قبل از مرگ، یک تلفن بزن
صبا امیدوار
“الوووووووو- کمک ، داره منو میکشه”. این آخرین جمله زن بود. وقتی فقط شانس رسیدن به تلفن را پیدا کرد. بعد صدای بوق ممتد در پیام گیر تلفن «اورژانس اجتماعی» ضبط شد.
پزشک قانونی مرگ را ساعت ۳:۴۵ دقیقه عصر ثبت کرد. چند دقیقه بعد از آخرین تلفن، یک نام به نامهای ۴۰۰۰ زنی، که سالانه جانشان را در خانه با خشونت خانگی از دست میدهند، اضافه شد.
از هر سه زن یکی خشونت را تجربه میکند
بنا به آنچه حبیبالله مسعودی فرید معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور گفته سال گذشته ۶۰۰ هزار تماس با اورژانس اجتماعی برقرار شده که ۷٫۵ درصد آن برای شکایت از همسرآزاری بوده است.
این آمار خشونتدیدگانی است که فرصت تماس با اورژانس را پیدا میکنند و شانس اطلاعرسانی قبل از مرگ را دارند. زنانی که از اینکه بگویند تحت خشونت هستند نمیترسند. گوشی را بر میدارند و میگویند:«الووووو کسی صدای من را می شنود … جان من در خطر است، نیاز به یک جای امن دارم.»
معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی ایران گفته، سال گذشته ۱۲۰۰ زن در معرض آسیب و خشونت خانگی در خانههای امن نگهداری شدهاند . به گفته او، از ابتدای امسال هم تا همین ماه دی ۸۰۰ زن به خانههای امن مراجعه کردهاند. زنانی که از زندگی یک چیز ساده میخواهند: امنیت.
مریم قربانی، روانشناس، میگوید: ممکن است زنان در همه دوران زندگی خود خشونت را تجربه کنند. از همه کسانی که نزدیک او هستند و او عاشق آنهاست، همسر، پدر، برادر، حتی فرزندان پسر نیز میتوانند به زن خشونت کنند. او میگوید: زنان ممکن است یک یا چند گونه از خشونتهای فیزیکی، روانی، اقتصادی و جنسی را تجربه کنند.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/qKBcZR
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/24279
@KhanehAmnTelegram
صبا امیدوار
“الوووووووو- کمک ، داره منو میکشه”. این آخرین جمله زن بود. وقتی فقط شانس رسیدن به تلفن را پیدا کرد. بعد صدای بوق ممتد در پیام گیر تلفن «اورژانس اجتماعی» ضبط شد.
پزشک قانونی مرگ را ساعت ۳:۴۵ دقیقه عصر ثبت کرد. چند دقیقه بعد از آخرین تلفن، یک نام به نامهای ۴۰۰۰ زنی، که سالانه جانشان را در خانه با خشونت خانگی از دست میدهند، اضافه شد.
از هر سه زن یکی خشونت را تجربه میکند
بنا به آنچه حبیبالله مسعودی فرید معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور گفته سال گذشته ۶۰۰ هزار تماس با اورژانس اجتماعی برقرار شده که ۷٫۵ درصد آن برای شکایت از همسرآزاری بوده است.
این آمار خشونتدیدگانی است که فرصت تماس با اورژانس را پیدا میکنند و شانس اطلاعرسانی قبل از مرگ را دارند. زنانی که از اینکه بگویند تحت خشونت هستند نمیترسند. گوشی را بر میدارند و میگویند:«الووووو کسی صدای من را می شنود … جان من در خطر است، نیاز به یک جای امن دارم.»
معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی ایران گفته، سال گذشته ۱۲۰۰ زن در معرض آسیب و خشونت خانگی در خانههای امن نگهداری شدهاند . به گفته او، از ابتدای امسال هم تا همین ماه دی ۸۰۰ زن به خانههای امن مراجعه کردهاند. زنانی که از زندگی یک چیز ساده میخواهند: امنیت.
مریم قربانی، روانشناس، میگوید: ممکن است زنان در همه دوران زندگی خود خشونت را تجربه کنند. از همه کسانی که نزدیک او هستند و او عاشق آنهاست، همسر، پدر، برادر، حتی فرزندان پسر نیز میتوانند به زن خشونت کنند. او میگوید: زنان ممکن است یک یا چند گونه از خشونتهای فیزیکی، روانی، اقتصادی و جنسی را تجربه کنند.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/qKBcZR
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/24279
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
قبل از مرگ، یک تلفن بزن
صبا امیدوار “الوووووووو- کمک ، داره منو میکشه”. این آخرین جمله زن بود. وقتی فقط شانس رسیدن به تلفن را پیدا کرد. بعد صدای بوق ممتد در پیام گیر تلفن «اورژانس اجتماعی» ضبط شد. پزشک قانونی مرگ را ساعت ۳:۴۵ دقیقه عصر ثبت کرد. چند دقیقه بعد از آخرین تلفن، یک نام…
پیشگیری از خشونت خانگی در ترکیه
موسی برزین، پژوهشگر حقوق
کشور ترکیه با جمعیتی نزدیک به ۸۰ ملیون نفر، کشوری با اکثریت مسلمان و همسایه ایران است. این کشور پس از تاسیس جمهوریت در سال ۱۹۲۳، راه پر فراز و نشیبی در مبارزه با خشونت خانگی طی نموده است، طوری که امروز در بیشتر قوانین مهم کشور مساله خشونت علیه زنان و کودکان مورد توجه قرار گرفته است . ترکیه به تمامی کنوانسیونهای بینالمللی در مورد حمایت از زنان و کودکان پیوسته و بر طبق قانون اساسی این کشور اگر قوانین داخلی با مقررات بینالمللی در تعارض باشد، اجرای مقررات بینالمللی مقدم است. در این مطلب تدابیر قانونی پیشبینی شده برای پیشگیری از خشونت خانگی و حمایت از قربانی در ترکیه بررسی میشود.
قانون خشونت خانگی در ترکیه
اولین قانون ترکیه در مورد پیشگیری از خشونت خانگی، سال ۱۹۹۸ تصویب شد. این قانون، «قانون حفاظت از خانواده» نام داشت. به دلیل نواقص زیاد این قانون، سال ۲۰۱۲ قانون به نسبت جامع و کامل دیگری با عنوان «قانون حفاظت از خانواده و پیشگیری از خشونت علیه زنان» تصویب شد که هم اکنون در حال اجرا است. در این قانون که تنها در مورد پیشگیری از خشونت علیه زنان و حمایت از قربانیان است، تدابیر کارآمدی برای پیشگیری از خشونت خانگی پیشبینی شده که در زیر به برخی از آنها اشاره می شود.
بر طبق ماده ۲ این قانون، خشونت خانگی عبارت است از هر نوع خشونت فیزیکی، جنسی، روانی و اقتصادی که از طرف یک همخانه علیه همخانه دیگر و یا اعضای یک خانواده علیه همدیگر اتفاق بیافتد. خشونت نیز عبارت است از رفتاری که باعث ضرر و آسیب فیزیکی، جنسی، روانی و اقتصادی به شخص شده و یا این آسیبها در معرض وقوع باشد.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/G76UjA
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27382
#خشونت_خانگی #ترکیه #خشونت_علیه_زنان
@KhanehAmnTelegram
موسی برزین، پژوهشگر حقوق
کشور ترکیه با جمعیتی نزدیک به ۸۰ ملیون نفر، کشوری با اکثریت مسلمان و همسایه ایران است. این کشور پس از تاسیس جمهوریت در سال ۱۹۲۳، راه پر فراز و نشیبی در مبارزه با خشونت خانگی طی نموده است، طوری که امروز در بیشتر قوانین مهم کشور مساله خشونت علیه زنان و کودکان مورد توجه قرار گرفته است . ترکیه به تمامی کنوانسیونهای بینالمللی در مورد حمایت از زنان و کودکان پیوسته و بر طبق قانون اساسی این کشور اگر قوانین داخلی با مقررات بینالمللی در تعارض باشد، اجرای مقررات بینالمللی مقدم است. در این مطلب تدابیر قانونی پیشبینی شده برای پیشگیری از خشونت خانگی و حمایت از قربانی در ترکیه بررسی میشود.
قانون خشونت خانگی در ترکیه
اولین قانون ترکیه در مورد پیشگیری از خشونت خانگی، سال ۱۹۹۸ تصویب شد. این قانون، «قانون حفاظت از خانواده» نام داشت. به دلیل نواقص زیاد این قانون، سال ۲۰۱۲ قانون به نسبت جامع و کامل دیگری با عنوان «قانون حفاظت از خانواده و پیشگیری از خشونت علیه زنان» تصویب شد که هم اکنون در حال اجرا است. در این قانون که تنها در مورد پیشگیری از خشونت علیه زنان و حمایت از قربانیان است، تدابیر کارآمدی برای پیشگیری از خشونت خانگی پیشبینی شده که در زیر به برخی از آنها اشاره می شود.
بر طبق ماده ۲ این قانون، خشونت خانگی عبارت است از هر نوع خشونت فیزیکی، جنسی، روانی و اقتصادی که از طرف یک همخانه علیه همخانه دیگر و یا اعضای یک خانواده علیه همدیگر اتفاق بیافتد. خشونت نیز عبارت است از رفتاری که باعث ضرر و آسیب فیزیکی، جنسی، روانی و اقتصادی به شخص شده و یا این آسیبها در معرض وقوع باشد.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/G76UjA
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27382
#خشونت_خانگی #ترکیه #خشونت_علیه_زنان
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
پیشگیری از خشونت خانگی در ترکیه
موسی برزین، پژوهشگر حقوق کشور ترکیه با جمعیتی نزدیک به ۸۰ ملیون نفر، کشوری با اکثریت مسلمان و همسایه ایران است. این کشور پس از تاسیس جمهوریت در سال ۱۹۲۳، راه پر فراز و نشیبی در مبارزه با خشونت خانگی طی نموده است، طوری که امروز در بیشتر قوانین مهم کشور مساله…
خشونت خانگی می تواند برای همه در هر سنی اتفاق بیفتد
اگر از رفتار دوست پسر یا شریک زندگی خود نگرانید، درمورد علائم هشداردهنده خشونت خانگی بیشتر بدانید. آموختن و کسب اطلاعات بیشتر درباره خشونت می تواند موجبات امنیت شما یا نزدیکان شما را فراهم کند.
خشونت چیست؟
لوسی، که بین سنین ۱۵ تا ۱۷ سال خشونت خانگی را تجربه کرده است می گوید: “من از هیچ سازمانی طلب کمک نکردم متوجه نشدم که این یک نوع خشونت خانگی است چون حس می کردم برای تجربه چنین چیزی خیلی جوانم. “
خشونت در روابط نوجوانان همان خشونت در روابط افراد بزرگسالان است که مربوط به قدرت و کنترل میشود.
اگر شریک زندگیتان سعی دارد با ارعاب و خشونت شما را کنترل کند، شما در واقع در حال تجربه خشونت خانگی هستید.
اگر به این دلیل که از واکنش شریک زندگی خود واهمه دارید مجبور به تغییر رفتار به هر نحو هستید، در واقع در حال تجربه خشونت خانگی و آزار و اذیت هستید.
خشونت خانگی می تواند اشکال مختلفی داشته باشد. کشف خشونت جسمی و جنسی از همه آسانتر است چون ممکن است علائم و کبودی به جای گذارد. اما به یاد داشته باشید لازم نیست حتما کتک بخورید تا مورد خشونت قرار گرفته باشید.
کنترل های حسی، روانی و مالی هم از انواع بسیار جدی خشونت خانگی هستند.
