خبرگر
گلرخ ایرایی از زندان قرچک: چه سخت جان شدیم ما «خبر آمد. از آنجا. از آنان. پیراهنشان پاکیزه بود و خم بر ابرو نداشتند...» صبح پنج مرداد ۱۴۰۴ خبر قتل حکومتی دو زندانی سیاسی در زیرنویس شبکه خبر اعلام شد. بچهها زیر تلویزیون قرنطینه زندان قرچک به خط شده بودند.
کسی را یارای سخن گفتن نبود. اندوهی جمع را فراگرفته بود. چشمها تر میشدند و نگاهها مبهوت مانده بود. کمی بعد در اخبار تکمیلی اسامی مهدی و بهروز به زیرنویس خبر اضافه شد. مهدی حسنی و بهروز احسانی.
نه دیده بودیمشان و نه صدایشان را شنیده بودیم. اما چه خویشی و قرابتی بینمان شکل گرفته بود. گویی پارههای تنمان سربهدار شده بودند و به واقع نیز چنین بود. در ماههای اخیر به کرات نامشان را همراه با شعارها و سرودهایمان در «سهشنبههای نه اعدام» فریاد کرده بودیم و هر بار به همراه دیگر خویشان و رفقای در اسارت سرکوب و زیر حکم مرگ مرورشان کرده بودیم. حالا سربهدار شده بودند و اندوه نبودنشان سینه را از خشم و کینه مالامال میکرد.
با خود زمزمه میکردیم
«میدانیم ایستادگی کردند و صبوری...» از این حجم از توحش در حیرت بودیم. اگرچه دیر آشنا بود.
نیروی سرکوب همبندیان بهروز و مهدی را با ضربوشتم و با غل و زنجیر ربوده بودند. سعید ماسوری نماد مقاومت و ایستادگی را پس از ۲۵ سال حبس بیوقفه به زندانی دیگر منتقل کرده بودند و بهروز و مهدی را به قتلگاه برده بودند. چه سخت جان شدیم ما.
تا شب غبار اندوه از چهره و بغض از نگاه زدودیم و بر ریشخندهای گزنده انگشتشمار همبندیان دریدهچشم که جان را میخراشید نیز غلبه کردیم. دست در دست هم سرود مقاومت سر دادیم و یاد آن سربهداران را گرامی داشتیم. آنان که تا آخرین دم، جان کلام «ناظم حکمت» را زیسته بودند.
«میدانم که پوزخندزنان مینگریستند خصم را. خم بر ابرو نداشتند...»
یادشان گرامی و مسیر آزادگیشان پر رهرو.
گلرخ ایرایی
زندان قرچک
مرداد ۱۴۰۴
#بهروز_احسانی
#مهدی_حسنی
#نه_به_اعدام
نه دیده بودیمشان و نه صدایشان را شنیده بودیم. اما چه خویشی و قرابتی بینمان شکل گرفته بود. گویی پارههای تنمان سربهدار شده بودند و به واقع نیز چنین بود. در ماههای اخیر به کرات نامشان را همراه با شعارها و سرودهایمان در «سهشنبههای نه اعدام» فریاد کرده بودیم و هر بار به همراه دیگر خویشان و رفقای در اسارت سرکوب و زیر حکم مرگ مرورشان کرده بودیم. حالا سربهدار شده بودند و اندوه نبودنشان سینه را از خشم و کینه مالامال میکرد.
با خود زمزمه میکردیم
«میدانیم ایستادگی کردند و صبوری...» از این حجم از توحش در حیرت بودیم. اگرچه دیر آشنا بود.
نیروی سرکوب همبندیان بهروز و مهدی را با ضربوشتم و با غل و زنجیر ربوده بودند. سعید ماسوری نماد مقاومت و ایستادگی را پس از ۲۵ سال حبس بیوقفه به زندانی دیگر منتقل کرده بودند و بهروز و مهدی را به قتلگاه برده بودند. چه سخت جان شدیم ما.
تا شب غبار اندوه از چهره و بغض از نگاه زدودیم و بر ریشخندهای گزنده انگشتشمار همبندیان دریدهچشم که جان را میخراشید نیز غلبه کردیم. دست در دست هم سرود مقاومت سر دادیم و یاد آن سربهداران را گرامی داشتیم. آنان که تا آخرین دم، جان کلام «ناظم حکمت» را زیسته بودند.
«میدانم که پوزخندزنان مینگریستند خصم را. خم بر ابرو نداشتند...»
یادشان گرامی و مسیر آزادگیشان پر رهرو.
گلرخ ایرایی
زندان قرچک
مرداد ۱۴۰۴
#بهروز_احسانی
#مهدی_حسنی
#نه_به_اعدام
نامه اعتراضی دو زندانی سیاسی نسبت به اعدام زندانیان: «اعدام، ابزار سرکوب و ارعاب است»
#مطلب_احمدیان و #خشایار_سفیدی، دو زندانی سیاسی محبوس در #زندان_تهران_بزرگ، با انتشار نامهای سرگشاده، صدور و اجرای احکام اعدام برای زندانیان سیاسی از جمله #بهروز_احسانی و #مهدی_حسنی را بهشدت محکوم کردند.
آنها در این نامه، اعدام را «ابزار حاکمیت برای ارعاب جامعه و جلوگیری از خیزشهای اعتراضی» توصیف کرده و هشدار دادهاند که این اقدامات نهتنها مشروعیت نظام را بیشتر زیر سوال میبرد، بلکه به «تعمیق شکافهای اجتماعی و افزایش خشونت» در جامعه دامن میزند.
در بخشی از این نامه آمده است:
«حکومتی که پس از ۴۷ سال در همه عرصهها به بنبست رسیده، با توسل به احکام اعدام تلاش دارد روند سرکوب را تشدید کند و سقوط محتوم خود را به تعویق اندازد. ما ضمن محکوم کردن این احکام، درباره تبعات جبرانناپذیر آن برای جامعه هشدار میدهیم.»
هرانا
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#مطلب_احمدیان و #خشایار_سفیدی، دو زندانی سیاسی محبوس در #زندان_تهران_بزرگ، با انتشار نامهای سرگشاده، صدور و اجرای احکام اعدام برای زندانیان سیاسی از جمله #بهروز_احسانی و #مهدی_حسنی را بهشدت محکوم کردند.
آنها در این نامه، اعدام را «ابزار حاکمیت برای ارعاب جامعه و جلوگیری از خیزشهای اعتراضی» توصیف کرده و هشدار دادهاند که این اقدامات نهتنها مشروعیت نظام را بیشتر زیر سوال میبرد، بلکه به «تعمیق شکافهای اجتماعی و افزایش خشونت» در جامعه دامن میزند.
در بخشی از این نامه آمده است:
«حکومتی که پس از ۴۷ سال در همه عرصهها به بنبست رسیده، با توسل به احکام اعدام تلاش دارد روند سرکوب را تشدید کند و سقوط محتوم خود را به تعویق اندازد. ما ضمن محکوم کردن این احکام، درباره تبعات جبرانناپذیر آن برای جامعه هشدار میدهیم.»
هرانا
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔴 فریادهای خاموش، مقاومتهای زنده
(به کارزار حمایت از زندانیان سیاسی بپیوندیم)
✍️ #اسماعیل_عبدی
مقدمه: مقاومت در عصر پاکسازی حافظه
در تحلیلهای معاصر علوم اجتماعی، زندان صرفاً مکان سلب آزادی فردی نیست؛ بلکه نهادی سیاسی و نمادین است که به مهندسی حافظه جمعی و بازتولید روابط قدرت میپردازد. در جوامعی که شکاف طبقاتی و اقتدارگرایی ساختاری تثبیت شده، زندان به آینهای بدل میشود که میزان تحمل نظام سیاسی در برابر مقاومت مدنی را آشکار میکند.
حوادث اخیر پیرامون زندان اوین – از حمله موشکی و آوار سنگین بر جان انسانها تا انتقال تحقیرآمیز زندانیان به مکانهایی فاقد حداقل استانداردهای بهداشتی و امنیتی – مصداقی روشن از پروژهای عمیقتر است: تلاش برای پاکسازی نمادهای مقاومت، حذف حافظه مبارزات جمعی و بازنویسی تاریخ بر اساس منطق قدرت.
