📃 ۸ مارس و روز جهانی زنان: خشونت (خانگی) علیه زنان در ایران
🖋 نویسنده: خانه امن
هشتم مارس، هفدهم اسفند، مصادف است با روزی که به عنوان روز جهانی زنان شناخته میشود. اگرچه اعلام تاریخ هشتم مارس به عنوان روز جهانی زنان، تاریخی پیچیده دارد، اما آغاز آن به ۸ مارس ۱۹۱۷ (۲۳ فوریه ۱۹۱۷، بر اساس تقویم ژولیانی)، در پتروگراد روسیه بازمیگردد که زنان کارگر بافنده در اعتراض به جنگ جهانی اول، و شرایط کاری، تظاهراتی را در این شهر آغاز کردند که به آرامی تمام کشور را در برگرفت. خواستة اصلی این زنان «نان و صلح»، پایان دادن به جنگ جهانی اول، اعتراض به کمبود مواد غذایی و پایان تزاریسم در کشور روسیه بود...
ادامة مطلب 👇🏽👇🏽👇🏽
📍@KhanehAmnTelegram
🖋 نویسنده: خانه امن
هشتم مارس، هفدهم اسفند، مصادف است با روزی که به عنوان روز جهانی زنان شناخته میشود. اگرچه اعلام تاریخ هشتم مارس به عنوان روز جهانی زنان، تاریخی پیچیده دارد، اما آغاز آن به ۸ مارس ۱۹۱۷ (۲۳ فوریه ۱۹۱۷، بر اساس تقویم ژولیانی)، در پتروگراد روسیه بازمیگردد که زنان کارگر بافنده در اعتراض به جنگ جهانی اول، و شرایط کاری، تظاهراتی را در این شهر آغاز کردند که به آرامی تمام کشور را در برگرفت. خواستة اصلی این زنان «نان و صلح»، پایان دادن به جنگ جهانی اول، اعتراض به کمبود مواد غذایی و پایان تزاریسم در کشور روسیه بود...
ادامة مطلب 👇🏽👇🏽👇🏽
📍@KhanehAmnTelegram
خانه امن
📃 ۸ مارس و روز جهانی زنان: خشونت (خانگی) علیه زنان در ایران 🖋 نویسنده: خانه امن هشتم مارس، هفدهم اسفند، مصادف است با روزی که به عنوان روز جهانی زنان شناخته میشود. اگرچه اعلام تاریخ هشتم مارس به عنوان روز جهانی زنان، تاریخی پیچیده دارد، اما آغاز آن به ۸ مارس…
📃 ۸ مارس و روز جهانی زنان: خشونت (خانگی) علیه زنان در ایران
🖋 نویسنده: خانه امن
هشتم مارس، هفدهم اسفند، مصادف است با روزی که به عنوان روز جهانی زنان شناخته میشود. اگرچه اعلام تاریخ هشتم مارس به عنوان روز جهانی زنان، تاریخی پیچیده دارد، اما آغاز آن به ۸ مارس ۱۹۱۷ (۲۳ فوریه ۱۹۱۷، بر اساس تقویم ژولیانی)، در پتروگراد روسیه بازمیگردد که زنان کارگر بافنده در اعتراض به جنگ جهانی اول، و شرایط کاری، تظاهراتی را در این شهر آغاز کردند که به آرامی تمام کشور را در برگرفت.
خواستة اصلی این زنان «نان و صلح»، پایان دادن به جنگ جهانی اول، اعتراض به کمبود مواد غذایی و پایان تزاریسم در کشور روسیه بود. اما در سال ۱۹۷۵ بود که سازمان ملل در سال ۱۹۷۵ جشن روز جهانی زنان را آغاز کرد که به عنوان سال جهانی زن اعلام شده بود. در سال ۱۹۷۷، مجمع عمومی سازمان ملل متحد از کشورهای عضو دعوت کرد تا هشتم مارس را به عنوان تعطیلی رسمی سازمان ملل برای حقوق زنان و صلح جهانی اعلام کنند. از این تاریخ به بعد، هشتم مارس به عنوان روز جهانی زنان شناخته شده و بسیاری از کشورهای جهان این روز را به عنوان روزی برای توجه بیشتر به مسئلة زنان به رسمیت میشناسند و هر ساله بر موضوعات مختلفی در رابطه با زنان متمرکز میشوند.
خشونت و خشونت خانگی یکی از این موضوعات است که ارتباط زیادی با مسئله زن در جامعه و خانواده و در روابط میانشخصی دارد. خشونت به زنان، به عنوان گروهی در جوامع که به صورت تاریخمند تحت انقیاد گروههای دیگر ، به خصوص مردان قرار داشتهاند، موضوعی است که دههها و شاید بتوان گفت که کمی بیش از یک سده است که راه خود را به محافل کنشگری و دانشگاهی و سیاسی باز کرده و به روشهای مختلف در این باره سخن گفته میشود. امکانات و سازوکارهای مختلفی به تمام کسانی که خود را زن میشناسند و خشونت جنسیتی علیه زنان را تجربه میکنند، اختصاص داده شده تا بتوان از خشونت (خانگی) علیه آنان کاست و با آن به مقابله برخاست. ارائة دورههای آموزشی به خانوادهها، اختصاص میلیونها طرح تحقیقی در دانشگاهها، و همچنین دورههای آموزشی متمرکز بر مسئلة خشونت (خانگی) به زنان، ارائة سازوکارهای اجتماعی برای پناه دادن به زنانی که از شرایط وخیم خشونتآمیز خانوادگی و زوجینی رها میشوند، آموزش نیروهای نظامی برای مداخله درباره خشونت خانگی، تلاش برای جرمانگاری این نوع خشونت و همچنین ارائة راهکارهای غیرتنبیهی برای مقابله با وقوع خشونت علیه زنان، اختصاص میلیونها برنامة رسانهای به این موضوع و غیره، از جمله راهکارهایی هستند که طی دهههای گذشته برای مقابله با این نوع خشونت تعریف شدهاند. راهکارهایی که البته نمیتوان از آنها انتظار «جادو» داشت، اما میتوان تأثیرات آنها را بر جوامع امروزی مشاهده کرد، هرچند نتیجه، هنوز امیدبخش نیست و دقیقاً به همین دلیل است که کنشگران و پژوهشگران و رسانهها و سازمانهای مختلف همچنان دست به کارند تا دربارة خشونت خانگی علیه زنان آگاهیرسانی کنند.
به طور خاص در کشور ایران، و در چند سال گذشته با نوعی افزایش خشونت خانگی علیه زنان مواجه بودهایم. اخبار مکرر قتلهای به اصطلاح «ناموسی» زنان جوانی که در کودکی و به اجبار به ازدواج درآمدهاند، آمار خشونتهای خانگی علیه زنان به وسیلة اعضای خانوادههایشان و غیره همگی حاکی از این موضوع هستند که خشونت خانگی در کشور ایران موضوعی است که بسیار باید به آن پرداخت، چرا که موانع بسیاری بر سر راه کنشگری و پژوهشگری در این باره در این کشور وجود دارد. در موارد بیشماری، خشونت خانگی به پلیس گزارش نمیشود، چرا که به شهادت بسیاری از کسانی که درگیر چنین مسئلهای بودهاند، مداخلة پلیس به دلایل مختلف، مداخلهای ناکارآمد است. آمار دقیق و درستی در این باره منتشر نمیشود و در صورتی که چرا آماری هم وجود داشته باشد، با عموم مردم به اشتراک گذاشته نمیشود و حتی کنشگران و دانشگاهیان نیز به چنین آماری به بهانة «مقابله با سیاهنمایی» دسترسی ندارند. نگرشهای مرتجعانه و واپسگرایانه به مسئلة خشونت و خشونت خانگی علیه زنان نیز مانع بزرگ دیگری برای ارزیابی این موضوع است. این نگرشها هنوز این نوع خشونت را «مسئله خانوادگی و شخصی» قلمداد میکنند و تا هنگامی که زنان به عنوان داراییهای تحت اختیار مردان خانوادههایشان در قانون و در عرف جامعه نگریسته شوند، نمیتوان به بهبود رسیدگی به چنین جرائمی امید بسیار داشت. در چنین شرایطی شاید بتوان گفت که افزایش آگاهی به همة افراد جامعه میتواند به کاهش وقوع خشونت خانگی و به مرور زمان منجر شود و همچنین باید بتوان راهکارهایی برای مذاکره با قانونگذاران و تصمیمگیران در این باره پیدا کرد.
