This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤬62😁16👎7❤6👍4🤔2😱2
نسبت حکمرانی با سیاست گذاری در امر جنسی چیست؟
گفتگوی ویدئویی د. محسن بدره با د. پرویز امینی.
🔗پیوند ویدئوی کامل در فرهیختگان:
https://farhikhtegandaily.com/news/219590
🔗پیوند ویدئوی کامل در یوتیوب:
https://youtu.be/lc4skedU6fE?si=OQslvjpD7Uvj6JEb
گفتگوی ویدئویی د. محسن بدره با د. پرویز امینی.
🔗پیوند ویدئوی کامل در فرهیختگان:
https://farhikhtegandaily.com/news/219590
🔗پیوند ویدئوی کامل در یوتیوب:
https://youtu.be/lc4skedU6fE?si=OQslvjpD7Uvj6JEb
❤12
تحمیل تجرد
«فاطمه موسوی» در گفتوگو با «پیام ما» کاهش میل به ازدواج در ایران را بیشتر ساختاری و نتیجه فشارهای اقتصادی و عدم شور و اشتیاق اجتماعی معرفی میکند. موسوی با انتقاد از سخنان دستجردی میگوید: «آمار ارائهشده توسط دبیر ستاد ملی جمعیت، تنها بر افزایش تجرد قطعی زنان متمرکز است. این رویکرد دارای یک ایراد اساسی است؛ زیرا مردان دچار تجرد قطعی در این آمار غایباند، درحالیکه در آخرین دادههای جمعیتشناسی، تفاوت چشمگیری میان تعداد زنان و مردان مجرد بالای ۱۵ سال وجود دارد و مردان مجرد حدود ۵۰۰ هزار نفر بیشتر از زنان هستند.»
این جامعهشناس توضیح میدهد: «تمرکز بر «مجرد ماندن زنان» و تبدیل آن به یک مسئله اجتماعی جداگانه، برپایه پیشفرضهای فرهنگی و مردسالارانهای شکل گرفته که در ذهن بسیاری از مسئولان و سیاستگذاران نهادینه شده است. در چنین پیشفرضهایی، تصور میشود اگر زنی تا سن میانسالی ازدواج نکند، «زندگیاش هدر رفته»، درحالیکه جامعه برای مردان حتی در ۵۰ یا ۶۰سالگی نیز امکان ازدواج را طبیعی و محتمل میداند و هیچگاه «تجرد قطعی» آنها را بحران تلقی نمیکند.
عضو انجمن جامعهشناسی ایران با بیان اینکه مسئله واقعی این نیست که «چرا زنان ازدواج نمیکنند»، بلکه باید پرسید «چرا مردان میانسال وارد فرایند ازدواج نمیشوند»، میگوید: «زنان در ساختار فرهنگی ایران معمولاً آغازگر روند ازدواج نیستند و انتظار میرود خواستگار به سراغ آنها بیاید. بسیاری از زنان دچار تجرد قطعی، ساکن روستاها یا شهرهای کوچک هستند که بهدلیل مهاجرت مردان در جستوجوی کار، بدون همسر ماندهاند.» بنابراین، اگر تعداد زیادی از زنان به سن تجرد قطعی میرسند، باید پرسید چرا مردان در همان سنین قصد ازدواج ندارند یا چرا بهجای انتخاب همتایان سنی خود، بهدنبال ازدواج با زنانی کمسنتر هستند؟
او با بیان اینکه بحرانهای عمیق اقتصادی کشور اصلیترین دلیل کاهش ازدواج تصریح میکند: «اکنون حدود ۴۵ درصد جامعه ایران زیر خط فقر زندگی میکنند و دهکهای پنجم و ششم نیز در آستانه سقوط به زیر خط فقر قرار دارند. بسیاری از خانوادهها تنها در صورتی میتوانند از خط فقر بالاتر بمانند که هیچ حادثه پیشبینینشدهای مانند بیماری سخت، بیکاری، تصادف یا افزایش ناگهانی هزینهها رخ ندهد؛ در غیر اینصورت، به سرعت از لحاظ اقتصادی فرو میریزند.»
بهگفته موسوی، نبود چشمانداز روشن، نبود امید به آینده و بیثباتی مداوم، جامعه را در نوعی «بُنبست» روانی، اقتصادی و اجتماعی قرار داده است: «این بنبست مانع از آن میشود که افراد بتوانند برای آینده دورتر خود برنامهریزی کنند یا تصمیمهای بزرگی مانند ازدواج و فرزندآوری بگیرند. ما ۲۰ سال است در وضعیت برهه حساس کنونی ماندهایم؛ وضعیتی که امروزه به مرحله بحرانی رسیده و مردم را در حالت تعلیق و بیتصمیمی نگه داشته است.»
این جامعهشناس همچنین در پاسخ به این پرسش که چرا تجرد در میان طبقه متوسط که کمتر درگیر مشکلات مالیاند، نیز دیده میشود؟ میگوید: «بیشتر این افراد به سبک زندگی فردگرایانه، آزادیهای شخصی و لذتطلبی تمایل دارند و حاضر نیستند زیر بار نظام حقوقی ازدواج بروند. قوانین موجود در حوزه خانواده، چه برای زنان و چه برای مردان، بازدارنده است؛ هرچند این قوانین بیشتر به زیان زنان عمل میکند. نظام حقوقی فعلی، ازدواج را به رابطهای نابرابر تبدیل میکند و بسیاری از زنان را در معرض نوعی بردگی و وابستگی قرار میدهد.»
موسوی ادامه میدهد: «همین وضعیت سبب شده است شماری از زنان و مردان ترجیح دهند بدون ثبت رسمی، با شریک عاطفی خود زندگی کنند؛ مفهومی که در ایران به «ازدواج سفید» مشهور و در کشورهای غربی «همباشی» تلقی میشود. در این کشورها، این نوع روابط با اصلاح قوانین به رسمیت شناخته شده و بسیاری از حقوق مالی و مسئولیتهای اجتماعی میان دو طرف تعریف شده است؛ حتی اگر ازدواج رسمی ثبت نشده باشد.»
او در پایان یادآور میشود: «دولت نباید و نمیتواند مردم را به ازدواج مجبور کند، اگر نگران معاش زنان مجرد است؛ باید زمینه اشتغال آنها را فراهم کند. اساساً وظیفه دولت ایجاد نظام حقوقی عادلانه و فراهم کردن شرایط اقتصادی و اجتماعی شایسته است، تا هر کسی بتواند برای زندگی بالغانه خود تصمیم بگیرد، ازدواج کند و بچهدار شود. تنها با ایجاد ثبات، اصلاح ساختارها و بازگشت امید به جامعه است که مردم بار دیگر میتوانند تصمیمهایی بگیرند که به زندگی آرام، پایدار و شاد منتهی شود.»
متن کامل را اینجا بخوانید.
