بازداشت #گلاره_عباسی با آدم فروشی #خسرو_صادقی_بروجنی
.
چند وقتی است که این عامل جمهوری اسلامی به مبارزان و زندانیان سیاسی سابق به هر نحوی نزدیک شده و اخیرا دو نفر از این افراد به نامهای #طاهر_حاجی_قربانی و امروز #گلاره_عباسی بازداشت شدهاند و مدارک دیگری جز اسکرین شاتی که در آن به صراحت طرفداری خود را از نظام اعلام میدارد و در پست آمده در دست میباشد که برای حفظ جان و جلوگیری از بازداشت دیگر مبارزین از پخش آنها معذوریم.
لطفاً از این عامل جمهوری اسلامی دوری کنید و اگر ارتباطی دارید آنرا سریعا قطع کنید
.
چند وقتی است که این عامل جمهوری اسلامی به مبارزان و زندانیان سیاسی سابق به هر نحوی نزدیک شده و اخیرا دو نفر از این افراد به نامهای #طاهر_حاجی_قربانی و امروز #گلاره_عباسی بازداشت شدهاند و مدارک دیگری جز اسکرین شاتی که در آن به صراحت طرفداری خود را از نظام اعلام میدارد و در پست آمده در دست میباشد که برای حفظ جان و جلوگیری از بازداشت دیگر مبارزین از پخش آنها معذوریم.
لطفاً از این عامل جمهوری اسلامی دوری کنید و اگر ارتباطی دارید آنرا سریعا قطع کنید
👍1
افشای مزدوران حکومتی : به گزارش منابع خبری موثق خسرو صادقی بروجنی در پوشش زندانی سیاسی با رژیم همکاری میکند
افشای مزدوران رژیم برای امنیت مبارزان داخل کشور امری کاملا الزامی ایست .
خسرو صادقی بروجنی در سال ۱۴۰۱ با عفو سراسری خامنه ای از زندان آزاد شده است و عجيب تر اینکه به فاصله ی چند روز بعد از آزادی در یک سازمان نیمه دولتی استخدام شده است .این در حالیست که بسیاری از فعالان سیاسی و زندانیان سیاسی سابق یه دلیل سو پیشینه و مشکلاتی که حکومت برای آنها ایجاد میکند حتی امکان اشتغال در شرکت های خصوصی را ندارند چه رسد به مشاغل دولتی ونیمه دولتی.
در طی مدت زندان این شخص سعی در ارتباط نزدیک برقرار کردن با هم بندی های خود به هر شکل و نحوی داشته است وپس از ازادی از زندان هم به این روش ادامه داده و سعی در ارتباط گرفتن با فعالین سیاسی خصوصا فعالین خانم ورفتن به پی وی افراد و حتی سعی در ارتباط حضوری با آنها را داشته است وبعد از این ارتباطات بلافاصله افراد دستگیر میشدند. ( لازم به توضیح است که به دلیل محافظت از حریم شخصی افراد و به دلایل امنیتی افرادی که در داخل کشور فعالیت میکنند از اسامی اشخاص معذور هستیم و این گزارش تنها به دلیل حفظ جان و تهدیدات امنیتی که فعالین داخل کشور در مقابل مزدوران خامنهای تهیه شده است
افشای مزدوران رژیم برای امنیت مبارزان داخل کشور امری کاملا الزامی ایست .
خسرو صادقی بروجنی در سال ۱۴۰۱ با عفو سراسری خامنه ای از زندان آزاد شده است و عجيب تر اینکه به فاصله ی چند روز بعد از آزادی در یک سازمان نیمه دولتی استخدام شده است .این در حالیست که بسیاری از فعالان سیاسی و زندانیان سیاسی سابق یه دلیل سو پیشینه و مشکلاتی که حکومت برای آنها ایجاد میکند حتی امکان اشتغال در شرکت های خصوصی را ندارند چه رسد به مشاغل دولتی ونیمه دولتی.
در طی مدت زندان این شخص سعی در ارتباط نزدیک برقرار کردن با هم بندی های خود به هر شکل و نحوی داشته است وپس از ازادی از زندان هم به این روش ادامه داده و سعی در ارتباط گرفتن با فعالین سیاسی خصوصا فعالین خانم ورفتن به پی وی افراد و حتی سعی در ارتباط حضوری با آنها را داشته است وبعد از این ارتباطات بلافاصله افراد دستگیر میشدند. ( لازم به توضیح است که به دلیل محافظت از حریم شخصی افراد و به دلایل امنیتی افرادی که در داخل کشور فعالیت میکنند از اسامی اشخاص معذور هستیم و این گزارش تنها به دلیل حفظ جان و تهدیدات امنیتی که فعالین داخل کشور در مقابل مزدوران خامنهای تهیه شده است
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"دلار شده ۱۰۰ تومن، اضافه کار ۲۰ تومن!"
اعتصاب و گردهمایی پرستاران و کارکنان درمانی بیمارستان "الزهرا" اصفهان در روز ۳۰ بهمن که به پرداخت نشدن عادلانه ی تعرفه، کارانه و اضافه کار و پایین بودن سطح دستمزد و سایر مطالبات اعتراض کردند.
برای تغییر فردا امروز متحد شویم!
✊معیشت پرستار، سلامتی بیمار
✊"تورم دلاری ،حقوق ما ریالی"
✊ "فقط کف خیابان بدست میاد حقون"
✊پرستار داد بزن، حقتو فریاد بزن
✊وعده وعید کافیه ، سفره ما خالیه
✊پرستار نباشه، سیستم از هم می پاشه
✊اضافه اجباری، نمیخواهیم، نمیخواهیم
✊جنگ افروزی کافیه، سفره ما خالیه
✊پرستار میمیرد ذلت نمیپذیرد
اتحاد و اعتراض سراسری ،رمز پیروزی ماست!
#کمپین_سراسری_پیگیری_مطالبات_پرستاران
اعتصاب و گردهمایی پرستاران و کارکنان درمانی بیمارستان "الزهرا" اصفهان در روز ۳۰ بهمن که به پرداخت نشدن عادلانه ی تعرفه، کارانه و اضافه کار و پایین بودن سطح دستمزد و سایر مطالبات اعتراض کردند.
برای تغییر فردا امروز متحد شویم!
✊معیشت پرستار، سلامتی بیمار
✊"تورم دلاری ،حقوق ما ریالی"
✊ "فقط کف خیابان بدست میاد حقون"
✊پرستار داد بزن، حقتو فریاد بزن
✊وعده وعید کافیه ، سفره ما خالیه
✊پرستار نباشه، سیستم از هم می پاشه
✊اضافه اجباری، نمیخواهیم، نمیخواهیم
✊جنگ افروزی کافیه، سفره ما خالیه
✊پرستار میمیرد ذلت نمیپذیرد
اتحاد و اعتراض سراسری ،رمز پیروزی ماست!
#کمپین_سراسری_پیگیری_مطالبات_پرستاران
🔸#مارکو_روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، میگوید در دوران ریاستجمهوری #دونالد_ترامپ ایران به سلاح هستهای دست نخواهد یافت.
🔸او در گفتوگویی که روز پنجشنبه دوم اسفند در شبکه ایکس، توئیتر سابق، منتشر شد، گفت: ایران هرگز اجازه نخوهد داشت سلاح هستهای به دست آورد تا با آن «جهان را گروگان بگیرد» و «به شکل بالقوه به اسرائیل حمله کند».
🔸وزیر خارجه آمریکا همچنین درباره دستورهای دونالد ترامپ به مشاورانش در صورت تلاش ایران برای ترور خود، با اشاره به این که درباره تاکتیکها و روشها صحبت نخواهد کرد، افزود: «همین کافی است که بگوییم اگر ایالات متحده تصمیم بگیرد چنین اقدامی کند، میتواند پایان حکومت ایران را رقم بزند.»
🔸رئیسجمهور آمریکا ۱۶ بهمن گفته بود دستوراتی به مشاورانش داده که اگر ایران برای ترور او تلاش کند، «محو شود و هیچ چیزی از آن باقی نماند».
🔸او در گفتوگویی که روز پنجشنبه دوم اسفند در شبکه ایکس، توئیتر سابق، منتشر شد، گفت: ایران هرگز اجازه نخوهد داشت سلاح هستهای به دست آورد تا با آن «جهان را گروگان بگیرد» و «به شکل بالقوه به اسرائیل حمله کند».
🔸وزیر خارجه آمریکا همچنین درباره دستورهای دونالد ترامپ به مشاورانش در صورت تلاش ایران برای ترور خود، با اشاره به این که درباره تاکتیکها و روشها صحبت نخواهد کرد، افزود: «همین کافی است که بگوییم اگر ایالات متحده تصمیم بگیرد چنین اقدامی کند، میتواند پایان حکومت ایران را رقم بزند.»
