خبرگر
1.92K subscribers
26K photos
19.9K videos
171 files
36.6K links
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رسول خادم، اسطوره ورزش و کشتی ایران ویدئویی از #کودکان_بی‌شناسنامه منتشر کرده و با نشان دادن آروزهای کوچک آن‌ها نوشته است: «داشتن یخچال و گاز و کفش و اسباب بازی و … آرزوی بخشی از کودکان سرزمین ماست. آرزوی مردمی که متاسفانه جماعتی بی درد و سودجو سالهاست تلاش می‌کنند آنها را نبینیم. جماعتی که نه تنها هیچ تلاشی برای رفع مشکل ایشان نمی کنند بلکه دیدن آنها را نیز سیاه نمایی می‌دانند. دردهای وطنی را باید دید.»



مردمی که در خرافات مذهبی‌ گیر کرده ا‌ند آزاد نخواهند شد و به هیچ آرزویی نخواهند رسید

در غیر این صورت با این حقایق رو به رو خواهید شد

مردمی ثروتمند ولی‌ فقیر نگاه داشته شده
👍2
خبرگر
رسول خادم، اسطوره ورزش و کشتی ایران ویدئویی از #کودکان_بی‌شناسنامه منتشر کرده و با نشان دادن آروزهای کوچک آن‌ها نوشته است: «داشتن یخچال و گاز و کفش و اسباب بازی و … آرزوی بخشی از کودکان سرزمین ماست. آرزوی مردمی که متاسفانه جماعتی بی درد و سودجو سالهاست تلاش…
داشتنِ یخچال و گاز و کفش و اسباب بازی و … آرزوی بخشی از کودکانِ سرزمین ماست …
آرزویِ مردمی که متاسفانه جماعتی بی درد و سودجو سالهاست تلاش میکنند آنها را نبینیم!
جماعتی که نه تنها هیچ تلاشی برای رفع مشکل ایشان نمیکنند بلکه دیدنِ آنها را نیز سیاه نمایی میدانند …!!!!
دردهایِ وطنی را باید دید … !
بیشتر کودکانِ بی شناسنامه که متاسفانه تعدادشان نیز بویژه در استانهای شرقی کشور کم نیست ، کودکانی هستند که چون اجداد و پدربزرگهایشان شناسنامه نداشتند و یا در آن سالهایِ نسبتن دور ، ضرورتی به گرفتنِ شناسنامه نمیدیدند ، فرزندانشان نیز بی شناسنامه مانده اند … که مانده اند …!!!
و در این سالها هیچ اراده ای در رفع این مشکل بزرگ و این حس تبعیض و نابرابری تلخ که نسلهای جدید این خانواده ها را به شدت و همه گونه آسیب زده و میزند، صورت نمیگیرد.
و صد البته برای منحرف کردن افکار عمومی، بی شناسنامه ها را به اتباع بودن پدران آنها ربط میدهند!
در حالیکه به خوبی میدانند قشر اتباع ، تعداد بسیار محدودی از این مردم بی شناسنامه هستند که تابع قوانین جاری مملکت در خصوص اتباعند …!!! و این موضوع هیچ ربطی به این مردم جامانده از داشتن شناسنامه ، ندارد …!
دردهای وطنی را باید دید و باید گفت و باید شنید …
تا هر ایرانی میهن دوستی بتواند در حد توانش با مردم صاحب درد همراه شود و در کاهش مشکلاتشان همراهی کند …
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هشدار یاشار تبریزی درباره بحران زیست‌محیطی تبریز: «شهر به اتاق گاز بدل شده است»

او با اشاره به آلودگی گسترده مازوت، بحران خشکیدن دریاچه ارومیه و بی‌تفاوتی عمومی، این شرایط را تهدیدی جدی برای سلامت و آینده شهروندان دانسته و نسبت به «مرگ آرام و بی‌صدا» هشدار داده است.


تبریز دیگر شهر نیست؛ اتاق گازی است که هر روز پرده‌ای تازه از مرگ روی آن کشیده می‌شود.

زیر غبارِ غلیظِ مازوت، مردم نفس می‌کشند و نمی‌دانند هر دم، بخشی از جانشان را می‌سوزاند.

طوفان نمک هم با خشکیدن دریاچه ارومیه پشت در ایستاده؛ آماده است تا آخرین رمق این سرزمین را هم بر باد بدهد.

اما تلخ‌ترین بخش ماجرا همین نیست؛
فاجعه آن‌جاست که مردمی در دل این جهنم واقعی، بی‌خیال، بی‌هشدار، و غرق روزمرگی‌اند؛
گویی نه مرگی در راه است، نه بیماری‌ای که ریشه می‌دواند، نه آینده‌ای که زیر این آسمان سمی نابود می‌شود.
این سکوت، این بی‌تفاوتی، از خودِ آلودگی مرگبارتر است.

مرگی که نفس نمی‌برد — آرام، پیوسته و بی‌صدا در جریان است.

