🔴 سازمان اطلاعات و امنیت عمومی هلند روز پنجشنبه جمهوری اسلامی ایران را به تلاش برای انجام «ترور» یک شهروند ایرانی مقیم هلند متهم کرد.
بر پایه گزارش این نهاد اطلاعاتی، در ژوئن سال گذشته، یک مرد ایرانی ساکن شهر هارلم در شمال هلند شاهد آن بود که دو مرد نیمهشب از بالکن خانهاش بالا آمدند. پلیس با مداخله در این حادثه، این دو مظنون را بازداشت کرد.
به گفته سازمان اطلاعات عمومی هلند، این دو نفر با فرد سومی در تماس بودهاند که از طریق تماس تلفنی به آنها دستور میداده است.
در گزارش سالانه این سازمان آمده است: «بر پایه اطلاعات موجود، بهاحتمال زیاد، جمهوری اسلامی ایران پشت تلاشهای ترور قرار دارد.» این حادثه «نمونهای از تهدیدی است که رژیمهای خارجی میتوانند در هلند ایجاد کنند.»
بهدنبال این گزارش، کاسپر فلدکامپ، وزیر امور خارجه هلند، سفیر جمهوری اسلامی ایران را احضار کرد تا توضیحاتی در این زمینه ارائه کند. این خبر را سخنگوی وزارت خارجه به شبکه سراسری خبری اناواس (NOS) هلند اعلام کرد.
بر پایه گزارش این نهاد اطلاعاتی، در ژوئن سال گذشته، یک مرد ایرانی ساکن شهر هارلم در شمال هلند شاهد آن بود که دو مرد نیمهشب از بالکن خانهاش بالا آمدند. پلیس با مداخله در این حادثه، این دو مظنون را بازداشت کرد.
به گفته سازمان اطلاعات عمومی هلند، این دو نفر با فرد سومی در تماس بودهاند که از طریق تماس تلفنی به آنها دستور میداده است.
در گزارش سالانه این سازمان آمده است: «بر پایه اطلاعات موجود، بهاحتمال زیاد، جمهوری اسلامی ایران پشت تلاشهای ترور قرار دارد.» این حادثه «نمونهای از تهدیدی است که رژیمهای خارجی میتوانند در هلند ایجاد کنند.»
بهدنبال این گزارش، کاسپر فلدکامپ، وزیر امور خارجه هلند، سفیر جمهوری اسلامی ایران را احضار کرد تا توضیحاتی در این زمینه ارائه کند. این خبر را سخنگوی وزارت خارجه به شبکه سراسری خبری اناواس (NOS) هلند اعلام کرد.
🔥1
🔴 روایت هولناک رزگار بیگزاده بابامیری از ۱۳۰ روز اسارت و شکنجه
در تلاشم با نگارش این متن که داستان ۱۳۰ روز بازداشت و وضعیت من [را] در تمام این مدت بازگو میکند، صدای خودم را به دنیای متمدن برسانم. در شرایطی که تحت نظارت مداوم مخبرین و سیستمهای نظارتی زندان به سر میبرم و طبیعتا تنش و فشار مضاعف و مستمری را تجربه میکنم، تمرکز یافتن در نگارش کار چندان سادهای نیست.
در تاریخ ۲۸ فروردین ۱۴۰۲ طی یک تماس تلفنی از سوی فردی به نام سعیدی که خود را مأمور اداره اطلاعات بوکان معرفی نمود، در ساعت ۵ عصر به مکانی در حوالی تالار روژ در حومه شهر بوکان فراخوانده شدم و پس از مراجعه به محل مورد اشاره توسط سعیدی و فرد دیگری که بعدا فهمیدم بازجوی پرونده ماست و نام سازمانیاش قربانی است، به اداره اطلاعات بوکان منتقل شدم. تا حوالی ساعت ۱۰ شب در یک اتاق بازداشت شدم از ساعت ۱۰ شب تیم بازجویان شامل ۶ نفر که شامل سعیدی و قربانی و رییس اداره اطلاعات بوکان موسوم به نام سازمانی حجتی، و سه مامور ناشناس دیگر به صورت شیفتی مورد وحشیانهترین اشکال شکنجه و ضربوشتم قرار گرفتم.
ضمن ضربوشتم مداوما مورد تهدید به مرگ و توهین و تحقیر قرار میگرفتم و مرتب توسط حجتی و قربانی و سعیدی متذکر میشدم که در مکانی هستم که قبلا دهها نفر از بهقول خودشان «اغتشاشگر[ان]» تحت شکنجه کشته شدهاند؛ قرار دارم و به سرنوشت آنان گرفتار میشوم و عاقبت جنازهام مثل جنازه آنان در دریاچه سد بوکان و کانال فاضلاب و گورهای دستهجمعی پرت خواهد شد.
تمام تلاش خود را معطوف این مسئله نمودند به من بفهمانند به آخر خط رسیدهام و آنهایی که شکنجهام میکنند در مصونیت مطلق قانونی قرار دارند و مرگ من هیچ عواقبی برای شکنجهگرانم نخواهد داشت. صد البته توحش آنان در شکنجه به خوبی نشان میداد واقعا هیچ نگرانی نسبت به مرگ من تحت شکنجه ندارند. در طول سه شب شکنجه در اداره اطلاعات بوکان دهها بار زیر ضربوشتم و شوکهای الکتریکی بیهوش شدم.
رزگار بیگ زاده بابامیری در ادامه این نامه از جزئیات شکنجههایی گفت که در اداره اطلاعات ارومیه بر سرش آورده بودند.
۱- تکنیک القای خفگی: با دست و پا و چشم بسته در حالی که کیسهای بر سر من کشیده میشد، به صورت افقی و به پشت در جایی شبیه حمام یا سرویس دستشویی قرار داده میشدم و جریان آب بر روی سر و صورت من باز میشد که مرگ در هراس از خفگی را به صورت وحشتناک بر من القا میکرد.
۲- تکنیک اعدام صوری (دار زدن): من را با صورت و دست و چشم بسته در نیمههای شب کاملا ناگهانی از سلول انفرادی به یک اتاق نامعلوم منتقل میکردند و وادارم میکردند ساعتها با طنابی دور گردن روی یک چهارپایه بایستم و من را تهدید به اعدام در گمنامی و خفا میکردند و سعی میکردند تا جایی که میشود، مرعوبم کنند.
۳- تکنیک اعدام صوری (تیر باران): با دست و پا و چشمان بسته ضمن تهدید و تحقیر و استهزاء مدام، با چکاندن ماشه سلاحهایشان به من میگفتند: اسمت را هیچ کجا به عنوان زندانی ثبت نکردهایم که وقتی حین بازجویی کشته شدی بهراحتی جنازهات را مثل جنازه اغتشاشگران (معترضین) در کانال فاضلاب و در دریاچه و گورهای دستهجمعی ناشناس مخفی کنیم.