🔸رئیسجمهور آمریکا ۱۶ بهمن گفته بود دستوراتی به مشاورانش داده که اگر ایران برای ترور او تلاش کند، «محو شود و هیچ چیزی از آن باقی نماند».
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 تجمع مردم شازند اراک در اعتراض به شش سال زندانی شدن وکیل شریف دادگستری محمد نجفی شازندی به دلیل انتقاد کردن از خامنهای
با شعار
زندانی سیاسی آزاد باید گردد.
محمد نجفی در حال حاضر ششمین سال از دوره محکومیت حبس خود را در زندان اوین سپری میکند. او پیشتر وکالت تعدادی از فعالان سیاسی و مدنی را بر عهده داشت اما در سال ۱۳۹۷ بعد از پیگیری نحوه کشته شدن «وحید حیدری» یکی از کشتهشدگان اعتراضات ۹۶ در زندان اراک، دستگیر شد.
در اواخر سال ۱۴۰۱، او در اعتراض به تشکیل پرونده در پی انتشار فایل صوتیاش برای حمایت از اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ و همچنین تلاش برای «پروندهسازی برای فرزند و همسرش از سوی اداره اطلاعات اراک و ممانعت از اعزام وی به مرخصی استعلاجی برای معاینات بیماری عفونی» اعتصاب غذا کرده بود.
او از زمان بازداشت با پرونده های متعددی روبرو بوده که از جمله آنها «کمک به دولت متخاصم از طریق مصاحبه با صدای آمریکا، رادیو فردا و بیبیسی فارسی» بوده است.
با شعار
زندانی سیاسی آزاد باید گردد.
محمد نجفی در حال حاضر ششمین سال از دوره محکومیت حبس خود را در زندان اوین سپری میکند. او پیشتر وکالت تعدادی از فعالان سیاسی و مدنی را بر عهده داشت اما در سال ۱۳۹۷ بعد از پیگیری نحوه کشته شدن «وحید حیدری» یکی از کشتهشدگان اعتراضات ۹۶ در زندان اراک، دستگیر شد.
در اواخر سال ۱۴۰۱، او در اعتراض به تشکیل پرونده در پی انتشار فایل صوتیاش برای حمایت از اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ و همچنین تلاش برای «پروندهسازی برای فرزند و همسرش از سوی اداره اطلاعات اراک و ممانعت از اعزام وی به مرخصی استعلاجی برای معاینات بیماری عفونی» اعتصاب غذا کرده بود.
او از زمان بازداشت با پرونده های متعددی روبرو بوده که از جمله آنها «کمک به دولت متخاصم از طریق مصاحبه با صدای آمریکا، رادیو فردا و بیبیسی فارسی» بوده است.
🤝2
🔴 بیانیه ۲۵ زندانی سیاسی سابق بند زنان زندان اوین
🔺از آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، صدای زنان پرقدرتتر از همیشه در فضای عمومی طنینانداز شده است. این جنبش که محور آن اعتراض به مداخله حکومت در حریم شخصی و مطالبه آزادی است، بر پایه سالها مبارزه زنان در کنار سایر اقشار جامعه علیه سرکوب و تبعیض بنا شده است. «زن، زندگی، آزادی» توانست مرزهای سرکوب حکومتی را با فریاد مقاومتی به گستردگی پهنای ایران به چالش بکشد و با نیروی زندگی در مقابل خشونت آن بایستد.
🔺از آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، صدای زنان پرقدرتتر از همیشه در فضای عمومی طنینانداز شده است. این جنبش که محور آن اعتراض به مداخله حکومت در حریم شخصی و مطالبه آزادی است، بر پایه سالها مبارزه زنان در کنار سایر اقشار جامعه علیه سرکوب و تبعیض بنا شده است. «زن، زندگی، آزادی» توانست مرزهای سرکوب حکومتی را با فریاد مقاومتی به گستردگی پهنای ایران به چالش بکشد و با نیروی زندگی در مقابل خشونت آن بایستد.
❤1
🔺«زن، زندگی، آزادی» شاهدی بر پختگی مطالبات سیاسی و قدرت جمعی مردم ایران است که جلودار آن زنان بودهاند؛ جنبشی که در جهان شنیده و الگویی برای مبارزه و برابریخواهی شد.
🔺ترس حکومت از چنین شجاعت و شور به زندگی را میتوان در افزایش سرکوب خیابانی، تشدید قوانین ضدزن، فشار بر زندانیان سیاسی زن و تلاش برای کنترل بیشتر بدن و پوشش زنان مشاهده کرد.
🔺جمهوری اسلامی برای خاموش کردن این جنبش، علاوه بر سرکوب فیزیکی، جنگی روانی و تبلیغاتی برای تخریب زنان مبارز به راه انداخته است. حمله به بند زنان زندان اوین که همواره یکی از کانونها و نمادهای مقاومت بوده، نمونهای بارز از شیوه نظاممند سرکوب حاکمیت است. زنان زندانی، علیرغم سالهای طولانی در بند و اعمال فشارهای امنیتی، همچنان پژواک صدای مردم ایراناند و به همین دلیل حکومت با اعمال محدودیتهای مضاعف، پروندهسازی، احکام سنگین، تبعید و حتی تهاجم مستقیم تلاش دارد این صداها را خاموش کند.
🔺آنچه شاخصه سرکوب کنونی است، تلاش برای پایمال کردن مطالباتی است که اساس «زن، زندگی، آزادی» و عامل اتحاد مردم بوده است.
🔺در ماههای اخیر، حکومت بارها از برخی زندانیان سابق یا دربند برای اجرای دسیسههای تحریف واقعیت و تخریب زنان مبارز سوءاستفاده کرده است. این نمایشها و روایتهای دروغین که تلاش دارند زندگی و حریم شخصی فعالان سیاسی را وسیلهای برای سرکوب و تخریب آنها کنند، ادامه همان سیاستهای کهنه جمهوری اسلامی در کنترل آزادیهای شهروندان و ایجاد بیاعتمادی میان آنها است. این شیوه سرکوبی است که حال، به پشتوانه سالها مبارزه و هزینه سیاسی، بر همگان روشن است.
🔺هر شهروندی حق دارد باور، زبان، عقیده، جنسیت و پوشش خود را، با حفظ احترام به دیگری، انتخاب کند و این آگاهی و مطالبه جمعی، دستاوردِ از بیننرفتنیِ جنبشهای آزادیخواهانه مردم ایران و «زن، زندگی، آزادی» است.
🔺ما در چشمان سرکوب نگاه کردیم و رقصیدیم، و مادران ما در عزای فرزندانشان، زندگی آنها را با تمام مردم ایران جشن گرفتند.
🔺ما قدرتِ سیاسیِ بیگناهیِ خون سیاوش را در خودمان بازیافتیم و وعده حقیقت، دلهایمان را در تاریکی این روزها روشن نگه میدارد. نه، ما را هراسی نیست، چراکه صدای نیکاها را شنیدهایم.
🔺آنچه جای نگرانی دارد، همکاریِ برخی زندانیان سیاسی با حاکمیت، که همیشه ابزاری برای تفرقه و سلطه بوده، نیست؛ بلکه همراهی برخی رسانهها و جریانهای سیاسی با این استراتژی سرکوب است.
🔺ما در عین حفظ اتحاد، به خطرات بسیار جدی چنین امری واقفیم و لازم میدانیم، در کنار خواهران و رفیقانِ در بندمان، هشدار دهیم که تخریب دیگری بهواسطه دخالت در حریم شخصی و حمله به بدن زن مبارز، بازتولید ایدئولوژی جمهوری اسلامی در پوششی جدید است. ما بر روی تاریخ و تجربهای از مبارزه سیاسی ایستادهایم که به ما آموخته است انحراف از مسیر آزادی، چه پیامدهایی دارد.
🔺مقاومت زنان، چه در داخل زندان، چه در فضای عمومی، همچنان ادامه دارد و ما در برابر دسیسهها و سیاستهای امنیتی رژیم و جریانهای تشنه قدرت، خواهیم ایستاد.
🔺ما از همه وجدانهای آگاه و نیروهای سیاسی میخواهیم که هوشیار باشند و بهجای افتادن در دام جنگ روانی و تفرقهپراکنی، بسترهای حقخواهی، گوناگونی و برابری را تقویت کنند. ما باید با آگاهی، استقامت و ارادهای روشن، در کنار زنانی بایستیم که جان خود را برای آزادی گذاشتهاند.
