خبرگر
#انقلاب_زنانه #زنانپیشرو #آزادی_جامعه_درگرو_آزادی_زنان_است #سپیده_فرهان https://t.me/khabargar
کلمات و خاطرات در مغزم گیج و حیرانند…
وقتی یکی از هم بندیان سابقم خبر درگذشت سپیده فرهان را برایم فرستاد زمین و زمان دور سرم چرخید و هنوز متوقف نشده…
سال۹۸ وقتی از انفرادیِ تنبیهی سپاه به بند بازگشتم او را برای اجرای دو سال حبس به اوین آورده بودند، با هم دوست شدیم، هم سفره بودیم، پیشتر مچ پایش شکسته بود درد آزارش میداد و اجازه درمان به او نمیدادند، خوش روحیه و خنده رو بود، همیشه لیوان نسکافه در دستش بود، آبان ۹۹ از وزارت اطلاعات برای هم نشینی با ما، امضای بیانیه های جمعی و شرکت در مراسمهای سیاسیِ بند به او تذکر دادند، به او گفتند درخواست آزادی مشروط بنویسد، نه تنها حاضر به نوشتن درخواست آزادی مشروط نشد بلکه به تندی با مامور وزارت اطلاعات برخورد کرده بود، همان روز به او گفتند منتظر عواقب برخوردت باش، نیمه آذر ۹۹ او را به بند امنیتی زندان قرچک تبعید کردند، پیش و پس از آن هر کسی را که به زندان قرچک تبعید کردند اتهام عمومی یا محل سکونت را بهانه تبعید قرار دادند، اما اتهام سپیده عمومی نبود و محل سکونتش کرج بود، او را برای تنبیه و شکنجه به قرچک تبعید کرده بودند…
در نهایت نیمه تیر ۹۹ از زندان قرچک آزاد شد، در آن زمان خودم در تبعید زندان لاکان رشت بودم و خوشحال از آزادی او که در زندان چون عضو خانوادهام شده بود. وقتی از زندان آزاد شدم با او صحبت کردم، خاطراتمان را مرور کردیم، باورش نمیشد که یادگاری را که در زندان با دستان خودش برایم درست کرده بود را تا لاکان و بعد از آزادی با خود داشته باشم، گفت از ایران رفته و در ترکیه است، گفت وقتی در ترکیه بود پدر عزیزش را از دست داده، زندگی و کار بسیار سختی در ترکیه داشت، افسرده شده بود یک بار گفت قصد دارد به ایران بازگردد،او را منصرف کردم اما گویا حدود سه ماه پیش بیخبر به ایران بازگشته بود و دیروز کشته شد. میگویم کشته شد چون در ایران تحت اشغال ج.ا حتی تصادف، خودکشی و مرگ بر اثر بیماری هم سیاسیست و ج.ا مسئول آن…
🖍 از اینستاگرام آتنا دایمی
#آتنا_دایمی
#سپیده_فرهان
#مرگ_بر_جمهوری_اسلامی
#زن_زندگی_آزادی
https://t.me/khabargar
وقتی یکی از هم بندیان سابقم خبر درگذشت سپیده فرهان را برایم فرستاد زمین و زمان دور سرم چرخید و هنوز متوقف نشده…
سال۹۸ وقتی از انفرادیِ تنبیهی سپاه به بند بازگشتم او را برای اجرای دو سال حبس به اوین آورده بودند، با هم دوست شدیم، هم سفره بودیم، پیشتر مچ پایش شکسته بود درد آزارش میداد و اجازه درمان به او نمیدادند، خوش روحیه و خنده رو بود، همیشه لیوان نسکافه در دستش بود، آبان ۹۹ از وزارت اطلاعات برای هم نشینی با ما، امضای بیانیه های جمعی و شرکت در مراسمهای سیاسیِ بند به او تذکر دادند، به او گفتند درخواست آزادی مشروط بنویسد، نه تنها حاضر به نوشتن درخواست آزادی مشروط نشد بلکه به تندی با مامور وزارت اطلاعات برخورد کرده بود، همان روز به او گفتند منتظر عواقب برخوردت باش، نیمه آذر ۹۹ او را به بند امنیتی زندان قرچک تبعید کردند، پیش و پس از آن هر کسی را که به زندان قرچک تبعید کردند اتهام عمومی یا محل سکونت را بهانه تبعید قرار دادند، اما اتهام سپیده عمومی نبود و محل سکونتش کرج بود، او را برای تنبیه و شکنجه به قرچک تبعید کرده بودند…
در نهایت نیمه تیر ۹۹ از زندان قرچک آزاد شد، در آن زمان خودم در تبعید زندان لاکان رشت بودم و خوشحال از آزادی او که در زندان چون عضو خانوادهام شده بود. وقتی از زندان آزاد شدم با او صحبت کردم، خاطراتمان را مرور کردیم، باورش نمیشد که یادگاری را که در زندان با دستان خودش برایم درست کرده بود را تا لاکان و بعد از آزادی با خود داشته باشم، گفت از ایران رفته و در ترکیه است، گفت وقتی در ترکیه بود پدر عزیزش را از دست داده، زندگی و کار بسیار سختی در ترکیه داشت، افسرده شده بود یک بار گفت قصد دارد به ایران بازگردد،او را منصرف کردم اما گویا حدود سه ماه پیش بیخبر به ایران بازگشته بود و دیروز کشته شد. میگویم کشته شد چون در ایران تحت اشغال ج.ا حتی تصادف، خودکشی و مرگ بر اثر بیماری هم سیاسیست و ج.ا مسئول آن…
🖍 از اینستاگرام آتنا دایمی
#آتنا_دایمی
#سپیده_فرهان
#مرگ_بر_جمهوری_اسلامی
#زن_زندگی_آزادی
https://t.me/khabargar
Telegram
خبرگر
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
❤6👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زَنانِ سیاسی
زیباتراَند !
این زَخمه هایِ زیتون را
مَزارعِ مَهتابی ،
شَهادت خواهند داد
تُفنگی :
که بر پیلهْ زارِ فَقر
به تَعبیرِ نان ،
می غُرّد
یا حَـتّا ...
گیاهی که در پَرگارِ یک گودال
قَد می کِشد تا دیوار
هَر دو از ترانه ای در خاطراتِ زَنانه ،
آغاز می شوند
زیرا
مادرانِ مان ،
خورشیدها زائیدهاَند
📚 #محمود_درویش
✍️ #ترجمه_امید_آدینه
✅ #سپیده_فرهان
✅ #نابود_باد_جمهوری_جنایت
✅ #زن_زندگی_آزادی
✅ صدایی ناسور و رنجور را از گلوگاه خونین #سپیده_فرهان می شنویم ... !
https://t.me/khabargar
زیباتراَند !