@kherad_jensi
«فاطمه موسوی» در گفتوگو با «پیام ما» کاهش میل به ازدواج در ایران را بیشتر ساختاری و نتیجه فشارهای اقتصادی و عدم شور و اشتیاق اجتماعی معرفی میکند. موسوی با انتقاد از سخنان دستجردی میگوید: «آمار ارائهشده توسط دبیر ستاد ملی جمعیت، تنها بر افزایش تجرد قطعی زنان متمرکز است. این رویکرد دارای یک ایراد اساسی است؛ زیرا مردان دچار تجرد قطعی در این آمار غایباند، درحالیکه در آخرین دادههای جمعیتشناسی، تفاوت چشمگیری میان تعداد زنان و مردان مجرد بالای ۱۵ سال وجود دارد و مردان مجرد حدود ۵۰۰ هزار نفر بیشتر از زنان هستند.»
این جامعهشناس توضیح میدهد: «تمرکز بر «مجرد ماندن زنان» و تبدیل آن به یک مسئله اجتماعی جداگانه، برپایه پیشفرضهای فرهنگی و مردسالارانهای شکل گرفته که در ذهن بسیاری از مسئولان و سیاستگذاران نهادینه شده است. در چنین پیشفرضهایی، تصور میشود اگر زنی تا سن میانسالی ازدواج نکند، «زندگیاش هدر رفته»، درحالیکه جامعه برای مردان حتی در ۵۰ یا ۶۰سالگی نیز امکان ازدواج را طبیعی و محتمل میداند و هیچگاه «تجرد قطعی» آنها را بحران تلقی نمیکند.
عضو انجمن جامعهشناسی ایران با بیان اینکه مسئله واقعی این نیست که «چرا زنان ازدواج نمیکنند»، بلکه باید پرسید «چرا مردان میانسال وارد فرایند ازدواج نمیشوند»، میگوید: «زنان در ساختار فرهنگی ایران معمولاً آغازگر روند ازدواج نیستند و انتظار میرود خواستگار به سراغ آنها بیاید. بسیاری از زنان دچار تجرد قطعی، ساکن روستاها یا شهرهای کوچک هستند که بهدلیل مهاجرت مردان در جستوجوی کار، بدون همسر ماندهاند.» بنابراین، اگر تعداد زیادی از زنان به سن تجرد قطعی میرسند، باید پرسید چرا مردان در همان سنین قصد ازدواج ندارند یا چرا بهجای انتخاب همتایان سنی خود، بهدنبال ازدواج با زنانی کمسنتر هستند؟
او با بیان اینکه بحرانهای عمیق اقتصادی کشور اصلیترین دلیل کاهش ازدواج تصریح میکند: «اکنون حدود ۴۵ درصد جامعه ایران زیر خط فقر زندگی میکنند و دهکهای پنجم و ششم نیز در آستانه سقوط به زیر خط فقر قرار دارند. بسیاری از خانوادهها تنها در صورتی میتوانند از خط فقر بالاتر بمانند که هیچ حادثه پیشبینینشدهای مانند بیماری سخت، بیکاری، تصادف یا افزایش ناگهانی هزینهها رخ ندهد؛ در غیر اینصورت، به سرعت از لحاظ اقتصادی فرو میریزند.»
بهگفته موسوی، نبود چشمانداز روشن، نبود امید به آینده و بیثباتی مداوم، جامعه را در نوعی «بُنبست» روانی، اقتصادی و اجتماعی قرار داده است: «این بنبست مانع از آن میشود که افراد بتوانند برای آینده دورتر خود برنامهریزی کنند یا تصمیمهای بزرگی مانند ازدواج و فرزندآوری بگیرند. ما ۲۰ سال است در وضعیت برهه حساس کنونی ماندهایم؛ وضعیتی که امروزه به مرحله بحرانی رسیده و مردم را در حالت تعلیق و بیتصمیمی نگه داشته است.»
این جامعهشناس همچنین در پاسخ به این پرسش که چرا تجرد در میان طبقه متوسط که کمتر درگیر مشکلات مالیاند، نیز دیده میشود؟ میگوید: «بیشتر این افراد به سبک زندگی فردگرایانه، آزادیهای شخصی و لذتطلبی تمایل دارند و حاضر نیستند زیر بار نظام حقوقی ازدواج بروند. قوانین موجود در حوزه خانواده، چه برای زنان و چه برای مردان، بازدارنده است؛ هرچند این قوانین بیشتر به زیان زنان عمل میکند. نظام حقوقی فعلی، ازدواج را به رابطهای نابرابر تبدیل میکند و بسیاری از زنان را در معرض نوعی بردگی و وابستگی قرار میدهد.»
موسوی ادامه میدهد: «همین وضعیت سبب شده است شماری از زنان و مردان ترجیح دهند بدون ثبت رسمی، با شریک عاطفی خود زندگی کنند؛ مفهومی که در ایران به «ازدواج سفید» مشهور و در کشورهای غربی «همباشی» تلقی میشود. در این کشورها، این نوع روابط با اصلاح قوانین به رسمیت شناخته شده و بسیاری از حقوق مالی و مسئولیتهای اجتماعی میان دو طرف تعریف شده است؛ حتی اگر ازدواج رسمی ثبت نشده باشد.»
او در پایان یادآور میشود: «دولت نباید و نمیتواند مردم را به ازدواج مجبور کند، اگر نگران معاش زنان مجرد است؛ باید زمینه اشتغال آنها را فراهم کند. اساساً وظیفه دولت ایجاد نظام حقوقی عادلانه و فراهم کردن شرایط اقتصادی و اجتماعی شایسته است، تا هر کسی بتواند برای زندگی بالغانه خود تصمیم بگیرد، ازدواج کند و بچهدار شود. تنها با ایجاد ثبات، اصلاح ساختارها و بازگشت امید به جامعه است که مردم بار دیگر میتوانند تصمیمهایی بگیرند که به زندگی آرام، پایدار و شاد منتهی شود.»
متن کامل را اینجا بخوانید.
@kherad_jensi
پیام ما؛ رسانه توسعه پایدار ایران
تحمیل تجرد
تجرد و کاهش میل به ازدواج و فرزندآوری برای بسیاری از جوامع از جمله جامعه ایران به یک دغدغه و چالش جدی تبدیل شده است؛ چراکه طی این سالها همواره بر میزان تجرد قطعی و افرادی که دیگر امیدی به ازدواج آنها…
👍40❤8👏2🤯1
📄اعتراف ناخواسته رحیم پور ازغدی / صغیرپنداری مردم
✍امتداد - گروه سیاسی: اظهارات اخیر رحیمپور ازغدی درباره «شوخی، عاطفه و لغزش جنسی» اگرچه در ظاهر یک هشدار اخلاقی است، اما در لایه زیرین خود، اعترافی صریح به منطق حاکم بر بخش مهمی از تصمیم گیرندگان فرهنگی در سالهای گذشته به شمار میآید. منطقی که بستن، مسدود کردن، جداسازی و محدودسازی را تنها راه «صیانت» از جامعه میداند. چرا که از نگاه آنها مردم صغیرهستند و توانایی تشخیص خوب و بد را ندارند.