زن، زندگی، آزادی
✍️ اسامی امضاکنندگان:
یاسمن آریانی
بهار کاظمی
بهار سلیمانی
زهرا صادقی
رضوانه محمدی
نازی اسکویی
دینا قالیباف
ناهید تقوی
عالیه مطلبزاده
ناهید فتحعلیان
منیره عربشاهی
صبا شعردوست
نازنین زاغری
فرزانه ناظرانپور
شهلا رحمتی
شقایق مرادی
مریم طالبی
پروانه قاسمیان
فرزانه راجی
سحر احمدی
سارا صدیقی
فریده حمیدی
شکوفه سلیمانیان
ارس امیری
آتنا دائمی
#زن_زندگی_آزادی
https://t.me/khabargar
🔺ترس حکومت از چنین شجاعت و شور به زندگی را میتوان در افزایش سرکوب خیابانی، تشدید قوانین ضدزن، فشار بر زندانیان سیاسی زن و تلاش برای کنترل بیشتر بدن و پوشش زنان مشاهده کرد.
🔺جمهوری اسلامی برای خاموش کردن این جنبش، علاوه بر سرکوب فیزیکی، جنگی روانی و تبلیغاتی برای تخریب زنان مبارز به راه انداخته است. حمله به بند زنان زندان اوین که همواره یکی از کانونها و نمادهای مقاومت بوده، نمونهای بارز از شیوه نظاممند سرکوب حاکمیت است. زنان زندانی، علیرغم سالهای طولانی در بند و اعمال فشارهای امنیتی، همچنان پژواک صدای مردم ایراناند و به همین دلیل حکومت با اعمال محدودیتهای مضاعف، پروندهسازی، احکام سنگین، تبعید و حتی تهاجم مستقیم تلاش دارد این صداها را خاموش کند.
🔺آنچه شاخصه سرکوب کنونی است، تلاش برای پایمال کردن مطالباتی است که اساس «زن، زندگی، آزادی» و عامل اتحاد مردم بوده است.
🔺در ماههای اخیر، حکومت بارها از برخی زندانیان سابق یا دربند برای اجرای دسیسههای تحریف واقعیت و تخریب زنان مبارز سوءاستفاده کرده است. این نمایشها و روایتهای دروغین که تلاش دارند زندگی و حریم شخصی فعالان سیاسی را وسیلهای برای سرکوب و تخریب آنها کنند، ادامه همان سیاستهای کهنه جمهوری اسلامی در کنترل آزادیهای شهروندان و ایجاد بیاعتمادی میان آنها است. این شیوه سرکوبی است که حال، به پشتوانه سالها مبارزه و هزینه سیاسی، بر همگان روشن است.
🔺هر شهروندی حق دارد باور، زبان، عقیده، جنسیت و پوشش خود را، با حفظ احترام به دیگری، انتخاب کند و این آگاهی و مطالبه جمعی، دستاوردِ از بیننرفتنیِ جنبشهای آزادیخواهانه مردم ایران و «زن، زندگی، آزادی» است.
🔺ما در چشمان سرکوب نگاه کردیم و رقصیدیم، و مادران ما در عزای فرزندانشان، زندگی آنها را با تمام مردم ایران جشن گرفتند.
🔺ما قدرتِ سیاسیِ بیگناهیِ خون سیاوش را در خودمان بازیافتیم و وعده حقیقت، دلهایمان را در تاریکی این روزها روشن نگه میدارد. نه، ما را هراسی نیست، چراکه صدای نیکاها را شنیدهایم.
🔺آنچه جای نگرانی دارد، همکاریِ برخی زندانیان سیاسی با حاکمیت، که همیشه ابزاری برای تفرقه و سلطه بوده، نیست؛ بلکه همراهی برخی رسانهها و جریانهای سیاسی با این استراتژی سرکوب است.
🔺ما در عین حفظ اتحاد، به خطرات بسیار جدی چنین امری واقفیم و لازم میدانیم، در کنار خواهران و رفیقانِ در بندمان، هشدار دهیم که تخریب دیگری بهواسطه دخالت در حریم شخصی و حمله به بدن زن مبارز، بازتولید ایدئولوژی جمهوری اسلامی در پوششی جدید است. ما بر روی تاریخ و تجربهای از مبارزه سیاسی ایستادهایم که به ما آموخته است انحراف از مسیر آزادی، چه پیامدهایی دارد.
🔺مقاومت زنان، چه در داخل زندان، چه در فضای عمومی، همچنان ادامه دارد و ما در برابر دسیسهها و سیاستهای امنیتی رژیم و جریانهای تشنه قدرت، خواهیم ایستاد.
🔺ما از همه وجدانهای آگاه و نیروهای سیاسی میخواهیم که هوشیار باشند و بهجای افتادن در دام جنگ روانی و تفرقهپراکنی، بسترهای حقخواهی، گوناگونی و برابری را تقویت کنند. ما باید با آگاهی، استقامت و ارادهای روشن، در کنار زنانی بایستیم که جان خود را برای آزادی گذاشتهاند.
زن، زندگی، آزادی
✍️ اسامی امضاکنندگان:
یاسمن آریانی
بهار کاظمی
بهار سلیمانی
زهرا صادقی
رضوانه محمدی
نازی اسکویی
دینا قالیباف
ناهید تقوی
عالیه مطلبزاده
ناهید فتحعلیان
منیره عربشاهی
صبا شعردوست
نازنین زاغری
فرزانه ناظرانپور
شهلا رحمتی
شقایق مرادی
مریم طالبی
پروانه قاسمیان
فرزانه راجی
سحر احمدی
سارا صدیقی
فریده حمیدی
شکوفه سلیمانیان
ارس امیری
آتنا دائمی
#زن_زندگی_آزادی
https://t.me/khabargar
Telegram
خبرگر
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
🤝2❤1
.چون #ایران بعد از #انقلاب_زن_زندگی_آزادی #مرد_میهن_ابادی یه ایران دیگه است ....تمومش میکنیم ....
خاطرهای از شب تولدم در بند نسوان زندان اوین: سال گذشته در چنین روزی، شب تولدم را در کنار زنانی سرشار از عشق، عاطفه و مهربانی در بند نسوان گذراندم. صبح، در هواخوری، اولین هدیه تولدم را از آتنا فرقدانی عزیز دریافت کردم؛ دختری که همیشه از او بهعنوان فرشتهای یاد میکردم. در سرمای بهمنماه، در کنار هم، کیک کوچکی را که با ماکارونی بهجای شمع تزئین شده بود، تقسیم کردیم. آتنا یک دستبند چرمی زیبا با نقش زنجیر به من هدیه داد، تمثیلی از زنجیرهای دستانمان...
برای ناهار، مهمان صدیقه مرادی و دیگر زندانیان سازمان مجاهدین بودیم. صدیقه، زنی که سالها در بند نسوان زندانی بود، همچون مادری مهربان برای همبندیهایش. چگونه میتوان چنین لحظات ناب انسانی را فراموش کرد؟ لحظاتی که از هرگونه منفعت و ریا به دور و سرشار از محبت واقعی بود.
عصر همان روز، مریم اکبری منفرد، که بهرغم گذشت هفت سال از محکومیت پانزدهسالهاش، همچنان با امید و ایمان ایستاده، با امکانات محدود زندان کیکی برایم پخت. طعم آن کیک، طعمی آمیخته با عشق و باور بود. مریم، با لبخندی همیشگی، تنها هفتهای یکبار دختران نوجوانش را میبیند؛ دخترانی که تصورشان از مادر، تنها یک ملاقات کابینی بیستدقیقهای است.
بهاره هدایت و نسیم باقری، هدایای خود را در تخت من گذاشته بودند. بهاره، فعال جنبش سبز، که سالها در زندان گذرانده، همواره مشغول مطالعه و ترجمه است و در چهرهاش غمی پنهان موج میزند. فریبا کمالآبادی، یکی دیگر از چهرههای شاخص بهاییت، کیفی قلاببافیشده به من هدیه داد. او که به جرم باورهای دینیاش به بیست سال حبس محکوم شده، در زندان کلاسهای فلسفه و تاریخ برگزار میکرد و دانستههایش را با دیگران به اشتراک میگذاشت.
ریحانه حاجابراهیم، که حکم اعدامش به پانزده سال زندان کاهش یافت، با عشق، عروسکی بافته و به من هدیه داد. ریحانه و همسرش، که او نیز در زندان است، تنها آرزویشان داشتن یک زندگی مشترک در خارج از دیوارهای زندان است.
آتنا دائمی شال سبزی که بافته بود و صدیقه، دستکش و هدبندی از کار دست خود را به من هدیه دادند. مرجان داوری، که تازه به بند نسوان منتقل شده بود و بعدتر به قرچک تبعید شد، کلاهی صورتی بافت و به من داد. بعدها شنیدم که قاضی مقیسه، که بهدست آبدارچی قهرمان کشته شد، حکم اعدام او را صادر کرده بود.
زهرا زهتابچی، یکی دیگر از همبندیهایم، قاب عکسی زیبا با نقش کبوتر به من هدیه داد. او از اعضای سازمان مجاهدین بود و محکوم به دوازده سال حبس.
