دستگاه قضایی خامنهای حکم اعدام پژمان توبرهریزی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، را به اتهام «عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران» و با اتهام ساختگی «افساد فیالارض» به او ابلاغ کرد. این حکم از پیش بهصورت تایپشده توسط قاضی عموزاد آماده شده بود.
محاکمه پژمان در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۴۰۴ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب قاضی عموزاد برگزار شد. در ۵ مرداد ۱۴۰۴، پژمان با دستبند و پابند به دادگاه منتقل شد و قاضی از او خواست اتهامات را بپذیرد و با وزارت اطلاعات همکاری کند تا بهجای اعدام به سراوان تبعید شود. پژمان این پیشنهاد را قاطعانه رد کرد. همچنین در ۲۵ مرداد ۱۴۰۴، او بدون حضور وکیل بار دیگر به دادگاه فراخوانده شد و قاضی از او خواست حکم اعدام را امضا کند، اما پژمان امتناع کرد.
پژمان توبرهریزی، ۳۱ ساله، متولد و ساکن کرمانشاه، در ۹ بهمن ۱۴۰۳ در تهران بازداشت شد و به مدت بیش از دو ماه و نیم در بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ زندان اوین تحت بازجویی و شکنجه مأموران وزارت اطلاعات قرار داشت.
مأموران به منزل پدری پژمان یورش بردند و با رفتار خشونتآمیز خود باعث شوک و درگذشت مادرخوانده او، فریبا واحدی، که به بیماری سرطان مبتلا بود، شدند.
محاکمه پژمان در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۴۰۴ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب قاضی عموزاد برگزار شد. در ۵ مرداد ۱۴۰۴، پژمان با دستبند و پابند به دادگاه منتقل شد و قاضی از او خواست اتهامات را بپذیرد و با وزارت اطلاعات همکاری کند تا بهجای اعدام به سراوان تبعید شود. پژمان این پیشنهاد را قاطعانه رد کرد. همچنین در ۲۵ مرداد ۱۴۰۴، او بدون حضور وکیل بار دیگر به دادگاه فراخوانده شد و قاضی از او خواست حکم اعدام را امضا کند، اما پژمان امتناع کرد.
پژمان توبرهریزی، ۳۱ ساله، متولد و ساکن کرمانشاه، در ۹ بهمن ۱۴۰۳ در تهران بازداشت شد و به مدت بیش از دو ماه و نیم در بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ زندان اوین تحت بازجویی و شکنجه مأموران وزارت اطلاعات قرار داشت.
مأموران به منزل پدری پژمان یورش بردند و با رفتار خشونتآمیز خود باعث شوک و درگذشت مادرخوانده او، فریبا واحدی، که به بیماری سرطان مبتلا بود، شدند.
💩1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شهریور ..................به یاد آنان که بیگناه پر کشیدند اتحاد کلید پیروزی✌️ #اعتصابات_سراسری
#اتحاد_رمز_پیروزی
#اعتراضات_سراسری #مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
#نابود_باد_رژیم_اسلامی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_اعدام
#اتحاد_رمز_پیروزی
#اعتراضات_سراسری #مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
#نابود_باد_رژیم_اسلامی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_اعدام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تماس تلفنی زینب جلالیان از زندان یزد: نمادی از مقاومت در برابر سرکوب
زینب جلالیان،
زنی که ۱۸ سال است در زندان است،
بدون حتی یک روز مرخصی…
زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد که طولانیترین دوران حبس ابد را در میان زنان زندانی سیاسی ایران میگذراند، در تماسی تلفنی از زندان مرکزی یزد، صدای خود را به گوش مردم رساند.
زینب جلالیان، متولد سال ۱۳۶۱ در روستای دیم قشلاق ماکو در استان آذربایجان غربی، در اسفند ۱۳۸۶ (فوریه ۲۰۰۸) در حالی که با اتوبوسی از کامیاران به کرمانشاه میرفت، در ورودی شهر کرمانشاه (قزانچی) توسط مأموران امنیتی بازداشت شد. او بلافاصله به بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه در میدان نفت منتقل و چندین ماه را در سلول انفرادی گذراند.
زینب جلالیان،
زنی که ۱۸ سال است در زندان است،
بدون حتی یک روز مرخصی…
زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد که طولانیترین دوران حبس ابد را در میان زنان زندانی سیاسی ایران میگذراند، در تماسی تلفنی از زندان مرکزی یزد، صدای خود را به گوش مردم رساند.
زینب جلالیان، متولد سال ۱۳۶۱ در روستای دیم قشلاق ماکو در استان آذربایجان غربی، در اسفند ۱۳۸۶ (فوریه ۲۰۰۸) در حالی که با اتوبوسی از کامیاران به کرمانشاه میرفت، در ورودی شهر کرمانشاه (قزانچی) توسط مأموران امنیتی بازداشت شد. او بلافاصله به بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه در میدان نفت منتقل و چندین ماه را در سلول انفرادی گذراند.
💩1
خبرگر
تماس تلفنی زینب جلالیان از زندان یزد: نمادی از مقاومت در برابر سرکوب زینب جلالیان، زنی که ۱۸ سال است در زندان است، بدون حتی یک روز مرخصی… زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد که طولانیترین دوران حبس ابد را در میان زنان زندانی سیاسی ایران میگذراند، در تماسی…
جلالیان در گفتوگو با یکی از همبندانش، از شکنجههای دوران بازجویی سخن گفته است: «وقتی کف پاهایم را شلاق زدند، مرا به حال بیهوشی به سلول انتقال دادند. در آنجا هم وادارم میکردند با پاهای مجروحم طول راهرو را راه بروم و بعد دوباره میزدند.»
