خانه امن
772 subscribers
668 photos
316 videos
29 files
1.53K links
ما گروهی از فعالان اجتماعی هستیم که خشونت خانگی را به عنوان یکی از آسیب‌های اجتماعی مورد هدف قرار داده و برای پیشگیری، مقابله و کاهش آن به صورت داوطلبانه تلاش می‌کنیم.
Download Telegram
ایران و عربستان، شباهت‌ها در زمینه برخورد با زنان
مهری قاسمی

گرچه بر اساس آمارهای رسمی و شاخص‌های بین‌المللی وضعیت زنان در عربستان از زنان ایران بهتر تلقی می‌شود، اما مشکلات و محرومیت‌های آنان در برخی زمینه‌ها و موانعی که در راه احقاق حقوق آنان وجود دارد مشابه کشور ما است. در بحث توسعه انسانی، و در بخش برابری جنسیتی، هم زنان ایران و هم زنان عربستانی وضعیت نامطلوبی را تجربه می‌کنند.

زمانی خانم لیلا فلاحتی، مدیرکل بین‌الملل معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری با اشاره به رتبه ۱۴۰ ایران در شاخص شکاف جنسیتی در میان ۱۴۴ کشور گفته بود: «شاخص‌هایی که تحت تاثیر گزارش‌های توسعه انسانی قرار دارند به دلیل آنکه مجموع شاخص‌های توسعه کشور را با نسبت کلی زنان و مردان نسبت به توسعه محاسبه می‌کند، معمولا وضعیت کشور را بهتر نشان می‌دهند. به همین دلیل محاسبه این شاخص‌ها به شکل جداگانه در مورد زنان میزان پایین‌تری را نشان می‌دهد.»

به بیان دیگر، هرچند رتبه شاخص‌های توسعه انسانی ایران در مجموع مردان و زنان بهتر از رتبه صد و چهلم جهان است، اما به محض اینکه آمارهای مربوط به زنان را بررسی کنیم، محرومیت و نابرابری چنان گسترده است که بلافاصله رتبه ایران به قعر جدول سقوط می‌کند. از این جهت است که به نظر می‌رسد وضعیت زنان به مراتب بدتر از کشورهای همجوار است.

بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2kegF7g
مطلب در وبسایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/28355
@KhanehAmnTelegram
خانواده ودوستان قربانیان خشونت
الگویی از رفتار خشونت‌آمیز است که یکی از شرکای زندگی از آن در یک رابطه استفاده می‌کند تا قدرت و کنترل بر طرف مقابل را به دست بیاورد یا حفظ کند.
لینک اینستاگرام: https://bit.ly/2lMLq3m
لینک یوتیوب: https://bit.ly/2lJtG9j
لینک وبسایت: https://bit.ly/2lO8bUx
زنان طلاق‌گرفته و خشونت؛ از خانه شوهر به خانه پدر
فهیمه خضرحیدری

اگرچه طلاق در دهه‌های اخیر در جامعه ایرانی بیشتر گزارش شده اما همچنان جنبه تابویی و انگ اجتماعی آن به درجات مختلف بر جای خود باقی است. گاه زنان به دلیل طلاق گرفتن حتا از سوی خانواده خود تحقیر می‌شوند. اگر بچه هم داشته باشند که حتا شرایط بدتری را تجربه خواهند کرد. در بسیاری از موارد، خانواده‌ها با طلاق زنان به عنوان نوعی شکست در زندگی برخورد می‌کنند و با انواع قضاوت‌های خود زنان طلاق‌گرفته را آزار می‌دهند. زنان اغلب پس از طلاق در خانه پدر و مادر خود احساس راحتی و تعلقِ پیشین را از دست می‌دهند و ای بسا دچار ناهنجاری‌های عصبی و روانی بشوند.

علاوه بر این خانواده‌ها با طلاق گرفتن فرزندان خود، مخصوصا دختران، بار دیگر گمان می‌کنند که آنها به سنین کودکی و نوجوانی بازگشته و نیازمند نظارت و مدیریت آنها هستند. زن بزرگسالی که تجربه یک زندگی مستقل را هم پشت سر گذاشته به این ترتیب بار دیگر تحت نظارت و سخت‌گیری پدر و مادر و گاه حتا برادر خود قرار می‌گیرد و استقلال و توان تصمیم‌گیری شخصی‌اش نقض می‌شود. بعضی خانواده‌‌ها حتا برای زن بزرگسالی که طلاق گرفته مقررات ساعت ورود و خروج تعیین می‌کنند و ای بسا حتا بیش از زمانی که او هنوز ازدواج نکرده و به اصطلاح «دختر خانه» بود سعی در تحمیل عقاید و سبک زندگی خو به زن طلاق‌گرفته می‌کنند؛ شرایطی که به‌سادگی مصداق خشونت خانگی علیه زنی است که طلاق را تجربه کرده است.

