خانه امن
772 subscribers
668 photos
316 videos
29 files
1.53K links
ما گروهی از فعالان اجتماعی هستیم که خشونت خانگی را به عنوان یکی از آسیب‌های اجتماعی مورد هدف قرار داده و برای پیشگیری، مقابله و کاهش آن به صورت داوطلبانه تلاش می‌کنیم.
Download Telegram
Forwarded from بيدارزنى
🟣 مجموعه «زن، زندگی، آزادی، تا هشت مارس...»، تراکت‌هایی با محوریت اهم حقوق زنان در زمینه‌های معیشت برابر، دسترسی به بهداشت و درمان فراگیر، آموزش برابر، رایگان و باکیفیت، پایان تبعیض و خشونت سیستماتیک قضایی، سیاسی، اجتماعی و...، به‌رسمیت شناختن حقوق اعضای جامعه‌ی +LGBTQ و...است که پیش‌تر توسط #زنان_گیلان در سطح استان، پخش شده است.

⚪️ فایل پی‌دی‌اف تراکت‌ها جهت پرینت، در دسترس است.

#ژن_ژیان_ئازادی
#تا_هشت‌مارس


@bidarzani
جهت اطلاعات بیشتر به شماره ذکر شده در آگهی پیام دهید. 👆🏼👆🏼👆🏼
Forwarded from بيدارزنى
Forwarded from بيدارزنى
🟣 #بیدارزنی: بیانیه‌ی جمعی از فعالان حقوق زنان علیه قتل‌های ناموسی


هشت‌ماه از شروع قیام ژینا، قیام زن، زندگی، آزادی می‌گذرد و در این مدت، شاهد موارد بسیاری از زن‌کشی در شهرهای مختلف ایران بوده‌ایم. بسیاری از آنان تحت عناوینی ارتجاعی همچون ناموس و غیرت به قتل رسیده‌اند.
در حالی‌که در این مدت، مردم برای آزادی و برابری و مبارزه با تمامی قوانین واپسگرای مذهبی و استثمارگرانه، خیابان‌ها را تسخیر کردند و زنان، به‌عنوان پیشروان این جنبش در همه زمینه‌ها خاصه مخالفت با حجاب اجباری، همچنان ایستادگی می‌کنند، زنان زیادی کشته می‌شوند.

علاوه بر زنانی که به بهانه‌هایی چون دفاع از ناموس و غیرت توسط مردان خانواده کشته می‌شوند، در سال‌های اخیر هم مواردی از کشته شدن افرادی از جامعه اقلیت‌های جنسی (LGBT*I*Q+) بخصوص افراد ترنس گزارش شده است.

با تسلط فرهنگی عام مبنی بر اهمیت غیرت محوری و ناموس‌پرستی در سطوح مختلف جامعه و همچنین در غیاب قوانین بازدارنده زن‌کشی٬ بسیاری از خانواده‌ها دست خود را در اعمال چنین جرایمی باز می‌بینند و به خوبی آگاهند که مجازاتی سنگین (مقصود، رویه‌ی ضد انسانی اعدام نیست)، در انتظارشان نخواهد بود.

سه سال پیش، قتل رومینا اشرفی توسط پدرش همه‌ی ما را شوکه کرد، درحالی‌که ما هنوز عزادار بی‌شمار افراد‌ِ قربانی خشونت جنسیتی و آپارتایدِ جنسیِ عظیم در جامعه‌ی پیش از آن بودیم.

قتل‌های ناموسی و زن‌کشی، بعد از قتل رومینا همچنان ادامه دارند؛ فاطمه برهی در آبادان و فقط یک ماه پس از رومینا؛ کتایون امینیان، کمتر از دو سال بعد در سنندج؛ مونا حیدری در اهواز؛ و قتل علیرضا منفرد جوان ‌همجنسگرا در اهواز...این جان‌های از دست‌رفته، قربانی همین ساختار مردسالار و قوانین ناکارآمد شدند و این داستان همچنان ادامه دارد.

طی این سال‌ها، با وجود فریاد و اعتراض‌های مکررِ فعالان حقوق زنان، به‌خصوص اعتراضات فعالان کردستان، و تلاش های فعالان +LGBTQ، حاکمیت ذره‌ای از مواضع خود عقب ننشسته و با تأیید و توجیه این قتل‌ها از منظر ناموس، آبرو و مذهب، و با اعمال همان قانون، دست در دست قاتلان، به تولید و بازتولید چنین جنایاتی دامن زده است. همچنین حکومت چند سال قبل با عدم برخورد با اسیدپاشی‌های اصفهان و دیگر اقدامات افراد موسوم به خودسر (که در واقع بازوهای غیررسمی ارتجاع‌اند)، حمایت خود را از حذف و آزار زنان و افرادی از جامعه رنگین‌کمانی به بهانه غیرت نشان داده است.

