خانه امن
771 subscribers
668 photos
316 videos
29 files
1.53K links
ما گروهی از فعالان اجتماعی هستیم که خشونت خانگی را به عنوان یکی از آسیب‌های اجتماعی مورد هدف قرار داده و برای پیشگیری، مقابله و کاهش آن به صورت داوطلبانه تلاش می‌کنیم.
Download Telegram
کودکانی که دوست ندارند در آغوش کشیده شوند

کودکان مبتلا به اوتیسم از تماس چشمی و در آغوش گرفته شدن بیزارند؛ آنها نمی‌توانند احساسات و دردهای خود را بیان کنند.
صدیقه ایلان‌داغی، این مشاور و روانشناس کودک در گفت‌وگو با خبرنگار «اجتماعی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه مرکزی، گفت: درخودماندگی یا اوتیسم (Autism) یک اختلال مغزی در کودک است که مهارت‌های اجتماعی و ارتباطی و رفتاری وی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و فرد را در مهارت‌های ارتباطی و بخش تکلم با مشکل مواجه می‌کند.

این مشاور و روانشناس کودک با بیان اینکه بارزترین ویژگی این اختلال این است که فرد مبتلا مهارت کلامی خوبی ندارد، افزود: علائم اوتیسم می‌تواند با برخی از بیماری‌ها مانند فلج مغزی در نوزادان مشابه باشد و تقریباً از بدو تولد وجود دارد ولی تشخیص آن سخت است.

وی با تأکید بر اینکه کودکان اوتیسمی که تحت عنوان کودکان درخودمانده نیز خوانده می شوند در برقراری ارتباطات اجتماعی با مشکلات بسیار جدی روبرو هستند، تصریح کرد: آنها از تماس چشمی و در آغوش گرفته شدن بیزارند و نمی‌توانند احساسات و دردهای خود را بیان کنند.

استفاده از ضمیر “تو” به جای “من“

وی در ادامه خاطرنشان کرد: این افراد از یک نظم خاص و برنامه روتین پیروی می‌کنند، از تغییر بدشان می‌آید و رفتارهای متناقض زیادی دارند، گاهی اوقات منزوی هستند یا برعکس پرخاشگری می‌کنند و ضمایر را به درستی استفاده نمی‌کنند مثلاً به جای ضمیر “من” از ضمیر “تو” استفاده می‌کنند.

ایلان‌داغی در اشاره به مشکلات جسمی این کودکان، عنوان کرد: آنها دارای مشکلات دفعی هستند و در نوزادان عفونت‌های گوش مشاهده می‌شود، خندیدن‌های نابجا دارند، به چیزهای خاصی علاقه نشان می‌دهند؛ به عنوان مثال به یک نوع غذا یا اسباب‌بازی خاص علاقه نشان می‌دهند.
این مشاور کودک با اشاره به اینکه این اختلال بر مهارت‌های تکلمی و حرکتی تأثیر قابل توجهی دارد، تصریح کرد: به طور طبیعی انتظار می‌رود نوزاد بتواند در چهار ماهگی گردن نگه دارد ولی غالب بیماران اوتیسمی توانایی این کار را ندارند.

بیشتر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/14128

امروز؛ روز ۲ آپریل روز جهانی اوتیسم است.

#روز_جهانی_اوتیسم #اوتیسم

@KhanehAmnTelegram
روز جهانی اوتیسم؛ آبی رنگ آرامش

مهم‌ترین هدف سازمان ملل از نام‌گذاری روز اوتیسم، درک مشکلات اوتیست‌ها و دعوت افکار عمومی به همیاری در فرایند رشد و هم‌پیوندی آنهاست. اوتیست‌ها دنیا را متفاوت‌تر از بقیه می‌بینند، می‌شنوند و حس می‌کنند.
در سال ۲۰۱۶ زندگی یک نوجوان ۱۶ ساله کالیفرنیایی با فناوری جدید اپل متحول شد. دیلن اوتیسم داشت و قادر نبود ارتباط کلامی برقرار کند. با نرم افزاری که روی تبلت‌‌اش نصب شد، نوشته‌هاوجملات او به صدا تبدیل ‌شدند. گامی تعیین‌کننده برای آن که دیلن بتواند افکارش را بیان کند.
تقریبا ۴۰درصد از مبتلایان اوتیسم هیچ‌گاه حرف زدن را یاد نمی‌گیرند.
دیلن پس از این تجربه گفت مردم تنها اوتیسم مرا می‌دیدند، حالا می‌توانند بدانند در ذهن من چه می‌گذرد: «من دنیا را به نحو خاصی درک می‌کنم. قادرم باد را ببینم و صدای گل‌ها را بشنوم.»
………..……..
اوتیسم اختلال پیچیده و چند وجهی رشد و شکل‌گیری سیستم عصبی‌ است. اختلالی که پردازش اطلاعات و ادراک را مختل می‌کند و بر شکل‌گیری تعامل اجتماعی، ارتباط‌‌گیری و رفتار‌های انسانی اثر می‌گذارد. علایم اوتیسم که تا پیش از سه‌سالگی آشکار می‌شوند در سه عرصه قابل مشاهده‌اند: مناسبات اجتماعی با اطرافیان، شکل ارتباط‌ گیری و تکرار رفتارهای کلیشه‌ای و ماشینی.
فقدان ارتباط چشمی با مخاطب، تکان دادن مکرر دست‌ها، بی‌قراری و اضطراب، ترس از صداها یا اشیاء، تاخیر در گفتار یا تکان دادن بدن در زمان نشستن و ایستادن از نشانه‌های عمومی اوتیسم هستند. اوتیسم از نظر چگونگی یا درجه‌ ابتلاء، شدت و ضعف و طیف دارد.
آمار دقیقی از تعداد افراد دارای اختلالات اوتیسم با تفکیک پراکندگی در تک‌تک کشورهای جهان موجود نیست. تحقیقات کشورهای اروپایی، کانادا و آمریکا نشان می‌دهد که در هر ۱۰۰۰ تولد، شش الی هفت مورد طیف اوتیسم وجود دارد.
افراد اوتیستیک دنیا را متفاوت‌تر از بقیه می‌بینند، می‌شنوند و حس می‌کنند. جهان ‌آنها با دیگران فرق دارد. آنها حالتی از بی قراری دارند و به محیط اطراف بی‌توجهند. حواس پنجگانه اوتیست‌ها بسیار حساس‌تر از سایرین است. مثلا صدای ضعیف جارو یا هم‌زن برقی که برای دیگران یک صدای پس زمینه است، می‌تواند برای یک اوتیست ده برابر قوی‌تر از صدای فردی باشد که دارد با او گفت‌وگو می‌کند.
اوتیسم بیماری نیست درمان یا دارو ندارد اما توانبخشی و آموزش می‌تواند کمک بزرگی برای زندگی مستقل افراد اوتیستیک باشند.
……………….
از سال ۲۰۰۸ سازمان ملل دوم آوریل را روز جهانی آگاه سازی درباره اوتیسم نامیده است. در این سال، مجمع عمومی سازمان با تصویب یک قطعنامه، از جامعه جهانی خواست برای افزایش آگاهی مردم درباره اوتیسم تلاش کنند. مهم‌ترین هدف این نام‌گذاری، آشنایی با مشکلات افراد دارای اوتیسم و دعوت افکار عمومی به همیاری در فرایند رشد و هم پیوندی آنها با جامعه است.
سازمان ملل همه ساله برای این روز شعاری هم تعیین می‌کند. شعار سال ۲۰۱۹ ” فناوری نوین و مشارکت فعال” است. شعار سال ۲۰۱۸ “توانمندسازی زنان و دختران اوتیستیک” بود و شعار ۲۰۱۷ “به سوی استقلال و سرنوشت“.
رنگ آبی نیز در این میان، به عنوان نماد جهانی اختلال اوتیسم معرفی شده است.

بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2WFOiwe

لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27455

#روز_جهانی_اوتیسم #اوتیسم

@KhanehAmnTelegram
خشونت خانگی ممکن است با افزایش سن بیشتر شود

سالی یکی از قربانیان خشونت خانگی، که به دلیل وجود خطر تهدید همسر سابقش نمی خواهد نام خانوادگی اش بیان شود، می گوید: «پیری این زنان به معنای بی ارزش شدن آنها نیست.» سالی در سن ۴۰ سالگی با مرد ۵۱ سالی ازدواج کرد. او هم اکنون ۶۹ ساله است و در کانساس سیتی مو زندگی می کند. طبق ادعای همسر سابق این مرد، وی همواره به دلیل اعمال خشونت او را راهی بیمارستان می کرده.
سالی می گوید: طبق ادعای همسر سابق این مرد، وی همواره به دلیل اعمال خشونت او را راهی بیمارستان می کرده.
سالی ادامه می دهد:«من گفته های آن زن را باور نمی کردم». این در حالی است که بعد از یک سال از ازدواج آنها، همسر سالی او را «تحت» خشونت فیزیکی قرار داد. سالی می گوید: «او چشمان و دماغ مرا پر از خون کرده بود.»
انواع آزار و اذیت
همسر سالی در مدت ۱۷ سال زندگی زناشویی آنها، کارهای دیگری نیز علیه وی انجام می داد، مثلاً این مرد با پافشاری به رفتن به ایالات دیگری، اقدام به تنها و غریب کردن سالی کرد و به این شکل توانست پول وی را در کنترل خود بگیرید و به صورت احساسی و زبانی وی را مورد آزار و اذیت قرار می داد.
سالی می گوید: « هربار که او عصبانی می شد، من مقصر بودم چراکه به گفته او من گیج، کسل کننده و زشت بودم. او می گفت مادرش از او تنفر داشت، چیزی که واقعاً غیرطبیعی بود.»
طبق گفته برایان پینرو، مدیر خدمات دیجیتال خط تلفن ملی خشونت خانگی و عشق یعنی احترام (National Domestic Violence Hotline and Love Is Respect)، از هر ۱۰ فرد بالای ۴۵ سال که با خط تلفن ملی خشونت خانگی  تماس می گیرند، تقریباً ۴ نفر (۴۱ درصد) تحت آزار و اذیت احساسی/زبانی، ۲۸ درصد مورد آزار و اذیت فیزیکی قرار گرفته اند، و ۳ درصد آنها قربانیان آزار و اذیت جنسی هستند. برنامه مذکور، برای نوجوانان و بزرگسالان تدارک دیده شده است.
کشمکش ها بر سر قدرت، با افزایش سن تغییر می کند
با افزایش سن زوج ها و رفتن بچه ها از خانه، شمار آزار و اذیت ها افزایش می یابد.گاهی خشونت فیزیکی بعداً در زندگی بیشتر می شود و ممکن است سبب کنار گذاشتن مراقبت های پزشکی و مثلاً داروها و غیره شود.

بیشتر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/17897

@KhanehAmnTelegram
فاحشه منو می‌زنی!

ماهرخ غلامحسین‌پور

به انتهای کوچه رسیده بودیم. هر سه نفرمان دانشجوی ترم دوم رشته ادبیات دانشکده سه گوش اهواز بودیم. صلات ظهر بود. روزانه از چهار راه امام تا سه گوش را پیاده گز می‌کردیم، معصوم و بی‌هوا و کلاسور‌ها توی شرجی بی‌امان هوا زیر دستمان عرق می‌کردند، چند قدم مانده به انتهای کوچه، مردی که جلوی رویمان قدم برمی داشت، برگشت به سویمان، آنی نشده بود که دستش را کرد توی لیفه شلوارش و آلتش را گرفت رو به ما و شروع کرد به خندیدن. رنگ از رویمان پریده بود و هر کداممان به سمتی از کوچه باریک پیش رو فرار کردیم این خاطره هنوز هم بعد از بیست و اندی سال به روشنی در ذهنم باقی مانده است.

به راستی کدام یک از ما حداقل یک تجربه دردناک آزار و خشونت خیابانی تبدیل به کابوس‌های شبانه‌مان نشده؟ تا به حال با هیچ زنی هم­صحبت نشده‌ام که به روشنی و صراحت بگوید هرگز دست درازی و آزار جنسی خیابانی را تجربه نکرده است. در انبان ذهن تک به تک ما بی‌تردید یک مشت خاطره تلخ و تاریک آزارهای اتوبوسی، لمس‌های دردناک فضای تنگ و تاریک تاکسی یا متلک‌های رکیک جنسی ته کوچه‌ها نقش بسته و رد ملتهبش پاک نشدنی است.

ادامه را بخوانید:
http://telegra.ph/Mah-02-16

لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/22496

@KhanehAmnTelegram
سعی می‌کند لبه‌های کت تنگش را روی هم بیاورد و شروع به صحبت می‌کند:

«سرکار خانم من برای بچه‌هام همه کار می‌کنم. اصلا به خاطر اونا و اینکه بهترین امکانات رو داشته باشن، فرستادمشون اینجا. این همه هزینه و دوری و رفت و آمد رو به جون می‌خرم فقط به خاطر اینکه بچه‌هام تو زندگی‌شون پیشرفت کنند. الانم سراپا گوشم! ظاهرا به همسرم پیغام داده بودید که می‌خواهید با من حرف بزنید ….»