📌@KhanehAmnTelegram
🖋 نویسنده: خانه امن
هشتم مارس، هفدهم اسفند، مصادف است با روزی که به عنوان روز جهانی زنان شناخته میشود. اگرچه اعلام تاریخ هشتم مارس به عنوان روز جهانی زنان، تاریخی پیچیده دارد، اما آغاز آن به ۸ مارس ۱۹۱۷ (۲۳ فوریه ۱۹۱۷، بر اساس تقویم ژولیانی)، در پتروگراد روسیه بازمیگردد که زنان کارگر بافنده در اعتراض به جنگ جهانی اول، و شرایط کاری، تظاهراتی را در این شهر آغاز کردند که به آرامی تمام کشور را در برگرفت.
خواستة اصلی این زنان «نان و صلح»، پایان دادن به جنگ جهانی اول، اعتراض به کمبود مواد غذایی و پایان تزاریسم در کشور روسیه بود. اما در سال ۱۹۷۵ بود که سازمان ملل در سال ۱۹۷۵ جشن روز جهانی زنان را آغاز کرد که به عنوان سال جهانی زن اعلام شده بود. در سال ۱۹۷۷، مجمع عمومی سازمان ملل متحد از کشورهای عضو دعوت کرد تا هشتم مارس را به عنوان تعطیلی رسمی سازمان ملل برای حقوق زنان و صلح جهانی اعلام کنند. از این تاریخ به بعد، هشتم مارس به عنوان روز جهانی زنان شناخته شده و بسیاری از کشورهای جهان این روز را به عنوان روزی برای توجه بیشتر به مسئلة زنان به رسمیت میشناسند و هر ساله بر موضوعات مختلفی در رابطه با زنان متمرکز میشوند.
خشونت و خشونت خانگی یکی از این موضوعات است که ارتباط زیادی با مسئله زن در جامعه و خانواده و در روابط میانشخصی دارد. خشونت به زنان، به عنوان گروهی در جوامع که به صورت تاریخمند تحت انقیاد گروههای دیگر ، به خصوص مردان قرار داشتهاند، موضوعی است که دههها و شاید بتوان گفت که کمی بیش از یک سده است که راه خود را به محافل کنشگری و دانشگاهی و سیاسی باز کرده و به روشهای مختلف در این باره سخن گفته میشود. امکانات و سازوکارهای مختلفی به تمام کسانی که خود را زن میشناسند و خشونت جنسیتی علیه زنان را تجربه میکنند، اختصاص داده شده تا بتوان از خشونت (خانگی) علیه آنان کاست و با آن به مقابله برخاست. ارائة دورههای آموزشی به خانوادهها، اختصاص میلیونها طرح تحقیقی در دانشگاهها، و همچنین دورههای آموزشی متمرکز بر مسئلة خشونت (خانگی) به زنان، ارائة سازوکارهای اجتماعی برای پناه دادن به زنانی که از شرایط وخیم خشونتآمیز خانوادگی و زوجینی رها میشوند، آموزش نیروهای نظامی برای مداخله درباره خشونت خانگی، تلاش برای جرمانگاری این نوع خشونت و همچنین ارائة راهکارهای غیرتنبیهی برای مقابله با وقوع خشونت علیه زنان، اختصاص میلیونها برنامة رسانهای به این موضوع و غیره، از جمله راهکارهایی هستند که طی دهههای گذشته برای مقابله با این نوع خشونت تعریف شدهاند. راهکارهایی که البته نمیتوان از آنها انتظار «جادو» داشت، اما میتوان تأثیرات آنها را بر جوامع امروزی مشاهده کرد، هرچند نتیجه، هنوز امیدبخش نیست و دقیقاً به همین دلیل است که کنشگران و پژوهشگران و رسانهها و سازمانهای مختلف همچنان دست به کارند تا دربارة خشونت خانگی علیه زنان آگاهیرسانی کنند.
به طور خاص در کشور ایران، و در چند سال گذشته با نوعی افزایش خشونت خانگی علیه زنان مواجه بودهایم. اخبار مکرر قتلهای به اصطلاح «ناموسی» زنان جوانی که در کودکی و به اجبار به ازدواج درآمدهاند، آمار خشونتهای خانگی علیه زنان به وسیلة اعضای خانوادههایشان و غیره همگی حاکی از این موضوع هستند که خشونت خانگی در کشور ایران موضوعی است که بسیار باید به آن پرداخت، چرا که موانع بسیاری بر سر راه کنشگری و پژوهشگری در این باره در این کشور وجود دارد. در موارد بیشماری، خشونت خانگی به پلیس گزارش نمیشود، چرا که به شهادت بسیاری از کسانی که درگیر چنین مسئلهای بودهاند، مداخلة پلیس به دلایل مختلف، مداخلهای ناکارآمد است. آمار دقیق و درستی در این باره منتشر نمیشود و در صورتی که چرا آماری هم وجود داشته باشد، با عموم مردم به اشتراک گذاشته نمیشود و حتی کنشگران و دانشگاهیان نیز به چنین آماری به بهانة «مقابله با سیاهنمایی» دسترسی ندارند. نگرشهای مرتجعانه و واپسگرایانه به مسئلة خشونت و خشونت خانگی علیه زنان نیز مانع بزرگ دیگری برای ارزیابی این موضوع است. این نگرشها هنوز این نوع خشونت را «مسئله خانوادگی و شخصی» قلمداد میکنند و تا هنگامی که زنان به عنوان داراییهای تحت اختیار مردان خانوادههایشان در قانون و در عرف جامعه نگریسته شوند، نمیتوان به بهبود رسیدگی به چنین جرائمی امید بسیار داشت. در چنین شرایطی شاید بتوان گفت که افزایش آگاهی به همة افراد جامعه میتواند به کاهش وقوع خشونت خانگی و به مرور زمان منجر شود و همچنین باید بتوان راهکارهایی برای مذاکره با قانونگذاران و تصمیمگیران در این باره پیدا کرد.
📌@KhanehAmnTelegram
📃نوروز در خانهای امن
🖋نویسنده: خانة امن
تعطیلات از هر نوعش که باشد، بستری را فراهم میکند برای خانوادهها تا کنار هم باشند، هرچند که میتوانند شرایطی را ایجاد کنند که منجر به افزایش خشونت و خشونت خانگی در میان اعضای خانواده شود. #نوروز هم از این مسئله مستثنی نیست و میتواند به جای آنکه اعضای خانواده را با آرامش گرد هم بیاورد، منجر به افزایش برخوردهای میان آنها شود.
ادامة مطلب 👇🏽👇🏽👇🏽
📍@KhanehAmnTelegram
🖋نویسنده: خانة امن
تعطیلات از هر نوعش که باشد، بستری را فراهم میکند برای خانوادهها تا کنار هم باشند، هرچند که میتوانند شرایطی را ایجاد کنند که منجر به افزایش خشونت و خشونت خانگی در میان اعضای خانواده شود. #نوروز هم از این مسئله مستثنی نیست و میتواند به جای آنکه اعضای خانواده را با آرامش گرد هم بیاورد، منجر به افزایش برخوردهای میان آنها شود.
ادامة مطلب 👇🏽👇🏽👇🏽
📍@KhanehAmnTelegram
خانه امن
📃نوروز در خانهای امن 🖋نویسنده: خانة امن تعطیلات از هر نوعش که باشد، بستری را فراهم میکند برای خانوادهها تا کنار هم باشند، هرچند که میتوانند شرایطی را ایجاد کنند که منجر به افزایش خشونت و خشونت خانگی در میان اعضای خانواده شود. #نوروز هم از این مسئله مستثنی…
📃نوروز در خانهای امن
🖋نویسنده: خانة امن
تعطیلات از هر نوعش که باشد، بستری را فراهم میکند برای خانوادهها تا کنار هم باشند، هرچند که میتوانند شرایطی را ایجاد کنند که منجر به افزایش خشونت و خشونت خانگی در میان اعضای خانواده شود. #نوروز هم از این مسئله مستثنی نیست و میتواند به جای آنکه اعضای خانواده را با آرامش گرد هم بیاورد، منجر به افزایش برخوردهای میان آنها شود.
البته باید ذکر کنیم که این مسئله تنها معطوف به تعطیلات نمیشود، و برای مثال، در دو سال گذشته، شاهد افزایش بیسابقة خشونت خانگی در دورانهای قرنطینه، در سر تا سر کشورهای جهان بودیم.
