Forwarded from خانه امن
خیابان امن حق من است
خانه امن : «خیابان و خانه باید هر دو امن باشند وگرنه امنیت معنا ندارد.» این جمله دختر ۱۵ سالهای است که برای خانه امن پیام فیسبوکی فرستاده و معتقد است اگرچه تلاش برای پیشگیری و مقابله با خشونت خانگی دارای اهمیت است ولی باید بر حق زنان و کودکان مبنی بر امنیت خیابان تاکید کرد.
مینا میگوید: «اگر من به پدرم بگویم که هر روز از خانه تا مدرسه و از مدرسه تا کلاسهای کمک آموزشی شاهد چه برخورد هایی هستم من را با محدودیتهای فراوانی برای خروج از منزل روبرو میکند. چنانچه وقتی سال گذشته درباره یک مزاحم خیابانی با او صحبت کردم اجازه نداد زمستان به کلاس زبان بروم، تا تابستان که روز طولانیتر شود و زمان بازگشت هوا تاریک نشود. پدرم فکر میکرد حتما در رفتار من هم سبکسریهایی بوده که آن مرد به من بند کرده است و میگفت چرا از این اتفاقها برای خواهرت نمیافتد، در حالیکه نمیدانست برای خواهرم هم دهها بار چنین اتفاقاتی افتاده و او سکوت کرده است.»
مینا از اضطراب خود در هنگام خروج از منزل میگوید و اینکه ناخودآگاه قلبش شروع به تپش میکند و اطمینان ندارد که سلامت به خانه برگردد. وی معتقد است که بسیاری از همکلاسیهای او دارای این اضطراب هستند و بعضی والدین به همین دلایل ترجیح میدهند که برای رفتوآمد دخترشان از آژانس استفاده کنند و یا خود این کار را انجام دهند.
بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2OpAx48
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/16477
@KhanehAmnTelegram
خانه امن : «خیابان و خانه باید هر دو امن باشند وگرنه امنیت معنا ندارد.» این جمله دختر ۱۵ سالهای است که برای خانه امن پیام فیسبوکی فرستاده و معتقد است اگرچه تلاش برای پیشگیری و مقابله با خشونت خانگی دارای اهمیت است ولی باید بر حق زنان و کودکان مبنی بر امنیت خیابان تاکید کرد.
مینا میگوید: «اگر من به پدرم بگویم که هر روز از خانه تا مدرسه و از مدرسه تا کلاسهای کمک آموزشی شاهد چه برخورد هایی هستم من را با محدودیتهای فراوانی برای خروج از منزل روبرو میکند. چنانچه وقتی سال گذشته درباره یک مزاحم خیابانی با او صحبت کردم اجازه نداد زمستان به کلاس زبان بروم، تا تابستان که روز طولانیتر شود و زمان بازگشت هوا تاریک نشود. پدرم فکر میکرد حتما در رفتار من هم سبکسریهایی بوده که آن مرد به من بند کرده است و میگفت چرا از این اتفاقها برای خواهرت نمیافتد، در حالیکه نمیدانست برای خواهرم هم دهها بار چنین اتفاقاتی افتاده و او سکوت کرده است.»
مینا از اضطراب خود در هنگام خروج از منزل میگوید و اینکه ناخودآگاه قلبش شروع به تپش میکند و اطمینان ندارد که سلامت به خانه برگردد. وی معتقد است که بسیاری از همکلاسیهای او دارای این اضطراب هستند و بعضی والدین به همین دلایل ترجیح میدهند که برای رفتوآمد دخترشان از آژانس استفاده کنند و یا خود این کار را انجام دهند.
بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2OpAx48
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/16477
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
خیابان امن حق من است
خانه امن : «خیابان و خانه باید هر دو امن باشند وگرنه امنیت معنا ندارد.» این جمله دختر ۱۵ سالهای است که برای خانه امن پیام فیسبوکی فرستاده و معتقد است اگرچه تلاش برای پیشگیری و مقابله با خشونت خانگی دارای اهمیت است ولی باید بر حق زنان و کودکان مبنی بر امنیت…
مادر شدن کودکان، ننگی بیپایان
ماهرخ غلامحسینپور
دکتر «زکیه. ح»، متخصص زنان و زایمان، چند شب پیش در بخش زنان و زایمان بیمارستان سوسنگرد با موردی دردناک مواجه شده اما میگوید این مورد در طول هشت سال خدمتش در این بیمارستان، با وجود همه رنجی که دارد، نه نادر است نه عجیب:
دخترک ۱۲ سالهای را در وضعیتی بحرانی و واژنی از هم دریده شده از حوالی دهلاویه به بخش اورژانس بیمارستان رساندهاند. مرد همراه بیمار اما حتی حاضر نبوده به نام دخترک پرونده پزشکی تشکیل دهد و اصرار داشته که یا بیمار را میبرد یا پرونده باید به اسم خودش باشد. او در مقابل درخواست دکتر هم مدام میگفته: «زنم است. مالم است. شده دیگر. هر چه زودتر درمانش کنید تا برگردیم سر خانه زندگیمان ….»
دکتر زکیه. ح میگوید تا به حال در چند بیمارستان و درمانگاه دولتی به عنوان متخصص زنان و زایمان به مردم خدمت کرده و اورژانس این بیمارستانها در مورد کودکانی که با پارگی واژن به آنجا مراجعه میکنند و درد میکشند، وضعیت فاجعهباری دارد.
او میگوید یکی از دوستانش که ساکن تهران است، مدتی قبل لینک خبری را در تلگرام برایش فرستاده در مورد مرگ دخترک ۱۳ ساله یمنی که در شب ازدواج به علت پارگی واژن و خونریزی، جانش را از دست داده. دوستش زیر لینک نوشته: عجیب ولی واقعی.
زکیه اما برایش نوشته چهطور دور و بر خودت را نمیبینی: «من بارها مجبور شدهام دخترهای لاغر و نحیف ۱۲ تا ۱۵ ساله را برای ترمیم پارگی واژن راهی اتاق عمل کنم.»
این خانم دکتر باز از دختر اهل دهلاویه میگوید. دختری که با وجود همه اصرارهایش حتی اسمش را هم نفهمیده است: «میتوانید باور کنید یک بیمار حتی اسم نداشته باشد؟ مسئول پذیرش به مرد گفت متاسفیم. بدون مشخصات کامل نمیتوانیم پذیرش کنیم. قانونی نیست. اما من دیدم دخترک دارد جان میدهد. اگر میرفتند دیگر هیچکس به دادش نمیرسید و شاید از شدت خونریزی میمرد. واژن دخترک تا مقعد دچار پارگی شدید شده بود. ۱۱ بخیه زدم. مرد همراهش بیشتر از آنکه نگران شرایط دخترک باشد، میخواست کسی متوجه نشود. به نظر نمیرسید چندان هم در مورد آن همه دردی که به یک کودک تحمیل کرده، احساس گناه یا ناراحتی کند.»
این خشونتهای جنسی اما نوعی بردگی جنسی است.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2XHBdTB
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27562
@KhanehAmnTelegram
ماهرخ غلامحسینپور
دکتر «زکیه. ح»، متخصص زنان و زایمان، چند شب پیش در بخش زنان و زایمان بیمارستان سوسنگرد با موردی دردناک مواجه شده اما میگوید این مورد در طول هشت سال خدمتش در این بیمارستان، با وجود همه رنجی که دارد، نه نادر است نه عجیب:
دخترک ۱۲ سالهای را در وضعیتی بحرانی و واژنی از هم دریده شده از حوالی دهلاویه به بخش اورژانس بیمارستان رساندهاند. مرد همراه بیمار اما حتی حاضر نبوده به نام دخترک پرونده پزشکی تشکیل دهد و اصرار داشته که یا بیمار را میبرد یا پرونده باید به اسم خودش باشد. او در مقابل درخواست دکتر هم مدام میگفته: «زنم است. مالم است. شده دیگر. هر چه زودتر درمانش کنید تا برگردیم سر خانه زندگیمان ….»
دکتر زکیه. ح میگوید تا به حال در چند بیمارستان و درمانگاه دولتی به عنوان متخصص زنان و زایمان به مردم خدمت کرده و اورژانس این بیمارستانها در مورد کودکانی که با پارگی واژن به آنجا مراجعه میکنند و درد میکشند، وضعیت فاجعهباری دارد.
او میگوید یکی از دوستانش که ساکن تهران است، مدتی قبل لینک خبری را در تلگرام برایش فرستاده در مورد مرگ دخترک ۱۳ ساله یمنی که در شب ازدواج به علت پارگی واژن و خونریزی، جانش را از دست داده. دوستش زیر لینک نوشته: عجیب ولی واقعی.
زکیه اما برایش نوشته چهطور دور و بر خودت را نمیبینی: «من بارها مجبور شدهام دخترهای لاغر و نحیف ۱۲ تا ۱۵ ساله را برای ترمیم پارگی واژن راهی اتاق عمل کنم.»
این خانم دکتر باز از دختر اهل دهلاویه میگوید. دختری که با وجود همه اصرارهایش حتی اسمش را هم نفهمیده است: «میتوانید باور کنید یک بیمار حتی اسم نداشته باشد؟ مسئول پذیرش به مرد گفت متاسفیم. بدون مشخصات کامل نمیتوانیم پذیرش کنیم. قانونی نیست. اما من دیدم دخترک دارد جان میدهد. اگر میرفتند دیگر هیچکس به دادش نمیرسید و شاید از شدت خونریزی میمرد. واژن دخترک تا مقعد دچار پارگی شدید شده بود. ۱۱ بخیه زدم. مرد همراهش بیشتر از آنکه نگران شرایط دخترک باشد، میخواست کسی متوجه نشود. به نظر نمیرسید چندان هم در مورد آن همه دردی که به یک کودک تحمیل کرده، احساس گناه یا ناراحتی کند.»
این خشونتهای جنسی اما نوعی بردگی جنسی است.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2XHBdTB
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27562
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
مادر شدن کودکان، ننگی بیپایان
ماهرخ غلامحسینپور دکتر «زکیه. ح»، متخصص زنان و زایمان، چند شب پیش در بخش زنان و زایمان بیمارستان سوسنگرد با موردی دردناک مواجه شده اما میگوید این مورد در طول هشت سال خدمتش در این بیمارستان، با وجود همه رنجی که دارد، نه نادر است نه عجیب: دخترک ۱۲ سالهای…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کودکی شما چطور روی روابط عاطفیتان تاثیر میگذارد؟
دوران کودکی در شکلگیری الگوی رفتاری ما تاثیر میگذارد. از جمله بر شیوهی عشقورزی ما...
این ویدئو را ببینید.
منبع : ویدوآل
@KhanehAmnTelegram
دوران کودکی در شکلگیری الگوی رفتاری ما تاثیر میگذارد. از جمله بر شیوهی عشقورزی ما...
این ویدئو را ببینید.