خودکارم را میان انگشتانم می‌چرخانم و می‌گویم: « بله. خیلی لطف کردید تشریف آوردید. زیاد وقتتون رو نمی‌گیرم. مساله در رابطه با آیدین و ترس‌هاشه. خب ظاهرا شما بیشتر اوقات در سفر هستید و این می‌تونه یکی از عوامل اضطراب و احساس ناامنی آیدین باشه. ما دنبال این هستیم که به پسرتون کمک کنیم. برای همین دوست داشتم بدونم مواقعی که اینجا هستید چه‌طوری با بچه‌ها وقت صرف می‌کنید و البته اون وقت‌هایی که توی سفر هستید چه جوری باهاشون در تماسید؟»

مرد نفسی را که مدتی طولانی حبس کرده بیرون می‌دهد و به پشتی صندلی تکیه می‌دهد: « من رابطه خیلی خوبی با بچه‌هام دارم. چند وقتی هم هست که بیشتر براشون وقت میذارم و وقتی اینجا هستم، همش با هم بیرون می‌ریم و سعی می‌کنم کارایی رو که اون‌ها دوست دارند با هم انجام بدیم. مخصوصا به آیدین خیلی نزدیکم. با هم زیاد حرف می‌زنیم. بهش می‌گم که خیلی پسر قوی و باهوشی هستش. همیشه تاکید می‌کنم که اون مرد خونه است و وقتایی که نیستم، باید مواظب خونه باشه. وقت‌هایی هم که در سفرم، هر شب تماس تلفنی باهاشون دارم و اصلا نمی‌ذارم دوری من رو حس کنند. می‌دونین سرکار خانم، همسر من خودش خیلی زن مضطرب و همیشه نگرانیه. اینها رو به بچه‌ها هم منتقل کرده …. »

زن لاغر و قد بلند ، قدم‌زنان از کنار در می‌گذرد، پوشه آبی مدارک بچه‌ها در بغلش مچاله شده است. در حین عبور سرش را به سمتم برمی‌گرداند، نگاهش را به نگاهم می‌دوزد و از تیررسم خارج می‌شود. حرف مرد را قطع می‌کنم. از جایم بلند می‌شوم، در اتاق را می‌بندم و می‌پرسم: «چه‌قدر برای همسرتون وقت می‌ذارید؟ چه‌قدر بهش ابراز عشق و علاقه می‌کنید و از بودن خودتون مطمئنش می‌کنید؟ جلوی بچه‌ها بهش می‌گید چه‌قدر دوستش دارید یا هر طور دیگه‌ای که بچه‌ها متوجه احساسات بین شما بشن؟»

مطلب کامل را اینجا بخوانید:
http://bit.ly/2K8094P

لینک مطلب در سایت خانه امن

http://www.khanehamn.org/archives/27464

#خشونت_خانگی #اضطراب #والدین


@KhanehAmnTelegram
پشیمانی پس از بخشش مهریه

پرسشگر: ۴ سال قبل با مردی از آشنایان پدرم ازدواج کردم. از شوهرم بسیار راضی بودم و او را دوست داشتم. به همین دلیل پس از گذشت یک سال از ازدواج‌مان  تمام مهریه‌ام را بخشیدم. شوهرم هم برای تشکر یک خودرو پراید برایم خرید. گرچه مقدار مهریه خیلی بیش‌تر از قیمت یک پراید بود. در آن زمان بسیاری از دوستانم و هم‌چنین خواهرم معتقد بودند که من اشتباه کرده‌ام اما من فکر می‌کردم نیازی به وجود مهریه در زندگی نیست چون خودم را خوشبخت حس می‌کردم و فکر می‌کردم تا آخر عمرم همین حس را خواهم داشت. اما متاسفانه این‌چنین نشد. از یک سال و نیم قبل مشکلات‌مان شروع شد. من قصد ادامه تحصیل داشتم و در کنکور دانشگاه نیز قبول شدم اما شوهرم تمایلی به ادامه تحصیل من نداشت. می‌گفت: «چه احتیاجی به درس خواندن داری. خانه‌داری بهترین و راحت‌ترین کار است. وقتی من مخارج تو را می‌دهم و تمام احتیاجاتت را برطرف می‌کنم دیگر چه نیازی به ادامه تحصیل و کار کردن است…» به هر حال شوهرم با دعوا و مشاجره بسیار قبول کرد که در دانشگاه ثبت نام کنم. در همان ماهه‌ای اول دانشگاه شروع کرد به کنترل کردن بیش از حد من. هر لحظه به من زنگ می‌زد. مرتبا به دانشگاه می‌آمد. این رفتارش من را خیلی ناراحت می‌کرد. مشکل دیگرمان این بود که بسیار اصرار داشت بچه‌دار شویم حال آن‌که من فکر می‌کردم فعلا زود است. در مورد ارتباط با اقوام و دوستان نیز اختلاف پیدا کرده‌ایم. چند بارهم مرا تهدید به طلاق کرده است. به هر حال هم اکنون در وضعیت روحی خوبی نیستم. الان فکر می‌کنم که نباید مهریه‌ام را می‌بخشیدم و پشیمان هستم. سوالم این است که آیا می‌توانم بخشیدن مهریه‌ام را ابطال کنم؟ آیا شوهرم باید در این مورد موافقت کند؟ لطفا راهنمایی کنید.

http://bit.ly/2WSNep1

پاسخ وکیل خانه امن را در لینک زیر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/21167

@KhanehAmnTelegram
به دوستش گفت من باغبان خانه‌شان هستم

فریده موسوی

تابه‌حال چند‌بار به هر دلیلی صدایتان را روی پدر و مادر و یا مادربزرگ و پدربزرگتان بلند کرده‌اید؟ چندبار با آن‌ها قهر کرده و یا با بی‌توجهی و بی‌میلی جواب آن‌ها را داده‌اید‌؟ صدای‌تان کرده‌اند جواب نداده‌اید و خودتان را به آن راه زده‌اید و یا برای تلفظ نادرست یک کلمه آن‌ها مسخره کرده‌اید؟

ما درباره خشونت فیزیکی علیه سالمندان حرف نمی‌زنیم هر چند که متاسفانه در موارد مختلفی اتفاق می‌افتد و سالمندان از ترس از دست دادن محبت فرزندان و یا قضاوت مردم نسبت به اولادشان سکوت می‌کنند و حرف نمی‌زنند. ما با شما درباره نگاه‌ها، نیشخند‌ها، غفلت و کم‌توجهی و محدودیت مالی و انواع و اقسام رفتار‌هایی حرف می‌زنیم که جایش کبود نمی‌شود اما در دل‌ می‌ماند.

