This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴بازی تلخ و ادامه دار قانون حجاب!
(نظرات امام خمینی در مورد پوشش مردان)
🔸آیا پوشیدن پیراهن آستین کوتاه برای مردان به دور از حجاب می باشد یا خیر؟
بسمه تعالی، بر مرد لازم است پوشاندن عورت، و پوشاندن بقیۀ بدن بر او واجب نیست.
🔸لطفاً بفرمایید حدود پوشش شرعی مرد نسبت به زن نامحرم تا کجا است؟
بسمه تعالی، نظر زن به بدن مرد اجنبی جایز نیست، ولی بر مرد لازم نیست خود را بپوشاند.
🔸حد پوشیدگی برای مردان و زنان هر کدام چقدر است؟ آیا تجاوز از کمترین مقدار آن حرام است؟
بسمه تعالی، بر مرد ستر عورتین واجب است و ستر باقی بدن واجب نیست.
📌جرم انگاری بر پوشش مردان آنهم در سطح شلوارک(شلوار تا پایین زانو که همین هم در ذهن عده ای دارای تحریکات جنسی است) و یا تیشرت اندامی رسما مایه وهن دین است و براساس همان الگوی تکخوانشی انحصارطلبانه و پرایراد از تفقه، مبنای شرعی نمی تواند داشته باشد.
📌🔸آیا براستی پیش از انجام امور تعقل و تدبر نمی شود؟
با این تفاسیر پوشش احرام حاجیان در آن فضای مختلط را چگونه تفسیر می کنند؟!
https://t.me/kherad_jensi
https://t.me/seyyedhashemfirouzi
(نظرات امام خمینی در مورد پوشش مردان)
🔸آیا پوشیدن پیراهن آستین کوتاه برای مردان به دور از حجاب می باشد یا خیر؟
بسمه تعالی، بر مرد لازم است پوشاندن عورت، و پوشاندن بقیۀ بدن بر او واجب نیست.
🔸لطفاً بفرمایید حدود پوشش شرعی مرد نسبت به زن نامحرم تا کجا است؟
بسمه تعالی، نظر زن به بدن مرد اجنبی جایز نیست، ولی بر مرد لازم نیست خود را بپوشاند.
🔸حد پوشیدگی برای مردان و زنان هر کدام چقدر است؟ آیا تجاوز از کمترین مقدار آن حرام است؟
بسمه تعالی، بر مرد ستر عورتین واجب است و ستر باقی بدن واجب نیست.
📌جرم انگاری بر پوشش مردان آنهم در سطح شلوارک(شلوار تا پایین زانو که همین هم در ذهن عده ای دارای تحریکات جنسی است) و یا تیشرت اندامی رسما مایه وهن دین است و براساس همان الگوی تکخوانشی انحصارطلبانه و پرایراد از تفقه، مبنای شرعی نمی تواند داشته باشد.
📌🔸آیا براستی پیش از انجام امور تعقل و تدبر نمی شود؟
با این تفاسیر پوشش احرام حاجیان در آن فضای مختلط را چگونه تفسیر می کنند؟!
https://t.me/kherad_jensi
https://t.me/seyyedhashemfirouzi
من خیلی جوان بودم که نقش مادری را قبول کردم. دخترک ۲۲ ساله را تصور کنید. زمانی که بهترین وقت خوشگذرانی و جمع کردن تجارب اجتماعی ست، دو چشمم را به فرزندم دوخته بودم. این انتخاب من بود. به انتخابم هنوز هم شک نکردم. اگرچه مسیر سخت و پررنجی را از سر گذراندم، اما میارزید.
بیست و شش ساله شدم که برای بار دوم نقش مادری را پذیرفتم. درحالیکه برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد، درست در زمان بارداری، کنکور دادم و بلافاصله بعد از تولد فرزندم مشغول به تحصیل شدم. این هم انتخاب من بود.
در تمام این انتخابها، کسی مقصر نبود. من خواستم و شد! به همین سادگی نبود ولی یک خطیاش همین است! تمام مسیر آمده، انتخاب من بود.
تمام این سالها من در تکاپو بودم تا به زمان حالا و اکنون برسم، بچهها نوجوان شوند و استقلال نسبی برای امورشان داشته باشند. در میان این تکاپو و هیاهو، مواجههی جامعهی پیرامون من آنقدر متنوع بود که همان اول، همهشان را کنار زدم. نمی شود آدمی خودش را با این همه تنوع سازگار کند .
مثلا اگر اوقاتی را با دوستان میگذراندم، عدهای معتقد بودند تو جوانی نکردی حالا داری تلافی میکنی! حالا مثلا سی ساله بودم و همان وقت هم برای جوانی کردن دیر نبود. عدهی دیگر میپرسیدند: واقعا تنها رفتی سفر؟ انگار که آفریده شده باشم تا برای همیشه مادری کنم! دیگری معتقد بود: تو که این همه برای فرزندانت وقت میگذاری و هویتت خلاصه شده به هویت مادرانهات، حواست هست پنجاه ساله که باشی، پسرانت سراغت را هم نمیگیرند و آنوقت است که میفهمی باختی؟ انگار که مثلا اگر وقت نگذارم بعدا همینها به منِ مادر، عذاب وجدان نمیدهند! میگفتند خودت را معرفی کن! هرطور معرفی میکردی کسی بود که ان قلتی را بیندازد وسط! میگفتی معمارم، بعدا متوجه میشدند مادر هستی، میگفتند واقعا نباید بگی مادر هم هستی؟ خب آخر چرا باید در حوزهی کار، شناسنامهام را به گردنم بیندازم؟ میگفتی مادرم، اعتمادشان سست میشد که آخر شما مسئولیت سنگینی داری، مطمئن نیستیم بتوانید برای ما وقت بگذارید!
و اصلا کسی نیست و نبود از تمام این صاحبنظران پلاستیکی بپرسد: آیا هیچ وقت اجازه میدهید زنی از آنچه انتخاب کرده، خرسند باشد و به آن ببالد؟
یا ما زنها برای کسب رضایت از زندگیمان هم باید بجنگیم؟ باید دائم مقابل این صاحبنظران پلاستیکی لبخند بزنیم که خب چرا فکر میکنی انتخاب من، مبتنی بر خواست درونی ام نیست؟ چه دلیلی دارد که زنها را با احساس گناه همیشگی مواجه کنیم، جز اینکه جامعهی مردسالار ازین حربه برای کنترل جامعهی زنان بهره میبرد!؟ مجبور کردن زنان به توضیحات، هُل دادن آنها به موضع انفعال است. این طناب خیلی وقت است که پوسیده!
به عبارت دیگر، آیا شما مقابل همین زنی که برای من توصیف میکنید، زبان در کام میبرید؟ یا همچنان به تصویری از زنی چون من بهره خواهید برد تا به دیگری، احساس گناه مستمر بدهید؟
من قبلتر حتی با زن آمریکایی هم قیاس شدهام. که او در موقعیت تو چنین و چنان عمل میکرد. نه اینکه تصور کنید اینها را آدمهای معمولی گفته باشند. در تمام این اظهار نظرها، افراد به ظاهر موفق و اجتماعی حضور دارند که بعضا عناوینشان را لوکوموتیو هم نمیکشد.
وقتی تلاش برخی از مردان و زنان اینچنینی را برای آزادی حق پوشش زنان، میبینم. دلم میخواهد روبرویشان بنشینم و به یادشان بیاورم که برای تار و پود پوسیدهی افکارشان، این نخ ابریشمِ "زن، زندگی، آزادی" جفت و جور نمیشود.
این حرفها اصلا جدید نیست. اما به گمانم از هر زبان که جاری شود نامکرر است . این رنج مدام و پیوسته که زنان باید مراقب باشند آنطوری زندگی کنند که بالاخره حرفی نشنوند، یا اگر شنیدند آنقدر قوی باشند که ادامه دهند... تا روزی که آزادی، زندگیِ زنان باشد.
@radio_zee64
@kherad_Jensi
بیست و شش ساله شدم که برای بار دوم نقش مادری را پذیرفتم. درحالیکه برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد، درست در زمان بارداری، کنکور دادم و بلافاصله بعد از تولد فرزندم مشغول به تحصیل شدم. این هم انتخاب من بود.
در تمام این انتخابها، کسی مقصر نبود. من خواستم و شد! به همین سادگی نبود ولی یک خطیاش همین است! تمام مسیر آمده، انتخاب من بود.
تمام این سالها من در تکاپو بودم تا به زمان حالا و اکنون برسم، بچهها نوجوان شوند و استقلال نسبی برای امورشان داشته باشند. در میان این تکاپو و هیاهو، مواجههی جامعهی پیرامون من آنقدر متنوع بود که همان اول، همهشان را کنار زدم. نمی شود آدمی خودش را با این همه تنوع سازگار کند .
مثلا اگر اوقاتی را با دوستان میگذراندم، عدهای معتقد بودند تو جوانی نکردی حالا داری تلافی میکنی! حالا مثلا سی ساله بودم و همان وقت هم برای جوانی کردن دیر نبود. عدهی دیگر میپرسیدند: واقعا تنها رفتی سفر؟ انگار که آفریده شده باشم تا برای همیشه مادری کنم! دیگری معتقد بود: تو که این همه برای فرزندانت وقت میگذاری و هویتت خلاصه شده به هویت مادرانهات، حواست هست پنجاه ساله که باشی، پسرانت سراغت را هم نمیگیرند و آنوقت است که میفهمی باختی؟ انگار که مثلا اگر وقت نگذارم بعدا همینها به منِ مادر، عذاب وجدان نمیدهند! میگفتند خودت را معرفی کن! هرطور معرفی میکردی کسی بود که ان قلتی را بیندازد وسط! میگفتی معمارم، بعدا متوجه میشدند مادر هستی، میگفتند واقعا نباید بگی مادر هم هستی؟ خب آخر چرا باید در حوزهی کار، شناسنامهام را به گردنم بیندازم؟ میگفتی مادرم، اعتمادشان سست میشد که آخر شما مسئولیت سنگینی داری، مطمئن نیستیم بتوانید برای ما وقت بگذارید!
و اصلا کسی نیست و نبود از تمام این صاحبنظران پلاستیکی بپرسد: آیا هیچ وقت اجازه میدهید زنی از آنچه انتخاب کرده، خرسند باشد و به آن ببالد؟
یا ما زنها برای کسب رضایت از زندگیمان هم باید بجنگیم؟ باید دائم مقابل این صاحبنظران پلاستیکی لبخند بزنیم که خب چرا فکر میکنی انتخاب من، مبتنی بر خواست درونی ام نیست؟ چه دلیلی دارد که زنها را با احساس گناه همیشگی مواجه کنیم، جز اینکه جامعهی مردسالار ازین حربه برای کنترل جامعهی زنان بهره میبرد!؟ مجبور کردن زنان به توضیحات، هُل دادن آنها به موضع انفعال است. این طناب خیلی وقت است که پوسیده!
به عبارت دیگر، آیا شما مقابل همین زنی که برای من توصیف میکنید، زبان در کام میبرید؟ یا همچنان به تصویری از زنی چون من بهره خواهید برد تا به دیگری، احساس گناه مستمر بدهید؟
من قبلتر حتی با زن آمریکایی هم قیاس شدهام. که او در موقعیت تو چنین و چنان عمل میکرد. نه اینکه تصور کنید اینها را آدمهای معمولی گفته باشند. در تمام این اظهار نظرها، افراد به ظاهر موفق و اجتماعی حضور دارند که بعضا عناوینشان را لوکوموتیو هم نمیکشد.
وقتی تلاش برخی از مردان و زنان اینچنینی را برای آزادی حق پوشش زنان، میبینم. دلم میخواهد روبرویشان بنشینم و به یادشان بیاورم که برای تار و پود پوسیدهی افکارشان، این نخ ابریشمِ "زن، زندگی، آزادی" جفت و جور نمیشود.