این زَخمه هایِ زیتون را
مَزارعِ مَهتابی ،
شَهادت خواهند داد
تُفنگی :
که بر پیلهْ زارِ فَقر
به تَعبیرِ نان ،
می غُرّد
یا حَـتّا ...
گیاهی که در پَرگارِ یک گودال
قَد می کِشد تا دیوار
هَر دو از ترانه ای در خاطراتِ زَنانه ،
آغاز می شوند
زیرا
مادرانِ مان ،
خورشیدها زائیدهاَند
📚 #محمود_درویش
✍️ #ترجمه_امید_آدینه
✅ #سپیده_فرهان
✅ #نابود_باد_جمهوری_جنایت
✅ #زن_زندگی_آزادی
✅ صدایی ناسور و رنجور را از گلوگاه خونین #سپیده_فرهان می شنویم ... !
https://t.me/khabargar
❤2🕊1
#سپیده_قلیان تُف کرد انگار هشتاد میلیون همزمان تُف کردن به دم و تشکیلات جمهوریاسلامی:)) بهت افتخار میکنیم دختر جسور... دادگاه غیرعلنی #سپیده_قلیان با تُف کردن سپیده به صورت آمنه سادات ذبیحپور به پایان رسید
آمنه سادات ذبیحپور از همان بدو ورود به جلسه طرح اتهاماتی از قبیل «جاسوسی» و «اغتشاشگری» را علیه سپیده قلیان آغاز کرد و به تهدید وی ادامه داد. در مقابل پرسش وکلای سپیده قلیان در رابطه با مجوز ساخت مستند «طراحی سوخته»، پاسخی نداشت. آمنه سادت ذبیحپور همچنین بارها به حضور بدون روسری سپیده اعتراض کرد که قاضی در پاسخ اعلام کرد به دلیل حضور بدون حجاب در دادگاه، برای بار دوم برای سپیده قرار مجرمیت صادر میکند.
سپیده قلیان از خبرنگاران شریفی همچون «نیلوفر حامدی» و «الهه محمدی» یاد کرد.
آمنهسادات ذبیحپورمدعی شد که مردم او را دوست دارند و او حرف مردم را میزند. اما سپیده در پایان از طرف مردم در صورت او تف کرد.
آمنه سادات ذبیحپور از همان بدو ورود به جلسه طرح اتهاماتی از قبیل «جاسوسی» و «اغتشاشگری» را علیه سپیده قلیان آغاز کرد و به تهدید وی ادامه داد. در مقابل پرسش وکلای سپیده قلیان در رابطه با مجوز ساخت مستند «طراحی سوخته»، پاسخی نداشت. آمنه سادت ذبیحپور همچنین بارها به حضور بدون روسری سپیده اعتراض کرد که قاضی در پاسخ اعلام کرد به دلیل حضور بدون حجاب در دادگاه، برای بار دوم برای سپیده قرار مجرمیت صادر میکند.
سپیده قلیان از خبرنگاران شریفی همچون «نیلوفر حامدی» و «الهه محمدی» یاد کرد.
آمنهسادات ذبیحپورمدعی شد که مردم او را دوست دارند و او حرف مردم را میزند. اما سپیده در پایان از طرف مردم در صورت او تف کرد.
👍13
چقدر این دختر #سپیده_قلیان شجاعه. با تُفی که امروز تو دادگاه تو صورت نجس این هرزه ولایی انداخت، جان تازهای به همه ما داد ❤️
بهت افتخار میکنیم شیرزن قهرمان، آخر این قصه ما پیروزیم و باهم بر گورشان میرقصیم ✌️
بهت افتخار میکنیم شیرزن قهرمان، آخر این قصه ما پیروزیم و باهم بر گورشان میرقصیم ✌️
❤6👏3
#سپیده_رشنو، نویسنده و مترجم میگوید در پرونده جدید خود به شش ماه حبس تعزیری، پرداخت ۱۰ میلیون تومان جزای نقدی، ممنوعیت حضور یکساله در اینستاگرام و «امحاء و حذف دائمی صفحهٔ اینستاگرام فعلی» محکوم شده است.
خانم رشنو روز یکشنبه هفتم آبان در اینستاگرام نوشت که این حکم «سه سال و هفت ماه از پروندهٔ اول (اتوبوس تیرماه) را از تعلیق خارج میکند» و او با این حساب باید چهار سال و یک ماه حبس را تحمل کند.
او در انتها تأکید کرده که این حکم به دلیل آنکه او «به دنبال ابتداییترین حقوق انسانی» خود بوده، صادر شده است.
خانم رشنو پیش از این اعلام کرده بود که اتهامات او در پرونده جدید «تشویق به فساد و فحشا و تبلیغ علیه نظام» است که «مصداق آنها تنها پست اول صفحهٔ اینستاگرام من است».
او که سه ماه پیش از مرگ مهسا امینی در اعتراض به حجاب اجباری بازداشت و شکنجه شده بود، روز ۱۰ مهرماه امسال با انتشار عکسی از خود بدون حجاب اجباری نوشت که با همین پوشش به همراه وکیلش در دادگاه حاضر میشود تا از خود دفاع کند.
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
#آرمیتا_گراوند
#خشونت_سیستماتیک
#شکنجهی_سفید
#خبرگرارگان_ستمدیدگان_دادخواه_وصدای_بیصدایان_ایران
#کمپین_یکمیلیون_امضای_زنان_برای_برابری_باحقوق_مردان_ایران
#جنبش_همبستگی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران
#شورای_سراسری_کانونهاوشوراهای_صنفی_سیاسی_معلمان_ایران
#شورای_متحده_سندیکاها_اتحادیهاوشوراهای_مستقل_وآزادکارگران_وزحمتکشان_ایران
#وحدت_ملی_ایرانیان
#پیمان_همکاری
#شورای_ملی_مقاومت_ایران
#حزب_اتحادچپ_ایران
#حزب_مشروطه_ایران
#حزب_ایران_آباد
#حزب_دموکراتیک_مسیحی_ایران
#حزب_براندازان_ایران
#شورای_ملی_تصمیم_ایران
#شورای_هماهنگی_رهبری_انقلاب_ملی_دموکراتیک_مردمان_ایران
#تلویزیون_دیدگاه
#تلویزیون_گردآفرید
@mansoor1999
https://t.me/khabargar
خانم رشنو روز یکشنبه هفتم آبان در اینستاگرام نوشت که این حکم «سه سال و هفت ماه از پروندهٔ اول (اتوبوس تیرماه) را از تعلیق خارج میکند» و او با این حساب باید چهار سال و یک ماه حبس را تحمل کند.
او در انتها تأکید کرده که این حکم به دلیل آنکه او «به دنبال ابتداییترین حقوق انسانی» خود بوده، صادر شده است.
خانم رشنو پیش از این اعلام کرده بود که اتهامات او در پرونده جدید «تشویق به فساد و فحشا و تبلیغ علیه نظام» است که «مصداق آنها تنها پست اول صفحهٔ اینستاگرام من است».
