خانه علوم تربیتی و روانشناسی مشهد
3.23K subscribers
5.85K photos
1.11K videos
475 files
3.32K links
راه های ارتباطی:
@NafiseAmeliii
آدرس مرکز؛
مشهد -خیام ۱۱

🔴روبیکا:
rubika.ir/khanehravanshenasiii
🔴ایتا:
https://eitaa.com/khanehravanshenasiii
Download Telegram
🚨 مغز با کمک افکار، چطور حال و احساسِ ما را در طول خواب تغییر می‌دهد!!

💭کمتر کسی را می‌توان یافت که پس از یک روز پراسترس و داشتن افکارِ منفی، صبح با نشاط از خواب بیدار شود، به راستی چرا؟

🌟با ساخت دستگاه FMRI، دانش ما نسبت به مغز و کارکردهای آن دچار تحولات زیادی شد، در یکی از تحقیقاتی که با استفاده از این دستگاه انجام شد، از افرادی خواستند شروع به شمارش اعداد کنند و همزمان فعالیت مغزی با این دستگاه کنترل می‌شد، همانطور که پیش بینی می‌شد، یک محل خاص از مغز که بیشترِ فعالیت‌های ارادی ما در آن ناحیه کنترل می‌شود، شروع به فعالیت کرد، اما یافته‌ی تازه این بود که همزمان با این قسمت، سه قسمت از مغز که در ناحیه‌ای که فعالیت‌های غیر ارادی ما را کنترل می‌کند نیز شروع به فعالیت کردند، در حالی‌که افراد به شمارش اعداد ادامه می‌داد، به آنها داروی بیهوشی تزریق کردند.
در زمانی‌ که افراد به بیهوشی کامل می‌رسیدند، فعالیت آن یک قسمت از مغز که در ناحیه کنترل اعمال ارادی بود قطع شد؛ اما دانشمندان در کمال تعجب مشاهده کردند که آن سه نقطه که در ناحیه‌ی اعمال غیر ارادی بودند همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دادند. یعنی شمارش اعداد از خودآگاه، به ناخودآگاه تبدیل شده بود.
📌یکی از نتایجی که با توجه به این تحقیق گرفته شد این است که: زمانی که شما قبل از خواب افکار منفی نسبت به خود، دیگران یا آینده داشته باشید در طول خواب شبانه به صورت ناخودآگاه این افکار تکرار شده و در زمان بیداری با اعصابی به هم ریخته و احساس تنش و خستگی از خواب بیدار می‌شوید در صورتی که خودتان دلیلش را نمی‌دانید، به عنوان مثال، شما قبل از خواب مدام این فکر در ذهنتان می‌چرخد که " من آدم بدبختی هستم "، و زمانی‌که به خواب می‌روید در طول خواب یک نفر مدام در ذهن‌تان می‌گوید " بد بخت، بدبخت، بدبخت...

https://telegram.me/khanehravanshenasi
پیامد احتمالی تفاوت سنی زیاد در ازدواج چیست؟

تفاوت سنی زیاد بین زن و شوهر می تواند برای هر دو نفر مشکلات جدی ایجاد کند. البته معمولاً در اوایل ازدواج این مشکلات چندان زیاد به نظر نمی رسد اما پس از گذشت چند سال به طور جدی خود را نشان می دهد.

اگر بیش از اندازه از همسر خود بزرگتر باشید:

1⃣ این امکان وجود دارد که حوصله او را نداشته باشید و نتوانید خامی ها، بی تجربگی ها و کندی او در باره مسائل زندگی را تحمل کنید. در واقع ممکن است از این که شاهد هستید همسرتان با مسائلی دست به گریبان است که شما مدتها پیش آنها را پشت سر گذاشته اید، خسته شوید.

2⃣ تمایل دارید بیشتر اوقات نقش والد را بازی کنید، زیرا تجربه بیشتری دارید. تقریباً غیرممکن است که بتوانید از پند و اندرز دادن و نصیحت کردن همسرتان چشم بپوشید. همین باعث می شود که همیشه با همسرتان مانند یک کودک رفتار کنید و در دام ارتباط مداوم والد- کودک بیفتید. این ارتباط باعث خشم و انزجار همسرتان نسبت به شما و عصبانیت متقابل شما نسبت به او می شود و تاثیر مخربی بر رابطه تان می گذارد.

