Forwarded from ■__■
نخستین گام در بازسازی درخت های تبارزایشی چیست؟
Anonymous Quiz
16%
تعیین جد مشترک
20%
تعیین گونه های خویشاوند و یافتن نیای آنها
21%
تشخیص صفات مشترک نیایی از صفات مشترک اشتقاقی
11%
تشخیص صفات همولوگ از صفات آنالوگ
32%
نمیدانم
👍23❤2
یادتون واسه کشته های آبان ۹۸ و سال قبل میگفتن میخواستن نرن تو خیابون
کشته های اونا هم میخواستن نرن زیارت کتلت
@khod2
کشته های اونا هم میخواستن نرن زیارت کتلت
@khod2
👍182❤1😁1
علی کریمی
بدون شک تمام خود را صرف ایران کرده
بدون ترس ، شفاف و بی پرده
چنان زخم میزند که کفتاران ولایت و عرزشی روزها زوزه میکشن
علی کریمی بودن سخت است
@khod2
بدون شک تمام خود را صرف ایران کرده
بدون ترس ، شفاف و بی پرده
چنان زخم میزند که کفتاران ولایت و عرزشی روزها زوزه میکشن
علی کریمی بودن سخت است
@khod2
❤213👍36
👍119😁30🖕8❤2
باورش برای ما سخت است
اما جمهوری اسلامی پوسیده است
نه در داخل نه در خارج مقبول و مشروع نیست
اگر در جهان هم حمایتش میکنند بخاطر باج و هرزه گی سیاسیت .
به هر طنابی چنگ میزند تا مشروعیت رفته را برگرداند
نه توان جنگ خارجی دارد نه قدرتش را
چون از داخل بلعیده میشود .
تکلیف روشن است
یا تا تباهی خواهیم رفت
یا ریشه تباهی را خواهیم کند
غیر این نیست
@khod2
اما جمهوری اسلامی پوسیده است
نه در داخل نه در خارج مقبول و مشروع نیست
اگر در جهان هم حمایتش میکنند بخاطر باج و هرزه گی سیاسیت .
به هر طنابی چنگ میزند تا مشروعیت رفته را برگرداند
نه توان جنگ خارجی دارد نه قدرتش را
چون از داخل بلعیده میشود .
تکلیف روشن است
یا تا تباهی خواهیم رفت
یا ریشه تباهی را خواهیم کند
غیر این نیست
@khod2
👍93😁6🤬3
Forwarded from ■__■
پیل الکتریکی،اختراع کدام یک از تمدن های زیر میباشد؟
Anonymous Quiz
7%
رومی ها
26%
هخامنشیان
16%
ساسانیان
37%
اشکانیان
14%
نمیدانم
👍34❤7👎4🖕2
■__■
پیل الکتریکی،اختراع کدام یک از تمدن های زیر میباشد؟
باتری یا پیل الکتریکی نیز از جمله مصنوعات مفید ساخت بشر است که زمان ساخت آن به دوران قبل از میلاد مسیح باز میگردد. «پیل اشکانی» یا «باتری اشکانی» (Parthian Battery)، اولین باتری ساخته شده در جهان محسوب میشود. این باتری در دوران امپراتوری اشکانیان (۲۵۰ قبل از میلاد مسیح تا ۲۲۴ میلادی) ساخته شده است.
پیل اشکانی در منطقهای از امپراتوری اشکانیان کشف شده است که در حال حاضر، در عراق کنونی قرار دارد. این روستا «خوجوت رابه» نام دارد. روستای خوجوت رابه بالغ بر ۲,۰۰۰ سال قدمت دارد و در طول امپراتوری اشکانی ساخته شده است
رفرنسی در مورد پیل اشکانی👇
The inventor was likely a Parthian asû, and the de- vices were associated with magicians and so never entered Greco-Roman science.
