ایستادم تا صدای حق را فریاد بزنم.
جانم را فدای عدالت کردم، اما راه ادامه دارد.
من محمدرسول مؤمنیزاده هستم، ۲۴ ساله، از #رشت . همراه برادرم امیر در اعتراضات بودیم تا صدای مردم شنیده شود و عدالت برقرار شود. وقتی دیدم ماموران دارند به یک خانم باتوم میزنند، نتوانستم سکوت کنم و جلویشان ایستادم. آنها ش.لیک کردند و با وجود خو.نریزی شدید، با باتوم و مشت و لگد ما را زدند. در آن لحظه درد و رنج را حس کردم اما میدانستم ایستادگی لازم است. در ۳۱ شهریور ۱۴۰۱، جانم را برای حق و عدالت فدا کردم، اما باور دارم که راه ما ادامه دارد و صدای ما خاموش نخواهد شد.
یاد همهی کسانی که برای آزادی ایستادند و جان دادند، همیشه زنده است.
#قیام_سراسری #مهسا_امینی_قربانی_گشت_ارشاد #گیلان_رشت #براندازم✌️
جانم را فدای عدالت کردم، اما راه ادامه دارد.
من محمدرسول مؤمنیزاده هستم، ۲۴ ساله، از #رشت . همراه برادرم امیر در اعتراضات بودیم تا صدای مردم شنیده شود و عدالت برقرار شود. وقتی دیدم ماموران دارند به یک خانم باتوم میزنند، نتوانستم سکوت کنم و جلویشان ایستادم. آنها ش.لیک کردند و با وجود خو.نریزی شدید، با باتوم و مشت و لگد ما را زدند. در آن لحظه درد و رنج را حس کردم اما میدانستم ایستادگی لازم است. در ۳۱ شهریور ۱۴۰۱، جانم را برای حق و عدالت فدا کردم، اما باور دارم که راه ما ادامه دارد و صدای ما خاموش نخواهد شد.
یاد همهی کسانی که برای آزادی ایستادند و جان دادند، همیشه زنده است.
#قیام_سراسری #مهسا_امینی_قربانی_گشت_ارشاد #گیلان_رشت #براندازم✌️
❤2
«وخامت حال عمومی حسین رونقی در روز هشتم اعتصاب غذا و ادامه حبس غیر قانونی وی برخلاف نظریه پزشکی قانونی استان تهران»
امروز ۱۹ شهریور، در هشتمین روز اعتصاب غذای حسین رونقی، فشار خونش به حدود ۱۰ روی ۶ و قند خونش به ۸۶ رسیده است. وزنی که در روز نخست ۸۴ کیلوگرم بود، اکنون به ۷۸ کیلوگرم رسیده؛ یعنی تنها در هشت روز حدود شش کیلوگرم از وزنش را از دست داده است. این کاهش شدید وزن و افت علائم حیاتی، زنگ خطری جدی درباره وضعیت جسمانی اوست.
«ذرهذره جان خود را در زندان و در مقابل دیدگان آنان که ما را به جرم دوست داشتن ایران و مردم عزیزش، غریبانه در سرزمین خودمان به بند و اسارت کشیدهاند، فدای ایران و مردمانش خواهم کرد.»
#حسین_رونقی
#حسین را تنها نگذارید
#حسین_رونقی_را_آزاد_کنید
#زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید
#مردم_ایران_بیدار_شید
#زن_زندگی_آزادی
امروز ۱۹ شهریور، در هشتمین روز اعتصاب غذای حسین رونقی، فشار خونش به حدود ۱۰ روی ۶ و قند خونش به ۸۶ رسیده است. وزنی که در روز نخست ۸۴ کیلوگرم بود، اکنون به ۷۸ کیلوگرم رسیده؛ یعنی تنها در هشت روز حدود شش کیلوگرم از وزنش را از دست داده است. این کاهش شدید وزن و افت علائم حیاتی، زنگ خطری جدی درباره وضعیت جسمانی اوست.
«ذرهذره جان خود را در زندان و در مقابل دیدگان آنان که ما را به جرم دوست داشتن ایران و مردم عزیزش، غریبانه در سرزمین خودمان به بند و اسارت کشیدهاند، فدای ایران و مردمانش خواهم کرد.»
#حسین_رونقی
#حسین را تنها نگذارید
#حسین_رونقی_را_آزاد_کنید
#زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید
#مردم_ایران_بیدار_شید
#زن_زندگی_آزادی
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع مدافعان حقوق حیوانات در اعتراض به کشتار بیرحمانه سگ های بی پناه پردیس توسط شهرداری
اين شجاعت نيست انسانيت است 🤚🤚🤚ما اين رفتار بي رحمانه غير اخلاقي و غير انساني را محكوم ميكنيم ❌خون سگها پايمال نخواهد شدماصدايشان بوديم و خواهیم بود 👋اما راه انسانيت و با شرافت را انتخاب كرديم 🤚حاميان حيوانات قلبشان از اين بي رحمي بدرد امده 💔كسي كه از مال جان ميگذرد چيزي براي باختن ندارد 🤚#سگها_را_نكشيد_دنيا_خالي_از_وفا_ميشود
#سگ_فرشته_وفادار
اين شجاعت نيست انسانيت است 🤚🤚🤚ما اين رفتار بي رحمانه غير اخلاقي و غير انساني را محكوم ميكنيم ❌خون سگها پايمال نخواهد شدماصدايشان بوديم و خواهیم بود 👋اما راه انسانيت و با شرافت را انتخاب كرديم 🤚حاميان حيوانات قلبشان از اين بي رحمي بدرد امده 💔كسي كه از مال جان ميگذرد چيزي براي باختن ندارد 🤚#سگها_را_نكشيد_دنيا_خالي_از_وفا_ميشود
#سگ_فرشته_وفادار
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پسر بابک شهبازی، محکوم به اعدام:
بابام بیگناهه، نذارید بابامو ازم بگیرند
سامی تنها ۱۲ سال دارد؛ پسری کوچک با قلبی پر از عشق برای پدری که کنارش نیست. وقتی بابک شهبازی، پدرش، بازداشت شد، او فقط ۱۰ ساله بود. از آن روزها، شبهای سامی با دلتنگی گره خورد؛ آرامشش را نه در آغوش پدر، که در بوییدن لباسهای او میجست. پدری که روزی تمام زندگیاش را صرف خانواده میکرد، حالا قربانی سناریویی امنیتی و حکمی ناعادلانه شده است.
