Forwarded from خانه امن
چگونه بوسیله قانون خشونت خانگی را کنترل کنیم؟
مهری ملکوتی، وکیل و پژوهشگر
خانه امن: در قوانین داخلی جمهوری اسلامی ایران، قوانین خاص کنترل کننده خشونت خانگی و حمایت از زنان قربانی خشونت، به روشنی تعریف و گنجانده نشده است. با این وصف زنان قربانی خشونت می توانند با استفاده از قوانین کنترل کننده خشونت که به صورت عمومی در قانون مجازات اسلامی گنجانده شده، از کرامت انسانی خود دفاع کنند. البته هم زمان فعالان حقوق زن وظیفه دارند به نهادهای حکومتی فشار بیاورند تا آنها به یک درجه از تغییر در سیاست های کلان رضایت دهند ومتقاعد شوند تا در قوانین کنونی با هدف کمک رسانی قانونی به زنان قربانی خشونت خانگی، تجدید نظر کنند.
اما تا آن زمان در قالب قوانین موجود، روند قانونی برای دادخواهی زنان قربانی خشونت خانگی باید پیموده شود.
بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2mPx6Ew
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/15762
@KhanehAmnTelegram
مهری ملکوتی، وکیل و پژوهشگر
خانه امن: در قوانین داخلی جمهوری اسلامی ایران، قوانین خاص کنترل کننده خشونت خانگی و حمایت از زنان قربانی خشونت، به روشنی تعریف و گنجانده نشده است. با این وصف زنان قربانی خشونت می توانند با استفاده از قوانین کنترل کننده خشونت که به صورت عمومی در قانون مجازات اسلامی گنجانده شده، از کرامت انسانی خود دفاع کنند. البته هم زمان فعالان حقوق زن وظیفه دارند به نهادهای حکومتی فشار بیاورند تا آنها به یک درجه از تغییر در سیاست های کلان رضایت دهند ومتقاعد شوند تا در قوانین کنونی با هدف کمک رسانی قانونی به زنان قربانی خشونت خانگی، تجدید نظر کنند.
اما تا آن زمان در قالب قوانین موجود، روند قانونی برای دادخواهی زنان قربانی خشونت خانگی باید پیموده شود.
بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2mPx6Ew
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/15762
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
چگونه بوسیله قانون خشونت خانگی را کنترل کنیم؟
مهری ملکوتی، وکیل و پژوهشگر خانه امن: در قوانین داخلی جمهوری اسلامی ایران، قوانین خاص کنترل کننده خشونت خانگی و حمایت از زنان قربانی خشونت، به روشنی تعریف و گنجانده نشده است. با این وصف زنان قربانی خشونت می توانند با استفاده از قوانین کنترل کننده خشونت که…
الن دیجنرس از آزار جنسی به دست ناپدریاش گفت
الن دیجنرس مجری معروف آمریکایی میگوید در نوجوانی از سوی ناپدریاش مورد آزار جنسی قرار گرفته است.
الن که مجری یک برنامه پرطرفدار تلویزیونی است، گفته است این اتفاق وقتی ۱۵ یا ۱۶ ساله بود، در زمان ابتلای مادرش به سرطان پستان اتفاق افتاد.
به گفته الن، ناپدریاش به او گفته بود که تودهای در پستان مادرش بوده و “باید به پستانهای من دست بزند”.
الن اولین بار در سال ۲۰۰۵ دربارهٔ آزار جنسی خودش حرف زد اما او گفته است که میخواهد ماجرا را با جزئیات بیشتری بیان کند “چون میخواهم سایر دختران هرگز اجازه ندهند کسی با آنها چنین رفتاری کند”.
الن ۶۱ ساله گفت که ناپدریاش اولین بار وقتی مادرش به سفر رفته بود از او سؤاستفاده کرده و به او گفته بوده که باید پستانهایش را برای وجود توده و تومور لمس کند”.
“من اطلاعی در باره بدن نداشتم. نمیدانستم که پستانهای آدمها با هم فرق دارد”.
“به هر حال او مرا راضی کرد که باید پستانهای مرا لمس کند و بعد سعی کرد یک بار دیگر هم این کار را بکند و چند بار دیگر هم سعی کرد بهزور وارد اتاقم بشود که من از پنجره فرار کردم چون میدانستم که میخواهد کار دیگری هم با من بکند”.
این کمدین میگوید که آن زمان به مادرش چیزی نگفت چون نمیخواست او را ناراحت کند.
او ادامه میدهد: “من نمیتوانستم از او محافظت کنم، باید از خودم محافظت میکردم، تا چند سال بعد هم به او چیزی نگفتم و سپس برایش تعریف کردم، او حرف مرا باور نکرد و ۱۸ سال دیگر هم با همان مرد زندگی کرد”.
الن دیجنرس تعریف میکند که سرانجام مادرش وقتی همسرش اتفاقاتی که افتاده بود را تائید کرد، از او جدا شد. این ستارهٔ برنامههای تلویزیونی امیدوار است دختران جوان از شنیدن داستان او عبرت بگیرند.
” فقط به همین دلیل برایم مهم بود که از این موضوع حرف بزنم، چون دختران جوان بسیاری هستند که در هر سنی ممکن است این اتفاق برایشان بیفتد”.
“حالا وقتی میبینم کسی در باره آزار جنسی صحبت میکند، و عدهای باور نمیکنند، عصبانی میشوم که به حرف این افراد گوش نمیدهند و باورشان نمیکنند، ما این چیزها را از خودمان در نمیآوریم”.
منبع: بیبیسی
http://www.khanehamn.org/archives/27707
@KhanehAmnTelegram
الن دیجنرس مجری معروف آمریکایی میگوید در نوجوانی از سوی ناپدریاش مورد آزار جنسی قرار گرفته است.
الن که مجری یک برنامه پرطرفدار تلویزیونی است، گفته است این اتفاق وقتی ۱۵ یا ۱۶ ساله بود، در زمان ابتلای مادرش به سرطان پستان اتفاق افتاد.
به گفته الن، ناپدریاش به او گفته بود که تودهای در پستان مادرش بوده و “باید به پستانهای من دست بزند”.
الن اولین بار در سال ۲۰۰۵ دربارهٔ آزار جنسی خودش حرف زد اما او گفته است که میخواهد ماجرا را با جزئیات بیشتری بیان کند “چون میخواهم سایر دختران هرگز اجازه ندهند کسی با آنها چنین رفتاری کند”.
الن ۶۱ ساله گفت که ناپدریاش اولین بار وقتی مادرش به سفر رفته بود از او سؤاستفاده کرده و به او گفته بوده که باید پستانهایش را برای وجود توده و تومور لمس کند”.
“من اطلاعی در باره بدن نداشتم. نمیدانستم که پستانهای آدمها با هم فرق دارد”.
“به هر حال او مرا راضی کرد که باید پستانهای مرا لمس کند و بعد سعی کرد یک بار دیگر هم این کار را بکند و چند بار دیگر هم سعی کرد بهزور وارد اتاقم بشود که من از پنجره فرار کردم چون میدانستم که میخواهد کار دیگری هم با من بکند”.
این کمدین میگوید که آن زمان به مادرش چیزی نگفت چون نمیخواست او را ناراحت کند.
او ادامه میدهد: “من نمیتوانستم از او محافظت کنم، باید از خودم محافظت میکردم، تا چند سال بعد هم به او چیزی نگفتم و سپس برایش تعریف کردم، او حرف مرا باور نکرد و ۱۸ سال دیگر هم با همان مرد زندگی کرد”.
الن دیجنرس تعریف میکند که سرانجام مادرش وقتی همسرش اتفاقاتی که افتاده بود را تائید کرد، از او جدا شد. این ستارهٔ برنامههای تلویزیونی امیدوار است دختران جوان از شنیدن داستان او عبرت بگیرند.
” فقط به همین دلیل برایم مهم بود که از این موضوع حرف بزنم، چون دختران جوان بسیاری هستند که در هر سنی ممکن است این اتفاق برایشان بیفتد”.
“حالا وقتی میبینم کسی در باره آزار جنسی صحبت میکند، و عدهای باور نمیکنند، عصبانی میشوم که به حرف این افراد گوش نمیدهند و باورشان نمیکنند، ما این چیزها را از خودمان در نمیآوریم”.
منبع: بیبیسی
http://www.khanehamn.org/archives/27707
@KhanehAmnTelegram
Instagram
Khanehamn
. الن دیجنرس از آزار جنسی به دست ناپدریاش گفت الن دیجنرس مجری معروف آمریکایی میگوید در نوجوانی از سوی ناپدریاش مورد آزار جنسی قرار گرفته است. . الن که مجری یک برنامه پرطرفدار تلویزیونی است، گفته است این اتفاق وقتی ۱۵ یا ۱۶ ساله بود، در زمان ابتلای مادرش…
زنانِ بیفرزند: «من نیازی به دلسوزی ندارم، من واقعاً خوشحال هستم»
بیدارزنی: برخی از افراد انتخاب میکنند که فرزند نداشته باشند، برخی نمیتوانند فرزند داشته باشند و برخی فرزندشان را از دست دادهاند: اینجا پنج زن از احساس خالصانۀ خود دربارۀ بچه نداشتن سخن میگویند.
عکاس: دنیس فلکین، مصاحبهگر: راشل تامپکینز
دنیس فلکین ۵۱
من در یک خانوادۀ تکسرپرست بزرگ شدم. مادرم چهار دخترش را به تنهایی بزرگ کرد. من شاهد تلاش او بودم و از سنین پایین دریافتم که نمیخواهم کاری را انجام دهم که او دارد انجام می دهد. من برای تصمیمم به بچه نداشتن با ضدیت و ستیز اطرافیانم مواجه شدم، به نازا بودن متهم شدام و حتی آدمها به من میگفتند تا زمانی که بچهای نداشته باشم معنی عشق را نمیفهمم.
من میخواستم با کلیشههای منفی مقابله کنم و نشان دهم که زنان بیفرزند خودخواه، نیمه-زن، پیر دختر، نازا و یا زنان دیوانۀ گربه نیستند. به این ترتیب به فکر افتادم که عکاسی کنم. من از ۵۰ زن که در حالت جنین روی لحاف خوابیدهاند عکس گرفتم که این تصاویر الهامبخش ایدۀ فرزند متولدنشده است.
اول که این پروژه را شروع کرده بودم عادت ماهانهام به تأخیر افتاده بود و قبل از یکی از عکاسیهایم باید تست بارداری میدادم. احساس نگرانی و دلهرۀ بسیار زیادی داشتم و وقتی نتیجه منفی را گرفتم آن راحت شدم.
در همان روز سه زن برای عکاسی آمدند. کار که تمام شد با همدیگر عکسها را مرور میکردیم. آنها نیمه عریان بر روی تشک نشسته بودند، جرعه جرعه شراب مینوشیدند، میخندیدند و داستان بچهدار نشدنشان را برای یکدیگر تعریف میکردند. آن روز برای من نوعی مکاشفه بود زیرا هیچ وقت تعداد زیادی افراد را در یک اتاق ندیده بودم که این حس را به من منتقل کنند که بچه نداشتن اتفاق خوبی است.
.
اما همیشه همه چیز خوب نبود. روزی یکی از دوستان صمیمیام برای عکاسی پیشم آمد که خیلی درهم شکسته بود. بیست سال بود که او را میشناختم و این تنها باری بود که دیدم گریه میکرد. من به واسطۀ رویارویی با او و بسیاری زنان غمگین دیگر یاد گرفتهام که خوب گوش کنم، بااحتیاط رفتار کنم و در مواجهه با زنان بی فرزند حساسیت زیادی به خرج دهم. مهمتر آنکه آموختهام که درک کنم که شرایط همۀ این زنان مانند هم نیست.
.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2KugyiG
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27711
#فرزندآوری #بدن #زنان #رضایت #مالکیت_بدن
@KhanehAmnTelegram
بیدارزنی: برخی از افراد انتخاب میکنند که فرزند نداشته باشند، برخی نمیتوانند فرزند داشته باشند و برخی فرزندشان را از دست دادهاند: اینجا پنج زن از احساس خالصانۀ خود دربارۀ بچه نداشتن سخن میگویند.
