یکی از همون جوونهاییه که اسمش کمتر شنیده شده؛ یه جوون ۲۳ ساله، یه تازهداماد، یه دنیا آرزوی ناتمام…
#محمد_میرآقارضایی
Kämpfer (@WarriorKampfer)
@khod2
#محمد_میرآقارضایی
Kämpfer (@WarriorKampfer)
@khod2
💔49😭14🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📝 انتقال علیرضا سپاهی به سلول انفرادی
منابع حقوق بشری روز یکشنبه ۱۲ مهر با اعلام خبر انتقال علیرضا سپاهی، از بازداشتشدگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ و یکی از متهمان پرونده موسوم به «میدان علیخانی اصفهان»، به سلول انفرادی زندان دستگرد، نسبت به افزایش خطر اجرای حکم اعدام او هشدار دادند.
📝 امشب خطبه عقد علیرضا سپاهی با دختری که عاشق یکدیگر هستند، مهشاد کشانی توسط امیرسالار داوودی در زندان خوانده و آنها به عقد همدیگر در آمدند. مهشاد همسر علیرضا درخواست ملاقات کرده و خطر اجرای حکم اعدام وجود داد.
FSeifikaran
@khod2
منابع حقوق بشری روز یکشنبه ۱۲ مهر با اعلام خبر انتقال علیرضا سپاهی، از بازداشتشدگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ و یکی از متهمان پرونده موسوم به «میدان علیخانی اصفهان»، به سلول انفرادی زندان دستگرد، نسبت به افزایش خطر اجرای حکم اعدام او هشدار دادند.
📝 امشب خطبه عقد علیرضا سپاهی با دختری که عاشق یکدیگر هستند، مهشاد کشانی توسط امیرسالار داوودی در زندان خوانده و آنها به عقد همدیگر در آمدند. مهشاد همسر علیرضا درخواست ملاقات کرده و خطر اجرای حکم اعدام وجود داد.
FSeifikaran
@khod2
💔25🤬6😭2
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
پاسخ به احمد فعال بخش سوم
جناب فعال عزیزپاسخ شما طولانی بود و طبیعتاً پاسخ به تمام جزئیات آن هم متن را بسیار طولانی میکند. بنابراین سعی میکنم به ترتیب به محورهای اصلی متن شما پاسخ بدهم.
در مورد بحث کارکردگرایی و تشبیه جامعه به بدن، به نظرم اینجا کمی موضوع را از آنچه هست پیچیدهتر کردهاید. من این تشبیه را بهعنوان یک مدل فلسفی یا جامعهشناختی برای توضیح تمام سازوکارهای جامعه مطرح نکردم که حالا با رد کارکردگرایی، کل استدلال من فرو بریزد. تشبیه من ناظر به یک نکته مشخص بود: وقتی یک جامعه در وضعیت بحرانی قرار دارد و سازوکارهای درونی اصلاح و تغییر آن بارها امتحان شده و به نتیجه مطلوب نرسیده، این احتمال که راهحل از بیرون آن سیستم بیاید را نمیتوان صرفاً به دلیل «بیرونی بودن» رد کرد.
اما در خصوص مشروعیت رهبری رضا پهلوی، خب، این محصول یک فرایند تاریخی انباشتی است، نه اینکه از خلأ و یکشبه ظاهر شده باشد. خود شما هم در پشتوانه اجتماعی ایشان تردید ندارید.
اما این پشتوانه از کجا آمده و آیا میشود فراخوان دیماه و استقبال میلیونی از آن را بهعنوان مشروعیت رهبری ایشان برای دوران گذار برداشت کرد؟
به زعم من، اگر این فرایند انباشت تاریخی را بررسی کنیم، پاسخ مثبت است.
گفتمان جامعه مدنی سیال است و رهبری این گفتمانها نیز با تغییر گفتمان تغییر میکند.
در دوم خرداد ۷۶، گفتمان غالب، اصلاحات بود و مشخصاً رهبری این گفتمان با محمد خاتمی بود. در آن کانتکست، گفتمان براندازی در حاشیهایترین حالت ممکن قرار داشت و در کلیت جامعه مدنی، بهجز معدود افرادی، کسی در پی براندازی نبود.
بله، در آن کانتکست، آقای پهلوی جایگاه خاصی در گفتمانهای جامعه نداشتند و صرفاً بهعنوان ولیعهد نظام سابق شناخته میشدند.
در جنبش عظیم ۸۸ هم گفتمان غالب، اصلاحات بود؛ ولی این گفتمان بسیار رادیکالتر از گفتمان دوم خرداد بود و مشخصاً رهبری این گفتمان با میرحسین موسوی بود؛ کسی که توانست آن جمعیت عظیم را نزدیک به چند ماه در صحنه حاضر نگه دارد.
در آن سال هم گفتمان براندازی محلی از اعراب نداشت و جالب اینجاست که خود رضا پهلوی هم مچبند سبز بست و با گفتمان غالب همراهی کرد.
تا سال ۹۶ کماکان گفتمان غالب، اصلاحات بود؛ تا دیماه ۹۶ که میشود آن را آغاز نقشآفرینی گفتمان براندازی و خروج آن از حاشیه دانست؛ با شعارهایی مثل «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» یا «رضاشاه، روحت شاد».
این گفتمان ابراز وجود کرد و ستیز و تخریب پهلوی که بیش از ۴۰ سال ذیل پروپاگاندای نظام بود، ناگهان نتیجه عکس داد. شعار «رضاشاه، روحت شاد» به طغیان علیه وضع موجود تبدیل شد و نماد گفتمان براندازی شد؛ اما کماکان گفتمان براندازی یک گفتمان رقیب بود، نه گفتمان غالب.
با اینکه شعار «رضاشاه، روحت شاد» نماد گفتمان براندازی بود، درون خود این گفتمان هنوز وفاق و وحدت رویه شکل نگرفته بود که البته نقش جمهوری اسلامی در اپوزیسیونسازی و تفرقهاندازی در این عدم وفاق آشکار بود.
۱۴۰۱ نقطه عطفی در گفتمان براندازی بود. بعد از آن، راه چپها، مجاهدین و صادراتیهای رژیم از آن جمعیت برانداز ملیگرا جدا شد و در یک فرایند تاریخی، این تسویه صورت گرفت. در طی این فرایند تاریخی، سرمایه اجتماعی برای شخص رضا پهلوی بهعنوان نماد جریان برانداز ملیگرا انباشته شد.
