من خدا هستم
19.5K subscribers
8K photos
10.2K videos
214 files
2.73K links
🔅مخور صائب فریب فضل از عمامه زاهد
که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد🔅

Group: ️
@Islie_Group

☆CHANNELS⇩
@KTYAB ☜ⓚ
@ISLIE ←ⓓ
Download Telegram
🔘 آزادی، عدالت و پرسش‌های بی‌پایان

آزادی بدون عدالت بی‌معناست. این جمله شاید ساده به نظر برسد، اما وقتی پای صحبت از آزادی و عدالت می‌نشیند، موضوع پیچیده‌تر از آن چیزی است که در نگاه اول به نظر می‌رسد. به باور من، عدالت پیش‌نیاز آزادی است، چرا که بدون عدالت، انسجام اجتماعی از هم می‌پاشد. آزادی را نمی‌شود خورد! این را وقتی می‌گویم که به جامعه‌ای فکر می‌کنم که نابرابری‌های عمیق، مثل آنچه در جامعه آمریکا می‌بینیم، بافت آن را از هم می‌درند.

در دهه ۵۰ میلادی، تبلیغات سیگار در آمریکا نمونه‌ای از این آزادی بود. پزشک‌ها را می‌آوردند که بگویند سیگار برای سلامتی خوب است! آیا این آزادی است؟ یا وقتی کمپانی‌ای مثل فیلیپ موریس برای تبلیغ سیگار آزاد است، این آزادی به چه معناست؟ آزادی باید تعریف شود، حدودش مشخص شود. در لغت، تعریف کردن یعنی مرز کشیدن. بدون این مرزها، آزادی می‌تواند به هرج‌ومرج یا سوءاستفاده تبدیل شود.

در غرب، از قرن نوزدهم تا اواخر قرن بیستم، جریان چپ سیاسی، از سوسیالیست‌ها تا مارکسیست‌ها، ایده‌هایی مثل آموزش رایگان همگانی را پیش بردند. ویکتور هوگو، شاعر و سیاستمدار فرانسوی، از حامیان این ایده بود. اما امروز، چپ مدرن یا به قول برخی پست‌مدرن، از عدالت‌محوری به هویت‌محوری رسیده است. دیگر بحث بر سر مسائل اجتماعی نیست، بلکه بر هویت‌های قومی، دینی یا جنسیتی متمرکز شده‌اند. این چرخش، به نظر من، اشتباه است. من به فلسفه کلاسیک باور دارم و با نسبی‌گرایی پست‌مدرن که هر کس تفسیر خودش را از حقیقت دارد، مخالفم. در عرصه سیاسی و اجتماعی هم، عدالت را مقدم بر هر چیز می‌دانم. عدالت مفهومی است که همه آن را درک می‌کنند: اینکه یک اقلیت نباید منابع جامعه را در انحصار خود داشته باشد و اکثریت از آن محروم بمانند.

اما آزادی؟ آزادی را باید تعریف کرد. آیا توهین به مقدسات یک گروه، مثل کاری که نشریه فرانسوی شارلی ابدو انجام داد، آزادی است؟ سال‌ها پیش، این نشریه در آستانه کریسمس، کاریکاتوری توهین‌آمیز از حضرت مریم منتشر کرد. آیا این آزادی مورد تأیید است؟ یا عدالت، که مفهومش در خودش نهفته است و نیازی به توضیح ندارد؟

من با آزادی شهروندان در عرصه‌های مدنی و اقتصادی مشکلی ندارم، اما آزادی باید حدود داشته باشد. وقتی از آزادی صحبت می‌کنیم، باید پرسید: چه کسی داوری می‌کند؟ چه کسی تعیین می‌کند چه درست است و چه غلط؟ اینجاست که به نهادسازی مدنی نیاز داریم. باید مجلس ملی‌ای داشته باشیم که تنوع فکری و فرهنگی جامعه را نمایندگی کند. احزاب قوی، نهادهای مدنی قدرتمند، این‌ها ابزارهایی هستند که می‌توانند این تنوع را در سطح تصمیم‌گیری‌های کلان متبلور کنند. بدون این نهادها، آزادی و عدالت به شعارهای توخالی بدل می‌شوند.

در آمریکا، که ادعای آزادی دارد، نظام سیاسی را پلوتوکراتیک می‌دانند؛ یعنی ثروت‌سالار. پیتر تورچین، استاد دانشگاه، می‌گوید بدون میلیاردها دلار، حتی فکر رقابت در انتخابات ریاست‌جمهوری را هم نباید کرد. این آزادی است؟ یا وقتی ۳۸ درصد آمریکایی‌ها در سال ۲۰۲۲ یا پوشش درمانی نداشتند یا پوشششان آن‌قدر ضعیف بود که نمی‌توانستند به پزشک مراجعه کنند، این عدالت است؟ در جامعه‌ای با تولید ناخالص داخلی ۲۷ تریلیون دلار، این آمارها تکان‌دهنده است.

جمهوری اسلامی هم مشکلات خودش را دارد. این را همه می‌دانند. نیازی به تکرار نیست که این نظام، کشور را به فلاکت کشانده. اما نقد ما نباید یک‌طرفه باشد. نظام‌های غربی هم مشکلات بنیادین دارند. از فروپاشی شوروی، برخی در غرب دچار خودبزرگ‌بینی شدند و حتی پایان تاریخ را اعلام کردند! اما امروز، مشکلاتشان عیان است.

ما باید به ایران فکر کنیم. ایران برای ما اولویت است. باید نهادهای مدنی بسازیم، احزاب قوی ایجاد کنیم و مجلسی داشته باشیم که صدای همه باشد. این کار ساده نیست، اما ضروری است.

آزادی و عدالت، دو مفهوم درهم‌تنیده اما متمایز. عدالت، پایه‌ای است که بدون آن، آزادی به بی‌راهه می‌رود. و آزادی، اگر درست تعریف شود، می‌تواند جامعه‌ای منسجم و پویا بسازد. اما این تعریف، نیاز به گفت‌وگو، تأمل و نهادسازی دارد. این راه، دشوار اما ممکن است.

