خبرگر
2.19K subscribers
25.1K photos
19.1K videos
165 files
36.2K links
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
Download Telegram
پیام زندانی سیاسی«گلرخ ابراهیمی(ایرایی) از زندان اوین به مناسبت ۱۷ شهریور!
***

برای جانباختگان ۱۷ شهریور
شش سال از جان باختنِ بچه‌ها می‌گذرد و ۴۶ سال از واقعه‌ی خونینِ میدان ژاله.
آن از یاد نرفت و این یک نیز.

چنان کُند از دل تاریخ عبور می‌کنیم که با گذشت یک قرن گویی چیزی تغییر نکرده است جز نام خیابان‌های شهر. با وجود سرنگونیِ دیکتاتوریِ پهلوی، نیروی انقلابی موفق به ایجاد گُسستی بنیادین در نظمِ قدیم نشد و حکومتِ نوپایِ اسلامی توانست با حفظ ساختار قدرت و امتداد شیوه‌های امنیتی، اطلاعاتی و نظامیِ رژیم ساقط شده‌ی پیشین بر نیروی انقلابی غلبه و به سرکوب مخالفان بر خیزد و هر تحرکی در داخل و مرزهای کشور را به خاک و خون کشد. بعد با تسلطِ مطلق بر سیستم قضائی، روندِ حذف فیزیکیِ مخالفان، قانونی و بر مبنای شرعِ اسلام فصل‌الخطابِ هر اعتراضی شد. رفته‌رفته نخبگان و مافیای ورزشی، هنری، تجاری و اقتصادی به خدمتِ قدرت در آمدند. این در شرایطی رقم می‌خورد که احزاب و تشکل‌ها غیرقانونی اعلام شدند و نیروهای انقلابی، نیروهای مترقی و کمونیستی توسط حکومت کشته یا وادار به ترکِ کشور شدند. شوراهای کارگری تعطیل و با موازی‌کاری، کارگران برای همیشه از مشارکت در امور کنار گذاشته شدند.
سیاست‌های رژیمِ تازه تاسیس در ساختار کلی و از لحاظ چیدمانِ نیروی امنیتی و نظامی و سیستم قضائی و چگونگیِ رفتار با جامعه به سیاق سابق بود. جامعه‌ی تک‌حزبی شکل گرفته بود. همان‌طور که محمدرضا پهلوی با اعلامِ «حزب فقط حزب رستاخیز» از هر آنکه ارادت به او و حزبش نداشت خواسته بود کشور را ترک کند و نهایتا به حذف مخالفان روی آورد، رژیم اسلامی نیز با اعلامِ «حزب فقط حزب‌الله» تمامی مخالفان را تا امروز حذف، حبس، یا وادار به ترکِ کشور کرد و مانع شکل‌گیریِ هر حزب و تشکلی جز وابستگانِ به حزب‌اللهی‌ها شد.
۱۷ شهریور ۱۳۹۷، چهل سال بعد از قتل‌عام وحشیانه‌ی صدها تن از مردم معترض به فقر و فلاکت و استبداد نظام شاهی، رامین، زانیار و لقمان عزیزمان به دار آویخته شدند تا فاجعه‌ی «جمعه ی سیاه» را که روایت آن‌را سینه به سینه شنیده بودیم، زندگی کنیم. نه با مفهومِ مرگ بیگانه بودیم و نه با سیاست‌های حذفی رژیم. فقط همه‌چیز داشت نزدیک‌تر می‌شد. ملموس‌تر می‌شد و عینیت پیدا می‌کرد. بچه‌ها را از بند برده بودند و فقط می‌دانستیم بعد از دو روز هنوز بر نگشته‌اند. در بند زنان اوین و در بی‌خبریِ جمعه‌ای سیاه و در اضطرابِ مبادا برنگشتنِ بچه‌ها بودیم که نامشان را در زیرنویس شبکه‌ی خبر خواندیم. بچه‌ها را کشته بودند و با همان شیوه‌ی استبداد پیشین، از منابع رسمیِ خبریِ حکومتی نام‌شان را به عنوان خرابکار و معاند اعلام و دلیل جان باختن‌شان در چرخه‌ی قتل حکومتی را تروریست بودنِ خود یا جریان سیاسی نزدیک به آنان مطرح کردند.
استبداد همواره با ماهیتِ خود برقرار است و تا زمانی که ساختار قدرت و طبقه‌ی مسلط بر جامعه با تمامِ شیوه‌ها و ابزارهای در خدمتش زیر و رو نشود، محکومیم به دوباره زیستنِ تاریخی که نخواندیمش.
شش سال از جان باختنِ بچه‌ها می‌گذرد و ۴۶ سال از واقعه‌ی خونینِ میدان ژاله. آن از یاد نرفت و این یک نیز.
ریشه‌کن کردنِ ستم با زیر و رو کردنِ همه‌جانبه‌ی ساختارِ قدرت میسر است. با انقلابی که صندلیِ قدرت را واژگونه و هر تعبیری از رأسِ هرمِ قدرت را ختثی کند. اعلی‌حضرت، ولی مطلقه‌ی فقیه، شاه یا رهبر نماد تسلطِ یک فرد و در امتدادِ آن سلطه‌ی تفکری‌ست که در پیِ آن بردگی، رعیت بودن و اُمتِ سرسپرده را به جامعه تحمیل و ستم و استثمار را به درازا می‌کشاند.
به یاد جان‌باختگان ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ و ۱۳۹۷ که ستم را تاب نیاوردند و از رگبار گلوله و طناب دار هراسی به دل راه ندادند.

گلرخ ایرایی
۱۷ شهریور ۱۴۰۳
زندان اوین

#رامین_حسین_پناهی
#زانیار_مرادی
#لقمان_مردای
#نه_به_اعدام