در این بند، هر زنی به دلیل عقیده و آرمانهایش به اقدام علیه امنیت ملی محکوم شده است. بااینحال، آنچه در بند نسوان میتوان یافت، نه ناامیدی و شکست، بلکه عشق، مقاومت و ایستادگی است. در میان همه این زنان، نرگس محمدی را نباید فراموش کرد؛ زنی که درد دوری از فرزندانش را در پس لبخندی شیرین پنهان کرده است.
اینها تنها گوشهای از واقعیت زندانهای جمهوری اسلامی است؛ جایی که این آزادی خواه ، علیرغم تمام سختیها، همچنان با امید و عشق به یکدیگر، و همچنان بر باور شان ایستادهاند و درمقابل ضحاک لحظه ای سرخم نکرده اند ..
#زن_زندگی_آزادی
شعر من تقدیم به این شیرزنان:به تو می اندیشم به تو ای بانوی مهر و عاطفه ...گفته بودی دستهایت را در باغچه خواهی کاشت سبز خواهد شد ...دریغا که دستهایمان را ....قلبهایمان را در باغچه کاشتیم و سبز نشد ...دریغا که سالیان دراز به امید رویش جوانه ها چشم انتظار بهار نشستیم .. بهار رویش وعطر اقاقیا ...به آوای اندوهگین کلاغان سیاه در پس دیوار می نشینم و در انتظار صبحی دیگر ...انتظار ،انتظارو انتظار یک شنبه ای دیگر.....چه امید عبثی!!!مگر میشودعشق را به زنجیر کشید ؟؟!!به تو می اندیشم ...به درد نگاه پر اشتیاق تو ،برای دیدن کودکت ....به تویی که مادریت را ،این حس ناب پر شکوه را در 20 دقیقه روز ملاقات خلاصه میکنی ....
مادران آفتاب ،مادران گل و سبزه و زایش ...خزان نگاهتان دلم را میلرزاند ...
بانوان سرفراز سرزمین من اینجا ....با قامتی فرشته وار ،نم نم باران را به ترنم و ترانه رهایی تبدیل می کنند ،با صدایی فرو خفته از بغض های سالیان ....سکوتم رامکن باور ، در این دیار اهورایی شعرها و شورها ...می گویند آرام سخن بگوی ،ما به آرام سخن گفتن در زندان خو گرفته ایم ،به پنهان کردن دست نوشته هامان...
خاطرهای از شب تولدم در بند نسوان زندان اوین: سال گذشته در چنین روزی، شب تولدم را در کنار زنانی سرشار از عشق، عاطفه و مهربانی در بند نسوان گذراندم. صبح، در هواخوری، اولین هدیه تولدم را از آتنا فرقدانی عزیز دریافت کردم؛ دختری که همیشه از او بهعنوان فرشتهای یاد میکردم. در سرمای بهمنماه، در کنار هم، کیک کوچکی را که با ماکارونی بهجای شمع تزئین شده بود، تقسیم کردیم. آتنا یک دستبند چرمی زیبا با نقش زنجیر به من هدیه داد، تمثیلی از زنجیرهای دستانمان...
برای ناهار، مهمان صدیقه مرادی و دیگر زندانیان سازمان مجاهدین بودیم. صدیقه، زنی که سالها در بند نسوان زندانی بود، همچون مادری مهربان برای همبندیهایش. چگونه میتوان چنین لحظات ناب انسانی را فراموش کرد؟ لحظاتی که از هرگونه منفعت و ریا به دور و سرشار از محبت واقعی بود.
عصر همان روز، مریم اکبری منفرد، که بهرغم گذشت هفت سال از محکومیت پانزدهسالهاش، همچنان با امید و ایمان ایستاده، با امکانات محدود زندان کیکی برایم پخت. طعم آن کیک، طعمی آمیخته با عشق و باور بود. مریم، با لبخندی همیشگی، تنها هفتهای یکبار دختران نوجوانش را میبیند؛ دخترانی که تصورشان از مادر، تنها یک ملاقات کابینی بیستدقیقهای است.
بهاره هدایت و نسیم باقری، هدایای خود را در تخت من گذاشته بودند. بهاره، فعال جنبش سبز، که سالها در زندان گذرانده، همواره مشغول مطالعه و ترجمه است و در چهرهاش غمی پنهان موج میزند. فریبا کمالآبادی، یکی دیگر از چهرههای شاخص بهاییت، کیفی قلاببافیشده به من هدیه داد. او که به جرم باورهای دینیاش به بیست سال حبس محکوم شده، در زندان کلاسهای فلسفه و تاریخ برگزار میکرد و دانستههایش را با دیگران به اشتراک میگذاشت.
ریحانه حاجابراهیم، که حکم اعدامش به پانزده سال زندان کاهش یافت، با عشق، عروسکی بافته و به من هدیه داد. ریحانه و همسرش، که او نیز در زندان است، تنها آرزویشان داشتن یک زندگی مشترک در خارج از دیوارهای زندان است.
آتنا دائمی شال سبزی که بافته بود و صدیقه، دستکش و هدبندی از کار دست خود را به من هدیه دادند. مرجان داوری، که تازه به بند نسوان منتقل شده بود و بعدتر به قرچک تبعید شد، کلاهی صورتی بافت و به من داد. بعدها شنیدم که قاضی مقیسه، که بهدست آبدارچی قهرمان کشته شد، حکم اعدام او را صادر کرده بود.
زهرا زهتابچی، یکی دیگر از همبندیهایم، قاب عکسی زیبا با نقش کبوتر به من هدیه داد. او از اعضای سازمان مجاهدین بود و محکوم به دوازده سال حبس.
در این بند، هر زنی به دلیل عقیده و آرمانهایش به اقدام علیه امنیت ملی محکوم شده است. بااینحال، آنچه در بند نسوان میتوان یافت، نه ناامیدی و شکست، بلکه عشق، مقاومت و ایستادگی است. در میان همه این زنان، نرگس محمدی را نباید فراموش کرد؛ زنی که درد دوری از فرزندانش را در پس لبخندی شیرین پنهان کرده است.
اینها تنها گوشهای از واقعیت زندانهای جمهوری اسلامی است؛ جایی که این آزادی خواه ، علیرغم تمام سختیها، همچنان با امید و عشق به یکدیگر، و همچنان بر باور شان ایستادهاند و درمقابل ضحاک لحظه ای سرخم نکرده اند ..
#زن_زندگی_آزادی
شعر من تقدیم به این شیرزنان:به تو می اندیشم به تو ای بانوی مهر و عاطفه ...گفته بودی دستهایت را در باغچه خواهی کاشت سبز خواهد شد ...دریغا که دستهایمان را ....قلبهایمان را در باغچه کاشتیم و سبز نشد ...دریغا که سالیان دراز به امید رویش جوانه ها چشم انتظار بهار نشستیم .. بهار رویش وعطر اقاقیا ...به آوای اندوهگین کلاغان سیاه در پس دیوار می نشینم و در انتظار صبحی دیگر ...انتظار ،انتظارو انتظار یک شنبه ای دیگر.....چه امید عبثی!!!مگر میشودعشق را به زنجیر کشید ؟؟!!به تو می اندیشم ...به درد نگاه پر اشتیاق تو ،برای دیدن کودکت ....به تویی که مادریت را ،این حس ناب پر شکوه را در 20 دقیقه روز ملاقات خلاصه میکنی ....
مادران آفتاب ،مادران گل و سبزه و زایش ...خزان نگاهتان دلم را میلرزاند ...
بانوان سرفراز سرزمین من اینجا ....با قامتی فرشته وار ،نم نم باران را به ترنم و ترانه رهایی تبدیل می کنند ،با صدایی فرو خفته از بغض های سالیان ....سکوتم رامکن باور ، در این دیار اهورایی شعرها و شورها ...می گویند آرام سخن بگوی ،ما به آرام سخن گفتن در زندان خو گرفته ایم ،به پنهان کردن دست نوشته هامان...
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دلنوشته شکوفه آذر ماسوله، زندانی سیاسی سابق، با یادآوری خاطرهای از بند زنان زندان و تقدیم شعری به همبندیهای سابق که این روزها بهشدت تحت هجمههای نیروهای سایبری حکومتی قرار گرفتهاند.
خطاب به مزدوران: «در هر گوشهای از آن خاک، عزیزانی خفتهاند؛ کیان، خدانور، ژینا (مهسا امینی)، محمد حسینی، ندا، پویا... پیکر زیباترین فرزندان این سرزمین، خاک را به حرمت آغشتهاند، پیکر قشنگ ترین بچه هامون .....این پیکر ها انقدر اون خاک رو مقدس کرده به گونهای که دیگر جایی برای ستمگران و مزدوران و تفکرات بیمارشان باقی نمانده است. باید برین ...