@khod2
👍19👎53
🔘 تحلیل رسانه دولتی چین: چگونه «ماشه» غرب، پکن و مسکو را در گوشه رینگ قرار داده است؟

▪️ در حالی که تنها دو روز از فعال‌سازی مکانیسم ماشه توسط اروپا می‌گذرد، خبرگزاری دولتی چین (شینهوا) در یک مقاله تحلیلی، به کالبدشکافی پیامدهای این اقدام پرداخته و نگرانی عمیق پکن و مسکو را از آنچه آن را یک «حرکت غیرسازنده» و «عامل بی‌ثبات‌کننده جدی» می‌خوانند، به نمایش گذاشته است. این تحلیل نشان می‌دهد که ماشه، نه فقط یک اهرم فشار علیه ایران، که یک «تله استراتژیک» برای منزوی کردن حامیان شرقی آن است.

▪️ از نگاه پکن، این اقدام اروپا در حالی صورت می‌گیرد که ایران به دلیل حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای‌اش، همکاری با آژانس را به حالت تعلیق درآورده و اعتماد خود به غرب را «زیر صفر» می‌داند. شینهوا با تشریح فرآیند ۳۰ روزه، هشدار می‌دهد که بازگشت خودکار تمام تحریم‌های سازمان ملل—شامل تحریم تسلیحاتی، ممنوعیت غنی‌سازی و محدودیت‌های موشکی—یک احتمال جدی است.

▪️ در نهایت، این رسانه چینی به اصلی‌ترین تهدید متقابل ایران اشاره می‌کند: خروج احتمالی از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) که به تعبیر آنها، می‌تواند منطقه را به یک بحران غیرقابل‌کنترل بکشاند؛ نتیجه‌ای که به باور پکن، به نفع هیچ‌یک از طرفین، از جمله اروپا، نخواهد بود.

▫️ چرا چین و روسیه نگران هستند؟

۱. تله استراتژیک برای چین و روسیه
فعال‌سازی مکانیسم ماشه، یک حرکت هوشمندانه و بی‌رحمانه از سوی غرب است که چین و روسیه را در یک بن‌بست استراتژیک قرار می‌دهد. به همین دلیل است که آنها این اقدام را «غیرسازنده» می‌خوانند. آنها اکنون با دو انتخاب بد روبرو هستند:
الف) پایبندی به تحریم‌های سازمان ملل: این یعنی آنها باید به عنوان اعضای دائم شورای امنیت، تحریم‌ها را اجرا کرده و عملاً مهم‌ترین متحد ضدغربی خود در خاورمیانه را رها کنند. این به معنای یک شکست بزرگ در برابر هژمونی آمریکاست.
ب) نقض تحریم‌های سازمان ملل: این یعنی آنها باید آشکارا قطعنامه‌های شورای امنیت را نقض کنند، که این امر آنها را در جایگاه یک «قانون‌شکن بین‌المللی» قرار می‌دهد و به آمریکا این بهانه را می‌دهد که شرکت‌ها و بانک‌های چینی و روسی را به دلیل تجارت با ایران، تحت تحریم‌های ثانویه فلج‌کننده قرار دهد.

۲. ایران، سرباز پیاده‌ای که قربانی می‌شود
تحلیل شینهوا به طور ضمنی اعتراف می‌کند که در این بازی بزرگ، ایران تنها یک سرباز پیاده است. نگرانی اصلی پکن و مسکو، نه سرنوشت جمهوری اسلامی، بلکه تضعیف موقعیت خودشان در برابر یک غربِ متحد و مصمم است. آنها در حال مشاهده این واقعیت تلخ هستند که غرب توانست با استفاده از یک ابزار حقوقی هوشمندانه (مکانیسم ماشه)، آنها را در موقعیتی قرار دهد که هر انتخابی بکنند، بازنده خواهند بود.

۳. پایان بازی دیپلماتیک
حمایت روسیه و چین از ایران، همیشه یک سپر دیپلماتیک در شورای امنیت بوده است. مکانیسم ماشه، که ضد-وتو طراحی شده، این سپر را برای همیشه از بین می‌برد. این یعنی از این پس، ایران در برابر هرگونه فشار بین‌المللی در شورای امنیت، کاملاً بی‌دفاع خواهد بود. این پایان یک دوران و آغاز انزوای کامل دیپلماتیک برای تهران است.

🔸 تله استراتژیک (Strategic Trap): این مفهوم به وضعیتی در روابط بین‌الملل اطلاق می‌شود که در آن، یک قدرت بزرگ، رقیب خود را در موقعیتی قرار می‌دهد که هرگونه اقدام یا واکنشی از سوی آن رقیب، در نهایت به ضرر خودش تمام شده و موقعیت استراتژیک او را تضعیف کند. فعال‌سازی مکانیسم ماشه توسط غرب، یک نمونه کلاسیک از ایجاد تله استراتژیک برای چین و روسیه است. آنها یا باید به متحد خود خیانت کنند، یا به قوانین بین‌المللی؛ و در هر دو صورت، بازنده اصلی این بازی خواهند بود.


@khod2
👍3510👎3👏3💯1
🔘 فروپاشی اختاپوس نیابتی جمهوری اسلامی در سایه انزوای جهانی

▪️ سه روز از چکانده شدن مکانیسم ماشه و آغاز شمارش معکوس برای بازگشت تمام تحریم‌های سازمان ملل گذشت. اکنون، در حال مشاهده پیامدهای این تصمیم تاریخی هستیم: جمهوری اسلامی در یک انزوای دیپلماتیک بی‌سابقه فرو رفته و همزمان، ارزشمندترین دارایی‌های نظامی‌اش، یعنی رهبران نیروهای نیابتی، به طور سیستماتیک در حال حذف شدن هستند.

▪️ در حالی که تمام نگاه‌ها به نیویورک دوخته شده بود، اسرائیل با دو ضربه مرگبار، احمد الرهوی، نخست‌وزیر حوثی‌ها در یمن، و ابوعبیده، سخنگوی نظامی و نماد پروپاگاندای حماس در غزه را حذف کرد. این یعنی دو بازوی اصلی نیابتی جمهوری اسلامی به طور همزمان بی‌سر شدند. این حملات، یک پیام روشن به تهران در فردای فعال‌سازی ماشه بود: بازی تمام شده و دوران جنگ نیابتی بدون هزینه به پایان رسیده است.

