#مهاجران_افغانستانی در اردوگاههای پلیس ایران شکنجههای قرون وسطایی میشوند
بصیره اختر دختر ۲۱ ساله افغانستانی متولد ایران است که در سال ۱۳۸۹ با خانوادهاش به #افغانستان بازگشت نموده. به گفته او در اردوگاههای جمهوری اسلامی حقوق #مهاجران افغانستانی نقض گردیده و آنان به شکل بیرحمانه شکنجه میشوند.
او اکنون دانشجوی سال سوم حقوق و علوم سیاسی #دانشگاه_کابل هست که پیشازاین در ایران به دلیل داشتن هویت #افغانستانی از حق آموزش در مدارس جمهوری اسلامی محروم بوده به همین دلیل خانواده از ترس از بیسواد ماندن فرزندانش ایران را ترک نموده به #کابل بازگشت میکنند.
خانواده بصیره در شهر #بندرعباس زندگی میکردند همزمان با وخیم شدن وضعیت این شهر برای مهاجران افغانستانی و وضع محدودیتهای بیشمار خانوادهای وی با مراجعه در اردوگاه بندرعباس خودشان را برای رد مرز شدن به #نیروی_انتظامی ایران تسلیم مینمایند.
این دختر افغانستانی میگوید زمانی که آنان در اردوگاه مراجعه نمودند چندین ساعت به دلیل اینکه مسافران اتوبوس تکمیل نگردیده بوده در #اردوگاه_بندرعباس منتظر ماندند و صحنههای وحشتناک و شوکآور را با چشمان خویش مشاهده نموده است.
بصیره از بدرفتاری مأموران نیروی انتظامی ایران در اردوگاه بندرعباس با شهروندان انتقاد نموده رفتار آنان را غیرانسانی تلقی میکند. او میگوید: «در اردوگاه بندرعباس منتظر بودیم تا اتوبوس پر شود و ما را به اردوگاه سنگ سفید انتقال دهد. مردهای مجرد را که از سرکار جمع کرده بودند در داخل اردوگاه لباسهایشان را کشیده بودند دستها و پاهایشان را دستبند زده بودند در گرمای ۶۰ درجه بندرعباس از ساعت دوازده ظهر تا چهار عصر آنان را زیر آفتاب داغ نگهداشته و شکنجه کردند.»
او که از پشت سیمهای خاردار و در داخل کانکسهای بی کولر و تهویه شکنجه هم شهریان خود را تماشا مینموده و هرلحظه از شدت ترس و بیم در آغوش خانوادهاش پناه میبرده میافزاید: «از شدت گرمی هوا و شکنجه مأمورین در اردوگاه بندرعباس، چندین نفر ضعف کرده روی زمین افتاده بودند. مأموران نیروی انتظامی آنان را بهزور شلاق داخل اتوبوس سوار کردند. ما را ازآنجا به اردوگاه #سفید_سنگ انتقال دادند.»
پس از طی نمودن چندین ساعت راه با اتوبوس آنان در اردوگاه سنگ سفید میرسند. اما وضعیت در این اردوگاه بهمراتب بدتر از اردوگاه بندرعباس بوده است.
او ادامه میدهد که در #اردوگاه_سفیدسنگ شکنجه شهروندان افغانستانی، بخصوص مردانی که توسط مأموران پلیس از محل کار یا زندگیشان برای رد مرز شدن جمعآوری و در این #اردوگاه انتقالیافته بودند نسبت به اردوگاه بندرعباس بیشتر بوده است. همچنان اتاقهای تنگ و تاریکی که برای خانوادهها در نظر گرفتهشده بوده چیزی بدتر از زندان پل چرخی #طالبان بوده است، زندانی که برای نگهداری تنها ۵۰۰۰ نفر ساختهشده اما اکنون بیش از ۷۴۰۰ نفر در آن زندانیاند.