سامی تنها یک نام نیست؛ او نمادی است از صدها کودکی که زندگیشان زیر سایه سرکوب و بیعدالتی فرو ریخته. فرزندان زندانیان سیاسی در سکوتی تلخ و با قلبهایی آکنده از ترس و دلتنگی، هر روز را به امید دیدار دوباره میگذرانند.
به دادبان، بابک شهبازی، بازداشتشده سال ۱۴۰۲، بر اساس اعترافات در مرحله بازجویی و شهادت یک متهم دیگر، به اعدام محکوم شد. هر دو ادعا میکنند که اظهاراتشان تحت فشار بوده است.
اساس پرونده بابک شهبازی بر اعترافات اجباری و تحت فشار افراد دیگر بنا شده است؛ اعترافاتی که بعدها در حضور دیگر زندانیان سیاسی تکذیب شدهاند.
#بابک_شهبازیان
بابام بیگناهه، نذارید بابامو ازم بگیرند
سامی تنها ۱۲ سال دارد؛ پسری کوچک با قلبی پر از عشق برای پدری که کنارش نیست. وقتی بابک شهبازی، پدرش، بازداشت شد، او فقط ۱۰ ساله بود. از آن روزها، شبهای سامی با دلتنگی گره خورد؛ آرامشش را نه در آغوش پدر، که در بوییدن لباسهای او میجست. پدری که روزی تمام زندگیاش را صرف خانواده میکرد، حالا قربانی سناریویی امنیتی و حکمی ناعادلانه شده است.
سامی تنها یک نام نیست؛ او نمادی است از صدها کودکی که زندگیشان زیر سایه سرکوب و بیعدالتی فرو ریخته. فرزندان زندانیان سیاسی در سکوتی تلخ و با قلبهایی آکنده از ترس و دلتنگی، هر روز را به امید دیدار دوباره میگذرانند.
به دادبان، بابک شهبازی، بازداشتشده سال ۱۴۰۲، بر اساس اعترافات در مرحله بازجویی و شهادت یک متهم دیگر، به اعدام محکوم شد. هر دو ادعا میکنند که اظهاراتشان تحت فشار بوده است.
اساس پرونده بابک شهبازی بر اعترافات اجباری و تحت فشار افراد دیگر بنا شده است؛ اعترافاتی که بعدها در حضور دیگر زندانیان سیاسی تکذیب شدهاند.
#بابک_شهبازیان
👍1
کتایون ریاحی، بازیگر شناختهشده و معترض به سیاستهای جمهوری اسلامی، با انتشار استوری در صفحه شخصی خود، ضمن بازنشر بیانیه کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» نوشت:
«۹۲ اعدام تنها در شهریور ماه!
پرچم نه به اعدام را در کوچه و خیابان برافرازید، تیشرت نه به اعدام بپوشید.»
حمایت و همراهی هنرمندان و چهرههای شناختهشدهای چون کتایون ریاحی، اهمیتی دوچندان دارد.
• صدای رساتر: آنها تریبونی گسترده در میان مردم دارند و میتوانند فریاد دادخواهی زندانیان و خانوادههایشان را به گوش جامعه جهانی برسانند.
• شکستن سانسور: در شرایطی که رسانههای رسمی در ایران اخبار اعدام را سانسور یا کمرنگ جلوه میدهند، حضور این چهرهها به دیدهشدن حقیقت کمک میکند.
• ایجاد همبستگی: وقتی هنرمندان در کنار مردم میایستند، جنبشهای مدنی مانند «نه به اعدام» تقویت میشوند و حس امید و مقاومت در جامعه افزایش مییابد.
• فشار بینالمللی: صدای این چهرهها، به دلیل ارتباط با نهادها و رسانههای جهانی، میتواند فشارهای بینالمللی بر حکومت برای توقف اعدامها را بیشتر کند.
#سهشنبههای_نه_به_اعدام #نه_به_اعدام
«۹۲ اعدام تنها در شهریور ماه!
پرچم نه به اعدام را در کوچه و خیابان برافرازید، تیشرت نه به اعدام بپوشید.»
حمایت و همراهی هنرمندان و چهرههای شناختهشدهای چون کتایون ریاحی، اهمیتی دوچندان دارد.
• صدای رساتر: آنها تریبونی گسترده در میان مردم دارند و میتوانند فریاد دادخواهی زندانیان و خانوادههایشان را به گوش جامعه جهانی برسانند.
• شکستن سانسور: در شرایطی که رسانههای رسمی در ایران اخبار اعدام را سانسور یا کمرنگ جلوه میدهند، حضور این چهرهها به دیدهشدن حقیقت کمک میکند.
• ایجاد همبستگی: وقتی هنرمندان در کنار مردم میایستند، جنبشهای مدنی مانند «نه به اعدام» تقویت میشوند و حس امید و مقاومت در جامعه افزایش مییابد.
• فشار بینالمللی: صدای این چهرهها، به دلیل ارتباط با نهادها و رسانههای جهانی، میتواند فشارهای بینالمللی بر حکومت برای توقف اعدامها را بیشتر کند.