خشونت خانگی اغلب در طی زمان تشدید میشود خشونت هایی که به شکل زبانی و حسی شروع میشوند میتوانند به خشونت جسمی منتهی شوند.
http://www.khanehamn.org/archives/18416
@KhanehAmnTelegram
اگر از رفتار دوست پسر یا شریک زندگی خود نگرانید، درمورد علائم هشداردهنده خشونت خانگی بیشتر بدانید. آموختن و کسب اطلاعات بیشتر درباره خشونت می تواند موجبات امنیت شما یا نزدیکان شما را فراهم کند.
خشونت چیست؟
لوسی، که بین سنین ۱۵ تا ۱۷ سال خشونت خانگی را تجربه کرده است می گوید: “من از هیچ سازمانی طلب کمک نکردم متوجه نشدم که این یک نوع خشونت خانگی است چون حس می کردم برای تجربه چنین چیزی خیلی جوانم. “
خشونت در روابط نوجوانان همان خشونت در روابط افراد بزرگسالان است که مربوط به قدرت و کنترل میشود.
اگر شریک زندگیتان سعی دارد با ارعاب و خشونت شما را کنترل کند، شما در واقع در حال تجربه خشونت خانگی هستید.
اگر به این دلیل که از واکنش شریک زندگی خود واهمه دارید مجبور به تغییر رفتار به هر نحو هستید، در واقع در حال تجربه خشونت خانگی و آزار و اذیت هستید.
خشونت خانگی می تواند اشکال مختلفی داشته باشد. کشف خشونت جسمی و جنسی از همه آسانتر است چون ممکن است علائم و کبودی به جای گذارد. اما به یاد داشته باشید لازم نیست حتما کتک بخورید تا مورد خشونت قرار گرفته باشید.
کنترل های حسی، روانی و مالی هم از انواع بسیار جدی خشونت خانگی هستند.
خشونت خانگی اغلب در طی زمان تشدید میشود خشونت هایی که به شکل زبانی و حسی شروع میشوند میتوانند به خشونت جسمی منتهی شوند.
http://www.khanehamn.org/archives/18416
@KhanehAmnTelegram
www.khanehamn.org
خشونت خانگی می تواند برای همه در هر سنی اتفاق بیفتد | خانه امن
Break the silence. We serve victims or witnesses of domestic violence. We support, and are a resource for people who want all homes to be safe homes.
ضرورت حضور قاضی مشاور زن در پروندههای خشونت خانگی
رایحه مظفریان
اغلب قضات زن در دادگاههای خانواده تحت عنوان قاضی مشاور و در دادسراها تحت عنوان دادیار فعالیت می کنند. در حقیقت در معنای واقعی کلمه، قاضی زن بدین معنا که خانمی رئیس دادگاه بوده و در منصب قضا قرار گیرد در ایران وجود ندارد. در ایران بالاترین حد قضاوت برای زنان را قاضی مشاور یا دادیار میشناسیم.
با تصویب قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳ و در زمان حاکمیت این قانون قاضی زن در دادگاه حضور داشت ولی این نقش مشورتی بوده و الزامی نبود.در تبصره ۵ ماده واحده اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب ۱۳۷۰، استفاده از مشاور زن در امر خانواده پیش بینی شده بود و پس از آن نیز در تبصره۳ قانون اختصاص تعدادی از دادگاههای موجود به اصل ۲۱ قانون اساسی (دادگاه خانواده) مصوب ۱۳۷۶ و سپس در بند ب ماده ۱۴ اصلاحی قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب ۱۳۸۱، به این موضوع اشاره شده بود؛ ولی حضور قاضی مشاور زن الزامی نبود. با تصویب ماده ۲ قانون حمایت خانواده جدید (مصوب اسفند ۱۳۹۱) دادگاه های خانواده با حضور قاضی مشاور زن رسمیت می یابد. در ماده صدرالذکر مقررگردیده: «دادگاه خانواده با حضور رئیس یا دادرس علی البدل و قاضی مشاور زن تشکیل می گردد. بنابراین قاضی مشاور زن که در همه جلسات دادگاه باید حضور داشته باشد، نظر مشورتی خود را به صورت کتبی باید ظرف سه روز از ختم دادرسی در پرونده درج نموده و رئیس دادگاه اگر با قاضی مشاور زن هم نظر بود طبق آن رای صادر مینماید و در غیر این صورت باید در رای صادره نظر مشورتی قاضی مشاور زن را به طور مستدل رد نماید». البته این ماده دارای تبصره نیز هست: «قوه قضاییه موظف است حداکثر ظرف پنج سال نسبت به تامین قاضی مشاور زن برای کلیه دادگاه های خانواده اقدام کند و در این مدت میتواند از قاضی مشاور مرد که واجد شرایط تصدی #دادگاه_خانواده باشد، استفاده کند».
ماهیت #دعاوی_خانوادگی و روند رسیدگی به پروندههایی که به علت بروز خشونت در فضای خانواده به دادگاه ارجاع داده میشوند، نسبت به سایر پروندههای کیفری متفاوت هستند. بنابراین پرونده های خشونت خانگی میبایست آیین دادرسی متفاوتی داشته باشند. کما این که در سال ۱۳۹۱، قانونگذار، قانون حمایت از خانواده را پیشبینی و تصویب کرد و اکنون هم اجرا میشود. آن چه در ادامه آمده است مصاحبهای است حول محور چرایی وجود قاضی مشاور زن در دعاوی مرتبط با #خشونت_خانگی با محمد جواد مطهریفر، دانشجوی دکتری حقوق بین الملل دانشگاه تهران.
بخوانید:
https://goo.gl/SyP9PX
در سایت خانه امن
http://www.khanehamn.org/archives/27401
@KhanehAmnTelegram
رایحه مظفریان
اغلب قضات زن در دادگاههای خانواده تحت عنوان قاضی مشاور و در دادسراها تحت عنوان دادیار فعالیت می کنند. در حقیقت در معنای واقعی کلمه، قاضی زن بدین معنا که خانمی رئیس دادگاه بوده و در منصب قضا قرار گیرد در ایران وجود ندارد. در ایران بالاترین حد قضاوت برای زنان را قاضی مشاور یا دادیار میشناسیم.
با تصویب قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳ و در زمان حاکمیت این قانون قاضی زن در دادگاه حضور داشت ولی این نقش مشورتی بوده و الزامی نبود.در تبصره ۵ ماده واحده اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب ۱۳۷۰، استفاده از مشاور زن در امر خانواده پیش بینی شده بود و پس از آن نیز در تبصره۳ قانون اختصاص تعدادی از دادگاههای موجود به اصل ۲۱ قانون اساسی (دادگاه خانواده) مصوب ۱۳۷۶ و سپس در بند ب ماده ۱۴ اصلاحی قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب ۱۳۸۱، به این موضوع اشاره شده بود؛ ولی حضور قاضی مشاور زن الزامی نبود. با تصویب ماده ۲ قانون حمایت خانواده جدید (مصوب اسفند ۱۳۹۱) دادگاه های خانواده با حضور قاضی مشاور زن رسمیت می یابد. در ماده صدرالذکر مقررگردیده: «دادگاه خانواده با حضور رئیس یا دادرس علی البدل و قاضی مشاور زن تشکیل می گردد. بنابراین قاضی مشاور زن که در همه جلسات دادگاه باید حضور داشته باشد، نظر مشورتی خود را به صورت کتبی باید ظرف سه روز از ختم دادرسی در پرونده درج نموده و رئیس دادگاه اگر با قاضی مشاور زن هم نظر بود طبق آن رای صادر مینماید و در غیر این صورت باید در رای صادره نظر مشورتی قاضی مشاور زن را به طور مستدل رد نماید». البته این ماده دارای تبصره نیز هست: «قوه قضاییه موظف است حداکثر ظرف پنج سال نسبت به تامین قاضی مشاور زن برای کلیه دادگاه های خانواده اقدام کند و در این مدت میتواند از قاضی مشاور مرد که واجد شرایط تصدی #دادگاه_خانواده باشد، استفاده کند».
ماهیت #دعاوی_خانوادگی و روند رسیدگی به پروندههایی که به علت بروز خشونت در فضای خانواده به دادگاه ارجاع داده میشوند، نسبت به سایر پروندههای کیفری متفاوت هستند. بنابراین پرونده های خشونت خانگی میبایست آیین دادرسی متفاوتی داشته باشند. کما این که در سال ۱۳۹۱، قانونگذار، قانون حمایت از خانواده را پیشبینی و تصویب کرد و اکنون هم اجرا میشود. آن چه در ادامه آمده است مصاحبهای است حول محور چرایی وجود قاضی مشاور زن در دعاوی مرتبط با #خشونت_خانگی با محمد جواد مطهریفر، دانشجوی دکتری حقوق بین الملل دانشگاه تهران.
بخوانید:
https://goo.gl/SyP9PX
در سایت خانه امن
http://www.khanehamn.org/archives/27401
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
ضرورت حضور قاضی مشاور زن در پرونده های خشونت خانگی/ رایحه مظفریان
رایحه مظفریان اغلب قضات زن در دادگاه های خانواده تحت عنوان قاضی مشاور و در دادسراها تحت عنوان دادیار فعالیت می کنند. در حقیقت در معنای واقعی کلمه، قاضی زن بدین معنا که خانمی رئیس دادگاه بوده و در منصب قضا قرار گیرد در ایران وجود ندارد. در ایران بالاترین…
خوشا در بر رخ شادیگشایان
فرناز سیفی
در سپتامبر سال ۱۹۴۲، مأموران نازی ویکتور فرانکل، روانکاو یهودی اهل اتریش را به همراه اعضای خانوادهاش بازداشت و به اردوگاه کار اجباری فرستادند. سه سال بعد، وقتی جنگ تمام شد و اردوگاه به دست نیروهای متفقین آزاد شد، فرانکل همه اعضای خانوادهاش از جمله همسر باردار خود را در اردوگاه از دست داده بود. فقط او بود که از اردوگاه زنده بیرون آمد. یک سال بعد فرانکل کتاب پرفروش خود را نوشت: در جستوجوی معنا. کتابی که خاطرات دهشتناک اردوگاه کار اجباری آلمان نازی بود با یک ادعای محوری. فرانکل معتقد بود که بسیاری از آنها که توانستند از اردوگاههای مرگ نجات پیدا کنند، یک تفاوتی با سایر زندانیان داشتند: معنا و هدفی در زندگی داشتند و دو دستی به آن معنا چنگ زده و رهایش نمیکردند.
وقتی فرانکل نوجوانی دبیرستانی بود، روزی یکی از معلمها در کلاس گفت که زندگی چیزی جز یک فرآیند کلیشهای نیست، فرآیندی که در نهایت هر روز تو را تقلیل میدهد تا در نهایت به پایان برسی. فرانکل مثل فنر از جا پرید و گفت: «آقا، آقا، اگر این حرف شما درست باشد، پس چی به سر معنا و مفهوم زندگی میآید؟» سؤالی که آنقدر برای او کلیدی بود که باعث شد در بزرگسالی در رشتهی روانکاوی تحصیل کند و دنبال جواب سؤالاش برود.
ویکتور فرانکل در کتاب پرفروش خود نوشت که در میان آن وحشت اردوگاه، شاخکهای روانکاوی او هنوز حساس بود و کنجکاو. آنجا هم میدید که آنهایی که در میانهی آن هراس مدام و جنایت و وحشت هم توانسته بودند معنا و مفهومی برای خود یافته و به آن چنگ بزنند، افراد سرسختتر و مقاومتری بودند. چرا که در نهایت «همه چیز را میتوان از آدمی گرفت جز یک چیز: آخرین آزادی انسان، انتخاب اینکه نگرش او به زندگی در هر شرایط سخت و خاص چطور باشد. انتخاب آن راه و رویهی شخصی.»
تا دههها بعد اما اکثر روانشناسان، متخصصان و آنها که با متر و معیار به دنبال اندازهگیری میزان خوشحالی و رضایت از زندگی افراد در جوامع مختلف بودند، ساز دیگری میزدند. آنها میگفتند چیزهایی مثل پول یا سلامت جسمی بیشتر از هرچیز در میزان رضایت و خوشی مهم است. کسی چندان برای «معنا و هدف» در زندگی، ترهای خرد نمیکرد و همزمان میگفتند که «شادی» است که مهمترین هدف زندگی است.