۴- تکنیک شوک الکتریکی: با چشم بسته و دستهای بسته به صندلی طنابپیچ میشدم و توسط مامورین اداره اطلاعات، ضمن توهین و تحقیر و ورود به حریم شخصی و خانوادگی با وارد کردن شوک الکتریکی به نرمه گوش، بیضهها، نوک سینهها، ستون فقرات، پهلو و زیربغلها و رانها و گیجگاهم درد وحشتناکی را به من وارد مینمودند تا آنچه را میخواستند بنویسم یا جلو دوربین تکرار کنم.
۵- تکنیک اعمال بیخوابی مستمر: مامورین اداره اطلاعات چندین شبانهروز پیدرپی، با سرکشی مداوم و ایجاد سروصدا و ناسزا و ورود به سلول و ضربوشتم و هر وسیلهی دیگری که بتواند مانع خواب من شود، تلاش میکردند مانع تمرکز و آرامشم شوند تا مقاومتم بشکند و طبق سناریوهای بازجویان بنویسم و جلو دوربین دیکتههای آنان را تکرار کنم. این در حالی است که تنها جرم من کمک به همنوع است.
خواندن این نامه از این جهت لازم است که بدانیم زندانیان گمنام به خصوص در مناطق مرزی، به چه شکل و با چه روشهایی مجبور به اعتراف علیه خود میشوند.
صدای زندانیان سیاسی باشیم.
#زن_زندگی_آزادی
#رزگار_بابامیری
در تلاشم با نگارش این متن که داستان ۱۳۰ روز بازداشت و وضعیت من [را] در تمام این مدت بازگو میکند، صدای خودم را به دنیای متمدن برسانم. در شرایطی که تحت نظارت مداوم مخبرین و سیستمهای نظارتی زندان به سر میبرم و طبیعتا تنش و فشار مضاعف و مستمری را تجربه میکنم، تمرکز یافتن در نگارش کار چندان سادهای نیست.
در تاریخ ۲۸ فروردین ۱۴۰۲ طی یک تماس تلفنی از سوی فردی به نام سعیدی که خود را مأمور اداره اطلاعات بوکان معرفی نمود، در ساعت ۵ عصر به مکانی در حوالی تالار روژ در حومه شهر بوکان فراخوانده شدم و پس از مراجعه به محل مورد اشاره توسط سعیدی و فرد دیگری که بعدا فهمیدم بازجوی پرونده ماست و نام سازمانیاش قربانی است، به اداره اطلاعات بوکان منتقل شدم. تا حوالی ساعت ۱۰ شب در یک اتاق بازداشت شدم از ساعت ۱۰ شب تیم بازجویان شامل ۶ نفر که شامل سعیدی و قربانی و رییس اداره اطلاعات بوکان موسوم به نام سازمانی حجتی، و سه مامور ناشناس دیگر به صورت شیفتی مورد وحشیانهترین اشکال شکنجه و ضربوشتم قرار گرفتم.
ضمن ضربوشتم مداوما مورد تهدید به مرگ و توهین و تحقیر قرار میگرفتم و مرتب توسط حجتی و قربانی و سعیدی متذکر میشدم که در مکانی هستم که قبلا دهها نفر از بهقول خودشان «اغتشاشگر[ان]» تحت شکنجه کشته شدهاند؛ قرار دارم و به سرنوشت آنان گرفتار میشوم و عاقبت جنازهام مثل جنازه آنان در دریاچه سد بوکان و کانال فاضلاب و گورهای دستهجمعی پرت خواهد شد.
تمام تلاش خود را معطوف این مسئله نمودند به من بفهمانند به آخر خط رسیدهام و آنهایی که شکنجهام میکنند در مصونیت مطلق قانونی قرار دارند و مرگ من هیچ عواقبی برای شکنجهگرانم نخواهد داشت. صد البته توحش آنان در شکنجه به خوبی نشان میداد واقعا هیچ نگرانی نسبت به مرگ من تحت شکنجه ندارند. در طول سه شب شکنجه در اداره اطلاعات بوکان دهها بار زیر ضربوشتم و شوکهای الکتریکی بیهوش شدم.
رزگار بیگ زاده بابامیری در ادامه این نامه از جزئیات شکنجههایی گفت که در اداره اطلاعات ارومیه بر سرش آورده بودند.
۱- تکنیک القای خفگی: با دست و پا و چشم بسته در حالی که کیسهای بر سر من کشیده میشد، به صورت افقی و به پشت در جایی شبیه حمام یا سرویس دستشویی قرار داده میشدم و جریان آب بر روی سر و صورت من باز میشد که مرگ در هراس از خفگی را به صورت وحشتناک بر من القا میکرد.
۲- تکنیک اعدام صوری (دار زدن): من را با صورت و دست و چشم بسته در نیمههای شب کاملا ناگهانی از سلول انفرادی به یک اتاق نامعلوم منتقل میکردند و وادارم میکردند ساعتها با طنابی دور گردن روی یک چهارپایه بایستم و من را تهدید به اعدام در گمنامی و خفا میکردند و سعی میکردند تا جایی که میشود، مرعوبم کنند.
۳- تکنیک اعدام صوری (تیر باران): با دست و پا و چشمان بسته ضمن تهدید و تحقیر و استهزاء مدام، با چکاندن ماشه سلاحهایشان به من میگفتند: اسمت را هیچ کجا به عنوان زندانی ثبت نکردهایم که وقتی حین بازجویی کشته شدی بهراحتی جنازهات را مثل جنازه اغتشاشگران (معترضین) در کانال فاضلاب و در دریاچه و گورهای دستهجمعی ناشناس مخفی کنیم.
۴- تکنیک شوک الکتریکی: با چشم بسته و دستهای بسته به صندلی طنابپیچ میشدم و توسط مامورین اداره اطلاعات، ضمن توهین و تحقیر و ورود به حریم شخصی و خانوادگی با وارد کردن شوک الکتریکی به نرمه گوش، بیضهها، نوک سینهها، ستون فقرات، پهلو و زیربغلها و رانها و گیجگاهم درد وحشتناکی را به من وارد مینمودند تا آنچه را میخواستند بنویسم یا جلو دوربین تکرار کنم.
۵- تکنیک اعمال بیخوابی مستمر: مامورین اداره اطلاعات چندین شبانهروز پیدرپی، با سرکشی مداوم و ایجاد سروصدا و ناسزا و ورود به سلول و ضربوشتم و هر وسیلهی دیگری که بتواند مانع خواب من شود، تلاش میکردند مانع تمرکز و آرامشم شوند تا مقاومتم بشکند و طبق سناریوهای بازجویان بنویسم و جلو دوربین دیکتههای آنان را تکرار کنم. این در حالی است که تنها جرم من کمک به همنوع است.
خواندن این نامه از این جهت لازم است که بدانیم زندانیان گمنام به خصوص در مناطق مرزی، به چه شکل و با چه روشهایی مجبور به اعتراف علیه خود میشوند.
صدای زندانیان سیاسی باشیم.
#زن_زندگی_آزادی
#رزگار_بابامیری
🔥3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خشونت پلیس ترکیه علیه دانشجویان : بیش از ۴۰ دانشجو به شدت ضرب و شتم شدند
پ.ن : ترکیه به طرزی باورنکردنی به سمت اسلامی شدن اما«جوانان ایستادهاند و برای آینده خود تلاش میکنند!»