https://www.jstor.org/stable/545563
همچنین در مورد پیل اشکانی،در ژورنال دانشگاه شیکاگو بخوانید👇
https://www.journals.uchicago.edu/doi/abs/10.1086/373610?journalCode=jnes
پیل اشکانی در منطقهای از امپراتوری اشکانیان کشف شده است که در حال حاضر، در عراق کنونی قرار دارد. این روستا «خوجوت رابه» نام دارد. روستای خوجوت رابه بالغ بر ۲,۰۰۰ سال قدمت دارد و در طول امپراتوری اشکانی ساخته شده است
رفرنسی در مورد پیل اشکانی👇
The inventor was likely a Parthian asû, and the de- vices were associated with magicians and so never entered Greco-Roman science.
https://www.jstor.org/stable/545563
همچنین در مورد پیل اشکانی،در ژورنال دانشگاه شیکاگو بخوانید👇
https://www.journals.uchicago.edu/doi/abs/10.1086/373610?journalCode=jnes
👍46❤2
امروز صبح از اجرای احکام تماس گرفتن برای اجرای حکم ۷۴ ضربه شلاقم. با وکیلم تماس گرفتم و با هم رفتیم دادسرای ناحیه ۷.
از گیت ورودی که رد شدیم حجابم رو برداشتم. وارد سالن شدیم. صدای فریاد و ضجهی زنی از راهپله میاومد که داشتن میبردنش پایین. شاید داشتن میبردنش برای اجرای حکم...
وکیلم گفت رویا جان دوباره بهش فکر کن. اثراتی که شلاق میذاره تا مدتها میمونه باهات.
رفتیم شعبهی ۱ اجرای احکام. کارمند شعبه گفت روسریت رو سرت کن که دردسر نشه. آروم و محترمانه بهش گفتم اومدم بابت همین شلاقم رو بزنید، سر نمیکنم.
تماس گرفتن و مامور اجرای حکم اومد بالا. گفت حجابت رو سرت کن و دنبالم بیا. گفتم سر نمیکنم. گفت نمیکنی؟! جوری شلاقت رو بزنم که بفهمی کجایی. برات یه پروندهی جدید هم باز میکنم هفتاد و چهارتای دیگهم مهمونمون باشی. باز سر نکردم.
رفتیم پایین چند تا پسر رو بابت شرب خمر آورده بودن. مرد با تحکم تکرار کرد مگه نمیگم سر کن؟ نکردم. دو تا زن چادری اومدن و روسری رو کشیدن رو سرم. باز درش آوردم و این کار چند بار تکرار شد. بهم از پشت دستبند زدن و روسری رو کشیدن رو سرم.
از همون پلههایی که زن رو برده بودن رفتیم طبقهی زیر همکف. یه اتاقک بود ته پارکینگ. قاضی و مامور اجرای حکم و زن چادری کنارم وایساده بودن. زن خیلی واضح متاثر بود. چند باری آه کشید و گفت میدونم. میدونم.
قاضی معمم به روم خندید. یاد مرد خنزر پنزری بوف کور افتادم. روم رو ازش برگردوندم.
در آهنی رو باز کردن. دیوارای اتاق سیمانی بود. یه تخت ته اتاقک بود که دستبند و پابند آهنی به دو طرفش جوش خورده بود. یه وسیلهی آهنی شبیه پایهی بوم نقاشی بزرگ با جای دستبند و پابند آهنیِ زنگ زده وسط اتاق، و یه صندلی و میز کوچیک، که روی میز پر از شلاق بود هم پشت در بود. یه اتاق شکنجهی قرونوسطاییِ تمامعیار.
قاضی پرسید خانم حالت خوبه؟ مشکلی نداری؟ انگار که وجود نداره. جوابش رو ندادم. گفت خانم با شمام! باز جواب ندادم. مرد مامور اجرای حکم گفت پالتوت رو در بیار و رو تخت دراز بکش. پالتو و روسریم رو از پایهی بوم شکنجه آویزون کردم. گفت روسریت رو سر کن! گفتم نمیکنم. قرآنت رو بذار زیر بغلت و بزن. و روی تخت دراز کشیدم. زن اومد و گفت خواهش میکنم لجبازی نکن. شال رو آورد و کشید رو سرم.