▪️ما معتقدیم که زن‌کشی و قتل‌های ناموسی نه خشونت فردی و نه پدیده‌ای فرهنگی، بلکه خشونتی سیستماتیک و مسئله‌ای سیاسی است؛ و در گره‌گاه مردسالاری و سنت، بخش درهم‌تنیده‌ای از نظام سرمایه‌داری‌ست.
همان خشونتی که روزمره از خانه و مدرسه تا خیابان و جامعه، به‌صورت برنامه‌ریزی شده و سیستماتیک، دامن‌گیر بخش عظیمی از جامعه زنان و دیگر گروه‌های به حاشیه‌رانده‌شده می‌شود. پس مبارزه با این مهم بر عهده‌ی همه‌ی انسان‌هایی است که با قتل، کشتار، بی‌عدالتی و تبعیض مخالف‌اند.

🔵 ما فعالان زنان، هم‌پا با مخالفت با رویه‌ی ارتجاعی اعدام (این قتل عمد حکومتی و توحش سیستماتیک دولتی)، خواهان برچیده شدن این رویه و از سویی وضع قوانین برابر و بازدارنده هستیم. قوانینی لازم‌الاجرا و بر پایه‌ی عدالت و همچنین جرم‌انگاری هر نوع خشونت جنسیتی تا بدین‌وسیله، زن‌کشی و اقسام خشونت جنسیتی، ملغی شود.

ما معتقدیم که هر حکومتی می‌بایست در آینده، با تصویب قوانین و سیاست‌های حمایتی جامع و تأسیس خانه‌های امن و ایجاد امکانات حمایتی از قبیل مشاوره‌ی رایگان و آموزش عمومی مردم به‌منظور حمایت از همه گروه‌های در خطرِ خشونت جنسیتی و همچنین تصویب قوانین بازدارنده، برای پیشگیری از وقوع چنین قتل‌هایی اقدام کند.

▪️امروز، ما بر مزار رومینا، با ادای احترام به وی و تمامی قربانیان قتل‌های ناموسی در سراسر دنیا، پیمان می‌بندیم تا در مقابل هرگونه قتل و جنایت و بی‌عدالتی و هرگونه تبعیض و آپارتایدی ایستادگی کنیم و تا رسیدن به جامعه‌ای عاری از ظلم و نابرابری از پای ننشینیم.
مسلماً تا زمانی که تضاد کار و سرمایه، چرخه‌ی تولید نابرابری و تبعیض و اصل ناگسستنی سرمایه برپا باشد، وقوع چنین تراژدی و جنایاتی اجتناب‌ناپذیر و دور از ذهن نیست، پس، می‌بایست برای ریشه‌کن کردن چنین جنایاتِ سازمان‌یافته‌ای تمام توان خود را برای مبارزه با این ساختار ضدانسانی به‌کار بگیریم و با آگاهی خود و دیگران علیه هر نوع ستمی بایستیم و برای برپایی دنیایی بهتر و جهانی عاری از خشونت، از تمامی ابزارهای خود برای سازماندهی همه ستمدیدگان و محذوفان بهره بگیریم.
و این اصل و قاعده‌ی انکارناشدنی را، که رهاییِ جامعه در گرو رهاییِ زنان و همه گروه‌های به حاشیه‌رانده‌شده دیگر است، سرلوحه‌ی کار خود قرار دهیم.

🔵 گروه بیدارزنی
جمعی از فعالین زنان گیلان (ارغوان‌ها)
جمعی از فعالین زنان مریوان

@bidarzani
Forwarded from بيدارزنى
🟣 #بیدارزنی: #سپیده_فرهان زندانی سیاسی سابق و از‌ بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۹۶ درگذشت.

پیکر بی‌جان سپیده فرهان (فرح‌آبادی)، زندانی سیاسی سابق، فعال مدنی و از معترضان دی‌ماه ۱۳۹۶، روز جمعه ۱۹ خرداد در منزل شخصی‌اش در کرج پیدا شد علت مرگ هنوز مشخص نیست.

@bidarzani
Forwarded from ديد‌بان آزار
🔹نبرد جنسی-جنسیتی در عرصه خصوصی؛ بی‌فرزندی داوطلبانه

نویسنده: دریا موسوی

از ابتدای رابطه‌مان، به صراحت گفتم که هرگز نمی‌خواهم بچه‌دار شوم. معتقد بودم که بیان صادقانه اصول و خط‌قرمزهایم پایه و اساس یک رابطه معنادار و سالم را ایجاد می‌کند. اما نمی‌دانستم که انتخاب من به میدان نبردی تبدیل خواهد شد که خودمختاری و هویت من را در معرض خطر قرار خواهد داد.