قاضی مرادی، رئیس وقت شعبه اول دادگاه انقلاب کرمانشاه، در آذر ۱۳۸۸ بدون حضور وکیل، زینب جلالیان را به اعدام محکوم کرد. شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر کرمانشاه این حکم را تأیید کرد، اما در مهر ۱۳۹۰، با عفو رهبری، حکم به حبس ابد تخفیف یافت.
یکی از وکلای او تأکید کرد که درخواست عفو نه از سوی زینب یا وکلایش، بلکه به پیشنهاد کمیسیون عفو و بخشودگی استان کرمانشاه بود؛ زیرا اداره تروریستی اطلاعات گزارش اولیه مبنی بر مسلح بودن و استفاده او از سلاح را پس گرفت و اعلام کرد که اشتباه کرده است.
جلالیان، که اتهامش عضویت در حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) و اقدام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی بود، اکنون در آستانه هجدهمین سال حبس خود در زندان یزد به سر میبرد. او از سال ۱۳۹۹ به طور ناگهانی و بدون دلیل به این زندان تبعید شد و از حق رسیدگی پزشکی محروم مانده است.
وضعیت جسمی وی وخیم گزارش شده؛ با بیماریهای چشمی (خطر نابینایی)، کلیوی، گوارشی، آسم، برفک دهان، عفونت دندان و عوارض کرونا مواجه است. اخیراً برای سیتی اسکن به بیمارستان فرخی یزد منتقل شد، اما با دستبند و پابند مجبور به انجام آزمایش گردید. علاوه بر این، به دستور وزارت اطلاعات، از ملاقات با خانواده محروم است و تنها یک بار در پنج سال گذشته موفق به دیدار شده است.
قاضی مرادی، رئیس وقت شعبه اول دادگاه انقلاب کرمانشاه، در آذر ۱۳۸۸ بدون حضور وکیل، زینب جلالیان را به اعدام محکوم کرد. شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر کرمانشاه این حکم را تأیید کرد، اما در مهر ۱۳۹۰، با عفو رهبری، حکم به حبس ابد تخفیف یافت.
یکی از وکلای او تأکید کرد که درخواست عفو نه از سوی زینب یا وکلایش، بلکه به پیشنهاد کمیسیون عفو و بخشودگی استان کرمانشاه بود؛ زیرا اداره تروریستی اطلاعات گزارش اولیه مبنی بر مسلح بودن و استفاده او از سلاح را پس گرفت و اعلام کرد که اشتباه کرده است.
جلالیان، که اتهامش عضویت در حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) و اقدام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی بود، اکنون در آستانه هجدهمین سال حبس خود در زندان یزد به سر میبرد. او از سال ۱۳۹۹ به طور ناگهانی و بدون دلیل به این زندان تبعید شد و از حق رسیدگی پزشکی محروم مانده است.
وضعیت جسمی وی وخیم گزارش شده؛ با بیماریهای چشمی (خطر نابینایی)، کلیوی، گوارشی، آسم، برفک دهان، عفونت دندان و عوارض کرونا مواجه است. اخیراً برای سیتی اسکن به بیمارستان فرخی یزد منتقل شد، اما با دستبند و پابند مجبور به انجام آزمایش گردید. علاوه بر این، به دستور وزارت اطلاعات، از ملاقات با خانواده محروم است و تنها یک بار در پنج سال گذشته موفق به دیدار شده است.
💩1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حسین شنبهزاده، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین : «بوی رقیق آزادی ایران به مشامم میرسد» همزمان با سیوهفتمین سالروز تولدش پیامی صوتی منتشر کرده است. او در این پیام، از رنجهای زندان، خاطرات تلخ و شیرین با همبندیهایش، و همچنین از یاد دوستانی که اعدام شدهاند سخن گفت.
او با زبان همیشگی طنز خود، با دوستداران و آشنایان سخن میگوید و در انتها تصنیف «گریه کن» از بنان را به یاد همبندیهایش #محسن_لنگرنشین و #محمدامین_مهدوی_شایسته و #روزبه_وادی و سایر زندانیانی که بیگناه اعدام شدند، خواند...
او با زبان همیشگی طنز خود، با دوستداران و آشنایان سخن میگوید و در انتها تصنیف «گریه کن» از بنان را به یاد همبندیهایش #محسن_لنگرنشین و #محمدامین_مهدوی_شایسته و #روزبه_وادی و سایر زندانیانی که بیگناه اعدام شدند، خواند...
😭1
خبرگر
حسین شنبهزاده، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین : «بوی رقیق آزادی ایران به مشامم میرسد» همزمان با سیوهفتمین سالروز تولدش پیامی صوتی منتشر کرده است. او در این پیام،…
شنبهزاده در بخشی از پیام خود با اشاره به شرایط سخت زندان و مرگ ارزان در ایران گفت: «وقتی رفیقامون، بهترینهای ما، یکییکی پا به اتاقی میذارن که طنابی در اون آویزونه و دیگه هرگز بیرونش رو نمیبینن، خوشحالی از روز تولدم برای شخص من چندان وجهی نداره. اما همین که میفهمم هنوز یاد منید، بعد از شکنجهها و تهدیدها، برایم پشتگرمی بزرگی است.»
او از شکنجهها، انتقالهای پر از ضرب و شتم، و شرایط غیرانسانی زندان تهران بزرگ یاد کرد و گفت: «با همه این بلاها، باور نکنید حتی یک لحظه دلتنگیام برای شما کم شده باشد.» شنبهزاده همچنین از تهدیدهای بازجویان وزارت اطلاعات سخن گفت که بارها به او وعده دادهاند زندگیاش را پس از آزادی نیز نابود خواهند کرد.
