خانه علوم تربیتی و روانشناسی مشهد
3.23K subscribers
5.85K photos
1.11K videos
473 files
3.32K links
راه های ارتباطی:
@NafiseAmeliii
آدرس مرکز؛
مشهد -خیام ۱۱

🔴روبیکا:
rubika.ir/khanehravanshenasiii
🔴ایتا:
https://eitaa.com/khanehravanshenasiii
Download Telegram
✔️✔️امپاتی (empathy ) چیست؟

💠" امپاتی" به معنی خود را به جای دیگران قرار دادن است. مادری کودکش را به گردش می برد. او خیلی خوشحال است اما کودک زار زار گریه می کند.

💠مادر ابتدا دلیل گریه کودک را نمی فهمد اما وقتی خود را جای کودک می گذارد و از دید کودک به جهان می نگرد ، تازه متوجه می شود کودک فقط پاهای آدمها را می بیند ، و در این شلوغی چیز دیگری نمی بیند. از این پایین دنیا خیلی خسته کننده است.

💠هرچه توانایی امپاتی در شما افزایش پیدا کند ، ارتباطهای صمیمانه تری با دیگران خواهید داشت...
💠روانشناسان معتقدند که امپاتی می تواند تا حد زیادی مشکلات خانوادگی را که عموما از عدم درک متقابل ناشی می شود ، حل و فصل کند...
اگر پدر و یا مادر هستید خودتان را جای فرزندتان بگذارید ، آیا چنین والدینی را دوست دارید؟
💠خودتان را جای همسر ، معلم ، شاگرد ، فروشنده ، خریدار و یا دوستتان... بگذارید؛
آیا طرف مقابلتان را دوست دارید؟

🔵توانایی امپاتی را تمرین کنید و در خود افزایش دهید.
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
https://telegram.me/khanehravanshenasi
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
✔️✔️ #فرزندپروری
حتی اگر با همسرتان در اوج تفاهم باشید با تولد اولین فرزند باید دوباره بر سر میز مذاکره بنشینید و درباره روش تربیت فرزندتان تفاهم نامه جدیدی امضا کنید. این هماهنگی و تفاهم یکی از مهمترین کلیدهای تربیت فرزند است.
1- مادر اخم می کند و پدر لبخند می زند.این فرمانده دستور حمله می دهد و آن یکی دستور عقب نشینی. با این وضعیت طفل معصوم هیچوقت نمی فهمد چه کاری خوب است و چه کاری بد است. این تعارض سم مهلکی برای شخصیت کودک است. او در این خانواده هرگز احساس امنیت نمی کند چون در هر صورت بازنده میدان است و این مسئله او را دچار افسردگی و اضطراب می کند.

2- وقتی پدر به دلیلی کودک را از بازی کردن با دوستانش محروم می کند و مادر در غیبت پدر به او مجوز بازی می دهد کودک متوجه می شود که قانون پدر زیاد هم جدی نیست. در این خانواده نه پدر و مادر اعتباری دارند و نه قانونشان.

3- والدین گاهی به خاطر مصلحت فرزندشان خطوط قرمزی قرار می دهند و آنها را از بعضی از کارها منع می کنند. اما بچه ها هم سیاستمداران خبره ای هستند. آنها خیلی خوب می توانند با استفاده از اختلاف سلیقه والدینشان تحریمها را دور بزنند.

4- چاره ای نیست باید با یکدیگر در تربیت فرزندتان هماهنگ شوید. زیرا آسیبی که از اختلاف والدین متوجه کودک می شود از عمل کردن به روش یکی از والدین حتی اگر اشکالاتی در آن باشد بدتر است. پس درباره مسائل تربیتی فرزندان خوب مطالعه و گفتگو کنید تا به توافق برسید. اگر در موقعیتی سردرگم شدید با شخص سومی که در این مسائل اطلاعات کافی دارد مشورت کنید. اگر توافق ممکن نیست یکی از والدین باید کوتاه بیاید و صحنه را خالی کند. اما اینطور نباشد که همیشه نظر پدر یا همیشه نظر مادر اعمال شود.

5- اختلاف شما و همسرتان باید مثل یک راز سر به مهر باقی بماند. پس هرگز در مقابل بچه ها درباره این مسائل بگو مگو نکنید و یواشکی مسئله را بین خودتان حل کنید.

6- اطرافیان کودک بخصوص مادربزرگها و پدربزرگها هم باید با شیوه تربیتی والدین کودک همراه باشند. البته همراه کردن آنها کمی دشوار است اما اگر والدین کودک به اندازه کافی با یکدیگر هماهنگ باشند دیگران نیز با آنها همراه خواهند شد.

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
https://telegram.me/khanehravanshenasi
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
🔴🔴🔴چگونه با دیگران رابطه خوبی داشته باشیم؟


متاسفانه با بهترین دوستانم نمی‌توانم به خوبی ارتباط برقرار کنم. گاهی درباره من چیزهایی فکر می کنند که حقیقت ندارد، من نمی‌توانم دیگران را عوض کنم، ولی می خواهم خودم رو عوض کنم. می خواهم ارتباطاتم با مردم زیبا شود.