در چند ماه اول رابطه که معمولا به «ماه عسل» معروف است، من را غرق عشق و محبت می‌کرد و سعی داشت با تاکتیکی به نام «بمباران عشق» تصمیم من را تحت‌تاثیر قرار دهد. یک‌بار وقتی با او در مورد سختی‌های بارداری و زایمان و اینکه چقدر به بدن زن آسیب می‌رساند حرف می‌زدم، با خنده گفت «باید با زن جوری رفتار کرد که حاضر بشه بچه‌دار بشه و باز هم این کار را تکرار کنه.» من متوجه این نکته بودم که این حرف‌ها و رفتار فریبکارانه است، اما باور داشتم که اینها تاثیری در من نخواهند داشت و او توانایی دستکاری در اعتقادات و اصول من را ندارد، چرا که خودم را زنی قوی و مستقل و با اصولی مستحکم می‌دیدم.

در طول رابطه‌مان، صحبت در مورد بچه چندین‌بار به میان آمد و من هربار دلایل‌ام را برای انتخاب یک زندگی بدون فرزند به اشتراک گذاشتم. مادر‌بودن را از نقطه‌نظر تقاطعی (اینترسکشنالیتی) برایش توصیف کردم. اینکه چگونه هویت من به عنوان یک زن مهاجر و طبقه فرودست، که همواره دو تا سه شیفت کار می‌کردم و در کنارش درس می‌خواندم، دیدگاه من نسبت به فرزندآوری را شکل داده است. چگونه اصول اعتقادی من اعم از فمینیسم و وگانیسم، و سبک زندگی‌ای که برای خودم برگزیدم این تصمیم را هدایت می‌کند و چقدر این اصول و اعتقادات برای من ارزشمند هستند. برایش از مسئولیت عظیم و سنگین فرزندآوری گفتم و این حقیقت که من حاضر نیستم انسان دیگری را به این دنیا اضافه کنم. حتی برایش توضیح دادم که این تصمیم بسیار شخصی هم هست. اینکه سلامتی بدنم چقدر برایم اهمیت دارد، و با علم به اینکه بارداری و زایمان به بدن زن به‌شدت آسیب می‌زند، حاضر نیستم بدنم را مورد این حجم از آسیب قرار دهم، چرا که با این بدن است که جهان را تجربه می‌کنم و می‌خواهم سال‌ها از این بدن و این جهان لذت ببرم.

با تمام وجود می‌خواستم که عمق اهمیت مسئله و تصمیم آگاهانه من را درک کند. اما هر چقدر سعی کردم به او کمک کنم، او نتوانست دیدگاه و موقعیت اجتماعی من را درک کند. به باور من، امتیازات مادی و اجتماعی‌اش این توانایی را از او گرفته بود تا با موقعیت اجتماعی و تصمیم من همدلی کند. او امتناع من از بچه‌دارشدن را به‌منزله رد خواسته‌هایش و به قول خودش «میل ذاتی انسان به تولیدمثل» می‌دید، امتناع از ایفای نقشی که معتقد بود من به‌عنوان یک زن باید ایفا کنم.

نقطه گسست زمانی بود که او «زنانگی» و «حس مادرانگی» در من را زیر سوال برد. او با گفتن اینکه حس «مراقبت و نگهداری» و «ازخودگذشتگی» در من وجود ندارد و این باعث می‌شود که به مادر‌شدن تمایلی نداشته باشم، به من این برچسب را زد که به‌عنوان یک زن «ناقص و ناکافی» هستم. او انتخاب آگاهانه‌ام را ندیده گرفت و تصمیم من برای بی‌فرزند‌بودن را علیه من و در راستای تخریب شخصیت و «انسان‌زدایی» از من استفاده کرد. با آنکه در تمام طول آن چند ماه به مسموم‌بودن حرف‌ها و رفتارهایش آگاه بودم، اما شنیدن این حرف‌ها ضربه بسیار شدید و عمیقی بر ارزش‌ها و عزت‌نفس‌ام وارد کرد. می‌دانستم که صحبت‌های او پژواک زن‌ستیزی‌ای است که در طول تاریخ هنوز ادامه دارد- این تصور که ارزش یک زن به‌طور ذاتی به توانایی او برای بچه‌دار‌شدن وابسته است. من از پذیرش این دیدگاه واپس‌گرایانه که استقلال، اصول، و سلامت شخصی‌‌ام را نادیده می‌گرفت، خودداری کردم. سعی کردم برایش توضیح دهم که شنیدن چنین حرف‌های زن‌ستیزانه‌ای در میانه قیام «زن، زندگی، آزادی» چقدر دردآور است.