پای صحبت مرضیه خانم می‌نشینم که ۸۴ ساله است و در پنجاه سالگی همسرش را از دست داد و به‌قول خودش از‌‌ همان زمان شده «سالمند.»
بعد از چله آن خدا بیامرز پسر‌ها و دختر‌ها جمع شدند و تصمیم گرفتند خانه پدری‌شان را بفروشند و خانه کوچک‌تری برای من اجاره کنند و هر کدام سهم‌الارث خود را بردارند. من پنج فرزند دارم که وقتی پدرشان عمرش را داد به شما فکر کردند من عقلم به هیچ چیز نمی‌رسد، از من یک سوال نکردند که مادر ما سهم‌مان را می‌خواهیم حالا نظر شما چیست. آن‌ها جمع شدند و به جای گفتن واقعیت هر کدام یک جور دل برای من سوزاندند ولی من خوب می‌دانستم آن‌ها مال پدری‌شان را می‌خواهند و حق‌شان هم بود ولی من را خر فرض کردند. نامه‌های جوراجور دادند تا من امضا کنم و من هم رویم نمی‌شد نه بگویم و امضا می‌کردم.

با سهم‌الارث من یک خانه رهن کردند و قالی و قالیچه‌هایی را که در طول سال‌ها زندگی جمع کرده بودم بردند و چند تکه‌ای هم برای من گذاشتند. یک جفت چراغ‌شاه عباسی و چند تابلو فرش و پشتی کرک و پشم داشتم که گفتم این‌ها را نمی‌دهم و این‌ها مال خود من است. هر کدام‌شان یک جور پشت چشم نازک کردند ولی وقتی دختر بزرگم گفت وا مادر بابا این‌ها را برای خانواده خریده بوده و ما باید از پدرمان یادگاری داشته باشیم انگار یکی جگرم را آتش زد.

در تمام این سال‌ها حقوق بازنشستگی پدرشان را حساب‌کتاب می‌کنند. ماهی یک‌بار تلفن نمی‌زنند. چشم‌شان فقط به دو تا تیکه‌پاره ارث پدرشان بود. خودشان را عقل کل می‌دانند و من را هیچ به حساب نمی‌آورند. عروس و داماد هم که می‌گیرند من را هم مثل غریبه‌ها دعوت می‌کنند و خوش‌شان نمی‌آید آن‌ها را به خانه من بیاورند.

خشونت روانی علیه سالمندان رواج دارد

خشونت علیه سالمند طیف وسیعی دارد ولی خشونت روانی بیش از دیگر اشکال خشونت علیه آن‌ها رواج دارد. جالب این است تا دهه ۸۰ میلادی به این موضوع توجه نشده و تحقیقاتی صورت نگرفته بود. در این دهه بود که دانشمندان پی بردند در بعضی خانواده‌ها، سالمندان مورد خشونت فرزندان خود قرار می‌گیرند. خشونت علیه سالمندان شامل مواردی از قبیل بدرفتاری‌های جنسی، بدرفتاری‌های‌ جسمی، بی‌توجهی به احتیاجات عاطفی، بی‌توجهی به تغذیه، بهداشت و از بین بردن وسایل مورد علاقه و مورد نیاز آنان است. هر چند که در بسیاری از موارد سالمندان به خاطر دارایی و یا موارد دیگر مورد ضرب و جرح و قتل قرار می‌گیرند.

بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2WKDv3K

لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/22116

@KhanehAmnTelegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در زمان بحران يكى از اقلامى كه از طرف نهادهاى مردمى و كاربران شبكه هاى مجازى براى كمك به مناطق آسيب ديده مطرح مى شود، نوار بهداشتى براى زنان است كه از نظر بسيارى اين كالا، كالايي لوكس تلقي شده و به آن توجهى نمى كنند. اما ببينيد چرا نواربهداشتی یکی از مهمترین نیازهای زنان در مناطق بحرانی است؟

منبع: ايران واير

@KhanehAmnTelegram
مسئولیت اجتماعی در برابر خشونت خانگی چیست؟
صبا امیدوار

سکوت، بی اعتنایی، بی تفاوتی یا توجیه گاه بیگاه خشونت مردان علیه زنان توسط افکار عمومی یا مسئولین و ارگان های دولتی در ایران، مسئله مسئولیت اجتماعی در برخورد به خشونت خانگی را به پرسش مهمی در رویارویی با این مسئله بدل ساخته است.

مسئولیت اجتماعی بی اعتنایی نهادها را پس می‌زند

مهرداد درویش‌پور جامعه شناس جنسیت و فعال حقوق زنان از مسئولیت اجتماعی در خشونت خانگی می‌گوید.

به گفته او، مسئولیت اجتماعی در برابر خشونت اجتماعی در جامعه مدرن از جمله در قانون بازتاب می‌یابد. به رسمیت شناختن این که خشونت خانگی و در روابط نزدیک نه امر شخصی به شمار می‌رود و نه نیازمند شاکی خصوصی است. حتما لازم نیست زنی از شوهر خود شکایت کند که مورد خشونت قرار گرفته تا به پرونده آن رسیدگی شود.

به گفته او خشونت خانگی باید طوری باید که حتی اگر شاکی خصوصی نداشته باشد، جرمی عمومی تلقی شود.

این جامعه شناس می گوید :