منبع : ویدوآل
@KhanehAmnTelegram
Forwarded from خانه امن
پسرها خشونت را تقلید میکنند
خانه امن:پسرها بیشتر از مرتکب خشونت ،تقلید میکنند و دخترها بیشتر با قربانی خشونت همدردی میکنند.اگر این گونه مسائل مورد رسیدگی قرار نگیرد، ممکن است هر دو جنس چنین رویکردهایی را در تمام مدت زندگی خود ادامه دهند.
به طور کلی، پسرها رفتارهای «برونگرایی» بیشتری مثل پرخاشگری و واکنش آشکار را بروز میدهند، حال آنکه دخترها رفتارهای «درونگرایی» بیشتری مثل انزوا یا افسردگی را نشان میدهند.
کودکانی که شاهد خشونت خانوادگی هستند و مورد آزار و اذیت جسمی قرار میگیرند بیشتر از کودکانی که فقط شاهد خشونت هستند و مورد آزار و اذیت قرار نمیگیرند ناسازگاریهای عاطفی و روانی را از خود نشان میدهند.
بیشتر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/16189
@KhanehAmnTelegram
خانه امن:پسرها بیشتر از مرتکب خشونت ،تقلید میکنند و دخترها بیشتر با قربانی خشونت همدردی میکنند.اگر این گونه مسائل مورد رسیدگی قرار نگیرد، ممکن است هر دو جنس چنین رویکردهایی را در تمام مدت زندگی خود ادامه دهند.
به طور کلی، پسرها رفتارهای «برونگرایی» بیشتری مثل پرخاشگری و واکنش آشکار را بروز میدهند، حال آنکه دخترها رفتارهای «درونگرایی» بیشتری مثل انزوا یا افسردگی را نشان میدهند.
کودکانی که شاهد خشونت خانوادگی هستند و مورد آزار و اذیت جسمی قرار میگیرند بیشتر از کودکانی که فقط شاهد خشونت هستند و مورد آزار و اذیت قرار نمیگیرند ناسازگاریهای عاطفی و روانی را از خود نشان میدهند.
بیشتر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/16189
@KhanehAmnTelegram
Forwarded from خانه امن
جرم من عاشقی بود!
من از زادگاهم انگلستان در ۵ سالگی به نیجریه رفتم . والدین من متعلق به نیجریه هستند .من ۱۷ سال در نیجریه زندگی کردم و در ۲۱ سالگی وقتی که دانشجو بودم با دانشجوی دیگری که مردی جذاب و خوش تیپ بود آشنا شدم و عاشقش شدم. ما با هم شاد و خوشبخت بودیم ،او من را می پرستید و متقابلا من هم حاضر بودم همه چیزم را در راه عشقم و وجودش بدهم.
در آن برهه از زمان مادرو خواهر کوچکترم به لندن بازگشتند و برنامه این بود که من هم بعد از اتمام درسم برگردم تا با هم زندگی کنیم .دیدن دوباره خانواد ه ام خوشایند بود ولی وحشت ترک دوست پسرم و دوری از او هم دردی کشنده و ویرانگر بود.
درست یک سال بعد از اتمام درسم به انگلستان برگشتم ،تقریبا همان ابتدای بازگشتم شروع به جستجو برای یافتن کار کردم. چون به کار احتیاج داشتم ، کاری که بتوانم سریع به درآمد برسم .من شروع به کاری سخت کردم، کاری سطح پایین که حتی بعضی اوقات با دستان خودم مجبور به تمیز کردن توالت بودم .اما مهم نبود چون می خواستم برای کسی که قلبم را ربوده بود پول بفرستم تا دوباره بتوانم او را ببینم.
بالاخره آنروز فرا رسید و من دوباره با عشقم در بهشت بودم و زندگی شیرین و زیبا شد .ما خیلی زود باهم ازدواج کردیم .ما شاد و خوشبخت بودیم اما تنها برای مدت کوتاهی . خیلی زود شکاف ها نمایان شد .او دنبال لذت های شخصی خودش بود .خیلی زود شخصیت حقیقی خودش را نمایان کرد .دروغ های بیشرمانه ،بدمستی، خشونت، سوء استفاده ،عذاب و مصرف مواد مخدر و تمایل به خودکشی، همه با هم نمایان شدند.
شب ها دیر وقت، در حالی که مست از مصرف بیش از حد مشروب و مواد مخدر مختلف بود به خانه برمی گشت ..بوی گند موادی که مصرف می کرد برای بیهوش کردن همسایه ها کافی بود .با همه اینها من خیلی دوستش داشتم.
ساعت ها چشم به در می دوختم و انتظار می کشیدم تا برگردد و با هم شام بخوریم ،مهم نبود که چقدر دیر برگردد ،مهم این بود که فقط برگردد .بعضی مواقع آنقدر گریه می کردم و اشک می ریختم که از شدت گریه و غم به خواب فرومی رفتم .من انتظار می کشیدم در حالی که او به عیش و نوش بازن های دیگر و مصرف مواد مخدر مشغول بود. در یک روز آفتابی برای آرامش ذهن و قدم زدن به پارک رفتم. برای آرام کردن از خودم چندین سوال پرسیدم: آیا عشق باید آزار دهنده باشد؟ آیا کبودی چشم باید نشانه ای از ابراز عشق باشد؟ افکارم همچنان مانند تکه های یک معما در ذهنم جا می گرفتند، تا در نهایت به این نتیجه رسیدم که با اینکه عاشق او بودم اما باید خودم را بیشتر از او دوست میداشتم. و هیچ دلیلی وجود ندارد که خود را مجبور به تحمل چنین زندگی کنم.عینک خوش بینی من نسبت به ازدواج و زندگی زناشویی شکسته بود و من این را فهمیده بودم که در سفر بدبختی قدم نهاده ام .فهمیدم که عشق ما یک طرفه بوده واز رویا پردازی و خواب بیدار شده بودم.
متن کامل را در آدرس زیر بخوانید:
https://bit.ly/2xXzpvf
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/19650
@KhanehAmnTelegram
من از زادگاهم انگلستان در ۵ سالگی به نیجریه رفتم . والدین من متعلق به نیجریه هستند .من ۱۷ سال در نیجریه زندگی کردم و در ۲۱ سالگی وقتی که دانشجو بودم با دانشجوی دیگری که مردی جذاب و خوش تیپ بود آشنا شدم و عاشقش شدم. ما با هم شاد و خوشبخت بودیم ،او من را می پرستید و متقابلا من هم حاضر بودم همه چیزم را در راه عشقم و وجودش بدهم.
در آن برهه از زمان مادرو خواهر کوچکترم به لندن بازگشتند و برنامه این بود که من هم بعد از اتمام درسم برگردم تا با هم زندگی کنیم .دیدن دوباره خانواد ه ام خوشایند بود ولی وحشت ترک دوست پسرم و دوری از او هم دردی کشنده و ویرانگر بود.
درست یک سال بعد از اتمام درسم به انگلستان برگشتم ،تقریبا همان ابتدای بازگشتم شروع به جستجو برای یافتن کار کردم. چون به کار احتیاج داشتم ، کاری که بتوانم سریع به درآمد برسم .من شروع به کاری سخت کردم، کاری سطح پایین که حتی بعضی اوقات با دستان خودم مجبور به تمیز کردن توالت بودم .اما مهم نبود چون می خواستم برای کسی که قلبم را ربوده بود پول بفرستم تا دوباره بتوانم او را ببینم.
بالاخره آنروز فرا رسید و من دوباره با عشقم در بهشت بودم و زندگی شیرین و زیبا شد .ما خیلی زود باهم ازدواج کردیم .ما شاد و خوشبخت بودیم اما تنها برای مدت کوتاهی . خیلی زود شکاف ها نمایان شد .او دنبال لذت های شخصی خودش بود .خیلی زود شخصیت حقیقی خودش را نمایان کرد .دروغ های بیشرمانه ،بدمستی، خشونت، سوء استفاده ،عذاب و مصرف مواد مخدر و تمایل به خودکشی، همه با هم نمایان شدند.
شب ها دیر وقت، در حالی که مست از مصرف بیش از حد مشروب و مواد مخدر مختلف بود به خانه برمی گشت ..بوی گند موادی که مصرف می کرد برای بیهوش کردن همسایه ها کافی بود .با همه اینها من خیلی دوستش داشتم.
ساعت ها چشم به در می دوختم و انتظار می کشیدم تا برگردد و با هم شام بخوریم ،مهم نبود که چقدر دیر برگردد ،مهم این بود که فقط برگردد .بعضی مواقع آنقدر گریه می کردم و اشک می ریختم که از شدت گریه و غم به خواب فرومی رفتم .من انتظار می کشیدم در حالی که او به عیش و نوش بازن های دیگر و مصرف مواد مخدر مشغول بود. در یک روز آفتابی برای آرامش ذهن و قدم زدن به پارک رفتم. برای آرام کردن از خودم چندین سوال پرسیدم: آیا عشق باید آزار دهنده باشد؟ آیا کبودی چشم باید نشانه ای از ابراز عشق باشد؟ افکارم همچنان مانند تکه های یک معما در ذهنم جا می گرفتند، تا در نهایت به این نتیجه رسیدم که با اینکه عاشق او بودم اما باید خودم را بیشتر از او دوست میداشتم. و هیچ دلیلی وجود ندارد که خود را مجبور به تحمل چنین زندگی کنم.عینک خوش بینی من نسبت به ازدواج و زندگی زناشویی شکسته بود و من این را فهمیده بودم که در سفر بدبختی قدم نهاده ام .فهمیدم که عشق ما یک طرفه بوده واز رویا پردازی و خواب بیدار شده بودم.
متن کامل را در آدرس زیر بخوانید:
https://bit.ly/2xXzpvf
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/19650
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
جرم من عاشقی بود!
تجربه ها و خاطره ها . ترجمه: فرشید افشار من رنه ماتیوس هستم به عنوان یک بازمانده خشونت خانگی افتخار به اشتراک گذاشتن تجربه ام را دارم تا بتوانم کمکی به جلوگیری از حرکت چرخ خشونت خانگی کرده باشم .شاید با به اشتراک گذاشتن تجربه ام به کسانی که این مشکل را دارند…
استفاده از این عبارت ها در دعواهای همسری ممنوع
سلامت نیوز: خشم، عصبانیت، پرخاش، دعوا و در کل فوران و بروز هیجانات منفی در هر فرد و رابطهای رخ میدهد. گاهی اوقات وقتی با فردی عصبانی روبهرو میشویم و برای آرام کردنش از جملاتی کلیشهای مثل «خونسرد باش» یا «آرام باش»
استفاده میکنیم، معمولاً او را با این جملات عصبانی و درمانده تر میکنیم.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایران بانو، پس هنگام دعوا باید در انتخاب جملاتی که بیان میکنیم هوشیار و آگاه باشیم. چرا که ممکن است علت اصلی خود خشم و دعوا از یاد برود و آن جملهای که همان موقع ادا میکنیم باعث تنش و دعوای جدید باشد. در ادامه، به چند عبارتی که هرگز نباید در دعوا با اعضای خانواده، دوست و مهمتر از همه شریک زندگی بهکار ببرید، اشاره میکنیم.
