خبرگر
1.79K subscribers
95 photos
31 videos
3 files
168 links
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
Download Telegram
سعید ......:
روایت یک سحر خونین
در پی حمله به یک منزل مسکونی در جزیره قشم، خانه محل سکونت خانواده جعفری به طور کامل ویران شد. در این حادثه، قیصر ۴۰ ساله، زهرا ۳۶ ساله و فرزند دو ساله‌شان سینا جان خود را از دست دادند.دو فرزند دیگر خانواده، محمدرضا ۱۴ ساله و مجتبی ۸ ساله که هنگام وقوع حادثه در اتاق دیگری خواب بودند، با جراحات از زیر آوار نجات یافتند و به بیمارستان منتقل شدند. مجتبی ساعاتی بعد مرخص شد و بر اساس آخرین گزارش‌های پزشکی، وضعیت عمومی هر دو کودک پایدار است.

وقتی رسیدیم، دیگر خانه‌ای وجود نداشت"
روح‌الله جعفری برادر قیصر، از نخستین افرادی بود که خود را به محل حادثه رساند. وی  می‌گوید:«در خانه‌ام در منطقه دیگری از قشم خواب بودم که با صدای انفجار از خواب پریدم. چند دقیقه بعد تماس گرفتند و گفتند خودت را سریع برسان، وقتی رسیدیم، دیگر چیزی از خانه باقی نمانده بود؛ فقط تلی از آوار. دو فرزند برادرم در اتاق دیگری خواب بودند و زنده بیرون آمدند، اما قیصر، همسرش و سینا در یک اتاق بودند.»وی  با صدایی بغض‌آلود ادامه می‌دهد: «همراه اعضای خانواده، اهالی محل، نیروهای هلال‌احمر، آتش‌نشانی و خدمات شهری آواربرداری را آغاز کردیم. نخست پیکر برادرم را پیدا کردیم، دستش بالا مانده بود، انگار تا آخرین لحظه می‌خواست از خانواده‌اش محافظت کند، سپس پیکر همسرش و در نهایت سینای کوچک را از زیر آوار بیرون آوردیم، بدن‌هایشان سالم بود، اما زیر فشار آوار جان باخته بودند.»

خانه‌ای که در چند ثانیه فرو ریخت
شدت انفجار به اندازه‌ای بود که خانه به طور کامل ویران شد. موتورسیکلت قیصر بر اثر موج انفجار به پشت‌بام خانه همسایه پرتاب شده بود و محل اصابت نیز به گودالی عمیق تبدیل شده بود. خانه پدر و مادر خانواده که در مجاورت این منزل قرار داشت نیز حدود ۳۰ درصد آسیب دید. پدر و مادر خانواده هنگام وقوع حادثه برای زیارت کربلا در سفر بودند.قیصر با خودروی پراید در مسیر اسکله درگهان مسافرکشی می‌کرد و از چهره‌های شناخته‌شده محله بود. خودروی او نیز بر اثر شدت انفجار به توده‌ای از آهن‌پاره تبدیل شد. همسایه‌ها از او به عنوان مردی زحمتکش، خوش‌برخورد و خانواده‌دوست یاد می‌کنند.
قربانیان حمله به ایران
چه کسانی هستند؟
آیا ایران را می توانند نابود کنند؟
بک شنبه های اعتراضی بازنشستگان نماد پایه ای خواست های اجتماعی دستمزدبگیزان

در این تجمعات خواست کارگران همواره بر این اساس است که؛

دولت و مجلس مقصر اصلی هستند در عدم اجرای قانون در زمینه معیشت و درمان و فراتر از آن نحوی اجرای نشدن متناسب سازی افزایش مستمری ها در سال سوم برای بازنشستگان و مستمری بگیران.

قطع مزایای مختلف و عدم افزایش و معوقات مستمری در دوماه اول سال جاری.

دخالت نهادهای اقتصادی فرای دولت-مجلس و فساد در سازمان تامین اجتماعی و نهادهای قضایی با فشار آوردن به زحمتکشان می خواهند کارگران سکوت کنند.

کارگران خواهان ورود دستگاه قضا و اجرای دادگاه ملی در رابطه با مجریان تخلفات سازمان تامین اجتماعی و برخورد قضایی با متخلفین از هر جناح و قدرت اقتصادی هستند.

