادی ئەزیزت پیرۆز
یکی از نسیم میپرسد
گور بینشانش کجاست؟
و نسیم تا اعماق قلبش نفوذ میکند
نامت جاوید
رها از بند
رفیق بیکفن!
فرزاد!
«یئلماز»
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۹، تلفنهای اندرزگاه هفت زندان اوین قطع شد تا پیش از پایان هفته معلم، فرزاد را اعدام کنند. محبوبیت و بیگناهی فرزاد چنان بارز بود که زندانبان ناچار شد حکم را در سکوت اجرا کند؛ به همین دلیل تلفنها را قطع کردند تا کسی از انتقال فرزاد و علی حیدریان برای اعدام باخبر نشود.
بجز فرزاد کمانگر و علی حیدریان، آنسوتر فرهاد وکیلی را از بند ۳۵۰ زندانیان سیاسی و شیرین علمهولی را از بند زنان فراخواندند و به همراه یک زندانی سیاسی دیگر به نام مهدی اسلامیان به دار آویختند.
فرزاد سحرگاه ۱۹ اردیبهشت اعدام شد، یعنی در آخرین روزِ هفته معلم. این اعدام پیامی بود برای آنان که تصور میکردند دوران دههی طلایی شصت به پایان رسیده است. در خرداد ۸۸، نئوخطامامیها برای بازگرداندن نخستوزیر آن دوران به قدرت، مردم را به اعتراض فراخواندند. اما وقتی با هزینه روبرو شدند، مردم را تنها گذاشتند. نخستوزیر آن دوران، گویی تازه متوجه عمق فاجعه شده بود، اعدام ۱۹ اردیبهشت را محکوم کرد. اشتباه محاسبهاش این بود که فراموش کرده بود در دهه اعدامها، خود نخستوزیر بوده است. با وجود این، او خط قرمز را رد کرده بود و مجازات شد.
اعدام پنج زندانی سیاسی، پیامی روشن پس از اعتراضات ۸۸ داشت: اگر سیستم بخواهد، هنوز قادر است بهراحتی به دهه شصت بازگردد، حتی اگر آمران و دستاندرکاران آن دهه رنگ عوض کرده و لباس اصلاحطلبی پوشیده باشند.
امروز هم اعدامهای دستهجمعی ادامه دارد. فقط در یک روز، چهارشنبه، پنج نفر را در قزلحصار اعدام کردند. کیفرخواستها با اتهام بغی و محاربه روانه دادگاه میشود. در میان محکومان، زن و مرد، پیر و جوان، فعال سیاسی و کارگری به چشم میخورند که در صف اجرای حکماند. اعدام، اصلیترین ابزار سرکوب است. طبیعی است که در برابر آن باید مقاومت جانانه کرد. شکلگیری، گسترش و ادامهی کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» با تمام محدودیتها و خطرات از سوی زندانیان، مصداق بارز این مقاومت جانانه در برابر اعدام است.
پس از انتشار خبر اعدام، خانواده و دوستان اعدامیها به اوین و سپس به بهشت زهرا مراجعه کردند تا نشانی بیابند. اما هرگز محل دفن را به دایهسلطنه، مادر فرزاد، و دیگر خانوادهها نگفتند. گویی حاکمیت میخواهد آشکارا بگوید که هنوز میتواند اعدام کند و جنازه را هم تحویل ندهد؛ قدرتش را به رخ میکشد.
اما هر جا سرکوب هست، مقاومت هم جاری و ساری است. مانند روایت اعدام فرزاد، او را پنهانی دفن کردند. اما همانگونه که فرزاد همیشه میگفت، نسیم، یادش را از اوین تا شاهو، و از شاهو تا سلیمانیه و روژاوا با خود برده است.
✍🏽 #جعفر_ابراهیمی
بازنویسی یادداشت اردیبهشت ۱۴۰۴
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
به یاد و خاطره معلم اعدامی
مقاوم و پرشکوه
بهسان کوه
بهسان شاهو
یادت گرامی
رفیق کوه و کمر
یادت گرامی
رفیق شعر و شاملو
یادت گرامی
رفیق کودکان محروم
گفته بودی
نسیم یادت را خواهد برد
از میان میلهها و بلندی حصار
حالا کودکان دیروز
زنان و مردان رنجکشیدهی امروز
برایَت دست تکان میدهند
برای نسیمی که
از لابهلای بلوطهای شاهو میگذرد
وقتی میگویند
یادی ئەزیزت پیرۆز
یکی از نسیم میپرسد
گور بینشانش کجاست؟
و نسیم تا اعماق قلبش نفوذ میکند
نامت جاوید
رها از بند
رفیق بیکفن!
فرزاد!
«یئلماز»
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۹، تلفنهای اندرزگاه هفت زندان اوین قطع شد تا پیش از پایان هفته معلم، فرزاد را اعدام کنند. محبوبیت و بیگناهی فرزاد چنان بارز بود که زندانبان ناچار شد حکم را در سکوت اجرا کند؛ به همین دلیل تلفنها را قطع کردند تا کسی از انتقال فرزاد و علی حیدریان برای اعدام باخبر نشود.
بجز فرزاد کمانگر و علی حیدریان، آنسوتر فرهاد وکیلی را از بند ۳۵۰ زندانیان سیاسی و شیرین علمهولی را از بند زنان فراخواندند و به همراه یک زندانی سیاسی دیگر به نام مهدی اسلامیان به دار آویختند.
فرزاد سحرگاه ۱۹ اردیبهشت اعدام شد، یعنی در آخرین روزِ هفته معلم. این اعدام پیامی بود برای آنان که تصور میکردند دوران دههی طلایی شصت به پایان رسیده است. در خرداد ۸۸، نئوخطامامیها برای بازگرداندن نخستوزیر آن دوران به قدرت، مردم را به اعتراض فراخواندند. اما وقتی با هزینه روبرو شدند، مردم را تنها گذاشتند. نخستوزیر آن دوران، گویی تازه متوجه عمق فاجعه شده بود، اعدام ۱۹ اردیبهشت را محکوم کرد. اشتباه محاسبهاش این بود که فراموش کرده بود در دهه اعدامها، خود نخستوزیر بوده است. با وجود این، او خط قرمز را رد کرده بود و مجازات شد.
اعدام پنج زندانی سیاسی، پیامی روشن پس از اعتراضات ۸۸ داشت: اگر سیستم بخواهد، هنوز قادر است بهراحتی به دهه شصت بازگردد، حتی اگر آمران و دستاندرکاران آن دهه رنگ عوض کرده و لباس اصلاحطلبی پوشیده باشند.
امروز هم اعدامهای دستهجمعی ادامه دارد. فقط در یک روز، چهارشنبه، پنج نفر را در قزلحصار اعدام کردند. کیفرخواستها با اتهام بغی و محاربه روانه دادگاه میشود. در میان محکومان، زن و مرد، پیر و جوان، فعال سیاسی و کارگری به چشم میخورند که در صف اجرای حکماند. اعدام، اصلیترین ابزار سرکوب است. طبیعی است که در برابر آن باید مقاومت جانانه کرد. شکلگیری، گسترش و ادامهی کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» با تمام محدودیتها و خطرات از سوی زندانیان، مصداق بارز این مقاومت جانانه در برابر اعدام است.
پس از انتشار خبر اعدام، خانواده و دوستان اعدامیها به اوین و سپس به بهشت زهرا مراجعه کردند تا نشانی بیابند. اما هرگز محل دفن را به دایهسلطنه، مادر فرزاد، و دیگر خانوادهها نگفتند. گویی حاکمیت میخواهد آشکارا بگوید که هنوز میتواند اعدام کند و جنازه را هم تحویل ندهد؛ قدرتش را به رخ میکشد.
اما هر جا سرکوب هست، مقاومت هم جاری و ساری است. مانند روایت اعدام فرزاد، او را پنهانی دفن کردند. اما همانگونه که فرزاد همیشه میگفت، نسیم، یادش را از اوین تا شاهو، و از شاهو تا سلیمانیه و روژاوا با خود برده است.
✍🏽 #جعفر_ابراهیمی
بازنویسی یادداشت اردیبهشت ۱۴۰۴
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
❤62👍9😢5🔥3🙏1👌1
🔴 اصغر امیرزادگان بدون هیچ دلیل قانونی و موجهی در زندان به سر میبرد
#اصغر_امیرزادگان عضو هیئت مدیره انجمن صنفی معلمان فارس که از تاریخ ٢٣ فروردین ماه ١۴٠۴ بدون دلیل موجه درحالیکه پرونده ایشان پس از حکم بدوی دادگاه انقلاب #فیروزآباد و اعتراض آقای امیرزادگان، در دادگاه تجدیدنظر در حال بررسی است و حکم ایشان قطعی نشده، در زندان فیروزآباد به سر میبرد.
بخاطر شرایط جسمانی و نامه و پرونده پزشکی که ایشان شرایط تحمل حبس را ندارند، قرار شد به طور موقت آزاد شود. ولی دادستان #فیروزآباد به بهانههای مختلف مانع آزادی ایشان میشود، ابتدا یک کفیل، بعد از چند روز دو کفیل و بعد از آن شرط آزادی ایشان را کفالت ٣ نفر دانستند. پس از تلاش خانواده و حاضر شدن سه تن از فرهنگیان، نامه آزادی ایشان صادر میشود ولی باز هم دادستان بهانه جدید میآورد که او یک پرونده دیگر نیز دارد و مانع آزادی ایشان میشود.