۱)چرا بیخود عصبانی میشی؟
وقتی این عبارت را به کسی میگویید، یعنی هیچ دلیلی برای عصبانیت نمیبینید و در حقیقت او را درک نکردهاید. این جمله شبیه ریختن بنزین روی آتش است و باعث میشود دعوا از آنچه هست، شدیدتر شود. ما هنگامیکه عصبانی و دلخور هستیم، تمایل داریم که به حرفمان گوش کنند و درک شویم؛ نه اینکه به ما گفته شود رفتارمان غیرمنطقی است و حساسیت نشان میدهیم. جمله مناسبتر این است که از طرف مقابل بپرسیم «چرا بهخاطر چنین موضوعی اینقدر ناراحت شدهای؟»
۲)استفاده از کلماتی مثل «هرگز» و «همیشه»
استفاده از عبارت هایی که کلماتی مثل «همه»، «هیچ» و «هرگز» در آن به کار برده میشود، بسیار اغراق شده هستند برای همین زیاد هم منصفانه و دقیق نیستند. برای مثال وقتی در دعوا از جمله «تو هیچوقت به حرف من گوش نمیدهی!» استفاده میکنید، همین یک جمله باعث میشود شریک شما در بحث، حالت تدافعی به خود بگیرد. درنتیجه پیام واقعی که قصد انتقالش را داشتید گم میشود و طرف مقابل تمرکزش را صرف این میکند که ثابت کند شما اشتباه میکنید. بهاینترتیب، وارد مکالمه یا استدلالهایی میشوید که به هیچجا نمیرسند.
۳)دیگه همه چی تموم شده!
تهدید کردن، مخصوصاً تهدید به رفتن بدترین چیزی است که میتوانید به شریکتان بگویید یا انجام دهید؛ مخصوصاً وقتیکه واقعاً قصد چنین کاری را ندارید. جمله دیگری که حالت تهدیدی دارد و نباید بهزبان بیاورید این است «من دیگر تو را دوست ندارم و میخواهم ترکت کنم.» چنین جملاتی که باعث ازبینرفتن اعتماد بین دو طرف میشود، به اصل رابطه آسیب میزنند و ممکن است هرگز نتوانید آنها را جبران کنید.
۴) تو فلان جور هستی!
بدترین کاری که میتوانید در حین دعوا بکنید این است که صفت نامناسبی روی فرد بگذارید یا از یک لفظ نامحترمانهای استفاده کنید. توهین کردن معمولاً بهعنوان روشی برای نشان دادن عصبانیت و انتقال احساس ناخوشایند به طرف مقابل استفاده میشود، اما هرگز باعث نمیشود اختلاف میان افراد رفع شود. بلکه باعث بدتر شدن اوضاع و بیحرمتی به طرفین میشود.
http://www.khanehamn.org/archives/27541
#خشونت_کلامی #مشاجره
@KhanehAmnTelegram
سلامت نیوز: خشم، عصبانیت، پرخاش، دعوا و در کل فوران و بروز هیجانات منفی در هر فرد و رابطهای رخ میدهد. گاهی اوقات وقتی با فردی عصبانی روبهرو میشویم و برای آرام کردنش از جملاتی کلیشهای مثل «خونسرد باش» یا «آرام باش»
استفاده میکنیم، معمولاً او را با این جملات عصبانی و درمانده تر میکنیم.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایران بانو، پس هنگام دعوا باید در انتخاب جملاتی که بیان میکنیم هوشیار و آگاه باشیم. چرا که ممکن است علت اصلی خود خشم و دعوا از یاد برود و آن جملهای که همان موقع ادا میکنیم باعث تنش و دعوای جدید باشد. در ادامه، به چند عبارتی که هرگز نباید در دعوا با اعضای خانواده، دوست و مهمتر از همه شریک زندگی بهکار ببرید، اشاره میکنیم.
۱)چرا بیخود عصبانی میشی؟
وقتی این عبارت را به کسی میگویید، یعنی هیچ دلیلی برای عصبانیت نمیبینید و در حقیقت او را درک نکردهاید. این جمله شبیه ریختن بنزین روی آتش است و باعث میشود دعوا از آنچه هست، شدیدتر شود. ما هنگامیکه عصبانی و دلخور هستیم، تمایل داریم که به حرفمان گوش کنند و درک شویم؛ نه اینکه به ما گفته شود رفتارمان غیرمنطقی است و حساسیت نشان میدهیم. جمله مناسبتر این است که از طرف مقابل بپرسیم «چرا بهخاطر چنین موضوعی اینقدر ناراحت شدهای؟»
۲)استفاده از کلماتی مثل «هرگز» و «همیشه»
استفاده از عبارت هایی که کلماتی مثل «همه»، «هیچ» و «هرگز» در آن به کار برده میشود، بسیار اغراق شده هستند برای همین زیاد هم منصفانه و دقیق نیستند. برای مثال وقتی در دعوا از جمله «تو هیچوقت به حرف من گوش نمیدهی!» استفاده میکنید، همین یک جمله باعث میشود شریک شما در بحث، حالت تدافعی به خود بگیرد. درنتیجه پیام واقعی که قصد انتقالش را داشتید گم میشود و طرف مقابل تمرکزش را صرف این میکند که ثابت کند شما اشتباه میکنید. بهاینترتیب، وارد مکالمه یا استدلالهایی میشوید که به هیچجا نمیرسند.
۳)دیگه همه چی تموم شده!
تهدید کردن، مخصوصاً تهدید به رفتن بدترین چیزی است که میتوانید به شریکتان بگویید یا انجام دهید؛ مخصوصاً وقتیکه واقعاً قصد چنین کاری را ندارید. جمله دیگری که حالت تهدیدی دارد و نباید بهزبان بیاورید این است «من دیگر تو را دوست ندارم و میخواهم ترکت کنم.» چنین جملاتی که باعث ازبینرفتن اعتماد بین دو طرف میشود، به اصل رابطه آسیب میزنند و ممکن است هرگز نتوانید آنها را جبران کنید.
۴) تو فلان جور هستی!
بدترین کاری که میتوانید در حین دعوا بکنید این است که صفت نامناسبی روی فرد بگذارید یا از یک لفظ نامحترمانهای استفاده کنید. توهین کردن معمولاً بهعنوان روشی برای نشان دادن عصبانیت و انتقال احساس ناخوشایند به طرف مقابل استفاده میشود، اما هرگز باعث نمیشود اختلاف میان افراد رفع شود. بلکه باعث بدتر شدن اوضاع و بیحرمتی به طرفین میشود.
http://www.khanehamn.org/archives/27541
#خشونت_کلامی #مشاجره
@KhanehAmnTelegram
www.khanehamn.org
استفاده از این عبارت ها در دعواهای همسری ممنوع | خانه امن
Break the silence. We serve victims or witnesses of domestic violence. We support, and are a resource for people who want all homes to be safe homes.
اجازه ازدواج در صورتی که پدرمحجور باشد
موسی برزین خلیفه لو -وکیل خانه امن
پرسشگر: با سلام. دختری هستم که به تازگی با یکی از همکلاسی های دانشگاه ام، قصد ازدواج دارم. این مساله را به خانواده ام بیان کردم اما برادر بزرگترم با ازدواجمان مخالف است. یکبار پسری را که من قصد ازدواج با او را دارم ، دیده است و می گوید او به درد زندگی نمی خورد. می گوید او اهل کار نیست و فقط به فکر خوشگذرانی و اینها است. به برادرم گفتم که تو نمی توانی دخالت کنی اما او می گوید من باید اجازه بدهم. اگر اجازه ندهم تو نمی توانی ازدواج کنی چون من قیم پدرهستم. اما مادرم موافق است. می خواستم بپرسم آیا برادرم می تواند اجازه ازدواج به من ندهد؟
وکیل خانه امن: سلام خانم محترم. ممکن است توضیح دهید که وضعیت پدرتان چگونه است؟
پرسشگر: پدرم چند سال پیش یک مشکل روانی پیدا کرد و مجنون شناخته شد. برادر بزرگم از طرف دادگاه قیم او شد. به همین دلیل برادرم می گوید چون اجازه ازدواج تو با پدر است اما من اکنون قیم قانونی او هستم، پس باید من اجازه دهم. اگر اجازه ندهم از لحاظ قانونی نمی توانی ازدواج کنی. اما مادرم موافق است.
وکیل خانه امن: اولا توجه کنید که مادر ولی قهری محسوب نشده و از لحاظ قانونی اختیاری در دادن اذن ازدواج به شما ندارد. اما اجازه بدهید بپرسم آیا جد پدری شما یعنی پدربزرگتان در قید حیات هستند؟
پرسشگر: نخیر. ایشان سالها قبل فوت کرده اند.
وکیل خانه امن: خانم محترم! در مورد اینکه برای ازدواج دختران نیاز به اجازه پدر است شکی نیست. قانون مدنی صراحتا در این مورد اظهار نظر کرده است که دختران باکره برای ازدواج نیاز به اذن ولی قهری دارند. اما با توجه به اینکه پدر شما محجور شده و تحت قیمومیت قرار گرفته است، صلاحیت اجازه نکاح را از دست داده است و نمی تواند در مورد ازدواج شما تصمیمی بگیرد. اما این به این معنی نیست که چون دادگاه، برادرتان را قیم پدرتان انتخاب کرده است، وی به نیابت از پدرتان باید اجازه نکاح به شما بدهد. اذن نکاح از خصوصیات ولی قهری است که با فوت و یا حجر وی ساقط می شود. بنابراین در صورت نبود ولی قهری یا حجر او، دیگر احتیاجی به اجازه او وجود ندارد. حرف برادرتان نادرست است. شما برای ازدواج نیازی به اجازه از هیچ فردی ندارید. برادرتان در این مورد هیچ گونه اختیاری ندارد. در قانون مدنی قبل از اصلاحات سال ۱۳۷۰ این مورد به صراحت اشاره شده بود. ماده ۱۰۴۴ بیان می کرد که: «در مورد ماده قبل اجازه را باید پدر یا جدپدری بدهد و اگر پدر یا جدپدری دختر به علتی تحت قیومت باشد، اجازه قیم او لازم نخواهد بود.» اما گرچه این ماده اصلاح شد و هم اکنون قانون مدنی اشاره ای به حجر ولی قهری نکرده است اما با توجه به فقه اسلامی و نظر حقوقدانان در این مورد همانند سابق در صورتی که ولی قهری تحت قیمومیت قرار گیرد، دیگر دختر احتیاجی به گرفتن اجازه از قیم ندارد.