این حرفها اصلا جدید نیست. اما به گمانم از هر زبان که جاری شود نامکرر است . این رنج مدام و پیوسته که زنان باید مراقب باشند آنطوری زندگی کنند که بالاخره حرفی نشنوند، یا اگر شنیدند آنقدر قوی باشند که ادامه دهند... تا روزی که آزادی، زندگیِ زنان باشد.
@radio_zee64
@kherad_Jensi
عباس عبدی: دولت و مجلس کنونی سالانه حداقل ۲۵ هزار میلیارد تومان هزینه کردهاند تا زاد و ولد را افزایش دهند، ولی در عمل حدود ۲۵ هزار نوزاد هم کمتر متولد شده است، هزینه آن نیز به ازای کاهش تولد هر کودک، یک میلیارد تومان است
مهمتر از این دستاورد منفی این است که آیا کسی هست که جرات اذعان به این شکست را داشته باشد و از همین امروز، سیاست را تغییر دهد؟
سیاست غلط خطرناک هست ولی با اصلاح آن، میتوان خطر را رفع کرد. در حالی که اصرار به ادامه سیاست غلط؛ ویرانگر است.اعتماد
@kherad_Jensi
مهمتر از این دستاورد منفی این است که آیا کسی هست که جرات اذعان به این شکست را داشته باشد و از همین امروز، سیاست را تغییر دهد؟
سیاست غلط خطرناک هست ولی با اصلاح آن، میتوان خطر را رفع کرد. در حالی که اصرار به ادامه سیاست غلط؛ ویرانگر است.اعتماد
@kherad_Jensi
عضو قرارگاه جمعیت وزارت کشور:
🔹 سال به سال نرخ رشد جمعیت کشور کمتر می شود
🔹 نرخ رشد جمعیت به کمتر از ۷ درصد رسیده؛ این در طول تاریخ ایران بیسابقه بوده
@Entekhab_ir
@kherad_Jensi
🔹 سال به سال نرخ رشد جمعیت کشور کمتر می شود
🔹 نرخ رشد جمعیت به کمتر از ۷ درصد رسیده؛ این در طول تاریخ ایران بیسابقه بوده
@Entekhab_ir
@kherad_Jensi
🔴راه نجات!
«نرخ رشد جمعیت به کمتر از ۷/ درصد رسیده؛ این در طول تاریخ ایران بیسابقه بوده است.»
📌هیچ مفر نجاتی جز بازگشت به دامان و خواست مردم با محوریت دو مولفه اقتصاد و فرهنگ وجود ندارد.
با اقتصاد تحت سیطره ایدئولوژی سیاسی مرد را به بند کشیده اید.
و با فرهنگ تحت سیطره ایدئولوژی متعصبانه زن را!
فلذا آنچه دارد قربانی می شود #خانواده است که نمادین ترین شکل آن همین کاهش در تشکیل(تجرد)سستی در تثبیت(طلاق) و ناکامی در توسعه(فرزندآوری)است.
https://t.me/kherad_jensi
https://t.me/seyyedhashemfirouzi
«نرخ رشد جمعیت به کمتر از ۷/ درصد رسیده؛ این در طول تاریخ ایران بیسابقه بوده است.»
📌هیچ مفر نجاتی جز بازگشت به دامان و خواست مردم با محوریت دو مولفه اقتصاد و فرهنگ وجود ندارد.
با اقتصاد تحت سیطره ایدئولوژی سیاسی مرد را به بند کشیده اید.
و با فرهنگ تحت سیطره ایدئولوژی متعصبانه زن را!
فلذا آنچه دارد قربانی می شود #خانواده است که نمادین ترین شکل آن همین کاهش در تشکیل(تجرد)سستی در تثبیت(طلاق) و ناکامی در توسعه(فرزندآوری)است.
https://t.me/kherad_jensi
https://t.me/seyyedhashemfirouzi
Telegram
اندیشکده خرد جنسی
تلاش برای توصیف، تحلیل و تولید گفتمان با تکیه برجمهوریت، در حوزه زیست جنسی مان.
ارتباط با ادمین
@Yek_pishnahad_sade
ارتباط با ادمین
@Yek_pishnahad_sade
در رسانهها خواندم که طی تصمیم اعضای شورای فرهنگ عمومی شهرستان آستارا، ممنوعیت برگزاری مجالس ترحیم در تالارهای شهرستان و همچنین استفاده از تصاویر بانوان در اعلامیهها و سنگ مزار به تصویب این شورا رسیده است. و باز هم بانوان!
نوشته زیر را چند سال قبل منتشر کردم که با اندکتغییراتی دوباره منتشر میشود.
مجلس ترحیم دیگری باید؟
✍فردین علیخواه|عضو گروه جامعهشناسی دانشگاه گیلان
در سالهای اخیر برخی از ایرانیان ترجیح میدهند تا مجلس ترحیم عزیزان خود را نه در سالنهای مساجد شهر بلکه در سالنهای پذیرایی وابسته به بخش خصوصی برگزار کنند. واقعیت آن است که سبک زندگی، سلایق، افکار و جهانبینی بخش قابلتوجهی از جامعه ایرانی دچار تغییراتی شده است که ظاهراً نهادهای رسمی کشور نمیخواهند و یا به هر دلیلی نمیتوانند با آن همراه و همگام شوند و همین امر باعث شده است تا شاهد تفاوت الگوها در شیوه اجرای مراسم و مناسبتها بین گروههایی از مردم و نهادهای رسمی باشیم. منظورم همان شکاف معروف رسمی/ غیررسمی، و به شکلی وسیعتر شکاف دولت - ملت در جامعه ایرانی است. از این لحاظ شاید تفاوتی بین عروسی و عزا وجود نداشته باشد. برای برگزاری جشن عروسی به شیوه مرسوم و متداول در جامعه ایرانی نیز گروههایی از مردم با پرداخت هزینههای بیشتر، بهناچار باید به سالنهای عروسی خارج از شهرها پناه ببرند تا بتوانند موسیقی زنده داشته باشند، آنگونه که دوست دارند لباس بپوشند و با اقوام و نزدیکان خود پایکوبی کنند.
سالنهای خاص مجالس ترحیم وابسته به مساجد ضعفی عمده دارند، اینکه همه چیز از قبل برنامهریزیشده است و سالها به شکل کلیشهای خود پیش میرود. فرقی نمیکند جامعه ایرانی و سبکهای زندگی مردمان چه تغییراتی کرده باشد. فرقی نمیکند سلیقه نسلهای جوان دچار چه تحولاتی شده باشد، فرقی نمیکند مخاطبان و شرکتکنندگان در مجلس از کدام اقشار اجتماعی باشند، فرقی نمی کند بانوان گرامی به چه موفقیتهایی در جامعه دست یافته باشند. چند دهه است که همان حرفها، همان اشعار پشتِ وانتی، همان روضهها و همان جملههای کلیشهای و کسالتآور که ارتباطی با زندگی واقعی جامعه و تغییرات سبکهای زندگی ندارد بیان میشود. بهیقین میتوانم بگویم که در این مجالس بهندرت کسی به صحبتهای مدّاح گوش میدهد. گویی مهم فقط حضور و عرض تسلیت به خانواده متوفی است. این وضعیت باعث شده است تا این مجالس تبدیل به کسلکنندهترین مجالس شوند بهگونهای که حتی حوصله سالمندان نیز از حضور در آن سر رود و بهناچار مدام درگوشی با یکدیگر صحبت کنند.
تفکیک جنسیتی یکی دیگر از مشکلات جدی سالنهای مجالس ترحیم مساجد است. امروزه باتوجهبه حضور و مشارکت زنان در عرصههای مختلف جامعه، بسیاری از کسانی که در این مجالس شرکت میکنند نه از اقوام بلکه همکاران، دوستان و همکلاسیهای جنس مخالف اعضای خانواده متوفی هستند؛ ولی نکته آن است که آنان امکان تسلیت و دیدار حضوری ندارند و اگر بخواهند حضوری تسلیت بگویند باید تا پایان مجلس صبر کنند تا در بیرون از سالن و در خیابان به سوگوار تسلیت بگویند.
فعلاً برگزاری مجلس ترحیم در سالنهای بخش خصوصی، متعلق به اقشار تحصیلکرده، فرهنگی و متفاوت جامعه است؛ ولی پیشبینی میشود که در صورت عدم تغییر جدی در شیوه اجرای مجالس ترحیم در مساجد، استقبال از این شیوههای جدید افزایش یابد. ویژگی بارز شیوه جدید برگزاری مجالس ترحیم در سالنهای بخش خصوصی، عدم تفکیک جنسیتی و حضور محترم و مؤدبانه همکاران، دوستان و آشنایان متوفی در کنار یکدیگر است. همچنین ذکر خاطرات شیرین و حتی طنزآمیز در خصوص متوفی (بهجای ذکر مصیبت و اشکدرآور)، بیان نقاط مثبت شخصیتی متوفی توسط دوستان و همکاران و همکلاسیها، در مواردی پخش موسیقی موردعلاقه یا خواندن صفحاتی از کتابهای موردعلاقه متوفی، نواختن ملودیهای غمگین با سازهای سنتی، خواندن اشعاری از حافظ و مولانا از جمله برنامههایی است که شاید بتوان گفت سالنهای بخش خصوصی را از کسالت حاکم بر سالنهای مساجد دور میکند. در ضمن، در این مجالس آدمها حس محترم بودن دارند. این بسیار مهم است. در اینجا فاصله واقعیت اجتماعی و فضای حاکم بر سالن کاهش مییابد و آنچه میگذرد همهوهمه درباره شخص متوفی است.
سبک زندگی، سلایق، جهانبینیها و افکار در جامعه ایرانی در حال تحول است. درک این نکته چندان دشوار نیست. نمیدانم چرا مدام مجبوریم نهادهای رسمی را مخاطب قرار دهیم و درباره بدیهیات بنویسم.
@fardinalikhah
@kherad_Jensi
نوشته زیر را چند سال قبل منتشر کردم که با اندکتغییراتی دوباره منتشر میشود.
مجلس ترحیم دیگری باید؟
✍فردین علیخواه|عضو گروه جامعهشناسی دانشگاه گیلان
در سالهای اخیر برخی از ایرانیان ترجیح میدهند تا مجلس ترحیم عزیزان خود را نه در سالنهای مساجد شهر بلکه در سالنهای پذیرایی وابسته به بخش خصوصی برگزار کنند. واقعیت آن است که سبک زندگی، سلایق، افکار و جهانبینی بخش قابلتوجهی از جامعه ایرانی دچار تغییراتی شده است که ظاهراً نهادهای رسمی کشور نمیخواهند و یا به هر دلیلی نمیتوانند با آن همراه و همگام شوند و همین امر باعث شده است تا شاهد تفاوت الگوها در شیوه اجرای مراسم و مناسبتها بین گروههایی از مردم و نهادهای رسمی باشیم. منظورم همان شکاف معروف رسمی/ غیررسمی، و به شکلی وسیعتر شکاف دولت - ملت در جامعه ایرانی است. از این لحاظ شاید تفاوتی بین عروسی و عزا وجود نداشته باشد. برای برگزاری جشن عروسی به شیوه مرسوم و متداول در جامعه ایرانی نیز گروههایی از مردم با پرداخت هزینههای بیشتر، بهناچار باید به سالنهای عروسی خارج از شهرها پناه ببرند تا بتوانند موسیقی زنده داشته باشند، آنگونه که دوست دارند لباس بپوشند و با اقوام و نزدیکان خود پایکوبی کنند.