بازنشستگان خواهان توقف فوری اعدام های فراقضایی هستند و این اعدام ها نه تنها ترس در جامعه بوجود نمی آورد بلکه کینه ها و دشمنی ها را در اعتراض های بعدی افزایش می دهد و راه جلوگیری از آن عدالت اقتصادی است نه انتقام سیاسی. جای جوانان در زندان نیست، مقصرین وضع موجود باید جوابگو باشند نه جوانان بیکار و شبه کار که مخارج- هزینه ها با دستمزدها زیر خط فقر هماهنگ نیست.

نه به اعدام - نه به جنگ ، آری به صلح پایدار و عدالت اقتصادی که خواست اصلی مردم است
کانون مدافعان حقوق کارگر و سندیکاهای کارگری ایران
🔴 آیا بنزین در ایران واقعاً «مفت» است؟
یا سخن مسئولان حرف مفت!

🔸هر دولتی با هر گرایشی که بر سر کار آمده، لگدی به قیمت بنزین زده است؛
از دولت آقای هاشمی رفسنجانی با وزرای کارگزارانی گرفته تا خاتمی، احمدی‌نژاد، روحانی و رئیسی.

دولت ها در ایران سالهاست به مردم بدهکار هستند

اما پرسش اصلی این است:
آیا بنزین در ایران واقعاً ارزان است؟

🔸بنزین را باید در نسبت با کل زنجیره سنجید
وقتی از «بنزین» سخن می‌گوییم، باید آن را در پیوند با کل منظومه خودرو، تولید و مصرف بررسی کنیم.
در ایران، #خودروهای_داخلی با چند برابر قیمت واقعی جهانی به مردم فروخته می‌شوند؛
بازاری #انحصاری، بدون #رقابت و بدون #شفافیت.

به‌عنوان نمونه:

🔸 قیمت هایما S7 و لاماری ایما در چین ‌ایران را باهم مقایسه بفرماید

🔸یعنی #شهروند ایرانی در همان لحظه خرید خودرو، صدها میلیون تا میلیاردها تومان بیشتر از ارزش واقعی پرداخت می‌کند؛

پولی که در واقع به جیب دولت و خودروساز داخلی می‌رود، نه تولیدکننده خارجی.

🔸 #مالیات بر #آلودگی؛ جریمه از جیب مردم!
مجلس موسوم به «انقلابی» تصویب کرد خودروهای پرمصرف و آلاینده باید مالیات و عوارض ویژه پرداخت کنند.
اما پرسش اینجاست:
چرا این #جریمه از جیب خریدار نهایی پرداخت می‌شود، نه از جیب خودروساز مقصر؟
آیا خانه ملت نباید از «ملت» دفاع کند؟
🔸محاسبه‌ای ساده
اگر فرض کنیم هر خودرو داخلی سالانه حدود ۲۵ هزار کیلومتر پیمایش دارد
و در هر صد کیلومتر ۹ تا ۱۰ لیتر سوخت مصرف می‌کند،
سالانه حدود ۲۲۵۰ تا ۲۵۰۰ لیتر بنزین مصرف می‌شود.

با درنظر گرفتن قیمت جهانی بنزین و هزینه خرید خودرو،

🔸در واقع خریدار ایرانی هنگام خرید خودرو، هزینه ۹ سال بنزین خود را پیشاپیش به دولت پرداخت کرده است.
🔸 نتیجه: مردم بدهکار نیستند، طلبکارند!
دولت‌ها سال‌هاست با لحن منت‌گذارانه از «یارانه بنزین» سخن می‌گویند،
درحالی‌که مردم نه‌تنها یارانه‌ای نگرفته‌اند، بلکه بیش از حق واقعی خود پرداخته‌اند.
دولت‌ها در واقع به مردم بدهکارند، نه برعکس.

🔸 ریشه‌ی مشکل
مسئله اصلی که تقریباً هیچ دولتی به آن نپرداخته، مصرف بالای سوخت در خودروهای داخلی است.
تا زمانی که تولید خودروهای پرمصرف و آلاینده ادامه دارد،

🔸افزایش قیمت بنزین فقط تنبیه مصرف‌کننده است، نه اصلاح ساختار تولید.
مجلس و دولت اگر واقعاً به دنبال کاهش مصرف سوخت هستند،
باید پیش از هر چیز:

1 تولید خودروهای پرمصرف و بی‌کیفیت را متوقف کنند؛
2 تعرفه واردات را کاهش دهند تا خودروهای کم‌مصرف و باکیفیت خارجی در دسترس مردم قرار گیرد؛
3 و سپس درباره «قیمت واقعی» بنزین و خودرو صحبت کنند.