او که سه ماه پیش از مرگ مهسا امینی در اعتراض به حجاب اجباری بازداشت و شکنجه شده بود، روز ۱۰ مهرماه امسال با انتشار عکسی از خود بدون حجاب اجباری نوشت که با همین پوشش به همراه وکیلش در دادگاه حاضر میشود تا از خود دفاع کند.
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
#آرمیتا_گراوند
#خشونت_سیستماتیک
#شکنجهی_سفید
#خبرگرارگان_ستمدیدگان_دادخواه_وصدای_بیصدایان_ایران
#کمپین_یکمیلیون_امضای_زنان_برای_برابری_باحقوق_مردان_ایران
#جنبش_همبستگی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران
#شورای_سراسری_کانونهاوشوراهای_صنفی_سیاسی_معلمان_ایران
#شورای_متحده_سندیکاها_اتحادیهاوشوراهای_مستقل_وآزادکارگران_وزحمتکشان_ایران
#وحدت_ملی_ایرانیان
#پیمان_همکاری
#شورای_ملی_مقاومت_ایران
#حزب_اتحادچپ_ایران
#حزب_مشروطه_ایران
#حزب_ایران_آباد
#حزب_دموکراتیک_مسیحی_ایران
#حزب_براندازان_ایران
#شورای_ملی_تصمیم_ایران
#شورای_هماهنگی_رهبری_انقلاب_ملی_دموکراتیک_مردمان_ایران
#تلویزیون_دیدگاه
#تلویزیون_گردآفرید
@mansoor1999
https://t.me/khabargar
🤔2😱2
استقبال زنان زندانی در اوین از مقامات قضایی!!
روز چهارشنبه شش دیماه زمانی که قضات دادگاه انقلاب و مقامات قضائی به بند زنان آمدند و مواجهه و مقاومت زنان در مقابل سرکوب، شکنجه، زندان و اعدام شکل گرفت، صحنههایی بهیاد ماندنی به تصویر کشیده شد.
صحنهای که مقابل چشمانم بود تصویری واضح و قدرتمند از برپاییِ یک” داد”گاه و” داد”خواهی مردمی علیه عوامل قضائیِ دخیل در جنایتها بود که احکام ضد بشری را صادر و اجرا کرده بودند.
زنانی که در داخل زندان با شجاعت و شهامت در مقابل قضات صادر کننده احکامشان ایستاده بودند و تنها خواستهشان توقف سرکوب و خشونت علیه مردم ایران بود.
آنها فریاد میزدند و از مقامات میخواستند که اعدام و شکنجه را متوقف کنند.
قضات و مقاماتی که در میان دهها نیروی امنیتی جرات بیرون آمدن از در اتاق یا پذیرفتن ورود ما زنان به اتاقهایشان را نداشتند.
این لحظه همان لکنت زبان جنایتکار در مقابل دادخواه است.
صحنه عجیبی بود. ما زندانیان جلوی در ایستاده بودیم و تکان نمیخوردیم. نیروهای امنیتی و زندانبانها ما را به اینطرف و آنطرف میکشیدند. یکی دو بار زمین خورده اما دوباره بلند شدیم و ایستادیم. دستهایمان را به شکل قلاب زنجیر کردیم و شعار و سرود خواندیم.
یک لحظه در راهروی بند هیچ نبود جز فریاد طنینانداز زنان : “محسن شکاری” “محسن شکاری” “محسن شکاری”.. و تصویر عموزاد از لای نردههای پنجره افسرنگهبانی که سرش پائین و پائینتر میافتاد، تصویری به یاد ماندنی شد در خاطرمان.
ای کاش عکاسی از آن لحظه عکس میگرفت.
این شکوه فریاد دادخواهی علیه بیدادگر و ظالم است. این زیبایی سر برآوردن عدالتخواهی در بارگاه ظلم بیامان، در بند زنان است.
در آن لحظه #گلرخ را میبینم که با یکی از ماموران بحث میکند و میگوید به جای عقب راندن ما یک بار رو به سوی آنان بگیر و به آنان بگو جنایت بس است. قتل و کشتار بس است. به جای ما آنان را متوقف کن که دستشان در خون است.
صدای فریاد دیگری را میشنوم. #سپیده سرش را از لای میلههای پنجره جلو میبرد و خطاب به عموزاد میگوید چرا محسن را کشتی؟ چرا محمد مهدی کرمی را کشتید؟
بیاختیار دیگری فریاد میکشد #ماشالله_کرمی کجاست؟ چرا آزادش نمیکنید؟
#محبوبه با لهجه جنوبی فریاد میزند کیان را خودتان کشتید. حالا میخواهید مجاهد کورکور را اعدام کنید؟
صدای #سروناز را از پشت در قفل شده و صورت پر حرارتش را از دریچه کوچکش میبینم و میشنوم فریاد میزند: “ محسن شکاری زنده است.” “ خون سرد نمیشه.”
از پشت درِ قفل شده، کمی دورتر از ما زنان فریاد میزنند رضا رسائی را نکشید و با مشت بر در می کوبند.
به نظرم میآید این باشکوهترین “داد”گاه است.
صدایم بلند میشود و به جمع سخنرانان میپیوندم.” این یک دادخواهی مردمی است . جلوه و تصویری از “ داد” گاه شما قضاتِ دادگاه انقلاب و مقامات قضائیست که دست به اِعمال شکنجه و اعدام زدهاید. خوب احساس کنید.
احساس کنید زمانی که در مقابل مردم رنجکشیده ایران با این پرسش مواجه خواهید شد “که چرا فرزندان این سرزمین را کشتهاید؟ چرا جوانان را اعدام کردهاید؟ چرا زنان و مردان را شکنجه و زندان کردهاید به چه حالی خواهید افتاد؟ شما الان که هنوز در مسند قدرتید و در داخل زندان جمهوریاسلامی در میان گارد مسلح محافظت میشوید، جرات ندارید که به میان ما نُه زن زندانی بیائید یا درِ اتاق را باز کنید و در مقابل ما بایستید و پاسخگوی رفتارتان باشید.
یقین دارم در پیشگاه مردم در روز دادخواهی نیز نخواهید توانست حتا یک کلمه بر زبان برانید. اینجا دادگاه مردمی در قلب زندان اوین در بند زنان سیاسی-عقیدتی برای امر دادخواهیست.
این تاریخ را به ذهنتان بسپارید.
صدای اعتراض بلندتر از قبل در تمام زوایای ساختمان میپیچد. “دست از صدور احکام اعدام بردارید. ماشین مرگ، اعدام و شکنجه را متوقف کنید. دلیل به اینجا آمدنمان نه احکامیست که علیه خودمان صادر شده است و نه زندانیست که با افتخار تحمل میکنیم. ما اینجا آمدهایم که بگوییم خشونت علیه مردم را متوقف کنید. آمدهایم بگوئیم مقاومت و اعتراض ادامه دارد و جنبش “زن، زندگی، آزادی” زنده است.”