با این حال، او در پیامش بارها بر عشق به آزادی و حق بیان عقیده برای همگان تأکید کرد: «آزادی مطلق بیان عقاید برای همه بیاستثنا، حتی دشمنانمان. یک بار به بازجویم گفتم: از سر تا پا عقایدم با تو فرق میکند، اما حاضرم جانم را بدهم تا تو هم بتوانی پای عقایدت بایستی.»
شنبهزاده در بخشهایی از پیام خود از دوستان و همبندیهای جانباختهاش یاد کرد؛ از جمله محسن لنگرنشین، روزبه وادی، محمدامین مهدوی شایسته و اسماعیل فکری. او گفت: «یادشان همیشه با من است. نصف قلبم پیش همان رفیقایی است که بردندشان و کشتندشان.»
این زندانی سیاسی در پایان پیامش به شوخی و طنز، خاطراتی از جمعهای دوستانه در زندان تعریف کرد و سپس قطعهای از تصنیف «گریه کن» با صدای خود خواند. او همچنین گفت که امسال تصمیم گرفته پیامی به زبان انگلیسی هم بخواند «تا به قول یارو، آقای ریگان هم بفهمد.»
دوست او، حدادی، با انتشار این فایل صوتی در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) نوشت: «#حسین_شنبهزاده شنیده که تولدش رو پاس داشتید. مناسب دید به این بهانه یه پیام طولانی بده. از وضعیتش میگه، از دوستهاش، از آنچه بر او رفت، و مثل همیشه شعر میخونه، با یه سورپرایز آخرش.»
شنبهزاده در پیامش بار دیگر تأکید کرد: «جونم صدبار فدای آزادی شما… پاینده آزادی، پاینده ایران.»
یکسال از حبس دومِ حسین میگذرد. او به ۱۵ سال حبس محکوم شده است، که سه سال و نیمش قابل اجرا است.
اتهامات واهیای که به او منتسب کردهاند، توهین به دین و رهبر و مراجعه، به همراه همکاری با دولت متخاصم!
البته او خودش را زندانیِ نقطه میداند، نقطهای که پای یکی از پستهای اکانت خامنهای گذاشت و چندین برابر پستِ اصلی لایک شد.
او از شکنجهها، انتقالهای پر از ضرب و شتم، و شرایط غیرانسانی زندان تهران بزرگ یاد کرد و گفت: «با همه این بلاها، باور نکنید حتی یک لحظه دلتنگیام برای شما کم شده باشد.» شنبهزاده همچنین از تهدیدهای بازجویان وزارت اطلاعات سخن گفت که بارها به او وعده دادهاند زندگیاش را پس از آزادی نیز نابود خواهند کرد.
با این حال، او در پیامش بارها بر عشق به آزادی و حق بیان عقیده برای همگان تأکید کرد: «آزادی مطلق بیان عقاید برای همه بیاستثنا، حتی دشمنانمان. یک بار به بازجویم گفتم: از سر تا پا عقایدم با تو فرق میکند، اما حاضرم جانم را بدهم تا تو هم بتوانی پای عقایدت بایستی.»
شنبهزاده در بخشهایی از پیام خود از دوستان و همبندیهای جانباختهاش یاد کرد؛ از جمله محسن لنگرنشین، روزبه وادی، محمدامین مهدوی شایسته و اسماعیل فکری. او گفت: «یادشان همیشه با من است. نصف قلبم پیش همان رفیقایی است که بردندشان و کشتندشان.»
این زندانی سیاسی در پایان پیامش به شوخی و طنز، خاطراتی از جمعهای دوستانه در زندان تعریف کرد و سپس قطعهای از تصنیف «گریه کن» با صدای خود خواند. او همچنین گفت که امسال تصمیم گرفته پیامی به زبان انگلیسی هم بخواند «تا به قول یارو، آقای ریگان هم بفهمد.»
دوست او، حدادی، با انتشار این فایل صوتی در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) نوشت: «#حسین_شنبهزاده شنیده که تولدش رو پاس داشتید. مناسب دید به این بهانه یه پیام طولانی بده. از وضعیتش میگه، از دوستهاش، از آنچه بر او رفت، و مثل همیشه شعر میخونه، با یه سورپرایز آخرش.»
شنبهزاده در پیامش بار دیگر تأکید کرد: «جونم صدبار فدای آزادی شما… پاینده آزادی، پاینده ایران.»
یکسال از حبس دومِ حسین میگذرد. او به ۱۵ سال حبس محکوم شده است، که سه سال و نیمش قابل اجرا است.
اتهامات واهیای که به او منتسب کردهاند، توهین به دین و رهبر و مراجعه، به همراه همکاری با دولت متخاصم!
البته او خودش را زندانیِ نقطه میداند، نقطهای که پای یکی از پستهای اکانت خامنهای گذاشت و چندین برابر پستِ اصلی لایک شد.
😭1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در آستانه ی فرارسیدن سالگرد ژینا (مهسا) امینی و انقلاب زن زندگی آزادی، شهریار قنبری شاعر،ترانه سرا و خواننده با ارسال گلی به مزار او یاد و خاطرش را گرامی داشت.
او با انتشار این ویدیو نوشت :
وسط روز و شب بی لبخند
به سر زخمی مهسا سوگند
از شبی که ماه رو گردن زدند
دل دل عاشق ما « آهی » چند ؟ آی آی آی
پای این خرابه ها دوست دارمت
تا نمی دونم کجا دوست دارمت
که هنوز دوست دارمت
که به روز دوست دارمت…💔
او با انتشار این ویدیو نوشت :
وسط روز و شب بی لبخند
به سر زخمی مهسا سوگند
از شبی که ماه رو گردن زدند
دل دل عاشق ما « آهی » چند ؟ آی آی آی
پای این خرابه ها دوست دارمت
تا نمی دونم کجا دوست دارمت
که هنوز دوست دارمت
که به روز دوست دارمت…💔
❤2
📍
به نام خدای آزادی
«جان عزیزان ما، برای ما عزیز است.»