عکاس: دنیس فلکین، مصاحبهگر: راشل تامپکینز
دنیس فلکین ۵۱
من در یک خانوادۀ تکسرپرست بزرگ شدم. مادرم چهار دخترش را به تنهایی بزرگ کرد. من شاهد تلاش او بودم و از سنین پایین دریافتم که نمیخواهم کاری را انجام دهم که او دارد انجام می دهد. من برای تصمیمم به بچه نداشتن با ضدیت و ستیز اطرافیانم مواجه شدم، به نازا بودن متهم شدام و حتی آدمها به من میگفتند تا زمانی که بچهای نداشته باشم معنی عشق را نمیفهمم.
من میخواستم با کلیشههای منفی مقابله کنم و نشان دهم که زنان بیفرزند خودخواه، نیمه-زن، پیر دختر، نازا و یا زنان دیوانۀ گربه نیستند. به این ترتیب به فکر افتادم که عکاسی کنم. من از ۵۰ زن که در حالت جنین روی لحاف خوابیدهاند عکس گرفتم که این تصاویر الهامبخش ایدۀ فرزند متولدنشده است.
اول که این پروژه را شروع کرده بودم عادت ماهانهام به تأخیر افتاده بود و قبل از یکی از عکاسیهایم باید تست بارداری میدادم. احساس نگرانی و دلهرۀ بسیار زیادی داشتم و وقتی نتیجه منفی را گرفتم آن راحت شدم.
در همان روز سه زن برای عکاسی آمدند. کار که تمام شد با همدیگر عکسها را مرور میکردیم. آنها نیمه عریان بر روی تشک نشسته بودند، جرعه جرعه شراب مینوشیدند، میخندیدند و داستان بچهدار نشدنشان را برای یکدیگر تعریف میکردند. آن روز برای من نوعی مکاشفه بود زیرا هیچ وقت تعداد زیادی افراد را در یک اتاق ندیده بودم که این حس را به من منتقل کنند که بچه نداشتن اتفاق خوبی است.
.
اما همیشه همه چیز خوب نبود. روزی یکی از دوستان صمیمیام برای عکاسی پیشم آمد که خیلی درهم شکسته بود. بیست سال بود که او را میشناختم و این تنها باری بود که دیدم گریه میکرد. من به واسطۀ رویارویی با او و بسیاری زنان غمگین دیگر یاد گرفتهام که خوب گوش کنم، بااحتیاط رفتار کنم و در مواجهه با زنان بی فرزند حساسیت زیادی به خرج دهم. مهمتر آنکه آموختهام که درک کنم که شرایط همۀ این زنان مانند هم نیست.
.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2KugyiG
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27711
#فرزندآوری #بدن #زنان #رضایت #مالکیت_بدن
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
زنانِ بیفرزند: «من نیازی به دلسوزی ندارم، من واقعاً خوشحال هستم»
بیدارزنی: برخی از افراد انتخاب میکنند که فرزند نداشته باشند، برخی نمیتوانند فرزند داشته باشند و برخی فرزندشان را از دست دادهاند: اینجا پنج زن از احساس خالصانۀ خود دربارۀ بچه نداشتن سخن میگویند. عکاس: دنیس فلکین، مصاحبهگر: راشل تامپکینز دنیس فلکین ۵۱…
شروط ضمن عقد تا چه اندازه میتوانند به زنان کمک کنند؟
شهرزاد کریمی / تحریریه مجله حقوق ما:
حق طلاق برابر برای زنان ایرانی به یک چالش تبدیل شده است. تعداد بسیار زیاد درخواستهای طلاق از سوی زنان که بنبستهای قانونی برخورد میکند، شاهدی بر این مدعاست. عرف و شرایط فرهنگی جامعه با تمام توان و به اشکال مختلف در حال مبارزه با این قوانین است و سعی در دور زدن یا پس زدن آنها دارد. همین مسئله شاید باعث شده که گاه درهایی برای زنان باز شود.
اما چقدر امکاناتی مثل شروط ضمن عقد یا وکالت محضری برای طلاق موثر است؟ قوانین درباره مردان و درخواستهای آنها چگونه است و آیا امیدی برای بهتر شدن اوضاع وجود دارد؟ مجله حقوق ما با فرشته تابانیان، وکیل دادگستری، درباره شروط ضمن عقد گفتوگو کرده است که در پی میآید.
http://bit.ly/31k7Aum
ادامهی مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27716
#زنان #حق_طلاق #شروط_ضمن_عقد
@KhanehAmnTelegram
شهرزاد کریمی / تحریریه مجله حقوق ما:
حق طلاق برابر برای زنان ایرانی به یک چالش تبدیل شده است. تعداد بسیار زیاد درخواستهای طلاق از سوی زنان که بنبستهای قانونی برخورد میکند، شاهدی بر این مدعاست. عرف و شرایط فرهنگی جامعه با تمام توان و به اشکال مختلف در حال مبارزه با این قوانین است و سعی در دور زدن یا پس زدن آنها دارد. همین مسئله شاید باعث شده که گاه درهایی برای زنان باز شود.
اما چقدر امکاناتی مثل شروط ضمن عقد یا وکالت محضری برای طلاق موثر است؟ قوانین درباره مردان و درخواستهای آنها چگونه است و آیا امیدی برای بهتر شدن اوضاع وجود دارد؟ مجله حقوق ما با فرشته تابانیان، وکیل دادگستری، درباره شروط ضمن عقد گفتوگو کرده است که در پی میآید.
http://bit.ly/31k7Aum
ادامهی مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27716
#زنان #حق_طلاق #شروط_ضمن_عقد
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
شروط ضمن عقد تا چه اندازه میتوانند به زنان کمک کنند؟
شهرزاد کریمی / تحریریه مجله حقوق ما: حق طلاق برابر برای زنان ایرانی به یک چالش تبدیل شده است. تعداد بسیار زیاد درخواستهای طلاق از سوی زنان که بنبستهای قانونی برخورد میکند، شاهدی بر این مدعاست. عرف و شرایط فرهنگی جامعه با تمام توان و به اشکال مختلف در…
Forwarded from خانه امن
در عراق خشونت خانگی یکی از دلایل اصلی برای جلوگیری از مشارکت زنان در جامعه است. براساس گزارش برنامه توسعه سازمان ملل در سال ۲۰۱۰ یک زن از هر پنج زن بین ۱۵ تا ۴۹ سال با خشونت فیزیکی از سوی همسر خود روبرو ست.
میزان واقعی خشونت های مبتنی بر جنسیت بیشتر از آمار منتشر شده رسمی است. این گونه از خشونت ها به علت ترس زنان از بدنام شدن در جامعه و عدم اطمینان از رسیدگی مقامات قضایی به شکایت، هرگز گزارش نمی شوند.
براساس نظرسنجی که با همکاری دولت عراق و سازمان ملل در سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹ صورت گرفت مشخص شد زنان عراقی نه تنها از درجات بالای خشونت رنج می برند بلکه از دسترسی کافی به حمایت و عدالت هم بیبهرهاند.
به علت دهه ها حاکمیت ضعیف در عراق، ساختار حقوقی منسجمی برای حمایت از زنان در برابر خشونت وجود ندارد. عدم وجود خانه های امن برای قربانیان و آموزش های لازم برای کارکنان حوزه بهداشت و مقامات اجرایی، کمک به قربانیان تحت خشونت مبتنی بر جنسیت را عملا ناممکن میسازد.
برنامه توسعه سازمان ملل در عراق به وزارت دادگستری، حقوق بشر و شورای عالی قضایی، برای ایجاد ظرفیت در نهاد های قانونی و قضایی برای حفاظت از حقوق بشر در کشور یاری میرساند.
بیشتر بخوانید
لینک مطلب در سایت خانه امن
@Khanehamntelegram
میزان واقعی خشونت های مبتنی بر جنسیت بیشتر از آمار منتشر شده رسمی است. این گونه از خشونت ها به علت ترس زنان از بدنام شدن در جامعه و عدم اطمینان از رسیدگی مقامات قضایی به شکایت، هرگز گزارش نمی شوند.
براساس نظرسنجی که با همکاری دولت عراق و سازمان ملل در سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹ صورت گرفت مشخص شد زنان عراقی نه تنها از درجات بالای خشونت رنج می برند بلکه از دسترسی کافی به حمایت و عدالت هم بیبهرهاند.
به علت دهه ها حاکمیت ضعیف در عراق، ساختار حقوقی منسجمی برای حمایت از زنان در برابر خشونت وجود ندارد. عدم وجود خانه های امن برای قربانیان و آموزش های لازم برای کارکنان حوزه بهداشت و مقامات اجرایی، کمک به قربانیان تحت خشونت مبتنی بر جنسیت را عملا ناممکن میسازد.
برنامه توسعه سازمان ملل در عراق به وزارت دادگستری، حقوق بشر و شورای عالی قضایی، برای ایجاد ظرفیت در نهاد های قانونی و قضایی برای حفاظت از حقوق بشر در کشور یاری میرساند.
بیشتر بخوانید
لینک مطلب در سایت خانه امن
@Khanehamntelegram
Telegraph
تغییر قوانین در عراق برای مبارزه با خشونت مبتنی بر جنسیت
مترجم: میترا پهلوان در عراق به طور میانگین یک پنجم زنان بین ۱۵ تا ۴۹ سال، دچار خشونت فیزیکی از سوی همسران خود هستند. طبق قانون اساسی عراق، “تأدیب” زنان به دست همسرانشان قانونی شمرده میشود و مجازات قتل ناموسی فقط ۳ سال است. دولت عراق با پشتیبانی برنامه توسعه…
اعتراض زنان ژاپنی علیه کفش پاشنه بلند
در ژاپن زنان شاغل اغلب مجبور به پوشیدن کفش پاشنهبلند در محل کار هستند و این اجبار، قانونی نانوشته است که کاسه صبر بسیاری از زنان ژاپنی را سرریز کرده است.
.
به گزارش ایسنا، بیشتر کنسرنها و شرکتهای ژاپنی در زمینه پوشش کارمندان خود در محل کار بسیار سختگیر هستند. مثلا کارمندان زن باید در شمحل کار کفش پاشنه بلند بپوشند و بسیاری از زنان شاغل سالهاست که از این وضعیت گله دارند.
اکنون ایشیکاوا، هنرپیشه و نویسنده معروف ژاپنی کمپینی با هشتک “کوتو” (KuToo) علیه اجبار به پوشیدن کفش پاشنه بلند به راه انداخته است.
.
حال بیش از ۲۰ هزار زن ژاپنی در حمایت از کمپین او طوماری خطاب به دولت ژاپن امضاء کردند.
.
در این طومار از دولت خواسته شده وضع “مقررات پوشیدن کفش پاشنه بلند برای زنان توسط کارفرما” را ممنوع کند، چون چنین مقرراتی مصداق تبعیض و آزار زنان است.
به گزارش دویچهوله، طومار آنها با اشاره به پیامدهای پوشیدن مداوم کفش پاشنه بلند برای سلامت زنان به وزارت بهداشت ژاپن فرستاده شده است. مقامات مسئول این وزارتخانه هم اعلام کردهاند که درخواست مطرح شده توسط زنان و امکان اجرای آن را بررسی میکنند.
http://www.khanehamn.org/archives/27740
#زنان #ژاپن #کلیشه_جنسیتی #کفش_پاشنه_بلند #پوشش_اجباری
@KhanehAmnTelegram
در ژاپن زنان شاغل اغلب مجبور به پوشیدن کفش پاشنهبلند در محل کار هستند و این اجبار، قانونی نانوشته است که کاسه صبر بسیاری از زنان ژاپنی را سرریز کرده است.
.
به گزارش ایسنا، بیشتر کنسرنها و شرکتهای ژاپنی در زمینه پوشش کارمندان خود در محل کار بسیار سختگیر هستند. مثلا کارمندان زن باید در شمحل کار کفش پاشنه بلند بپوشند و بسیاری از زنان شاغل سالهاست که از این وضعیت گله دارند.
اکنون ایشیکاوا، هنرپیشه و نویسنده معروف ژاپنی کمپینی با هشتک “کوتو” (KuToo) علیه اجبار به پوشیدن کفش پاشنه بلند به راه انداخته است.
.