3⃣ در رابطه قدرت بیشتری پیدا می کنید و وسوسه می شوید که همسرتان را کنترل کنید. به دلیل بالاتر بودن سن، تجربه های بیشتر و احتمالاً موفقیت های مالی بیشتر ممکن است همسر خود را کنترل کنید تا دست به کارهای ناپخته و حساب نشده نزند.

4⃣ممکن است بخواهید خود را جوان تر از سن واقعی تان نشان دهید. افراد در هر سنی نیازهای خاصی دارند اما وقتی فردی با همسری بسیار جوان تر از خودش ازدواج می کند ممکن است از اینکه به نیازهای سنی خودش پاسخ دهد دست بردارد و برای رضایت خاطر همسرش سعی کند که رفتارهای سنین پایین تر را انجام دهد.


اگر بیش از اندازه از همسر خود جوان تر باشید:

1⃣ این امکان وجود دارد که به او به عنوان یک الگو و آموزگار نگاه کنید و در مقابل او احساس ضعف و حقارت کنید. وقتی همسرتان به مراتب از شما بزرگتر باشد طبیعی است که موفق تر، باتجربه تر و از لحاظ اقتصادی با ثبات تر باشد. این موضوع می تواند فرد را به طور ناخودآگاه تحت تاثیر قرار دهد به طوری که احساس کند همسرش از او بهتر است.

2⃣ممکن است همیشه برای همسرتان نقش کودک را بازی کنید. وقتی که تجربه کمتری دارید و مشاهده می کنید که همسرتان با تجربه تر است ممکن است به طور ناخودآگاه در مقابل او در اکثر مواقع نقش یک کودک را بازی کنید.

3⃣ ممکن است بخواهید خود را مسن تر از سن واقعی خود نشان دهید. برای این که تفاهم بین خود و همسرتان را بیشتر کنید، احتمال دارد رفتارهای مطابق با سن خود را کنار بگذارید و مطابق میل او رفتارهای سنین بالاتر را نشان دهید.
https://telegram.me/khanehravanshenasi
۱۴ نشانه یک رابطه عاطفی سالم:

۱- شما مي‌توانيد به راحتي درباره فكرهايتان حرف بزنيد.
۲- هر كدام فضاي خودتان را هم داريد.
۳- شما دعوا مي‌كنيد!
۴- خودتان را هم دوست داريد.
۵- با هم تصميم مي‌گيريد.
۶- شما از بودن با هم لذت مي‌بريد.
۷- رابطه شما متعادل است.
٨- با يكديگر با مهرباني رفتار مي‌كنيد.
۹- به يكديگر اطمينان داريد.
۱۰- شما اجازه عبور از مسائل را مي‌دهيد.
۱۱- شما صميمي هستيد.
۱۲- رابطه شما محل امن شماست.
۱۳- شما با شريك زندگي‌تان حرف مي‌زنيد.
۱۴- شما كلمات جادويي را به هم مي‌گوئيد.
_________________

https://telegram.me/khanehravanshenasi
🔴پنج راه حلی که سبب کاهش نگرانی افراد از عمل سخنرانی ارائه شده را با شما در میان می گذاریم.



۱- سعی نکنید خود را آرام نمایید



در یک پژوهش تحقیقاتی پرفسور دانشگاه هاروارد الیسون وود بروکس از افراد مختلف درخواست نمود تا در مورد اینکه چه عواملی آنها را بدل به یک همکار خوب می نماید در جمع های عمومی مرتبط به محل کارشان سخنرانی نمایند. از حاضران در این تحقیق در حین سخنرانی فیلمبرداری ویدئویی می شد و سپس این ویدئوها توسط یک کمیته ی معین مورد بررسی قرار می گرفتند.

بیش از ۹۰ درصد از سخنرانان بر این باور بودند بهترین استراتژی پیش از سخنرانی تلاش بری حفظ خونسردی است، ولی این تلاش آنها ثمره ای نداشت. از دید کسانی که سخنرانی ها را مورد ارزیابی قرار می دادند تقریباً همه ی افرادی که تلاش نموده بودند تا آرامش خود را حفظ کنند ارائه یی فاقد اعتماد به نفس داشتند که متقاعد کننده برای حضار نبود.