سالنهای خاص مجالس ترحیم وابسته به مساجد ضعفی عمده دارند، اینکه همه چیز از قبل برنامهریزیشده است و سالها به شکل کلیشهای خود پیش میرود. فرقی نمیکند جامعه ایرانی و سبکهای زندگی مردمان چه تغییراتی کرده باشد. فرقی نمیکند سلیقه نسلهای جوان دچار چه تحولاتی شده باشد، فرقی نمیکند مخاطبان و شرکتکنندگان در مجلس از کدام اقشار اجتماعی باشند، فرقی نمی کند بانوان گرامی به چه موفقیتهایی در جامعه دست یافته باشند. چند دهه است که همان حرفها، همان اشعار پشتِ وانتی، همان روضهها و همان جملههای کلیشهای و کسالتآور که ارتباطی با زندگی واقعی جامعه و تغییرات سبکهای زندگی ندارد بیان میشود. بهیقین میتوانم بگویم که در این مجالس بهندرت کسی به صحبتهای مدّاح گوش میدهد. گویی مهم فقط حضور و عرض تسلیت به خانواده متوفی است. این وضعیت باعث شده است تا این مجالس تبدیل به کسلکنندهترین مجالس شوند بهگونهای که حتی حوصله سالمندان نیز از حضور در آن سر رود و بهناچار مدام درگوشی با یکدیگر صحبت کنند.
تفکیک جنسیتی یکی دیگر از مشکلات جدی سالنهای مجالس ترحیم مساجد است. امروزه باتوجهبه حضور و مشارکت زنان در عرصههای مختلف جامعه، بسیاری از کسانی که در این مجالس شرکت میکنند نه از اقوام بلکه همکاران، دوستان و همکلاسیهای جنس مخالف اعضای خانواده متوفی هستند؛ ولی نکته آن است که آنان امکان تسلیت و دیدار حضوری ندارند و اگر بخواهند حضوری تسلیت بگویند باید تا پایان مجلس صبر کنند تا در بیرون از سالن و در خیابان به سوگوار تسلیت بگویند.
فعلاً برگزاری مجلس ترحیم در سالنهای بخش خصوصی، متعلق به اقشار تحصیلکرده، فرهنگی و متفاوت جامعه است؛ ولی پیشبینی میشود که در صورت عدم تغییر جدی در شیوه اجرای مجالس ترحیم در مساجد، استقبال از این شیوههای جدید افزایش یابد. ویژگی بارز شیوه جدید برگزاری مجالس ترحیم در سالنهای بخش خصوصی، عدم تفکیک جنسیتی و حضور محترم و مؤدبانه همکاران، دوستان و آشنایان متوفی در کنار یکدیگر است. همچنین ذکر خاطرات شیرین و حتی طنزآمیز در خصوص متوفی (بهجای ذکر مصیبت و اشکدرآور)، بیان نقاط مثبت شخصیتی متوفی توسط دوستان و همکاران و همکلاسیها، در مواردی پخش موسیقی موردعلاقه یا خواندن صفحاتی از کتابهای موردعلاقه متوفی، نواختن ملودیهای غمگین با سازهای سنتی، خواندن اشعاری از حافظ و مولانا از جمله برنامههایی است که شاید بتوان گفت سالنهای بخش خصوصی را از کسالت حاکم بر سالنهای مساجد دور میکند. در ضمن، در این مجالس آدمها حس محترم بودن دارند. این بسیار مهم است. در اینجا فاصله واقعیت اجتماعی و فضای حاکم بر سالن کاهش مییابد و آنچه میگذرد همهوهمه درباره شخص متوفی است.
سبک زندگی، سلایق، جهانبینیها و افکار در جامعه ایرانی در حال تحول است. درک این نکته چندان دشوار نیست. نمیدانم چرا مدام مجبوریم نهادهای رسمی را مخاطب قرار دهیم و درباره بدیهیات بنویسم.
@fardinalikhah
@kherad_Jensi
🔻 مومنی، استاد دانشگاه: خجالت میکشند آمار طلاق را علنی کنند!
فرشاد مومنی، عضو هیات علمی دانشگاه طباطبایی گفت: مثلا در سطح تبلیغات رسمی این طور عنوان میشود که نظام تصمیمگیریهای اساسی ما یکی از حیاتیترین و اولویت دارترین تعادلها را تعادل در سطح خانوارها اعلام کرده است ولی همانها به خاطر این کوتهنگریهای رانتزده بساطی را برپا کردهاند که خود خجالت میکشند آمارهای رسمی مربوط به طلاق را به صورت شفاف اعلام کنند. طی چند دهه گذشته در بخش مهمی از این دوره، آمارهای طلاق در این سرزمین گرامی جزو دادههای طبقهبندی شده قرار گرفته است.
همه تعادلها به هم ریخته میشود تعادل در رابطه بین مردم و حکومت، مردم با مردم و حکومت با مردم. یعنی ما در یک کلمه میگوییم که استمرار این مناسبات دوگانه، نابرابریها را تشدید میکند در حالی که بنا بر آموزههای قرآنی، در غیاب عدالت اجتماعی و مشارکت مردم حتی انبیای الهی هم قادر نیستند که سراپرده عدل برپا کنند./ جماران
@kherad_Jensi
فرشاد مومنی، عضو هیات علمی دانشگاه طباطبایی گفت: مثلا در سطح تبلیغات رسمی این طور عنوان میشود که نظام تصمیمگیریهای اساسی ما یکی از حیاتیترین و اولویت دارترین تعادلها را تعادل در سطح خانوارها اعلام کرده است ولی همانها به خاطر این کوتهنگریهای رانتزده بساطی را برپا کردهاند که خود خجالت میکشند آمارهای رسمی مربوط به طلاق را به صورت شفاف اعلام کنند. طی چند دهه گذشته در بخش مهمی از این دوره، آمارهای طلاق در این سرزمین گرامی جزو دادههای طبقهبندی شده قرار گرفته است.
همه تعادلها به هم ریخته میشود تعادل در رابطه بین مردم و حکومت، مردم با مردم و حکومت با مردم. یعنی ما در یک کلمه میگوییم که استمرار این مناسبات دوگانه، نابرابریها را تشدید میکند در حالی که بنا بر آموزههای قرآنی، در غیاب عدالت اجتماعی و مشارکت مردم حتی انبیای الهی هم قادر نیستند که سراپرده عدل برپا کنند./ جماران
@kherad_Jensi
مرگ ٣ زن در تهران هنگام انجام جراحی لاغری و زیبایی
🔹اولین حادثه صبح سهشنبه اتفاق افتاد. زنی جوان که برای انجام جراحی زیبایی به یکی از کلینیکهای پایتخت رفته بود وقتی به اتاق عمل منتقل شد، زیر تیغ جراح ناگهان قلبش از تپش ایستاد. هرچند عمل احیا صورت گرفت، اما زن جوان به زندگی برنگشت و جانش را از دست داد. خانواده این زن از تیم جراحی شکایت کردهاند و پرونده برای ادامه روند رسیدگی به دادسرای جرایم پزشکی فرستاده شد.
🔹دومین حادثه نیز ساعتی بعد به بازپرس جنایی تهران اعلام شد. قربانی دوم نیز زنی جوان بود که برای انجام جراحی ساکشن به یکی از کلینیکهای پایتخت مراجعه کرده بود، اما در اتاق عمل و هنگام جراحی قلبش از تپش ایستاده و به کام مرگ رفت. خانواده این زن هم از تیم جراحی شکایت کردهاند که تحقیقات ادامه دارد.
🔹اما ساعتی پس از این دو حادثه مشابه، مرگ زن جوان دیگری به بازپرس جنایی اعلام شد تا قربانیان جراحی زیبایی به ٣ نفر برسد. آخرین و سومین زن جانباخته نیز همانند دو زن قبلی برای انجام جراحی زیبایی به یکی از کلینیکهای پایتخت رفته که او هم پس از عمل جراحی به هوش نیامد و جانش را از دست داد./همشهری
@kherad_Jensi
🔹اولین حادثه صبح سهشنبه اتفاق افتاد. زنی جوان که برای انجام جراحی زیبایی به یکی از کلینیکهای پایتخت رفته بود وقتی به اتاق عمل منتقل شد، زیر تیغ جراح ناگهان قلبش از تپش ایستاد. هرچند عمل احیا صورت گرفت، اما زن جوان به زندگی برنگشت و جانش را از دست داد. خانواده این زن از تیم جراحی شکایت کردهاند و پرونده برای ادامه روند رسیدگی به دادسرای جرایم پزشکی فرستاده شد.
🔹دومین حادثه نیز ساعتی بعد به بازپرس جنایی تهران اعلام شد. قربانی دوم نیز زنی جوان بود که برای انجام جراحی ساکشن به یکی از کلینیکهای پایتخت مراجعه کرده بود، اما در اتاق عمل و هنگام جراحی قلبش از تپش ایستاده و به کام مرگ رفت. خانواده این زن هم از تیم جراحی شکایت کردهاند که تحقیقات ادامه دارد.
🔹اما ساعتی پس از این دو حادثه مشابه، مرگ زن جوان دیگری به بازپرس جنایی اعلام شد تا قربانیان جراحی زیبایی به ٣ نفر برسد. آخرین و سومین زن جانباخته نیز همانند دو زن قبلی برای انجام جراحی زیبایی به یکی از کلینیکهای پایتخت رفته که او هم پس از عمل جراحی به هوش نیامد و جانش را از دست داد./همشهری
@kherad_Jensi
"حجاب استایل" ها هیچ اعتقادی به حجاب ندارند، دنبال #خودنمایی هستند
روزنامه جوان نوشت:
🔹حجاباستایلها، پوشش دارند، ولی اعتقادی به آن ندارند، مرزهای پوشش را هر روز طبق میل شخصی خودشان جابهجا میکنند و تبرجی را که هیچجوره با حجاب جمع نمیشود، با پوشش خود ترکیب میکنند.
🔹آنها برای دیدهشدن زیباییهای ظاهری تلاش میکنند، در صورتی که مقصود از حجاب، #حریمداری است؛ حریمی که زن را، مظهر اسم جمال خداوند را، به مراتب بالاتر و قدسی برساند، از اشاعه فحشا در جامعه جلوگیری و به برقراری امنیت کمک کند.
🔹دشمنان انسانیت با تمرکز بر اجباری کردن بیحجابی به واسطه تغییر ذائقه و فرهنگ، فشارهای روانی، تمسخر حجاب و پوشش، مدهای خودساخته توانستهاند تا حدودی در نادیده گرفتن فطرت مؤثر باشند، اما آنچه از جامعه امروز ایران برداشت میشود، حجابخواهی اکثریت افراد است./خبرفوری
پ.ن: از آسیبهای جملاتی چون چقدر خوشگل شدی چادر سرکردی، این مدل رو گرفتی جذابیتت بیشتر شده و...می شود تولد همین سبکهای جدید حجاب که کاملا فلسفه حجاب را به سخره گرفتند و بر محوریت تبرج بنا نهاده شده اند.
@EveDaughters
@kherad_Jensi
روزنامه جوان نوشت:
🔹حجاباستایلها، پوشش دارند، ولی اعتقادی به آن ندارند، مرزهای پوشش را هر روز طبق میل شخصی خودشان جابهجا میکنند و تبرجی را که هیچجوره با حجاب جمع نمیشود، با پوشش خود ترکیب میکنند.
🔹آنها برای دیدهشدن زیباییهای ظاهری تلاش میکنند، در صورتی که مقصود از حجاب، #حریمداری است؛ حریمی که زن را، مظهر اسم جمال خداوند را، به مراتب بالاتر و قدسی برساند، از اشاعه فحشا در جامعه جلوگیری و به برقراری امنیت کمک کند.