وقتی زمزمههای تغییر کاربری اوین به مراکز تجاری و تفریحی شنیده میشود، پیام روشن است: «مقاومت را فراموش کنید، تاریخ را خاموش کنید». اما جامعهای که حافظه خود را از دست بدهد، قدرت مقاومت و بازسازی خود را نیز از دست خواهد داد. پایداری تاریخی، همان بازداشتن قدرت از حذف حافظه است.
چارچوب حقوقی: قوانین چه میگویند؟
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل ۳۹: «هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده باشد، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.»
آییننامه سازمان زندانها، ماده ۱۱۳: «زندانها باید مجهز به امکانات بهداشتی و درمانی کافی بوده و شرایط زندگی زندانیان به نحوی باشد که کرامت انسانی آنان محفوظ بماند.»
اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماده ۵: «هیچکس نباید مورد شکنجه یا رفتار یا مجازات ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد.»
میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، ماده ۱۰: «با همه اشخاصی که از آزادی محروم شدهاند باید با انسانیت و احترام به شأن ذاتی شخص انسانی رفتار شود.»
انتقال زندانیان در شرایط غیرانسانی، محرومیت از خدمات درمانی، زنجیر کردن انسانها و قطع تماس آنان با خانواده، نقض آشکار این قوانین داخلی و تعهدات بینالمللی است. این وضعیت نشان میدهد که دفاع از زندانیان، نه فقط یک امر اخلاقی بلکه وظیفهای حقوقی و مدنی است.
چرا امروز باید بایستیم؟
زندانیان سیاسی، صنفی و مدنی نمایندگان همان ارزشهاییاند که هر جامعهای برای زیست شرافتمندانه بدان نیاز دارد: عدالت، آزادی، برابری و کرامت انسانی. آنان معلمان، کارگران، زنان، دانشجویان و فعالانی هستند که بهجای سکوت، انتخاب کردند که بایستند و سخن بگویند؛ و اکنون به دلیل همین انتخاب، در زنجیر و زیر آوار تحقیر قرار دارند.
بیتفاوتی در برابر رنج آنان، یعنی پذیرش این پیام که «اعتراض جرم است و عدالتخواهی خطرناک». سکوت، فقط زندان را تنگتر نمیکند؛ سکوت، تاریخ را پاک میکند و آینده را به اسارت میبرد.
مطالبات ما در فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران:
۱. توقف فوری هرگونه تغییر کاربری زندان اوین بهعنوان بخشی از حافظه تاریخی مقاومت مردم ایران.
۲. انتقال زندانیان به محلهایی ایمن و انسانی، در چارچوب اصل تفکیک جرائم و رعایت آییننامه سازمان زندانها.
۳. تشکیل هیأتی مستقل و مردمی برای بررسی وقایع حمله و نحوه انتقال زندانیان.
۴. تضمین حقوق اولیه زندانیان، از جمله دسترسی به خدمات درمانی، وکیل و تماس با خانواده.
۵. آزادی فوری زندانیان بیمار و سالخورده، براساس اصل عدم تحمل کیفر (ماده ۵۰۲ آیین دادرسی کیفری).
۶. آزادی بیقید و شرط تمامی زندانیان سیاسی، صنفی و مدنی که صرفاً به دلیل تلاش برای آزادی و عدالت در بند هستند.
فراخوان انسانی
من، اسماعیل عبدی، معلم و کنشگر صنفی، که خود تجربه زندان را از سر گذراندهام، بهخوبی میدانم که رنج زندانی، فقط رنج او نیست؛ این زخم، زخمی بر پیکر جامعه است.
با توجه به اعدامهای اخیر، آزار سیستماتیک زندانیان و فرستادن آنها به انفرادی همراه با ضرب و شتم و انتقالهای ناعادلانه، بدیهی است اگر امروز از کرامت آنان دفاع نکنیم، فردا کرامت همه ما زیر سؤال خواهد رفت.
از شما مردم شریف، فعالان صنفی، دانشجویان، کارگران، زنان و همه آنان که باور دارند «انسان شایسته زندگی در کرامت است» میخواهم با امضای این کارزار، صدای جمعی ما را بلندتر و رساتر کنید.
یادمان باشد: مقاومت با اتحاد زنده میماند و فراموشی، بزرگترین پیروزی استبداد است.
با احترام و همبستگی
اسماعیل عبدی – معلم و کنشگر صنفی
📎 متن این یادداشت را میتوانید در لینک زیر نیز بخوانید:
https://bit.ly/esmaeilabdis_silentscreams_livingresistance
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
(به کارزار حمایت از زندانیان سیاسی بپیوندیم)
✍️ #اسماعیل_عبدی
مقدمه: مقاومت در عصر پاکسازی حافظه
در تحلیلهای معاصر علوم اجتماعی، زندان صرفاً مکان سلب آزادی فردی نیست؛ بلکه نهادی سیاسی و نمادین است که به مهندسی حافظه جمعی و بازتولید روابط قدرت میپردازد. در جوامعی که شکاف طبقاتی و اقتدارگرایی ساختاری تثبیت شده، زندان به آینهای بدل میشود که میزان تحمل نظام سیاسی در برابر مقاومت مدنی را آشکار میکند.
حوادث اخیر پیرامون زندان اوین – از حمله موشکی و آوار سنگین بر جان انسانها تا انتقال تحقیرآمیز زندانیان به مکانهایی فاقد حداقل استانداردهای بهداشتی و امنیتی – مصداقی روشن از پروژهای عمیقتر است: تلاش برای پاکسازی نمادهای مقاومت، حذف حافظه مبارزات جمعی و بازنویسی تاریخ بر اساس منطق قدرت.
وقتی زمزمههای تغییر کاربری اوین به مراکز تجاری و تفریحی شنیده میشود، پیام روشن است: «مقاومت را فراموش کنید، تاریخ را خاموش کنید». اما جامعهای که حافظه خود را از دست بدهد، قدرت مقاومت و بازسازی خود را نیز از دست خواهد داد. پایداری تاریخی، همان بازداشتن قدرت از حذف حافظه است.
چارچوب حقوقی: قوانین چه میگویند؟
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل ۳۹: «هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده باشد، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.»
آییننامه سازمان زندانها، ماده ۱۱۳: «زندانها باید مجهز به امکانات بهداشتی و درمانی کافی بوده و شرایط زندگی زندانیان به نحوی باشد که کرامت انسانی آنان محفوظ بماند.»
اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماده ۵: «هیچکس نباید مورد شکنجه یا رفتار یا مجازات ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد.»
میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، ماده ۱۰: «با همه اشخاصی که از آزادی محروم شدهاند باید با انسانیت و احترام به شأن ذاتی شخص انسانی رفتار شود.»
انتقال زندانیان در شرایط غیرانسانی، محرومیت از خدمات درمانی، زنجیر کردن انسانها و قطع تماس آنان با خانواده، نقض آشکار این قوانین داخلی و تعهدات بینالمللی است. این وضعیت نشان میدهد که دفاع از زندانیان، نه فقط یک امر اخلاقی بلکه وظیفهای حقوقی و مدنی است.
چرا امروز باید بایستیم؟
زندانیان سیاسی، صنفی و مدنی نمایندگان همان ارزشهاییاند که هر جامعهای برای زیست شرافتمندانه بدان نیاز دارد: عدالت، آزادی، برابری و کرامت انسانی. آنان معلمان، کارگران، زنان، دانشجویان و فعالانی هستند که بهجای سکوت، انتخاب کردند که بایستند و سخن بگویند؛ و اکنون به دلیل همین انتخاب، در زنجیر و زیر آوار تحقیر قرار دارند.
بیتفاوتی در برابر رنج آنان، یعنی پذیرش این پیام که «اعتراض جرم است و عدالتخواهی خطرناک». سکوت، فقط زندان را تنگتر نمیکند؛ سکوت، تاریخ را پاک میکند و آینده را به اسارت میبرد.