مطلب کامل را بخوانید:
https://bit.ly/2k9Zjbu
مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/28360
@KhanehAmnTelegram
#طلاق #مهریه
حق طلاق را برای مرد و زن به شکل برابر به رسمیت بشناسیم.
کاری از مانا نیستانی
@KhanehAmnTelegram
همانندی وضعیت زنان اردن و ایران
مهری قاسمی

مقایسه وضعیت زنان ایران با کشورهای منطقه می‌تواند بخشی از واقعیت‌هایی را که ایرانیان حاضر به رویارویی با آن نیستند، آشکار کند. این باور که وضعیت زنان در کشورهای عربی فاجعه‌بارتر از ایران است، یکی از تصورات بدیهی ایرانیان محسوب می‌شود. اما مقایسه وضعیت زنان ایران با کشورهای منطقه این واقعیت را برملا می کند که محدودیت‌ها و ساختار سرکوب درکل این منطقه از یک الگوی یکسان پیروی می کند و شرایط زنان در همه این کشورها، شباهت‌های چشمگیری دارد.
مطابق برآوردی که بانک جهانی در آبان سال ۱۳۹۷ درباره وضعیت مشارکت اقتصادی زنان خاورمیانه منتشر کرد، تقریبا تمامی فعالیت‌هایی که زنان برای فعالیت مالی و اقتصادی نیاز دارند، تحت کنترل مردان است. از جمله این اقدامات، «تقاضای پاسپورت»، «انتخاب محل زندگی»، «به عهده گرفتن سرپرستی و قیمومیت فرزندان و خانواده»، «اشتغال بدون اجازه‌ همسر یا ولی» و «بیرون رفتن از خانه» است که هم در ایران و هم در دیگر مناطق خاورمیانه (بجز ترکیه) تحت کنترل مردان است.

از جمله کشورهایی که وضعیت زنان در تمامی این موارد، مشابه ایران گزارش شده، کشور پادشاهی اردن است. گاه این شباهت‌ها چنان است که اگر متنی درباره وضعیت زنان اردن بخوانید و ندانید که درباره اردن نوشته شده، تصور خواهید کرد که همه چیز درباره ایران است.

بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2kwIsA5
لینک سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/28369
@KhanehAmnTelegram
تحلیل ذی‌نفعان

در جلسه اول دوره حمایت‌گری در عمل، ابتدا تعریفی از مفهوم ذی‌نفعان در کارزارهای حمایت‌گری ارائه می‌شود. سپس انواع گروه‌های ذی‌نفع در رابطه با یک کارزار و جایگاهی که هر یک از این انواع در اختیار دارند به بحث گذاشته می‌شود تا شرکت‌کنندگان با کارکرد و ضرورت دقیق و گسترده این مفهوم در یک نظام کنشگری آشنا شوند. در طی این جلسه، سعی بر این است تا برای پرسش «چگونگی شناسایی ذی‌نفعان» پاسخ‌هایی ارائه شود. به این منظور، ابزارهای تحلیلی رایج در شناسایی و اولویت‌بندی این مقوله آموزش داده می‌شود.

در این درس‌گفتار سعی بر این است که چگونگی اثر گذاری بر گروه‌های ذی‌نفع و تشویق آنها به همراهی با کارزار حمایت‌گری به عرصه تامل گذاشته شود. از پی آن، تعریف گروه‌های هدف و ارتباط آنها با کارزار به تدقیق مورد بررسی قرار خواهد گرفت. همچنین چگونگی و چرایی تحلیل گروه‌های هدف، چگونگی تاثیر و دسترسی به آنها نیز به بحث گذاشته خواهد شد. در نهایت برای درک عینی موضوع ذی‌نفعان، این مولفه مهم یک کارزار حمایتگری با ارائه مطالعه‌ای موردی به پایان خواهد رسید. ویدئوی این درس را ببینید.