#سهشنبههای_نه_به_اعدام #نه_به_اعدام
🍌2❤1
گفتوگو با شکوفه آذر دادخواه | زندانی سیاسی سابق | به مناسبت سالگرد جنبش مهسا
تریبون آزاد تلویزیون زن زندگی آزادی
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #شکوفه_آذر_دادخواه https://youtu.be/hyG_tG7mkKo?si=2WeO_gT0b3fWV8hq
در این گفتوگوی ویژه به مناسبت سالگرد جنبش مهسا، با خانم شکوفه آذر دادخواه، زندانی سیاسی سابق، همراه میشویم. او از تجربههای شخصی خود در زندان، مسیر مبارزه برای آزادی، و اهمیت ایستادگی مردم در برابر سرکوب سخن میگوید.
این گفتوگو نگاهی صمیمی و در عین حال تاریخی به بخشی از روایتهای جنبش زن، زندگی، آزادی است؛ جنبشی که صدای عدالتخواهی مردم ایران را در سراسر جهان طنینانداز کرد.
در این گفتوگوی ویژه به مناسبت سالگرد جنبش مهسا، با خانم شکوفه آذر دادخواه، زندانی سیاسی سابق، همراه میشویم. او از تجربههای شخصی خود در زندان، مسیر مبارزه برای آزادی، و اهمیت ایستادگی مردم در برابر سرکوب سخن میگوید.
این گفتوگو نگاهی صمیمی و در عین حال تاریخی به بخشی از روایتهای جنبش زن، زندگی، آزادی است؛ جنبشی که صدای عدالتخواهی مردم ایران را در سراسر جهان طنینانداز کرد.
https://yt.nimlinks.com/channel/UCxWA...
اگر مایلید صدای این مبارزه بیشتر شنیده شود، لطفاً ویدیو را با دوستانتان به اشتراک بگذارید و نظرتان را برایمان بنویسید.
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #شکوفه_آذر_دادخواه #جنبش_مهسا #ایران
تریبون آزاد تلویزیون زن زندگی آزادی
تریبون آزاد تلویزیون زن زندگی آزادی
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #شکوفه_آذر_دادخواه https://youtu.be/hyG_tG7mkKo?si=2WeO_gT0b3fWV8hq
در این گفتوگوی ویژه به مناسبت سالگرد جنبش مهسا، با خانم شکوفه آذر دادخواه، زندانی سیاسی سابق، همراه میشویم. او از تجربههای شخصی خود در زندان، مسیر مبارزه برای آزادی، و اهمیت ایستادگی مردم در برابر سرکوب سخن میگوید.
این گفتوگو نگاهی صمیمی و در عین حال تاریخی به بخشی از روایتهای جنبش زن، زندگی، آزادی است؛ جنبشی که صدای عدالتخواهی مردم ایران را در سراسر جهان طنینانداز کرد.
در این گفتوگوی ویژه به مناسبت سالگرد جنبش مهسا، با خانم شکوفه آذر دادخواه، زندانی سیاسی سابق، همراه میشویم. او از تجربههای شخصی خود در زندان، مسیر مبارزه برای آزادی، و اهمیت ایستادگی مردم در برابر سرکوب سخن میگوید.
این گفتوگو نگاهی صمیمی و در عین حال تاریخی به بخشی از روایتهای جنبش زن، زندگی، آزادی است؛ جنبشی که صدای عدالتخواهی مردم ایران را در سراسر جهان طنینانداز کرد.
https://yt.nimlinks.com/channel/UCxWA...
اگر مایلید صدای این مبارزه بیشتر شنیده شود، لطفاً ویدیو را با دوستانتان به اشتراک بگذارید و نظرتان را برایمان بنویسید.
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #شکوفه_آذر_دادخواه #جنبش_مهسا #ایران
تریبون آزاد تلویزیون زن زندگی آزادی
YouTube
گفتوگو با شکوفه آذر دادخواه | زندانی سیاسی سابق | به مناسبت سالگرد جنبش مهسا
در این گفتوگوی ویژه به مناسبت سالگرد جنبش مهسا، با خانم شکوفه آذر دادخواه، زندانی سیاسی سابق، همراه میشویم. او از تجربههای شخصی خود در زندان، مسیر مبارزه برای آزادی، و اهمیت ایستادگی مردم در برابر سرکوب سخن میگوید.
این گفتوگو نگاهی صمیمی و در عین حال…
این گفتوگو نگاهی صمیمی و در عین حال…
اعدام پیش از محاکمه! خدای دهه شصت، خامنهای با قدرت به میدان آمده
#نجیب_آذرم تنها یکی از قربانیان این سیاست مرگبار است. او همراه چهار زندانی کُرد دیگر در همان سحرگاه اعدام شد؛ بیآنکه حتی اجازهی یک وداع کوتاه با خانواده بیابد. چنین اعدامهایی نهتنها نقض آشکار حق حیات، بلکه جنایتی علیه انسانیت است. «ماشین مرگ جمهوری اسلامی» با شتابی تازه در حرکت است؛ گویی سایهی دههی شصت دوباره بر سر ایران گسترده شده است اعدام نجیب آذرم، پیش از برگزاری دادگاه و در حالی که پروندهاش هنوز در جریان بود، لکهای سیاه دیگر بر کارنامهی جنایتکارانهی جمهوری اسلامی است. او قرار بود در ۱۲ آبان ۱۴۰۴ در دادگاه حاضر شود، اما پیش از آنکه فرصتی برای دفاع داشته باشد، سحرگاه ۱۶ شهریور در زندان مرکزی تبریز، مخفیانه و بدون ملاقات آخر با خانواده اعدام شد. این یعنی اعدام پیش از محاکمه؛ بازگشت آشکار به دههی شصت، زمانی که قتل و سرکوب بدون هیچ پردهپوشی اجرا میشد.
🔹این اقدام معنای واقعی «قتل حکومتی» را آشکار میکند. عدالت و قانون جایی در دستگاه قضایی ندارد، آنچه حاکم است تنها ارادهی سرکوبگر خامنهای و نهادهای امنیتی است.
