Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
تاریخ اندیشه اسلامی
مترجم و نویسنده: آرش
مقدمه
هدف این مقاله ارائه مروری مختصر بر چهرهها و جریانهای اصلی در تاریخ اندیشه و فلسفه اسلامی است؛ از نخستین دورههای شکلگیری آن تا گرایشهای معاصر امروز.
بخش عمده مقاله خلاصهای از کتاب تاریخ مختصر اندیشه اسلامی، نوشته فیتزروی موریسی (Fitzroy Morrissey)، مورخ و پژوهشگر تاریخ فکری اسلام است که در سال ۲۰۲۲ منتشر شد. در این مقاله، شکلگیری مکاتب فقهی و کلامی، کاوشهای فلسفی و گسترش عرفان صوفیانه در سدههای نخستین دوران اسلامی بررسی میشود.
فلسفه اسلامی اصطلاحی عام برای مجموعه آثار اندیشمندان جهان اسلام است که کوشیدند سنت فلسفی جهان باستان، بهویژه اندیشههای ارسطو و افلاطون، را با تعالیم اسلام سازگار کنند. این اصطلاح به پیدایش و تحول اندیشه فلسفی در جهان اسلام، از اندلس تا هند، از سده نهم میلادی تا روزگار معاصر اشاره دارد.
از سده نوزدهم میلادی به بعد، در واکنش به برتری سیاسی و فکری غرب، جنبشهای گوناگونی پدید آمدند. این جنبشها میکوشیدند علت افول نسبی جهان اسلام را توضیح دهند و راهحلهای اصلاحی متفاوتی پیشنهاد کنند.
بخش پایانی این مقاله به این جنبشها و جریانهای احیاگر پیشین اختصاص دارد؛ از جمله سلفیگری و اسلامگرایی که در پایان این دوره شکل گرفتند و امروزه توجه فراوانی در سراسر جهان به خود جلب کردهاند. بااینحال، این جریانها، برخلاف آنچه ممکن است تصور شود، همواره بخشی ثابت و دائمی از اندیشه و جامعه مسلمانان نبودهاند.
۱. تحولات نخستین
۱.۱. مکاتب فقهی
در سده دوم هجری، نیاز به دانش فقهی و تدوین نظام حقوقی اهمیت فزایندهای پیدا کرد؛ زیرا قرآن بهتنهایی برای ارائه تصویری جامع از احکام و نظام حقوقی کافی نبود.
در این دوره، چهار مکتب اصلی فقهی، تحت رهبری چهرههای برجسته تاریخ فقه اسلامی، شکل گرفتند.
در مدینه، مالک بن انس بر عمل و رویههای رایج، یا سنت مردم این شهر، بهعنوان منبع اقتدار دینی تأکید داشت. در مقابل، ابوحنیفه در کوفه، یکی دیگر از مراکز مهم دانش اسلامی، نقش عقل و استدلال را در تدوین احکام برجسته میکرد و در کنار آن، به رویههای مردم شهر خود و سخنان محمد نیز توجه داشت.
پس از این دو، شافعی ظهور کرد که نقش مهمتری در تحول فقه اسلامی ایفا کرد. او سخنان محمد را پس از قرآن، معتبرترین منبع حقوقی میدانست و اتکا به اعمال و رسوم مردم را، که درباره آنها نیز اختلاف نظر وجود داشت، بهعنوان مبنایی مستقل برای استنباط احکام رد میکرد. بااینحال، او استفاده محتاطانه از استدلال فقهی، بهویژه قیاس، را مجاز میدانست.
این تحول زمینه را برای افزایش جایگاه محدثان فراهم کرد؛ کسانی که وظیفه داشتند با گردآوری و بررسی احادیث، مردم را در پیروی از سنت پیامبر راهنمایی کنند.
آخرین مکتب بزرگ فقهی اهل سنت به دست احمد بن حنبل شکل گرفت. او در سده نهم میلادی از گردآورندگان برجسته حدیث بود و در مناقشه معروف به «مِحنه» نیز نقشی مهم در مخالفت با سیاستهای حکومت ایفا کرد.
به این ترتیب، چهار مکتب فقهی اهل سنت شکل گرفتند. این مکاتب، با وجود اختلافات خود، یکدیگر را بهعنوان جریانهای اصلی اهل سنت به رسمیت شناختند.
آنها در چارچوب نوعی سازش و اعتدال، بر چهار منبع اصلی استنباط احکام توافق کردند:
۱. قرآن؛
۲. حدیث و سنت پیامبر، بهویژه مجموعههای معتبر حدیثی؛
۳. اجماع؛
۴. قیاس.
۱.۲. تصوف
جنبش مهم دیگری نیز در سده هشتم میلادی ریشه گرفت که بعدها به تصوف شهرت یافت.
صوفیان بیش از هر چیز به تقوای فردی، رابطه مؤمن با پروردگار و دستیابی به معنویت از طریق تجربه مستقیم امر الهی علاقهمند بودند. این جریان بهتدریج به نوعی عرفان تبدیل شد که تجربه درونی و شهودی خداوند را در مرکز توجه قرار میداد.