این خشونت که جنس و جنسیت و سن و گرایش جنسی هم نمیشناسد میتواند بین والدین و فرزندان، میان برادرها و خواهرها، میان مادربزرگ و پدربزرگ و دیگر اعضای خانواده، میان زوجها و یا شرکای زندگی و غیره رخ دهد. خشونتی که در اغلب موارد، نادیده گرفته شده و کوچک انگاشته میشود، اما تأثیرات عمیق و متعددی بر کارکرد اعضای خانواده و کلیت خانواده بر جای میگذارد.
اما چطور میتوان از افزایش خشونت خانگی در دوران تعطیلات و برای مثال، تعطیلات نوروزی جلوگیری کرد؟ پاسخ به این پرسش، به طور قطع به همان اندازه دشوار است که بپرسیم چگونه میتوان از خشونت خانگی و به طور کلی خشونت جلوگیری کرد؟ در حالی که ارائة پاسخی مشخص به این پرسش ناممکن به نظر میرسد اما میتوان به راهکارهایی اندیشید که با بهکارگیریشان بتوانیم مانع ایجاد اصطکاکهای خانوادگی شویم و از ورود به خشونت، در هر جایگاهی که باشیم پرهیز کنیم.
در همین زمینه، نباید چند نکتة همیشگی و مهم را از یاد ببریم:
برخی گروههای اجتماعی، هنگامی که در فضای خانه و خانواده قرار میگیرند، بیش از دیگران ممکن است در معرض خشونت باشند. برای مثال، افراد دگرباش که به واسطة هویت جنسی و جنسیتی و گرایش جنسیای که در جامعه پذیرفته نیست، با گذراندان وقت بیشتر در میان خانواده، به احتمال زیاد، خشونت و طرد بیشتری را تجربه میکنند.
افرادی که در هر نوعی از معلولیت به سر میبرند، دیگر گروه اجتماعیاند که در صورت عدم وجود آگاهی میان اعضای خانواده، ممکن است هدف توهین و تحقیر قرار گیرند و یا به واسطه کارکردها و تواناییهای مختلفشان و یا روشهای حرکتی مختلف مانند استفاده از صندلی چرخدار، در محیط خانه و در طول تعطیلات به مثابة نوعی «مانع» نگریسته شوند و در نتیجه طرد و فراموشی را تجربه کنند، یا ناچار باشند رفتارهای ناخوشایندی را حین دید و بازدیدها متحمل شوند. افراد مسن مانند مادربزرگها و پدربزرگها نیز از جمله گروههای اجتماعیای هستند که با گرد هم آمدن خانوادهها ممکن است خشونت خانگی بیشتری را تجربه کنند.
اگرچه افزایش آگاهی در تک تک این زمینهها، راهکار عملیاتی اصلی به نظر میرسد تا این افراد که معمولاً به دلایلی چون سنگرایی، دگرباشستیزی، معلولستیزی و غیره، جایگاه نابرابری در جامعه دارند، در خانواده و خانه که قرار است نقطة امن آنها باشد، از ناامنی مضاعف رنج نبرند.
«خانة امن» برای شما سالی پر از موفقیت و سلامت، و خانهای مملو از امنیت آرزو میکند. 🍎🧄🍀
📍@KhanehAmnTelegram
🖋نویسنده: خانة امن
تعطیلات از هر نوعش که باشد، بستری را فراهم میکند برای خانوادهها تا کنار هم باشند، هرچند که میتوانند شرایطی را ایجاد کنند که منجر به افزایش خشونت و خشونت خانگی در میان اعضای خانواده شود. #نوروز هم از این مسئله مستثنی نیست و میتواند به جای آنکه اعضای خانواده را با آرامش گرد هم بیاورد، منجر به افزایش برخوردهای میان آنها شود.
البته باید ذکر کنیم که این مسئله تنها معطوف به تعطیلات نمیشود، و برای مثال، در دو سال گذشته، شاهد افزایش بیسابقة خشونت خانگی در دورانهای قرنطینه، در سر تا سر کشورهای جهان بودیم.
این خشونت که جنس و جنسیت و سن و گرایش جنسی هم نمیشناسد میتواند بین والدین و فرزندان، میان برادرها و خواهرها، میان مادربزرگ و پدربزرگ و دیگر اعضای خانواده، میان زوجها و یا شرکای زندگی و غیره رخ دهد. خشونتی که در اغلب موارد، نادیده گرفته شده و کوچک انگاشته میشود، اما تأثیرات عمیق و متعددی بر کارکرد اعضای خانواده و کلیت خانواده بر جای میگذارد.
اما چطور میتوان از افزایش خشونت خانگی در دوران تعطیلات و برای مثال، تعطیلات نوروزی جلوگیری کرد؟ پاسخ به این پرسش، به طور قطع به همان اندازه دشوار است که بپرسیم چگونه میتوان از خشونت خانگی و به طور کلی خشونت جلوگیری کرد؟ در حالی که ارائة پاسخی مشخص به این پرسش ناممکن به نظر میرسد اما میتوان به راهکارهایی اندیشید که با بهکارگیریشان بتوانیم مانع ایجاد اصطکاکهای خانوادگی شویم و از ورود به خشونت، در هر جایگاهی که باشیم پرهیز کنیم.
در همین زمینه، نباید چند نکتة همیشگی و مهم را از یاد ببریم:
برخی گروههای اجتماعی، هنگامی که در فضای خانه و خانواده قرار میگیرند، بیش از دیگران ممکن است در معرض خشونت باشند. برای مثال، افراد دگرباش که به واسطة هویت جنسی و جنسیتی و گرایش جنسیای که در جامعه پذیرفته نیست، با گذراندان وقت بیشتر در میان خانواده، به احتمال زیاد، خشونت و طرد بیشتری را تجربه میکنند.
افرادی که در هر نوعی از معلولیت به سر میبرند، دیگر گروه اجتماعیاند که در صورت عدم وجود آگاهی میان اعضای خانواده، ممکن است هدف توهین و تحقیر قرار گیرند و یا به واسطه کارکردها و تواناییهای مختلفشان و یا روشهای حرکتی مختلف مانند استفاده از صندلی چرخدار، در محیط خانه و در طول تعطیلات به مثابة نوعی «مانع» نگریسته شوند و در نتیجه طرد و فراموشی را تجربه کنند، یا ناچار باشند رفتارهای ناخوشایندی را حین دید و بازدیدها متحمل شوند. افراد مسن مانند مادربزرگها و پدربزرگها نیز از جمله گروههای اجتماعیای هستند که با گرد هم آمدن خانوادهها ممکن است خشونت خانگی بیشتری را تجربه کنند.
اگرچه افزایش آگاهی در تک تک این زمینهها، راهکار عملیاتی اصلی به نظر میرسد تا این افراد که معمولاً به دلایلی چون سنگرایی، دگرباشستیزی، معلولستیزی و غیره، جایگاه نابرابری در جامعه دارند، در خانواده و خانه که قرار است نقطة امن آنها باشد، از ناامنی مضاعف رنج نبرند.
«خانة امن» برای شما سالی پر از موفقیت و سلامت، و خانهای مملو از امنیت آرزو میکند. 🍎🧄🍀
📍@KhanehAmnTelegram
Forwarded from زاگاه
زاگاه- #حلیمه_پرهیز نام زن بیست و هفت سالهای است که در روستای زیلایی از توابع استان کهگیلویه و بویراحمد، توسط شوهرش به آتش کشیده شد.
به گفته نزدیکان این زن جوان، او که فرزند چهارم خود را باردار بوده است، به دلیل امتناع از انجام سقط جنین و اصرار برای نگهداشتن فرزندش، به قتل رسیده است.
◽️حلیمه پرهیز دارای سه فرزند خردسال است، او پس از اطلاع از بارداری مجددش، تحت فشار همسرش برای سقط کردن جنین قرار میگیرد، با اینحال او از اینکار امتناع کرده و اصرار میکند که میخواهد فرزندش را به دنیا بیاورد. در پی مخالفت او با سقط جنین، فشار و خشونت بر او توسط شوهرش افزایش پیدا میکند بطوریکه او به ناچار به خانه پدری خود میرود، اما با وعده همسرش دوباره به خانه برمیگردد.
در روز قتل، همسر این زن، فرزندان خردسالشان را به بیرون از خانه میفرستد و با ریختن نفت به روی حلیمه او را آتش میزند. او پیشتر نیز سابقه خشونت علیه همسرش را داشته است.
◽️گفته میشود همسایهها بدن نیمهجان و نیمهسوخته او را به بیمارستان میرسانند، اما این زن که در پنجمین ماه بارداریاش بوده، در بیمارستان درگذشته است.