پرسشگر: پس اگرمن به همراه پسری که قصد ازدواج با او دارم به دفترخانه برویم، به صورت رسمی می توانیم ازدواج کنیم:
وکیل خانه امن: بله. لازم است اوراق و مدارک مربوط به محجور بودن پدرتان را نیز با خود ببرید. چون دفترخانه از شما آنها را خواهد خواست. رضایت شما به تنهایی کافی خواهد بود. اما به هر حال بهتر است با برادرتان نیز صحبت کنید و مساله را دوستانه حل کنید. شاید با صحبت کردن او هم مایل به ازدواج شما باشد. البته همانطور که گفتم از لحاظ قانونی تمایل وی اهمیتی ندارد.
http://www.khanehamn.org/archives/19286
@KhanehAmnTelegram
موسی برزین خلیفه لو -وکیل خانه امن
پرسشگر: با سلام. دختری هستم که به تازگی با یکی از همکلاسی های دانشگاه ام، قصد ازدواج دارم. این مساله را به خانواده ام بیان کردم اما برادر بزرگترم با ازدواجمان مخالف است. یکبار پسری را که من قصد ازدواج با او را دارم ، دیده است و می گوید او به درد زندگی نمی خورد. می گوید او اهل کار نیست و فقط به فکر خوشگذرانی و اینها است. به برادرم گفتم که تو نمی توانی دخالت کنی اما او می گوید من باید اجازه بدهم. اگر اجازه ندهم تو نمی توانی ازدواج کنی چون من قیم پدرهستم. اما مادرم موافق است. می خواستم بپرسم آیا برادرم می تواند اجازه ازدواج به من ندهد؟
وکیل خانه امن: سلام خانم محترم. ممکن است توضیح دهید که وضعیت پدرتان چگونه است؟
پرسشگر: پدرم چند سال پیش یک مشکل روانی پیدا کرد و مجنون شناخته شد. برادر بزرگم از طرف دادگاه قیم او شد. به همین دلیل برادرم می گوید چون اجازه ازدواج تو با پدر است اما من اکنون قیم قانونی او هستم، پس باید من اجازه دهم. اگر اجازه ندهم از لحاظ قانونی نمی توانی ازدواج کنی. اما مادرم موافق است.
وکیل خانه امن: اولا توجه کنید که مادر ولی قهری محسوب نشده و از لحاظ قانونی اختیاری در دادن اذن ازدواج به شما ندارد. اما اجازه بدهید بپرسم آیا جد پدری شما یعنی پدربزرگتان در قید حیات هستند؟
پرسشگر: نخیر. ایشان سالها قبل فوت کرده اند.
وکیل خانه امن: خانم محترم! در مورد اینکه برای ازدواج دختران نیاز به اجازه پدر است شکی نیست. قانون مدنی صراحتا در این مورد اظهار نظر کرده است که دختران باکره برای ازدواج نیاز به اذن ولی قهری دارند. اما با توجه به اینکه پدر شما محجور شده و تحت قیمومیت قرار گرفته است، صلاحیت اجازه نکاح را از دست داده است و نمی تواند در مورد ازدواج شما تصمیمی بگیرد. اما این به این معنی نیست که چون دادگاه، برادرتان را قیم پدرتان انتخاب کرده است، وی به نیابت از پدرتان باید اجازه نکاح به شما بدهد. اذن نکاح از خصوصیات ولی قهری است که با فوت و یا حجر وی ساقط می شود. بنابراین در صورت نبود ولی قهری یا حجر او، دیگر احتیاجی به اجازه او وجود ندارد. حرف برادرتان نادرست است. شما برای ازدواج نیازی به اجازه از هیچ فردی ندارید. برادرتان در این مورد هیچ گونه اختیاری ندارد. در قانون مدنی قبل از اصلاحات سال ۱۳۷۰ این مورد به صراحت اشاره شده بود. ماده ۱۰۴۴ بیان می کرد که: «در مورد ماده قبل اجازه را باید پدر یا جدپدری بدهد و اگر پدر یا جدپدری دختر به علتی تحت قیومت باشد، اجازه قیم او لازم نخواهد بود.» اما گرچه این ماده اصلاح شد و هم اکنون قانون مدنی اشاره ای به حجر ولی قهری نکرده است اما با توجه به فقه اسلامی و نظر حقوقدانان در این مورد همانند سابق در صورتی که ولی قهری تحت قیمومیت قرار گیرد، دیگر دختر احتیاجی به گرفتن اجازه از قیم ندارد.
پرسشگر: پس اگرمن به همراه پسری که قصد ازدواج با او دارم به دفترخانه برویم، به صورت رسمی می توانیم ازدواج کنیم:
وکیل خانه امن: بله. لازم است اوراق و مدارک مربوط به محجور بودن پدرتان را نیز با خود ببرید. چون دفترخانه از شما آنها را خواهد خواست. رضایت شما به تنهایی کافی خواهد بود. اما به هر حال بهتر است با برادرتان نیز صحبت کنید و مساله را دوستانه حل کنید. شاید با صحبت کردن او هم مایل به ازدواج شما باشد. البته همانطور که گفتم از لحاظ قانونی تمایل وی اهمیتی ندارد.
http://www.khanehamn.org/archives/19286
@KhanehAmnTelegram
www.khanehamn.org
اجازه ازدواج در صورتی که پدرمحجور باشد | خانه امن
Break the silence. We serve victims or witnesses of domestic violence. We support, and are a resource for people who want all homes to be safe homes.
چرندیات پستمدرن
در دوازده ماه گذشته، سه پژوهشگر-جیمز لیندسِی، هلن پلاکروز، و پیتر بوغوسیان-با استفاده از اصطلاحات پیچیدهی مدروز ۲۰ مقاله در دفاع از نظریات مضحک سرهمکردند و کوشیدند تا آنها را در نشریات معروف دانشگاهی در حوزههایی شامل مطالعات جنسیت، مطالعات دگرباشیِ جنسی، و مطالعات چاقی منتشر کنند. موفقیت آنها چشمگیر بود: تا سهشنبه شبِ گذشته (۲ اکتبر ۲۰۱۸) که دست به افشاگری زدند، هفت نشریهی ظاهراً وزینِ متکی بر همتاسنجی با انتشار مقالات جعلیِ آنها موافقت کرده بودند. هفت مقالهی دیگرشان در مراحل مختلف سنجش بود و تنها شش مقاله رد شده بود.[۱]
این نخستین بار نیست که چنین اتفاقی رخ میدهد.
در اواخر دههی ۱۹۹۰، آلن سوکال، استاد فیزیک در دانشگاه نیویورک، شروع به نگارش مقالهای کرد که به سرعت جنجالآفرین شد. او در ابتدای این مقاله باورهای اساسیِ خود را چنین تعریف کرد:
«]باور به[ این که دنیایی بیرونی وجود دارد که ویژگیهایش مستقل از تکتک انسانها و کل عالم انسانی است؛ این که قوانین “ابدیِ” فیزیک این ویژگیها را در قالب رمز بیان میکنند؛ و این که انسانها میتوانند با پایبندی به رویّههای “عینی” و قیدوبندهای معرفتشناختیِ روش (بهاصطلاح) علمی، شناختی قابلاتکا، هرچند ناقص و موقتی، از این ویژگیها به دست آورند.»
او در ادامهی مقاله با استفاده از اصطلاحات نامفهومِ مدروز به «ابطال» باورهایش پرداخت. سوکال ادعا کرد که «نقدهای فمینیستی و پساساختارگرا محتوای واقعیِ روال علمیِ غربی را عیان کرده و نشان داده که در پسِ نقاب “عینیت”، ایدئولوژی سلطه مخفی شده است. بنابراین، بیش از پیش معلوم شده که “واقعیت” مادی، درست مثل “واقعیت” اجتماعی، در نهایت نوعی برساختهی اجتماعی و زبانشناختی است.»
سوکال این دریوریها را به نشریهی دانشگاهیِ متن اجتماعی (Social Text) فرستاد که در آن زمان محل انتشار مقالات پژوهشگران نامداری مثل ادوارد سعید، اسکار نِگت، نانسی فرِیزِر، اِتین بالیبار و ژاک رانسیر بود. مقالهی سوکال هم منتشر شد.
به نظر هواداران سوکال، «حقهی سوکال» مُهر تأییدی بود بر اتهامات تندی که منتقدان پستمدرنیسم از مدتها قبل مطرح کرده بودند. بنا به ادعای آنها، گفتمان پستمدرن چنان بیمعنا است که حتی «متخصصان» هم نمیتوانند سره را از ناسره تشخیص دهند ]و در نتیجه، میتوان عمداً شر و ور گفت و به آنها قالب کرد.[
در ماههای پس از افشاگریِ سوکال، این نشریه مضحکهی عام و خاص شد. اما ]در نهایت[ نفوذ آن-و نفوذ روش تحقیق «ساختارشکنانه»ای که ترویج میکرد- افزایش یافت. در واقع، بسیاری از دپارتمانهای دانشگاهیای که خود را وقف مطالعهی گروههای قومی، دینی و جنسیِ خاصی کردهاند از بعضی باورهای اساسیِ این نشریه، از جمله ذهنیبودنِ شناخت، بهشدت متأثرند.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2vr5PNi
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27536
@KhanehAmnTelegram
در دوازده ماه گذشته، سه پژوهشگر-جیمز لیندسِی، هلن پلاکروز، و پیتر بوغوسیان-با استفاده از اصطلاحات پیچیدهی مدروز ۲۰ مقاله در دفاع از نظریات مضحک سرهمکردند و کوشیدند تا آنها را در نشریات معروف دانشگاهی در حوزههایی شامل مطالعات جنسیت، مطالعات دگرباشیِ جنسی، و مطالعات چاقی منتشر کنند. موفقیت آنها چشمگیر بود: تا سهشنبه شبِ گذشته (۲ اکتبر ۲۰۱۸) که دست به افشاگری زدند، هفت نشریهی ظاهراً وزینِ متکی بر همتاسنجی با انتشار مقالات جعلیِ آنها موافقت کرده بودند. هفت مقالهی دیگرشان در مراحل مختلف سنجش بود و تنها شش مقاله رد شده بود.[۱]
این نخستین بار نیست که چنین اتفاقی رخ میدهد.
در اواخر دههی ۱۹۹۰، آلن سوکال، استاد فیزیک در دانشگاه نیویورک، شروع به نگارش مقالهای کرد که به سرعت جنجالآفرین شد. او در ابتدای این مقاله باورهای اساسیِ خود را چنین تعریف کرد:
«]باور به[ این که دنیایی بیرونی وجود دارد که ویژگیهایش مستقل از تکتک انسانها و کل عالم انسانی است؛ این که قوانین “ابدیِ” فیزیک این ویژگیها را در قالب رمز بیان میکنند؛ و این که انسانها میتوانند با پایبندی به رویّههای “عینی” و قیدوبندهای معرفتشناختیِ روش (بهاصطلاح) علمی، شناختی قابلاتکا، هرچند ناقص و موقتی، از این ویژگیها به دست آورند.»