به جای تلاش برای آرام کردن خود بهتر است این باور را به وجود بیاورید که در مورد اتفاق پیش رو هیجان زده و خوشحال هستید. شاید بپرسید چطور چنین استراتژی می تواند موثر باشد؟ از نظر فیزیولوژیکی ما دارای دو سیستم متفاوت هستیم، یک سیستم پیشران و یک سیستم متوقف کننده.



سوزان کین یکی از افرادی که توانسته است به فوبیای خود در رابطه با ترس از سخنرانی های عمومی غلبه نماید و یک سخنرانی بسیار موفق در رابطه با کتابش که راجع به توانایی های افراد درون گرا است در TED Talk داشته، در همین رابطه می گوید سیستم پیشران بدن انسان وی را هیجان زده و مشتاق به انجام امور می کند در حالیکه سیستم متوقف کننده وی را محتاط و منزوی می نماید.

کین معتقد است با تلاش برای آرام کردن خود سعی خواهید کرد تا سیستم متوقف کننده ی خود را از کار بیانندازید و سیستم پیشران خود را فعال کنید. اضطراب یک احساس بسیار ناخوشایند محسوب می گردد و از بین بردن آن به شکلی بسیار سریع و از طریق تلقین تقریباً غیر ممکن است، ولی می توان این احساس را بدل به یک حس دیگر مانند هیجان کرد و در اصل جنس آن را تغییر داد.

او می گوید وقتی در مورد یک سخنرانی دچار اضطراب می شوم سعی نمی کنم با این احساس مقابله نمایم بلکه تلاشم را بر این می گذارم تا بر روی دلایلی تمرکز کنم که سبب می شوند اضطراب بدل به هیجان گردد. مثلا به خودم یادآور می شوم من قرار است پیغامی را به دیگران انتقال دهم که دارای اهمیت بسیار زیادی برای شخص خودم بوده و این حس اضطراب من را بدل به هیجانی بالقوه می نماید.

من از به چالش کشیدن مخاطبانم، تغییر پدید آوردن در بینش آنها و البته سرگرم کردنشان لذت می برم و با یادآوری این موارد به خودم معمولاً بسیار سریع سر شوق می آیم. با افزایش این تفکرات مثبت در من خود به خود اضطراب از بین می رود.

۲- در مقابل مخاطبان واقعی به تمرین بپردازید

در ابتدا من به تنهایی به تمرین سخنرانی هایم می پرداختم، تا اینکه تحقیقی از یکی از اساتید سابق استنفورد با نام Robert Zajonc را مشاهده نمودم که در آن وی نتیجه گیری کرده بود حضور سایر افراد سبب افزایش تمرکز و هوشیاری ما می شود. اگر به تنهایی به تمرین بپردازید نمی توانید این موارد را در خود تقویت نمایید.به جرات می توانم بگویم پس از چند بار تمرین در برابر یک جمع کوچک نتیجه ی سخنرانی من به مراتب بهتر شد.

وقتی در مقابل جمعی بزرگ سخنرانی می کنید چهره ها در مقابل چشمان شما محو می شوند و ارتباط چشمی نیز تا حدی از بین می رود ولی در حین صحبت کردن در برابر جمعی کوچک به وضوح می توانید واکنش های چهره ی آنها را در مقابل گفته های خود مشاهده نمایید.

این امر سبب می شود شما حداکثر استرس ممکن را پیش از تجربه ی اصلی خود حس کرده و برای مراسم نهایی به بهترین شکل ممکن آماده شوید. سوزان کین می گوید من پیش از سخنرانی اصلیم در TED در مقابل جمعی ۲۰ نفره به تمرین می پرداختم و این یکی از عوامل بزرگ موفقیتم در رویداد TED محسوب می شود.

۳- چراغ ها را خاموش کنید



به منظور کاهش اضظراب در طول یک سخنرانی ترجیح می دهم تا حد ممکن نور سالنی که در آن به سخنرانی می پردازم کم باشد یا حتی سالن تاریک شود. با محو شدن چهره ها تمرکز من نیز بالا رفته و میزان نگرانیم کم می شود و البته اخیراً به این نتیجه رسیدم در یک سالن تاریک مخاطبین به شوخی هایی که با آنها در طول صحبت هایم می کنم واکنش بهتری نشان داده و بیشتر می خندند.