یکی از موضوعاتی که در زندگی مهم است مهارت های ارتباطی با دیگران است که امروزه کلاس ها و کارگاه های مختلفی با موضوع مهارت های ارتباطی برگزار میشود. برای اینکه بتوانید رابطه خود را با دیگران بهتر کنید به موضوعات زیر دقت فرمایید:

۱- سعی کنید دیگران را همانطور که هستند به عنوان یک انسان که دارای قدرت تفکر هستند تحویل بگیرید و در رابطه با آنها نسبی فکر کنید زیرا هر انسانی یک خوبی هایی دارد و یک بدی ها اگر ما انسان ها فقط به بدی های همدیگر نگاه کنیم هیچ جامعه و اجتماعی تشکیل نخواهد شد؛

۲- زندگی خود را کاملا وقف دیگران نکنید و زندگیتان را با دیگران تنظیم نکنید؛

۳- از آنجا که هیچ انسانی توانایی خواندن ذهن دیگران را ندارد، بنابراین به هیچ وجه ذهن خوانی نکنید و به برداشت های شخصی خود از رفتارهای دیگران اعتماد نکنید؛

۴- بد را با بد جواب ندهید زیرا مانند خود فرد بدکار خواهید شد؛

۵- گذشت و بخشش نشانه آگاهی و شناخت بالاست بنابراین دیگران را ببخشید و به آنها نیکی کنید؛

۶- همیشه با خود بگویید که ارزش روان و ذهن من بسیار بالاتر از آن است که به خاطر رفتار یا گفتار دیگران خود را تنبیه کنم؛

۷- نقاط مثبت و خوبی های دیگران را هم ببینید؛

۸- احساسات خودتان را اعم از ناراحتی و خوشحالی در فضای مناسب و با احترام به دیگران بگوید و نظر دیگران را جویا شوید؛

۹ - سعی کنید جرأت نه گفته را تمرین کنید و تعارفات را کنار بگذارید.

https://telegram.me/khanehravanshenasi
نمونه رفتارهايي كه باعث اختلاف زوجين ميشود
- تبعيض در پذيرايي و احترام خويشاوندان زن از سوي شوهر و بالعكس. اين امر موجب اختلاف و ناراحتي طرفين مي گردد.
- برخوردهاي سرد و خالي از عطوفت از سوي زن يا شوهر نسبت به يكديگر.
- انجام رفتارها و اعمالي از سوي زن يا شوهر بدون اطلاع و مشورت با ديگري بخصوص اگر اين رفتار جنبه مالي يا ناموسي داشته باشد.
- رفتار مستبدانه و تصميم گيري هاي يك طرفه كه بدون مشورت و هماهنگي با ديگري انجام شود.
- خريد لباس يا خودآرايي بدون در نظر گرفتن ذوق همسر و حداقل نظر خواستن از ديگري.
- بد زباني و لجاجت و برتري طلبي از سوي يكي از زوجين نسبت به ديگري.
- همكاري نكردن در انجام كارهاي خانه. چنانچه مرد در انجام كارهاي خانه شركت نكند، ممكن است اين احساس در زن پيدا شود كه او كلفت خانه است. وانگهي چون كارهاي خانه يكنواخت و خسته كننده است و به علاوه او شوهر را شريك خود مي داند؛ اين سؤال برايش پيش مي آيد كه چرا همسرش در كارهاي خانه كمك نمي كند.
- عدم توجه به علايق زن اختصاص دادن و اوقات فراغت به كارهاي شخصي.
- خسّت و حساب خواستن از همسر؛
- بي توجهي به ارضاي نيازهاي جنسي؛
- غيرتي بودن بيش ازحد مرد و حسادت بيش ازحد زن در موردمعاشرت ها؛
- بعضي از زنان مطالبي اظهار مي دارند كه نشانه نارضايتي آنان از شوهر است. نمونه هايي از صحبت هاي آنها عبارت است از:
- نمي توانم با همسرم صادق باشم.
- نمي توانم خودم باشم.
- همسرم مرتب سر من داد مي كشد.
- شوهرم تنها به فكر خودش و كارش است.
- شوهرم به صحبت هاي من گوش نمي دهد.
- با هم صحبت مي كنيم ؛ اما صحبت هاي ما سرد و بي روح است.
- شوهرم دو شغله است و هميشه خسته به نظر مي آيد.
- همسرم در تصميم گيري ها به من فرصت نمي دهد.
- درآمد و مخارج را از من پنهان مي كند
- او ولخرج است و پس اندازي ندارد.
- در تعيين اولويت هاي زندگي توافق نداريم.
- اوقات فراغت خود را با من نمي گذراند.
اين اظهارات نشانگر آن است كه مشكلاتي در زندگي زن و شوهر وجود دارد و بايد علت يابي شود.
مشاوران و روانشناسان در صورت مراجعه همسران به آنها با تشكيل جلساتي با اعضاي خانواده و در صورت ضرورت جلسات فردي، علل مشكل را مشخص و با استفاده از فنون مشاوره در جهت رفع معلول اقدام می نمایند.

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

https://telegram.me/khanehravanshenasi
#روانشناسی
💠🔶🔹آدمک نقاشی کودک تان چه می گوید؟🔹🔶💠

کودکان افکار و احساسات خود را در نقاشی هایشان بروز می دهند و با بررسی نقاشی هایشان می توان به اختلال ها، اضطراب ها، نگرانی ها، تنش ها و افکار آنها پی برد. در این شماره هم ضمن تحلیل یکی از نقاشی هایی که به دستمان رسیده، ویژگی های دیگر نقاشی کودکان را با هم مرور می کنیم...
یکی از تصاویری که معمولا بیشتر کودکان در نقاشی های خود ترسیم می کنند، آدمک است اما هر عضو بدن آدمک معنا و مفهومی می تواند داشته باشد.

🔵سر بزرگ: سر جایگاه تفکر است و کودکان سر آدمک ها را با اندازه های مختلفی می کشند. برخی معتقدند کشیدن سر بزرگ برای آدمک نشان دهنده تکبر کودک است و برخی بر این باورند که سر بزرگ آدمک به معنی دوست داشتن خود است. بعضی از کودکانی هم که عقب افتادگی ذهنی دارند، سر آدمک هایشان را بزرگ می کشند.