اما در سال ۲۰۱۳ نتیجهی یک تحقیق مهم علمی منتشر شد که تأییدی بود بر ادعای ویکتور فرانکل. نتیجهای که از این هم فراتر میرفت و یافتههای گروه محقق نشان داد که این پیشفرض که شادی، مهمترین هدف زندگی و ضرورت برای زندگی سالم است، لزوماً همیشه درست نیست. تحقیقی که برای اولینبار به بررسی تفاوت «زندگی شاد» و «زندگی هدفمند و معنادار» پرداخت.
در حالی که شادی «احساس خوشی و رضایت شخصی» است، معنا و مفهوم در زندگی در کمک کردن به دیگران، سودمند بودن برای اجتماع و در یک کلام در ارتباط معنادار با جمع است که شکل میگیرد و میبالد.
https://goo.gl/cYhP7u
خواندن ادامهی این مطلب را از دست ندهید:
http://www.khanehamn.org/archives/27392
#معنای_زندگی #شادی #رضایت
@KhanehAmnTelegram
فرناز سیفی
در سپتامبر سال ۱۹۴۲، مأموران نازی ویکتور فرانکل، روانکاو یهودی اهل اتریش را به همراه اعضای خانوادهاش بازداشت و به اردوگاه کار اجباری فرستادند. سه سال بعد، وقتی جنگ تمام شد و اردوگاه به دست نیروهای متفقین آزاد شد، فرانکل همه اعضای خانوادهاش از جمله همسر باردار خود را در اردوگاه از دست داده بود. فقط او بود که از اردوگاه زنده بیرون آمد. یک سال بعد فرانکل کتاب پرفروش خود را نوشت: در جستوجوی معنا. کتابی که خاطرات دهشتناک اردوگاه کار اجباری آلمان نازی بود با یک ادعای محوری. فرانکل معتقد بود که بسیاری از آنها که توانستند از اردوگاههای مرگ نجات پیدا کنند، یک تفاوتی با سایر زندانیان داشتند: معنا و هدفی در زندگی داشتند و دو دستی به آن معنا چنگ زده و رهایش نمیکردند.
وقتی فرانکل نوجوانی دبیرستانی بود، روزی یکی از معلمها در کلاس گفت که زندگی چیزی جز یک فرآیند کلیشهای نیست، فرآیندی که در نهایت هر روز تو را تقلیل میدهد تا در نهایت به پایان برسی. فرانکل مثل فنر از جا پرید و گفت: «آقا، آقا، اگر این حرف شما درست باشد، پس چی به سر معنا و مفهوم زندگی میآید؟» سؤالی که آنقدر برای او کلیدی بود که باعث شد در بزرگسالی در رشتهی روانکاوی تحصیل کند و دنبال جواب سؤالاش برود.
ویکتور فرانکل در کتاب پرفروش خود نوشت که در میان آن وحشت اردوگاه، شاخکهای روانکاوی او هنوز حساس بود و کنجکاو. آنجا هم میدید که آنهایی که در میانهی آن هراس مدام و جنایت و وحشت هم توانسته بودند معنا و مفهومی برای خود یافته و به آن چنگ بزنند، افراد سرسختتر و مقاومتری بودند. چرا که در نهایت «همه چیز را میتوان از آدمی گرفت جز یک چیز: آخرین آزادی انسان، انتخاب اینکه نگرش او به زندگی در هر شرایط سخت و خاص چطور باشد. انتخاب آن راه و رویهی شخصی.»
تا دههها بعد اما اکثر روانشناسان، متخصصان و آنها که با متر و معیار به دنبال اندازهگیری میزان خوشحالی و رضایت از زندگی افراد در جوامع مختلف بودند، ساز دیگری میزدند. آنها میگفتند چیزهایی مثل پول یا سلامت جسمی بیشتر از هرچیز در میزان رضایت و خوشی مهم است. کسی چندان برای «معنا و هدف» در زندگی، ترهای خرد نمیکرد و همزمان میگفتند که «شادی» است که مهمترین هدف زندگی است.
اما در سال ۲۰۱۳ نتیجهی یک تحقیق مهم علمی منتشر شد که تأییدی بود بر ادعای ویکتور فرانکل. نتیجهای که از این هم فراتر میرفت و یافتههای گروه محقق نشان داد که این پیشفرض که شادی، مهمترین هدف زندگی و ضرورت برای زندگی سالم است، لزوماً همیشه درست نیست. تحقیقی که برای اولینبار به بررسی تفاوت «زندگی شاد» و «زندگی هدفمند و معنادار» پرداخت.
در حالی که شادی «احساس خوشی و رضایت شخصی» است، معنا و مفهوم در زندگی در کمک کردن به دیگران، سودمند بودن برای اجتماع و در یک کلام در ارتباط معنادار با جمع است که شکل میگیرد و میبالد.
https://goo.gl/cYhP7u
خواندن ادامهی این مطلب را از دست ندهید:
http://www.khanehamn.org/archives/27392
#معنای_زندگی #شادی #رضایت
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
خوشا در بر رخ شادیگشایان
فرناز سیفی در سپتامبر سال ۱۹۴۲، مأموران نازی ویکتور فرانکل، روانکاو یهودی اهل اتریش را به همراه اعضای خانوادهاش بازداشت و به اردوگاه کار اجباری فرستادند. سه سال بعد، وقتی جنگ تمام شد و اردوگاه به دست نیروهای متفقین آزاد شد، فرانکل همه اعضای خانوادهاش…
ازدواج موقت مرد با وجود همسر دائمی
موسی برزین خلیفهلو، وکیل خانه امن
پرسشگر: سه سال پیش با مردی که همسایهمان بود ازدواج کردم. خودم چندان راضی به ازدواج با این مرد نبودم اما به دلایلی پذیرفتم. شوهرم فرد مذهبی است. گذشته از اینکه در این سه سال ارتباط مرا با بسیاری از اقوام و دوستان و همسایگان قطع کرده است، چند ماه پیش متوجه شدم که ایشان مرتبا با یک خانم صحبت میکنند. چندین بار مکالمه شوهرم را شنیدم. از آنجا که این مکالمهها بسیار صمیمانه بود به نظرم رسید که احتمال دارد ایشان با آن خانم روابطی داشته باشند. به هر حال پس از مدتی مساله را به خودش گفتم. اول انکار کرد و گفت که این خانم از همکاران او است. به هر حال یک روز تلفن شوهرم را نگاه کردم و پیامهایی را که فرستاده بود خواندم. کاملا مطمئن شدم که رابطهای بین شوهرم و این خانم وجود دارد. موضوع را دوباره گفتم. این بار شوهرم انکار نکرد. گفت که زن مطلقهای را صیغه کرده است و یک ماه بعد مدت صیغه به پایان میرسد. کارمان به دعوا کشید به طوری که همسایهها نیز متوجه شدند. در حین مشاجره با عصبانیت گفت که صیغه حق شرعی و قانونی مرد است و مرد میتواند صیغه کند و زن نمیتواند مخالفت کند. به هر حال من خیلی از این موضوع ناراحت شدم و به خانه پدرم رفتم. پس از یک ماه و نیم با وساطت ریشسفیدان و اصرار خانوادهام به خانه برگشتم. شوهرم گفت که مدت صیغه تمام شده است و دیگر رابطهای با آن خانم ندارد. اما احتمال میدهم دوباره چنین کاری را بکند. از طرف دیگر رفتارهای وی در خانه نیز مرا اذیت میکند. میخواستم در این مورد از شما راهنمایی بخواهم. مگر این طور نیست که مرد برای ازدواج دوم باید از زن اجازه بگیرد؟ آیا از لحاظ قانونی کار همسرم درست بوده است؟ اگر تکرار شد چه کار میتوانم بکنم؟
پاسخهای وکیل خانه امن را در لینک زیر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/20389
@KhanehAmnTelegram
موسی برزین خلیفهلو، وکیل خانه امن
پرسشگر: سه سال پیش با مردی که همسایهمان بود ازدواج کردم. خودم چندان راضی به ازدواج با این مرد نبودم اما به دلایلی پذیرفتم. شوهرم فرد مذهبی است. گذشته از اینکه در این سه سال ارتباط مرا با بسیاری از اقوام و دوستان و همسایگان قطع کرده است، چند ماه پیش متوجه شدم که ایشان مرتبا با یک خانم صحبت میکنند. چندین بار مکالمه شوهرم را شنیدم. از آنجا که این مکالمهها بسیار صمیمانه بود به نظرم رسید که احتمال دارد ایشان با آن خانم روابطی داشته باشند. به هر حال پس از مدتی مساله را به خودش گفتم. اول انکار کرد و گفت که این خانم از همکاران او است. به هر حال یک روز تلفن شوهرم را نگاه کردم و پیامهایی را که فرستاده بود خواندم. کاملا مطمئن شدم که رابطهای بین شوهرم و این خانم وجود دارد. موضوع را دوباره گفتم. این بار شوهرم انکار نکرد. گفت که زن مطلقهای را صیغه کرده است و یک ماه بعد مدت صیغه به پایان میرسد. کارمان به دعوا کشید به طوری که همسایهها نیز متوجه شدند. در حین مشاجره با عصبانیت گفت که صیغه حق شرعی و قانونی مرد است و مرد میتواند صیغه کند و زن نمیتواند مخالفت کند. به هر حال من خیلی از این موضوع ناراحت شدم و به خانه پدرم رفتم. پس از یک ماه و نیم با وساطت ریشسفیدان و اصرار خانوادهام به خانه برگشتم. شوهرم گفت که مدت صیغه تمام شده است و دیگر رابطهای با آن خانم ندارد. اما احتمال میدهم دوباره چنین کاری را بکند. از طرف دیگر رفتارهای وی در خانه نیز مرا اذیت میکند. میخواستم در این مورد از شما راهنمایی بخواهم. مگر این طور نیست که مرد برای ازدواج دوم باید از زن اجازه بگیرد؟ آیا از لحاظ قانونی کار همسرم درست بوده است؟ اگر تکرار شد چه کار میتوانم بکنم؟
پاسخهای وکیل خانه امن را در لینک زیر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/20389
@KhanehAmnTelegram
www.khanehamn.org
ازدواج موقت مرد با وجود همسر دائمی | خانه امن
Break the silence. We serve victims or witnesses of domestic violence. We support, and are a resource for people who want all homes to be safe homes.
دگرباشی جنسی، از جرمانگاری تا جرمزدایی
معین خزائلی
توهین، تحقیر و محرومیت از حقوق فردی و اجتماعی و نیز رویارویی با تبعیضهای پنهان شغلی یا تحصیلی از جمله مسائلی است که دگرباشان جنسی هر روزه و حتی در برخی کشورها که دگرباشی جنسی در آنها قانونی است از جمله روسیه، چین یا برخی کشورهای اروپای شرقی، با آن روبهرو بوده و بر این اساس به طور مداوم در معرض نقض حقوق انسانی خود قرار دارند.