مرد از بین دستهی شلاقهایی که پشت در بود یه شلاق چرم مشکی رو برداشت، دو دور پیچوند دور دستش و اومد سمت تخت.
قاضی گفت خیلی محکم نزن. مرد شروع کرد به زدن. شونههام. کتفم. پشتم. باسنم. رونم. ساق پام. باز از نو. تعداد ضربهها رو نشمردم.
زیر لب میخوندم به نام زن، به نام زندگی
@khod2
از گیت ورودی که رد شدیم حجابم رو برداشتم. وارد سالن شدیم. صدای فریاد و ضجهی زنی از راهپله میاومد که داشتن میبردنش پایین. شاید داشتن میبردنش برای اجرای حکم...
وکیلم گفت رویا جان دوباره بهش فکر کن. اثراتی که شلاق میذاره تا مدتها میمونه باهات.
رفتیم شعبهی ۱ اجرای احکام. کارمند شعبه گفت روسریت رو سرت کن که دردسر نشه. آروم و محترمانه بهش گفتم اومدم بابت همین شلاقم رو بزنید، سر نمیکنم.
تماس گرفتن و مامور اجرای حکم اومد بالا. گفت حجابت رو سرت کن و دنبالم بیا. گفتم سر نمیکنم. گفت نمیکنی؟! جوری شلاقت رو بزنم که بفهمی کجایی. برات یه پروندهی جدید هم باز میکنم هفتاد و چهارتای دیگهم مهمونمون باشی. باز سر نکردم.
رفتیم پایین چند تا پسر رو بابت شرب خمر آورده بودن. مرد با تحکم تکرار کرد مگه نمیگم سر کن؟ نکردم. دو تا زن چادری اومدن و روسری رو کشیدن رو سرم. باز درش آوردم و این کار چند بار تکرار شد. بهم از پشت دستبند زدن و روسری رو کشیدن رو سرم.
از همون پلههایی که زن رو برده بودن رفتیم طبقهی زیر همکف. یه اتاقک بود ته پارکینگ. قاضی و مامور اجرای حکم و زن چادری کنارم وایساده بودن. زن خیلی واضح متاثر بود. چند باری آه کشید و گفت میدونم. میدونم.
قاضی معمم به روم خندید. یاد مرد خنزر پنزری بوف کور افتادم. روم رو ازش برگردوندم.
در آهنی رو باز کردن. دیوارای اتاق سیمانی بود. یه تخت ته اتاقک بود که دستبند و پابند آهنی به دو طرفش جوش خورده بود. یه وسیلهی آهنی شبیه پایهی بوم نقاشی بزرگ با جای دستبند و پابند آهنیِ زنگ زده وسط اتاق، و یه صندلی و میز کوچیک، که روی میز پر از شلاق بود هم پشت در بود. یه اتاق شکنجهی قرونوسطاییِ تمامعیار.
قاضی پرسید خانم حالت خوبه؟ مشکلی نداری؟ انگار که وجود نداره. جوابش رو ندادم. گفت خانم با شمام! باز جواب ندادم. مرد مامور اجرای حکم گفت پالتوت رو در بیار و رو تخت دراز بکش. پالتو و روسریم رو از پایهی بوم شکنجه آویزون کردم. گفت روسریت رو سر کن! گفتم نمیکنم. قرآنت رو بذار زیر بغلت و بزن. و روی تخت دراز کشیدم. زن اومد و گفت خواهش میکنم لجبازی نکن. شال رو آورد و کشید رو سرم.
مرد از بین دستهی شلاقهایی که پشت در بود یه شلاق چرم مشکی رو برداشت، دو دور پیچوند دور دستش و اومد سمت تخت.
قاضی گفت خیلی محکم نزن. مرد شروع کرد به زدن. شونههام. کتفم. پشتم. باسنم. رونم. ساق پام. باز از نو. تعداد ضربهها رو نشمردم.