🔸کدام پرونده؟
آیا میشود دادستان از پرونده یک زندانی خبر نداشته باشد و پس از صدور حکم آزادی به یاد آورد که پرونده دیگری هم دارد؟
آیا متهم نباید از کم و کیف پروندههای خود مطلع باشد که بتواند اقدامی قانونی انجام دهد؟
چرا با روح و روان خانواده زندانی بازی میشود ؟
مگر نه این است که شما مجریان قانون باید مطابق با قانون انجام وظیفه نمائید؟
🔸انجمن صنفی معلمان فارس صریحا از مراجع قانونی میخواهد که اصغر امیرزادگان معلم زندانی را آزاد و از او دلجویی و رفع اتهام گردد.
#جای_معلم_زندان_نیست
#انجمن_صنفی_معلمان_فارس
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
#اصغر_امیرزادگان عضو هیئت مدیره انجمن صنفی معلمان فارس که از تاریخ ٢٣ فروردین ماه ١۴٠۴ بدون دلیل موجه درحالیکه پرونده ایشان پس از حکم بدوی دادگاه انقلاب #فیروزآباد و اعتراض آقای امیرزادگان، در دادگاه تجدیدنظر در حال بررسی است و حکم ایشان قطعی نشده، در زندان فیروزآباد به سر میبرد.
بخاطر شرایط جسمانی و نامه و پرونده پزشکی که ایشان شرایط تحمل حبس را ندارند، قرار شد به طور موقت آزاد شود. ولی دادستان #فیروزآباد به بهانههای مختلف مانع آزادی ایشان میشود، ابتدا یک کفیل، بعد از چند روز دو کفیل و بعد از آن شرط آزادی ایشان را کفالت ٣ نفر دانستند. پس از تلاش خانواده و حاضر شدن سه تن از فرهنگیان، نامه آزادی ایشان صادر میشود ولی باز هم دادستان بهانه جدید میآورد که او یک پرونده دیگر نیز دارد و مانع آزادی ایشان میشود.
🔸کدام پرونده؟
آیا میشود دادستان از پرونده یک زندانی خبر نداشته باشد و پس از صدور حکم آزادی به یاد آورد که پرونده دیگری هم دارد؟
آیا متهم نباید از کم و کیف پروندههای خود مطلع باشد که بتواند اقدامی قانونی انجام دهد؟
چرا با روح و روان خانواده زندانی بازی میشود ؟
مگر نه این است که شما مجریان قانون باید مطابق با قانون انجام وظیفه نمائید؟
🔸انجمن صنفی معلمان فارس صریحا از مراجع قانونی میخواهد که اصغر امیرزادگان معلم زندانی را آزاد و از او دلجویی و رفع اتهام گردد.
#جای_معلم_زندان_نیست
#انجمن_صنفی_معلمان_فارس
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
😢18🔥12👍11❤2💔2👌1
🔴 زنکشی یک سیاست است، نه یک تراژدی: فاطمه برخورداری و هزاران زن دیگر
✍🏽شیوا عاملیراد
🔴 زنکشی یک سیاست است، نه یک تراژدی: فاطمه برخورداری و هزاران زن دیگر
✍🏽شیوا عاملیراد
فاطمه برخورداری، معلم سبزواری و مادر سه فرزند، در تاریخ ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، همزمان با روز معلم، در ملأعام توسط مردی که همسرش خوانده میشد، با ضربات چاقو به قتل رسید.
این قتل نه تصادفی بود و نه یک رویداد غیرمنتظره؛ بلکه نتیجهی خشونتهای مداوم و تهدیدهایی بود که فاطمه بارها دربارهشان هشدار داده بود. شکایتهای مکرر او از همسرش، که ایشان هم معلم بود، در دستگاههای مسئول به نتیجه نرسید. هیچیک از نهادهای دولتی، قضائی، و بهویژه وزارت آموزش و پرورش، هیچگونه اقدامی برای محافظت از جان او انجام ندادند. این بیتفاوتی، تنها ناشی از ناکارآمدی نیست، بلکه نشانگر مشارکت ساختاری این نهادها در بازتولید خشونت جنسیتی و تقویت نظم زنستیز حاکم است که هر روز زنان را به قتل میرساند.
قتل فاطمه یک تراژدی شخصی یا «اختلاف خانوادگی» نیست؛ بلکه یک جلوه از پروژهی سیاسی مرد/دولتسالاری است که از طریق قوانین و فرهنگ رسمی مردسالارانه، زنان را در موقعیتی دائمی از بیقدرتی، و حذفپذیری قرار میدهد. زنکشی در ایران، انعکاس ساختاری از نظم حاکم است که بر اساس تبعیض و سلطهی جنسیتی بنا شده است؛ یک پیامد مستقیم از خشونت دولتی و سکوت ساختاری در برابر حق زنان برای زیستن آزاد، ایمن و انسانی میباشد.
فاطمه تنها یک قربانی نبود؛ او زنی بود که در برابر خشونت ایستاد و در غیاب هرگونه حمایت اجتماعی، حقوقی یا نهادی، بهای این مقاومت را با جان خود پرداخت. او نماد هزاران زنی است که برای به دست آوردن حق طلاق، امنیت، و حق بر بدن و زندگی خود با خشونت مرگبار روبهرو میشوند.
در دنیایی که قتل زنان به یک «اتفاق روزمره» تبدیل شده است، کشتن زنان تبدیل به عملی بیهزینه و بیعواقب برای مرتکبان آن شده است. اخبار روزانه و رسانهها پر است از قتلهای وحشیانه زنان؛ آنچه این قتلها را به چیزی تکراری و تقریباً بیاهمیت بدل میکند، سکوت نهادها و بیتوجهی به امنیت و حقوق زنان است. زنان هر روز با تهدید به مرگ زندگی میکنند، اما در جامعهای که قتل آنان نه تنها نادیده گرفته میشود، بلکه به «اختلافات خانوادگی» یا «حادثه» تقلیل مییابد، هیچگونه مسئولیتی برای پایان دادن به این چرخهی خشونت بر دوش کسی نیست.
پن: شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، ضمن ابراز همدردی عمیق نسبت به قتل فاجعهآمیز فاطمه برخورداری، این زنکشی سیستماتیک را قویاً محکوم میکند. این شورا خواهان پیگرد قضائی فوری، پاسخگویی شفاف نهادهایی است که با سکوت و بیعملی خود مسئول مستقیم این جنایتاند، و نیز خواستار ایجاد سازوکارهای مؤثر، مستقل و پاسخگو برای حمایت از زنان در برابر خشونتهای خانگی و حکومتی است.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
✍🏽شیوا عاملیراد
🔴 زنکشی یک سیاست است، نه یک تراژدی: فاطمه برخورداری و هزاران زن دیگر
✍🏽شیوا عاملیراد
فاطمه برخورداری، معلم سبزواری و مادر سه فرزند، در تاریخ ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، همزمان با روز معلم، در ملأعام توسط مردی که همسرش خوانده میشد، با ضربات چاقو به قتل رسید.
این قتل نه تصادفی بود و نه یک رویداد غیرمنتظره؛ بلکه نتیجهی خشونتهای مداوم و تهدیدهایی بود که فاطمه بارها دربارهشان هشدار داده بود. شکایتهای مکرر او از همسرش، که ایشان هم معلم بود، در دستگاههای مسئول به نتیجه نرسید. هیچیک از نهادهای دولتی، قضائی، و بهویژه وزارت آموزش و پرورش، هیچگونه اقدامی برای محافظت از جان او انجام ندادند. این بیتفاوتی، تنها ناشی از ناکارآمدی نیست، بلکه نشانگر مشارکت ساختاری این نهادها در بازتولید خشونت جنسیتی و تقویت نظم زنستیز حاکم است که هر روز زنان را به قتل میرساند.
قتل فاطمه یک تراژدی شخصی یا «اختلاف خانوادگی» نیست؛ بلکه یک جلوه از پروژهی سیاسی مرد/دولتسالاری است که از طریق قوانین و فرهنگ رسمی مردسالارانه، زنان را در موقعیتی دائمی از بیقدرتی، و حذفپذیری قرار میدهد. زنکشی در ایران، انعکاس ساختاری از نظم حاکم است که بر اساس تبعیض و سلطهی جنسیتی بنا شده است؛ یک پیامد مستقیم از خشونت دولتی و سکوت ساختاری در برابر حق زنان برای زیستن آزاد، ایمن و انسانی میباشد.
فاطمه تنها یک قربانی نبود؛ او زنی بود که در برابر خشونت ایستاد و در غیاب هرگونه حمایت اجتماعی، حقوقی یا نهادی، بهای این مقاومت را با جان خود پرداخت. او نماد هزاران زنی است که برای به دست آوردن حق طلاق، امنیت، و حق بر بدن و زندگی خود با خشونت مرگبار روبهرو میشوند.