در این میان اما اِعمال ضمانتهای قضایی همچنان یکی از سیستماتیکترین و غیرعادلانهترین تبعیضها و خشونتهایی است که دگرباشان جنسی در تعدادی از کشورها با آن روبهرو بوده و صرفا به دلیل گرایش جنسی متفاوت خود که از نظر و دیدگاه نظام حقوقی و سیاسی آن کشورها غیرمعمول است، با مجازاتهای کیفری روبهرو میشوند: مجازاتهایی که با توجه به اصول اولیه و مسلم حقوقی، بناست هدفشان برقراری امنیت اجتماعی و تثبیت اصل احترام به حقوق یکایک افراد جامعه باشد.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/ZN5R6T
لینک مطلب در سایت:
http://www.khanehamn.org/archives/27395
#دگرباشان #حقوق_دگرباشان
@KhanehAmnTelegram
معین خزائلی
توهین، تحقیر و محرومیت از حقوق فردی و اجتماعی و نیز رویارویی با تبعیضهای پنهان شغلی یا تحصیلی از جمله مسائلی است که دگرباشان جنسی هر روزه و حتی در برخی کشورها که دگرباشی جنسی در آنها قانونی است از جمله روسیه، چین یا برخی کشورهای اروپای شرقی، با آن روبهرو بوده و بر این اساس به طور مداوم در معرض نقض حقوق انسانی خود قرار دارند.
در این میان اما اِعمال ضمانتهای قضایی همچنان یکی از سیستماتیکترین و غیرعادلانهترین تبعیضها و خشونتهایی است که دگرباشان جنسی در تعدادی از کشورها با آن روبهرو بوده و صرفا به دلیل گرایش جنسی متفاوت خود که از نظر و دیدگاه نظام حقوقی و سیاسی آن کشورها غیرمعمول است، با مجازاتهای کیفری روبهرو میشوند: مجازاتهایی که با توجه به اصول اولیه و مسلم حقوقی، بناست هدفشان برقراری امنیت اجتماعی و تثبیت اصل احترام به حقوق یکایک افراد جامعه باشد.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/ZN5R6T
لینک مطلب در سایت:
http://www.khanehamn.org/archives/27395
#دگرباشان #حقوق_دگرباشان
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
دگرباشی جنسی، از جرمانگاری تا جرمزدایی
معین خزائلی توهین، تحقیر و محرومیت از حقوق فردی و اجتماعی و نیز رویارویی با تبعیضهای پنهان شغلی یا تحصیلی از جمله مسائلی است که دگرباشان جنسی هر روزه و حتی در برخی کشورها که دگرباشی جنسی در آنها قانونی است از جمله روسیه، چین یا برخی کشورهای اروپای شرقی،…
خشونت در همسایگی ما
محسن فرشیدی
اکرم ۱۹ سال دارد و دانشجو است. در آپارتمانی شش طبقه در منطقه پنج تهران با پدر و مادر و برادر کوچکتر خود زندگی میکند. او میگوید چند شب در هفته از خانه همسایه صداهای بگو و مگو و جیغ فرزندان را میشنود و این موضوع چندین ماه و از زمانی که ما ساکن این آپارتمان شدهایم همواره وجود داشته است. برخی هفتهها بیشتر، برخی کمتر. مادرم با زن همسایه رفت و آمد دارد. روزها به خانه همدیگر میروند و زن همسایه در این مورد صحبتی نمیکند، اما شب ها با آمدن همسر به خانه سر و صداها شروع میشود. چندین بار از مادرم پرسیدهام و هر بار با این پاسخ مواجه شدم که این یک موضوع خانوادگی و خصوصی است، همان پاسخی که شبها وقتی صدای فریاد از خانهشان میآید پدرم میگوید:”نباید در زندگی مردم دخالتی کنیم”. پنجرهها بسته میشود و ما سعی میکنیم به خواب برویم، اما از خانه همسایه تا پاسی از شب صدای خشونت میآید.
خشونت خانگی به شکلهای مختلف در بسیاری از خانهها وجود دارد. وقتی خشونت به شکل فیزیکی و یا کلامی آن منجر میشود، فرد آزارگر دیگر نمیتواند آن را در پستوی خانه نهان کند. با وجود توسعه شهری و گسترش آپارتمان نشینی، اما فرهنگ اطلاع از احوال همسایگان همچنان در میان بسیاری از ایرانیها وجود دارد. در برخی مواقع این موضوع از این هم فراتر میرود و به دخالت در زندگی یکدیگر منجر میشود. مواردی از جمله ازدواج، روابط فرزندان، خریدهای خانگی و یا رفت و آمدها در میان بسیاری از ساکنان آپارتمان یک موضوع خصوصی باقی نمیماند. اما با این وجود، خشونت خانگی در بیشتر مواقع به عنوان یک موضوع خصوصی که نباید در آن دخالتی کرد مطرح میشود.
خشونت امری خصوصی و شخصی نیست
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/Rzq2vv
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/19562
@KhanehAmnTelegram
محسن فرشیدی
اکرم ۱۹ سال دارد و دانشجو است. در آپارتمانی شش طبقه در منطقه پنج تهران با پدر و مادر و برادر کوچکتر خود زندگی میکند. او میگوید چند شب در هفته از خانه همسایه صداهای بگو و مگو و جیغ فرزندان را میشنود و این موضوع چندین ماه و از زمانی که ما ساکن این آپارتمان شدهایم همواره وجود داشته است. برخی هفتهها بیشتر، برخی کمتر. مادرم با زن همسایه رفت و آمد دارد. روزها به خانه همدیگر میروند و زن همسایه در این مورد صحبتی نمیکند، اما شب ها با آمدن همسر به خانه سر و صداها شروع میشود. چندین بار از مادرم پرسیدهام و هر بار با این پاسخ مواجه شدم که این یک موضوع خانوادگی و خصوصی است، همان پاسخی که شبها وقتی صدای فریاد از خانهشان میآید پدرم میگوید:”نباید در زندگی مردم دخالتی کنیم”. پنجرهها بسته میشود و ما سعی میکنیم به خواب برویم، اما از خانه همسایه تا پاسی از شب صدای خشونت میآید.
خشونت خانگی به شکلهای مختلف در بسیاری از خانهها وجود دارد. وقتی خشونت به شکل فیزیکی و یا کلامی آن منجر میشود، فرد آزارگر دیگر نمیتواند آن را در پستوی خانه نهان کند. با وجود توسعه شهری و گسترش آپارتمان نشینی، اما فرهنگ اطلاع از احوال همسایگان همچنان در میان بسیاری از ایرانیها وجود دارد. در برخی مواقع این موضوع از این هم فراتر میرود و به دخالت در زندگی یکدیگر منجر میشود. مواردی از جمله ازدواج، روابط فرزندان، خریدهای خانگی و یا رفت و آمدها در میان بسیاری از ساکنان آپارتمان یک موضوع خصوصی باقی نمیماند. اما با این وجود، خشونت خانگی در بیشتر مواقع به عنوان یک موضوع خصوصی که نباید در آن دخالتی کرد مطرح میشود.
خشونت امری خصوصی و شخصی نیست
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/Rzq2vv
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/19562
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
خشونت در همسایگی ما
محسن فرشیدی اکرم ۱۹ سال دارد و دانشجو است. در آپارتمانی شش طبقه در منطقه پنج تهران با پدر و مادر و برادر کوچکتر خود زندگی میکند. او میگوید چند شب در هفته از خانه همسایه صداهای بگو و مگو و جیغ فرزندان را میشنود و این موضوع چندین ماه و از زمانی که ما ساکن…
اثبات خشونت خانگی، دشوارترین چالش در دادگاههای خانواده
ماهرخ غلامحسینپور
خشونت خانگی به همان اندازه که عمومی است و طیف وسیعی از جامعه را در برمی گیرد، اما بسیار مخفی است و اثباتش به دشواری ممکن است.
زنی که به سختی خودش را قانع کرده که علیرغم همه دانستههایش از عرف و سنت، در مقابل جریان عادی جامعه و زندگی روزمره بایستد و نسبت به آنچه «خشونت خانگی» نامیده می شود، قدعلم کند و به مراجع قضایی و قوانین نیم بند موجود متوسل شود، درنخستین گام، با مانع بزرگی به نام «اثبات و ادله» مواجه میشود.
خشونت خانگی معمولا در خفا و پستو و پشت درهای بسته اتفاق میافتد، راه اثباتش اقرار متهم، تن و بدن کبود شده با گواهی پزشکی قانونی یا شهادت مستقیم شهود است، اما کدام مردی است که در مقابل چشمان یک گواه زنده، همسرش را به باد کتک بگیرد؟ یا کدام خشونتگر قهار است که مراقب نباشد از خودش اثر قابل توجهی به جای نگذارد تا ناچار به پاسخگویی به قانون باشد؟
در خصوص «ادله اثبات و نحوه جمعآوری آن دلایل در پروندههای خشونت خانگی» و تجربه هایش از محمد مصطفایی وکیل پایه یک دادگستری و فعال حقوق بشر ساکن نروژ که پیش از این وکالت پروندههای بسیاری از زنان خشونت دیده را بر عهده داشته، سوال میکنم.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/TJN2a4
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/24445
@KhanehAmnTelegram
ماهرخ غلامحسینپور
خشونت خانگی به همان اندازه که عمومی است و طیف وسیعی از جامعه را در برمی گیرد، اما بسیار مخفی است و اثباتش به دشواری ممکن است.
زنی که به سختی خودش را قانع کرده که علیرغم همه دانستههایش از عرف و سنت، در مقابل جریان عادی جامعه و زندگی روزمره بایستد و نسبت به آنچه «خشونت خانگی» نامیده می شود، قدعلم کند و به مراجع قضایی و قوانین نیم بند موجود متوسل شود، درنخستین گام، با مانع بزرگی به نام «اثبات و ادله» مواجه میشود.
خشونت خانگی معمولا در خفا و پستو و پشت درهای بسته اتفاق میافتد، راه اثباتش اقرار متهم، تن و بدن کبود شده با گواهی پزشکی قانونی یا شهادت مستقیم شهود است، اما کدام مردی است که در مقابل چشمان یک گواه زنده، همسرش را به باد کتک بگیرد؟ یا کدام خشونتگر قهار است که مراقب نباشد از خودش اثر قابل توجهی به جای نگذارد تا ناچار به پاسخگویی به قانون باشد؟
در خصوص «ادله اثبات و نحوه جمعآوری آن دلایل در پروندههای خشونت خانگی» و تجربه هایش از محمد مصطفایی وکیل پایه یک دادگستری و فعال حقوق بشر ساکن نروژ که پیش از این وکالت پروندههای بسیاری از زنان خشونت دیده را بر عهده داشته، سوال میکنم.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/TJN2a4
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/24445
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
اثبات خشونت خانگی، دشوارترین چالش در دادگاههای خانواده
ماهرخ غلامحسینپور خشونت خانگی به همان اندازه که عمومی است و طیف وسیعی از جامعه را در برمی گیرد، اما بسیار مخفی است و اثباتش به دشواری ممکن است. زنی که به سختی خودش را قانع کرده که علیرغم همه دانستههایش از عرف و سنت، در مقابل جریان عادی جامعه و زندگی روزمره…
آقای «مهرداد عمادی»، کارشناس و مشاور نهادهای بینالمللی در این گفت و گو به خانه امن میگوید باید دقت کنیم که تامین منابع با موضوع دسترسی عادلانه به منابع و فرصتها متفاوت است. در واقع سازمانهای بینالمللی تلاش میکنند برای آموزش زنان و مردان جهان برای رفع خشونت، خصوصا خشونتهای خانگی علیه زنان، منابع مالی مورد نیاز را تامین کنند.
آقای عمادی آیا اساسا موضوع تامین منابع برای رفع خشونت آنقدر اهمیت دارد که به عنوان شعار اصلی این کارزار یا کمپین در طول دو هفته نارنجی انتخاب شود؟
به نظرم اتفاق بسیار مهمی است و میتواند در کنترل خشونت خانگی علیه زنان، مهم و اثرگذار باشد. از آنجایی که ما تا به حال با چنین مسئلهای به طور واضح و شفاف و عملی مواجه نبودهایم، باید به تامین منابع برای موارد هم عرض و مشابه نگاهی بیندازیم.