بی‌صدا بودن یعنی پذیرش مرگ آرام.
✍️آرش صادقی، فعال حقوق بشر : اگر از سیم کارت سفید استفاده می‌کنی، نمی‌توانی ادعای ایستادن در کنارِ مردم را داشته باشی


سیم کارت سفید را نه صرفاً یک امتیاز تکنیکی، بلکه میتوان استعاره‌ای از ساختارهای پنهان قدرت دانست؛ شبکه‌ای که در ظاهر بی‌رنگ است، اما در عمل شفافیت را از دیگران دریغ می‌کند و تنها در برابر گروهی اندک گشوده می‌ماند. در چنین وضعی، اینترنت از یک ابزار ارتباطی به یک آینه اخلاقی بدل می‌شود؛ آینه‌ای که می‌پرسد: دسترسی، حق است یا امتیاز و پاداش؟
خبرگر
✍️آرش صادقی، فعال حقوق بشر : اگر از سیم کارت سفید استفاده می‌کنی، نمی‌توانی ادعای ایستادن در کنارِ مردم را داشته باشی سیم کارت سفید را نه صرفاً یک امتیاز تکنیکی، بلکه میتوان استعاره‌ای از ساختارهای پنهان قدرت دانست؛ شبکه‌ای که در ظاهر بی‌رنگ است، اما در…
افرادی که از این امتیاز برخودارند، ناگزیر حامل مسئولیت اخلاقی‌اند. زیرا سیمکارت سفید تنها یک ابزار نیست؛ آزمایشی است درونی که می‌سنجد انسان با قدرتِ نابرابر چگونه برخورد می‌کند.
اگر کسی از این دسترسی بهره ببرد و همزمان خود را طرفدار آزادیِ اطلاعات بداند، باید بپذیرد که رفتارش با یک پارادوکس روبروست.
نمیتوان هم صدای حقیقت‌خواهی بود و هم از امتیازی که دیگران برخوردار نیستند بهره جست.
بازخواست در اینجا نفیِ انسان نیست، بلکه دعوتی است به صداقت:
اگر از سیم کارت سفید استفاده می‌کنی، نمی‌توانی ادعای ایستادن در کنارِ مردم را داشته باشی. تو بر لبه‌ای ایستاده‌ای که باید انتخاب کنی:
یا امتیازت را به مسئله‌ای اخلاقی تبدیل کنی و آن را به چالش بکشی،
یا بپذیری که از ساختار نابرابری سود برده‌ای.
اگر واقعاً با سانسور مخالفیم، چگونه از امتیازی که درست در دل همان سانسور خلق شده، استفاده می‌کنیم؟
فلسفه اخلاق کانت می‌گوید: «اصل رفتارِ خود را چنان انتخاب کن که بتواند قانونی همگانی شود.»
امتیازِ دسترسی ویژه، از اساس همگانی نیست؛ پس نمی‌تواند اخلاقی باشد.
هرکس که از منظر امتیاز بر فراز دیگران قرار می‌گیرد حتی ناخواسته باید به دو پرسش پاسخ دهد:
چرا من؟
چرا من دسترسی دارم و دیگران ندارند؟
چگونه؟
این امتیاز چگونه به من رسیده است؟ از چه ساختاری تغذیه می‌شود؟
کسی که از اینترنت رانتی استفاده می‌کند، حتی اگر نخواهد، بخشی از یک سیستم تبعیض قرار می‌گیرد.
پرسش دیگر این است:
وقتی از نردبانی بالا رفته‌ای که برای دیگران شکسته‌اند، آیا هنوز می‌توانی خود را هم‌سنگ رنج آنان بدانی؟
در اخلاق هنجاری، سه مدل مسئولیت قابل بررسی است:
۱_مسئولیت سببی : فرد مستقیماً موجب نابرابری نشده است.
۲_مسئولیت موقعیتی : فرد در موقعیتی قرار گرفته که از نابرابری سود می‌برد.
۳_مسئولیت هنجاری : فرد باید نسبت به شرایط ناعادلانه واکنش اخلاقی نشان دهد.
امتیاز رانتی نه یک وضعیت خنثی، بلکه آزمونی اخلاقی است که نحوه مواجهه با آن ، تعهد فرد به عدالت را آشکار می‌سازد.
پدیده اینترنت رانتی نشان می‌دهد که در دنیای معاصر، نابرابری صرفاً اقتصادی یا سیاسی نیست؛ اطلاعات نیز به حوزه‌ای برای تمایز تبدیل شده است.
در این بین کاربرانی هم بودند که به نام مخالفت با حکومت از این سیم کارت ها در راستای تخریب،تهمت و توهین به بسیاری از فعالین داخل و خارج از کشور استفاده کردند که در مجالی دیگر در مورد ان خواهم نوشت.

#سیمکارت_سفید
حسین رونقی: دست‌های آلوده به سیم‌کارت‌های خونین - تاریخ خائنان را فراموش نمی‌کند

افرادی که از «اینترنت طبقاتی» و «سیم‌کارت‌ سفید» بهره‌مندند و همزمان ژست وطن‌دوستی و دغدغه‌مندی بابت فیلترینگ می‌گیرند، کارگزاران مورد اعتماد جمهوری اسلامی‌اند؛ نیروهای مورد نیاز حاکمیت و دستگاه امنیتی آن که به‌واسطه همین اعتماد، به عنوان شهروند ویژه و خودی، از رانت اطلاعاتی برخوردارند و در سانسور، محدودسازی و سرکوب آزادی‌ ملت ایران نقش‌آفرینی می‌کنند.