خطاب به مزدوران: «در هر گوشهای از آن خاک، عزیزانی خفتهاند؛ کیان، خدانور، ژینا (مهسا امینی)، محمد حسینی، ندا، پویا... پیکر زیباترین فرزندان این سرزمین، خاک را به حرمت آغشتهاند، پیکر قشنگ ترین بچه هامون .....این پیکر ها انقدر اون خاک رو مقدس کرده به گونهای که دیگر جایی برای ستمگران و مزدوران و تفکرات بیمارشان باقی نمانده است. باید برین ...
دخترکان زیبا روی سرزمین من اینجا،با گیسوانی چونان شب سیاه ، سرشار ازعطر عطر یاس و ستاره ها .....نجواکنان در گوش یکدگر سرود دلکش رهایی زمزمه می کنند ....
دوباره میسازمت وطن اگرچه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو میزنم ،اگرچه با استخوان خویش
اگرچه صدباره مرده ام به گور خود خواهم ایستاد
که برکنم دست اهرمن به ناله آنچنان خویش.....
شکوفه آذرماسوله زندانی سیاسی سابق با نام مستعار پریسا آزادی
دوباره میسازمت وطن اگرچه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو میزنم ،اگرچه با استخوان خویش
اگرچه صدباره مرده ام به گور خود خواهم ایستاد
که برکنم دست اهرمن به ناله آنچنان خویش.....
شکوفه آذرماسوله زندانی سیاسی سابق با نام مستعار پریسا آزادی
Forwarded from رسانه همگرایی جمهوری خواهان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 تجمع اعتراضی سراسری بازنشستگان شوشتر همزمان با سایر شهرها در مقابل تامین اجتماعی با فریاد:
▪️وعده وعید کافیه سفره ما خالیه
▪️بازنشسته بپا خیز ، وقت نشستن ات نیست
▪️گرانی، تورم, بلای جان مردم
▪️ما بازنشستگانیم دنبال حقمانیم
▪️تا حق خود نگیریم ، آرام نمی نشینیم
▪️سالاری دروغگو، حاصل وعده هات کو
▪️تا کی سرافکندگی، یا مرگ یا زندگی
یکشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۳
#یکشنبه_اعتراض
📌 با حمایت و همبستگی از اعتصابات و پیوستن به اعتراضات صنفی، جامعه مدنی را در مقابل ارتجاع حاکم قدرتمند تر سازیم.
#پیش_به_سوی_اتحاد_صنف_های_زحمتکش
#پیش_به_سوی_اعتصابات_سراسری
#فقط_کف_خیابان_بدست_میآد_حقمون
#نابود_باد_بندگی_زنده_باد_زندگی
رسانه همگرایی جمهوری خواهان
https://t.me/hamgerayerInternetRepublic
▪️وعده وعید کافیه سفره ما خالیه
▪️بازنشسته بپا خیز ، وقت نشستن ات نیست
▪️گرانی، تورم, بلای جان مردم
▪️ما بازنشستگانیم دنبال حقمانیم
▪️تا حق خود نگیریم ، آرام نمی نشینیم
▪️سالاری دروغگو، حاصل وعده هات کو
▪️تا کی سرافکندگی، یا مرگ یا زندگی
یکشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۳
#یکشنبه_اعتراض
📌 با حمایت و همبستگی از اعتصابات و پیوستن به اعتراضات صنفی، جامعه مدنی را در مقابل ارتجاع حاکم قدرتمند تر سازیم.
#پیش_به_سوی_اتحاد_صنف_های_زحمتکش
#پیش_به_سوی_اعتصابات_سراسری
#فقط_کف_خیابان_بدست_میآد_حقمون
#نابود_باد_بندگی_زنده_باد_زندگی
رسانه همگرایی جمهوری خواهان
https://t.me/hamgerayerInternetRepublic
چهار زندانی سیاسی در زندان تهران بزرگ، که به اتهاماتی مرتبط با اعتراضات چهلم مهسا (ژینا) امینی در ۴ آبان ۱۴۰۱ بازداشت شدهاند، با اتهاماتی از جمله محاربه و مباشرت در قتل مواجه بوده و در معرض صدور حکم اعدام قرار دارند.
این افراد امید معروفخانی (۳۵ ساله)، میلاد سلیمانیزاده (۳۰ ساله)، امید مرد میدان قزلجه (۳۰ ساله) و میلاد احمدی رودی (۲۵ ساله) هستند که به اتهامهایی از جمله قتل عمد، اخلال در نظم عمومی، حمل مواد منفجره غیرمجاز و محاربه متهم شدهاند. همچنین مهدی حمتی (۳۸ ساله) به اتهام اخلال در نظم عمومی، حمل مواد منفجره غیرمجاز و اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی در بازداشت بوده اما قرار بازداشت او به وثیقه تبدیل شده است.
روایت حکومت و تناقضهای موجود در پرونده
رسانههای حکومتی در ۵ آبان ۱۴۰۱ اعلام کردند که سرهنگ پاسدار امیر کمندی، عضو نیروی زمینی سپاه، در جریان اعتراضات تهران و بر اثر پرتاب نارنجک دستی در زیر پل ستارخان کشته شده است. تشییع جنازه او در ۷ آبان همان سال با حضور مقامات ارشد سپاه برگزار شد.
پس از گذشت بیش از ۱۶ ماه، قوه قضاییه جمهوری اسلامی در ۱ اسفند ۱۴۰۲ اعلام کرد که «عوامل قتل امیر کمندی» بازداشت شدهاند. طبق گزارش سازمان اطلاعات سپاه، متهمان این پرونده با دو دستگاه موتورسیکلت به محل حادثه رفته و از بالای پل شیخ فضلالله، نارنجکهای دستساز را به سمت نیروهای بسیج پرتاب کردهاند که یکی از این نارنجکها به سر امیر کمندی برخورد کرده و باعث مرگ او شده است.
این در حالی است که امید معروفخانی، یکی از متهمان اصلی پرونده، تأکید دارد که در زمان وقوع حادثه به دلیل تصادف رانندگی در بیمارستان بوده و اسناد پزشکی این موضوع را تأیید میکند. همچنین اطلاعات دریافتی از پرونده نشان میدهد که متهمان تحت فشار قرار گرفتهاند تا علیه یکدیگر اعتراف کنند.
روند بازداشت و اتهامات سنگین
بر اساس اسناد پرونده، امید معروفخانی، میلاد سلیمانیزاده و امید مرد میدان قزلجه بین ۲۵ تا ۲۷ بهمن ۱۴۰۲ بازداشت شدند و میلاد احمدی رودی چند ماه بعد به آنها پیوست. پس از گذراندن بازجوییهای سنگین و سلول انفرادی، این افراد به زندان تهران بزرگ منتقل شدند.
پرونده این متهمان پس از صدور کیفرخواست در مهرماه ۱۴۰۳ به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی ارجاع شده است. با توجه به اتهامات محاربه و مباشرت در قتل، خطر صدور حکم اعدام برای این چهار زندانی سیاسی بسیار جدی است.
سابقه بازداشت افراد دیگر و نقض حقوق متهمان
بر اساس اطلاعات دریافتی، پیش از این، دو کارگر مغازه در نزدیکی محل حادثه بازداشت شده بودند که پس از یک سال با قرار منع تعقیب آزاد شدند. اما مدتی بعد، این پنج متهم جدید بازداشت و به پرونده اضافه شدند.
همچنین، اسناد پرونده نشان میدهد که در روز حادثه، نیروهای سپاه پاسداران از اسلحههای لانچر ۳۸ میلیمتری و پینتبال استفاده کردهاند. با این حال، روایت رسمی حکومت تنها بر حمله معترضان تأکید دارد، در حالی که تناقضهایی در گزارشهای ارائهشده توسط مقامات امنیتی وجود دارد.
خطر اعدام در یک روند دادرسی غیرشفاف
با توجه به ارجاع این پرونده به قاضی صلواتی، که به صدور احکام سنگین علیه معترضان مشهور است، نگرانیها درباره اجرای احکام اعدام علیه این چهار زندانی سیاسی افزایش یافته است. فعالان حقوق بشر و نهادهای بینالمللی بارها درباره عدم شفافیت روندهای قضایی در ایران و استفاده از اعترافات تحت فشار هشدار دادهاند.
این افراد امید معروفخانی (۳۵ ساله)، میلاد سلیمانیزاده (۳۰ ساله)، امید مرد میدان قزلجه (۳۰ ساله) و میلاد احمدی رودی (۲۵ ساله) هستند که به اتهامهایی از جمله قتل عمد، اخلال در نظم عمومی، حمل مواد منفجره غیرمجاز و محاربه متهم شدهاند. همچنین مهدی حمتی (۳۸ ساله) به اتهام اخلال در نظم عمومی، حمل مواد منفجره غیرمجاز و اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی در بازداشت بوده اما قرار بازداشت او به وثیقه تبدیل شده است.