موج فریاد رسای زنان در فضای زندان پیچیده بود . ای کاش صدابرداری بود و سکوت محض خفت الود مقامات و قضات را که قادر به براوردن یک کلمه از همان دهانهایی که احکام مرگ و زندان را پشت میزهایشان بلند میخوانند، نبودند، ضبط می کرد. این سکوت برای تاریخ شنیدنی است و قطعا تکرار خواهد شد.
گرچه این تصویر به دوربین هیچ عکاسی راه نیافت اما در روح و روان ما و ذهن جنایتکاران ثبت تاریخی شد. زنده باد مقاومت و امید
#نرگس_محمدی
۶ دی ۱۴۰۲
زندان اوین
#زن_زندگی_آزادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد https://t.me/khabargar
روز چهارشنبه شش دیماه زمانی که قضات دادگاه انقلاب و مقامات قضائی به بند زنان آمدند و مواجهه و مقاومت زنان در مقابل سرکوب، شکنجه، زندان و اعدام شکل گرفت، صحنههایی بهیاد ماندنی به تصویر کشیده شد.
صحنهای که مقابل چشمانم بود تصویری واضح و قدرتمند از برپاییِ یک” داد”گاه و” داد”خواهی مردمی علیه عوامل قضائیِ دخیل در جنایتها بود که احکام ضد بشری را صادر و اجرا کرده بودند.
زنانی که در داخل زندان با شجاعت و شهامت در مقابل قضات صادر کننده احکامشان ایستاده بودند و تنها خواستهشان توقف سرکوب و خشونت علیه مردم ایران بود.
آنها فریاد میزدند و از مقامات میخواستند که اعدام و شکنجه را متوقف کنند.
قضات و مقاماتی که در میان دهها نیروی امنیتی جرات بیرون آمدن از در اتاق یا پذیرفتن ورود ما زنان به اتاقهایشان را نداشتند.
این لحظه همان لکنت زبان جنایتکار در مقابل دادخواه است.
صحنه عجیبی بود. ما زندانیان جلوی در ایستاده بودیم و تکان نمیخوردیم. نیروهای امنیتی و زندانبانها ما را به اینطرف و آنطرف میکشیدند. یکی دو بار زمین خورده اما دوباره بلند شدیم و ایستادیم. دستهایمان را به شکل قلاب زنجیر کردیم و شعار و سرود خواندیم.
یک لحظه در راهروی بند هیچ نبود جز فریاد طنینانداز زنان : “محسن شکاری” “محسن شکاری” “محسن شکاری”.. و تصویر عموزاد از لای نردههای پنجره افسرنگهبانی که سرش پائین و پائینتر میافتاد، تصویری به یاد ماندنی شد در خاطرمان.
ای کاش عکاسی از آن لحظه عکس میگرفت.
این شکوه فریاد دادخواهی علیه بیدادگر و ظالم است. این زیبایی سر برآوردن عدالتخواهی در بارگاه ظلم بیامان، در بند زنان است.
در آن لحظه #گلرخ را میبینم که با یکی از ماموران بحث میکند و میگوید به جای عقب راندن ما یک بار رو به سوی آنان بگیر و به آنان بگو جنایت بس است. قتل و کشتار بس است. به جای ما آنان را متوقف کن که دستشان در خون است.
صدای فریاد دیگری را میشنوم. #سپیده سرش را از لای میلههای پنجره جلو میبرد و خطاب به عموزاد میگوید چرا محسن را کشتی؟ چرا محمد مهدی کرمی را کشتید؟
بیاختیار دیگری فریاد میکشد #ماشالله_کرمی کجاست؟ چرا آزادش نمیکنید؟
#محبوبه با لهجه جنوبی فریاد میزند کیان را خودتان کشتید. حالا میخواهید مجاهد کورکور را اعدام کنید؟
صدای #سروناز را از پشت در قفل شده و صورت پر حرارتش را از دریچه کوچکش میبینم و میشنوم فریاد میزند: “ محسن شکاری زنده است.” “ خون سرد نمیشه.”
از پشت درِ قفل شده، کمی دورتر از ما زنان فریاد میزنند رضا رسائی را نکشید و با مشت بر در می کوبند.
به نظرم میآید این باشکوهترین “داد”گاه است.
صدایم بلند میشود و به جمع سخنرانان میپیوندم.” این یک دادخواهی مردمی است . جلوه و تصویری از “ داد” گاه شما قضاتِ دادگاه انقلاب و مقامات قضائیست که دست به اِعمال شکنجه و اعدام زدهاید. خوب احساس کنید.
احساس کنید زمانی که در مقابل مردم رنجکشیده ایران با این پرسش مواجه خواهید شد “که چرا فرزندان این سرزمین را کشتهاید؟ چرا جوانان را اعدام کردهاید؟ چرا زنان و مردان را شکنجه و زندان کردهاید به چه حالی خواهید افتاد؟ شما الان که هنوز در مسند قدرتید و در داخل زندان جمهوریاسلامی در میان گارد مسلح محافظت میشوید، جرات ندارید که به میان ما نُه زن زندانی بیائید یا درِ اتاق را باز کنید و در مقابل ما بایستید و پاسخگوی رفتارتان باشید.
یقین دارم در پیشگاه مردم در روز دادخواهی نیز نخواهید توانست حتا یک کلمه بر زبان برانید. اینجا دادگاه مردمی در قلب زندان اوین در بند زنان سیاسی-عقیدتی برای امر دادخواهیست.
این تاریخ را به ذهنتان بسپارید.
صدای اعتراض بلندتر از قبل در تمام زوایای ساختمان میپیچد. “دست از صدور احکام اعدام بردارید. ماشین مرگ، اعدام و شکنجه را متوقف کنید. دلیل به اینجا آمدنمان نه احکامیست که علیه خودمان صادر شده است و نه زندانیست که با افتخار تحمل میکنیم. ما اینجا آمدهایم که بگوییم خشونت علیه مردم را متوقف کنید. آمدهایم بگوئیم مقاومت و اعتراض ادامه دارد و جنبش “زن، زندگی، آزادی” زنده است.”
موج فریاد رسای زنان در فضای زندان پیچیده بود . ای کاش صدابرداری بود و سکوت محض خفت الود مقامات و قضات را که قادر به براوردن یک کلمه از همان دهانهایی که احکام مرگ و زندان را پشت میزهایشان بلند میخوانند، نبودند، ضبط می کرد. این سکوت برای تاریخ شنیدنی است و قطعا تکرار خواهد شد.