🚨۴۰ دانشجو به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت شدند. دانشجویان که روی زمین خوابانده شده و دستهایشان از پشت بسته شده بود، با سر دادن شعار به مقاومت خود ادامه دادند.
⚠️ دانشجویانی که برای مطالبه حق زندگی خود به خیابانها آمده بودند
✊ آزادی برای حیوانات، انسانها و زمین! “GENÇLİK GELECEĞİ İÇİN YÜRÜYOR” DİYEN ÜNİVERSİTELİLERE POLİS ŞİDDETİ!
Bugün Ankara Kızılay Konur Sokak’ta, “Gençlik ayakta, geleceği için yürüyor!” diyerek toplanan üniversite öğrencilerine polis müdahale etti.
🚨 Yaklaşık 40 öğrenci sert şekilde darp edilerek gözaltına alındı. Yere yatırılıp ters kelepçelenen öğrenciler sloganlarla direnişini sürdürdü.
✊ Hayvana, insana, yeryüzüne özgürlük!
#SokaktayımYanındayım #HakHukukAdalet
پ.ن : ترکیه به طرزی باورنکردنی به سمت اسلامی شدن اما«جوانان ایستادهاند و برای آینده خود تلاش میکنند!»
🚨۴۰ دانشجو به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت شدند. دانشجویان که روی زمین خوابانده شده و دستهایشان از پشت بسته شده بود، با سر دادن شعار به مقاومت خود ادامه دادند.
⚠️ دانشجویانی که برای مطالبه حق زندگی خود به خیابانها آمده بودند
✊ آزادی برای حیوانات، انسانها و زمین! “GENÇLİK GELECEĞİ İÇİN YÜRÜYOR” DİYEN ÜNİVERSİTELİLERE POLİS ŞİDDETİ!
Bugün Ankara Kızılay Konur Sokak’ta, “Gençlik ayakta, geleceği için yürüyor!” diyerek toplanan üniversite öğrencilerine polis müdahale etti.
🚨 Yaklaşık 40 öğrenci sert şekilde darp edilerek gözaltına alındı. Yere yatırılıp ters kelepçelenen öğrenciler sloganlarla direnişini sürdürdü.
✊ Hayvana, insana, yeryüzüne özgürlük!
#SokaktayımYanındayım #HakHukukAdalet
🔥2
ضرب و جرح دانشجوهای ایرانی دانشگاه خواجه نصیر توسط «تروریستدانشجو»های حزبالله لبنان
- دانشجویان ضارب «از اعضای گروهکهای تروریستی نیابتی جمهوری اسلامی که با هدف کمک به سرکوب دانشگاهها و در پوشش «تروریستدانشجو» به دانشگاههای برتر ایران تزریق شدهاند» و از اعضای گروه تروریستی «حزبالله لبنان» هستند.
- یک دانشجو پس از ضرب و جرح توسط «دانشجوتروریست»های وابسته به حزبالله لبنان دچار جراحت شدید شد و پس از خودداری اورژانس از انتقال وی به بیمارستان، او حوالی ساعت یک بامداد با اتومبیل شخصی یکی از دانشجویان به بیمارستان منتقل شد.
- دو دانشجوی دیگر نیز مورد ضرب و جرح قرار گرفتند و تمامی دانشجویان خارجی که در این درگیری شرکت کرده بودند، از صحنه این درگیری وحشیانه فرار کردند!
- دانشجویان ضارب «از اعضای گروهکهای تروریستی نیابتی جمهوری اسلامی که با هدف کمک به سرکوب دانشگاهها و در پوشش «تروریستدانشجو» به دانشگاههای برتر ایران تزریق شدهاند» و از اعضای گروه تروریستی «حزبالله لبنان» هستند.
- یک دانشجو پس از ضرب و جرح توسط «دانشجوتروریست»های وابسته به حزبالله لبنان دچار جراحت شدید شد و پس از خودداری اورژانس از انتقال وی به بیمارستان، او حوالی ساعت یک بامداد با اتومبیل شخصی یکی از دانشجویان به بیمارستان منتقل شد.
- دو دانشجوی دیگر نیز مورد ضرب و جرح قرار گرفتند و تمامی دانشجویان خارجی که در این درگیری شرکت کرده بودند، از صحنه این درگیری وحشیانه فرار کردند!
🔥2👍1😢1
🔴 اتحاد در تهران برای بندرعباس
لیلی مهدوی مادر زندهیاد سیاوش محمودی
امروز در تهران شاهد یکی از زیباترین صحنههای همدلی بودم. صفهای طولانی مردمی که زیر آفتاب، با دلهایی پر از عشق، آمده بودند تا برای زخمیهای بندرعباس خون اهدا کنند.
خودم پنج ساعت تمام منتظر ماندم که سهمی در این مهربانی داشته باشم. هرچند به خاطر کمخونی نتوانستم خون بدهم،
اما......
دیدن این همه اتحاد و همبستگی، این همه فداکاری بیمنت، قلبم را پر از امید کرد. ما میتوانیم؛ وقتی برای نجات جان همدیگر اینگونه دست در دست میشویم، یعنی توانایی ایستادن در برابر ظلم را هم داریم.
ما میتوانیم برای آیندهای روشنتر، برای آزادی و برای آرزوهای جوانانی که در خیابانهای این سرزمین فریاد حقطلبی سردادند، در کنار هم بمانیم و پیش برویم.
برای فرزندانمان که به ناحق به خاک خون کشیده شدن به خاطر ظلمی که بر ما روا شده است پس ما می توانیم کنار هم متحد و همدل باشیم
اتحاد ما، امید ماست.
دست در دست هم، میتوانیم فردا را بسازیم .
لیلی مهدوی مادر زندهیاد سیاوش محمودی
امروز در تهران شاهد یکی از زیباترین صحنههای همدلی بودم. صفهای طولانی مردمی که زیر آفتاب، با دلهایی پر از عشق، آمده بودند تا برای زخمیهای بندرعباس خون اهدا کنند.
خودم پنج ساعت تمام منتظر ماندم که سهمی در این مهربانی داشته باشم. هرچند به خاطر کمخونی نتوانستم خون بدهم،
اما......
دیدن این همه اتحاد و همبستگی، این همه فداکاری بیمنت، قلبم را پر از امید کرد. ما میتوانیم؛ وقتی برای نجات جان همدیگر اینگونه دست در دست میشویم، یعنی توانایی ایستادن در برابر ظلم را هم داریم.
ما میتوانیم برای آیندهای روشنتر، برای آزادی و برای آرزوهای جوانانی که در خیابانهای این سرزمین فریاد حقطلبی سردادند، در کنار هم بمانیم و پیش برویم.
برای فرزندانمان که به ناحق به خاک خون کشیده شدن به خاطر ظلمی که بر ما روا شده است پس ما می توانیم کنار هم متحد و همدل باشیم
اتحاد ما، امید ماست.
دست در دست هم، میتوانیم فردا را بسازیم .
❤2🤝1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۴، در خیابان کارگر شمالی تهران، فریاد عصیان یک شهروند عاصی طنین انداخت.
