📃 خشونت خانگی علیه دگرباشان (قسمت سوم: افراد ترنس در خانواده)
🖋 نویسنده: خانه امن
شاید نتوان گفت که کدام گروه از دگرباشان به طور کلی از خشونت جنسی و جنسیتی بیشتری رنج میبرنند. همجنسخواهان؟ دوجنسخواهان؟ افراد ترنس؟ احتمالاً دانستن این که کدام یک بیش از دیگران در معرض خشونتند تنها به ما کمک خواهد کرد که بیشتر و با ابزار منحصر به فردتر به یاری این گروهها بشتابیم. هرچند که واقعیت گویای آن است که به طور کلی افراد دگرباش بیش از دیگران که خود را دگرباش هویتیابی نمیکنند در معرض چنین خشونتهایی هستند. اما میدانیم که افراد ترنس متحمل خشونتها و دشواریهای بسیاری در محیط خانواده هستند. چرا؟
ادامة مطلب 👇🏽👇🏽👇🏽
📌@KhanehAmnTelegram
🖋 نویسنده: خانه امن
شاید نتوان گفت که کدام گروه از دگرباشان به طور کلی از خشونت جنسی و جنسیتی بیشتری رنج میبرنند. همجنسخواهان؟ دوجنسخواهان؟ افراد ترنس؟ احتمالاً دانستن این که کدام یک بیش از دیگران در معرض خشونتند تنها به ما کمک خواهد کرد که بیشتر و با ابزار منحصر به فردتر به یاری این گروهها بشتابیم. هرچند که واقعیت گویای آن است که به طور کلی افراد دگرباش بیش از دیگران که خود را دگرباش هویتیابی نمیکنند در معرض چنین خشونتهایی هستند. اما میدانیم که افراد ترنس متحمل خشونتها و دشواریهای بسیاری در محیط خانواده هستند. چرا؟
ادامة مطلب 👇🏽👇🏽👇🏽
📌@KhanehAmnTelegram
خانه امن
📃 خشونت خانگی علیه دگرباشان (قسمت سوم: افراد ترنس در خانواده) 🖋 نویسنده: خانه امن شاید نتوان گفت که کدام گروه از دگرباشان به طور کلی از خشونت جنسی و جنسیتی بیشتری رنج میبرنند. همجنسخواهان؟ دوجنسخواهان؟ افراد ترنس؟ احتمالاً دانستن این که کدام یک بیش از دیگران…
📃 خشونت خانگی علیه دگرباشان (قسمت سوم: افراد ترنس در خانواده)
🖋 نویسنده: خانه امن
شاید نتوان گفت که کدام گروه از دگرباشان به طور کلی از خشونت جنسی و جنسیتی بیشتری رنج میبرنند. همجنسخواهان؟ دوجنسخواهان؟ افراد ترنس؟ احتمالاً دانستن این که کدام یک بیش از دیگران در معرض خشونتند تنها به ما کمک خواهد کرد که بیشتر و با ابزار منحصر به فردتر به یاری این گروهها بشتابیم. هرچند که واقعیت گویای آن است که به طور کلی افراد دگرباش بیش از دیگران که خود را دگرباش هویتیابی نمیکنند در معرض چنین خشونتهایی هستند. اما میدانیم که افراد ترنس متحمل خشونتها و دشواریهای بسیاری در محیط خانواده هستند. چرا؟
در میان تمام این گروههای دگرباش، بسیار از خشونت علیه افراد ترنس سخن گفته شده است. تحقیقات و مطالعات بسیاری در این زمینه انجام شده و نتیجة غالب گویای خشونت بسیار شدید علیه این افراد است. احتمالاً بتوانیم عدم تطابق با هنجارهای جنسیتی جامعه که به افراد در بدو تولد تحمیل میشود را قسمت بزرگی از این مسئله بدانیم. فرزندان ترنس در خانوادههای خود نیز مانند فضای عمومی از خشونت و آزار و توهین در امان نیستند. خانوادههایی که با هویتیابی فرزندان خود کنار نمیآیند و فضای خانواده را که احتمالاً باید فضایی مهم در حمایت از دگرباشان و افراد ترنس باشد به فضایی سخت و غیر قابل زیستن بدل میکنند. خشونتهایی که علیه فرزندان ترنس در خانوادهها در جریان است، مانند بسیاری دیگر از زمینهها در قالب خشونت جسمی، روانی، شفاهی، اقتصادی و غیره صورت میگیرد. جوانان ترنس که معمولاً به سبب عدم تطابق با هنجارهای جنسیتی جامعه و به خصوص در ظاهر و بیان جنسیتی خود حتی از ورود و خروج بدون دغدغه از منزل خود نیز محرومند، محیط خانة ناامن را محیطی ارزیابی میکنند که به جای آنکه محلی از امنیت و پناه برایشان باشد، تبدیل به «جهنمی» میشود که نمیتوان آن را به سادگی زیست.
خشونت خانگی علیه افراد ترنس خشونتی است که میتواند به اقداماتی چون خودکشی منجر شود؛ آنچه که در میان نوجوانان و جوانان ترنس به کرات قابل مشاهده است، چرا که فضای عمومی جامعه از پذیرش انتخابها و ترجیحات آنها خودداری میکند: کوچه، خیابان، مدرسه، محل کار، فضای تفریحی و غیره مملو از توهین و تحقیر برای این افراد است، و در بازگشت به خانه، جایی که باید بتوان آن را تبدیل به محلی کرد که دست کم بر این زخمهای روزمره مرهم بگذارد، باز هم تحقیر و توهین و قهر ادامه مییابد.
مقصود از سخن گفتن از این وضعیت، البته گناهکارپنداری صرف والدین جوانان ترنس نیست، بلکه در جامعهای مانند جامعة ایران که افراد از هرگونه آموزشی پیرامون هویتهای مختلف جنسی و جنسیتی محرومند، شاید نتوان تقصیر را به گردن فرد فرد این والدین انداخت. مقصود از صحبت کردن در این باره، ایجاد آگاهی اولیه در والدین نوجوانان و جوانان ترنس است تا گام اولیهای باشد به سمت حل مشکل و توقف خشونت خانگی علیه افراد ترنس.
📌@KhanehAmnTelegram
🖋 نویسنده: خانه امن
شاید نتوان گفت که کدام گروه از دگرباشان به طور کلی از خشونت جنسی و جنسیتی بیشتری رنج میبرنند. همجنسخواهان؟ دوجنسخواهان؟ افراد ترنس؟ احتمالاً دانستن این که کدام یک بیش از دیگران در معرض خشونتند تنها به ما کمک خواهد کرد که بیشتر و با ابزار منحصر به فردتر به یاری این گروهها بشتابیم. هرچند که واقعیت گویای آن است که به طور کلی افراد دگرباش بیش از دیگران که خود را دگرباش هویتیابی نمیکنند در معرض چنین خشونتهایی هستند. اما میدانیم که افراد ترنس متحمل خشونتها و دشواریهای بسیاری در محیط خانواده هستند. چرا؟
در میان تمام این گروههای دگرباش، بسیار از خشونت علیه افراد ترنس سخن گفته شده است. تحقیقات و مطالعات بسیاری در این زمینه انجام شده و نتیجة غالب گویای خشونت بسیار شدید علیه این افراد است. احتمالاً بتوانیم عدم تطابق با هنجارهای جنسیتی جامعه که به افراد در بدو تولد تحمیل میشود را قسمت بزرگی از این مسئله بدانیم. فرزندان ترنس در خانوادههای خود نیز مانند فضای عمومی از خشونت و آزار و توهین در امان نیستند. خانوادههایی که با هویتیابی فرزندان خود کنار نمیآیند و فضای خانواده را که احتمالاً باید فضایی مهم در حمایت از دگرباشان و افراد ترنس باشد به فضایی سخت و غیر قابل زیستن بدل میکنند. خشونتهایی که علیه فرزندان ترنس در خانوادهها در جریان است، مانند بسیاری دیگر از زمینهها در قالب خشونت جسمی، روانی، شفاهی، اقتصادی و غیره صورت میگیرد. جوانان ترنس که معمولاً به سبب عدم تطابق با هنجارهای جنسیتی جامعه و به خصوص در ظاهر و بیان جنسیتی خود حتی از ورود و خروج بدون دغدغه از منزل خود نیز محرومند، محیط خانة ناامن را محیطی ارزیابی میکنند که به جای آنکه محلی از امنیت و پناه برایشان باشد، تبدیل به «جهنمی» میشود که نمیتوان آن را به سادگی زیست.