به عنوان مثال به مشکلی به نام مصرف دخانیات یا قاچاق زنان و کودکان زیر ۱۸ برای تجارت جنسی سال دقت کنید. این دو مسئله مدتهای مدیدی دنیا را در محاق فرو برده بود. دولتها واقعا سردرگم بودند که چطور آنها را کنترل کنند. تا زمانی که توجه ویژه برای اختصاص منابع مالی به این پروژهها مورد عنایت سازمان های بین المللی قرار نگرفت این دو مشکل روز به روز جدیتر میشد.
آیا تامین منابع به تنهایی میتواند دنیا را از شر خشونت خانگی برهاند؟
باید بگوید تامین منبع به تنهایی مهم نیست. این بخش از اهمیت بیشتری برخوردار است که بودجه تامین شده کجا و چطور هزینه خواهد شد؟ مهم است که در جای مناسب هزینه شود. دقت کنید که خشونت خانگی در خانهها اتفاق می افتد و کمتر، با روش های نظارتی قابل کنترل است، بلکه با آموزش خانواده و جامعه محقق میشود.
مثلا در اروپای شرقی که منبع اصلی تامین کارگران جنسی برای بهره برداری جنسی بود، تلاش دولت تا زمانی که بودجه مناسب در این زمینه اختصاص داده نشد، به نتیجه منطقی نرسید.
به باور شما به عنوان یک کارشناس مالی، منابع اختصاصی برای مدیریت و کاهش خشونت خانگی علیه زنان، در چه حوزههایی باید هزینه شود؟
همان طور که گفتم در وهله نخست در بخش آموزش خانواده و آموزش دانش آموزان در سیستم آموزشی از ابتدایی ترین پایهها، پس از آن آموزش قضات و سیستم دادگستری، آموزش پلیس برای اتخاذ شیوه برخورد مناسب با فرد آسیب دیده و همچنین تهیه فیلم و خوراک فرهنگی برای قانع کردن و آموزش افکار عمومی. یک کودک از همان بدو ورود به جامعه باید متوجه زشتی اقدام خشونت آمیز باشد، جامعه هم بیاموزد که همگام و همسو با فرد آزاردیده از او حمایت کند.
بیشتر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/24085
@KhanehAmnTelegram
آقای عمادی آیا اساسا موضوع تامین منابع برای رفع خشونت آنقدر اهمیت دارد که به عنوان شعار اصلی این کارزار یا کمپین در طول دو هفته نارنجی انتخاب شود؟
به نظرم اتفاق بسیار مهمی است و میتواند در کنترل خشونت خانگی علیه زنان، مهم و اثرگذار باشد. از آنجایی که ما تا به حال با چنین مسئلهای به طور واضح و شفاف و عملی مواجه نبودهایم، باید به تامین منابع برای موارد هم عرض و مشابه نگاهی بیندازیم.
به عنوان مثال به مشکلی به نام مصرف دخانیات یا قاچاق زنان و کودکان زیر ۱۸ برای تجارت جنسی سال دقت کنید. این دو مسئله مدتهای مدیدی دنیا را در محاق فرو برده بود. دولتها واقعا سردرگم بودند که چطور آنها را کنترل کنند. تا زمانی که توجه ویژه برای اختصاص منابع مالی به این پروژهها مورد عنایت سازمان های بین المللی قرار نگرفت این دو مشکل روز به روز جدیتر میشد.
آیا تامین منابع به تنهایی میتواند دنیا را از شر خشونت خانگی برهاند؟
باید بگوید تامین منبع به تنهایی مهم نیست. این بخش از اهمیت بیشتری برخوردار است که بودجه تامین شده کجا و چطور هزینه خواهد شد؟ مهم است که در جای مناسب هزینه شود. دقت کنید که خشونت خانگی در خانهها اتفاق می افتد و کمتر، با روش های نظارتی قابل کنترل است، بلکه با آموزش خانواده و جامعه محقق میشود.
مثلا در اروپای شرقی که منبع اصلی تامین کارگران جنسی برای بهره برداری جنسی بود، تلاش دولت تا زمانی که بودجه مناسب در این زمینه اختصاص داده نشد، به نتیجه منطقی نرسید.
به باور شما به عنوان یک کارشناس مالی، منابع اختصاصی برای مدیریت و کاهش خشونت خانگی علیه زنان، در چه حوزههایی باید هزینه شود؟
همان طور که گفتم در وهله نخست در بخش آموزش خانواده و آموزش دانش آموزان در سیستم آموزشی از ابتدایی ترین پایهها، پس از آن آموزش قضات و سیستم دادگستری، آموزش پلیس برای اتخاذ شیوه برخورد مناسب با فرد آسیب دیده و همچنین تهیه فیلم و خوراک فرهنگی برای قانع کردن و آموزش افکار عمومی. یک کودک از همان بدو ورود به جامعه باید متوجه زشتی اقدام خشونت آمیز باشد، جامعه هم بیاموزد که همگام و همسو با فرد آزاردیده از او حمایت کند.
بیشتر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/24085
@KhanehAmnTelegram
www.khanehamn.org
روزهای سیاهتان را نارنجی کنید | خانه امن
Break the silence. We serve victims or witnesses of domestic violence. We support, and are a resource for people who want all homes to be safe homes.
Forwarded from خانه امن
بلایای طبیعی ، بلای جان زنان و کودکان
سیل که آمد همه چیز را با خود برد با اینکه باد و طوفان و رعد و برق شدید بود اول فکر کردم زلزله است . زمین می لرزید . دست بچه ها را گرفتم که به طرف کوچه فرار کنم ولی وقتی ازپنجره اتاق رو به حیاط بیرون را نگاه کردم همه به سمت راه پله پشت بام دویدیم . اصلا نمی دانستم چکار کنم . بچه ها جیغ می زدند و من به چشم خودم دیدم سیل همه ساختمان های پایین دست خیابان و هر چه سر راهش بود را با خود برد .
از در شمالی خانه به سمت دامنه کوه فرار کردیم در حالیکه من تا ۳۰ متر جلوتر از خودم را نمی دیدم . تمام شب را همان جا بدون هیچ امکاناتی ماندیم .همسرم ماموریت بود و من احساس درماندگی می کردم . دچار شوک و اضطراب شده بودم . نه امداد گری بود و نه کمکی. سنگ هایی به بزرگی یک ساختمان وسط جاده افتاده بودند . بعضی ماشین ها در میان گل و لای له شده بودند.وقتی که به خانه برگشتیم آب و برق نداشتیم .تمام حیاط و اتاق های رو به حیاط پر از گل شده بود . احساس ناامنی می کردم که مبادا دوباره تکرار شود و کسی به داد ما نرسد.
ادامه را بخوانید:
http://telegra.ph/Bala-11-09
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/19115
@KhanehAmnTelegram
سیل که آمد همه چیز را با خود برد با اینکه باد و طوفان و رعد و برق شدید بود اول فکر کردم زلزله است . زمین می لرزید . دست بچه ها را گرفتم که به طرف کوچه فرار کنم ولی وقتی ازپنجره اتاق رو به حیاط بیرون را نگاه کردم همه به سمت راه پله پشت بام دویدیم . اصلا نمی دانستم چکار کنم . بچه ها جیغ می زدند و من به چشم خودم دیدم سیل همه ساختمان های پایین دست خیابان و هر چه سر راهش بود را با خود برد .
از در شمالی خانه به سمت دامنه کوه فرار کردیم در حالیکه من تا ۳۰ متر جلوتر از خودم را نمی دیدم . تمام شب را همان جا بدون هیچ امکاناتی ماندیم .همسرم ماموریت بود و من احساس درماندگی می کردم . دچار شوک و اضطراب شده بودم . نه امداد گری بود و نه کمکی. سنگ هایی به بزرگی یک ساختمان وسط جاده افتاده بودند . بعضی ماشین ها در میان گل و لای له شده بودند.وقتی که به خانه برگشتیم آب و برق نداشتیم .تمام حیاط و اتاق های رو به حیاط پر از گل شده بود . احساس ناامنی می کردم که مبادا دوباره تکرار شود و کسی به داد ما نرسد.
ادامه را بخوانید:
http://telegra.ph/Bala-11-09
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/19115
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
Bala
بلایای طبیعی ، بلای جان زنان و کودکان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حقوق زن و شوهری
آیا شوهر میتونه مانع از کار کردن همسرش بشه؟ آیا شوهر اجازه داره هر موقع که دلش خواست با همسرش رابطه جنسی برقرار کنه؟
#قانون_به_زبان_ساده
ویدئو از یوتیوب آموزشکده توانا
#تمکین #نفقه #حقوق_زن #تجاوز_زناشویی #شروط_ضمن_عقد
@KhanehAmnTelegram
آیا شوهر میتونه مانع از کار کردن همسرش بشه؟ آیا شوهر اجازه داره هر موقع که دلش خواست با همسرش رابطه جنسی برقرار کنه؟
#قانون_به_زبان_ساده
ویدئو از یوتیوب آموزشکده توانا
#تمکین #نفقه #حقوق_زن #تجاوز_زناشویی #شروط_ضمن_عقد
@KhanehAmnTelegram
تلفنم پشت سرهم زنگ می خورد. یکی در میان می رسم جواب بدم. اول او زنگ می زند. گریه می کند و وقتی هم گریه نمی کند با بغض صدایش درمیاید. گریه اش از سر ناچاری ست. از اینکه دستانش خالیست. نه می تواند #روابط_نامشروع را اثبات کند چون مدارکش از بین رفته نه می تواند خانه را بگذارد و برود زیرا جایی جز خانه پدر ندارد نه می تواند از #دادگاه_عدل و عدالت دادخواهی کند زیرا بخاطر سیاست های تازه ی در پیش گرفته #صیانت_از_کیان_خانواده بر روح و روان و شان آدها ارجحیت دارد
.
جمله اش مستاصلش هنوز در گوشم است: "دستام خالیه و این دردناکه"
،بجز #مهریه ای که حالا دیگر شده مهریه هیچ چیزی نداشت ،هرچیزی ناچیزی که می توانست او را به طلاق نزدیک کند چنگ انداخت. از توقیف رهن خانه مشترک تا خط تلفن که چند میلیونی می ارزید. همه چیز مرد را توقیف کرده بخاطر اینکه تا صدور رای دادگاه مرد, اموال را منتقل نکند
.
.
تلفنم دوباره زنگ می خورد. مرد این زن است. هوار می کشد و تهدید می کند. به ممنوع الخروج کردن زن. به گرفتن حکم نشوز. به ندادن نفقه و پیچاندن مهریه و در نهایت طلاق ندادن برای زجر دادن زن
.
.
اینجا بود که ایمان آوردم به امضای شروطی که ضمن عقد ازدواج تعیین کردیم. ازدواج در قوانین ما یک گروگان گیری به تمام معناست. مرد با حقوقی که در اکثر موارد لیاقتش را ندارد ، زن را اسیر خود می کند و تنها حربه باقی مانده زن, می شود مهریه; که با این اوضاع که من می بینم دریافت آن هفتاد خوان لازم دارد
.
.
تلفن را خاموش می کنم... قهوه ام را نیمه تمام می گذارم و به چاره ای برای زنان سرزمینم می اندیشم... کاش آنها هم،قبل از امضای این اسارت نامه کمی بیاندیشند
.
✍️ از اینستاگرام شرمين سلطانيان /كارشناس رسمى دادگسترى
.
.@soltaniansharmin
.
.
#شروط_ضمن_عقد
#حقوق_زنان
#حقوق_بشر
#حقوق_شهروندی
#وکالت_در_طلاق
#شرمین_سلطانیان
#وکیل_خود_باشیم
@KhanehAmnTelegram
.
جمله اش مستاصلش هنوز در گوشم است: "دستام خالیه و این دردناکه"
،بجز #مهریه ای که حالا دیگر شده مهریه هیچ چیزی نداشت ،هرچیزی ناچیزی که می توانست او را به طلاق نزدیک کند چنگ انداخت. از توقیف رهن خانه مشترک تا خط تلفن که چند میلیونی می ارزید. همه چیز مرد را توقیف کرده بخاطر اینکه تا صدور رای دادگاه مرد, اموال را منتقل نکند
.