حمله به اوین توسط اسرائیل عملی مغایر با تمام کنوانسیونهای بینالمللی بود و عدم آزادی عزیزان زندانی در شرایط جنگی به مراتب غیرقانونیتر بوده و به هیچ عنوان قابل دفاع نیست.
آقایان: چگونه این بیقانونیها را توجیه می کنید؟!
عزیزان مارا در بدترین شرایط با دست و پای بسته راهی بدترین جا میکنید و بعد از مدتی باز آنها را با دستان بسته به جای اول باز می گردانید.
شما فکر می کنید اینها اهل فرارند؟! بزرگی روح آنها را در شب واقعه سهمگین اوین ندیدید؟! خودتان اذعان داشتید که کمک این عزیزان به مجروحان باور کردنی نبوده.
گیرم دستشانرا بستید با زبان گویاشان چه می کنید.
هر کاری کنید میفهمیم که:
«از کوزه همان برون تراود که در اوست.»
آقای نوریزاد در تماسی که داشتند؛ گفتند: «شب جمعه به ما خبر دادند که ساعت ۲ نیمهشب ما را به اوین منتقل خواهند کرد. وسایلمان را جمع کردیم و بیدار ماندیم تا ساعت ۲، خبری نشد! اسباب گردآوری شده در کف اتاق مانع خواب کفخوابها شده بود. ساعت ۳ شد! ۴ شد! ۵ شد! ۶شد! ۷ شد! خبری نشد. بالاخره، ساعت ۸ خبر آمد که حرکت کنید.»
وسایلشان را بار کامیون کردند و خودشان را با دستان بسته سوار اتوبوس. ولی با واهمهای که از هجمههای همیشگی آقای نوری زاد داشتند؛ دستانشان باز میماند.
نزدیک ظهر به اوین میرسند. یک سری از نوشتهها و وسایل شخصیشان در میان آن همه بار گم میشود.
عکاسان و فیلمبرداران از بدو ورودشان عکس میگیرند؛ فیلم میگیرند.
محمد گفت: «من اعتراض کردم که که به چه حقی و با چه مجوزی از ما فیلم و عکس می گیرید؟
به آنها گفتم: اگر فیلم واقعی می خواهید؛ حاضرم با شما مصاحبه کنم!
وقت ناهار می شود. آشپزخانه غیر فعال است؛ پس غذای پرسی در ظرفهای یکبار مصرف و دستهای دراز شده به آن سوی میلهها، صحنه ای از غزهای را در اوین رقم میزند.
خب، معلوم است که یکدفعه و با عجله این جمعیت را جابجا کنی باید هم شاهد چنین صحنههایی باشی.
امیدوارم با تکذیبهی دیگری مواجه نشویم!
همه این گفتهها عین حقیقت بود.
آقایان: اینان عزیزان ما هستند؛ زبان گویای جمعیت کثیری از مردم که در برزخ مرگ و زندگی دستوپا میزنند.
بر شیپور جنگ میدمید و ناقوس مرگ را بصدا در میآورید و غافلید از برزخی که برای ما رقم میزنید.
دست بردارید از آزار این دلسوزان واقعی ایران و ایرانی.
ما شما را مسئول هرگونه پیامدی میدانیم.
بدانید؛ جان عزیزان ما برای ما عزیز است.
پس مراقب رفتارتان باشید.
فاطمه ملکی
۱۸ مرداد ۱۴۰۴
به نام خدای آزادی
«جان عزیزان ما، برای ما عزیز است.»
حمله به اوین توسط اسرائیل عملی مغایر با تمام کنوانسیونهای بینالمللی بود و عدم آزادی عزیزان زندانی در شرایط جنگی به مراتب غیرقانونیتر بوده و به هیچ عنوان قابل دفاع نیست.
آقایان: چگونه این بیقانونیها را توجیه می کنید؟!
عزیزان مارا در بدترین شرایط با دست و پای بسته راهی بدترین جا میکنید و بعد از مدتی باز آنها را با دستان بسته به جای اول باز می گردانید.
شما فکر می کنید اینها اهل فرارند؟! بزرگی روح آنها را در شب واقعه سهمگین اوین ندیدید؟! خودتان اذعان داشتید که کمک این عزیزان به مجروحان باور کردنی نبوده.
گیرم دستشانرا بستید با زبان گویاشان چه می کنید.
هر کاری کنید میفهمیم که:
«از کوزه همان برون تراود که در اوست.»
آقای نوریزاد در تماسی که داشتند؛ گفتند: «شب جمعه به ما خبر دادند که ساعت ۲ نیمهشب ما را به اوین منتقل خواهند کرد. وسایلمان را جمع کردیم و بیدار ماندیم تا ساعت ۲، خبری نشد! اسباب گردآوری شده در کف اتاق مانع خواب کفخوابها شده بود. ساعت ۳ شد! ۴ شد! ۵ شد! ۶شد! ۷ شد! خبری نشد. بالاخره، ساعت ۸ خبر آمد که حرکت کنید.»
وسایلشان را بار کامیون کردند و خودشان را با دستان بسته سوار اتوبوس. ولی با واهمهای که از هجمههای همیشگی آقای نوری زاد داشتند؛ دستانشان باز میماند.
نزدیک ظهر به اوین میرسند. یک سری از نوشتهها و وسایل شخصیشان در میان آن همه بار گم میشود.