ادامه در لینک زیر:
http://telegra.ph/Saba-11-20

لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/2

@KhanehAmnTelegram
تعهد در جوامع مختلف و حتی بین افراد مختلف بر اساس نظامهای ارزشگذاری متفاوت شکلهای متفاوتی دارد. به شکل کلی تعهد یعنی پایبند بودن به توافقاتی که یا به شکل پیش‌فرض وجود دارد و یا با گفتگو و بحث ایجاد شده. به عنوان مثال عدم داشتن رابطه جنسی با نفر سوم در عمده فرهنگها و برای عمده افراد به شکل پیش فرض نشانه‌ای از تعهد است. اما این امکان وجود دارد که از طرف قانونگذار این اجازه به افراد داده شده باشد(مانند آزادی چندهمسری برای مردان در ایران) و یا ممکن است دو نفر با یکدیگر توافق کنند که هر دو آزادند با شخص و یا اشخاص دیگر وارد رابطه شوند.
.
با این توضیحات تعهد مفهومی ثابت ندارد و متغیر است. با وجود متغیر بودن در نظامهای ارزشی، پایبندی به توافقات و تعهد ارزش محسوب میشود. بنابراین آنچه حائزاهمیت است گفتگو قبل از دادن تعهد است. جمله‌ی "من تا آخر عمر به تو متعهد خواهم ماند" جمله‌ای مبهم و گنگ است و نیاز به بررسی دارد. کدام تعهد؟ کدام خط قرمزها؟ برای فردی چت کردن با ناآشنا نقض تعهد محسوب میشود و برای دیگری داشتن رابطه‌ی جنسی با دوستان نزدیک! اینجاست که دو طرف رابطه باید وارد گفتگو شوند و خطوط قرمز و حریم تعهد را برای یکدیگر به صورت واضح ترسیم کنند. آنچه در تعهد اهمیت دارد عرف غالب، نظر روشنفکران و غیره نیست و صرفا احساسات طرف مقابل است. نتیجتا گفتگو باید قبل از دادن تعهد رخ دهد تا در صورتی که برای ما غیرقابل قبول است در تعهدی که نمیتوانیم به مفادش پایبند باشیم قرار نگیریم. تعهد ابتدایی در هر زمانی با توافق دو طرف قابل انعطاف است و افراد میتواند چهارچوبهای اولیه را مطابق با تغییرات یا خواسته‌های جدید تغییر دهند.
.
بی‌تعهدی و پیمان‌شکنی یقینا ضدارزش است و مرتکب مسئول. افراد مختلف متناسب با شرایط روانی، فرهنگی، اقتصادی و خانوادگی مختلف و ظرفیتهایشان، در برابر پیمان‌شکنی واکنشهای مختلفی بروز داده و این واکنشها(ادامه رابطه یا ترک آن) قابل ارزشگذاری یا قضاوت نیست. واکنش به بی‌تعهدی صرفا یک انتخاب شخصی بر اساس تعاریف متفاوت افراد از تعهد و رابطه، و همچنین ظرفیتها و شرایط گوناگون است. به بیان دیگر هر فردی آزاد است بدون قضاوت انتخاب کند ویرگول را کجای جمله "بخشش لازم نیست اعدامش کنید" بگذارد.
.
#تعهد #خیانت #پیمان_شکنی

مطلب فوق از اینستاگرام خانم سمانه سوادی انتخاب شده است.
@samaneh_savadi
.
نظر شما در مورد این مطلب چیست؟ چه تجربه‌ای داشته‌اید؟ پیمان و قرارداد ازدواج در ایران چه تعهداتی به همراه دارد؟

@KhanehAmnTelegram
کودکان شیرخوارگاه نیازی به ترحم ندارند

خانمی با چهره ای مهربان دست کودکی را گرفته و در سالن راه می روند. به او نزدیک می شویم و بی آنکه خودمان را معرفی کنیم حال و احوال می کنیم و از شرایط کار در شیرخوارگاه می پرسیم که پاسخ می دهد:«تمام کسانی که در این شیرخوارگاه کار می کنند، عاشق بچه ها هستند و با نیت کمک و کار خیر در اینجا فعالیت می کنند و برایشان منفعت مالی چندانی ندارد.»
می پرسیم:«آیا به افراد اجازه می دهید تا به دیدن بچه ها بیایند و آنها را از نزدیک ببینند؟» پاسخش منفی است، می گوید:«بچه هایی که در شیرخوارگاه نگهداری می شوند هیچ ذهنیتی از پدر و مادر و خانوداه ندارند، بنابراین هرکسی را می بینند، فکر می کنند که این همان پدر و مادری است که منتظرش هستند. در حالی که این طور نیست و همین ارتباط کوتاه می تواند به ضربه روحی بدی برای بچه ها منتهی شود. قرار نیست در اینجا ما احساسات کودکان را به بازی بگیریم.»
حرفش را قطع می کنم و می گویم:«منظورم به بازی گرفتن احساسات کودکان نبود، اما شاید کسانی که به قصد کمک آمده اند، اگر بچه ها را از نزدیک ببینند، درک بهتری از شرایط آنها داشته باشند و این مسئله در آینده و زمانی که این کودکان می خواهند وارد اجتماع شوند، هم به درد بخورد.»
همچنان که سرش را به منظور تایید حرفم تکان می دهد، لبخندی می زند و ادامه می دهد که:«متوجه منظورتان هستم، اما گاهی برخی از افرادی که به اینجا می آیند تحت تاثیر احساسات آنی قرار می گیرند و در همان چند دقیقه چنان عشق و محبتی را به بچه ها ابراز می کنند که وقتی از اینجا می روند، بچه ها همچنان منتظر و چشم به راه آنها هستند که بیایند و آنها را هم با خودشان ببرنند. این ارتباط هرچند کوتاه، برای روحیه لطیف و آسیب پذیر بچه ها بسیار خطرناک است و گاه زمان زیادی لازم است تا کودک آن را فراموش کند و یا تاثیر آن از بین برود. بچه های تحت پوشش ما نیازی به ترحم های گاه و بیگاه ندارند، آنچه آنها می خواهند عشق واقعی و کانون گرم خانواده است.»

بیشتر بخوانید:
http://telegra.ph/Ameneh-02-19


http://www.khanehamn.org/archives/20320

@KhanehAmnTelegram
اجبار به انجام امورات مذهبی توسط شوهر

پرسشگر: زن ۳۰ ساله ای هستم. سه سال قبل با یکی از آشنایان ازدواج کرده ام. همسرم یک فرد فوق العاده مذهبی است. به همین دلیل پس از ازدواجمان مشکلاتمان شروع شد. در ابتدای زندگی، همسرم از من خواست که چادر به سر کنم. این خواسته او مرا شگفت زده کرد زیرا او می دانست که من هیچ وقت چادر سر نکرده و مایل به این کار نیستم.
چندین روز با هم مشاجره داشتیم. بالاخره مجبور شدم خواسته ایشان را بپذیرم. همسرم مرا مجبور می کرد که فرایض دینی را کاملا به جا آورم. مثلا هر صبح مرا برای نماز بیدار می کرد حال آنکه این کار برای من سخت بود. ارتباط مرا با دوستان و آشنایان بسیار محدود کرد. به طوری که حتی با اقوام نزدیک مرد نمی توانستم مکالمه ای داشته باشم زیرا معتقد بود آنها نامحرم هستند.
تمام این رفتارها را تحمل کردم تا اینکه فرزندمان متولد شد. بر سر انتخاب اسم اختلاف پیدا کردیم. همسرم اسم زینب السادات را برای دخترمان انتخاب کرده بود اما من مخالف بودم. در نهایت این اسم برای دخترمان در شناسنامه درج شد. اختلافهایمان روز به روز گسترده تر شد. فکر می کنم دیگر توان ادامه زندگی با همسرم را ندارم. درمانده شده ام و نمی دانم چه کار باید بکنم. از شما راهنمایی می خواهم.