او با در دست داشتن پلاکاردی جسورانه، نوشت:
«تا آخوند کفن نشود، این وطن وطن نشود»
و
«مرگ بر اصل ولایت فقیه».
این هموطن شجاع هنگام بازداشت هم خاموش نشد؛ با صدایی رسا شعار میداد:
«مرگ بر خامنهای جنایتکار»
«مرگ بر جمهوری اسلامی»
«مرگ بر اصل ولایت فقیه».
مردم دیگر از خشم لبریز شدهاند؛ دیگر طاقتی نمانده.
هر روز فاجعهای تازه: از انفجار بندر رجایی تا هزاران مصیبتی که بیپاسخ مانده.
فریادها، هر چند تکنفره، آغاز شده؛ شعلههایی که خاموش نخواهد شد.
او با در دست داشتن پلاکاردی جسورانه، نوشت:
«تا آخوند کفن نشود، این وطن وطن نشود»
و
«مرگ بر اصل ولایت فقیه».
این هموطن شجاع هنگام بازداشت هم خاموش نشد؛ با صدایی رسا شعار میداد:
«مرگ بر خامنهای جنایتکار»
«مرگ بر جمهوری اسلامی»
«مرگ بر اصل ولایت فقیه».
مردم دیگر از خشم لبریز شدهاند؛ دیگر طاقتی نمانده.
هر روز فاجعهای تازه: از انفجار بندر رجایی تا هزاران مصیبتی که بیپاسخ مانده.
فریادها، هر چند تکنفره، آغاز شده؛ شعلههایی که خاموش نخواهد شد.
🤝2
خبرگر
🔴 اتحاد در تهران برای بندرعباس لیلی مهدوی مادر زندهیاد سیاوش محمودی امروز در تهران شاهد یکی از زیباترین صحنههای همدلی بودم. صفهای طولانی مردمی که زیر آفتاب، با دلهایی پر از عشق، آمده بودند تا برای زخمیهای بندرعباس خون اهدا کنند. خودم پنج ساعت تمام منتظر…
آرزو داریم که حداقل خون مردم ایران برای کمک به مردم آسیب دیده مردم ایران مصرف شود. چون نمی دانیم که تحت نظر گردانندگان رژیم اسلامی واقعا هر چیزی در همانجایی که باید استفاده می شود؟
اگر چنین است ،
این همه صدمات، این همه نابودی، این همه بی توجهی و ندادن پاسخ به پرسش های مردم ایران، چرا ادامه دارد؟
از فاجعه سینما رکس، تا جنگ خمینی ساخته برعلیه عراق، تا سرکوب احزاب، سازمانها، سندیکاها ، شوراها، رسانه های آزاد و قتل عام های دهه پنجاه و شصت، از بین بردن سوبسیدهای مردم، از بین بردن بیمه ها خدمات بهداشت و درمان رایگان و از بین بردن ارزش پول ملی ایران، تعطیلی کارخانه ها، و بیکار کردن کارگران، گرسنگی وفقر وحشتناک بیشتر مردمان ایران، سرکوب جنبش های دانشجویی، زنان، قتل های زنجیره ای، دستگیری ها و شکنجه و اعدام ها که تاکنون ادامه دارد.
کشتار مردم در جنبش های اعتراضی مشهد، قزوین، افسریه، اسلامشهر، خوزستان، در سال های اولیه دهه هفتاد خورشیدی،
مواردی مثل نابودی کشتی سانجی، ساختمان پلاسکو، ساختمان متروپل، هواپیمای اوکرایینی، انفجار معدن ها، کشتار کارگران و مردم در حوادث ضمن کار و رانندگی، درگیری های خانوادگی، خیابانی، قاچاق، دزدی، اختلاس، رشوه و رانت خوری،
از بین بردن نخبه ها و دانشمندان ایران،
و به جنگ بیهوده کشیدن ایران، و در خطر نابودی قرار دادن مردم و امکانات مردم ایران،
به بهانه دروغین سلاح هسته ای، تا فراری دادن مغز های ایرانی، نابود کردن سیستم های آموزشی و منابع طبیعی ایران،
و حالا ایجاد امکان بزرگترین انفجار در بزرگترین اسکله و بندر تجاری نظامی ایران، که منجر به کاهش ورود کالا و ایجاد زمینه گرانی و تورم بیشتر در مواد وارداتی به ایران و باز هم بر علیه مردم شده است. رشد دوباره قیمت دلار پس از این انفجار نشانگر مسیری است، که رژیم اسلامی و پشتیبانان منطقه ای و جهانی گوادالوپیست اش برای آینده مردم ایران و منطقه در پیش گرفته اند.
آیا مردم ایران پس از این فاجعه وحشتناک که به نابودی زیر ساخت های اقتصادی شان انجامید است، پی میبرند؟
آیا قیام و اعتراضات سراسری را برای بدست گرفتن اختیار کشور خود، به دست خود انجام می دهند؟
اگر چنین است ،
این همه صدمات، این همه نابودی، این همه بی توجهی و ندادن پاسخ به پرسش های مردم ایران، چرا ادامه دارد؟
از فاجعه سینما رکس، تا جنگ خمینی ساخته برعلیه عراق، تا سرکوب احزاب، سازمانها، سندیکاها ، شوراها، رسانه های آزاد و قتل عام های دهه پنجاه و شصت، از بین بردن سوبسیدهای مردم، از بین بردن بیمه ها خدمات بهداشت و درمان رایگان و از بین بردن ارزش پول ملی ایران، تعطیلی کارخانه ها، و بیکار کردن کارگران، گرسنگی وفقر وحشتناک بیشتر مردمان ایران، سرکوب جنبش های دانشجویی، زنان، قتل های زنجیره ای، دستگیری ها و شکنجه و اعدام ها که تاکنون ادامه دارد.
کشتار مردم در جنبش های اعتراضی مشهد، قزوین، افسریه، اسلامشهر، خوزستان، در سال های اولیه دهه هفتاد خورشیدی،
مواردی مثل نابودی کشتی سانجی، ساختمان پلاسکو، ساختمان متروپل، هواپیمای اوکرایینی، انفجار معدن ها، کشتار کارگران و مردم در حوادث ضمن کار و رانندگی، درگیری های خانوادگی، خیابانی، قاچاق، دزدی، اختلاس، رشوه و رانت خوری،
از بین بردن نخبه ها و دانشمندان ایران،
و به جنگ بیهوده کشیدن ایران، و در خطر نابودی قرار دادن مردم و امکانات مردم ایران،
به بهانه دروغین سلاح هسته ای، تا فراری دادن مغز های ایرانی، نابود کردن سیستم های آموزشی و منابع طبیعی ایران،
و حالا ایجاد امکان بزرگترین انفجار در بزرگترین اسکله و بندر تجاری نظامی ایران، که منجر به کاهش ورود کالا و ایجاد زمینه گرانی و تورم بیشتر در مواد وارداتی به ایران و باز هم بر علیه مردم شده است. رشد دوباره قیمت دلار پس از این انفجار نشانگر مسیری است، که رژیم اسلامی و پشتیبانان منطقه ای و جهانی گوادالوپیست اش برای آینده مردم ایران و منطقه در پیش گرفته اند.