در دنیایی که قتل زنان به یک «اتفاق روزمره» تبدیل شده است، کشتن زنان تبدیل به عملی بیهزینه و بیعواقب برای مرتکبان آن شده است. اخبار روزانه و رسانهها پر است از قتلهای وحشیانه زنان؛ آنچه این قتلها را به چیزی تکراری و تقریباً بیاهمیت بدل میکند، سکوت نهادها و بیتوجهی به امنیت و حقوق زنان است. زنان هر روز با تهدید به مرگ زندگی میکنند، اما در جامعهای که قتل آنان نه تنها نادیده گرفته میشود، بلکه به «اختلافات خانوادگی» یا «حادثه» تقلیل مییابد، هیچگونه مسئولیتی برای پایان دادن به این چرخهی خشونت بر دوش کسی نیست.
مبارزه با زنکشی، مبارزه با نظمی است که زندگی زنان را بیارزش میداند و خشونت را در تار و پود خود نهادینه کرده است.
پن: شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، ضمن ابراز همدردی عمیق نسبت به قتل فاجعهآمیز فاطمه برخورداری، این زنکشی سیستماتیک را قویاً محکوم میکند. این شورا خواهان پیگرد قضائی فوری، پاسخگویی شفاف نهادهایی است که با سکوت و بیعملی خود مسئول مستقیم این جنایتاند، و نیز خواستار ایجاد سازوکارهای مؤثر، مستقل و پاسخگو برای حمایت از زنان در برابر خشونتهای خانگی و حکومتی است.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
👍35😢15💔8🔥6👎3❤2😱1🙏1👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در تاریخ نهم اردیبهشت ۱۴۰۴ در گوگل میت سمیناری با میزبانی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران برگزار شد که مهدی سورگی به نقد جریان مطالبهگری صندوق ذخیره فرهنگیان پرداخت و تلاش کرد که نقشه راه مطالبهگری را ترسیم کند.
در این ارائه به موضوعات زیر پرداخته شده:
بخش اول-بیانمسئله:
در آن با سند و مدرک نشان داده شده است که در حق فرهنگیان عضو چه اجحافهایی صورت گرفته است.
بخش دوم–نقد جریان مطالبهگری
در این بخش به منظور رعایت چارچوب علمی کار، ابتدا به بیان ماتریس هدف – تکنیک در عرصه مطالبهگری پرداخته شده و سپس تلاش کرده که با استفاده از این ماتریس انواع کم و کاستیهای جریان مطالبهگری را نشان دهد.
بخش سوم–پیشنهاد نقشه راه مطالبهگری
در این بخش با ترسیم انواع نیروهای موثر بر ایجاد نارضایتی فرهنگیان و همچنین عناصر اصلی جریان مطالبهگری، سعی در یافتن راهی برای غلبه بر نیروها به نفع فرهنگیان عضو داشته است.
📍به همه علاقه مندان توصیه میکنیم این ویدئو را تماشا کرده و به منظور توسعه هرچه بیشتر آگاهی آنرا بازنشر دهند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
در این ارائه به موضوعات زیر پرداخته شده:
بخش اول-بیانمسئله:
در آن با سند و مدرک نشان داده شده است که در حق فرهنگیان عضو چه اجحافهایی صورت گرفته است.
بخش دوم–نقد جریان مطالبهگری
در این بخش به منظور رعایت چارچوب علمی کار، ابتدا به بیان ماتریس هدف – تکنیک در عرصه مطالبهگری پرداخته شده و سپس تلاش کرده که با استفاده از این ماتریس انواع کم و کاستیهای جریان مطالبهگری را نشان دهد.
بخش سوم–پیشنهاد نقشه راه مطالبهگری
در این بخش با ترسیم انواع نیروهای موثر بر ایجاد نارضایتی فرهنگیان و همچنین عناصر اصلی جریان مطالبهگری، سعی در یافتن راهی برای غلبه بر نیروها به نفع فرهنگیان عضو داشته است.
📍به همه علاقه مندان توصیه میکنیم این ویدئو را تماشا کرده و به منظور توسعه هرچه بیشتر آگاهی آنرا بازنشر دهند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
👍7👌6
Audio
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران تقدیم میکند:
🎤فایل صوتی برنامه آمورش و ایدئولوژی
سخنران اول: سعید پیوندی
سخنران دوم: مقصود فراستخواه
مدیر پنل: عبداله رضایی
📍این برنامه در تاریخ دهم اردیبهشت ماه برگزار شد.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
🎤فایل صوتی برنامه آمورش و ایدئولوژی
سخنران اول: سعید پیوندی
سخنران دوم: مقصود فراستخواه
مدیر پنل: عبداله رضایی
📍این برنامه در تاریخ دهم اردیبهشت ماه برگزار شد.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
👍12👎3
🟣 تلخ و شیرین یک روز معلمی
(بە بهانە روز معلم)
✍️ غیاث نعمتی - سنندج
بە خاطر طبیعت زیبا و دلفریب بخش سیروان سنندج و نجابت مردمان آن، تصمیم گرفتم امسال در این منطقە خدمت کنم لذا ساعات تدریسم را در مدارس راهنمایی روستاهای "مێراو" و "تەنگیسەر" سازمان دادم. در یکی از روزهای آبان ١٤٠٣ در مدرسە مولوی مێراو و حین مراسم صبحگاە، "شنیا" (یکی از دانشآموزان دختر پایە نهم) بە ناگاە بیحال شد و بە سختی خود را بە دیوار رساند و بر زمین نشست. پس از انتقال وی بە کلاس و انجام برخی مراقبتهای اولیە اندکی حالش بهتر شد. تصور ما بر این بود کە این ضعف و بیحالی احتمالا بە خاطر صبحانە نخوردن و افت فشار بودە است. بە هر صورت بهبود نسبی حاصل شدە ما را از نگرانی بەدر آورد و فکر کردیم خطر رفع شدە است. در فاصلە بین زنگها عازم روستای بالایی (تەنگیسەر) شدم تا با مدیر مدرسە در مورد تغییراتی کە قرار بود در برنامە کلاسیم انجام شود گفتگو کنم. هنوز بە روستا نرسیدە بودم کە یکی از همکاران زنگ زد و با عجلە و استرس گفت "برگرد مدرسە، شنیا حالش خیلی خرابە". بیدرنگ با شتاب و دلهرەای شدید برگشتم و ماشین را از سربالایی مدرسە عبور دادم تا بە جلو حیاط مدرسە برسم. همە دانشآموزان با رنگهای پریدە و دست و پای لرزان دور شنیا حلقە بستە و با نگاهی لبریز از خوف و رجاء بە او خیرە شدە و انگار منتظر معجزەای بودند. بە محض اینکە ماشین را متوقف کردم فورا دو نفر از دختران همکلاسیاش شنیا را سوار کردند تا راهی مرکز بهداشت روستا شویم. هنوز از جادە مدرسە پایین نیامدە بودیم کە از روستا زنگ زدن و گفتن تیم درمانی مرکز بهداشت (پزشک، دارویار، بهورز و...) برای سرکشی رفتەاند روستای نیر(نییەر). ما هم بیدرنگ عازم "نیر" شدیم. چون تیم درمانی مستقر در "مێراو" بە صورت هفتەای بە "نیر" و روستاهای اطراف میروند معمولا آمار مراجعین بالاست و وقتی ما رسیدیم جمعیت زیادی تو صف ایستادە بودند. ولی بە محض دیدن ما اجازە دادن بیدرنگ بە اتاق پزشک برویم. پزشک درمانگاە و همکارانش بلافاصلە شروع بە بررسی علائم حیاتی شنیا کردند. من از رفتارشان فهمیدم کە مسئلە خیلی نگرانکنندە است. یکی از مشکلات جدی هم این بود کە کسی نبود تا پزشک شرح حال دقیقی در مورد شنیا ازش بگیرد، خودش هم توان حرف زدن نداشت. پدرش در یکی از باغهای دور روستا مشغول کار بود و امکان تماس تلفنی با ایشون مقدور نبود. در این مدت من مات و مبهوت رفتارهای همراهان و همکلاسیهای شنیا یعنی "رومینا" و "شنیا" شدە بودم. مدام در رفت و آمد بودند، دست و پای شنیا را میبوسیدند، نبضش را میگرفتند، دعا میکردند، از پزشک و بهورز سوال میپرسیدند، گهگاهی هم با بهت و حسرت به سیمای بیرمق دوستشان خیرە میشدند و دزدکی اشکهای گرم و بیقرارشان را پاک میکردند.