🔵سر کوچک: نشان می دهد کودک ارزش زیادی برای خود قائل نیست. کودکانی که زمینه افسردگی دارند نیز آدمک های نقاشی شان را با سرهای کوچکی رسم می کنند.

🔵چشم: چشم انعکاس عمق وجود کودک است. بیشتر کودکانی که به مراکز مشاوره می آیند و با مادرانشان مشکل دارند، چشم های آدمکشان را غیرطبیعی و عجیب و غریب می کشند. نتایج بررسی ها نشان داده کودکانی که مدام به آنها چشم غره می روند، چشم ها را بزرگ و کودکان پرخاشگر چشم ها را عصبانی رسم می کنند اما کودکان شاد، چشم هایی شاد و خندان می کشند. بعضی از کودکان به خصوص دخترها، روی مژه ها و ابروهای آدمک شان تاکید می کنند که این موضوع به زیبایی شناختی آنها مربوط می شود.

🔵دهان: کشیدن دهان بسته و به هم فشرده نشانه تنش در کودکان و لب های پهن و کلفت نشانه پرخاشگری است. معمولا کودکان بی اشتها یا آنهایی که زیاد حرف نمی زنند، دهان آدمک شان را کوچک می کشند. کودکان شاد یک خط منحنی رو به بالا که نشانه شادی آدمک شان است و کودکان ناراحت یک خط با انحنای رو به پایین به عنوان دهان رسم می کنند.

🔵دندان: ترسیم دندان های نوک تیز در نقاشی، پرخاشگری کودک را نشان می دهد. برخی کودکان هم رابطه بین دندان و جنسیت را در نقاشی هایشان به خوبی نشان می دهند. مثلا وقتی کودک یک مرد را می کشد، دندان هایش را مشخص تر رسم می کند تا وقتی یک زن را نقاشی می کند.

🔵گوش: کودکانی که گوش های آدمک شان را بزرگ و مشخص می کشند، دوست دارند حرفشان شنیده شود یا مدام شاهد دعواهای لفظی پدر و مادر و سایر اعضای خانواده هستند و این موضوع باعث آزارشان شده است. برخی کودکان هم به دلیل انتقادهای زیادی که از آنها می شود، گوش ها را بزرگ تر و مشخص تر رسم می کنند.

🔵موها: دخترها به دلیل جنسیت شان تاکید بیشتری روی کشیدن موهای آدمک های نقاشی شان دارند و حتی گل سر را روی موهای آدمک شان می کشند ولی کمتر پیش می آید پسربچه ها موهای آدمک شان را با دقت بکشند.

🔵گونه: معمولا بعد از ۷ سالگی، کودکان روی گونه آدمک شان تاکید می کنند و این حالت را بیشتر در نقاشی کودکان شاد می توان دید.

🔵گردن: ترسیم گردن بلند برای آدمک نقاشی نشانه میل به بزرگ تر شدن است و به نوعی سن و جنسیت آدمک را نشان می دهد اما گردن کوتاه و پهن می تواند نشاندهنده خشونت کودک باشد.

🔵سایر اندام ها: بعضی کودکان پستان های مادرشان را با دو خط منحنی نشان می دهند. این نقاشی ها به بحث روان شناسی کودکان در دوران شیرخوارگی برمی گردد و نشان دهنده دلبستگی های دهانی کودک به مادر است.

🔵پا: رسم پاها اهمیت زیادی در تحلیل نقاشی کودکان دارد. پاهای به هم چسبیده آدمک نشانه اعتماد به نفس پایین او است. پسر بچه ها معمولا به دلیل جنسیت شان پنجه های آدمک را نوک تیز و خشن می کشند اما دخترها معمولا گرایش دارند پاها را در اندازه های کوچک تری رسم کنند.

🔵دست ها: دست های باز حسن خوب کودک و ترسیم دست های بسته یا دست هایی که در جیب آدمک است یا انگشت های آن معلوم نیست، نشان می دهد کودک نمی تواند ارتباط خوبی با دیگران برقرار کند. کودکانی هم که دزدی های کوچک انجام می دهند یا پنهان کاری می کنند، دست های آدمک شان را واضح و مشخص نمی کشند.

🔵تنه: کودکان پرخور و چاق یا کودکانی که پدر و مادرشان چاق و درشت هستند، معمولا آدمک های چاق و فربه می کشند.

👶👶👶👶👶👶👶👶👶👶👶👶
https://telegram.me/khanehravanshenasi
چند پیشنهاد برای متوقف کردن افکار وسواسی



1- در ابتدا به هر فکری اسمی بدهید:

اولین قدم در کنترل افکار وسواسی تشخیص آن می باشد. مثلا از خودتان بپرسید: ترس من چیست؟ اینکه در چند کلمه بتوانید ترستان را توضیح دهید بسیار مهم است. با اینکار نگرانی که ذهنتان را درگیر کرده است را تا حدودی کاهش می دهید.

مثلا شما نگران هستید که اضطراب و فکرهای منفی شما را در زندگی ناتوان سازد و یا اینکه با این شرایط همیشه روبرو می شوید و پایانی برای آن نمی توانید در نظر بگیرید- این فکرها باعث نگرانی و ناراحتی دائمی شما می شود- بهتر است به این نگرانی های تکراری و آزاردهنده تان اسمی دهید تا هر زمان که با آن روبرو شدید یادتان باشد که دوباره گرفتار یک فکرتکراری شده اید که نتیجه ی خاصی به همراه ندارد.