لینک اینستاگرام:
https://www.instagram.com/tv/B2WlSjigmXn/
لینک یوتیوب:
https://bit.ly/2lTWcVv
لینک وبسایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/28377
@KhanehAmnTelegram
معلولیت، جنسیت و خشونت خانگی
مهدیس صادقی پویا

مقدمه

خشونت خانگی، همان گونه که از عنوانش پیداست، توسط و علیه هر کسی که اتفاق بیفتد، محیط خانه و خانواده را گرفتار خود می‌کند. افراد خشونت‌گر، خشونت‌دیده و شاهدان خشونت که دو دسته آخر، از قربانیان خشونت محسوب می‌شوند، می‌توانند از هر گروه جنسی، جنسیتی، با هر گرایش جنسی، و دارای هر شرایط جسمی‌ای باشند.

تمرکز این مطلب بر خشونت خانگی علیه افراد دارای معلولیت است که امروزه از آنان، تحت عناوین «توانیاب» و «توانخواه» نیز یاد می‌شود، اگرچه که به نظر می‌رسد، استفاده از اصطلاح «افرادی دارای معلولیت»، بیش از «معلول» و دو اصطلاح یاد شده، مورد توافق و هم‌چنین پسند هود این افراد باشد. خشونت خانگی علیه افراد دارای معلولیت چیست و این خشونت چگونه و چرا در رابطه با شریک عاطفی و جنسی حادتر می‌شود؟

ارتباط مستقیم معلولیت و خشونت خانگی

دیان ال اسمیت در تحقیقی که نتایجش در سال ۲۰۰۷ منتشر شد، اعلام کرد که بیش‌ترین و متنوع‌ترین خشونت‌ها علیه زنان دارای معلولیت، توسط شرکای جنسی عاطفی سابق یا فعلی آنان اتفاق می‌افتد. این نتیجه، حاصل کار تحقیقاتی ام. ای یونگ و همکارانش بود که اسمیت در پژوهش خود نیز آن را به کار گرفت.

آن‌ها هم‌چنین نتایج پژوهش‌های دیگری را نیز در کار خود به کار گرفتند یا منتشر کردند که نشان می‌داد زنان دارای معلولیت، دو برابر بیش از دیگر گروه‌های جمعیتی، متحمل تمام انواع خشونت می‌شوند. این خشونت، چه خانگی باشد، چه در محیط عمومی اتفاق بیفتد، می‌تواند توسط یک شخص از خانواده و نزدیکان یا یک فرد غریبه اعمال شود.

تمام این نتایج و دیگر مشاهدات به دست آمده از پژوهش‌های دیگر، گویای آن است که میان «معلولیت» و «خشونت خانگی»، ارتباط مستقیم وجود دارد، و به وضوح، افراد دارای معلولیت، بسیار، بیش از دیگران، قربانی خشونت می‌شوند.

خشونت، جنسیت و معلولیت

امروزه، رشد سرویس‌های حمایتی و خدماتی مختص افراد دارای معلولیت، تلاش حقوق‌دانان و قانون‌گذاران به منظور افزایش مناسبات حقوقی و قانونی و قضائی در حمایت از این افراد و هم‌چنین افزایش حساسیت جامعه مدنی نسبت به وضعیت آنان که برای مدت زمان طولانی مرد غفلت قرار گرفته است، موجب شده تا مسائل مربوط به این افراد بیش از گذشته مورد بحث و مطالعه قرار گیرد. در کنار این آگاه‌سازی و آگاهی‌رسانی، و در فضای کنشگری و البته دانشگاهی که امروزه از پشت عینک «اینترسکشنالیتی اجتماعی» یا «در هم تنیدگی اجتماعی» به مسائل درون جامعه می‌نگرد، این معلولیت اگر مختص افراد از گروهی باشد که به اصطلاح «اقلیت جنسی و جنسیتی»، «دگرباش» و یا «ال.جی.بی.تی» و در اصطلاح کامل‌تر انگلیسی، LGBTQIA+ نامیده می‌شوند، می‌تواند خشونت علیه آنان را نیز به واسطه این دو هویت در هم تنیده، افزون‌تر و متنوع‌تر کند.

فارغ از این که نگاه از منظر این نظریه متأخر اجتماعی، تا چه اندازه خود بازتولیدکننده هویت‌های تحت ستم، و ستم اعمال شده بر آنان خواهد بود، اما واقعیت این‌جاست که این افراد در لایه‌های عمیق‌تر و پیچیده‌تری از خشونت اجتماعی، آن را تجربه می‌کنند و به همین دلیل است که موضوع مطالعه و بررسی بیشتر قرار می‌گیرد.