بیشتر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/18242

@KhanehAmnTelegram
ازدواج کودکان و ناقص‌سازی اندام جنسی زنان یا آنچه که به صورت عامی‌تر ختنه‌زنان نامیده می‌شود هر دو از مصادیق بارز خشونت خانگی است. رایحه مظفریان، پژوهشگر و نویسنده کتاب «تیغ‌ و سنت» از اولین کسانی است که روی مسئله ناقص‌سازی اندام جنسی زنان در ایران به صورت جدی به تحقیق پرداخت. زمانی‌که او تحقیق روی این نمونه از خشونت علیه زنان را در ایران شروع کرد، هنوز منابع چندانی در این خصوص وجود نداشت. چندین کتاب نوشته و ترجمه شده بود اما توجه‌های چشم‌گیری به انجام عمل ناقص‌سازی جنسی زنان در ایران معطوف نشده بود.
مظفریان ترم اولی دوره فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی بود که مادرش، کتاب «گل صحرا» نوشته واریس دیری را برای مطالعه به او سپرد. پایان خواندن این کتاب، آغاز پژوهش‌ها و تحقیقات مظفریان و در نهایت انتشار کتاب تیغ و سنت بود. پس از ساخت فیلم‌های کوتاه، راه‌اندازی چند کمپین و رسانه برای اطلاع‌رسانی در خصوص ناقص‌سازی جنسی زنان و ازدواج زودهنگام کودکان بخش بزرگی از زندگی مظفریان شد.
گل صحرا
خواندن «گل صحرا» یک تصادف نبود. این کتاب یکی از تاثیرگذارترین کتاب‌های در این حوزه است. واریس دیری، سفیر سازمان ملل در مبارزه با ناقص‌سازی اندام جنسی در این کتاب روایت مثله شدن خودش را نوشته است: «مادرم مرا در بازوان‌اش گرفته بود٬ برای آنکه آرام بگیرم به او نگاه می‌کردم. درد به قدری زیاد بود که از حال رفتم. به هوش آمدم و چشم‌بندم کنار رفت و من زن جلاد را دیدم که مقداری خار درخت اقاقیا را کپه کرده و از آن‌ برای ایجاد سوراخ‌هایی در پوستم استفاده می‌کرد تا با نخ سفید محکمی مرا بدوزد. درد به قدری شدید بود که آرزو می‌کردم بمیرم. دوباره از حال رفتم. چشمان‌ام را که باز کردم مادرم رفته بود. سنگ٬ از خون من خیس بود و تکه‌هایی از گوشت تن‌ام آن‌جا افتاده بود؛ دست‌ نخورده و در حال خشک شدن زیر آفتاب.»

بیشتر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/24610

@KhanehAmnTelegram
امروز ۷ اپریل روز جهانی بهداشت است. سازمان ملل تاکید دارد که همه‌ی انسان‌ها در هر مکانی، حق دارند که به بهداشت مناسب و پزشک و امکان درمان دسترسی داشته باشند.

خشونت در دسترسی به پزشک: دکتر ممنوع!

نعیمه دوستدار

شهین خانم وقتی در ۱۵ سالگی ازدواج کرد، بچه‌دار نشد. نه اینکه بچه‌دار شدن را در سن ۱۵ سالگی بد بدانند؛ اتفاقا همسر روحانی و پدر مذهبی‌اش هرچه زودتر منتظر حاملگی‌اش بودند. اما او تا ۱۸ سالگی بچه دار نشد و بقیه هم گذاشتند به حساب کم سن و سال بودن و طبیعت بدنش. بعد از ۱۸ سالگی چند سال دیگر هم تلاش کردند و نتیجه نداد. مادرش به شوهر و همسرش پیغام داد که بگذارند شهین خانم پیش دکتر برود و علت را بررسی کنند اما شوهرش به هیچ وجه زیر بار نرفت. می‌گفت دکتر زنان حتی اگر زن باشد هم حرام است. می‌گفت راضی نیست تن زنش را هیچ کس ببیند. می‌گفت معاینه ضرورتی ندارد. او را بستند به درمان‌های سنتی و آب دعا، اما افاقه نکرد.

۲۳ ساله که بود، تحمل شوهرش تمام شد و زن گرفت. افسرده و بیمار شده بود. پدرش این بار پادرمیانی کرد و از شوهرش خواست که اجازه بدهد او را پیش دکتر زنان ببرند. به شرط زن بودن، اجازه داد. دکتر مشکل کوچکی را در او تشخیص داد که با دارو قابل حل بود. شش ماه تحت درمان بود و بعد حامله شد. اما خوشبخت نشد. زندگی‌اش با زن دیگری تقسیم شده بود و برایش افسردگی و تنهایی باقی مانده بود.
دسترسی به پزشک و درمان یکی از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی است که در ایران در منشور حقوق بیمار مصوب وزارت بهداشت و درمان مورد تاکید قرار گرفته است. بر اساس این منشور، دریافت مطلوب خدمات سلامت حق بیمار است و ارائه خدمات سلامت باید فارغ از هرگونه تبعیض از جمله قومی، فرهنگی، مذهبی، نوع بیماری و جنسیتی باشد.
همچنین باید خدمات درمانی بر اساس دانش روز و مبتنی بر برتری منافع بیمار در اختیارش قرار بگیرد.
توجه ویژه‌ به حقوق گروه‌های آسیب‌پذیر جامعه از جمله کودکان، زنان باردار، سالمندان، بیماران روانی، زندانیان، معلولان ذهنی و جسمی و افراد بدون سرپرست هم در این منشور مورد تاکید قرار گرفته است.
این منشور حق انتخاب بیمار را بدین شکل محترم شمرده است: «حق انتخاب و تصمیم‌گیری آزادانه بیمار در دریافت خدمات سلامت باید محترم شمرده شود.»[i]

حق سلامت زنان و دختران در ماده ۱۲ کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان هم مطرح شده است. مطابق این ماده، «دسترسی به مراقبت‌های ناظر بر سلامت و درمان که شامل سلامت باروری نیز می‌شود، از حقوق بنیادین این کنوانسیون است. مطابق ماده۱۲ کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان، دولت‌ها متعهد شده‌اند هرگونه تبعیض در دسترسی زنان به خدمات بهداشت و درمان را محو کنند و خصوصاً در زمینه تنظیم خانواده، بارداری، زایمان و دوران بعد از زایمان در این کنوانسیون تأکید ویژه‌ای شده است.