و بله، تا قبل از این تغییر گفتمان، شاید آقای پهلوی توان بسیج مردمی را نداشت و این موضوع به کنایه چپها و صادراتیهایی مثل حسین رزاق تبدیل شده بود که میگفتند اگر پهلوی بتواند ۱۰۰۰ نفر را به خیابان بیاورد، رهبری او را تأیید میکنند.
پس اگر پیشنهاد یا کنش پیشینی جناب پهلوی پاسخ مناسبی از جامعه دریافت نکرده بود، به خاطر گفتمانهای حاکم بر جامعه مدنی بوده است.
وقتی در دیماه ۴۰۴ گفتمان براندازی با اکثریت ملیگرا به گفتمان غالب تبدیل شد، شخص رضا پهلوی بهعنوان نماد این گفتمان، تنها رهبر مشروع این جریان است.
البته این بههیچعنوان به معنی غالب بودن سلطنتطلبی نیست. بسیاری از این اکثریت ملیگرا جمهوریخواه هستند، بسیاری مشروطهخواه و برخی هم مثل من مینارشیست هستند که برایشان جمهوری و پادشاهی علیالسویه است.
ولی همه این جریانات در دو نقطه اتفاقنظر دارند: اول، ملیگرایی و دوم، گذار از جمهوری اسلامی.
شخص رضا پهلوی نماد و رهبر مشروع این گفتمان است و وزن و سرمایه اجتماعی ایشان ناشی از همین گفتمان است که امروز به گفتمان غالب تبدیل شده است.
حتی پیمایش گمان (با توجه به اینکه عمار ملکی خودش چپگراست و با پهلوی ضدیت دارد) در سال ۲۰۲۴، با وجود تمام محدودیتهایی که هر پیمایش اینترنتی دارد، نشان میداد رضا پهلوی در میان چهرههای مخالف جمهوری اسلامی ۳۱ درصد حمایت اظهارشده داشته است؛ در همان پیمایش، حدود ۷۰ درصد با ادامه جمهوری اسلامی مخالفت کرده بودند.
جناب فعال عزیزپاسخ شما طولانی بود و طبیعتاً پاسخ به تمام جزئیات آن هم متن را بسیار طولانی میکند. بنابراین سعی میکنم به ترتیب به محورهای اصلی متن شما پاسخ بدهم.
در مورد بحث کارکردگرایی و تشبیه جامعه به بدن، به نظرم اینجا کمی موضوع را از آنچه هست پیچیدهتر کردهاید. من این تشبیه را بهعنوان یک مدل فلسفی یا جامعهشناختی برای توضیح تمام سازوکارهای جامعه مطرح نکردم که حالا با رد کارکردگرایی، کل استدلال من فرو بریزد. تشبیه من ناظر به یک نکته مشخص بود: وقتی یک جامعه در وضعیت بحرانی قرار دارد و سازوکارهای درونی اصلاح و تغییر آن بارها امتحان شده و به نتیجه مطلوب نرسیده، این احتمال که راهحل از بیرون آن سیستم بیاید را نمیتوان صرفاً به دلیل «بیرونی بودن» رد کرد.
اما در خصوص مشروعیت رهبری رضا پهلوی، خب، این محصول یک فرایند تاریخی انباشتی است، نه اینکه از خلأ و یکشبه ظاهر شده باشد. خود شما هم در پشتوانه اجتماعی ایشان تردید ندارید.
اما این پشتوانه از کجا آمده و آیا میشود فراخوان دیماه و استقبال میلیونی از آن را بهعنوان مشروعیت رهبری ایشان برای دوران گذار برداشت کرد؟
به زعم من، اگر این فرایند انباشت تاریخی را بررسی کنیم، پاسخ مثبت است.
گفتمان جامعه مدنی سیال است و رهبری این گفتمانها نیز با تغییر گفتمان تغییر میکند.
در دوم خرداد ۷۶، گفتمان غالب، اصلاحات بود و مشخصاً رهبری این گفتمان با محمد خاتمی بود. در آن کانتکست، گفتمان براندازی در حاشیهایترین حالت ممکن قرار داشت و در کلیت جامعه مدنی، بهجز معدود افرادی، کسی در پی براندازی نبود.
بله، در آن کانتکست، آقای پهلوی جایگاه خاصی در گفتمانهای جامعه نداشتند و صرفاً بهعنوان ولیعهد نظام سابق شناخته میشدند.
در جنبش عظیم ۸۸ هم گفتمان غالب، اصلاحات بود؛ ولی این گفتمان بسیار رادیکالتر از گفتمان دوم خرداد بود و مشخصاً رهبری این گفتمان با میرحسین موسوی بود؛ کسی که توانست آن جمعیت عظیم را نزدیک به چند ماه در صحنه حاضر نگه دارد.
در آن سال هم گفتمان براندازی محلی از اعراب نداشت و جالب اینجاست که خود رضا پهلوی هم مچبند سبز بست و با گفتمان غالب همراهی کرد.
تا سال ۹۶ کماکان گفتمان غالب، اصلاحات بود؛ تا دیماه ۹۶ که میشود آن را آغاز نقشآفرینی گفتمان براندازی و خروج آن از حاشیه دانست؛ با شعارهایی مثل «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» یا «رضاشاه، روحت شاد».
این گفتمان ابراز وجود کرد و ستیز و تخریب پهلوی که بیش از ۴۰ سال ذیل پروپاگاندای نظام بود، ناگهان نتیجه عکس داد. شعار «رضاشاه، روحت شاد» به طغیان علیه وضع موجود تبدیل شد و نماد گفتمان براندازی شد؛ اما کماکان گفتمان براندازی یک گفتمان رقیب بود، نه گفتمان غالب.
با اینکه شعار «رضاشاه، روحت شاد» نماد گفتمان براندازی بود، درون خود این گفتمان هنوز وفاق و وحدت رویه شکل نگرفته بود که البته نقش جمهوری اسلامی در اپوزیسیونسازی و تفرقهاندازی در این عدم وفاق آشکار بود.