رسوایی ماجرای سیم‌کارت‌های سفید تنها بخش کوچکی از دامنه نفوذ دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی را آشکار کرده است. امروز، بیش از هر زمان دیگری، ضروری است که نیروهای سیاسی وادار به شفافیت، پاسخ‌گویی و مسئولیت‌پذیری شوند. نیروهایی که در پروژه‌های امنیتی، تخریب اپوزیسیون و اقدامات ضد ملی با این افراد همکاری کرده‌اند و در عین حال خود را چهره‌ای ملی‌گرا و وطن‌دوست معرفی می‌کنند، دیر یا زود رسواتر از گذشته خواهند شد؛ زیرا تاریخ خائنان را فراموش نمی‌کند.
باید آتش برقرار باشد و بی آبی تا هم گران شدن بنزین از ذهنها دور باشد هم زمین های سوخته، تبدیل به ویلا برای حکومتی ها شود.
💊 *حقیقتی درباره تاریخ انقضای دارو*

قبل از سال ۱۹۷۹، داروها تاریخ انقضای چاپ شده روی بسته‌بندی خود نداشتند.
این عمل در ایالات متحده در سال ۱۹۷۹ آغاز شد.

بینش‌های زیر توسط دکتر موهان سریدار (فلوریدا، ایالات متحده) به اشتراک گذاشته شده است.

آیا داروها واقعاً منقضی می‌شوند - یا ما توسط صنعت داروسازی گمراه می‌شویم؟

نوشته: ریچارد آلتشولر

این را تصور کنید:

روی یک بطری تایلنول (پاراستامول) نوشته شده است: "بعد از ژوئن ۱۹۹۸ استفاده نکنید."

حالا آگوست ۲۰۰۲ است.

آیا هنوز باید آن را مصرف کنید یا دور بیندازید؟

آیا به شما آسیب می‌رساند؟

یا به سادگی کمی کمتر موثر خواهد بود؟

این سوال، سوال بزرگتری را مطرح می‌کند -

وقتی تولیدکنندگان تاریخ انقضا را چاپ می‌کنند، آیا واقعاً از ما محافظت می‌کنند،

یا این یک ترفند بازاریابی هوشمندانه دیگر است تا ما را مجبور به خرید غیرضروری داروی بیشتر کند؟

کنجکاو برای فهمیدن حقیقت، شروع به کندوکاو در پایگاه‌های داده پزشکی و مقالات تحقیقاتی کردم.

این چیزی است که کشف کردم 👇

🧠 حقیقت در مورد تاریخ انقضا
1. تاریخ انقضا - که از سال 1979 در ایالات متحده به طور قانونی الزامی شده است - به این معنی است که سازنده ایمنی و اثربخشی کامل را تا آن تاریخ تضمین می‌کند.

این به این معنی نیست که دارو پس از آن ناامن یا بی‌فایده می‌شود.

2. کارشناسان موافقند: اکثر داروها مدت‌ها پس از تاریخ انقضا - حتی پس از چندین سال - ایمن و مؤثر باقی می‌مانند.

3. مطالعات نشان می‌دهد که اگرچه داروها ممکن است با گذشت زمان کمی از قدرت خود را از دست بدهند، اما به ندرت کاملاً بی‌اثر می‌شوند.

4. در بسیاری از موارد، داروها حتی 10 سال پس از تاریخ انقضا تا 90٪ مؤثر باقی می‌مانند.

🧪 بزرگترین مطالعه - انجام شده توسط ارتش ایالات متحده
طبق گزارش وال استریت ژورنال (29 مارس 2000):

ارتش ایالات متحده زمانی بیش از 1 میلیارد دلار دارو در انبار داشت. طبق مقررات، این داروها باید هر ۲ تا ۳ سال دور ریخته می‌شدند - یک اتلاف عظیم.

بنابراین ارتش، با همکاری سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA)، یک برنامه آزمایشی در مقیاس بزرگ را برای تعیین ماندگاری واقعی این داروها آغاز کرد.

آنها بیش از ۱۰۰ نوع دارو را آزمایش کردند -

و دریافتند که حدود ۹۰٪ آنها تا ۱۵ سال پس از تاریخ انقضای چاپ شده، ایمن و مؤثر باقی می‌مانند!

فرانسیس فلاهرتی، مدیر پروژه، اظهار داشت:

> "تاریخ انقضا به این معنی نیست که دارو پس از آن زمان ناپایدار یا خطرناک می‌شود."

"تولیدکنندگان از تاریخ انقضا بیشتر برای اهداف بازاریابی استفاده می‌کنند تا اهداف علمی."

جوئل دیویس، یکی از مقامات سابق FDA، افزود:

> "به جز چند مورد استثنا - مانند نیتروگلیسیرین، انسولین و برخی از آنتی‌بیوتیک‌های مایع - اکثر داروها به طرز شگفت‌آوری ماندگاری طولانی دارند."