۴- مخاطب خود را بشناسید

یکی دیگر از حقایقی که در مورد سخنرانی موفق در طول سال های اخیر متوجه شده ام این است که هر چه بیشتر و بهتر مخاطبین خود را بشناسم کمتر در مورد سخنرانی برای آنها نگرانی خواهم داشت. برای مثال در ابتدای ماه آگوست هر سال من یک کلاس درس با صدها دانشجوی رشته ی MBA دارم، این اولین کلاسی است که آنها در دانشگاه مرتبط به کسب و کار و تجارت می گذرانند و مدت زمان آن نیز بسیارکوتاه است، از همین رو
من فرصت چندانی برای اینکه با آنها احساس راحتی نمایم پیدا نمی کنم.

در راستای آنچه گفته شد من معمولا پیش از آغاز کلاس یاد شده به مطالعه ی سوابق و بیوگرافی دانشجویان حاضر در آن می پردازم و همین امر سبب می شود شناخت خوبی از آنها به دست بیاورم، مثلاً متوجه می شوم یکی از آنها اهل شهر یا محله یی است که قبلاً در آن بزرگ شده ام پس می توانم با وی شوخی های مرتبطی راجع به آن محله کنم و اینگونه بین ما احساس راحتی و نزدیکی بیشتری پدید می آید.

پیش مطالعه ی یاد شده همواره صحبت در کلاس درس مورد بحث را به مراتب برایم آسان تر می کند و سبب می شود ارائه ی بهتری داشته باشم. شناخت مخاطب یک اصل کلیدی در کاهش اضطراب پیش از سخنرانی است.

۵- سخنرانی خود را مانند یک پازل دربیاورید

Dylan Clafty بازیگر معروف که استعداد شگرفی در صبحت برای عموم نیز دارد می گوید بدل کردن سخنرانی به یک پازل می تواند ایده ها را در شنونده رشد داده و توجه آنها را بیشتر به مطلب جلب نماید. شما می توانید صبحت های خود را بدل به سئوال و جواب کنید، پرسشی را مطرح کرده و سپس در راستای رسیدن به پاسخ آن سخن بگویید.

طرح یک پرسش سبب می شود مخاطب به دنبال یافتن جواب باشد و از قضاوت کردن بی مورد خودداری کند. همچنین سخنرانی کردن در قالب یک داستان که بخش های مختلف آن جا به جا شده و بهم ریخته اند و در یک نقطه ی خاص به یکدیگر مرتبط می شوند باعث می گردد شنوندگان تا آخرین لحظات بر روی حرف های شما تمرکز داشته باشند و البته خود شما نیز در صورتیکه بخشی را به خاطر نیاورید می توانید به سراغ قسمت دیگری بروید تا مطالب فراموش شده مجدداً در ذهن تان پررنگ گردند.

https://telegram.me/khanehravanshenasi
🌀تحقیر فرزندان، باعث وسواسی شدن فرد می‌شود

افراد وسواسی گرفتار افکار و تصوراتی مکرر، مداوم و ناخواسته هستند. مثلا دست‌های خود را در یک زمان چندین بار می‌شویند. تکرار این اعمال در نهایت سبب افزایش اضطراب و نگرانی می‌شود. فرد شخصیت قبلی خود را تخریب می‌کند و اطرافیان و اعضای خانواده به چشم فرد مریض به او نگاه می‌کنند. 

جایگاه خانواده در رشد شخصیت وسواسی

 به علت تربیت تک بعدی و انعطاف ناپذیری، تحقیر فرزندان، نادیده گرفتن توانایی‌ها، بی‌ارزش دانستن نیازهای فرزند و الگو برداری از رفتار پدر و مادرها جایگاهی مشخص و مطمئن برای رشد و شخصیت وسواسی پدید می‌آورد. بنابراین برای بهبود حال این بیماران ابتدا باید به درمان والدین توجه کنیم. 