2- یک تغییر دیدگاه برای خود ایجاد کنید:

داشتن دید سیاه و سفید به شرایط و یا قضاوت زود هنگام و سخت نسبت به خودتان یکی از آفت های افکار منفی است. دکتر دیوید برونز در کتاب از حال بد به حال خوب پیشنهاد می کند که جنس افکارتان را تشخیص دهید آنگاه آنها را دسته بندی کنید و برای هرکدام از آنها دیدگاهی متفاوت بیان کنید، تغییر دیدگاه باعث می شود که احساس بهتری نسبت به خود بدست آورید. به عنوان مثال من همیشه سعیم بر این بود که در نظر دیگران فردی کامل و بی عیب، نقص باشم اما بعدا به این نتیجه رسیدم که جای نگرانی ندارد که بعضی از اوقات در چشم دیگران ضعیف دیده شوم، زمانی که برای بعضی از نگاه های منفیتان دیدگاهی مثبت ایجاد کنید اعتماد به نفستان بیشتر می شود و در بسیاری از شرایط مختلف بهتر خودتان را می پذیرید.

3- یادداشت کردن

ابزار قوی دیگر برای برخورد با افکار منفی یادداشت کردن آنها است و برای اینکار می توانید زمانی در طول روز برای آن در نظر بگیرید که اگر ناخواسته دوباره در طول روز با آن روبرو شدید با خودتان یادآوری کنید که تمامی این فکرها را در همان زمان خاص یادداشت خواهید کرد و از کنار آنها راحت نخواهید گذشت این نوع برخورد با آن می تواند در کنترل شرایطتان در طول روز به شما کمک کند.

4-خندیدن

یک برخورد مناسب دیگر با افکار اضطراب زا خندیدن است، خندیدن می تواند بسیاری از شرایط را قابل تحمل تر کند، اگر همه ی افکار و اتفاق های مختلف را بسیار جدی بگیریم و راحت و طنزگونه از کنار آنها نگذریم مطمئنا در هر اتفاقی روحیه امان را زود از دست می دهیم و ناامید می شویم، مثلا در زمان روبرو شدن با یک نگرانی تکراری بهتر است با روحیه ی طنز به آن بگویید: دوباره تو............ با نگرانی های تکراری برگشتی.

5-درس گرفتن

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که خودتان را برای اشتباهاتتان مواخذه کنید و به آنها حساسیت پیدا کرده باشید. حقیقت این است که همه ی ما دچار اشتباه می شویم و کسی از این قاعده مستثنی نیست. بسیاری از اشتباهات ناخواسته هستند و قصد و انگیزه ای برای انجام آنها وجود ندارد. اگر درگیر این نوع ناراحتی هستید بهتر است در این مواقع از خودتان بپرسید : در این اتفاق آیا درسی وجود داشت؟ آیا من چیزی یادگرفتم؟ با این نوع نگاه به اشتباهات، ناراحتیتان را نسبت به آن کاهش می دهید چرا که به خود اجازه می دهید تا بهتر با اشتباهاتتان کنار بیایید.

6- بخشیدن خود

بعد از اینکه از خطاهایتان درس گرفتید، بخشیدن خود سخت ترین قسمت آن است. اگر شما فردی کمال گرا و حساس باشید این بخشش به این راحتی نخواهد بود، کمال گرایی باعث می شود که راحت اشتباهی را قبول نکنید و خود را در این خطا بسیار ناراحت کنید. بخشیدن باعث آرامش اعصاب می شود، بخشش خود در واقع همان درس گرفتن از اشتباهات است.

7- شرایط بدتر را تصور کنید:

شاید به نظر برسد که این روش درست نیست و باعث اضطراب بیشتر شود. اما در حقیقت تصور یک حالت بدتر می تواند باعث کاهش اضطراب و ترس شما شود. به عنوان مثال: من در هفته اول سال 95 کارتهای اعتباری و کارت ملی که جدیدا گرفته بودم را گم کردم و تا چند روز متوجه آنها نبود، روزی که دنبالشون می گشتم هیچکدامشان را پیدا نمی کردم همه جا را گشتم خبری از هیچکدامشون نبود تا با کلی زحمت به یکی از مغازه های که چند روز پیش رفته بودم تماس گرفتم و صاحب مغازه به من گفت که یکی از فروشنده هایش کارت های من را پیدا کرده اما به من گفت برای کسب اطلاع بیشتر فردا عصر تماس بگیرم، بابت همین تا فردا منتظر ماندم. از آن روز گوشی آن فرد خاموش شد و مغازه اش هم تعطیل شده بود و من دیگر ارتباطی با آن فرد نداشتم.
فکرهای مختلفی به ذهنم می رسید اما می دانستم که باید بیشتر صبر کنم تا آخر شب آن روز، هیچ خبری نشد برای اینکه خودم را آرام کنم بدترین حالت را درنظر گرفتم و گفتم فوقش اگر مدارکم گیرم نیامد همه را باطل می کنم، این نوع فکر آرامشم را بیشتر کرده بود تا اینکه خوشبختانه عصر دو روز بعد تلفن آن فرد روشن شد و من توانستم مدارکم را تحویل بگیرم.
-یافتن جواب مناسب برای نگرانی ها

زمانی که اطلاع ما از چیزی زیاد نیست اما نگرانی و حساسیت ما به آن زیاد است بهتر است تا بدست آوردن اطلاعات کامل، با فکرهای نگران کننده آن برخورد نکنید و بگذارید جواب منطقی و مناسبی برای آن پیدا شود مثلا در مورد اتفاق قبل صبر کردم تا ببینم که آیا دیگر راهی برای جلوگیری از سوزاندن مدارکم ندارم؟ که این صبر به من اجازه داد به نتیجه ی بهتری برسم.