صوفیان نخستین از الگوی راهبان زاهد مسیحی پیروی میکردند و برای انزوا و عبادت به بیابانها یا غارها میرفتند. آنان با فروتنی و کنارهگیری از دنیا و نیز با جستوجوی معنای باطنی قرآن، بهتدریج بهعنوان جریانی تهدیدکننده تلقی شدند؛ زیرا منبعی متفاوت از دانش و معرفت را در برابر اقتدار علمای دینی مطرح میکردند.
احمد بن حنبل دستور بازداشت شماری از رهبران صوفی را صادر کرد. بااینحال، یکی از آنان، جنید بغدادی، که در سال ۹۱۰ میلادی درگذشت، نوعی تصوف عقلانیتر و پذیرفتنیتر ارائه داد. بهتدریج، عرفان صوفیانه برای علمای دینی قابلقبولتر شد و سرانجام به یکی از اجزای مهم اندیشه اسلامی تبدیل گردید.
درحالیکه فقه و کلام عمدتاً به احکام ظاهری و باورهای اعتقادی میپرداختند، صوفیان میکوشیدند بهعنوان دانشی معتبر در میان اهل سنت پذیرفته شوند که همزمان ابعاد بیرونی دین و معانی درونی آن را در بر میگیرد.
@ISLIE
مترجم و نویسنده: آرش
مقدمه
هدف این مقاله ارائه مروری مختصر بر چهرهها و جریانهای اصلی در تاریخ اندیشه و فلسفه اسلامی است؛ از نخستین دورههای شکلگیری آن تا گرایشهای معاصر امروز.
بخش عمده مقاله خلاصهای از کتاب تاریخ مختصر اندیشه اسلامی، نوشته فیتزروی موریسی (Fitzroy Morrissey)، مورخ و پژوهشگر تاریخ فکری اسلام است که در سال ۲۰۲۲ منتشر شد. در این مقاله، شکلگیری مکاتب فقهی و کلامی، کاوشهای فلسفی و گسترش عرفان صوفیانه در سدههای نخستین دوران اسلامی بررسی میشود.
فلسفه اسلامی اصطلاحی عام برای مجموعه آثار اندیشمندان جهان اسلام است که کوشیدند سنت فلسفی جهان باستان، بهویژه اندیشههای ارسطو و افلاطون، را با تعالیم اسلام سازگار کنند. این اصطلاح به پیدایش و تحول اندیشه فلسفی در جهان اسلام، از اندلس تا هند، از سده نهم میلادی تا روزگار معاصر اشاره دارد.
از سده نوزدهم میلادی به بعد، در واکنش به برتری سیاسی و فکری غرب، جنبشهای گوناگونی پدید آمدند. این جنبشها میکوشیدند علت افول نسبی جهان اسلام را توضیح دهند و راهحلهای اصلاحی متفاوتی پیشنهاد کنند.
بخش پایانی این مقاله به این جنبشها و جریانهای احیاگر پیشین اختصاص دارد؛ از جمله سلفیگری و اسلامگرایی که در پایان این دوره شکل گرفتند و امروزه توجه فراوانی در سراسر جهان به خود جلب کردهاند. بااینحال، این جریانها، برخلاف آنچه ممکن است تصور شود، همواره بخشی ثابت و دائمی از اندیشه و جامعه مسلمانان نبودهاند.
۱. تحولات نخستین
۱.۱. مکاتب فقهی
در سده دوم هجری، نیاز به دانش فقهی و تدوین نظام حقوقی اهمیت فزایندهای پیدا کرد؛ زیرا قرآن بهتنهایی برای ارائه تصویری جامع از احکام و نظام حقوقی کافی نبود.
در این دوره، چهار مکتب اصلی فقهی، تحت رهبری چهرههای برجسته تاریخ فقه اسلامی، شکل گرفتند.
در مدینه، مالک بن انس بر عمل و رویههای رایج، یا سنت مردم این شهر، بهعنوان منبع اقتدار دینی تأکید داشت. در مقابل، ابوحنیفه در کوفه، یکی دیگر از مراکز مهم دانش اسلامی، نقش عقل و استدلال را در تدوین احکام برجسته میکرد و در کنار آن، به رویههای مردم شهر خود و سخنان محمد نیز توجه داشت.
پس از این دو، شافعی ظهور کرد که نقش مهمتری در تحول فقه اسلامی ایفا کرد. او سخنان محمد را پس از قرآن، معتبرترین منبع حقوقی میدانست و اتکا به اعمال و رسوم مردم را، که درباره آنها نیز اختلاف نظر وجود داشت، بهعنوان مبنایی مستقل برای استنباط احکام رد میکرد. بااینحال، او استفاده محتاطانه از استدلال فقهی، بهویژه قیاس، را مجاز میدانست.
این تحول زمینه را برای افزایش جایگاه محدثان فراهم کرد؛ کسانی که وظیفه داشتند با گردآوری و بررسی احادیث، مردم را در پیروی از سنت پیامبر راهنمایی کنند.
آخرین مکتب بزرگ فقهی اهل سنت به دست احمد بن حنبل شکل گرفت. او در سده نهم میلادی از گردآورندگان برجسته حدیث بود و در مناقشه معروف به «مِحنه» نیز نقشی مهم در مخالفت با سیاستهای حکومت ایفا کرد.