خشونت خانگی علیه افراد ترنس خشونتی است که میتواند به اقداماتی چون خودکشی منجر شود؛ آنچه که در میان نوجوانان و جوانان ترنس به کرات قابل مشاهده است، چرا که فضای عمومی جامعه از پذیرش انتخابها و ترجیحات آنها خودداری میکند: کوچه، خیابان، مدرسه، محل کار، فضای تفریحی و غیره مملو از توهین و تحقیر برای این افراد است، و در بازگشت به خانه، جایی که باید بتوان آن را تبدیل به محلی کرد که دست کم بر این زخمهای روزمره مرهم بگذارد، باز هم تحقیر و توهین و قهر ادامه مییابد.
مقصود از سخن گفتن از این وضعیت، البته گناهکارپنداری صرف والدین جوانان ترنس نیست، بلکه در جامعهای مانند جامعة ایران که افراد از هرگونه آموزشی پیرامون هویتهای مختلف جنسی و جنسیتی محرومند، شاید نتوان تقصیر را به گردن فرد فرد این والدین انداخت. مقصود از صحبت کردن در این باره، ایجاد آگاهی اولیه در والدین نوجوانان و جوانان ترنس است تا گام اولیهای باشد به سمت حل مشکل و توقف خشونت خانگی علیه افراد ترنس.
📌@KhanehAmnTelegram
📃 خشونت خانگی «پنهان» و افراد در شرایط معلولیت
🖋 نویسنده: خانه امن
افراد در شرایط معلولیت،از هر نوع آن که باشد، تنها در خارج از خانه، در سازوکارها و مناسبات مختلف اجتماعی، و به وسیله افراد ناشناس مورد خشونت، از هر نوعی که باشد، قرار نمیگیرند. افراد در شرایط معلولیت در خانه و از سوی اعضای نزدیک خانوادة خود نیز خشونت میبینند.
این واقعیت ساده، اما دشوار برای پذیرش، واقعیتی است که بسیاری از مطالعات و پژوهشها بر آن صحه گذاشتهاند. از تمام اینها مهمتر، افراد در شرایط معلولیتی که روایتهایشان از خشونت را با دیگران در میان گذاشتهاند، به کرات به این نوع خشونت اشاره کردهاند.
ادامة مطلب 👇🏽👇🏽👇🏽
📌@KhanehAmnTelegram
🖋 نویسنده: خانه امن
افراد در شرایط معلولیت،از هر نوع آن که باشد، تنها در خارج از خانه، در سازوکارها و مناسبات مختلف اجتماعی، و به وسیله افراد ناشناس مورد خشونت، از هر نوعی که باشد، قرار نمیگیرند. افراد در شرایط معلولیت در خانه و از سوی اعضای نزدیک خانوادة خود نیز خشونت میبینند.
این واقعیت ساده، اما دشوار برای پذیرش، واقعیتی است که بسیاری از مطالعات و پژوهشها بر آن صحه گذاشتهاند. از تمام اینها مهمتر، افراد در شرایط معلولیتی که روایتهایشان از خشونت را با دیگران در میان گذاشتهاند، به کرات به این نوع خشونت اشاره کردهاند.
ادامة مطلب 👇🏽👇🏽👇🏽
📌@KhanehAmnTelegram
📃 خشونت خانگی «پنهان» و افراد در شرایط معلولیت
🖋 نویسنده: خانه امن
افراد در شرایط معلولیت،از هر نوع آن که باشد، تنها در خارج از خانه، در سازوکارها و مناسبات مختلف اجتماعی، و به وسیله افراد ناشناس مورد خشونت، از هر نوعی که باشد، قرار نمیگیرند. افراد در شرایط معلولیت در خانه و از سوی اعضای نزدیک خانوادة خود نیز خشونت میبینند.
این واقعیت ساده، اما دشوار برای پذیرش، واقعیتی است که بسیاری از مطالعات و پژوهشها بر آن صحه گذاشتهاند. از تمام اینها مهمتر، افراد در شرایط معلولیتی که روایتهایشان از خشونت را با دیگران در میان گذاشتهاند، به کرات به این نوع خشونت اشاره کردهاند.
اما چگونه این خشونت بر این افراد روا داشته میشود؟ آیا افسانة خانواده به عنوان لزوماً حامی در مورد افراد در شرایط معلولیت صدق میکند، چرا که این شرایط جسمی و ذهنی این افراد ممکن است با هنجارهای یکسانساز و کلیشهوار جوامع مختلف همخوانی نداشته باشد؟ آیا خانوادهها و افراد نزدیک افراد در شرایط معلولیت به اندازة کافی آموزش دیدهاند تا با این افراد برخورد مناسب داشته باشند و از تحمیل هر گونه دشواری جسمی و روانی به آنان خودداری کنند؟ آیا هنگامی که از خشونت حرف میزنیم، لزوماً مقصودمان خشونت جسمی و کلامی است؟ یا رفتارهایی که ممکن است در هنجارهای جامعه به عنوان خشونت شناخته نشوند، برای افرادی که در شرایط معلولیت هستند، خشونتوار باشند؟
اگرچه روایتها و درک افرادی که در این شرایط هستند، بیش از هر شاخص دیگری در این باره قابل اتکا و اعتماد و دارای اعتبار است، اما میتوان با در ذهن داشتن نمونههایی از آنچه که خشونت خانگی علیه افراد در شرایط معلولیت شناخته میشود، تلاش کرد تا از بار تجربة خشونتی که این افراد روزمره متحمل میشوند، کاست. بیایید به برخی از موارد خشونت «پنهان» که ممکن است به آنها آگاهی نداشته باشیم، بپردازیم:
یک. برآورده نکردن شرایط اولیة دسترسیپذیری برای افراد در شرایط معلولیت دارای روشهای حرکتی مختلف (ویلچر، عصا، و غیره) در محیط خانه.
دو. تحمیل احساساتی چون ترحم و در نتیجه بازداشتن افراد در شرایط معلولیت از انجام کارهایی که برای آنها نیاز به کمک ندارند. و یا همراهی کردن این افراد و به طور دائم استفاده از کلمات و جملات ترحمآمیز.
سه. عدم اعتماد به افراد در شرایط معلولیت در محیط خانه هنگامی که ابراز داوطلبی برای انجام یک کار خانگی را میکنند.
چهار. به رسمیت نشناختن حضور آنها در خانواده و در نتیجه محروم کردن آنها از دیدارهای خانوادگی و غیره.
پنج. به رسمیت نشناختن حقوق اقتصادی افراد در شرایط معلولیت و نیازهای مالی آنها و کنترل داراییها و مخارجشان.
شش. به رسمیت نشناختن دستاوردها و توانمندیهای تخصصی افراد در شرایط معلولیت در خانواده.
هفت. جویا نشدن نظرات افراد در شرایط معلولیت برای تصمیمگیریهای خانوادگی؛ به رسمیت نشناختن قوة تشخیص این افراد.
هشت. «خارقالعاده» نامیدن موفقیتها و دستاوردهای افراد در شرایط معلولیت، برای مثال موفقیت تحصیلی کودکان در شرایط معلولیت، چرا که بر اساس هنجارهای جامعه، «عادی» تلقی نمیشوند و بنابراین دستاوردهایشان نیز فراتر از عادی تلقی میشود.
نه. سوءاستفاده از امتیازاتی که افراد دارای معلولیت ممکن است در جامعه و نظام اقتصادی و اجتماعی آن داشته باشند: برای مثال خرج کردن کمکهزینههای دولتی به افراد در شرایط معلولیت در یک خانواده، توسط دیگر اعضای خانواده.
📌@KhanehAmnTelegram
🖋 نویسنده: خانه امن
افراد در شرایط معلولیت،از هر نوع آن که باشد، تنها در خارج از خانه، در سازوکارها و مناسبات مختلف اجتماعی، و به وسیله افراد ناشناس مورد خشونت، از هر نوعی که باشد، قرار نمیگیرند. افراد در شرایط معلولیت در خانه و از سوی اعضای نزدیک خانوادة خود نیز خشونت میبینند.
این واقعیت ساده، اما دشوار برای پذیرش، واقعیتی است که بسیاری از مطالعات و پژوهشها بر آن صحه گذاشتهاند. از تمام اینها مهمتر، افراد در شرایط معلولیتی که روایتهایشان از خشونت را با دیگران در میان گذاشتهاند، به کرات به این نوع خشونت اشاره کردهاند.