واقعیت این‌جاست که افراد دارای معلولیت، اگر خود از خاستگاه‌ها و گروه‌های اجتماعی‌ای «پایین‌تر» و «محروم‌تر» باشند، خشونت را متفاوت‌تر و عمیق‌تر تجربه خواهند کرد.
ادامه مطلب: https://bit.ly/2lQz4HB
لینک وبسایت: https://bit.ly/2mhxIpL
خشونت خانگی علیه زنان روستایی؛ رنجبران بی‌صدا
راضیه امیری

خشونت علیه زنان پدیده‌ای است که در آن زن به خاطر جنسیت خود، مورد اعمال زور و تضییع حق از سوی جنس دیگر واقع می‌شود. چنانچه این نوع رفتار در چارچوب خانواده و بین زن و شوهر باشــد، از آن به خشونت خانگی تعبیر می‌شود و نکته این است که میزان خشونت در ایران در مناطق روستایی بیش از مناطق شهری‌ست.

تحقیقات تجربی نیز این مسئله را تایید می‌کند. در یک تحقیق در استان اردبیل روشن شد که در دو بعد خشونت جسمی و خشونت روانی، میزان خشونت در مناطق روستایی استان اردبیل، بیشتر از مناطق شهری‌ست. به عنوان نمونه از دو منظر خشونت جنسی و خشونت فیزیکی مناطق روستای پارس‌آباد و خلخال، شاهد بیشترین میزان خشونت علیه زنان هستند.

دکتر «شکوه نوابی نژاد» – رییس انجمن ایرانی مطالعات زنان – در نشست تخصصی خشونت خانگی درباره میزان خشونت علیه زنان روستایی گفته بود: «در کشور ما بیشترین خشونت و همسرآزاری در مناطق روستایی دیده می‌شود چون زنان روستایی معمولا به دلیل ناآشنایی با حقوق خود به عنوان یک زن و یک انسان برای حفظ کانون خانواده و یا ترس از بی آبرویی و انگشت نما شدن تمام آزارها را تحمل می‌کنند».

شاید در نگاه نخست گفته شود که طبیعی‌ست میزان خشونت در مناطق روستایی بیشتر از مناطق شهری باشد و مخاطب به صورت پیش‌فرض بر این فرض تکیه زده باشد که شهر به علت تماس مستقیم با مظاهر مدنیت شاهد میزان خشونت کمتری نسبت به زنان است؛ ولی این تنها جنبه‌ای از کلیت مسئله است و باید در جستجوی دلایلی بود که به صورت جزیی‌تری کلیت مسئله را بررسی می‌کند.

بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2kw5JC9
مطلب در وبسایت:
http://www.khanehamn.org/archives/28379
@KhanehAmnTelegram
احساس عدم امنیت زنان در خانه و خیابان

راضیه امیری

«به دوستم تجاوز شد، چون ساعت ۱۲ شب تنها به خانه برمی‌گشت. من اگر این کار را نکنم مورد تجاوز قرار نمی‌گیرم». این یک واگویه‌ایست که فرد به خودش می‌گوید تا بتواند با فرافکنی جنایتی که اتفاق افتاده‌ است، برای خود احساس امنیت دروغین ایجاد کند و خودش را راضی کند که نوع کنش او و دوستانش موجب تجاوز به آنان می‌شود نه نوع خواست فردی که این فعل از آن اوست.

جدای از غلط بودن این نگرش، ولی خود این واگویه و اقناع شخصی، ثابت می‌کند که چه اندازه افراد نیازمند احساس امنیت هستند.

احساس امنیت زنان را چگونه می‌توان تعریف کرد؟ بر اساس تعاریف آکادمیک احساس امنیت زنان عبارت است از میزان آرامش‌خاطر ذهنی و روانی زنان درباره اینکه در زندگی روزمره خود چقدر در برابر خطرات احتمالی و خشونت علیه آن‌ها در خانواده مصونیت دارند. این احساس به واکنش عاطفی زنان نسبت به خشونت احتمالی می‌پردازد.

اکثر زنان – خصوصا در کشورهای توسعه‌نیافته – خشونت خانگی را تجربه کرده‌اند. از این رو بحث احساس امنیت از آنجا که در برهم‌کنش تنگاتنگی با بحث خشونت خانگی دارد، بجاست در اینجا به این بحث بپردازیم که چگونه فقدان احساس امنیت برای زنان می‌تواند، تلخی و ناخشنودی برای این زنان خشونت‌دیده به همراه بیاورد.