مطالبات ما در فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران:
۱. توقف فوری هرگونه تغییر کاربری زندان اوین بهعنوان بخشی از حافظه تاریخی مقاومت مردم ایران.
۲. انتقال زندانیان به محلهایی ایمن و انسانی، در چارچوب اصل تفکیک جرائم و رعایت آییننامه سازمان زندانها.
۳. تشکیل هیأتی مستقل و مردمی برای بررسی وقایع حمله و نحوه انتقال زندانیان.
۴. تضمین حقوق اولیه زندانیان، از جمله دسترسی به خدمات درمانی، وکیل و تماس با خانواده.
۵. آزادی فوری زندانیان بیمار و سالخورده، براساس اصل عدم تحمل کیفر (ماده ۵۰۲ آیین دادرسی کیفری).
۶. آزادی بیقید و شرط تمامی زندانیان سیاسی، صنفی و مدنی که صرفاً به دلیل تلاش برای آزادی و عدالت در بند هستند.
فراخوان انسانی
من، اسماعیل عبدی، معلم و کنشگر صنفی، که خود تجربه زندان را از سر گذراندهام، بهخوبی میدانم که رنج زندانی، فقط رنج او نیست؛ این زخم، زخمی بر پیکر جامعه است.
با توجه به اعدامهای اخیر، آزار سیستماتیک زندانیان و فرستادن آنها به انفرادی همراه با ضرب و شتم و انتقالهای ناعادلانه، بدیهی است اگر امروز از کرامت آنان دفاع نکنیم، فردا کرامت همه ما زیر سؤال خواهد رفت.
از شما مردم شریف، فعالان صنفی، دانشجویان، کارگران، زنان و همه آنان که باور دارند «انسان شایسته زندگی در کرامت است» میخواهم با امضای این کارزار، صدای جمعی ما را بلندتر و رساتر کنید.
یادمان باشد: مقاومت با اتحاد زنده میماند و فراموشی، بزرگترین پیروزی استبداد است.
با احترام و همبستگی
اسماعیل عبدی – معلم و کنشگر صنفی
📎 متن این یادداشت را میتوانید در لینک زیر نیز بخوانید:
https://bit.ly/esmaeilabdis_silentscreams_livingresistance
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
Telegraph
فریادهای خاموش، مقاومتهای زنده (به کارزار حمایت از زندانیان سیاسی بپیوندیم)
مقدمه: مقاومت در عصر پاکسازی حافظهدر تحلیلهای معاصر علوم اجتماعی، زندان صرفاً مکان سلب آزادی فردی نیست؛ بلکه نهادی سیاسی و نمادین است که به مهندسی حافظه جمعی و بازتولید روابط قدرت میپردازد. در جوامعی که شکاف طبقاتی و اقتدارگرایی ساختاری تثبیت شده، زندان…
❤1
.🔴خانواده سعید ماسوری درباره «آزار سیستماتیک» این زندانی سیاسی هشدار دادند
خانواده سعید ماسوری، زندانی سیاسی با انتشار نامهای تبعید ناگهانی او از زندان قزلحصار کرج به زندان زاهدان را «آزار سیستماتیک» و تهدیدی جدی برای سلامت و امنیت او دانستند.
آنها گفتهاند که این تبعید بدون اطلاعرسانی قبلی و حکم قانونی صورت گرفته و بهدلیل دوری از خانواده، نبود امکانات درمانی و شرایط امنیتی نامناسب زندان زاهدان، زنگ خطری جدی برای وضعیت سلامت و امنیت این زندانی سیاسی است.
خانواده سعید ماسوری خواهان واکنش فوری نهادهای بینالمللی حقوق بشر شدهاند.
سعید ماسوری، یک ربع قرن است که در زندان است. بدون حتی یک روز مرخصی. او فارغالتحصیل پزشکی است از کشور نروژ. اما این نیز برای قدرت اول منطقه کافی نبوده است و سعید را به زندان زاهدان منتقل کرده است. چرا که از کارزار سهشنبههای نه به اعدام میترسند. تا زندانیان را منزوی و از هم دور کنند. حکومتی که برای تمام دنیا شاخ و شانه میکشید و به روز جنگ رهبرانش در پناهگاه مخفی شدند، انتقام تحقیرشان را از مردم و زندانیان دربند میگیرند
خانواده سعید ماسوری، زندانی سیاسی با انتشار نامهای تبعید ناگهانی او از زندان قزلحصار کرج به زندان زاهدان را «آزار سیستماتیک» و تهدیدی جدی برای سلامت و امنیت او دانستند.
آنها گفتهاند که این تبعید بدون اطلاعرسانی قبلی و حکم قانونی صورت گرفته و بهدلیل دوری از خانواده، نبود امکانات درمانی و شرایط امنیتی نامناسب زندان زاهدان، زنگ خطری جدی برای وضعیت سلامت و امنیت این زندانی سیاسی است.
خانواده سعید ماسوری خواهان واکنش فوری نهادهای بینالمللی حقوق بشر شدهاند.
سعید ماسوری، یک ربع قرن است که در زندان است. بدون حتی یک روز مرخصی. او فارغالتحصیل پزشکی است از کشور نروژ. اما این نیز برای قدرت اول منطقه کافی نبوده است و سعید را به زندان زاهدان منتقل کرده است. چرا که از کارزار سهشنبههای نه به اعدام میترسند. تا زندانیان را منزوی و از هم دور کنند. حکومتی که برای تمام دنیا شاخ و شانه میکشید و به روز جنگ رهبرانش در پناهگاه مخفی شدند، انتقام تحقیرشان را از مردم و زندانیان دربند میگیرند
🔥2
خبرگر
.🔴خانواده سعید ماسوری درباره «آزار سیستماتیک» این زندانی سیاسی هشدار دادند خانواده سعید ماسوری، زندانی سیاسی با انتشار نامهای تبعید ناگهانی او از زندان قزلحصار کرج به زندان زاهدان را «آزار سیستماتیک» و تهدیدی جدی برای سلامت و امنیت او دانستند. آنها گفتهاند…
صبح روز شنبه ۴ مرداد ۱۴۰۴ بیش از ۱۰۰ تن از مأموران مسلح گارد قزلحصار به دستور رئیس زندان الله کرم عزیزی و حسن قبادی و اسماعیل فرج نژاد از معاونین الله کرم به همراه عدهیی از مأموران اطلاعاتی به سالن زندانیان سیاسی در واحد ۴ زندان قزلحصار حمله کردند
وحوش خامنهای واحد ۴ را در هم ریخته و اندک وسایل زندانیان را لگدمال کردند
وحوش، زندانیان را دستبند و پابند زده و با کشیدن کیسه بر سرشان، آنان را روی زمین کشیده و به انفرادی منتقل کردند و سپس سعید ماسوری را برای تبعید به زندان زاهدان با خود بردند
در این حمله وحشیانه شماری از زندانیان سیاسی بهشدت زخمی شدهاند.
سپس دژخیمان خامنهای مجاهدان خلق بهروز احسانی و مهدی حسنی را برای اعدام به انفرادی بردند
روز یکشنبه ۵ مرداد چند تن از خانوادههای زندانیان از جمله خانواده مهدی حسنی و سعید ماسوری به قزلحصار رفتند و جویای وضعیت آنها شدند اما هیچ پاسخی دریافت نکردند
وزارت اطلاعات پیکر شهیدان اعدام شده را تحویل نمیدهد تا آنها را پنهانی دفن کند
وحوش خامنهای واحد ۴ را در هم ریخته و اندک وسایل زندانیان را لگدمال کردند
وحوش، زندانیان را دستبند و پابند زده و با کشیدن کیسه بر سرشان، آنان را روی زمین کشیده و به انفرادی منتقل کردند و سپس سعید ماسوری را برای تبعید به زندان زاهدان با خود بردند
در این حمله وحشیانه شماری از زندانیان سیاسی بهشدت زخمی شدهاند.
