Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این جوانان برای پیدا کردن راهی برای کمک به فرزندان ایران زمین که توسط اسلامیستها به مرز مرگ ونابودی، بی آبی، بیماری های عفونی، بی خانمانی، مرگ با نیش مار ها و عقرب های صحرایی در جنوب کرمان در سیستان و بلوچستان رفته اند.
هر انسان با شرفی می تواند کمک کند تا ما هم از سوی #جنبش_همبستگی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران و #منصوراسانلوکارگرسندیکالیست و #عضوشورای_ملی_تصمیم_ایران به پشتیبانی از این پیکار انسانگرایانه و ایراندوستانه در مقابل اشغالگران اسلامیست که دست نشانده گوادالوپیستها هستندبرخیزیم!
#فقرفسادگرونی_میریم_تاسرنگونی
#رژیم_دست_نشانده_فاشیست_فاسداشغالگراسلامی_رابرانیم #پیش_بسوی_برقراری_سیستم_انسانگرای_ایرانی
https://t.me/khabargar
هر انسان با شرفی می تواند کمک کند تا ما هم از سوی #جنبش_همبستگی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران و #منصوراسانلوکارگرسندیکالیست و #عضوشورای_ملی_تصمیم_ایران به پشتیبانی از این پیکار انسانگرایانه و ایراندوستانه در مقابل اشغالگران اسلامیست که دست نشانده گوادالوپیستها هستندبرخیزیم!
#فقرفسادگرونی_میریم_تاسرنگونی
#رژیم_دست_نشانده_فاشیست_فاسداشغالگراسلامی_رابرانیم #پیش_بسوی_برقراری_سیستم_انسانگرای_ایرانی
https://t.me/khabargar
این هم مربوط خبری دروغین است که توسط محمد مهدوی فر از کانال تلگرامی خبر برای برخی از دوستان هیات مدیره موقت شورای ملی تصمیم ایران فرستاده است، که کلمه عضو شورای ملی تصمیم را در هشتک ها پاک کرده است و ادامه سخنگوی جنبش همبستگی ستمدیدگان دادخواه گذاشته است.
این موارد نیاز به تشکیل کمیسیون رسیدگی به تخلفات آقای مهدوی فر دارد. بدینوسیله از گروه هماهنگی کمیسیونهای شورای ملی تصمیم ایران درخواست میکنم برای اتهام زنی ها، توهین و دروغ هایی که آقای مهدوی فر به من گفته است، بصورت فورس ماژور تشکیل داده شود، تا روند دادخواهی از درون شورای ملی تصمیم ایران آغاز بشود و سپس در سطح جامعه مدعی آن شویم.
با مهر بیکران
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
#سخنگوی_جنبش_همبستگی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران و #عضوشورای_ملی_تصمیم_ایران
۱۹/آگوست /۲۰۲۳
این موارد نیاز به تشکیل کمیسیون رسیدگی به تخلفات آقای مهدوی فر دارد. بدینوسیله از گروه هماهنگی کمیسیونهای شورای ملی تصمیم ایران درخواست میکنم برای اتهام زنی ها، توهین و دروغ هایی که آقای مهدوی فر به من گفته است، بصورت فورس ماژور تشکیل داده شود، تا روند دادخواهی از درون شورای ملی تصمیم ایران آغاز بشود و سپس در سطح جامعه مدعی آن شویم.
با مهر بیکران
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
#سخنگوی_جنبش_همبستگی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران و #عضوشورای_ملی_تصمیم_ایران
۱۹/آگوست /۲۰۲۳
*بیانیهی اتحاد بازنشستگان بهمناسبت ۲۵ نوامبر (۴ آذر)، روز جهانی منع خشونت علیه زنان
این روز یادآور مسیری است که با خون سه خواهر مبارز ــ خواهران میرابل ــ در جمهوری دومینیکن آغاز شد؛ زنانی که در سال ۱۹۶۰ بهدلیل مقاومت سیاسی علیه دیکتاتوری تروخیو به قتل رسیدند و بعدها به نمادی جهانی برای ایستادگی در برابر خشونت جنسیتی بدل شدند. اما همین یادمان تاریخی، وقتی در متن ایران امروز قرار میگیرد، رنگی بهمراتب تیرهتر مییابد؛ چرا که خشونت علیه زنان نهتنها در رفتارهای فردی، که در تار و پود قوانین مردسالار، سنت و ساختارهای اقتصادی تنیده شده است.