اگر که در نظر بگیریم در خیلی از جوامع و خصوصا توسعه‌نیافته، اینکه جنس مذکر حق اعمال خشونت دارد، گویی اصلی پذیرفته شده است. ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. در یک مقاله دانشگاهی پیرامون حق نانوشته جنس مذکر برای اعمال خشونت آمده است: «باورهای مردسالار حاکم بر جامعه، این خشونت‌ها را طبیعتِ مرد می‌داند و سعی در توجیه آن دارد و گاهی رنگ و سیاق اخلاقی و ناموسی به آن می‌دهد. این باورها، چنان در ذهن مرد و زن ایرانی از کودکی ریشه دوانده که اگر زن یا دختری در مقابل این خشونت‌ها مقاومت کند با برچسب‌ها و احکامی سخت‌تر روبه‌رو خواهد شد که اطرافیان و هم‌جنسان خود به او می‌دهند. نگرش‌های فرهنگی خانواده‌های ایرانی براساس تحمل و تبعیت زنان و فرزندان از درخواست‌های شوهر – پدر شکل گرفته است و خشونت‌های روزمره و محدود، تربیت در نظر گرفته می‌شوند؛ درنتیجه، بسیاری اوقات، فرد تحت خشونت، درکی از ستم وارد بر خود ندارد؛ اما عجیب آنکه زنان این موضوع را بیشتر از مردان توجیه می‌کنند».
ادامه مطلب: https://bit.ly/2kQDxKh
لینک وبسایت: https://bit.ly/2movKnq
گام‌های اولیه در اردن برای مقابله با خشونت علیه زنان
مهری قاسمی

سال ۱۳۹۳ انجمن زنان اردن (رما) اعلام کرد که این کشور پس از مصر بیشترین میزان خشونت علیه زنان به ویژه دختران پانزده تا نوزده سال را در میان کشورهای عربی دارد. به گزارش خبرگزاری ایرنا، این سازمان اعلام کرده بود: «با وجود اینکه این انجمن از پیوستن اردن به طرح تلاش برای از بین بردن خشونت علیه زنان در سازمان ملل استقبال می‌کند اما چیزی که زنان این کشور خواستار آن هستند، اقدام‌های عملی در این خصوص است تا خشونت ضد زنان در جامعه اردن ریشه کن شود.» رما از دولت اردن خواسته بود تا با همکاری نهادهای جامعه مدنی و سازمان‌های فعال در زمینه حقوق زنان، راهبردی روشن برای مقابله با این پدیده و تلاش برای ریشه کنی و جلوگیری از آن ترسیم کند.

مقابله با نابرابری جنسیتی و تبعیض علیه زنان در اردن همانند ایران و دیگر کشورهای اسلامی به بهانه رعایت قوانین شریعت و برای جلب رضایت محافل سنتی بسیار کند پیش می‌رود.

ادامه مطلب را بخوانید:
https://bit.ly/2mkhko9
مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/28400
@KhanehAmnTelegram
ساخت ائتلاف

در جلسه دوم دوره حمایت‌گری در عمل، با تعاریفی از ساخت ائتلاف در کارزارهای حمایت‌گری و چرایی اهمیت این موضوع آغاز می‌شود. این جلسه سعی در پاسخ به سوالاتی ضروری در رابطه با ساخت ائتلاف دارد؛ سوالاتی چون، چرا و چگونه مشارکت و ائتلاف می‌توانند به کارزارهای حمایت‌گری کمک کنند؟ و برای انتخاب سازمان‌هایی که قرار است با آنها ائتلاف داشته باشیم باید به چه نکاتی توجه کنیم تا این همکاری کارآمدتر، مناسب‌تر و موثرتر باشد؟ در این راستا، همچنین نگاهی می‌اندازیم به فرصت‌ها و چالش‌هایی که با مساله همکاری و ائتلاف می‌تواند در کارزارهای حمایتی ایجاد شود.

نیمه دوم این مبحث، با رویکردی انتقادی به مشکلات و نکات منفی یک ائتلاف بالقوه می‌پردازد، و سعی بر ارائه طرح راه‌حل‌های پیشنهادی برای غلبه بر این مشکلات احتمالی دارد. در ادامه، دو سوال اساسی در پیشبرد یک کارزار در رابطه با ساخت ائتلاف به کنکاش گذاشته می‌شود: چه زمانی ایجاد ائتلاف ارزشمند است؟ برای تقویت یک ائتلاف چه کارهایی باید انجام داد؟ پس از آن، سبک‌های متنوع ائتلاف‌ها برای کارزارهای حمایت‌گری نام‌گذاری می‌شوند و خصوصیات هر کدام با یک مطالعه موردی برای درک عمیق‌تر موضوع با شرکت‌کنندگان مورد بحث قرار می‌گیرد.