حال بیش از ۲۰ هزار زن ژاپنی در حمایت از کمپین او طوماری خطاب به دولت ژاپن امضاء کردند.
.
در این طومار از دولت خواسته شده وضع “مقررات پوشیدن کفش پاشنه بلند برای زنان توسط کارفرما” را ممنوع کند، چون چنین مقرراتی مصداق تبعیض و آزار زنان است.
به گزارش دویچهوله، طومار آنها با اشاره به پیامدهای پوشیدن مداوم کفش پاشنه بلند برای سلامت زنان به وزارت بهداشت ژاپن فرستاده شده است. مقامات مسئول این وزارتخانه هم اعلام کردهاند که درخواست مطرح شده توسط زنان و امکان اجرای آن را بررسی میکنند.
http://www.khanehamn.org/archives/27740
#زنان #ژاپن #کلیشه_جنسیتی #کفش_پاشنه_بلند #پوشش_اجباری
@KhanehAmnTelegram
www.khanehamn.org
اعتراض زنان ژاپنی علیه کفش پاشنه بلند | خانه امن
Break the silence. We serve victims or witnesses of domestic violence. We support, and are a resource for people who want all homes to be safe homes.
چگونه این ۲ خواهر سعودی با فریب دولت از عربستان گریختند
مها و وفا السبیعی به مدت پنج سال در حال برنامه ریزی برای فرار از عربستان سعودی بودند.
این دو خواهر امیدوار بودند روزی از دست خانواده خود خلاص شوند چراکه به گفته ماها و وفا، همواره مورد آزار جسمانی نزدیکانشان بودند و تقریبا از هر نظری تحت کنترل خانواده قرار داشتند.
تسلط مردان خانواده بر این دو خواهر با استفاده از اپلیکیشن موبایل أبشر (Absher) تقویت شده بود. أبشر (در زبان محاوره عرب به معنای خبر خوب/ بله، حاضر است) اپلیکیشنی است که از سال ۲۰۱۰ از سوی وزارت کشور عربستان طراحی شده و برای بسیاری از خدمات دولتی مانند دریافت گواهینامه یا پاسپورت میتوان از آن استفاده کرد. استفاده از این اپلیکیشن در ظاهر یک گام بزرگ برای مدرنیزه کردن رابطه پادشاهی سعودی با شهروندان این کشور است. اما این همه ماجرا نیست: أبشر خروج زنان به خارج از کشور را به اطلاع «سرپرستان/ قیمها» میرساند: پدر، شوهر، جد پدری یا حتی برادر بزرگتر درباره جابهجایی زنان خانواده تصمیم میگیرند.
در واقع مردان سعودی میتوانند در این اپلیکیشن مشخصات همسران، خواهران و دختران خود را ثبت کنند و اگر آنها خواستار خروج از کشور بودند با یک پیغام از این اقدام مطلع شوند. آنها میتوانند با استفاده از این اپلیکیشن اجازه سفر به زنان خانواده بدهند یا از سفر آنها جلوگیری کنند.
وقتی این دو خواهر توانستند کشور را ترک کنند همچنان نگران بودند که این اپلیکیشن بتواند مکان آنها را مشخص کند.
مها السبیعی ۲۸ ساله درباره این اپلیکیشن گفت: «این برنامه دشمن زنان است.»
در عربستان زنان از زمان تولد تا مرگ تحت قیومیت مردان هستند و نیاز به یک سرپرست مرد که معمولا پدر، شوهر یا برادر است دارند.
این دو خواهر در تاریخ اول آوریل، شرایط را برای فرار مناسب دیدند. آنها توانستند اپلیکیشن أبشر را فریب دهند و نخستین پرواز عمر خود را تجربه کردند. مها و وفا از ریاض به استانبول رفتند و از آنجا به ترابزون ترکیه سفر کردند. از ترابزون با تاکسی به مرز گرجستان رفتند. هم اکنون آنها در کشور سومی زندگی میکنند که نمیخواهند کسی از آن مطلع شود.
خواهران السبیعی به خیل فزاینده زنانی پیوستند که برای آزادیهای بیشتر موفق به فرار از عربستان سعودی شدند.
بسیاری میگویند با وجود برخی اصلاحات در قوانین مربوط به حقوق زنان، نظام قیمومت جنسیتی عربستان سعودی بیشترین آسیب را به زنان وارد میکند که از جمله آن میتوان به محدودیتها در سفر اشاره کرد.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2KvkCz3
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27766
#خشونت_خانگی
@KhanehAmnTelegram
مها و وفا السبیعی به مدت پنج سال در حال برنامه ریزی برای فرار از عربستان سعودی بودند.
این دو خواهر امیدوار بودند روزی از دست خانواده خود خلاص شوند چراکه به گفته ماها و وفا، همواره مورد آزار جسمانی نزدیکانشان بودند و تقریبا از هر نظری تحت کنترل خانواده قرار داشتند.
تسلط مردان خانواده بر این دو خواهر با استفاده از اپلیکیشن موبایل أبشر (Absher) تقویت شده بود. أبشر (در زبان محاوره عرب به معنای خبر خوب/ بله، حاضر است) اپلیکیشنی است که از سال ۲۰۱۰ از سوی وزارت کشور عربستان طراحی شده و برای بسیاری از خدمات دولتی مانند دریافت گواهینامه یا پاسپورت میتوان از آن استفاده کرد. استفاده از این اپلیکیشن در ظاهر یک گام بزرگ برای مدرنیزه کردن رابطه پادشاهی سعودی با شهروندان این کشور است. اما این همه ماجرا نیست: أبشر خروج زنان به خارج از کشور را به اطلاع «سرپرستان/ قیمها» میرساند: پدر، شوهر، جد پدری یا حتی برادر بزرگتر درباره جابهجایی زنان خانواده تصمیم میگیرند.
در واقع مردان سعودی میتوانند در این اپلیکیشن مشخصات همسران، خواهران و دختران خود را ثبت کنند و اگر آنها خواستار خروج از کشور بودند با یک پیغام از این اقدام مطلع شوند. آنها میتوانند با استفاده از این اپلیکیشن اجازه سفر به زنان خانواده بدهند یا از سفر آنها جلوگیری کنند.
وقتی این دو خواهر توانستند کشور را ترک کنند همچنان نگران بودند که این اپلیکیشن بتواند مکان آنها را مشخص کند.
مها السبیعی ۲۸ ساله درباره این اپلیکیشن گفت: «این برنامه دشمن زنان است.»
در عربستان زنان از زمان تولد تا مرگ تحت قیومیت مردان هستند و نیاز به یک سرپرست مرد که معمولا پدر، شوهر یا برادر است دارند.
این دو خواهر در تاریخ اول آوریل، شرایط را برای فرار مناسب دیدند. آنها توانستند اپلیکیشن أبشر را فریب دهند و نخستین پرواز عمر خود را تجربه کردند. مها و وفا از ریاض به استانبول رفتند و از آنجا به ترابزون ترکیه سفر کردند. از ترابزون با تاکسی به مرز گرجستان رفتند. هم اکنون آنها در کشور سومی زندگی میکنند که نمیخواهند کسی از آن مطلع شود.
خواهران السبیعی به خیل فزاینده زنانی پیوستند که برای آزادیهای بیشتر موفق به فرار از عربستان سعودی شدند.
بسیاری میگویند با وجود برخی اصلاحات در قوانین مربوط به حقوق زنان، نظام قیمومت جنسیتی عربستان سعودی بیشترین آسیب را به زنان وارد میکند که از جمله آن میتوان به محدودیتها در سفر اشاره کرد.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2KvkCz3
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27766
#خشونت_خانگی
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
چگونه این ۲ خواهر سعودی با فریب دولت از عربستان گریختند
مها و وفا السبیعی به مدت پنج سال در حال برنامه ریزی برای فرار از عربستان سعودی بودند. این دو خواهر امیدوار بودند روزی از دست خانواده خود خلاص شوند چراکه به گفته ماها و وفا، همواره مورد آزار جسمانی نزدیکانشان بودند و تقریبا از هر نظری تحت کنترل خانواده قرار…
قوانین کشور هلند برای مقابله با خشونت خانگی
نعیمه دوستدار
بر اساس تعریف ارائه شده در قوانین هلند، خشونت خانگی شامل هر نوع عمل خشونتآمیزی است که به دست فردی از اعضای خانواده نسبت به دیگر اعضای خانواده روا داشته میشود.
این خشونت شامل هر نوع خشونت جنسی، جسمی و روانی است و هر نوع رفتار تحقیرآمیز را نیز شامل میشود.
خشونت خانگی همچنین شامل خشونت علیه کودکان مثل خشونت جنسی علیه کودک و خشونت در روابط همسر/ شریک عاطفی یا جنسی است.
خشونت در قلمرو خصوصی یکی از رایجترین انواع خشونتها در جامعه هلند است. خشونت خانگی در همه طبقات اجتماعی و اقتصادی و در انواع فرهنگها اتفاق میافتد. عموما زنان و کودکان از خشونت مردان آسیب میبینند اما این به معنای آن نیست که جامعه هلند آزار مردان و والدین یا سالمندان را در زمره خشونت خانگی به رسمیت نمیشناسد.
تحقیقات نشان میدهند که ۴۰ درصد ازهلندیها در دورهای از زندگی خود در معرض خشونت خانگی قرار گرفتهاند و آن را تجربه کردهاند.
بر اساس پژوهشها ۱۰ درصد از این افراد خشونت را هر روز یا هر هفته به شکلی تجربه میکنند.
تقریبا یک سوم کسانی که نوعی از خشونت خانگی را تجربه کردهاند اذعان میکنند کیفیت زندگیشان در نتیجه خشونت کاهش پیدا کرده است.
همچنین گفته میشود ۸۰ درصد خشونتها به دست مردان علیه شرکای عاطفی و جنسی خود اعمال میشود.
گزارشهای پلیس درباره خشونت خانگی
پلیس هلند یک بخش ویژه را برای ثبت جرائم خشونت خانگی ایجاد کرده است. هر سال بیش از ۵۶ هزار گزارش جرائم خشونت خانگی در پایگاه اطلاعاتی پلیس ثبت میشود. با توجه به این حقیقت که تنها ۱۲ درصد از خشونتهای خانگی به پلیس گزارش میشوند، میتوان اینگونه ارزیابی کرد که هر سال تقریبا ۵۰۰ هزار خشونت خانگی رخ میدهد که وارد پایگاه اطلاعاتی پلیس هلند نمیشود.
پژوهشها در حوزه خشونت خانگی در هلند نشان میدهند ۳۶ درصد از حوادثی که به پلیس گزارش میشوند منتهی به ثبت یک شکایت رسمی در مراکز پلیس میشوند.
در ۵۸ درصد از حوادث خشونت خانگی منتهی به شکایت خشونتدیده، فرد آزارگر توسط پلیس بازداشت میشود.
گزارشهای پلیس هلند همچنین حاوی این نکته تاملبرانگیز است که خشونتهای خانگی در گروههای اقلیت قومی نیز رخ میدهند.
هلندیها به راحتی در مورد این مساله حرف میزنند، با این حال ارائه آمار دقیق درباره میزان خشونت در اقلیتهای قومی دشوار است زیرا خشونت در گروههای اقلیت یک تابو باقی میماند.
در ادامه اقدامات دولت #هلند برای مقابله با #خشونت_خانگی را ببینید:
http://bit.ly/31c1zjc
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://bit.ly/31bIa21
@KhanehAmnTelegram
نعیمه دوستدار
بر اساس تعریف ارائه شده در قوانین هلند، خشونت خانگی شامل هر نوع عمل خشونتآمیزی است که به دست فردی از اعضای خانواده نسبت به دیگر اعضای خانواده روا داشته میشود.
این خشونت شامل هر نوع خشونت جنسی، جسمی و روانی است و هر نوع رفتار تحقیرآمیز را نیز شامل میشود.
خشونت خانگی همچنین شامل خشونت علیه کودکان مثل خشونت جنسی علیه کودک و خشونت در روابط همسر/ شریک عاطفی یا جنسی است.