9-قطع کردن مکالمه

کسی دوست ندارد حین حرف زدن مکالمه اش قطع شود، همچنین شنونده هم در بسیاری از مواقع علاقمند است که تمامی حرفها آن فرد را بشنوند اما اگر شما در زمانی که افکار وسواسی در حال سخنرانی و ترساندن شما هستند مرتبا حرفش را قطع کنید رشته کلام از دستش خارج می شود، بهتر است سعی کنید در زمان شنیدن حرفهاش سکوت نکنید چرا که زمان و انرژی شما را تلف می کند. مثلا به شما می گوید که برخورد دوستتان معرف این است که به شما علاقه ای ندارد، شما همچنان می توانید به سناریوهایی که برای شما در این مورد می سازد گوش دهید و یا اینکه خلافش را گوشزد کنید و نگذارید یکسری از افکار منفی و غیرمنطقی شما را مشغول خودش کند.

10- سعی کنید در زمان حال باشید:

فکرهای نگران کننده معمولا در گذشته و آینده سیر می کنند ما به ندرت به زمان حال فکر می کنیم این که گفته شود که سعیتان این باشد که در زمان حال باشید همیشه توصیه درست و کارآمد است. زمان هایی که در زمان حال هستید کمتر نگران اتفاقات آینده می شوید و یا به اشتباهاتتان در گذشته فکر می کنید از هر چیزی که باعث شود توجه شما به زمان حال بیشتر شود استفاده کنید مثلا آهنگی ملایم برای خودتان بگذارید یا خواندن کتاب و یا به محیط اطرافتان بیشتر دقت کنید.

راه هایی که در بالا اشاره شد تلاشی برای تغییر شرایطی است که بعضا افکار منفی برای هرکسی ایجاد می کند. اینکه در برابر این نگرانی ها منفعل باشید و هیچگونه تحرکی نداشته باشید تنها باعث ناراحتی و نگرانی می شود.


https://telegram.me/khanehravanshenasi
🔰افسردگى كودكان🔰

اختلال افسردگى اساسى از دسته ى اختلالات خلقى است.

خلق عبارت است از وضعيت احساسى كه اكثر اوقات افراد تجربه و گزارش مى كنند.وقتى از افراد مى پرسيم روحيه ات بيشتر اوقات چطور است؟پاسخ مى دهد كه "معموليم"يا اينكه "شادم".ممكن است برخى افراد احساس غمگينى داشته باشند و اين احساسشان را با كلماتى مثل "حالم گرفته است"يا "بى حوصله ام" يا "غمگينم" بيان كنند.هريك از اين كلمات اشاره به وضعيت احساسى درونى افراد دارند.

به طور طبيعى افراد بايد وضعيت هيجانى متعادلى را تجربه كنند و حفظ ثبات اين وضعيت هيجانى از وظايف مغز است.هرگاه عملكرد بخشهاى مربوط به نگه داشتن ثبات خلق در مغز دچار اختلال شود اختلالات خلقى به وجود مى آيند.

پدرومادر افرادى هستند كه كودك به آنها علاقه بسيار دارد و وجودشان به ويژه در در دوران كودكى لازم است.ارتباطات منفى و عارى از عشق و پذيرش مى توانند افسرده ساز باشند.بايد بكوشيم روابط بچه ها با دوستان و بستگان به طريقى مثبت و موثر پيوسته برقرار باشد و آرزوها و خواسته ها و تمايلات منطقى و طبيعى پاسخ داده شوند.

از ديگر عواملى كه به بروز افسردگى كمك مى كنند و براى پيشگيرى بايد به آنها توجه كرد عبارتنداز:
-جدا شدن از خانواده و منابع حمايت كننده عاطفى
-تعويض مدرسه و از دست دادن دوستان
-مهاجرت
-عوض كردن منزل
-تبعيض بين فرزندان و مقايسه آنها با يكديگر
-به رخ كشيدن نكات منفى كودك و ابراز نكردن صفات مثبت او
-از دست دادن عزيزان
-شكايت والدين از ناراحتى هاى جسمانى كه كودكان را نگران از دست دادن مى كند.
-مطرح كردن مسائل و مشكلات اقتصادى در حضور كودك
-عنوان كردن حوادث و اتفاقات ناگوار اجتماعى

👈🏻درمان:اجازه دهيم كودك افسرده صحبت كندو احساس خودرا بيان نمايد به احساس او احترام بگذاريم و سعى كنيم با تغيير رفتار خودمان تفسير كودك از وقايع پيرامونش را عوض كنيم،گاهى نيز لازم است محيط كودك را قدرى تغيير بدهيم و در و كودك را وادار به فعاليتهاى بيشترى نمود.در اين زمينه حتما از روانشناس كودك كمك بگيريد.

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

https://telegram.me/khanehravanshenasi
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
🔹 عوامل ایجاد کننده ی همدلی

🔅 پرهیز از قضاوت

وقتی همسرتان با مشکلی مواجه می شود مراقب باشید برای همدلی با اومشکل را بیش از حد بزرگ یا جلوه ندهید
❗️مثلا نگویید : عجب مکافاتی! یا بدتر ازین نمیشد!