در این فاصلە پزشک بە هر طریقی بود وضعیت شنیا را تثبیت نمود تا اینکە پدرش بە همراە چند نفر از پسران مدرسە کە برای بازگرداندن او بە کوە رفتە بودند سراسیمە وارد درمانگاە شد. پس از شرححالی کە از پدرش گرفتە شد علت بیماری و بدحالی معلوم گردید و با تزریق یکی دو آمپول و چند تا قرص حال شنیا کاملا تغییر کرد ولی قرار شد برای بررسی بیشتر و پیشگیری از هرگونە خطر احتمالی بە سنندج اعزام شود. بە محض ترخیص شنیا ما با ذوقزدگی، سرور و هیجان عجیبی بە سمت مێراو برگشتیم. با اینکە نیم ساعت از تعطیلی مدرسە گذشتە بود ولی دانشآموزان گرسنە، خستە و ناامید روی خاکریز مدرسە نشستە و منتظر خبری از سلامتی شنیا بودند. بە محض دیدن ما و شنیدن بوق و "هورا"ی همراهان با هلهلە و هیجان غیرقابل وصفی از خاکریز مدرسە بە پایین دودید و دوستان خود را در آغوش گرفتند. خلاصە جشن مختصری برپا شد و احساسی سرشار از رضایت، شادی و آرامش بە جای آن همە فشار، ترس و نگرانی نشست. در واقع همە ما در فاصلە چند ساعت جهنم و بهشت را بە چشم دیدیم، ولی جنس خوشحالی من اندکی متفاوت از دانشآموزان بود علاوە بر بهبود حال شنیا، از آن همە نگرانی، همراهی و همدلی بچەها خوشحال بودم و روز بعد در مراسم صبحگاە بە خاطر این رفتار انسانی آنها از همەشون تشکر کردم و گفتم رفتار شما مرور درس خوب و بسیار ارزشمندی بود و ثابت کردید وقتی پای حیات یک انسان در میان است همە چیز باید تحتالشعاع قرار گیرد و تمام انرژیها و فکرها باید در خدمت وضعیت موجود و نجات آن فرد باشد. یواشکی هم در این اندیشە غوطەور بودم کە اگر محفوظات بیخاصت، نمرە، معدل، شاگرد اول شدن، رقابت بر سر مدارس جوراجور، کنکور و... امان بدهد دانشآموزان چقدر میتوانند چیزهای بهتری را تمرین کردە و بە لحاظ انسانی رشد کنند.
متن کامل این یاداشت را در این لینک بخوانید.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
(بە بهانە روز معلم)
✍️ غیاث نعمتی - سنندج
بە خاطر طبیعت زیبا و دلفریب بخش سیروان سنندج و نجابت مردمان آن، تصمیم گرفتم امسال در این منطقە خدمت کنم لذا ساعات تدریسم را در مدارس راهنمایی روستاهای "مێراو" و "تەنگیسەر" سازمان دادم. در یکی از روزهای آبان ١٤٠٣ در مدرسە مولوی مێراو و حین مراسم صبحگاە، "شنیا" (یکی از دانشآموزان دختر پایە نهم) بە ناگاە بیحال شد و بە سختی خود را بە دیوار رساند و بر زمین نشست. پس از انتقال وی بە کلاس و انجام برخی مراقبتهای اولیە اندکی حالش بهتر شد. تصور ما بر این بود کە این ضعف و بیحالی احتمالا بە خاطر صبحانە نخوردن و افت فشار بودە است. بە هر صورت بهبود نسبی حاصل شدە ما را از نگرانی بەدر آورد و فکر کردیم خطر رفع شدە است. در فاصلە بین زنگها عازم روستای بالایی (تەنگیسەر) شدم تا با مدیر مدرسە در مورد تغییراتی کە قرار بود در برنامە کلاسیم انجام شود گفتگو کنم. هنوز بە روستا نرسیدە بودم کە یکی از همکاران زنگ زد و با عجلە و استرس گفت "برگرد مدرسە، شنیا حالش خیلی خرابە". بیدرنگ با شتاب و دلهرەای شدید برگشتم و ماشین را از سربالایی مدرسە عبور دادم تا بە جلو حیاط مدرسە برسم. همە دانشآموزان با رنگهای پریدە و دست و پای لرزان دور شنیا حلقە بستە و با نگاهی لبریز از خوف و رجاء بە او خیرە شدە و انگار منتظر معجزەای بودند. بە محض اینکە ماشین را متوقف کردم فورا دو نفر از دختران همکلاسیاش شنیا را سوار کردند تا راهی مرکز بهداشت روستا شویم. هنوز از جادە مدرسە پایین نیامدە بودیم کە از روستا زنگ زدن و گفتن تیم درمانی مرکز بهداشت (پزشک، دارویار، بهورز و...) برای سرکشی رفتەاند روستای نیر(نییەر). ما هم بیدرنگ عازم "نیر" شدیم. چون تیم درمانی مستقر در "مێراو" بە صورت هفتەای بە "نیر" و روستاهای اطراف میروند معمولا آمار مراجعین بالاست و وقتی ما رسیدیم جمعیت زیادی تو صف ایستادە بودند. ولی بە محض دیدن ما اجازە دادن بیدرنگ بە اتاق پزشک برویم. پزشک درمانگاە و همکارانش بلافاصلە شروع بە بررسی علائم حیاتی شنیا کردند. من از رفتارشان فهمیدم کە مسئلە خیلی نگرانکنندە است. یکی از مشکلات جدی هم این بود کە کسی نبود تا پزشک شرح حال دقیقی در مورد شنیا ازش بگیرد، خودش هم توان حرف زدن نداشت. پدرش در یکی از باغهای دور روستا مشغول کار بود و امکان تماس تلفنی با ایشون مقدور نبود. در این مدت من مات و مبهوت رفتارهای همراهان و همکلاسیهای شنیا یعنی "رومینا" و "شنیا" شدە بودم. مدام در رفت و آمد بودند، دست و پای شنیا را میبوسیدند، نبضش را میگرفتند، دعا میکردند، از پزشک و بهورز سوال میپرسیدند، گهگاهی هم با بهت و حسرت به سیمای بیرمق دوستشان خیرە میشدند و دزدکی اشکهای گرم و بیقرارشان را پاک میکردند.
در این فاصلە پزشک بە هر طریقی بود وضعیت شنیا را تثبیت نمود تا اینکە پدرش بە همراە چند نفر از پسران مدرسە کە برای بازگرداندن او بە کوە رفتە بودند سراسیمە وارد درمانگاە شد. پس از شرححالی کە از پدرش گرفتە شد علت بیماری و بدحالی معلوم گردید و با تزریق یکی دو آمپول و چند تا قرص حال شنیا کاملا تغییر کرد ولی قرار شد برای بررسی بیشتر و پیشگیری از هرگونە خطر احتمالی بە سنندج اعزام شود. بە محض ترخیص شنیا ما با ذوقزدگی، سرور و هیجان عجیبی بە سمت مێراو برگشتیم. با اینکە نیم ساعت از تعطیلی مدرسە گذشتە بود ولی دانشآموزان گرسنە، خستە و ناامید روی خاکریز مدرسە نشستە و منتظر خبری از سلامتی شنیا بودند. بە محض دیدن ما و شنیدن بوق و "هورا"ی همراهان با هلهلە و هیجان غیرقابل وصفی از خاکریز مدرسە بە پایین دودید و دوستان خود را در آغوش گرفتند. خلاصە جشن مختصری برپا شد و احساسی سرشار از رضایت، شادی و آرامش بە جای آن همە فشار، ترس و نگرانی نشست. در واقع همە ما در فاصلە چند ساعت جهنم و بهشت را بە چشم دیدیم، ولی جنس خوشحالی من اندکی متفاوت از دانشآموزان بود علاوە بر بهبود حال شنیا، از آن همە نگرانی، همراهی و همدلی بچەها خوشحال بودم و روز بعد در مراسم صبحگاە بە خاطر این رفتار انسانی آنها از همەشون تشکر کردم و گفتم رفتار شما مرور درس خوب و بسیار ارزشمندی بود و ثابت کردید وقتی پای حیات یک انسان در میان است همە چیز باید تحتالشعاع قرار گیرد و تمام انرژیها و فکرها باید در خدمت وضعیت موجود و نجات آن فرد باشد. یواشکی هم در این اندیشە غوطەور بودم کە اگر محفوظات بیخاصت، نمرە، معدل، شاگرد اول شدن، رقابت بر سر مدارس جوراجور، کنکور و... امان بدهد دانشآموزان چقدر میتوانند چیزهای بهتری را تمرین کردە و بە لحاظ انسانی رشد کنند.
متن کامل این یاداشت را در این لینک بخوانید.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
Telegraph
تلخ و شیرین یک روز معلمی (بە بهانە روز معلم)
بە خاطر طبیعت زیبا و دلفریب بخش سیروان سنندج و نجابت مردمان آن، تصمیم گرفتم امسال در این منطقە خدمت کنم لذا ساعات تدریسم را در مدارس راهنمایی روستاهای "مێراو" و "تەنگیسەر" سازمان دادم. در یکی از روزهای آبان ١٤٠٣ در مدرسە مولوی مێراو و حین مراسم صبحگاە،…
❤49👍21👏6👌4👎1🔥1😢1
🔴 هفته معلم ریق رحمت سر کشید و دروغ از دروغ پر شد
✍ عبداله رضایی
دروغ ایدئال، همان طوق لعنتی است که تاکنون بر گردن واقعیت آویخته شده است. "نیچه"
معلم را تا خدا بردند، دستآموز خدایش کردند، پیامبری را نقش بارز آن دانستند، اما آنچه در سایهسار این تدلیس بر هستی معلم چنگ انداخته، استقرار در زیر خط فقر و یورش به هستی انسانی وی است، و عجبا! مزد این جایگاه جهنمی سکوت است!!
در انتزاع هرگز انضمامی نشدهی گفتمان قدرت، معلم حامل خرد، نقد و تغییر است؛ این همان جهان ساختگی پر از دروغ است که اگر به مرز کنش در آید، افسران جنگ نرم و سخت در صف جهاد برای نفی آن، زندان را پر از خردمندان و ناقدان عقلمحور خواهند کرد؛ این آن واقعیتی است که زیسته میشود.