💊 مورد آسپرین
شرکت بایر آسپرین خود را که ۴ سال از تاریخ انقضایش گذشته بود، آزمایش کرد - و هنوز ۱۰۰٪ مؤثر بود! به گفته دکتر ینس کارستنسن، متخصص برجسته پایداری دارو:
> «حتی پس از ۵ سال، آسپرین بایر در شرایط عالی یافت شد.»

💰 حقیقت پنهان
پس از خواندن همه این‌ها، مشخص شد که چگونه صنعت داروسازی سالانه میلیاردها دلار درآمد کسب می‌کند - صرفاً به این دلیل که مردم داروهای «منقضی شده» را که هنوز کاملاً قابل استفاده هستند، دور می‌اندازند.

🗣️ *حقیقت را به اشتراک بگذارید*
Forwarded from راديوعصرجديد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 فساد سیستماتیک در نظام مافیایی ولایت مطلقه فقیه 🔴
🔴 یک مال ، ساختن ، دهها مال را هاپلو کردند ، لابد رهبر بی مسئولیت ، خواهد فرمود ، کشش ندید

🔴افشای گوشه ای از فساد در کشور

🔴بانک آینده به رییس خودش ( علی انصاری) وام داده و این اقا رفته ایران مال را ساخته و به قیمت ۵ برابر به بانک آینده فروخته.
این بانک ۵۷۰ هزار میلیارد تومان به شرکت های زیر مجموعه خودش وام داده


💚🤍 💚🤍 💚🤍
#زن_زندگی_ازادی
نه سلطنت ، نه رهبری ، دموکراسی وحاکمیت ملی
🌹استقلال، ازادی ، جمهوری
🌹به تلگرام رادیوعصر جدید
خوش آمدید
https://t.me/RadioAsrjadid
🌹پیوند با واتس اپ رادیو👇
https://chat.whatsapp.com/KbaTwAeNuYTCnN60Jhsf2Q
🔥1
🔴ناصر مسعودی درگذشت

🔵 ناصر مسعودی، خواننده‌ی پیشکسوت، پس از چند ماه بیماری و بر اثر کهولت سن در بیمارستان آریای رشت درگذشت.
غصه نابودی تالاب انزلی، و ایران هزاران ناصر مسعودی را کشت و می کشد! رژیم اشغالگراسلامی دستنشانده گوادالوپیستها وظیفه نابودی تمامیت ایران را
انجام می‌دهد!
افسوس از مردم خموش و ترسیده
با این همه ستمگری آیا روزی خشن ترین قیام گرسنگان تاریخ ایران روی خواهد داد؟؟؟
یک روز معمولی در بازار پائین شهر تهران؛
از این بدتر هم، ممکن است بشود!؟

رحیم قمیشی

رفته‌ام نانوایی سنگکی.
می‌پرسم نان چند است؟
یک مدل نان ۱۵ هزار تومانی، که نگاه کردنش حال آدم را بد می‌کند، کوچک و نپخته.
نان متوسط ۳۰ هزار تومانی، نان ۵۰ هزاری و بالاخره نانی شبیه‌تر نان‌های سنگک‌ قدیمی؛ ۷۰ هزار تومان!
نانوایی آرد یارانه‌ای می‌گیرد، فکر نکنید آزاد پز است. کاملا قانونی و تحت نظارت مقامات مسئول.

برنج را میدان امام حسین قیمت می‌گیرم، الان فصل وفور برنج است.
نیمدانه‌اش ۱۶۵ هزار تومان است، برنج هاشمی ۳۰۵ هزار تومان، برنج طارم ۲۸۵ هزار، و برنج‌های بی‌کیفیت پر محصول، بالای دویست هزار تومان.
می‌پرسم اینها همان برنج‌هایی است که سال گذشته بین ۶۰ تا ۱۲۰ هزار تومان بوده.
می‌گوید دقیقاً!

میوه‌ها از ۱۰۰ هزار تومان شروع می‌شوند. نه در فروشگاه‌های لوکس میوه.
شلیل ۱۵۰ هزار تومان، هلو ۱۴۰ هزار، انار پیش‌رس ۱۲۰ هزار، انگور بالای ۱۰۰ هزار.
مرغ‌های بسیار بی‌کیفیت کیلویی ۱۳۵ هزار تومان و مرغ‌های با گرید بهتر، بالای ۱۵۰ هزار تومان. با تعجب می‌پرسم خیلی گران نشده؟ می‌خندد و می‌گوید قبلاً گران‌تر بوده، شانس آوردی امروز آمدی!

به قصابی که می‌رسم فقط نرخ‌ها را می‌خوانم، چه آسان نوشته‌اند گوسفندی یک میلیون و بیست هزار تومان، نیمی از آن پوست است و دنبه. تخم‌مرغ می‌خرم شانه‌ای ۱۶۵ هزار تومان. از فروشنده می‌پرسم یعنی گرانتر هم می‌شود؟ مطمئن می‌گوید؛ بزودی شانه‌ای ۲۰۰ هزار تومان باید بخری.
آخر در کمتر از سه ماه چرا بیش از دو برابر و سه برابر؟
می‌شود دویست گرم میوه بخرم و دو سه عدد تخم مرغ و صد گرم برنج و بیست گرم گوشت؟

بیچاره آنها که فرزندان مدرسه‌رو دارند.
دوستم برای ثبت نام دو فرزندش سیصد میلیون تومان پرداخت کرده، دبیرستانی ۱۸۰ میلیون دبستانی ۱۲۰. آنهم در منطقه پایین شهر. به او گفتم حتما مدارس لاکچری نامشان را نوشته‌ای. می‌گوید اصلاً.
مدارس دولتی جا ندارند، کیفیتی ندارند...
چشم‌هایم باز مانده.