زیر لب میخوندم به نام زن، به نام زندگی
@khod2
👍56😢27❤15👎1
من خدا هستم
امروز صبح از اجرای احکام تماس گرفتن برای اجرای حکم ۷۴ ضربه شلاقم. با وکیلم تماس گرفتم و با هم رفتیم دادسرای ناحیه ۷. از گیت ورودی که رد شدیم حجابم رو برداشتم. وارد سالن شدیم. صدای فریاد و ضجهی زنی از راهپله میاومد که داشتن میبردنش پایین. شاید داشتن میبردنش…
واکنش دکتر مرضیه_حاجی_هاشمی (دکترای جامعهشناسی سیاسی و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه) به اجرای حکم شلاق رویا حشمتی:
شنیدن خبر شلاق خوردن یک زن به علت بی حجابی، هول انگیز بود!
شک نکنید هر ضربه این شلاق بر پیکر اسلام فرود آمد و نه تنها هیچ کس با آن باحجاب نشد که هزاران هزار گیسوان دیگر، پریشان بر دستان چنین عدالت ظالمانه ای خواهد پیچید.
من نیز به نشانه انتقاد و با فریادی کوبنده، عکس پوشش رسمی حکومت پسندم را از پروفایلم حذف کردم و سوگند میخورم دیگر هیچ کجا و هیچ وقت چادر بر سر نکنم به خاطر این ظلم و بی حرمتی که به یک زن شد، مردی ایستاد و بر تن زنی شلاق فرود آورد! به جرم نداشتن آنچه حد برتر آن را این چادر می دانید
@khod2
شنیدن خبر شلاق خوردن یک زن به علت بی حجابی، هول انگیز بود!
شک نکنید هر ضربه این شلاق بر پیکر اسلام فرود آمد و نه تنها هیچ کس با آن باحجاب نشد که هزاران هزار گیسوان دیگر، پریشان بر دستان چنین عدالت ظالمانه ای خواهد پیچید.
من نیز به نشانه انتقاد و با فریادی کوبنده، عکس پوشش رسمی حکومت پسندم را از پروفایلم حذف کردم و سوگند میخورم دیگر هیچ کجا و هیچ وقت چادر بر سر نکنم به خاطر این ظلم و بی حرمتی که به یک زن شد، مردی ایستاد و بر تن زنی شلاق فرود آورد! به جرم نداشتن آنچه حد برتر آن را این چادر می دانید
@khod2
👍123❤13👎3😢1
Forwarded from ■__■
ساعتی که با نوسان آونگی کار میکند، تغییرات زمان را برروی زمین به درستی نشان میدهد، اگر آونگ را با آونگی با طول مساوی و جرم ⅙(یک ششم)برابر جایگزین کرده و ساعت را به ماه ببریم،ساعت......
(شتاب گرانش ماه را به تقریب ⅙ برابرِ زمین در نظر بگیرید)
(شتاب گرانش ماه را به تقریب ⅙ برابرِ زمین در نظر بگیرید)
Anonymous Quiz
16%
جلو میافتد.
22%
عقب میافتد.
31%
تغییری نمیکند.
11%
در ابتدا جلو یا عقب میافتد ولی در ادامه مقدار گذر زمان را درست اندازه گیری میکند.
20%
نمیدانم.
😁12👍5
من خدا هستم
از گسترش فقر چه کسی سود میبرد ؟ بی گمان و بدون تردید حاکمیت پس انقلاب گرسنگان چه میشود ؟ انقلاب بدون تئوری و رهبری در چنین جامعه ی امکان پذیر نیست یا لااقل بسیار فرسایشی خواهد بود . چرا ؟ چون مردم گرسنه اسیر روزمرگی میشوند و نهایتا بسمت هرج و مرج میرود…
فقر آغاز تباهی ست
فقر تفکر را از شما میگیرد
فقر امنیت را از شما میگیرد
فقر شما را سرخورده و بیخیال میکند
فقر شما را به منجلاب فساد میبرد
فقر پروری رسالت آخوند است
@khod2
فقر تفکر را از شما میگیرد
فقر امنیت را از شما میگیرد
فقر شما را سرخورده و بیخیال میکند
فقر شما را به منجلاب فساد میبرد
فقر پروری رسالت آخوند است
@khod2
👍67🤬14🖕8
بعد از فروپاشی شوروی، کمونیستها، ناگهان سوئد و نروژ و فنلاند را کشف کردند
واژه لیبرالیسم در جریان انقلاب ۵۷ یک فحش سیاسی و برچسبی معادل خائن و جاسوس و ضد انقلاب بود. همه انقلابیون ۵۷ در ضدیت با لیبرالیسم، که دقیقا نمیدانستند چیست، همزبان بودند. این در حالی بود که آنها تصور میکردند یک نظام مستبد را برانداختهاند.