هیولای دروغ، با غصب روز معلم، روز کشته شدن دکتر خانعلی در ۱۲ اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۰، ایدئولوژی رسمی خود را برای عادت دادن معلم و دانشآموز به بیعت و بندگی و انقیاد، بهعنوان تنها منبع شناخت در آموزش و پرورش مسلط کرد و اطاعت محض از آموزههای خود را راه رستگاری قلمداد کرد؛ اینچنین عقلانیت به مسلخ پول و تفنگ رفت.
معلمان را رستگاران دو جهان میدانند!! با این شرط اساسی و ایدئولوژیک که جهان امروز آنرا به نا کجا آبادی برای تن دادن به فقر، نابرابری، خفقان، مرگ تخیل برای بدیل اسارت در چنگال ایدههای بیجهان قدرت آفرین و سکوت مرگگونه تبدیل شود و شده است؛ آری، سیاستها همه علیه زندگی است.
هرگاه از مقام معلم و خوشبختی او سخن رفت در پس آن گفتار، انطباق یافتن بندهوار و مرید پروری، خواست درونی اربابان و نوچههای بیمقدار آنان بود و چه فضاحت بار، واقعیت بی رحم، این نیات و سیاست های نا کارآمد را بی آبرو می کند!! مگر میشود در دروغ زیست و راستی را ارج نهاد!!
دروغ برای بهرهکشی، فریب، زور، مالکیت، شرارت، غارت و بقا در سرشت قدرت است؛ آزادی، رفاه، برابری و حقوق انسانی تارهای معنایی معلقی است که قدرت برای امنیت خویش تنیده است و این معناهای معلق را فقط در مناسبت ها برای لحظه ی ستم مضاعف لقلقه زبان میسازد.
عادیسازی دروغ فاجعهای است که در آن خشونت پیشگی قاعده میشود. دروغ ابزاری است در زرادخانه حکمرانان که در پهنه زندگی به کار گرفته میشود تا ساعات سلطه افزایش یابد..
و اما پرسشی رهاییبخش: ما باورمندان به دروغایم ؟؟
برای ما که در ازای بزرگداشت مقام مان، انسانیت مان زدودهتر، فقر گسترده تر، مدارس پادگانیتر، سلطه حراستها فراگیرتر، خشونت رسمیتر، مرگ ارزانتر، آینده تاریکتر، دانش آموزان بی آینده تر، دره ی تفاوتها عمیقتر، در تعیین سرنوشت خویش غریبتر، زندانها وسیعتر، حق تشکلیابی حرامتر و اعتراض فقیرتر شد؟!
و چنین دروغ از دروغ پر شد!! این سازهی دروغ را نه تنها افشا که باید شکست: با مواجهه شدن با قدرت تخریبگر دروغ، با به رسمیت شناختن آغاز، با روایت کردن ستمها، با عشق به دیگری، با رها کردن پیله فردیت ذرهای شده، با نترسیدن از راستی، با تجمیع کثرتها، با بیان و ایمان به امر مشترک، با ایجاد تشکلها؛ و بجای تمکین به مرگ، زندگی را میآموزیم.
وقتی خانه در آتش میسوزد انسان حتی شام را از خاطر میبرد_ آری، اما آن را از میان خاکسترها باز مییابد."نیچه"
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
✍ عبداله رضایی
دروغ ایدئال، همان طوق لعنتی است که تاکنون بر گردن واقعیت آویخته شده است. "نیچه"
معلم را تا خدا بردند، دستآموز خدایش کردند، پیامبری را نقش بارز آن دانستند، اما آنچه در سایهسار این تدلیس بر هستی معلم چنگ انداخته، استقرار در زیر خط فقر و یورش به هستی انسانی وی است، و عجبا! مزد این جایگاه جهنمی سکوت است!!
در انتزاع هرگز انضمامی نشدهی گفتمان قدرت، معلم حامل خرد، نقد و تغییر است؛ این همان جهان ساختگی پر از دروغ است که اگر به مرز کنش در آید، افسران جنگ نرم و سخت در صف جهاد برای نفی آن، زندان را پر از خردمندان و ناقدان عقلمحور خواهند کرد؛ این آن واقعیتی است که زیسته میشود.
هیولای دروغ، با غصب روز معلم، روز کشته شدن دکتر خانعلی در ۱۲ اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۰، ایدئولوژی رسمی خود را برای عادت دادن معلم و دانشآموز به بیعت و بندگی و انقیاد، بهعنوان تنها منبع شناخت در آموزش و پرورش مسلط کرد و اطاعت محض از آموزههای خود را راه رستگاری قلمداد کرد؛ اینچنین عقلانیت به مسلخ پول و تفنگ رفت.
معلمان را رستگاران دو جهان میدانند!! با این شرط اساسی و ایدئولوژیک که جهان امروز آنرا به نا کجا آبادی برای تن دادن به فقر، نابرابری، خفقان، مرگ تخیل برای بدیل اسارت در چنگال ایدههای بیجهان قدرت آفرین و سکوت مرگگونه تبدیل شود و شده است؛ آری، سیاستها همه علیه زندگی است.
هرگاه از مقام معلم و خوشبختی او سخن رفت در پس آن گفتار، انطباق یافتن بندهوار و مرید پروری، خواست درونی اربابان و نوچههای بیمقدار آنان بود و چه فضاحت بار، واقعیت بی رحم، این نیات و سیاست های نا کارآمد را بی آبرو می کند!! مگر میشود در دروغ زیست و راستی را ارج نهاد!!
دروغ برای بهرهکشی، فریب، زور، مالکیت، شرارت، غارت و بقا در سرشت قدرت است؛ آزادی، رفاه، برابری و حقوق انسانی تارهای معنایی معلقی است که قدرت برای امنیت خویش تنیده است و این معناهای معلق را فقط در مناسبت ها برای لحظه ی ستم مضاعف لقلقه زبان میسازد.
عادیسازی دروغ فاجعهای است که در آن خشونت پیشگی قاعده میشود. دروغ ابزاری است در زرادخانه حکمرانان که در پهنه زندگی به کار گرفته میشود تا ساعات سلطه افزایش یابد..
و اما پرسشی رهاییبخش: ما باورمندان به دروغایم ؟؟
برای ما که در ازای بزرگداشت مقام مان، انسانیت مان زدودهتر، فقر گسترده تر، مدارس پادگانیتر، سلطه حراستها فراگیرتر، خشونت رسمیتر، مرگ ارزانتر، آینده تاریکتر، دانش آموزان بی آینده تر، دره ی تفاوتها عمیقتر، در تعیین سرنوشت خویش غریبتر، زندانها وسیعتر، حق تشکلیابی حرامتر و اعتراض فقیرتر شد؟!
و چنین دروغ از دروغ پر شد!! این سازهی دروغ را نه تنها افشا که باید شکست: با مواجهه شدن با قدرت تخریبگر دروغ، با به رسمیت شناختن آغاز، با روایت کردن ستمها، با عشق به دیگری، با رها کردن پیله فردیت ذرهای شده، با نترسیدن از راستی، با تجمیع کثرتها، با بیان و ایمان به امر مشترک، با ایجاد تشکلها؛ و بجای تمکین به مرگ، زندگی را میآموزیم.
وقتی خانه در آتش میسوزد انسان حتی شام را از خاطر میبرد_ آری، اما آن را از میان خاکسترها باز مییابد."نیچه"
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
👍46👎2👏1
#خبر_فوری
🔴 آزادی معلم بازداشتی حسین عبادیان با وثیقه یک میلیارد تومانی
🔸#حسین_عبادیان معلم بازنشسته شهریار که در فراخوان تجمع هفته معلم در روز ۱۱ اردیبهشت در تهران بازداشت شده بود، با تودیع وثیقه یک میلیارد تومانی آزاد شد.
این در حالیست که سخنگوی دولت اعلام کرده بود در تجمع صنفی معلمان کسی بازداشت نشده است.
🔸#شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران ضمن حمایت کامل از حسین عبادیان خواهان آزادی بیقید و شرط دیگر معلمان زندانی است.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
🔴 آزادی معلم بازداشتی حسین عبادیان با وثیقه یک میلیارد تومانی
🔸#حسین_عبادیان معلم بازنشسته شهریار که در فراخوان تجمع هفته معلم در روز ۱۱ اردیبهشت در تهران بازداشت شده بود، با تودیع وثیقه یک میلیارد تومانی آزاد شد.
این در حالیست که سخنگوی دولت اعلام کرده بود در تجمع صنفی معلمان کسی بازداشت نشده است.