با این حال زنان در بسیاری از موارد از حقوق مربوط به بیماری و سلامت خود محرومند و به خاطر دسترسی نداشتن به امکانات پزشکی و درمانی سلامت خود را از دست می‌دهند. قرار گرفتن در شرایط بیماری و مانع ایجاد کردن بر سر راه دریافت درمان‌های مناسب را می‌توان نوعی خشونت علیه زنان تعریف کرد.

ریشه در فرهنگ
در فرهنگ ایرانی مردان این قدرت را دارند که برای سلامت زنان تصمیمی بگیرند یا او را از دریافت خدمات درمانی محروم کنند....

ادامه مطلب را در لینک زیر ببینید:
bit.ly/2F3MCDw

لینک مطلب در سایت خانه امن
http://www.khanehamn.org/archives/22416

@KhanehAmnTelegram
بررسی وضعیت بهداشت و سلامت زنان در ایران (با تمرکز بر سال های ۱۳۸۴ الی ۱۳۹۲)

نیکزاد زنگنه – کارشناس مطالعات زنان

نقش ها و رفتارهای متمایز زنان و مردان که ریشه در هنجارها و ارزش های جنسیتی دیکته شده توسط فرهنگ دارد، موجد تفاوت های جنسیتی است. این هنجارها و ارزش ها منجر به افزایش نابرابری جنسیتی می شود که به طور سیستماتیک به توانمند شدن یک گروه و تحقیر شدن گروه دیگر می انجامد. درآمد پایین تر زنان نسبت به مردان در سراسر دنیا، نمونه ای از نابرابری جنسیتی است. این تفاوت ها و تبعیض های جنسیتی هر دو می توانند نابرابری میان زنان و مردان در وضعیت بهداشت و دسترسی به خدمات بهداشتی را افزایش دهند. برای مثال:

– یک زن نمی تواند خدمات بهداشتی و پزشکی مورد نیاز را دریافت کند زیرا هنجارهای جامعه در مناطق خاص، او را از مراجعه تنها به درمانگاه باز می دارد.

– یک پسر نوجوان در تصادف رانندگی می میرد چراکه همیشه آموخته است باید به دیگران نشان دهد ریسک پذیر است و جسورانه رفتار می کند.

– یک زن متاهل در معرض خطر بالای ابتلا به HIV قرار دارد، زیرا جامعه همسرش را به بی قیدی در امور اخلاقی و جنسی تشویق می کند و همزمان همین زن را از اصرار به استفاده از کاندوم در رابطه جنسی باز می دارد.

– نرخ مرگ و میر ناشی از سرطان ریه در مردان بالاتر است، زیرا سیگار کشیدن برای مردان عامل جذابیت محسوب می شود درحالیکه در اکثر جوامع برای زنان کماکان پسندیده نیست.

در همه این موارد هنجارها و ارزش های جنسیتی و رفتارهای ناشی از آن، تاثیرات منفی عمده ای بر سلامت دارد. در واقع کلیشه های جنسیتی در یک زمان و مکان مشخص می تواند یکی از موانع مهم و موثر – گاهی تنها مانع مهم – دستیابی زنان و مردان به خدمات سلامت و بهداشت باشد. خوشبختانه هنجارها و ارزش های جنسیتی ثابت نیستند بلکه در طول زمان تکامل پیدا می کنند و به طور قابل توجهی در مکان های مختلف، متفاوت هستند. بنابراین پیامدهای وضعیت نابه سامان سلامت که از نابرابری جنسیتی ناشی می شود، ایستا نیست و در طول زمان تغییر می کند.

بیشتر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/8085
#روز_جهانی_بهداشت #بهداشت_زنان

@KhanehAmnTelegram
چگونه پسران فمینیست تربیت کنیم، نوشته تانیت کری.

۱) الگوی برابری باشید:
اولین کلاس درس فرزندان خانواده‌ست. آنها در خانواده می‌آموزند چه جایگاه در این جهان هستی دارند. خانواده اولین باورها و تفکرات فرزندان نسبت به جنسیت را شکل میدهد. در انجام کارهای خانه مشارکت کنید و برای فرزندان خود توضیح دهید آنچه شما در زندگی مسئولیت انجامش را بر عهده گرفته‌اید صرفا به خاطر توانایی‌ها و علایق شماست نه جنسیت. به عنوان مثال به آنها بگویید اینکه مادر آشپزی میکند به خاطر علاقه به آشپزی‌ست نه وظیفه‌ای زنانه، همینطور اگر پدر ظرفها را میشورد یا بیرون از خانه کار میکند.
.
۲) اجازه بدهید تمام احساسات را تجربه و ابراز کنند:
تحقیقات نشان میدهد پسران تا ۴ سالگی به اندازه دختران گریه میکنند اما ما به تدریج به طور ناخودآگاه به آنها می‌آموزیم که «مرد» شوند و برای مرد شدن باید سخت و قدرتمند باشند. والدین بعد از ۴ سالگی جملات عاطفی و احساسی بیشتری را برای دختران استفاده میکنند و در مواجهه با پسران از بروز احساسات خودداری میکنند. در نتیجه‌ی این تربیت پسران از ۷ سالگی در برابر صدمه به خود، غم و ناراحتی به جای گریه کردن خشمگین میشوند، تربیت پسران باعث میشود تنها احساسی که آنها اجازه دارند در برابر ضعفهای خود نشان بدهند خشم باشد.
.
۳)اجازه بدهید تمام بازیها و همبازیها را تجربه کنند:
تا قبل از ۲، ۳ سالگی دختران و پسران با اسباب‌بازی و شیوه‌های یکسان بازی میکنند، اما بعد از ۳ سالگی این باور که برخی از بازیها مناسب جنسیت آنهاست و برخی نه در آنها شکل میگیرد. کتابها، سوپر‌هیروها، کارتونها و آنچه جامعه در اختیار دختران و پسران برای بازی قرار میدهد این باور را شکل میدهد. فرزندان خود را تشویق کنید با تمام اسباب‌بازیها بازی کنند، از تمام جنسیتها همبازی داشته باشند و هرگز محدودیتی برایشان قائل نشوید.
.
۴) در مورد پورنوگرافی با آنها صحبت کنید:
تمام پسران در سنی فیلمهای پورن میبینند، فیلمهایی که در آنها زنان بی‌محابا هرزه، خراب و فاحشه خطاب میشوند. دیدن این فیلمها به سرعت باور ناسالم از جایگاه زن و مرد در رابطه عاطفی و جنسی ایجاد میکند. از سنین پایین با فرزندان خود در مورد رابطه عاطفی زن و مرد گفته کنید و زمانی که بزرگتر شدند برایشان در مورد صنعت پورن توضیح دهید و بگویید این صنعت با استفاده از شوک و سرگرمی به دنبال درآمدزایی‌ست و آنچه میبینند واقعیت ندارد. برایشان توضیح دهید رابطه جنسی سالم رابطه‌ایست که با رضایت و اشتیاق طرفین برقرار میشود و به لذت هر دو طرف می‌انجامد.