▪️ در این میان، آخرین تلاش دیپلماتیک جمهوری اسلامی برای نمایش قدرت نیز به یک تحقیر تبدیل شد. سفر مسعود پزشکیان به اجلاس شانگهای در چین، که قرار بود نماد «شکستن انزوا» باشد، با گزارش‌هایی مبنی بر اختصاص تنها یک «دیدار ۵ دقیقه‌ای» از سوی رئیس‌جمهور چین، به تصویری از جایگاه واقعی ایران در نگاه شرق تبدیل شد: یک شریک حاشیه‌ای و دردسرساز، نه یک متحد استراتژیک.

▫️ سه ستون یک فروپاشی در دوران پس از ماشه

۱. پایان دکترین «جنگ نیابتی»: حذف همزمان و دقیق رهبران حوثی و حماس این یک پیام روشن است: دوران جنگ نیابتی بدون هزینه به پایان رسیده و از این پس، «سرها» هدف قرار خواهند گرفت، نه «بازوها». نیروهای نیابتی دیگر یک دارایی استراتژیک نیستند؛ آنها به یک نقطه ضعف مرگبار تبدیل شده‌اند.

۲. توهم «بلوک شرق»: وقتی پکن و مسکو تماشاچی هستند.
فعال شدن مکانیسم ماشه، یک حقیقت تلخ را برای تهران آشکار کرد: روسیه و چین، با وجود تمام لفاظی‌ها، هیچ اراده یا توانی برای جلوگیری از اجماع غرب ندارند. آنها نظاره‌گر انزوای کامل ایران هستند، زیرا یک ایرانِ تحت تحریم‌های فلج‌کننده، شریک بی‌ارزشی است و یک ایرانِ هسته‌ای، تهدیدی برای منافع خودشان. «نگاه به شرق»، یک سراب سیاسی بود که اکنون در برابر چشمان همه خشک شده است.

۳. ملتی به ستوه آمده: وقتی مردم برای تحریم دعا می‌کنند.
در داخل ایران، واکنش‌ها به فعال شدن ماشه، نشان‌دهنده یک شکاف عمیق و ترمیم‌ناپذیر است. در حالی که تندروها خواستار خروج از NPT و ساخت بمب اتم هستند، بخش بزرگی از جامعه، تحریم‌ها را نه یک فاجعه، که تنها امید برای خلاص شدن از شر حکومتی می‌دانند که آنها را به گروگان گرفته است. همانطور که یک تحلیلگر می‌گوید، وقتی مردم به نقطه‌ای می‌رسند که آرزوی جنگ و تحریم می‌کنند تا شاید زنجیرها پاره شود، یعنی آن رژیم آخرین ذره مشروعیت خود را نیز از دست داده است.

🔸 فرسایش استراتژیک (Strategic Attrition): فرسایش استراتژیک، یک فرآیند تدریجی و چندلایه برای درهم شکستن اراده و توانایی دشمن در تمام جبهه‌هاست. این استراتژی شامل فشار اقتصادی بی‌وقفه (تحریم و ماشه)، حملات نظامی دقیق و هدفمند برای حذف رهبران کلیدی (جنگ فرسایشی)، انزوای دیپلماتیک (شکست در شانگهای)، و جنگ روانی برای ایجاد شکاف داخلی (افشای فساد و ناکارآمدی) می‌شود. جمهوری اسلامی اکنون در میانه این فرآیند فرسایشی قرار دارد و تمام ستون‌های قدرتش به طور همزمان در حال ترک خوردن است.


@khod2
👍3811👎3🙏2
🔘 جنگ جمهوری اسلامی علیه مردم ایران: اعدام، سلاح یک حکومت در آستانه سقوط

▪️ در حالی که جهان نظاره‌گر بن‌بست دیپلماتیک ایران است، در داخل کشور، یک جنگ پنهان و به مراتب خونین‌تر در جریان است: جنگ جمهوری اسلامی علیه مردم ایران. بر اساس گزارش دفتر حقوق بشر سازمان ملل، جمهوری اسلامی از ابتدای سال جاری میلادی، دست‌کم ۸۴۱ نفر را اعدام کرده است؛ یک جهش هولناک که پس از شکست نظامی رژیم در جنگ ۱۲ روزه شدت گرفته و نشان می‌دهد ماشین کشتار دولتی با سرعتی بی‌سابقه در حال کار است.

▪️ این موج اعدام، یک واکنش کور نیست؛ یک استراتژی حساب‌شده برای ایجاد «وحشت عمومی» است. رژیمی که در عرصه بین‌المللی تحقیر شده و توان پاسخگویی به دشمن خارجی را ندارد، برای نمایش قدرت، به تنها ابزار باقی‌مانده‌اش پناه برده: کشتار شهروندان خودش. این اعدام‌ها، که به طور نامتناسبی اقلیت‌های قومی، زندانیان مواد مخدر و به طور فزاینده‌ای مخالفان سیاسی را هدف گرفته، تلاشی برای گرفتن زهرچشم از جامعه‌ای است که در آستانه انفجار قرار دارد.

▪️ پرونده امید تباری‌مقدم، جوان محکوم به اعدام، نمونه‌ای آشکار از این استراتژی است. او که ابتدا به یک سال حبس محکوم شده بود، پس از جنگ، ناگهان با اتهام سنگین «جاسوسی برای اسرائیل» روبرو و در یک دادگاه ۱۵ دقیقه‌ای توسط قاضی صلواتی به اعدام محکوم شد. این یعنی دستگاه امنیتی برای توجیه شکست‌های اطلاعاتی خود و ایجاد رعب و وحشت، در حال تولید انبوه «جاسوس» و قربانی کردن جوانان کشور است.

▫️ چهار ستون استراتژی «النصر بالرعب» (پیروزی از طریق وحشت)

۱. ساختن «دشمن داخلی» برای سرپوش گذاشتن بر شکست خارجی: رژیم نمی‌تواند به شکست اطلاعاتی و نظامی خود در برابر اسرائیل اعتراف کند. بنابراین، با روایت‌سازی دروغین، این شکست را به «نفوذ» و «همکاری جاسوسان داخلی» نسبت می‌دهد. گزارش‌ها از احتمال اعدام ۱۰۰ زندانی به اتهام جاسوسی برای اسرائیل، نشان می‌دهد که یک پروژه بزرگ برای قربانی کردن شهروندان و پاک کردن صورت‌مسئله در جریان است. این یک «پاکسازی» به سبک استالینیستی برای جبران تحقیر نظامی است.