من نه بازارهای لوکس می‌روم، نه قصابی‌های درجه یک، نه برنج فروشی‌های بی‌انصاف، نه میوه‌فروش‌های حریصی که بخواهند با فروش چند کیلو میوه درآمد نجومی داشته باشند، فروشنده‌ها، آدم‌هایی بدبخت‌تر از خودم. منطقه مرکزی و پایین شهر.
همه‌شان از من ناراحت‌تر...
هم خریدارهای دیگر، هم فروشنده‌ها.
خجالت می‌کشم از یکی‌شان که می‌گوید برادر کوچکترم رفته خارج و کارگری می‌کند. برایمان گاهی پول می‌فرستد. می‌گوید او کمک حال ماست!

به جای ده دوازده قلم سفارش خرید، به دو سه قلم اکتفا می‌کنم. همین‌قدری که این هفته هم بگذرد. ببینیم چه می‌خواهد بشود.
یعنی گران‌تر از این هم می‌خواهد بشود؟!
یعنی بدتر از این هم ممکن است؟
به یکی از فروشنده‌ها گفته بودم نمی‌خرم تا ارزانتر شود.
به من خندیده بود.
هنوز خنده‌اش آزارم می‌دهد.
- ارزان‌تر شود! منتظر باش...
خیلی به من برخورده بود.
من از اقشار نسبتا بالای اقتصادی جامعه هستم. حقوق بازنشستگی خیلی خوبی می‌گیرم. هزینه دارو و درمان مهمی ندارم. اجاره خانه نمی‌دهم. از خودم خودرو دارم.
و چنین درمانده شده‌ام...
دیگران چه می‌کنند!
آن کارگرهای روزمزد.
آن حداقل بگیرها.
آن معلمان.
آن بیکار شده‌ها بخاطر بحران انرژی.
آن زنان سرپرست خانوار.
آنها که مریض‌هایشان را باید درمان کنند...
آنها که دندان درد دارند!
آنها که اجاره خانه‌شان دو برابر شده
و ندارند.

هنوز تحریم‌های اصلی سازمان ملل برقرار نشده‌اند!
هنوز جنگی نشده.
مردم به هم ترحم می‌کنند.
هنوز به نیمه دوم سال که اصل گرانی‌ها شروع می‌شوند نرسیده‌ایم.
چه می‌خواهد بشود؟
یعنی بدتر از این هم ممکن است!

چهره فروشنده یادم می‌آید.
می‌لرزم...
یعنی قرار است باز هم بدتر شود؟
یعنی قرار است حسرت همین امروز را بخورم، که مجبور شدم دست خالی برگردم خانه...
واقعا دولتی وجود دارد؟
مدیریتی هست؟
بود و نبود آن‌ اصلا تفاوتی دارد!

خاک بر سر آنها که مسئولیت دارند
و مثل بز نگاه می‌کنند
روز به روز فلاکت مردم بیشتر می‌شود
و هیچ کاری نمی‌کنند
جز توجیه اینکه؛
"اگر ما نبودیم
شاید وضع‌تان از این هم بدتر می‌شد!"

خاک بر سرشان
🖕2
Forwarded from خردورزی، خردمندی تنها راه آزادگی بشر
در مورخه 1403.12.25صندلی های قطار مسافر بری گرمسار _ تهران. در ساعت حرکت ۸۰۲۰ دقیقه صبح ، از همان ابتدای مسیر پر شد و عده کثیری زن و بچه و سالمند ... ایستاده مسافت حدود صد کیلومتر را طی کردند...... هجوم مسافران برای سوار شدن در ایستگاه‌های دیگر چون پیشوا ورامین باقر آباد قرچک برای تصاحب صندلی خالی احتمالی همواره تنش آفرین و معضل شده است و باعث آسیب دیدگی رنان و کودکان و سالمندان و ناتوانان ، در این مسیر می شود ازدحام جمعیت در این مسیر به حدی است که همواره موجب درگیری و دعوا و تنش و .. بوده است مدیریت ضعیف در حرکت و ساعات حرکت و ... ، عدم امکانات و تجهیزات رفاهی و عدم تامین قطار ..... اعتراض و مخالفت مسافران را به همراه داشته است حتی شعار نویسی در قطار و ...و سابقه بستن راه آهن و جلوگیری از حرکت قطار های این مسیر را نیز دارند اما همچنان معضلات و مشکلات مسافران این مسیر پابرجاست و ادامه دارد
Forwarded from رصد بلوچستان
🔹استفاده تبلیغاتی جمهوری اسلامی از چهره‌های وابسته اقلیت‌ ها در سازمان ملل؛ فاصله عمیق ادعاهای برابری با واقعیت تبعیض در ایران

رصد بلوچستان/ جمهوری اسلامی ایران در نشست سالانه سازمان ملل که روز پنجشنبه ۶ آذرماه ۱۴۰۴ با حضور گزارشگر ویژه حقوق بشر و نمایندگان نهادهای مدنی برگزار شد، با اعزام چهره‌هایی همچون حمیرا ریگی و ناصر درخشان در کنار چند نماینده منصوب از جامعه‌ کُرد و زرتشتی، تلاش کرد تصویری از رعایت حقوق اقلیت‌های قومی و مذهبی در ایران ارائه دهد.