به این ترتیب، چهار مکتب فقهی اهل سنت شکل گرفتند. این مکاتب، با وجود اختلافات خود، یکدیگر را بهعنوان جریانهای اصلی اهل سنت به رسمیت شناختند.
آنها در چارچوب نوعی سازش و اعتدال، بر چهار منبع اصلی استنباط احکام توافق کردند:
۱. قرآن؛
۲. حدیث و سنت پیامبر، بهویژه مجموعههای معتبر حدیثی؛
۳. اجماع؛
۴. قیاس.
۱.۲. تصوف
جنبش مهم دیگری نیز در سده هشتم میلادی ریشه گرفت که بعدها به تصوف شهرت یافت.
صوفیان بیش از هر چیز به تقوای فردی، رابطه مؤمن با پروردگار و دستیابی به معنویت از طریق تجربه مستقیم امر الهی علاقهمند بودند. این جریان بهتدریج به نوعی عرفان تبدیل شد که تجربه درونی و شهودی خداوند را در مرکز توجه قرار میداد.
صوفیان نخستین از الگوی راهبان زاهد مسیحی پیروی میکردند و برای انزوا و عبادت به بیابانها یا غارها میرفتند. آنان با فروتنی و کنارهگیری از دنیا و نیز با جستوجوی معنای باطنی قرآن، بهتدریج بهعنوان جریانی تهدیدکننده تلقی شدند؛ زیرا منبعی متفاوت از دانش و معرفت را در برابر اقتدار علمای دینی مطرح میکردند.
احمد بن حنبل دستور بازداشت شماری از رهبران صوفی را صادر کرد. بااینحال، یکی از آنان، جنید بغدادی، که در سال ۹۱۰ میلادی درگذشت، نوعی تصوف عقلانیتر و پذیرفتنیتر ارائه داد. بهتدریج، عرفان صوفیانه برای علمای دینی قابلقبولتر شد و سرانجام به یکی از اجزای مهم اندیشه اسلامی تبدیل گردید.
درحالیکه فقه و کلام عمدتاً به احکام ظاهری و باورهای اعتقادی میپرداختند، صوفیان میکوشیدند بهعنوان دانشی معتبر در میان اهل سنت پذیرفته شوند که همزمان ابعاد بیرونی دین و معانی درونی آن را در بر میگیرد.
@ISLIE
❤17👍3
Forwarded from Reza Pahlavi Comms
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تصاویری از راهپیماییها و گردهماییهای ایرانیان در شهرهای مختلف جهان برای رساندن صدای مردم داخل ایران
Across the world, Iranians stand together to echo the voices of the brave people in Iran.
@RezaPahlaviComms
Across the world, Iranians stand together to echo the voices of the brave people in Iran.
@RezaPahlaviComms
❤32👍4🤣3
👍31👏6🔥4🤣2❤1👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نتانیاهو در تماس تلفنی زنده و مستقیم خطاب به
دونالد ترامپ گفت: «دونالد، ما یک کار نیمهتمام
داریم که باید تمامش کنیم؛ ما این کار را با هم تمام
خواهیم کرد»
این علنیترین و صریحترین تایید برای اجرای فاز نهایی دکترین «ضربه نهایی» علیه جمهوری اسلامی است.
این گفتگو، تمام شک و تردیدهای محفلی را از بین برد:
فرمان اجرای عملیات انهدام ساختاری رژیم در بالاترین سطح هماهنگی واشنگتن و تلآویو صادر شده است.
این حرکت زنده رسانهای دقیقاً برای خنثی کردن خط خبری و تبلیغاتیِ رژیم و اپوزیسیونِ رقیب در اسرائیل اجرا شد. نتانیاهو با این مانور نشان داد که هماهنگی با واشنگتن در دقیقترین وضعیت ممکن قرار دارد و ترامپ شخصاً ضمانتِ سیاسی و امنیتی ضربه نهایی را بر عهده گرفته است.
#جاویدشاه
@khod2
دونالد ترامپ گفت: «دونالد، ما یک کار نیمهتمام
داریم که باید تمامش کنیم؛ ما این کار را با هم تمام
خواهیم کرد»
این علنیترین و صریحترین تایید برای اجرای فاز نهایی دکترین «ضربه نهایی» علیه جمهوری اسلامی است.
این گفتگو، تمام شک و تردیدهای محفلی را از بین برد:
فرمان اجرای عملیات انهدام ساختاری رژیم در بالاترین سطح هماهنگی واشنگتن و تلآویو صادر شده است.
این حرکت زنده رسانهای دقیقاً برای خنثی کردن خط خبری و تبلیغاتیِ رژیم و اپوزیسیونِ رقیب در اسرائیل اجرا شد. نتانیاهو با این مانور نشان داد که هماهنگی با واشنگتن در دقیقترین وضعیت ممکن قرار دارد و ترامپ شخصاً ضمانتِ سیاسی و امنیتی ضربه نهایی را بر عهده گرفته است.