۲. اعدام به مثابه ابزار کنترل اجتماعی: افزایش اعدام‌ها در ملاء عام و اعدام‌های گروهی (مانند اعدام ۲۲ نفر در یک روز در قزل‌حصار)، یک هدف مشخص دارد: عادی‌سازی خشونت و بالا بردن هزینه هرگونه اعتراض. همانطور که فعالان حقوق بشر می‌گویند، رژیم می‌خواهد «خدای دهه شصت» را دوباره به یاد مردم بیاورد. پیام روشن است: هرگونه نافرمانی، با چوبه دار پاسخ داده خواهد شد. این آخرین تلاش یک حکومت ورشکسته برای حفظ کنترل از طریق ترس مطلق است.

۳. جنگ با نخبگان و آینده ایران: اعدام زندانیان سیاسی، فعالان مدنی (مانند شریفه محمدی) و دانشجویان (مانند احسان فریدی)، تنها حذف فیزیکی افراد نیست؛ این یک جنگ با «آینده ایران» است. رژیم در حال حذف سیستماتیک هر فردی است که توانایی رهبری یا سازماندهی یک فردای بهتر برای ایران را دارد. آنها با فشار بر خانواده‌ها برای سکوت، تلاش می‌کنند این جنایات را در خاموشی پیش ببرند.

۴. استراتژی «کره شمالی‌سازی»: وقتی انزوای جهانی یک انتخاب است.
این جنگ داخلی، از سیاست خارجی رژیم جدا نیست؛ بلکه زمینه لازم برای اجرای آن است. بی‌توجهی کامل به اولتیماتوم اروپا و فعال شدن مکانیسم ماشه، یک اشتباه محاسباتی نیست؛ یک «انتخاب استراتژیک» است. رژیم به این نتیجه رسیده که تعامل با جهان غرب غیرممکن است و تنها راه بقا، تبدیل شدن به یک قلعه منزوی، مسلح و سرکوبگر است. برای رسیدن به این هدف، ابتدا باید جامعه را «رام» کرد. موج اعدام‌ها، ابزار این رام‌سازی است؛ ایجاد یک وحشت عمیق تا زمانی که پیامدهای فاجعه‌بار انزوای کامل اقتصادی (پس از ماشه) فرا می‌رسد، دیگر هیچ‌کس جرأت اعتراض نداشته باشد. بنابراین، این اعدام‌ها ممکن است تنها آغاز کار باشند؛ مقدمه‌ای برای تبدیل ایران به یک زندان بزرگتر.

🔸 تروریسم قضایی (Judicial Terrorism): این اصطلاح، وضعیت فعلی ایران را به دقیق‌ترین شکل توصیف می‌کند. تروریسم قضایی، وضعیتی است که در آن، دستگاه قضایی یک کشور، به جای آنکه ابزار اجرای عدالت باشد، به سلاح اصلی دولت برای ارعاب، سرکوب و حذف فیزیکی شهروندانش تبدیل می‌شود. در این سیستم، مفاهیمی مانند «محاربه»، «افساد فی‌الارض» و «جاسوسی»، به برچسب‌هایی توخالی برای صدور احکام اعدام از پیش تعیین‌شده در دادگاه‌های نمایشی و چند دقیقه‌ای تبدیل می‌شوند. هدف این سیستم، نه اجرای قانون، که شکستن اراده یک ملت از طریق «قتل قانونی» است.


@khod2
👍2613😭5👎2😱1
Forwarded from Mohammad Aleph
سال ۱۹۴۴ نازی‌ها برای اینکه نشان دهند اردوگاه‌های کار اجباری‌شان جای بدی نیست، آمدند گل کاشتند، لباس نو تن زندانی‌ها کردند، گروه ارکستر برپا کردند و مستند ساختند که اوضاع چقدر خوب است. آن کسی که مجوز کنسرتتان را داده است، خودش می‌داند قرار است چه بهره‌برداری از آن بکند.
معروفترین نمونه‌اش اردوگاه ترزین‌اشتات Theresienstadt در چکسلواکی بود (تصویر بالا) که نازی‌ها آمده بودند برای فریب دادن بازدیدکنندگان صلیب سرخ جهانی، حتی کافه و رستوران ساختگی هم در اردوگاه برپا کرده بودند. هرشب کنسرت و نمایش برگذار می‌شد. در نهایت بازدیدکنندگان گول خوردند ‏و گزارش مثبتی از شرایط اردوگاه‌ها به جهانیان ارائه دادند که برای آلمان نازی یک موفقیت بزرگ تبلیغاتی بود. حتی گروه فیلمبرداری هم آوردند و یک فیلم تبلیغاتی کامل ساختند که نامش را Der Führer schenkt den Juden eine Stadt یعنی "پیشوا به یهودی‌ها یک شهر داده است" گذاشتند.
25👍14👎2
مردمی که به دلار ۷۰ هزار تومن فاکینگ خمینی عادت میکنند
به دلار ۱۰۰ و ۱۱۰ هزار تومنی هم خو میگیرند

@khod2
👍53😢7👎42
جامعه ای که رتبه ۱۲۳ هزار کنکورش با سهمیه شُخمی ؛ پزشکی قبول میشود و وحشت نمیکنه ،
از بیماری و سرطان منقرض شود ایده آل است

@khod2
👍623👎2
ماشه و جنگ و تورم و بی آبی و فقر چیه بابا !
زندگی ۲روزه
کنسرت رایگان داریم
بدو بدو
بعدش فقط مبارزه

@khod2
👍43😢6😡4👎3
یه زمانی هم یسری چپ کرده ی چپ زده داشتیم
میگفتن حجاب دیوار برلین
حجاب آخرین سنگر رژیمه

آدم فاشیست و نازیست ملی گرا باشه ،
ولی چپ احمق بی وطن نباشه

@khod2
👍57👌65👎4🔥2
💢مکانیسم ماشه> جمهوری اسلامی را مثل شمع آب میکند. افزایش 32 درصدی چاپ اسکناس (بی پشتوانه) که حاضر خوری دولت از کیسه مردم و بانی اصلی گرانی و تورم پنجاه درصدی است، فروپاشی اقصادی را تسهیل میکند. مردم برای نجات پس انداز های خود به خرید دلار هجوم برده اند. سونامی مالی در راه است