در ایران، تمایلی به رفع «خشونت علیه زنان» وجود ندارد، و همین خلأ، طیفی از خشونتهای قانونی و غیرقانونی را به یک منظومه منسجم تبدیل کرده است. در سطح قانونی، مجموعهای از احکام و سنتها عملاً بدن و زندگی زنان را «قابل تصرف» میکنند: کودکهمسری که با اجازهی ولی و حکم دادگاه مشروعیت مییابد، عدم حق برابر در طلاق که زن را در موقعیتی فرساینده گرفتار میکند، اجبار به تمکین که رابطه انسانی را به اطاعت جنسی تقلیل میدهد، خشونت جنسی زناشویی که حتی نام و جرمانگاری رسمی ندارد، محدودیت حضور زنان در اماکن و ورزشگاهها، تبعیض در دیه و ارث که زن را در منطق قانون نیمحقدار تعریف میکند، و حجاب اجباری که نهفقط پوشش، بلکه اراده و مالکیت زن بر بدن خود را سرکوب میکند.
در کنار اینها، اشکالی از خشونت که ظاهراً «غیرقانونی» هستند نیز بهدلیل ساختارهای مردسالارانه از پشتوانهی فرهنگی و حتی حقوقی بهره میبرند.
زنکشی و قتلهای موسوم به ناموسی جرم محسوب میشوند، اما تخفیفهای قانونی برای همسرِ، پدر و برادر قاتل عملاً خشونت را تایید میکنند.
تجاوز به عنف بالاترین مجازات را دارد، اما نظام اثبات آن، چنان دشوار طراحی شده که قربانی اغلب میان شرمساری، بیاعتمادی قضایی و بار سنگین اثبات گرفتار میماند.
آزار جنسی، ضربوشتم، اسیدپاشی، تهدید و توهین نیز اگرچه جرماند، اما رسیدگی به آنها در ساختاری که خود خشونت را بازتولید میکند، اغلب به نتیجهای نمیرسد.
لایهی سوم خشونت به خلأهای قانونی دیگری تعلق دارد: خشونت اقتصادی که زنان را از منابع مالی و استقلال شغلی محروم میکند، خشونت روانی و عاطفی که انزوا، تحقیر، ترس و کنترل را به امری «عادی» بدل میکند.
قاچاق زنان و تنفروشی اجباری که اگرچه جرم هستند، اما بُعد جنسیتی و آسیبپذیری ساختاری زنان در آنها نادیده گرفته میشود.
در عرصهی کار نیز استثمار جنسیتی، شکل سازمانیافتهتری میگیرد: تبعیض در دستمزدها، فقدان امنیت شغلی، نبود حمایتهای قانونی، و فشار مضاعف کار خانگیِ بدون مزد و بیمه. زنان کارگر در شدیدترین اشکال استثمار قرار دارند و زنان خانهدار، با وجود سهم عظیم در بازتولید زندگی اجتماعی، از ابتداییترین حقوقِ کار، بازنشستگی و امنیت اقتصادی محروماند.
خشونت علیه زنان در ایران در دو محور بهصورت همزمان عمل میکند:
از یکسو تبعیض و خشونت حقوقی و اجتماعی که بدن، تصمیمگیری و آزادی زن را محدود میکند، و از سوی دیگر استثمار اقتصادی که زن را به نیروی کاری ارزان، بیدفاع و بیصدا تبدیل میسازد. این دو محور یکدیگر را تقویت میکنند و نظمی مردسالار/سرمایهسالار را بازتولید میکنند که تنها با دگرگونی ریشهای در مناسبات اقتصادی، فرهنگی و قانونی میتوان آن را برچید.
روز جهانی منع خشونت علیه زنان، در چنین چشماندازی یادآور ضرورت شکستن چنین ساختاری است؛ ساختاری که تا دگرگون نشود، خشونت علیه زنان منطقِ مسلط زندگی روزمره باقی خواهد ماند. "تنها راه برای نجات ایران قیام همگانی است. " "کشتار زنان ، کارگران، کودکان، نابودی مردم ایران، هستی ایرانیان، زیست بوم ایران ادامه دارد. رژیم دست نشانده گوادالوپیست ها وظیفه اش نابودی تمامی ایران است. اگر مردم ایران این هدف دشمنان انسان و هستی را درک کنند، و برای برکناری این هیولای حکومتی در سراسر کشور برپا خیزند می توانند خودشان و کشورشان را نجات دهند. اگر این رژیم بر سر قدرت بماند این ته مانده ایران را هم نابود و تکه تکه میکند و به اربابان جهانی و منطقه ای اش تحویل می دهد. #منصوراسانلوکارگرسندیکالیست #ستمدیدگان_دادخواه_ایران #عضوشورای_ملی_تصمیم_ایران #خبرگر
این روز یادآور مسیری است که با خون سه خواهر مبارز ــ خواهران میرابل ــ در جمهوری دومینیکن آغاز شد؛ زنانی که در سال ۱۹۶۰ بهدلیل مقاومت سیاسی علیه دیکتاتوری تروخیو به قتل رسیدند و بعدها به نمادی جهانی برای ایستادگی در برابر خشونت جنسیتی بدل شدند. اما همین یادمان تاریخی، وقتی در متن ایران امروز قرار میگیرد، رنگی بهمراتب تیرهتر مییابد؛ چرا که خشونت علیه زنان نهتنها در رفتارهای فردی، که در تار و پود قوانین مردسالار، سنت و ساختارهای اقتصادی تنیده شده است.