بصیره اخترمی گوید: «در اتاقهای بسیار کوچک ما را انداخته بودند. اتاقها ازلحاظ تهیه و هوا خیلی در وضعیت بد قرار داشت و برای همه ما اعم از زن و مرد فقط یک توالت وجود داشت که آنهم آب نداشت و از بوی تعفن آن نمیشد حتی نزدیکش شد»
مأموران پلیس در #اردوگاه_سنگ_سفید نیز لباسهای مردان افغانستانی را کشیده ساعتها زیر آفتاب داغ نگهداشته و با ضرب شلاق آنان را شکنجه مینموده بدرفتاری مأموران تنها به این کار خلاصه نمیشده بلکه در کنار آن شکنجههای سختتری نیز وجود داشته است که عبارت از گشتاندن [راه بردن] شهروندان افغانستانی با پاهای برهنه روی سیمهای خاردار در داخل اردوگاه بوده است: «برخی از مردها را بهزور کفشهایشان را کشیده بودند آنها را با پایبرهنه روی سیمخاردار میبردند.»
هیچ گوشی شنوایی در میان مأموران و مسئولین اردوگاه برای شنیده شدن ناله، فریاد و التماسهای مردان افغانستانی که برخیهایشان تا حد مرگ شکنجه میشدهاند وجود نداشته است و مأموران اردوگاه بدون هیچ توجه به فریادهای این مهاجران افغانستانی که هیچ جرمی را مرتکب نشده بودند و فقط برای زنده ماندن از جنگهای خانهمان سوز افغانستان و پیدا کردن لقمه نان در این کشور همسایه غربیشان پناه برده بودند همچنان به شکنجهایشان ادامه میدادهاند. انگار مأموران جمهوری اسلامی نیز مانند سربازان هیتلر از این شکنجهها لذت میبردهاند.
بصیره اکنون دانشجوی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل است و وقتی درسهای حقوق بشر و جرائم ضد بشری برای آنان در کلاس دانشگاه تدریس میشود ذهن وی بهطور ناخودآگاه بهسوی خاطرات زمان بازگشتشان از ایران در اردوگاههای جمهوری اسلامی سوق داده میشود. به باور وی در ایران علیه مهاجران افغانستانی جرائم ضد بشری صورت میگیرد.
منبع: #ایران_بریفینگ
نویسنده: ب. ا. آرمان
@khabartaza
بصیره اختر دختر ۲۱ ساله افغانستانی متولد ایران است که در سال ۱۳۸۹ با خانوادهاش به #افغانستان بازگشت نموده. به گفته او در اردوگاههای جمهوری اسلامی حقوق #مهاجران افغانستانی نقض گردیده و آنان به شکل بیرحمانه شکنجه میشوند.
او اکنون دانشجوی سال سوم حقوق و علوم سیاسی #دانشگاه_کابل هست که پیشازاین در ایران به دلیل داشتن هویت #افغانستانی از حق آموزش در مدارس جمهوری اسلامی محروم بوده به همین دلیل خانواده از ترس از بیسواد ماندن فرزندانش ایران را ترک نموده به #کابل بازگشت میکنند.
خانواده بصیره در شهر #بندرعباس زندگی میکردند همزمان با وخیم شدن وضعیت این شهر برای مهاجران افغانستانی و وضع محدودیتهای بیشمار خانوادهای وی با مراجعه در اردوگاه بندرعباس خودشان را برای رد مرز شدن به #نیروی_انتظامی ایران تسلیم مینمایند.
این دختر افغانستانی میگوید زمانی که آنان در اردوگاه مراجعه نمودند چندین ساعت به دلیل اینکه مسافران اتوبوس تکمیل نگردیده بوده در #اردوگاه_بندرعباس منتظر ماندند و صحنههای وحشتناک و شوکآور را با چشمان خویش مشاهده نموده است.
بصیره از بدرفتاری مأموران نیروی انتظامی ایران در اردوگاه بندرعباس با شهروندان انتقاد نموده رفتار آنان را غیرانسانی تلقی میکند. او میگوید: «در اردوگاه بندرعباس منتظر بودیم تا اتوبوس پر شود و ما را به اردوگاه سنگ سفید انتقال دهد. مردهای مجرد را که از سرکار جمع کرده بودند در داخل اردوگاه لباسهایشان را کشیده بودند دستها و پاهایشان را دستبند زده بودند در گرمای ۶۰ درجه بندرعباس از ساعت دوازده ظهر تا چهار عصر آنان را زیر آفتاب داغ نگهداشته و شکنجه کردند.»