🔸#شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران ضمن حمایت کامل از حسین عبادیان خواهان آزادی بیقید و شرط دیگر معلمان زندانی است.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
❤29👍4👌4
#خبر
🔴درگذشت غمبار یکی از دانشآموزان حادثه آتشسوزی سرویسمدرسه در ارومیه
🔸متاسفانه با خبر شدیم مهسا اصغری، دانشآموز ارومیهای که در حادثه آتشسوزی سرویس مدرسه مجروح و در بیمارستان بستری شده بود، ساعاتی پیش براثر شدت جراحات وارده درگذشت.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
🔴درگذشت غمبار یکی از دانشآموزان حادثه آتشسوزی سرویسمدرسه در ارومیه
🔸متاسفانه با خبر شدیم مهسا اصغری، دانشآموز ارومیهای که در حادثه آتشسوزی سرویس مدرسه مجروح و در بیمارستان بستری شده بود، ساعاتی پیش براثر شدت جراحات وارده درگذشت.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
😢25💔10🔥3❤2👍1
#خبر_فوری
🔴 آزادی معلم بازداشتی ولی میرزاسیدی با تودیع وثیقه یک میلیارد تومانی
🔸#ولی_میرز_اسیدی معلم بازنشسته، عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران(تهران)، که روز پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت در مقابل ادارهکل بازداشت شده بود، دقایقی پیش با قرار وثیقه یک میلیارد تومانی آزاد شد.
این در حالیست که سخنگوی دولت اعلام کرده بود در تجمع صنفی معلمان کسی بازداشت نشده است.
#شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران ضمن حمایت از ولی میرزاسیدی خواهان آزادی بیقیدوشرط دیگر معلمان زندانی است.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
🔴 آزادی معلم بازداشتی ولی میرزاسیدی با تودیع وثیقه یک میلیارد تومانی
🔸#ولی_میرز_اسیدی معلم بازنشسته، عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران(تهران)، که روز پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت در مقابل ادارهکل بازداشت شده بود، دقایقی پیش با قرار وثیقه یک میلیارد تومانی آزاد شد.
این در حالیست که سخنگوی دولت اعلام کرده بود در تجمع صنفی معلمان کسی بازداشت نشده است.
#شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران ضمن حمایت از ولی میرزاسیدی خواهان آزادی بیقیدوشرط دیگر معلمان زندانی است.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
👍36❤12🔥6👌3👏2
🔴 هستیم بر آن عهد که بستیم
✍ مژگان باقری؛ فعال صنفی معلمان فارس
🔶 سه سال از بازداشتهای گسترده معلمان در اردیبهشت ۱۴۰۱ میگذرد. بازداشتها به دستور شورای عالی امنیت ملی و ظاهرا به بهانه دیدار چند فعال صنفی با یک زوج سندیکالیست فرانسوی صورت گرفت. اما این بهانه آنقدر بیاساس بود که نه در کیفرخواست بازپرس و نه در احکام صادره کوچکترین اشارهای به آن نشد. دلیل اصلی بازداشتها، تجمعات منظم، هدفمند و سازمانیافته معلمان بود در اعتراض به وضعیت نامناسب مالی و اختصاصا درخواست اجرای رتبهبندی.
🔶 جنبش معلمان مسالمتآمیزترین و مدنیترین جنبشی بود که میتوانست در اوج بحران مشروعیت حاکمیت، حلقه رابط بین مردم ناراضی و حاکمیت قرار گیرد و زمینه را برای تقویت جامعه مدنی و عقبنشینی گام به گام هستهی سخت قدرت فراهم کند. اما چنین درک خردمندانهای در ذهن حاکمان وجود نداشت. مضاف بر اینکه در همان ایام تئوریسینهای استمرارطلب که به غلط نام اصلاحطلب بر خود نهادهاند تجمعات مدنی و متمدنانه معلمان را که در منطقهی آشوبزدهی خاورمیانه اتفاقی نادر به شمار میرود #اعتراضات_مجاز نامیدند.کنایه از اینکه معلمان با چراغ سبز حاکمیت به خیابان آمدهاند و قرار نیست هزینهای پرداخت کنند، تنگنظریِ حاکمان و تحلیلِ مغرضانهی فعالان سیاسی دست به دست هم داد تا شورای عالی امنیت ملی دستور جمع شدن این تجمعات آرام را صادر و برای چندمین بار ثابت کند که حاکمان در مواجهه با بحرانهای کشور جز سرکوب مردم راه دیگری نمیدانند.
🔶 بازداشتهای گسترده در مناطق مختلف کشور بخصوص فارس، تهران و کردستان، پروندهسازیهای عجیب و غریب و نهایتا اتهام مضحکِ اقدام علیه امنیت ملی و صدور احکام دو تا پنج سال زندان برای اکثر معلمان بازداشتی، حاصل همکاری گسترده نهادهای امنیتی با قوه قضائیه برای سرکوب جنبشی بود که اگر ذرهای خردمندی و هوشیاری در حاکمان وجود داشت باید با آغوش باز از آن استقبال میکردند برای فرار از بنبستی که حاکمیت به دلیل بحران مشروعیت سالها با آن دست و پنجه نرم میکرد. زمانی که در یکی از جلسات بازجویی جمله مرحوم بازرگان را برای بازجویم تکرار کردم که:
ما آخرین گروهی هستیم که با زبان قانون با شما سخن می گوییم
هرگز پیشبینی نمیکردم چهارماه پس از آن خیزشی توسط جوانان خشمگین و جان بهلبرسیده صورت بگیرد که زلزله ناشی از آن زندگی، تک تک ایرانیان را تحتتاثیر قرار دهد. جنبش زن زندگی آزادی محصول دههها سرکوب مردم و عدم پاسخگویی حاکمیت و ممانعت از برگزاری اعتراضات مدنی توسط نهادها و سازمانهای مردمی بود.
🔶 اکنون سه سال از سرکوب جنبش معلمان گذشته است. تقریبا تمام معلمان زندانی یا دوره محکومیتشان به پایان رسیده یا آزادی مشروط گرفتهاند و یا مانند من دوران حبس با پابند الکترونیکی را میگذرانند. بیهیچ تردیدی میتوان ادعا کرد که در این مبارزه ناعادلانه بین معلمان و حاکمیت، بازنده بزرگ حاکمیت بوده است. تجربهای که ما معلمان زندانی در این سه سال به دست آوردهایم چنان ارزشمند است که به تمام هزینههای پرداختشده میارزد. ما ناخواسته به درون زندان رفتیم و با افرادی آشنا شدیم که فرزند فقر و محصول راندهشدن از نظام آموزش و پرورشِ طبقاتی کشور بودند؛ ما در اتاقهای بستهی دادگاه قضاتی دیدیم که همزمان به عنوان بازپرس و مدعی العموم نیز ایفای نقش میکردند! ما جنگ زرگری بازجوی خوب و بازجوی بد دیدیم و با بازیهای روانی بازجو با متهم به طور عملی آشنا شدیم. ما بیگناهانی دیدیم که به دلیل بیکفایتی افسر پرونده در ردیابی متهم، بازداشت شده بودند تا از این طریق متهم را وادار به تسلیم کنند. این تجربههای ناب و دست اول برای ما که سالها دغدغه مسائل اجتماعی را داشتیم مانند یک گوهر گرانبها ارزشمند بود.
🔶 بر هیچ کس پوشیده نیست که حاکمیت با تشکل و سازماندهی سر ناسازگاری دارد. تشکلهای صنفی از قدرتمندترین نهادهای مردمی برای کنترل قدرت حاکمیت و نظارت بر اعمال آن هستند و به همین دلیل دهههاست که فعالین صنفی زیر تیغ فشار و مجازاتهای ظالمانه قرار میگیرند تا دست از فعالیت صنفی بردارند؛ اما ما برای رسیدن به خواستههایمان راهی به جز فعالیت مسالمتآمیز صنفی نمی شناسیم. حاکمیت ممکن است در کوتاهمدت بتواند فعالیت صنفی را به مُحاق ببرد اما بالاخره باید کوتاه بیاید و حق تشکلیابی و فعالیتهای مدنی را به رسمیت بشناسد. حاکمیت یک روز خواهد پذیرفت که پای خود را از خیابان که متعلق به مردم و میدان قدرتنمایی تشکلهای صنفی است پس بکشد. آن روز هر چه زودتر بیاید به نفع مصالح کشور و مردم است وگرنه با بازداشت و هزینهتراشی برای فعالین صنفی فقط عِرض خود میبرد و زحمت ما میدارد این راهی است که نه با ما آغاز شده و نه با بازداشت ما به پایان میرسد ما به پایانِ خوش این راه ایمان داریم.
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
✍ مژگان باقری؛ فعال صنفی معلمان فارس
🔶 سه سال از بازداشتهای گسترده معلمان در اردیبهشت ۱۴۰۱ میگذرد. بازداشتها به دستور شورای عالی امنیت ملی و ظاهرا به بهانه دیدار چند فعال صنفی با یک زوج سندیکالیست فرانسوی صورت گرفت. اما این بهانه آنقدر بیاساس بود که نه در کیفرخواست بازپرس و نه در احکام صادره کوچکترین اشارهای به آن نشد. دلیل اصلی بازداشتها، تجمعات منظم، هدفمند و سازمانیافته معلمان بود در اعتراض به وضعیت نامناسب مالی و اختصاصا درخواست اجرای رتبهبندی.