🔹در این نگاه، انسان موجودی است که اگر رها شود، نمیتواند خود را کنترل کند؛ اگر زن و مرد نزدیک هم باشند شوخی میکنند، اگر شوخی کنند، شهوت بهدنبال میآید و نهایتاً «کنترل از دست میرود». نتیجه چنین زنجیرهای روشن است: پس باید از ابتدا جلوی هر نوع اختلاط، ارتباط و حتی انتخاب را گرفت. این همان ریشه فکری است که فیلترینگ، جداسازی جنسیتی، نظارتهای سلبی و حتی نظارت استصوابی را توجیه میکند.
🔹اما آنچه در این اظهارات بیش از هر چیز خودنمایی میکند، فرض نابالغ بودن جامعه است.
🔹این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در اظهارات خود گفته است که « مسائل جنسی و خیانت در قشر روشنفکر و فرهیخته بیشتر رخ میدهد؛ دلیلش هم اختلاطهای غیر ضروری و شوخی است. وقتی شوخی میکنید، عاطفه به وجود میآید، یک مقدار بیشتر پیش برویم شهوت پیش میآید و نمیشود کنترل کنی!»
🔹درست است که این اظهارات از یک نوع توهین به بخشی از جامعه تلقی می شود اما با این حال حاوی این اعتراف است که جامعه از نگاه این جریان، مجموعهای از افراد صغیر است؛ مردمی که نمیتوان به قوه تشخیص، مسئولیتپذیری و بلوغشان اعتماد کرد و ناچار باید گروهی دیگر به نیابت از آنها تصمیم بگیرند که مردم چه ببینند، کجا بروند، با چه کسی و تا چه حد ارتباط داشته باشند.
🔹مسأله اصلی دقیقاً همینجاست. اگر مبنای هر رابطه انسانی، از ابتدا با عینک «مسائل جنسی» تحلیل شود، طبیعی است که هر نوع ارتباط سالم، گفتوگو، همکاری و نزدیکی اجتماعی، بالقوه خطر تلقی شود. در چنین نگاهی، انسان اصولاً قادر نیست رابطهای نزدیک داشته باشد که الزاماً به ساحت جنسی ختم نشود. این نه تحلیل اخلاقی، بلکه نوعی بدبینی بنیادین به انسان و جامعه است.
🔹تناقض ماجرا آنجاست که تجربههای عینی، بارها خلاف این منطق را نشان دادهاند. اتفاقاتی مانند پرونده مدیر ارشاد گیلان ـ که از دل همان جریانهای مدعی سختگیری اخلاقی بیرون آمد ـ بیش از هر چیز نشان داد قداستسازی و قیممآبی، خود میتواند زمینهساز فساد شود. کسانی که خود را در جایگاه برتر اخلاقی مینشانند و برای دیگران حد و مرز تعیین میکنند، الزاماً مصونتر نیستند؛ چهبسا آسیبپذیرتر هم باشند.
🔹حتی اگر ـ صرفاً برای بحث ـ بپذیریم که جامعه ممکن است در صورت آزادی، تصمیمها یا رفتارهای نادرستی داشته باشد، راهحل آن «صغیر نگه داشتن» جامعه نیست. بلوغ، محصول تجربه، مسئولیت و خطاست، نه نتیجه حبس و محدودیت دائمی. جامعهای که مدام از ترس لغزش، در وضعیت طفولیت نگه داشته میشود، هرگز به بلوغ نمیرسد.
🔹پرسش اساسی اما همچنان بیپاسخ مانده است: این حق از کجا به گروهی خاص رسیده که خود را صالحِ تصمیمگیری برای دیگران بدانند؟ چرا آنان خود را واجد تشخیص میدانند، اما همین صلاحیت را برای جامعه قائل نیستند؟
🔹در نهایت، شاید مهمترین دستاورد اینگونه اظهارات، روشنتر شدن این واقعیت باشد که بخشی از جریان تصمیمگیر فرهنگی، جامعه را نه بالغ، نه در حال بلوغ، بلکه اساساً ناتوان از بلوغ میبیند. و دقیقاً از همینجا، بستنها، فیلترها و نظارتهای قیممآبانه آغاز میشود.
@kherad_jensi
@emtedadnet
✍امتداد - گروه سیاسی: اظهارات اخیر رحیمپور ازغدی درباره «شوخی، عاطفه و لغزش جنسی» اگرچه در ظاهر یک هشدار اخلاقی است، اما در لایه زیرین خود، اعترافی صریح به منطق حاکم بر بخش مهمی از تصمیم گیرندگان فرهنگی در سالهای گذشته به شمار میآید. منطقی که بستن، مسدود کردن، جداسازی و محدودسازی را تنها راه «صیانت» از جامعه میداند. چرا که از نگاه آنها مردم صغیرهستند و توانایی تشخیص خوب و بد را ندارند.
🔹در این نگاه، انسان موجودی است که اگر رها شود، نمیتواند خود را کنترل کند؛ اگر زن و مرد نزدیک هم باشند شوخی میکنند، اگر شوخی کنند، شهوت بهدنبال میآید و نهایتاً «کنترل از دست میرود». نتیجه چنین زنجیرهای روشن است: پس باید از ابتدا جلوی هر نوع اختلاط، ارتباط و حتی انتخاب را گرفت. این همان ریشه فکری است که فیلترینگ، جداسازی جنسیتی، نظارتهای سلبی و حتی نظارت استصوابی را توجیه میکند.
🔹اما آنچه در این اظهارات بیش از هر چیز خودنمایی میکند، فرض نابالغ بودن جامعه است.
🔹این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در اظهارات خود گفته است که « مسائل جنسی و خیانت در قشر روشنفکر و فرهیخته بیشتر رخ میدهد؛ دلیلش هم اختلاطهای غیر ضروری و شوخی است. وقتی شوخی میکنید، عاطفه به وجود میآید، یک مقدار بیشتر پیش برویم شهوت پیش میآید و نمیشود کنترل کنی!»
🔹درست است که این اظهارات از یک نوع توهین به بخشی از جامعه تلقی می شود اما با این حال حاوی این اعتراف است که جامعه از نگاه این جریان، مجموعهای از افراد صغیر است؛ مردمی که نمیتوان به قوه تشخیص، مسئولیتپذیری و بلوغشان اعتماد کرد و ناچار باید گروهی دیگر به نیابت از آنها تصمیم بگیرند که مردم چه ببینند، کجا بروند، با چه کسی و تا چه حد ارتباط داشته باشند.