همچنین مشکل همسرتان را کوچک و بی ارزش ندانید
❗️مثلا نگویید: ای بابا خجالت بکش این که مشکلی نیست.
👫👫👫👫👫👫👫👫👫👫
https://telegram.me/khanehravanshenasi
🍔چاقی و اختلالات خوردن. 🍔
در اصل چاقی و اختلالات خوردن به¬عنوان مشکلات مجزایی درنظر گرفته می¬شوند و توسط حرفه¬های مختلفی بررسی می¬شوند که از مدل¬های نظری و رویکردهای بالینی گوناگونی بهره می¬گیرند. چاقی حوزه¬ای سنتی از دانش زیست¬شناختی، پزشکی و تغذیه است درحالی¬که اختلالات خوردن توسط متخصصان سلامت روانی، روان¬پزشکی و روان¬شناسی مورد بررسی و توجه قرار می¬گیرد (هیل، 2006). به¬رغم این تفاوت¬ها، اختلالات خوردن و چاقی شباهت¬های بسیاری دارند. در حقیقت، اختلالات خوردن، چاقی و دیگر اختلالات مربوط به وزن هم¬پوشی دارند. به¬طور مثال، دخترانی که از مشکلی مانند رژیم غذایی نا سالم رنج می-برند ممکن است به مشکل دیگری مانند چاقی مبتلا شوند. اختلالات خوردن و چاقی بخشی از حوزه مشکلات وابسته به وزن هستند (نئومارک ، 2003).
نارضایتی از بدن و عادات غذایی ناسالم در رشد اختلالات خوردن، چاقی و مشکلات دیگر مشترک هستند. تعداد زیادی از دختران نوجوان از بدن خود رضایت ندارد و برای کاهش وزن خود از را ه¬های ناسالم مانند استفراغ عمدی، روزه¬داری سخت، داروهای ملین استفاده می¬کنند، این نگرش¬ها و رفتارها، دختران را در معرض خطر ابتلا به اختلالات خوردن، اختلال رشد، مشکلات هیجانی، سوء¬تغذیه، افسردگی و چاقی قرار می¬دهد (نئومارک، 2003). تحقیقات نشان میدهد، دختران مبتلا به اضافه وزن بیش¬تر از هم¬سالان خود که دارای وزن بهنجارند، برنامه رژیم غذایی دارند (براوز ، کوپر، 2002).

راحله مداح
روانپژوهشگر

🖼🖼🖼🖼🖼🖼🖼🖼🖼🖼🖼
https://telegram.me/khanehravanshenasi
اختلال کاستی توجه-بیش فعالی (ADHD) 👈 نکات کلی

در DSM-IV 👈 اختلال کاستی توجه-بیش فعالی 👈 تشخیص فقط در مورد کودکان بود

در DSM_5 👈 اختلال کاستی توجه-بیش فعالی 👈 تشخیص هم در مورد کودکان و هم در مورد بزرگسالان داده می شود 👈 بر طبق رویکرد LIF TIME

در DSM-IV 👈جزء طبقه اختلالات ایذایی

در DSM_5 👈 جزء طبقه اختلالات عصبی-رشدی

در DSM-IV 👈 معیار سنی شروع سمپتوم ها 👈 قبل از 7 سالگی میباشد

در DSM_5 👈 معیار سنی شروع سمپتوم ها 👈قبل از 12 سالگی میباشد

انواع :
1-عمدتا بی توجه
2-عمدتا بیش فعال-تکانشگر
3-مختلط

شیوع 👈 5/29 درصد

در پسران شایع تر از دختران

در بزرگسالان👈 زن و مرد برابر است

توارث پذیری 👈 76
📚 منبع ١: گنجي، مهدي(١٣٩4). آسيب شناسي رواني DSM-5. تهران: انتشارات ساوالان

📚 منبع ٢:. ريچاردپي. هالجين-سوزان كراس ويتبورن. آسيب شناسي رواني. ترجمه: يحيي سيد محمدي(1394). نشر روان.

📚 منبع ٣:. ديويد اچ.بارلو؛ وي. مارك ديورند. آسيب شناسي رواني DSM-5. مترجم: مهرداد فيروزبخت (١٣٩٥). نشر رسا
🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮
https://telegram.me/khanehravanshenasi
♨️اختلال هویت تمامیت بدن♨️

 (به انگلیسی: Body integrity identity disorder) یک اختلال روانشناختی است که مبتلایان به ان احساس می‌کنند که یک یا چند عضو سالم بدنشان در واقع متعلق به بدن انها نیست و اگر ان عضو یا اعضاء را جدا کنند زندگی راحت‌تری خواهند داشت.
علت این اختلال ناشناخته مانده است. یک تئوری علت ان را ناتوانی عصبی مغز در ترسیم و درک فرم کامل بدن و گنجاندن عضو یا اعضاء مذکور در زمره اعضاء بدن بیان می‌کند.
علائم این اختلال اغلب قویا احساس می‌شوند.

مبتلایان به این اختلال با بخشی از بدن خود، مانند یک عضو مشخص، احساس راحتی نمی‌کنند و یقین دارند که قطع یا معلول سازی ان عضو ناراحتی انها را رفع خواهد کرد. مبتلایان به این اختلال ممکن است نسبت به معلولین شدیداً احساس حسادت کنند. انها ممکن است در میان جمع یا در تنهایی وانمود کنند که معلول هستند. انها ممکن است تلاش کنند تا به عضو مذکور صدمه بزنند طوری که به قطع ان بی‌انجامد. انها عموماً از افکار خود احساس خجالت کرده و سعی می‌کنند افکار خود را از دیگران مخفی نگه دارند.اکثر مبتلایان به این اختلال مردان میان سال سفید پوست هستند.

تفاوت میان مبتلایان ممکن است به اندازه‌ای که قبلاً تصور می‌شد نباشد. معمول‌ترین درخواست مبتلایان به این اختلال قطع پای چپ از بالای زانو است و البته ممکن است دست‌ها را هم در بر گیرد یا خود را به صورت میل به فلج شدن نشان دهد و یا حتی حس‌هایی مانند بینایی یا شنوایی را شامل شود.