سپس دژخیمان خامنهای مجاهدان خلق بهروز احسانی و مهدی حسنی را برای اعدام به انفرادی بردند
روز یکشنبه ۵ مرداد چند تن از خانوادههای زندانیان از جمله خانواده مهدی حسنی و سعید ماسوری به قزلحصار رفتند و جویای وضعیت آنها شدند اما هیچ پاسخی دریافت نکردند
وزارت اطلاعات پیکر شهیدان اعدام شده را تحویل نمیدهد تا آنها را پنهانی دفن کند
🔥2
من استدلال نمی خوام بکنم. میخوام دلایلی که طی ۱۵۰۰ سال گذشته مردم ما وتمدن ما را به اینجا کشاند را واکاوی کنم. البته در حد توانم.
که از خودمان وحتا مردم نا آگاه خودمان متنفر نباشیم! در یک مسیر تاریخی ما را از : «راه یکی است و آن راه راستی است»
و «پندارگفتارکردارنیک» و از تمدن سازی و بنیان گذاری تمدنی شکار، پوشش، میوه چینی، دامپروی، کشاورزی، سد سازی و مهار آب و ساخت ابزار مختلف برای استفاده های متفاوت تا ساختن سرای و خانه، از سیستم ساتراپی (فدرالی) جهانی نزدیک به پنج هزار ساله به این بیغوله وحشتناک کشانده اند.
اگر پشتوانه تمدنی چند هزارساله که با ساخت و تکامل سیستم آبیاری قنات ها گسترش یافت، نبود،(بیش از ۳۵ هزار قنات کوچک وبزرگ در فلات تمدنی ایران شناسایی شده است، که هنوز برخی از آنها دایر و مورد استفاده مردم هستند. ) چطور موسیقی دانانی چون باربد ونکیسا بوجود می آمدند؟ یا ابزار موسیقی ساخته می شدند. چگونه هفت دستگاه موسیقی بنیانی ایرانی شکل می گرفت که بازتاب احساسات تمام مردمان ساکن در فلات تمدنی ایران از شمال چین و ایغورستان تا شمال و شرق آفریقا را می توان در آن یافت. گسترش اندیشه های خرد ورزانه ای که با نگاه به زمین از آیین میترا و مهر و ناهید به جمع بندی اندیشه های آموزگاری چون زرتشت رسید! حتا پس از فساد دوران پایانی ساسانیان که از قتل عام مزدکیان توسط انوشیروان آغاز شد و مغ ها وموبدان بتدریج همه کاره دربار و دولت شدند، و سیستم های دیکتاتوری متعصب و ضد دانش و ساختار بسته تعصبی و مذهبی ودینی مختلف که رومیان برای تسخیر ایران بوجود آوردند، (دین های یهود و مسیح و اسلام) که بزرگان خردورز و آرمان گرایان انسانگرا و هستی دوست فلات ما را پیاپی از بین برده اند، اما باز هم بدلیل ریشه های تمدنی هزاران ساله انسان هوموساپینس در ایران تمدنی آن دوران و رشد زندگی اجتماعی و همکاری همه کمون ها با همدیگر و بتدریج ایجاد ایل ها و عشیره ها و قبیله ها، طایفه ها و قوم ها و ترکیب شدن آنها با هم و بتدریج بوجود آوردن اولین دولت ملت ها، می بینیم مبنای ساختار سازی فیزیکی و ذهنی، دانش ها و فلسفه، هنر، اقتصاد وادبیات آن قدر گسترده و پایدار هست که در بسیاری از شهرها مثل گرگان و گندی شاپور، ری، آمل، تبریز، مرودشت (تخت جمشید) شیراز، استخر، جیرفت، مازندران گیلان، شهر سوخته بر بلندای کوهی در کنار دریاچه هامون در منطقه زابل در سیستان و ورودی رود هیرمند به آن قلعه، برج و بارو ، خانه ها، بیمارستان، کتابخانه، آسیای آبی، بازار، سرای، میدان چوگان، پادگان ارتش، چاپار، پست، راهسازی، خانه و ساختمان سازی، معماری، قرار دادکار و تجارت، نگارش و آموزش، خط،نجاری، بنایی، باغبانی، آبیاری، حکاکی، حجاری، بافندگی، رنگ سازی، شراب کشی، کشاورزی، دامپروری، سوارکاری، ساخت انواع سلاح و سپر و جوشن، تیرو کمان، لوازم کارهای مختلف، مهندسی، برای ساخت قنات ها (کونات) مرکز کولچر ها را ساخته اند.
اگر دقت کنیم ببینیم به چه دانش ها مثل ریاضیات، فیزیک، شیمی، و ابزار سازی ها، تربیت و سازماندهی نیروی کار، هوش،برای ساختن قنات ها و جاری کردن آب در زیر زمین در مسیر دلخواه نیاز بوده است، که ایرانیان با زندگی اجتماعی صلح آمیز خود به آنها دست یافته اند. سپس تقسیم آب و زمین های کشاورزی و رعایت داد (عدالت ) در تقسیم ساعات آب، و هماهنگی دقیق برای بستن و باز کردن دریچه ها و بریچه های کاه ریز قنات ها برای زمین های کشاورزی و روستاهای وابسته به آن و بوجود آمدن مشاغلی مثل دشتبان، میرآب، چوپان، چادربافی، فرشبافی، گلیم بافی، چرتکه های حسابداری، حتا بازی های اولیه هوش چوبی، در کنار تخته نرد و شطرنج، و تربیت رهبران و پادشاهان، ارشک ها، شاپوران، دبیران، خزانه داران، انبار داران، حسابداران، آموزگاران، مشاوران، کدخدایان، گزمه گان، سربازان، فرماندهان، جغرافیا دانان، سرداران، با استفاده از سیستم مهستان، انجمن ها ( انگو مان) ها در حوزه مدیریت خانواده، اجاق ، محله، فامیل، تیره، طایفه، ایل(اوبه) قبیله، عشیره، ده (روستا) بخش، شهر، شهرستان، پای تخت.
دستور سازی( قانون گذاری) شبکه دادگستری آغازین، تقسیم کار، نوشتن اولین قرار دادهای کار بین کارفرما و کارگران، و قراردادهای تجاری و سیاسی و رسیدن به نگارش سیلندر، تومار سفالین و چرمین و نقش و نگار و نبشته بر روی ظروف و دیگر دست ساخته های استادان فن، آهنگر، آلیاژ کار، رویگر، تذهیب گر، گسترش سیستم استاد شاگردی و انتقال تجربیات اجرایی و اندیشه ای، ایجاد مراکز آموزش و آزمایش، توجه به طبیعت و دریافت ویژگی ها گیاهان و میوه ها و کارکرد های مختلف آنها، توجه با انسان و جزییات بودن او، فیزیولوژی( اندام ) او،آناتومی انسان ودرک تفاوتهای آن، درمان دردهای او، شناخت روان در کنار اندام، درک ترکیب و تجزیه، که به کیمیاگری، بنیان شیمیاگری که بعد ها به کیمیستری رسید.
که از خودمان وحتا مردم نا آگاه خودمان متنفر نباشیم! در یک مسیر تاریخی ما را از : «راه یکی است و آن راه راستی است»
و «پندارگفتارکردارنیک» و از تمدن سازی و بنیان گذاری تمدنی شکار، پوشش، میوه چینی، دامپروی، کشاورزی، سد سازی و مهار آب و ساخت ابزار مختلف برای استفاده های متفاوت تا ساختن سرای و خانه، از سیستم ساتراپی (فدرالی) جهانی نزدیک به پنج هزار ساله به این بیغوله وحشتناک کشانده اند.