خشونت در قلمرو خصوصی یکی از رایجترین انواع خشونتها در جامعه هلند است. خشونت خانگی در همه طبقات اجتماعی و اقتصادی و در انواع فرهنگها اتفاق میافتد. عموما زنان و کودکان از خشونت مردان آسیب میبینند اما این به معنای آن نیست که جامعه هلند آزار مردان و والدین یا سالمندان را در زمره خشونت خانگی به رسمیت نمیشناسد.
تحقیقات نشان میدهند که ۴۰ درصد ازهلندیها در دورهای از زندگی خود در معرض خشونت خانگی قرار گرفتهاند و آن را تجربه کردهاند.
بر اساس پژوهشها ۱۰ درصد از این افراد خشونت را هر روز یا هر هفته به شکلی تجربه میکنند.
تقریبا یک سوم کسانی که نوعی از خشونت خانگی را تجربه کردهاند اذعان میکنند کیفیت زندگیشان در نتیجه خشونت کاهش پیدا کرده است.
همچنین گفته میشود ۸۰ درصد خشونتها به دست مردان علیه شرکای عاطفی و جنسی خود اعمال میشود.
گزارشهای پلیس درباره خشونت خانگی
پلیس هلند یک بخش ویژه را برای ثبت جرائم خشونت خانگی ایجاد کرده است. هر سال بیش از ۵۶ هزار گزارش جرائم خشونت خانگی در پایگاه اطلاعاتی پلیس ثبت میشود. با توجه به این حقیقت که تنها ۱۲ درصد از خشونتهای خانگی به پلیس گزارش میشوند، میتوان اینگونه ارزیابی کرد که هر سال تقریبا ۵۰۰ هزار خشونت خانگی رخ میدهد که وارد پایگاه اطلاعاتی پلیس هلند نمیشود.
پژوهشها در حوزه خشونت خانگی در هلند نشان میدهند ۳۶ درصد از حوادثی که به پلیس گزارش میشوند منتهی به ثبت یک شکایت رسمی در مراکز پلیس میشوند.
در ۵۸ درصد از حوادث خشونت خانگی منتهی به شکایت خشونتدیده، فرد آزارگر توسط پلیس بازداشت میشود.
گزارشهای پلیس هلند همچنین حاوی این نکته تاملبرانگیز است که خشونتهای خانگی در گروههای اقلیت قومی نیز رخ میدهند.
هلندیها به راحتی در مورد این مساله حرف میزنند، با این حال ارائه آمار دقیق درباره میزان خشونت در اقلیتهای قومی دشوار است زیرا خشونت در گروههای اقلیت یک تابو باقی میماند.
در ادامه اقدامات دولت #هلند برای مقابله با #خشونت_خانگی را ببینید:
http://bit.ly/31c1zjc
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://bit.ly/31bIa21
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
قوانین کشور هلند در مقابله با خشونت خانگی
نعیمه دوستدار بر اساس تعریف ارائه شده در قوانین هلند، خشونت خانگی شامل هر نوع عمل خشونتآمیزی است که به دست فردی از اعضای خانواده نسبت به دیگر اعضای خانواده روا داشته میشود. این خشونت شامل هر نوع خشونت جنسی، جسمی و روانی است و هر نوع رفتار تحقیرآمیز را…
Forwarded from خانه امن
سکوت را بشکنید!
مشاوره رایگان
چنانچه تحت خشونت خانگی هستید. چنانچه برای رفع خشونت خانگی نیاز به مشاوره حقوقی دارید، یا با شماره خانهی امن تماس بگیرید و یا «فرم مشاوره آنلاین»را پر و برای ما ارسال کنید. در اولین فرصت مشاوران پاسخگوی شما خواهند بود.
اینجا کلیک کنید:
https://goo.gl/JQHmFj
@KhanehAmnTelegram
مشاوره رایگان
چنانچه تحت خشونت خانگی هستید. چنانچه برای رفع خشونت خانگی نیاز به مشاوره حقوقی دارید، یا با شماره خانهی امن تماس بگیرید و یا «فرم مشاوره آنلاین»را پر و برای ما ارسال کنید. در اولین فرصت مشاوران پاسخگوی شما خواهند بود.
اینجا کلیک کنید:
https://goo.gl/JQHmFj
@KhanehAmnTelegram
چالشهای دیه و قصاص: آیا میتوان دیه را جایگزین مجازات قصاص کرد؟
بررسی راهحلهای حقوقی جایگزین دیه در قوانین کشورهای دیگر جهان
یکی از چالشهای اصلی قوانین کیفری در ایران به ویژه در موضوع جنایات و جراحات به عمد، بحث قصاص مرتکب است که در آن اولین مجازات پیشبینی شده از سوی قانونگذار حق قصاصی است که برای مجنی علیه یا اولیای دم او در نظر گرفته شده است. بر همین اساس قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ در ماده ۳۸۱ خود مجازات اصلی جنایت به نفس یعنی همان «قتل عمد» را قصاص مرتکب تعیین کرده است. همچنین بر طبق ماده ۳۸۶ این قانون، «مجازات جنایت عمدی بر عضو» نیز قصاص عضو پیشبینی شده است.
علی رغم این تصریح قانونگذار در قانون مجازات اسلامی، اما همین قانون در مواد ۳۴۷ و ۳۶۰ خود این حق را برای مجنی علیه یا ولی دم او قائل شده تا در هر مرحله از دادرسی با گرفتن دیه مقرر یا مجانی یا هر مقدار مبلغ دیگری مصالحه کند و از قصاص مرتکب جنایت درگذرد. از سوی دیگر، ماده ۳۵۹ این قانون تقاضای اخذ دیه از مرتکب را تنها در صورت رضایت او مجاز دانسته است. به عبارت دیگر اگرچه عفو مرتکب و مطالبه دیه یا مبلغ دیگری برای مصالحه از اختیارات مجنی علیه یا ولی دم او محسوب شده است، اما بدون رضایت مرتکب، این امکان عملی نخواهد شد.
مطالبه دیه از مرتکب جنایت منوط به درخواست مجنی علیه یا ولی دم اوست. نه دادگاه و نه مرتکب هیچ یک مجاز به الزام آنها مبنی بر دریافت دیه و گذشت از قصاص نیستند. حال سوال اینجاست که اساسا اعطای اختیار انتخاب بین جان یک انسان یا مطالبه پول تا چه حد با مبانی و روح علم حقوق و فلسفه آن همخوانی دارد؟ چگونه میتوان در راستای پاسداشت حق حیات انسانها، مجازات دیه را به قصاص نفس یا عضو ترجیح داد؟
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/31cpnU1
لینک مطلب در سایت خانه امن
http://www.khanehamn.org/archives/27720
#برابری #دیه
@KhanehAmnTelegram
بررسی راهحلهای حقوقی جایگزین دیه در قوانین کشورهای دیگر جهان
یکی از چالشهای اصلی قوانین کیفری در ایران به ویژه در موضوع جنایات و جراحات به عمد، بحث قصاص مرتکب است که در آن اولین مجازات پیشبینی شده از سوی قانونگذار حق قصاصی است که برای مجنی علیه یا اولیای دم او در نظر گرفته شده است. بر همین اساس قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ در ماده ۳۸۱ خود مجازات اصلی جنایت به نفس یعنی همان «قتل عمد» را قصاص مرتکب تعیین کرده است. همچنین بر طبق ماده ۳۸۶ این قانون، «مجازات جنایت عمدی بر عضو» نیز قصاص عضو پیشبینی شده است.
علی رغم این تصریح قانونگذار در قانون مجازات اسلامی، اما همین قانون در مواد ۳۴۷ و ۳۶۰ خود این حق را برای مجنی علیه یا ولی دم او قائل شده تا در هر مرحله از دادرسی با گرفتن دیه مقرر یا مجانی یا هر مقدار مبلغ دیگری مصالحه کند و از قصاص مرتکب جنایت درگذرد. از سوی دیگر، ماده ۳۵۹ این قانون تقاضای اخذ دیه از مرتکب را تنها در صورت رضایت او مجاز دانسته است. به عبارت دیگر اگرچه عفو مرتکب و مطالبه دیه یا مبلغ دیگری برای مصالحه از اختیارات مجنی علیه یا ولی دم او محسوب شده است، اما بدون رضایت مرتکب، این امکان عملی نخواهد شد.
مطالبه دیه از مرتکب جنایت منوط به درخواست مجنی علیه یا ولی دم اوست. نه دادگاه و نه مرتکب هیچ یک مجاز به الزام آنها مبنی بر دریافت دیه و گذشت از قصاص نیستند. حال سوال اینجاست که اساسا اعطای اختیار انتخاب بین جان یک انسان یا مطالبه پول تا چه حد با مبانی و روح علم حقوق و فلسفه آن همخوانی دارد؟ چگونه میتوان در راستای پاسداشت حق حیات انسانها، مجازات دیه را به قصاص نفس یا عضو ترجیح داد؟
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/31cpnU1
لینک مطلب در سایت خانه امن
http://www.khanehamn.org/archives/27720
#برابری #دیه
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
چالشهای دیه و قصاص: آیا میتوان دیه را جایگزین مجازات قصاص کرد؟
بررسی راهحلهای حقوقی جایگزین دیه در قوانین کشورهای دیگر جهان یکی از چالشهای اصلی قوانین کیفری در ایران به ویژه در موضوع جنایات و جراحات به عمد، بحث قصاص مرتکب است که در آن اولین مجازات پیشبینی شده از سوی قانونگذار حق قصاصی است که برای مجنی علیه یا اولیای…
Forwarded from خانه امن
ازدواج شوهر سابق و حضانت کودک
پرسش و پاسخ قانونی
موسی برزین خلیفهلو، وکیل خانه امن
پرسشگر: خانم ۳۷ سالهای هستم که یک سال پیش از همسرم جدا شدم. دو فرزند، یک دختر ۵ ساله و یک پسر ۱۰ ساله دارم. دخترم با من زندگی میکند و پسرم با پدرش. یعنی دادگاه حضانت پسرم را به پدرش واگذار کرد. پدرش نیز به همراه مادر خود زندگی میکند و مادرش از پسر من نگهداری میکند. چند وقت پیش مطلع شدم که شوهر سابقم قصد ازدواج دارد. این مساله مرا بسیار نگران کرده است. خانمی که شوهر سابقم میخواهد با او ازدواج کند دو فرزند دارد و مثل این که قرار گذاشتهاند پسر من هم با آنها زندگی کند. نگران هستم. نمیدانم با پسرم چطور رفتار خواهند کرد. چند وقت پیش با پسرم صحبت کردم و متوجه شدم که او تمایل دارد با من زندگی کند. فکر میکنم آینده پسرم در خطر است. لطفا مرا راهنمایی کنید. چگونه میتوانم حضانت فرزندم را بگیرم؟ من معلم زبان انگلیسی هستم و درآمد نسبتا خوبی دارم. یعنی توانایی نگهداری از هر دو فرزندم را دارم. شغل شوهر سابقم به صورتی است که مرتبا به شهرستانها میرود و هر چند روز یک بار به خانه میآید. مادرش نیز که از پسرم نگهداری میکند ۶۵ سال دارد و بیمار است.
بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2M8gvqQ
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/21545
@KhanehAmnTelegram
پرسش و پاسخ قانونی
موسی برزین خلیفهلو، وکیل خانه امن
پرسشگر: خانم ۳۷ سالهای هستم که یک سال پیش از همسرم جدا شدم. دو فرزند، یک دختر ۵ ساله و یک پسر ۱۰ ساله دارم. دخترم با من زندگی میکند و پسرم با پدرش. یعنی دادگاه حضانت پسرم را به پدرش واگذار کرد. پدرش نیز به همراه مادر خود زندگی میکند و مادرش از پسر من نگهداری میکند. چند وقت پیش مطلع شدم که شوهر سابقم قصد ازدواج دارد. این مساله مرا بسیار نگران کرده است. خانمی که شوهر سابقم میخواهد با او ازدواج کند دو فرزند دارد و مثل این که قرار گذاشتهاند پسر من هم با آنها زندگی کند. نگران هستم. نمیدانم با پسرم چطور رفتار خواهند کرد. چند وقت پیش با پسرم صحبت کردم و متوجه شدم که او تمایل دارد با من زندگی کند. فکر میکنم آینده پسرم در خطر است. لطفا مرا راهنمایی کنید. چگونه میتوانم حضانت فرزندم را بگیرم؟ من معلم زبان انگلیسی هستم و درآمد نسبتا خوبی دارم. یعنی توانایی نگهداری از هر دو فرزندم را دارم. شغل شوهر سابقم به صورتی است که مرتبا به شهرستانها میرود و هر چند روز یک بار به خانه میآید. مادرش نیز که از پسرم نگهداری میکند ۶۵ سال دارد و بیمار است.
بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2M8gvqQ
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/21545
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
ازدواج شوهر سابق و حضانت کودک
ازدواج شوهر سابق و حضانت کودک پرسش و پاسخ قانونی
برابری دیه زن و مرد چرا به نتیجه نمیرسد؟
زن در کنار خیابان منتظر تاکسی بوده که دو مرد موتور سوار به سودای قاپیدن کیفش به او نزدیک میشوند. بند کیف را یکی از سارقان که عقب نشسته بوده میگیرد اما خلاف انتظارش زن مقاومت کرده و کیف را رها نمیکند. شاهدان حادثه میگویند زن را چند متری به دنبال خودشان میکشند و در این میان سر زن با آسفالت کف خیابان برخورد میکند و کشته میشود. سارق دستگیر میشود و به جرم قتل عمد زن در حین سرقت به قصاص محکوم میشد. در جریان آیند و روند به دادگاه و در یکی از جلسات رسیدگی به پرونده؛ برادر جوان مقتول با متهم به قتل درگیر شده و با چند ضربه به چشمش او را از یک چشم نابینا کرده است. برای اجرای حکم قصاص قاتل هم دادگاه معین کرده که چون مقتول زن بوده و قاتل مرد؛ خانواده مقتول باید علاوه بر دیه نقص عضو سارق، مابهالتفاوت دیه زن و مرد را به خانواده سارق پرداخت کنند تا حکم قصاص اجرا شود.
این یک داستان تخیلی نیست. روایت یک وکیل دادگستری است در پایتخت ایران. پرونده پیچیدهای که البته بخش پایانیاش برای او تازگی ندارد. اینکه اگر زنی کشته شده باشد و بخواهند قاتلش را قصاص کنند باید مابهالتفاوت دیه را بپردازند.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2Xy9ZPI
یا در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27723
#دیه #برابری
@KhanehAmnTelegram
زن در کنار خیابان منتظر تاکسی بوده که دو مرد موتور سوار به سودای قاپیدن کیفش به او نزدیک میشوند. بند کیف را یکی از سارقان که عقب نشسته بوده میگیرد اما خلاف انتظارش زن مقاومت کرده و کیف را رها نمیکند. شاهدان حادثه میگویند زن را چند متری به دنبال خودشان میکشند و در این میان سر زن با آسفالت کف خیابان برخورد میکند و کشته میشود. سارق دستگیر میشود و به جرم قتل عمد زن در حین سرقت به قصاص محکوم میشد. در جریان آیند و روند به دادگاه و در یکی از جلسات رسیدگی به پرونده؛ برادر جوان مقتول با متهم به قتل درگیر شده و با چند ضربه به چشمش او را از یک چشم نابینا کرده است. برای اجرای حکم قصاص قاتل هم دادگاه معین کرده که چون مقتول زن بوده و قاتل مرد؛ خانواده مقتول باید علاوه بر دیه نقص عضو سارق، مابهالتفاوت دیه زن و مرد را به خانواده سارق پرداخت کنند تا حکم قصاص اجرا شود.
این یک داستان تخیلی نیست. روایت یک وکیل دادگستری است در پایتخت ایران. پرونده پیچیدهای که البته بخش پایانیاش برای او تازگی ندارد. اینکه اگر زنی کشته شده باشد و بخواهند قاتلش را قصاص کنند باید مابهالتفاوت دیه را بپردازند.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2Xy9ZPI
یا در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27723
#دیه #برابری
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
برابری دیه زن و مرد چرا به نتیجه نمیرسد؟
زن در کنار خیابان منتظر تاکسی بوده که دو مرد موتور سوار به سودای قاپیدن کیفش به او نزدیک میشوند. بند کیف را یکی از سارقان که عقب نشسته بوده میگیرد اما خلاف انتظارش زن مقاومت کرده و کیف را رها نمیکند. شاهدان حادثه میگویند زن را چند متری به دنبال خودشان…
قطار مرگی که متوقف نمیشود
ماهرخ غلامحسین پور
نرگس علیشجاعی دختر هفده ساله بیگناهی که این هفته به ضرب سه گلوله برادرش کشته شد، همولایتی من بود. تشانتا چند سال پیش هنوز شهر نشده بود و روستای دلپذیری بود در نزدیکی بهبهان. سی دقیقه که عقب وانتبار عمو بشیرمینشستیم، نزدیک چند کوه زیبا که درختان بنه کوهی، تمام دامنهاش را هاشور سبز زده بود، بغل به بغل رودخانه مارون، می رسیدیم به دشت سرسبزی که اسمش تشان بود. جایی که بیشتر زنهایش هنوز دامنهای چیندار محلی میپوشیدند و موهای دوتال زیبایشان از زیر پوششی از تور نازک گلابتوندوزی شده پیدا بود.
نرگس هنوز کودک بود و میان کوچهباغ که میدوید عطر خوب روزهای کودکی را توی چارقدش داشت. نرگس نمیخواست تن به ازدواج اجباری با پسردایی بدهد. مادر و برادران نرگس او را برای این ازدواج زیر فشار فراوان گذاشته بودند. ۱۲ تیرماه زیر فشار فراوان خانواده، سرانجام کاسه صبر نرگس لبریز شد و رگ دستش را زد. او را به بیمارستان شهیدزاده بهبهان بردند و بعد از بهبودی به خانه بازگشت.
علیاصغر و مهدی، برادران نرگس، و مادرش این نافرمانی را تاب نیاورده و از دخترک نیمهجان خشمی سنگین به دل گرفتند. آنها فکر می کردند مقاومت و خودکشی نرگس به گوش همسایهها رسیده و حیثیت خانواده را لکهدار کرده است. شبانه او را با شلیک سه گلوله به گلوگاه میکشند تا این لکه را پاک کنند.
«فریبا رواق» دوست روزهای کودکی من و پرستار بیمارستان شهیدزاده است. میگوید بار اول خودش دستهای نرگس را پانسمان کرده است. روز بعد اما جسم بیجان نرگس را به بیمارستان برمیگردانند. لباسش پاره شده و موها و صورتش را لایهای از خاک گرفته بود. لابد دم آخر خودش را در خاک و خل حیاط غلتانده و جان داده است. فریبا بغض دارد و میگوید سه گلوله اسلحه ژ-۳ چیزی از صورت دخترک باقی نگذاشته بود.
قتلهای ناموسی در رده نخست
سال قبل نه تنها آمار قتل های ناموسی کاهش نیافت، بلکه قتلهای ناموسی در صدر جرمهای رخ داده در کشور بود. جنایاتی که در نهایت منجر به مرگ زنان خانواده میشود. زنانی که به دلیل کارهایی که تصور میشده ننگین است و شرافت خانواده را زیر سوال میبرد، به دست نزدیکان کشته شدند.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/31jADhC
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27731
#قتل_ناموسی
@KhanehAmnTelegram
ماهرخ غلامحسین پور
نرگس علیشجاعی دختر هفده ساله بیگناهی که این هفته به ضرب سه گلوله برادرش کشته شد، همولایتی من بود. تشانتا چند سال پیش هنوز شهر نشده بود و روستای دلپذیری بود در نزدیکی بهبهان. سی دقیقه که عقب وانتبار عمو بشیرمینشستیم، نزدیک چند کوه زیبا که درختان بنه کوهی، تمام دامنهاش را هاشور سبز زده بود، بغل به بغل رودخانه مارون، می رسیدیم به دشت سرسبزی که اسمش تشان بود. جایی که بیشتر زنهایش هنوز دامنهای چیندار محلی میپوشیدند و موهای دوتال زیبایشان از زیر پوششی از تور نازک گلابتوندوزی شده پیدا بود.
نرگس هنوز کودک بود و میان کوچهباغ که میدوید عطر خوب روزهای کودکی را توی چارقدش داشت. نرگس نمیخواست تن به ازدواج اجباری با پسردایی بدهد. مادر و برادران نرگس او را برای این ازدواج زیر فشار فراوان گذاشته بودند. ۱۲ تیرماه زیر فشار فراوان خانواده، سرانجام کاسه صبر نرگس لبریز شد و رگ دستش را زد. او را به بیمارستان شهیدزاده بهبهان بردند و بعد از بهبودی به خانه بازگشت.
علیاصغر و مهدی، برادران نرگس، و مادرش این نافرمانی را تاب نیاورده و از دخترک نیمهجان خشمی سنگین به دل گرفتند. آنها فکر می کردند مقاومت و خودکشی نرگس به گوش همسایهها رسیده و حیثیت خانواده را لکهدار کرده است. شبانه او را با شلیک سه گلوله به گلوگاه میکشند تا این لکه را پاک کنند.
«فریبا رواق» دوست روزهای کودکی من و پرستار بیمارستان شهیدزاده است. میگوید بار اول خودش دستهای نرگس را پانسمان کرده است. روز بعد اما جسم بیجان نرگس را به بیمارستان برمیگردانند. لباسش پاره شده و موها و صورتش را لایهای از خاک گرفته بود. لابد دم آخر خودش را در خاک و خل حیاط غلتانده و جان داده است. فریبا بغض دارد و میگوید سه گلوله اسلحه ژ-۳ چیزی از صورت دخترک باقی نگذاشته بود.
قتلهای ناموسی در رده نخست
سال قبل نه تنها آمار قتل های ناموسی کاهش نیافت، بلکه قتلهای ناموسی در صدر جرمهای رخ داده در کشور بود. جنایاتی که در نهایت منجر به مرگ زنان خانواده میشود. زنانی که به دلیل کارهایی که تصور میشده ننگین است و شرافت خانواده را زیر سوال میبرد، به دست نزدیکان کشته شدند.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/31jADhC
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27731
#قتل_ناموسی
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
قطار مرگی که متوقف نمیشود
ماهرخ غلامحسین پور نرگس علیشجاعی دختر هفده ساله بیگناهی که این هفته به ضرب سه گلوله برادرش کشته شد، همولایتی من بود. تشانتا چند سال پیش هنوز شهر نشده بود و روستای دلپذیری بود در نزدیکی بهبهان. سی دقیقه که عقب وانتبار عمو بشیرمینشستیم، نزدیک چند کوه…
Forwarded from خانه امن
این سو و آن سوی دنیا: مبارزه با خشونت علیه زنان
نعیمه دوستدار
مبارزه با خشونت علیه زنان در بسیاری از نقاط دنیا با محدودیتهای فراوان روبه روست. مشکلاتی مثل نادیده انگاشتن مشکل، تابوهای فرهنگی که مانع ایجاد فضای باز برای گفت وگو و بحث در این زمینه میشوند، خشونت خانگی را نه یک مساله انسانی که تنها یک مساله زنانه دانستن و دشمنی فعالان حقوق مردان و تندروهایی که میخواهند زنان را ساکت کنند.
با در نظر گرفتن چنین شرایطی، کمپینهایی که برای مبارزه با خشونت علیه زنان کار میکنند باید در مقایسه با کمپینهایی که در زمینه مبارزه با سرطان، حقوق حیوانات، محیط زیست و … کار میکنند، خلاقتر باشند.
در چنین فضای دشواری، کمپینهای موفق هم البته کم نبودهاند؛ کمپینهایی که کوشیدهاند تغییرات مثبتی در زندگی زنان و دخترانی که با خشونت مواجهاند ایجاد کنند.
در این مطلب میخواهیم چند نمونه از موفقترین کمپینهای مربوط به مبارزه با خشونت علیه زنان را معرفی کنیم: کمپینهایی که چند ویژگی مشترک دارند:
کمپینهایی هستند که توانستهاند در جامعه تکان و هیجانی ایجاد کنند و نه فقط توجهها را به خود که به کل موضوع خشونت علیه زنان جلب کنند. این کمپینها اغلب در ارتباط خوبی با فعالان، گروههای غیرانتفاعی و نهادهای مردم نهاد بودهاند.