#نجیب_آذرم تنها یکی از قربانیان این سیاست مرگبار است. او همراه چهار زندانی کُرد دیگر در همان سحرگاه اعدام شد؛ بیآنکه حتی اجازهی یک وداع کوتاه با خانواده بیابد. چنین اعدامهایی نهتنها نقض آشکار حق حیات، بلکه جنایتی علیه انسانیت است. «ماشین مرگ جمهوری اسلامی» با شتابی تازه در حرکت است؛ گویی سایهی دههی شصت دوباره بر سر ایران گسترده شده است اعدام نجیب آذرم، پیش از برگزاری دادگاه و در حالی که پروندهاش هنوز در جریان بود، لکهای سیاه دیگر بر کارنامهی جنایتکارانهی جمهوری اسلامی است. او قرار بود در ۱۲ آبان ۱۴۰۴ در دادگاه حاضر شود، اما پیش از آنکه فرصتی برای دفاع داشته باشد، سحرگاه ۱۶ شهریور در زندان مرکزی تبریز، مخفیانه و بدون ملاقات آخر با خانواده اعدام شد. این یعنی اعدام پیش از محاکمه؛ بازگشت آشکار به دههی شصت، زمانی که قتل و سرکوب بدون هیچ پردهپوشی اجرا میشد.
🔹این اقدام معنای واقعی «قتل حکومتی» را آشکار میکند. عدالت و قانون جایی در دستگاه قضایی ندارد، آنچه حاکم است تنها ارادهی سرکوبگر خامنهای و نهادهای امنیتی است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با وجود فضای امنیتی امروز پنجشنبه جمعیت زیادی بر سر مزار مهران بهرامیان که به دست جمهوری اسلامی در زندان به قتل رسید، حاضر شدند و یاد او را گرامی داشتند.
جمهوری اسلامی پس از اعدام مهران بهرامیان جوان شجاع اهل سمیرم از ترس اجازه نداد که او را در شهر خودش به خاک بسپارند و پیکر او را در اصفهان به خاک سپردند. امروز نیز با وجود حضور گسترده ماموران امنیتی و یگان ویژه، جمعیت زیادی در کنار مزار او (قطعه ۹۰ بوستان ۵ شماره ۱ /آرامستان اصفهان) جمع شدند و یادش را گرامی داشتند.
#مهران_بهرامیان
جمهوری اسلامی پس از اعدام مهران بهرامیان جوان شجاع اهل سمیرم از ترس اجازه نداد که او را در شهر خودش به خاک بسپارند و پیکر او را در اصفهان به خاک سپردند. امروز نیز با وجود حضور گسترده ماموران امنیتی و یگان ویژه، جمعیت زیادی در کنار مزار او (قطعه ۹۰ بوستان ۵ شماره ۱ /آرامستان اصفهان) جمع شدند و یادش را گرامی داشتند.
#مهران_بهرامیان
صدور مجدد حکم اعدام برای زندانی سیاسی
#ناصر_بکرزاده، زندانی سیاسی ۲۶ ساله اهل ارومیه، بار دیگر از سوی دادگاه انقلاب به اتهام «#جاسوسی_برای_اسرائیل» به اعدام محکوم شد.
حکم جدید پس از ابلاغ رسمی در زندان مرکزی ارومیه صادر گردیده است.
او پیشتر نیز به اعدام محکوم شده بود اما آن حکم در دیوان عالی نقض شد. بکرزاده نخست در مرداد ۱۴۰۲ بازداشت و پس از آزادی موقت، در دی همان سال دوباره دستگیر و ماهها تحت فشار و اعترافگیری اجباری قرار گرفت. در تمام این مدت از حق وکیل و ملاقات با خانواده محروم بوده است.
کنشگران حقوق بشر ایران این حکم جنایتکارانه را به شدت محکوم میکند.
هشدار میدهند که صدور و اجرای چنین احکام غیرعادلانه، نشانهای از روند فزایندهی افزایش اعدامها در ایران است و جامعه جهانی باید واکنشی فوری نشان دهد.
#اعتصابات_سراسری
#اتحاد_رمز_پیروزی
#اعتراضات_سراسری #مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
#نابود_باد_رژیم_اسلامی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_اعدام
#ناصر_بکرزاده، زندانی سیاسی ۲۶ ساله اهل ارومیه، بار دیگر از سوی دادگاه انقلاب به اتهام «#جاسوسی_برای_اسرائیل» به اعدام محکوم شد.
حکم جدید پس از ابلاغ رسمی در زندان مرکزی ارومیه صادر گردیده است.
او پیشتر نیز به اعدام محکوم شده بود اما آن حکم در دیوان عالی نقض شد. بکرزاده نخست در مرداد ۱۴۰۲ بازداشت و پس از آزادی موقت، در دی همان سال دوباره دستگیر و ماهها تحت فشار و اعترافگیری اجباری قرار گرفت. در تمام این مدت از حق وکیل و ملاقات با خانواده محروم بوده است.
کنشگران حقوق بشر ایران این حکم جنایتکارانه را به شدت محکوم میکند.
هشدار میدهند که صدور و اجرای چنین احکام غیرعادلانه، نشانهای از روند فزایندهی افزایش اعدامها در ایران است و جامعه جهانی باید واکنشی فوری نشان دهد.
#اعتصابات_سراسری
#اتحاد_رمز_پیروزی
#اعتراضات_سراسری #مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
#نابود_باد_رژیم_اسلامی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_اعدام
دستگاه قضایی خامنهای حکم اعدام پژمان توبرهریزی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، را به اتهام «عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران» و با اتهام ساختگی «افساد فیالارض» به او ابلاغ کرد. این حکم از پیش بهصورت تایپشده توسط قاضی عموزاد آماده شده بود.