در آن صورت، می‌توان خودرو و بنزین را به کیفیت جهانی و قیمت جهانی عرضه کرد
#بی‌منت #بی‌فریب و در شأن مردم ایران.

✍️مهدی نجفی

https://t.me/khabargar
❤1👍1
انسان ها چه معجزه هایی از عشق با هنر خلق میکنند.
Forwarded from Khashayar Talks audio
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@KhashayarTalk

پی‌نوشت :
این ویدیو در اینستاگرام دیدم
👍1
دروغ خیلی بده وقتی دیر پا شد، همه گیر شد، دیگه جنگیدن باهاش خیلی سخته! انگار شده بخشی از زندگی واقعی ! بزرگان ایران آنرا ویرانگر تمدن انسانی میدانستند! در نوشته های سنگی، سنگ نبشته ها هم از اهورا مزدا خواهان حفظ مردمانشان از این شر شده بوده اند!
چرا امثال باقری ها زودتر فروخته و کشته شدند؟
Forwarded from نامه صالح
*چیدن پشم قوچ‌ها بهتر از کندن پوست بره‌هاست!!؟؟*

*✍️می‌گویند اسعد پاشا، والی دمشق، به سبب کمبود شدید وجوه ِ نقدینگی ِخزانهٔ ولایت، نیازمند پول شد.*
درباریان پیشنهاد کردند که بر بافندگان دمشق مالیات تازه‌ای وضع کند.
اسعد پاشا پرسید:
ـ به‌گمان شما این مالیات چه اندازه درآمد خواهد داشت؟
گفتند: پنجاه تا شصت کیسه طلا.

اسعد پاشا گفت: اما اینان مردمانی کم‌درآمدند، از کجا چنین مبلغی بیاورند؟
گفتند: زیور و جواهر زنانشان را خواهند فروخت، ای مولای ما.

اسعد پاشا گفت: چه می‌گویید!!!!
مردم که آهی در بساط ندارند، چنانچه ما مالیاتی دیگر بر آنان وضع کنیم ، بیچاره میشوند.
اسعد کمی فکر کرد و گفت ؛
اما  من  مبلغ مورد نیاز ایالت را به روشی بهتر به دست خواهم آورم!!!

همه خاموش ماندند.

روز بعد، اسعد پاشا پنهانی پیغامی برای مفتی اعظم فرستاد و او را شبانه فراخواند. وقتی مفتی آمد، به او گفت:
ـ دانسته‌ایم که از دیرباز در خانه‌ات رفتاری ناشایست داری!!!
شراب می‌نوشی و برخلاف شریعت عمل می‌کنی!!!.
من در اندیشه‌ام این ماجرا را به مرکز گزارش کنم، اما خواستم نخست تو را آگاه کنم تا حجتی بر من نباشد...

مفتی که از شنیدن این سخنان هراسان و درمانده شده بود،  به التماس افتاد و پیشنهاد پول داد. نخست هزار سکه زر پیشنهادکرد،
اما اسعد پاشا نپذیرفت.
مبلغ را دو برابر کرد، باز هم رد شد. سرانجام بر شش هزار سکه توافق کردند تا گزارش را به مرکز نفرستد.

فردای آن روز قاضی را فراخواند و به همان شیوه، او را متهم ساخت که رشوه می‌گیرد و از مقامش برای منافع شخصی بهره می‌برد.
قاضی نیز به زاری افتاد و همانند مفتی پول پیشنهاد کرد. وقتی رقم پیشنهادی‌اش به اندازه مبلغ پرداختی مفتی رسید، او را رها کرد.

پس از آن نوبت به محتسب، نقیب، شیخ‌التجار و ثروتمندان بزرگ رسید.
وقتی به همان منوال از مُکنَت داران مبلغ مورد نیاز کشور را جمع آوری کرد،
اطرافیانش را گرد آورد،
همان‌ها که پیشنهاد داده بودند ، برای گردآوری پنجاه کیسه طلا، مالیات تازه‌ای برای مردم وضع کند. به آنان گفت:
ـ آیا شنیده‌اید که اسعد پاشا در شام مالیات تازه‌ای وضع کرده باشد؟
همه گفتند: نه، نشنیده‌ایم.
گفت: با این‌حال، من به جای پنجاه کیسه‌ای که شما وعده می‌دادید، دویست کیسه گرد آورده‌ام.