🔶 جنبش معلمان مسالمتآمیزترین و مدنیترین جنبشی بود که میتوانست در اوج بحران مشروعیت حاکمیت، حلقه رابط بین مردم ناراضی و حاکمیت قرار گیرد و زمینه را برای تقویت جامعه مدنی و عقبنشینی گام به گام هستهی سخت قدرت فراهم کند. اما چنین درک خردمندانهای در ذهن حاکمان وجود نداشت. مضاف بر اینکه در همان ایام تئوریسینهای استمرارطلب که به غلط نام اصلاحطلب بر خود نهادهاند تجمعات مدنی و متمدنانه معلمان را که در منطقهی آشوبزدهی خاورمیانه اتفاقی نادر به شمار میرود #اعتراضات_مجاز نامیدند.کنایه از اینکه معلمان با چراغ سبز حاکمیت به خیابان آمدهاند و قرار نیست هزینهای پرداخت کنند، تنگنظریِ حاکمان و تحلیلِ مغرضانهی فعالان سیاسی دست به دست هم داد تا شورای عالی امنیت ملی دستور جمع شدن این تجمعات آرام را صادر و برای چندمین بار ثابت کند که حاکمان در مواجهه با بحرانهای کشور جز سرکوب مردم راه دیگری نمیدانند.
🔶 بازداشتهای گسترده در مناطق مختلف کشور بخصوص فارس، تهران و کردستان، پروندهسازیهای عجیب و غریب و نهایتا اتهام مضحکِ اقدام علیه امنیت ملی و صدور احکام دو تا پنج سال زندان برای اکثر معلمان بازداشتی، حاصل همکاری گسترده نهادهای امنیتی با قوه قضائیه برای سرکوب جنبشی بود که اگر ذرهای خردمندی و هوشیاری در حاکمان وجود داشت باید با آغوش باز از آن استقبال میکردند برای فرار از بنبستی که حاکمیت به دلیل بحران مشروعیت سالها با آن دست و پنجه نرم میکرد. زمانی که در یکی از جلسات بازجویی جمله مرحوم بازرگان را برای بازجویم تکرار کردم که:
ما آخرین گروهی هستیم که با زبان قانون با شما سخن می گوییم
هرگز پیشبینی نمیکردم چهارماه پس از آن خیزشی توسط جوانان خشمگین و جان بهلبرسیده صورت بگیرد که زلزله ناشی از آن زندگی، تک تک ایرانیان را تحتتاثیر قرار دهد. جنبش زن زندگی آزادی محصول دههها سرکوب مردم و عدم پاسخگویی حاکمیت و ممانعت از برگزاری اعتراضات مدنی توسط نهادها و سازمانهای مردمی بود.
🔶 اکنون سه سال از سرکوب جنبش معلمان گذشته است. تقریبا تمام معلمان زندانی یا دوره محکومیتشان به پایان رسیده یا آزادی مشروط گرفتهاند و یا مانند من دوران حبس با پابند الکترونیکی را میگذرانند. بیهیچ تردیدی میتوان ادعا کرد که در این مبارزه ناعادلانه بین معلمان و حاکمیت، بازنده بزرگ حاکمیت بوده است. تجربهای که ما معلمان زندانی در این سه سال به دست آوردهایم چنان ارزشمند است که به تمام هزینههای پرداختشده میارزد. ما ناخواسته به درون زندان رفتیم و با افرادی آشنا شدیم که فرزند فقر و محصول راندهشدن از نظام آموزش و پرورشِ طبقاتی کشور بودند؛ ما در اتاقهای بستهی دادگاه قضاتی دیدیم که همزمان به عنوان بازپرس و مدعی العموم نیز ایفای نقش میکردند! ما جنگ زرگری بازجوی خوب و بازجوی بد دیدیم و با بازیهای روانی بازجو با متهم به طور عملی آشنا شدیم. ما بیگناهانی دیدیم که به دلیل بیکفایتی افسر پرونده در ردیابی متهم، بازداشت شده بودند تا از این طریق متهم را وادار به تسلیم کنند. این تجربههای ناب و دست اول برای ما که سالها دغدغه مسائل اجتماعی را داشتیم مانند یک گوهر گرانبها ارزشمند بود.
🔶 بر هیچ کس پوشیده نیست که حاکمیت با تشکل و سازماندهی سر ناسازگاری دارد. تشکلهای صنفی از قدرتمندترین نهادهای مردمی برای کنترل قدرت حاکمیت و نظارت بر اعمال آن هستند و به همین دلیل دهههاست که فعالین صنفی زیر تیغ فشار و مجازاتهای ظالمانه قرار میگیرند تا دست از فعالیت صنفی بردارند؛ اما ما برای رسیدن به خواستههایمان راهی به جز فعالیت مسالمتآمیز صنفی نمی شناسیم. حاکمیت ممکن است در کوتاهمدت بتواند فعالیت صنفی را به مُحاق ببرد اما بالاخره باید کوتاه بیاید و حق تشکلیابی و فعالیتهای مدنی را به رسمیت بشناسد. حاکمیت یک روز خواهد پذیرفت که پای خود را از خیابان که متعلق به مردم و میدان قدرتنمایی تشکلهای صنفی است پس بکشد. آن روز هر چه زودتر بیاید به نفع مصالح کشور و مردم است وگرنه با بازداشت و هزینهتراشی برای فعالین صنفی فقط عِرض خود میبرد و زحمت ما میدارد این راهی است که نه با ما آغاز شده و نه با بازداشت ما به پایان میرسد ما به پایانِ خوش این راه ایمان داریم.
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
👍36👏3❤2🔥1
🔴 ضرورت تشکیل کمیتههای مستقل دانشآموزی
✍آرام فرج الهی
در نظام آموزشی ایران، ساختارهای رسمی مانند شوراهای دانشآموزی و انجمن دانشآموزی عمدتاً تحت کنترل دولت و نهادهای قدرت قرار دارند و نقش اصلی آنها بازتولید نظم حاکم و کنترل ایدئولوژیک بر دانشآموزان است. این ساختارها بهجای نمایندگی واقعی منافع دانشآموزان، اغلب به ابزاری برای سرکوب مطالبات مستقل و انتقادی تبدیل شدهاند. مدرسه بخشی از ساختاری است که وظیفه دارد سلطه طبقاتی و فرهنگی طبقه حاکم را بازتولید کند. بنابراین، تشکیل کمیتههای مستقل دانشآموزی ضرورتی رادیکال برای مقابله با این بازتولید و ایجاد صدای مستقل و طبقاتی دانشآموزان است.
کمیتههای مستقل دانشآموزی، برخلاف نهادهای رسمی، میتوانند بستری برای سازماندهی مقاومت، طرح مطالبات واقعی و پیوند با جنبشهای معلمان و دیگر گروههای فرودست باشند. این پیوند، زمینهساز اتحاد طبقاتی و ایجاد نیروی اجتماعی مؤثر برای تغییر ساختارهای نابرابر آموزشی و دفاع از حقوق دانشآموزان و معلمان میشود.
تجربه تاریخی تشکلهای معلمان و دانشآموزان در ایران، بهویژه در سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰، نشان میدهد که تشکلهای مستقل (مانند کانونهای معلمان و شوراهای دانشآموزی مستقل) در بزنگاههای تاریخی توانستهاند نقش مؤثر در پیشبرد مطالبات صنفی و طبقاتی ایفا کنند. اما پس از انقلاب، با گسترش کنترل دولتی و امنیتی، این تشکلها یا منحل شدند یا به نهادهای حکومتی تبدیل گردیدند. تجربه تشکیل مجلس دانشآموزی و سازمان دانشآموزی نیز نشان داد که هرگاه تشکلها از پایین و بر اساس نیازهای واقعی شکل بگیرند، مشارکت و رضایت دانشآموزان افزایش مییابد. اما وابستگی به ساختار رسمی، قدرت انتقادی و رادیکال آنها را محدود میکند.
برای تشکیل کمیتههای مستقل دانشآموزی با رویکرد ساختارمند و رادیکال؛ ایجاد هستههای کوچک و مخفی اولیه، دانشآموزان آگاه و فعال با تشکیل گروههای کوچک همفکر، درباره مشکلات مدرسه و جامعه بحث و تبادل نظر کنند.
تدوین منشور و اهداف، اهداف کمیته باید شفاف، صنفی و طبقاتی باشد؛ مانند مبارزه با فشارهای آموزشی، دفاع از حقوق دانشآموزان، مقابله با تبعیض و کنترل ایدئولوژیک.
گسترش شبکهها و جذب اعضا،با استفاده از ارتباطات فردی و شبکههای اجتماعی، اعضای جدید جذب و آموزش داده شوند تا کمیته گسترش یابد.
ارتباط با شورای صنفی فرهنگیان، کمیتهها باید با شوراها و تشکلهای مستقل معلمان ارتباط برقرار کنند تا اتحاد دانشآموزان و معلمان در برابر سیاستهای سرکوبگر و نابرابر شکل بگیرد.
برگزاری جلسات منظم و مخفی، جلسات باید منظم، هدفمند و در صورت لزوم مخفی برگزار شود تا از سرکوب جلوگیری گردد.
تدوین مطالبات و بیانیهها،کمیتهها باید مطالبات خود را بهصورت بیانیه، نامه یا طومار جمعآوری و به مسئولان مدرسه و جامعه منتقل کنند.
سازماندهی اقدامات جمعی، در صورت لزوم، اقدامات جمعی مانند اعتراض، اعتصاب یا تحریم کلاسها با هماهنگی و اتحاد با معلمان و خانوادهها انجام شود.