اما چگونه این خشونت بر این افراد روا داشته میشود؟ آیا افسانة خانواده به عنوان لزوماً حامی در مورد افراد در شرایط معلولیت صدق میکند، چرا که این شرایط جسمی و ذهنی این افراد ممکن است با هنجارهای یکسانساز و کلیشهوار جوامع مختلف همخوانی نداشته باشد؟ آیا خانوادهها و افراد نزدیک افراد در شرایط معلولیت به اندازة کافی آموزش دیدهاند تا با این افراد برخورد مناسب داشته باشند و از تحمیل هر گونه دشواری جسمی و روانی به آنان خودداری کنند؟ آیا هنگامی که از خشونت حرف میزنیم، لزوماً مقصودمان خشونت جسمی و کلامی است؟ یا رفتارهایی که ممکن است در هنجارهای جامعه به عنوان خشونت شناخته نشوند، برای افرادی که در شرایط معلولیت هستند، خشونتوار باشند؟
اگرچه روایتها و درک افرادی که در این شرایط هستند، بیش از هر شاخص دیگری در این باره قابل اتکا و اعتماد و دارای اعتبار است، اما میتوان با در ذهن داشتن نمونههایی از آنچه که خشونت خانگی علیه افراد در شرایط معلولیت شناخته میشود، تلاش کرد تا از بار تجربة خشونتی که این افراد روزمره متحمل میشوند، کاست. بیایید به برخی از موارد خشونت «پنهان» که ممکن است به آنها آگاهی نداشته باشیم، بپردازیم:
یک. برآورده نکردن شرایط اولیة دسترسیپذیری برای افراد در شرایط معلولیت دارای روشهای حرکتی مختلف (ویلچر، عصا، و غیره) در محیط خانه.
دو. تحمیل احساساتی چون ترحم و در نتیجه بازداشتن افراد در شرایط معلولیت از انجام کارهایی که برای آنها نیاز به کمک ندارند. و یا همراهی کردن این افراد و به طور دائم استفاده از کلمات و جملات ترحمآمیز.
سه. عدم اعتماد به افراد در شرایط معلولیت در محیط خانه هنگامی که ابراز داوطلبی برای انجام یک کار خانگی را میکنند.
چهار. به رسمیت نشناختن حضور آنها در خانواده و در نتیجه محروم کردن آنها از دیدارهای خانوادگی و غیره.
پنج. به رسمیت نشناختن حقوق اقتصادی افراد در شرایط معلولیت و نیازهای مالی آنها و کنترل داراییها و مخارجشان.
شش. به رسمیت نشناختن دستاوردها و توانمندیهای تخصصی افراد در شرایط معلولیت در خانواده.
هفت. جویا نشدن نظرات افراد در شرایط معلولیت برای تصمیمگیریهای خانوادگی؛ به رسمیت نشناختن قوة تشخیص این افراد.
هشت. «خارقالعاده» نامیدن موفقیتها و دستاوردهای افراد در شرایط معلولیت، برای مثال موفقیت تحصیلی کودکان در شرایط معلولیت، چرا که بر اساس هنجارهای جامعه، «عادی» تلقی نمیشوند و بنابراین دستاوردهایشان نیز فراتر از عادی تلقی میشود.
نه. سوءاستفاده از امتیازاتی که افراد دارای معلولیت ممکن است در جامعه و نظام اقتصادی و اجتماعی آن داشته باشند: برای مثال خرج کردن کمکهزینههای دولتی به افراد در شرایط معلولیت در یک خانواده، توسط دیگر اعضای خانواده.
📌@KhanehAmnTelegram
Forwarded from صدای ماهی سیاه (BFV)
آنچه در تصاویر میبینید بخشی از عباراتیست که بسیاری از زنان در خیابان شنیدهاند. #سارا_أیْمَن هنرمند ۲۴سالهی مصری تصمیم گرفت از این اصطلاحات در یک اثر هنری غیر متعارف استفاده کند، پدیدهی آزار و اذیت کلامی که زنان با آن روبرو هستند.
سارا میگوید: من کلمات متوسط و سبک را انتخاب کردم، اما من و بسیاری از دختران در معرض کلمات رکیکتر از این هستیم.
سارا در مورد این کار که از تجربیات شخصی خودش آمده است میگوید:
تصمیم گرفتم از بلوز و دامنی که معمولاً برای بیرون رفتن از آن استفاده میکنم برای اینکار در نظر بگیرم و برخی از عبارات که مدام به گوشم میرسد را روی آن بنویسم. او بارها و بارها تأکید میکند، آزار و اذیت هیچ ارتباطی با لباس زن ندارد بلکه بیشتر به فساد اخلاقی مرد مربوط است.
در تمام دنیا زنان در خیابان و محل کار در معرض آزار و اذیت قرار دارند و نوع کلامی آن بیشتر رایج است. از جمله آزارهای کلامی میتوان به تماس تلفنی جنسی، پیشنهادهای جنسی و... اشاره کرد که در برخی موارد با آسیب روانی میان مدت و طولانی مدت که از آزار جسمی کمتر نیست اشاره کرد.
سارا، فارغ التحصیل دانشکده هنرهای کاربردی از موسسه عالی هنرهای کاربردی قاهره، او به عنوان یک نقاش آزاد کار میکند، در سال های اخیر، از طریق نمایشگاههایی که در آن شرکت کرده، جوایز زیادی را از آن خود کرده است.
(از مصاحبه سارا أیمن)
ترجمه: سعید هلیچی
@Blackfishvoice
سارا میگوید: من کلمات متوسط و سبک را انتخاب کردم، اما من و بسیاری از دختران در معرض کلمات رکیکتر از این هستیم.
سارا در مورد این کار که از تجربیات شخصی خودش آمده است میگوید:
تصمیم گرفتم از بلوز و دامنی که معمولاً برای بیرون رفتن از آن استفاده میکنم برای اینکار در نظر بگیرم و برخی از عبارات که مدام به گوشم میرسد را روی آن بنویسم. او بارها و بارها تأکید میکند، آزار و اذیت هیچ ارتباطی با لباس زن ندارد بلکه بیشتر به فساد اخلاقی مرد مربوط است.
در تمام دنیا زنان در خیابان و محل کار در معرض آزار و اذیت قرار دارند و نوع کلامی آن بیشتر رایج است. از جمله آزارهای کلامی میتوان به تماس تلفنی جنسی، پیشنهادهای جنسی و... اشاره کرد که در برخی موارد با آسیب روانی میان مدت و طولانی مدت که از آزار جسمی کمتر نیست اشاره کرد.
سارا، فارغ التحصیل دانشکده هنرهای کاربردی از موسسه عالی هنرهای کاربردی قاهره، او به عنوان یک نقاش آزاد کار میکند، در سال های اخیر، از طریق نمایشگاههایی که در آن شرکت کرده، جوایز زیادی را از آن خود کرده است.
(از مصاحبه سارا أیمن)
ترجمه: سعید هلیچی
@Blackfishvoice
📃 خشونت خانگی علیه افراد مسن (قسمت اول: خشونتی غیر مشاهدهپذیر)
🖋 نویسنده: خانه امن
مسئلة آزار خانگی افراد مسن، مسئله تازهای نیست، هرچند که به تازگی و در چند سال اخیر بیشتر وارد فضای دانشگاهی و کنشگری شده است. با این حال در برابر خشونتهای خانگی علیه کودکان و خشونت میانزوجی، خشونت علیه افراد مسن همچنان مسئلهای «شخصی» باقی مانده و از تیررس دید عموم مخفی مانده است. دلیل چیست؟
ادامة مطلب 👇🏽👇🏽👇🏽
📌@KhanehAmnTelegram
🖋 نویسنده: خانه امن
مسئلة آزار خانگی افراد مسن، مسئله تازهای نیست، هرچند که به تازگی و در چند سال اخیر بیشتر وارد فضای دانشگاهی و کنشگری شده است. با این حال در برابر خشونتهای خانگی علیه کودکان و خشونت میانزوجی، خشونت علیه افراد مسن همچنان مسئلهای «شخصی» باقی مانده و از تیررس دید عموم مخفی مانده است. دلیل چیست؟
ادامة مطلب 👇🏽👇🏽👇🏽
📌@KhanehAmnTelegram
خانه امن
📃 خشونت خانگی علیه افراد مسن (قسمت اول: خشونتی غیر مشاهدهپذیر) 🖋 نویسنده: خانه امن مسئلة آزار خانگی افراد مسن، مسئله تازهای نیست، هرچند که به تازگی و در چند سال اخیر بیشتر وارد فضای دانشگاهی و کنشگری شده است. با این حال در برابر خشونتهای خانگی علیه کودکان…
📃 خشونت خانگی علیه افراد مسن (قسمت اول: خشونتی غیر مشاهدهپذیر)
🖋 نویسنده: خانه امن
مسئلة آزار خانگی افراد مسن، مسئله تازهای نیست، هرچند که به تازگی و در چند سال اخیر بیشتر وارد فضای دانشگاهی و کنشگری شده است. با این حال در برابر خشونتهای خانگی علیه کودکان و خشونت میانزوجی، خشونت علیه افراد مسن همچنان مسئلهای «شخصی» باقی مانده و از تیررس دید عموم مخفی مانده است. دلیل چیست؟
احتمالاً نخستین دلیلی که میتوان برای این مسئله متصور شد، ارزشگذاری جوامع انسانی بر پایة سن شهروندان آن است. جوانی بیش از آنکه به چشم مرحلهای از زندگی میان نوجوانی و میانسالی دیده شود، «تنها» بازهای از زندگی محسوب میشود که مورد توجه بسیاری از عرصههای زیست اجتماعی ما انسانها قرار گرفته است: از کار و تولید تا روابط شخصی. چندان دور از انتظار نیست که در دنیای سرمایهدارانهای که ما در عصرمان در آن زندگی میکنیم، انسان با نیروی تولید کمتر از نیاز چرخة تولید، انسانی «کمارزشتر» تلقی میشود: افراد در شرایط معلولیت، افراد مسن، و غیره. در این نگاه سرمایهدارانه که انسان را بر اساس نیروی تولیدش ارزشگذاری میکند، انسانی که پای به میانسالی میگذارد، و نیروی انسانی دورة جوانی خود را ندارد، انسانی است که کمکم به عرصة فراموشی سپرده میشود. برای زندگیاش، مناسباتش و نیازهایش سرمایهگذاری نمیشود و مسائل مربوط به او نیز از عموم پنهان میشود.