🔹دشمنان انسانیت با تمرکز بر اجباری کردن بیحجابی به واسطه تغییر ذائقه و فرهنگ، فشارهای روانی، تمسخر حجاب و پوشش، مدهای خودساخته توانستهاند تا حدودی در نادیده گرفتن فطرت مؤثر باشند، اما آنچه از جامعه امروز ایران برداشت میشود، حجابخواهی اکثریت افراد است./خبرفوری
پ.ن: از آسیبهای جملاتی چون چقدر خوشگل شدی چادر سرکردی، این مدل رو گرفتی جذابیتت بیشتر شده و...می شود تولد همین سبکهای جدید حجاب که کاملا فلسفه حجاب را به سخره گرفتند و بر محوریت تبرج بنا نهاده شده اند.
@EveDaughters
@kherad_Jensi
#پیام_مخاطب
حتما شنیدهاید که در طرح جوانی و جمعیت، به مادران وام و خودرو میدهند و تبلیغات فراوانی در این زمینه انجام شده و میشود.
فرزند دومم اردیبهشت 1401 به دنیا آمد و مدتی بعد برای دریافت وام، ثبت نام کردیم. پس از طی روال معمول، یک بانک خصوصی به ما معرفی کردند. به بانک که مراجعه کردیم، لیست بلند بالایی از مدارک و شرایط ضامن و... به ما دادند، مثلا اینکه ضامن نباید بازنشسته باشد. حتما رسمی باشد. بین دو تا بیست سال، سابقه خدمت داشته باشد و...
جور کردن مدارک و ضامن، حدود چهار ماه طول کشید و این مدت بارها به بانک مراجعه کردیم تا در نهایت چهل میلیون تومان وام بدهند، تازه سودش را هم جلو جلو کسر کرده بودند.
بعدا من متوجه شدم که بانکهای خصوصی در این زمینه، سختگیری زیادی دارند، چون برایشان صرف ندارد وام با 4 درصد سود بدهند، آنقدر شرایط را سخت میکنند که مراجع، خودش پشیمان شود و انصراف بدهد. در صورت انصراف، سازمان مربوطه، بانک دیگری را معرفی میکند.
بعد از آن، تصمیم گرفتیم برای خودرو ثبت نام کنیم. حدود ده بار در قرعه کشی ویژهٔ مادران شرکت کردم تا بالاخره رانا پلاس به اسمم درآمد. توجه داشته باشید که بین مادران متقاضی، قرعهکشی میشود و اینطوری که گفتهاند، به همه خودرو تعلق نمیگیرد.
اسفند سال گذشته، 90 میلیون تومان به حساب ایران خودرو واریز کردیم، آبان امسال، 190 میلیون با قرض و.. تهیه کردیم، و هنوز از تحویل خودرو خبری نیست؛ و سؤال من این است: مگر چند درصد از مادران عزیز، توان پرداخت این مبالغ را دارند؟ چرا تبلیغات دروغ و بیهوده میکنید؟ پرداخت این مبالغ حتی برای مادران کارمند و شاغل هم، دشوار است، چه برسد به اقشار کم درآمد که با تصور اینکه قرار است دولت بهشان خودرو بدهد، بچهدار میشوند!!! ما هم سال گذشته، خانهمان را فروخته بودیم و توانستیم پول واریز کنیم و برای مابقی هم باید ماشینمان را بفروشیم تا بدهیها را بدهیم!
@kherad_Jensi
حتما شنیدهاید که در طرح جوانی و جمعیت، به مادران وام و خودرو میدهند و تبلیغات فراوانی در این زمینه انجام شده و میشود.
فرزند دومم اردیبهشت 1401 به دنیا آمد و مدتی بعد برای دریافت وام، ثبت نام کردیم. پس از طی روال معمول، یک بانک خصوصی به ما معرفی کردند. به بانک که مراجعه کردیم، لیست بلند بالایی از مدارک و شرایط ضامن و... به ما دادند، مثلا اینکه ضامن نباید بازنشسته باشد. حتما رسمی باشد. بین دو تا بیست سال، سابقه خدمت داشته باشد و...
جور کردن مدارک و ضامن، حدود چهار ماه طول کشید و این مدت بارها به بانک مراجعه کردیم تا در نهایت چهل میلیون تومان وام بدهند، تازه سودش را هم جلو جلو کسر کرده بودند.
بعدا من متوجه شدم که بانکهای خصوصی در این زمینه، سختگیری زیادی دارند، چون برایشان صرف ندارد وام با 4 درصد سود بدهند، آنقدر شرایط را سخت میکنند که مراجع، خودش پشیمان شود و انصراف بدهد. در صورت انصراف، سازمان مربوطه، بانک دیگری را معرفی میکند.
بعد از آن، تصمیم گرفتیم برای خودرو ثبت نام کنیم. حدود ده بار در قرعه کشی ویژهٔ مادران شرکت کردم تا بالاخره رانا پلاس به اسمم درآمد. توجه داشته باشید که بین مادران متقاضی، قرعهکشی میشود و اینطوری که گفتهاند، به همه خودرو تعلق نمیگیرد.
اسفند سال گذشته، 90 میلیون تومان به حساب ایران خودرو واریز کردیم، آبان امسال، 190 میلیون با قرض و.. تهیه کردیم، و هنوز از تحویل خودرو خبری نیست؛ و سؤال من این است: مگر چند درصد از مادران عزیز، توان پرداخت این مبالغ را دارند؟ چرا تبلیغات دروغ و بیهوده میکنید؟ پرداخت این مبالغ حتی برای مادران کارمند و شاغل هم، دشوار است، چه برسد به اقشار کم درآمد که با تصور اینکه قرار است دولت بهشان خودرو بدهد، بچهدار میشوند!!! ما هم سال گذشته، خانهمان را فروخته بودیم و توانستیم پول واریز کنیم و برای مابقی هم باید ماشینمان را بفروشیم تا بدهیها را بدهیم!
@kherad_Jensi
💢فیلمبرداری در مترو؛ نه قانونی و نه عقلانی
✍علی مجتهد زاده
🔹به کار گرفتن فیلمبردار در ایستگاههای مترو برای ثبت و ضبط وضعیت حجاب زنان، بیش از آنکه شأن شهروندان را مخدوش کند، عامل تنزل شأن قانون و متولیان قانون در کشور است. سخت بشود برای توجیه این اقدام استدلال حقوقی و یا عقلانی یافت. چندین روز است که افکارعمومی و بسیاری از رسانهها یک سوال بسیار ساده و ابتدایی دارند و آن هم اینکه این افراد کیستند؟ همین که در این مدت و بهرغم حساسیت ایجادشده برای افکار عمومی، هیچ پاسخ روشنی به این سوال ساده و مهم داده نشده، خود به اندازه کافی خدشه به جایگاه قانون و متولیان قانون در ذهن مردم هست.
روشن شدن هویت این فیلمبرداران را باید مسئله بسیار مبنایی و مهم برای امنیت شهروندان دانست. اتفاقی که در حال رخ دادن است، توسعه گروههایی با هویت و وابستگی سازمانی نامشخصی است که به حریم شهروندان وارد میشوند و این دقیقاً مغایر قوانین و از جمله بخشهای قانونی مربوط به ضابطان قضایی در قانون آئین دادرسی کیفری و یا «آئیننامه اجرایی احراز عنوان ضابط دادگستری» است. براساس ترتیبات حقوقی فوقالذکر اقدامی که این افراد انجام میدهند در چارچوب مسئولیتهای «ضابط عام» قرار میگیرد که مطابق ماده 29 قانون آئین دادرسی کیفری «شامل فرماندهان، افسران و درجهداران نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران که آموزش مربوط را دیده باشند»، میشوند.
🔹همینجا سوال مهمی پیش میآید؛ آیا این افراد از اعضای نیروی انتظامی هستند و اگر هستند چرا ملبس به لباس سازمانی این نهاد نیستند؟ اگر هم استدلال شود این افراد ذیل تعریف «ضابط خاص» مشغول فعالیت شدهاند، باید مشخص شود ذیل کدام قانون چنین ماموریتی دریافت کردهاند. چراکه براساس بند ب ماده 29 قانون آئین دادرسی کیفری، ضابط خاص تنها در حیطهای که قانون تعیین نموده و جهت انجام آن وظایف، ضابط محسوب میگردد. مانند وظیفه ماموران زندان نسبت به امور زندانیان.
ماده 30 قانون آئین دادرسی کیفری و همچنین فصل سوم «آئیننامه اجرایی احراز عنوان ضابط دادگستری» بر این نکته دارند که ضابط دادگستری باید سه شرط را داشته باشد؛ اول فراگیری مهارتهای لازم، دوم انجام وظیفه زیر نظر مرجع قضایی و سوم اخذ کارت ویژه ضابطان دادگستری. مهمتر اینکه طبق همین قوانین «تحقیقات و اقدامات صورت گرفته از سوی اشخاص فاقد این کارت، ممنوع و از نظر قانونی بدون اعتبار است.» حال سوال اینجاست که آیا افرادی که با لباس شخصی و بدون ارائه اسناد هویتی فوقالذکر اقدام به فیلمبرداری از مردم در مترو میکنند، این شرایط را دارا هستند یا خیر؟
🔹در یک حالت فرضی که البته دور از انتظار هم نیست، در نظر بگیرید که اقدامات این افراد باعث ضربه به شهروندی شود و آن شهروند قصد ثبت شکایت داشته باشد. آیا مراجع متولی میتوانند به این سوال پاسخ دهند که بدون احراز هویت این افراد، چنین شکایتی باید از چه کسی و منتسب به چه ارگانی ثبت شود؟ در واقع شهروند آیا میداند با چه کسی و یا مامور کدام ارگان طرف است؟ فرض دیگر؛ اگر گروهی در یک مکان عمومی دیگر مانند یک پارک به همین شکل اقدام به فیلمبرداری از شهروندان کنند، شهروند این مملکت چطور باید مطمئن باشد این افراد مامور هستند یا عدهای سوءاستفادهگر؟بر این اساس، با تشکیک درباره هویت قانونی افرادی که اقدام به فیلمبرداری از مردم در مترو میکنند، بحث «تحصیل دلیل» توسط آنها نیز وارد چالش حقوقی جدی میشود. به این معنا که شائبه تحصیل دلیل غیرقانونی در این موقعیت بسیا زیاد و جدی است. یعنی نهتنها شهروندان بهرغم ترتیبات قانونی نمیدانند در مواجهه با ماموران کدام نهاد و با کدام هویت سازمانی هستند، بلکه در معرض تحصیل غیرقانونی دلیل جرم علیه خود هم قرار میگیرند.
🔹 جدا از منظر حقوقی، از زاویه عقلانی هم باید پرسید وقتی ایستگاههای مترو مجهز به دوربین مداربسته هستند استفاده از فیلمبردار در مسیر تردد مردم چه معنا و کارکردی دارد؟ اگر قصد و هدف تحصیل دلیل جهت مبارزه با کشف حجاب است، چرا از همان دوربینهای مداربسته که مستقیم در اتاقهای مانیتورینگ رصد میشوند، استفاده نمیشود؟ اینجاست که باز هم یک شائبه پیش میآید و آن اینکه فارغ از قانونی بودن یا غیرقانونی بودن این کار، هدف احتمالاً فقط تحصیل دلیل برای مبارزه با کشف حجاب نیست. از نظر منطقی با توجه به وجود تجهیزات تصویربرداری مداربسته در ایستگاههای مترو و بسیاری از اماکن عمومی، این شائبه را ایجاد میکند که چنین اقدامی هدف دیگری هم دارد. هدفی که احتمالاً ایجاد هراس در مردم از رصد توسط ماموران و مواجهه سریعتر با آنهاست؛ هدفی که باز هم خود به جز تحدید حقوق شهروندی، عاملی است بر تنزل شأنیت قانون و متولیان قانون.
https://hammihanonline.ir/news/title-one/fylmbrdary-dr-mtrw-nh-qanwny-w-nh-qlany
@alimojtahedzade
@kherad_Jensi
✍علی مجتهد زاده
🔹به کار گرفتن فیلمبردار در ایستگاههای مترو برای ثبت و ضبط وضعیت حجاب زنان، بیش از آنکه شأن شهروندان را مخدوش کند، عامل تنزل شأن قانون و متولیان قانون در کشور است. سخت بشود برای توجیه این اقدام استدلال حقوقی و یا عقلانی یافت. چندین روز است که افکارعمومی و بسیاری از رسانهها یک سوال بسیار ساده و ابتدایی دارند و آن هم اینکه این افراد کیستند؟ همین که در این مدت و بهرغم حساسیت ایجادشده برای افکار عمومی، هیچ پاسخ روشنی به این سوال ساده و مهم داده نشده، خود به اندازه کافی خدشه به جایگاه قانون و متولیان قانون در ذهن مردم هست.