آیا مردم ایران پس از این فاجعه وحشتناک که به نابودی زیر ساخت های اقتصادی شان انجامید است، پی میبرند؟
آیا قیام و اعتراضات سراسری را برای بدست گرفتن اختیار کشور خود، به دست خود انجام می دهند؟
🤝2
جعفر پناهی، کارگردان سینما: آتش بندرعباس، شعلههای فروپاشی حکومتی است که نزدیک نیم قرن ایران را به خاکستر کشیده است.
جعفر پناهی، کارگردان سینما، در پستی در صفحه اینستاگرام، انفجار در بندرعباس را نشانه فروپاشی جمهوری اسلامی دانست. او نوشته است: «آتش بندرعباس، شعلههای فروپاشی حکومتی است که نزدیک نیم قرن ایران را به خاکستر کشیده. محصول این ویرانی: فقر، فساد، تبعیض، سرکوب، نابودی زیرساختها و انزوای جهانی.»
او در ادامه این پست خواهان برگزار رفراندومی «آزاد و شفاف زیر نظارت نهادهای بینالمللی» شد تا «حق حاکمیت به ملت بازگردانده شود.»
«اگر این راه مسالمتآمیز طی نشود، به گواه تاریخ خشم منجر به ویرانی درپی خواهد بود.»
«هیچ قدرتی نمیتواند در برابر اراده بیدار شده مردم ایران دوام بیاورد.»
جعفر پناهی، کارگردان سینما، در پستی در صفحه اینستاگرام، انفجار در بندرعباس را نشانه فروپاشی جمهوری اسلامی دانست. او نوشته است: «آتش بندرعباس، شعلههای فروپاشی حکومتی است که نزدیک نیم قرن ایران را به خاکستر کشیده. محصول این ویرانی: فقر، فساد، تبعیض، سرکوب، نابودی زیرساختها و انزوای جهانی.»
او در ادامه این پست خواهان برگزار رفراندومی «آزاد و شفاف زیر نظارت نهادهای بینالمللی» شد تا «حق حاکمیت به ملت بازگردانده شود.»
«اگر این راه مسالمتآمیز طی نشود، به گواه تاریخ خشم منجر به ویرانی درپی خواهد بود.»
«هیچ قدرتی نمیتواند در برابر اراده بیدار شده مردم ایران دوام بیاورد.»
👍4🤝1
Forwarded from کانال رسمی حزب دموکرات مسیحی ایران (Anna)
🔴 همایش بزرگداشت روز جهانی کارگر
✅ عنوان همایش: بررسی چالش ها و راهکارها
✅ برگزارکنندگان (به ترتیب الفبا)
جبهه ملی ایران (خارج از کشور)
جمعیت سوسیال دمکراسی برای ایران
جنبش همبستگی ملی ایرانیان برای س. ج. ا.
حزب دموکرات مسیحی ایران
سازمان دمکراتیک یارسان
شورای ملی تصمیم ایران
صدای مردمان ایران
✅ سخنرانان همایش
ـ رادا فاتحی
ـ ویکتوریا آزاد
ـ عظمت اژدری
ـ بهنام بیات
ـ رضا طالبی
ـ بهروز قربانی
ـ منصور اسانلو
ـ محمدرضا آشوغ
ـ بهنام ابراهیم زاده
ـ سید اشکان حسینی
✅ مجریان برنامه
ـ فریبا قربانی
ـ شیرین جهانیان
ـ افشین افشین جم
✅ تاریخ برگزاری:
جمعه2 می 2025 _ 12اردیبهشت 1404
✅ ساعت شروع
19:30 بوقت ایران – 18:00 بوقت اروپا
✅ محل برگزاری
پلتفرم زووم - از طریق لینک زیر وارد شوید:
https://us06web.zoom.us/j/4841851799?omn=83619892667
Meeting ID: 484 185 1799
✅ شرکت در این همایش برای همه علاقمندان آزاد است.
🔴 جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» با مبارزات کارگران دلاور و زنان پیشتاز تا آزادی میهن ادامه دارد.
✅ عنوان همایش: بررسی چالش ها و راهکارها
✅ برگزارکنندگان (به ترتیب الفبا)
جبهه ملی ایران (خارج از کشور)
جمعیت سوسیال دمکراسی برای ایران
جنبش همبستگی ملی ایرانیان برای س. ج. ا.
حزب دموکرات مسیحی ایران
سازمان دمکراتیک یارسان
شورای ملی تصمیم ایران
صدای مردمان ایران
✅ سخنرانان همایش
ـ رادا فاتحی
ـ ویکتوریا آزاد
ـ عظمت اژدری
ـ بهنام بیات
ـ رضا طالبی
ـ بهروز قربانی
ـ منصور اسانلو
ـ محمدرضا آشوغ
ـ بهنام ابراهیم زاده
ـ سید اشکان حسینی
✅ مجریان برنامه
ـ فریبا قربانی
ـ شیرین جهانیان
ـ افشین افشین جم
✅ تاریخ برگزاری:
جمعه2 می 2025 _ 12اردیبهشت 1404
✅ ساعت شروع
19:30 بوقت ایران – 18:00 بوقت اروپا
✅ محل برگزاری
پلتفرم زووم - از طریق لینک زیر وارد شوید:
https://us06web.zoom.us/j/4841851799?omn=83619892667
Meeting ID: 484 185 1799
✅ شرکت در این همایش برای همه علاقمندان آزاد است.
🔴 جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» با مبارزات کارگران دلاور و زنان پیشتاز تا آزادی میهن ادامه دارد.
آرش صادقی، فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی شابق، از اعدام یکی از زندانیان گمنام بازداشت شده در خیزش انقلابی ۱۴۰۱ خبر داد.
زندانیای که رسانهای نشده بود.
«سحرگاه روز پنجشنبه ۲۸ فروردینماه ۱۴۰۴، سعید امیریزاده، یکی از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، در زندان سبزوار اعدام شد. این زندانی سیاسی ۳۴ ساله، متاهل و دارای ۲فرزند بود.
اتهامهای واردشده به این زندانی سیاسی شامل قتل یک بسیجی (عباس رمضانی) که در آبان ۱۴۰۱ در جریان اعتراضات کشته شد و آتش زدن تصویر رهبر جمهوری اسلامی عنوان شده بود. با این حال، منابع مستقل حقوقی تأکید دارند که هیچ سند و مدرک معتبری مبنی بر دست داشتن او در این اتهامات وجود نداشته است.
محاکمه سعید امیریزاده در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان به ریاست قاضی محمد شجاعپور فدکی و بدون حضور وکیل انتخابی و نماینده دادستان برگزار شده بود.»
ـ جاویدنام سعید امیریزاده، از مبارزان راه آزادی بود. حکومت مردم مخالف را یا در خیابان کشت یا در زندان میکشد.
ـ خانوادههای زندانیان تحت خطر، نباید فریب بازجویان را بخورند. بازجویان با تهدید یا فریب مانع از اطلاعرسانی میشوند.
زندانیای که رسانهای نشده بود.