🔹مسأله اصلی دقیقاً همینجاست. اگر مبنای هر رابطه انسانی، از ابتدا با عینک «مسائل جنسی» تحلیل شود، طبیعی است که هر نوع ارتباط سالم، گفتوگو، همکاری و نزدیکی اجتماعی، بالقوه خطر تلقی شود. در چنین نگاهی، انسان اصولاً قادر نیست رابطهای نزدیک داشته باشد که الزاماً به ساحت جنسی ختم نشود. این نه تحلیل اخلاقی، بلکه نوعی بدبینی بنیادین به انسان و جامعه است.
🔹تناقض ماجرا آنجاست که تجربههای عینی، بارها خلاف این منطق را نشان دادهاند. اتفاقاتی مانند پرونده مدیر ارشاد گیلان ـ که از دل همان جریانهای مدعی سختگیری اخلاقی بیرون آمد ـ بیش از هر چیز نشان داد قداستسازی و قیممآبی، خود میتواند زمینهساز فساد شود. کسانی که خود را در جایگاه برتر اخلاقی مینشانند و برای دیگران حد و مرز تعیین میکنند، الزاماً مصونتر نیستند؛ چهبسا آسیبپذیرتر هم باشند.
🔹حتی اگر ـ صرفاً برای بحث ـ بپذیریم که جامعه ممکن است در صورت آزادی، تصمیمها یا رفتارهای نادرستی داشته باشد، راهحل آن «صغیر نگه داشتن» جامعه نیست. بلوغ، محصول تجربه، مسئولیت و خطاست، نه نتیجه حبس و محدودیت دائمی. جامعهای که مدام از ترس لغزش، در وضعیت طفولیت نگه داشته میشود، هرگز به بلوغ نمیرسد.
🔹پرسش اساسی اما همچنان بیپاسخ مانده است: این حق از کجا به گروهی خاص رسیده که خود را صالحِ تصمیمگیری برای دیگران بدانند؟ چرا آنان خود را واجد تشخیص میدانند، اما همین صلاحیت را برای جامعه قائل نیستند؟
🔹در نهایت، شاید مهمترین دستاورد اینگونه اظهارات، روشنتر شدن این واقعیت باشد که بخشی از جریان تصمیمگیر فرهنگی، جامعه را نه بالغ، نه در حال بلوغ، بلکه اساساً ناتوان از بلوغ میبیند. و دقیقاً از همینجا، بستنها، فیلترها و نظارتهای قیممآبانه آغاز میشود.
@kherad_jensi
@emtedadnet
👍60👎20❤19👏1😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤬54😁23❤8👍6🤯4👎1🤔1😱1
تمام دارایی خانواده الهه حسیننژاد خانهای است که باید برای تفاضل دیه قاتل بفروشند/ پدر الهه یک کارگر ساختمانی است که درآمد چندانی ندارد
امیرحافظ سلیمانی، وکیل پرونده الهه حسیننژاد:
🔹ما در بدو ارسال پرونده از دیوان عالی کشور به دادسرای اسلامشهر، در همان لحظات اول درخواست اعمال ماده ۴۲۸ قانون مجازات اسلامی که در خصوص تفاضل دیه است را هم به دادستان اسلامشهر تقدیم کردم و دادستان هم پس از بررسی زوایای پرونده آن درخواست را به القاصی مهر رئیس کل دادگستری ارسال کرد.
🔹آقای القاصی مهر هم پس از نامهنگاریها و مکاتباتی که انجام دادند، درخواست پرداخت تفاضل دیه ما را به دفتر ریاست قوه قضائیه فرستادند و مورد تشخیص با رئیس قوه بود که موافقت نکرد.
🔹موضوع را در خانواده الهه حسیننژاد مطرح کردم و پدرش گفت که اگر شده خانهام را بفروشم، تفاضل دیه را پرداخت میکنم.
🔹خانواده الهه حسیننژاد توان پرداخت مالی در پرداخت تفاضل دیه را ندارند؛ دار و ندار این خانواده یک واحد آپارتمان بسیار کوچک در اسلامشهر است که در آن سکونت دارند.
🔹خانواده الهه یک فرزند معلول دارد و پدر یک کارگر ساده ساختمانی است؛ قوه قضاییه در آن اتفاقات حامی بود و کنار خانواده بود و واقعا هم پشتیبان این قضیه بوده است؛ من سر دیه تعجب کردم که چرا پرداخت تفاضل دیه را نپذیرفت و دلیل نپذیرفتن را هم هنوز به ما نگفتند.
🔹در هر صورت ما شنبه یک درخواست و اعتراض را (در خصوص عدم توانایی خانواده الهه در پرداخت تفاضل دیه) ثبت میکنیم. /خبرآنلاین
@kherad_jensi
@EveDaughters
امیرحافظ سلیمانی، وکیل پرونده الهه حسیننژاد:
🔹ما در بدو ارسال پرونده از دیوان عالی کشور به دادسرای اسلامشهر، در همان لحظات اول درخواست اعمال ماده ۴۲۸ قانون مجازات اسلامی که در خصوص تفاضل دیه است را هم به دادستان اسلامشهر تقدیم کردم و دادستان هم پس از بررسی زوایای پرونده آن درخواست را به القاصی مهر رئیس کل دادگستری ارسال کرد.
🔹آقای القاصی مهر هم پس از نامهنگاریها و مکاتباتی که انجام دادند، درخواست پرداخت تفاضل دیه ما را به دفتر ریاست قوه قضائیه فرستادند و مورد تشخیص با رئیس قوه بود که موافقت نکرد.
🔹موضوع را در خانواده الهه حسیننژاد مطرح کردم و پدرش گفت که اگر شده خانهام را بفروشم، تفاضل دیه را پرداخت میکنم.
🔹خانواده الهه حسیننژاد توان پرداخت مالی در پرداخت تفاضل دیه را ندارند؛ دار و ندار این خانواده یک واحد آپارتمان بسیار کوچک در اسلامشهر است که در آن سکونت دارند.
🔹خانواده الهه یک فرزند معلول دارد و پدر یک کارگر ساده ساختمانی است؛ قوه قضاییه در آن اتفاقات حامی بود و کنار خانواده بود و واقعا هم پشتیبان این قضیه بوده است؛ من سر دیه تعجب کردم که چرا پرداخت تفاضل دیه را نپذیرفت و دلیل نپذیرفتن را هم هنوز به ما نگفتند.
🔹در هر صورت ما شنبه یک درخواست و اعتراض را (در خصوص عدم توانایی خانواده الهه در پرداخت تفاضل دیه) ثبت میکنیم. /خبرآنلاین
@kherad_jensi
@EveDaughters
😢56🤬42❤3
🔻چرا نقد سعیدجلیلی به کافه رفتن را کسی جدی نمی گیرد؟
اطلاعات نوشت:
سعید جلیلی میگوید کافهها «سبک زندگی جدید» میسازند، خانواده را از هم میپاشند و افراد را به تنهایی دو سهساعته عادت میدهند.