@khod2
👍38🤯54👎2😢2😁1
🔘 از تهدید به خروج از NPT تا پنهان‌کاری هسته‌ای: کالبدشکافی استراتژی شکست‌خورده جمهوری‌اسلامی
(بررسی گزارش‌های ۲۸ آگوست تا ۳ سپتامبر مرکز مطالعات جنگ)

▪️ پس از فعال شدن مکانیسم ماشه، جمهوری اسلامی در یک گرداب خودساخته از تناقض و آشفتگی فرو رفته است. از یک سو، مجلس تندرو با ارائه طرحی سه‌فوریتی، تهدید به خروج از پیمان منع اشاعه (NPT) و قطع کامل همکاری با آژانس می‌کند. از سوی دیگر، وزارت خارجه در نامه‌ای به اتحادیه اروپا، از «تعهد به دیپلماسی» سخن می‌گوید. این آشفتگی، که با دستور محرمانه وزارت ارشاد به رسانه‌ها برای سانسور و کم‌اهمیت جلوه دادن پیامدهای ماشه همراه شده، نشان از یک سیستم فلج و وحشت‌زده دارد که توانایی اتخاذ یک استراتژی منسجم را از دست داده است.

▪️ این بن‌بست دیپلماتیک در حالی رخ می‌دهد که تلاش‌های مذبوحانه برای پاک کردن ردپاهای برنامه تسلیحاتی هسته‌ای ادامه دارد. تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که ایران در حال تخریب کامل ساختمان‌های آسیب‌دیده در سایت «مژده» (لویزان-۲) است؛ سایتی که طبق ارزیابی نهادهای بین‌المللی، مرکز تحقیقات مرتبط با سلاح هسته‌ای (گروه شهید کریمی) بوده است. این اقدام، یک تلاش آشکار برای پنهان‌کاری و از بین بردن شواهد فعالیت‌های اعلام‌نشده پیش از بازگشت احتمالی بازرسان است.

▪️ همزمان، بازوهای نیابتی جمهوری اسلامی نیز در حال فروپاشی است. در لبنان، حزب‌الله که با بحران مشروعیت داخلی روبروست، به تهدید و تطمیع سیاستمداران برای جلوگیری از خلع سلاح خود روی آورده است. در یمن، اسرائیل با حذف سیستماتیک رهبران سیاسی حوثی، از جمله نخست‌وزیر آنها، دکترین «حمله به سر، نه بازوها» را با قاطعیت ادامه می‌دهد. و در عراق، فشار آمریکا باعث توقف لایحه کلیدی ایران برای نهادینه کردن قدرت حشد الشعبی شده است.

مطلب مرتبط:
🔘 رجزخوانی خامنه‌ای در تهران، پاسخ اسرائیل با آتش در صنعا: بازی «حرف در برابر عمل»


▫️ تحلیل عمیق: سه پرده از یک فروپاشی راهبردی

۱. جنگ داخلی در تهران، فلج استراتژیک در وین: واکنش ایران به مکانیسم ماشه، بهترین گواه بر جنگ قدرت داخلی است. مجلس با تهدید به خروج از NPT، دولت را گروگان گرفته و هرگونه انعطاف دیپلماتیک را ناممکن کرده است. انتصاب علی باقری کنی (چهره نزدیک به سعید جلیلی) به عنوان معاون علی لاریجانی در شورای عالی امنیت ملی نیز تلاشی برای آرام کردن تندروها و ایجاد یک توازن شکننده است. نتیجه این فلج داخلی، ناتوانی در ارائه یک پیشنهاد قابل قبول به اروپاست که نهایتاً به چکانده شدن ماشه منجر شد.

۲. واقعیت هسته‌ای پس از حملات: پنهان‌کاری و تلاش برای بازسازی: گزارش جدید آژانس تأیید می‌کند که ایران تا پیش از جنگ، ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را به ۴۴۰ کیلوگرم رسانده بود (کافی برای بیش از ۱۰ بمب). اگرچه این مواد (بر اساس این گزارش) به دلیل تخریب تونل‌ها فعلاً غیرقابل‌دسترس هستند، اما تلاش‌های ایران برای بازسازی متوقف نشده است. گزارش‌ها از اعزام ده‌ها دانشمند هسته‌ای روسی و کارشناسان موشکی کره‌شمالی به ایران پس از جنگ و جابجایی تجهیزات حساس (مانند چیلرها در نطنز) برای محافظت در برابر حملات آینده، نشان می‌دهد که رژیم به دنبال بازسازی توانایی‌های خود با کمک دیگر کشورهای طردشده است.

مطلب مرتبط:
🔘 پایان توهم «نابودی کامل»: ۴۰۹ کیلوگرم اورانیوم گمشده کجاست؟


۳. پایان دکترین «عمق استراتژیک»: الگوی رفتاری غرب و متحدانش کاملاً تغییر کرده است. حمله به فرماندهان حوثی در صنعا، عملیات زمینی کم‌سابقه اسرائیل در عمق خاک سوریه برای بازیابی تجهیزات جاسوسی، و فشار سیاسی بر دولت‌های لبنان و عراق، همگی یک پیام دارند: دوران استفاده از نیروهای نیابتی به عنوان سپر دفاعی و جنگیدن در خارج از مرزها به پایان رسیده است.

🔸 فروپاشی راهبردی (Strategic Collapse): فروپاشی راهبردی، یک فرآیند دومینووار است که در آن، «فلج تصمیم‌گیری داخلی» (ناشی از جنگ قدرت) منجر به «شکست‌های دیپلماتیک خارجی» (مانند فعال شدن ماشه) می‌شود و این شکست‌ها به نوبه خود، «فرسایش توانایی‌های منطقه‌ای» (تضعیف نیروهای نیابتی) را تسریع می‌کنند. این سه فرآیند، یکدیگر را تقویت کرده و سیستم را در یک مارپیچ نزولی و خود-تخریبگر قرار می‌دهند که خروج از آن تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسد.


@khod2
👍2010👎3
وقتی عبدالکریمی فیلسوف جامعه شناسه
بابک زنجانی کارآفرین میشه
پایان

@khod2
👍71😁16😭1
🔘 پایان استراتژی ۴۰ ساله: چرا خامنه‌ای آرزو می‌کند کاش «کیم جونگ اون» بود؟
(بررسی مقاله جدید نشریه فارین افرز)

▪️ یک مقاله راهبردی و تکان‌دهنده در نشریه «فارین افرز» که امروز منتشر شد، پرده از یک حقیقت تلخ برای جمهوری اسلامی برمی‌دارد: استراتژی چهل‌ساله این رژیم مبنی بر «ماندن در آستانه هسته‌ای» نه تنها یک شکست کامل بود، بلکه خود عامل اصلی حملات ویرانگر اخیر بوده است. این مقاله استدلال می‌کند که تهران با انتخاب مسیر «دیپلماسی و چانه‌زنی» به جای «حرکت سریع به سمت بمب»، خود را در آسیب‌پذیرترین موقعیت ممکن قرار داد.