در سالهای اخیر چپها کلمه نو(New) را به لیبرالیسم اضافه کردهاند تا ظاهرا مخالفت خود با لیبرالیسم را ماستمالی کنند. آنها دوگانه جدیدی به نام نئولیبرالیسم در برابر سوسیال دمکراسی خلق کردهاند. از نظر آنها کشورهای دارای نظام لیبرال دمکراسی مانند آمریکا و انگیس مظهر شر و بدی و کشورهایی مانند سوئد و نروژ و فنلاند همان بهشت گمشده کمونیستی هستند.
چپ امروز (غیر از چپ محور مقاومتی که هنوز در اوهام لنینی غرق و روسوفیل است) دیگر مارکس و لنین را پیامبر و خود را کمونیست نمیداند. اما همچنان ضد امپریالیست (مخصوصا ضد آمریکا)، ضد نظام اقتصاد آزاد یا همان سرمایهداری است و همچنان دشمن اصلی و عمده خود را حکومت مدرن و توسعهگرای پهلوی میداند. این چپ آشکار و پنهان دل در گرو رژیمهای توتالیتر روسیه پوتین و چین کمونیست و کوبا و نیکارگوئه و… دارد. به عبارتی چپهای امروزی ورژن رقیق شده کمونیستهای دیروزند، اما جنسشان همان است.
چپ ایرانی نمیداند که اولا مبانی اقتصادی و سیاسی لیبرالیسم و نئولیبرالیسم و سوسیال دمکراسی یکسان است و سوئد و نروژ و دانمارک بخشی از نظام لیبرال دمکراسیاند و ثانیا کشورهایی مانند آمریکا و انگلستان و ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا و استرالیا و ژاپن و کره جنوبی صرف نظر از اینکه سوسیال دمکرات یا لیبرال دمکراتند بر مبنای اقتصاد آزاد و رقابتی و احترام به مالکیت و حقوق فردی و حکومت قانون یعنی اصول لیبرالیسم اداره میشوند.
آلترناتیو اقتصاد سرمایه داری (اقتصاد آزاد)، بر خلاف تصور چپ، اقتصاد کشورهایی مانند سوئد نیست. بلکه اقتصادهای بسته و عقب مانده (به درجات مختلف) در کوبا و ایران و روسیه و کره شمالی و میانمار است.
شهرت احزاب سوسیال دمکرات در اروپای غربی به بعد از جنگ جهانی دوم و تشکیل دولتهای رفاه بر میگردد. دولت سرمایه داری رفاه، مسئولیت بیشتری در قبال جامعه دارد. در لیبرال دمکراسی، دولت به همه افراد فرصت برابر میدهد، اما از کسانی که به دلایل موجه مثل پیری، بیماری، بیکاری، ازکارافتادگی و… ناتوان یا کم تواناند حمایت میکند. اما در سوسیال دمکراسیها، دایره کمکهای دولتی وسیعتر است. دولت به اقشار کم درآمد سوبسید میدهد. دولت سوسیال دمکرات برای تامین هزینههای تامین اجتماعی گسترده از مردم مالیات بیشتری میگیرد.
تفاوت سوسیال دمکراسی و لیبرال دمکراسی در درجه و میزان حمایت اجتماعی است. بعد از جنگ جهانی دوم، در غرب «دولت رفاه» که از گهواره تا گور را پوشش میداد شکل گرفت.