این افراد که سابقه همکاری نزدیک با ساختار قدرت دارند، از سوی حکومت به‌عنوان نمایندگان «بلوچ»، «اهل‌سنت» و «اقلیت‌های دینی» معرفی شدند، در حالی‌ که انتخاب آنان بازتاب‌دهنده واقعیت‌های میدانی و مطالبات این جوامع نیست.

اقدام جمهوری اسلامی برای نمایش برابری و مشارکت اقلیت‌ها، زمانی مورد نقد جدی قرار می‌گیرد که با وضعیت واقعی گروه‌های تحت تبعیض در ایران مقایسه شود. در بلوچستان، با وجود اینکه این استان تنها پنج درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهد، بیش از سی درصد اعدام‌شدگان در ایران بلوچ هستند؛ آماری که از سال‌ها امنیتی‌سازی، فقر ساختاری، تبعیض قضایی و سیاست‌گذاری‌های مبتنی بر سرکوب روایت می‌کند و در تضاد کامل با ادعای رعایت حقوق اتنیکی است.

در حوزه آزادی مذهبی نیز واقعیت روشن است. اهل‌سنت با وجود جمعیتی چند میلیونی در ایران، در پایتخت کشور حتی یک مسجد رسمی ندارند. این محرومیت آشکار، در کنار محدودیت‌های گسترده در آموزش دینی، ساخت مسجد و فعالیت‌های مذهبی، نشان می‌دهد که ادعای «برابری ادیان» در مجامع بین‌المللی چیزی جز یک چهره‌سازی سیاسی نیست.

سیاست‌های فارس‌محور در ساختار جمهوری اسلامی نیز طی چهار دهه اخیر مانع از آموزش زبان مادری برای ملت‌های بلوچ، کورد، تورک، عرب و دیگر گروه‌های غیرفارس شده است. این ممنوعیت، در کنار محتوای آموزشی یکسان‌ساز، بخشی از الگوی کلان حذف هویت‌های غیرفارس و تحمیل معیارهای فرهنگی مرکز است؛ الگویی که عملاً نابرابری فرهنگی را به یک وضعیت عادی و قابل‌قبول تبدیل کرده است.

در حوزه منابع، توسعه و توزیع امکانات، روند «عادی‌سازی استعمار داخلی» به‌وضوح دیده می‌شود. استان‌هایی چون اصفهان، قم، یزد و کرمان از تمرکز بی‌سابقه صنعت، آب، زیرساخت و فرصت‌های اقتصادی برخوردارند، در حالی‌ که بلوچستان، خوزستان، لرستان و مناطق کُردنشین با وجود دارا بودن منابع حیاتی، از ابتدایی‌ترین امکانات محروم‌اند. انسان غیرفارس و مناطق غیرفارس در این ساختار در حاشیه نگه داشته می‌شوند و فقر، محرومیت و ناامنی برای آنها به‌عنوان یک وضعیت طبیعی تعریف شده است.

سیاست تغییر بافت جمعیتی در بلوچستان نیز یکی از ابزارهای اصلی کنترل و مهندسی اجتماعی است. انتقال جمعیت غیربومی، ایجاد شهرک‌های نظامی و امنیتی، محدودیت در مالکیت زمین و بی‌توجهی به توسعه متوازن، از روش‌هایی است که هویت تاریخی بلوچستان را هدف قرار داده و بخشی از همان پروژه کلان تمرکزگرایی و حذف اراده سیاسی مردم محلی است.

در چنین شرایطی، حضور افراد منصوب و وابسته به ساختار قدرت در نشست‌های جهانی، نه نشانه مشارکت اقلیت‌ها، بلکه تلاشی سازمان‌یافته برای تحریف واقعیت و بی‌اعتبار کردن گزارش‌های مستقل حقوق بشری است. شکاف میان آنچه جمهوری اسلامی در سازمان ملل ادعا می‌کند و آنچه در بلوچستان، کُردستان، خوزستان و دیگر مناطق غیرفارس رخ می‌دهد، شکافی عمیق و بنیادین است؛ شکافی که با تبلیغات پر نمی‌شود و هر روز با آمار اعدام، فقر، تبعیض، سرکوب و بحران‌های انسانی آشکارتر می‌گردد.

