Forwarded from ■__■
مسلمانان پس از هجرت به مدینه در چه کاری شتاب کردند؟
Anonymous Quiz
7%
تجارت و ارتباط فرهنگی با شهرهای دیگر
20%
ساختن دژ و استحکامات نظامی
60%
بستن عقد اخوت و تبادل همسر
1%
نوشتن کتاب و علمآموزی
12%
نمیدانم
😁24👍4
💢 در شادیهایتان مهران سماک را از یاد نبرید.
💢 مهران وقتی که برای شادی از باخت تیم فوتبال حکومت اسلامی به خیابان رفته بود و به دست رژیم اشغالگر اسلامی به قتل رسید
💢 شادی مجاز در ایران، فقط شادی حکومتیها است!
@khod2
💢 مهران وقتی که برای شادی از باخت تیم فوتبال حکومت اسلامی به خیابان رفته بود و به دست رژیم اشغالگر اسلامی به قتل رسید
💢 شادی مجاز در ایران، فقط شادی حکومتیها است!
@khod2
😢77❤10👍9
من خدا هستم
💢 ویتنی رایت، پورن استار آمریکایی به تهران آمده است 💢 احتمالا ویتنی رایت، از حامیان حماس، که بیش از ۷۰۰ تا فیلم پورن ساخته است، جزو کاندیدهای فیلم فجر در خصوص فیلمهای جهاد نکاح میباشد. @khod2
💢 واکنش ویتنی رایت، پورناستار آمریکایی به انتقاد مردم:
“اگر قوانین را رعایت کنید ایران امن است”
💢 البته ایشان از عاشقان سینه چاک قاسم سلیمانی تروریست هم هستند و عکس این تروریست رو چند باری هم منتشر کرده است.
💢 ایشان احتمالا در ادامه تور ایرانگردی خود اعلام میکنند “هرکس که رای بدهد از ماست و اجرش با من است”
@khod2
“اگر قوانین را رعایت کنید ایران امن است”
💢 البته ایشان از عاشقان سینه چاک قاسم سلیمانی تروریست هم هستند و عکس این تروریست رو چند باری هم منتشر کرده است.
💢 ایشان احتمالا در ادامه تور ایرانگردی خود اعلام میکنند “هرکس که رای بدهد از ماست و اجرش با من است”
@khod2
👍28😁24❤4🤬4
■__■
مسلمانان پس از هجرت به مدینه در چه کاری شتاب کردند؟
این اصل روایت در صحیح بخاری. در منابع دیگر نظیر الأم شافعی چنین آمده:
«فقال له سعد تعال حتى أقاسمك مالي وأنزل لك عن أي امرأتي شئت»
«سعد گفت بیا تا مالم را با تو تقسیم کنم و هرکدام از زنانم را که میخواهی به تو بدهم».
— الأم للشافعي، ٥/ ٦٣.
همچنین در روایات متعدد دیگری از بخاری این مطلب بیان شده. برای مثال👇
«فقال له سعد تعال حتى أقاسمك مالي وأنزل لك عن أي امرأتي شئت»
«سعد گفت بیا تا مالم را با تو تقسیم کنم و هرکدام از زنانم را که میخواهی به تو بدهم».
— الأم للشافعي، ٥/ ٦٣.
همچنین در روایات متعدد دیگری از بخاری این مطلب بیان شده. برای مثال👇
👍22🤬3❤2😁2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 این چند دقیقه بحث میتواند خوراک یک سال یک روانپزشک باشد!
💢 از نظر این اقتصاددان اسلامی، اقتصاد اسلامی از نظرش وجود دارد، ولی کتابی ازش نیست
💢 پیادهسازی نشده است، چون فردی که جلوی ایشان نشسته است (دکتر موسی غنینژاد) فریب خورده فریدریش فون هایک و لودیک فون میزس است.
💢 در مناظرهای شرکت کرده است و از نظرش بیان عقایدی که از آن دفاع میکند تفتیش عقاید است!
‼️ خمینی راست گفت که اقتصاد مال خر است.