روشن شدن هویت این فیلمبرداران را باید مسئله بسیار مبنایی و مهم برای امنیت شهروندان دانست. اتفاقی که در حال رخ دادن است، توسعه گروههایی با هویت و وابستگی سازمانی نامشخصی است که به حریم شهروندان وارد میشوند و این دقیقاً مغایر قوانین و از جمله بخشهای قانونی مربوط به ضابطان قضایی در قانون آئین دادرسی کیفری و یا «آئیننامه اجرایی احراز عنوان ضابط دادگستری» است. براساس ترتیبات حقوقی فوقالذکر اقدامی که این افراد انجام میدهند در چارچوب مسئولیتهای «ضابط عام» قرار میگیرد که مطابق ماده 29 قانون آئین دادرسی کیفری «شامل فرماندهان، افسران و درجهداران نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران که آموزش مربوط را دیده باشند»، میشوند.
🔹همینجا سوال مهمی پیش میآید؛ آیا این افراد از اعضای نیروی انتظامی هستند و اگر هستند چرا ملبس به لباس سازمانی این نهاد نیستند؟ اگر هم استدلال شود این افراد ذیل تعریف «ضابط خاص» مشغول فعالیت شدهاند، باید مشخص شود ذیل کدام قانون چنین ماموریتی دریافت کردهاند. چراکه براساس بند ب ماده 29 قانون آئین دادرسی کیفری، ضابط خاص تنها در حیطهای که قانون تعیین نموده و جهت انجام آن وظایف، ضابط محسوب میگردد. مانند وظیفه ماموران زندان نسبت به امور زندانیان.
ماده 30 قانون آئین دادرسی کیفری و همچنین فصل سوم «آئیننامه اجرایی احراز عنوان ضابط دادگستری» بر این نکته دارند که ضابط دادگستری باید سه شرط را داشته باشد؛ اول فراگیری مهارتهای لازم، دوم انجام وظیفه زیر نظر مرجع قضایی و سوم اخذ کارت ویژه ضابطان دادگستری. مهمتر اینکه طبق همین قوانین «تحقیقات و اقدامات صورت گرفته از سوی اشخاص فاقد این کارت، ممنوع و از نظر قانونی بدون اعتبار است.» حال سوال اینجاست که آیا افرادی که با لباس شخصی و بدون ارائه اسناد هویتی فوقالذکر اقدام به فیلمبرداری از مردم در مترو میکنند، این شرایط را دارا هستند یا خیر؟
🔹در یک حالت فرضی که البته دور از انتظار هم نیست، در نظر بگیرید که اقدامات این افراد باعث ضربه به شهروندی شود و آن شهروند قصد ثبت شکایت داشته باشد. آیا مراجع متولی میتوانند به این سوال پاسخ دهند که بدون احراز هویت این افراد، چنین شکایتی باید از چه کسی و منتسب به چه ارگانی ثبت شود؟ در واقع شهروند آیا میداند با چه کسی و یا مامور کدام ارگان طرف است؟ فرض دیگر؛ اگر گروهی در یک مکان عمومی دیگر مانند یک پارک به همین شکل اقدام به فیلمبرداری از شهروندان کنند، شهروند این مملکت چطور باید مطمئن باشد این افراد مامور هستند یا عدهای سوءاستفادهگر؟بر این اساس، با تشکیک درباره هویت قانونی افرادی که اقدام به فیلمبرداری از مردم در مترو میکنند، بحث «تحصیل دلیل» توسط آنها نیز وارد چالش حقوقی جدی میشود. به این معنا که شائبه تحصیل دلیل غیرقانونی در این موقعیت بسیا زیاد و جدی است. یعنی نهتنها شهروندان بهرغم ترتیبات قانونی نمیدانند در مواجهه با ماموران کدام نهاد و با کدام هویت سازمانی هستند، بلکه در معرض تحصیل غیرقانونی دلیل جرم علیه خود هم قرار میگیرند.
🔹 جدا از منظر حقوقی، از زاویه عقلانی هم باید پرسید وقتی ایستگاههای مترو مجهز به دوربین مداربسته هستند استفاده از فیلمبردار در مسیر تردد مردم چه معنا و کارکردی دارد؟ اگر قصد و هدف تحصیل دلیل جهت مبارزه با کشف حجاب است، چرا از همان دوربینهای مداربسته که مستقیم در اتاقهای مانیتورینگ رصد میشوند، استفاده نمیشود؟ اینجاست که باز هم یک شائبه پیش میآید و آن اینکه فارغ از قانونی بودن یا غیرقانونی بودن این کار، هدف احتمالاً فقط تحصیل دلیل برای مبارزه با کشف حجاب نیست. از نظر منطقی با توجه به وجود تجهیزات تصویربرداری مداربسته در ایستگاههای مترو و بسیاری از اماکن عمومی، این شائبه را ایجاد میکند که چنین اقدامی هدف دیگری هم دارد. هدفی که احتمالاً ایجاد هراس در مردم از رصد توسط ماموران و مواجهه سریعتر با آنهاست؛ هدفی که باز هم خود به جز تحدید حقوق شهروندی، عاملی است بر تنزل شأنیت قانون و متولیان قانون.
https://hammihanonline.ir/news/title-one/fylmbrdary-dr-mtrw-nh-qanwny-w-nh-qlany
@alimojtahedzade
@kherad_Jensi
هممیهن
فیلمبرداری در مترو؛ نه قانونی و نه عقلانی
علی مجتهدزاده
وکیل دادگستری
به کار گرفتن فیلمبردار در ایستگاههای مترو برای ثبت و ضبط وضعیت حجاب زنان، بیش از آنکه شأن شهروندان را مخدوش کند، عامل تنزل شأن قا
وکیل دادگستری
به کار گرفتن فیلمبردار در ایستگاههای مترو برای ثبت و ضبط وضعیت حجاب زنان، بیش از آنکه شأن شهروندان را مخدوش کند، عامل تنزل شأن قا
📌فقر، پریود و تاثیرات منفی آن بر دختربچهها
▪️از هر پنج دختر در جهان یک دختر به دلیل عدم دسترسی به محصولات بهداشت قاعدگی مدرسه را از دست میدهد. این رقم نشان میدهد فقر پریود یک بحران بهداشت عمومی است که متاسفانه اغلب مواقع نادیده گرفته میشود. فقر پریود معضلی شایع است که به عدم توانایی زنان و دختران در خرید نوار بهداشتی، تامپون یا سایر محصولات برای مدیریت خونریزی در دوره قاعدگی اشاره دارد. بسیاری از زنان و دختران به دلیل عدم دسترسی به این محصولات بهداشتی از وسایلی چون پارچه، دستمال کاغذی یا حتی مقوا استفاده میکنند.
▫️برای دختران نوجوان، دسترسی به محصولات بهداشتی دوره قاعدگی امری ضروری است. بدون این محصولات این کودکان از مدرسه، فعالیتهای ورزشی یا اجتماعی باز میمانند. برخی از دختربچههایی که توانایی خرید محصولات بهداشتی را ندارند ممکن است با حذف وعدههای غذایی یا خوردن دارو، دوره پیش قاعدگی خود را طولانیتر کنند. کم خونی از جمله تاثیرات خوردن این داروهاست.
▪️فقر پریود همچنین میتواند بر سلامت روان دختربچهها تاثیر منفی داشته باشد. این کودکان در معرض افسردگیهای شدید قرار میگیرند، به ویژه اگر امکان صحبت کردن در خصوص مشکلات خود را نداشته باشند. فقر پریود موجب میشود تا دختربچهها به دلیل شرم و خجالت از حضور در جمع خودداری کنند و منزوی شوند .
در این میان وضعیت کودکان کار دختر بچه به مراتب بدتر است. این دختر بچهها معمولا امکان خرید محصولات بهداشتی را ندارند و بسیاری در دوران قاعدگی از پارچههای کثیف، مقوا و کاغذ استفاده میکنند.
▫️کودکان کار معمولا به سرویس بهداشتی مناسب دسترسی ندارند. بسیاری از این دختربچهها محصولات قاعدگی خود را جیره بندی میکنند و به دلیل فقر و عدم دسترسی به سرویس بهداشتی در هنگام کار ممکن است از یک نوار بهداشتی برای مدت طولانی استفاده کنند.
▪️عفونت و مشکلات جدی سلامتی از جمله پیامدهای عدم دسترسی این دختربچهها به محصولات بهداشتی است. کودکانی که در صورت ابتلا به بیماری حتی امکان مراجعه به پزشک را ندارند و بسیاری در بزرگسالی به انواع بیماریهای جدی زنان از جمله ناباروری و یا سرطان دهانه رحم دچار میشوند.
@baadkonak_sefid
@EveDaughters
@kherad_Jensi
▪️از هر پنج دختر در جهان یک دختر به دلیل عدم دسترسی به محصولات بهداشت قاعدگی مدرسه را از دست میدهد. این رقم نشان میدهد فقر پریود یک بحران بهداشت عمومی است که متاسفانه اغلب مواقع نادیده گرفته میشود. فقر پریود معضلی شایع است که به عدم توانایی زنان و دختران در خرید نوار بهداشتی، تامپون یا سایر محصولات برای مدیریت خونریزی در دوره قاعدگی اشاره دارد. بسیاری از زنان و دختران به دلیل عدم دسترسی به این محصولات بهداشتی از وسایلی چون پارچه، دستمال کاغذی یا حتی مقوا استفاده میکنند.
▫️برای دختران نوجوان، دسترسی به محصولات بهداشتی دوره قاعدگی امری ضروری است. بدون این محصولات این کودکان از مدرسه، فعالیتهای ورزشی یا اجتماعی باز میمانند. برخی از دختربچههایی که توانایی خرید محصولات بهداشتی را ندارند ممکن است با حذف وعدههای غذایی یا خوردن دارو، دوره پیش قاعدگی خود را طولانیتر کنند. کم خونی از جمله تاثیرات خوردن این داروهاست.
▪️فقر پریود همچنین میتواند بر سلامت روان دختربچهها تاثیر منفی داشته باشد. این کودکان در معرض افسردگیهای شدید قرار میگیرند، به ویژه اگر امکان صحبت کردن در خصوص مشکلات خود را نداشته باشند. فقر پریود موجب میشود تا دختربچهها به دلیل شرم و خجالت از حضور در جمع خودداری کنند و منزوی شوند .
در این میان وضعیت کودکان کار دختر بچه به مراتب بدتر است. این دختر بچهها معمولا امکان خرید محصولات بهداشتی را ندارند و بسیاری در دوران قاعدگی از پارچههای کثیف، مقوا و کاغذ استفاده میکنند.