۵) برابری برای همه: به پسران بیاموزید برابری همانقدر برای پسران مهم است که برای دختران، برابری به همه اجازه میدهد بدون محدودیت دنیا و ظرفیتهای خود را کشف کنند. برابری را به ارزش خانوادگی هود تبدیل کنید و به فرزندان خود بیاموزید که همه فارغ از جنسیت( و ملیت، مذهب، کلاس اجتماعی و ...) دارای کرامت انسانی و مستحق احترام و برابریست.

#پسران #تربیت #برابری_جنسیتی #هویت_جنسیتی

منبع: اینستاگرام سمانه سوادی

مطلب مرتبط:
چگونه پسرمان را فمینیست بار بیاوریم؟

http://www.khanehamn.org/archives/26269

@KhanehAmnTelegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۷ آوریل روز جهانی بهداشت است.
این ویدئو درباره اهمیت توجه به بهداشت است.

منبع: صفحه‌ی فیسبوک تقویم ایران و جهان

@KhanehAmnTelegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نابرابری جنسیتی به معنی شرایطی است که در آن، یک‌ جنس صرفا به دلیل جنسیت خود مورد تبعیض قرار می‌گیرد و از امکانات، منافع و موقعیت‌های کمتری نسبت به سایرین برخوردار می‌شود. در اکثر جوامع به خاطر هنجارها و سنت‌های ریشه‌دار تاریخی، نابرابری جنسیتی به ضرر دختران و زنان است. این نابرابری، نه تنها از نظر اخلاقی امری مذموم شمرده می‌شود بلکه آثار اجتماعی و اقتصادی زیادی نیز برای جامعه دارد. جامعه‌ای که به دلیل نابرابری جنسیتی از توان نیمی از منابع انسانی خود به درستی بهره‌برداری نکند، آثار اقتصادی این تبعیض را به‌شکل درآمد سرانه کمتر و فقر می‌بیند. با سرمایه‌گذاری بر روی برابری جنسیتی و ایجاد فرصت‌های برابر برای دخترانمان، آینده‌ای بهتر برای همه فرزندانمان خواهیم ساخت.

این ویدئو، به همین مناسبت توسط الفبا ترجمه و صداگذاری شده است.

***
ترجمه و صداگذاری : فروغ عزیزی مریم نظری

منبع: صفحه‌ی فیسبوک الفبا

@KhanehAmnTelegram
Forwarded from خانه امن
سکوت را بشکنید!

مشاوره رایگان

چنانچه تحت خشونت خانگی هستید. چنانچه برای رفع خشونت خانگی نیاز به مشاوره حقوقی دارید، یا با شماره خانه‌ی امن تماس بگیرید و یا «فرم مشاوره آنلاین»را پر و برای ما ارسال کنید. در اولین فرصت مشاوران پاسخگوی شما خواهند بود.

اینجا کلیک کنید:
https://goo.gl/JQHmFj

@KhanehAmnTelegram
چرا بیشتر زنان از زندگی خود ناراضی‌اند؟

زنان و دختران علی‌رغم رشد تحصیلات‌شان بعضاً یا وارد زندگی تأهلی نشده‌اند که در این صورت از وضعیت‌شان ناراضی‌اند و یا به خاطر توانمندشدن بعد از ورود در زندگی، فقط زندگی خانوادگی آن‌ها را اقناع نمی‌کند و در بسیاری موارد از گران‌باری نقش رنج می برند و یا همسران‌شان را در حد و قواره خود نمی‌دانند. به این مسایل رو به رشد اعتیاد و خیانت هم اگر اضافه شود، نارضایتی صدچندان خواهد شد.

پایین‌بودن سطح سلامت روان زنان و نارضایتی عمومی از زندگی در زنان با هویت‌های گوناگون، بیش از هر چیز می‌تواند نشانه این موضوع باشد که هر یک از زنان نگاهی بالادست به زنان در دیگر اشکال هویتی داشته و بعضاً این انگاره ذهنی در آن‌ها وجود دارد که مثلاً به‌عنوان یک زن متأهل، افرادی را که تجرد گزیده‌اند یا جدا شده‌اند، خوشبخت‌تر می‌دانند؛ یا بالعکس دختران مجردی که به نظرشان زنان متأهل از زندگی راضی‌ترند و یا زنانی‌که از درد خیانت یا ناباروری رنجیده و منتهی‌الیه آروزهای‌شان برای رسیدن به خوشبختی حل این مسائل است؛ همگی بدون درک موقعیت دیگری تنها به دلایل نارضایتی خود از زندگی می‌اندیشند؛ نارضایتی که چاره‌اش لزوماً قرارگرفتن در جایگاه دیگری نیست و پس از آن هم‌ گویی تنها شکل و نوع مشکلات‌شان تغییر می‌یابد.

در دهه‌های اخیر در اثر گسترش نوگرایی و نوسازی در عرصه جهانی، تحولاتی در زمینه‌های فرهنگی و ساختاری روی داده که سبب دگرگونی نقش‌های اجتماعی و آگاهی‌های زنان شده است. افزایش تحصیلات و اشتغال در میان زنان از سویی سبب کاهش مطلوبیت الگوی زن سنتی می‌شود و از سوی دیگر موجب دشواری در هماهنگ‌کردن نقش‌های سنتی با نقش‌های جدید، شده و به بحران هویت زنان منتهی می‌گردد.
در عین حال اصلی‌ترین مسئله‌ای که در جمیع زندگی زنان با هر نوع هویت خانوادگی و در سطوح مختلف سنی، تحصیلی و شغلی دریافت می‌شود، موضوع سطح بالای نارضایتی در آن‌ها است. در واقع این حجم نارضایتی ناشی از بحران هویتی در زنان، منجر به سطح پایین سلامت روان و میزان بالای افسردگی ۲۰ تا ۴۰ درصدی در زنان شده است.

به همین دلیل طی بررسی‌های انجام‌شده احساس تنهایی و سرخوردگی معضلاتی هستند که در بین زنان و دختران ما روند افزایشی را طی کرده و در آن‌ها عوامل سبب‌سازی مانند اختلافات خانوادگی و زناشویی، بیکاری و اختلالات روانشناختی که در بسیاری از موارد نادیده گرفته می‌شوند، نقش اساسی دارند.

ادامه‌ی مقاله:
http://www.khanehamn.org/archives/16001

@KhanehAmnTelegram