▪️ نویسندگان مقاله، که خود از مقامات ارشد سابق امنیت ملی آمریکا هستند، دو مدل را مقایسه می‌کنند: مدل جمهوری‌اسلامی و مدل کره شمالی. کره شمالی از دیپلماسی به عنوان یک «تاکتیک برای خرید زمان» استفاده کرد تا در خفا و با سرعت به بمب اتم دست یابد. اما رژیم، برنامه هسته‌ای خود را به یک «کالای قابل معامله» برای گرفتن امتیازات اقتصادی (مانند برجام) تبدیل کرد. نتیجه امروز روشن است: کیم جونگ اون با زرادخانه اتمی خود در امنیت است؛ خامنه‌ای با تأسیسات ویران‌شده و اهرم فشار از دست رفته، در ضعیف‌ترین موضع تاریخ خود قرار دارد.

▪️ همزمان با انتشار این تحلیل، مقامات جمهوری‌اسلامی با صدور هشدارهای جنگی و تهدید به کنار گذاشتن «خویشتن‌داری» در دور بعدی درگیری، تلاش می‌کنند این ضعف استراتژیک را با لفاظی‌های تهاجمی بپوشانند. اما این تهدیدات، نه نشانه قدرت، که پژواک یک سرخوردگی عمیق از یک اشتباه محاسباتی تاریخی است.

▫️ سه درس مرگبار برای آینده

۱. درس اول: ماندن در آستانه، دعوت به حمله است.

اشتباه بنیادین جمهوری‌اسلامی این بود که تصور می‌کرد داشتن توانایی ساخت بمب، به اندازه داشتن خود بمب، بازدارندگی ایجاد می‌کند. این مقاله نشان می‌دهد که این تصور کاملاً معکوس است. یک کشور «در آستانه»، بهترین هدف برای حملات پیشگیرانه است، زیرا پنجره اقدام برای دشمن هنوز باز است. اما وقتی یک کشور به بمب دست پیدا می‌کند، آن پنجره بسته می‌شود. جمهوری‌اسلامی با تردید و تلاش برای بازی در هر دو زمین، خود را برای دهه‌ها در این «منطقه مرگ» آسیب‌پذیر نگه داشت.

۲. درس دوم: دیپلماسی با غرب یک سراب بود.

تندروها در تهران اکنون قوی‌ترین استدلال ممکن را در دست دارند: «ما به شما گفتیم که نمی‌توان به غرب اعتماد کرد.» آنها می‌توانند بگویند که پیگیری دیپلماسی و توافق‌هایی مانند برجام، نه تنها امنیت نیاورد، بلکه با افشای اطلاعات و ایجاد شفافیت، راه را برای حملات دقیق‌تر اسرائیل و آمریکا هموار کرد. این تجربه تلخ، هرگونه تلاش آینده برای یک راه حل دیپلماتیک را تقریباً غیرممکن می‌کند و مسیر را برای یک رویکرد کاملاً نظامی هموار می‌سازد.

۳. آینده چه خواهد بود؟ راه کره شمالی.

این مقاله یک پیش‌بینی هولناک را مطرح می‌کند: درس خطرناکی که ایران و دیگر کشورهای در آستانه هسته‌ای (مانند عربستان سعودی) از این جنگ خواهند گرفت، این است که دیگر نباید اشتباه ایران را تکرار کنند. راه بقا، راه کیم جونگ اون است: برنامه خود را کاملاً مخفی کنید، با سرعت هرچه تمام‌تر به سمت بمب حرکت کنید، و تنها زمانی آن را علنی کنید که اولین آزمایش اتمی خود را انجام داده‌اید. این یعنی حملات اخیر، پارادوکسیکال، جهان را نه امن‌تر، که به سمت یک عصر جدید و بسیار خطرناک‌تر از اشاعه پنهانی سلاح‌های هسته‌ای سوق داده است.


🔸 معامله شیطانی: «موفقیت» استراتژیک در برابر ورشکستگی انسانی
آیا این تحلیل به معنای ستایش از کره شمالی است؟ به هیچ وجه. مقاله فارین افرز یک تحلیل استراتژیک خشک و بی‌رحمانه است، نه یک قضاوت اخلاقی. اینجاست که باید مفهوم «معامله شیطانی» را درک کرد. حکومت کره شمالی برای تضمین بقای خود در برابر حمله خارجی، یک ملت را قربانی کرده است. آنها رفاه، آزادی و آینده مردم خود را با امنیت خاندان حاکم معاوضه کردند. این «موفقیت» استراتژیک، یک ورشکستگی کامل انسانی است. درس هولناک این تحلیل برای ایران این است: تندروها در تهران، با مشاهده شکست استراتژی چهل‌ساله خود، اکنون ممکن است به این نتیجه برسند که تنها راه بقای جمهوری اسلامی، تکرار همین معامله شیطانی است؛ یعنی قربانی کردن کامل ملت ایران برای حفظ نظام. این یعنی تبدیل ایران به یک کره شمالی بزرگتر و منزوی‌تر.


@khod2
👍1611👎6🔥2🤯1
💢سقوط 60 درصدی تولید ناخالص داخلی ايران از 644 میلیارد دلار در سال2012 میلادی به 262 میلیارد دلار در سال 2020 ميلادی و در نتیجه سیاست‌های داخلی و اجرای تحریم‌های بسیار سخت بین‌المللی صورت گرفت که نتیجه آن افول شاخص‌های اقتصادی و تورم‌ های بالای 40 درصدی بوده که هنوز هم ادامه دارد.