آشنایی با این کمپینها میتواند برای ایجاد انگیزه در افراد و گروههایی که برای پایان دادن به خشونت علیه زنان تلاش میکنند مفید باشد.
ادامهی مطلب در لینک زیر:
https://bit.ly/2v5z74i
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/23867
@KhanehAmnTelegram
نعیمه دوستدار
مبارزه با خشونت علیه زنان در بسیاری از نقاط دنیا با محدودیتهای فراوان روبه روست. مشکلاتی مثل نادیده انگاشتن مشکل، تابوهای فرهنگی که مانع ایجاد فضای باز برای گفت وگو و بحث در این زمینه میشوند، خشونت خانگی را نه یک مساله انسانی که تنها یک مساله زنانه دانستن و دشمنی فعالان حقوق مردان و تندروهایی که میخواهند زنان را ساکت کنند.
با در نظر گرفتن چنین شرایطی، کمپینهایی که برای مبارزه با خشونت علیه زنان کار میکنند باید در مقایسه با کمپینهایی که در زمینه مبارزه با سرطان، حقوق حیوانات، محیط زیست و … کار میکنند، خلاقتر باشند.
در چنین فضای دشواری، کمپینهای موفق هم البته کم نبودهاند؛ کمپینهایی که کوشیدهاند تغییرات مثبتی در زندگی زنان و دخترانی که با خشونت مواجهاند ایجاد کنند.
در این مطلب میخواهیم چند نمونه از موفقترین کمپینهای مربوط به مبارزه با خشونت علیه زنان را معرفی کنیم: کمپینهایی که چند ویژگی مشترک دارند:
کمپینهایی هستند که توانستهاند در جامعه تکان و هیجانی ایجاد کنند و نه فقط توجهها را به خود که به کل موضوع خشونت علیه زنان جلب کنند. این کمپینها اغلب در ارتباط خوبی با فعالان، گروههای غیرانتفاعی و نهادهای مردم نهاد بودهاند.
آشنایی با این کمپینها میتواند برای ایجاد انگیزه در افراد و گروههایی که برای پایان دادن به خشونت علیه زنان تلاش میکنند مفید باشد.
ادامهی مطلب در لینک زیر:
https://bit.ly/2v5z74i
لینک مطلب در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/23867
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
این سو و آن سوی دنیا: مبارزه با خشونت علیه زنان
نعیمه دوستدار مبارزه با خشونت علیه زنان در بسیاری از نقاط دنیا با محدودیتهای فراوان روبه روست. مشکلاتی مثل نادیده انگاشتن مشکل، تابوهای فرهنگی که مانع ایجاد فضای باز برای گفت وگو و بحث در این زمینه میشوند، خشونت خانگی را نه یک مساله انسانی که تنها یک مساله…
جای خالی وکلای دادگستری در پروندههای خشونت خانگی (بخش دوم)
معین خزائلی
همانطور که پیشتر و در بخش اول این مطلب اشاره شد، با وجود نقش موثر و حیاتی وکلای دادگستری در دستیابی به عدالت قضایی و احقاق حقوق افراد در دعاوی حقوقی-قضایی، متاسفانه نقش آنان در دعاوی مربوط به خشونت خانگی در ایران مورد غفلت و بیتوجهی قرار گرفته است. این نادیدهانگاری اما در عمل سبب شده است تلاش برای استیفای حقوق خشونتدیدگان در دعاوی مربوط به خشونت خانگی مورد بیمهری قرار گرفته و چه بسا در موارد بسیاری، بینتیجه باشد.
البته عوامل احتمالی موثر در این غفلت حقوقی تنها به «دیدگاه نظام قضایی ایران نسبت به موضوع خشونت خانگی» و «عدم اعتماد افراد به وکلا و ترس از افشای اسرار خصوصی» محدود نمیشود.
در ادامه این بحث به دو مورد دیگر از عوامل موثر در نادیدهانگاری نقش وکیلان دادگستری در دعاوی مربوط به خشونت خانگی در نظام قضایی ایران میپردازیم.
مشکلات مالی و لزوم بهرهمندی از وکیل معاضدتی در دعاوی خشونت خانگی
اساسا اهمیت نقش وکلای دادگستری در گسترش و تثبیت عدالت در روندهای قضایی و لزوم بهرهمندی از مساعدت آنان به حدی است که تقریبا در تمامی نظامهای حقوقی در دنیا، حق بهرهمندی از وکیل حتی در صورت عدم تمکن مالی نیز مورد شناسایی قرار گرفته است.
بر اساس این حق مسلم، برخوردار نبودن از تمکن مالی برای پرداخت حقالوکاله، نباید سبب شود تا افراد از حق خود مبنی بر بهرهمندی از مساعدتهای وکیلان دادگستری محروم شوند.
وجود تاسیسات حقوقی مانند وکیل تسخیری و معاضدتی کاملا در همین راستا بوده و هدف از تاسیس و اِعمال آن، کمک به اِعمال حق بهرهمندی عمومی از وکیل است.
با وجود این اما وجود برخی چالشها از جمله محدودیت منابع مالی یا وجود دیدگاههای متفاوت در مورد اولویت موضوعات حقوقی در نظامهای قضایی، سبب شده است در برخی کشورها این حق عمومی محدود به مواردی خاص شود.
....
یکی دیگر از علل اصلی نادیده گرفته شدن نقش وکلای دادگستری در دعاوی مربوط به خشونت خانگی، الزامی نبودن حضور وکیل در دعاوی مربوط به خشونت خانگی است.
وجود چنین دیدگاهی در نظام قضایی ایران تا حدی است که مدیر کل پیشگیریهای فرهنگی معاونت اجتماعی قوه قضاییه در سال ۱۳۹۵ خبر از تلاش برای اجرای طرحی داد که هدف از آن «حذف نقش وکلای دادگستری در دعاوی خانوادگی» عنوان شده بود.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/31ixbE0
لینک مطلب در سایت خانه امن
http://www.khanehamn.org/archives/27756
لینک قسمت اول:
http://www.khanehamn.org/archives/27681
@KhanehAmnTelegram
معین خزائلی
همانطور که پیشتر و در بخش اول این مطلب اشاره شد، با وجود نقش موثر و حیاتی وکلای دادگستری در دستیابی به عدالت قضایی و احقاق حقوق افراد در دعاوی حقوقی-قضایی، متاسفانه نقش آنان در دعاوی مربوط به خشونت خانگی در ایران مورد غفلت و بیتوجهی قرار گرفته است. این نادیدهانگاری اما در عمل سبب شده است تلاش برای استیفای حقوق خشونتدیدگان در دعاوی مربوط به خشونت خانگی مورد بیمهری قرار گرفته و چه بسا در موارد بسیاری، بینتیجه باشد.
البته عوامل احتمالی موثر در این غفلت حقوقی تنها به «دیدگاه نظام قضایی ایران نسبت به موضوع خشونت خانگی» و «عدم اعتماد افراد به وکلا و ترس از افشای اسرار خصوصی» محدود نمیشود.
در ادامه این بحث به دو مورد دیگر از عوامل موثر در نادیدهانگاری نقش وکیلان دادگستری در دعاوی مربوط به خشونت خانگی در نظام قضایی ایران میپردازیم.
مشکلات مالی و لزوم بهرهمندی از وکیل معاضدتی در دعاوی خشونت خانگی
اساسا اهمیت نقش وکلای دادگستری در گسترش و تثبیت عدالت در روندهای قضایی و لزوم بهرهمندی از مساعدت آنان به حدی است که تقریبا در تمامی نظامهای حقوقی در دنیا، حق بهرهمندی از وکیل حتی در صورت عدم تمکن مالی نیز مورد شناسایی قرار گرفته است.
بر اساس این حق مسلم، برخوردار نبودن از تمکن مالی برای پرداخت حقالوکاله، نباید سبب شود تا افراد از حق خود مبنی بر بهرهمندی از مساعدتهای وکیلان دادگستری محروم شوند.
وجود تاسیسات حقوقی مانند وکیل تسخیری و معاضدتی کاملا در همین راستا بوده و هدف از تاسیس و اِعمال آن، کمک به اِعمال حق بهرهمندی عمومی از وکیل است.
با وجود این اما وجود برخی چالشها از جمله محدودیت منابع مالی یا وجود دیدگاههای متفاوت در مورد اولویت موضوعات حقوقی در نظامهای قضایی، سبب شده است در برخی کشورها این حق عمومی محدود به مواردی خاص شود.
....
یکی دیگر از علل اصلی نادیده گرفته شدن نقش وکلای دادگستری در دعاوی مربوط به خشونت خانگی، الزامی نبودن حضور وکیل در دعاوی مربوط به خشونت خانگی است.
وجود چنین دیدگاهی در نظام قضایی ایران تا حدی است که مدیر کل پیشگیریهای فرهنگی معاونت اجتماعی قوه قضاییه در سال ۱۳۹۵ خبر از تلاش برای اجرای طرحی داد که هدف از آن «حذف نقش وکلای دادگستری در دعاوی خانوادگی» عنوان شده بود.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/31ixbE0
لینک مطلب در سایت خانه امن
http://www.khanehamn.org/archives/27756
لینک قسمت اول:
http://www.khanehamn.org/archives/27681
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
جای خالی وکلای دادگستری در پروندههای خشونت خانگی (بخش دوم)
معین خزائلی
ازدواج بر اساس قوانین ایران: زندانی برای زنان
مریم حسینخواه
«همه چیز از آن امضا شروع شد. یک دفتر بزرگ گذاشتند جلوی من و گفتند امضا کن. من هم امضا کردم. مثل همهی دیگرانی که میشناختم و قبل از من آن را امضا کرده بودند. چه میدانستم که این امضا یعنی چی. انگار هیچکس نمیداند، وگرنه چطور میشود آدم بالغ و عاقل، به اختیار خودش سندی امضا کند که اجازهی عبور و مرورش را بدهد دست یکی دیگر و اگر با همان آدم صاحبِ اجازه همخوابگی نکند، نان شب هم به او ندهند. چطور میشود آدم با ارادهی خودش امضا بدهد که از فردا کارکردنش در خارج از خانه مشروط به اجازهی دیگری باشد و مجبور باشد به زندگی کردن در هرجایی که آن دیگری صلاح بداند. اینها همه به کنار، آدم چطور میتواند سندی را امضا کند که بر اساس آن هیچ حقی بر بچهاش نداشته باشد و فقط با شروط دشواری بتواند تا هفت سالگی او را نگه دارد؟
ترسناکتر از همه اینکه با امضای این سند، وارد قراردادی میشوی که خارج شدن از آن خیلی سخت است و در واقع حق چندانی برای خروج از آن نداری. اما طرف دیگر هروقت بخواهد میتواند از این قرارداد خارج شود. اگر هم بخواهد، میتواند خارج نشود، و با هرچندنفر دیگر که دلش خواست همین قرارداد را امضا کند و همزمان صاحباختیارِ همهی آنها هم باشد.
من چطور میتوانم از این قرارداد خارج شوم؟ به سختی. اینقدر سخت که گاه بیشتر شبیه محال است. مثلاً اینکه بارها و بارها از طرفِ قراردادم کتک بخورم، آنقدر که قاضی باور کند دیگر نمیتوانم تحمل کنم. یا اینکه طرف معتاد شود و من بارها مجبورش کنم ترک کند، و او همچنان معتاد بماند، و قاضی باور کند که اعتیادش زندگی من را مختل کرده است. یا اینکه خودش رفته باشد و خرج زندگیام را قطع کرده باشد. تازه بعد از همهی این بلاها باید شانس بیاورم که بتوانم امضایم را پس بگیرم و دوباره آزاد شوم.»
اینها، روایت یک زن ایرانی است که براساس قوانین جمهوری اسلامی ایران، سند ازدواج را امضا کرده و تازه فهمیده که از نگاه قوانین کشورش چه جایگاهی به عنوان همسر دارد.