عکاسان و فیلمبرداران از بدو ورودشان عکس میگیرند؛ فیلم میگیرند.
محمد گفت: «من اعتراض کردم که که به چه حقی و با چه مجوزی از ما فیلم و عکس می گیرید؟
به آنها گفتم: اگر فیلم واقعی می خواهید؛ حاضرم با شما مصاحبه کنم!
وقت ناهار می شود. آشپزخانه غیر فعال است؛ پس غذای پرسی در ظرفهای یکبار مصرف و دستهای دراز شده به آن سوی میلهها، صحنه ای از غزهای را در اوین رقم میزند.
خب، معلوم است که یکدفعه و با عجله این جمعیت را جابجا کنی باید هم شاهد چنین صحنههایی باشی.
امیدوارم با تکذیبهی دیگری مواجه نشویم!
همه این گفتهها عین حقیقت بود.
آقایان: اینان عزیزان ما هستند؛ زبان گویای جمعیت کثیری از مردم که در برزخ مرگ و زندگی دستوپا میزنند.
بر شیپور جنگ میدمید و ناقوس مرگ را بصدا در میآورید و غافلید از برزخی که برای ما رقم میزنید.
دست بردارید از آزار این دلسوزان واقعی ایران و ایرانی.
ما شما را مسئول هرگونه پیامدی میدانیم.
بدانید؛ جان عزیزان ما برای ما عزیز است.
پس مراقب رفتارتان باشید.
فاطمه ملکی
۱۸ مرداد ۱۴۰۴
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 همایش بزرگ «همبستگی ملی برای نجات ایران»
✅️ "به نام تو که اسم رمز ماست"
سالگرد قتل حکومتی #مهسا_ژینا_امینی و قتل عام خونین زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ دیگربار فرا رسید.
این همایش با حضور جریانات و شخصیتهای مختلف اپوزیسیون، فرصتی است تا دست در دست هم، پیمان خود را برای آزادی، دموکراسی و حقوق بشر، با همه جانبخشان میهن دربند، تجدید و تکرار کنیم.
✅️ زمان: یکشنبه ۱۴ سپتامبر/ ۲۳ شهریور ساعت ۲۲:۰۰ به وقت ایران
✅️ لینک ورود به تالار زووم:
https://us02web.zoom.us/j/81241607573
✅️ ورود به تالار زووم برای همگان آزاد است.
این برنامه بصورت زنده از شبکه های ماهواره ای "کانال یک" (Channel One) و "زن، زندگی، آزادی" (women TV) پخش خواهد شد.
✅️ برگزارکنندگان:
- جبهه احیای قانون و حاکمیت ملی ایران
- حزب دموکرات مسیحی ایران
- شورای ملی تصمیم ایران
- صدای مردمان ایران
✅ برای نجات ایران، به هم بپیوندیم.
- آزادی میهن دربندمان، تنها با یک همبستگی سراسری امکانپذیر است.
- سکوت و بی تفاوتی ما، دلیل اصلی بقای جمهوری اسلامی است.
✅ پیروز باد جنبش انقلابی "زن، زندگی، آزادی"
✅️ "به نام تو که اسم رمز ماست"
سالگرد قتل حکومتی #مهسا_ژینا_امینی و قتل عام خونین زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ دیگربار فرا رسید.
این همایش با حضور جریانات و شخصیتهای مختلف اپوزیسیون، فرصتی است تا دست در دست هم، پیمان خود را برای آزادی، دموکراسی و حقوق بشر، با همه جانبخشان میهن دربند، تجدید و تکرار کنیم.
✅️ زمان: یکشنبه ۱۴ سپتامبر/ ۲۳ شهریور ساعت ۲۲:۰۰ به وقت ایران
✅️ لینک ورود به تالار زووم:
https://us02web.zoom.us/j/81241607573
✅️ ورود به تالار زووم برای همگان آزاد است.
این برنامه بصورت زنده از شبکه های ماهواره ای "کانال یک" (Channel One) و "زن، زندگی، آزادی" (women TV) پخش خواهد شد.
✅️ برگزارکنندگان:
- جبهه احیای قانون و حاکمیت ملی ایران
- حزب دموکرات مسیحی ایران
- شورای ملی تصمیم ایران
- صدای مردمان ایران
✅ برای نجات ایران، به هم بپیوندیم.
- آزادی میهن دربندمان، تنها با یک همبستگی سراسری امکانپذیر است.
- سکوت و بی تفاوتی ما، دلیل اصلی بقای جمهوری اسلامی است.
✅ پیروز باد جنبش انقلابی "زن، زندگی، آزادی"
❤4
بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی در حمایت از حسین رونقی
دلا خوبان دل خونین پسندند
دلا خون شو که خوبان این پسندند
هر انسانی حق آزادی بیان و عقیده دارد. این حق شامل آن است که بدون ترس و اضطراب عقاید خود را داشته باشد و در جستوجو، کسب، انتقال و انتشار اطلاعات و افکار، از هر رسانه و وسیلهای و بدون محدودیت مرزی، آزاد باشد. این اصل بنیادین در اعلامیه جهانی حقوق بشر تصریح شده و هیچ حکومت و قدرتی نمیتواند آن را سلب کند.
دلا خوبان دل خونین پسندند
دلا خون شو که خوبان این پسندند
هر انسانی حق آزادی بیان و عقیده دارد. این حق شامل آن است که بدون ترس و اضطراب عقاید خود را داشته باشد و در جستوجو، کسب، انتقال و انتشار اطلاعات و افکار، از هر رسانه و وسیلهای و بدون محدودیت مرزی، آزاد باشد. این اصل بنیادین در اعلامیه جهانی حقوق بشر تصریح شده و هیچ حکومت و قدرتی نمیتواند آن را سلب کند.