همه شگفت‌زده پرسیدند:
ـ چگونه این کار را کردی، ای مولای ما؟
اسعد پاشا پاسخ داد:
ـ *چیدن پشم قوچ‌ها بهتر از کندن پوست بره‌هاست.*

*آیا روزی خواهد رسید که به‌جای کندن پوست مردم،
پشم مفسدان اقتصادی, اختلاس گران، محتکران ، مافیای ثروت اندوزی و رشوه گیران و خیانت کاران و در کل کسانی که به خون شهدای مظلوم کربلاهای ایران خیانت کردند و می کنند  را بچینند*؟
❤2
چگونه به سوی عدالت اجتماعی می توان حرکت کرد؟
فروشندگان نفت، وارد کنندگان اصلی کالا به داخل کشور، توزیع کنندگان ارز های خارجی، همه کمیته ای از اولیگارش های حکومتی هستند که حسابرسی امور مالی آنها را نماینده وزیر اطلاعات انجام می‌دهد. هیچ کدام از نهادهای دولتی در این کمیته که سرنوشت اقتصادی کشور در دستهای آن هست، حضور ندارند! چنین تمرکز قدرتی چگونه در یک کمیته غیر دولتی جمع شده است؟ قدرت اولیه اینها از کجا ناشی میشود؟
❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حکمرانی باند مافیایی که پدرخوانده اش مخفی شده است ❗️

مملکت افتاده دست یه مشت دزد و جنابتکار...بعد میگن چرا پیشرفت نمی کنیم. بودجه مملکت صرف ماجراجویی های منطقه و نیابتی میشه ، به هیچکس هم‌پاسخگو نیستن، تازه  طلبکارم هستن
یکشنبه های اعتراضی!
حمایت از کارگران معترض سکوهای نفتی


به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز ۱۵ شهریور بازنشستگان تامین اجتماعی در شهرهای تهران، رشت، شوش، کرمانشاه، اهواز، دزفول، تبریز، قزوین تجمع اعتراضی هفتگی خود را برگزار کردند.
اعتراض بازنشستگان به فروش اموال تامین اجتماعی برای فراهم کردن حقوق های بازنشستگی، واریز قطره چکانی افزایش حقوق عقب افتاده فروردین و مبهم بودن واریز افزایش حقوق اردیبهشت، بی عملی کانون های بازنشستگان، بی اعتنایی دولت به مشکلات کارگران و بازنشستگان و همچنین اعتراض به اعدام جوانان معترض که در شهرهای تهران، رشت طنین انداز بود. در موضوع اعتراض به جنگ و جنگ افروزی نیز شهرهای تهران، رشت و کرمانشاه دست مایه شعارهای بازنشستگان بود.
همسو گشتن شعارهای صنفی و اجتماعی و ارتقا سطح جنبش بازنشستگان پیام شورافرینی را به جامعه منتقل می کند و بی تردید باعث رشد و گسترش جنبش اعتراضی خواهد بود.
خوشحالیم که آموزگاران امروز در تهران در مقابل ساختمان برنامه و بودجه تجمع داشتند که توان دیگری به جنبش می دهد.
شعارهای امروز بازنشستگان:
اموال بازنشسته/ غارت میشه پیوسته - دلار نفتی کجاست/ تورمش مال ماست - نان گران، دارو گران/ دولت شده دشمن جان - درمان بازنشسته/ فاجعه ای گسترده - مرگ بر گرانی/ فقر و جنگ و ویرانی - ارز و سکه و بنزین/ نان دانی مسئولین - رجزخوانی کافیه/ سفره ما خالیه - طرح خصوصی سازی/ علیه بازنشسته محکومست محکومست - نرخ دلار عدد نیست /نابودی زندگیست - خیابان خیابان/ سنگر زحمتکشان - ظلم و ستم فراوان/ ما رو کشاند خیابان - نالیدن مسیولین/ فریب است فریب است - معترض زندانی آزاد باید گردد - معلم زندانی آزاد باید گردد - فریاد فریاد/ از این همه بیداد - اتحاد اتحاد/ علیه فقر و فساد - بیکاری، تورم/ بلای جان مردم - اختلاس نجومی/ فلاکت عمومی - حاصل کار دولت/ عادت جیب ملت - خواسته ما هر زمان/ صلح رفاه آزادی - بودجه بندی دولت/ بلای جان ملت - دیگه نگید نداریم/خسته از این ریاییم - تورم گرانی/ نه به جنگ و ویرانی - فقط کف خیابان/ بدست میاد حقمان- درمان رایگان/ حق ماست حق ماست - تجمع اعتراض/ حق ماست حق ماست - یه اختلاس رو میشه/ چند تا مسئول پشتشه - حداقل حقوق/ برای همه وزیران - با حقوق کم ما/ میدری زندگی کن - درود بر کارگر نفت ما/ کارگر دلیر و سرسخت ما - کارگر معترض نفت ما/ حمایتت می کنیم.