تلگرام:
https://t.me/rasadbalochistan

واتساپ:
https://whatsapp.com/channel/0029VaDmhbL9Bb5sKqoQMS0P
🔥1
Forwarded from سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
در ذوب آهن چه می گذرد؟؟

کارخانه ذوب آهن اصفهان با دارا بودن بیش از ۲۱ هزار کارگر صنعتی، یک مجتمع مادر صنعتی و یک مرکز عمده کارگری بعد از شرکت نفت به شمار می رود. رویدادهای اقتصادی و کارگریش برای جامعه و جنبش کارگری و سندیکایی بسیار مهم و ارزشمند است.
در اواخر آبان ماه ۱۴۰۲ کارگران ذوب آهن با راهپیمایی ۲ روزه جهت اجرای طبقه بندی مشاغل، که سالهاست عقب افتاده، اعتراض خود را که از نامه نگاری ها و گفتگو با مقامات ذوب آهن تا اعتراضات و اعتصاب های پراکنده در بخش های گوناگون ذوب آهن به میدان اعتراض همگانی آوردند. متاسفانه با واکنش بی خردانه مدیریت و مجموعه نیروهای امنیتی با دستگیری ۵ تن از کارگران، برداشته شدن کارت ورود به کارخانه تا پرونده سازی برای بیش از ۵۰ نفر از کارگران انجامید.
واکنش مدیریت به این اعتصاب، اضافه کردن مبلغی بطور موقت به دریافتی های کارگران زیر پوشش طبقه بندی مشاغل و قول انجام طرح طبقه بندی مشاغل و تشکیل ستاد و استخدام های رنگارنگ مدیران طرح طبقه بندی مشاغل، به سرکوب کارگران دست زدند.
اما بعد از دوسال با نپرداختن حقوق تیرماه امسال این کارگران، شعله زیر خاکستر مانده اعتراضات را دوباره دامن زده و کارگران تصمیم گرفتند این بار ۲۸ ابان به استانداری رفته و اعتراض خود را در خیابان‌ به نمایش بگذارند که با بگیر و ببند و تهدید و بازداشت کارگران، این امر را ناکام گذاشتند.
سوال اینجاست:
آیا کارخانه درآمد ندارد؟؟
کارخانه زیان ده و کارگران خوب کار نمی کنند؟؟

آنچه از گزارش های مالی و کاری این کارخانه بر می آید چنین نیست. به این آمارها که در اول آذرماه امسال از سوی کارخانه داده شده توجه کنیم:
۱- رشد ده درصدی صادرات محصولات ذوب آهن در ششماهه نخست سال
۲- با تولید ریل ملی از خروج ۱۵ میلیون دلار ارز جلوگیری شد
۳- ثبت ۳ رکورد تولید در کارگاه های نورد ۶۵۰ و ۳۰۰ با سخت کوشی کارگران،

با توجه به داده های بالا از سوی کارخانه ذوب آهن، معلوم می گردد که نه تنها کارخانه زیان ده نیست بلکه کارخانه درآمد بسیار خوبی دارد و کارگران هم با تمامی تلاش خود کار می کنند.
پس مشکل چیست؟؟
اعتصاب کارگران در سال جاری به دلیل بسته شدن حساب های کارخانه به دلیل ندادن ۶ درصد مالیات به اداره دارایی بوده که مدیریت طی ۳ ماه نتوانست این مشکل را مدیریت کند. یعنی شرکتی که باید وظایف اداری دولتی خود را به خوبی انجام دهد از آن طفره رفته و موجب مسدودی حساب هایش گردیده است. یعنی مدیریتی بی لیاقت که زیاد هم تعجب آور نیست چرا که اکثر مدیران فعلی چنین هستند و مافیای سیستم سرمایه داری نئولیبرال چنین کسانی را می خواهد.
اما هنوز خشم و اعتراض کارگران پایان نیافته است چرا که نه تنها هنوز وعده اجرای طرح طبقه بندی مشاغل انجام نشده است بلکه کمیته ای هم برای خارج کردن بخش بزرگی از کارگران ذوب آهن از لیست مشاغل سخت و زیان آور، آغاز به فعالیت کرده است.

گرانی های هر روزه، مدیران بی لیاقت، دریافتی های حقیرانه که زندگی را هر روز سخت تر می کند، درمان و بیمه تکمیلی بی ارزش، محروم کردن کارگران از طرح طبقه بندی مشاغل و لیست مشاغل سخت و زیان آور، آن آتشی است که همچنان زیر خاکستر سکوت اجباری، شعله ور است.

تحریریه ماهنامه کارگری پیام سندیکا

ارتباط با ادمین
@S_felezkar

کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

Telegram (https://telegram.me/sfelezkar)

#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران

🌹🔨🌹🔧🍃🍀🌻🌺⚙️🌸

 
🔥1
وطن جاییست که مردمانش از آن گریزان نباشند و دوستش بدارند چرا که متعلق به همه‌شان است، جایی که خودِ انسان بودن در آن یک ارزش است، جایی که جان و آزادی و شرافتِ مردمانش بازیچه‌ی حاکمان نباشد.

جایی که همه در آن از حقوق و فرصت‌های برابر برخوردار باشند، که در آن آزادیِ فکر، آزادیِ بیان و آزادیِ پوشش آرزو نباشد، حق باشد، که همه از آزادیِ سبک زندگی و آزادی‌های فردی برخوردار باشند.