گرچه این تصویر به دوربین هیچ عکاسی راه نیافت اما در روح و روان ما و ذهن جنایتکاران ثبت تاریخی شد. زنده باد مقاومت و امید
#نرگس_محمدی
۶ دی ۱۴۰۲
زندان اوین
#زن_زندگی_آزادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد https://t.me/khabargar
Telegram
خبرگر
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
بیانیه جمعی از دانشجویان و دانشآموختگان دانشگاه هنر در حمایت از سپیده رشنو
"شما به آگاهی و ارادهها باختهاید"
برای #سپیده_رشنو
برای سپیده که به جرم ایستادن پای یکی از اولیهترین حقوق انسانی یعنی حق انتخاب نوع پوشش به چهار سال حبس محکوم شده است.
ناگفته پیداست که چهار سال اسارت سیاه تغییری در حقیقت تو ایجاد نخواهد کرد
در حقیقت شجاعت و آزادگی تو،
حقیقت شوریدگی و رهایی تو،
کنار تو ایستادهایم
همراهیم و همدرد
سپیدهی ما
"زیرا که چون آفتاب فرو شود افق سرخ بماند از پس او. آنگاه سرخی برود و آن سپیدی بر پهنا بماند که برابر سپیدهی صبح است."
#زن_زندگی_آزادی
#مرگ_بر_دیکتاتور #مهسا_امینی #نه_به_جمهوری_اسلامی #ما_ادامه_داریم #علیه_فراموشی #دادخواهی
#زن_زندگى_آزادى #اعتراضات_سراسری
#مرگ_بر_دیکتاتور #زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_زن_زندگی_آزادی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#ایستادهایم_تا_پایان
#اعتصابات_سراسری
#مرگ_بر_خامنه_ای_لعنت_بر_خمینی
#مرگ_بر_خامنهای #منصوراسانلوکارگرسندیکالیست_فرزندباقراسانلوازایل_اسانلوسخنگوی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران_عضوشورای_ملی_تصمیم_ایران
https://t.me/khabargar
"شما به آگاهی و ارادهها باختهاید"
برای #سپیده_رشنو
برای سپیده که به جرم ایستادن پای یکی از اولیهترین حقوق انسانی یعنی حق انتخاب نوع پوشش به چهار سال حبس محکوم شده است.
ناگفته پیداست که چهار سال اسارت سیاه تغییری در حقیقت تو ایجاد نخواهد کرد
در حقیقت شجاعت و آزادگی تو،
حقیقت شوریدگی و رهایی تو،
کنار تو ایستادهایم
همراهیم و همدرد
سپیدهی ما
"زیرا که چون آفتاب فرو شود افق سرخ بماند از پس او. آنگاه سرخی برود و آن سپیدی بر پهنا بماند که برابر سپیدهی صبح است."
#زن_زندگی_آزادی
#مرگ_بر_دیکتاتور #مهسا_امینی #نه_به_جمهوری_اسلامی #ما_ادامه_داریم #علیه_فراموشی #دادخواهی
#زن_زندگى_آزادى #اعتراضات_سراسری
#مرگ_بر_دیکتاتور #زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_زن_زندگی_آزادی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#ایستادهایم_تا_پایان
#اعتصابات_سراسری
#مرگ_بر_خامنه_ای_لعنت_بر_خمینی
#مرگ_بر_خامنهای #منصوراسانلوکارگرسندیکالیست_فرزندباقراسانلوازایل_اسانلوسخنگوی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران_عضوشورای_ملی_تصمیم_ایران
https://t.me/khabargar
دیکتاتورا فقط از یک چیز میترسن.
اونم اینه که کسی ازشون نترسه.
یعنی دیکتاتورا از سپیدهها میترسن.
#سپیده_رشنو
#مهسا_امینی
اونم اینه که کسی ازشون نترسه.
یعنی دیکتاتورا از سپیدهها میترسن.
#سپیده_رشنو
#مهسا_امینی
برا آزادی می جنگن
برا آزادی هزینه می دن
نه باحرف، با زندگی شون درس آزادگی و مقاومت می دن
#سپیده_رشنو
#توماج_صالحى
#زن_زندگی_آزادی ✌️
برا آزادی هزینه می دن
نه باحرف، با زندگی شون درس آزادگی و مقاومت می دن
#سپیده_رشنو
#توماج_صالحى
#زن_زندگی_آزادی ✌️
«تنها چیزی که از خودِ آزادی زیباتر است، ایستادن برای آزادی است» برای من خط مقدم بند نسوان اوین است.بیخ بیخ گوش استبداد.
سپیده عزیزکم❤️
سپیده رشنو بدون حجاب جلوی اوین.
این لبخندِ پیروزمندانه و این شجاعت از ارتش ناتو خطرناکتره برای جمهوری اسلامی سپیده رشنو : « تنها یک چیز برایم مانده که هر جا دهانم خشک شد و اشکِ چشمهام به نفت رسید، زیر زبان تکرارش کنم. صدای بکتاش آبتین را تکرار کنم که «ایستادگی، ایستادگی حلقهٔ مفقودهٔ معاصر کشور منه.». تا سپیده ها هستند ظلم و ظالم پایدار نخواهد ماند؛ امید میدهید بە ما داغ دیده ها، مبارزان خط مقدم بند نسوان اوین، شما را هر بار جان تازە میبخشید.
خورشید حقیقت که شرر خواهد زد
بر این شب تیره ضربدر خواهد زد
گیرم که یکی "سپیده" در بند آرید
هر صبح یکی سپیده سر خواهد زد!
#سپیده_رشنو
#سپیده_قلیان
#نرگس_محمدی #زن_زندگى_آزادى #ژن_ژیان_ئازادی
https://t.me/khabargar
سپیده عزیزکم❤️
سپیده رشنو بدون حجاب جلوی اوین.
این لبخندِ پیروزمندانه و این شجاعت از ارتش ناتو خطرناکتره برای جمهوری اسلامی سپیده رشنو : « تنها یک چیز برایم مانده که هر جا دهانم خشک شد و اشکِ چشمهام به نفت رسید، زیر زبان تکرارش کنم. صدای بکتاش آبتین را تکرار کنم که «ایستادگی، ایستادگی حلقهٔ مفقودهٔ معاصر کشور منه.». تا سپیده ها هستند ظلم و ظالم پایدار نخواهد ماند؛ امید میدهید بە ما داغ دیده ها، مبارزان خط مقدم بند نسوان اوین، شما را هر بار جان تازە میبخشید.
خورشید حقیقت که شرر خواهد زد
بر این شب تیره ضربدر خواهد زد
گیرم که یکی "سپیده" در بند آرید
هر صبح یکی سپیده سر خواهد زد!
