✅ محسن سیفی، مدیرعامل بانک صادرات ایران در گفتگو با نشریه تازههای اقتصاد پیرامون حاکمیت پولی اقتصاد ایران صحبت کرده است.
3⃣ #بخش_سوم❓ یکی از چالش های اساسی نظام بانکی کشور رفع ناترازی بانکهاست، بانک مرکزی سیاست هایی را در دوره اخیر اعمال کرده که کنترل مقداری ترازنامه یکی از این اقدامات بوده است، این اقدام را چقدر در رفع ناترازیها موثر میدانید؟
🔹 یکی از راههای کنترل ناترازی و عدم تعادل در شبکه بانکی، استفاده از ابزارهای مناسب است.
🔹 با این حال، واقعیت این است که اقتصاد ایران بیش از یک دهه با ناترازی شبکه بانکی مواجه بوده و این مشکل در سالهای اخیر به وضوح بیشتر شده است.
🔹 باید ریشهها و دلایل ایجاد این ناترازی را شناسایی کنیم و به دنبال راهحلهایی برای رفع آن باشیم.
🔹 این امر محقق نمیشود مگر اینکه درک درستی از اثرات ناترازی برای تمام ارکان حاکمیت و جامعه ایجاد کنیم.
🔹 به نظر میرسد بسیاری از
بخشهای مردم، دولت و حاکمیت اثرات واقعی این ناترازی را درک نکردهاند.
🔹 تبیین اثرات ناترازی که نهایتاً منجر به ایجاد تورم میشود، باید به درستی انجام شود تا راههای مختلفی که برای رفع این ناترازی در اختیار سیاستگذاران پولی قرار میگیرد، قابل درکتر باشد.
🔹 در غیر این صورت، ممکن است اعتقادات و شبهاتی نسبت به این ابزارها ایجاد شود.
🔹 به رغم اینکه کنترل نقدینگی یک سیاست مناسب بوده، انتقاداتی به آن وارد است که ممکن است مانع تسهیلاتدهی برخی از بانکها شود و تولیدکنندگان نسبت به این مسئله اعتراض داشته باشند.
🔹 اما این ابزار باید در کنار سایر ابزارها در اقتصاد ایران مورد توجه قرار گیرد. پیشزمینه این موضوع، فرهنگسازی و اطلاعرسانی مناسب است.
🔹 وقتی ناترازی در شبکه بانکی وجود دارد و این حجم نقدینگی، ناترازی را افزایش میدهد، بانک مرکزی باید این ناترازی را جبران کند.
🔹 وقتی اضافهبرداشت از بانک مرکزی اتفاق میافتد، پول پرقدرت به جامعه تزریق میشود و عملاً خلق نقدینگی میکنیم.
🔹 نقدینگی که در اقتصاد ایران ایجاد میشود، منجر به افزایش تقاضا شده و اقتصاد ایران در آن شرایط نمیتواند کالا را تأمین و تولید کند و این مازاد تقاضا در اقتصاد ایران، منجر به تورم میشود.
🔹 باید درک کنیم که این ناترازی نهایتاً منجر به ایجاد تورم میشود و اگر میخواهیم تورم را کنترل کنیم، گام اول کنترل ناترازی است.
🔹 یکی از ریشههای جدی ناترازی، توقعات حاکمیت، دولت و نهادهای مختلف از شبکه بانکی است.
🔹 این توقعات در قالبهای مختلفی ایجاد میشود، از جمله تسهیلات تکلیفی که بیشتر از توان بانکهاست و به عهده بانکها گذاشته شده است.
🔹 ما در شرایطی قرار داریم که اقتصاد را بانکمحور کردهایم و تأمین مالی
بخش عمدهای از خانوارها، تولیدات و زیرساختها به عهده بانکهاست.
🔹 در حال حاضر، بانکها توانمندی و قدرت تأمین مالی لازم را ندارند. بخشی از این ناترازی به ناترازی بودجه خانوار برمیگردد که توقعات تأمین مالی از سوی خانوادهها ایجاد میکند و ممکن است بانکها را نزد مردم ناراضی کند.
🔹
بخش دیگری که سیاستگذاران باید به آن توجه کنند، داراییهایی است که به بانکها به بهانههای مختلف واگذار شده و منجر به ایجاد این ناترازی شده است.
🔹 بدهیهای دولت به شبکه بانکی در قالب داراییهایی مانند ساختمانها و شرکتهای واگذار شده، عملاً جریان وجه نقد را از شبکه بانکی خارج کرده و چرخه پولی که از بانک خارج شده، در قالب وجه نقد به شبکه بانکی برنگشته است.
🔹 بخشی از مطالبات نیز مربوط به وصولیهایی است که بانکها از طلبکاران خود داشتهاند و بخشی دیگر مربوط به توقعات حاکمیت یا دولت از شبکه بانکی است.
🔹 به عنوان مثال، واگذاری یک مؤسسه یا مدیریت بحرانهای اجتماعی به بانکها، به داراییهای بانکها افزوده و جریان وجه نقد را از بانک خارج کرده و قدرت تسهیلاتدهی بانکها را کاهش میدهد و عملاً به ناترازی کمک میکند.
🔹 حل مسئله ناترازی بانکها ابزارهای مختلفی دارد که فراتر از بانک مرکزی و حتی دولت باید به آن پرداخته شود.
🔹 کنترل ترازنامه یکی از این ابزارهاست که اقدام درستی بوده، اما اگر در کنار سایر ابزارها از آن استفاده نشود، ممکن است نارضایتیهایی در شبکه بانکی و جامعه نسبت به بانک مرکزی و بانکها ایجاد کند.
🔹 به طور کلی، به نظر میرسد باید از تمام ابزارها برای رفع ناترازی شبکه بانکی استفاده کنیم.
🌐 مطالعه بیشتر✅ @bsi_1331