💩2
خبرگر
بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی در حمایت از حسین رونقی دلا خوبان دل خونین پسندند دلا خون شو که خوبان این پسندند هر انسانی حق آزادی بیان و عقیده دارد. این حق شامل آن است که بدون ترس و اضطراب عقاید خود را داشته باشد و در جستوجو، کسب، انتقال و انتشار اطلاعات…
با تکیه بر همین اصول جهانشمول، ما بار دیگر نسبت به بیعدالتی و سرکوبی که سالهاست بر مردم ایران و آزادیخواهان تحمیل شده است، اعتراض میکنیم. حکومتی که با ابزار دین و قانون، سانسور و سرکوب را نهادینه کرده و هر صدای مخالف را خاموش میسازد.
این روزها ما شاهد اعتصاب غذای حسین رونقی، همبند آزادهمان هستیم که اکنون دهمین روز را با جانفشانی سپری میکند. حسین خواستهای جز آزادی، عدالت و کرامت انسانی ندارد، اما جانش قطرهقطره در برابر چشمان ما آب میشود. گناه او فقط انساندوستی و ایراندوستی است؛ اعتراض به بیداد، اعدام و نابرابری. در کنار او، برادرش در تبریز در بند است و پدر و مادر رنجکشیدهاش سالهاست با وجود بیماری، درگیر پیگیری بیپایان وضعیت فرزندان خود هستند.
ما، همبندیهای حسین رونقی، از نزدیک شاهد لحظهلحظه آب شدن جسم او در زندان قزلحصار هستیم. شاهدیم که چگونه با وجود بیماریهای سخت، بر سر آرمانهای انسانی و ملی خود ایستاده و جانش را کف دست گرفته است. او نشان میدهد که ایراندوستی تنها شعار نیست، بلکه فداکاری در عمل است؛ و امروز با اعتصاب غذا، جان خود را سپر کرده تا به ما و شما یادآوری کند که آزادی و کرامت انسانی ارزشهاییاند که باید برایشان تا پای جان ایستاد. خواستهاش آزادی مردم، عدالت، و نجات ایران است. صدای او صدای ماست، و اکنون بر همه ماست که این صدا را بلندتر کنیم و نگذاریم در سکوت سلولها خاموش شود. از همه وجدانهای بیدار در ایران و جهان میخواهیم به یاری حسین برخیزند؛ زیرا امروز او نه تنها برای خودش، که برای همه ما میجنگد.
اینک پرسش ما از جهان است: چرا در قرن بیستویکم، زمانی که ملتها برای آزادی، عدالت و صلح گام برمیدارند، ملت ایران باید همچنان در چنگال استبداد و بیقانونی اسیر باشد؟ چرا باید بهترین فرزندان این سرزمین در سلولهای تاریک زندان، زیر شکنجه، با اعتصاب غذا و جسمی فرسوده، فریاد آزادی را بلند کنند؟
ما علاوه بر حسین رونقی، نگرانی عمیق خود را از وضعیت تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران اعلام میکنیم؛ کسانی که تنها به جرم دفاع از حقوق مردم، نقد قدرت، یا مطالبه عدالت، اکنون در خطر جان و سلامت قرار دارند. از نویسندگان و روزنامهنگاران تا معلمان، کارگران، دانشجویان و زنان آزادیخواه، همگی قربانی سرکوبی سیستماتیک هستند.
پیشتر نیز گفتهایم و باز تکرار میکنیم: وظیفه ماست که وجدان بیدار ایران و دیدهبان انسانیت باشیم. امروز، نجات جان حسین رونقی و همه زندانیان سیاسی، وظیفهای انسانی، ملی و جهانی است. ما از جامعه مدنی ایران، افکار عمومی جهانی، نهادهای حقوق بشری و همه وجدانهای آگاه میخواهیم که به یاری این عزیزان بشتابند تا فاجعه دیگری در برابر دیدگانمان تکرار نشود.
در پایان، به ماده دیگری از اعلامیه جهانی حقوق بشر اشاره میکنیم: «هیچکس نباید مورد شکنجه یا مجازات یا رفتاری ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد.» این اصل نه یک شعار، بلکه حقی مسلم است که باید همین امروز در ایران به رسمیت شناخته شود.
آزادی زندانیان سیاسی، آزادی ایران است.
پاینده ایران
زرتشت احمدیراغب
آرشام رضایی
رضا محمدحسینی
۲۱ شهریور ۱۴۰۴
زندان قزلحصار
این روزها ما شاهد اعتصاب غذای حسین رونقی، همبند آزادهمان هستیم که اکنون دهمین روز را با جانفشانی سپری میکند. حسین خواستهای جز آزادی، عدالت و کرامت انسانی ندارد، اما جانش قطرهقطره در برابر چشمان ما آب میشود. گناه او فقط انساندوستی و ایراندوستی است؛ اعتراض به بیداد، اعدام و نابرابری. در کنار او، برادرش در تبریز در بند است و پدر و مادر رنجکشیدهاش سالهاست با وجود بیماری، درگیر پیگیری بیپایان وضعیت فرزندان خود هستند.
ما، همبندیهای حسین رونقی، از نزدیک شاهد لحظهلحظه آب شدن جسم او در زندان قزلحصار هستیم. شاهدیم که چگونه با وجود بیماریهای سخت، بر سر آرمانهای انسانی و ملی خود ایستاده و جانش را کف دست گرفته است. او نشان میدهد که ایراندوستی تنها شعار نیست، بلکه فداکاری در عمل است؛ و امروز با اعتصاب غذا، جان خود را سپر کرده تا به ما و شما یادآوری کند که آزادی و کرامت انسانی ارزشهاییاند که باید برایشان تا پای جان ایستاد. خواستهاش آزادی مردم، عدالت، و نجات ایران است. صدای او صدای ماست، و اکنون بر همه ماست که این صدا را بلندتر کنیم و نگذاریم در سکوت سلولها خاموش شود. از همه وجدانهای بیدار در ایران و جهان میخواهیم به یاری حسین برخیزند؛ زیرا امروز او نه تنها برای خودش، که برای همه ما میجنگد.