مسئلة خشونت خانگی علیه افراد مسن نیز اگرچه دلایل و عوامل بسیاری برای آن میتوان برشمرد، اما غیرمشاهدهپذیر بودنش را میتوان نتیجة همین ارزشگذاری بر اساس سن افراد دانست.
اما نخستین باری که به مسئلة خشونت خانگی علیه افراد مسن توجه شد، برمیگردد به سال ۱۹۷۵ و مجلههای علمی بریتانیایی که با عنوان elder abuse از این نوع خشونت یاد کردند.
پس از آن نیز، این مسئله وارد مباحث و فضاهای علمی شد و در سالهای اخیر، کنشگری علیه این نوع خشونت نیز شکل گرفته است.
یکی از تعاریف سادة سازمان جهانی بهداشت از خشونت خانگی علیه افراد مسن از این قرار است: «عموماً توافق بر این است که خشونت علیه افراد مسن یا نوعی اقدام علیه اوست یا غفلت از او که در هر دو حالت ممکن است عمدی باشد یا غیر عمدی. این خشونت ممکن است جسمی باشد یا روانی (از جمله آزار کلامی یا عاطفی)، یا ممکن است خشونتی باشد که از طریق ابزارهای مادی بر شخص وارد شود. فارغ از نوع آن، این آزار موجب رنج، جراحت یا درد غیر ضروری، و در نتیجه از دست دادن یا نقض حقوق انسانی و کاهش کیفیت زندگی فرد مسن خواهد شد.»
بر اساس اسناد این سازمان، برخی از انواع این آزار عبارتند از:
یک. آزار کلامی و عاطفی: تبعیض بر اساس سن، استفاده از کلمات توهینآمیز و غیر محترمانه، تحقیر، ارعاب، اتهامات نادرست، درد و ناراحتی روانی.
دو. سوءاستفادة مالی: اخاذی و کنترل پول مستمری، سرقت اموال و استثمار افراد مسن برای وادار کردن آنها به نگهداری از نوه ها.
سه. سوءاستفادة جنسی: زنای با محارم، تجاوز جنسی و سایر انواع اجبار جنسی.
چهار. غفلت: عدم احترام به افراد مسن، خودداری از محبتورزی و عدم توجه به رفاه این افراد.
پنج. اتهامزنی، انگزنی و طرد.
شش. سوءرفتار سازمانی: در کلینیک های بهداشتی و دفاتر بازنشستگی و به حاشیه رانده شدن در سازوکارهای دولتی.
📌@KhanehAmnTelegram
🖋 نویسنده: خانه امن
مسئلة آزار خانگی افراد مسن، مسئله تازهای نیست، هرچند که به تازگی و در چند سال اخیر بیشتر وارد فضای دانشگاهی و کنشگری شده است. با این حال در برابر خشونتهای خانگی علیه کودکان و خشونت میانزوجی، خشونت علیه افراد مسن همچنان مسئلهای «شخصی» باقی مانده و از تیررس دید عموم مخفی مانده است. دلیل چیست؟
احتمالاً نخستین دلیلی که میتوان برای این مسئله متصور شد، ارزشگذاری جوامع انسانی بر پایة سن شهروندان آن است. جوانی بیش از آنکه به چشم مرحلهای از زندگی میان نوجوانی و میانسالی دیده شود، «تنها» بازهای از زندگی محسوب میشود که مورد توجه بسیاری از عرصههای زیست اجتماعی ما انسانها قرار گرفته است: از کار و تولید تا روابط شخصی. چندان دور از انتظار نیست که در دنیای سرمایهدارانهای که ما در عصرمان در آن زندگی میکنیم، انسان با نیروی تولید کمتر از نیاز چرخة تولید، انسانی «کمارزشتر» تلقی میشود: افراد در شرایط معلولیت، افراد مسن، و غیره. در این نگاه سرمایهدارانه که انسان را بر اساس نیروی تولیدش ارزشگذاری میکند، انسانی که پای به میانسالی میگذارد، و نیروی انسانی دورة جوانی خود را ندارد، انسانی است که کمکم به عرصة فراموشی سپرده میشود. برای زندگیاش، مناسباتش و نیازهایش سرمایهگذاری نمیشود و مسائل مربوط به او نیز از عموم پنهان میشود.
مسئلة خشونت خانگی علیه افراد مسن نیز اگرچه دلایل و عوامل بسیاری برای آن میتوان برشمرد، اما غیرمشاهدهپذیر بودنش را میتوان نتیجة همین ارزشگذاری بر اساس سن افراد دانست.
اما نخستین باری که به مسئلة خشونت خانگی علیه افراد مسن توجه شد، برمیگردد به سال ۱۹۷۵ و مجلههای علمی بریتانیایی که با عنوان elder abuse از این نوع خشونت یاد کردند.
پس از آن نیز، این مسئله وارد مباحث و فضاهای علمی شد و در سالهای اخیر، کنشگری علیه این نوع خشونت نیز شکل گرفته است.
یکی از تعاریف سادة سازمان جهانی بهداشت از خشونت خانگی علیه افراد مسن از این قرار است: «عموماً توافق بر این است که خشونت علیه افراد مسن یا نوعی اقدام علیه اوست یا غفلت از او که در هر دو حالت ممکن است عمدی باشد یا غیر عمدی. این خشونت ممکن است جسمی باشد یا روانی (از جمله آزار کلامی یا عاطفی)، یا ممکن است خشونتی باشد که از طریق ابزارهای مادی بر شخص وارد شود. فارغ از نوع آن، این آزار موجب رنج، جراحت یا درد غیر ضروری، و در نتیجه از دست دادن یا نقض حقوق انسانی و کاهش کیفیت زندگی فرد مسن خواهد شد.»
بر اساس اسناد این سازمان، برخی از انواع این آزار عبارتند از:
یک. آزار کلامی و عاطفی: تبعیض بر اساس سن، استفاده از کلمات توهینآمیز و غیر محترمانه، تحقیر، ارعاب، اتهامات نادرست، درد و ناراحتی روانی.
دو. سوءاستفادة مالی: اخاذی و کنترل پول مستمری، سرقت اموال و استثمار افراد مسن برای وادار کردن آنها به نگهداری از نوه ها.
سه. سوءاستفادة جنسی: زنای با محارم، تجاوز جنسی و سایر انواع اجبار جنسی.
چهار. غفلت: عدم احترام به افراد مسن، خودداری از محبتورزی و عدم توجه به رفاه این افراد.
پنج. اتهامزنی، انگزنی و طرد.
شش. سوءرفتار سازمانی: در کلینیک های بهداشتی و دفاتر بازنشستگی و به حاشیه رانده شدن در سازوکارهای دولتی.
📌@KhanehAmnTelegram
📃 خشونت خانگی علیه افراد مسن (قسمت دوم: خانههای مراقبت از افراد سالمند)
🖋 نویسنده: خانه امن
خشونتی که افراد سالمند در مراکز مراقبت از افراد سالمندان (یا خانة سالمندان) متحمل میشوند، خشونتی است که معمولاً حتی در زیرمجموعة خشونت خانگی که چندین سال است به یکی از نقاط مورد توجه دربارة خشونت تبدیل شده است، قرار نمیگیرد، چرا که خشونتی است که مشاهدهپذیر نیست، دیده نمیشود و هیچ راهی به بیرون برای دیده شدن و شنیده شدن پیدا نمیکند. سالمندستیزی دلیل اصلی است.