وطن جاییست که هیچکس بیرون از دایره‌ی تصمیم‌گیری نیست، همه حق دارند صدای خود را در سرنوشت سیاسی کشورشان داشته باشند: با رأی، با نظر، با نقد، اعتراض و مخالفت؛ قانون تبلور اراده‌ی جمعیِ همه شهروندان است و همه در برابر آن، نه روی کاغذ، که در عمل برابرند، هیچ شخص یا ارگانی بالاتر از قانون نیست.

وطن جاییست که حقوق بشر پایه‌ای‌ترین حقی‌ست که هر فردی صرفاً به‌خاطر انسان بودنش از آن برخوردار است، که عدالت نه فقط یک واژه بلکه تجربه‌ی روزمره‌ی شهروندان است، که آموزش نه امتیاز که حق همه است، که هیچکس از آموزش محروم نماند.
وطن جاییست که کسی احساس نکند دیده نمی‌شود یا بی‌صداست یا سهم‌اش از وطن کمتر است، که نه تبعیض قومی، نه تبعیض جنسیتی و نه سرکوب عقیدتی در این وطن جایی نداشته باشد.
جایی که کسی از ترسِ بی‌پناهی، فقر یا نداشتن تواناییِ درمان شب را با اضطراب به صبح نرساند، که هیچ مادر و پدری نگران سقفی برای شب، نانی برای سفره یا درمان برای فرزندش نباشد، که کرامت انسان با امنیت اجتماعی‌اش گره خورده باشد.
وطن جاییست که کرامت انسان مرز نمی‌شناسد و ساکنان این سرزمین زندگی را زندگی می‌کنند، نه دیوارها ما را جدا می‌کنند، نه تفاوت‌ها دشمنی می‌آورند، آزادی نه سهمِ خواص، که نفس کشیدنِ همه‌ی ماست.

ما این وطن را نه از سر خشم، که از سر مهر و با آگاهی می‌سازیم، نه با نفرت، که با امید، نه برای حذفِ دیگری، که برای شکُفتنِ همه.
#ما_خود_ایرانیم
یادداشتی از توماج

https://t.me/khabargar
1👏1
مرگ در هوای آلوده، یا مرگ با اعدام؟!

این پست کتایون ریاحی، هنرمند شجاع کشورمان است.
حمایت کتایون ریاحی از کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»: دعوت به اهتزاز پرچم عدالت

کتایون ریاحی، بازیگر برجسته و فعال مدنی مخالف رژیم جمهوری اسلامی، با انتشار استوری در اینستاگرام، ضمن بازنشر بیانیه کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»، به موج اعدام‌های اخیر در ایران اعتراض کرد.

او در استوری خود نوشت: «۹۲ اعدام در شهریور تا امروز! در کوچه و خیابان پرچم نه به اعدام به اهتزاز درآورید، تیشرت نه به اعدام بپوشید.»

ریاحی با این پیام، از مردم خواست تا با آگاهی‌بخشی و حمایت از حق حیات، در برابر اعدام‌های گسترده در ایران ایستادگی کنند.
بر اساس گزارشات مختلف در طول سال گذشته ۵۹۰۰۰ نفر بر اثر آلودگی هوا جان باخته اند. اگر این رقم را بر تعداد روزهای سال تقسیم کنیم، نتیجه فاجعه بار است. یعنی هر روز ۱۶۱ ایرانی جان خود را از دست داده است.

مرگ و میر در حوادث جاده ای هم هر سال بیش از بیست هزار نفر است. باضافه اینکه در سال گذشته ۱۵۰۰ نفر هم اعدام شده اند.

من که فقط خون دل می خورم و هیچ کاری از دستم نمی آید
👏3
تهدید پناهجویان و فعالان سیاسی توسط فردی مدعی ارتباط با نهادهای امنیتی؛ افزایش نگرانی در میان آسیب‌پذیرترین گروه‌ها

در روزهای گذشته مجموعه‌ای از پیام‌ها و کامنت‌هایی که به نام #بهزاد_بهرامی منتشر شده، بازتاب گسترده‌ای داشته است. در این پیام‌ها، او با لحنی تهدیدآمیز درباره مخالفان سیاسی سخن گفته و حتی به‌طور مستقیم ادعا کرده که در «تحویل دادن روح‌الله زم» نقش داشته و می‌تواند افراد دیگری را نیز «تحویل بدهد».
انتشار این کامنت‌ها — که اسکرین‌شات‌های آن‌ها موجود است — موجی از نگرانی عمیق در میان پناهجویان و فعالان سیاسی ایجاد کرده است؛ به‌ویژه کسانی که در ترکیه با خطر بازداشت، دیپورت یا فشارهای امنیتی روبه‌رو هستند. شماری از کاربران گفته‌اند این فرد پیش‌تر نیز پناهجویان را با عباراتی همچون «تحویل دادن به پلیس»، «برگرداندن به ایران» یا «رسیدن پای چوبه‌دار» تهدید کرده است.
اطلاعات جدیدی که طی روزهای اخیر به‌دست کنشگران حقوق بشر ایران رسیده نیز نگرانی‌ها را افزایش داده است. چندین پناهجوی سیاسی — به‌ویژه زنان — گزارش داده‌اند
🔥2