.
تلفنم دوباره زنگ می خورد. مرد این زن است. هوار می کشد و تهدید می کند. به ممنوع الخروج کردن زن. به گرفتن حکم نشوز. به ندادن نفقه و پیچاندن مهریه و در نهایت طلاق ندادن برای زجر دادن زن
.
.
اینجا بود که ایمان آوردم به امضای شروطی که ضمن عقد ازدواج تعیین کردیم. ازدواج در قوانین ما یک گروگان گیری به تمام معناست. مرد با حقوقی که در اکثر موارد لیاقتش را ندارد ، زن را اسیر خود می کند و تنها حربه باقی مانده زن, می شود مهریه; که با این اوضاع که من می بینم دریافت آن هفتاد خوان لازم دارد
.
.
تلفن را خاموش می کنم... قهوه ام را نیمه تمام می گذارم و به چاره ای برای زنان سرزمینم می اندیشم... کاش آنها هم،قبل از امضای این اسارت نامه کمی بیاندیشند
.
✍️ از اینستاگرام شرمين سلطانيان /كارشناس رسمى دادگسترى
.
.@soltaniansharmin
.
.
#شروط_ضمن_عقد
#حقوق_زنان
#حقوق_بشر
#حقوق_شهروندی
#وکالت_در_طلاق
#شرمین_سلطانیان
#وکیل_خود_باشیم
@KhanehAmnTelegram
Instagram
Khanehamn
. . تلفنم پشت سرهم زنگ می خورد. یکی در میان می رسم جواب بدم. اول او زنگ می زند. گریه می کند و وقتی هم گریه نمی کند با بغض صدایش درمیاید. گریه اش از سر ناچاری ست. از اینکه دستانش خالیست. نه می تواند #روابط_نامشروع را اثبات کند چون مدارکش از بین رفته نه می…
Forwarded from خانه امن
سکوت را بشکنید!
مشاوره رایگان
چنانچه تحت خشونت خانگی هستید. چنانچه برای رفع خشونت خانگی نیاز به مشاوره حقوقی دارید، یا با شماره خانهی امن تماس بگیرید و یا «فرم مشاوره آنلاین»را پر و برای ما ارسال کنید. در اولین فرصت مشاوران پاسخگوی شما خواهند بود.
اینجا کلیک کنید:
https://goo.gl/JQHmFj
@KhanehAmnTelegram
مشاوره رایگان
چنانچه تحت خشونت خانگی هستید. چنانچه برای رفع خشونت خانگی نیاز به مشاوره حقوقی دارید، یا با شماره خانهی امن تماس بگیرید و یا «فرم مشاوره آنلاین»را پر و برای ما ارسال کنید. در اولین فرصت مشاوران پاسخگوی شما خواهند بود.
اینجا کلیک کنید:
https://goo.gl/JQHmFj
@KhanehAmnTelegram
حق باروری و آزادی در فرزندآوری
معین خزائلی
حق باروری، تولید مثل و مدیریت آن از نیازهای اصلی زنان و مردان بوده که به طور ویژه با سلامت جسمی و روحی آنان پیوند خورده است.
بر اساس گزارشهای سازمان بهداشت جهانی، عدم بهرهمندی از حقوق باروری به معنی سوء مدیریت در امور مربوط به باروری زنان از جمله فرزندآوری و امور جنسی، به علاوه عدم دسترسی به بهداشت باروری و اطلاعات مورد نیاز در مورد آن و همچنین محدودیتهای موجود در این زمینه علیه زنان در تعداد قابل توجهی از جوامع، در مجموع ۲۲ درصد از سالهای عمر زنان را درگیر مشکلاتی از قبیل بارداری برنامهریزی نشده و اجباری، مرگ و میر ناشی از بارداری زودهنگام یا عدم دسترسی به بهداشت باروری و همچنین ابتلا به بیماریهای مقاربتی میکند.
از این رو امروزه بهرهمندی از حق باروری و رابطه جنسی به عنوان یکی از حقوق اصلی و ذاتی انسانها و از حقوق مسلم بشری تلقی میشود.
بر این اساس، حق تمامی انسانها و به ویژه زنان در زمینه امور مربوط به باروری از جمله اختیار تصمیمگیری آزادانه، آگاهانه و مسئولانه در مورد چگونگی فرزندآوری، تعداد فرزندان، فاصله و زمان بارداری و همچنین دسترسی آزادانه به اطلاعات و آموزشهای لازم در زمینه امور باروری و جنسی بدون هر گونه اجبار، تبعیض و خشونت، محترم بوده و باید به رسمیت شناخته شود.
اهمیت بهرهمندی از این حق به حدی است که در تعداد قابل توجهی از اسناد بینالمللی به آن اشاره شده و کشورهای بسیاری نیز اقدام به تدوین قوانین در راستای احقاق آن کردهاند. با وجود این هنوز در شماری از جوامع، دسترسی به حق باروری و بهرهمندی از آن برای افراد به ویژه برای زنان امری چالشبرانگیز و همراه با سختیها و مشقتهای فراوان است.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/groqeq
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27409
#باروری #فرزندآوری #حقوق_زنان
@KhanehAmnTelegram
معین خزائلی
حق باروری، تولید مثل و مدیریت آن از نیازهای اصلی زنان و مردان بوده که به طور ویژه با سلامت جسمی و روحی آنان پیوند خورده است.
بر اساس گزارشهای سازمان بهداشت جهانی، عدم بهرهمندی از حقوق باروری به معنی سوء مدیریت در امور مربوط به باروری زنان از جمله فرزندآوری و امور جنسی، به علاوه عدم دسترسی به بهداشت باروری و اطلاعات مورد نیاز در مورد آن و همچنین محدودیتهای موجود در این زمینه علیه زنان در تعداد قابل توجهی از جوامع، در مجموع ۲۲ درصد از سالهای عمر زنان را درگیر مشکلاتی از قبیل بارداری برنامهریزی نشده و اجباری، مرگ و میر ناشی از بارداری زودهنگام یا عدم دسترسی به بهداشت باروری و همچنین ابتلا به بیماریهای مقاربتی میکند.
از این رو امروزه بهرهمندی از حق باروری و رابطه جنسی به عنوان یکی از حقوق اصلی و ذاتی انسانها و از حقوق مسلم بشری تلقی میشود.
بر این اساس، حق تمامی انسانها و به ویژه زنان در زمینه امور مربوط به باروری از جمله اختیار تصمیمگیری آزادانه، آگاهانه و مسئولانه در مورد چگونگی فرزندآوری، تعداد فرزندان، فاصله و زمان بارداری و همچنین دسترسی آزادانه به اطلاعات و آموزشهای لازم در زمینه امور باروری و جنسی بدون هر گونه اجبار، تبعیض و خشونت، محترم بوده و باید به رسمیت شناخته شود.
اهمیت بهرهمندی از این حق به حدی است که در تعداد قابل توجهی از اسناد بینالمللی به آن اشاره شده و کشورهای بسیاری نیز اقدام به تدوین قوانین در راستای احقاق آن کردهاند. با وجود این هنوز در شماری از جوامع، دسترسی به حق باروری و بهرهمندی از آن برای افراد به ویژه برای زنان امری چالشبرانگیز و همراه با سختیها و مشقتهای فراوان است.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/groqeq
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27409
#باروری #فرزندآوری #حقوق_زنان
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
حق باروری و آزادی در فرزندآوری
معین خزائلی حق باروری، تولید مثل و مدیریت آن از نیازهای اصلی زنان و مردان بوده که به طور ویژه با سلامت جسمی و روحی آنان پیوند خورده است. بر اساس گزارشهای سازمان بهداشت جهانی، عدم بهرهمندی از حقوق باروری به معنی سوء مدیریت در امور مربوط به باروری زنان از…
اگر اضطراب نبود، امید هم نبود
آلیوِر بورکمَن
چرا امروزه بسیاری از آدمها این قدر مضطرب و نگران به نظر میرسند؟ این پرسش، هم در بین متخصصان سلامت روانی و هم در میان مردم عادی رواج دارد اما این مسئلهای بسیار پیچیده و مبهم است. چه کسی را سراغ دارید که در هر ساعت از هر روزش گرفتار نگرانی نباشد؟ افزون بر این، نگرانی در شرایط ناامنی و سرگردانی افزایش مییابد و امروزه دنیا پر از تهدیدهای بالقوهای است که نه کاملاً از آنها سر در میآوریم و نه میتوانیم مهارشان کنیم.
.
اکثرِ ما مجبوریم اعتماد کنیم که هواپیماها سقوط نمیکنند یا با نوشیدن شیر موجود در یخچال مسموم نمیشویم. تغییرات ناگهانی و پیشبینیناپذیر در سازوکار مالیِ جهانی هر لحظه ممکن است زندگی هر کسی را تباه کنند...
.
اضطراب نوع خاصی از پاسخ درونی به فشار روانی است و اغلب هم بسیار شدیدتر است. همان طور که نویسندهی استرالیایی، سارا ویلسون، در «اول، هیولا را زیبا میکنیم» که آمیزهای از خاطرات و خودیاری است، میگوید، مشکل فقط این نیست که دلایل زیادی برای اضطراب وجود دارد بلکه این هم هست که جامعه، متأسفانه، به بعضی از رفتارهای اضطرابآمیز، مثل پرمشغلهبودن دیوانهوار، پاداش میدهد- و این در حالی است که «پاداش» تلاش برای رهایی از اضطراب عبارت است از متصفشدن به صفاتی مثل تنبلی، خودشیفتگی، و کمتوجهی به اوضاع دنیا. واقعیت این است که اضطراب خودش را تقویت میکند: وقتی شما مضطرب هستید، در صدد یافتن چیزهای بیشتری برای نگران شدن برمیآیید. برای مثال، دربارهی خود اضطرابتان هم نگران میشوید، انگار این چرخهی باطل به اندازهی کافی دلسردکننده نبوده است.
البته واژهی «اضطراب» در توصیف تعدادی از اختلالات رسمی روانشناختی هم به کار میرود.
.
......
همان طور که فیلسوف دانمارکی، سورن کییرکگارد در سال ۱۸۴۴ گفته، خوب است بدانیم که همهی اضطرابها، خبرهای خوشی را هم در خود پنهان دارند: اگر به کلی از آزادی محروم باشیم و هیچ امکانی برای بهبود اوضاع فراهم نباشد، هرگز مضطرب نمیشویم. رولو مِی، روانشناس نامدار، نظر کییرکگارد را در قالب دیگری بیان کرده است: «اگر امکان هیچ انتخابی فراهم نباشد، انسان هیچ گونه اضطرابی نخواهد داشت.» اگر با اطمینان کامل بدانید که زندگی از این پس توأم با شکست و دردسر خواهد بود، حتماً افسرده میشوید؛ اما از کوره درنمیروید. اضطراب ناشی از این است که میدانیم زندگی ممکن است توأم با موفقیت، پیروزی و شادی باشد اما در عین حال میترسیم که شاید ندانیم چطور تحقق این امر را تضمین کنیم. اضطراب شدید قطعاً میتواند عارضهای فرساینده و محتاج درمان باشد اما بیتردید، مقداری عدم اطمینان نسبت به آینده هم یکی از همان چیزهایی است که زندگی را ارزشمند میکند. اگر واقعاً میتوانستیم امکان وقوع هر اتفاق نامنتظرهی بدی را از بین ببریم، میفهمیدیم که امکان وقوع هر اتفاق غیرمنتظرهی خوبی را هم از بین بردهایم.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/kk8src
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27408
#اضطراب #روانشناسی
@KhanehAmnTelegram
آلیوِر بورکمَن
چرا امروزه بسیاری از آدمها این قدر مضطرب و نگران به نظر میرسند؟ این پرسش، هم در بین متخصصان سلامت روانی و هم در میان مردم عادی رواج دارد اما این مسئلهای بسیار پیچیده و مبهم است. چه کسی را سراغ دارید که در هر ساعت از هر روزش گرفتار نگرانی نباشد؟ افزون بر این، نگرانی در شرایط ناامنی و سرگردانی افزایش مییابد و امروزه دنیا پر از تهدیدهای بالقوهای است که نه کاملاً از آنها سر در میآوریم و نه میتوانیم مهارشان کنیم.