◽️استان کهکیلویه و بویراحمد در شمار استانهایی است که نرخ خودکشی و #خودسوزی_زنان نیز در آن بسیار بالاست. و ازدواجهای اجباریِ زیر سن یکی از دلایل خودکشی زنان عنوان میشود. در این استان همچنین #خشونت_علیه_زنان در خانواده، امری رایج است و بسیاری از زنان جوان، خودکشی و خودسوزی را به عنوان راهی برای پایان دادن به این خشونت استفاده میکنند.
◽️درحالی که بسیاری از مردان خانواده #حلیمه_پرهیز نیز با توجه به گستردگی خودسوزی میان زنان در این مناطق، مدعی هستند که او #خودکشی کرده است، اما گفته میشود که او پیش از مرگ، تایید کرده که توسط شوهرش به آتش کشیده شده است.
@zaagaah
به گفته نزدیکان این زن جوان، او که فرزند چهارم خود را باردار بوده است، به دلیل امتناع از انجام سقط جنین و اصرار برای نگهداشتن فرزندش، به قتل رسیده است.
◽️حلیمه پرهیز دارای سه فرزند خردسال است، او پس از اطلاع از بارداری مجددش، تحت فشار همسرش برای سقط کردن جنین قرار میگیرد، با اینحال او از اینکار امتناع کرده و اصرار میکند که میخواهد فرزندش را به دنیا بیاورد. در پی مخالفت او با سقط جنین، فشار و خشونت بر او توسط شوهرش افزایش پیدا میکند بطوریکه او به ناچار به خانه پدری خود میرود، اما با وعده همسرش دوباره به خانه برمیگردد.
در روز قتل، همسر این زن، فرزندان خردسالشان را به بیرون از خانه میفرستد و با ریختن نفت به روی حلیمه او را آتش میزند. او پیشتر نیز سابقه خشونت علیه همسرش را داشته است.
◽️گفته میشود همسایهها بدن نیمهجان و نیمهسوخته او را به بیمارستان میرسانند، اما این زن که در پنجمین ماه بارداریاش بوده، در بیمارستان درگذشته است.
◽️استان کهکیلویه و بویراحمد در شمار استانهایی است که نرخ خودکشی و #خودسوزی_زنان نیز در آن بسیار بالاست. و ازدواجهای اجباریِ زیر سن یکی از دلایل خودکشی زنان عنوان میشود. در این استان همچنین #خشونت_علیه_زنان در خانواده، امری رایج است و بسیاری از زنان جوان، خودکشی و خودسوزی را به عنوان راهی برای پایان دادن به این خشونت استفاده میکنند.
◽️درحالی که بسیاری از مردان خانواده #حلیمه_پرهیز نیز با توجه به گستردگی خودسوزی میان زنان در این مناطق، مدعی هستند که او #خودکشی کرده است، اما گفته میشود که او پیش از مرگ، تایید کرده که توسط شوهرش به آتش کشیده شده است.
@zaagaah
📃جنگ و خشونت خانگی علیه زنان
🖋نویسنده: خانة امن
جنگ و خشونت را نمیتوان از هم جدا کرد. ماهیت جنگ، خشونت است و خشونت، ساختار جنگ را تشکیل میدهد. جنگ و خشونت خانگی هم اگرچه به ظاهر ممکن است ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند، اما مطالعات بسیاری نشان میدهند که افزایش خشونتهای خانگی علیه زنان، ارتباط مستقیمی با شرایط تنش و جنگ دارد. خشونتهایی که ریشه در «عادیسازی» خشونت در زمان جنگند و از عرصة عمومی به عرصة خصوصی و خانه کشیده میشوند.
ادامة مطلب 👇🏽👇🏽👇🏽
📍@KhanehAmnTelegram
🖋نویسنده: خانة امن
جنگ و خشونت را نمیتوان از هم جدا کرد. ماهیت جنگ، خشونت است و خشونت، ساختار جنگ را تشکیل میدهد. جنگ و خشونت خانگی هم اگرچه به ظاهر ممکن است ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند، اما مطالعات بسیاری نشان میدهند که افزایش خشونتهای خانگی علیه زنان، ارتباط مستقیمی با شرایط تنش و جنگ دارد. خشونتهایی که ریشه در «عادیسازی» خشونت در زمان جنگند و از عرصة عمومی به عرصة خصوصی و خانه کشیده میشوند.
ادامة مطلب 👇🏽👇🏽👇🏽
📍@KhanehAmnTelegram
خانه امن
📃جنگ و خشونت خانگی علیه زنان 🖋نویسنده: خانة امن جنگ و خشونت را نمیتوان از هم جدا کرد. ماهیت جنگ، خشونت است و خشونت، ساختار جنگ را تشکیل میدهد. جنگ و خشونت خانگی هم اگرچه به ظاهر ممکن است ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند، اما مطالعات بسیاری نشان میدهند که…
📃جنگ و خشونت خانگی علیه زنان
🖋نویسنده: خانة امن
جنگ و خشونت را نمیتوان از هم جدا کرد. ماهیت جنگ، خشونت است و خشونت، ساختار جنگ را تشکیل میدهد. جنگ و خشونت خانگی هم اگرچه به ظاهر ممکن است ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند، اما مطالعات بسیاری نشان میدهند که افزایش خشونتهای خانگی علیه زنان، ارتباط مستقیمی با شرایط تنش و جنگ دارد. خشونتهایی که ریشه در «عادیسازی» خشونت در زمان جنگند و از عرصة عمومی به عرصة خصوصی و خانه کشیده میشوند.
عفو بینالملل در تحقیقات مفصلی به دنبال این موضوع رفته که آیا جنگ، خشونت خانگی، و به خصوص خشونت خانگی علیه زنان را افزایش میدهد یا خیر. تحقیقاتی که نتایجشان در کتابی با عنوان «پایان بخشیدن به خشونت خانگی علیه زنان: مبارزهای برای امروز» منتشر شده و برای مثال، نشان میدهد که نرخ خشونت خانگی پس از جنگ بوسنی در سال ۱۹۹۶، در این کشور افزایش شدیدی داشته است. یا برای مثال، خانوادههای سربازان ایالات متحدة آمریکا که از جنگهای مختلف باز میگشتهاند، با خشونت خانگی فزاینده دست و پنجه نرم کردهاند.
از میان خشونتهای خانگی، خشونت جنسی خشونتی است که کمتر از همه، به موضوع بحث بدل شده است،چرا که همواره تابوهای بسیاری در این زمینه وجود داشته است. خشونتی که اگر به وسیلة یکی از اعضای خانواده انجام شود، شرم ناشی از افشای آن، گریبانگیر تمام خانواده میشود و اگر به وسیلة همسر روا داشته شود، به سختی نام «خشونت» را بر خود میگیرد. خشونت جنسی، خود خشونتی است که در زمان جنگ افزایش مییابد، به خصوص علیه «دشمن». خشونتی که تبدیل به ابزار جنگی و اهرم فشار بر دشمن و در خاک تحت تجاوز میشود. خشونت جنسی، خشونتی است که در زمان جنگ چه در عرصة عمومی زندگی زنان و چه در عرصههای خصوصی زندگی آنها حاضر است. چچن، کنگو، و رواندا از جمله کشورهایی هستند که جوامعشان، در دهههای اخیر و پس از شکلگیری و ادامة درگیریها و جنگهای کوچک و بزرگ، بسیار درگیر بحث خشونت جنسی علیه زنان بودهاند.
عامل دیگری که میتوان در بحث ارتباط میان افزایش خشونت خانگی و شرایط جنگی از آن یاد کرد و مورد بررسیاش قرار داد، این است که شرایط ذهنی و فکری اعضای جامعه در زمان جنگ، شرایطی به اصطلاح، «عادی» نیست. اضطراب، هراس، و احساساتی از این دست، به خصوص هنگامی که جنگ به مسئلهای طولانیمدت و مزمن بدل شود، به طوری چشمگیر افزایش مییابند و بالطبع، زنان و گروههای اجتماعیای که به صورت تاریخمند در جایگاههای ضعیفتر و پایینتری در جامعه قرار گرفتهاند، هدف خشونت واقع میشوند.
جنگ، به عادیسازی خشونت کمک میکند.
جنگ، شرایط مناسبی را برای مقابله با خشونت فراهم نمیکند، بلکه آن را نیز از جامعه سلب میکند.
جامعة جنگزده، اهمیت کمتری به مسائل عرصة خصوصی افراد داده و در نتیجه افراد خشونتدیده در سکوت، قربانی میشوند.