او که از پشت سیمهای خاردار و در داخل کانکسهای بی کولر و تهویه شکنجه هم شهریان خود را تماشا مینموده و هرلحظه از شدت ترس و بیم در آغوش خانوادهاش پناه میبرده میافزاید: «از شدت گرمی هوا و شکنجه مأمورین در اردوگاه بندرعباس، چندین نفر ضعف کرده روی زمین افتاده بودند. مأموران نیروی انتظامی آنان را بهزور شلاق داخل اتوبوس سوار کردند. ما را ازآنجا به اردوگاه #سفید_سنگ انتقال دادند.»
پس از طی نمودن چندین ساعت راه با اتوبوس آنان در اردوگاه سنگ سفید میرسند. اما وضعیت در این اردوگاه بهمراتب بدتر از اردوگاه بندرعباس بوده است.
او ادامه میدهد که در #اردوگاه_سفیدسنگ شکنجه شهروندان افغانستانی، بخصوص مردانی که توسط مأموران پلیس از محل کار یا زندگیشان برای رد مرز شدن جمعآوری و در این #اردوگاه انتقالیافته بودند نسبت به اردوگاه بندرعباس بیشتر بوده است. همچنان اتاقهای تنگ و تاریکی که برای خانوادهها در نظر گرفتهشده بوده چیزی بدتر از زندان پل چرخی #طالبان بوده است، زندانی که برای نگهداری تنها ۵۰۰۰ نفر ساختهشده اما اکنون بیش از ۷۴۰۰ نفر در آن زندانیاند.
بصیره اخترمی گوید: «در اتاقهای بسیار کوچک ما را انداخته بودند. اتاقها ازلحاظ تهیه و هوا خیلی در وضعیت بد قرار داشت و برای همه ما اعم از زن و مرد فقط یک توالت وجود داشت که آنهم آب نداشت و از بوی تعفن آن نمیشد حتی نزدیکش شد»
مأموران پلیس در #اردوگاه_سنگ_سفید نیز لباسهای مردان افغانستانی را کشیده ساعتها زیر آفتاب داغ نگهداشته و با ضرب شلاق آنان را شکنجه مینموده بدرفتاری مأموران تنها به این کار خلاصه نمیشده بلکه در کنار آن شکنجههای سختتری نیز وجود داشته است که عبارت از گشتاندن [راه بردن] شهروندان افغانستانی با پاهای برهنه روی سیمهای خاردار در داخل اردوگاه بوده است: «برخی از مردها را بهزور کفشهایشان را کشیده بودند آنها را با پایبرهنه روی سیمخاردار میبردند.»
هیچ گوشی شنوایی در میان مأموران و مسئولین اردوگاه برای شنیده شدن ناله، فریاد و التماسهای مردان افغانستانی که برخیهایشان تا حد مرگ شکنجه میشدهاند وجود نداشته است و مأموران اردوگاه بدون هیچ توجه به فریادهای این مهاجران افغانستانی که هیچ جرمی را مرتکب نشده بودند و فقط برای زنده ماندن از جنگهای خانهمان سوز افغانستان و پیدا کردن لقمه نان در این کشور همسایه غربیشان پناه برده بودند همچنان به شکنجهایشان ادامه میدادهاند. انگار مأموران جمهوری اسلامی نیز مانند سربازان هیتلر از این شکنجهها لذت میبردهاند.
بصیره اکنون دانشجوی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل است و وقتی درسهای حقوق بشر و جرائم ضد بشری برای آنان در کلاس دانشگاه تدریس میشود ذهن وی بهطور ناخودآگاه بهسوی خاطرات زمان بازگشتشان از ایران در اردوگاههای جمهوری اسلامی سوق داده میشود. به باور وی در ایران علیه مهاجران افغانستانی جرائم ضد بشری صورت میگیرد.
منبع: #ایران_بریفینگ
نویسنده: ب. ا. آرمان
@khabartaza