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

https://telegram.me/khanehravanshenasi
خصوصیات ترتیب تولد فرزندی طبق نظریه آدلر👇

💢فرزند اول

این کودکان چون کانون توجه هستند.تا زمان تولد فرزند دوم وجود شاد و امنی دارند

چون با پدیدار شدن فرزند دوم محبت والدین کاهش میابد و دیگر آن کانون توجه نیستند مسبب را فرزند دوم میدانند و ممکن است از او متنفر شوند.

تمام فرزندان اول تغییر جایگاه خود را در خانواده حس میکنند اما آنها که بیشتر نازپرورده بار آمده اند و همچنین آنها که فاصله سنی کمتری با فرزند دوم دارند.بیشتر لطمه میخورند.

فرزندان اول اغلب به گذشته گرایش دارند.حسرت گذشته را میخورند و به آینده بدبین هستند.

اغلب نقش مربی.معلم.ناظر و رهبر را ایفا میکنند

چون والدین از آنها توقع دارند از فرزندان کوچکتر مراقبت کنند.این تجربیات آنها را قادر میسازد از لحاظ عقلانی نسبت به فرزندان کوچکتر پخته تر شوند

علاقه زیادی به نظم و اقتدار دارند

وظیفه شناس.دقیق.محافظه کار میشوند

💢فرزندان دوم

هرگز جایگاه قدرتی را که فرزندان اول اشغال کرده بودند تجربه نمیکنند.و در صورت آمدن فرزند دوم دیگر احساس عزلی که فرزند اول داشت را تجربه نمیکنند

فرزندان دوم تازگی فرزند اول را برای والدین ندارند.بنابراین والدین با ارامش بیشتری به او رسیدگی میکنند

فرزندان دوم از همان اول خواهر یا برادر خود را به عنوان پیشتاز دارند.


فرزندان دوم خوشبین تر هستند.و احتمالا رقابت جو و جاه طلب هستند

💢فرزند آخر

هرگز با ضربه عزل فرزندی رو به رو نخواهد شد

با سرعت زیادی رشد میکند

معمولا در بزرگسالی دست به هرکاری بزند موفقیت زیادی کسب میکند

در صورتی که نازپروده بار آمده باشد وابسته بزرگترها میشود

💢تک فرزند

هرگز جایگاه برتر و قدرتی را که در خانواده دارند از دست نمیدهند

کانون توجه باقی میمانند

اغلب زود پخته میشوند و رفتار و نگرش های بزرگسالان را نشان میدهند

اگر در زمینه های خارج از خانواده توانایی های انها مورد توجه و تایید قرار نگیرد احساس ناامیدی میکنند.

🔗منبع:
📕نظریه های شخصیت.
📕دوان پی. شولتز.
📕مترجم یحیی سید محمدي



https://telegram.me/khanehravanshenasi
📚كتاب " سيلی واقعيت " از راس هريس درمانگر اَکت ( ACT)📚

سیلی واقعیت درباره وقتی است که زندگی با سیلی به‌صورت آدم می‌زند، او را به کناری پرت می‌کند و زندگی‌اش را بالا و پایین می‌کند. با این حساب سیلی واقعیت کتابی مفید برای هرکسی است که در زندگی‌اش حادثه تنش‌زای بزرگی اتفاق افتاده. این کتاب به‌طور اختصاصی درباره سوگ و فقدان است. درباره نحوه مقابله با مرگ محبوب، ورشکستگی، طلاق، بیماری صعب‌العلاج، تصادف جدی، معلولیت و حوادثی نظیر این‌ها. چگونه با این اتفاقات کنار می‌آیید؟

برای مقابله موفق چهاراصل اساسی را باید رعایت کرد.

اصل اول:

با خودتان به مهربانی رفتار کنید. آیا می‌توانم با خودم مهربان باشم؟ حفره بسیار بزرگی بین آنچه می‌خواهم و آنچه دارم وجود دارد؛ و درد بسیار زیادی می‌کشم. با این اوصاف می‌توانم با خودم مهربان باشم؟ بسیاری از ما نمی‌دانیم چطور این کار را بکنیم؛ به دارو یا الکل یا غذا پناه می‌بریم یا به خودمان زخم می‌زنیم یا از زندگی کنار می‌کشیم. واضح است که این راه مهربانی با خود نیست. پس بایستی شیوه‌های ساده‌ای وجود داشته باشد که از طریق آن‌ها سپری براي مقابله پيدا كرد.

اصل دوم:

لنگر بیندازید. همه این هیجانات و احساسات دردناک یک طوفان هیجانی به راه می‌اندازند. من اگر در میانه طوفان به دریانوردی خود ادامه بدهم کاری از دستم برنخواهد آمد و پس چطور می‌توانم لنگر بیندازم؟ من از توجه آگاهی استفاده می‌کنم تا در لحظه اکنون جای بگیرم و به افکار و احساسات دردناکم اجازه بدهم تا بدون آنکه مرا بدزدند از ذهنم آمدوشد بکنند.

اصل سوم:

ارزش‌های زندگی‌تان را بشناسید. من برای چه می‌خواهم به زندگی ادامه بدهم؟ من در مواجهه با این چالش، در مواجهه با این فقدان، در مواجهه با این بحران می‌خواهم چگونه باشم؟ من ناچار از نامیدی نیستم. همچنان می‌توانم به خاطر چیزی به زندگی ادامه بدهم. حتی در میان این طوفان بلا، حتی در غم از دست دادن محبوبم هنوز می‌توانم دلیلی برای روی پا ایستادن و ادامه دادن پیدا کنم. من می‌توانم دست از زندگی بکشم یا دلیلی پیدا کنم که به زندگی‌ام معنا ببخشد. پی این اصل به ارزش‌های زندگی و اقدام متعهدانه می‌پردازد.