برای درمان وسواس، می‌توان از روان درمانی و درمان رفتاري شناختی کمک گرفت. در این روش، فرد به تدریج با عامل ترس رو به رو می‌شود و این تکرار به مرور از اضطراب فرد می‌کاهد. مثلا اگر فردی بر شست.
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
https://telegram.me/khanehravanshenasi
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️⚠️چه وقت ، چگونه و چه کسی بهتر است با کودکانمان در مورد مسائل جنسی صحبت کند ؟⚠️⚠️
🌐 27 سپتامبر، زاد روز "آلبرت الیس"
شانس موفقیت شما جهت اجرای یک ایده چقدر است؟

1⃣ اگر ایده ای به ذهنتان رسیده است، شما 10 شانس موفقیت دارید.

2⃣ اگر آگاهانه بخواهید ایده تان را به اجرا در بیاورید، تا 25 موفقیت دارید.

3⃣ اگر برنامه زمانبندی شده برای ایده تان داشته باشید تا 40 شانس موفقیت دارید.

4⃣ اگر برنامه گام به گام و اجرایی برای ایده تان داشته باشید تا 50 موفقیت دارید.

5⃣ اگر به خودتان یا کسی قول دهید که ایده تان را به سرانجام برسانید تا 65 شانس موفقیت دارید.

6⃣ اگر مربی و فرد باتجربه ای کنارتان قرار بگیرد و شما را یاری دهد تا 95 موفقیت خواهید داشت.

https://telegram.me/khanehravanshenasi
🔴 نشانه های افسردگی کودکان عبارتند از:

1- نشانه‌های عاطفی:
ناامیدی، خشم، درماندگی، اضطراب، نوسانات خلقی، احساس گناه و غمگین بودن

2- نشانه‌های جسمی:
به‌هم خوردن ساعات خواب، بی‌اشتهایی و یا خوردن افراطی، یبوست، افزایش و کاهش وزن

3- نشانه‌های رفتاری:
بدون دلیل گریه‌کردن، کناره‌گیری از دوستان، سریع خشمگین شدن و کاهش انگیزه

4- نشانه‌های تخریب‌گرایانه:
خود را سرزنش‌کردن، احساس بازنده بودن، امیدوار نبودن به آینده و بلاتکلیفی

https://telegram.me/khanehravanshenasi
📌 چرا احساس می کنم دیگران مرا دوست ندارد ؟ 🔰



🔺تشخیص های احتمالی:

1. درونتان خلا عمیقی است و دائم به دنبال عشق و احترام می گردید.
2. ضعف خود پنداره دارید.
3. خود کم بینی دارید.
4. در واقع شما خودتان را دوست ندارید.
5. بیشتر دهنده هستید تا گیرنده.
6. به نظر دیگران اهمیت می دهید.
7. منبع احساس ارزشمندی شما بیرونی است.


🔺راه حل های احتمالی:

1. عزت نفس خود را تقویت کنید.
مثلا خصوصیات مثبت خود را لیست کنید. بطور ناشناس کارهای خیر انجام دهید. کمک دیگران را قبول کنید. از دیگران کمک بطلبید بدون اینکه احساس دین کنید و بدون اینکه احساس کنید باید جبران کنید. تعریف و تشکر دیگران را بپذیرید و رد نکنید. علایق خود را لیست کنید و به آنها بپردازید. به اهداف خود بها دهید.

2. خود را نوازش دهید. نوازش ها را بنویسید و بارها بخوانید: چقدر با حالی. آفرین که به دیگران کمک می کنی. تو خیلی خوب و موثری. فرد مفیدی هستی. با صبر و حوصله ای. اطلاعات خوبی داری. خیلی خوب تونستی آن کار را انجام دهی...


3. مهارتهای خود را افزایش دهید.

4. قبل از انجام کاری برای کسی از خود بپرسید : آیا این کار را چون طرفم را دوست دارم انجام می دهم یا برای اینکه می خواهم او مرا دوست داشته باشد ؟

5. متوجه تفاوت بین محترم شمردن خواسته های خود با برآورده کردن آرزوهای دیگران صرفا به خاطر تایید گرفتن باشید.


6. اگر انگیزه شما از کمک کردن این است که شما را دوست داشته باشند یا شما را انسان مهربانی بدانند، بهتر است آن کار را انجام ندهید.

7. باید بیاموزید که کارها را به خاطر دلایل خودتان و خدا انجام دهید و نه به خاطر دیگران.

8. عشق یک بازتاب است. ابتدا باید آنرا به دیگران بدهید.