۱۴۰۱ نقطه عطفی در گفتمان براندازی بود. بعد از آن، راه چپها، مجاهدین و صادراتیهای رژیم از آن جمعیت برانداز ملیگرا جدا شد و در یک فرایند تاریخی، این تسویه صورت گرفت. در طی این فرایند تاریخی، سرمایه اجتماعی برای شخص رضا پهلوی بهعنوان نماد جریان برانداز ملیگرا انباشته شد.
و بله، تا قبل از این تغییر گفتمان، شاید آقای پهلوی توان بسیج مردمی را نداشت و این موضوع به کنایه چپها و صادراتیهایی مثل حسین رزاق تبدیل شده بود که میگفتند اگر پهلوی بتواند ۱۰۰۰ نفر را به خیابان بیاورد، رهبری او را تأیید میکنند.
پس اگر پیشنهاد یا کنش پیشینی جناب پهلوی پاسخ مناسبی از جامعه دریافت نکرده بود، به خاطر گفتمانهای حاکم بر جامعه مدنی بوده است.
وقتی در دیماه ۴۰۴ گفتمان براندازی با اکثریت ملیگرا به گفتمان غالب تبدیل شد، شخص رضا پهلوی بهعنوان نماد این گفتمان، تنها رهبر مشروع این جریان است.
البته این بههیچعنوان به معنی غالب بودن سلطنتطلبی نیست. بسیاری از این اکثریت ملیگرا جمهوریخواه هستند، بسیاری مشروطهخواه و برخی هم مثل من مینارشیست هستند که برایشان جمهوری و پادشاهی علیالسویه است.
ولی همه این جریانات در دو نقطه اتفاقنظر دارند: اول، ملیگرایی و دوم، گذار از جمهوری اسلامی.
شخص رضا پهلوی نماد و رهبر مشروع این گفتمان است و وزن و سرمایه اجتماعی ایشان ناشی از همین گفتمان است که امروز به گفتمان غالب تبدیل شده است.
حتی پیمایش گمان (با توجه به اینکه عمار ملکی خودش چپگراست و با پهلوی ضدیت دارد) در سال ۲۰۲۴، با وجود تمام محدودیتهایی که هر پیمایش اینترنتی دارد، نشان میداد رضا پهلوی در میان چهرههای مخالف جمهوری اسلامی ۳۱ درصد حمایت اظهارشده داشته است؛ در همان پیمایش، حدود ۷۰ درصد با ادامه جمهوری اسلامی مخالفت کرده بودند.
Telegram
بیان آزادی
پاسخ به یادداشت انتقادی هادس درباره
پیامدهای جنگ، صلاحیتهای رهبری رضا پهلوی
و نقد نگاههای قیممابانه (1)
احمد فعال
رویه کانال بیان آزادی این است که اگر انتقادی و نقدی به یک یادداشت و یا یک مقاله و یا یک اظهارنظر دارد، ابتدا قبل از آن، متن آن یادداشت…
پیامدهای جنگ، صلاحیتهای رهبری رضا پهلوی
و نقد نگاههای قیممابانه (1)
احمد فعال
رویه کانال بیان آزادی این است که اگر انتقادی و نقدی به یک یادداشت و یا یک مقاله و یا یک اظهارنظر دارد، ابتدا قبل از آن، متن آن یادداشت…
👍10❤3
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
نکته جالبتر اینکه حمایت از پهلوی فقط محدود به کسانی نبود که خود را سلطنتطلب میدانند؛ در میان جمهوریخواهان و کسانی که شکل نظام مشخصی را ترجیح نمیدادند نیز بخشی از پاسخدهندگان از او حمایت کرده بودند.
در جای دیگری فرمودید بخشی از این استقبال از فراخوان واکنشی بوده و برخی به فلان علت و برخی به فلان علت در آن شرکت کردهاند.
خب، مگر در سایر موارد چنین نبوده است؟ مگر انتخاب یک گزینه همیشه تکعاملی بوده است؟
مگر ۲۰ میلیون رأی سال ۷۶ خاتمی، همگی اصلاحطلب بودند؟ بخش عمدهای از این آرا از بغض ناطق نوری بود، نه حب خاتمی؛ این دیگر تجربه زیسته ماست.
یا در انتخابات ۹۶، آن بیستوچند میلیونی که به روحانی رأی دادند، عاشق سینهچاک روباه بنفش بودند؟ یا از بغض رئیسی به روحانی رأی دادند؟ یا در دوگانه پزشکیان و جلیلی؟
انتخاب، چه آگاهانه باشد، چه از روی ایدئولوژی و چه واکنشی، در نهایت انتخاب است.
و یک جمعیت اکثریتی از جامعه، در دوگانه پهلوی و جمهوری اسلامی، پهلوی را انتخاب کردند.
این انتخاب، هر عاملی داشته باشد، در نهایت انتخاب است.
آیا همه مردم ایران ایشان را انتخاب کردند؟ مسلماً خیر؛ همانطور که در دوگانه رئیسی و روحانی، ۱۰ میلیون نفر رئیسی را انتخاب کردند.
ولی چیزی که انکارناپذیر است، این نکته است که یک اکثریت از جامعه مدنی، پهلوی را بهعنوان رهبر دوران گذار پذیرفتند.
اما اصل بحث ما چیز دیگری است.
رضا پهلوی موضوع اصلی بحث نیست. ایشان یک چهره سیاسی است که سرمایه اجتماعی و وزن سیاسی بالایی دارد و میتواند از یک راهحل مشخص دفاع کند. بحث اصلی من «مشروعیت و عقلانیت مداخله خارجی» است، نه اینکه چون جناب پهلوی این پیشنهاد را مطرح کرده، پس مشروع است یا غیرمشروع.
رضا پهلوی رئیسجمهور آمریکا نیست. نخستوزیر اسرائیل هم نیست. نه میتواند به ترامپ دستور بدهد و نه به دولت اسرائیل. او میتواند از یک سیاست حمایت کند یا برای آن لابی کند؛ اما تصمیم نهایی را دولتهای مستقل، بر اساس منافع و محاسبات خودشان، میگیرند.
پس سؤال واقعی این نیست که «آیا رضا پهلوی حق دارد برای مردم ایران تصمیم بگیرد؟» چون پیشنهاد دادن با تصمیم گرفتن یکی نیست.