مالیاتها (محل تامین بودجه) بهقدری بالا رفت که بسیاری از سرمایهداران و کارآفرینان به آمریکا مهاجرت کردند. بخش وسیعی از مردم هم کمک دولتی را بر کار ترحیح میدادند. بودجه تامین اجتماعی سال به سال بزرگتر میشد. سوسیال دمکراتها چند سال پیش دولت یونان را ورشکسته کردند. دولتهای رفاه در بسیاری از کشورهای اروپایی از طریق انتخابات جای خود را به دولتهای راست و میانه دادند. در انتخابات سال ۲۰۲۲ سوئد احزاب راست و میانه اکثریت کرسیهای پارلمان را کسب کردند.
چپهای بریده از لنینیسم باید این تخیل را کنار بگذارند که سوسیال دمکراسی سوئد و فنلاند چیزی جدا از سرمایهداری و امپریالیسماند و در مقابلِ لیبرال دمکراسی و مخصوصا امپریالیسم آمریکا و اقتصاد سرمایهداری، بلوک جدیدی را تشکیل دادهاند. سوئد و فنلاند و دانمارک و نروژ بخشی از غرب، بخشی از نظام لیبرال دمکراسی، بخشی از جهان سرمایهداریاند. این کشورها حتی بخشی از سیستم نظامی غرب (ناتو) به اضافه استرالیا و ژاپن و کره جنوبی در برابر روسیه پوتین و چین کمونیست و دیگر نظامهای توتالیترند. غرب به رغم اختلافات در مقابل دشمنان آزادی یکپارچه و متحد است.
چپها اگر بخواهند با تحولاتی که در این ۴۵ سال در فکر ایرانیان ایجادشده همگام شوند، باید به کلی خود را از قید تفکرات لنینی خلاص کنند. باید تفکر خود را منطبق با واقعیتهای ایران و جهان آپدیت کنند. چپها اگر همچنان در اسارت افکار ۵۷ بمانند، اگر همچنان ضد آمریکایی و ضد سرمایهدار و طرفدار پوتین و ستایشگر چین کمونیست بمانند، اگر همچنان تاریخ معاصر ایران را با لهجه روسی بخوانند، در همان ۵۷ درجا میزنند.
نویسنده: نجات بهرامی
@khod2
واژه لیبرالیسم در جریان انقلاب ۵۷ یک فحش سیاسی و برچسبی معادل خائن و جاسوس و ضد انقلاب بود. همه انقلابیون ۵۷ در ضدیت با لیبرالیسم، که دقیقا نمیدانستند چیست، همزبان بودند. این در حالی بود که آنها تصور میکردند یک نظام مستبد را برانداختهاند.
در سالهای اخیر چپها کلمه نو(New) را به لیبرالیسم اضافه کردهاند تا ظاهرا مخالفت خود با لیبرالیسم را ماستمالی کنند. آنها دوگانه جدیدی به نام نئولیبرالیسم در برابر سوسیال دمکراسی خلق کردهاند. از نظر آنها کشورهای دارای نظام لیبرال دمکراسی مانند آمریکا و انگیس مظهر شر و بدی و کشورهایی مانند سوئد و نروژ و فنلاند همان بهشت گمشده کمونیستی هستند.
چپ امروز (غیر از چپ محور مقاومتی که هنوز در اوهام لنینی غرق و روسوفیل است) دیگر مارکس و لنین را پیامبر و خود را کمونیست نمیداند. اما همچنان ضد امپریالیست (مخصوصا ضد آمریکا)، ضد نظام اقتصاد آزاد یا همان سرمایهداری است و همچنان دشمن اصلی و عمده خود را حکومت مدرن و توسعهگرای پهلوی میداند. این چپ آشکار و پنهان دل در گرو رژیمهای توتالیتر روسیه پوتین و چین کمونیست و کوبا و نیکارگوئه و… دارد. به عبارتی چپهای امروزی ورژن رقیق شده کمونیستهای دیروزند، اما جنسشان همان است.