لینک مطلب در اینستاگرام:
https://bit.ly/2m2uwy8
لینک مطلب در سایت:
http://www.khanehamn.org/archives/28405
@KhanehAmnTelegram
خانه ناامن - کاری از مانا نیستانی @KhanehAmnTelegram
چرخه خشونت و دفاع در پرونده‌های قتل: مروری بر نظام حقوقی استرالیا
اسفندیار کیانی

زنان و کودکان بی‌تردید در بسیاری از جوامع به طور تاریخی موضوع رفتارهای خشن و پرخاشگرانه در خانه بوده‌اند؛ تجربه تلخ آسیب‌های روانی، جسمی، جنسی و … بعضا آثار عمیق و ماندگاری بر افراد خصوصا در روابط صمیمی می‌گذارد و افرادی که مورد خشونت مستمر قرار می‌گیرند، نظر به نوع و آثار ناگوار خشونت، می‌توانند دچار اضطراب‌های شدید، نگرانی و ترس، و سایر حالات و اختلالات روانی شوند. این آثار بسته به شدت و دوام، می‌توانند در دفاع (از مرتکب خشونت) به عنوان ادله اثبات برای وجود عوامل رافعه مسئولیت یا مخففه مجازات (partial defence) قلمداد شوند. افزون بر این، در حقوق کیفری، عواملی نظیر «تحریک» می‌توانند حسب مورد به عنوان عامل مخففه مجازات قلمداد شوند، که در دفاع از متهمانی که در اثر خشونت خانگی مرتکب جرم می‌شوند —مثل پرونده‌های قتلی که به دست زنان کتک خورده اتفاق می‌افتد— می‌توان از آنها برای استدلال در این زمینه استفاده کرد. در واقع هدف این است که نظام کیفری و جامعه، تجربه مستمر خشونت مرتکب جرم را در این موارد در نظر بگیرد، و مجازاتی متناسب و عادلانه (با نگاهی به تجربه زیسته متهم) بر او بار کند. در تعداد پر شماری از پرونده‌های قتل در حوزه خشونت خانگی، برای دفاع از زنانی که بعضا دهه‌ها مورد خشونت مستمر همسر خود بوده‌اند، با تکیه بر بسط مفهوم «تحریک»، «دفاع از خود» و «فقدان کنترل»، می‌توان حسب شرایط برای تخفیف در مجازات آنان اقامه دلیل کرد. به ویژه در مواردی که مجازات متهمان قصاص و سایر مجازات‌های شدید مانند حبس ابد باشد، باید در تعیین مسئولیت کیفری مرتکب سابقه موضوع —و قربانی— خشونت خانگی بودن را در نظر گرفت.

ادامه را بخوانید:
https://bit.ly/2m1mR2S
لینک به خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/28408
@KhanehAmnTelegram
کنترل شدید و اجباری

باران خسروی

رفتارهای کنترلی به مجموعه‌ای از الگوی رفتارها گفته می‌شود که باعث می‌شود طرف مقابل رابطه مطیع و یا وابسته شود و استقلال شخصیتش‌اش را به طور کامل از دست بدهد. این رفتار‌ها شامل ایزوله کردن فرد از منابع حمایتی و یا مانع شدن فرد از کشف منابع حمایتی ویا گرفتن حمایت از فرد می‌شود، به طوری که فرد در هر لحظه از زندگی خود وبرای تصمیم گیری وابسته به طرف مقابل شود. این رفتار زمانی کنترل اجباری طلاقی می‌شود که که همراه با تهدید، کوچک‌کردن فرد، ضربه زدن فیزیکی، تنبه و ترساندن است.

در اینجا، ما رایج‌ترین نمونه‌های کنترل اجباری در روابط ناسالم را لیست می‌کنیم، اگر هر کدام از این‌ها را شما یا آشنایانتان دارند، برای کمک و اطلاعات بیشتر به سازمان‌های حمایت‌گری مراجعه کنید.

نظارت بیش ازحد: اگر شریک زندگی‌تان خواستار ورزش روزانه برای لاغر ماندن شماست ، کمد لباس و رژیم غذایی شما را کنترل می‌کند ، دستگاه‌های دیجیتالی شما را چک می‌کند ، شما را از سایر عزیزان دور نگه داشته و هر حرکتی را ساقط می‌کند .