پیشنهاد سیاسی برابر با تصمیم سیاسی نیست.
من میتونم بگم مداخله خارجی را راهحل میدانم؛ این به این معنا نیست که اختیار اجرای آن را دارم.
همانطور که شما میفرمایید مقاومت مدنی را راهحل میدانید، بدون اینکه به این معنا باشد که تمام جامعه ایران موظف است از آن پیروی کند.
در نهایت، شکل نظام آینده، قانون اساسی آینده و سازوکار حکومت آینده باید از طریق سازوکاری که مردم در آن امکان انتخاب داشته باشند، تعیین شود؛ انتخابات، همهپرسی، مجلس مؤسسان یا هر سازوکار معتبر دیگری که در فرایند گذار شکل بگیرد.
اما این موضوع با بحث مرحله گذار یکی نیست.
نقش در گذار برابر با نمایندگی کل ملت یا تعیین شکل نظام آینده نیست.
در مورد تشبیه پزشک هم ظاهراً منظور من را بهگونه دیگری برداشت کردهاید. وقتی گفتم پزشک، منظورم «پزشک خیرخواهی که آمده جامعه را نجات بدهد» نبود. پزشک در این تشبیه صرفاً نماد یک عامل بیرونی برای مداخله در یک وضعیت بحرانی بود. همانطور که پزشک ممکن است درمان را با وجود ریسک انتخاب کند، در سیاست هم ممکن است یک جامعه یا نیروهای سیاسی به این نتیجه برسند که یک گزینه پرریسک، در مقایسه با ادامه وضعیت موجود، قابل بررسی است.
اینکه مداخله خارجی میتواند پیامدهای بسیار سنگینی داشته باشد را من اصلاً انکار نمیکنم. اتفاقاً بحث من دقیقاً همین است: باید هزینه و ریسک مداخله را با هزینه و ریسک عدم مداخله مقایسه کرد.
چون «عدم مداخله» هم خودش یک انتخاب است؛ انتخاب ادامه وضع موجود.
اگر شما میفرمایید مداخله خارجی ناموجه است، سؤال من این است: دقیقاً به چه دلیل؟
اگر استدلال شما بر اساس پیامدهاست، آیا پیامدهای عدم مداخله و ادامه جمهوری اسلامی را هم باید در محاسبه وارد کرد یا نه؟
فساد ساختاری و عدم پاسخگویی، فرسایش اقتصادی، بحران آب و انرژی، ماجراجوییهای منطقهای، ایدئولوژی اسلامگرایی، هلال شیعی، محور مقاومت، آرمان کذایی فلسطین، امتگرایی، قربانی کردن منافع ملی برای سیاستهای ایدئولوژیک، غربستیزی، آمریکاستیزی و اسرائیلستیزی احمقانه، سیاست خارجی پرهزینه و وابستگی فزاینده به روسیه و چین، همگی بخشی از هزینه ادامه وضع موجود هستند.
وقتی وزیر خارجه وقت جمهوری اسلامی در یک تریبون رسمی میگوید در توافق ایران با غرب باید منافع روسیه نیز لحاظ شود، خب، شما خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
اگر بحث انتخاب میان جنگ و صلح بود، میشد مواضع شما را درک کرد؛ ولی در خصوص شرایط فعلی جمهوری اسلامی، جنگ آمریکا با نظام یک وضعیت است، اما عدم وقوع این جنگ مساوی با صلح نیست؛ بلکه وضعیت دیگر، جنگ نظام جمهوری اسلامی با مردم ایران است.
در جای دیگری فرمودید بخشی از این استقبال از فراخوان واکنشی بوده و برخی به فلان علت و برخی به فلان علت در آن شرکت کردهاند.
خب، مگر در سایر موارد چنین نبوده است؟ مگر انتخاب یک گزینه همیشه تکعاملی بوده است؟
مگر ۲۰ میلیون رأی سال ۷۶ خاتمی، همگی اصلاحطلب بودند؟ بخش عمدهای از این آرا از بغض ناطق نوری بود، نه حب خاتمی؛ این دیگر تجربه زیسته ماست.
یا در انتخابات ۹۶، آن بیستوچند میلیونی که به روحانی رأی دادند، عاشق سینهچاک روباه بنفش بودند؟ یا از بغض رئیسی به روحانی رأی دادند؟ یا در دوگانه پزشکیان و جلیلی؟
انتخاب، چه آگاهانه باشد، چه از روی ایدئولوژی و چه واکنشی، در نهایت انتخاب است.
و یک جمعیت اکثریتی از جامعه، در دوگانه پهلوی و جمهوری اسلامی، پهلوی را انتخاب کردند.
این انتخاب، هر عاملی داشته باشد، در نهایت انتخاب است.
آیا همه مردم ایران ایشان را انتخاب کردند؟ مسلماً خیر؛ همانطور که در دوگانه رئیسی و روحانی، ۱۰ میلیون نفر رئیسی را انتخاب کردند.
ولی چیزی که انکارناپذیر است، این نکته است که یک اکثریت از جامعه مدنی، پهلوی را بهعنوان رهبر دوران گذار پذیرفتند.
اما اصل بحث ما چیز دیگری است.
رضا پهلوی موضوع اصلی بحث نیست. ایشان یک چهره سیاسی است که سرمایه اجتماعی و وزن سیاسی بالایی دارد و میتواند از یک راهحل مشخص دفاع کند. بحث اصلی من «مشروعیت و عقلانیت مداخله خارجی» است، نه اینکه چون جناب پهلوی این پیشنهاد را مطرح کرده، پس مشروع است یا غیرمشروع.
رضا پهلوی رئیسجمهور آمریکا نیست. نخستوزیر اسرائیل هم نیست. نه میتواند به ترامپ دستور بدهد و نه به دولت اسرائیل. او میتواند از یک سیاست حمایت کند یا برای آن لابی کند؛ اما تصمیم نهایی را دولتهای مستقل، بر اساس منافع و محاسبات خودشان، میگیرند.
پس سؤال واقعی این نیست که «آیا رضا پهلوی حق دارد برای مردم ایران تصمیم بگیرد؟» چون پیشنهاد دادن با تصمیم گرفتن یکی نیست.
پیشنهاد سیاسی برابر با تصمیم سیاسی نیست.