مسیرهای ما در نهایت از هم جدا شد. با اینکه جدایی دردناک بود، اما در عین حال رهایی‌بخش نیز بود. من توانستم خودم را از سنگینی توقعات دیگری رها کنم، خودم، اصول و ارزش‌هایم را بازیابی کنم، و در حقیقت خودم به آرامش برسم. من از درونی‌کردن باورهای زن‌ستیزانه او امتناع کردم. این تصور را که مادربودن غایت یک زن است را رد کردم. خودم را از هجمه‌های جامعه برای انطباق با ایده‌آل مادری که عمیقاً در ساختارهای مردسالارانه ریشه دارد و سعی در کنترل و محدود‌کردن انتخاب‌ها و خودمختاری زنان دارد، رها کردم. و توانستم قدرتم را در استقلالم، عشقی که به خودم دارم و تعهد تزلزل‌ناپذیرم به اصول و ارزش‌هایم بازیابی کنم.
Forwarded from بيدارزنى
Forwarded from بيدارزنى
🟣 افزایش خودکشی زنان در افغانستان، با شدت گرفتن سیاست‌های محرومیت و ممنوعیت توسط طالبان


به گزارش گاردین، بر اساس داده‌های مراکز درمانی در افغانستان، پس از روی کار آمدن طالبان تعداد زنانی که خودکشی کرده‌اند یا قصد آن را دارند، افزایش یافته است.
مقامات طالبان اطلاعات و آمار مربوط به خودکشی‌ها را منتشر نکرده‌اند و کارکنان مراکز درمانی و بیمارستان‌های چند ولایت را نیز از اطلاع‌رسانی درباره آمارهای خودکشی منع کرده‌اند.

دستورهای طالبان برای محدودیت حضور زنان در جامعه از ممنوعیت تحصیل دختران گرفته تا منع ورود به پارک‌ها، حمام‌ها و سایر اماکن عمومی، وضعیت زنان افغانستان را هر روز دشوارتر از قبل کرده است.
نماینده این کشور در سازمان ملل گفته است که افغانستان در بحبوحه یک بحران سلامت روانی قرار دارد که ناشی از بحران حقوق زنان است.
او گفته است: «ما شاهدیم که تعداد فزاینده‌ای از زنان و دختران، مرگ را بر زندگی در شرایط کنونی ترجیح می‌دهند.»

این گزارش افزوده که اغلب، بر این خودکشی‌ها سرپوش گذاشته می‌شود، به‌طوری که برخی از زنانی که اقدام به خودکشی می‌کنند، برای معالجه پذیرفته نمی‌شوند و آن‌هایی هم که می‌میرند، ممکن است بدون نام و مشخصات دفن شوند. داده‌های این گزارش حاکی از آن است که افغانستان به یکی از معدود کشورهای جهان تبدیل شده که در آن زنان بیشتر از مردان خودکشی می‌کنند.

خشونت‌های خانوادگی و اجتماعی، فقر، از دست دادن آزادی و امید، افزایش ازدواج‌ اجباری و زیر سن قانونی، زنان افغانستانی را در دو سال اخیر آسیب‌پذیرتر کرده است.

چند روز پیش، جمعی از فعالان حقوق زنان در شهر کابل گرد هم آمدند و شعارهای«طالبان خشونت علیه زنان را بس کنید» و«حمایت از طالبان نقض حقوق زنان» را سر دادند.


#ژن_ژیان_ئازادی
#زنان_افغانستان
#ارتجاع_طالبان
#خشونت_سیستماتیک_علیه_زنان

@bidarzani
Forwarded from بيدارزنى
🟣 #بیدارزنی: «قابل تکثیر در خیابان»

#زن_زندگی_آزادی محدود شده در ایستادگی علیه حجاب اجباری نیست، بلکه قیامی برای رهایی و برابری است.

زن، زندگی، آزادی یعنی:

▪️از خانه تا خیابان، امنیتْ حق زنان
▪️همبسته تا رهایی
▪️شرایط کار منصفانه و برابر
▪️نه به خشونت علیه زنان از خانه تا خیابان
▪️نه به زن‌کشی
▪️نه به ازدواج کودکان

زن، زندگی، آزادی، یعنی تلاش جهت تحقق حق تعیین سرنوشت و ارتقای یک قیام به #شرایط_انقلابی. یعنی فضایی برای گسترش تمامی مطالبات برابری‌طلبانه‌ی زنان از خانه تا خیابان.

از این‌رو، شابلون‌های این مهم جهت تکثیر در خیابان‌ها در دسترس است

#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری
#همبستگی_علیه_نابرابری_فقر_و_خشونت

@bidarzani