#جاویدشاه
@khod2
❤39🔥7💯3👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علینقی رحمتی روز ۱۴ آذرماه ۱۴۰۱ در اعتراضات قزوین مجروح شد؛ او و برادرش برای نجات دختران از دست سرکوبگران رفته بودند که یکی از ماموران با گلوله جنگی پای علی را هدف قرار داد. او را به بیمارستان بردند که نهایتا منجر به قطع پای او شد
🔗 @IranIntl
@khod2
🔗 @IranIntl
@khod2
💔47😭9❤5🤣1
Forwarded from Reza Pahlavi Comms
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گروهی از مادران دادخواه خیزش دی، با حضور بر مزار جاویدنامان انقلاب ملی شیر و خورشید در گیلان، یاد آنها را گرامی داشتند.
Justice-seeking mothers gathered at the gravesites in Gilan to honor the fallen heroes of Iran’s January National Uprising.
@RezaPahlaviComms
Justice-seeking mothers gathered at the gravesites in Gilan to honor the fallen heroes of Iran’s January National Uprising.
@RezaPahlaviComms
❤31🤣1😭1
بنیامین نتانیاهو:
«ما متعهد به تکمیل حذف رژیم ایران هستیم؛ من این را با رئیسجمهور ترامپ در میان گذاشتم. در کنار این، حذف حزبالله و صلح با لبنان نیز محقق خواهد شد.»
@khod2
«ما متعهد به تکمیل حذف رژیم ایران هستیم؛ من این را با رئیسجمهور ترامپ در میان گذاشتم. در کنار این، حذف حزبالله و صلح با لبنان نیز محقق خواهد شد.»
@khod2
❤33👏6💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیبی: «بارها با ترامپ درباره این موضوع صحبت کردیم.»
تا زمانی که جمهوری اسلامی سر کار باشه، خطر دستیابی این رژیم به بمب اتمی از بین نمیره.
هرچقدر هم برنامه هستهای جمهوری اسلامی رو تخریب کنیم، دوباره برای ساخت بمب اتم تلاش میکنه.
این رژیم تغییرکردنی نیست و باید سقوط کنه.
@true_warriorr
@khod2
تا زمانی که جمهوری اسلامی سر کار باشه، خطر دستیابی این رژیم به بمب اتمی از بین نمیره.
هرچقدر هم برنامه هستهای جمهوری اسلامی رو تخریب کنیم، دوباره برای ساخت بمب اتم تلاش میکنه.
این رژیم تغییرکردنی نیست و باید سقوط کنه.
@true_warriorr
@khod2
👍34❤11👏2👌1
وزیر دفاع اسرائیل، اسرائیل کاتز، و مشاور امنیت ملی، شموئیل عزرا، به جلسه دیشب در پایگاه هوایی عودا نیروی هوایی اسرائیل پیوستند.
نخستوزیر بنیامین نتانیاهو با پیت هگست وزیر جنگ ایالات متحده، و نمایندگان امارات متحده عربی نیز حضور داشتند.
@khod2
نخستوزیر بنیامین نتانیاهو با پیت هگست وزیر جنگ ایالات متحده، و نمایندگان امارات متحده عربی نیز حضور داشتند.
@khod2
👍21🔥6🙏1
شرمنده خانواده و دوستان پارسا شدم، این پیامشون از دیماه را تازه امروز دیدم. پارسا ۱۸ دی در فردیس کرج با شلیک گلوله جنگی به قلبش و در آغوش پدرش جان باخت. #پارسا_عباسپور ۲۴ سال داشت.
Abel (@adelbalb)
@khod2
Abel (@adelbalb)
@khod2
💔56😭6❤3
👍18👏10
🔘سناریوهای محتمل پیش روی ایران؛ جنگی دیگر و بنبست راهبردی
بخش اول
با شکست تفاهمنامه و در شرایطی که نشانه روشنی از بازگشت طرفین به مسیر دیپلماسی و دستیابی به توافقی تازه دیده نمیشود، احتمال ازسرگیری جنگ بار دیگر به یکی از سناریوهای جدی پیش روی منطقه تبدیل شده است. بااینحال، مسئله صرفاً وقوع جنگی دیگر نیست؛ پرسش اصلی این است که دامنه حملات احتمالی تا کجا گسترش خواهد یافت، اهداف راهبردی آن چه خواهد بود و آیا این درگیری میتواند به تغییری اساسی در ساختار سیاسی ایران منجر شود یا بار دیگر به چرخهای از تخریب نظامی، آتشبس شکننده و تشدید فشارهای اقتصادی ختم خواهد شد.
💢در صورت آغاز دور جدید جنگ، به نظر میرسد دامنه اهداف احتمالی میتواند فراتر از آن چیزی باشد که در درگیری پیشین تجربه شد. شبکه رهبری و فرماندهی، زیرساختهای اداری و انتظامی، تأسیسات هستهای، شبکه تونلهای زیرزمینی و سامانههای لجستیکی، از جمله مسیرهای ارتباطی، جادهها، پلها و تونلهای راهبردی، ممکن است در کانون حملات قرار گیرند. اهمیت زیرساختهای جنوب کشور نیز در این میان قابلتوجه است؛ منطقهای که به دلیل موقعیت جغرافیایی و پیوند آن با بنادر، مسیرهای انتقال انرژی و خطوط پشتیبانی، از منظر نظامی و اقتصادی اهمیت ویژهای دارد.