من میتونم بگم مداخله خارجی را راهحل میدانم؛ این به این معنا نیست که اختیار اجرای آن را دارم.
همانطور که شما میفرمایید مقاومت مدنی را راهحل میدانید، بدون اینکه به این معنا باشد که تمام جامعه ایران موظف است از آن پیروی کند.
در نهایت، شکل نظام آینده، قانون اساسی آینده و سازوکار حکومت آینده باید از طریق سازوکاری که مردم در آن امکان انتخاب داشته باشند، تعیین شود؛ انتخابات، همهپرسی، مجلس مؤسسان یا هر سازوکار معتبر دیگری که در فرایند گذار شکل بگیرد.
اما این موضوع با بحث مرحله گذار یکی نیست.
نقش در گذار برابر با نمایندگی کل ملت یا تعیین شکل نظام آینده نیست.
در مورد تشبیه پزشک هم ظاهراً منظور من را بهگونه دیگری برداشت کردهاید. وقتی گفتم پزشک، منظورم «پزشک خیرخواهی که آمده جامعه را نجات بدهد» نبود. پزشک در این تشبیه صرفاً نماد یک عامل بیرونی برای مداخله در یک وضعیت بحرانی بود. همانطور که پزشک ممکن است درمان را با وجود ریسک انتخاب کند، در سیاست هم ممکن است یک جامعه یا نیروهای سیاسی به این نتیجه برسند که یک گزینه پرریسک، در مقایسه با ادامه وضعیت موجود، قابل بررسی است.
اینکه مداخله خارجی میتواند پیامدهای بسیار سنگینی داشته باشد را من اصلاً انکار نمیکنم. اتفاقاً بحث من دقیقاً همین است: باید هزینه و ریسک مداخله را با هزینه و ریسک عدم مداخله مقایسه کرد.
چون «عدم مداخله» هم خودش یک انتخاب است؛ انتخاب ادامه وضع موجود.
اگر شما میفرمایید مداخله خارجی ناموجه است، سؤال من این است: دقیقاً به چه دلیل؟
اگر استدلال شما بر اساس پیامدهاست، آیا پیامدهای عدم مداخله و ادامه جمهوری اسلامی را هم باید در محاسبه وارد کرد یا نه؟
فساد ساختاری و عدم پاسخگویی، فرسایش اقتصادی، بحران آب و انرژی، ماجراجوییهای منطقهای، ایدئولوژی اسلامگرایی، هلال شیعی، محور مقاومت، آرمان کذایی فلسطین، امتگرایی، قربانی کردن منافع ملی برای سیاستهای ایدئولوژیک، غربستیزی، آمریکاستیزی و اسرائیلستیزی احمقانه، سیاست خارجی پرهزینه و وابستگی فزاینده به روسیه و چین، همگی بخشی از هزینه ادامه وضع موجود هستند.
وقتی وزیر خارجه وقت جمهوری اسلامی در یک تریبون رسمی میگوید در توافق ایران با غرب باید منافع روسیه نیز لحاظ شود، خب، شما خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
اگر بحث انتخاب میان جنگ و صلح بود، میشد مواضع شما را درک کرد؛ ولی در خصوص شرایط فعلی جمهوری اسلامی، جنگ آمریکا با نظام یک وضعیت است، اما عدم وقوع این جنگ مساوی با صلح نیست؛ بلکه وضعیت دیگر، جنگ نظام جمهوری اسلامی با مردم ایران است.
👍13❤3
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
پس در مقایسه مداخله نظامی یا عدم مداخله، دو طرف ترازو جنگ است: یک طرف جنگ آمریکا با نظام و طرف دیگر، جنگ نظام با ملت ایران.
اصل صحبت ما این است که وقتی مردم ایران توان جنگ با نظام را ندارند، جنگ خارجی با نظام، هرچند هزینه سنگینی داشته باشد و هرچند ریسک شکست داشته باشد، باز در ترازوی سود و زیان، سودش بیش از زیانش است.
کمترین سود این مداخله تا امروز، مجازات دیکتاتور تهران و سران و آمران و قاتلان ملت ایران است.
همانطور که وقتی قاتلی مجازات میشود، مقتول به حیات برنمیگردد، نابودی خامنهای هم جانهای عزیز ازدسترفته را برنمیگرداند؛ ولی شیخ اجل میفرماید:
«دمی آب خوردن پس از بدسگال
به از عمر و هفتاد و هشتاد سال»
نکته جالب بعدی، احتجاج شما به قرآن بود. همانطور که از نام کانال من مشخص است، من منتقد اسلام هستم و اسلام و قرآن برای من حجیت ندارند.
ولی اگر برای شما احتجاج به قرآن حجیت دارد، از امام اول شیعیان نقل است:
«انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال»
شما به اسم مستعار من کنایه میزنید؛ درحالیکه در نظامی زندگی میکنیم که با کوچکترین اتهامی، احکام سنگین و اعدام صادر میشود. پس استفاده از اسم مستعار برای حفظ امنیت و حکم عقل است.
شما هم طبق حدیث، از منهج خودتان به موضوع نگاه نکنید که چه کسی میگوید؛ ببینید چه میگوید.
اما در مورد مقاومت مدنی:
ما طی چند دهه انواع اعتراض، اعتصاب، جنبش اجتماعی و مقاومت مدنی را تجربه کردهایم. نتیجه چه بوده است؟
اعتراض شکل گرفته، سرکوب شده، عدهای کشته و زندانی شدهاند، مدتی جامعه به سکوت رفته و چند سال بعد دوباره همان چرخه تکرار شده است.
اگر ابزاری در یک شرایط مشخص بارها استفاده شده و نتوانسته هدف اصلی، یعنی تغییر ساختار قدرت، را محقق کند، حق داریم بپرسیم آیا باید همچنان همان ابزار را بدون تغییر اساسی تکرار کنیم یا نه؟
به نظر من، دیماه ۱۴۰۴ دقیقاً از این جهت نقطه مهمی بود. نمیشه هر بار مردم را به خیابان فرستاد، سرکوب و کشته و زندانی شدنشان را دید، چند سال بعد دوباره همان مسیر را از نقطه صفر شروع کرد و اسم این چرخه را همچنان «راهحل» گذاشت.