لینک مطلب در اینستاگرام خانه امن
ادامة مطلب 👇🏽👇🏽👇🏽
📌@KhanehAmnTelegram
🖋 نویسنده: خانه امن
خشونتی که افراد سالمند در مراکز مراقبت از افراد سالمندان (یا خانة سالمندان) متحمل میشوند، خشونتی است که معمولاً حتی در زیرمجموعة خشونت خانگی که چندین سال است به یکی از نقاط مورد توجه دربارة خشونت تبدیل شده است، قرار نمیگیرد، چرا که خشونتی است که مشاهدهپذیر نیست، دیده نمیشود و هیچ راهی به بیرون برای دیده شدن و شنیده شدن پیدا نمیکند. سالمندستیزی دلیل اصلی است.
لینک مطلب در اینستاگرام خانه امن
ادامة مطلب 👇🏽👇🏽👇🏽
📌@KhanehAmnTelegram
خانه امن
📃 خشونت خانگی علیه افراد مسن (قسمت دوم: خانههای مراقبت از افراد سالمند) 🖋 نویسنده: خانه امن خشونتی که افراد سالمند در مراکز مراقبت از افراد سالمندان (یا خانة سالمندان) متحمل میشوند، خشونتی است که معمولاً حتی در زیرمجموعة خشونت خانگی که چندین سال است به…
📃 خشونت خانگی علیه افراد مسن (قسمت دوم: خانههای مراقبت از افراد سالمند)
🖋 نویسنده: خانه امن
خشونت خانگی آنطور که از نامش پیداست تنها محدود به خانه به مفهوم مکانی شخصی که خانوادهای در آن مشغول به زندگیاند، نمیشود. خشونت خانگی را عموماً به عنوان معادلی برای Domestic violence به کار میبریم و این نوع خشونت میتواند شامل هر نوع خشونتی باشد که در فضاهای زندگی شخصی و اجتماعی انسانها و «پشت درهای بسته» اتفاق میافتد و به معنای ساده، در مکان عمومی واقع نمیشود. البته نباید فراموش کنیم که برای مثال خشونت بین شرکای زندگی در محیطهای عمومی، نوعی خشونت خانگی است هرچند که در «خانه» اتفاق نمیافتد. اما بیایید به شکلی ساده، خشونت خانگی را خشونتی قلمداد کنیم که در فضاهایی از زندگی ما اتفاق میافتند که ما قسمت زیادی از عمر خود را در آنها میگذرانیم؛ خانه، محل کار، مراکز مراقبت از افراد سالمند، و غیره. و به وسیلة افرادی که آنها را میشناسیم؛ اعضای خانواده، شریک زندگی، پرستاران و پزشکان و مراقبان مراکز مراقبت از افراد سالمند، همکاران و غیره).
خشونتی که افراد سالمند در مراکز ذکر شده در بالا متحمل میشوند، خشونتی است که معمولاً حتی در زیرمجموعة خشونت خانگی که چندین سال است به یکی از نقاط مورد توجه دربارة خشونت تبدیل شده است، قرار نمیگیرد: خشونتی که مشاهدهپذیر نیست، دیده نمیشود و هیچ راهی به بیرون برای دیده شدن و شنیده شدن پیدا نمیکند. سالمندستیزی دلیل اصلی است.
اگرچه در زمینههای اجتماعی مختلف، اسکان افراد سالمندی که نیاز به خدمات مراقبتی روزمره دارند، در مراکز مراقبت از سالمندان، بار مثبت و منفی خودش را دارد، اما همین امکان نیز برای همه افراد سالمند و خانوادههای آنها میسر نیست. برخی از افراد سالمند، امتیاز دسترسی به خدمات پرستاری شخصی را دارند، برخی دیگر نه. و در این گروه دوم، برخی میتوانند در مراکز مجهز به زندگی خود ادامه دهند و برخی دیگر، خیر. به این نکته توجه کنید که این نوع خدمات در برخی کشورها، خدمات دولتی محسوب میشوند و البته تأمین هزینههای آن از محل مالیاتهای مردم است، از جمله خود سالمندان. با این حال، هیچ یک از اینها از خشونت روزمرهای که در این مراکز در سراسر کشورهای جهان در جریان است کم نمیکند. خشونتهایی از جمله بدرفتاری پرسنل مرکز با افراد سالمند مانند توهین و تحقیر آنها به هنگام ارائة خدمات به این افراد، عدم صداقت با خانوادههای افراد سالمند دربارة وضعیت جسمی و روحی آنها، تجویز و مصرف داروهای آرامبخش قوی برای افراد مسنی که از مسائل جسمی و روانی نیازمند درمان رنج میبرند، تا «دردسر» کمتری برای پرسنل بیافرینند، عدم ارائة خدمات روانپزشکی و مددیاری به این افراد که ممکن است رها شده باشند، یا احساس تنهای کنند.
قابل یادآوری است که متأسفانه افراد مسن در تمام جوامع، ارزش خود را پس از آنکه نیروی تولیدیشان رو به کاهش میرود، از دست میدهند، با کاهش نیروی بدنی و ذهنی که نتیجة استهلاک جسمی و ذهنی انسان با افزایش سن است، تحقیر و توهین زیادی را متحمل میشوند و با آنها به صورت تبعیضآمیز رفتار میشود و البته متأسفانه نگاه رایج و غالب در مراکز نگهداری از افراد سالمند نیز نگرشی است مبنی بر «رهاشدگی» این افراد به وسیلة خانوادههایشان؛ افرادی که قرار است «سالهای آخر» زندگی خود را در این مراکز بگذرانند و همین یعنی قطع هرگونه ارتباط آنها با دنیای مولد و اجتماع. این مورد آخر، مهمترین دلیل عدم مشاهدهپذیری خشونت افراد سالمند در مراکز مراقبت از آنها. امروزه، کنشگران مبارزه با خشونت خانگی دربارة این نوع خشونت نیز صحبت کرده و تلاش میکنند تا آگاهی خانوادههای این افراد را در این باره افزایش دهند.
لینک مطلب در اینستاگرام خانه امن
📌@KhanehAmnTelegram
🖋 نویسنده: خانه امن
خشونت خانگی آنطور که از نامش پیداست تنها محدود به خانه به مفهوم مکانی شخصی که خانوادهای در آن مشغول به زندگیاند، نمیشود. خشونت خانگی را عموماً به عنوان معادلی برای Domestic violence به کار میبریم و این نوع خشونت میتواند شامل هر نوع خشونتی باشد که در فضاهای زندگی شخصی و اجتماعی انسانها و «پشت درهای بسته» اتفاق میافتد و به معنای ساده، در مکان عمومی واقع نمیشود. البته نباید فراموش کنیم که برای مثال خشونت بین شرکای زندگی در محیطهای عمومی، نوعی خشونت خانگی است هرچند که در «خانه» اتفاق نمیافتد. اما بیایید به شکلی ساده، خشونت خانگی را خشونتی قلمداد کنیم که در فضاهایی از زندگی ما اتفاق میافتند که ما قسمت زیادی از عمر خود را در آنها میگذرانیم؛ خانه، محل کار، مراکز مراقبت از افراد سالمند، و غیره. و به وسیلة افرادی که آنها را میشناسیم؛ اعضای خانواده، شریک زندگی، پرستاران و پزشکان و مراقبان مراکز مراقبت از افراد سالمند، همکاران و غیره).
خشونتی که افراد سالمند در مراکز ذکر شده در بالا متحمل میشوند، خشونتی است که معمولاً حتی در زیرمجموعة خشونت خانگی که چندین سال است به یکی از نقاط مورد توجه دربارة خشونت تبدیل شده است، قرار نمیگیرد: خشونتی که مشاهدهپذیر نیست، دیده نمیشود و هیچ راهی به بیرون برای دیده شدن و شنیده شدن پیدا نمیکند. سالمندستیزی دلیل اصلی است.
اگرچه در زمینههای اجتماعی مختلف، اسکان افراد سالمندی که نیاز به خدمات مراقبتی روزمره دارند، در مراکز مراقبت از سالمندان، بار مثبت و منفی خودش را دارد، اما همین امکان نیز برای همه افراد سالمند و خانوادههای آنها میسر نیست. برخی از افراد سالمند، امتیاز دسترسی به خدمات پرستاری شخصی را دارند، برخی دیگر نه. و در این گروه دوم، برخی میتوانند در مراکز مجهز به زندگی خود ادامه دهند و برخی دیگر، خیر. به این نکته توجه کنید که این نوع خدمات در برخی کشورها، خدمات دولتی محسوب میشوند و البته تأمین هزینههای آن از محل مالیاتهای مردم است، از جمله خود سالمندان. با این حال، هیچ یک از اینها از خشونت روزمرهای که در این مراکز در سراسر کشورهای جهان در جریان است کم نمیکند. خشونتهایی از جمله بدرفتاری پرسنل مرکز با افراد سالمند مانند توهین و تحقیر آنها به هنگام ارائة خدمات به این افراد، عدم صداقت با خانوادههای افراد سالمند دربارة وضعیت جسمی و روحی آنها، تجویز و مصرف داروهای آرامبخش قوی برای افراد مسنی که از مسائل جسمی و روانی نیازمند درمان رنج میبرند، تا «دردسر» کمتری برای پرسنل بیافرینند، عدم ارائة خدمات روانپزشکی و مددیاری به این افراد که ممکن است رها شده باشند، یا احساس تنهای کنند.