💢بر این اساس، میتوان تصور کرد که دور بعدی حملات، در صورت وقوع، نه صرفاً با هدف تخریب تجهیزات نظامی، بلکه با هدف مختلکردن توان حکومت برای فرماندهی، حفظ انسجام داخلی و ادامه عملیات نظامی طراحی شود. در چنین سناریویی، شهرهای مهم کشور نیز ممکن است با سطحی از حملات و اختلال مواجه شوند که از تجربه درگیری پیشین فراتر برود.
💢در این میان، احتمال استفاده از تسلیحات هستهای تاکتیکی نیز ممکن است در برخی تحلیلها مطرح شود؛ بااینحال، میان طرح چنین احتمالی و ارزیابی آن بهعنوان گزینهای محتمل، فاصله زیادی وجود دارد. بدون شواهد معتبر درباره تصمیمگیریهای نظامی و سیاسی طرفهای درگیر، نمیتوان استفاده از چنین سلاحهایی را پیشبینی قابلاتکایی دانست. آنچه با اطمینان بیشتری میتوان بررسی کرد، احتمال گسترش دامنه حملات متعارف و افزایش فشار بر زیرساختهای نظامی و راهبردی ایران است.
💢یکی از پرسشهای اساسی این است که آمریکا در صورت ازسرگیری جنگ، تا چه اندازه حاضر خواهد بود برای دستیابی به اهداف خود هزینه انسانی و نظامی بپردازد. واشنگتن میتواند از ترکیبی از حملات هوایی، عملیات سایبری، جنگ الکترونیک، اطلاعات نظامی و اقدامات محدود زمینی استفاده کند؛ الگویی که هدف آن، تضعیف همزمان توان عملیاتی و ساختار فرماندهی طرف مقابل است.
💢در چنین چارچوبی، حملات هوایی لزوماً بهتنهایی هدف نهایی عملیات نخواهند بود، بلکه میتوانند بخشی از راهبردی گستردهتر برای محدودکردن آزادی عمل نیروهای ایرانی و فراهمکردن شرایط عملیات زمینی محدود باشند. بااینحال، عملیات زمینی محدود با اشغال گسترده سرزمین و تلاش برای تغییر حکومت، دو مأموریت کاملاً متفاوتاند و نباید آنها را یکسان در نظر گرفت.
💢با توجه به هزینههای سنگین انسانی، مالی و سیاسی یک جنگ زمینی گسترده، میتوان این احتمال را مطرح کرد که آمریکا ترجیح دهد دامنه حضور مستقیم نیروهایش را محدود نگه دارد. در این صورت، گزینههایی مانند تمرکز بر برخی نقاط راهبردی در جنوب ایران یا جزایر مهم منطقه ممکن است در محاسبات نظامی مطرح شوند؛ بهویژه اگر هدف، افزایش فشار بر صادرات نفت، مسیرهای دریایی یا توان اقتصادی ایران باشد. البته طرح چنین سناریویی به معنای وجود شواهدی مبنی بر اتخاذ این تصمیم از سوی واشنگتن نیست.
💢نکته مهمتر آن است که حتی یک عملیات نظامی گسترده نیز لزوماً به معنای تصمیم برای سرنگونی حکومت نخواهد بود. ممکن است هدف، تحمیل محدودیتهای راهبردی، تضعیف توان نظامی یا وادارکردن تهران به پذیرش شروطی سختتر باشد؛ اهدافی که با تغییر رژیم تفاوت اساسی دارند.
💢در صورت آغاز حملات تازه، این احتمال وجود دارد که جمهوری اسلامی بار دیگر حملاتی را علیه اسرائیل، پایگاههای نظامی آمریکا و اهدافی در کشورهای عربی منطقه انجام دهد. چنین واکنشی میتواند دامنه جغرافیایی جنگ را گسترش دهد و دولتهای منطقه را، حتی اگر در ابتدا تمایلی به ورود مستقیم به درگیری نداشته باشند، با فشارهای امنیتی و اقتصادی بیشتری مواجه کند.
💢بااینحال، دامنه و شدت پاسخ ایران به عواملی مانند میزان خسارات اولیه، بقای ساختار فرماندهی، ارزیابی رهبران کشور از اهداف آمریکا و اسرائیل و محاسبات مربوط به هزینه ادامه جنگ بستگی خواهد داشت. از همین رو، پیشبینی مدت درگیری یا نقطه پایان آن با قطعیت امکانپذیر نیست.
@khod2
بخش اول
با شکست تفاهمنامه و در شرایطی که نشانه روشنی از بازگشت طرفین به مسیر دیپلماسی و دستیابی به توافقی تازه دیده نمیشود، احتمال ازسرگیری جنگ بار دیگر به یکی از سناریوهای جدی پیش روی منطقه تبدیل شده است. بااینحال، مسئله صرفاً وقوع جنگی دیگر نیست؛ پرسش اصلی این است که دامنه حملات احتمالی تا کجا گسترش خواهد یافت، اهداف راهبردی آن چه خواهد بود و آیا این درگیری میتواند به تغییری اساسی در ساختار سیاسی ایران منجر شود یا بار دیگر به چرخهای از تخریب نظامی، آتشبس شکننده و تشدید فشارهای اقتصادی ختم خواهد شد.