#سپیده_رشنو
#سپیده_قلیان
#نرگس_محمدی #زن_زندگى_آزادى #ژن_ژیان_ئازادی
https://t.me/khabargar
⭕️#سپیده_قلیان به کنفرانس مونیخ: انقلاب فراز و فرود دارد، جنبش زن زندگی آزادی نمیخوابد
🔻در کنفرانس امینتی مونیخ پیامی از سپیده قلیان، فعال زندانی محبوس در زندان اوین توسط #مسیح_علینژاد روزنامهگار و فعال حقوق بشر قرائت شد که وی در بخشی از پیام رو به جامعه جهانی میگوید جنبش زن زندگی آزادی (ژن ژیان ئازادی) به این زودیها نمیخوابد و انقلابها فراز و فرود دارند.
#زن_زندگى_آزادى
#IRGCterrorists
🔻در کنفرانس امینتی مونیخ پیامی از سپیده قلیان، فعال زندانی محبوس در زندان اوین توسط #مسیح_علینژاد روزنامهگار و فعال حقوق بشر قرائت شد که وی در بخشی از پیام رو به جامعه جهانی میگوید جنبش زن زندگی آزادی (ژن ژیان ئازادی) به این زودیها نمیخوابد و انقلابها فراز و فرود دارند.
#زن_زندگى_آزادى
#IRGCterrorists
سپیده قلیان در زندان اوین دست به اعتصاب زد
#سپیده_قلیان، فعال مدنی محبوس در زندان #اوین، از روز چهارشنبه پانزدهم فروردین ماه، با مطالبه انتقال به زندان محل سکونت خود در #اهواز دست به اعتصاب زده است. سپیده خواهرم در اعتصاب غذاست، ۶ ساله ما راهها ، زندانها و شهرهای مختلف برای دیدن عزیزمون سفر کردیم، اینکه چقدر دادیار و بازپرس و قاضی دیدیم، اینکه چقدر مامور و مراقب و پاسیار دیدیم، اینکه چند بار تو این راه تصادف کردیم، چقدر هزینه کردیم، خودش میتونه یه کتاب بشه. ۶ سال گذشت هیچ راهی نتونست مارو مجاب کنه به ندیدن سپیده. همونطور که هیچ سختی ای نتونست سپیده را مجاب کنه جلوی تبعید سرخم کنه، گاهی از نفی بلد یه طوری شاعرانه حرف میزنه که ادم میمونه، به هر حال سپیده میل عجیبی به زندگی کردن داره این حرف شاید کلیشهای باشه اما هرکی سپیده رو از نزدیک دیده میدونه چی میگم.
سپیده مشکل گوارشی داره و این نگرانی مارو بیشتر میکنه، سومین روز اعتصاب غذاشه و من با لکنت مینویسم ، میدونم خواست قلبیش از من اینه که درباره امیرنصر آزادانی بنویسم، اما خب نتونستم اولش از خواهر خودم نگم. همونطور که سپیده خواهرمه، امیر برادرمه این رسم ایل بختیاریه.
خویشاوندان مارا رها کنید.
#سپیده_قلیان
#سپیده_قلیان، فعال مدنی محبوس در زندان #اوین، از روز چهارشنبه پانزدهم فروردین ماه، با مطالبه انتقال به زندان محل سکونت خود در #اهواز دست به اعتصاب زده است. سپیده خواهرم در اعتصاب غذاست، ۶ ساله ما راهها ، زندانها و شهرهای مختلف برای دیدن عزیزمون سفر کردیم، اینکه چقدر دادیار و بازپرس و قاضی دیدیم، اینکه چقدر مامور و مراقب و پاسیار دیدیم، اینکه چند بار تو این راه تصادف کردیم، چقدر هزینه کردیم، خودش میتونه یه کتاب بشه. ۶ سال گذشت هیچ راهی نتونست مارو مجاب کنه به ندیدن سپیده. همونطور که هیچ سختی ای نتونست سپیده را مجاب کنه جلوی تبعید سرخم کنه، گاهی از نفی بلد یه طوری شاعرانه حرف میزنه که ادم میمونه، به هر حال سپیده میل عجیبی به زندگی کردن داره این حرف شاید کلیشهای باشه اما هرکی سپیده رو از نزدیک دیده میدونه چی میگم.
سپیده مشکل گوارشی داره و این نگرانی مارو بیشتر میکنه، سومین روز اعتصاب غذاشه و من با لکنت مینویسم ، میدونم خواست قلبیش از من اینه که درباره امیرنصر آزادانی بنویسم، اما خب نتونستم اولش از خواهر خودم نگم. همونطور که سپیده خواهرمه، امیر برادرمه این رسم ایل بختیاریه.
خویشاوندان مارا رها کنید.
#سپیده_قلیان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قطعهٔ «اسب»
ترانه، ملودی و صدا: سپیده رشنو
سپیده رشنو، ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
در گلویِ همهی ما فریادی است. 🔸#سپیده_رشنو، شاعر، نویسنده و مخالف #حجاب_اجباری، یک قطعه موسیقی با نام «اسب» را در صفحۀ شخصی خود در اینستاگرام منتشر کرده است.
🔸شعر، ملودی و صدای این قطعۀ آوازی از خود خانم رشنو است و با تصاویری از اعتراضات زنان ایران در سال ۱۴۰۱ و شماری از جانباختگان و کشتهشدگان اعتراضات «#زن_زندگی_آزادی» همراه شده است.
🔸خانم رشنو تابستان ۱۴۰۱ پس از آن بازداشت شد که ویدئویی از اعتراض او به یک زن محجبه در اتوبوس در شبکههای اجتماعی بازتاب گستردهای یافت. او پس از آزادی موقت با وجود فشارهای بسیار به اعتراض مدنی خود به حجاب اجباری ادامه داد.
🔸این نویسنده پیشتر گفته بود که بابت پرونده اول مربوط به اعتراض در «اتوبوس» حکم سه سال و هفت ماه حبس، بابت پرونده دوم در ارتباط با «اعلام خبر تعلیق دانشگاه» حکم چهار ماه حبس و برای پرونده سوم یعنی «حضور با پوشش انتخابی در روز دادگاه پرونده دوم» حکم یک و نیم میلیون تومان جزای نقدی دریافت کرده است.
ترانه، ملودی و صدا: سپیده رشنو
سپیده رشنو، ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
در گلویِ همهی ما فریادی است. 🔸#سپیده_رشنو، شاعر، نویسنده و مخالف #حجاب_اجباری، یک قطعه موسیقی با نام «اسب» را در صفحۀ شخصی خود در اینستاگرام منتشر کرده است.
🔸شعر، ملودی و صدای این قطعۀ آوازی از خود خانم رشنو است و با تصاویری از اعتراضات زنان ایران در سال ۱۴۰۱ و شماری از جانباختگان و کشتهشدگان اعتراضات «#زن_زندگی_آزادی» همراه شده است.
🔸خانم رشنو تابستان ۱۴۰۱ پس از آن بازداشت شد که ویدئویی از اعتراض او به یک زن محجبه در اتوبوس در شبکههای اجتماعی بازتاب گستردهای یافت. او پس از آزادی موقت با وجود فشارهای بسیار به اعتراض مدنی خود به حجاب اجباری ادامه داد.