قابل یادآوری است که متأسفانه افراد مسن در تمام جوامع، ارزش خود را پس از آنکه نیروی تولیدیشان رو به کاهش میرود، از دست میدهند، با کاهش نیروی بدنی و ذهنی که نتیجة استهلاک جسمی و ذهنی انسان با افزایش سن است، تحقیر و توهین زیادی را متحمل میشوند و با آنها به صورت تبعیضآمیز رفتار میشود و البته متأسفانه نگاه رایج و غالب در مراکز نگهداری از افراد سالمند نیز نگرشی است مبنی بر «رهاشدگی» این افراد به وسیلة خانوادههایشان؛ افرادی که قرار است «سالهای آخر» زندگی خود را در این مراکز بگذرانند و همین یعنی قطع هرگونه ارتباط آنها با دنیای مولد و اجتماع. این مورد آخر، مهمترین دلیل عدم مشاهدهپذیری خشونت افراد سالمند در مراکز مراقبت از آنها. امروزه، کنشگران مبارزه با خشونت خانگی دربارة این نوع خشونت نیز صحبت کرده و تلاش میکنند تا آگاهی خانوادههای این افراد را در این باره افزایش دهند.
لینک مطلب در اینستاگرام خانه امن
📌@KhanehAmnTelegram
📃 ۸ مارس و روز جهانی زنان: خشونت (خانگی) علیه زنان در ایران
🖋 نویسنده: خانه امن
هشتم مارس، هفدهم اسفند، مصادف است با روزی که به عنوان روز جهانی زنان شناخته میشود. اگرچه اعلام تاریخ هشتم مارس به عنوان روز جهانی زنان، تاریخی پیچیده دارد، اما آغاز آن به ۸ مارس ۱۹۱۷ (۲۳ فوریه ۱۹۱۷، بر اساس تقویم ژولیانی)، در پتروگراد روسیه بازمیگردد که زنان کارگر بافنده در اعتراض به جنگ جهانی اول، و شرایط کاری، تظاهراتی را در این شهر آغاز کردند که به آرامی تمام کشور را در برگرفت. خواستة اصلی این زنان «نان و صلح»، پایان دادن به جنگ جهانی اول، اعتراض به کمبود مواد غذایی و پایان تزاریسم در کشور روسیه بود...
ادامة مطلب 👇🏽👇🏽👇🏽
📍@KhanehAmnTelegram
🖋 نویسنده: خانه امن
هشتم مارس، هفدهم اسفند، مصادف است با روزی که به عنوان روز جهانی زنان شناخته میشود. اگرچه اعلام تاریخ هشتم مارس به عنوان روز جهانی زنان، تاریخی پیچیده دارد، اما آغاز آن به ۸ مارس ۱۹۱۷ (۲۳ فوریه ۱۹۱۷، بر اساس تقویم ژولیانی)، در پتروگراد روسیه بازمیگردد که زنان کارگر بافنده در اعتراض به جنگ جهانی اول، و شرایط کاری، تظاهراتی را در این شهر آغاز کردند که به آرامی تمام کشور را در برگرفت. خواستة اصلی این زنان «نان و صلح»، پایان دادن به جنگ جهانی اول، اعتراض به کمبود مواد غذایی و پایان تزاریسم در کشور روسیه بود...
ادامة مطلب 👇🏽👇🏽👇🏽
📍@KhanehAmnTelegram
خانه امن
📃 ۸ مارس و روز جهانی زنان: خشونت (خانگی) علیه زنان در ایران 🖋 نویسنده: خانه امن هشتم مارس، هفدهم اسفند، مصادف است با روزی که به عنوان روز جهانی زنان شناخته میشود. اگرچه اعلام تاریخ هشتم مارس به عنوان روز جهانی زنان، تاریخی پیچیده دارد، اما آغاز آن به ۸ مارس…
📃 ۸ مارس و روز جهانی زنان: خشونت (خانگی) علیه زنان در ایران
🖋 نویسنده: خانه امن
هشتم مارس، هفدهم اسفند، مصادف است با روزی که به عنوان روز جهانی زنان شناخته میشود. اگرچه اعلام تاریخ هشتم مارس به عنوان روز جهانی زنان، تاریخی پیچیده دارد، اما آغاز آن به ۸ مارس ۱۹۱۷ (۲۳ فوریه ۱۹۱۷، بر اساس تقویم ژولیانی)، در پتروگراد روسیه بازمیگردد که زنان کارگر بافنده در اعتراض به جنگ جهانی اول، و شرایط کاری، تظاهراتی را در این شهر آغاز کردند که به آرامی تمام کشور را در برگرفت.
خواستة اصلی این زنان «نان و صلح»، پایان دادن به جنگ جهانی اول، اعتراض به کمبود مواد غذایی و پایان تزاریسم در کشور روسیه بود. اما در سال ۱۹۷۵ بود که سازمان ملل در سال ۱۹۷۵ جشن روز جهانی زنان را آغاز کرد که به عنوان سال جهانی زن اعلام شده بود. در سال ۱۹۷۷، مجمع عمومی سازمان ملل متحد از کشورهای عضو دعوت کرد تا هشتم مارس را به عنوان تعطیلی رسمی سازمان ملل برای حقوق زنان و صلح جهانی اعلام کنند. از این تاریخ به بعد، هشتم مارس به عنوان روز جهانی زنان شناخته شده و بسیاری از کشورهای جهان این روز را به عنوان روزی برای توجه بیشتر به مسئلة زنان به رسمیت میشناسند و هر ساله بر موضوعات مختلفی در رابطه با زنان متمرکز میشوند.
خشونت و خشونت خانگی یکی از این موضوعات است که ارتباط زیادی با مسئله زن در جامعه و خانواده و در روابط میانشخصی دارد. خشونت به زنان، به عنوان گروهی در جوامع که به صورت تاریخمند تحت انقیاد گروههای دیگر ، به خصوص مردان قرار داشتهاند، موضوعی است که دههها و شاید بتوان گفت که کمی بیش از یک سده است که راه خود را به محافل کنشگری و دانشگاهی و سیاسی باز کرده و به روشهای مختلف در این باره سخن گفته میشود. امکانات و سازوکارهای مختلفی به تمام کسانی که خود را زن میشناسند و خشونت جنسیتی علیه زنان را تجربه میکنند، اختصاص داده شده تا بتوان از خشونت (خانگی) علیه آنان کاست و با آن به مقابله برخاست. ارائة دورههای آموزشی به خانوادهها، اختصاص میلیونها طرح تحقیقی در دانشگاهها، و همچنین دورههای آموزشی متمرکز بر مسئلة خشونت (خانگی) به زنان، ارائة سازوکارهای اجتماعی برای پناه دادن به زنانی که از شرایط وخیم خشونتآمیز خانوادگی و زوجینی رها میشوند، آموزش نیروهای نظامی برای مداخله درباره خشونت خانگی، تلاش برای جرمانگاری این نوع خشونت و همچنین ارائة راهکارهای غیرتنبیهی برای مقابله با وقوع خشونت علیه زنان، اختصاص میلیونها برنامة رسانهای به این موضوع و غیره، از جمله راهکارهایی هستند که طی دهههای گذشته برای مقابله با این نوع خشونت تعریف شدهاند. راهکارهایی که البته نمیتوان از آنها انتظار «جادو» داشت، اما میتوان تأثیرات آنها را بر جوامع امروزی مشاهده کرد، هرچند نتیجه، هنوز امیدبخش نیست و دقیقاً به همین دلیل است که کنشگران و پژوهشگران و رسانهها و سازمانهای مختلف همچنان دست به کارند تا دربارة خشونت خانگی علیه زنان آگاهیرسانی کنند.