💢در صورت آغاز دور جدید جنگ، به نظر میرسد دامنه اهداف احتمالی میتواند فراتر از آن چیزی باشد که در درگیری پیشین تجربه شد. شبکه رهبری و فرماندهی، زیرساختهای اداری و انتظامی، تأسیسات هستهای، شبکه تونلهای زیرزمینی و سامانههای لجستیکی، از جمله مسیرهای ارتباطی، جادهها، پلها و تونلهای راهبردی، ممکن است در کانون حملات قرار گیرند. اهمیت زیرساختهای جنوب کشور نیز در این میان قابلتوجه است؛ منطقهای که به دلیل موقعیت جغرافیایی و پیوند آن با بنادر، مسیرهای انتقال انرژی و خطوط پشتیبانی، از منظر نظامی و اقتصادی اهمیت ویژهای دارد.
💢بر این اساس، میتوان تصور کرد که دور بعدی حملات، در صورت وقوع، نه صرفاً با هدف تخریب تجهیزات نظامی، بلکه با هدف مختلکردن توان حکومت برای فرماندهی، حفظ انسجام داخلی و ادامه عملیات نظامی طراحی شود. در چنین سناریویی، شهرهای مهم کشور نیز ممکن است با سطحی از حملات و اختلال مواجه شوند که از تجربه درگیری پیشین فراتر برود.
💢در این میان، احتمال استفاده از تسلیحات هستهای تاکتیکی نیز ممکن است در برخی تحلیلها مطرح شود؛ بااینحال، میان طرح چنین احتمالی و ارزیابی آن بهعنوان گزینهای محتمل، فاصله زیادی وجود دارد. بدون شواهد معتبر درباره تصمیمگیریهای نظامی و سیاسی طرفهای درگیر، نمیتوان استفاده از چنین سلاحهایی را پیشبینی قابلاتکایی دانست. آنچه با اطمینان بیشتری میتوان بررسی کرد، احتمال گسترش دامنه حملات متعارف و افزایش فشار بر زیرساختهای نظامی و راهبردی ایران است.
💢یکی از پرسشهای اساسی این است که آمریکا در صورت ازسرگیری جنگ، تا چه اندازه حاضر خواهد بود برای دستیابی به اهداف خود هزینه انسانی و نظامی بپردازد. واشنگتن میتواند از ترکیبی از حملات هوایی، عملیات سایبری، جنگ الکترونیک، اطلاعات نظامی و اقدامات محدود زمینی استفاده کند؛ الگویی که هدف آن، تضعیف همزمان توان عملیاتی و ساختار فرماندهی طرف مقابل است.
💢در چنین چارچوبی، حملات هوایی لزوماً بهتنهایی هدف نهایی عملیات نخواهند بود، بلکه میتوانند بخشی از راهبردی گستردهتر برای محدودکردن آزادی عمل نیروهای ایرانی و فراهمکردن شرایط عملیات زمینی محدود باشند. بااینحال، عملیات زمینی محدود با اشغال گسترده سرزمین و تلاش برای تغییر حکومت، دو مأموریت کاملاً متفاوتاند و نباید آنها را یکسان در نظر گرفت.
💢با توجه به هزینههای سنگین انسانی، مالی و سیاسی یک جنگ زمینی گسترده، میتوان این احتمال را مطرح کرد که آمریکا ترجیح دهد دامنه حضور مستقیم نیروهایش را محدود نگه دارد. در این صورت، گزینههایی مانند تمرکز بر برخی نقاط راهبردی در جنوب ایران یا جزایر مهم منطقه ممکن است در محاسبات نظامی مطرح شوند؛ بهویژه اگر هدف، افزایش فشار بر صادرات نفت، مسیرهای دریایی یا توان اقتصادی ایران باشد. البته طرح چنین سناریویی به معنای وجود شواهدی مبنی بر اتخاذ این تصمیم از سوی واشنگتن نیست.
💢نکته مهمتر آن است که حتی یک عملیات نظامی گسترده نیز لزوماً به معنای تصمیم برای سرنگونی حکومت نخواهد بود. ممکن است هدف، تحمیل محدودیتهای راهبردی، تضعیف توان نظامی یا وادارکردن تهران به پذیرش شروطی سختتر باشد؛ اهدافی که با تغییر رژیم تفاوت اساسی دارند.
💢در صورت آغاز حملات تازه، این احتمال وجود دارد که جمهوری اسلامی بار دیگر حملاتی را علیه اسرائیل، پایگاههای نظامی آمریکا و اهدافی در کشورهای عربی منطقه انجام دهد. چنین واکنشی میتواند دامنه جغرافیایی جنگ را گسترش دهد و دولتهای منطقه را، حتی اگر در ابتدا تمایلی به ورود مستقیم به درگیری نداشته باشند، با فشارهای امنیتی و اقتصادی بیشتری مواجه کند.
💢بااینحال، دامنه و شدت پاسخ ایران به عواملی مانند میزان خسارات اولیه، بقای ساختار فرماندهی، ارزیابی رهبران کشور از اهداف آمریکا و اسرائیل و محاسبات مربوط به هزینه ادامه جنگ بستگی خواهد داشت. از همین رو، پیشبینی مدت درگیری یا نقطه پایان آن با قطعیت امکانپذیر نیست.