اگر پشتوانه تمدنی چند هزارساله که با ساخت و تکامل سیستم آبیاری قنات ها گسترش یافت، نبود،(بیش از ۳۵ هزار قنات کوچک وبزرگ در فلات تمدنی ایران شناسایی شده است، که هنوز برخی از آنها دایر و مورد استفاده مردم هستند. ) چطور موسیقی دانانی چون باربد ونکیسا بوجود می آمدند؟ یا ابزار موسیقی ساخته می شدند. چگونه هفت دستگاه موسیقی بنیانی ایرانی شکل می گرفت که بازتاب احساسات تمام مردمان ساکن در فلات تمدنی ایران از شمال چین و ایغورستان تا شمال و شرق آفریقا را می توان در آن یافت. گسترش اندیشه های خرد ورزانه ای که با نگاه به زمین از آیین میترا و مهر و ناهید به جمع بندی اندیشه های آموزگاری چون زرتشت رسید! حتا پس از فساد دوران پایانی ساسانیان که از قتل عام مزدکیان توسط انوشیروان آغاز شد و مغ ها وموبدان بتدریج همه کاره دربار و دولت شدند، و سیستم های دیکتاتوری متعصب و ضد دانش و ساختار بسته تعصبی و مذهبی ودینی مختلف که رومیان برای تسخیر ایران بوجود آوردند، (دین های یهود و مسیح و اسلام) که بزرگان خردورز و آرمان گرایان انسانگرا و هستی دوست فلات ما را پیاپی از بین برده اند، اما باز هم بدلیل ریشه های تمدنی هزاران ساله انسان هوموساپینس در ایران تمدنی آن دوران و رشد زندگی اجتماعی و همکاری همه کمون ها با همدیگر و بتدریج ایجاد ایل ها و عشیره ها و قبیله ها، طایفه ها و قوم ها و ترکیب شدن آنها با هم و بتدریج بوجود آوردن اولین دولت ملت ها، می بینیم مبنای ساختار سازی فیزیکی و ذهنی، دانش ها و فلسفه، هنر، اقتصاد وادبیات آن قدر گسترده و پایدار هست که در بسیاری از شهرها مثل گرگان و گندی شاپور، ری، آمل، تبریز، مرودشت (تخت جمشید) شیراز، استخر، جیرفت، مازندران گیلان، شهر سوخته بر بلندای کوهی در کنار دریاچه هامون در منطقه زابل در سیستان و ورودی رود هیرمند به آن قلعه، برج و بارو ، خانه ها، بیمارستان، کتابخانه، آسیای آبی، بازار، سرای، میدان چوگان، پادگان ارتش، چاپار، پست، راهسازی، خانه و ساختمان سازی، معماری، قرار دادکار و تجارت، نگارش و آموزش، خط،نجاری، بنایی، باغبانی، آبیاری، حکاکی، حجاری، بافندگی، رنگ سازی، شراب کشی، کشاورزی، دامپروری، سوارکاری، ساخت انواع سلاح و سپر و جوشن، تیرو کمان، لوازم کارهای مختلف، مهندسی، برای ساخت قنات ها (کونات) مرکز کولچر ها را ساخته اند.
اگر دقت کنیم ببینیم به چه دانش ها مثل ریاضیات، فیزیک، شیمی، و ابزار سازی ها، تربیت و سازماندهی نیروی کار، هوش،برای ساختن قنات ها و جاری کردن آب در زیر زمین در مسیر دلخواه نیاز بوده است، که ایرانیان با زندگی اجتماعی صلح آمیز خود به آنها دست یافته اند. سپس تقسیم آب و زمین های کشاورزی و رعایت داد (عدالت ) در تقسیم ساعات آب، و هماهنگی دقیق برای بستن و باز کردن دریچه ها و بریچه های کاه ریز قنات ها برای زمین های کشاورزی و روستاهای وابسته به آن و بوجود آمدن مشاغلی مثل دشتبان، میرآب، چوپان، چادربافی، فرشبافی، گلیم بافی، چرتکه های حسابداری، حتا بازی های اولیه هوش چوبی، در کنار تخته نرد و شطرنج، و تربیت رهبران و پادشاهان، ارشک ها، شاپوران، دبیران، خزانه داران، انبار داران، حسابداران، آموزگاران، مشاوران، کدخدایان، گزمه گان، سربازان، فرماندهان، جغرافیا دانان، سرداران، با استفاده از سیستم مهستان، انجمن ها ( انگو مان) ها در حوزه مدیریت خانواده، اجاق ، محله، فامیل، تیره، طایفه، ایل(اوبه) قبیله، عشیره، ده (روستا) بخش، شهر، شهرستان، پای تخت.
دستور سازی( قانون گذاری) شبکه دادگستری آغازین، تقسیم کار، نوشتن اولین قرار دادهای کار بین کارفرما و کارگران، و قراردادهای تجاری و سیاسی و رسیدن به نگارش سیلندر، تومار سفالین و چرمین و نقش و نگار و نبشته بر روی ظروف و دیگر دست ساخته های استادان فن، آهنگر، آلیاژ کار، رویگر، تذهیب گر، گسترش سیستم استاد شاگردی و انتقال تجربیات اجرایی و اندیشه ای، ایجاد مراکز آموزش و آزمایش، توجه به طبیعت و دریافت ویژگی ها گیاهان و میوه ها و کارکرد های مختلف آنها، توجه با انسان و جزییات بودن او، فیزیولوژی( اندام ) او،آناتومی انسان ودرک تفاوتهای آن، درمان دردهای او، شناخت روان در کنار اندام، درک ترکیب و تجزیه، که به کیمیاگری، بنیان شیمیاگری که بعد ها به کیمیستری رسید.
درک واقعیت و عینیت و تفاوت آن با ذهنیت، فاصله گذاری بین تولیدات درون مغز و بیرون مغز که با دستها و بدن میسر می شود، همین درکی که شما بطور ذاتی به واسطه انسان بودن و رشد در جامعه انسانی دارید. درک اندازه ها، وزن، فاصله، ژویگرافیا، اشکال، فضا، سویه ها، که ریشه های دانش ورزی پسین شد. نگاه به هستی و زمین و آسمان و درک چرخش هستی، پایه های پزشکی، شیمی، فیزیک، ستاره شناسی، مسیریابی،
مفهوم سازی، اختراع زبان در طی چند ده هزار سال که هنوز در حال کامل شدن است.
نمونه های خردورزان حوزه تمدنی ایران در هر کدام از این دانش های بنیانی فراوانند! از مسیر کوشش های آنهاست که رونسانس در اروپا شکل میگیرد .
پورسینا، ذکریای رازی، ابوریحان بیرونی، فارابی، خیام، رودکی، سنایی، ابیوردی، منصوری، فردوسی، شمس تبریزی، منصور حلاج، فزونی، نسیمی، مولوی، عبید زاکانی، سعدی، مهستی گنجوی، حاصل هزاران سال تلاش و رشد دانش ها و خردورزی ها را در کوشش های مختلف نگارشی و اجرایی در اختیار بشریت گذاشتند.
سیر این تحولات در نبرد و گاه همکاری بین تمدن های شرق وغرب کره زمین، ما را به اینجا رسانده است.
اختراع دین های خاورمیانه ای تبدیل به ابزار اروپائیان (رومیان) برای پیروزی بر تمدن های دیگر شد. در فلات ایران ایستادگی در برابر این یورش تا کنون ادامه دارد. همین که دوباره بخشی از الیت ها ، اکثریت و عوام مردم ایران شاید با فضا سازی و مغز شویی رسانه های غربی ها به سوی این انتخاب کشیده شده اند، به غریزه حفظ بقای تاریخی آنها ربط داشته باشد.
که با استفاده از شاهزاده رضا پهلوی بخواهند خودشان را از شر دشمن مشترک جمهوری اسلامی که حکومتش به نابودی قطعی ایران می انجامد، نجات دهند.
امیدواریم که این پروژه با هوشیاری مردمان ایران به نتیجه دلخواه آزادی و آبادی و تداوم تمدن ایرانی بیانجامد.
مفهوم سازی، اختراع زبان در طی چند ده هزار سال که هنوز در حال کامل شدن است.
نمونه های خردورزان حوزه تمدنی ایران در هر کدام از این دانش های بنیانی فراوانند! از مسیر کوشش های آنهاست که رونسانس در اروپا شکل میگیرد .
پورسینا، ذکریای رازی، ابوریحان بیرونی، فارابی، خیام، رودکی، سنایی، ابیوردی، منصوری، فردوسی، شمس تبریزی، منصور حلاج، فزونی، نسیمی، مولوی، عبید زاکانی، سعدی، مهستی گنجوی، حاصل هزاران سال تلاش و رشد دانش ها و خردورزی ها را در کوشش های مختلف نگارشی و اجرایی در اختیار بشریت گذاشتند.
سیر این تحولات در نبرد و گاه همکاری بین تمدن های شرق وغرب کره زمین، ما را به اینجا رسانده است.