در نگاه اول، این روایت شاید بدبینانه یا غیرواقعی و حتی یکسویه به نظر بیاید. اما نگاهی به مواد قانونی دربارهی ازدواج در جمهوری اسلامی نشان میدهد که ازدواج بر اساس قوانین کنونی در ایران، میتواند زندانی باشد که با امضای عقدنامه درهایش به روی زن قفل میشود و کرامت و شأن انسانی زن و مرد را زیر سؤال میبرد.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/31lqlgM
ادامه در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27735
#ازدواج #نابرابری_جنسیتی
@KhanehAmnTelegram
مریم حسینخواه
«همه چیز از آن امضا شروع شد. یک دفتر بزرگ گذاشتند جلوی من و گفتند امضا کن. من هم امضا کردم. مثل همهی دیگرانی که میشناختم و قبل از من آن را امضا کرده بودند. چه میدانستم که این امضا یعنی چی. انگار هیچکس نمیداند، وگرنه چطور میشود آدم بالغ و عاقل، به اختیار خودش سندی امضا کند که اجازهی عبور و مرورش را بدهد دست یکی دیگر و اگر با همان آدم صاحبِ اجازه همخوابگی نکند، نان شب هم به او ندهند. چطور میشود آدم با ارادهی خودش امضا بدهد که از فردا کارکردنش در خارج از خانه مشروط به اجازهی دیگری باشد و مجبور باشد به زندگی کردن در هرجایی که آن دیگری صلاح بداند. اینها همه به کنار، آدم چطور میتواند سندی را امضا کند که بر اساس آن هیچ حقی بر بچهاش نداشته باشد و فقط با شروط دشواری بتواند تا هفت سالگی او را نگه دارد؟
ترسناکتر از همه اینکه با امضای این سند، وارد قراردادی میشوی که خارج شدن از آن خیلی سخت است و در واقع حق چندانی برای خروج از آن نداری. اما طرف دیگر هروقت بخواهد میتواند از این قرارداد خارج شود. اگر هم بخواهد، میتواند خارج نشود، و با هرچندنفر دیگر که دلش خواست همین قرارداد را امضا کند و همزمان صاحباختیارِ همهی آنها هم باشد.
من چطور میتوانم از این قرارداد خارج شوم؟ به سختی. اینقدر سخت که گاه بیشتر شبیه محال است. مثلاً اینکه بارها و بارها از طرفِ قراردادم کتک بخورم، آنقدر که قاضی باور کند دیگر نمیتوانم تحمل کنم. یا اینکه طرف معتاد شود و من بارها مجبورش کنم ترک کند، و او همچنان معتاد بماند، و قاضی باور کند که اعتیادش زندگی من را مختل کرده است. یا اینکه خودش رفته باشد و خرج زندگیام را قطع کرده باشد. تازه بعد از همهی این بلاها باید شانس بیاورم که بتوانم امضایم را پس بگیرم و دوباره آزاد شوم.»
اینها، روایت یک زن ایرانی است که براساس قوانین جمهوری اسلامی ایران، سند ازدواج را امضا کرده و تازه فهمیده که از نگاه قوانین کشورش چه جایگاهی به عنوان همسر دارد.
در نگاه اول، این روایت شاید بدبینانه یا غیرواقعی و حتی یکسویه به نظر بیاید. اما نگاهی به مواد قانونی دربارهی ازدواج در جمهوری اسلامی نشان میدهد که ازدواج بر اساس قوانین کنونی در ایران، میتواند زندانی باشد که با امضای عقدنامه درهایش به روی زن قفل میشود و کرامت و شأن انسانی زن و مرد را زیر سؤال میبرد.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/31lqlgM
ادامه در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27735
#ازدواج #نابرابری_جنسیتی
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
ازدواج بر اساس قوانین ایران: زندانی برای زنان
مریم حسینخواه «همه چیز از آن امضا شروع شد. یک دفتر بزرگ گذاشتند جلوی من و گفتند امضا کن. من هم امضا کردم. مثل همهی دیگرانی که میشناختم و قبل از من آن را امضا کرده بودند. چه میدانستم که این امضا یعنی چی. انگار هیچکس نمیداند، وگرنه چطور میشود آدم بالغ…
تجاوز در رابطه همسری
موسی برزین – پژوهشگر حقوق
اجبار به رابطه زناشویی یکی از موضوعاتی است که در چند سال اخیر مورد توجه کنشگران حوزه خشونت خانگی قرار گرفته است. این کنشگران معتقدند شوهر به هیچ وجه نمیتواند همسر خود را مجبور به همخوابگی با خود کند، زیرا اجبار به رابطه جنسی حتی از سوی شوهر برخلاف آزادی بدن زن بوده و این نوعی تجاوز است. در برخی از کشورهای توسعهیافته غربی این اجبار جرمانگاری شده و با ضمانت اجراهای کیفری و مدنی همراه است.
«سابقه قانونگذاری و جرم انگاشتن «تجاوز در بستر زناشویی» به دهه هفتاد میلادی بر میگردد. سال ۱۹۷۵ برای اولین بار قانون ممنوعیت تجاوز زناشویی در ایالت داکوتای جنوبی در آمریکا تصویب شد. پیش از این بر اساس آموزههای دین مسیحیت شوهر به دلیل وادار کردن همسر قانونی خود به برقراری رابطه جنسی مقصر شناخته نمیشد، زیرا فرض بر آن بود که زن و مرد با عقد ازدواج بر مقاربت جنسی توافق کردهاند. سال ۱۹۹۳ میلادی هر ۵۰ ایالت آمریکا تجاوز زناشویی را جرم دانستند. سال ۲۰۰۶ دبیرکل سازمان ملل از پیگرد قانونی تجاوز زناشویی در ۱۰۴ کشور خبر داد».(۱)
ماهیت ازدواج در فقه اسلامی
حقوق ایران در مسائل زناشویی ریشه در فقه اسلامی دارد. اسلام ماهیت ازدواج را به شکل نوعی معامله میبیند که در آن، زن در قبال در اختیار قرار دادن خود به مرد مالی را به عنوان مهریه و نفقه دریافت میکند. در رابطه ازدواج، مفهوم تمکین به معنای وظیفه زن در تامین نیاز جنسی مرد است. بر اساس موازین اسلامی زن باید هر وقت که مرد بخواهد آماده رابطه جنسی با شوهرش باشد. از سوی دیگر آن مرد موظف به پرداخت مهریه و مخارج زندگی زن است.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/31mN10q
در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27791
#تجاوز_زناشویی #تمکین
@KhanehAmnTelegram
موسی برزین – پژوهشگر حقوق
اجبار به رابطه زناشویی یکی از موضوعاتی است که در چند سال اخیر مورد توجه کنشگران حوزه خشونت خانگی قرار گرفته است. این کنشگران معتقدند شوهر به هیچ وجه نمیتواند همسر خود را مجبور به همخوابگی با خود کند، زیرا اجبار به رابطه جنسی حتی از سوی شوهر برخلاف آزادی بدن زن بوده و این نوعی تجاوز است. در برخی از کشورهای توسعهیافته غربی این اجبار جرمانگاری شده و با ضمانت اجراهای کیفری و مدنی همراه است.
«سابقه قانونگذاری و جرم انگاشتن «تجاوز در بستر زناشویی» به دهه هفتاد میلادی بر میگردد. سال ۱۹۷۵ برای اولین بار قانون ممنوعیت تجاوز زناشویی در ایالت داکوتای جنوبی در آمریکا تصویب شد. پیش از این بر اساس آموزههای دین مسیحیت شوهر به دلیل وادار کردن همسر قانونی خود به برقراری رابطه جنسی مقصر شناخته نمیشد، زیرا فرض بر آن بود که زن و مرد با عقد ازدواج بر مقاربت جنسی توافق کردهاند. سال ۱۹۹۳ میلادی هر ۵۰ ایالت آمریکا تجاوز زناشویی را جرم دانستند. سال ۲۰۰۶ دبیرکل سازمان ملل از پیگرد قانونی تجاوز زناشویی در ۱۰۴ کشور خبر داد».(۱)
ماهیت ازدواج در فقه اسلامی
حقوق ایران در مسائل زناشویی ریشه در فقه اسلامی دارد. اسلام ماهیت ازدواج را به شکل نوعی معامله میبیند که در آن، زن در قبال در اختیار قرار دادن خود به مرد مالی را به عنوان مهریه و نفقه دریافت میکند. در رابطه ازدواج، مفهوم تمکین به معنای وظیفه زن در تامین نیاز جنسی مرد است. بر اساس موازین اسلامی زن باید هر وقت که مرد بخواهد آماده رابطه جنسی با شوهرش باشد. از سوی دیگر آن مرد موظف به پرداخت مهریه و مخارج زندگی زن است.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/31mN10q
در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27791
#تجاوز_زناشویی #تمکین
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
تجاوز در رابطه همسری
موسی برزین – پژوهشگر حقوق اجبار به رابطه زناشویی یکی از موضوعاتی است که در چند سال اخیر مورد توجه کنشگران حوزه خشونت خانگی قرار گرفته است. این کنشگران معتقدند شوهر به هیچ وجه نمیتواند همسر خود را مجبور به همخوابگی با خود کند، زیرا اجبار به رابطه جنسی حتی…
مردان علیه زنان: زنآزاری در تونس
کوثر بن هنیه، مستندساز تونسی، در نخستین فیلم سینماییاش به موضوع مناقشهانگیزی پرداخته که مبتنی بر داستانی واقعی است ــ زنی که چند پلیس محلی به او تجاوز کردهاند باید تصمیم بگیرد که خاموش بماند یا به پاسگاه محلی برود و از مجرمین شکایت کند. او برای پرداختن به این موضوع سبک دشواری را برگزیده است که از نظر سینمایی مزیت آشکاری دارد؛ او رویدادهای این شب دراز و هولناک را در ۹ فصل روایت میکند، و هر فصل تنها از یک سکانسِ بلند تشکیل میشود.
این کاری پرمخاطره و بلندپروازانه است که، بهرغم بعضی لحظات کشدار و فقدان یکدستیِ بازیگران، در مجموع مؤثر واقع میشود. در چنگ عفریت همزمان فیلمی از نظر عاطفی پرافتوخیز و رسالهای سیاسی-اجتماعی است. در واقع این بار هم مثل تیغ تونس، شبهمستندی دربارهی یک قاتل زنان در پایتخت تونس، بن هنیه به محدودیت شدید آزادیِ عمل زنان در جامعهای مردسالار و سلسلهمراتبی، حتی در صورت تعرض آشکار مردان به آنان، میپردازد.
دریافت جایزهی بهترین فیلم بخش «نوعی نگاه» کن به نمایش این فیلم در دیگر جشنوارههای بینالمللی کمک خواهد کرد اما موضوع فیلم آنقدر همهکسفهم و (متأسفانه) داغ است که بیتردید علاوه بر شمال آفریقا و فرانسه در سینماهای هنریِ دیگر کشورها هم نمایش داده خواهد شد. فرانسه نه تنها در تهیهی این فیلم مشارکت کرده بلکه کتابی هم که فیلم بر اساس آن ساخته شده، مجرم کسی است که به او تجاوز شده، در سال ۲۰۱۳ در آنجا منتشر شده است.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/31jEtav
در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27786
#زن_آزاری #تونس
@KhanehAmnTelegram
کوثر بن هنیه، مستندساز تونسی، در نخستین فیلم سینماییاش به موضوع مناقشهانگیزی پرداخته که مبتنی بر داستانی واقعی است ــ زنی که چند پلیس محلی به او تجاوز کردهاند باید تصمیم بگیرد که خاموش بماند یا به پاسگاه محلی برود و از مجرمین شکایت کند. او برای پرداختن به این موضوع سبک دشواری را برگزیده است که از نظر سینمایی مزیت آشکاری دارد؛ او رویدادهای این شب دراز و هولناک را در ۹ فصل روایت میکند، و هر فصل تنها از یک سکانسِ بلند تشکیل میشود.
این کاری پرمخاطره و بلندپروازانه است که، بهرغم بعضی لحظات کشدار و فقدان یکدستیِ بازیگران، در مجموع مؤثر واقع میشود. در چنگ عفریت همزمان فیلمی از نظر عاطفی پرافتوخیز و رسالهای سیاسی-اجتماعی است. در واقع این بار هم مثل تیغ تونس، شبهمستندی دربارهی یک قاتل زنان در پایتخت تونس، بن هنیه به محدودیت شدید آزادیِ عمل زنان در جامعهای مردسالار و سلسلهمراتبی، حتی در صورت تعرض آشکار مردان به آنان، میپردازد.