او در ادامهی مقاله با استفاده از اصطلاحات نامفهومِ مدروز به «ابطال» باورهایش پرداخت. سوکال ادعا کرد که «نقدهای فمینیستی و پساساختارگرا محتوای واقعیِ روال علمیِ غربی را عیان کرده و نشان داده که در پسِ نقاب “عینیت”، ایدئولوژی سلطه مخفی شده است. بنابراین، بیش از پیش معلوم شده که “واقعیت” مادی، درست مثل “واقعیت” اجتماعی، در نهایت نوعی برساختهی اجتماعی و زبانشناختی است.»
سوکال این دریوریها را به نشریهی دانشگاهیِ متن اجتماعی (Social Text) فرستاد که در آن زمان محل انتشار مقالات پژوهشگران نامداری مثل ادوارد سعید، اسکار نِگت، نانسی فرِیزِر، اِتین بالیبار و ژاک رانسیر بود. مقالهی سوکال هم منتشر شد.
به نظر هواداران سوکال، «حقهی سوکال» مُهر تأییدی بود بر اتهامات تندی که منتقدان پستمدرنیسم از مدتها قبل مطرح کرده بودند. بنا به ادعای آنها، گفتمان پستمدرن چنان بیمعنا است که حتی «متخصصان» هم نمیتوانند سره را از ناسره تشخیص دهند ]و در نتیجه، میتوان عمداً شر و ور گفت و به آنها قالب کرد.[
در ماههای پس از افشاگریِ سوکال، این نشریه مضحکهی عام و خاص شد. اما ]در نهایت[ نفوذ آن-و نفوذ روش تحقیق «ساختارشکنانه»ای که ترویج میکرد- افزایش یافت. در واقع، بسیاری از دپارتمانهای دانشگاهیای که خود را وقف مطالعهی گروههای قومی، دینی و جنسیِ خاصی کردهاند از بعضی باورهای اساسیِ این نشریه، از جمله ذهنیبودنِ شناخت، بهشدت متأثرند.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2vr5PNi
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27536
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
چرندیات پستمدرن
در دوازده ماه گذشته، سه پژوهشگر-جیمز لیندسِی، هلن پلاکروز، و پیتر بوغوسیان-با استفاده از اصطلاحات پیچیدهی مدروز ۲۰ مقاله در دفاع از نظریات مضحک سرهمکردند و کوشیدند تا آنها را در نشریات معروف دانشگاهی در حوزههایی شامل مطالعات جنسیت، مطالعات دگرباشیِ جنسی،…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نیمی از ازدواجها در ۵ سال اول منجر به طلاق میشود/ چرا رویای ازدواج زود از بین میرود
اگر در دوران مجردی پاسخ درستی به این سوال که «چرا می خواهم ازدواج کنم؟» ندهیم در زندگی مشترک با مشکل روبرو خواهیم شد و زندگیمان از هم میپاشد.
۱۴ درصد ازدواج ها در سال اول زندگی منجر به طلاق میشود. حدود ۱۱ درصد از طلاقها نیز با طول مدت یک تا دو سال از آغاز زندگی مشترک رخ دادهاند. ۴۷ درصد از طلاقهای ثبت شده نیز در پنج سال اول زندگی به وقوع پیوستهاند، یعنی نزدیک به نیمی از طلاقهای ثبت شده مربوط به پنج سال نخست زندگی مشترک هستند.
ویدئو از خبرگزاری عصر ایران
@KhanehAmnTelegram
اگر در دوران مجردی پاسخ درستی به این سوال که «چرا می خواهم ازدواج کنم؟» ندهیم در زندگی مشترک با مشکل روبرو خواهیم شد و زندگیمان از هم میپاشد.
۱۴ درصد ازدواج ها در سال اول زندگی منجر به طلاق میشود. حدود ۱۱ درصد از طلاقها نیز با طول مدت یک تا دو سال از آغاز زندگی مشترک رخ دادهاند. ۴۷ درصد از طلاقهای ثبت شده نیز در پنج سال اول زندگی به وقوع پیوستهاند، یعنی نزدیک به نیمی از طلاقهای ثبت شده مربوط به پنج سال نخست زندگی مشترک هستند.
ویدئو از خبرگزاری عصر ایران
@KhanehAmnTelegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شناسایی رابطه مسموم
یک رابطه وقتی سمی است که از لحاظ جسمی و روانی رفاه و آسایش شما را تهدید کند. این فرسایش روانی و جسمی گاهی آنقدر آهسته، ظریف و خزنده رخ میدهد که افراد تا پایان عمر متوجه سمیبودن رابطهای که در آن قرار دارند نمیشوند.
بنابراین لازم است گاهی رابطه خود را بررسی کنیم و در آن تعمق کنیم. این امر مستلزم این است که نشانههای یک رابطه مسموم را بشناسیم.
منبع: کانال آموزشکده توانا
@KhanehAmnTelegram
یک رابطه وقتی سمی است که از لحاظ جسمی و روانی رفاه و آسایش شما را تهدید کند. این فرسایش روانی و جسمی گاهی آنقدر آهسته، ظریف و خزنده رخ میدهد که افراد تا پایان عمر متوجه سمیبودن رابطهای که در آن قرار دارند نمیشوند.
بنابراین لازم است گاهی رابطه خود را بررسی کنیم و در آن تعمق کنیم. این امر مستلزم این است که نشانههای یک رابطه مسموم را بشناسیم.
منبع: کانال آموزشکده توانا
@KhanehAmnTelegram
Forwarded from خانه امن
نقش خانه های امن در کاهش خشونت خانگی: پرونده اعظم
در این میزگرد نقش خانه های امن در کاهش خشونت خانگی از منظر حقوقی و روانشناسی مورد بررسی قرار گرفته است. حسین رئیسی, وکیل دادگستری نقش خانههای امن را از جایگاه حقوقی و رزا خورشیدی, مشاور خانواده این موضوع را از جایگاه روانشناسی به بحث گذاشتهاند.
این پادکست را در ساندکلاد گوش کنید:
https://bit.ly/2yGN3Dv
#خشونت_خانگی
@KhanehAmnTelegram
در این میزگرد نقش خانه های امن در کاهش خشونت خانگی از منظر حقوقی و روانشناسی مورد بررسی قرار گرفته است. حسین رئیسی, وکیل دادگستری نقش خانههای امن را از جایگاه حقوقی و رزا خورشیدی, مشاور خانواده این موضوع را از جایگاه روانشناسی به بحث گذاشتهاند.
این پادکست را در ساندکلاد گوش کنید:
https://bit.ly/2yGN3Dv
#خشونت_خانگی
@KhanehAmnTelegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا در روابط عاطفیمان سرد میشویم؟
ویدئو از ویدوآل
این ویدئو را ببینید.
به نظر شما چگونه میتوان جلوی سرد شدن رابطه را گرفت؟ و یا در صورت سرد شدن، رابطه را از نو ساخت و محیط گرم و عاطفیای به وجود آورد؟
@KhanehAmnTelegram
ویدئو از ویدوآل
این ویدئو را ببینید.
به نظر شما چگونه میتوان جلوی سرد شدن رابطه را گرفت؟ و یا در صورت سرد شدن، رابطه را از نو ساخت و محیط گرم و عاطفیای به وجود آورد؟
@KhanehAmnTelegram
Forwarded from خانه امن
سکوت را بشکنید!
مشاوره رایگان
چنانچه تحت خشونت خانگی هستید. چنانچه برای رفع خشونت خانگی نیاز به مشاوره حقوقی دارید، یا با شماره خانهی امن تماس بگیرید و یا «فرم مشاوره آنلاین»را پر و برای ما ارسال کنید. در اولین فرصت مشاوران پاسخگوی شما خواهند بود.
اینجا کلیک کنید:
https://goo.gl/JQHmFj
@KhanehAmnTelegram
مشاوره رایگان
چنانچه تحت خشونت خانگی هستید. چنانچه برای رفع خشونت خانگی نیاز به مشاوره حقوقی دارید، یا با شماره خانهی امن تماس بگیرید و یا «فرم مشاوره آنلاین»را پر و برای ما ارسال کنید. در اولین فرصت مشاوران پاسخگوی شما خواهند بود.
اینجا کلیک کنید:
https://goo.gl/JQHmFj
@KhanehAmnTelegram
کار کردن با مظنونان خشونت خانگی
مترجم: میترا پهلوان
در صورتی که مظنون عصبانی است یا رفتار خشن دارد او را آرام کنید.
بدون قضاوت یا تعصب با او صحبت کنید.
داستان را از زبان او هم بشنوید.
از سوال «چرا دست به خشونت زدی؟» بپرهیزید چون رفتار خشونتآمیز را توجیه میکند.
مطمئن شوید که مظنون تحت کنترل شماست.
به او نگویید که با همسر/شریک او صحبت کردهاید.
اگرپلیس او را دستگیر کرده است به او نگویید که چه کسی با پلیس تماس گرفته است.
اجازه ندهید که مظنون چیزی به شما دیکته کند.
به او بگویید که دستگیری او تصمیم پلیس است و نه قربانی.
به مظنون جرمی که مرتکب شده است را توضیح دهید.
وارد مسایلی که مربوط به پرونده خشونت نیست نشوید.
ادامه را بخوانید:
http://telegra.ph/Police-03-09
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/23249
@KhanehAmnTelegram
مترجم: میترا پهلوان
در صورتی که مظنون عصبانی است یا رفتار خشن دارد او را آرام کنید.
بدون قضاوت یا تعصب با او صحبت کنید.
داستان را از زبان او هم بشنوید.
از سوال «چرا دست به خشونت زدی؟» بپرهیزید چون رفتار خشونتآمیز را توجیه میکند.
مطمئن شوید که مظنون تحت کنترل شماست.
به او نگویید که با همسر/شریک او صحبت کردهاید.
اگرپلیس او را دستگیر کرده است به او نگویید که چه کسی با پلیس تماس گرفته است.
اجازه ندهید که مظنون چیزی به شما دیکته کند.
به او بگویید که دستگیری او تصمیم پلیس است و نه قربانی.
به مظنون جرمی که مرتکب شده است را توضیح دهید.
وارد مسایلی که مربوط به پرونده خشونت نیست نشوید.
ادامه را بخوانید:
http://telegra.ph/Police-03-09
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/23249
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
Police
کار کردن با مظنونان خشونت خانگی و چند منبع مهم برای آموزش پلیس خشونت خانگی و اجتماع ۰ rss, خشونت خانگی, قربانیان خشونت خانگی, مصاحبه با قربانیان, میترا پهلوان, پلیس
تنبیه بدنی و آرزوی قویترین مرد جهان شدن
....با خودم کلنجار میروم تا به یاد بیاورم در جواب مادر چه توصیههایی کردهام که صدای مرد رشته خاطراتم را پاره میکند:
«من ازتون خواهش میکنم باهاش حرف بزنید. بگید که کار خطرناکی کرده. بگید که آدم نباید برادرش رو اینجوری بزنه ….»