اختراع دین های خاورمیانه ای تبدیل به ابزار اروپائیان (رومیان) برای پیروزی بر تمدن های دیگر شد. در فلات ایران ایستادگی در برابر این یورش تا کنون ادامه دارد. همین که دوباره بخشی از الیت ها ، اکثریت و عوام مردم ایران شاید با فضا سازی و مغز شویی رسانه های غربی ها به سوی این انتخاب کشیده شده اند، به غریزه حفظ بقای تاریخی آنها ربط داشته باشد.
که با استفاده از شاهزاده رضا پهلوی بخواهند خودشان را از شر دشمن مشترک جمهوری اسلامی که حکومتش به نابودی قطعی ایران می انجامد، نجات دهند.
امیدواریم که این پروژه با هوشیاری مردمان ایران به نتیجه دلخواه آزادی و آبادی و تداوم تمدن ایرانی بیانجامد.
بازگشت ناهید شیرپیشه به زندان؛ تداوم انتقامگیری از خانوادههای دادخواه
🔹ناهید شیرپیشه، مادر جاویدنام پویا بختیاری، بار دیگر به زندان بازگردانده شد؛ زنی که جرمش فقط دادخواهی برای فرزندش بود. پویایی که در آبان خونین ۹۸ با گلولهی مستقیم سرکوبگران کشته شد و با فریاد «من هم پسر کسی هستم» به نماد مظلومیت و ایستادگی تبدیل شد. امروز، مادر داغدارش پس از دو هفته مرخصی کوتاه، دوباره به زندان زنجان بازگردانده شد
🔹مونا بختیاری، دختر ناهید، با انتشار پیامی از بیعدالتیها سخن گفته: «چرا با ما چنین رفتاری میکنید؟» این پرسش، درد مشترک تمام خانوادههای دادخواهیست که بهجای حمایت، سرکوب شدهاند. ناهید شیرپیشه تنها نیست؛ پدر پویا، منوچهر بختیاری، نیز سالهاست در زنجیر است. گویی این حکومت، حتی تاب تحمل سوگ را هم ندارد.
🔹تداوم بازداشت ناهید شیرپیشه، نشانهایست از عمق خشونتی که جمهوری اسلامی علیه خانوادههای دادخواه اعمال میکند. صدای دادخواهی را نمیتوان با زندان و تبعید خاموش کرد. ناهید، منوچهر، و تمام مادران و پدرانی که فرزندانشان را از دست دادهاند، آزادگان این سرزمیناند و فراموش نمیشوند.
🔹ناهید شیرپیشه، مادر جاویدنام پویا بختیاری، بار دیگر به زندان بازگردانده شد؛ زنی که جرمش فقط دادخواهی برای فرزندش بود. پویایی که در آبان خونین ۹۸ با گلولهی مستقیم سرکوبگران کشته شد و با فریاد «من هم پسر کسی هستم» به نماد مظلومیت و ایستادگی تبدیل شد. امروز، مادر داغدارش پس از دو هفته مرخصی کوتاه، دوباره به زندان زنجان بازگردانده شد
🔹مونا بختیاری، دختر ناهید، با انتشار پیامی از بیعدالتیها سخن گفته: «چرا با ما چنین رفتاری میکنید؟» این پرسش، درد مشترک تمام خانوادههای دادخواهیست که بهجای حمایت، سرکوب شدهاند. ناهید شیرپیشه تنها نیست؛ پدر پویا، منوچهر بختیاری، نیز سالهاست در زنجیر است. گویی این حکومت، حتی تاب تحمل سوگ را هم ندارد.
🔹تداوم بازداشت ناهید شیرپیشه، نشانهایست از عمق خشونتی که جمهوری اسلامی علیه خانوادههای دادخواه اعمال میکند. صدای دادخواهی را نمیتوان با زندان و تبعید خاموش کرد. ناهید، منوچهر، و تمام مادران و پدرانی که فرزندانشان را از دست دادهاند، آزادگان این سرزمیناند و فراموش نمیشوند.
❤3
علیرضا مرداسی، معلمی در آستانه اعدام
معلم با ۲۵ سال سابقه تدریس در اهواز، اکنون در آستانه اجرای حکم اعدام قرار دارد. او از مرداد ۱۴۰۲ در بازداشت بهسر میبرد و تیرماه امسال توسط دادگاه انقلاب اهواز، به اتهامات سیاسی همچون «افساد فیالارض»، «عضویت در گروههای مخالف نظام» و «تبلیغ علیه نظام» به دو بار اعدام و یک سال زندان محکوم شد؛ حکمی که همزمان با سه نفر دیگر در یک پروندهی مشترک صادر شده است.
مرداسی در دوران بازداشت، نه فقط از دسترسی به وکیل محروم بوده، بلکه اعترافات اخذشده علیه او نیز تحت فشار و تهدید صورت گرفته است. او به بیماریهای مزمنی چون مشکلات تنفسی و گوارشی مبتلاست و طی ماهها حبس، از درمان پزشکی محروم مانده است.
علیرضا مرداسی نه یک جنایتکار، بلکه یک معلم است؛ صدایی از خوزستان که پاسخ مبارزهاش برای آزادی و برابری صدور حکم اعدام بوده است. صدور این حکم برای او نه تنها نقض عدالت، بلکه جنایتیست علیه تمام آموزگاران، کنشگران مدنی و هر انسانی که حق آزادی بیان برای خود قائل است. ما خواستار توقف فوری این حکم، رسیدگی مستقل به پرونده و دسترسی بیقید و شرط او به مراقبتهای درمانی هستیم.
معلم با ۲۵ سال سابقه تدریس در اهواز، اکنون در آستانه اجرای حکم اعدام قرار دارد. او از مرداد ۱۴۰۲ در بازداشت بهسر میبرد و تیرماه امسال توسط دادگاه انقلاب اهواز، به اتهامات سیاسی همچون «افساد فیالارض»، «عضویت در گروههای مخالف نظام» و «تبلیغ علیه نظام» به دو بار اعدام و یک سال زندان محکوم شد؛ حکمی که همزمان با سه نفر دیگر در یک پروندهی مشترک صادر شده است.
مرداسی در دوران بازداشت، نه فقط از دسترسی به وکیل محروم بوده، بلکه اعترافات اخذشده علیه او نیز تحت فشار و تهدید صورت گرفته است. او به بیماریهای مزمنی چون مشکلات تنفسی و گوارشی مبتلاست و طی ماهها حبس، از درمان پزشکی محروم مانده است.
علیرضا مرداسی نه یک جنایتکار، بلکه یک معلم است؛ صدایی از خوزستان که پاسخ مبارزهاش برای آزادی و برابری صدور حکم اعدام بوده است. صدور این حکم برای او نه تنها نقض عدالت، بلکه جنایتیست علیه تمام آموزگاران، کنشگران مدنی و هر انسانی که حق آزادی بیان برای خود قائل است. ما خواستار توقف فوری این حکم، رسیدگی مستقل به پرونده و دسترسی بیقید و شرط او به مراقبتهای درمانی هستیم.
🔥1💩1
پیام وریشه مرادی برای جانباختگان زیست محیطی کردستان:
پیکرهایتان به خاک و جانهای همیشه بیدارتان پیشکش به طبیعت 🌱
سوزی در سینهٔ این خاک است، زمین فرزندانِ خود را با رنجی گران به آغوش کشید. به هر بهانهای کشته میدهیم و شاهدیم این تلخیِ بیپایان را. شعلهٔ رقصانِ پیکرهاتان در میانِ درختانِ شعلهور، بر دامانِ کوهستان، خوابِ کودکانِ این سرزمین را آشفته و بُغضِ ما مردمانِ سینهسوخته را دوچندان نمود. آتشی که پیکرهایتان را بلعید، شعلهٔ خشمیست که زبانههای سرکشش، بنیانِ ستم را در خود خاکستر خواهد کرد. نام و یادتان، آوازی شد بر ئاویەر؛ زمزمهای شد در گوشِ جانِ ما که ماندهایم و فدایِ جانتان، برای مامِ زمین را نظاره کردیم. پیکرهایتان به خاک و جانهای همیشه بیدارتان، پیشکش به طبیعت. جاوید باد یادتان که برای زندگی، برای نجاتِ طبیعت، جان دادید.