نکته: اقتصاد اسلامی بسیار نزدیک به اقتصاد سوسیالیستی و کمونیستی است، نحوه دفاع از عقایدشان هم مثل هم است! از نظرشان بهترین سیستم را دارند، ولی نمونه موفق ندارند و خاضر نیستند در کشوری که این اقتصاد را دارد زندگی کنند، چون حق حیات میخواهند
@khod2
💢 از نظر این اقتصاددان اسلامی، اقتصاد اسلامی از نظرش وجود دارد، ولی کتابی ازش نیست
💢 پیادهسازی نشده است، چون فردی که جلوی ایشان نشسته است (دکتر موسی غنینژاد) فریب خورده فریدریش فون هایک و لودیک فون میزس است.
💢 در مناظرهای شرکت کرده است و از نظرش بیان عقایدی که از آن دفاع میکند تفتیش عقاید است!
‼️ خمینی راست گفت که اقتصاد مال خر است.
نکته: اقتصاد اسلامی بسیار نزدیک به اقتصاد سوسیالیستی و کمونیستی است، نحوه دفاع از عقایدشان هم مثل هم است! از نظرشان بهترین سیستم را دارند، ولی نمونه موفق ندارند و خاضر نیستند در کشوری که این اقتصاد را دارد زندگی کنند، چون حق حیات میخواهند
@khod2
😁42👍13🤬6❤2
Forwarded from ■__■
از میان خاندان ها و نخبگان ایرانی در نهضت ترجمه اسلامی کدام اشخاص،آثار نجومی ایران را از پهلوی به عربی ترجمه کردند؟
Anonymous Quiz
29%
خاندان نوبخت_علی بن زیاد تمیمی
8%
عمر بن فرخان_ابراهیم فزاری
17%
خاندان بنی موسی_خاندان برامکه
22%
ربن طبری_فضل بن سهل سرخسی
24%
نمیدانم
👍16❤1
■__■
از میان خاندان ها و نخبگان ایرانی در نهضت ترجمه اسلامی کدام اشخاص،آثار نجومی ایران را از پهلوی به عربی ترجمه کردند؟
گزینه اول
ابن ندیم
( ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۳۳۲-۳۳۳، بیروت، ۱۳۹۸ق/ ۱۹۷۸م.)
پیدایش علم نجوم را به ایرانیان زمان جمشید نسبت داده، و به سهم اردشیر و شاپور و بهویژه خسرو انوشیروان اشاره کرده است.
یکی از مترجمان معروف آثار نجومی از پهلوی به عربی ابوسهل بن نوبخت(دومین شخص از خاندان نوبخت) بود که تا زمان هارون زنده بود و در خزانةالحکمه کار میکرد.
(الفهرست، ج۱، ص۳۸۲، بیروت، ۱۳۹۸ق/ ۱۹۷۸م)
در زمینۀ نجوم کتابی پهلوی با نام زیج شهریار در سدۀ ۲ق توسط ابوالحسن علی بن زیاد تمیمی به عربی ترجمه شد.
(ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۳۴۱، بیروت، ۱۳۹۸ق/ ۱۹۷۸م)
نام این کتاب در متنِ پهلویِ نامههای منوچهر به صورت zīg ī šahryārān آمده است.
( ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۶۳، بیروت، ۱۳۹۸ق/ ۱۹۷۸م)
نام این کتاب به صورت زیج شاه
(ابوریحان بیرونی، القانون المسعودی، ج۳، ص۱۴۷۳، حیدرآباد، ۱۹۵۶م.)
و
(حسن ابونصر قمی، المدخل الی علم احکام النجوم، ج۱، ص۲۰۸، بـه کوشش جلیـل اخوان زنجانـی، تهـران، ۱۳۷۵ش)
و
( حسن ابونصر قمی، المدخل الی علم احکام النجوم، ج۱، ص۲۳۸، بـه کوشش جلیـل اخوان زنجانـی، تهـران، ۱۳۷۵ش.)
و زیج شهریاران
(ابوریحان بیرونی، الآثارالباقیة، ج۱، ص۶، به کوشش زاخاو، لایپزیگ، ۱۹۲۳م.)
و
(ابوریحان بیرونی، القانون المسعودی، ج۳، ص۱۴۷۳، حیدرآباد، ۱۹۵۶م)
نیز ثبت شده است. آغاز تألیف این کتاب احتمالاً زمان شاپور اول بوده، اما تدوین نهایی آن در زمان خسرو انوشیروان بوده است.
(احمد تفضلی، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، ج۱، ص۳۱۷، به کوشش ژاله آموزگار، تهران، ۱۳۷۶ش.)