🔸این نویسنده پیشتر گفته بود که بابت پرونده اول مربوط به اعتراض در «اتوبوس» حکم سه سال و هفت ماه حبس، بابت پرونده دوم در ارتباط با «اعلام خبر تعلیق دانشگاه» حکم چهار ماه حبس و برای پرونده سوم یعنی «حضور با پوشش انتخابی در روز دادگاه پرونده دوم» حکم یک و نیم میلیون تومان جزای نقدی دریافت کرده است.
بعد از روی کار آمدن پزشکیان وضعیت زندانیان سیاسی، نقض حقوق بشر و شرایط زندانها به کدام سمت دارد می رود ؟
#کامران_شیخه، زندانی عقیدتی سیاسی اهل سنت، پس از ۱۵ سال حبس، برای اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی در زندان مرکزی ارومیه منتقل شد.
#پخشان_عزیزی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، به اعدام محکوم شد.
یک زندانی در زندان پارسیلون خرم آباد و یک زندانی در قم #اعدام شدند.
#علی_آدینه_زاده، پدر دادخواه جانباخته خیزش سراسری ۱۴۰۱، ابوالفضل آدینهزاده، بازداشت و به زندان قوچان منتقل شد.
#مهناز_طراح، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، سهشنبه شب، دوم مردادماه، با بلعیدن قرص اقدام به خودکشی کرد.
#سلمان_دهانی، شهروند راسکی، بیش از صد روز است که بدون حکم قطعی در زندان زاهدان بهسر میبرد و از خدمات پزشکی محروم است.
#الهام_فرشاد زندانی سیاسی بیش از ۶۳ روز در بازداشت و بلاتکلیفی در زندان مرکزی ساری محبوس است
#دانیال_عباس_زاده، ساکن مشهد، به اتهام تبلیغ علیه نظام به شعبه 901 بازپرسی دادگاه انقلاب مشهد احضار شد.
#سپیده_رشنو جهت اجرای حکم حبس احضار شد.
#کامران_شیخه، زندانی عقیدتی سیاسی اهل سنت، پس از ۱۵ سال حبس، برای اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی در زندان مرکزی ارومیه منتقل شد.
#پخشان_عزیزی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، به اعدام محکوم شد.
یک زندانی در زندان پارسیلون خرم آباد و یک زندانی در قم #اعدام شدند.
#علی_آدینه_زاده، پدر دادخواه جانباخته خیزش سراسری ۱۴۰۱، ابوالفضل آدینهزاده، بازداشت و به زندان قوچان منتقل شد.
#مهناز_طراح، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، سهشنبه شب، دوم مردادماه، با بلعیدن قرص اقدام به خودکشی کرد.
#سلمان_دهانی، شهروند راسکی، بیش از صد روز است که بدون حکم قطعی در زندان زاهدان بهسر میبرد و از خدمات پزشکی محروم است.
#الهام_فرشاد زندانی سیاسی بیش از ۶۳ روز در بازداشت و بلاتکلیفی در زندان مرکزی ساری محبوس است
#دانیال_عباس_زاده، ساکن مشهد، به اتهام تبلیغ علیه نظام به شعبه 901 بازپرسی دادگاه انقلاب مشهد احضار شد.
#سپیده_رشنو جهت اجرای حکم حبس احضار شد.
🤬1
🔴سپیده رشنو درباره نمایش انتخابات: هیچ فردایی با جمهوری اسلامی وجود ندارد ؛ با هر مترسکی ، همچنان گلوله در تفنگ است
سپیده رشنو، فعال مدنی و از مخالفان حجاب اجباری، در موضعی پیرامون انتخابات نمایشی جمهوری اسلامی، نوشت:
«برای ایران و مردمانش هیچ فردایی با جمهوری اسلامی وجود ندارد. با هر مترسکی همچنان گلولهها در تفنگ است. تغییر همیشه با اراده و مقاومت مردم همراه بوده و هست.»
#سپیده_رشنو
یکشنبه سوم تیرماه ۱۴۰۳
سپیده رشنو، فعال مدنی و از مخالفان حجاب اجباری، در موضعی پیرامون انتخابات نمایشی جمهوری اسلامی، نوشت:
«برای ایران و مردمانش هیچ فردایی با جمهوری اسلامی وجود ندارد. با هر مترسکی همچنان گلولهها در تفنگ است. تغییر همیشه با اراده و مقاومت مردم همراه بوده و هست.»
#سپیده_رشنو
یکشنبه سوم تیرماه ۱۴۰۳
❤3
پست آخر #سپیده_رشنو؛
اینها تمام مدارک جرم من است.
اینها مدارک جرم «ماست» اگر میخواهید بدن «ما» را ضمیمه پرونده کنید.
#زن_زندگى_آزادى
وقتی که آن شکاف تیز تابستان در زندگی ام زخم انداخت اینها مدارک جرم من بود وقتی که از کلاس درس بیرونم انداختند اینها مدارک جرم من بود. وقتی دوباره و دوباره محاکمه شدم اینها و تنها همین موها مدارک جرم من بود.
حدوداً ۱۳۶ روز است که زندگی را از اجرای احکام عاریه گرفته ام سامان هر دو هفته گاهی هر ده روز و گاهی هر هفته میآمد تهران بلکه بتواند ده روز یا یک هفته دیگر هم قرض بگیرد برای خواهرش گاهی هم زحمت به گردن آقای پناهی پور بود وکیل پرونده
اینها تمام مدارک جرم من است.
اینها مدارک جرم «ماست» اگر میخواهید بدن «ما» را ضمیمه پرونده کنید.
#زن_زندگى_آزادى
وقتی که آن شکاف تیز تابستان در زندگی ام زخم انداخت اینها مدارک جرم من بود وقتی که از کلاس درس بیرونم انداختند اینها مدارک جرم من بود. وقتی دوباره و دوباره محاکمه شدم اینها و تنها همین موها مدارک جرم من بود.
حدوداً ۱۳۶ روز است که زندگی را از اجرای احکام عاریه گرفته ام سامان هر دو هفته گاهی هر ده روز و گاهی هر هفته میآمد تهران بلکه بتواند ده روز یا یک هفته دیگر هم قرض بگیرد برای خواهرش گاهی هم زحمت به گردن آقای پناهی پور بود وکیل پرونده
❤1
خبرگر
🔴 #سپیده_قلیان : آن قدر قوی هستیم که شاید بتوانیم ورق را برگردانیم
سپیده قلیان، در یکی از پروندههایش، شاکی خصوصی داشت و آن شاکی کسی نبود جز آمنه ذبیحپور، بازجوـخبرنگار.