▫️کودکان کار معمولا به سرویس بهداشتی مناسب دسترسی ندارند. بسیاری از این دختربچهها محصولات قاعدگی خود را جیره بندی میکنند و به دلیل فقر و عدم دسترسی به سرویس بهداشتی در هنگام کار ممکن است از یک نوار بهداشتی برای مدت طولانی استفاده کنند.
▪️عفونت و مشکلات جدی سلامتی از جمله پیامدهای عدم دسترسی این دختربچهها به محصولات بهداشتی است. کودکانی که در صورت ابتلا به بیماری حتی امکان مراجعه به پزشک را ندارند و بسیاری در بزرگسالی به انواع بیماریهای جدی زنان از جمله ناباروری و یا سرطان دهانه رحم دچار میشوند.
@baadkonak_sefid
@EveDaughters
@kherad_Jensi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 حمایت مجدد ضرغامی از خوانندگی زنان در رسانه ملی / ضرغامی درباره توییت معروفش با ویدئوی خواننده زن: صدای زن اگر مفسده نباشده باشد که حرام نیست/ کسانی که مخالفت ایجاد کردند،اقلیت محدود بودند
عزتالله ضرغامی، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی: توییتی که با ویدئوی خواننده زن گذاشتم، توسط بعضیها با استقبال مواجه شد و برخی هم آن را به حاشیه راندند در حالیکه خواندن زن بر مبنای فتوای رهبر معظم انقلاب، بر اساس اضلال عن فی سبیلالله است و اگر مفاسد مربوطه در آن نباشد، حرام نیست چه اینکه در تیتراژ سریال مختار هم از خوانندهی زن جنوبی استفاده کردیم.
@kherad_Jensi
عزتالله ضرغامی، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی: توییتی که با ویدئوی خواننده زن گذاشتم، توسط بعضیها با استقبال مواجه شد و برخی هم آن را به حاشیه راندند در حالیکه خواندن زن بر مبنای فتوای رهبر معظم انقلاب، بر اساس اضلال عن فی سبیلالله است و اگر مفاسد مربوطه در آن نباشد، حرام نیست چه اینکه در تیتراژ سریال مختار هم از خوانندهی زن جنوبی استفاده کردیم.
@kherad_Jensi
از نگاه دیگران
اگر حجاببانان نگران شرعاند پس در خیابانها چه میکنند؟
امیر ترکاشوند
اگر در موضوع حجاب، دلنگرانِ نادیده گرفته شدنِ احکام شرع هستید، باید بدانید:
در همان شرع، روایات فراوانی از امام علی، امام حسن، خلیفه دوم، حضرت فاطمه و... وجود دارد که بکلی از هر گونه رویارویی و مواجهه مرد و زن نهی کرده! در یکی از همانها از قول فاطمه (س) نقل شده که: 《بهترین زن کسی است که احدی از مردان او را نبیند و او نیز هیچ مردی را نبیند》. فقهای فریقین در طول تاریخ بر اساس همین روایات قائل به پردهنشینی زنان و عدم خروجشان از منزل شدهاند؛ خب حالا بفرمایید آیا راضی هستید به آن روایات عمل کنید و زنان پردهنشین شوند!؟ آیا میدانید امروز هیچ زنی ولو بسیار متشرع و حتی اعضای خانواده مراجع تقلید و فقهای طراز اول نیز حاضر نیست آن احادیث متعدد را سرلوحه زندگی خود قرار دهد
اگر دلنگران شرع و نادیده گرفتن احکام آن هستید باید بدانید:
طبق همان شرع و به استناد احادیث متعدد، دختر را باید در نه سالگی و پیش از آنکه به سنّ خونرَوی و حیض برسد باید شوهر داد و مردان نیز مطابق روایات وارده در همان شرع، ثواب دارد که چند زن اختیار کنند و هر چه میتوانند صیغه کنند! خب حالا بفرمایید آیا حتی آحاد شدیداً مذهبی و یا خودِ آخوندها که مبلغِ همان شرعاند آیا دخترشان را در مقطع دبستان و راهنمایی شوهر میدهند؟ و اگر دامادشان بر سرِ دختر و خواهرشان هوو بیاورد و یا اهل صیغه باشد او را لت و کوب نخواهند کرد و دخترشان را از شرّ او خلاص نخواهند کرد!؟ امروز آیا متشرعان و مذهبیها و روحانیون حاضرند این احکام را سرلوحه زندگی قرار دهند؟
اگر دلنگران از دست رفتنِ شرع و احکام حجابش هستید باید بدانید:
مدرسه رفتن دختران و دانشگاه رفتن زنان با مختصات کنونی حرام اندر حرام است چرا که اساسا زنان اجازه دانش آموختن (مگر در مواردی معدود آنهم تحت شرایط خاص) را ندارند! خب آیا راضی میشوید که مدارس دخترانه تعطیل شده و دانشگاهها از ورود دختران جلوگیری کنند؟ آیا حتی متشرعان و مذهبیها و روحانیون و انقلابیون به این احکام شرعی عمل میکند؟
باز بگویم یا بس است و کوتاه میآیید!
روسری بر سر کردن نیز همانند یکی از احکام شرعی یادشده در بالا است و در نتیجه نه فقط زنان بیروسری بلکه امروز تمام زنان ایران (که پردهنشین نیستند و مردان را میبینند، مدرسه و دانشگاه میروند، پیش از حیض ازدواج نمیکنند، هوو نمیپذیرند و جلوی صیغهبازی شوهر را میگیرند) همگیشان احکام شرع را نادیده گرفتهاند! پس اگر بنا به اقتضائات زمان و به تعبیر امام خمینی فقه پویا (و تأثیر زمان و مکان در اجتهاد و تشریع) میتوان از احکام شرعیِ صدر اسلام گذر کرد و خود را محصور در آن ندانست (و همچنان مسلمان بود) پس به همان ترتیب میتوان از روسری نیز گذر کرد و یا دستِکم از اجبارش دست شست
توجه
اینکه پردهنشینی، کودکهمسری، صیغه و چندزنی، عدم تحصیل زنان، ضرورت روسری و... حکم واقعی شرع هستند و یا ناشی از برداشت نادرست پیشینیان میباشد، موضوع این مجال نیست هرچند نظر نویسنده برداشت نادرست پیشینیان است
گفتنی است مرجع سیستانی در پاسخ به پرسشی در مورد احادیث نهی از سوادآموزی زنان، آن روایات و احکام شرعی را بسا مختص وضع اجتماعیِ آن زمان و مکان میداند: 《سنده غير معتبر ولعل هذه أوامر تخص الوضع الاجتماعي في ذلك الزمان والمكان والحديث متصل إلى الرسول (ص) وما كان المجتمع آنذاك بحاجة إلى تعلم الكتابة وتعميمه حتى للنساء ولعله كان موجبا لبعض المفاسد وهكذا سائر ما ورد فيه》"اینجا"
@kherad_Jensi
اگر حجاببانان نگران شرعاند پس در خیابانها چه میکنند؟
امیر ترکاشوند
اگر در موضوع حجاب، دلنگرانِ نادیده گرفته شدنِ احکام شرع هستید، باید بدانید:
در همان شرع، روایات فراوانی از امام علی، امام حسن، خلیفه دوم، حضرت فاطمه و... وجود دارد که بکلی از هر گونه رویارویی و مواجهه مرد و زن نهی کرده! در یکی از همانها از قول فاطمه (س) نقل شده که: 《بهترین زن کسی است که احدی از مردان او را نبیند و او نیز هیچ مردی را نبیند》. فقهای فریقین در طول تاریخ بر اساس همین روایات قائل به پردهنشینی زنان و عدم خروجشان از منزل شدهاند؛ خب حالا بفرمایید آیا راضی هستید به آن روایات عمل کنید و زنان پردهنشین شوند!؟ آیا میدانید امروز هیچ زنی ولو بسیار متشرع و حتی اعضای خانواده مراجع تقلید و فقهای طراز اول نیز حاضر نیست آن احادیث متعدد را سرلوحه زندگی خود قرار دهد
اگر دلنگران شرع و نادیده گرفتن احکام آن هستید باید بدانید:
طبق همان شرع و به استناد احادیث متعدد، دختر را باید در نه سالگی و پیش از آنکه به سنّ خونرَوی و حیض برسد باید شوهر داد و مردان نیز مطابق روایات وارده در همان شرع، ثواب دارد که چند زن اختیار کنند و هر چه میتوانند صیغه کنند! خب حالا بفرمایید آیا حتی آحاد شدیداً مذهبی و یا خودِ آخوندها که مبلغِ همان شرعاند آیا دخترشان را در مقطع دبستان و راهنمایی شوهر میدهند؟ و اگر دامادشان بر سرِ دختر و خواهرشان هوو بیاورد و یا اهل صیغه باشد او را لت و کوب نخواهند کرد و دخترشان را از شرّ او خلاص نخواهند کرد!؟ امروز آیا متشرعان و مذهبیها و روحانیون حاضرند این احکام را سرلوحه زندگی قرار دهند؟
اگر دلنگران از دست رفتنِ شرع و احکام حجابش هستید باید بدانید:
مدرسه رفتن دختران و دانشگاه رفتن زنان با مختصات کنونی حرام اندر حرام است چرا که اساسا زنان اجازه دانش آموختن (مگر در مواردی معدود آنهم تحت شرایط خاص) را ندارند! خب آیا راضی میشوید که مدارس دخترانه تعطیل شده و دانشگاهها از ورود دختران جلوگیری کنند؟ آیا حتی متشرعان و مذهبیها و روحانیون و انقلابیون به این احکام شرعی عمل میکند؟
باز بگویم یا بس است و کوتاه میآیید!
روسری بر سر کردن نیز همانند یکی از احکام شرعی یادشده در بالا است و در نتیجه نه فقط زنان بیروسری بلکه امروز تمام زنان ایران (که پردهنشین نیستند و مردان را میبینند، مدرسه و دانشگاه میروند، پیش از حیض ازدواج نمیکنند، هوو نمیپذیرند و جلوی صیغهبازی شوهر را میگیرند) همگیشان احکام شرع را نادیده گرفتهاند! پس اگر بنا به اقتضائات زمان و به تعبیر امام خمینی فقه پویا (و تأثیر زمان و مکان در اجتهاد و تشریع) میتوان از احکام شرعیِ صدر اسلام گذر کرد و خود را محصور در آن ندانست (و همچنان مسلمان بود) پس به همان ترتیب میتوان از روسری نیز گذر کرد و یا دستِکم از اجبارش دست شست
توجه
اینکه پردهنشینی، کودکهمسری، صیغه و چندزنی، عدم تحصیل زنان، ضرورت روسری و... حکم واقعی شرع هستند و یا ناشی از برداشت نادرست پیشینیان میباشد، موضوع این مجال نیست هرچند نظر نویسنده برداشت نادرست پیشینیان است
گفتنی است مرجع سیستانی در پاسخ به پرسشی در مورد احادیث نهی از سوادآموزی زنان، آن روایات و احکام شرعی را بسا مختص وضع اجتماعیِ آن زمان و مکان میداند: 《سنده غير معتبر ولعل هذه أوامر تخص الوضع الاجتماعي في ذلك الزمان والمكان والحديث متصل إلى الرسول (ص) وما كان المجتمع آنذاك بحاجة إلى تعلم الكتابة وتعميمه حتى للنساء ولعله كان موجبا لبعض المفاسد وهكذا سائر ما ورد فيه》"اینجا"
@kherad_Jensi
🔴مقام زن
چهار سال گذشت و عده ای نشستند و گفتند و خوردند و رنجاندند و برخاستند!
نه در بحث شفافیت و نه در بحث زن و نه در دیگر حیطه های اساسی هیچ اقدامی صورت نپذیرفت.