@khod2
❤17👍3
𝐀𝐝 𝐋𝐢𝐛𝐞𝐫𝐭𝐚𝐭𝐞𝐦 𝐈𝐫𝐚𝐧𝐢𝐚𝐞
🔘سناریوهای محتمل پیش روی ایران؛ جنگی دیگر و بنبست راهبردی بخش اول با شکست تفاهمنامه و در شرایطی که نشانه روشنی از بازگشت طرفین به مسیر دیپلماسی و دستیابی به توافقی تازه دیده نمیشود، احتمال ازسرگیری جنگ بار دیگر به یکی از سناریوهای جدی پیش روی منطقه تبدیل…
🔘سناریوهای محتمل پیش روی ایران؛ جنگی دیگر و بنبست راهبردی
بخش دوم
💢آنچه اهمیت بیشتری دارد، خطر شکلگیری چرخهای از حمله و تلافی است که در آن هر طرف، اقدامات خود را پاسخی ضروری به اقدامات طرف مقابل معرفی میکند؛ چرخهای که میتواند بدون دستیابی به پیروزی تعیینکننده برای هیچیک از طرفین، خسارات گستردهای بر زیرساختها، اقتصاد و زندگی روزمره مردم تحمیل کند.
💢در میان سناریوهای مختلف، یکی از مسیرهایی که باید جدی گرفته شود، تداوم تقابل بدون دستیابی به نتیجهای تعیینکننده است. در این سناریو، آمریکا و اسرائیل ضربات سنگینی به توان نظامی و زیرساختهای راهبردی ایران وارد میکنند، اما از ورود به یک جنگ زمینی گسترده با هدف سرنگونی حکومت خودداری میکنند. در مقابل، جمهوری اسلامی نیز با وجود تحمل خسارات قابلتوجه، بخشی از ساختار سیاسی و امنیتی خود را حفظ میکند و به مقاومت ادامه میدهد.
💢نتیجه چنین وضعیتی میتواند پایانیافتن جنگ با نوعی تفاهم محدود و شکننده باشد؛ توافقی که نه اختلافات بنیادین طرفین را حل میکند و نه تضمینی برای جلوگیری از درگیری بعدی به وجود میآورد. پس از آن نیز ممکن است واشنگتن بار دیگر به ابزارهایی مانند تحریمهای اقتصادی، محدودیتهای مالی، فشار بر صادرات نفت و انزوای دیپلماتیک روی آورد.
💢در این وضعیت، نه آمریکا الزاماً به تمام اهداف راهبردی خود دست یافته است و نه جمهوری اسلامی توانسته هزینههای جنگ را به دستاوردی پایدار تبدیل کند. بااینحال، هزینه اصلی این بنبست میتواند متوجه جامعه ایران باشد: اقتصادی فرسودهتر، چشماندازی مبهمتر برای سرمایهگذاری و رشد، و تداوم نااطمینانی سیاسی و امنیتی.
💢این سناریو یک نتیجه مهم دارد: واردکردن خسارات سنگین به یک حکومت، بهخودیخود به معنای سرنگونی آن نیست. تضعیف توان نظامی، اختلال در زیرساختها و افزایش فشار اقتصادی میتوانند ظرفیت حکومت را کاهش دهند، اما تبدیل این فشارها به تغییر سیاسی، به مجموعهای پیچیدهتر از عوامل داخلی و خارجی وابسته است. از سوی دیگر، ورود به جنگ زمینی با هدف تغییر رژیم نیز تضمینی برای دستیابی به نتیجه مطلوب ایجاد نمیکند و میتواند هزینهها و پیامدهای پیشبینیناپذیری به همراه داشته باشد.
💢مسئله اصلی در دور بعدی تقابل، صرفاً میزان خساراتی نیست که به ایران وارد خواهد شد، بلکه فاصله میان اهداف نظامی و نتایج سیاسی جنگ است. اگر هدف آمریکا و اسرائیل تضعیف توان نظامی جمهوری اسلامی و تحمیل محدودیتهای راهبردی بر آن باشد، حملات گسترده ممکن است در خدمت چنین هدفی قرار گیرند. اما اگر هدف نهایی، پایاندادن به حاکمیت جمهوری اسلامی باشد، تحقق آن به راهبردی متفاوت و محاسباتی بسیار پیچیدهتر نیاز خواهد داشت.
در غیاب نشانههای روشن از تصمیم برای تغییر رژیم و بدون وجود توافقی پایدار که بتواند اختلافات اساسی طرفین را حل کند، خطر آن وجود دارد که جنگ، بهجای پایاندادن به بحران، صرفاً شکل تازهای از آن را ایجاد کند
ابتدا حملات گسترده، سپس توقف موقت درگیریها و در نهایت بازگشت به فشار اقتصادی و تقابل سیاسی.
شاید مهمترین خطر پیش روی ایران نیز همین باشد؛ نه لزوماً یک جنگ کوتاه با نتیجهای قطعی، بلکه گرفتارشدن در چرخهای طولانی از درگیری، تخریب و توافقهای موقت که هیچیک از مسائل بنیادین را حل نمیکنند، اما هر بار هزینه بیشتری بر کشور و جامعه تحمیل میکنند.