9. نمی توانید از دیگران چیزی را دریافت کنید که خودتان آنرا ندارید.

10. شما شروع کننده باشید. به خود ودیگران عشق و محبت ارسال کنید. منتظر آنان نباشید. ولی مراقب باشید که ناجی نشوید. در ضمن انگیزه شما درونی باشد و نه طلب عشق از دیگران.



📚 منبع : کاوش درون دیوید | جی ليبرمن
https://telegram.me/khanehravanshenasi
#تله_زندگي_خويشتن_داري_يا_خود_انضباطي_ناكافي

📛مشکلات ویژه طرح واره خویشتن داری/خودانضباطی ناکافی📛


⭕️گاهی اوقات به نظر می رسد این طرح واره پایه های بیولوژیکی داشته باشد، لذا تغییر آن تنها از طریق روان درمانی، کار بسیار مشکلی است، مثل وقتی که بیماران به دلیل اختلال نقص توجه/بیش فعالی در یادگیری مشکل پیدا می کنند.

⭕️اگر طرح واره بیماران ریشه های بیولوژیکی داشته باشد، حتی در صورت انگیزه بالا و تلاش بسیار، ممکن است نتوانند خویشتن داری و خودانضباطی کافی را در خودشان ایجاد کنند.

⭕️در عمل اغلب مشخص نیست که چه مقدار از طرح واره به خلق و خو ربط دارد و چه مقدار از آن به محدودیت های ناکافی دوران کودکی بر می گردد. برای بیمارانی که علیرغم تعهد زیاد به درمان، به هنگام چالش با طرح واره، مدام با مشکل مواجه می شوند، ممکن است دارو درمانی گزینه ی مناسبی باشد.

👌هدف اصلی درمان، کمک به بیماران برای شناسایی ارزش رها کردن رضایت آنی برای دستیابی به اهداف آتی است. مزایای برون ریزی و تخلیه هیجان ها یا انجام کارهایی که رضایت فوری دارند، در مقابل ضربه هایی که به ارتقاء شغلی، پیشرفت، از دست دادن همراهی مردم و احساس ارزشمندی وارد می آورد، چندان چشمگیر نیستند.


📚کتاب طرح واره درمانی (راهنمای کاربردی برای متخصصان بالینی)،جلد اول
✏️نويسنده: جفری یانگ
✏️ترجمه دکتر حسن حمیدپور
https://telegram.me/khanehravanshenasi
روانشناسان مقصرند یا موثر؟

هر روز بیش از پیش، ابعاد جدیدی از تقصیرات! روانشناسان آشکار می شود.
ابتدا یکی دو سه سال قبل، با سخنرانی های صاحبنظری! معلوم شد که روانشناسی یعنی فروید! و فروید یعنی ترویج بی بند و باری! و به عبارتی، روانشناسان مروج بی¬بند و باری هستند!
...
و اینک چندی قبل یک جامعه شناس! کشف کرد که روانشناسان عامل طلاق هستند!

خدا می داند روانشناسان، چه تقصیرات! دیگری دارند که هنوز کشف نشده است!

اما سئوالی که مطرح می¬شود این است که اگر روانشناسان چنین خطاکارند، پس...
- چرا روزانه، ده¬ ها هزار نفر برای تصمیم¬گیری در زمینه های مختلف نظیر ازدواج، مسائل خانوادگی، شغلی و تحصیلی به روانشناسان و مشاوران مراجعه می¬کنند، بابت آن وقت و پول هزینه می¬کنند و حتی این متخصصان را به دوستان و آشنایان خود معرفی می¬کنند؟
- چرا روزانه، هزاران نفر که از اختلالاتی همچون افسردگی، اضطراب و وسواس رنج می برند، در کنار دریافت درمان¬های دارویی و یا به جای آن، به روانشناسان بالینی مراجعه می کنند و گاهی حاضر می شوند هفته ها و حتی ماه ها در انتظار رسیدن وقت ویزیت روانشناس بالینی مورد نظر خود باشند؟
- چرا روزانه صدها مدیر در سازمان ها و کارخانجات، سعی دارند برای اموری نظیر گزینش کارمندان و یا افزایش بهره وری، در صدد جلب مشارکت روانشناسان صنعتی- سازمانی باشند؟
- چرا روزانه ده ها متخصص پزشکی، در ارتقای سلامت و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیابت، بیماری قلبی، سرطان و...، از روانشناسان سلامت یاری می گیرند؟
- و چرا ...؟

به نظر می رسد دو حالت بیشتر متصور نیست. یا متقاضیان دریافت خدمات روانشناسی و مشاوره متوجه تقصیرهای! روانشناسان نیستند و یا اینکه افراد نقدکننده روانشناسان، دچار تحریف ها و خطاهای شناختی هستند.