چپ ایرانی نمیداند که اولا مبانی اقتصادی و سیاسی لیبرالیسم و نئولیبرالیسم و سوسیال دمکراسی یکسان است و سوئد و نروژ و دانمارک بخشی از نظام لیبرال دمکراسیاند و ثانیا کشورهایی مانند آمریکا و انگلستان و ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا و استرالیا و ژاپن و کره جنوبی صرف نظر از اینکه سوسیال دمکرات یا لیبرال دمکراتند بر مبنای اقتصاد آزاد و رقابتی و احترام به مالکیت و حقوق فردی و حکومت قانون یعنی اصول لیبرالیسم اداره میشوند.
آلترناتیو اقتصاد سرمایه داری (اقتصاد آزاد)، بر خلاف تصور چپ، اقتصاد کشورهایی مانند سوئد نیست. بلکه اقتصادهای بسته و عقب مانده (به درجات مختلف) در کوبا و ایران و روسیه و کره شمالی و میانمار است.
شهرت احزاب سوسیال دمکرات در اروپای غربی به بعد از جنگ جهانی دوم و تشکیل دولتهای رفاه بر میگردد. دولت سرمایه داری رفاه، مسئولیت بیشتری در قبال جامعه دارد. در لیبرال دمکراسی، دولت به همه افراد فرصت برابر میدهد، اما از کسانی که به دلایل موجه مثل پیری، بیماری، بیکاری، ازکارافتادگی و… ناتوان یا کم تواناند حمایت میکند. اما در سوسیال دمکراسیها، دایره کمکهای دولتی وسیعتر است. دولت به اقشار کم درآمد سوبسید میدهد. دولت سوسیال دمکرات برای تامین هزینههای تامین اجتماعی گسترده از مردم مالیات بیشتری میگیرد.
تفاوت سوسیال دمکراسی و لیبرال دمکراسی در درجه و میزان حمایت اجتماعی است. بعد از جنگ جهانی دوم، در غرب «دولت رفاه» که از گهواره تا گور را پوشش میداد شکل گرفت.
مالیاتها (محل تامین بودجه) بهقدری بالا رفت که بسیاری از سرمایهداران و کارآفرینان به آمریکا مهاجرت کردند. بخش وسیعی از مردم هم کمک دولتی را بر کار ترحیح میدادند. بودجه تامین اجتماعی سال به سال بزرگتر میشد. سوسیال دمکراتها چند سال پیش دولت یونان را ورشکسته کردند. دولتهای رفاه در بسیاری از کشورهای اروپایی از طریق انتخابات جای خود را به دولتهای راست و میانه دادند. در انتخابات سال ۲۰۲۲ سوئد احزاب راست و میانه اکثریت کرسیهای پارلمان را کسب کردند.
چپهای بریده از لنینیسم باید این تخیل را کنار بگذارند که سوسیال دمکراسی سوئد و فنلاند چیزی جدا از سرمایهداری و امپریالیسماند و در مقابلِ لیبرال دمکراسی و مخصوصا امپریالیسم آمریکا و اقتصاد سرمایهداری، بلوک جدیدی را تشکیل دادهاند. سوئد و فنلاند و دانمارک و نروژ بخشی از غرب، بخشی از نظام لیبرال دمکراسی، بخشی از جهان سرمایهداریاند. این کشورها حتی بخشی از سیستم نظامی غرب (ناتو) به اضافه استرالیا و ژاپن و کره جنوبی در برابر روسیه پوتین و چین کمونیست و دیگر نظامهای توتالیترند. غرب به رغم اختلافات در مقابل دشمنان آزادی یکپارچه و متحد است.
چپها اگر بخواهند با تحولاتی که در این ۴۵ سال در فکر ایرانیان ایجادشده همگام شوند، باید به کلی خود را از قید تفکرات لنینی خلاص کنند. باید تفکر خود را منطبق با واقعیتهای ایران و جهان آپدیت کنند. چپها اگر همچنان در اسارت افکار ۵۷ بمانند، اگر همچنان ضد آمریکایی و ضد سرمایهدار و طرفدار پوتین و ستایشگر چین کمونیست بمانند، اگر همچنان تاریخ معاصر ایران را با لهجه روسی بخوانند، در همان ۵۷ درجا میزنند.