@khod2
بخش دوم
💢آنچه اهمیت بیشتری دارد، خطر شکلگیری چرخهای از حمله و تلافی است که در آن هر طرف، اقدامات خود را پاسخی ضروری به اقدامات طرف مقابل معرفی میکند؛ چرخهای که میتواند بدون دستیابی به پیروزی تعیینکننده برای هیچیک از طرفین، خسارات گستردهای بر زیرساختها، اقتصاد و زندگی روزمره مردم تحمیل کند.
💢در میان سناریوهای مختلف، یکی از مسیرهایی که باید جدی گرفته شود، تداوم تقابل بدون دستیابی به نتیجهای تعیینکننده است. در این سناریو، آمریکا و اسرائیل ضربات سنگینی به توان نظامی و زیرساختهای راهبردی ایران وارد میکنند، اما از ورود به یک جنگ زمینی گسترده با هدف سرنگونی حکومت خودداری میکنند. در مقابل، جمهوری اسلامی نیز با وجود تحمل خسارات قابلتوجه، بخشی از ساختار سیاسی و امنیتی خود را حفظ میکند و به مقاومت ادامه میدهد.
💢نتیجه چنین وضعیتی میتواند پایانیافتن جنگ با نوعی تفاهم محدود و شکننده باشد؛ توافقی که نه اختلافات بنیادین طرفین را حل میکند و نه تضمینی برای جلوگیری از درگیری بعدی به وجود میآورد. پس از آن نیز ممکن است واشنگتن بار دیگر به ابزارهایی مانند تحریمهای اقتصادی، محدودیتهای مالی، فشار بر صادرات نفت و انزوای دیپلماتیک روی آورد.
💢در این وضعیت، نه آمریکا الزاماً به تمام اهداف راهبردی خود دست یافته است و نه جمهوری اسلامی توانسته هزینههای جنگ را به دستاوردی پایدار تبدیل کند. بااینحال، هزینه اصلی این بنبست میتواند متوجه جامعه ایران باشد: اقتصادی فرسودهتر، چشماندازی مبهمتر برای سرمایهگذاری و رشد، و تداوم نااطمینانی سیاسی و امنیتی.
💢این سناریو یک نتیجه مهم دارد: واردکردن خسارات سنگین به یک حکومت، بهخودیخود به معنای سرنگونی آن نیست. تضعیف توان نظامی، اختلال در زیرساختها و افزایش فشار اقتصادی میتوانند ظرفیت حکومت را کاهش دهند، اما تبدیل این فشارها به تغییر سیاسی، به مجموعهای پیچیدهتر از عوامل داخلی و خارجی وابسته است. از سوی دیگر، ورود به جنگ زمینی با هدف تغییر رژیم نیز تضمینی برای دستیابی به نتیجه مطلوب ایجاد نمیکند و میتواند هزینهها و پیامدهای پیشبینیناپذیری به همراه داشته باشد.
💢مسئله اصلی در دور بعدی تقابل، صرفاً میزان خساراتی نیست که به ایران وارد خواهد شد، بلکه فاصله میان اهداف نظامی و نتایج سیاسی جنگ است. اگر هدف آمریکا و اسرائیل تضعیف توان نظامی جمهوری اسلامی و تحمیل محدودیتهای راهبردی بر آن باشد، حملات گسترده ممکن است در خدمت چنین هدفی قرار گیرند. اما اگر هدف نهایی، پایاندادن به حاکمیت جمهوری اسلامی باشد، تحقق آن به راهبردی متفاوت و محاسباتی بسیار پیچیدهتر نیاز خواهد داشت.
در غیاب نشانههای روشن از تصمیم برای تغییر رژیم و بدون وجود توافقی پایدار که بتواند اختلافات اساسی طرفین را حل کند، خطر آن وجود دارد که جنگ، بهجای پایاندادن به بحران، صرفاً شکل تازهای از آن را ایجاد کند
ابتدا حملات گسترده، سپس توقف موقت درگیریها و در نهایت بازگشت به فشار اقتصادی و تقابل سیاسی.
شاید مهمترین خطر پیش روی ایران نیز همین باشد؛ نه لزوماً یک جنگ کوتاه با نتیجهای قطعی، بلکه گرفتارشدن در چرخهای طولانی از درگیری، تخریب و توافقهای موقت که هیچیک از مسائل بنیادین را حل نمیکنند، اما هر بار هزینه بیشتری بر کشور و جامعه تحمیل میکنند.
@khod2
❤18👍3
نتانیاهو:
مجتبی خامنهای فکر میکند که ما نمیتوانیم به آن دسترسی پیدا کنیم، اما از برنامهریزی و اراده ما خبر ندارد.
@khod2
مجتبی خامنهای فکر میکند که ما نمیتوانیم به آن دسترسی پیدا کنیم، اما از برنامهریزی و اراده ما خبر ندارد.
@khod2
👍32👌4🔥2❤1👏1
نتانیاهو:
رهبر جدید ایران ماشه را کشیده است و ایران بار دیگر در تلاش است تا بمبهای هسته ای را توسعه دهد.
@khod2
رهبر جدید ایران ماشه را کشیده است و ایران بار دیگر در تلاش است تا بمبهای هسته ای را توسعه دهد.
@khod2
👍32🔥2❤1🤬1