محاکمه پژمان در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۴۰۴ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب قاضی عموزاد برگزار شد. در ۵ مرداد ۱۴۰۴، پژمان با دستبند و پابند به دادگاه منتقل شد و قاضی از او خواست اتهامات را بپذیرد و با وزارت اطلاعات همکاری کند تا بهجای اعدام به سراوان تبعید شود. پژمان این پیشنهاد را قاطعانه رد کرد. همچنین در ۲۵ مرداد ۱۴۰۴، او بدون حضور وکیل بار دیگر به دادگاه فراخوانده شد و قاضی از او خواست حکم اعدام را امضا کند، اما پژمان امتناع کرد.
پژمان توبرهریزی، ۳۱ ساله، متولد و ساکن کرمانشاه، در ۹ بهمن ۱۴۰۳ در تهران بازداشت شد و به مدت بیش از دو ماه و نیم در بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ زندان اوین تحت بازجویی و شکنجه مأموران وزارت اطلاعات قرار داشت.
مأموران به منزل پدری پژمان یورش بردند و با رفتار خشونتآمیز خود باعث شوک و درگذشت مادرخوانده او، فریبا واحدی، که به بیماری سرطان مبتلا بود، شدند.
محاکمه پژمان در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۴۰۴ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب قاضی عموزاد برگزار شد. در ۵ مرداد ۱۴۰۴، پژمان با دستبند و پابند به دادگاه منتقل شد و قاضی از او خواست اتهامات را بپذیرد و با وزارت اطلاعات همکاری کند تا بهجای اعدام به سراوان تبعید شود. پژمان این پیشنهاد را قاطعانه رد کرد. همچنین در ۲۵ مرداد ۱۴۰۴، او بدون حضور وکیل بار دیگر به دادگاه فراخوانده شد و قاضی از او خواست حکم اعدام را امضا کند، اما پژمان امتناع کرد.
پژمان توبرهریزی، ۳۱ ساله، متولد و ساکن کرمانشاه، در ۹ بهمن ۱۴۰۳ در تهران بازداشت شد و به مدت بیش از دو ماه و نیم در بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ زندان اوین تحت بازجویی و شکنجه مأموران وزارت اطلاعات قرار داشت.
مأموران به منزل پدری پژمان یورش بردند و با رفتار خشونتآمیز خود باعث شوک و درگذشت مادرخوانده او، فریبا واحدی، که به بیماری سرطان مبتلا بود، شدند.
💩1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شهریور ..................به یاد آنان که بیگناه پر کشیدند اتحاد کلید پیروزی✌️ #اعتصابات_سراسری
#اتحاد_رمز_پیروزی
#اعتراضات_سراسری #مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
#نابود_باد_رژیم_اسلامی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_اعدام
#اتحاد_رمز_پیروزی
#اعتراضات_سراسری #مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
#نابود_باد_رژیم_اسلامی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_اعدام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تماس تلفنی زینب جلالیان از زندان یزد: نمادی از مقاومت در برابر سرکوب
زینب جلالیان،
زنی که ۱۸ سال است در زندان است،
بدون حتی یک روز مرخصی…
زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد که طولانیترین دوران حبس ابد را در میان زنان زندانی سیاسی ایران میگذراند، در تماسی تلفنی از زندان مرکزی یزد، صدای خود را به گوش مردم رساند.
زینب جلالیان، متولد سال ۱۳۶۱ در روستای دیم قشلاق ماکو در استان آذربایجان غربی، در اسفند ۱۳۸۶ (فوریه ۲۰۰۸) در حالی که با اتوبوسی از کامیاران به کرمانشاه میرفت، در ورودی شهر کرمانشاه (قزانچی) توسط مأموران امنیتی بازداشت شد. او بلافاصله به بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه در میدان نفت منتقل و چندین ماه را در سلول انفرادی گذراند.
زینب جلالیان،
زنی که ۱۸ سال است در زندان است،
بدون حتی یک روز مرخصی…
زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد که طولانیترین دوران حبس ابد را در میان زنان زندانی سیاسی ایران میگذراند، در تماسی تلفنی از زندان مرکزی یزد، صدای خود را به گوش مردم رساند.
زینب جلالیان، متولد سال ۱۳۶۱ در روستای دیم قشلاق ماکو در استان آذربایجان غربی، در اسفند ۱۳۸۶ (فوریه ۲۰۰۸) در حالی که با اتوبوسی از کامیاران به کرمانشاه میرفت، در ورودی شهر کرمانشاه (قزانچی) توسط مأموران امنیتی بازداشت شد. او بلافاصله به بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه در میدان نفت منتقل و چندین ماه را در سلول انفرادی گذراند.
💩1
خبرگر
تماس تلفنی زینب جلالیان از زندان یزد: نمادی از مقاومت در برابر سرکوب زینب جلالیان، زنی که ۱۸ سال است در زندان است، بدون حتی یک روز مرخصی… زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد که طولانیترین دوران حبس ابد را در میان زنان زندانی سیاسی ایران میگذراند، در تماسی…
جلالیان در گفتوگو با یکی از همبندانش، از شکنجههای دوران بازجویی سخن گفته است: «وقتی کف پاهایم را شلاق زدند، مرا به حال بیهوشی به سلول انتقال دادند. در آنجا هم وادارم میکردند با پاهای مجروحم طول راهرو را راه بروم و بعد دوباره میزدند.»
قاضی مرادی، رئیس وقت شعبه اول دادگاه انقلاب کرمانشاه، در آذر ۱۳۸۸ بدون حضور وکیل، زینب جلالیان را به اعدام محکوم کرد. شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر کرمانشاه این حکم را تأیید کرد، اما در مهر ۱۳۹۰، با عفو رهبری، حکم به حبس ابد تخفیف یافت.
یکی از وکلای او تأکید کرد که درخواست عفو نه از سوی زینب یا وکلایش، بلکه به پیشنهاد کمیسیون عفو و بخشودگی استان کرمانشاه بود؛ زیرا اداره تروریستی اطلاعات گزارش اولیه مبنی بر مسلح بودن و استفاده او از سلاح را پس گرفت و اعلام کرد که اشتباه کرده است.