نویسنده: نجات بهرامی
@khod2
👍57❤1👎1
سلام محمد
سلام مهدی
یکسال از نبودتان گذشت
راستی مهدی جان
به بابا گفتی به مادر چیزی نگوید
ولی بابا در قفس ضحاک است
میرسد آن روز که از خاکتان درخت تنومند انتقام برخیزد
@khod2
سلام مهدی
یکسال از نبودتان گذشت
راستی مهدی جان
به بابا گفتی به مادر چیزی نگوید
ولی بابا در قفس ضحاک است
میرسد آن روز که از خاکتان درخت تنومند انتقام برخیزد
@khod2
❤101😢24👍8
Forwarded from ■__■
نخستین کنگره ی پزشکی جهان در دانشگاه جندی شاپور،در زمان سلطنت کدام پادشاه ساسانی تشکیل شد؟
Anonymous Quiz
28%
شاپور دوم
38%
خسرو انوشیروان
12%
اردشیر بابکان
11%
خسرو پرویز
11%
نمیدانم
👍29🤬5❤3
■__■
نخستین کنگره ی پزشکی جهان در دانشگاه جندی شاپور،در زمان سلطنت کدام پادشاه ساسانی تشکیل شد؟
The Academy of Jundishapur was the world’s first university established during the Sassanid Empire in old Persia. Some of the important features of this scientific center of the ancient world include a policy of tolerance, conducting annual international congresses, compiling the first comprehensive medical textbook, doing the hospital rounds, physician licensure exam, special attention to the ethics, and using an educational
ترجمه:
فرهنگستان جندی شاپور اولین دانشگاه جهان بود که در دوران امپراتوری ساسانی در ایران قدیم تأسیس شد. سیاست مدارا، برگزاری کنگره های بین المللی سالانه، تدوین اولین کتاب جامع پزشکی، انجام نوبتهای بیمارستانی، آزمون مجوز پزشک، توجه ویژه به اخلاق و بهره گیری آموزشی از ویژگیهای مهم این مرکز علمی جهان باستان است
Conducting annual international congresses in Jundishapur was another unique event in this center. In 550 AD, the first congress was held by the order of Khosrow Anushirvan.
ترجمه:
برگزاری کنگره های بین المللی سالانه در جندی شاپور از دیگر رویدادهای منحصر به فرد این مرکز بود. در سال 550 میلادی اولین کنگره به دستور خسرو انوشیروان برگزار شد.
ادامه مطلب👇
https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC9638627/
ترجمه:
فرهنگستان جندی شاپور اولین دانشگاه جهان بود که در دوران امپراتوری ساسانی در ایران قدیم تأسیس شد. سیاست مدارا، برگزاری کنگره های بین المللی سالانه، تدوین اولین کتاب جامع پزشکی، انجام نوبتهای بیمارستانی، آزمون مجوز پزشک، توجه ویژه به اخلاق و بهره گیری آموزشی از ویژگیهای مهم این مرکز علمی جهان باستان است
Conducting annual international congresses in Jundishapur was another unique event in this center. In 550 AD, the first congress was held by the order of Khosrow Anushirvan.
ترجمه:
برگزاری کنگره های بین المللی سالانه در جندی شاپور از دیگر رویدادهای منحصر به فرد این مرکز بود. در سال 550 میلادی اولین کنگره به دستور خسرو انوشیروان برگزار شد.
ادامه مطلب👇
https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC9638627/
PubMed Central (PMC)
Medical education in the first university of the world, the Jundishapur Academy
The Academy of Jundishapur was the world’s first university established during the Sassanid Empire in old Persia. Some of the important features of this scientific center of the ancient world include a policy of tolerance, conducting annual international…
👍25❤2👎1