در تهران در مقابل وزارت کار بازنشستگان صندوق آینده ساز در اعتراض به عدم اجرای همسان سازی و بازنشستگان تامین اجتماعی در مقابل سازمان تامین اجتماعی تجمع داشتند که نماینده ای از هر دو سو برای بازنشستگان سخن گفته خواهان اتحاد شدند.
در تبریز در دو نقطه شهر یکی در مقابل کانون بازنشستگان و یکی هم در مقابل تامین اجتماعی تجمع صورت گرفت که بین هر دو گروه صحبت اتحاد داغ بود.
در شوش پس از ۳ روز تجمع مقابل دفتر نماینده مجلس شهر بازنشستگان نه تنها مسایل معیشتی بلکه ایجاد یک بیمارستان تخصصی را خواستار شدند.
در گیلان سرافراز، علیرغم مزاحمت نيروى انتظامى، خواستار لغو حکم ظالمانه ى اعدام و آزادی بی قید و شرط کارگران، معلمان و معترضان زندانی شدند. فریاد رسای همبستگی آنان، با طنین پرصلابت "کارگر، معلم، کشوری، لشکری-اتحاد، اتحاد"، دیوارهای هراس را درنوردید و چنان پژواکی در فضای شهر افکند که نیروهای سرکوب، که برای جمع‌آوری و ضبط تراکت‌ها و به ويژه بنر "ظلم و ستم فراوان-ما را کشاند خیابان" آمده بودند، در برابر اراده و ایستادگی معترضان، ناگزیر از عقب‌نشینی و چشم‌پوشی از اقدام خود شدند.
تجمع اعتراضی فرهنگیان بازنشسته یاسوجی مقابل اداره کل آموزش و پرورش استان در حمایت از همکاران اعزامی به تهران برگزار شد. مطالبات معترضان شامل اجرای کامل رتبه‌بندی معلمان و همسان‌سازی حقوق، افزایش مستمری‌ها متناسب با تورم، تأمین بیمه کارآمد و پرداخت فوری تمام معوقات است.
خشم خروشان طبقه زحمتکش هر روز علیه تصمیمات ضد انسانی، گرانی و تورم کمرشکن، همسویی مسوولین حکومتی با مافیا نضج می گیرد و خاموش نخواهد شد.

بازنشستگان متحد تهرانی

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
بدون حضور تشکیلاتی اکثریت جامعه که طیقه کارگر و خانواده هایشان هستند ، هیچ انقلابی و هیچ سرزمینی و مردمی پیروز و خوشبخت نمیشومد! حتا کره زمین برای زندگی باقی نخواهد ماند!
Forwarded from دانش و کارگر
*فلسفه برای کارگران

«فلسفه؛ نه برای فیلسوف شدن، برای زنده ماندن با چشمان باز»*


آموزش فلسفه به کارگران، نه به معنای تبدیل آن‌ها به فیلسوف حرفه‌ای، بلکه به منظور پرورش تفکر انتقادی، درک روابط قدرت و یافتن معنا در کار و زندگی است. این کار ظرافت‌های خود را دارد، زیرا باید با بستر ملموس زندگی کارگران پیوند بخورد.
«کارگرِ کارخانه، کارگرِ ساختمان، کارگرِ خط تولید یا شیفت شب یک سوپرمارکت... آیا این نام‌ها با "فلسفه" جور درمی‌آیند؟
اگر فلسفه را کتابی پر از کلمات قفل‌دار و انتزاعی بدانیم، نه. اما اگر فلسفه را یعنی "*چرا این‌جوری کار می‌کنم؟"،* "*قدرت چه کسی مرا مجبور به دویدن در این چرخه کرده؟" و "آیا معنایی فراتر از حقوق آخر ماه برای این خستگی هست؟"؛* آن‌گاه فلسفه نه در کتابخانه، که سرِ خط تولید، ایستگاه اتوبوس و هنگام چای خوردن در زنگ تفریح شروع می‌شود. هدف این ما، فیلسوف شدنِ حرفه‌ای نیست؛ بلکه سلاحی است به نام "اندیشیدن" برای ملموس‌تر کردنِ زندگی و کارمان.»