جلالیان، که اتهامش عضویت در حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) و اقدام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی بود، اکنون در آستانه هجدهمین سال حبس خود در زندان یزد به سر میبرد. او از سال ۱۳۹۹ به طور ناگهانی و بدون دلیل به این زندان تبعید شد و از حق رسیدگی پزشکی محروم مانده است.
وضعیت جسمی وی وخیم گزارش شده؛ با بیماریهای چشمی (خطر نابینایی)، کلیوی، گوارشی، آسم، برفک دهان، عفونت دندان و عوارض کرونا مواجه است. اخیراً برای سیتی اسکن به بیمارستان فرخی یزد منتقل شد، اما با دستبند و پابند مجبور به انجام آزمایش گردید. علاوه بر این، به دستور وزارت اطلاعات، از ملاقات با خانواده محروم است و تنها یک بار در پنج سال گذشته موفق به دیدار شده است.
قاضی مرادی، رئیس وقت شعبه اول دادگاه انقلاب کرمانشاه، در آذر ۱۳۸۸ بدون حضور وکیل، زینب جلالیان را به اعدام محکوم کرد. شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر کرمانشاه این حکم را تأیید کرد، اما در مهر ۱۳۹۰، با عفو رهبری، حکم به حبس ابد تخفیف یافت.
یکی از وکلای او تأکید کرد که درخواست عفو نه از سوی زینب یا وکلایش، بلکه به پیشنهاد کمیسیون عفو و بخشودگی استان کرمانشاه بود؛ زیرا اداره تروریستی اطلاعات گزارش اولیه مبنی بر مسلح بودن و استفاده او از سلاح را پس گرفت و اعلام کرد که اشتباه کرده است.
جلالیان، که اتهامش عضویت در حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) و اقدام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی بود، اکنون در آستانه هجدهمین سال حبس خود در زندان یزد به سر میبرد. او از سال ۱۳۹۹ به طور ناگهانی و بدون دلیل به این زندان تبعید شد و از حق رسیدگی پزشکی محروم مانده است.
وضعیت جسمی وی وخیم گزارش شده؛ با بیماریهای چشمی (خطر نابینایی)، کلیوی، گوارشی، آسم، برفک دهان، عفونت دندان و عوارض کرونا مواجه است. اخیراً برای سیتی اسکن به بیمارستان فرخی یزد منتقل شد، اما با دستبند و پابند مجبور به انجام آزمایش گردید. علاوه بر این، به دستور وزارت اطلاعات، از ملاقات با خانواده محروم است و تنها یک بار در پنج سال گذشته موفق به دیدار شده است.
💩1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حسین شنبهزاده، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین : «بوی رقیق آزادی ایران به مشامم میرسد» همزمان با سیوهفتمین سالروز تولدش پیامی صوتی منتشر کرده است. او در این پیام، از رنجهای زندان، خاطرات تلخ و شیرین با همبندیهایش، و همچنین از یاد دوستانی که اعدام شدهاند سخن گفت.
او با زبان همیشگی طنز خود، با دوستداران و آشنایان سخن میگوید و در انتها تصنیف «گریه کن» از بنان را به یاد همبندیهایش #محسن_لنگرنشین و #محمدامین_مهدوی_شایسته و #روزبه_وادی و سایر زندانیانی که بیگناه اعدام شدند، خواند...
او با زبان همیشگی طنز خود، با دوستداران و آشنایان سخن میگوید و در انتها تصنیف «گریه کن» از بنان را به یاد همبندیهایش #محسن_لنگرنشین و #محمدامین_مهدوی_شایسته و #روزبه_وادی و سایر زندانیانی که بیگناه اعدام شدند، خواند...
😭1
خبرگر
حسین شنبهزاده، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین : «بوی رقیق آزادی ایران به مشامم میرسد» همزمان با سیوهفتمین سالروز تولدش پیامی صوتی منتشر کرده است. او در این پیام،…
شنبهزاده در بخشی از پیام خود با اشاره به شرایط سخت زندان و مرگ ارزان در ایران گفت: «وقتی رفیقامون، بهترینهای ما، یکییکی پا به اتاقی میذارن که طنابی در اون آویزونه و دیگه هرگز بیرونش رو نمیبینن، خوشحالی از روز تولدم برای شخص من چندان وجهی نداره. اما همین که میفهمم هنوز یاد منید، بعد از شکنجهها و تهدیدها، برایم پشتگرمی بزرگی است.»
او از شکنجهها، انتقالهای پر از ضرب و شتم، و شرایط غیرانسانی زندان تهران بزرگ یاد کرد و گفت: «با همه این بلاها، باور نکنید حتی یک لحظه دلتنگیام برای شما کم شده باشد.» شنبهزاده همچنین از تهدیدهای بازجویان وزارت اطلاعات سخن گفت که بارها به او وعده دادهاند زندگیاش را پس از آزادی نیز نابود خواهند کرد.
با این حال، او در پیامش بارها بر عشق به آزادی و حق بیان عقیده برای همگان تأکید کرد: «آزادی مطلق بیان عقاید برای همه بیاستثنا، حتی دشمنانمان. یک بار به بازجویم گفتم: از سر تا پا عقایدم با تو فرق میکند، اما حاضرم جانم را بدهم تا تو هم بتوانی پای عقایدت بایستی.»
شنبهزاده در بخشهایی از پیام خود از دوستان و همبندیهای جانباختهاش یاد کرد؛ از جمله محسن لنگرنشین، روزبه وادی، محمدامین مهدوی شایسته و اسماعیل فکری. او گفت: «یادشان همیشه با من است. نصف قلبم پیش همان رفیقایی است که بردندشان و کشتندشان.»
این زندانی سیاسی در پایان پیامش به شوخی و طنز، خاطراتی از جمعهای دوستانه در زندان تعریف کرد و سپس قطعهای از تصنیف «گریه کن» با صدای خود خواند. او همچنین گفت که امسال تصمیم گرفته پیامی به زبان انگلیسی هم بخواند «تا به قول یارو، آقای ریگان هم بفهمد.»