روایت حکومت و تناقضهای موجود در پرونده
رسانههای حکومتی در ۵ آبان ۱۴۰۱ اعلام کردند که سرهنگ پاسدار امیر کمندی، عضو نیروی زمینی سپاه، در جریان اعتراضات تهران و بر اثر پرتاب نارنجک دستی در زیر پل ستارخان کشته شده است. تشییع جنازه او در ۷ آبان همان سال با حضور مقامات ارشد سپاه برگزار شد.
پس از گذشت بیش از ۱۶ ماه، قوه قضاییه جمهوری اسلامی در ۱ اسفند ۱۴۰۲ اعلام کرد که «عوامل قتل امیر کمندی» بازداشت شدهاند. طبق گزارش سازمان اطلاعات سپاه، متهمان این پرونده با دو دستگاه موتورسیکلت به محل حادثه رفته و از بالای پل شیخ فضلالله، نارنجکهای دستساز را به سمت نیروهای بسیج پرتاب کردهاند که یکی از این نارنجکها به سر امیر کمندی برخورد کرده و باعث مرگ او شده است.
این در حالی است که امید معروفخانی، یکی از متهمان اصلی پرونده، تأکید دارد که در زمان وقوع حادثه به دلیل تصادف رانندگی در بیمارستان بوده و اسناد پزشکی این موضوع را تأیید میکند. همچنین اطلاعات دریافتی از پرونده نشان میدهد که متهمان تحت فشار قرار گرفتهاند تا علیه یکدیگر اعتراف کنند.
روند بازداشت و اتهامات سنگین
بر اساس اسناد پرونده، امید معروفخانی، میلاد سلیمانیزاده و امید مرد میدان قزلجه بین ۲۵ تا ۲۷ بهمن ۱۴۰۲ بازداشت شدند و میلاد احمدی رودی چند ماه بعد به آنها پیوست. پس از گذراندن بازجوییهای سنگین و سلول انفرادی، این افراد به زندان تهران بزرگ منتقل شدند.
پرونده این متهمان پس از صدور کیفرخواست در مهرماه ۱۴۰۳ به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی ارجاع شده است. با توجه به اتهامات محاربه و مباشرت در قتل، خطر صدور حکم اعدام برای این چهار زندانی سیاسی بسیار جدی است.
سابقه بازداشت افراد دیگر و نقض حقوق متهمان
بر اساس اطلاعات دریافتی، پیش از این، دو کارگر مغازه در نزدیکی محل حادثه بازداشت شده بودند که پس از یک سال با قرار منع تعقیب آزاد شدند. اما مدتی بعد، این پنج متهم جدید بازداشت و به پرونده اضافه شدند.
همچنین، اسناد پرونده نشان میدهد که در روز حادثه، نیروهای سپاه پاسداران از اسلحههای لانچر ۳۸ میلیمتری و پینتبال استفاده کردهاند. با این حال، روایت رسمی حکومت تنها بر حمله معترضان تأکید دارد، در حالی که تناقضهایی در گزارشهای ارائهشده توسط مقامات امنیتی وجود دارد.
خطر اعدام در یک روند دادرسی غیرشفاف
با توجه به ارجاع این پرونده به قاضی صلواتی، که به صدور احکام سنگین علیه معترضان مشهور است، نگرانیها درباره اجرای احکام اعدام علیه این چهار زندانی سیاسی افزایش یافته است. فعالان حقوق بشر و نهادهای بینالمللی بارها درباره عدم شفافیت روندهای قضایی در ایران و استفاده از اعترافات تحت فشار هشدار دادهاند.
🔥1
دلنوشته شکوفه آذر ماسوله، زندانی سیاسی سابق، با یادآوری خاطرهای از بند زنان زندان و تقدیم شعری به همبندیهای سابق که این روزها بهشدت تحت هجمههای نیروهای سایبری حکومتی قرار گرفتهاند.
خطاب به مزدوران: «در هر گوشهای از آن خاک، عزیزانی خفتهاند؛ کیان، خدانور، ژینا (مهسا امینی)، محمد حسینی، ندا، پویا... پیکر زیباترین فرزندان این سرزمین، خاک را به حرمت آغشتهاند، پیکر قشنگ ترین بچه هامون .....این پیکر ها انقدر اون خاک رو مقدس کرده به گونهای که دیگر جایی برای ستمگران و مزدوران و تفکرات بیمارشان باقی نمانده است. باید برین ...
.چون #ایران بعد از #انقلاب_زن_زندگی_آزادی #مرد_میهن_ابادی یه ایران دیگه است ....تمومش میکنیم ....
خاطرهای از شب تولدم در بند نسوان زندان اوین: سال گذشته در چنین روزی، شب تولدم را در کنار زنانی سرشار از عشق، عاطفه و مهربانی در بند نسوان گذراندم. صبح، در هواخوری، اولین هدیه تولدم را از آتنا فرقدانی عزیز دریافت کردم؛ دختری که همیشه از او بهعنوان فرشتهای یاد میکردم. در سرمای بهمنماه، در کنار هم، کیک کوچکی را که با ماکارونی بهجای شمع تزئین شده بود، تقسیم کردیم. آتنا یک دستبند چرمی زیبا با نقش زنجیر به من هدیه داد، تمثیلی از زنجیرهای دستانمان...
برای ناهار، مهمان صدیقه مرادی و دیگر زندانیان سازمان مجاهدین بودیم. صدیقه، زنی که سالها در بند نسوان زندانی بود، همچون مادری مهربان برای همبندیهایش. چگونه میتوان چنین لحظات ناب انسانی را فراموش کرد؟ لحظاتی که از هرگونه منفعت و ریا به دور و سرشار از محبت واقعی بود.
عصر همان روز، مریم اکبری منفرد، که بهرغم گذشت هفت سال از محکومیت پانزدهسالهاش، همچنان با امید و ایمان ایستاده، با امکانات محدود زندان کیکی برایم پخت. طعم آن کیک، طعمی آمیخته با عشق و باور بود. مریم، با لبخندی همیشگی، تنها هفتهای یکبار دختران نوجوانش را میبیند؛ دخترانی که تصورشان از مادر، تنها یک ملاقات کابینی بیستدقیقهای است.
بهاره هدایت و نسیم باقری، هدایای خود را در تخت من گذاشته بودند. بهاره، فعال جنبش سبز، که سالها در زندان گذرانده
بهاره، فعال جنبش سبز، که سالها در زندان گذرانده، همواره مشغول مطالعه و ترجمه است و در چهرهاش غمی پنهان موج میزند. فریبا کمالآبادی، یکی دیگر از چهرههای شاخص بهاییت، کیفی قلاببافیشده به من هدیه داد. او که به جرم باورهای دینیاش به بیست سال حبس محکوم شده، در زندان کلاسهای فلسفه و تاریخ برگزار میکرد و دانستههایش را با دیگران به اشتراک میگذاشت.👇👇
https://www.instagram.com/reel/DGbfwSYtRjS/?igsh=eHdicWp4dTB1MDlq
خطاب به مزدوران: «در هر گوشهای از آن خاک، عزیزانی خفتهاند؛ کیان، خدانور، ژینا (مهسا امینی)، محمد حسینی، ندا، پویا... پیکر زیباترین فرزندان این سرزمین، خاک را به حرمت آغشتهاند، پیکر قشنگ ترین بچه هامون .....این پیکر ها انقدر اون خاک رو مقدس کرده به گونهای که دیگر جایی برای ستمگران و مزدوران و تفکرات بیمارشان باقی نمانده است. باید برین ...
.چون #ایران بعد از #انقلاب_زن_زندگی_آزادی #مرد_میهن_ابادی یه ایران دیگه است ....تمومش میکنیم ....
خاطرهای از شب تولدم در بند نسوان زندان اوین: سال گذشته در چنین روزی، شب تولدم را در کنار زنانی سرشار از عشق، عاطفه و مهربانی در بند نسوان گذراندم. صبح، در هواخوری، اولین هدیه تولدم را از آتنا فرقدانی عزیز دریافت کردم؛ دختری که همیشه از او بهعنوان فرشتهای یاد میکردم. در سرمای بهمنماه، در کنار هم، کیک کوچکی را که با ماکارونی بهجای شمع تزئین شده بود، تقسیم کردیم. آتنا یک دستبند چرمی زیبا با نقش زنجیر به من هدیه داد، تمثیلی از زنجیرهای دستانمان...
برای ناهار، مهمان صدیقه مرادی و دیگر زندانیان سازمان مجاهدین بودیم. صدیقه، زنی که سالها در بند نسوان زندانی بود، همچون مادری مهربان برای همبندیهایش. چگونه میتوان چنین لحظات ناب انسانی را فراموش کرد؟ لحظاتی که از هرگونه منفعت و ریا به دور و سرشار از محبت واقعی بود.