اصل چهارم:

یافتن گنج است. حتی در زمان رنج و درد چیزهایی وجود دارد که آن‌ها را گرامی بداریم و قدردانشان باشیم. مثلاً وقتی سالگرد مرگ محبوب خود را می‌گیریم درد بسیاری می‌کشیم اما در همان حال افرادی وجود دارند که با ما به مهربانی و با عشق رفتار می‌کنند. آیا نمی‌توانیم قدردان این لحظات باشیم؟

این اصل چهارم تنها وقتی قابل‌اجرا است که به سه اصل قبلی عمل کرده باشیم. خطرناک است که افراد در وهله اول به دنبال یافتن گنج باشند. این‌طور افراد می‌گویند: خوب از پشت هر ابری نور خورشید را می‌توان دید یا هر آنچه مرا نکشد قوی‌ترم می‌سازد؛ اما اگر این جملات اولین حرف‌هایی باشد که به فردی دردمند می‌زنید آن‌ها این‌طور فکر می‌کنند که شما اصلاً نمی‌فهمید چه بر سر آن‌ها می‌گذرد. من در این کتاب درباره فرزند خودم زیاد حرف می‌زنم؛ اینکه چطور مبتلا به اوتیسم تشخیص داده شد و این اتفاق چقدر دردناک بود. وقتی این اتفاق افتاد یکی از دوستان بسیار نزدیکم به من گفت: خدا کودکان خاص را به والدین خاص می‌دهد. من از این حرف خیلی عصبانی شدم! چرا؟ چون او اصلاً به من گوش نمی‌کرد. او درد مرا تائید نمی‌کرد. در این حرف هیچ حسی از شفقت و مهربانی وجود نداشت. یک حرف کلیشه‌ای بود. این فرد از روی بدخواهی آن حرف را به من نزد. او می‌خواست حال من بهتر بشود؛ اما چون این حرف اولین چیزی بود که به من زدند حس کردم که انگار او حال مرا اصلاً نمی‌فهمد. پس یافتن گنج آخرین اقدام است. ما نباید تظاهر کنیم که درد و رنجی وجود ندارد.



https://telegram.me/khanehravanshenasi
‼️با همسر رفیق باز چگونه رفتار کنیم؟

🍃🍃🍃🍃

1⃣⬅️اگر رفیق بازی او ریشه در گذشته هایش دارد، به هیچ وجه در صدد حذف یکباره آن برنیایید.این مسأله باید تدریجی حل شود.

2⃣⬅️ببینید شما چگونه رفتار کرده اید که همسرتان در جمع دوستان بودن را به بودن با شما ترجیح میدهد.شاید شما برایش کم گذاشته اید که از خانه گریزان است.

3⃣⬅️علت را ریشه یابی کنید؛ مردان رفیق باز ممکن است به دلایلی مانند خلأ عاطفی، کمبود عزت نفس و یا حتی هیجان خواهی تمایلی به ماندن در خانه نداشته باشند.



4⃣⬅️پس از شناسایی علت مسأله، باید درصدد حل آن برآیید.مثلا در مورد پایین بودن عزت نفس در همسر این شمایید که باید ابتکار عمل را به دست گرفته و به او کمک کنید تا عزت نفس از دست رفته اش را جبران نماید.و اگر همسر هیجان خواهی دارید سعی کنید هیجان لازم را در منزل ایجاد نمایید💢بد نیست بدانید بخش اعظم هیجان در خانه توسط خانم ها ایجاد می شود💢

5⃣⬅️اگر به هر دلیلی از رفقایش برید( مانند بد عهدی آنها یا...) به جای کارآگاه بازی، خلاقانه به تحسین این رفتارش بپردازید بهتر است بدانید مردان رفیق باز به شدت از تأیید شدن خوششان می آید.


6⃣⬅️غر زدن ممنوع
یکی از کارهایی که مردان را از خانه فراری می دهد، غر زدن همسر است. بنابراین بهتر است به جای غر زدن با پررنگ کردن جنبه های مثبت او حس اقتدار را در او زنده کنید تا از بودن با شما لذت ببرد.

💠در نهایت اگر به نتیجه نرسیدید بهتر است از یک مشاور کارآزموده کمک بگیرید.

https://telegram.me/khanehravanshenasi
‌وقتی پدر پنجاه ساله‌ای از پسر پانزده ساله‌اش می‌خواهد، دو سال دیگر صبر کند تا صاحب اتومبیلی برای خودش شود، این فاصله ۷۳۰ روزه فقط ۴ درصد عمر پدر را تشکیل می دهد، اما این دو سال ۱۳ درصد از عمر پسر را دربر می‌گیرد.
پس عجیب نیست اگر برای پسر این مدت سه یا چهار بار طولانی‌تر باشد.

به همین صورت دو ساعت از زندگی یک کودک ۴ ساله مساوی است با دوازده ساعت از زندگی مادر ۲۴ ساله‌اش.
اگر از کودک بخواهیم که برای گرفتن یک آب نبات، دو ساعت صبر کند، مثل این است که از مادرش بخواهیم، برای خوردن یک فنجان قهوه، دوازده ساعت انتظار بکشد.

خوب است که تفاوت ها را درک کنیم.
این تفاوت، نه تنها بین بچه‌ها و ما هست، بلکه بین ما و همه آدم های دنیا هم هست.

👤 «آلوین تافلر»
📚 شوک آینده

https://telegram.me/khanehravanshenasi
افڪار مثل آهنربا هستند و دارای موج می باشند
وقتی ڪه بـه چیزی فڪر میڪنید افڪارتان در جهان هستی پراکنده می گردد
و مثل آهنربا هر چیزی که بـه آنها شباهت دارد
بـه سوی خود جذب میکند