خطای شناختی به زبان ساده یعنی کج دیدن.
مغز ما انسان ها برداشت های ای بسا درستی از واقعیت های موجود ندارند:
- افراد افسرده، موفقیت های خود را کوچک پنداشته و شکست های خود را بزرگ می بینند.
- افراد اضطرابی، خطرها را بیش از حد واقعی درک می کنند.
- افراد ...
- و افراد بدبین، جنبه های منفی را بیش از حد واقعی ادراک می کنند و این جنبه ها را با تعمیم و کلی سازی بیان می کنند.

البته یک احتمال دیگر نیز وجود دارد و آن اینکه افراد نقدکننده، دچار تحریف شناختی نیستند بلکه واقعیات و اثربخشی های روانشناسان را می بینند ولی دوست ندارند آنها را بیان کنند! یعنی یک سوگیری عمدی.


از طرفی دیگر، شکی نیست که در میان روانشناسان نیز همانند اعضای هر حرفه ...
- ممکن است برخی از آنها آموزش های لازم را ندیده و بدون دریافت مجوز لازم ارایه خدمات می کنند
- ممکن است برخی از آنها مرزهای صلاحیت را رعایت نکرده و در حوزه هایی غیر از تخصص خود به ارایه خدمات بپردازند.

فارغ از احتمال ها و کاستی های احتمالی، در مجموع چه شواهد جهانی و چه شواهدی کشوری، گویای اثربخشی روانشناسان در کاهش رنج انسان ها و افزایش کیفیت زندگی آنهاست.

همانطوریکه خوشبختانه دیرزمانی است که در فضاهای عمومی و مجازی، شرایط به گونه ای پیش رفته است که طرح تفکرات قالبی در مورد قومیت ها فرصتی نمی یابد و فرهنگ احترام به همه قومیت ها رو به رشد است.
امید می رود با افزایش بیش از پیش تفکر نقادانه در میان آحاد جامعه، صحبت های افرادی که از تعمیم های افراطی، قضاوت های نابجا و یکسونگری ها در مورد حرفه های مختلف استفاده می کنند با نقد مواجه شود و جامعه با اتخاذ گفتمان علمی، موثق و مبتنی بر شواهد اجازه ندهد توان تخصصی حرفه ها با گفتمان‌های عامیانه، کلی‌گویی و ابرازنظرهای شخصی زیر سئوال رود.
دکتر حمید پورشریفی
دانشیار روانشناسی سلامت
https://telegram.me/khanehravanshenasi
⛔️⛔️⛔️⛔️⛔️#دروغ در کودکان: ⛔️⛔️⛔️⛔️⛔️

کودکان در سالهاي آغازين زندگي مرز واقعيت و تخيل را نمي دانند و تخيلات خود را به صورت واقعي بيان مي کنند.اين رفتار به هيچ وجه دروغ گويي به حساب نمي آيد اما در سالهاي بعد ممکن است به دلايلي عمداً دروغ بگويند و کم کم به اين کار ناپسند عادت کنند.

دروغ گو شدن بچه ها ريشه هايي دارد که با برطرف کردن آنها کودک انگيزه خود را براي دروغ گفتن از دست مي دهد:

1-طبيعي است که وقتي به اندازه کافي به فرزندمان محبت و توجه نکنيم يا با از راه رسيدن فرزند دوم، ديگر او را به حساب نياوريم او هم با يک دروغ شاخدار توجه همه را به سوي خودش جلب کند.
2-چشم در چشم کودک مي دوزيم و با عصبانيت مي پرسيم: کار تو بود؟ باز هم طبيعي است براي اينکه تنبيه و سرزنش نشود به شما دروغ بگويد.
3-او در تمام طول روز آنگونه که شما خواسته ايد عمل نکرده است. بنابراين اگر او را بازجويي کنيد او را وادار به دروغ گويي کرده ايد و اگر اصرار کنيد او پياپي دروغ خواهد گفت.
4-گاهي او با دروغ هايش خبر از نيازهاي بر آورده نشده خودش مي دهد. بايد پيش از اينکه کودک به دروغ گويي روي بياورد نيازهاي اساسي او را شناسايي و برطرف کنيم.
5-وقتي کودک با هر اشتباه با توهين و تنبيه غير منصفانه مواجه شود به دروغ متوسل مي شود تا خودش را تبرئه نمايد. پس بايد به او اطمينان داد با صداقت و راستگويي نه تنها چيزي از
احترام و محبت اطرافيان به او کم نمي شود بلکه آنها او را به خاطر صداقتش او را ستايش خواهند کرد. بنابراين وقتي کودک صادقانه به اشتباهش اعتراف مي کند بجاي سرزنش کردن، در صورت امکان از اشتباه او چشم پوشي کنيد اما اگر لازم است تنبيه شود به او بگوييد که به صداقت و راستگويي او افتخار مي کنيد اما بايد مسئوليت اشتباهش را بپذيرد.

يادمان باشد:
رفتار والدين و مربيان اولين و مهمترين الگوي کودکان است. آنها صداقت را از الگوي خود مي آموزند.
https://telegram.me/khanehravanshenasi
تحلیل اریک فروم از خودخواهی


اریک فروم در تحلیل خودخواهی به خوبی نشان داده است که خودخواهی و توجه زیاد از حد به خود ، از نفرت به خود سرچشمه می گیرد . و گفته است که دوست داشتن خود نه تنها خودخواهی نیست بلکه درواقع ضد و نقطه مقابل آن است.یعنی کسی که خودش را حقیر و بی ارزش می داند،با بزرگ جلوه دادن خود احساس رفع حقارت می کند. و کسی که تخمین درست و نزدیک به واقع از ارزش خود دارد از خودش بدش نمی آید و خودش را دوست دارد و مستعد دوست داشتن دیگران نیز می باشد.

📚برشی از کتاب انسان در جستجوی خویشتن
https://telegram.me/khanehravanshenasi
يكي از راهكارها براي داشتن روابط اجتماعي بهتر اين است كه در حين صحبت طرف مقابل :

حرف او را تکرار کنید و سؤال بپرسید.

تکرار چند جمله یا کلمه‌ی آخر طرف مقابل به او این احساس را می‌دهد که به حرف‌هایش اهمیت می‌دهید. اگر از او درباره‌ی همین جملات نیز سؤالی بپرسید، دقت خود را به او نشان داده‌اید. این راه‌حل برای داشتن یک گفت‌وگوی کوتاه و یا پُر کردن سکوت‌های عجیبی که گاه میان مکالمه اتفاق می‌افتد، مورد مناسبی است.
این را جایگزین صحبت درباره‌ی موضوعات معمولی و دم‌دستی مانند وضعیت آب‌وهوا کنید. گاهی از آخرین کتابی که او خوانده و یا برنامه‌ای که برای تابستان خود ریخته است بپرسید. به یاد داشته باشید که در یک گفت‌وگوی موفق شما باید بیشتر هیجان‌زده باشید تا هیجان‌انگیز.

https://telegram.me/khanehravanshenasi
👶👦👧👶👦👧
🔴وقتي كودك اشتباه كرد، بايستي با لحن قاطع با او صحبت كرد:

به سمت او برويد و از همان جا كه ايستاده ايد بر سرش فرياد نزنيد.
خم شويد به اندازه اي كه همقد او شويد.
مستقيم در چشمهايش نگاه كنيد.

اگر خواست رويش را برگرداند، دستهايش را بگيريد و به او بگوييد: "لطفا به من نگاه كن"
بايد دو لحن شما اثري از خشونت و تهديد نباشد.

به آرامي بگوييد كه چه خطايي كرده: " اجازه نداري كسي رو بزني ازت ميخوام كه اينكار و تكرار نكني"
بدانيد كه گاهي صداي آرام و قاطع براي كودك كافي است.
به كودك برچسب نزنيد: "بچه بد"

https://telegram.me/khanehravanshenasi
جلسه سایکو سینما ۹۵/۷/۷
فیلم درخشش یک ذهن پاک