عصر همان روز، مریم اکبری منفرد، که بهرغم گذشت هفت سال از محکومیت پانزدهسالهاش، همچنان با امید و ایمان ایستاده، با امکانات محدود زندان کیکی برایم پخت. طعم آن کیک، طعمی آمیخته با عشق و باور بود. مریم، با لبخندی همیشگی، تنها هفتهای یکبار دختران نوجوانش را میبیند؛ دخترانی که تصورشان از مادر، تنها یک ملاقات کابینی بیستدقیقهای است.
بهاره هدایت و نسیم باقری، هدایای خود را در تخت من گذاشته بودند. بهاره، فعال جنبش سبز، که سالها در زندان گذرانده
بهاره، فعال جنبش سبز، که سالها در زندان گذرانده، همواره مشغول مطالعه و ترجمه است و در چهرهاش غمی پنهان موج میزند. فریبا کمالآبادی، یکی دیگر از چهرههای شاخص بهاییت، کیفی قلاببافیشده به من هدیه داد. او که به جرم باورهای دینیاش به بیست سال حبس محکوم شده، در زندان کلاسهای فلسفه و تاریخ برگزار میکرد و دانستههایش را با دیگران به اشتراک میگذاشت.👇👇
https://www.instagram.com/reel/DGbfwSYtRjS/?igsh=eHdicWp4dTB1MDlq
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تولد رضا رسایی بر مزارش 🔴آذردخت حقجویان، مادر جاویدنام رضا رسایی،در سال روز تولد این زندانی سیاسی اعدام شده، خواهان لغو به حکم اعدام شد.
در ویدئویی که از این مادر دادخواه، بر مزار فرزندش منتشر شده، او میگوید: «ما خواهان عدالت هستیم و پایان دادن به اعدام، فارغ از آنکه چه کسی از آن حمایت میکند. عدالت یعنی برآشفتن علیه تمام چیزهایی که یک انسان را از انسان شدن باز میدارد.»
خانم حقجویان در ادامه میافزاید: «بیعدالتی در یکجا، تهدیدی برای عدالت در همه جاست. لذا برخی مواقع از خودگذشتگی عادلانه به ضرورتی مقدس بدل میشود.
رضا جان تولدت مبارک، تو هرگز نامری و نامت تا ابد ماندنی است.»
رضا (غلامرضا) رسایی، پیرو آیین یارسان، بامداد ۱۶ مرداد۱۴۰۳ بدون اطلاع خانواده اعدام شد.
مادر رضا رسایی پیشتر با انتشار ویدئویی بر بیگناهی فرزند خود تأکید کرده و با اشاره به ابهامات پرونده گفته بود که حکم پسرش با «علم قاضی» صادر شده است.
عفو بینالملل نیز قبلا در بیانیهای با اشاره به اعترافات رضا رسایی «زیر شکنجه» خواستار توقف فوری اجرای حکم اعدام او شده بود.
در ویدئویی که از این مادر دادخواه، بر مزار فرزندش منتشر شده، او میگوید: «ما خواهان عدالت هستیم و پایان دادن به اعدام، فارغ از آنکه چه کسی از آن حمایت میکند. عدالت یعنی برآشفتن علیه تمام چیزهایی که یک انسان را از انسان شدن باز میدارد.»
خانم حقجویان در ادامه میافزاید: «بیعدالتی در یکجا، تهدیدی برای عدالت در همه جاست. لذا برخی مواقع از خودگذشتگی عادلانه به ضرورتی مقدس بدل میشود.
رضا جان تولدت مبارک، تو هرگز نامری و نامت تا ابد ماندنی است.»
رضا (غلامرضا) رسایی، پیرو آیین یارسان، بامداد ۱۶ مرداد۱۴۰۳ بدون اطلاع خانواده اعدام شد.
مادر رضا رسایی پیشتر با انتشار ویدئویی بر بیگناهی فرزند خود تأکید کرده و با اشاره به ابهامات پرونده گفته بود که حکم پسرش با «علم قاضی» صادر شده است.
عفو بینالملل نیز قبلا در بیانیهای با اشاره به اعترافات رضا رسایی «زیر شکنجه» خواستار توقف فوری اجرای حکم اعدام او شده بود.
❤1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لیلا مهدوی، مادر جاویدنام سیاوش محمودی، ضمن انتشار این ویدئو، نوشت:
«امنیت یا سرکوب؟ حقیقت را نمیتوان دفن کرد
بهشت زهرا جایی است که یاد عزیزان ازدسترفته زنده میماند، اما وقتی آن را به ابزاری برای کنترل و مهار حضور مردم تبدیل میکنند، معنای واقعی امنیت گم میشود. امنیت واقعی، حاصل اعتماد و احترام متقابل است، نه چتر نظارتی که حضور را محدود و یادها را سانسور کند.
آنهایی که برای آزادی و عدالت رفتند، برای جامعهای ساختند که در آن صدای مردم خاموش نشود. اما امروز، بهجای اینکه نام و یادشان راهی برای تحقق آرمانهایشان باشد، شاهد حضور و نظارتی هستیم که بیش از تأمین امنیت، هشداری برای خاموش کردن صداهاست.
آرامستانها جای سکوت نیستند؛ آنها بلندترین فریادهای تاریخاند. و هیچ دیواری، هیچ سایهای، هیچ چتری نمیتواند حقیقت را برای همیشه پنهان کنند.»
«امنیت یا سرکوب؟ حقیقت را نمیتوان دفن کرد
بهشت زهرا جایی است که یاد عزیزان ازدسترفته زنده میماند، اما وقتی آن را به ابزاری برای کنترل و مهار حضور مردم تبدیل میکنند، معنای واقعی امنیت گم میشود. امنیت واقعی، حاصل اعتماد و احترام متقابل است، نه چتر نظارتی که حضور را محدود و یادها را سانسور کند.
آنهایی که برای آزادی و عدالت رفتند، برای جامعهای ساختند که در آن صدای مردم خاموش نشود. اما امروز، بهجای اینکه نام و یادشان راهی برای تحقق آرمانهایشان باشد، شاهد حضور و نظارتی هستیم که بیش از تأمین امنیت، هشداری برای خاموش کردن صداهاست.
آرامستانها جای سکوت نیستند؛ آنها بلندترین فریادهای تاریخاند. و هیچ دیواری، هیچ سایهای، هیچ چتری نمیتواند حقیقت را برای همیشه پنهان کنند.»
👍3
Forwarded from Omid Tootian
ما با موج عظیم بلاهت مواجهیم.
یک مشت سفله خرد باخته، مدام برای من پیغام میفرستند که:
(چرا حرف می زنی؟ چرا مینویسی؟چرا نظر می دهی؟ ننویس ، نگو ، اظهار نظر نکن ، خفه شو بگذار هر کس هر کاری دلش خواست انجام دهد، تو که مخاطب زیادی نداری چرا به زمین و زمان گیر میدهی؟ به تو چه که درباره فلان موضوع یا فلان شخص اظهار نظر می کنی؟)
و این بزغاله های بع بع گو هرگز سخنان مرا نمیفهمند و غافلند از اینکه من هیچ چیز را برای خودم نمیخواهم، من همه چیز را برای همه می خواهم و هیچ دغدغه ای جز نجات ایران و ایرانی از چنگال استبداد و استثمار و استحمار و استعمار تاریخی ندارم.
من بارها گفته ام که جزو هیچ حزب و گروه و دسته ای نیستم و طرفدار هیچ خری هم نیستم که دوست دارد حکومت کند یا قدرت را در دست بگیرد و چپ و راست و بالا و پایین هم نمیشناسم.
من طرفدار آزادی و حقیقت و کرامت انسانم، همین
اما گویا خیلیها این را برنمی تابند، چون مفهوم آزادی و آزادگی را نمیفهمند.
خیلیها رعیت بودن و مجیزگویی را دوست دارند و میخواهند قلاده و افسار داشته باشند.
امثال رضا پهلوی و مسیح و حامد و فلان و بهمان برای من پشیزی ارزش ندارند، من با دروغ و فریب و ریاکاری مشکل دارم، من با پروژه های امنیتی مشکل دارم، من با پروپاگاندای صدای آمریکا و مهدکودک من و تو و کثافتخانه بی بی سی و عنتر آشغال مشکل دارم که مشغول عوامفریبی هستند.
من با فاندبگیرهایی که از خون مردم ارتزاق می کنند مشکل دارم.
کار رژیم جمهوری اسلامی تمام شده و دیگر کارکردی ندارد و سقوط حتمی است، اما مافیای حاکم بر ایران نمی خواهد این خوان گسترده را رها کند پس باید رفرم ایجاد کند و تغییر چهره دهد تا با فرمتی جدید دوباره دمار از روزگار مردم جان به لب رسیده درآورد.