بازی ذهنی و روانی :‌ آزارگر کاری می کند که خشونت‌دیده به سلامت روانش شک کند ،مثلا حقایق را دروغ نشان دادن یا بازی دادن خشونت دیده. به عنوان مثال نیمه شب جای ماشین را عوض کردن تا خشونت دیده در صبح نتواند پیداش کند و کم کم به این نتیجه برسد که بی‌حواس است.

خواسته‌های غیر‌منطقی : درخواست‌های غیرمنطقی دارد و اگر باخشونت‌گر موافق نباشید، اغلب به دنبال آن تهدید فیزیکی است.

پایین آوردن شما : به صورت آزار کلامی یا با رفتارهای آزارگرایانه و قلدرمابانه (Bullying). این می‌تواند شامل خرید لباس‌هایی باشد که به طور هدفمند خیلی کوچک هستند تا شما مجبور ‌به رژیم غذایی شوید یا با رفتار نامطلوب در مقابل دوستان شما احساس بی‌ارزشی کنید. مجبور کردن شما به این که روزی یک ساعت روی تردمیل بدوید یا نشان دادن عکس بدن زنان دیگر و گفتن این که شما نیاز دارید به این سطح برسید یا شما به خوبی آن‌ها نیستید.



محدود کردن فعالیت‌های روزانه : ممکن است شامل محدودیت در ورزش و پیاده‌روی و یا محدودیت در ملاقات اعضای خانواده و یا محدودیت در دیدن آدم‌های دیگر باشد. آزارگر معمولا به شما می‌گوید با چه کسی می‌توانید رفت و آمد داشته باشید و با چه کسی نه و حتی زمان این ملاقات را برای شما تعیین ‌می‌کند. اگر به طور زیادی قادر به انجام روال عادی و روتین خود نباشید، معمولا یک نشانه قوی برای نگرانی است.

تهدید: اگر رفتار شما را دوست نداشته باشد، شما در معرض تهدید هستید، این می‌تواند حتی شامل درخواست در تغییررفتارهای جنسیتی شما باشد. مثلا این که به شما بگویند رفتار شما مردانه است یا زیادی زنانه نیستید. تهدید گاهی شامل تهدید نزدیکان است و یا حتی تهدید به آسیب زدن به خود مثل خودکشی.
ادامه مطلب: https://bit.ly/2m6iTWY
لینک وبسایت:https://bit.ly/2kZdlgt
انیمیشن خانه ما
بیست و سوم ماه سپتامبر، مصادف با اول مهرماه، روز مشاهده‌پذیری دوجنس‌گرایی نام دارد. دو جنس‌گرایی یا آن چه امروز، با اصطلاحی جامع‌تر و ریزبینانه‌تر نامیده می‌شود، «غیر تک‌جنسگرایی» به گرایش جنسی افرادی گفته می‌شود که به دو و یا بیش از دو جنس، گرایش عاطفی و جنسی و عاشقانه دارند.

شاید این آمار ارائه شده توسط سازمان بهداشت جهانی برای شما جالب باشد:

۶۱.۱ درصد از زنانی که خود را دوجنس‌گرا هویت‌یابی می‌کنند، در طول زندگی خود تجاوز، انواع خشونت فیزیکی و ترهیب توسط شریک عاطفی خود را تجربه می‌کنند، در حالی که این آمار در مورد زنان دگرجنس‌گرا، نرخ ۳۵ درصد را نشان می‌دهد.

هم‌چنین۳۷.۳ درصد از مردانی که خود را دوجنس‌گرا هویت‌یابی می‌کنند، در طول زندگی خود تجاوز، خشونت فیزیکی و ترهیب را از سوی شریک عاطفی خود تجربه کرده‌اند، در حالی که این آمار برای مردان دگرجنس‌گرا، نشان‌دهنده نرخ ۲۹ درصد است.