📍@KhanehAmnTelegram
🖋نویسنده: خانة امن
جنگ و خشونت را نمیتوان از هم جدا کرد. ماهیت جنگ، خشونت است و خشونت، ساختار جنگ را تشکیل میدهد. جنگ و خشونت خانگی هم اگرچه به ظاهر ممکن است ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند، اما مطالعات بسیاری نشان میدهند که افزایش خشونتهای خانگی علیه زنان، ارتباط مستقیمی با شرایط تنش و جنگ دارد. خشونتهایی که ریشه در «عادیسازی» خشونت در زمان جنگند و از عرصة عمومی به عرصة خصوصی و خانه کشیده میشوند.
عفو بینالملل در تحقیقات مفصلی به دنبال این موضوع رفته که آیا جنگ، خشونت خانگی، و به خصوص خشونت خانگی علیه زنان را افزایش میدهد یا خیر. تحقیقاتی که نتایجشان در کتابی با عنوان «پایان بخشیدن به خشونت خانگی علیه زنان: مبارزهای برای امروز» منتشر شده و برای مثال، نشان میدهد که نرخ خشونت خانگی پس از جنگ بوسنی در سال ۱۹۹۶، در این کشور افزایش شدیدی داشته است. یا برای مثال، خانوادههای سربازان ایالات متحدة آمریکا که از جنگهای مختلف باز میگشتهاند، با خشونت خانگی فزاینده دست و پنجه نرم کردهاند.
از میان خشونتهای خانگی، خشونت جنسی خشونتی است که کمتر از همه، به موضوع بحث بدل شده است،چرا که همواره تابوهای بسیاری در این زمینه وجود داشته است. خشونتی که اگر به وسیلة یکی از اعضای خانواده انجام شود، شرم ناشی از افشای آن، گریبانگیر تمام خانواده میشود و اگر به وسیلة همسر روا داشته شود، به سختی نام «خشونت» را بر خود میگیرد. خشونت جنسی، خود خشونتی است که در زمان جنگ افزایش مییابد، به خصوص علیه «دشمن». خشونتی که تبدیل به ابزار جنگی و اهرم فشار بر دشمن و در خاک تحت تجاوز میشود. خشونت جنسی، خشونتی است که در زمان جنگ چه در عرصة عمومی زندگی زنان و چه در عرصههای خصوصی زندگی آنها حاضر است. چچن، کنگو، و رواندا از جمله کشورهایی هستند که جوامعشان، در دهههای اخیر و پس از شکلگیری و ادامة درگیریها و جنگهای کوچک و بزرگ، بسیار درگیر بحث خشونت جنسی علیه زنان بودهاند.
عامل دیگری که میتوان در بحث ارتباط میان افزایش خشونت خانگی و شرایط جنگی از آن یاد کرد و مورد بررسیاش قرار داد، این است که شرایط ذهنی و فکری اعضای جامعه در زمان جنگ، شرایطی به اصطلاح، «عادی» نیست. اضطراب، هراس، و احساساتی از این دست، به خصوص هنگامی که جنگ به مسئلهای طولانیمدت و مزمن بدل شود، به طوری چشمگیر افزایش مییابند و بالطبع، زنان و گروههای اجتماعیای که به صورت تاریخمند در جایگاههای ضعیفتر و پایینتری در جامعه قرار گرفتهاند، هدف خشونت واقع میشوند.
جنگ، به عادیسازی خشونت کمک میکند.
جنگ، شرایط مناسبی را برای مقابله با خشونت فراهم نمیکند، بلکه آن را نیز از جامعه سلب میکند.
جامعة جنگزده، اهمیت کمتری به مسائل عرصة خصوصی افراد داده و در نتیجه افراد خشونتدیده در سکوت، قربانی میشوند.
📍@KhanehAmnTelegram
Forwarded from صدای ماهی سیاه (BFV)
سارا شادیفر با نامِ شناسنامهای ( راضیه ) زن ۳۳ ساله و مادر دو فرزند نوجوان اواخر اسفند ۱۴۰۰ به دستِ برادر ۳۰ سالهاش در آمل به قتل رسید.
قتل در اواخر اسفند رخ داده و جسد تقریبا دو هفته بعد در عید نوروز پیدا شد. به دلیل وزن زیاد سارا و دشوار بودن دفن او به تنهایی، احتمال میرود کس دیگری هم در قتل همدست بوده. قبل از جنایت، برادر سارا به روابط او شک داشته. گفته شده دوستان برادر هم او را به انجام جنایت تشویق کردند. خود قاتل بعد از قتل، انجام آن را با دوستش در میان گذاشته و همین به لو رفتن جنایت میانجامد.
آخرین مکالمه سارا و برادرش که به قتل منجر شده بر سر قصد خواهر برای مهاجرت به ترکیه بوده که با مخالفت برادر رو به رو شده. پدر و مادر سارا از هم جدا شده بودند. خود سارا هم سابقه دو بار ازدواج ناموفق و جدایی داشته. خانواده سارا کاملا از شرایط زندگی او ناراضی بودند و به همین دلیل ممکن است قاتل با رضایت ولی دم(پدر) از مجازات معاف شود.
از حساب توئیتر میلاد پورعیسی
#زن_کشی #قتل_ناموسی #ارتجاع #خشونت_علیه_زنان #زن_ناموس_هیچکس_نیست
@Blackfishvoice
قتل در اواخر اسفند رخ داده و جسد تقریبا دو هفته بعد در عید نوروز پیدا شد. به دلیل وزن زیاد سارا و دشوار بودن دفن او به تنهایی، احتمال میرود کس دیگری هم در قتل همدست بوده. قبل از جنایت، برادر سارا به روابط او شک داشته. گفته شده دوستان برادر هم او را به انجام جنایت تشویق کردند. خود قاتل بعد از قتل، انجام آن را با دوستش در میان گذاشته و همین به لو رفتن جنایت میانجامد.
آخرین مکالمه سارا و برادرش که به قتل منجر شده بر سر قصد خواهر برای مهاجرت به ترکیه بوده که با مخالفت برادر رو به رو شده. پدر و مادر سارا از هم جدا شده بودند. خود سارا هم سابقه دو بار ازدواج ناموفق و جدایی داشته. خانواده سارا کاملا از شرایط زندگی او ناراضی بودند و به همین دلیل ممکن است قاتل با رضایت ولی دم(پدر) از مجازات معاف شود.
از حساب توئیتر میلاد پورعیسی
#زن_کشی #قتل_ناموسی #ارتجاع #خشونت_علیه_زنان #زن_ناموس_هیچکس_نیست
@Blackfishvoice
📃خشونت روانی علیه فرزندان در خانواده
🖋نویسنده: خانة امن
هنگامی که از خشونت علیه کودکان و نوجوانان در خانواده سخن به میان میآید، اغلب خشونت جسمی، مانند کتک زدن یا خشونت جنسی علیه آنهاست که به ذهن متبادر میشود، در حالی که خشونت روانی یکی از انواع رایج خشونت است که کودکان و نوجوانان در جایگاه فرزندان خانواده از آن رنج میبرند و در اغلب موارد نیز، آسیبی که از آن متحمل میشوند، آنقدر عمیق و زیاد است که حتی میتواند از نسلی به نسل دیگر منتقل شود؛ آسیبهای روانیای که سلامت روان و البته جسم آنها را به خطر میاندازد.
لینک مطلب در اینستاگرام
مطلب کامل 👇🏽👇🏽👇🏽
📍@KhanehAmnTelegram
🖋نویسنده: خانة امن
هنگامی که از خشونت علیه کودکان و نوجوانان در خانواده سخن به میان میآید، اغلب خشونت جسمی، مانند کتک زدن یا خشونت جنسی علیه آنهاست که به ذهن متبادر میشود، در حالی که خشونت روانی یکی از انواع رایج خشونت است که کودکان و نوجوانان در جایگاه فرزندان خانواده از آن رنج میبرند و در اغلب موارد نیز، آسیبی که از آن متحمل میشوند، آنقدر عمیق و زیاد است که حتی میتواند از نسلی به نسل دیگر منتقل شود؛ آسیبهای روانیای که سلامت روان و البته جسم آنها را به خطر میاندازد.