این ادعا، اگر قرار است جدی گرفته شود، نیاز به شواهد دارد؛ اما جلیلی هیچ آماری، هیچ پژوهشی و هیچ استدلالی ارائه نمیدهد. فقط یک قضاوت ارزشی از بالا به پایین: چیزی که من دوست ندارم، لابد مضر است.
نقد واقعی کافهنشینی باید از دل جامعه بیاید، نه از زبان کسی که سالها در قدرت بوده و مسئول وضع موجود است. وگرنه این حرفها بیشتر شبیه فرافکنی است: انداختن تقصیر بحرانهای عمیق اجتماعی گردن چند صندلی چوبی و دستگاه اسپرسوساز.
مسئله کافه نیست، مسئله سیاستی است که بلد نیست انسانِ معاصر را بفهمد. جامعه تغییر کرده، حتی اگر برخی هنوز دوست دارند آن را به زور به دهههای قبل برگردانند.
@kherad_jensi
@eskannews_com
اطلاعات نوشت:
سعید جلیلی میگوید کافهها «سبک زندگی جدید» میسازند، خانواده را از هم میپاشند و افراد را به تنهایی دو سهساعته عادت میدهند.
این ادعا، اگر قرار است جدی گرفته شود، نیاز به شواهد دارد؛ اما جلیلی هیچ آماری، هیچ پژوهشی و هیچ استدلالی ارائه نمیدهد. فقط یک قضاوت ارزشی از بالا به پایین: چیزی که من دوست ندارم، لابد مضر است.
نقد واقعی کافهنشینی باید از دل جامعه بیاید، نه از زبان کسی که سالها در قدرت بوده و مسئول وضع موجود است. وگرنه این حرفها بیشتر شبیه فرافکنی است: انداختن تقصیر بحرانهای عمیق اجتماعی گردن چند صندلی چوبی و دستگاه اسپرسوساز.
مسئله کافه نیست، مسئله سیاستی است که بلد نیست انسانِ معاصر را بفهمد. جامعه تغییر کرده، حتی اگر برخی هنوز دوست دارند آن را به زور به دهههای قبل برگردانند.
@kherad_jensi
@eskannews_com
👍96👎10❤6👏2😁1
حکم دیوان عالی ترکیه: «لایک کردن عکس زنان دیگر توسط شوهر» دلیل موجه برای طلاق است
ترجمه: کانون زنان ایرانی
دیوان عالی ترکیه-بخش مدنی حکم داده است که «لایک کردن عکس زنان دیگر» در شبکههای اجتماعی توسط شوهر خانواده، در شرایط خاص میتواند رسماً و قانونا در حکم «زیر سوال بردن اعتماد زناشویی/ بیوفایی عاطفی/ تضعیف بنیاد خانواده» تلقی شود و مصداق قانونی «رفتار مخل اعتماد زناشویی» باشد و بنابراین بهعنوان «دلیلی موجه برای طلاق» پذیرفته میشود.
قضیه از این قرار بود که در پروندهای مربوط به طلاق در شهر کایسری (قیصریه) ترکیه، دادگاه ابتدا درخواست طلاق زن را پذیرفت و برای او نفقه موقت و غرامت مادی و معنوی در نظر گرفت. سپس در دادگاه تجدیدنظر و نهایتاً در دیوان عالی، حکم «تضعیف اعتماد زناشویی» به خاطر لایک زنان دیگر صادر شد و تصمیم آن دادگاه در مورد طلاق و غرامت تأیید گردید.
به عبارت دیگر، این حکم از این پس بهعنوان سابقهی رسمی حقوقی پذیرفته شده است، یعنی «لایک کردن عکس زنان دیگر» میتواند در زمرهی شواهد قانونی در دعوی طلاق در نظر گرفته شود.
اگرچه این حکم به معنی این نیست که لایک زدن به زنان دیگر در ترکیه معادل خیانت جنسی محسوب میشود، در متن حکم هم آمده است که «لایک به خودی خود زنا نیست»، بلکه «رفتاری است که ممکن است به اعتماد زناشویی آسیب بزند» و بنابراین «میتواند بهعنوان دلیلی موجه برای طلاق» پذیرفته شود.
@Kherad_jensi
ترجمه: کانون زنان ایرانی
دیوان عالی ترکیه-بخش مدنی حکم داده است که «لایک کردن عکس زنان دیگر» در شبکههای اجتماعی توسط شوهر خانواده، در شرایط خاص میتواند رسماً و قانونا در حکم «زیر سوال بردن اعتماد زناشویی/ بیوفایی عاطفی/ تضعیف بنیاد خانواده» تلقی شود و مصداق قانونی «رفتار مخل اعتماد زناشویی» باشد و بنابراین بهعنوان «دلیلی موجه برای طلاق» پذیرفته میشود.
قضیه از این قرار بود که در پروندهای مربوط به طلاق در شهر کایسری (قیصریه) ترکیه، دادگاه ابتدا درخواست طلاق زن را پذیرفت و برای او نفقه موقت و غرامت مادی و معنوی در نظر گرفت. سپس در دادگاه تجدیدنظر و نهایتاً در دیوان عالی، حکم «تضعیف اعتماد زناشویی» به خاطر لایک زنان دیگر صادر شد و تصمیم آن دادگاه در مورد طلاق و غرامت تأیید گردید.
به عبارت دیگر، این حکم از این پس بهعنوان سابقهی رسمی حقوقی پذیرفته شده است، یعنی «لایک کردن عکس زنان دیگر» میتواند در زمرهی شواهد قانونی در دعوی طلاق در نظر گرفته شود.
اگرچه این حکم به معنی این نیست که لایک زدن به زنان دیگر در ترکیه معادل خیانت جنسی محسوب میشود، در متن حکم هم آمده است که «لایک به خودی خود زنا نیست»، بلکه «رفتاری است که ممکن است به اعتماد زناشویی آسیب بزند» و بنابراین «میتواند بهعنوان دلیلی موجه برای طلاق» پذیرفته شود.
@Kherad_jensi
😁35👏31👍10👎8❤3
عدالت بدون پیش شرط!
ریاست محترم قوه قضائیه
جناب آقای دکتر غلامحسین محسنی اژهای
با سلام،
مستحضرید براساس ماده ۳۸۲ قانون مجازات اسلامی، در صورتی که مردی مرتکب قتل زن شود، خانوادهٔ مقتول برای اجرای حق قصاص، ملزم به پرداخت مابهالتفاوت دیهٔ زن و مرد هستند.
این شرط مالی، در عمل اجرای عدالت را برای بسیاری از خانوادههای زنان مقتول—بهویژه خانوادههایی با توان اقتصادی محدود—دشوار یا غیرممکن میسازد و دسترسی برابر شهروندان به عدالت کیفری را با مانعی تبعیضآمیز مواجه میکند.