کتابی در باب احکام نجوم با نام اندرزغَر منسوب به اندرزگر پسر زادان فرخ احتمالاً از پهلوی به عربی ترجمه شده بود
( کارلو آلفونسو نالینو، علم الفلک، ج۱، ص۲۱۱-۲۱۳، رم، ۱۹۱۱م.)
رازی مطالبی از دو کتاب نجومی زردشتی با نامهای کَیان و بَیان و خورَّه روزان نقل کرده است.
محمد بن زکریا رازی، تبصرةالعوام، ج۱، (ص۱۵-۱۶، به کوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران، ۱۳۱۳ش.)
او احتمالاً از ترجمههای عربی آنها استفاده کرده است.
(احمد تفضلی، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، ج۱، ص۳۲۰، به کوشش ژاله آموزگار، تهران، ۱۳۷۶ش.)
ابوالحسن علی بن زیاد تمیمی، با دو زبان عربی و فارسی آشنایی کامل داشت و از مترجمان کتابهای فارسی به عربی
(ابن ندیم، محمد بن اسحاق، الفهرست، ص۳۰۳)
در قرن دوم بهشمار میرود. به جز منابع زیر در دیگر کتابهای موجود اشارهای به وی نشده است. ترجمه زیج الشهریار
( ابن ندیم، محمد بن اسحاق، الفهرست، ص۳۰۳)
(معرّب زیگ، کتابی درباره شناسایی احوال و حرکات ستارگان است که تقویم را از آن استخراج میکنند
(دهخدا، علیاکبر، لغت نامه، ج۱، ص۳۶۰.۵)
و
(دهخدا، علیاکبر، لغت نامه، ج۱۰، ص۱۴۲۱۸.۶) اثر اوست
( آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه، ج۸، ص۲۱۴)
اثر اوست
منبع:
پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی، دائرة المعارف مقاله «علی تمیمی»
مطالبی در مورد گزینه های دوم و سوم و چهارم در پست های بعد ارائه میدهم تحت عنوان(سهم بزرگ ایرانیان در نجوم اسلامی)👇
ابن ندیم
( ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۳۳۲-۳۳۳، بیروت، ۱۳۹۸ق/ ۱۹۷۸م.)
پیدایش علم نجوم را به ایرانیان زمان جمشید نسبت داده، و به سهم اردشیر و شاپور و بهویژه خسرو انوشیروان اشاره کرده است.
یکی از مترجمان معروف آثار نجومی از پهلوی به عربی ابوسهل بن نوبخت(دومین شخص از خاندان نوبخت) بود که تا زمان هارون زنده بود و در خزانةالحکمه کار میکرد.
(الفهرست، ج۱، ص۳۸۲، بیروت، ۱۳۹۸ق/ ۱۹۷۸م)
در زمینۀ نجوم کتابی پهلوی با نام زیج شهریار در سدۀ ۲ق توسط ابوالحسن علی بن زیاد تمیمی به عربی ترجمه شد.
(ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۳۴۱، بیروت، ۱۳۹۸ق/ ۱۹۷۸م)
نام این کتاب در متنِ پهلویِ نامههای منوچهر به صورت zīg ī šahryārān آمده است.
( ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۶۳، بیروت، ۱۳۹۸ق/ ۱۹۷۸م)
نام این کتاب به صورت زیج شاه
(ابوریحان بیرونی، القانون المسعودی، ج۳، ص۱۴۷۳، حیدرآباد، ۱۹۵۶م.)
و
(حسن ابونصر قمی، المدخل الی علم احکام النجوم، ج۱، ص۲۰۸، بـه کوشش جلیـل اخوان زنجانـی، تهـران، ۱۳۷۵ش)
و
( حسن ابونصر قمی، المدخل الی علم احکام النجوم، ج۱، ص۲۳۸، بـه کوشش جلیـل اخوان زنجانـی، تهـران، ۱۳۷۵ش.)
و زیج شهریاران
(ابوریحان بیرونی، الآثارالباقیة، ج۱، ص۶، به کوشش زاخاو، لایپزیگ، ۱۹۲۳م.)
و
(ابوریحان بیرونی، القانون المسعودی، ج۳، ص۱۴۷۳، حیدرآباد، ۱۹۵۶م)
نیز ثبت شده است. آغاز تألیف این کتاب احتمالاً زمان شاپور اول بوده، اما تدوین نهایی آن در زمان خسرو انوشیروان بوده است.