«سحرگاه روز پنجشنبه ۲۸ فروردینماه ۱۴۰۴، سعید امیریزاده، یکی از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، در زندان سبزوار اعدام شد. این زندانی سیاسی ۳۴ ساله، متاهل و دارای ۲فرزند بود.
اتهامهای واردشده به این زندانی سیاسی شامل قتل یک بسیجی (عباس رمضانی) که در آبان ۱۴۰۱ در جریان اعتراضات کشته شد و آتش زدن تصویر رهبر جمهوری اسلامی عنوان شده بود. با این حال، منابع مستقل حقوقی تأکید دارند که هیچ سند و مدرک معتبری مبنی بر دست داشتن او در این اتهامات وجود نداشته است.
محاکمه سعید امیریزاده در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان به ریاست قاضی محمد شجاعپور فدکی و بدون حضور وکیل انتخابی و نماینده دادستان برگزار شده بود.»
ـ جاویدنام سعید امیریزاده، از مبارزان راه آزادی بود. حکومت مردم مخالف را یا در خیابان کشت یا در زندان میکشد.
ـ خانوادههای زندانیان تحت خطر، نباید فریب بازجویان را بخورند. بازجویان با تهدید یا فریب مانع از اطلاعرسانی میشوند.
😭4🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مادر #محسن_لنگرنشین زندانی سیاسی در آستانه اعدام با انتشار یک ویدئو پس از آخرین ملاقات با فرزندش ضمن استمداد از مردم برای نجات او میگوید: نمیدانم فرزندم فردا طلوع آفتاب را خواهد دید یا نه.
مادر این زندانی سیاسی ضمن اشاره به ناعادلانه بودن روند دادرسی و تأیید سخنان مادران دادخواه زندانیان سیاسی نسبت به روندهای ناعادلانه در صدور احکام قضایی میگويد: تازه خودم فهمیدم که دادگاه ناعادلانهای داریم.
روز گذشته یک فایل صوتی از محسن لنگرنشین منتشر شد که او در آن از شکنجه و تهدید و اعتراف اجباری سخن میگفت.
محسن لنگرنشین، ۱۲ تیر ماه ۱۴۰۲ بازداشت شد.
#زن_زندگی_آزادی #دادخواهی #نه_به_اعدام
مادر این زندانی سیاسی ضمن اشاره به ناعادلانه بودن روند دادرسی و تأیید سخنان مادران دادخواه زندانیان سیاسی نسبت به روندهای ناعادلانه در صدور احکام قضایی میگويد: تازه خودم فهمیدم که دادگاه ناعادلانهای داریم.
روز گذشته یک فایل صوتی از محسن لنگرنشین منتشر شد که او در آن از شکنجه و تهدید و اعتراف اجباری سخن میگفت.
محسن لنگرنشین، ۱۲ تیر ماه ۱۴۰۲ بازداشت شد.
#زن_زندگی_آزادی #دادخواهی #نه_به_اعدام
😭4🤝1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فریاد علیه مرگ؛ خانوادههای زندانیان سیاسی مقابل زندان اوین ایستادند
📍 ۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ – تهران
همزمان با شصتوششمین هفته از کارزار مدنی «سهشنبههای نه به اعدام»، شماری از خانوادههای زندانیان سیاسی محکوم به اعدام مقابل زندان اوین تجمع اعتراضی برگزار کردند.
🔹 تجمعکنندگان با در دست داشتن تصاویر عزیزان خود و پلاکاردهایی با شعارهای «نه به اعدام» و «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، خواستار لغو فوری احکام اعدام برای زندانیان سیاسی شدند.
این خانوادهها در سکوتی پر از فریاد، پیام دادند که احکام مرگ نه عدالت است، نه بازدارندگی؛ بلکه تنها تلاشی برای خاموش کردن صدای حقطلبان است.
📢 یکی از شرکتکنندگان گفت: «ما فراموش نمیکنیم و ساکت نمیمانیم. هر سهشنبه اینجا خواهیم بود تا این چرخه مرگ پایان یابد.»
❗️این حرکت در حالی صورت گرفت که نگرانیها از افزایش اعدامهای سیاسی و نبود دادرسی عادلانه در ایران، واکنشهای بینالمللی را نیز برانگیخته است.
📍 ۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ – تهران
همزمان با شصتوششمین هفته از کارزار مدنی «سهشنبههای نه به اعدام»، شماری از خانوادههای زندانیان سیاسی محکوم به اعدام مقابل زندان اوین تجمع اعتراضی برگزار کردند.
🔹 تجمعکنندگان با در دست داشتن تصاویر عزیزان خود و پلاکاردهایی با شعارهای «نه به اعدام» و «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، خواستار لغو فوری احکام اعدام برای زندانیان سیاسی شدند.
این خانوادهها در سکوتی پر از فریاد، پیام دادند که احکام مرگ نه عدالت است، نه بازدارندگی؛ بلکه تنها تلاشی برای خاموش کردن صدای حقطلبان است.
📢 یکی از شرکتکنندگان گفت: «ما فراموش نمیکنیم و ساکت نمیمانیم. هر سهشنبه اینجا خواهیم بود تا این چرخه مرگ پایان یابد.»
❗️این حرکت در حالی صورت گرفت که نگرانیها از افزایش اعدامهای سیاسی و نبود دادرسی عادلانه در ایران، واکنشهای بینالمللی را نیز برانگیخته است.
👍2🤝1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 وداع دردناک با زوج جوان قربانی جمهوری اسلامی در انفجار بندرعباس
تصاویر منتشرشده از مراسم وداع با علی تیما و افسانه تیما، پسرخاله و دخترخالهای که به تازگی ازدواج کرده بودند، دلهای بسیاری را در سوگ فرو برد.
این زوج جوان در انفجار مهیب بندر رجایی بندرعباس در روز ششم اردیبهشت ۱۴۰۴ جان خود را از دست دادند. انفجاری که تاکنون دستکم ۷۰ کشته و بیش از هزار مجروح بر جای گذاشته، یکی از تلخترین فجایع سالهای اخیر ایران را رقم زده است.
تصاویر مراسم خاکسپاری این زوج، که تنها چند هفته از جشن عروسیشان گذشته بود، موجی از اندوه و همدردی در شبکههای اجتماعی و میان مردم به راه انداخته است.
تصاویر منتشرشده از مراسم وداع با علی تیما و افسانه تیما، پسرخاله و دخترخالهای که به تازگی ازدواج کرده بودند، دلهای بسیاری را در سوگ فرو برد.
این زوج جوان در انفجار مهیب بندر رجایی بندرعباس در روز ششم اردیبهشت ۱۴۰۴ جان خود را از دست دادند. انفجاری که تاکنون دستکم ۷۰ کشته و بیش از هزار مجروح بر جای گذاشته، یکی از تلخترین فجایع سالهای اخیر ایران را رقم زده است.
تصاویر مراسم خاکسپاری این زوج، که تنها چند هفته از جشن عروسیشان گذشته بود، موجی از اندوه و همدردی در شبکههای اجتماعی و میان مردم به راه انداخته است.
