آیداها را شکنجه کردید، کشتید... و حالا مدعی وطن هستید؟
آیدا رستمی؛ پزشکی که جان داد، اما سوگندش را نشکست...
او میتوانست پشت میز مطبش بماند و خاموشی را انتخاب کند.
اما آیدا، پزشک ۳۶ ساله، شبها در اکباتان مجروحان قیام را مداوا میکرد؛ بیادعا، بیچشمداشت، با یک هدف: وفاداری به مردم.
۲۱ آذر ۱۴۰۱ برای تهیه گاز و باند به داروخانه رفت، اما هرگز بازنگشت.
فردای آن شب، خانوادهاش را به کلانتری فراخواندند:
«آیدا در تصادف کشته شده است...»
اما صورت لهشده، بینی شکسته، دستهای خردشده، و چشمِ از حدقه بیرونآمده چیز دیگری میگفت...
نه تصادف بود، نه حادثه.
این یک شکنجه بود... برای یک پزشک وفادار.
میخواستند از او اسم بگیرند. آدرس بگیرند.
اما آیدا سکوت کرد، مقاومت کرد، و جانش را داد.
✊ او وطن را فروخت؟ یا همانهایی که چشمش را از حدقه بیرون کشیدند؟
حالا یاد وطن کردهاید؟
وقتی پزشک مردم را کشتید، چه میکردید با این خاک؟
🕯 نامش را فراموش نمیکنیم.
یادش زنده است… در هر فریاد آزادی.
#آیدا_رستمی #دادخواهی #پزشک_مردم
آیدا رستمی؛ پزشکی که جان داد، اما سوگندش را نشکست...
او میتوانست پشت میز مطبش بماند و خاموشی را انتخاب کند.
اما آیدا، پزشک ۳۶ ساله، شبها در اکباتان مجروحان قیام را مداوا میکرد؛ بیادعا، بیچشمداشت، با یک هدف: وفاداری به مردم.
۲۱ آذر ۱۴۰۱ برای تهیه گاز و باند به داروخانه رفت، اما هرگز بازنگشت.
فردای آن شب، خانوادهاش را به کلانتری فراخواندند:
«آیدا در تصادف کشته شده است...»
اما صورت لهشده، بینی شکسته، دستهای خردشده، و چشمِ از حدقه بیرونآمده چیز دیگری میگفت...
نه تصادف بود، نه حادثه.
این یک شکنجه بود... برای یک پزشک وفادار.
میخواستند از او اسم بگیرند. آدرس بگیرند.
اما آیدا سکوت کرد، مقاومت کرد، و جانش را داد.
✊ او وطن را فروخت؟ یا همانهایی که چشمش را از حدقه بیرون کشیدند؟
حالا یاد وطن کردهاید؟
وقتی پزشک مردم را کشتید، چه میکردید با این خاک؟
🕯 نامش را فراموش نمیکنیم.
یادش زنده است… در هر فریاد آزادی.
#آیدا_رستمی #دادخواهی #پزشک_مردم
😭2