این بار من حرف مرد را قطع میکنم و بیمقدمه میپرسم: «آقای احمدی، همه چی تو خونه مرتبه؟ مامان احمد چهطوره؟ شما خودتون چی، رو به راهید؟ مشکلی، درگیریای، مسئلهای ندارید؟»
برای چند ثانیه سکوتی سنگین برقرار میشود و بعد مرد با کمی تعلل میگوید: «خب … خانم باقی، خانمم خیلی احمد رو میزنه، خیلی زیاد. اگر یک چیزی رو بهش بگه و احمد یک ذره دیرتر انجامش بده، چنان داد و فریادی راه میاندازه که بیا و ببین. اینا رو از من نشنیده بگیرید. والله از اولشم میخواستم بهتون بگم که این بچه رو مادرش اینطوری کرده، ولی خب آخه خانمم یک کمی حساسه، یعنی اعصابش ضعیفه، یکهو قاطی میکنه. یک وقتایی اونقدر قربون صدقه احمد میره، بعد نمیدونم چی میشه که شروع میکنه به فحش و بد و بیراه گفتن و بعدشم زدن این بچه …. اصلا میشه شما با خودش تماس بگیرید؟ نگید که من زنگ زدم، خب؟ الان هم خونهست. یه کمی باهاش صحبت کنید. حرف من که هیچ اثری نداره. بذارید شماره خونه رو هم بدم ….»
****
....با دستم سرش را بالا میآورم و به چشمانش خیره میشوم:
– میتونی برام توضیح بدی چرا این کار رو کردی؟
نگاهش را از نگاهم میدزدد و چیزی شبیه پوزخند روی لبانش نقش میبندد. زانوی لاغر و استخوانیاش را محکم فشار میدهم و با تغیر میگویم: «احمد! این قضیه خیلی خیلی جدیه. تو داداشت رو یک جوری زدی که الان رفته بیمارستان. ممکنه هر بلایی سرش بیاد. بعد تو عوض اینکه نگران داداشت باشی یا حداقل به کاری که کردی فکر کنی، پوزخند میزنی. اصلا حواست هست داری چه کار میکنی؟»
از جایش بلند میشود، باقی مانده نان شیرینی را در میان انگشتانش مچاله میکند و کلمات، جویده و نامفهوم مثل گدازههای آتشفشان فواره میزند:
«مامانم هم من رو میزنه! خیلی هم محکم میزنه. با سیم، با دست، با لگد، با هر چی! اما داداشهام رو نمیزنه! اون از من متنفره. میفهمی؟ متنفر. برای اینکه من زشتم. بی ریختم. منم همه رو میزنم. میخوام انتقامم رو بگیرم. میخوام آبروش رو همه جا ببرم ….»
پایش را روی زمین میکوبد و دوان دوان از اتاق بیرون میرود. صدای پاهایش در راهروی خالی میپیچد و صدای خودش در مغز من که سر کارگاه آرزوهای بزرگ، از همه بلندتر آرزویش را فریاد زده بود:
« خانم، من میخوام قویترین مرد دنیا بشم تا هیچکس جرات نکنه اذیتم کنه.»
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2VBxM3o
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27569
#تنبیه_بدنی #خشونت_علیه_کودکان
@KhanehAmnTelegram
....با خودم کلنجار میروم تا به یاد بیاورم در جواب مادر چه توصیههایی کردهام که صدای مرد رشته خاطراتم را پاره میکند:
«من ازتون خواهش میکنم باهاش حرف بزنید. بگید که کار خطرناکی کرده. بگید که آدم نباید برادرش رو اینجوری بزنه ….»
این بار من حرف مرد را قطع میکنم و بیمقدمه میپرسم: «آقای احمدی، همه چی تو خونه مرتبه؟ مامان احمد چهطوره؟ شما خودتون چی، رو به راهید؟ مشکلی، درگیریای، مسئلهای ندارید؟»
برای چند ثانیه سکوتی سنگین برقرار میشود و بعد مرد با کمی تعلل میگوید: «خب … خانم باقی، خانمم خیلی احمد رو میزنه، خیلی زیاد. اگر یک چیزی رو بهش بگه و احمد یک ذره دیرتر انجامش بده، چنان داد و فریادی راه میاندازه که بیا و ببین. اینا رو از من نشنیده بگیرید. والله از اولشم میخواستم بهتون بگم که این بچه رو مادرش اینطوری کرده، ولی خب آخه خانمم یک کمی حساسه، یعنی اعصابش ضعیفه، یکهو قاطی میکنه. یک وقتایی اونقدر قربون صدقه احمد میره، بعد نمیدونم چی میشه که شروع میکنه به فحش و بد و بیراه گفتن و بعدشم زدن این بچه …. اصلا میشه شما با خودش تماس بگیرید؟ نگید که من زنگ زدم، خب؟ الان هم خونهست. یه کمی باهاش صحبت کنید. حرف من که هیچ اثری نداره. بذارید شماره خونه رو هم بدم ….»
****
....با دستم سرش را بالا میآورم و به چشمانش خیره میشوم:
– میتونی برام توضیح بدی چرا این کار رو کردی؟
نگاهش را از نگاهم میدزدد و چیزی شبیه پوزخند روی لبانش نقش میبندد. زانوی لاغر و استخوانیاش را محکم فشار میدهم و با تغیر میگویم: «احمد! این قضیه خیلی خیلی جدیه. تو داداشت رو یک جوری زدی که الان رفته بیمارستان. ممکنه هر بلایی سرش بیاد. بعد تو عوض اینکه نگران داداشت باشی یا حداقل به کاری که کردی فکر کنی، پوزخند میزنی. اصلا حواست هست داری چه کار میکنی؟»
از جایش بلند میشود، باقی مانده نان شیرینی را در میان انگشتانش مچاله میکند و کلمات، جویده و نامفهوم مثل گدازههای آتشفشان فواره میزند:
«مامانم هم من رو میزنه! خیلی هم محکم میزنه. با سیم، با دست، با لگد، با هر چی! اما داداشهام رو نمیزنه! اون از من متنفره. میفهمی؟ متنفر. برای اینکه من زشتم. بی ریختم. منم همه رو میزنم. میخوام انتقامم رو بگیرم. میخوام آبروش رو همه جا ببرم ….»
پایش را روی زمین میکوبد و دوان دوان از اتاق بیرون میرود. صدای پاهایش در راهروی خالی میپیچد و صدای خودش در مغز من که سر کارگاه آرزوهای بزرگ، از همه بلندتر آرزویش را فریاد زده بود:
« خانم، من میخوام قویترین مرد دنیا بشم تا هیچکس جرات نکنه اذیتم کنه.»
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2VBxM3o
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27569
#تنبیه_بدنی #خشونت_علیه_کودکان
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
تنبیه بدنی و آرزوی قویترین مرد جهان شدن
سمیه تیرتاش گوشی را بر میدارم. خانم منشی با همان لحن سرد و بیتفاوت همیشگی تقریبا داد میزند: – خط سه لطفا! و قبل از اینکه من اعلام آمادگی کنم، قطع میکند. نگاهی به انبوه پروندههای تلنبار شده و مقالههایی که باید برای فعالیتهای کلاسی مرور شود، میاندازم.…
آیا پدر موظف به تهیه جهیزیه اولاد دختر است؟
موسی برزین خلیفهلو، وکیل خانه امن
پرسشگر:سلام خسته نباشید! من یک سال پیش عقد کردم. با همسرم تصمیم گرفتیم که چند ماه بعد عروسی کنیم اما یک مشکلی پیدا کرده ام. پدر من خیلی آدم بی تفاوتی است و نسبت به جهیزیه من بی توجهی میکند. چندین بار من و مادرم گفتیم که جهیزیه بخرد اما میگوید که جهیزیه یعنی چه. می گوید خودت باید بروی سر کار و جهیزیه برای خودت بخری. من انتظار زیادی از پدرم ندارم اما در حد توان می تواند چیزهایی بخرد.
ایشان چون قبلا کارمند بود و الان بازنشسته است می تواند وام بگیرد. حتی فروشگاههایی هستند که به بازنشستگان به صورت قسطی لوازم خانگی می دهند. من به پدرم گفتم که حداقل وام بگیرد و یا اینکه اقساطی بخرد اما می گوید که به شرطی وام می گیرد که قسط وام را خودم پرداخت کنم. یعنی باز هم حاضر نیست خودش قسط وام را بدهد. از طرف دیگر من وام ازدواج گرفتم و با آن می خواهیم خانه ای رهن کنیم. پدرم می گوید با آن وام ازدواج برای خودت جهیزیه بخر. می گوید که پدر وظیفه ای برای خریدن جهیزیه ندارد. الان خیلی تحت فشار هستم. نمی دانم چه کار باید بکنم. اگر به همسرم بگویم جهیزیه ندارم آبرویم می رود. چند سوال داشتم. مگر این طور نیست که پدر موظف به تامین هزینه فرزند است؟ آیا پدرم می تواند برای من جهیزیه نخرد؟
پاسخ وکیل خانه امن را بخوانید:
http://telegra.ph/QandA-03-12
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/23487
@KhanehAmnTelegram
موسی برزین خلیفهلو، وکیل خانه امن
پرسشگر:سلام خسته نباشید! من یک سال پیش عقد کردم. با همسرم تصمیم گرفتیم که چند ماه بعد عروسی کنیم اما یک مشکلی پیدا کرده ام. پدر من خیلی آدم بی تفاوتی است و نسبت به جهیزیه من بی توجهی میکند. چندین بار من و مادرم گفتیم که جهیزیه بخرد اما میگوید که جهیزیه یعنی چه. می گوید خودت باید بروی سر کار و جهیزیه برای خودت بخری. من انتظار زیادی از پدرم ندارم اما در حد توان می تواند چیزهایی بخرد.