لینک مطلب در اینستاگرام
مطلب کامل 👇🏽👇🏽👇🏽
📍@KhanehAmnTelegram
خانه امن
📃خشونت روانی علیه فرزندان در خانواده 🖋نویسنده: خانة امن هنگامی که از خشونت علیه کودکان و نوجوانان در خانواده سخن به میان میآید، اغلب خشونت جسمی، مانند کتک زدن یا خشونت جنسی علیه آنهاست که به ذهن متبادر میشود، در حالی که خشونت روانی یکی از انواع رایج خشونت…
📃خشونت روانی علیه فرزندان در خانواده
🖋نویسنده: خانة امن
شاید در سالهای اخیر به مسئلة خشونت روانی علیه کودکان و نوجوانان در خانوادههای توجه بیشتری شده باشد، اما این نوع خشونت میتواند به قدری موذی و پنهان باشد که بررسی آن و پرداختن به تمام جوانبش، کار چندان سادهای به نظر نمیرسد.
هنگامی که از خشونت علیه کودکان و نوجوانان در خانواده سخن به میان میآید، اغلب خشونت جسمی، مانند کتک زدن یا خشونت جنسی علیه آنهاست که به ذهن متبادر میشود، در حالی که خشونت روانی، یکی از انواع رایج خشونت است که کودکان و نوجوانان در جایگاه فرزندان خانواده از آن رنج میبرند و در اغلب موارد نیز، آسیبی که از آن متحمل میشوند، آنقدر عمیق و زیاد است که حتی میتواند از نسلی به نسل دیگر منتقل شود؛ آسیبهای روانیای که سلامت روان و البته جسم آنها را به خطر میاندازد.
این آسیبهای روانی، تنها محدود به آسیبهایی از جمله مشاهدة خشونت میان والدین، که به تازگی از آن سخن به میان آمده، نمیشود. کنشها و واکنشهایی که در فرهنگ ما جا خوش کردهاند میتوانند آسیبهای روانی جدی به فرزندان کودک و نوجوان خانواده وارد کنند.
یکی از این خشونتها، انتقال دائمی عذاب وجدان به فرزندانی است که به زعم والدینشان، فرزندان «خوبی» نیستند و برای اینکه از انجام کاری که والدین آنها را میآزارد، خودداری کنند، یا وادار به انجام کاری شوند که مطبوع والدین است، از ابزار تحمیل عذاب وجدان به آنها استفاده میشود. ابزاری خشونتآمیز که نه تنها تأثیرات قابل انتظار را در پی ندارد، بلکه کودک را همواره گرفتار خشمی نسبت به خود و نسبت به والدینش میکند. خشمی آمیخته به غم و البته ترس که به گواههای بسیار، تا سالها و شاید برای همیشه در کودکان باقی میماند و اثراتش تا پایان بر زندگی او سایه میافکند. یک نوع رایج از این نوع خشونت، ترس ترک و رها شدن به وسیلة والدین است.
شاید بسیاری از ما هنگامی که کودک بودهایم و عملی «ناخوشایند» مرتکب شدهایم، با این جمله والدینمان مواجه شدهایم: «اگه بازم این کار رو کنی من از پیشت میرم.» یا جملاتی از این دست که کودک را به حتی مرگ پدر یا مادر در صورت انجام آن عمل تهدید میکنند. تهدیدی که میتواند منجر به به دوش کشیدن بار سنگین هراس همیشگی از دست دادن والدین باشد. هراسی که کودک از تصور مرگ والدینش متحمل میشود، هراسی است بیانتها و بسیار عمیق. اگرچه امروزه بر رفتارها و واکنشیهای تشویقی به جای تنبیهی در مواجه با فرزندان پافشاری میشود، اما هنوز بسیاری از افراد برای «تربیت» فرزندانشان به چنین تهدیدهایی چنگ میزنند.
این نوع از خشونت علیه فرزندان، خشونتی است روانی که زیر بار فرهنگهای کهنه و پوسیده، مانند بزرگسالاری در خانوادهها، تنبیه افراد برای ترک یک عمل یا انجام عملی دیگر، به جای تشویق آنها، و مالکیت والدین بر فرزندان، به جای همراهی آنها در سنینی که به آن نیاز دارند، گم شده است.
تجربة شما از چنین خشونتی چیست؟ آیا شما هم با این نوع عذاب وجدانهای تحمیلی دست و پنجه نرم کردهاید؟
📍@KhanehAmnTelegram
🖋نویسنده: خانة امن
شاید در سالهای اخیر به مسئلة خشونت روانی علیه کودکان و نوجوانان در خانوادههای توجه بیشتری شده باشد، اما این نوع خشونت میتواند به قدری موذی و پنهان باشد که بررسی آن و پرداختن به تمام جوانبش، کار چندان سادهای به نظر نمیرسد.
هنگامی که از خشونت علیه کودکان و نوجوانان در خانواده سخن به میان میآید، اغلب خشونت جسمی، مانند کتک زدن یا خشونت جنسی علیه آنهاست که به ذهن متبادر میشود، در حالی که خشونت روانی، یکی از انواع رایج خشونت است که کودکان و نوجوانان در جایگاه فرزندان خانواده از آن رنج میبرند و در اغلب موارد نیز، آسیبی که از آن متحمل میشوند، آنقدر عمیق و زیاد است که حتی میتواند از نسلی به نسل دیگر منتقل شود؛ آسیبهای روانیای که سلامت روان و البته جسم آنها را به خطر میاندازد.
این آسیبهای روانی، تنها محدود به آسیبهایی از جمله مشاهدة خشونت میان والدین، که به تازگی از آن سخن به میان آمده، نمیشود. کنشها و واکنشهایی که در فرهنگ ما جا خوش کردهاند میتوانند آسیبهای روانی جدی به فرزندان کودک و نوجوان خانواده وارد کنند.
یکی از این خشونتها، انتقال دائمی عذاب وجدان به فرزندانی است که به زعم والدینشان، فرزندان «خوبی» نیستند و برای اینکه از انجام کاری که والدین آنها را میآزارد، خودداری کنند، یا وادار به انجام کاری شوند که مطبوع والدین است، از ابزار تحمیل عذاب وجدان به آنها استفاده میشود. ابزاری خشونتآمیز که نه تنها تأثیرات قابل انتظار را در پی ندارد، بلکه کودک را همواره گرفتار خشمی نسبت به خود و نسبت به والدینش میکند. خشمی آمیخته به غم و البته ترس که به گواههای بسیار، تا سالها و شاید برای همیشه در کودکان باقی میماند و اثراتش تا پایان بر زندگی او سایه میافکند. یک نوع رایج از این نوع خشونت، ترس ترک و رها شدن به وسیلة والدین است.
شاید بسیاری از ما هنگامی که کودک بودهایم و عملی «ناخوشایند» مرتکب شدهایم، با این جمله والدینمان مواجه شدهایم: «اگه بازم این کار رو کنی من از پیشت میرم.» یا جملاتی از این دست که کودک را به حتی مرگ پدر یا مادر در صورت انجام آن عمل تهدید میکنند. تهدیدی که میتواند منجر به به دوش کشیدن بار سنگین هراس همیشگی از دست دادن والدین باشد. هراسی که کودک از تصور مرگ والدینش متحمل میشود، هراسی است بیانتها و بسیار عمیق. اگرچه امروزه بر رفتارها و واکنشیهای تشویقی به جای تنبیهی در مواجه با فرزندان پافشاری میشود، اما هنوز بسیاری از افراد برای «تربیت» فرزندانشان به چنین تهدیدهایی چنگ میزنند.
این نوع از خشونت علیه فرزندان، خشونتی است روانی که زیر بار فرهنگهای کهنه و پوسیده، مانند بزرگسالاری در خانوادهها، تنبیه افراد برای ترک یک عمل یا انجام عملی دیگر، به جای تشویق آنها، و مالکیت والدین بر فرزندان، به جای همراهی آنها در سنینی که به آن نیاز دارند، گم شده است.
تجربة شما از چنین خشونتی چیست؟ آیا شما هم با این نوع عذاب وجدانهای تحمیلی دست و پنجه نرم کردهاید؟
📍@KhanehAmnTelegram
Forwarded from به توان یک
لایو مسائل جنسی افراد دارای معلولیت
با حضور
امین عرب
دانشآموخته روانشناسی و کنشگر حقوق افراد دارای معلولیت
نگین حسینی
کنشگر حقوق افراد دارای معلولیت
مهسا تهذیبی
مترجم زبان اشاره
چهارشنبه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۹ شب (ایران)
در صفحه به توان یک
@be_tavane_yek
شرح پوستر لایو:
در پسزمینه مشکی، عکسهای امین عرب، مهسا تهذیبی و نگین حسینی قرار داده شده. زیر هر عکس، اسم و عنوان فرد قرار دارد. همچنین در بالای عکسها، عنوان لایو (مسائل جنسی افراد دارای معلولیت، در صفحه بهتوانیک) و در پایین کادر، زمان لایو (چهارشنبه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۹ شب به وقت ایران) نوشته شده است.