سؤال من از شما این است:
اگر مداخله خارجی را رد میکنید و مقاومت مدنی را راهحل میدانید، دقیقاً چه چیزی قرار است این بار متفاوت باشد؟
چه مکانیزمی قرار است مقاومت مدنی را از اعتراض به انتقال قدرت برساند؟
صرفاً گفتن اینکه «مقاومت مدنی مؤثرتر است» پاسخ این سؤال نیست. باید توضیح داد چگونه.
چون اگر گزینه مداخله خارجی هزینه دارد، گزینه عدم مداخله هم هزینه بیشتری دارد.
اگر یک طرف ترازو هزینه و ریسک جنگ است، طرف دیگر ترازو جنگ جمهوری اسلامی با ملت ایران و ادامه همین ساختار سیاسی با تمام هزینههایی است که طی این سالها بر جامعه تحمیل شده است.
بنابراین اختلاف اصلی من با شما این نیست که من مداخله خارجی را بدون هزینه یا بدون خطر میدانم و شما خطر آن را میبینید. اختلاف اصلی این است که من معتقدم هزینه عدم مداخله هم باید روی همان ترازو قرار بگیرد.
در نهایت، درباره جمله شما که فرمودید اگر هدفمان این نباشد که خودمان را خالی کنیم، یک نکته را باید روشن کنم.
من این جمله را تلویحاً اینطور فهمیدم که تمام استدلالهای من را ذیل عنوان عقدهگشایی قرار میدهید و این نهایت بیانصافی است.
اما بعد از کشتار دیماه، سؤال من همچنان پابرجاست:
شما و همفکرانتان که مخالف مداخله خارجی و حالا مخالف رهبری یا نقشآفرینی آقای پهلوی در فرایند گذار هستید، برای گذار از جمهوری اسلامی و نجات جامعه از این وضعیت چه راهحل عملی و مشخصی پیشنهاد میکنید؟
آیا اساساً به گذار از جمهوری اسلامی باور دارید؟
اگر بله، سازوکار این گذار چیست؟
و اگر نه، آیا بخشی از طیف استمرارطلب هستید که ابقا و استمرار جمهوری اسلامی را به گذار از آن، با نقشآفرینی پهلوی، ترجیح میدهد و کماکان درگیر همان آرمان پهلویستیزی ۵۷ی است؟
اینها به نظرم پرسشهای اصلی است و بهتر است بهجای فرعی کردن بحث با موضوعاتی مثل اینکه چه کسی خودش را رهبر معرفی کرده یا چه کسی پزشک را انتخاب میکند، دقیقاً درباره همین پرسشها صحبت کنیم.
لینک پست سوم جناب فعال
https://t.me/bayane_azadi/5146
لینک پست دوم جناب فعال
https://t.me/bayane_azadi/5134
لینک پست اول جناب فعال
https://t.me/bayane_azadi/5123
🖋هادس
@Islie_Group
https://t.me/khod2
اصل صحبت ما این است که وقتی مردم ایران توان جنگ با نظام را ندارند، جنگ خارجی با نظام، هرچند هزینه سنگینی داشته باشد و هرچند ریسک شکست داشته باشد، باز در ترازوی سود و زیان، سودش بیش از زیانش است.
کمترین سود این مداخله تا امروز، مجازات دیکتاتور تهران و سران و آمران و قاتلان ملت ایران است.
همانطور که وقتی قاتلی مجازات میشود، مقتول به حیات برنمیگردد، نابودی خامنهای هم جانهای عزیز ازدسترفته را برنمیگرداند؛ ولی شیخ اجل میفرماید:
«دمی آب خوردن پس از بدسگال
به از عمر و هفتاد و هشتاد سال»
نکته جالب بعدی، احتجاج شما به قرآن بود. همانطور که از نام کانال من مشخص است، من منتقد اسلام هستم و اسلام و قرآن برای من حجیت ندارند.
ولی اگر برای شما احتجاج به قرآن حجیت دارد، از امام اول شیعیان نقل است:
«انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال»
شما به اسم مستعار من کنایه میزنید؛ درحالیکه در نظامی زندگی میکنیم که با کوچکترین اتهامی، احکام سنگین و اعدام صادر میشود. پس استفاده از اسم مستعار برای حفظ امنیت و حکم عقل است.
شما هم طبق حدیث، از منهج خودتان به موضوع نگاه نکنید که چه کسی میگوید؛ ببینید چه میگوید.
اما در مورد مقاومت مدنی:
ما طی چند دهه انواع اعتراض، اعتصاب، جنبش اجتماعی و مقاومت مدنی را تجربه کردهایم. نتیجه چه بوده است؟
اعتراض شکل گرفته، سرکوب شده، عدهای کشته و زندانی شدهاند، مدتی جامعه به سکوت رفته و چند سال بعد دوباره همان چرخه تکرار شده است.
اگر ابزاری در یک شرایط مشخص بارها استفاده شده و نتوانسته هدف اصلی، یعنی تغییر ساختار قدرت، را محقق کند، حق داریم بپرسیم آیا باید همچنان همان ابزار را بدون تغییر اساسی تکرار کنیم یا نه؟
به نظر من، دیماه ۱۴۰۴ دقیقاً از این جهت نقطه مهمی بود. نمیشه هر بار مردم را به خیابان فرستاد، سرکوب و کشته و زندانی شدنشان را دید، چند سال بعد دوباره همان مسیر را از نقطه صفر شروع کرد و اسم این چرخه را همچنان «راهحل» گذاشت.
سؤال من از شما این است:
اگر مداخله خارجی را رد میکنید و مقاومت مدنی را راهحل میدانید، دقیقاً چه چیزی قرار است این بار متفاوت باشد؟
چه مکانیزمی قرار است مقاومت مدنی را از اعتراض به انتقال قدرت برساند؟
صرفاً گفتن اینکه «مقاومت مدنی مؤثرتر است» پاسخ این سؤال نیست. باید توضیح داد چگونه.
چون اگر گزینه مداخله خارجی هزینه دارد، گزینه عدم مداخله هم هزینه بیشتری دارد.
اگر یک طرف ترازو هزینه و ریسک جنگ است، طرف دیگر ترازو جنگ جمهوری اسلامی با ملت ایران و ادامه همین ساختار سیاسی با تمام هزینههایی است که طی این سالها بر جامعه تحمیل شده است.