ایشان چون قبلا کارمند بود و الان بازنشسته است می تواند وام بگیرد. حتی فروشگاههایی هستند که به بازنشستگان به صورت قسطی لوازم خانگی می دهند. من به پدرم گفتم که حداقل وام بگیرد و یا اینکه اقساطی بخرد اما می گوید که به شرطی وام می گیرد که قسط وام را خودم پرداخت کنم. یعنی باز هم حاضر نیست خودش قسط وام را بدهد. از طرف دیگر من وام ازدواج گرفتم و با آن می خواهیم خانه ای رهن کنیم. پدرم می گوید با آن وام ازدواج برای خودت جهیزیه بخر. می گوید که پدر وظیفه ای برای خریدن جهیزیه ندارد. الان خیلی تحت فشار هستم. نمی دانم چه کار باید بکنم. اگر به همسرم بگویم جهیزیه ندارم آبرویم می رود. چند سوال داشتم. مگر این طور نیست که پدر موظف به تامین هزینه فرزند است؟ آیا پدرم می تواند برای من جهیزیه نخرد؟
پاسخ وکیل خانه امن را بخوانید:
http://telegra.ph/QandA-03-12
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/23487
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
QandA
آیا پدر موظف به تهیه جهیزیه اولاد دختر است؟ پرسش و پاسخ قانونی ۰ rss, ازدواج, جهیزیه, موسی برزین خلیفه لو, نفقه, پرسش حقوقی, پرسش و پاسخ قانونی
کار خانگی؛ از ابتدا تا امروز
مدتها پیش کلیپی در شبکههای مجازی دست به دست میشد که در آن از افراد پرسیده میشد چه کاری است که تعطیلی ندارد، طاقتفرسا است، ۲۴ ساعت شبانه روز طول میکشد و مزدی هم برای آن دریافت نمیشود. مسلما پاسخگویان از دادن جوابی صحیح قاصر بودند و با شنیدن اینکه این کار، کار خانگی مادران است، همگی متعجب شدند. در مقابل زمانی که پای صحبت مردان مینشینید، آنها تی زدن، غذا پختن و جارو کشیدن را کار دشواری نمیدانند و در مقایسه با وظیفهی نان آوری خود آن را یک تفریح قلمداد میکنند. تفریحی بیارزش که هرکسی با هر سطح سوادی از عهدهاش برمیآید. حال باید دید کدام طرف درست میگویند؟ آیا کار خانگی به همان دشواری است که تصورش میرود یا «تفریحی» ساده است که انجام دادنش وقت، هزینه و انرژی زیادی نمیطلبد؟ آیا شکلگیری خانوادهی هستهای در جامعهی صنعتی سرمایهداری نقشی در این فرآیند داشته است؟
تاریخچهی کار خانگی به زمانی برمیگردد که خانهای وجود نداشت. رید (۱۳۸۳) اشاره کرده است که زمانی که انسانها به صورت اشتراکی و در کنار یکدیگر زندگی میکردند، مردان برای شکار به مناطق دور دست میرفتند و زنان در محیطی که ساکن بودند به کشت گیاهان و گرم کردن غذا و رتق و فتق امور میپرداختند.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2ZQYIvq
لینک در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27575
#زنان #کار_خانگی
@KhanehAmnTelegram
مدتها پیش کلیپی در شبکههای مجازی دست به دست میشد که در آن از افراد پرسیده میشد چه کاری است که تعطیلی ندارد، طاقتفرسا است، ۲۴ ساعت شبانه روز طول میکشد و مزدی هم برای آن دریافت نمیشود. مسلما پاسخگویان از دادن جوابی صحیح قاصر بودند و با شنیدن اینکه این کار، کار خانگی مادران است، همگی متعجب شدند. در مقابل زمانی که پای صحبت مردان مینشینید، آنها تی زدن، غذا پختن و جارو کشیدن را کار دشواری نمیدانند و در مقایسه با وظیفهی نان آوری خود آن را یک تفریح قلمداد میکنند. تفریحی بیارزش که هرکسی با هر سطح سوادی از عهدهاش برمیآید. حال باید دید کدام طرف درست میگویند؟ آیا کار خانگی به همان دشواری است که تصورش میرود یا «تفریحی» ساده است که انجام دادنش وقت، هزینه و انرژی زیادی نمیطلبد؟ آیا شکلگیری خانوادهی هستهای در جامعهی صنعتی سرمایهداری نقشی در این فرآیند داشته است؟
تاریخچهی کار خانگی به زمانی برمیگردد که خانهای وجود نداشت. رید (۱۳۸۳) اشاره کرده است که زمانی که انسانها به صورت اشتراکی و در کنار یکدیگر زندگی میکردند، مردان برای شکار به مناطق دور دست میرفتند و زنان در محیطی که ساکن بودند به کشت گیاهان و گرم کردن غذا و رتق و فتق امور میپرداختند.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2ZQYIvq
لینک در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27575
#زنان #کار_خانگی
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
کار خانگی از ابتدا تا امروز
مدتها پیش کلیپی در شبکههای مجازی دست به دست میشد که در آن از افراد پرسیده میشد چه کاری است که تعطیلی ندارد، طاقتفرسا است، ۲۴ ساعت شبانه روز طول میکشد و مزدی هم برای آن دریافت نمیشود. مسلما پاسخگویان از دادن جوابی صحیح قاصر بودند و با شنیدن اینکه این…
Forwarded from خانه امن
همه چیز درباره شروط ضمن عقد
عبدالکریم میرفرد- تحلیلگر حقوقی
با توجه به اینکه حقوق ایران در مورد ازدواج به نوعی بر علیه زنان حرکت کرده و برخی از حقوق آنها را در نظر نگرفته است، می توان با ظرفیتهای قانونی تا حد قابل توجهی این نابرابری را از بین برد. یکی از این ظرفیتها، شروط ضمن عقد نکاح است. امضای این شروط توسط مرد که در عقد نامه های چاپی ذکر شده، می تواند ابزاری برای رفع نابرابری ها در ازدواج باشد. در این نوشته این شروط را مورد بررسی قرار می دهیم.
شروط دوازده گانه
در قانون مدنی و در قسمت مربوط به حقوق زوجین مقرر شده: هر کدام از زن و شوهری که ازدواج میکنند، میتوانند هر شرط ضمن عقدی که بخواهند را در عقدنامه درج کنند.
در عقدنامهها ۱۲ شرط ثبت شده است که معمولا همه زوجها بدون اینکه آنها را بخوانند زیر آنها را امضا میکنند.
شروط دوازدهگانه
شروط ضمن عقد نکاح شامل ۱۲ شرط است که به آن شروط دوازده گانه عقد نکاح میگویند. این شروط عبارتند از :
۱- زن میتواند از دادگاه تقاضای صدور طلاق کند، در صورت خودداری شوهر از دادن خرجی زن و انجام سایر حقوق واجب زن به مدت ۶ ماه.
۲- دومین شرط ذکر شده در عقدنامه که به زن اجازه طلاق میدهد، بدرفتاری زوج است به حدی که ادامه زندگی را برای زوجه غیر قابل تحمل کند.
۳- سومین شرطی که با وجود آن زن اختیار طلاق دارد، بیماری خطرناک غیر قابل درمان مرد است در حدی که سلامت زن را به خطر اندازد.
۴- شرط چهارم دیوانه بودن مرد است در زمانی که امکان فسخ وجود ندارد.
۵- پنجمین شرط مندرج در عقدنامه، اشتغال مرد به کاری است که به حیثیت و آبروی زن و مصالح خانوادگی او لطمه بزند در این صورت زن میتواند تقاضای طلاق کند.
۶- محکومیت شوهر به مجازات ۵ سال حبس یا بیشتر، یا به جزای نقدی که بر اثر ناتوانی از پرداخت، منجر به ۵ سال بازداشت شود یا به حبس و جزای نقدی که مجموعاً منتهی به ۵ سال بازداشت یا بیشتر شود و حکم مجازات در حال اجرا باشد نیز یکی دیگر از شروط ضمن عقد نکاح است که به زن امکان مطلقه شدن را میدهد.
ادامهی مطلب در لینک زیر:
https://bit.ly/2IKuvpS
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/19565
@KhanehAmnTelegram
عبدالکریم میرفرد- تحلیلگر حقوقی
با توجه به اینکه حقوق ایران در مورد ازدواج به نوعی بر علیه زنان حرکت کرده و برخی از حقوق آنها را در نظر نگرفته است، می توان با ظرفیتهای قانونی تا حد قابل توجهی این نابرابری را از بین برد. یکی از این ظرفیتها، شروط ضمن عقد نکاح است. امضای این شروط توسط مرد که در عقد نامه های چاپی ذکر شده، می تواند ابزاری برای رفع نابرابری ها در ازدواج باشد. در این نوشته این شروط را مورد بررسی قرار می دهیم.
شروط دوازده گانه
در قانون مدنی و در قسمت مربوط به حقوق زوجین مقرر شده: هر کدام از زن و شوهری که ازدواج میکنند، میتوانند هر شرط ضمن عقدی که بخواهند را در عقدنامه درج کنند.
در عقدنامهها ۱۲ شرط ثبت شده است که معمولا همه زوجها بدون اینکه آنها را بخوانند زیر آنها را امضا میکنند.
شروط دوازدهگانه
شروط ضمن عقد نکاح شامل ۱۲ شرط است که به آن شروط دوازده گانه عقد نکاح میگویند. این شروط عبارتند از :
۱- زن میتواند از دادگاه تقاضای صدور طلاق کند، در صورت خودداری شوهر از دادن خرجی زن و انجام سایر حقوق واجب زن به مدت ۶ ماه.
۲- دومین شرط ذکر شده در عقدنامه که به زن اجازه طلاق میدهد، بدرفتاری زوج است به حدی که ادامه زندگی را برای زوجه غیر قابل تحمل کند.
۳- سومین شرطی که با وجود آن زن اختیار طلاق دارد، بیماری خطرناک غیر قابل درمان مرد است در حدی که سلامت زن را به خطر اندازد.
۴- شرط چهارم دیوانه بودن مرد است در زمانی که امکان فسخ وجود ندارد.
۵- پنجمین شرط مندرج در عقدنامه، اشتغال مرد به کاری است که به حیثیت و آبروی زن و مصالح خانوادگی او لطمه بزند در این صورت زن میتواند تقاضای طلاق کند.
۶- محکومیت شوهر به مجازات ۵ سال حبس یا بیشتر، یا به جزای نقدی که بر اثر ناتوانی از پرداخت، منجر به ۵ سال بازداشت شود یا به حبس و جزای نقدی که مجموعاً منتهی به ۵ سال بازداشت یا بیشتر شود و حکم مجازات در حال اجرا باشد نیز یکی دیگر از شروط ضمن عقد نکاح است که به زن امکان مطلقه شدن را میدهد.
ادامهی مطلب در لینک زیر:
https://bit.ly/2IKuvpS
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/19565
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
همه چیز درباره شروط ضمن عقد
عبدالکریم میرفرد- تحلیلگر حقوقی با توجه به اینکه حقوق ایران در مورد ازدواج به نوعی بر علیه زنان حرکت کرده و برخی از حقوق آنها را در نظر نگرفته است، می توان با ظرفیتهای قانونی تا حد قابل توجهی این نابرابری را از بین برد. یکی از این ظرفیتها، شروط ضمن عقد نکاح…
تجربههایی از زایمان: اتاق درد یا اتاق وحشت؟
ماهرخ غلامحسینپور
غالب زنانی که راهی اتاق زایمان یک بیمارستان دولتی میشوند، از برخوردهای تحقیرآمیز، کلمات نامهربان و رفتارهای غیرهمدلانه تیم مستقر در اتاق زایمان گله میکنند.
به جز خستگی ناشی از پروسه زایمان و درد کشیدنهای ممتد که به اندازه کافی میتواند کلافه کننده باشد، آنها با یک حس بد دیگر هم مواجهند؛ با حسی که بعد از شنیدن این جملات به آنها دست میدهد:
– پاتو باز کن! برای شوهرت که بلد بودی پاتو باز کنی …
– خفه شو! به جای جیغ زدن، زور بزن …
– زر نزن سرم رفت …
یا:
– وقتی در حال تفریح بودی باید فکر این لحظه رو هم میکردی …
– مرض …
یا:
– قاتل بچه خودت میشی آخرش. زور بزن اگه تا حالا نمرده باشه …
– همهتون بی عار هستید. یادتون میره …. سال دیگه بازم اینجا مهمون مایید …
اینها و بیش از اینها بخشی از جملههایی هستند که هر شش مادر مصاحبه شده در این گزارش، دستکم یک بار تجربه شنیدن آن را در جریان پروسه زایمان در یک بیمارستان دولتی داشتهاند.
