تقدیم به رهپویان عشق
به نام خدایی که جان آفرید
سخن گفتن اندر دهان آفرید
اراده و حکمت بالغه خداوند بر این قرار گرفته:
تا انسان هایی به وادی عشق حقیقی و حیات طیبه رهنمون و اعمال صالح خالصانه آنها مقبول درگاه کبریایی و جوهره وجودشان تجلی گاه حضرت حق باشد.
این مقربین فرشته خو پروردگار جهانیان را در اکمل اوصاف (رب العالمین )و نبی مکرم محمد (ص)را رحمت العالمین از عمق وجود شناخته و برترین مدال افتخار خدمت به خلق بوسه ملائک را از آن دستان خود نموده
(صد ها ملک بوسه بر آن دست می زنند
کز کار خلق یک گره بسته وا کند )
در مقابل انسان های دیگر فقط به انسانیت آنان نگریسته و باران وار می بارند تا دل تشنه دیگران را سیراب کنند .
اعجاز سخن در سروده حضرت سعدی نوشته بر بلندای کاخ سازمان ملل به زیبایی هر چه تمام این تحول روحی و عروج انسانیت به قله عشق و قرب الهی در زمینه ی خدمت به هم نوع را به چشم جهانیان پدیدار می نماید .
(بنی ادم اعضای یک دیگر اند
که در آفرینش ز یک گوهر اند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضو ها را نماند قرار)
این احساس درد و بی قراری برای خدمت به هم نوع دکتر مشایخی بزرگوار حکیم فرزانه ، طبیب حاذق، با کبر سن و تحمل سختی سفر را به زادگاهش میکشاند تا گرمی دست پر از محبت خود را شفا بخش کودکان بیمار کند.
این احساس درد و بی قراری برای خدمت، دکتر محرابیان عزیز را از آن سوی دنیا با چمدانی پر از دارو برای یاری بیماران نیازمند همه ساله چه عاشقانه روانه زادگاهش می نماید .
این احساس درد و بی قراری برای خدمت موجب شده تا دکتر امینی بزرگوار با یک دنیا معرفت و انسانیت در تمام لحظات در هر مکان و هرجا که باشد آنچه را در توان دارد به زیباترین وجه ممکن در راه درمان و شفای بیماران زادگاهش دریغ نمی فرماید.
این احساس درد و بی قراری موجب شده تا #دکتر_ابراهیم_صادقی عزیز افتخار علمی کشور در بخش کشاورزی و بیولوژیک را برای رفع مشکلات و بیماری زیست محیطی پیش آمده برای #درختان_دالان_سبز ایران و فضای سبز باغات و شهرمان به بهترین شیوه علمی بررسی و چاره اندیشی گردد .
این احساس درد و بی قراری برای خدمت به هم نوع را حضرت مولانا بسیار زیبا و رسا بیان داشته
(ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
معشوق همینجاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه دیوار به دیوار
در بادیه سر گشته شما در چه هوایید
گر صورت بی صورت معشوق ببینند
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
ده بار از آن ره بر آن خانه برفتند
یک بار از آن خانه بر این بام برآیید
آن خانه لطیف است نشان هایش بگفتند
از خواجه آن خانه نشانی بنمایید
یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدند
یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید)
و درجای دیگر در حالات ره پویان وادی عشق اینگونه سروده است:
(غیر از آن زنجیر زلف دلبرم
گر دو صد زنجیر آری بردرم)
این زنجیر غیر از زنجیر اسارت بار نفس است ،این زنجیر شور و شوقی است بسیار نیرومند ،گویی رسا ترین فریاد است از متن سکوت ،این زنجیر عشق کیفیتی پاک و الهی دارد و انسان را از دنیای مافی ها و خیر و شر اعتباری منفک می نماید و آن را در حیرت فرو می نماید این حیرت و سکوت شکوه مند آن مرغ است مرغ عشق !! سروده لسان و الغیب حضرت حافظ پایان بخش این حدیث می باشد:
(بشوی اوراق اگر هم درس مایی
که علم عشق در دفتر نباشد)
✍(مهدی شاکری )
۹۷/۱۰/۱۸
🌳🌷 @khansarngo
به نام خدایی که جان آفرید
سخن گفتن اندر دهان آفرید
اراده و حکمت بالغه خداوند بر این قرار گرفته:
تا انسان هایی به وادی عشق حقیقی و حیات طیبه رهنمون و اعمال صالح خالصانه آنها مقبول درگاه کبریایی و جوهره وجودشان تجلی گاه حضرت حق باشد.