دریافت جایزهی بهترین فیلم بخش «نوعی نگاه» کن به نمایش این فیلم در دیگر جشنوارههای بینالمللی کمک خواهد کرد اما موضوع فیلم آنقدر همهکسفهم و (متأسفانه) داغ است که بیتردید علاوه بر شمال آفریقا و فرانسه در سینماهای هنریِ دیگر کشورها هم نمایش داده خواهد شد. فرانسه نه تنها در تهیهی این فیلم مشارکت کرده بلکه کتابی هم که فیلم بر اساس آن ساخته شده، مجرم کسی است که به او تجاوز شده، در سال ۲۰۱۳ در آنجا منتشر شده است.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/31jEtav
در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27786
#زن_آزاری #تونس
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
مردان علیه زنان: زنآزاری در تونس
کوثر بن هنیه، مستندساز تونسی، در نخستین فیلم سینماییاش به موضوع مناقشهانگیزی پرداخته که مبتنی بر داستانی واقعی است ــ زنی که چند پلیس محلی به او تجاوز کردهاند باید تصمیم بگیرد که خاموش بماند یا به پاسگاه محلی برود و از مجرمین شکایت کند. او برای پرداختن…
نقش خاطرهگویی در کاهش احساس تنهایی سالمندان
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی با بیان اینکه خاطره گویی در دوران سالمندی به کاهش احساس تنهایی در دوران سالمندی کمک می کند، گفت: خاطره گویی یک روش روان شناختی و در واقع، نوعی فراخوانی گذشته است و می تواند برای افراد سالمند جذاب باشد.
به گزارش ایسنا، مرضیه صبحانی اظهار کرد: از نظر روانشناسان هستی گرا، انسان در خلوت خود با دو نوع تنهایی روزمره و تنهایی هستیشناسی روبرو است که تنهایی روزمره بیشتر امری شخصی و در واقع رنجی است که فرد به دلیل جدا شدن از دیگران متحمل میشود.
وی ادامه داد: این نوع تنهایی در اغلب اوقات مواردی شامل ترس از برقراری رابطه با دیگران، حس موردتوجه و علاقه دیگران نبودن و احساس مطرود شدن توسط اطرافیان را در برمیگیرد و همه ما کم و بیش یکی از این موارد را تاکنون در زندگی خود تجربه کردهایم و به همین خاطر است که مهارت ارتباط مؤثر یکی از مهارت های ضروری زندگی است و به ما می آموزد که چگونه با دیگران رابطه صمیمانه پایدار و باثبات برقرار کنیم.
وی با بیان اینکه تنهایی به طورکلی یک حس ذهنی است که در همه انسان ها وجود دارد، تصریح کرد: با افزایش سن و آغاز دوران سالمندی، افراد به تدریج برخی از کارکردهای فیزیولوژیک و روانی- اجتماعی خود را از دست می دهند. کاهش قوای جسمی و سلامتی، فوت نزدیکان، مهاجرت و محرومیت از فعالیت های اجتماعی، سالمندان را در معرض خطر انزوا قرار می دهد و برای بسیاری از سالمندان تنهایی پدیده ای ناخوشایند و فرساینده ای است.
ادامهی مطلب:
http://bit.ly/31kARVG
در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27777
#سالمندان #تنهایی
@KhanehAmnTelegram
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی با بیان اینکه خاطره گویی در دوران سالمندی به کاهش احساس تنهایی در دوران سالمندی کمک می کند، گفت: خاطره گویی یک روش روان شناختی و در واقع، نوعی فراخوانی گذشته است و می تواند برای افراد سالمند جذاب باشد.
به گزارش ایسنا، مرضیه صبحانی اظهار کرد: از نظر روانشناسان هستی گرا، انسان در خلوت خود با دو نوع تنهایی روزمره و تنهایی هستیشناسی روبرو است که تنهایی روزمره بیشتر امری شخصی و در واقع رنجی است که فرد به دلیل جدا شدن از دیگران متحمل میشود.
وی ادامه داد: این نوع تنهایی در اغلب اوقات مواردی شامل ترس از برقراری رابطه با دیگران، حس موردتوجه و علاقه دیگران نبودن و احساس مطرود شدن توسط اطرافیان را در برمیگیرد و همه ما کم و بیش یکی از این موارد را تاکنون در زندگی خود تجربه کردهایم و به همین خاطر است که مهارت ارتباط مؤثر یکی از مهارت های ضروری زندگی است و به ما می آموزد که چگونه با دیگران رابطه صمیمانه پایدار و باثبات برقرار کنیم.
وی با بیان اینکه تنهایی به طورکلی یک حس ذهنی است که در همه انسان ها وجود دارد، تصریح کرد: با افزایش سن و آغاز دوران سالمندی، افراد به تدریج برخی از کارکردهای فیزیولوژیک و روانی- اجتماعی خود را از دست می دهند. کاهش قوای جسمی و سلامتی، فوت نزدیکان، مهاجرت و محرومیت از فعالیت های اجتماعی، سالمندان را در معرض خطر انزوا قرار می دهد و برای بسیاری از سالمندان تنهایی پدیده ای ناخوشایند و فرساینده ای است.
ادامهی مطلب:
http://bit.ly/31kARVG
در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27777
#سالمندان #تنهایی
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
نقش خاطرهگویی در کاهش احساس تنهایی سالمندان
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی با بیان اینکه خاطره گویی در دوران سالمندی به کاهش احساس تنهایی در دوران سالمندی کمک می کند، گفت: خاطره گویی یک روش روان شناختی و در واقع، نوعی فراخوانی گذشته است و می تواند برای افراد سالمند جذاب باشد. به گزارش ایسنا، مرضیه صبحانی…
آرزویم را برآورده کن!
تهران – ایرنا- مدینه فاضله، نقطه مشترک خانواده های که اعتقاد دارند فرزندشان باید به هر وسیله ممکن ناکامی های گذشته آن ها را در نرسیدن به اهدافشان جبران کنند و این عدم دستیابی از سوی روانشناسان به عنوان بیماری موفقیت شناخته می شود.
به گزارش ایرنا، حضور جوانان و نوجوان در کانون اصلاح و تربیت خود خواسته و ارادی نیست و کسی آن ها را مجبور به اعمال غیراخلاقی نمی کند بلکه اتخاذ تصمیمات غلط در وحله نخست از سوی خانواده ها و سپس اطرافیان موجب انحراف در تصمیم سازی های این قشر فعال و آینده ساز می شود از این رو برای تنویر افکار عمومی و آگاهی بخشی برای برطرف کردن اوهام بی ریشه و اساس برخی از خانواده ها برای آینده فرزند در قالب بیماری موفقیت، بیان نمونه ای تلخ از یک خانواده و ریشه یابی علل آن حائز اهمیت است.
براین اساس به سراغ نوجوانی آمده ایم که اکنون به دلیل آروز های دور و دراز والدینش در کانون اصلاح و تربیت به سر می برد. محمد – ۱۷ ساله به جرم حمل مواد مخدر در بازداشتگاه نوجوانان به انتظار رای دادگاه نشسته که چه تصمیمی برای آینده او رقم خواهد خورد.
وقتی ماجرا را از زبان این نوجوان شنیدم تصمیم گرفتم که مطلب را به گوش خانواده ها و مسئولین امر بویژه آموزش و پرورش و انجمن اولیا و مربیان برسانم تا ضمن آگاهی بخشی دست اندرکاران و خانواده ها چنانچه امکان داشت راهکاری برای برون رفت از تصمیمات ویران کننده آینده فرزندان که از سوی برخی از والدین اتخاذ می شود، یافت.
چهره این جوان هیچ نشانی از یک جوان ۱۷ ساله حداقل در مقایسه با هم سن و سالان خود نداشت. پسری رنگ پریده با موی کوتاه و بدن نحیف. در یک کلام رنگ و رخسار نشان می داد از سر درون.
محمد ابتدا با کلمات متقاطع، شروع به صحبت کرد؛ حدود سه سال پیش یک روز پدرم قبل از شروع سال تحصیلی متوسطه دوم به من گفت اگر بتوانی امسال در رشته ریاضی و اگر نتوانستی تجربی موقعیت ممتازی کسب کنی و راه آینده خود را برای ورود به رشته پزشکی که آرزوی هر پدر و مادری است در دانشگاه ها هموار سازی، قول می دهم یک خودروی مدل بالا برای تو خریداری کرده و تا گرفتن گواهی نامه رانندگی در پارکینگ منزل نگهداری کنم، به شرطی که حتما به حرفی که زدم متعهد باشی و قول بدهی که آرزوی من را برآورده سازی و خانواده را سربلند کنی.
ادامهی مطلب:
http://bit.ly/31nBDBt
در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27773
@KhanehAmnTelegram
تهران – ایرنا- مدینه فاضله، نقطه مشترک خانواده های که اعتقاد دارند فرزندشان باید به هر وسیله ممکن ناکامی های گذشته آن ها را در نرسیدن به اهدافشان جبران کنند و این عدم دستیابی از سوی روانشناسان به عنوان بیماری موفقیت شناخته می شود.
به گزارش ایرنا، حضور جوانان و نوجوان در کانون اصلاح و تربیت خود خواسته و ارادی نیست و کسی آن ها را مجبور به اعمال غیراخلاقی نمی کند بلکه اتخاذ تصمیمات غلط در وحله نخست از سوی خانواده ها و سپس اطرافیان موجب انحراف در تصمیم سازی های این قشر فعال و آینده ساز می شود از این رو برای تنویر افکار عمومی و آگاهی بخشی برای برطرف کردن اوهام بی ریشه و اساس برخی از خانواده ها برای آینده فرزند در قالب بیماری موفقیت، بیان نمونه ای تلخ از یک خانواده و ریشه یابی علل آن حائز اهمیت است.
براین اساس به سراغ نوجوانی آمده ایم که اکنون به دلیل آروز های دور و دراز والدینش در کانون اصلاح و تربیت به سر می برد. محمد – ۱۷ ساله به جرم حمل مواد مخدر در بازداشتگاه نوجوانان به انتظار رای دادگاه نشسته که چه تصمیمی برای آینده او رقم خواهد خورد.
وقتی ماجرا را از زبان این نوجوان شنیدم تصمیم گرفتم که مطلب را به گوش خانواده ها و مسئولین امر بویژه آموزش و پرورش و انجمن اولیا و مربیان برسانم تا ضمن آگاهی بخشی دست اندرکاران و خانواده ها چنانچه امکان داشت راهکاری برای برون رفت از تصمیمات ویران کننده آینده فرزندان که از سوی برخی از والدین اتخاذ می شود، یافت.
چهره این جوان هیچ نشانی از یک جوان ۱۷ ساله حداقل در مقایسه با هم سن و سالان خود نداشت. پسری رنگ پریده با موی کوتاه و بدن نحیف. در یک کلام رنگ و رخسار نشان می داد از سر درون.
محمد ابتدا با کلمات متقاطع، شروع به صحبت کرد؛ حدود سه سال پیش یک روز پدرم قبل از شروع سال تحصیلی متوسطه دوم به من گفت اگر بتوانی امسال در رشته ریاضی و اگر نتوانستی تجربی موقعیت ممتازی کسب کنی و راه آینده خود را برای ورود به رشته پزشکی که آرزوی هر پدر و مادری است در دانشگاه ها هموار سازی، قول می دهم یک خودروی مدل بالا برای تو خریداری کرده و تا گرفتن گواهی نامه رانندگی در پارکینگ منزل نگهداری کنم، به شرطی که حتما به حرفی که زدم متعهد باشی و قول بدهی که آرزوی من را برآورده سازی و خانواده را سربلند کنی.
ادامهی مطلب:
http://bit.ly/31nBDBt
در سایت خانه امن:
http://www.khanehamn.org/archives/27773
@KhanehAmnTelegram
Telegraph
آرزویم را برآورده کن!
تهران – ایرنا- مدینه فاضله، نقطه مشترک خانواده های که اعتقاد دارند فرزندشان باید به هر وسیله ممکن ناکامی های گذشته آن ها را در نرسیدن به اهدافشان جبران کنند و این عدم دستیابی از سوی روانشناسان به عنوان بیماری موفقیت شناخته می شود. به گزارش ایرنا، حضور جوانان…