دوست او، حدادی، با انتشار این فایل صوتی در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) نوشت: «#حسین_شنبهزاده شنیده که تولدش رو پاس داشتید. مناسب دید به این بهانه یه پیام طولانی بده. از وضعیتش میگه، از دوستهاش، از آنچه بر او رفت، و مثل همیشه شعر میخونه، با یه سورپرایز آخرش.»
شنبهزاده در پیامش بار دیگر تأکید کرد: «جونم صدبار فدای آزادی شما… پاینده آزادی، پاینده ایران.»
یکسال از حبس دومِ حسین میگذرد. او به ۱۵ سال حبس محکوم شده است، که سه سال و نیمش قابل اجرا است.
اتهامات واهیای که به او منتسب کردهاند، توهین به دین و رهبر و مراجعه، به همراه همکاری با دولت متخاصم!
البته او خودش را زندانیِ نقطه میداند، نقطهای که پای یکی از پستهای اکانت خامنهای گذاشت و چندین برابر پستِ اصلی لایک شد.
او از شکنجهها، انتقالهای پر از ضرب و شتم، و شرایط غیرانسانی زندان تهران بزرگ یاد کرد و گفت: «با همه این بلاها، باور نکنید حتی یک لحظه دلتنگیام برای شما کم شده باشد.» شنبهزاده همچنین از تهدیدهای بازجویان وزارت اطلاعات سخن گفت که بارها به او وعده دادهاند زندگیاش را پس از آزادی نیز نابود خواهند کرد.
با این حال، او در پیامش بارها بر عشق به آزادی و حق بیان عقیده برای همگان تأکید کرد: «آزادی مطلق بیان عقاید برای همه بیاستثنا، حتی دشمنانمان. یک بار به بازجویم گفتم: از سر تا پا عقایدم با تو فرق میکند، اما حاضرم جانم را بدهم تا تو هم بتوانی پای عقایدت بایستی.»
شنبهزاده در بخشهایی از پیام خود از دوستان و همبندیهای جانباختهاش یاد کرد؛ از جمله محسن لنگرنشین، روزبه وادی، محمدامین مهدوی شایسته و اسماعیل فکری. او گفت: «یادشان همیشه با من است. نصف قلبم پیش همان رفیقایی است که بردندشان و کشتندشان.»
این زندانی سیاسی در پایان پیامش به شوخی و طنز، خاطراتی از جمعهای دوستانه در زندان تعریف کرد و سپس قطعهای از تصنیف «گریه کن» با صدای خود خواند. او همچنین گفت که امسال تصمیم گرفته پیامی به زبان انگلیسی هم بخواند «تا به قول یارو، آقای ریگان هم بفهمد.»
دوست او، حدادی، با انتشار این فایل صوتی در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) نوشت: «#حسین_شنبهزاده شنیده که تولدش رو پاس داشتید. مناسب دید به این بهانه یه پیام طولانی بده. از وضعیتش میگه، از دوستهاش، از آنچه بر او رفت، و مثل همیشه شعر میخونه، با یه سورپرایز آخرش.»
شنبهزاده در پیامش بار دیگر تأکید کرد: «جونم صدبار فدای آزادی شما… پاینده آزادی، پاینده ایران.»
یکسال از حبس دومِ حسین میگذرد. او به ۱۵ سال حبس محکوم شده است، که سه سال و نیمش قابل اجرا است.
اتهامات واهیای که به او منتسب کردهاند، توهین به دین و رهبر و مراجعه، به همراه همکاری با دولت متخاصم!
البته او خودش را زندانیِ نقطه میداند، نقطهای که پای یکی از پستهای اکانت خامنهای گذاشت و چندین برابر پستِ اصلی لایک شد.
😭1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در آستانه ی فرارسیدن سالگرد ژینا (مهسا) امینی و انقلاب زن زندگی آزادی، شهریار قنبری شاعر،ترانه سرا و خواننده با ارسال گلی به مزار او یاد و خاطرش را گرامی داشت.
او با انتشار این ویدیو نوشت :
وسط روز و شب بی لبخند
به سر زخمی مهسا سوگند
از شبی که ماه رو گردن زدند
دل دل عاشق ما « آهی » چند ؟ آی آی آی
پای این خرابه ها دوست دارمت
تا نمی دونم کجا دوست دارمت
که هنوز دوست دارمت
که به روز دوست دارمت…💔
او با انتشار این ویدیو نوشت :
وسط روز و شب بی لبخند
به سر زخمی مهسا سوگند
از شبی که ماه رو گردن زدند
دل دل عاشق ما « آهی » چند ؟ آی آی آی
پای این خرابه ها دوست دارمت
تا نمی دونم کجا دوست دارمت
که هنوز دوست دارمت
که به روز دوست دارمت…💔
❤2
📍
به نام خدای آزادی
«جان عزیزان ما، برای ما عزیز است.»
حمله به اوین توسط اسرائیل عملی مغایر با تمام کنوانسیونهای بینالمللی بود و عدم آزادی عزیزان زندانی در شرایط جنگی به مراتب غیرقانونیتر بوده و به هیچ عنوان قابل دفاع نیست.
آقایان: چگونه این بیقانونیها را توجیه می کنید؟!
عزیزان مارا در بدترین شرایط با دست و پای بسته راهی بدترین جا میکنید و بعد از مدتی باز آنها را با دستان بسته به جای اول باز می گردانید.
شما فکر می کنید اینها اهل فرارند؟! بزرگی روح آنها را در شب واقعه سهمگین اوین ندیدید؟! خودتان اذعان داشتید که کمک این عزیزان به مجروحان باور کردنی نبوده.
گیرم دستشانرا بستید با زبان گویاشان چه می کنید.
هر کاری کنید میفهمیم که:
«از کوزه همان برون تراود که در اوست.»