*حال چه باید کرد؟؟*
«فلسفه مال کتابخانه های غبارگرفته نیست؛ فلسفه مال همان ثانیه‌های خستگی سرِ خط تولید است. هدف ما اینجا "فیلسوف حرفه‌ای" شدن نیست، بلکه به دست آوردن یک ابزار ساده است: چرا این شکلی کار می‌کنم؟ قدرت کجاست؟ خستگی من چه معنایی دارد؟ این کلاس، فلسفه را از آسمان انتزاع به زمین کارگاه می‌آورد. کارگران خوش آمدید.»
«فیلسوفان حرفه‌ای اغلب از "مسئله آزادی" یا "دیالکتیک بنده و ارباب" حرف می‌زنند. اما کارگرِ خط مونتاژ، هر روز با نسخه عینی این مفاهیم دست و پنجه نرم می‌کند: سقف دستمزد در برابر سود کارفرما، فرمانِ بی‌پاسخ در برابر بُهتِ یک شیفت دوازده ساعته.
آموزش فلسفه به کارگران یعنی ترجمه این مفاهیم پیچیده به همان پرسش‌هایی که هنگام خاموش کردن دستگاه در انتهای شیفت، در دل آدم زمزمه می‌شود. اینجا قرار نیست کانت یا هگل را از بر کنید؛ قرار است فلسفه را از اندیشه به صحنه کارگاه بیاوریم تا بفهمیم: قدرت چگونه کار می‌کند، چه معنایی می‌توان برای رنج و رنج‌نامه‌های روزمره ساخت، و چگونه می‌شود بدون توقف در تاریکی، نوری برای تغییر یافت.»

قبل از شروع
«سلام بر هر کارگری که این مطلب را می خواند. شاید با خودت بگویی "فلسفه به چه دردی من می‌خورد؟" بگذار صریح بگویم که آموزش فلسفه به کارگران یعنی پرورش تیزبینی؛ نه حفظ کردن اسم آدم‌های مرده. ما در این جا دنبال دو چیزیم: اول، درک روابط پنهان قدرت در محیط کارمان. دوم، پیدا کردن معنا در همان کار تکراری و خسته‌کننده. فرق این کلاس با دانشگاه این است که ما فلسفه را با "بستر ملموس زندگی کارگری" گره می‌زنیم. پس از این به بعد، هر وقت خسته شدی، اینجا مکثی برای اندیشیدن داریم.»
آیا همیشه باید اینگونه زندگی کرد؟؟
آیا دنیا به سمت نابودی و تباهی می رود؟؟
آیا هیچ راهی برای بهتر و انسانی زندگی کردن نیست؟؟
مبارزه را چگونه می توان آغاز و سازمان داد؟؟
چه کسانی در این نبرد می توانند همراه من و ما باشند؟؟
پیروزی و شکست چیست؟؟

اینها سوالاتی است که باید از فلسفه بکنیم و با یادگیری از پاسخ ها، پاسخ ها را اجرایی کنیم.

ادامه دارد...

*بخش آموزش کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
https://youtube.com/shorts/LY4IKUs8r_4?is=YctFxpW4K39S887H
کسانی که توانایی کار کردن دارند. متخصص هستند را دعوت کنید و اختیار نمام بدهید، امکانات بدهید، جلوی مافیای آب و پسماند و سایر مافیاهای حکومتی و اقتصادی و فرهنگی، رسانه ای و اجتماعی را بگیرید! خواهید دید که چگونه همه مشکلاتی که حکومت‌ها در ایران بوجود آورده اند، توسط متخصصان مردمی و نیرو های واقعی دلسوز حل خواهد شد. ایران گرامی از خطر جنگ و نابودی تکه تکه شدن نجات پیدا خواهد کرد.
💩1