در نهایت این که، افراد دوجنس‌گرا در مقایسه با افرادی که با هویت دوجنس‌گرایی شناخته نمی‌شوند، بیشتر در معرض خشونت جنسی قرار دارند.
لینک در اینستا: https://bit.ly/2l312zJ
لینک در یوتیوب: https://bit.ly/2mclVZt
امروز بیست و سوم سپتامبر، برابر با یکم مهرماه، روز جهانی مشاهده‌پذیری دوجنس‌گرایان است. به همین مناسبت، روایت زیر توسط یکی از مخاطبان و همراهان خانه امن فرستاده شده که حکایت از تفاوت نوع خشونت خانگی‌ای دارد که دوجنس‌گرایان نسبت به دیگران متحمل می‌شوند:

«من یک دختر دوجنس‌گرای ساکن ایران هستم و این روایت خلاصه و کوتاه من است از خشونتی که در رابطه با شریک عاطفی و جنسی‌ام به عنوان یک دوجنس‌گرا مشاهده کرده‌ام و البته خشونت‌هایی که از جانب دیگران و در اجتماع دوستان همجنسگرایم به خاطر گرایش جنسی‌ام متحمل شده‌ام.

زمانی با دختری در ارتباط بودم که یکی از مشخصه‌های اصلی رفتاری‌اش، بدبینی بسیار شدید بود. رابطه ما قبل از این که بتوانیم در یک شهر با هم زندگی کنیم، یک رابطه از راه دور بود. این بدبینی به قدری زیاد بود که ما نتوانستیم با هم ادامه دهیم. بدبینی او به شکلی بود که اگر من برای مثال تماس یا پیام‌هایش را دیرتر جواب می‌دادم، همیشه متهم می‌شدم به این که «تو حتماً داشتی با یک پسر حرف می‌زدی» یا «در کنار من با یک پسر هم در ارتباطی». همیشه هم این پرسش برایم پیش می‌آمد که اگر می‌خواستم دروغ بگویم یا خیانت کنم، چرا نمی‌توانستم در تصورات و توهمات او با یک دختر دیگر این کار را بکنم؟ و پاسخم به خودم مشخص بود: چون دوجنس‌گرا بودم!

این تجربه را بارها در زندگی شخصی‌ام داشته‌ام.

یک مورد دیگر از خشونتی که از اجتماع خودمان می‌بینم این است که همیشه به عنوان یک دوجنس‌گرا مورد این پرسش واقع شده‌ام که «آیا یک دوجنس‌گرای واقعی هستی یا چون هم‌جنس‌گرایی هم مُد شده، خودت را می‌خواهی دوجنس‌گرا بدانی؟»
ادامه مطلب: https://bit.ly/2maMDBQ
لینک وبسایت: https://bit.ly/2m7IcYH
پیام‌رسانی از طریق شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های عمومی

در جلسه سوم دوره حمایت‌گری در عمل می‌بینیم که رسانه‌های اجتماعی و فضای مجازی بستر مناسبی برای انعکاس خواسته‌ها و تغییر مطلوب ما را فراهم آورده است. به علاوه آنکه امکان کار جمعی و مشترک را نیز تسهیل کرده است. به همین منظور مهارت استفاده از فضای مجازی یا حمایت‌‌گری دیجیتال ( digital advocacy) به عنوان یکی از مهارت‌های ضروری در انجام طرح‌های ترویجی و حمایت‌گری مورد توجه قرار گرفته است. اما حمایت‌گری دیجیتال ( digital advocacy) چیست؟ و چه ابزارها و امکانات جدیدی در اختیار کمپین‌های ما قرار می‌دهد؟ چگونه از این امکان تازه برای انتقال و انتشار پیام خود می‌توانیم استفاده کنیم؟ چه ملاحظات و نکاتی را در استفاده از این فضا و شکل‌دهی پیام خود باید در نظر بگیریم؟ چرا و چگونه با اصحاب رسانه‌های مجازی ارتباط ایجاد کنیم و چگونه می‌توان از چهره‌های فرهنگی و سینمایی محبوب کشور برای انتقال مطالبات و تغییر مطلوب خود در رسانه‌های جمعی و مجازی بهره گرفت؟

در این بخش همچنین به چگونگی استفاده از فضای رسانه‌ای در تامین نیازها و خواسته‌های بهره‌مندان اصلی، تاثیر بر مخاطبان اصلی، امکان جمع‌آوری شواهد و اطلاعات مورد نیاز ما از مساله، انتشار داستان و روایت‌های مختلف از وضعیت نامطلوب کنونی و تجربه ی تغییر مطلوب مد نظر کمپین، در کنار در نظر گرفتن محدودیت‌های رسانه‌‌ای ، خواهیم پرداخت.

ویدئو در اینستاگرام:
https://bit.ly/2mSWxbJ
ویدئوی این درس را در یوتیوب ببینید:
https://bit.ly/2loq3pc
ویدئو را در سایت خانه امن ببینید:
http://www.khanehamn.org/archives/28432