روایت سپیده قلیان از روز دادگاه را بخوانید:
لباسم واقعاً خیرهکننده بود؛ سالها از این زندان به اون زندان با خودم حملش کرده بودم. بالاتنهاش سوزندوزی قرمز داشت و شلوارش از بالا گشاد بود؛میشد پاچهش رو بالا بکشی و مثل شلوارک شه، دقیق نمیدونم اسم مدلش چی بود. اگه اشتباه نکنم جلسات دادگاه سه جلسه بود . جلسه سوم با تلاش وکلا و ادلهای که ارائه کردیم، قاضی رو مجاب کرده بودیم شاکی باید خودش حضور داشته باشه. جلسات قبل، یه نماینده حقوقی از صداوسیما میاومد؛ یه پسر پرافاده که به چشم نمیاومد.
روز موعود رسید. لباسم رو پوشیدم، ولی روش یه شومیز انداختم و روی سرم دستمال اشپزخونه بند رو گذاشتم تا مشکلی برای ورود به دادگاه پیش نیاد. به محض شروع جلسه و ورود آمنه، شومیز و دستمال اشپزخونه رو کندم و پرت کردم بیرون. وقتی آمنه منو با تاپ و شلواری که بالا کشیده بودم و تقریباً شلوارک شده بود دید، شروع کرد به فریاد زدن که چرا با این لباس اومدم. من فقط با یه لبخند پرصلابت نگاهش میکردم. و تو دلم گفتم ما زنها واقعا قوی هستیم. اون توهین میکرد، به قاضی هم فرصت حرف زدن نمیداد. همه تو دادگاه، از پاسیار و سرباز تا مسئول دفتر، از شدت بد و بیراه گفتنش ماتشون برده بود. میگفت من جاسوس سرویسهای اطلاعاتی موسادم، جاسوس اینترنشنالم. ادعا میکرد خودش خیلی محبوبه و افشاگری من باعث محبوبیتش شده. میگفت منو مأمور کردن تا بدنامش کنم. انگشتش رو مثل یه تهدید تو هوا تکون میداد و میگفت: «اینبار کاری میکنم موهات رنگ دندونات بشه!» من فقط میخندیدم و گفتم: «امان از روزی که دست مردم بیفتی.» اون دوباره شروع کرد به توهین به معترضین.
آخر جلسه، رو به قاضی گفتم: «میخوام از خانم ذبیحپور عذرخواهی کنم.» همه شوکه شدن. قاضی گفت: «بفرمایید.» شش قدم به سمتش برداشتم، آب دهنم رو جمع کردم و جمع کردم و جمع کردم، بعد یهو تف کردم تو صورتش و گفتم: «این هدیه همون مردمیه که میگی عاشقتن!» آب دهن من انقدر زیاد بود که سرباز کنارش بعدا گفت نمیدونست کجای صورتش رو پاک کنه. قاضی به زور جلوی خندش رو گرفت، پاسیار از خنده رفت بیرون. آمنه هوار میزد که «پدرت رو درمیارم.» منم با حال خوب از دادگاه زدم بیرون.
بعدش، تو کل زندان حرفم پیچید. از پرستار تا پزشک و سرباز همهجا گفتن که تف کردم تو صورت آمنه. هر کی تو محوطه موقع اعزام منو میدید، میگفت: «سپیده، دمت گرم!»
@sepide_qoliyan
#سپیده_قلیان #آمنه_ذبیح_پور #بازجو_خبرنگار
روایت سپیده قلیان از روز دادگاه را بخوانید:
لباسم واقعاً خیرهکننده بود؛ سالها از این زندان به اون زندان با خودم حملش کرده بودم. بالاتنهاش سوزندوزی قرمز داشت و شلوارش از بالا گشاد بود؛میشد پاچهش رو بالا بکشی و مثل شلوارک شه، دقیق نمیدونم اسم مدلش چی بود. اگه اشتباه نکنم جلسات دادگاه سه جلسه بود . جلسه سوم با تلاش وکلا و ادلهای که ارائه کردیم، قاضی رو مجاب کرده بودیم شاکی باید خودش حضور داشته باشه. جلسات قبل، یه نماینده حقوقی از صداوسیما میاومد؛ یه پسر پرافاده که به چشم نمیاومد.
روز موعود رسید. لباسم رو پوشیدم، ولی روش یه شومیز انداختم و روی سرم دستمال اشپزخونه بند رو گذاشتم تا مشکلی برای ورود به دادگاه پیش نیاد. به محض شروع جلسه و ورود آمنه، شومیز و دستمال اشپزخونه رو کندم و پرت کردم بیرون. وقتی آمنه منو با تاپ و شلواری که بالا کشیده بودم و تقریباً شلوارک شده بود دید، شروع کرد به فریاد زدن که چرا با این لباس اومدم. من فقط با یه لبخند پرصلابت نگاهش میکردم. و تو دلم گفتم ما زنها واقعا قوی هستیم. اون توهین میکرد، به قاضی هم فرصت حرف زدن نمیداد. همه تو دادگاه، از پاسیار و سرباز تا مسئول دفتر، از شدت بد و بیراه گفتنش ماتشون برده بود. میگفت من جاسوس سرویسهای اطلاعاتی موسادم، جاسوس اینترنشنالم. ادعا میکرد خودش خیلی محبوبه و افشاگری من باعث محبوبیتش شده. میگفت منو مأمور کردن تا بدنامش کنم. انگشتش رو مثل یه تهدید تو هوا تکون میداد و میگفت: «اینبار کاری میکنم موهات رنگ دندونات بشه!» من فقط میخندیدم و گفتم: «امان از روزی که دست مردم بیفتی.» اون دوباره شروع کرد به توهین به معترضین.
آخر جلسه، رو به قاضی گفتم: «میخوام از خانم ذبیحپور عذرخواهی کنم.» همه شوکه شدن. قاضی گفت: «بفرمایید.» شش قدم به سمتش برداشتم، آب دهنم رو جمع کردم و جمع کردم و جمع کردم، بعد یهو تف کردم تو صورتش و گفتم: «این هدیه همون مردمیه که میگی عاشقتن!» آب دهن من انقدر زیاد بود که سرباز کنارش بعدا گفت نمیدونست کجای صورتش رو پاک کنه. قاضی به زور جلوی خندش رو گرفت، پاسیار از خنده رفت بیرون. آمنه هوار میزد که «پدرت رو درمیارم.» منم با حال خوب از دادگاه زدم بیرون.
بعدش، تو کل زندان حرفم پیچید. از پرستار تا پزشک و سرباز همهجا گفتن که تف کردم تو صورت آمنه. هر کی تو محوطه موقع اعزام منو میدید، میگفت: «سپیده، دمت گرم!»
@sepide_qoliyan
#سپیده_قلیان #آمنه_ذبیح_پور #بازجو_خبرنگار
👍1
🔴#سپیده_قلیان ، فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق: مقاومت دیگر بس است، این بار مقاومت نمیکنیم، قدمها رو جلوتر برمیداریم.
❤2💩1