به طور خاص در کشور ایران، و در چند سال گذشته با نوعی افزایش خشونت خانگی علیه زنان مواجه بودهایم. اخبار مکرر قتلهای به اصطلاح «ناموسی» زنان جوانی که در کودکی و به اجبار به ازدواج درآمدهاند، آمار خشونتهای خانگی علیه زنان به وسیلة اعضای خانوادههایشان و غیره همگی حاکی از این موضوع هستند که خشونت خانگی در کشور ایران موضوعی است که بسیار باید به آن پرداخت، چرا که موانع بسیاری بر سر راه کنشگری و پژوهشگری در این باره در این کشور وجود دارد. در موارد بیشماری، خشونت خانگی به پلیس گزارش نمیشود، چرا که به شهادت بسیاری از کسانی که درگیر چنین مسئلهای بودهاند، مداخلة پلیس به دلایل مختلف، مداخلهای ناکارآمد است. آمار دقیق و درستی در این باره منتشر نمیشود و در صورتی که چرا آماری هم وجود داشته باشد، با عموم مردم به اشتراک گذاشته نمیشود و حتی کنشگران و دانشگاهیان نیز به چنین آماری به بهانة «مقابله با سیاهنمایی» دسترسی ندارند. نگرشهای مرتجعانه و واپسگرایانه به مسئلة خشونت و خشونت خانگی علیه زنان نیز مانع بزرگ دیگری برای ارزیابی این موضوع است. این نگرشها هنوز این نوع خشونت را «مسئله خانوادگی و شخصی» قلمداد میکنند و تا هنگامی که زنان به عنوان داراییهای تحت اختیار مردان خانوادههایشان در قانون و در عرف جامعه نگریسته شوند، نمیتوان به بهبود رسیدگی به چنین جرائمی امید بسیار داشت. در چنین شرایطی شاید بتوان گفت که افزایش آگاهی به همة افراد جامعه میتواند به کاهش وقوع خشونت خانگی و به مرور زمان منجر شود و همچنین باید بتوان راهکارهایی برای مذاکره با قانونگذاران و تصمیمگیران در این باره پیدا کرد.
📌@KhanehAmnTelegram
🖋 نویسنده: خانه امن
هشتم مارس، هفدهم اسفند، مصادف است با روزی که به عنوان روز جهانی زنان شناخته میشود. اگرچه اعلام تاریخ هشتم مارس به عنوان روز جهانی زنان، تاریخی پیچیده دارد، اما آغاز آن به ۸ مارس ۱۹۱۷ (۲۳ فوریه ۱۹۱۷، بر اساس تقویم ژولیانی)، در پتروگراد روسیه بازمیگردد که زنان کارگر بافنده در اعتراض به جنگ جهانی اول، و شرایط کاری، تظاهراتی را در این شهر آغاز کردند که به آرامی تمام کشور را در برگرفت.
خواستة اصلی این زنان «نان و صلح»، پایان دادن به جنگ جهانی اول، اعتراض به کمبود مواد غذایی و پایان تزاریسم در کشور روسیه بود. اما در سال ۱۹۷۵ بود که سازمان ملل در سال ۱۹۷۵ جشن روز جهانی زنان را آغاز کرد که به عنوان سال جهانی زن اعلام شده بود. در سال ۱۹۷۷، مجمع عمومی سازمان ملل متحد از کشورهای عضو دعوت کرد تا هشتم مارس را به عنوان تعطیلی رسمی سازمان ملل برای حقوق زنان و صلح جهانی اعلام کنند. از این تاریخ به بعد، هشتم مارس به عنوان روز جهانی زنان شناخته شده و بسیاری از کشورهای جهان این روز را به عنوان روزی برای توجه بیشتر به مسئلة زنان به رسمیت میشناسند و هر ساله بر موضوعات مختلفی در رابطه با زنان متمرکز میشوند.
خشونت و خشونت خانگی یکی از این موضوعات است که ارتباط زیادی با مسئله زن در جامعه و خانواده و در روابط میانشخصی دارد. خشونت به زنان، به عنوان گروهی در جوامع که به صورت تاریخمند تحت انقیاد گروههای دیگر ، به خصوص مردان قرار داشتهاند، موضوعی است که دههها و شاید بتوان گفت که کمی بیش از یک سده است که راه خود را به محافل کنشگری و دانشگاهی و سیاسی باز کرده و به روشهای مختلف در این باره سخن گفته میشود. امکانات و سازوکارهای مختلفی به تمام کسانی که خود را زن میشناسند و خشونت جنسیتی علیه زنان را تجربه میکنند، اختصاص داده شده تا بتوان از خشونت (خانگی) علیه آنان کاست و با آن به مقابله برخاست. ارائة دورههای آموزشی به خانوادهها، اختصاص میلیونها طرح تحقیقی در دانشگاهها، و همچنین دورههای آموزشی متمرکز بر مسئلة خشونت (خانگی) به زنان، ارائة سازوکارهای اجتماعی برای پناه دادن به زنانی که از شرایط وخیم خشونتآمیز خانوادگی و زوجینی رها میشوند، آموزش نیروهای نظامی برای مداخله درباره خشونت خانگی، تلاش برای جرمانگاری این نوع خشونت و همچنین ارائة راهکارهای غیرتنبیهی برای مقابله با وقوع خشونت علیه زنان، اختصاص میلیونها برنامة رسانهای به این موضوع و غیره، از جمله راهکارهایی هستند که طی دهههای گذشته برای مقابله با این نوع خشونت تعریف شدهاند. راهکارهایی که البته نمیتوان از آنها انتظار «جادو» داشت، اما میتوان تأثیرات آنها را بر جوامع امروزی مشاهده کرد، هرچند نتیجه، هنوز امیدبخش نیست و دقیقاً به همین دلیل است که کنشگران و پژوهشگران و رسانهها و سازمانهای مختلف همچنان دست به کارند تا دربارة خشونت خانگی علیه زنان آگاهیرسانی کنند.
به طور خاص در کشور ایران، و در چند سال گذشته با نوعی افزایش خشونت خانگی علیه زنان مواجه بودهایم. اخبار مکرر قتلهای به اصطلاح «ناموسی» زنان جوانی که در کودکی و به اجبار به ازدواج درآمدهاند، آمار خشونتهای خانگی علیه زنان به وسیلة اعضای خانوادههایشان و غیره همگی حاکی از این موضوع هستند که خشونت خانگی در کشور ایران موضوعی است که بسیار باید به آن پرداخت، چرا که موانع بسیاری بر سر راه کنشگری و پژوهشگری در این باره در این کشور وجود دارد. در موارد بیشماری، خشونت خانگی به پلیس گزارش نمیشود، چرا که به شهادت بسیاری از کسانی که درگیر چنین مسئلهای بودهاند، مداخلة پلیس به دلایل مختلف، مداخلهای ناکارآمد است. آمار دقیق و درستی در این باره منتشر نمیشود و در صورتی که چرا آماری هم وجود داشته باشد، با عموم مردم به اشتراک گذاشته نمیشود و حتی کنشگران و دانشگاهیان نیز به چنین آماری به بهانة «مقابله با سیاهنمایی» دسترسی ندارند. نگرشهای مرتجعانه و واپسگرایانه به مسئلة خشونت و خشونت خانگی علیه زنان نیز مانع بزرگ دیگری برای ارزیابی این موضوع است. این نگرشها هنوز این نوع خشونت را «مسئله خانوادگی و شخصی» قلمداد میکنند و تا هنگامی که زنان به عنوان داراییهای تحت اختیار مردان خانوادههایشان در قانون و در عرف جامعه نگریسته شوند، نمیتوان به بهبود رسیدگی به چنین جرائمی امید بسیار داشت. در چنین شرایطی شاید بتوان گفت که افزایش آگاهی به همة افراد جامعه میتواند به کاهش وقوع خشونت خانگی و به مرور زمان منجر شود و همچنین باید بتوان راهکارهایی برای مذاکره با قانونگذاران و تصمیمگیران در این باره پیدا کرد.
📌@KhanehAmnTelegram
📃نوروز در خانهای امن
🖋نویسنده: خانة امن
تعطیلات از هر نوعش که باشد، بستری را فراهم میکند برای خانوادهها تا کنار هم باشند، هرچند که میتوانند شرایطی را ایجاد کنند که منجر به افزایش خشونت و خشونت خانگی در میان اعضای خانواده شود. #نوروز هم از این مسئله مستثنی نیست و میتواند به جای آنکه اعضای خانواده را با آرامش گرد هم بیاورد، منجر به افزایش برخوردهای میان آنها شود.
ادامة مطلب 👇🏽👇🏽👇🏽
📍@KhanehAmnTelegram
🖋نویسنده: خانة امن
تعطیلات از هر نوعش که باشد، بستری را فراهم میکند برای خانوادهها تا کنار هم باشند، هرچند که میتوانند شرایطی را ایجاد کنند که منجر به افزایش خشونت و خشونت خانگی در میان اعضای خانواده شود. #نوروز هم از این مسئله مستثنی نیست و میتواند به جای آنکه اعضای خانواده را با آرامش گرد هم بیاورد، منجر به افزایش برخوردهای میان آنها شود.