بدینوسیله، ما امضاکنندگان این کارزار، با توجه به ظرفیتهای فقهی و قانونی موجود، خواستار بازنگری در مقررات مربوط و حذف شرط پرداخت تفاضل دیه برای اعمال حق قصاص در قتل زنان هستیم تا حق قصاص، بدون تبعیض و بهصورت برابر برای همهٔ خانوادههای مقتولان، فارغ از جنسیت، قابل اجرا باشد.
لازم به تصریح است که این کارزار بههیچوجه در مقام تشویق، ترویج یا تأیید اجرای مجازات قصاص نیست، بلکه هدف آن صرفاً جلب توجه افکار عمومی و مسئولان به وجود تبعیضها و نابرابریهای قانونی در مقررات مختلف و طرح مطالبهٔ اصلاح آنها در چارچوب عدالت، قانون و موازین حقوقی است.
با احترام؛
جمعی از مردم ایران
امضای کارزار👇
https://www.karzar.net/278744
@kherad_jensi
ریاست محترم قوه قضائیه
جناب آقای دکتر غلامحسین محسنی اژهای
با سلام،
مستحضرید براساس ماده ۳۸۲ قانون مجازات اسلامی، در صورتی که مردی مرتکب قتل زن شود، خانوادهٔ مقتول برای اجرای حق قصاص، ملزم به پرداخت مابهالتفاوت دیهٔ زن و مرد هستند.
این شرط مالی، در عمل اجرای عدالت را برای بسیاری از خانوادههای زنان مقتول—بهویژه خانوادههایی با توان اقتصادی محدود—دشوار یا غیرممکن میسازد و دسترسی برابر شهروندان به عدالت کیفری را با مانعی تبعیضآمیز مواجه میکند.
بدینوسیله، ما امضاکنندگان این کارزار، با توجه به ظرفیتهای فقهی و قانونی موجود، خواستار بازنگری در مقررات مربوط و حذف شرط پرداخت تفاضل دیه برای اعمال حق قصاص در قتل زنان هستیم تا حق قصاص، بدون تبعیض و بهصورت برابر برای همهٔ خانوادههای مقتولان، فارغ از جنسیت، قابل اجرا باشد.
لازم به تصریح است که این کارزار بههیچوجه در مقام تشویق، ترویج یا تأیید اجرای مجازات قصاص نیست، بلکه هدف آن صرفاً جلب توجه افکار عمومی و مسئولان به وجود تبعیضها و نابرابریهای قانونی در مقررات مختلف و طرح مطالبهٔ اصلاح آنها در چارچوب عدالت، قانون و موازین حقوقی است.
با احترام؛
جمعی از مردم ایران
امضای کارزار👇
https://www.karzar.net/278744
@kherad_jensi
👏35👍11❤7👎3
Forwarded from کارزار
📣 نشست بررسی مسئله کودک همسری
📅 دوشنبه ۱ دی ۱۴۰۴
🕕 ۱۷ تا ۲۰
📍 کافهرویداد کارزار
🔗 ثبتنام رایگان:
http://evand.com/karzar
🔸در پی انتشار گزارشی از روزنامه شرق درباره فعالیت یک پلتفرم همسریابی که امکان ثبتنام و ازدواج کودکان زیر ۱۸ سال را فراهم میکند، بار دیگر مسئلهی کودکهمسری بهعنوان یک بحران اجتماعی و حقوقی جدی مطرح شد. همزمان با این گزارش، در سالهای اخیر کارزارهای متعددی علیه کودکهمسری شکل گرفتهاند.
🔸از درخواست ممنوعیت قانونی کودکهمسری گرفته تا اعتراض به ازدواج کودکان ۱۳ تا ۱۸ سال. این کارزارها مجموعاً هزاران امضا از شهروندان دریافت کردهاند؛ در ادامهی انتشار این خبر و در امتداد همین کارزارها، قصد داریم در این رویداد بهطور مشخص به مسئله کودکهمسری و راههای مواجهه با آن گفتوگو کنیم.
🔸این رویداد با مشارکت روزنامه شرق و با حضور دکتر محمد روشن، دکتر فاطمه اسماعیلی، مرضیه مددی دارستانی، شیما قوشه، شیرین احمدنیا، الهه خوشنویس، ایوب اسلامیان، زهرا افتخارزاده، لیلی ارشد و باقی کارشناسان است.
#قدرت_بی_قدرتان ✌🏻
@karzarnet
@sharghdaily
📅 دوشنبه ۱ دی ۱۴۰۴
🕕 ۱۷ تا ۲۰
📍 کافهرویداد کارزار
🔗 ثبتنام رایگان:
http://evand.com/karzar
🔸در پی انتشار گزارشی از روزنامه شرق درباره فعالیت یک پلتفرم همسریابی که امکان ثبتنام و ازدواج کودکان زیر ۱۸ سال را فراهم میکند، بار دیگر مسئلهی کودکهمسری بهعنوان یک بحران اجتماعی و حقوقی جدی مطرح شد. همزمان با این گزارش، در سالهای اخیر کارزارهای متعددی علیه کودکهمسری شکل گرفتهاند.
🔸از درخواست ممنوعیت قانونی کودکهمسری گرفته تا اعتراض به ازدواج کودکان ۱۳ تا ۱۸ سال. این کارزارها مجموعاً هزاران امضا از شهروندان دریافت کردهاند؛ در ادامهی انتشار این خبر و در امتداد همین کارزارها، قصد داریم در این رویداد بهطور مشخص به مسئله کودکهمسری و راههای مواجهه با آن گفتوگو کنیم.
🔸این رویداد با مشارکت روزنامه شرق و با حضور دکتر محمد روشن، دکتر فاطمه اسماعیلی، مرضیه مددی دارستانی، شیما قوشه، شیرین احمدنیا، الهه خوشنویس، ایوب اسلامیان، زهرا افتخارزاده، لیلی ارشد و باقی کارشناسان است.
#قدرت_بی_قدرتان ✌🏻
@karzarnet
@sharghdaily
👍22❤3👎2
اندیشکده خرد جنسی
عدالت بدون پیش شرط! ریاست محترم قوه قضائیه جناب آقای دکتر غلامحسین محسنی اژهای با سلام، مستحضرید براساس ماده ۳۸۲ قانون مجازات اسلامی، در صورتی که مردی مرتکب قتل زن شود، خانوادهٔ مقتول برای اجرای حق قصاص، ملزم به پرداخت مابهالتفاوت دیهٔ زن و مرد هستند.…
حدود ٤٢ میلیون زن در کشور داریم.
حدود پنجهزار عضو این کانال را خانمها تشکیل میدهند.
امضای این کارزار که برای ارتقای سطح منزلت و حقوق زنان است کاملا رایگان و کمتر از یک دقیقه وقت میخواهد!
هیچ حرکت مثبتی بدون تلاش و پیگیری و اصرار مجدانه در ساختارهای مرد سالار فعلی امکان پذیر نیست!
چرا تعلل؟
👇
https://www.karzar.net/278744
حدود پنجهزار عضو این کانال را خانمها تشکیل میدهند.