😭3
خبرگر
Video
انتقال محسن لنگرنشین، زندانی سیاسی محکوم به اعدام، به مکانی نامعلوم
پدر محسن لنگرنشین این ویدیو را ساعت ۴:۳۰ صبح منتشر کرده و میگوید که تمام شب جلوی زندان قزلحصار بود، چون گفته بودند محسن بامداد امروز اعدام میشود. او میگوید که متوجه شده که پسرش را به مکانی نامعلوم انتقال دادهاند و از وضعیت او بیخبر است.
محسن لنگرنشین، ۳۴ ساله، یکی از نخبگان در حیطه امنیت شبکه بود. به همین دلیل، در اواسط دهه دوم زندگیاش با پیشنهاد دانشگاه امام حسین، در حیطه امنیت شبکه در این دانشگاه مشغول به کار میشود.
بعد از مدتی کوتاه، با دیدن سرکوب مردم در دهه ۹۰، با نوشتن استعفا از کار در این دانشگاه انصراف میدهد و در شرکتی خصوصی، بنا بر تخصص خود، مشغول به کار میشود. در کنار کار در این شرکت، در گمرک تهران نیز به خرید و فروش ماشین میپردازد.
دستگاه امنیتی مدعی است که این فرد در ترور حسن تهرانی مقدم (که در سال ۱۳۹۰ کشته شد ـ در آن تاریخ محسن ۱۹ سال بیشتر نداشت) و همینطور سرهنگ پاسدار صیاد خدایی (که در سال ۱۴۰۱ کشته شد)، نقش شناسایی را بر عهده داشته است. محسن یکسال پیش از این تاریخ در اصفهان ساکن بوده و پرینت اساماسها، تماسها و حضور هرروزه او در محل کار، این ادعا را رد میکند.
محسن لنگرنشین، ۱۲ تیرماه ۱۴۰۲ بازداشت شد. او ابتدا به مدت ۲۴ ساعت به یک خانه امن وزارت اطلاعات منتقل میشود. در آنجا تا صبح روز بعد بازجویی و مورد تهدید قرار میگیرد تا آنچه بازجویان میخواهند را بنویسد.
روز بعد، او را برای تفهیم اتهام به دادسرا میبرند. آقای لنگرنشین در دادسرا اتهامات واهی مربوط به جاسوسی برای اسرائیل را نمیپذیرد و پس از آن به بند امنیتی ۲۰۹ اطلاعات منتقل میشود و ۴۳ روز را در سلول انفرادی تحت شدیدترین شکنجهها میگذراند.
او را تحت بازجوییهای سنگین شبانه قرار میدهند. او را تهدید میکنند که اگر اعتراف نکند، تکتک اعضای خانوادهاش ـ از جمله پدر، مادر، خواهر و نامزدش ـ را به بند ۲۰۹ منتقل میکنند و چنان فشاری بر آنها وارد میکنند که اگر آنها را ببیند، نشناسد.
به او اعلام کردند که خواهر و مادرش را بازداشت و به بند ۲۰۹ اطلاعات منتقل کردهاند و در صورتی آنها را رها میکنند که چیزهایی را که ما میخواهیم، بنویسی.
با شکنجه، او را مجبور کردند که بگوید یک موتور هوندا ۱۲۵ را برده و از سرهنگ خدایی فیلمبرداری کرده و در تعقیب او بوده است. این در حالی است که طبق استعلامی که در پرونده موجود است، نامبرده هیچوقت موتور هوندا ۱۲۵ نداشته است.
همچنین، او را به محل حادثه منتقل کردند تا آنچه بازجویان میخواهند را بگوید و در این حین از او فیلمبرداری کردند.
از دیگر موارد شکنجه این بود که دست و پایش را زنجیر کردند، او را با شلاق زدند و به او اعلام کردند که اگر به مواردی که بازجوها برای اعتراف میخواهند، تمکین نکند، تا ساعاتی دیگر اعدام میشود و در صورت تمکین، حکم حبس ابد به او خواهند داد و بعد از چند سال آزاد خواهد شد.
متأسفانه، اتهاماتی را به آقای لنگرنشین منتسب کردهاند که ادله لازم برای اثبات آنها وجود ندارد، و قاضی صلواتی (شعبه ۱۵) تنها به اعترافات اجباری تحت شکنجه در دادگاه استناد کرده و حکم اعدام برای وی صادر کرده است.
حکم او عیناً در دیوان تأیید شد.
وکلا تا به امروز سه بار درخواست اعاده دادرسی کردهاند که آخرین آن، هفته گذشته بود و به فاصله چند روز (شنبه) مجدداً اعاده رد شد.
یکی از اعضای خانواده او میگوید: «محسن از ایران خارج شده بود و اگر ذرهای از اتهامات انتسابی به او درست بود، هرگز به ایران بازنمیگشت.»
محسن لنگرنشین قرار است سپیدهدم چهارشنبه (فردا) اعدام شود.
#محسن_لنگرنشین #نه_به_اعدام
پدر محسن لنگرنشین این ویدیو را ساعت ۴:۳۰ صبح منتشر کرده و میگوید که تمام شب جلوی زندان قزلحصار بود، چون گفته بودند محسن بامداد امروز اعدام میشود. او میگوید که متوجه شده که پسرش را به مکانی نامعلوم انتقال دادهاند و از وضعیت او بیخبر است.
محسن لنگرنشین، ۳۴ ساله، یکی از نخبگان در حیطه امنیت شبکه بود. به همین دلیل، در اواسط دهه دوم زندگیاش با پیشنهاد دانشگاه امام حسین، در حیطه امنیت شبکه در این دانشگاه مشغول به کار میشود.
بعد از مدتی کوتاه، با دیدن سرکوب مردم در دهه ۹۰، با نوشتن استعفا از کار در این دانشگاه انصراف میدهد و در شرکتی خصوصی، بنا بر تخصص خود، مشغول به کار میشود. در کنار کار در این شرکت، در گمرک تهران نیز به خرید و فروش ماشین میپردازد.
دستگاه امنیتی مدعی است که این فرد در ترور حسن تهرانی مقدم (که در سال ۱۳۹۰ کشته شد ـ در آن تاریخ محسن ۱۹ سال بیشتر نداشت) و همینطور سرهنگ پاسدار صیاد خدایی (که در سال ۱۴۰۱ کشته شد)، نقش شناسایی را بر عهده داشته است. محسن یکسال پیش از این تاریخ در اصفهان ساکن بوده و پرینت اساماسها، تماسها و حضور هرروزه او در محل کار، این ادعا را رد میکند.
محسن لنگرنشین، ۱۲ تیرماه ۱۴۰۲ بازداشت شد. او ابتدا به مدت ۲۴ ساعت به یک خانه امن وزارت اطلاعات منتقل میشود. در آنجا تا صبح روز بعد بازجویی و مورد تهدید قرار میگیرد تا آنچه بازجویان میخواهند را بنویسد.
روز بعد، او را برای تفهیم اتهام به دادسرا میبرند. آقای لنگرنشین در دادسرا اتهامات واهی مربوط به جاسوسی برای اسرائیل را نمیپذیرد و پس از آن به بند امنیتی ۲۰۹ اطلاعات منتقل میشود و ۴۳ روز را در سلول انفرادی تحت شدیدترین شکنجهها میگذراند.