از پسِ میلههای زندان، با دلی آکنده از اندوه و احترام، مراتبِ همدردیِ عمیقِ خود را با خانوادههای داغدار و سرافرازِ حمید مرادی، چیاکۆ یوسفنژاد و خبات امینی اعلام میدارم.
وریشە مرادی، زندانی اعدامی بند زنان قرچک،
مرداد ۱۴۰۴ 🌱
#حمید_مرادی
#چیاکو_یوسفی_نژاد
#خبات_امینی
پیکرهایتان به خاک و جانهای همیشه بیدارتان پیشکش به طبیعت 🌱
سوزی در سینهٔ این خاک است، زمین فرزندانِ خود را با رنجی گران به آغوش کشید. به هر بهانهای کشته میدهیم و شاهدیم این تلخیِ بیپایان را. شعلهٔ رقصانِ پیکرهاتان در میانِ درختانِ شعلهور، بر دامانِ کوهستان، خوابِ کودکانِ این سرزمین را آشفته و بُغضِ ما مردمانِ سینهسوخته را دوچندان نمود. آتشی که پیکرهایتان را بلعید، شعلهٔ خشمیست که زبانههای سرکشش، بنیانِ ستم را در خود خاکستر خواهد کرد. نام و یادتان، آوازی شد بر ئاویەر؛ زمزمهای شد در گوشِ جانِ ما که ماندهایم و فدایِ جانتان، برای مامِ زمین را نظاره کردیم. پیکرهایتان به خاک و جانهای همیشه بیدارتان، پیشکش به طبیعت. جاوید باد یادتان که برای زندگی، برای نجاتِ طبیعت، جان دادید.
از پسِ میلههای زندان، با دلی آکنده از اندوه و احترام، مراتبِ همدردیِ عمیقِ خود را با خانوادههای داغدار و سرافرازِ حمید مرادی، چیاکۆ یوسفنژاد و خبات امینی اعلام میدارم.
وریشە مرادی، زندانی اعدامی بند زنان قرچک،
مرداد ۱۴۰۴ 🌱
#حمید_مرادی
#چیاکو_یوسفی_نژاد
#خبات_امینی
👍2
رسول بداغی زندانی سیاسی سابق اعتراضات ۱۴۰۱ یکی دیگر از قربانیان خاموشِ شکنجه خودکشی کرد
رژیم دیکتاتور حامنه ای مسیول مستقیم اوست رسول بداغی، پس از ماهها بازداشت در زندان شیبان اهواز و بازجویی در بازداشتگاه اطلاعات سپاه، با اتهامات ساختگی مانند «محاربه» و «افساد فیالارض» تحت شدیدترین شکنجههای جسمی و روانی قرار داشت. شلاق، تهدید، تحقیر و تجویز قرصهای مشکوک بخشی از تجربه او در زندان بود. در همین دوران بارها اقدام به خودکشی کرده بود، اما زنده مانده بود؛ زنده اما شکسته.
رسول، اهل ایذه، جوانی دادخواه و معترض بود که در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» بازداشت شد. پس از آزادی، گرچه دیگر در بند نبود، اما سایه آنچه دیده و تحمل کرده بود، رهایش نکرد. زخمهایی که بر بدن و روان او مانده بود،بالاخره کار خود را کرد. حکومتی که ٍنه فقط در زندان، که پس از زندان نیز معترضان را تعقیب میکند؛ با فشارهای امنیتی، تهدید، بیسرپناهی، بیکاری و تنهایی. رژیم اسلامی گویی برای خفهکردن صداها، زمان نمیشناسد.
رژیم دیکتاتور حامنه ای مسیول مستقیم اوست رسول بداغی، پس از ماهها بازداشت در زندان شیبان اهواز و بازجویی در بازداشتگاه اطلاعات سپاه، با اتهامات ساختگی مانند «محاربه» و «افساد فیالارض» تحت شدیدترین شکنجههای جسمی و روانی قرار داشت. شلاق، تهدید، تحقیر و تجویز قرصهای مشکوک بخشی از تجربه او در زندان بود. در همین دوران بارها اقدام به خودکشی کرده بود، اما زنده مانده بود؛ زنده اما شکسته.
رسول، اهل ایذه، جوانی دادخواه و معترض بود که در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» بازداشت شد. پس از آزادی، گرچه دیگر در بند نبود، اما سایه آنچه دیده و تحمل کرده بود، رهایش نکرد. زخمهایی که بر بدن و روان او مانده بود،بالاخره کار خود را کرد. حکومتی که ٍنه فقط در زندان، که پس از زندان نیز معترضان را تعقیب میکند؛ با فشارهای امنیتی، تهدید، بیسرپناهی، بیکاری و تنهایی. رژیم اسلامی گویی برای خفهکردن صداها، زمان نمیشناسد.
👍1💩1
خبرگر
رسول بداغی زندانی سیاسی سابق اعتراضات ۱۴۰۱ یکی دیگر از قربانیان خاموشِ شکنجه خودکشی کرد رژیم دیکتاتور حامنه ای مسیول مستقیم اوست رسول بداغی، پس از ماهها بازداشت در زندان شیبان اهواز و بازجویی در بازداشتگاه اطلاعات سپاه، با اتهامات ساختگی مانند «محاربه»…
رسول تنها یکی از صدها جوانی است که صدای اعتراضشان با باتوم جواب داده شد. مرگ او، همانند مرگ سینا قنبری، شاهین ناصری، وحید صیادینصیری و دیگران، سندی است بر جنایت سیستماتیک علیه معترضان. این مرگها، خودکشی نیست؛ پیامد مستقیم سرکوباند. اکنون وظیفهی ماست که نام رسول را فراموش نکنیم و از تکرار چنین فجایعی جلوگیری کنیم. سکوت، ادامه این مرگهاست.
👍2💩1
خریت نه تنها علف خوردن است
به بیهوده بارکسان بردن است
وزیر و وکیل و همه ملحدند
به بیراهه رفتن اهل دل اند
به مردم اگر زور و جبری رسد
همان به که ایمان به گبری رسد
سزای همین قشر خاکستری
شده باتوم و چادر و روسری
شده رنگ مردم به سرخی سیاه
به مردم بکشته بسیج و سپاه
نه مرد دلیری نه سردار جنگ
همه پوشالی و همه پر ز ننگ
از آخوند دزد کی شود رستگار
طلاها همه رفت سوی قطار
همه خاک ایران به یغماشده
هوا دود و سرب و به گرماشده
نه گازی نه برقی نه نانی نه آب
همه مثل مرده همه غرق خواب
خدایا توشیطانی خدا نیستی
بگو پس چه هستی بگوکیستی
ندیدی زجه های دخت بلوچ
که کرده از ان مهد کاشانه کوچ
ندیدی همان اشک این مادران
چقدر ظلم دیدی نکردی عیان
خدایا بده قدرت رزم را
بکن در سر هرکسی عزم را
همان نادر و لطفعلی زنده کن
شرف را به ایرانی ارزنده کن
به زیر آوریم این حکومت چنان
چو آرش بگیرد به دستش کمان
دگر این همه بی خیالی بس است
به غیرت دگر لا ابالی بس است
قیامت کنیم و به زیر آوریم
به کفتار و روبه چو شیر آوریم
یقینا گر ایران چو آزاد شد
همه کوه و دشتش که آباد شد
رسد روز خوشبختی جان ما
شود شاد و آباد ایران ما
بیاهموطن غیرتی خرج کن
برای شرف قیمتی درج کن
زمن گفتن و ز تو رزم و جنگ
زره را تنت کن همی بی درنگ
مخور گول شیطان که بدباختی
به سر چادر زن بیانداختی
همی خشم مردم بگیرد چنان
که تا گرز رستم نباشد دمان
فقط مرد باشید و یاری کنید
برای جنگ و عزم کاری کنید
خطاب به قشر خاکستری که منتظر مرجع تقلید دیگری است.