امضای این کارزار که برای ارتقای سطح منزلت و حقوق زنان است کاملا رایگان و کمتر از یک دقیقه وقت میخواهد!
هیچ حرکت مثبتی بدون تلاش و پیگیری و اصرار مجدانه در ساختارهای مرد سالار فعلی امکان پذیر نیست!
چرا تعلل؟
👇
https://www.karzar.net/278744
www.karzar.net
امضا کنید: کارزار درخواست بازنگری در شرط پرداخت تفاضل دیه برای قصاص
ما امضاکنندگان این کارزار خواستار حذف شرط پرداخت تفاضل دیه برای قصاص در قتل زنان هستیم.
💯33❤9👍4😁2
افبیآی به مدت ۱۰ سال، پورنوگرافی کودکان توسط جفری اپستین نادیده گرفت
بر اساس گزارش روزنامه نیویورک پست، اسناد تازه منتشرشده نشان میدهد که دفتر تحقیقات فدرال آمریکا (افبیآی) در سال ۱۹۹۶ از علاقه و اقدامات جفری اپستین به پورنوگرافی کودکان مطلع شده بود، اما نزدیک به ۱۰ سال این هشدار را نادیده گرفت و اقدامی جدی انجام نداد.
ماریا فارمر، هنرمند و کارمند سابق اپستین، در سوم سپتامبر ۱۹۹۶ به افبیآی شکایت کرد و اعلام نمود که اپستین عکسهای خواهران زیر سن قانونیاش (۱۲ و ۱۶ ساله) را دزدیده و احتمالاً به خریداران فروخته است.
او همچنین گفت اپستین از او خواسته بود از دختران جوان در استخرها عکس بگیرد و تهدید کرده بود که اگر کسی مطلع شود، خانهاش را آتش خواهد زد.
@kherad_jensi
بر اساس گزارش روزنامه نیویورک پست، اسناد تازه منتشرشده نشان میدهد که دفتر تحقیقات فدرال آمریکا (افبیآی) در سال ۱۹۹۶ از علاقه و اقدامات جفری اپستین به پورنوگرافی کودکان مطلع شده بود، اما نزدیک به ۱۰ سال این هشدار را نادیده گرفت و اقدامی جدی انجام نداد.
ماریا فارمر، هنرمند و کارمند سابق اپستین، در سوم سپتامبر ۱۹۹۶ به افبیآی شکایت کرد و اعلام نمود که اپستین عکسهای خواهران زیر سن قانونیاش (۱۲ و ۱۶ ساله) را دزدیده و احتمالاً به خریداران فروخته است.
او همچنین گفت اپستین از او خواسته بود از دختران جوان در استخرها عکس بگیرد و تهدید کرده بود که اگر کسی مطلع شود، خانهاش را آتش خواهد زد.
@kherad_jensi
🤬49🤯5❤3😢1
این گفتگو را شبکههای اجتماعی تقطیع نکردهاند. تقطیع به سلیقه خود سخنران، آقای اقبالی، از نویسندگان لایحه عفاف و حجاب صورت گرفته است. گل سخنان خود را دستچین کردهاند.
استاد دانشگاهی که معتقد است حاکمیت حداقل یک دهه است که با مقوله برهنگی!! در جامعه مدارا کرده است.
احیانا کسی هست که داستانهای تلخ گشت ارشاد را فراموش کرده باشد؟! مادری که دنبال گشت ارشاد میدود، دختری که به وحشیانهترین حالت ممکن توسط نفرات گشت ارشاد روی زمین کشیده میشود و دهها تجربه تلخ دیگر که فقط برخی از آنها فرصت رسانهای شدن پیدا کردند.
کسی هست که حادثه وحشتناک علیه مرحومه #مهسا_امینی فراموش کرده باشد؟!
ما با جماعتی روبرو هستیم که درکمال وقاحت، در صدا و سیما تاریخ را وارونه میسازند و توقع تشویق و حمایت هم دارند.
ریاست دانشگاه الزهرا و گروه مطالعات زنان دانشگاه باید پاسخگوی چرایی جذب و ماندگاری چنین اساتیدی باشند.
▪️در کنار گفتگوی مذکور در شبکه سه سیما، نمونههای اندکی از تعرض گشت ارشاد و به تعبیر ایشان، مدارای حاکمیت با پوشش زنان را شاهدیم. آنهم صرفا برای یادآوری به طرفداران امثال ایشان.
#نه_به_گشتارشاد
#مهسا_امینی
@Kherad_jensi
استاد دانشگاهی که معتقد است حاکمیت حداقل یک دهه است که با مقوله برهنگی!! در جامعه مدارا کرده است.
احیانا کسی هست که داستانهای تلخ گشت ارشاد را فراموش کرده باشد؟! مادری که دنبال گشت ارشاد میدود، دختری که به وحشیانهترین حالت ممکن توسط نفرات گشت ارشاد روی زمین کشیده میشود و دهها تجربه تلخ دیگر که فقط برخی از آنها فرصت رسانهای شدن پیدا کردند.
کسی هست که حادثه وحشتناک علیه مرحومه #مهسا_امینی فراموش کرده باشد؟!
ما با جماعتی روبرو هستیم که درکمال وقاحت، در صدا و سیما تاریخ را وارونه میسازند و توقع تشویق و حمایت هم دارند.
ریاست دانشگاه الزهرا و گروه مطالعات زنان دانشگاه باید پاسخگوی چرایی جذب و ماندگاری چنین اساتیدی باشند.
▪️در کنار گفتگوی مذکور در شبکه سه سیما، نمونههای اندکی از تعرض گشت ارشاد و به تعبیر ایشان، مدارای حاکمیت با پوشش زنان را شاهدیم. آنهم صرفا برای یادآوری به طرفداران امثال ایشان.
#نه_به_گشتارشاد
#مهسا_امینی
@Kherad_jensi
👍70❤10👎4
این تصاویر مربوط به نمازجمعهی اخیر (۲۱ آذر ۰۴) در شهر اهواز است که در آن به ابتکار امام جمعه و بهمناسبت روز زن، محل استقرار زنان و مردان نمازگزار جابهجا شده بود. به عبارت دیگر، با یک دستکاری کوچک در فضای آیین و تسهیم آن، زنان از "حاشیه"ی آیینِ به "متن" آن آمدند. موقع نماز هم به رعایت قاعدهی [فعلیِ] فقهی، تنها صف اول را مردان ایستادند و بقیهی صفوف نزدیک امام جمعه به زنان اختصاص داشت.
چندی پیش هم برای نخستینبار نمازجماعتی به امامت یک زن از سیما پخش شد. این رخدادهای کوچک، برای کسانی که روند تغییراتِ گاه آرام و بطئی و گاه پرشتاب و آشکار در عرفِ دینی جامعهی ایرانی را دنبال میکنند، محل درنگ است.