.
اکثرِ ما مجبوریم اعتماد کنیم که هواپیماها سقوط نمیکنند یا با نوشیدن شیر موجود در یخچال مسموم نمیشویم. تغییرات ناگهانی و پیشبینیناپذیر در سازوکار مالیِ جهانی هر لحظه ممکن است زندگی هر کسی را تباه کنند...
.
اضطراب نوع خاصی از پاسخ درونی به فشار روانی است و اغلب هم بسیار شدیدتر است. همان طور که نویسندهی استرالیایی، سارا ویلسون، در «اول، هیولا را زیبا میکنیم» که آمیزهای از خاطرات و خودیاری است، میگوید، مشکل فقط این نیست که دلایل زیادی برای اضطراب وجود دارد بلکه این هم هست که جامعه، متأسفانه، به بعضی از رفتارهای اضطرابآمیز، مثل پرمشغلهبودن دیوانهوار، پاداش میدهد- و این در حالی است که «پاداش» تلاش برای رهایی از اضطراب عبارت است از متصفشدن به صفاتی مثل تنبلی، خودشیفتگی، و کمتوجهی به اوضاع دنیا. واقعیت این است که اضطراب خودش را تقویت میکند: وقتی شما مضطرب هستید، در صدد یافتن چیزهای بیشتری برای نگران شدن برمیآیید. برای مثال، دربارهی خود اضطرابتان هم نگران میشوید، انگار این چرخهی باطل به اندازهی کافی دلسردکننده نبوده است.
البته واژهی «اضطراب» در توصیف تعدادی از اختلالات رسمی روانشناختی هم به کار میرود.
.
......
همان طور که فیلسوف دانمارکی، سورن کییرکگارد در سال ۱۸۴۴ گفته، خوب است بدانیم که همهی اضطرابها، خبرهای خوشی را هم در خود پنهان دارند: اگر به کلی از آزادی محروم باشیم و هیچ امکانی برای بهبود اوضاع فراهم نباشد، هرگز مضطرب نمیشویم. رولو مِی، روانشناس نامدار، نظر کییرکگارد را در قالب دیگری بیان کرده است: «اگر امکان هیچ انتخابی فراهم نباشد، انسان هیچ گونه اضطرابی نخواهد داشت.» اگر با اطمینان کامل بدانید که زندگی از این پس توأم با شکست و دردسر خواهد بود، حتماً افسرده میشوید؛ اما از کوره درنمیروید. اضطراب ناشی از این است که میدانیم زندگی ممکن است توأم با موفقیت، پیروزی و شادی باشد اما در عین حال میترسیم که شاید ندانیم چطور تحقق این امر را تضمین کنیم. اضطراب شدید قطعاً میتواند عارضهای فرساینده و محتاج درمان باشد اما بیتردید، مقداری عدم اطمینان نسبت به آینده هم یکی از همان چیزهایی است که زندگی را ارزشمند میکند. اگر واقعاً میتوانستیم امکان وقوع هر اتفاق نامنتظرهی بدی را از بین ببریم، میفهمیدیم که امکان وقوع هر اتفاق غیرمنتظرهی خوبی را هم از بین بردهایم.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/kk8src
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27408
#اضطراب #روانشناسی
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
اگر اضطراب نبود، امید هم نبود
آلیوِر بورکمَن چرا امروزه بسیاری از آدمها این قدر مضطرب و نگران به نظر میرسند؟ این پرسش، هم در بین متخصصان سلامت روانی و هم در میان مردم عادی رواج دارد اما این مسئلهای بسیار پیچیده و مبهم است. چه کسی را سراغ دارید که در هر ساعت از هر روزش گرفتار نگرانی…
الزام شوهر به پرداخت هزینههای توافقشده پس از طلاق
پرسشکننده: تقریبا یک سال قبل توافقی از شوهرم جدا شدم. یک دختر ۹ ساله دارم که بر اساس توافق حضانت او با من است. قرار بر این شد که من مهریه خود را ببخشم ولی شوهر سابقم خانهای متوسط اجاره کرده و اجاره آن را بپردازد. همچنین قرار شد تمام هزینههای مربوط به دخترمان را شوهرم پرداخت کند. اما پس از چند ماه اجاره خانه را پرداخت نکرد و من به دلیل عدمتوانایی در پرداخت اجاره مجبور شدم به خانه پدرم بروم. همچنین در تامین هزینههای دخترم تعلل میکند. چگونه میتوانم این مشکل را حل کنم؟ آیا باید به دادگاه بروم؟
وکیل خانه امن: آیا مواردی را که توافق کردهاید در حکم دادگاه آمده است؟
پرسشکننده: بله همه موارد توافقی را دادگاه در دادنامه ذکر کرده است.
وکیل خانه امن: آیا تاکنون مساله را به شوهر سابقتان گفته و از او خواستهاید که به تعهداتش عمل کند؟
پرسشکننده: بله تاکنون چندین بار این مساله را متذکر شدهام اما وی عنوان میکند که وضعیت کار خوب نیست و فعلا نمیتواند هزینهها را پرداخت کند. حتی یکبار گفت:”خودت برو کار کن و قسمتی از هزینهها را متقبل شو.
پاسخ وکیل خانه امن را در لینک زیر بخوانید:
https://goo.gl/rLqbT1
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/17745
@KhanehAmnTelegram
پرسشکننده: تقریبا یک سال قبل توافقی از شوهرم جدا شدم. یک دختر ۹ ساله دارم که بر اساس توافق حضانت او با من است. قرار بر این شد که من مهریه خود را ببخشم ولی شوهر سابقم خانهای متوسط اجاره کرده و اجاره آن را بپردازد. همچنین قرار شد تمام هزینههای مربوط به دخترمان را شوهرم پرداخت کند. اما پس از چند ماه اجاره خانه را پرداخت نکرد و من به دلیل عدمتوانایی در پرداخت اجاره مجبور شدم به خانه پدرم بروم. همچنین در تامین هزینههای دخترم تعلل میکند. چگونه میتوانم این مشکل را حل کنم؟ آیا باید به دادگاه بروم؟
وکیل خانه امن: آیا مواردی را که توافق کردهاید در حکم دادگاه آمده است؟
پرسشکننده: بله همه موارد توافقی را دادگاه در دادنامه ذکر کرده است.
وکیل خانه امن: آیا تاکنون مساله را به شوهر سابقتان گفته و از او خواستهاید که به تعهداتش عمل کند؟
پرسشکننده: بله تاکنون چندین بار این مساله را متذکر شدهام اما وی عنوان میکند که وضعیت کار خوب نیست و فعلا نمیتواند هزینهها را پرداخت کند. حتی یکبار گفت:”خودت برو کار کن و قسمتی از هزینهها را متقبل شو.
پاسخ وکیل خانه امن را در لینک زیر بخوانید:
https://goo.gl/rLqbT1
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/17745
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
الزام شوهر به پرداخت هزینههای توافقشده پس از طلاق
پرسشکننده: تقریبا یک سال قبل توافقی از شوهرم جدا شدم. یک دختر ۹ ساله دارم که بر اساس توافق حضانت او با من است. قرار بر این شد که من مهریه خود را ببخشم ولی شوهر سابقم خانهای متوسط اجاره کرده و اجاره آن را بپردازد. همچنین قرار شد تمام هزینههای مربوط به دخترمان…
مرگ و زندگی زنان کارتنخواب شیراز
ماهرخ غلامحسینپور
صاحب بقالی صدایش را آن طرف خط تلفن صاف کرد و با خونسردی گفت: «آنها مثل برگی که از درخت زندگی بیفتد، هرازگاهی میافتند و میمیرند. این یک بار چرا این زن برای شما و بقیه روزنامهها مهم شده، نمیدانم.»
او در ادامه میگوید: «فصل سرما که میشود حداقل ماهی یک بار میآیند و جسد زن یا مردی را که گوشه دیوار از سرما خشکش زده جمع میکنند و میبرند. این اتفاق در این منطقه به هیچ وجه عجیب نیست. تازه اینجا خوب است. باید بروید به محله سنگ سیاه سر بزنید.»
روز نهم دی ماه ۹۷ یعنی روز قبل از گفتوگو با این مغازهدار که حوالی دروازه سعدی، نزدیک بازارچه فیل شیراز و ته بنبست محمود بقالی کوچکی را اداره میکند، خبر درگذشت زنی حدودا ۴۵ ساله به نام گلبس که از سرما و نبود یک سقف امن، نیمه شب گوشه یک دیوار کهنه خشتی یخ زده بود، در رسانهها منتشر شد.
این خبر واکنش شدید فعالان مدنی محلی را برانگیخت به شکلی که عدهای پای پیاده راه افتادند و تمام منطقه را پی بیخانمانها گشتند و عدهای دانشجو هم نامهای سرگشاده به مسئولان نوشتند و شب را بی پتو و بالاپوش مقابل ساختمان شورای شهر شیراز خوابیدند تا نسبت به مرگ زنی که سقف یک خانه امن میتوانست جانش را نجات دهد، معترض باشند.
یک زن یا دو زن؟
چند روز بعد رسانهها از مرگ زنی دیگر به نام فریبا، ۵۰ ساله خبر دادند. او اصالتا از اهالی کردستان بود و با مردم کوچه و بازار سلام و علیک و رابطه خوبی داشت.
رسانهها نوشتند او به علت استعمال بیش از حد مواد درگذشته است.
فاصله این دو مرگ بسیار اندک بود و مسئولان محلی عامدانه وانمود کردند که فریبا همان گلبس بوده و خلط مبحث شده و فقط یک زن معتاد مرده که آن هم معلوم و مشخص نیست به علت سرما بوده باشد.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/SAFB6r
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27420
#شیراز #زنان_کارتنخواب
@KhanehAmnTelegram
ماهرخ غلامحسینپور
صاحب بقالی صدایش را آن طرف خط تلفن صاف کرد و با خونسردی گفت: «آنها مثل برگی که از درخت زندگی بیفتد، هرازگاهی میافتند و میمیرند. این یک بار چرا این زن برای شما و بقیه روزنامهها مهم شده، نمیدانم.»
او در ادامه میگوید: «فصل سرما که میشود حداقل ماهی یک بار میآیند و جسد زن یا مردی را که گوشه دیوار از سرما خشکش زده جمع میکنند و میبرند. این اتفاق در این منطقه به هیچ وجه عجیب نیست. تازه اینجا خوب است. باید بروید به محله سنگ سیاه سر بزنید.»
روز نهم دی ماه ۹۷ یعنی روز قبل از گفتوگو با این مغازهدار که حوالی دروازه سعدی، نزدیک بازارچه فیل شیراز و ته بنبست محمود بقالی کوچکی را اداره میکند، خبر درگذشت زنی حدودا ۴۵ ساله به نام گلبس که از سرما و نبود یک سقف امن، نیمه شب گوشه یک دیوار کهنه خشتی یخ زده بود، در رسانهها منتشر شد.
این خبر واکنش شدید فعالان مدنی محلی را برانگیخت به شکلی که عدهای پای پیاده راه افتادند و تمام منطقه را پی بیخانمانها گشتند و عدهای دانشجو هم نامهای سرگشاده به مسئولان نوشتند و شب را بی پتو و بالاپوش مقابل ساختمان شورای شهر شیراز خوابیدند تا نسبت به مرگ زنی که سقف یک خانه امن میتوانست جانش را نجات دهد، معترض باشند.