آقای نوریزاد در تماسی که داشتند؛ گفتند: «شب جمعه به ما خبر دادند که ساعت ۲ نیمهشب ما را به اوین منتقل خواهند کرد. وسایلمان را جمع کردیم و بیدار ماندیم تا ساعت ۲، خبری نشد! اسباب گردآوری شده در کف اتاق مانع خواب کفخوابها شده بود. ساعت ۳ شد! ۴ شد! ۵ شد! ۶شد! ۷ شد! خبری نشد. بالاخره، ساعت ۸ خبر آمد که حرکت کنید.»
وسایلشان را بار کامیون کردند و خودشان را با دستان بسته سوار اتوبوس. ولی با واهمهای که از هجمههای همیشگی آقای نوری زاد داشتند؛ دستانشان باز میماند.
نزدیک ظهر به اوین میرسند. یک سری از نوشتهها و وسایل شخصیشان در میان آن همه بار گم میشود.
عکاسان و فیلمبرداران از بدو ورودشان عکس میگیرند؛ فیلم میگیرند.
محمد گفت: «من اعتراض کردم که که به چه حقی و با چه مجوزی از ما فیلم و عکس می گیرید؟
به آنها گفتم: اگر فیلم واقعی می خواهید؛ حاضرم با شما مصاحبه کنم!
وقت ناهار می شود. آشپزخانه غیر فعال است؛ پس غذای پرسی در ظرفهای یکبار مصرف و دستهای دراز شده به آن سوی میلهها، صحنه ای از غزهای را در اوین رقم میزند.
خب، معلوم است که یکدفعه و با عجله این جمعیت را جابجا کنی باید هم شاهد چنین صحنههایی باشی.
امیدوارم با تکذیبهی دیگری مواجه نشویم!
همه این گفتهها عین حقیقت بود.
آقایان: اینان عزیزان ما هستند؛ زبان گویای جمعیت کثیری از مردم که در برزخ مرگ و زندگی دستوپا میزنند.
بر شیپور جنگ میدمید و ناقوس مرگ را بصدا در میآورید و غافلید از برزخی که برای ما رقم میزنید.
دست بردارید از آزار این دلسوزان واقعی ایران و ایرانی.
ما شما را مسئول هرگونه پیامدی میدانیم.
بدانید؛ جان عزیزان ما برای ما عزیز است.
پس مراقب رفتارتان باشید.
فاطمه ملکی
۱۸ مرداد ۱۴۰۴
به نام خدای آزادی
«جان عزیزان ما، برای ما عزیز است.»
حمله به اوین توسط اسرائیل عملی مغایر با تمام کنوانسیونهای بینالمللی بود و عدم آزادی عزیزان زندانی در شرایط جنگی به مراتب غیرقانونیتر بوده و به هیچ عنوان قابل دفاع نیست.
آقایان: چگونه این بیقانونیها را توجیه می کنید؟!
عزیزان مارا در بدترین شرایط با دست و پای بسته راهی بدترین جا میکنید و بعد از مدتی باز آنها را با دستان بسته به جای اول باز می گردانید.
شما فکر می کنید اینها اهل فرارند؟! بزرگی روح آنها را در شب واقعه سهمگین اوین ندیدید؟! خودتان اذعان داشتید که کمک این عزیزان به مجروحان باور کردنی نبوده.
گیرم دستشانرا بستید با زبان گویاشان چه می کنید.
هر کاری کنید میفهمیم که:
«از کوزه همان برون تراود که در اوست.»
آقای نوریزاد در تماسی که داشتند؛ گفتند: «شب جمعه به ما خبر دادند که ساعت ۲ نیمهشب ما را به اوین منتقل خواهند کرد. وسایلمان را جمع کردیم و بیدار ماندیم تا ساعت ۲، خبری نشد! اسباب گردآوری شده در کف اتاق مانع خواب کفخوابها شده بود. ساعت ۳ شد! ۴ شد! ۵ شد! ۶شد! ۷ شد! خبری نشد. بالاخره، ساعت ۸ خبر آمد که حرکت کنید.»
وسایلشان را بار کامیون کردند و خودشان را با دستان بسته سوار اتوبوس. ولی با واهمهای که از هجمههای همیشگی آقای نوری زاد داشتند؛ دستانشان باز میماند.
نزدیک ظهر به اوین میرسند. یک سری از نوشتهها و وسایل شخصیشان در میان آن همه بار گم میشود.
عکاسان و فیلمبرداران از بدو ورودشان عکس میگیرند؛ فیلم میگیرند.
محمد گفت: «من اعتراض کردم که که به چه حقی و با چه مجوزی از ما فیلم و عکس می گیرید؟
به آنها گفتم: اگر فیلم واقعی می خواهید؛ حاضرم با شما مصاحبه کنم!
وقت ناهار می شود. آشپزخانه غیر فعال است؛ پس غذای پرسی در ظرفهای یکبار مصرف و دستهای دراز شده به آن سوی میلهها، صحنه ای از غزهای را در اوین رقم میزند.
خب، معلوم است که یکدفعه و با عجله این جمعیت را جابجا کنی باید هم شاهد چنین صحنههایی باشی.
امیدوارم با تکذیبهی دیگری مواجه نشویم!
همه این گفتهها عین حقیقت بود.
آقایان: اینان عزیزان ما هستند؛ زبان گویای جمعیت کثیری از مردم که در برزخ مرگ و زندگی دستوپا میزنند.
بر شیپور جنگ میدمید و ناقوس مرگ را بصدا در میآورید و غافلید از برزخی که برای ما رقم میزنید.
دست بردارید از آزار این دلسوزان واقعی ایران و ایرانی.
ما شما را مسئول هرگونه پیامدی میدانیم.
بدانید؛ جان عزیزان ما برای ما عزیز است.
پس مراقب رفتارتان باشید.
فاطمه ملکی
۱۸ مرداد ۱۴۰۴
❤3