@betavaneyek
با حضور
امین عرب
دانشآموخته روانشناسی و کنشگر حقوق افراد دارای معلولیت
نگین حسینی
کنشگر حقوق افراد دارای معلولیت
مهسا تهذیبی
مترجم زبان اشاره
چهارشنبه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۹ شب (ایران)
در صفحه به توان یک
@be_tavane_yek
شرح پوستر لایو:
در پسزمینه مشکی، عکسهای امین عرب، مهسا تهذیبی و نگین حسینی قرار داده شده. زیر هر عکس، اسم و عنوان فرد قرار دارد. همچنین در بالای عکسها، عنوان لایو (مسائل جنسی افراد دارای معلولیت، در صفحه بهتوانیک) و در پایین کادر، زمان لایو (چهارشنبه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۹ شب به وقت ایران) نوشته شده است.
@betavaneyek
Forwarded from زاگاه
🟤راهحلهای فمینیستی برای دورزدن مقررات سختگیرانه سقط جنین
زاگاه- پیش از جرمزدایی از #سقط جنین در مکزیک، فمینیستها آموخته بودند که علیرغم قوانین و موانع موجود، خدمات مراقبتی به زنان خواهان سقط جنین ارائه بدهند. گروههای «همراهی برای سقط جنین» در دهه ۱۹۸۰ در #برزیل از طریق شبکههای درگوشی و دهانبهدهان، شکل گرفتند و از آن زمان در سرتاسر آمریکای لاتین گسترده شدهاند. این گروهها از همراهیهای فردی توسعه پیدا کردند و توانستند از طریق ابزارهایی مانند واتساپ برای متقاضیان قرص سقط جنین و خدمات رواندرمانی و عاطفی در طی فرایند سقط خودخواسته فراهم کنند.
◽️مدل همراهی شیوهای از ارائه خدمات مراقبتی مربوط به سقط جنین (از جمله مشاوره پزشکی، حمایت عاطفی و رواندرمانی، و …) و یک جنبش کنشگری سیاسی رادیکال است که به افراد کمک میکند فارغ از شرایط قانونی، فرهنگی و … به سقط جنین ایمن دسترسی پیدا کنند و از خودمختاری باروری برخوردار شوند.
این خدمات برآمده از کنشگری مستقل و اجتماعمحور و فارق از استیگما، قضاوت و خشونت است. شواهد متاخر نشان میدهد که سقط جنین از طریق خودتجویزی قرص به همراه حمایت فمینیستی بسیار امن و موثر است. این همراهان #فمینیست، آموزشدیدهاند، داوطلبانی از جامعه پزشکی به همراه دارند و داروهای معتبری را که مورد تایید سازمان جهانی بهداشت قرار گرفته، فراهم میکنند.
@zaagaah
🔻ادامه مطلب:
https://zaagaah.com/g48g
زاگاه- پیش از جرمزدایی از #سقط جنین در مکزیک، فمینیستها آموخته بودند که علیرغم قوانین و موانع موجود، خدمات مراقبتی به زنان خواهان سقط جنین ارائه بدهند. گروههای «همراهی برای سقط جنین» در دهه ۱۹۸۰ در #برزیل از طریق شبکههای درگوشی و دهانبهدهان، شکل گرفتند و از آن زمان در سرتاسر آمریکای لاتین گسترده شدهاند. این گروهها از همراهیهای فردی توسعه پیدا کردند و توانستند از طریق ابزارهایی مانند واتساپ برای متقاضیان قرص سقط جنین و خدمات رواندرمانی و عاطفی در طی فرایند سقط خودخواسته فراهم کنند.
◽️مدل همراهی شیوهای از ارائه خدمات مراقبتی مربوط به سقط جنین (از جمله مشاوره پزشکی، حمایت عاطفی و رواندرمانی، و …) و یک جنبش کنشگری سیاسی رادیکال است که به افراد کمک میکند فارغ از شرایط قانونی، فرهنگی و … به سقط جنین ایمن دسترسی پیدا کنند و از خودمختاری باروری برخوردار شوند.
این خدمات برآمده از کنشگری مستقل و اجتماعمحور و فارق از استیگما، قضاوت و خشونت است. شواهد متاخر نشان میدهد که سقط جنین از طریق خودتجویزی قرص به همراه حمایت فمینیستی بسیار امن و موثر است. این همراهان #فمینیست، آموزشدیدهاند، داوطلبانی از جامعه پزشکی به همراه دارند و داروهای معتبری را که مورد تایید سازمان جهانی بهداشت قرار گرفته، فراهم میکنند.
@zaagaah
🔻ادامه مطلب:
https://zaagaah.com/g48g
زاگاه
راهحلهای فمینیستی برای دورزدن مقررات سختگیرانه سقط جنین -
در حالیکه محدودیتهای اعمالشده بر حق سقط جنین خودخواسته روزبهروز در آمریکا افزایش مییابد. تعداد بیسابقهای از لوایح ضد سقط جنین
📚دوره آموزشی حقوق قانونی افراد دارای معلولیت مرکز اروپایی خدمات رسانی به افراد دارای معلولیت مستقر در کشور بلژیک با ارائه اسکالرشیپ برای متقاضیان واجد شرایط برگزار میکند: 📚این دوره به صورت رایگان، آنلاین و در سه جلسه توسط اساتید اروپایی و ایرانی متخصص به زبان فارسی برگزار خواهد شد. 🟢این کلاس برای افراد نابینا و کم بینا (از طریق توضیح تصاویر توسط اساتید) و برای افراد ناشنوا (از طریق مترجم زبان اشاره) قابل دسترسی است. 🗓زمان برگزاری این کلاس اردیبهشت ( گروه اول) و خرداد ( گروه دوم) ۱۴۰۱ است و شما تا ۱۴ اردیبهشت برای ثبتنام در این دوره آموزشی آنلاین رایگان فرصت دارید. 🎓دانشجویانی که با موفقیت این کلاس را به پایان برسانند گواهینامه معتبر دریافت خواهند کرد. 👨🏽💻مخاطب این دوره حقوقدانان، کنشگران، افراد دارای معلولیت و خانواده های آنان، اعضای انجمن ها و سازمان های مردم نهاد حمایت کننده از حقوق افراد دارای معلولیت است. برای ثبت نام روی لینک زیر کلیک کنید: https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSeyx74SaNBnjZ2NXIV_ZIvuZ_J3JkNEx8j0NyCoBo9PhDG7cA/viewform?usp=sf_link
📃خشونت خانگی و سیاستهای نژادگرایانه
🖋نویسنده: خانة امن
هنگامی که از خشونت خانگی صحبت میکنیم، موضوعی که بسیار کمتر از دیگر مسائل به چشم میآید و از آن صحبت میشود، مسئلة قومگرایی و نژادگرایی و ارتباط آنها به خشونت خانگی است. زنان از اقلیتهای قومی یا با پیشینة مهاجر در مباحث رسانهها، سازمانها و ادارات دولتی و جریان اصلی پیرامون خشونت خانگی حضور ندارند. دیده نمیشوند و حتی خشونت علیه آنها نادیده انگاشته شده و توجیه میشود.
لینک این مطلب در اینستاگرام
مطلب کامل 👇🏽👇🏽👇🏽
📍@KhanehAmnTelegram
🖋نویسنده: خانة امن
هنگامی که از خشونت خانگی صحبت میکنیم، موضوعی که بسیار کمتر از دیگر مسائل به چشم میآید و از آن صحبت میشود، مسئلة قومگرایی و نژادگرایی و ارتباط آنها به خشونت خانگی است. زنان از اقلیتهای قومی یا با پیشینة مهاجر در مباحث رسانهها، سازمانها و ادارات دولتی و جریان اصلی پیرامون خشونت خانگی حضور ندارند. دیده نمیشوند و حتی خشونت علیه آنها نادیده انگاشته شده و توجیه میشود.