بنابراین اختلاف اصلی من با شما این نیست که من مداخله خارجی را بدون هزینه یا بدون خطر میدانم و شما خطر آن را میبینید. اختلاف اصلی این است که من معتقدم هزینه عدم مداخله هم باید روی همان ترازو قرار بگیرد.
در نهایت، درباره جمله شما که فرمودید اگر هدفمان این نباشد که خودمان را خالی کنیم، یک نکته را باید روشن کنم.
من این جمله را تلویحاً اینطور فهمیدم که تمام استدلالهای من را ذیل عنوان عقدهگشایی قرار میدهید و این نهایت بیانصافی است.
اما بعد از کشتار دیماه، سؤال من همچنان پابرجاست:
شما و همفکرانتان که مخالف مداخله خارجی و حالا مخالف رهبری یا نقشآفرینی آقای پهلوی در فرایند گذار هستید، برای گذار از جمهوری اسلامی و نجات جامعه از این وضعیت چه راهحل عملی و مشخصی پیشنهاد میکنید؟
آیا اساساً به گذار از جمهوری اسلامی باور دارید؟
اگر بله، سازوکار این گذار چیست؟
و اگر نه، آیا بخشی از طیف استمرارطلب هستید که ابقا و استمرار جمهوری اسلامی را به گذار از آن، با نقشآفرینی پهلوی، ترجیح میدهد و کماکان درگیر همان آرمان پهلویستیزی ۵۷ی است؟
اینها به نظرم پرسشهای اصلی است و بهتر است بهجای فرعی کردن بحث با موضوعاتی مثل اینکه چه کسی خودش را رهبر معرفی کرده یا چه کسی پزشک را انتخاب میکند، دقیقاً درباره همین پرسشها صحبت کنیم.
لینک پست سوم جناب فعال
https://t.me/bayane_azadi/5146
لینک پست دوم جناب فعال
https://t.me/bayane_azadi/5134
لینک پست اول جناب فعال
https://t.me/bayane_azadi/5123
🖋هادس
@Islie_Group
https://t.me/khod2
Telegram
بیان آزادی
پاسخ به یادداشت انتقادی هادس درباره
پیامدهای جنگ، صلاحیتهای رهبری رضا پهلوی
و نقد نگاههای قیممابانه (1)
احمد فعال
رویه کانال بیان آزادی این است که اگر انتقادی و نقدی به یک یادداشت و یا یک مقاله و یا یک اظهارنظر دارد، ابتدا قبل از آن، متن آن یادداشت…
پیامدهای جنگ، صلاحیتهای رهبری رضا پهلوی
و نقد نگاههای قیممابانه (1)
احمد فعال
رویه کانال بیان آزادی این است که اگر انتقادی و نقدی به یک یادداشت و یا یک مقاله و یا یک اظهارنظر دارد، ابتدا قبل از آن، متن آن یادداشت…
❤21
خبرنگار مشهور اسرائیلی الی دیوید با چاپ عکس خمینی هنگام خروج از هواپیمای ایرفرانس نوشت:
"فرانسه این کثافت را به ایران آورد.
اکنون همان کثافت دارد فرانسه را میسوزاند."
sajad (@sajad_1404)
@khod2
"فرانسه این کثافت را به ایران آورد.
اکنون همان کثافت دارد فرانسه را میسوزاند."
sajad (@sajad_1404)
@khod2
❤38👌28👍7🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علیرضا سپاهی در یکی از بازجوییهایش یک درجهدار از سربازی میخواهد تا به صورت سپاهی سیلی بزند. ضربات به اندازهای شدید بوده که صورت و چشم او بهشدت متورم و دچار خونریزی میشود.
در بازجوییها پابندهای سپاهی را باز میکردند و به محل اصابت گلولهها ضربه میزدند و با شلنگ به زخمهای او میکوبیدند؛ بهگونهای که زخمها دوباره خونریزی میکردند.
شدت فشار به حدی بوده که سپاهی فریاد زده است: «هرچه شما بگویید امضا میکنم.»
@khod2
در بازجوییها پابندهای سپاهی را باز میکردند و به محل اصابت گلولهها ضربه میزدند و با شلنگ به زخمهای او میکوبیدند؛ بهگونهای که زخمها دوباره خونریزی میکردند.
شدت فشار به حدی بوده که سپاهی فریاد زده است: «هرچه شما بگویید امضا میکنم.»
@khod2
💔32🤬9❤3🤣1😭1
من خدا هستم
علیرضا سپاهی در یکی از بازجوییهایش یک درجهدار از سربازی میخواهد تا به صورت سپاهی سیلی بزند. ضربات به اندازهای شدید بوده که صورت و چشم او بهشدت متورم و دچار خونریزی میشود. در بازجوییها پابندهای سپاهی را باز میکردند و به محل اصابت گلولهها ضربه میزدند…
بازجویان در پاسخ، او را به برخورد با مادرش تهدید میکردند و از او میخواستند آنچه را «حقیقت» میخواندند بیان کند.
سپاهی گفته که «من حقیقت را گفتهام» اما بازجویی و فشار ادامه یافته است.علیرضا سپاهی برای اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شده است. همزمان، سمیه افشار، مادر او که خود در زندان به سر میبرد، برای آخرین ملاقات با فرزندش منتقل شده است.
سمیه افشار پیشتر به پنج سال حبس محکوم شده و در حال گذراندن دوران محکومیت خود است.
farnoosh faraji |فرنوش فرجی (@farnooshfam)
@khod2
سپاهی گفته که «من حقیقت را گفتهام» اما بازجویی و فشار ادامه یافته است.علیرضا سپاهی برای اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شده است. همزمان، سمیه افشار، مادر او که خود در زندان به سر میبرد، برای آخرین ملاقات با فرزندش منتقل شده است.
سمیه افشار پیشتر به پنج سال حبس محکوم شده و در حال گذراندن دوران محکومیت خود است.
farnoosh faraji |فرنوش فرجی (@farnooshfam)
@khod2
🤬27😭8💔3
علیرضا سپاهی و علیرضا رییسی اعدام شدند.
جاویدنام علیرضا سپاهی ۲۴ساله و علیرضا رییسی ۲۱ ساله بود...