حالا من اگر بخواهم زبان به تحلیل آرایش میدانی موجود در جریانهای زنان و خانواده کشور باز کنم،سخن برای گفتن زیاد است.
اما خوب متاسفانه جا برای حرف جدی وجود ندارد.
گاهی تنها باید به طرف مقابل گفت:
«واقعا خودتان از خودتان خجالت نمی کشید!»
🔸لایحه مربوط به زنان را تا توانستند در عنوان و مفاد پیرایش کردند و از پس و پیشش زدند.
همین امتیاز را هم حاضر نیستند به جامعه زنان اعطا کنند.
این است تعریف جامعه نرسالار متعصب حاکم!
https://t.me/seyyedhashemfirouzi
https://t.me/kherad_jensi
چهار سال گذشت و عده ای نشستند و گفتند و خوردند و رنجاندند و برخاستند!
نه در بحث شفافیت و نه در بحث زن و نه در دیگر حیطه های اساسی هیچ اقدامی صورت نپذیرفت.
حالا من اگر بخواهم زبان به تحلیل آرایش میدانی موجود در جریانهای زنان و خانواده کشور باز کنم،سخن برای گفتن زیاد است.
اما خوب متاسفانه جا برای حرف جدی وجود ندارد.
گاهی تنها باید به طرف مقابل گفت:
«واقعا خودتان از خودتان خجالت نمی کشید!»
🔸لایحه مربوط به زنان را تا توانستند در عنوان و مفاد پیرایش کردند و از پس و پیشش زدند.
همین امتیاز را هم حاضر نیستند به جامعه زنان اعطا کنند.
این است تعریف جامعه نرسالار متعصب حاکم!
https://t.me/seyyedhashemfirouzi
https://t.me/kherad_jensi
💢 کامجویی از زنان شوهردار؟!! 💢
🔸بخش نخست
✍️ سید حمید حسینی
پیشفرض نادرست، بیتوجهی به قواعد تفسیر متن و غیر قابل نقد دانستن برداشت گذشتگان، از آسیبهای مهمی است که فهم قرآن را دچار اختلال میکند. اگرچه بروز خطا در امور علمی کاملاً طبیعی است، ولی گاهی سهلانگاری در مراقبت از این آفات، به اشتباهی بزرگ و انحراف در فرهنگ مسلمانان انجامیده است.
نمونهٔ این مشکل را میتوان در تفسیر آیهٔ ۲۴ و ۲۵ سورهٔ نساء مشاهده کرد. عموم مفسران و مترجمان با آنکه واژهٔ «محصنات» را، که چند بار در همین دو آیه و در آیاتی دیگر تکرار شده است، همهجا بهمعنی «زنان پاکدامن» یا تعابیری شبیه آن دانستهاند، در ابتدای آیهٔ ۲۴ آن را «زنان شوهردار» معنی کردهاند.
آنها در توجیه این برخورد دوگانه میگویند آیهٔ ۲۳ زنانی را بر شمرده که ازدواج با آنها جایز نیست و چون ازدواج با پاکدامنان منعی ندارد، ناچاریم «محصنات» را در ابتدای آیهٔ ۲۴ متفاوت معنا کنیم و بر همین اساس، کنیزانی را که در ادامه استثنا شدهاند، شامل زنان شوهرداری بدانیم که در جنگ به اسارت گرفته میشوند.
این در حالی است که میتوان برداشتی از آیه داشت که مستلزم برخورد دوگانه و حکمی غیراخلاقی نباشد. همانگونه که مقاتل بن سلیمان در کهنترین تفسیر قرآن، «محصنات» را «زنان پاکدامن» و «ما ملکت أیمانکم» را «همسران شرعی» معنی کرده و پیام آیه را حرمت بهرهگیری جنسی از همهٔ زنان، جز همسران دانسته است.
بهنظر میرسد دربارهٔ «محصنات» حق با مقاتل است، ولی «ما ملکت أیمانکم» همه جای قرآن برای «کنیزان» بهکار رفته و با این تعبیر نیز نباید برخوردی دوگانه داشت. با این حال اگر به تفاوت «لاتنکحوا» با «حرمت علیکم» در دو آیهٔ قبل دقت کنیم، به مقصود این آیه و پیام مهم و زیبای آن نزدیک خواهیم شد.
مخاطبان قرآن در ناپسند بودن ازدواج با خواهر و مادر تردیدی نداشتهاند؛ لذا در این آیات بهجای منع ازدواج، حرمت آنها مطرح شده است تا با تأکید بر مفهومی گستردهتر، از هر گونه نگاه و ارتباط جنسی با محارم پرهیز شود. این همان نکتهای است که توجه به آن، فلسفهٔ عطف شدن زنان پاکدامن به مادران را آشکار میکند.
بر اساس این برداشت، قرآن از مردان میخواهد با زنانی که همسر یا کنیزشان نیستند، مانند مادران و خواهران و دختران خود برخورد کنند و نگاه بیماردلانی که در مواجهه با هر مؤنثی به مسائل جنسی میاندیشند را از خود دور سازند؛ دقیقاً همان محدودهای که در آیهٔ ۵ و ۶ سورهٔ مؤمنون با بیانی دیگر مطرح شده است.
پس اساساً این آیه به «زنان شوهردار» ربطی ندارد تا بتوان جواز کامجویی از اسیران شوهردار را به آن نسبت داد. در تفاسیر و منابع حدیثی شیعیان نیز تا قرن چهارم هیچ اثری از چنین ارتباطی دیده نمیشود و به نظر میرسد در پی تأثیرپذیری شیخ طوسی از کتب اهل سنت، چنین مطالبی به تفاسیر شیعی راه یافته است.
مهمترین نقد بر برداشت فوق این است که حتی اگر این احتمال را بر نظر مشهور ترجیح دهیم، نتیجه تغییر نمیکند و قرآن با تأیید بردهداری، عملاً کامجویی از کنیزی که اجباراً از همسرش جدا میشود را پذیرفته است؛ همانگونه که در احادیث معتبر شیعه نیز بهرهگیری جنسی از کنیز شوهردار مجاز شمرده شده است.
اما حقیقت این است که قرآن نه مؤسس بردهداری بوده و نه مؤید آن. برده و کنیز گرفتن اسیران، زاییدهٔ نظامی اقتصادی و اجتماعی است که در زمان و مکان نزول قرآن و در دیگر نقاط و دورههای زندگی بشر، امری اخلاقی و ضروری شمرده میشده و لغو دستوری آن، بیش از هر کس به خود بردهها آسیب میرسانده است.
👇ادامه در بخش دوم 👇
⭕️ @hamidhossaini
@kherad_Jensi
🔸بخش نخست
✍️ سید حمید حسینی
پیشفرض نادرست، بیتوجهی به قواعد تفسیر متن و غیر قابل نقد دانستن برداشت گذشتگان، از آسیبهای مهمی است که فهم قرآن را دچار اختلال میکند. اگرچه بروز خطا در امور علمی کاملاً طبیعی است، ولی گاهی سهلانگاری در مراقبت از این آفات، به اشتباهی بزرگ و انحراف در فرهنگ مسلمانان انجامیده است.
نمونهٔ این مشکل را میتوان در تفسیر آیهٔ ۲۴ و ۲۵ سورهٔ نساء مشاهده کرد. عموم مفسران و مترجمان با آنکه واژهٔ «محصنات» را، که چند بار در همین دو آیه و در آیاتی دیگر تکرار شده است، همهجا بهمعنی «زنان پاکدامن» یا تعابیری شبیه آن دانستهاند، در ابتدای آیهٔ ۲۴ آن را «زنان شوهردار» معنی کردهاند.
آنها در توجیه این برخورد دوگانه میگویند آیهٔ ۲۳ زنانی را بر شمرده که ازدواج با آنها جایز نیست و چون ازدواج با پاکدامنان منعی ندارد، ناچاریم «محصنات» را در ابتدای آیهٔ ۲۴ متفاوت معنا کنیم و بر همین اساس، کنیزانی را که در ادامه استثنا شدهاند، شامل زنان شوهرداری بدانیم که در جنگ به اسارت گرفته میشوند.
این در حالی است که میتوان برداشتی از آیه داشت که مستلزم برخورد دوگانه و حکمی غیراخلاقی نباشد. همانگونه که مقاتل بن سلیمان در کهنترین تفسیر قرآن، «محصنات» را «زنان پاکدامن» و «ما ملکت أیمانکم» را «همسران شرعی» معنی کرده و پیام آیه را حرمت بهرهگیری جنسی از همهٔ زنان، جز همسران دانسته است.
بهنظر میرسد دربارهٔ «محصنات» حق با مقاتل است، ولی «ما ملکت أیمانکم» همه جای قرآن برای «کنیزان» بهکار رفته و با این تعبیر نیز نباید برخوردی دوگانه داشت. با این حال اگر به تفاوت «لاتنکحوا» با «حرمت علیکم» در دو آیهٔ قبل دقت کنیم، به مقصود این آیه و پیام مهم و زیبای آن نزدیک خواهیم شد.
مخاطبان قرآن در ناپسند بودن ازدواج با خواهر و مادر تردیدی نداشتهاند؛ لذا در این آیات بهجای منع ازدواج، حرمت آنها مطرح شده است تا با تأکید بر مفهومی گستردهتر، از هر گونه نگاه و ارتباط جنسی با محارم پرهیز شود. این همان نکتهای است که توجه به آن، فلسفهٔ عطف شدن زنان پاکدامن به مادران را آشکار میکند.
بر اساس این برداشت، قرآن از مردان میخواهد با زنانی که همسر یا کنیزشان نیستند، مانند مادران و خواهران و دختران خود برخورد کنند و نگاه بیماردلانی که در مواجهه با هر مؤنثی به مسائل جنسی میاندیشند را از خود دور سازند؛ دقیقاً همان محدودهای که در آیهٔ ۵ و ۶ سورهٔ مؤمنون با بیانی دیگر مطرح شده است.
پس اساساً این آیه به «زنان شوهردار» ربطی ندارد تا بتوان جواز کامجویی از اسیران شوهردار را به آن نسبت داد. در تفاسیر و منابع حدیثی شیعیان نیز تا قرن چهارم هیچ اثری از چنین ارتباطی دیده نمیشود و به نظر میرسد در پی تأثیرپذیری شیخ طوسی از کتب اهل سنت، چنین مطالبی به تفاسیر شیعی راه یافته است.
مهمترین نقد بر برداشت فوق این است که حتی اگر این احتمال را بر نظر مشهور ترجیح دهیم، نتیجه تغییر نمیکند و قرآن با تأیید بردهداری، عملاً کامجویی از کنیزی که اجباراً از همسرش جدا میشود را پذیرفته است؛ همانگونه که در احادیث معتبر شیعه نیز بهرهگیری جنسی از کنیز شوهردار مجاز شمرده شده است.
اما حقیقت این است که قرآن نه مؤسس بردهداری بوده و نه مؤید آن. برده و کنیز گرفتن اسیران، زاییدهٔ نظامی اقتصادی و اجتماعی است که در زمان و مکان نزول قرآن و در دیگر نقاط و دورههای زندگی بشر، امری اخلاقی و ضروری شمرده میشده و لغو دستوری آن، بیش از هر کس به خود بردهها آسیب میرسانده است.
👇ادامه در بخش دوم 👇
⭕️ @hamidhossaini
@kherad_Jensi
💢 کامجویی از زنان شوهردار؟!! 💢
🔸بخش دوم و پایانی
✍️ سید حمید حسینی
پیامبر خدا و خاندان او (علیهمالسلام) که همواره بهجای برخورد سلبی با عرفیات جامعه، به ترویج ارزشهای اخلاقی و اصلاح تدریجی عیوب میپرداختند، در این موضوع نیز با تأکید بر حقوق انسانی بردگان، پیشقدم شدن در آزاد کردن آنها و برده نگرفتن اسیران در جنگهایشان، مسیر برچیده شدن این بساط را هموار کردند.