ادامة مطلب 👇🏽👇🏽👇🏽
📍@KhanehAmnTelegram
خانه امن
📃نوروز در خانهای امن 🖋نویسنده: خانة امن تعطیلات از هر نوعش که باشد، بستری را فراهم میکند برای خانوادهها تا کنار هم باشند، هرچند که میتوانند شرایطی را ایجاد کنند که منجر به افزایش خشونت و خشونت خانگی در میان اعضای خانواده شود. #نوروز هم از این مسئله مستثنی…
📃نوروز در خانهای امن
🖋نویسنده: خانة امن
تعطیلات از هر نوعش که باشد، بستری را فراهم میکند برای خانوادهها تا کنار هم باشند، هرچند که میتوانند شرایطی را ایجاد کنند که منجر به افزایش خشونت و خشونت خانگی در میان اعضای خانواده شود. #نوروز هم از این مسئله مستثنی نیست و میتواند به جای آنکه اعضای خانواده را با آرامش گرد هم بیاورد، منجر به افزایش برخوردهای میان آنها شود.
البته باید ذکر کنیم که این مسئله تنها معطوف به تعطیلات نمیشود، و برای مثال، در دو سال گذشته، شاهد افزایش بیسابقة خشونت خانگی در دورانهای قرنطینه، در سر تا سر کشورهای جهان بودیم.
این خشونت که جنس و جنسیت و سن و گرایش جنسی هم نمیشناسد میتواند بین والدین و فرزندان، میان برادرها و خواهرها، میان مادربزرگ و پدربزرگ و دیگر اعضای خانواده، میان زوجها و یا شرکای زندگی و غیره رخ دهد. خشونتی که در اغلب موارد، نادیده گرفته شده و کوچک انگاشته میشود، اما تأثیرات عمیق و متعددی بر کارکرد اعضای خانواده و کلیت خانواده بر جای میگذارد.
اما چطور میتوان از افزایش خشونت خانگی در دوران تعطیلات و برای مثال، تعطیلات نوروزی جلوگیری کرد؟ پاسخ به این پرسش، به طور قطع به همان اندازه دشوار است که بپرسیم چگونه میتوان از خشونت خانگی و به طور کلی خشونت جلوگیری کرد؟ در حالی که ارائة پاسخی مشخص به این پرسش ناممکن به نظر میرسد اما میتوان به راهکارهایی اندیشید که با بهکارگیریشان بتوانیم مانع ایجاد اصطکاکهای خانوادگی شویم و از ورود به خشونت، در هر جایگاهی که باشیم پرهیز کنیم.
در همین زمینه، نباید چند نکتة همیشگی و مهم را از یاد ببریم:
برخی گروههای اجتماعی، هنگامی که در فضای خانه و خانواده قرار میگیرند، بیش از دیگران ممکن است در معرض خشونت باشند. برای مثال، افراد دگرباش که به واسطة هویت جنسی و جنسیتی و گرایش جنسیای که در جامعه پذیرفته نیست، با گذراندان وقت بیشتر در میان خانواده، به احتمال زیاد، خشونت و طرد بیشتری را تجربه میکنند.
افرادی که در هر نوعی از معلولیت به سر میبرند، دیگر گروه اجتماعیاند که در صورت عدم وجود آگاهی میان اعضای خانواده، ممکن است هدف توهین و تحقیر قرار گیرند و یا به واسطه کارکردها و تواناییهای مختلفشان و یا روشهای حرکتی مختلف مانند استفاده از صندلی چرخدار، در محیط خانه و در طول تعطیلات به مثابة نوعی «مانع» نگریسته شوند و در نتیجه طرد و فراموشی را تجربه کنند، یا ناچار باشند رفتارهای ناخوشایندی را حین دید و بازدیدها متحمل شوند. افراد مسن مانند مادربزرگها و پدربزرگها نیز از جمله گروههای اجتماعیای هستند که با گرد هم آمدن خانوادهها ممکن است خشونت خانگی بیشتری را تجربه کنند.
اگرچه افزایش آگاهی در تک تک این زمینهها، راهکار عملیاتی اصلی به نظر میرسد تا این افراد که معمولاً به دلایلی چون سنگرایی، دگرباشستیزی، معلولستیزی و غیره، جایگاه نابرابری در جامعه دارند، در خانواده و خانه که قرار است نقطة امن آنها باشد، از ناامنی مضاعف رنج نبرند.
«خانة امن» برای شما سالی پر از موفقیت و سلامت، و خانهای مملو از امنیت آرزو میکند. 🍎🧄🍀
📍@KhanehAmnTelegram
🖋نویسنده: خانة امن
تعطیلات از هر نوعش که باشد، بستری را فراهم میکند برای خانوادهها تا کنار هم باشند، هرچند که میتوانند شرایطی را ایجاد کنند که منجر به افزایش خشونت و خشونت خانگی در میان اعضای خانواده شود. #نوروز هم از این مسئله مستثنی نیست و میتواند به جای آنکه اعضای خانواده را با آرامش گرد هم بیاورد، منجر به افزایش برخوردهای میان آنها شود.
البته باید ذکر کنیم که این مسئله تنها معطوف به تعطیلات نمیشود، و برای مثال، در دو سال گذشته، شاهد افزایش بیسابقة خشونت خانگی در دورانهای قرنطینه، در سر تا سر کشورهای جهان بودیم.
این خشونت که جنس و جنسیت و سن و گرایش جنسی هم نمیشناسد میتواند بین والدین و فرزندان، میان برادرها و خواهرها، میان مادربزرگ و پدربزرگ و دیگر اعضای خانواده، میان زوجها و یا شرکای زندگی و غیره رخ دهد. خشونتی که در اغلب موارد، نادیده گرفته شده و کوچک انگاشته میشود، اما تأثیرات عمیق و متعددی بر کارکرد اعضای خانواده و کلیت خانواده بر جای میگذارد.
اما چطور میتوان از افزایش خشونت خانگی در دوران تعطیلات و برای مثال، تعطیلات نوروزی جلوگیری کرد؟ پاسخ به این پرسش، به طور قطع به همان اندازه دشوار است که بپرسیم چگونه میتوان از خشونت خانگی و به طور کلی خشونت جلوگیری کرد؟ در حالی که ارائة پاسخی مشخص به این پرسش ناممکن به نظر میرسد اما میتوان به راهکارهایی اندیشید که با بهکارگیریشان بتوانیم مانع ایجاد اصطکاکهای خانوادگی شویم و از ورود به خشونت، در هر جایگاهی که باشیم پرهیز کنیم.
در همین زمینه، نباید چند نکتة همیشگی و مهم را از یاد ببریم:
برخی گروههای اجتماعی، هنگامی که در فضای خانه و خانواده قرار میگیرند، بیش از دیگران ممکن است در معرض خشونت باشند. برای مثال، افراد دگرباش که به واسطة هویت جنسی و جنسیتی و گرایش جنسیای که در جامعه پذیرفته نیست، با گذراندان وقت بیشتر در میان خانواده، به احتمال زیاد، خشونت و طرد بیشتری را تجربه میکنند.
افرادی که در هر نوعی از معلولیت به سر میبرند، دیگر گروه اجتماعیاند که در صورت عدم وجود آگاهی میان اعضای خانواده، ممکن است هدف توهین و تحقیر قرار گیرند و یا به واسطه کارکردها و تواناییهای مختلفشان و یا روشهای حرکتی مختلف مانند استفاده از صندلی چرخدار، در محیط خانه و در طول تعطیلات به مثابة نوعی «مانع» نگریسته شوند و در نتیجه طرد و فراموشی را تجربه کنند، یا ناچار باشند رفتارهای ناخوشایندی را حین دید و بازدیدها متحمل شوند. افراد مسن مانند مادربزرگها و پدربزرگها نیز از جمله گروههای اجتماعیای هستند که با گرد هم آمدن خانوادهها ممکن است خشونت خانگی بیشتری را تجربه کنند.
اگرچه افزایش آگاهی در تک تک این زمینهها، راهکار عملیاتی اصلی به نظر میرسد تا این افراد که معمولاً به دلایلی چون سنگرایی، دگرباشستیزی، معلولستیزی و غیره، جایگاه نابرابری در جامعه دارند، در خانواده و خانه که قرار است نقطة امن آنها باشد، از ناامنی مضاعف رنج نبرند.
«خانة امن» برای شما سالی پر از موفقیت و سلامت، و خانهای مملو از امنیت آرزو میکند. 🍎🧄🍀
📍@KhanehAmnTelegram