این مقربین فرشته خو پروردگار جهانیان را در اکمل اوصاف (رب العالمین )و نبی مکرم محمد (ص)را رحمت العالمین از عمق وجود شناخته و برترین مدال افتخار خدمت به خلق بوسه ملائک را از آن دستان خود نموده
(صد ها ملک بوسه بر آن دست می زنند
کز کار خلق یک گره بسته وا کند )
در مقابل انسان های دیگر فقط به انسانیت آنان نگریسته و باران وار می بارند تا دل تشنه دیگران را سیراب کنند .
اعجاز سخن در سروده حضرت سعدی نوشته بر بلندای کاخ سازمان ملل به زیبایی هر چه تمام این تحول روحی و عروج انسانیت به قله عشق و قرب الهی در زمینه ی خدمت به هم نوع را به چشم جهانیان پدیدار می نماید .
(بنی ادم اعضای یک دیگر اند
که در آفرینش ز یک گوهر اند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضو ها را نماند قرار)
این احساس درد و بی قراری برای خدمت به هم نوع دکتر مشایخی بزرگوار حکیم فرزانه ، طبیب حاذق، با کبر سن و تحمل سختی سفر را به زادگاهش میکشاند تا گرمی دست پر از محبت خود را شفا بخش کودکان بیمار کند.
این احساس درد و بی قراری برای خدمت، دکتر محرابیان عزیز را از آن سوی دنیا با چمدانی پر از دارو برای یاری بیماران نیازمند همه ساله چه عاشقانه روانه زادگاهش می نماید .
این احساس درد و بی قراری برای خدمت موجب شده تا دکتر امینی بزرگوار با یک دنیا معرفت و انسانیت در تمام لحظات در هر مکان و هرجا که باشد آنچه را در توان دارد به زیباترین وجه ممکن در راه درمان و شفای بیماران زادگاهش دریغ نمی فرماید.
این احساس درد و بی قراری موجب شده تا #دکتر_ابراهیم_صادقی عزیز افتخار علمی کشور در بخش کشاورزی و بیولوژیک را برای رفع مشکلات و بیماری زیست محیطی پیش آمده برای #درختان_دالان_سبز ایران و فضای سبز باغات و شهرمان به بهترین شیوه علمی بررسی و چاره اندیشی گردد .
این احساس درد و بی قراری برای خدمت به هم نوع را حضرت مولانا بسیار زیبا و رسا بیان داشته
(ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
معشوق همینجاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه دیوار به دیوار
در بادیه سر گشته شما در چه هوایید
گر صورت بی صورت معشوق ببینند
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
ده بار از آن ره بر آن خانه برفتند
یک بار از آن خانه بر این بام برآیید
آن خانه لطیف است نشان هایش بگفتند
از خواجه آن خانه نشانی بنمایید
یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدند
یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید)
و درجای دیگر در حالات ره پویان وادی عشق اینگونه سروده است:
(غیر از آن زنجیر زلف دلبرم
گر دو صد زنجیر آری بردرم)
این زنجیر غیر از زنجیر اسارت بار نفس است ،این زنجیر شور و شوقی است بسیار نیرومند ،گویی رسا ترین فریاد است از متن سکوت ،این زنجیر عشق کیفیتی پاک و الهی دارد و انسان را از دنیای مافی ها و خیر و شر اعتباری منفک می نماید و آن را در حیرت فرو می نماید این حیرت و سکوت شکوه مند آن مرغ است مرغ عشق !! سروده لسان و الغیب حضرت حافظ پایان بخش این حدیث می باشد:
(بشوی اوراق اگر هم درس مایی
که علم عشق در دفتر نباشد)
✍(مهدی شاکری )
۹۷/۱۰/۱۸
🌳🌷 @khansarngo