شاعر خبرگر
به بیهوده بارکسان بردن است
وزیر و وکیل و همه ملحدند
به بیراهه رفتن اهل دل اند
به مردم اگر زور و جبری رسد
همان به که ایمان به گبری رسد
سزای همین قشر خاکستری
شده باتوم و چادر و روسری
شده رنگ مردم به سرخی سیاه
به مردم بکشته بسیج و سپاه
نه مرد دلیری نه سردار جنگ
همه پوشالی و همه پر ز ننگ
از آخوند دزد کی شود رستگار
طلاها همه رفت سوی قطار
همه خاک ایران به یغماشده
هوا دود و سرب و به گرماشده
نه گازی نه برقی نه نانی نه آب
همه مثل مرده همه غرق خواب
خدایا توشیطانی خدا نیستی
بگو پس چه هستی بگوکیستی
ندیدی زجه های دخت بلوچ
که کرده از ان مهد کاشانه کوچ
ندیدی همان اشک این مادران
چقدر ظلم دیدی نکردی عیان
خدایا بده قدرت رزم را
بکن در سر هرکسی عزم را
همان نادر و لطفعلی زنده کن
شرف را به ایرانی ارزنده کن
به زیر آوریم این حکومت چنان
چو آرش بگیرد به دستش کمان
دگر این همه بی خیالی بس است
به غیرت دگر لا ابالی بس است
قیامت کنیم و به زیر آوریم
به کفتار و روبه چو شیر آوریم
یقینا گر ایران چو آزاد شد
همه کوه و دشتش که آباد شد
رسد روز خوشبختی جان ما
شود شاد و آباد ایران ما
بیاهموطن غیرتی خرج کن
برای شرف قیمتی درج کن
زمن گفتن و ز تو رزم و جنگ
زره را تنت کن همی بی درنگ
مخور گول شیطان که بدباختی
به سر چادر زن بیانداختی
همی خشم مردم بگیرد چنان
که تا گرز رستم نباشد دمان
فقط مرد باشید و یاری کنید
برای جنگ و عزم کاری کنید
خطاب به قشر خاکستری که منتظر مرجع تقلید دیگری است.
شاعر خبرگر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شکوفه آذرماسوله زندانی سیاسی سابق و فعال حقوق بشر:
#ایران متعلق به همه ی ماست چاره ای نداریم جز اینکه سرزمین مون رو از یک مشت اسلام گرای متحجر پس بگیریم
با هر عقیده و بک گراند فکری که داریم چاره ای جز #اتحاد و #همبستگی نداریم
به #سالگرد_مهسا نزدیک میشیم وباید هرکاری از دستمون برمیاد بکنیم که صدای #انقلاب_زن_زندگی_آزادی فراموش نشه از افرادی که در اپوزیسیون سعی میکنند باشعارهایی که تفرقه ایجاد میکنه دوری کنیم
از واژه من سیاسی نیستم دوری کنیم و تا وقتی که نسبت به سرزمین مون بی تفاوت باشیم وضعیت روز به روز بدتر میشه.امید داشته باشیم و به درستی راهمون شک نکنیم
تاریخ ثابت کرده که #دیکتاتور ها به زباله دان تاریخ میپیوندند.
صدای بیصدایان ایران و #زندانیان_سیاسی باشیم
به امید رقص #آزادی در خاک اهورایی ایران
#دیکتاتور_به_پایان_سلام_کن
#خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران
#زن_زندگی_آزادی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_اعدام
#سپاه_تروریستی_پاسداران
#خامنهای_ضحاک_میکشمیت_زیر_خاک
#حکومت_اعدامی_سرنگون_سرنگون
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
https://www.instagram.com/reel/DMycIC2sD_s/?igsh=MWRhNXlkZGJpd2N3YQ==
#ایران متعلق به همه ی ماست چاره ای نداریم جز اینکه سرزمین مون رو از یک مشت اسلام گرای متحجر پس بگیریم
با هر عقیده و بک گراند فکری که داریم چاره ای جز #اتحاد و #همبستگی نداریم
به #سالگرد_مهسا نزدیک میشیم وباید هرکاری از دستمون برمیاد بکنیم که صدای #انقلاب_زن_زندگی_آزادی فراموش نشه از افرادی که در اپوزیسیون سعی میکنند باشعارهایی که تفرقه ایجاد میکنه دوری کنیم
از واژه من سیاسی نیستم دوری کنیم و تا وقتی که نسبت به سرزمین مون بی تفاوت باشیم وضعیت روز به روز بدتر میشه.امید داشته باشیم و به درستی راهمون شک نکنیم
تاریخ ثابت کرده که #دیکتاتور ها به زباله دان تاریخ میپیوندند.
صدای بیصدایان ایران و #زندانیان_سیاسی باشیم
به امید رقص #آزادی در خاک اهورایی ایران
#دیکتاتور_به_پایان_سلام_کن
#خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران
#زن_زندگی_آزادی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_اعدام
#سپاه_تروریستی_پاسداران
#خامنهای_ضحاک_میکشمیت_زیر_خاک
#حکومت_اعدامی_سرنگون_سرنگون
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
https://www.instagram.com/reel/DMycIC2sD_s/?igsh=MWRhNXlkZGJpd2N3YQ==
👍3
🕊 کودک ۷ سالهای که صدایش خاموش نشد...
در ۲۰ مهر ۱۴۰۱، هلن احمدی، هنگام بازگشت از مدرسه در بوکان، به ضرب گلوله نیروهای امنیتی جان باخت.
او تنها ۷ سال داشت؛ با صدای کودکانهاش شعار آزادی میداد.
در تجمع دانشآموزی امیرآباد، پاسداران به سمت کودکان شلیک کردند.
گلولهای که قلب هلن را نشانه گرفت، او را به خاک انداخت. ای وای بر سنگدلان!
پس از مرگ، خانوادهاش تهدید شدند تا سکوت کنند.
اما هلن سخن گفت: “من قربانی سرکوب شدم.”
نام او، نماد نسل معترض و بیدار شد.
یادش، زخمی از بیعدالتی در حافظه مردم ماند.
هلن تنها نبود؛ او صدای کودکانیست که دیده نمیشوند.
و این صدا خاموش نخواهد شد...
#هلن_احمدی
#بوکان
#اعتراضات_۱۴۰۱
#عدالت_برای_هلن
#نه_به_سرکوب
#دانشآموزان_معترض
#صدای_کودکان
#تیراندازی_به_دانشآموزان
#قتل_دولتی
در ۲۰ مهر ۱۴۰۱، هلن احمدی، هنگام بازگشت از مدرسه در بوکان، به ضرب گلوله نیروهای امنیتی جان باخت.
او تنها ۷ سال داشت؛ با صدای کودکانهاش شعار آزادی میداد.
در تجمع دانشآموزی امیرآباد، پاسداران به سمت کودکان شلیک کردند.
گلولهای که قلب هلن را نشانه گرفت، او را به خاک انداخت. ای وای بر سنگدلان!
پس از مرگ، خانوادهاش تهدید شدند تا سکوت کنند.
اما هلن سخن گفت: “من قربانی سرکوب شدم.”
نام او، نماد نسل معترض و بیدار شد.
یادش، زخمی از بیعدالتی در حافظه مردم ماند.
هلن تنها نبود؛ او صدای کودکانیست که دیده نمیشوند.
و این صدا خاموش نخواهد شد...
#هلن_احمدی
#بوکان
#اعتراضات_۱۴۰۱
#عدالت_برای_هلن
#نه_به_سرکوب
#دانشآموزان_معترض
#صدای_کودکان
#تیراندازی_به_دانشآموزان
#قتل_دولتی
🔥2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شرایط جسمی حسین مهری در زندان شیبان اهواز بسیار وخیم هستش لطفا با به اشتراک گذاشتن این پست صدای حسین مهری باشین
#حسین_مهری
#ایذه
#زندان_شیبان
#اهواز
اوول_کورکور
#شهر_رنگین_کمان
#انقلاب_ملی
#کیان_پیرفلک
#حسین_مهری
#ایذه
#زندان_شیبان
#اهواز
اوول_کورکور
#شهر_رنگین_کمان
#انقلاب_ملی
#کیان_پیرفلک
🔥2💩1