اینک پرسش ما از جهان است: چرا در قرن بیستویکم، زمانی که ملتها برای آزادی، عدالت و صلح گام برمیدارند، ملت ایران باید همچنان در چنگال استبداد و بیقانونی اسیر باشد؟ چرا باید بهترین فرزندان این سرزمین در سلولهای تاریک زندان، زیر شکنجه، با اعتصاب غذا و جسمی فرسوده، فریاد آزادی را بلند کنند؟
ما علاوه بر حسین رونقی، نگرانی عمیق خود را از وضعیت تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران اعلام میکنیم؛ کسانی که تنها به جرم دفاع از حقوق مردم، نقد قدرت، یا مطالبه عدالت، اکنون در خطر جان و سلامت قرار دارند. از نویسندگان و روزنامهنگاران تا معلمان، کارگران، دانشجویان و زنان آزادیخواه، همگی قربانی سرکوبی سیستماتیک هستند.
پیشتر نیز گفتهایم و باز تکرار میکنیم: وظیفه ماست که وجدان بیدار ایران و دیدهبان انسانیت باشیم. امروز، نجات جان حسین رونقی و همه زندانیان سیاسی، وظیفهای انسانی، ملی و جهانی است. ما از جامعه مدنی ایران، افکار عمومی جهانی، نهادهای حقوق بشری و همه وجدانهای آگاه میخواهیم که به یاری این عزیزان بشتابند تا فاجعه دیگری در برابر دیدگانمان تکرار نشود.
در پایان، به ماده دیگری از اعلامیه جهانی حقوق بشر اشاره میکنیم: «هیچکس نباید مورد شکنجه یا مجازات یا رفتاری ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد.» این اصل نه یک شعار، بلکه حقی مسلم است که باید همین امروز در ایران به رسمیت شناخته شود.
آزادی زندانیان سیاسی، آزادی ایران است.
پاینده ایران
زرتشت احمدیراغب
آرشام رضایی
رضا محمدحسینی
۲۱ شهریور ۱۴۰۴
زندان قزلحصار
💩2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
افشاگری ناقضان فاحش حقوق بشر بخش مهمی از مبارزه ما علیه رژیم دیکتاتوری اسلامی خامنه ایست
#علی_صالحی به دلیل نقش کلیدی و مستقیم در نقض گسترده و سازمان یافته حقوق بشر در ایران، در سال ۲۰۲۳ توسط دولت بریتانیا و در سال ۲۰۲۵ توسط اتحادیه اروپا تحت تحریم قرار گرفت. در مقام مسئول قضایی، او بهطور مستقیم در سرکوب آزادی بیان، نقض حق داشتن محاکمهٔ عادلانه و بیتوجهی به تعهدات بینالمللی ایران برای تضمین حقوق بشر بدون تبعیض، از جمله تبعیض جنسیتی، مشارکت داشته است. این اقدامات شامل پیگرد و بازداشت خودسرانه فعالان، معترضان و زنان، تسهیل شکنجه و بدرفتاری علیه زندانیان، اجرای قوانین پوشش اجباری و تهدید حق حیات دانشآموزان است. تحریمهای بینالمللی علیه او تأکیدی روشن بر مسئولیت جدی وی در سرکوب حقوق بنیادین مردم و ضرورت دادخواهی و پاسخگویی مقامات ایرانی در برابر جامعهٔ جهانی است.
#علی_صالحی
#قاضی_جنایتکار
#دادستان_انقلاب
#نقض_حقوق_بشر
#دادخواهی
#زن_زندگی_آزادی
#علی_صالحی به دلیل نقش کلیدی و مستقیم در نقض گسترده و سازمان یافته حقوق بشر در ایران، در سال ۲۰۲۳ توسط دولت بریتانیا و در سال ۲۰۲۵ توسط اتحادیه اروپا تحت تحریم قرار گرفت. در مقام مسئول قضایی، او بهطور مستقیم در سرکوب آزادی بیان، نقض حق داشتن محاکمهٔ عادلانه و بیتوجهی به تعهدات بینالمللی ایران برای تضمین حقوق بشر بدون تبعیض، از جمله تبعیض جنسیتی، مشارکت داشته است. این اقدامات شامل پیگرد و بازداشت خودسرانه فعالان، معترضان و زنان، تسهیل شکنجه و بدرفتاری علیه زندانیان، اجرای قوانین پوشش اجباری و تهدید حق حیات دانشآموزان است. تحریمهای بینالمللی علیه او تأکیدی روشن بر مسئولیت جدی وی در سرکوب حقوق بنیادین مردم و ضرورت دادخواهی و پاسخگویی مقامات ایرانی در برابر جامعهٔ جهانی است.
#علی_صالحی
#قاضی_جنایتکار
#دادستان_انقلاب
#نقض_حقوق_بشر
#دادخواهی
#زن_زندگی_آزادی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مقدمات کار تیمی با هماندیشی کنشگران برای همگرایی و همکاری در تورنتو؛ از طریق گفتگوهای مستمر بدون تعصب، تنفر و توهم
#زن_زندگی_آزادی
#ژن_ژیان_ئازادی
#مهسا_امینی
#ژینا_امینی
#هماندیشی_کنشگران_تورنتو
#زن_زندگی_آزادی
#ژن_ژیان_ئازادی
#مهسا_امینی
#ژینا_امینی
#هماندیشی_کنشگران_تورنتو
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زینب جلالیان؛ ۱۸ سال حبس و تبعید بدون حق درمان
زینب جلالیان، تنها زن زندانی سیاسی محکوم به حبس ابد در ایران، هجده سال است در زندان بهسر میبرد و اکنون در یزد تبعید است.
