This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#دهه_شصت : سند جنـ۰ایت
و این تنها یک نفر از هزاران نفره. صدای ز۰خمها، تصویر حقیقت
هفده ساله بود .
دختری با چشمهایی که هنوز دنیا را کامل ندیده بود،
اما جمهوری اسلامی برایش حکم مر۰گ و تحقیر نوشته بود.
او را بردند.
در سلولهای تنگ، شبها نه از تاریکی،
بلکه از صدای قدمهای بازجو میترسید.
به تخت بستندش...
با کا۰بل، با باتوم،
با تحقـ۰یرهای جنـ۰س ی و روانی،
میخواستند بشکنندش.
او زنده موند — اما نه همون دختری که رفته بود.
بدنش از درد،
روحش از وحشت،
و آیندهاش از خاطره،
پُر شد.
و حالا...
حالا بعد از سالها سکوت، اون دختر برگشته.
صدای خودش شده،
صدای هزاران دختری که هیچوقت برنگشتن.
تصویرش هست،
صدای لرزانش هست،
اما حرفاش محکمتر از هر چوبهی دا۰ریست که جمهوری اسلامی ساخته.
میگه:
«شکنـ۰جه شدم، بر-هنه شدم، اما تسلیم نشدم.»
و ما با تمام وجود، باورش میکنیم.
این فقط یه خاطره نیست.
این فریاده.
این سند جنـ۰ایته.
و این تنها یک نفر از هزاران نفره.
امروز اگر فریاد میزنیم،
اگر مینویسیم،
اگر افشا میکنیم،
برای اینه که دیگه هیچ دختری توی هیچ بازداشتی تنها نمونه.
#زنان_دهه_شصت
#اعتراضات_سراسری #دادخواهی
و این تنها یک نفر از هزاران نفره. صدای ز۰خمها، تصویر حقیقت
هفده ساله بود .
دختری با چشمهایی که هنوز دنیا را کامل ندیده بود،
اما جمهوری اسلامی برایش حکم مر۰گ و تحقیر نوشته بود.
او را بردند.
در سلولهای تنگ، شبها نه از تاریکی،
بلکه از صدای قدمهای بازجو میترسید.
به تخت بستندش...
با کا۰بل، با باتوم،
با تحقـ۰یرهای جنـ۰س ی و روانی،
میخواستند بشکنندش.
او زنده موند — اما نه همون دختری که رفته بود.
بدنش از درد،
روحش از وحشت،
و آیندهاش از خاطره،
پُر شد.
و حالا...
حالا بعد از سالها سکوت، اون دختر برگشته.
صدای خودش شده،
صدای هزاران دختری که هیچوقت برنگشتن.
تصویرش هست،
صدای لرزانش هست،
اما حرفاش محکمتر از هر چوبهی دا۰ریست که جمهوری اسلامی ساخته.
میگه:
«شکنـ۰جه شدم، بر-هنه شدم، اما تسلیم نشدم.»
و ما با تمام وجود، باورش میکنیم.
این فقط یه خاطره نیست.
این فریاده.
این سند جنـ۰ایته.
و این تنها یک نفر از هزاران نفره.
امروز اگر فریاد میزنیم،
اگر مینویسیم،
اگر افشا میکنیم،
برای اینه که دیگه هیچ دختری توی هیچ بازداشتی تنها نمونه.
#زنان_دهه_شصت
#اعتراضات_سراسری #دادخواهی
👍2😢2