یک زن یا دو زن؟
چند روز بعد رسانهها از مرگ زنی دیگر به نام فریبا، ۵۰ ساله خبر دادند. او اصالتا از اهالی کردستان بود و با مردم کوچه و بازار سلام و علیک و رابطه خوبی داشت.
رسانهها نوشتند او به علت استعمال بیش از حد مواد درگذشته است.
فاصله این دو مرگ بسیار اندک بود و مسئولان محلی عامدانه وانمود کردند که فریبا همان گلبس بوده و خلط مبحث شده و فقط یک زن معتاد مرده که آن هم معلوم و مشخص نیست به علت سرما بوده باشد.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/SAFB6r
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27420
#شیراز #زنان_کارتنخواب
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
مرگ و زندگی زنان کارتنخواب شیراز
ماهرخ غلامحسینپور صاحب بقالی صدایش را آن طرف خط تلفن صاف کرد و با خونسردی گفت: «آنها مثل برگی که از درخت زندگی بیفتد، هرازگاهی میافتند و میمیرند. این یک بار چرا این زن برای شما و بقیه روزنامهها مهم شده، نمیدانم.» او در ادامه میگوید: «فصل سرما که میشود…
پیشگیری از خشونت خانگی با شروط ضمن عقد
در حقوق ایران ابزارهای قانونی برای کنترل زن توسط مرد وسیع است، در حالی که قوانین قدرت محدودی را به زن برای کنترل مرد داده است. این عدم توازن را میتوان یکی از عوامل مهم اعمال خشونت خانگی علیه زنان دانست. سوال اساسی قابل طرح این است که آیا میتوان با راهکارهایی این عدم توازن در حقوق ایران را برطرف کرد؟ در جواب این سوال میتوانیم بگوییم که پیشبینی شروط ضمن عقد نکاح مهمترین ابزار برای ایجاد توازن بین زن و شوهر است. اگر قوانین ایران اختیارات بیشتری در زندگی مشترک برای مرد قائل شده است میتوان با پیشبینی شروطی این اختیارات را کاست.
شروط ضمن عقد
بر اساس قانون مدنی هر شرط و قراردادی که برخلاف قانون نباشد صحیح است بنابراین زنان می توانند در حین عقد نکاح یا پس از آن شروطی را پیشبینی کنند تا بر اساس آن اختیارات خود در زندگی مشترک را افزایش دهند.
بیشتر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/24643
@KhanehAmnTelegram
در حقوق ایران ابزارهای قانونی برای کنترل زن توسط مرد وسیع است، در حالی که قوانین قدرت محدودی را به زن برای کنترل مرد داده است. این عدم توازن را میتوان یکی از عوامل مهم اعمال خشونت خانگی علیه زنان دانست. سوال اساسی قابل طرح این است که آیا میتوان با راهکارهایی این عدم توازن در حقوق ایران را برطرف کرد؟ در جواب این سوال میتوانیم بگوییم که پیشبینی شروط ضمن عقد نکاح مهمترین ابزار برای ایجاد توازن بین زن و شوهر است. اگر قوانین ایران اختیارات بیشتری در زندگی مشترک برای مرد قائل شده است میتوان با پیشبینی شروطی این اختیارات را کاست.
شروط ضمن عقد
بر اساس قانون مدنی هر شرط و قراردادی که برخلاف قانون نباشد صحیح است بنابراین زنان می توانند در حین عقد نکاح یا پس از آن شروطی را پیشبینی کنند تا بر اساس آن اختیارات خود در زندگی مشترک را افزایش دهند.
بیشتر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/24643
@KhanehAmnTelegram
Forwarded from خانه امن
سالمندان بیشترین نرخ خود-دیگرکشی را دارند
نوشته استفانی آکین (Stephanie Akin)
خانه امن :مرد همسرش را در حالی که خواب بود با تبر میکشد و بعد خودکشی میکند. این زن و شوهر ساکن محله «اِلموود پارک» (Elmwood Park)، تنها زوج سالمند شهرستان برگن نبودند که در سالهای اخیر در یک خود-دیگرکشی خشونتآمیز کشته شدند.
در ماه سپتامبر، یک مرد ۸۵ ساله اهل «هَسبراک هایتس» (Hasbrouck Heights) که به پلیس گفته بود دیگر نمیخواهد زنده بماند، زنش، بهترین دوستش و خودش را با شلیک گلوله به قتل رساند.
در سال ۲۰۱۲، یک مرد ۸۲ ساله، پیش از کشتن خود، همسر ۷۹ سالهاش را با شلیک گلوله به پشت سرش در خانهشان در شهر ماوا به قتل رساند.
متخصصان محلی و ملی در زمینه خشونت خانگی و سالمندان اذعان داشتند در حالی که تحقیقات بر روی قربانیهای جوانتر متمرکز است، چنین خشونتهایی عمدتاً در میان سالمندان رخ میدهد.
طبق گزارش پلیس ایالتی نیوجرسی درمورد خشونت خانگی، در سال ۲۰۱۲، تقریباً ۵ درصد از قربانیهای خشونت خانگی در نیوجرسی ( ۲۹۰۰ مورد از موارد گزارششده) افراد ۶۰ سال به بالا بودند.
اما آنها قربانیان ۱۸ درصد از قتلهای خانگی بودند،یعنی ۷ مورد از هر ۳۸ مورد.
همچنین، جمعیت سالمند اغلب محروم از خدماتی هستند که به زنان آسیبدیده ارائه میشود، و در تحقیقات درمورد خشونت خانگی نادیده گرفته میشوند.
اِلِین مِیِرسون، مدیر اجرای مرکز امید و امنیت در شهرستان برگن (که قبلاً «به خواهرانمان پناه دهید» نام داشت) گفت: «در شهرستان برگن، در کمتر از ۱۲ ماه، دو مورد (قتل خانگی شامل زوجهای سالمند) داشتیم، بنابراین واضح است که این یک معضل است.»
وی گفت: «سوال این است که وقتی بسیاری از آنها خانهنشین هستند، چطور میتوانیم به آنها دست یابیم و به آنها در ارتباط با برنامهریزی امنیت آموزش دهیم؟ این یک چالش است، و درست نیست که آنها مجبور باشند زندگی کردن در چنین خانههای پرخشونتی را تحمل کنند.»
اغلب، معضلات خاص کهولت همچون بیماری و تنهایی باعث میشوند انگیزههای قتلهای خانگی درمورد سالمندان مبهم و ناشناخته بماند.
این مساله در هر یک ار سه مورد اخیر در شهرستان برگن مشهود بود؛ احتمالاً هیچ وقت انگیزه واقعی هیچ یک از آنها پیدا نخواهد شد.
“آنجلو تالیگنانی”، در “هسبراک هایتس”، از خود نشانههای افسردگی نشان داده، و همسرش، “آنتونیت”، متحمل صدمات ناشی از زمین افتادن شده بود. در آن زمان پلیس میگفت آنها باور داشتند که “تالیگنانی” قصد کشتن کسی جز خودش را نداشت و احتمالاً قصد داشته هنگام ملاقات بهترین دوست ۸۴ سالهاش، “آنتونی جنتیل بزرگ”، اسلحهای تهیه کند تا با آن خودش را بکشد. اما در عوض، “تالیگنانی” به “جنتیل” شلیک کرد، و سپس به خانه برگشت و همسرش را که روی تخت دراز کشیده بود با شلیک گلوله کشت و بعد تفنگ را به سمت خود گرفت و خودکشی کرد.
بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2MMnMkx
لینک مطلب در سایت خانه امن:
https://bit.ly/2KMJxLB
@KhanehAmnTelegram
نوشته استفانی آکین (Stephanie Akin)
خانه امن :مرد همسرش را در حالی که خواب بود با تبر میکشد و بعد خودکشی میکند. این زن و شوهر ساکن محله «اِلموود پارک» (Elmwood Park)، تنها زوج سالمند شهرستان برگن نبودند که در سالهای اخیر در یک خود-دیگرکشی خشونتآمیز کشته شدند.
در ماه سپتامبر، یک مرد ۸۵ ساله اهل «هَسبراک هایتس» (Hasbrouck Heights) که به پلیس گفته بود دیگر نمیخواهد زنده بماند، زنش، بهترین دوستش و خودش را با شلیک گلوله به قتل رساند.
در سال ۲۰۱۲، یک مرد ۸۲ ساله، پیش از کشتن خود، همسر ۷۹ سالهاش را با شلیک گلوله به پشت سرش در خانهشان در شهر ماوا به قتل رساند.
متخصصان محلی و ملی در زمینه خشونت خانگی و سالمندان اذعان داشتند در حالی که تحقیقات بر روی قربانیهای جوانتر متمرکز است، چنین خشونتهایی عمدتاً در میان سالمندان رخ میدهد.
طبق گزارش پلیس ایالتی نیوجرسی درمورد خشونت خانگی، در سال ۲۰۱۲، تقریباً ۵ درصد از قربانیهای خشونت خانگی در نیوجرسی ( ۲۹۰۰ مورد از موارد گزارششده) افراد ۶۰ سال به بالا بودند.
اما آنها قربانیان ۱۸ درصد از قتلهای خانگی بودند،یعنی ۷ مورد از هر ۳۸ مورد.
همچنین، جمعیت سالمند اغلب محروم از خدماتی هستند که به زنان آسیبدیده ارائه میشود، و در تحقیقات درمورد خشونت خانگی نادیده گرفته میشوند.
اِلِین مِیِرسون، مدیر اجرای مرکز امید و امنیت در شهرستان برگن (که قبلاً «به خواهرانمان پناه دهید» نام داشت) گفت: «در شهرستان برگن، در کمتر از ۱۲ ماه، دو مورد (قتل خانگی شامل زوجهای سالمند) داشتیم، بنابراین واضح است که این یک معضل است.»
وی گفت: «سوال این است که وقتی بسیاری از آنها خانهنشین هستند، چطور میتوانیم به آنها دست یابیم و به آنها در ارتباط با برنامهریزی امنیت آموزش دهیم؟ این یک چالش است، و درست نیست که آنها مجبور باشند زندگی کردن در چنین خانههای پرخشونتی را تحمل کنند.»
اغلب، معضلات خاص کهولت همچون بیماری و تنهایی باعث میشوند انگیزههای قتلهای خانگی درمورد سالمندان مبهم و ناشناخته بماند.
این مساله در هر یک ار سه مورد اخیر در شهرستان برگن مشهود بود؛ احتمالاً هیچ وقت انگیزه واقعی هیچ یک از آنها پیدا نخواهد شد.
“آنجلو تالیگنانی”، در “هسبراک هایتس”، از خود نشانههای افسردگی نشان داده، و همسرش، “آنتونیت”، متحمل صدمات ناشی از زمین افتادن شده بود. در آن زمان پلیس میگفت آنها باور داشتند که “تالیگنانی” قصد کشتن کسی جز خودش را نداشت و احتمالاً قصد داشته هنگام ملاقات بهترین دوست ۸۴ سالهاش، “آنتونی جنتیل بزرگ”، اسلحهای تهیه کند تا با آن خودش را بکشد. اما در عوض، “تالیگنانی” به “جنتیل” شلیک کرد، و سپس به خانه برگشت و همسرش را که روی تخت دراز کشیده بود با شلیک گلوله کشت و بعد تفنگ را به سمت خود گرفت و خودکشی کرد.
بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2MMnMkx
لینک مطلب در سایت خانه امن:
https://bit.ly/2KMJxLB
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
سالمندان بیشترین نرخ خود-دیگرکشی را دارند
نوشته استفانی آکین (Stephanie Akin) خانه امن :مرد همسرش را در حالی که خواب بود با تبر میکشد و بعد خودکشی میکند. این زن و شوهر ساکن محله «اِلموود پارک» (Elmwood Park)، تنها زوج سالمند شهرستان برگن نبودند که در سالهای اخیر در یک خود-دیگرکشی خشونتآمیز…