تشکیل کمیتههای مستقل دانشآموزی و همکاری ساختارمند با شورای صنفی فرهنگیان، پاسخی رادیکال و طبقاتی به ساختار سرکوبگر و نابرابر آموزش در ایران است. این کمیتهها با تکیه بر تجربیات تاریخی و رویکردی ساختاریافته، میتوانند به عنوان نیرویی مؤثر برای دفاع از حقوق دانشآموزان و معلمان و تغییر واقعی در نظام آموزشی عمل کنند.
📌 یادداشتهای مندرج در این کانال، صرفاً دیدگاههای شخصی نویسندگان بوده و لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
✍آرام فرج الهی
در نظام آموزشی ایران، ساختارهای رسمی مانند شوراهای دانشآموزی و انجمن دانشآموزی عمدتاً تحت کنترل دولت و نهادهای قدرت قرار دارند و نقش اصلی آنها بازتولید نظم حاکم و کنترل ایدئولوژیک بر دانشآموزان است. این ساختارها بهجای نمایندگی واقعی منافع دانشآموزان، اغلب به ابزاری برای سرکوب مطالبات مستقل و انتقادی تبدیل شدهاند. مدرسه بخشی از ساختاری است که وظیفه دارد سلطه طبقاتی و فرهنگی طبقه حاکم را بازتولید کند. بنابراین، تشکیل کمیتههای مستقل دانشآموزی ضرورتی رادیکال برای مقابله با این بازتولید و ایجاد صدای مستقل و طبقاتی دانشآموزان است.
کمیتههای مستقل دانشآموزی، برخلاف نهادهای رسمی، میتوانند بستری برای سازماندهی مقاومت، طرح مطالبات واقعی و پیوند با جنبشهای معلمان و دیگر گروههای فرودست باشند. این پیوند، زمینهساز اتحاد طبقاتی و ایجاد نیروی اجتماعی مؤثر برای تغییر ساختارهای نابرابر آموزشی و دفاع از حقوق دانشآموزان و معلمان میشود.
تجربه تاریخی تشکلهای معلمان و دانشآموزان در ایران، بهویژه در سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰، نشان میدهد که تشکلهای مستقل (مانند کانونهای معلمان و شوراهای دانشآموزی مستقل) در بزنگاههای تاریخی توانستهاند نقش مؤثر در پیشبرد مطالبات صنفی و طبقاتی ایفا کنند. اما پس از انقلاب، با گسترش کنترل دولتی و امنیتی، این تشکلها یا منحل شدند یا به نهادهای حکومتی تبدیل گردیدند. تجربه تشکیل مجلس دانشآموزی و سازمان دانشآموزی نیز نشان داد که هرگاه تشکلها از پایین و بر اساس نیازهای واقعی شکل بگیرند، مشارکت و رضایت دانشآموزان افزایش مییابد. اما وابستگی به ساختار رسمی، قدرت انتقادی و رادیکال آنها را محدود میکند.
برای تشکیل کمیتههای مستقل دانشآموزی با رویکرد ساختارمند و رادیکال؛ ایجاد هستههای کوچک و مخفی اولیه، دانشآموزان آگاه و فعال با تشکیل گروههای کوچک همفکر، درباره مشکلات مدرسه و جامعه بحث و تبادل نظر کنند.
تدوین منشور و اهداف، اهداف کمیته باید شفاف، صنفی و طبقاتی باشد؛ مانند مبارزه با فشارهای آموزشی، دفاع از حقوق دانشآموزان، مقابله با تبعیض و کنترل ایدئولوژیک.
گسترش شبکهها و جذب اعضا،با استفاده از ارتباطات فردی و شبکههای اجتماعی، اعضای جدید جذب و آموزش داده شوند تا کمیته گسترش یابد.
ارتباط با شورای صنفی فرهنگیان، کمیتهها باید با شوراها و تشکلهای مستقل معلمان ارتباط برقرار کنند تا اتحاد دانشآموزان و معلمان در برابر سیاستهای سرکوبگر و نابرابر شکل بگیرد.
برگزاری جلسات منظم و مخفی، جلسات باید منظم، هدفمند و در صورت لزوم مخفی برگزار شود تا از سرکوب جلوگیری گردد.
تدوین مطالبات و بیانیهها،کمیتهها باید مطالبات خود را بهصورت بیانیه، نامه یا طومار جمعآوری و به مسئولان مدرسه و جامعه منتقل کنند.
سازماندهی اقدامات جمعی، در صورت لزوم، اقدامات جمعی مانند اعتراض، اعتصاب یا تحریم کلاسها با هماهنگی و اتحاد با معلمان و خانوادهها انجام شود.
تشکیل کمیتههای مستقل دانشآموزی و همکاری ساختارمند با شورای صنفی فرهنگیان، پاسخی رادیکال و طبقاتی به ساختار سرکوبگر و نابرابر آموزش در ایران است. این کمیتهها با تکیه بر تجربیات تاریخی و رویکردی ساختاریافته، میتوانند به عنوان نیرویی مؤثر برای دفاع از حقوق دانشآموزان و معلمان و تغییر واقعی در نظام آموزشی عمل کنند.
📌 یادداشتهای مندرج در این کانال، صرفاً دیدگاههای شخصی نویسندگان بوده و لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
👍16🤔2
🔴 پیگیری صدور کد استخدامی معلمان مهرآفرین!
قابل توجه:
وزارت آموزش و پرورش
سازمان امور استخدامی
سازمان برنامه
مرکز پژوهشها
جناب آقای حسینعلی حاجیدلیگانی، عضو کمیسیون اصل نود مجلس
همانگونه که اطلاع دارید، هنوز برای بسیاری از معلمان طرح مهرآفرین که بعضاً بین ۱۵ تا ۲۲ سال سابقه خدمت دارند، کد استخدامی صادر نشده است! تعدادی زیادی از آنها با گذشت سالها از قرارداد پیمانی، هنوز نتوانستهاند بهصورت رسمی استخدام شوند و همچنین کد یا شناسهی استخدامی نیز دریافت نکردهاند! بر اساس پیگیریها در اسفند ۱۴۰۳، قرار بر آن شد که سازمان امور استخدامی ظرف چند ماه کد استخدامی را برای تمامی این نیروها تهیه کند.
از جناب آقای حسینعلی حاجیدلیگانی، عضو محترم کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی، بهعنوان نمایندهی فعال در پیگیری این موضوع انتظار داریم، ضمن مکلف نمودن وزارت آموزش و پرورش، سازمان امور استخدامی و سازمان برنامه به ارائه گزارش فعالیتهای انجامشده در این زمینه، به انتظار چندینسالهی معلمان طرح مهرآفرین جهت صدور کد استخدامی پایان دهند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
قابل توجه:
وزارت آموزش و پرورش
سازمان امور استخدامی
سازمان برنامه
مرکز پژوهشها
جناب آقای حسینعلی حاجیدلیگانی، عضو کمیسیون اصل نود مجلس
همانگونه که اطلاع دارید، هنوز برای بسیاری از معلمان طرح مهرآفرین که بعضاً بین ۱۵ تا ۲۲ سال سابقه خدمت دارند، کد استخدامی صادر نشده است! تعدادی زیادی از آنها با گذشت سالها از قرارداد پیمانی، هنوز نتوانستهاند بهصورت رسمی استخدام شوند و همچنین کد یا شناسهی استخدامی نیز دریافت نکردهاند! بر اساس پیگیریها در اسفند ۱۴۰۳، قرار بر آن شد که سازمان امور استخدامی ظرف چند ماه کد استخدامی را برای تمامی این نیروها تهیه کند.
از جناب آقای حسینعلی حاجیدلیگانی، عضو محترم کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی، بهعنوان نمایندهی فعال در پیگیری این موضوع انتظار داریم، ضمن مکلف نمودن وزارت آموزش و پرورش، سازمان امور استخدامی و سازمان برنامه به ارائه گزارش فعالیتهای انجامشده در این زمینه، به انتظار چندینسالهی معلمان طرح مهرآفرین جهت صدور کد استخدامی پایان دهند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
👍17
#خبر
🔴فوت یک فرهنگی در حادثه دلخراش کوهدشت
🔸فتح الله باقری از معلمان استان لرستان یکی از هفت نفری بود که در حادثه دلخراش کوهدشت برای نجات همشهریان خود وارد چاه آب شد و بر اثر خفگی جان باخت.
🔸حوادث این چنینی بیش از هر چیز نشانهای از تداوم فقر و محرومیت در استانهای محروم کشور است.
🔸شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن عرض تسلیت به خانواده این فرهنگی قهرمان، یاد و نامش را گرامی میدارد.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
🔴فوت یک فرهنگی در حادثه دلخراش کوهدشت
🔸فتح الله باقری از معلمان استان لرستان یکی از هفت نفری بود که در حادثه دلخراش کوهدشت برای نجات همشهریان خود وارد چاه آب شد و بر اثر خفگی جان باخت.
🔸حوادث این چنینی بیش از هر چیز نشانهای از تداوم فقر و محرومیت در استانهای محروم کشور است.
🔸شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن عرض تسلیت به خانواده این فرهنگی قهرمان، یاد و نامش را گرامی میدارد.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
💔39😢10👍4🔥2🙏1