لینک این مطلب در اینستاگرام
مطلب کامل 👇🏽👇🏽👇🏽
📍@KhanehAmnTelegram
خانه امن
📃خشونت خانگی و سیاستهای نژادگرایانه 🖋نویسنده: خانة امن هنگامی که از خشونت خانگی صحبت میکنیم، موضوعی که بسیار کمتر از دیگر مسائل به چشم میآید و از آن صحبت میشود، مسئلة قومگرایی و نژادگرایی و ارتباط آنها به خشونت خانگی است. زنان از اقلیتهای قومی یا با…
📃خشونت خانگی و سیاستهای نژادگرایانه
🖋نویسنده: خانة امن
خشونت خانگی موضوعی است که ابعاد بسیار پرشماری دارد. ابعادی که هرچقدر هم به آنها بپردازیم، باز هم کم به نظر میرسد چرا که موضوعی است که به بسیاری از مسائل بسیار پیچیده و درهمآمیختة دیگر گره خورده است، از جمله شرایط مالی و اقتصادی یک خانوار، مسائلی از جمله بیکاری اعضای فعال خانواده، شرایط محل زندگی از جمله متراژ خانه و تعداد افرادی که با یکدیگر در آن فضا زندگی میکنند و غیره.
اما هنگامی که از خشونت خانگی صحبت میکنیم، موضوعی که بسیار کمتر از دیگر مسائل به چشم میآید و از آن صحبت میشود، مسئلة قومگرایی و نژادگرایی و ارتباط آنها به خشونت خانگی است.
در کشوری مانند کشور فرانسه، مسئلة نژادگرایی در دو بُعد بسیار متفاوت و حتی بسیار متناقض یکدیگر در عرصه مباحثه پیرامون خشونت خانگی به چشم میخورد. کشور فرانسه کشوری اروپای غربی است که تنوع انسانی در آن به لحاظ ملیت، قوم و «نژادی» بسیار رنگارنگ است و این به مسائل بسیاری در تاریخ این کشور مرتبط است که بررسی آن در قالب این بحث جای نمیگیرد. اما آنچه برای ما اینجا و پیرامون مثال کشور فرانسه مهم است این است که این کشور، کشوری با نرخ بالای زنکُشی است. هر ساله صدها زن به دست شریک زندگی پیشین یا فعلیشان در این کشور به قتل میرسند اما رنگینپوستان و زنان غیر سفیدپوست و یا غیر فرانسوی در این زمینه از بسیاری مباحث جای گذاشته شدهاند یا بالعکس از شرایط آنها در راستای سیاستهای ضد مهاجرت و نژادپرستانة عمومی و دولتی استفاده میشود.
هنگامی که از زنان به قتل رسیده در نتیجة خشونت خانگی در کشور فرانسه صحبت میکنیم، عموماً صحبت از زنان فرانسوی و سفیدپوست است. زنان غیر فرانسوی و غیر سفیدپوست از آنجا که در ردههای اولویتی پایینتری قرار دارند و متعلق به طبقات اجتماعی محرومتری هستند، بسیار کمتر از زنان دیگر به این آمارها و بحثها و حتی کنشگری در این زمینه راه داشتهاند.
در عوض، هنگامی که سیاستهای ضد مهاجرتی و ضد رنگینپوستان خود را در عرصههای مختلف زندگی این افراد باز مینمایاند، شاهد بازنمایی و حتی بازنماییهای اغراقآمیز از وضعیت زنان با پیشینة مهاجر و رنگینپوست و یا غیر فرانسوی پیرامون مسئلة خشونت خانگی هستیم. این زنان در این سیاستها و این مباحث چنین تصویر میشوند که اگر تحت خشونت خانگی هستند، به سبب فرهنگهایی است که خودشان و خانوادههایشان از آنها میآیند و یا دین و ملیتی که به آن متعلق هستند. مباحثی که معمولاً سیاستهای ضد مهاجرتی و نژادگرایانه/پرستانه را تغذیه میکنند.
به طور کلی میتوان دید که زنان از اقلیتهای قومی یا با پیشینة مهاجر در مباحث رسانهها، سازمانها و ادارات دولتی و جریان اصلی پیرامون خشونت خانگی حضور ندارند. دیده نمیشوند و حتی خشونت علیه آنها نادیده انگاشته شده و توجیه میشود و این تنها متعلق به جامعهای مانند کشور فرانسه نیست. بلکه به طور کلی زنان غیرمرکزنشین، زنانی هستند که نادیده گرفته میشوند. در کشور ایران، چه زنان غیر ایرانی، برای مثال افغانستانی باشند، چه زنان از اقلیتهای قومی مانند زنان کرد و ترک و بلوچ که ساکن پایتخت و طبقات متوسط و بالای آن نیستند.
لینک این مطلب در اینستاگرام
📍@KhanehAmnTelegram
🖋نویسنده: خانة امن
خشونت خانگی موضوعی است که ابعاد بسیار پرشماری دارد. ابعادی که هرچقدر هم به آنها بپردازیم، باز هم کم به نظر میرسد چرا که موضوعی است که به بسیاری از مسائل بسیار پیچیده و درهمآمیختة دیگر گره خورده است، از جمله شرایط مالی و اقتصادی یک خانوار، مسائلی از جمله بیکاری اعضای فعال خانواده، شرایط محل زندگی از جمله متراژ خانه و تعداد افرادی که با یکدیگر در آن فضا زندگی میکنند و غیره.
اما هنگامی که از خشونت خانگی صحبت میکنیم، موضوعی که بسیار کمتر از دیگر مسائل به چشم میآید و از آن صحبت میشود، مسئلة قومگرایی و نژادگرایی و ارتباط آنها به خشونت خانگی است.
در کشوری مانند کشور فرانسه، مسئلة نژادگرایی در دو بُعد بسیار متفاوت و حتی بسیار متناقض یکدیگر در عرصه مباحثه پیرامون خشونت خانگی به چشم میخورد. کشور فرانسه کشوری اروپای غربی است که تنوع انسانی در آن به لحاظ ملیت، قوم و «نژادی» بسیار رنگارنگ است و این به مسائل بسیاری در تاریخ این کشور مرتبط است که بررسی آن در قالب این بحث جای نمیگیرد. اما آنچه برای ما اینجا و پیرامون مثال کشور فرانسه مهم است این است که این کشور، کشوری با نرخ بالای زنکُشی است. هر ساله صدها زن به دست شریک زندگی پیشین یا فعلیشان در این کشور به قتل میرسند اما رنگینپوستان و زنان غیر سفیدپوست و یا غیر فرانسوی در این زمینه از بسیاری مباحث جای گذاشته شدهاند یا بالعکس از شرایط آنها در راستای سیاستهای ضد مهاجرت و نژادپرستانة عمومی و دولتی استفاده میشود.
هنگامی که از زنان به قتل رسیده در نتیجة خشونت خانگی در کشور فرانسه صحبت میکنیم، عموماً صحبت از زنان فرانسوی و سفیدپوست است. زنان غیر فرانسوی و غیر سفیدپوست از آنجا که در ردههای اولویتی پایینتری قرار دارند و متعلق به طبقات اجتماعی محرومتری هستند، بسیار کمتر از زنان دیگر به این آمارها و بحثها و حتی کنشگری در این زمینه راه داشتهاند.
در عوض، هنگامی که سیاستهای ضد مهاجرتی و ضد رنگینپوستان خود را در عرصههای مختلف زندگی این افراد باز مینمایاند، شاهد بازنمایی و حتی بازنماییهای اغراقآمیز از وضعیت زنان با پیشینة مهاجر و رنگینپوست و یا غیر فرانسوی پیرامون مسئلة خشونت خانگی هستیم. این زنان در این سیاستها و این مباحث چنین تصویر میشوند که اگر تحت خشونت خانگی هستند، به سبب فرهنگهایی است که خودشان و خانوادههایشان از آنها میآیند و یا دین و ملیتی که به آن متعلق هستند. مباحثی که معمولاً سیاستهای ضد مهاجرتی و نژادگرایانه/پرستانه را تغذیه میکنند.
به طور کلی میتوان دید که زنان از اقلیتهای قومی یا با پیشینة مهاجر در مباحث رسانهها، سازمانها و ادارات دولتی و جریان اصلی پیرامون خشونت خانگی حضور ندارند. دیده نمیشوند و حتی خشونت علیه آنها نادیده انگاشته شده و توجیه میشود و این تنها متعلق به جامعهای مانند کشور فرانسه نیست. بلکه به طور کلی زنان غیرمرکزنشین، زنانی هستند که نادیده گرفته میشوند. در کشور ایران، چه زنان غیر ایرانی، برای مثال افغانستانی باشند، چه زنان از اقلیتهای قومی مانند زنان کرد و ترک و بلوچ که ساکن پایتخت و طبقات متوسط و بالای آن نیستند.
لینک این مطلب در اینستاگرام
📍@KhanehAmnTelegram