@khod2
😢18👍1
🔘 شمارش معکوس برای غزه: نتانیاهو در برابر ژنرال‌هایش، حماس در برابر تسلیم

▪️ بازی در غزه به مرحله پایانی و خونین خود رسیده است. اسرائیل با بمباران ساختمان‌های بلند در شهر غزه، فاز اول تهاجم نهایی برای تسخیر این شهر را آغاز کرده است. همزمان، ارتش اسرائیل با ایجاد یک «منطقه بشردوستانه» جدید در جنوب، عملاً فرمان تخلیه را برای نزدیک به یک میلیون ساکن باقی‌مانده در شمال صادر کرده است. این در حالی است که یک پیشنهاد آتش‌بس روی میز قرار دارد که حماس آن را پذیرفته، اما اسرائیل آن را رد می‌کند.

▪️ بن‌بست دیپلماتیک مطلق است. حماس اعلام کرده آماده یک «توافق جامع» برای آزادی تمام گروگان‌ها در ازای پایان جنگ و خروج کامل اسرائیل است. در مقابل، نتانیاهو این پیشنهاد را «فریب» خوانده و شروط خود را تکرار کرده است: آزادی تمام گروگان‌ها، خلع سلاح کامل حماس، و کنترل امنیتی اسرائیل بر غزه. این دو موضع، کاملاً غیرقابل جمع هستند؛ یکی به دنبال بقا است، دیگری به دنبال تسلیم کامل.

▪️ در این میان، سرنوشت گروگان‌های باقی‌مانده به یک تراژدی تبدیل شده است. دونالد ترامپ با ابراز نگرانی از اینکه ممکن است تعدادی از گروگان‌ها «اخیراً جان باخته باشند»، از «مذاکرات بسیار عمیق» با حماس خبر داده است. همزمان، حماس با انتشار یک ویدیوی تبلیغاتی از دو گروگان در خیابان‌های غزه، تلاش می‌کند بر افکار عمومی اسرائیل تأثیر بگذارد و خانواده‌های گروگان‌ها با شنیدن خبر «خطر فوری» برای جان فرزندانشان، در آستانه فروپاشی روانی قرار دارند.

مطلب مرتبط:
🔘 جنگ اسرائیل با خودش: کابینه در آستانه فروپاشی، خیابان‌ها در تسخیر معترضان


▫️ سه لایه از یک بن‌بست مرگبار

۱. حواشی در اسرائیل: اختلاف نتانیاهو با تشکیلات امنیتی خود
این تصمیم برای تهاجم نهایی، یک تصمیم سیاسی است، نه نظامی. بر اساس گزارش‌های معتبر، تمام فرماندهان ارشد امنیتی اسرائیل—رئیس ستاد ارتش، رؤسای موساد و شین‌بت—به شدت با این عملیات مخالف بوده‌اند. هشدار آنها روشن است: این تهاجم جان گروگان‌ها و سربازان اسرائیلی را به خطر می‌اندازد، به نابودی کامل حماس منجر نخواهد شد و اسرائیل را گرفتار یک حکومت نظامی بر دو میلیون فلسطینی خواهد کرد. اما نتانیاهو، با نادیده گرفتن نظر تمام کارشناسانش، این مسیر را انتخاب کرده است.

۲. تله سیاسی نتانیاهو: بقای دولت به قیمت ادامه جنگ
چرا نتانیاهو نظر ژنرال‌هایش را نادیده می‌گیرد؟ زیرا بقای سیاسی او به ادامه جنگ و تحقق شعار «نابودی کامل حماس» گره خورده است. شرکای راست افراطی او در کابینه (مانند بن‌گویر و اسموتریچ) تهدید کرده‌اند که هرگونه توافقی که به حماس اجازه بقا دهد، به معنای فروپاشی دولت خواهد بود. نتانیاهو برای حفظ قدرت خود، حاضر است کشور را وارد یک ماجراجویی خونین و پرهزینه کند که هیچ‌یک از فرماندهان نظامی‌اش آن را تأیید نمی‌کنند.

۳. استراتژی حماس: استفاده از غیرنظامیان به عنوان آخرین سپر
حماس می‌داند که در نبرد نظامی بازنده است. استراتژی آنها، «پیروزی از طریق بقا به هر شکلی» است. آنها با جلوگیری از خروج غیرنظامیان و ایجاد بحران، شهر غزه را به یک تله انسانی عظیم تبدیل کرده‌اند. هدف غیراخلاقی آنها، بالا بردن هزینه انسانی تهاجم اسرائیل به حدی است که فشار بین‌المللی، تل‌آویو را مجبور به توقف کند و به یک توافق رضایت دهد که بقای حماس را تضمین کند. آنها در حال قمار کردن با جان میلیون‌ها فلسطینی برای بقای سیاسی خود هستند.

🔸 تله پیروزی (Victory Trap): این مفهوم در استراتژی نظامی، به وضعیتی اطلاق می‌شود که در آن، یک طرف در تلاش برای دستیابی به یک «پیروزی کامل و مطلق»، خود را در یک موقعیت استراتژیک به مراتب بدتر گرفتار می‌کند. هشدار رئیس ستاد ارتش اسرائیل به نتانیاهو، دقیقاً توصیف همین تله است. پیروزی در تسخیر شهر غزه، می‌تواند به یک شکست استراتژیک در قالب یک اشغال نظامی بی‌پایان، جنگ چریکی فرسایشی، و انزوای کامل بین‌المللی تبدیل شود. نتانیاهو در راه دستیابی به پیروزی «کامل» در راه قدم گذاشتن به این «تله» است.


@khod2
17👍6🔥4👎2
حاکمیت بی وطن و رهبر چلاق مفعول بجای تامین نان و آب برای مردم ،
همچنان بدنبال قاچاق دلار برای حزب الله است.