در ایران، تمایلی به رفع «خشونت علیه زنان» وجود ندارد، و همین خلأ، طیفی از خشونتهای قانونی و غیرقانونی را به یک منظومه منسجم تبدیل کرده است. در سطح قانونی، مجموعهای از احکام و سنتها عملاً بدن و زندگی زنان را «قابل تصرف» میکنند: کودکهمسری که با اجازهی ولی و حکم دادگاه مشروعیت مییابد، عدم حق برابر در طلاق که زن را در موقعیتی فرساینده گرفتار میکند، اجبار به تمکین که رابطه انسانی را به اطاعت جنسی تقلیل میدهد، خشونت جنسی زناشویی که حتی نام و جرمانگاری رسمی ندارد، محدودیت حضور زنان در اماکن و ورزشگاهها، تبعیض در دیه و ارث که زن را در منطق قانون نیمحقدار تعریف میکند، و حجاب اجباری که نهفقط پوشش، بلکه اراده و مالکیت زن بر بدن خود را سرکوب میکند.
در کنار اینها، اشکالی از خشونت که ظاهراً «غیرقانونی» هستند نیز بهدلیل ساختارهای مردسالارانه از پشتوانهی فرهنگی و حتی حقوقی بهره میبرند.
زنکشی و قتلهای موسوم به ناموسی جرم محسوب میشوند، اما تخفیفهای قانونی برای همسرِ، پدر و برادر قاتل عملاً خشونت را تایید میکنند.
تجاوز به عنف بالاترین مجازات را دارد، اما نظام اثبات آن، چنان دشوار طراحی شده که قربانی اغلب میان شرمساری، بیاعتمادی قضایی و بار سنگین اثبات گرفتار میماند.
آزار جنسی، ضربوشتم، اسیدپاشی، تهدید و توهین نیز اگرچه جرماند، اما رسیدگی به آنها در ساختاری که خود خشونت را بازتولید میکند، اغلب به نتیجهای نمیرسد.
لایهی سوم خشونت به خلأهای قانونی دیگری تعلق دارد: خشونت اقتصادی که زنان را از منابع مالی و استقلال شغلی محروم میکند، خشونت روانی و عاطفی که انزوا، تحقیر، ترس و کنترل را به امری «عادی» بدل میکند.
قاچاق زنان و تنفروشی اجباری که اگرچه جرم هستند، اما بُعد جنسیتی و آسیبپذیری ساختاری زنان در آنها نادیده گرفته میشود.
در عرصهی کار نیز استثمار جنسیتی، شکل سازمانیافتهتری میگیرد: تبعیض در دستمزدها، فقدان امنیت شغلی، نبود حمایتهای قانونی، و فشار مضاعف کار خانگیِ بدون مزد و بیمه. زنان کارگر در شدیدترین اشکال استثمار قرار دارند و زنان خانهدار، با وجود سهم عظیم در بازتولید زندگی اجتماعی، از ابتداییترین حقوقِ کار، بازنشستگی و امنیت اقتصادی محروماند.
خشونت علیه زنان در ایران در دو محور بهصورت همزمان عمل میکند:
از یکسو تبعیض و خشونت حقوقی و اجتماعی که بدن، تصمیمگیری و آزادی زن را محدود میکند، و از سوی دیگر استثمار اقتصادی که زن را به نیروی کاری ارزان، بیدفاع و بیصدا تبدیل میسازد. این دو محور یکدیگر را تقویت میکنند و نظمی مردسالار/سرمایهسالار را بازتولید میکنند که تنها با دگرگونی ریشهای در مناسبات اقتصادی، فرهنگی و قانونی میتوان آن را برچید.
روز جهانی منع خشونت علیه زنان، در چنین چشماندازی یادآور ضرورت شکستن چنین ساختاری است؛ ساختاری که تا دگرگون نشود، خشونت علیه زنان منطقِ مسلط زندگی روزمره باقی خواهد ماند. "تنها راه برای نجات ایران قیام همگانی است. " "کشتار زنان ، کارگران، کودکان، نابودی مردم ایران، هستی ایرانیان، زیست بوم ایران ادامه دارد. رژیم دست نشانده گوادالوپیست ها وظیفه اش نابودی تمامی ایران است. اگر مردم ایران این هدف دشمنان انسان و هستی را درک کنند، و برای برکناری این هیولای حکومتی در سراسر کشور برپا خیزند می توانند خودشان و کشورشان را نجات دهند. اگر این رژیم بر سر قدرت بماند این ته مانده ایران را هم نابود و تکه تکه میکند و به اربابان جهانی و منطقه ای اش تحویل می دهد. #منصوراسانلوکارگرسندیکالیست #ستمدیدگان_دادخواه_ایران #عضوشورای_ملی_تصمیم_ایران #خبرگر