@khod2
جاویدنام علیرضا سپاهی ۲۴ساله و علیرضا رییسی ۲۱ ساله بود...
@khod2
💔48🤬10😭10🤣1😡1
من خدا هستم
Photo
از صفحه دایی علیرضا رییسی:
از خانواده علیرضا رییسی، رامین رئیسی؛ ۲۸ ساله اهل بهارستان اصفهان، ۱۹ دیماه، هدف گلوله قرار گرفت و سپس ۹ روز ناپدید شد.
از بهارستان تا سردخانه میوه؛ پنهان کردن جنایت... 💔
رامین رئیسی، جوان ۲۸ ساله بهارستان اصفهان، در ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ با شلیک گلوله مجروح و ناپدید شد. پس از ۹ روز، پیکرش را در سردخانه میوه و ترهبار یافتند!
@khod2
از خانواده علیرضا رییسی، رامین رئیسی؛ ۲۸ ساله اهل بهارستان اصفهان، ۱۹ دیماه، هدف گلوله قرار گرفت و سپس ۹ روز ناپدید شد.
از بهارستان تا سردخانه میوه؛ پنهان کردن جنایت... 💔
رامین رئیسی، جوان ۲۸ ساله بهارستان اصفهان، در ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ با شلیک گلوله مجروح و ناپدید شد. پس از ۹ روز، پیکرش را در سردخانه میوه و ترهبار یافتند!
@khod2
😭25💔13❤3
من خدا هستم
Photo
از خانواده جاویدنام علیرضا رئیسی، رامین رئیسی هم جاویدنام شده...امروز یکی رو هم اعدام کردن...
از خانواده سپاهی هم جاویدنام علیرضا سپاهی و ابوالفضل سپاهی اعدام شدند و مادر علیرضا سپاهی، سمیه افشار رو هم محکوم به ۵سال حبس کردند!
@khod2
از خانواده سپاهی هم جاویدنام علیرضا سپاهی و ابوالفضل سپاهی اعدام شدند و مادر علیرضا سپاهی، سمیه افشار رو هم محکوم به ۵سال حبس کردند!
@khod2
😭26💔9🤬7❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خب دوستان سردار نابغه جمهوری اسلامی راه کاهش قیمت ارز رو پیداکرد!
سردار رحیمی:
از امروز هر سایتی قیمت ارز اعلام کند با آن برخورد خواهیم کرد.
پ.ن اقتصاد مال خر است.
@khod2
سردار رحیمی:
از امروز هر سایتی قیمت ارز اعلام کند با آن برخورد خواهیم کرد.
پ.ن اقتصاد مال خر است.
@khod2
🤬31🔥4😁3👌3
من خدا هستم
علیرضا سپاهی در یکی از بازجوییهایش یک درجهدار از سربازی میخواهد تا به صورت سپاهی سیلی بزند. ضربات به اندازهای شدید بوده که صورت و چشم او بهشدت متورم و دچار خونریزی میشود. در بازجوییها پابندهای سپاهی را باز میکردند و به محل اصابت گلولهها ضربه میزدند…
در این ۹ ماه جهنمی، به در و دیوار خانه علیرضا سپاهی تیراندازی کردند. اعضای خانواده و اقوامش را گرفتند. به ساق پا و ران علیرضا شلیک کردند.
برای اخذ اعتراف، با شلنگ میزدند روی زخم پای گلوله خورده. مادرش را به زور، واداشتند شاهد شکنجه پسرش باشد. سرکوبگرها به جهیزیه خواهر علیرضا هم رحم نکردند.
جاویدنام علیرضا سپاهی بار اول، پای چوبه دار سکته کرد و برش گرداندند به سیاهچال امنیتی دستگرد اصفهان.
در اسارتگاه، خطبه عقدش با مهشاد کشانی خوانده شد. باز بردند پای چوبه دار و با اذان صبح، اعدامش کردند.
جاویدنام علیرضا، تروریست فلسطینی نبود که دیکتاتوری چپِ حاکم بر جهان برایش خشتک بدرد. او جوان آزادیخواه و بیپناهِ ایرانی بود.
Mehdi_rostampour
@khod2
برای اخذ اعتراف، با شلنگ میزدند روی زخم پای گلوله خورده. مادرش را به زور، واداشتند شاهد شکنجه پسرش باشد. سرکوبگرها به جهیزیه خواهر علیرضا هم رحم نکردند.
جاویدنام علیرضا سپاهی بار اول، پای چوبه دار سکته کرد و برش گرداندند به سیاهچال امنیتی دستگرد اصفهان.
در اسارتگاه، خطبه عقدش با مهشاد کشانی خوانده شد. باز بردند پای چوبه دار و با اذان صبح، اعدامش کردند.
جاویدنام علیرضا، تروریست فلسطینی نبود که دیکتاتوری چپِ حاکم بر جهان برایش خشتک بدرد. او جوان آزادیخواه و بیپناهِ ایرانی بود.
Mehdi_rostampour
@khod2
💔60🤬12❤4😭3🤣2
عربستان به همراه نیروهای ترکیه و پاکستان، دارن حوثی هارو قلع و قمع میکنن!
گنده گوی منطقه کجاست؟
@khod2
گنده گوی منطقه کجاست؟
@khod2
😁36👏9👎3❤2👌1
اول در خیابان سلاخی کردید
حالا در زندان به دار میکشید
زینپس هرکس گفت اصلاح ، مبارزه مدنی ، پرهیز از خشونت ، عدالت ، محاکمه و ...
دهانش را گل بگیرید
این بار فرق داردد
@khod2
حالا در زندان به دار میکشید
زینپس هرکس گفت اصلاح ، مبارزه مدنی ، پرهیز از خشونت ، عدالت ، محاکمه و ...
دهانش را گل بگیرید
این بار فرق داردد
@khod2
❤30💯17👍8🤣2
خبر فوری:
ایالات متحده به اسرائیل اجازه داده است تا بدون محدودیت در حریم هوایی عراق عملیات انجام دهد و نیروهای شبهنظامی همسو با ایران را هدف قرار دهد.
@khod2
ایالات متحده به اسرائیل اجازه داده است تا بدون محدودیت در حریم هوایی عراق عملیات انجام دهد و نیروهای شبهنظامی همسو با ایران را هدف قرار دهد.
@khod2
👍45👏16