پرستار و معلم و بازنشسته هم فقط بدنبال حقوق خودشه و لاغیر ،
لُرها و تُرک ها هم فقط با دیدن سریال رگ غیرتشان ورم میکند ،
کردها هم تا مهسا نباشی مبارزه استندبای میمونه ،
فارس ها هم که با هر فلاکتی طنز میسازند ،
بلوچ که خود منتهی بدبختیست

خدایان‌ ایران را حفظ کنند
@khod2
👍63👎64🤯2💔2
سالگرد شروع جنگ هشت ساله نزدیک شده.
یادی بکنیم از استاندار وقت خوزستان (محمد غرضی) که چند روز مانده به حمله صدام و در حالی که لشکر ۹۲ خوزستان جلوی ورود ۵ لشکر عراقی ، صف‌آرایی کرده بود، فرماندهان این لشکر را در حضور پرسنل‌شون اعدام کرد!
🤬54😭14🔥3👎2🤯21
آیا توانایی کشتن آخوند و قوای سرکوب ج.ا را دارید؟
‏لطفا از سر احساس و خشم پاسخ ندهید.
‏تصور کنید در تظاهرات هستید و فرصت کشتن یکی از ضاربین مردم را دارید،آیا توان روحی کشتنش را دارید؟ ‏
Anonymous Poll
43%
بله توان کشتنشان را دارم.
57%
خیر نمیتوانم کسی را بکشم.
👍28👎9💔2
🔘 کالبدشکافی نامه عراقچی: بازی آخر یک رژیم ورشکسته در آستانه انزوای کامل

▪️ سید عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، در مقاله‌ای در گاردین تلاش کرده تا با ژستی دیپلماتیک، چهره‌ای مظلوم و منطقی از ایران به نمایش بگذارد. او با مقصر دانستن آمریکا و اروپا، از یک «پنجره زودگذر» برای دیپلماسی سخن می‌گوید و غرب را از عواقب فعال کردن مکانیسم ماشه برحذر می‌دارد. اما همزمان با انتشار این نامه، دو خبر دیگر، چهره واقعی و «هسته خبیث» این رژیم را بدون هیچ روتوشی به نمایش گذاشت: گزارش عفو بین‌الملل از موج سرکوب وحشیانه پس از جنگ و خبر تکان‌دهنده آسفالت کردن گورهای دسته‌جمعی قربانیان اعدام‌های دهه ۶۰ در بهشت زهرا.

▪️ این دوگانگی، یک اشتباه یا عدم هماهنگی نیست؛ این دقیقاً استراتژی جمهوری اسلامی است. آنها با یک دست، نامه صلح‌آمیز می‌نویسند تا در غرب شکاف ایجاد کنند و زمان بخرند، و با دست دیگر، تاریخ خونین خود را زیر آسفالت پنهان می‌کنند و با بازداشت بیش از ۲۰ هزار نفر پس از جنگ، همان تاریخ را تکرار می‌نمایند. نامه عراقچی نه یک پیشنهاد صادقانه برای صلح، که یک مانور فریب در آستانه یک فروپاشی استراتژیک است.

▪️ اما چرا رژیم به این نقطه رسیده است؟ مقاله راهبردی و کلیدی در نشریه «فارین افرز» پاسخ را به ما داد: استراتژی چهل‌ساله جمهوری اسلامی مبنی بر «ماندن در آستانه هسته‌ای» یک شکست فاجعه‌بار بود. این استراتژی نه تنها بازدارندگی ایجاد نکرد، بلکه خود عامل اصلی حملات ویرانگر اخیر شد. اکنون تهران بدون اهرم فشار هسته‌ای و در ضعیف‌ترین موضع ممکن، به بازی‌های دیپلماتیک بی‌نتیجه روی آورده است.

▫️ سه لایه از یک بازی خطرناک

۱. بازی دوگانه: ویترین دیپلماتیک، باطن سرکوبگر
نامه عراقچی برای مصرف خارجی و خطاب به افکار عمومی اروپا نوشته شده است تا آنها را از همراهی با آمریکا منصرف کند. اما در داخل، رژیم با تبدیل گورهای دسته‌جمعی به پارکینگ و اعدام‌های فزاینده، این پیام را به مردم ایران می‌دهد که هیچ تغییری در ماهیت سرکوبگر آن ایجاد نشده است. این نشان می‌دهد که «دیپلماسی» برای این رژیم، تنها ابزاری برای بقای همان سیستم سرکوبی است که مردم ایران اولین قربانیان آن هستند.

۲. توهم قدرت و نقش ابزاری برای شرق
رژیم در حالی برای غرب خط و نشان می‌کشد که در عمل به ابزاری برای چین و روسیه تبدیل شده است. حمایت اخیر پکن و مسکو از موضع ایران در برابر مکانیسم ماشه، نه از سر اتحاد استراتژیک، که یک اقدام فرصت‌طلبانه برای مشغول نگه داشتن آمریکا در خاورمیانه و کاهش فشار بر روی خودشان است. آنها حاضرند تا آخرین سرباز ایرانی با غرب بجنگد، اما همانطور که در گذشته دیدیم، در لحظه آخر، منافع خود را بر حمایت از ایران ترجیح خواهند داد.

۳. خودتحریمی ظالمانه: بهای انتخاب‌های رژیم
فعال شدن مکانیسم ماشه، تنها یک اقدام از سوی غرب نیست؛ بلکه نتیجه مستقیم انتخاب‌های خود جمهوری اسلامی است. همانطور که تحلیلگران در فارین پالیسی و فرانس ۲۴ اشاره می‌کنند، این رژیم با رد تمام پیشنهادها و اصرار بر یک سیاست تهاجمی، عملاً در حال انتخاب یک «خودتحریمی» تمام‌عیار است. بازگشت تحریم‌های سازمان ملل، ایران را به یک کره شمالی بزرگتر تبدیل خواهد کرد؛ یک انزوای کامل که هزینه آن را نه حاکمان در کاخ‌هایشان، که مردم ایران با فقر عمیق‌تر، تورم افسارگسیخته‌تر و فروپاشی کامل باقی‌مانده زیرساخت‌های کشور پرداخت خواهند کرد. این، بهای نهایی است که یک ملت برای بقای یک حکومت ایدئولوژیک و ورشکسته می‌پردازد.

🔸 هسته خبیث ایدئولوژیک (The Malignant Ideological Core): این مفهوم، توضیح می‌دهد که چرا رفتار جمهوری اسلامی برای بسیاری غیرقابل درک است. در قلب این رژیم، یک هسته سخت ایدئولوژیک و امنیتی قرار دارد که منافع آن با منافع ملی ایران در تضاد کامل است. این هسته، بقای ایدئولوژی و قدرت خود را بر هر چیز دیگری، از جمله رفاه مردم و جایگاه بین‌المللی کشور، ترجیح می‌دهد. به همین دلیل است که می‌تواند همزمان با پیشنهاد دیپلماسی در گاردین، دستور آسفالت کردن گورهای دسته‌جمعی را صادر کند. این دو اقدام، از یک منطق واحد سرچشمه می‌گیرند: حفظ قدرت به هر قیمتی، حتی به قیمت نابودی یک ملت، یک کشور و تاریخ آن.


@khod2
👍294👎2