اما متأسفانه کسانی که به نام خلفای رسول خدا بر جوامع اسلامی حاکم شدند، بهجای ادامهٔ این روش، رشتههای قبلی را نیز پنبه کردند و برای توجیه کشورگشایی، اقتدارگرایی، نژادپرستی و دیگر رفتارهای مستبدانهٔ خود، به جعل حدیث و سیرهسازی دروغین رو آورده و صدها سال، فرهنگ اسلامی را بر همین مبنا شکل دادند.
آنچه بالاتر دربارهٔ تأثیر اهل سنت بر تفاسیر شیعه بیان شد، نه بر مبنای انگیزههای بیارزش فرقهای، بلکه با توجه به این واقعیت بود که در میان کتب و مجامع علمی مسلمانان، هر کدام که به حاکمان نزدیکتر بودهاند، در توجیه شرعی قتل و شکنجهٔ دگراندیشان و منتقدان و سلب حقوق بردهها و اسیران نقش پررنگتری داشتهاند.
ولی مکتبی که همهٔ اهداف و اولویتهایش بر خلاف جریان بردهداری است و این نظام را از سر ناچاری تحمل کرده، قطعاً در دورانی که وجدان مشترک بشری چنین مناسباتی را غیراخلاقی میداند، با چنین احکامی مخالف است و حتی در همان دوران نیز جز آنچه در قرآن و سنت قطعی آمده باشد را گردن نمیگیرد.
نه در قرآن و نه در تفاسیر شیعه تا پیش از قرن پنجم، موضوع کامجویی از زنان اسیر مطرح نبوده و احادیث مرتبط اهل بیت (علیهمالسلام) نیز دربارهٔ شرایطی است که ازدواج برده با ارادهٔ مالکی که قصد فسخ یا ایجاد وقفه در آن دارد صورت گرفته باشد، در غیر این صورت، همین روایات، جدا کردن کنیز از همسر و ارتباط جنسی با وی را ممنوع میدانند.
#ترجمه_گروهی_قرآن
⭕️ @hamidhossaini
@kherad_Jensi
🔸بخش دوم و پایانی
✍️ سید حمید حسینی
پیامبر خدا و خاندان او (علیهمالسلام) که همواره بهجای برخورد سلبی با عرفیات جامعه، به ترویج ارزشهای اخلاقی و اصلاح تدریجی عیوب میپرداختند، در این موضوع نیز با تأکید بر حقوق انسانی بردگان، پیشقدم شدن در آزاد کردن آنها و برده نگرفتن اسیران در جنگهایشان، مسیر برچیده شدن این بساط را هموار کردند.
اما متأسفانه کسانی که به نام خلفای رسول خدا بر جوامع اسلامی حاکم شدند، بهجای ادامهٔ این روش، رشتههای قبلی را نیز پنبه کردند و برای توجیه کشورگشایی، اقتدارگرایی، نژادپرستی و دیگر رفتارهای مستبدانهٔ خود، به جعل حدیث و سیرهسازی دروغین رو آورده و صدها سال، فرهنگ اسلامی را بر همین مبنا شکل دادند.
آنچه بالاتر دربارهٔ تأثیر اهل سنت بر تفاسیر شیعه بیان شد، نه بر مبنای انگیزههای بیارزش فرقهای، بلکه با توجه به این واقعیت بود که در میان کتب و مجامع علمی مسلمانان، هر کدام که به حاکمان نزدیکتر بودهاند، در توجیه شرعی قتل و شکنجهٔ دگراندیشان و منتقدان و سلب حقوق بردهها و اسیران نقش پررنگتری داشتهاند.
ولی مکتبی که همهٔ اهداف و اولویتهایش بر خلاف جریان بردهداری است و این نظام را از سر ناچاری تحمل کرده، قطعاً در دورانی که وجدان مشترک بشری چنین مناسباتی را غیراخلاقی میداند، با چنین احکامی مخالف است و حتی در همان دوران نیز جز آنچه در قرآن و سنت قطعی آمده باشد را گردن نمیگیرد.
نه در قرآن و نه در تفاسیر شیعه تا پیش از قرن پنجم، موضوع کامجویی از زنان اسیر مطرح نبوده و احادیث مرتبط اهل بیت (علیهمالسلام) نیز دربارهٔ شرایطی است که ازدواج برده با ارادهٔ مالکی که قصد فسخ یا ایجاد وقفه در آن دارد صورت گرفته باشد، در غیر این صورت، همین روایات، جدا کردن کنیز از همسر و ارتباط جنسی با وی را ممنوع میدانند.
#ترجمه_گروهی_قرآن
⭕️ @hamidhossaini
@kherad_Jensi
🔻استخدام منشی مدیرعامل؛ فقط «خانم مجرد» با روابط عمومی بالا!
آنچه به وضوح در برخی آگهیهای مربوط به استخدام در اپلیکیشنهای نیازمندیهای اینترنتی کاریابی دیده میشود؛ استخدام «خانم مجرد با روابط عمومی بالا» است.
گویی معیار اغلب کارفرمایان برای استخدام نیرو «مجرد بودن» و «خانم بودن» است.
اساسا بحث برخی از این آگهیدهندگان در خصوص تاکید بر «مجرد بودن» و «خانم بودن»، چیز دیگری است.
خلاءهای قانونی نیز شرایط را برای آزارگر راحت کرده است.
سمیرا مقدسی، فعال حوزه حقوق زنان: جرم انگاری منجر به پیشگیری از وقوع جرم میشود.
چند ماده خوب در لایحه امنیت زنان آمده اما هنوز منتظر تصویب در مجلس است. با این حال باز هم جای کار دارد و نمیتوان گفت تصویب این لایحه کفایت میکند.
حتی اگر قانون هم تصویب شود اثبات این امر آنقدر سخت هست که خیلی از زنان از ترس اینکه جامعه به آنها برچسب نزند، سکوت میکنند./ایسنا
@kherad_Jensi
آنچه به وضوح در برخی آگهیهای مربوط به استخدام در اپلیکیشنهای نیازمندیهای اینترنتی کاریابی دیده میشود؛ استخدام «خانم مجرد با روابط عمومی بالا» است.
گویی معیار اغلب کارفرمایان برای استخدام نیرو «مجرد بودن» و «خانم بودن» است.
اساسا بحث برخی از این آگهیدهندگان در خصوص تاکید بر «مجرد بودن» و «خانم بودن»، چیز دیگری است.
خلاءهای قانونی نیز شرایط را برای آزارگر راحت کرده است.
سمیرا مقدسی، فعال حوزه حقوق زنان: جرم انگاری منجر به پیشگیری از وقوع جرم میشود.
چند ماده خوب در لایحه امنیت زنان آمده اما هنوز منتظر تصویب در مجلس است. با این حال باز هم جای کار دارد و نمیتوان گفت تصویب این لایحه کفایت میکند.
حتی اگر قانون هم تصویب شود اثبات این امر آنقدر سخت هست که خیلی از زنان از ترس اینکه جامعه به آنها برچسب نزند، سکوت میکنند./ایسنا
@kherad_Jensi
Forwarded from یاسر عرب
یککار خیر متفاوت!
سلام بر دوستان عزیز و مخاطبان گرامی
احتمالا به خاطر دارید که در یک سال اخیر تمرکز بیش از پيش روی مسئله خیر، خیرین، و مصادیق نیازمندیهایی با جنس حمایت طلبی داشتهام.
یادداشتهایی چون شرارت امر خیر در ایران و .... که به قلم حقیر با موضوع واکاوی امرخیر در ایران نوشته شد بعضا دهها هزار بار در شبکههای اجتماعی مورد بازدید و توجه و نقد و نظر قرار گرفت.
اینک من طرح مشخصی با موضوع بررسی رفتار خیرین و آسیبشناسی امور خیر و واکاوی نهادی و نهضتی خیریهها دارم.
این طرح باز هم چون دیگر آثارم هم افزایی است بین حوزه ١.پژوهشی (علوم انسانی و اجتماعی) و ٢.رسانه
که خود میتواند تولیدی خیر افزا باشد برای به سامان کردن امر خیر در ایران.
این مهم اما چون دیگر دغدغههایی که با امر واقع و زندگی روزمره و مسائل کف خیابان ما پيوند خوردهاند، بدون حامی است.
قبول دارم در جامعهای که اساسا امر اجتماعی به محاق رفته و ادبار عمومی و ناامیدی جمعی چون موریانه تار و پود خیر عمومی را جویده بسیار سخت است که خیرین را که نوعا دنبال رفتارهایی صرفا عاطفی و بازخوردهایی هیجانی هستند دعوت به پروژههایی با محوریت تعقل و تامل نمود.
اما در عین حال این پیام را در اینجا منتشر کردم تا اگر نهاد یا شخصی را میشناختید که علاقهمند به رفتار خیری متفاوت بود طرح را برایاش ارسال نمایم تا در صورت تمایل از این حرکت علمی-رسانهای حمایت نماید.
به اعتقاد بنده نیک اندیشان و خیرین و خیریهها در هر سطحی نیاز به آموزش برای فهم میدان حمایت طلبی و بازخوانی و عواقب سنجی رفتار خیر خود دارند. و این طرح پژوهشی-رسانهای با بررسی در بستر تاریخ اجتماعی و نیز نگاهی آینده پژوهانه در همین راستا است.
باتشکر
یاسرعرب
راه ارتباطی
@yaserarab
سلام بر دوستان عزیز و مخاطبان گرامی
احتمالا به خاطر دارید که در یک سال اخیر تمرکز بیش از پيش روی مسئله خیر، خیرین، و مصادیق نیازمندیهایی با جنس حمایت طلبی داشتهام.
یادداشتهایی چون شرارت امر خیر در ایران و .... که به قلم حقیر با موضوع واکاوی امرخیر در ایران نوشته شد بعضا دهها هزار بار در شبکههای اجتماعی مورد بازدید و توجه و نقد و نظر قرار گرفت.
اینک من طرح مشخصی با موضوع بررسی رفتار خیرین و آسیبشناسی امور خیر و واکاوی نهادی و نهضتی خیریهها دارم.
این طرح باز هم چون دیگر آثارم هم افزایی است بین حوزه ١.پژوهشی (علوم انسانی و اجتماعی) و ٢.رسانه
که خود میتواند تولیدی خیر افزا باشد برای به سامان کردن امر خیر در ایران.
این مهم اما چون دیگر دغدغههایی که با امر واقع و زندگی روزمره و مسائل کف خیابان ما پيوند خوردهاند، بدون حامی است.
قبول دارم در جامعهای که اساسا امر اجتماعی به محاق رفته و ادبار عمومی و ناامیدی جمعی چون موریانه تار و پود خیر عمومی را جویده بسیار سخت است که خیرین را که نوعا دنبال رفتارهایی صرفا عاطفی و بازخوردهایی هیجانی هستند دعوت به پروژههایی با محوریت تعقل و تامل نمود.
اما در عین حال این پیام را در اینجا منتشر کردم تا اگر نهاد یا شخصی را میشناختید که علاقهمند به رفتار خیری متفاوت بود طرح را برایاش ارسال نمایم تا در صورت تمایل از این حرکت علمی-رسانهای حمایت نماید.
به اعتقاد بنده نیک اندیشان و خیرین و خیریهها در هر سطحی نیاز به آموزش برای فهم میدان حمایت طلبی و بازخوانی و عواقب سنجی رفتار خیر خود دارند. و این طرح پژوهشی-رسانهای با بررسی در بستر تاریخ اجتماعی و نیز نگاهی آینده پژوهانه در همین راستا است.
باتشکر
یاسرعرب
راه ارتباطی
@yaserarab