در اغلب بیمارستانهای تخصصی زنان، مادران باید سه مرحله مشخص را برای زایمان کودکشان طی کنند:
معاینه اولیه در اتاق معاینه برای تایید اینکه مشخص شود آیا زمان زایمان آنها فرا رسیده است.
اتاق لیبر یا اتاق درد که در آنجا مادر دورههای دردناک انقباض و انبساط دهانه رحم را طی میکند و بعد از باز شدن دهانه رحم به مرحله نهایی یا اتاق زایمان منتقل میشود.
و در نهایت در برخی بیمارستانهای مجهز، اتاق دیگری برای پس از زایمان تعبیه شده که به آن اتاق «پست پارتوم» میگویند و در آن به مراقبتهای بعد از زایمان و آموزش مادران میپردازند.
سمانه، اولین مادری است که گزارشگر در یک سایت مربوط به مادران جدید با او آشنا شده است. او یک دختر چهار ماهه دارد و در بیمارستان دولتی فیروزآبادی تهران فرزندش را به دنیا آورده است.
او میگوید در جریان زایمانش بدترین تجربه ممکن را گذرانده: زنانی که به حال خودشان رها شده بودند تا با جیغهای ممتد بغل گوش هم، درد بکشند و یک ماما و یک پزشک متخصص تنها در آخرین دقایق زایمان بالای سرشان حاضر میشده و بین تعداد زیادی زن زائو رفت و آمد میکردهاند.
سمانه میگوید: «تنها چیزی که به خاطرم مانده صدای فحاشی پرستارهاست. برای حرف زدن با همدیگر از این سر اتاق به آن سر اتاق جیغ و هوار میکشیدند تا صدایشان بین صدای زائوها به هم برسد. به نظر میرسید نه آموزشی برای همدلی دیدهاند، نه تجربهای برای کاهش درد و آلام مادر دارند. آنجا به لحاظ روانی یک اتاق ایمن نبود.»
دکتر مریم قمیزاد، متخصص زنان و زایمان اما به خانه امن میگوید در بیمارستانهای دولتی و بیمارستانهای شهرستان به ندرت میتوان اتاق ال.دی.آر یا اتاق خصوصی برای زایمان پیدا کرد.
و البته این امر به منزله آن نیست که محیط همه بیمارستانهای خصوصی در حد استانداردهای بین المللی عمل میکنند: «در بیمارستانهای خصوصی هم همان برخوردهای ناشیانه و تحقیرآمیز وجود دارد اما به مراتب کمتر است، چون آنها برای جلب مشتری بیشتر مراعات میکنند.»
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2vz4Bzh
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27579
#فرزندآوری #زایمان
@KhanehAmnTelegram
ماهرخ غلامحسینپور
غالب زنانی که راهی اتاق زایمان یک بیمارستان دولتی میشوند، از برخوردهای تحقیرآمیز، کلمات نامهربان و رفتارهای غیرهمدلانه تیم مستقر در اتاق زایمان گله میکنند.
به جز خستگی ناشی از پروسه زایمان و درد کشیدنهای ممتد که به اندازه کافی میتواند کلافه کننده باشد، آنها با یک حس بد دیگر هم مواجهند؛ با حسی که بعد از شنیدن این جملات به آنها دست میدهد:
– پاتو باز کن! برای شوهرت که بلد بودی پاتو باز کنی …
– خفه شو! به جای جیغ زدن، زور بزن …
– زر نزن سرم رفت …
یا:
– وقتی در حال تفریح بودی باید فکر این لحظه رو هم میکردی …
– مرض …
یا:
– قاتل بچه خودت میشی آخرش. زور بزن اگه تا حالا نمرده باشه …
– همهتون بی عار هستید. یادتون میره …. سال دیگه بازم اینجا مهمون مایید …
اینها و بیش از اینها بخشی از جملههایی هستند که هر شش مادر مصاحبه شده در این گزارش، دستکم یک بار تجربه شنیدن آن را در جریان پروسه زایمان در یک بیمارستان دولتی داشتهاند.
در اغلب بیمارستانهای تخصصی زنان، مادران باید سه مرحله مشخص را برای زایمان کودکشان طی کنند:
معاینه اولیه در اتاق معاینه برای تایید اینکه مشخص شود آیا زمان زایمان آنها فرا رسیده است.
اتاق لیبر یا اتاق درد که در آنجا مادر دورههای دردناک انقباض و انبساط دهانه رحم را طی میکند و بعد از باز شدن دهانه رحم به مرحله نهایی یا اتاق زایمان منتقل میشود.
و در نهایت در برخی بیمارستانهای مجهز، اتاق دیگری برای پس از زایمان تعبیه شده که به آن اتاق «پست پارتوم» میگویند و در آن به مراقبتهای بعد از زایمان و آموزش مادران میپردازند.
سمانه، اولین مادری است که گزارشگر در یک سایت مربوط به مادران جدید با او آشنا شده است. او یک دختر چهار ماهه دارد و در بیمارستان دولتی فیروزآبادی تهران فرزندش را به دنیا آورده است.
او میگوید در جریان زایمانش بدترین تجربه ممکن را گذرانده: زنانی که به حال خودشان رها شده بودند تا با جیغهای ممتد بغل گوش هم، درد بکشند و یک ماما و یک پزشک متخصص تنها در آخرین دقایق زایمان بالای سرشان حاضر میشده و بین تعداد زیادی زن زائو رفت و آمد میکردهاند.
سمانه میگوید: «تنها چیزی که به خاطرم مانده صدای فحاشی پرستارهاست. برای حرف زدن با همدیگر از این سر اتاق به آن سر اتاق جیغ و هوار میکشیدند تا صدایشان بین صدای زائوها به هم برسد. به نظر میرسید نه آموزشی برای همدلی دیدهاند، نه تجربهای برای کاهش درد و آلام مادر دارند. آنجا به لحاظ روانی یک اتاق ایمن نبود.»
دکتر مریم قمیزاد، متخصص زنان و زایمان اما به خانه امن میگوید در بیمارستانهای دولتی و بیمارستانهای شهرستان به ندرت میتوان اتاق ال.دی.آر یا اتاق خصوصی برای زایمان پیدا کرد.
و البته این امر به منزله آن نیست که محیط همه بیمارستانهای خصوصی در حد استانداردهای بین المللی عمل میکنند: «در بیمارستانهای خصوصی هم همان برخوردهای ناشیانه و تحقیرآمیز وجود دارد اما به مراتب کمتر است، چون آنها برای جلب مشتری بیشتر مراعات میکنند.»
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2vz4Bzh
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27579
#فرزندآوری #زایمان
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
تجربههایی از زایمان: اتاق درد یا اتاق وحشت؟
ماهرخ غلامحسینپور غالب زنانی که راهی اتاق زایمان یک بیمارستان دولتی میشوند، از برخوردهای تحقیرآمیز، کلمات نامهربان و رفتارهای غیرهمدلانه تیم مستقر در اتاق زایمان گله میکنند. به جز خستگی ناشی از پروسه زایمان و درد کشیدنهای ممتد که به اندازه کافی میتواند…
Forwarded from خانه امن
«زن جوان لرستانی علاوه بر اینکه مورد ضرب و شتم قرار گرفته در اثر اسیدپاشی از ناحیه صورت دچار جراحت شده اما بنا بر نظر اولیه پزشکان، بینایی وی دچار مشکل جدی نشده است.»این را مدیر روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی لرستان به ایرنا گفته است.
هوشنگ بادپی گفته: «کودک هشتساله این زن از ناحیه دست و پا دچار سوختگی شده که پس از اقدامات اولیه در بیمارستان شهدای عشایر خرمآباد، برای ادامه درمان به بیمارستان شهید مطهری تهران اعزام شدند.»
این اولین اسید پاشی در ایران نیست و قطعا آخرین نیز نخواهد بود همانطور که سال پیش وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ایران گفت: متاسفانه هر ماه در نقاط مختلف کشور سوختگی با اسید به علل مختلف شغلی یا دعواهای خانگی یا شخصی بوقوع می پیوندد.
سید حسن هاشمی گفته بود: اسید پاشی از جمله معقولات اجتماعی است که نپرداختن به آن موجب تشویق به ارتکاب این عمل می شود.
ابوترابی، نماینده مجلس، در خصوص مجازات اسیدپاشی در کشور، گفت: مجازات اسید پاشی اگر از باب ضربه به نظام و محاربه باشد اعدام است اما اسیدپاشی به سایر دلایل حکم قصاص، دیه و حبس دارد.
نماینده مردم نجف آباد، تیران و کرون در مجلس شورای اسلامی، با بیان اینکه عنوان مجازات و میزان مجازات خود بازدارنده است، تصریح کرد: اما اینکه چرا در سال های اخیر اسیدپاشی رواج یافته، به دلیل مباحث تبلیغاتی و پرداختن بیش از اندازه رسانه ها به موضوع اسیدپاشی است.
بیشتر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/16412
@KhanehAmnTelegram
هوشنگ بادپی گفته: «کودک هشتساله این زن از ناحیه دست و پا دچار سوختگی شده که پس از اقدامات اولیه در بیمارستان شهدای عشایر خرمآباد، برای ادامه درمان به بیمارستان شهید مطهری تهران اعزام شدند.»
این اولین اسید پاشی در ایران نیست و قطعا آخرین نیز نخواهد بود همانطور که سال پیش وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ایران گفت: متاسفانه هر ماه در نقاط مختلف کشور سوختگی با اسید به علل مختلف شغلی یا دعواهای خانگی یا شخصی بوقوع می پیوندد.
سید حسن هاشمی گفته بود: اسید پاشی از جمله معقولات اجتماعی است که نپرداختن به آن موجب تشویق به ارتکاب این عمل می شود.
ابوترابی، نماینده مجلس، در خصوص مجازات اسیدپاشی در کشور، گفت: مجازات اسید پاشی اگر از باب ضربه به نظام و محاربه باشد اعدام است اما اسیدپاشی به سایر دلایل حکم قصاص، دیه و حبس دارد.
نماینده مردم نجف آباد، تیران و کرون در مجلس شورای اسلامی، با بیان اینکه عنوان مجازات و میزان مجازات خود بازدارنده است، تصریح کرد: اما اینکه چرا در سال های اخیر اسیدپاشی رواج یافته، به دلیل مباحث تبلیغاتی و پرداختن بیش از اندازه رسانه ها به موضوع اسیدپاشی است.
بیشتر بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/16412
@KhanehAmnTelegram
www.khanehamn.org
300 مورد اسیدپاشی در یک سال | خانه امن
Break the silence. We serve victims or witnesses of domestic violence. We support, and are a resource for people who want all homes to be safe homes.