مهم نیست که چنین رخدادهایی را نمایشی و واکنشی بدانیم یا خیر. مهم آن است که این رخدادهای کوچک به ما نشان میدهند آنچه "وضعیت طبیعی" تلقی میشود، چندان هم طبیعی نیست و بسیاری اوقات صرفا یک عادت است که به هردلیل میتواند روزی تغییر کند.
سیالیت و صیرورت البته از ویژگیهای دینداری و فرهنگ دینی بوده و هست. اما به نظر میرسد در روند تغییرات دینی آینده، زنان به طور خاص سوژگی و کانونیت خواهند داشت.
@mohsenhesammazaheri
چندی پیش هم برای نخستینبار نمازجماعتی به امامت یک زن از سیما پخش شد. این رخدادهای کوچک، برای کسانی که روند تغییراتِ گاه آرام و بطئی و گاه پرشتاب و آشکار در عرفِ دینی جامعهی ایرانی را دنبال میکنند، محل درنگ است.
مهم نیست که چنین رخدادهایی را نمایشی و واکنشی بدانیم یا خیر. مهم آن است که این رخدادهای کوچک به ما نشان میدهند آنچه "وضعیت طبیعی" تلقی میشود، چندان هم طبیعی نیست و بسیاری اوقات صرفا یک عادت است که به هردلیل میتواند روزی تغییر کند.
سیالیت و صیرورت البته از ویژگیهای دینداری و فرهنگ دینی بوده و هست. اما به نظر میرسد در روند تغییرات دینی آینده، زنان به طور خاص سوژگی و کانونیت خواهند داشت.
@mohsenhesammazaheri
❤39😁17👍14👎6
زورگیری عجیب سه دختر لندکروزسوار در شمال تهران
یک پرونده غیرمعمول زورگیری در روزهای اخیر توجه افکار عمومی را به خود جلب کرده است؛ پروندهای که متهمان آن نه با انگیزه مالی، بلکه با هدف هیجانجویی دست به سرقتهای مسلحانه زدهاند.
بر اساس توضیحات جواد عزیزی، مدیر گروه «سرنخ»، سه دختر جوان با خودروی لندکروز در محدوده پارکوی و خیابانهای شمال تهران اقدام به زورگیری از پسران جوان کردند. این افراد با پوشاندن چهره، در دست داشتن چاقو، پنجهبوکس و شوکر، شهروندان را تهدید و تلفن همراه آنها را سرقت میکردند.
به گفته عزیزی، متهمان در اعترافات خود اعلام کردهاند که پیش از ارتکاب جرم، اقدام به مصرف مواد توهمزا از جمله گل کرده بودند و در شرایط روانی ناپایدار، تصمیم به انجام «کاری هیجانانگیز» گرفتهاند. آنها عنوان کردهاند که سرقت را بهعنوان هیجانبرانگیزترین گزینه انتخاب کردهاند.
اولین سرقت در یکی از خیابانهای شمال تهران رخ داد و بلافاصله پس از فرار سارقان، مالباخته موضوع را به پلیس گزارش کرد. حدود یک ساعت بعد، دو گزارش مشابه دیگر از همان محدوده به مرکز فوریتهای پلیسی اعلام شد که نشان از فعالیت سریالی متهمان داشت.
پایان این ماجرا اما غیرمنتظره بود. همان روز، پلیس از وقوع یک تصادف رانندگی در شمال تهران مطلع شد. بررسیها نشان داد سرنشینان خودروی حادثهدیده، همان سه دختری هستند که مشخصات آنها با توصیف سارقان مطابقت دارد.
در بازرسی از خودرو، گوشیهای سرقتی کشف شد؛ اموالی که متهمان حتی فرصت انتقال یا فروش آنها را پیدا نکرده بودند.
نکته قابلتوجه این پرونده آن است که بنا بر اظهارات پلیس، متهمان هیچگونه مشکل مالی نداشتند و حتی یکی از آنها خودروی لندکروز را بهعنوان هدیه تولد از پدرش دریافت کرده بود.
این پرونده بار دیگر توجهها را به افزایش مصرف مواد توهمزا در میان جوانان و تأثیر آن بر بروز جرایم غیرمنتظره و خشن جلب کرده است؛ جرایمی که نه از فقر، بلکه از هیجانطلبی و اختلال در تصمیمگیری ناشی میشوند.
@kherad_jensi
یک پرونده غیرمعمول زورگیری در روزهای اخیر توجه افکار عمومی را به خود جلب کرده است؛ پروندهای که متهمان آن نه با انگیزه مالی، بلکه با هدف هیجانجویی دست به سرقتهای مسلحانه زدهاند.
بر اساس توضیحات جواد عزیزی، مدیر گروه «سرنخ»، سه دختر جوان با خودروی لندکروز در محدوده پارکوی و خیابانهای شمال تهران اقدام به زورگیری از پسران جوان کردند. این افراد با پوشاندن چهره، در دست داشتن چاقو، پنجهبوکس و شوکر، شهروندان را تهدید و تلفن همراه آنها را سرقت میکردند.
به گفته عزیزی، متهمان در اعترافات خود اعلام کردهاند که پیش از ارتکاب جرم، اقدام به مصرف مواد توهمزا از جمله گل کرده بودند و در شرایط روانی ناپایدار، تصمیم به انجام «کاری هیجانانگیز» گرفتهاند. آنها عنوان کردهاند که سرقت را بهعنوان هیجانبرانگیزترین گزینه انتخاب کردهاند.
اولین سرقت در یکی از خیابانهای شمال تهران رخ داد و بلافاصله پس از فرار سارقان، مالباخته موضوع را به پلیس گزارش کرد. حدود یک ساعت بعد، دو گزارش مشابه دیگر از همان محدوده به مرکز فوریتهای پلیسی اعلام شد که نشان از فعالیت سریالی متهمان داشت.
پایان این ماجرا اما غیرمنتظره بود. همان روز، پلیس از وقوع یک تصادف رانندگی در شمال تهران مطلع شد. بررسیها نشان داد سرنشینان خودروی حادثهدیده، همان سه دختری هستند که مشخصات آنها با توصیف سارقان مطابقت دارد.
در بازرسی از خودرو، گوشیهای سرقتی کشف شد؛ اموالی که متهمان حتی فرصت انتقال یا فروش آنها را پیدا نکرده بودند.
نکته قابلتوجه این پرونده آن است که بنا بر اظهارات پلیس، متهمان هیچگونه مشکل مالی نداشتند و حتی یکی از آنها خودروی لندکروز را بهعنوان هدیه تولد از پدرش دریافت کرده بود.
این پرونده بار دیگر توجهها را به افزایش مصرف مواد توهمزا در میان جوانان و تأثیر آن بر بروز جرایم غیرمنتظره و خشن جلب کرده است؛ جرایمی که نه از فقر، بلکه از هیجانطلبی و اختلال در تصمیمگیری ناشی میشوند.
@kherad_jensi
😱38😁19🤔9❤3🔥1