لازم نیست نابغه باشی تا بفهمی رضا پهلوی یک پروژه امنیتی است.
کسی که با زبان خودش اقرار میکند که با اعضای سپاه و بدنه حکومت در ارتباط است.
کسی که به اقرار خودش مخالف اسلام ستیزی است، همان اسلامی که ایران را به نابودی کشانده.
کسی که به اقرار خودش معتقد است سرداران دزد و قاتل سپاه را باید بخشید تا چرخه خشونت متوقف شود و پولهای دزدیده شده توسط آنها در کشور خودمان هزینه شود.
او سالهاست در آب نمک خوابانده شده و سپاهیها به او وعده داده اند که از قدرت گرفتن او حمایت خواهند کرد به شرطی که پس از براندازی کماکان بدنه قدرت در دستان آنها باقی بماند و او فقط نقش مترسک سر جالیز را بازی کند.
بیجهت نیست که این روزها دوباره در بوق و کرنا میشود، کسی که هرگز هیچ اقدام موثری در جهت براندازی انجام نداده و هرگز طرح و برنامه و اراده ای برای سازماندهی مبارزان نداشته و تنها دستاوردش تسلیت گفتن به مردم و سخنرانیهای تکراری در مجامع بین المللی بوده است.
بی جهت نیست که کثافتی مثل امید دانا دوباره بیضه نوازی او را شروع کرده و جنایتکاری مثل مهدی نصیری با اجازه نهادهای امنیتی به خارج صادر میشود تا با رسانه ها مصاحبه کند و پروژه شاهزاده تاجزاده را کلید بزند، بعد هم با خیال راحت به ایران برگردد و کسی هم کاری به کارش نداشته باشد.
بیجهت نیست که سریال پر هزینه ای به نام تاسیان ساخته میشود و با شایعه توقیف و رفع توقیف برایش بازارگرمی می کنند.
هموطن، یکبار برای همیشه از خواب غفلت بیدار شو و قدرت خودت را باورکن و بدان هیچ کس جز خود ما، به داد ما نخواهد رسید و ما چاره ای نداریم جز اینکه با هم متحد شده و روی پاهای خود بایستیم وگرنه این چرخه باطل مدام تکرار خواهد شد تا روزی که دیگر چیزی از ایران و ایرانی باقی نماند.
@omidtootian
یک مشت سفله خرد باخته، مدام برای من پیغام میفرستند که:
(چرا حرف می زنی؟ چرا مینویسی؟چرا نظر می دهی؟ ننویس ، نگو ، اظهار نظر نکن ، خفه شو بگذار هر کس هر کاری دلش خواست انجام دهد، تو که مخاطب زیادی نداری چرا به زمین و زمان گیر میدهی؟ به تو چه که درباره فلان موضوع یا فلان شخص اظهار نظر می کنی؟)
و این بزغاله های بع بع گو هرگز سخنان مرا نمیفهمند و غافلند از اینکه من هیچ چیز را برای خودم نمیخواهم، من همه چیز را برای همه می خواهم و هیچ دغدغه ای جز نجات ایران و ایرانی از چنگال استبداد و استثمار و استحمار و استعمار تاریخی ندارم.
من بارها گفته ام که جزو هیچ حزب و گروه و دسته ای نیستم و طرفدار هیچ خری هم نیستم که دوست دارد حکومت کند یا قدرت را در دست بگیرد و چپ و راست و بالا و پایین هم نمیشناسم.
من طرفدار آزادی و حقیقت و کرامت انسانم، همین
اما گویا خیلیها این را برنمی تابند، چون مفهوم آزادی و آزادگی را نمیفهمند.
خیلیها رعیت بودن و مجیزگویی را دوست دارند و میخواهند قلاده و افسار داشته باشند.
امثال رضا پهلوی و مسیح و حامد و فلان و بهمان برای من پشیزی ارزش ندارند، من با دروغ و فریب و ریاکاری مشکل دارم، من با پروژه های امنیتی مشکل دارم، من با پروپاگاندای صدای آمریکا و مهدکودک من و تو و کثافتخانه بی بی سی و عنتر آشغال مشکل دارم که مشغول عوامفریبی هستند.
من با فاندبگیرهایی که از خون مردم ارتزاق می کنند مشکل دارم.
کار رژیم جمهوری اسلامی تمام شده و دیگر کارکردی ندارد و سقوط حتمی است، اما مافیای حاکم بر ایران نمی خواهد این خوان گسترده را رها کند پس باید رفرم ایجاد کند و تغییر چهره دهد تا با فرمتی جدید دوباره دمار از روزگار مردم جان به لب رسیده درآورد.
لازم نیست نابغه باشی تا بفهمی رضا پهلوی یک پروژه امنیتی است.
کسی که با زبان خودش اقرار میکند که با اعضای سپاه و بدنه حکومت در ارتباط است.
کسی که به اقرار خودش مخالف اسلام ستیزی است، همان اسلامی که ایران را به نابودی کشانده.
کسی که به اقرار خودش معتقد است سرداران دزد و قاتل سپاه را باید بخشید تا چرخه خشونت متوقف شود و پولهای دزدیده شده توسط آنها در کشور خودمان هزینه شود.
او سالهاست در آب نمک خوابانده شده و سپاهیها به او وعده داده اند که از قدرت گرفتن او حمایت خواهند کرد به شرطی که پس از براندازی کماکان بدنه قدرت در دستان آنها باقی بماند و او فقط نقش مترسک سر جالیز را بازی کند.
بیجهت نیست که این روزها دوباره در بوق و کرنا میشود، کسی که هرگز هیچ اقدام موثری در جهت براندازی انجام نداده و هرگز طرح و برنامه و اراده ای برای سازماندهی مبارزان نداشته و تنها دستاوردش تسلیت گفتن به مردم و سخنرانیهای تکراری در مجامع بین المللی بوده است.
بی جهت نیست که کثافتی مثل امید دانا دوباره بیضه نوازی او را شروع کرده و جنایتکاری مثل مهدی نصیری با اجازه نهادهای امنیتی به خارج صادر میشود تا با رسانه ها مصاحبه کند و پروژه شاهزاده تاجزاده را کلید بزند، بعد هم با خیال راحت به ایران برگردد و کسی هم کاری به کارش نداشته باشد.
بیجهت نیست که سریال پر هزینه ای به نام تاسیان ساخته میشود و با شایعه توقیف و رفع توقیف برایش بازارگرمی می کنند.
هموطن، یکبار برای همیشه از خواب غفلت بیدار شو و قدرت خودت را باورکن و بدان هیچ کس جز خود ما، به داد ما نخواهد رسید و ما چاره ای نداریم جز اینکه با هم متحد شده و روی پاهای خود بایستیم وگرنه این چرخه باطل مدام تکرار خواهد شد تا روزی که دیگر چیزی از ایران و ایرانی باقی نماند.
@omidtootian
👍2
🔻اصغر سپهری، با ابراز نگرانی در مورد وضعیت سلامتی فاطمه سپهری، نوشت که خواهرش اخیرا در زندان «دچار تاری دید، ضعف شدید و تعریق بیش از حد شده است.»
او ساعاتی پیش در حساب خود در شبکه ایکس نوشت: «مشخص نیست که این علائم ناشی از بیماری قلبی است یا علت دیگری دارد، اما عدم رسیدگی فوری به این وضعیت میتواند جان او را به خطر بیندازد.»
او ضمن انتقاد از تاخیر در روند درمان خواهرش نوشت که قرار بود بر أساس توصیه پزشک، فاطمه سپهری جلسات فیزیوتراپی انجام دهد و دوباره معاینه شود اما به گفته او «تاکنون نه جلسات فیزیوتراپی انجام شده و نه مراجعهای به جراح دست صورت گرفته است.»
آقای سپهری خواستار پیگیری فوری این وضعیت و اجرای کامل روند درمانی خواهرش مطابق با دستورات پزشکان متخصص شده است.
او ساعاتی پیش در حساب خود در شبکه ایکس نوشت: «مشخص نیست که این علائم ناشی از بیماری قلبی است یا علت دیگری دارد، اما عدم رسیدگی فوری به این وضعیت میتواند جان او را به خطر بیندازد.»
او ضمن انتقاد از تاخیر در روند درمان خواهرش نوشت که قرار بود بر أساس توصیه پزشک، فاطمه سپهری جلسات فیزیوتراپی انجام دهد و دوباره معاینه شود اما به گفته او «تاکنون نه جلسات فیزیوتراپی انجام شده و نه مراجعهای به جراح دست صورت گرفته است.»
آقای سپهری خواستار پیگیری فوری این وضعیت و اجرای کامل روند درمانی خواهرش مطابق با دستورات پزشکان متخصص شده است.
👍2💔2🔥1