او به بیماریهای مزمن کلیوی، دردهای شدید و مشکلات پوستی دچار است اما از حق درمان و اعزام به بیمارستان محروم مانده.
خانوادهاش بارها نسبت به خطر جانی او هشدار دادهاند. مقامات امنیتی حتی درمان را مشروط به نوشتن ندامتنامه کردهاند، اما زینب مقاومت کرده و درمان را حق خود دانسته است.
تداوم این محرومیت، جان او را هر لحظه بیشتر در معرض تهدید جدی قرار میدهد. صدای او باشیم.
#زینب_جلالیان #زندان_یزد #زندانی_سیاسی #صدای_زندانیان_سیاسی_باشیم
زینب جلالیان، تنها زن زندانی سیاسی محکوم به حبس ابد در ایران، هجده سال است در زندان بهسر میبرد و اکنون در یزد تبعید است.
او به بیماریهای مزمن کلیوی، دردهای شدید و مشکلات پوستی دچار است اما از حق درمان و اعزام به بیمارستان محروم مانده.
خانوادهاش بارها نسبت به خطر جانی او هشدار دادهاند. مقامات امنیتی حتی درمان را مشروط به نوشتن ندامتنامه کردهاند، اما زینب مقاومت کرده و درمان را حق خود دانسته است.
تداوم این محرومیت، جان او را هر لحظه بیشتر در معرض تهدید جدی قرار میدهد. صدای او باشیم.
#زینب_جلالیان #زندان_یزد #زندانی_سیاسی #صدای_زندانیان_سیاسی_باشیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
| اگر دنبال کنسرت هستی خوب نگاه کن
حنانه کیا یکی از قربانیان اعتراضات سراسری ایران در سال ۱۴۰۱ جنبش «زن، زندگی، آزادی» بود. بر اساس گزارشهای معتبر حقوق بشری و رسانههای مستقل:
تاریخ و مکان: حنانه کیا، دختر ۲۳ ساله، شامگاه ۲۴ مهر ۱۴۰۱ (۱۶ اکتبر ۲۰۲۲) در شهر قزوین کشته شد.
چگونگی کشته شدن: او در مقابل منزلش، زمانی که درگیری و شلیک نیروهای امنیتی به سوی معترضان در جریان بود، هدف گلوله جنگی قرار گرفت. خانواده و شاهدان گفتهاند که هیچ تجمع خشونتآمیزی در محل حضور او نبوده و گلوله از سمت نیروهای حکومتی شلیک شده است.
واکنش حکومت: مقامات رسمی در ابتدا سعی کردند علت مرگ را به «تیراندازی افراد ناشناس» یا «گروههای خرابکار» نسبت دهند، اما مستندات پزشکی و شهادت شاهدان حاکی از اصابت مستقیم گلوله بود.
🫡 اگر به دنبال کنسرت و پوست اندازی هستی و هنوز نفهمیدی قربانی جـ.مهوری اسـ.لامی شدی، بدون چه کار خطرناکی داری انجام میدی..!!!
#زن_زندگی_آزادی
#ژن_ژیان_ئازادی
#مهسا_امینی
#ژینا_امینی
حنانه کیا یکی از قربانیان اعتراضات سراسری ایران در سال ۱۴۰۱ جنبش «زن، زندگی، آزادی» بود. بر اساس گزارشهای معتبر حقوق بشری و رسانههای مستقل:
تاریخ و مکان: حنانه کیا، دختر ۲۳ ساله، شامگاه ۲۴ مهر ۱۴۰۱ (۱۶ اکتبر ۲۰۲۲) در شهر قزوین کشته شد.
چگونگی کشته شدن: او در مقابل منزلش، زمانی که درگیری و شلیک نیروهای امنیتی به سوی معترضان در جریان بود، هدف گلوله جنگی قرار گرفت. خانواده و شاهدان گفتهاند که هیچ تجمع خشونتآمیزی در محل حضور او نبوده و گلوله از سمت نیروهای حکومتی شلیک شده است.
واکنش حکومت: مقامات رسمی در ابتدا سعی کردند علت مرگ را به «تیراندازی افراد ناشناس» یا «گروههای خرابکار» نسبت دهند، اما مستندات پزشکی و شهادت شاهدان حاکی از اصابت مستقیم گلوله بود.
🫡 اگر به دنبال کنسرت و پوست اندازی هستی و هنوز نفهمیدی قربانی جـ.مهوری اسـ.لامی شدی، بدون چه کار خطرناکی داری انجام میدی..!!!
#زن_زندگی_آزادی
#ژن_ژیان_ئازادی
#مهسا_امینی
#ژینا_امینی
👍1🤮1
شما ژینا #مهسا_امینی، دختر ایران. رو بهخاطر این پوشش کشتید!
حالا سه ساله حسرت همین پوشش رو دارید…
ما داغ همچین پوششی رو تا ابد به دلتون میذاریم!
#مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
حالا سه ساله حسرت همین پوشش رو دارید…
ما داغ همچین پوششی رو تا ابد به دلتون میذاریم!
#مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
👌2🍌1
تو جنبشی ر رقم زدی که دنیا به احترامش کلاه از سر برداشت! 🖤
#مهسا_امینی
#مهسا_امینی