او را تحت بازجوییهای سنگین شبانه قرار میدهند. او را تهدید میکنند که اگر اعتراف نکند، تکتک اعضای خانوادهاش ـ از جمله پدر، مادر، خواهر و نامزدش ـ را به بند ۲۰۹ منتقل میکنند و چنان فشاری بر آنها وارد میکنند که اگر آنها را ببیند، نشناسد.
به او اعلام کردند که خواهر و مادرش را بازداشت و به بند ۲۰۹ اطلاعات منتقل کردهاند و در صورتی آنها را رها میکنند که چیزهایی را که ما میخواهیم، بنویسی.
با شکنجه، او را مجبور کردند که بگوید یک موتور هوندا ۱۲۵ را برده و از سرهنگ خدایی فیلمبرداری کرده و در تعقیب او بوده است. این در حالی است که طبق استعلامی که در پرونده موجود است، نامبرده هیچوقت موتور هوندا ۱۲۵ نداشته است.
همچنین، او را به محل حادثه منتقل کردند تا آنچه بازجویان میخواهند را بگوید و در این حین از او فیلمبرداری کردند.
از دیگر موارد شکنجه این بود که دست و پایش را زنجیر کردند، او را با شلاق زدند و به او اعلام کردند که اگر به مواردی که بازجوها برای اعتراف میخواهند، تمکین نکند، تا ساعاتی دیگر اعدام میشود و در صورت تمکین، حکم حبس ابد به او خواهند داد و بعد از چند سال آزاد خواهد شد.
متأسفانه، اتهاماتی را به آقای لنگرنشین منتسب کردهاند که ادله لازم برای اثبات آنها وجود ندارد، و قاضی صلواتی (شعبه ۱۵) تنها به اعترافات اجباری تحت شکنجه در دادگاه استناد کرده و حکم اعدام برای وی صادر کرده است.
حکم او عیناً در دیوان تأیید شد.
وکلا تا به امروز سه بار درخواست اعاده دادرسی کردهاند که آخرین آن، هفته گذشته بود و به فاصله چند روز (شنبه) مجدداً اعاده رد شد.
یکی از اعضای خانواده او میگوید: «محسن از ایران خارج شده بود و اگر ذرهای از اتهامات انتسابی به او درست بود، هرگز به ایران بازنمیگشت.»
محسن لنگرنشین قرار است سپیدهدم چهارشنبه (فردا) اعدام شود.
#محسن_لنگرنشین #نه_به_اعدام
😢2🔥1
♦️فریاد اعتراض حمید حاج جعفر کاشانی داور سابق فوتسال در تهران علیه ولایت فقیه
♦️یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۴، #حمید_حاج_جعفر_کاشانی در خیابان کارگر شمالی تهران با پلاکاردی که بر آن نوشته بود «تا آخوند کفن نشود، این وطن وطن نشود» و «مرگ بر اصل ولایت فقیه»، خشم خود را فریاد زد.
♦️یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۴، #حمید_حاج_جعفر_کاشانی در خیابان کارگر شمالی تهران با پلاکاردی که بر آن نوشته بود «تا آخوند کفن نشود، این وطن وطن نشود» و «مرگ بر اصل ولایت فقیه»، خشم خود را فریاد زد.
🫡1
او حتی هنگام بازداشت با شعارهای «مرگ بر خامنهای جنایتکار» و «مرگ بر جمهوری اسلامی» به اعتراض ادامه داد، فریادی که بازتاب خشم مردم از فجایعی چون انفجار اسکله رجایی و بیعدالتیهای بیپایان حکومت آخوندی
♦️بازداشت حمید حاج جعفر کاشانی؛ انتقال به بازداشتگاه نیروهای امنیتی
♦️دلیل بازداشت مجدد حمید حاج جعفر کاشانی ، حضور فعالانه او در خیابان کارگر شمالی و سردادن شعارهای اعتراضی از جمله "مرگ بر خامنهای جنایتکار" و "مرگ بر اصل ولایت فقیه" بوده است
♦️کانون حقوق بشر ایران، دوشنبه ۸ اردیبهشتماه ۱۴۰۴ - روز یکشنبه ۷ اردیبهشتماه ۱۴۰۴، حمید حاج جعفر کاشانی، از زندانیان سیاسی سابق و هواداران مجاهدین خلق در خیابان کارگر شمالی تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. گزارشها حاکی از آن است که این شهروند شجاع، پس از دستگیری، به یکی از مراکز امنیتی منتقل شده و هماکنون تحت بازجویی و شکنجه قرار دارد.
♦️حمید حاج جعفر کاشانی ، متولد ۱۳۶۱ در تهران، پیشتر نیز سابقه بازداشتهای طولانی داشته است. نخستین بار در بهمن ۱۳۹۷ به اتهام "تبلیغ علیه نظام" و "عضویت در مجاهدین خلق" بازداشت و توسط دادگاه به سه سال و نیم حبس محکوم شد. وی از داوران سابق فوتسال ایران بود و دوران حبس خود را در زندانهای رشت، اوین و تهران بزرگ سپری کرده بود.
ادامه خبر
#اعتراضات_سراسری
#مرگ_بر_دیکتاتور #مرگ_بر_خامنهای #قیام_تا_پیروزی #نه_به_اعدام
♦️بازداشت حمید حاج جعفر کاشانی؛ انتقال به بازداشتگاه نیروهای امنیتی
♦️دلیل بازداشت مجدد حمید حاج جعفر کاشانی ، حضور فعالانه او در خیابان کارگر شمالی و سردادن شعارهای اعتراضی از جمله "مرگ بر خامنهای جنایتکار" و "مرگ بر اصل ولایت فقیه" بوده است
♦️کانون حقوق بشر ایران، دوشنبه ۸ اردیبهشتماه ۱۴۰۴ - روز یکشنبه ۷ اردیبهشتماه ۱۴۰۴، حمید حاج جعفر کاشانی، از زندانیان سیاسی سابق و هواداران مجاهدین خلق در خیابان کارگر شمالی تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. گزارشها حاکی از آن است که این شهروند شجاع، پس از دستگیری، به یکی از مراکز امنیتی منتقل شده و هماکنون تحت بازجویی و شکنجه قرار دارد.
♦️حمید حاج جعفر کاشانی ، متولد ۱۳۶۱ در تهران، پیشتر نیز سابقه بازداشتهای طولانی داشته است. نخستین بار در بهمن ۱۳۹۷ به اتهام "تبلیغ علیه نظام" و "عضویت در مجاهدین خلق" بازداشت و توسط دادگاه به سه سال و نیم حبس محکوم شد. وی از داوران سابق فوتسال ایران بود و دوران حبس خود را در زندانهای رشت، اوین و تهران بزرگ سپری کرده بود.
ادامه خبر
#اعتراضات_سراسری
#مرگ_بر_دیکتاتور #مرگ_بر_خامنهای #قیام_تا_پیروزی #نه_به_اعدام
🤝2👍1