(احمد تفضلی، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، ج۱، ص۳۱۷، به کوشش ژاله آموزگار، تهران، ۱۳۷۶ش.)
کتابی در باب احکام نجوم با نام اندرزغَر منسوب به اندرزگر پسر زادان فرخ احتمالاً از پهلوی به عربی ترجمه شده بود
( کارلو آلفونسو نالینو، علم الفلک، ج۱، ص۲۱۱-۲۱۳، رم، ۱۹۱۱م.)
رازی مطالبی از دو کتاب نجومی زردشتی با نامهای کَیان و بَیان و خورَّه روزان نقل کرده است.
محمد بن زکریا رازی، تبصرةالعوام، ج۱، (ص۱۵-۱۶، به کوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران، ۱۳۱۳ش.)
او احتمالاً از ترجمههای عربی آنها استفاده کرده است.
(احمد تفضلی، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، ج۱، ص۳۲۰، به کوشش ژاله آموزگار، تهران، ۱۳۷۶ش.)
ابوالحسن علی بن زیاد تمیمی، با دو زبان عربی و فارسی آشنایی کامل داشت و از مترجمان کتابهای فارسی به عربی
(ابن ندیم، محمد بن اسحاق، الفهرست، ص۳۰۳)
در قرن دوم بهشمار میرود. به جز منابع زیر در دیگر کتابهای موجود اشارهای به وی نشده است. ترجمه زیج الشهریار
( ابن ندیم، محمد بن اسحاق، الفهرست، ص۳۰۳)
(معرّب زیگ، کتابی درباره شناسایی احوال و حرکات ستارگان است که تقویم را از آن استخراج میکنند
(دهخدا، علیاکبر، لغت نامه، ج۱، ص۳۶۰.۵)
و
(دهخدا، علیاکبر، لغت نامه، ج۱۰، ص۱۴۲۱۸.۶) اثر اوست
( آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه، ج۸، ص۲۱۴)
اثر اوست
منبع:
پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی، دائرة المعارف مقاله «علی تمیمی»
مطالبی در مورد گزینه های دوم و سوم و چهارم در پست های بعد ارائه میدهم تحت عنوان(سهم بزرگ ایرانیان در نجوم اسلامی)👇
👍18❤3
من خدا هستم
گزینه اول ابن ندیم ( ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۳۳۲-۳۳۳، بیروت، ۱۳۹۸ق/ ۱۹۷۸م.) پیدایش علم نجوم را به ایرانیان زمان جمشید نسبت داده، و به سهم اردشیر و شاپور و بهویژه خسرو انوشیروان اشاره کرده است. یکی از مترجمان معروف آثار نجومی از پهلوی به عربی ابوسهل بن…
محمد بن ابراهیم فزاری
(سهم بزرگ ایرانیان در نجوم اسلامی)
از دیگر دانشمندانی که در عرصهی ترجمه نیز فعالیت داشت، محمد بن ابراهيم الفزاری است. وی در اوایل تشکیل دولت عباسی میزیست و یک منجم ماهر به شمار میرفت. پدر محمد نیز از منجمان بزرگ این دوره محسوب میشد که وی را نخستین شخصی ذکر کردهاند که در دورهی اسلامی به ساختن اسطرلاب توفیق یافت. و کتابی در زمینهی نجوم به وی منسوب است (ذبیح ا... صفا ، ، ۶۳). این پدر و پسر از نجوم هندی اطلاع داشتند و در پی ارتباطات علمی و فرهنگی که بین فرهیختگان جندی شاپور و دانشمندان هندی وجود داشت کتابهایی در علم نجوم از زبان سانسکریت به عربی توسط ایشان ترجمه شد که مهمترین آنها كتاب «السند هند الكبير» ( علی سامی ، ، ۳۵۹-۳۵۸) است.
سپس فزاری از روی این زیج هندی، زیجی تالیف کرد که به نام زیج فزار معروف شد و این اولین زیجی بود که در اسلام نوشته شده که مأخذش همان زیج شهریار پهلوی و۸ سدهانت هندی است.
احتمالا به جهت این اقدام محمد بن ابراهیم فزاری بود که ارقام هندی از هند به میان دانشمندان مسلمان منتقل گشت (جورج سارتون ، ، ۶۱۴).
(سهم بزرگ ایرانیان در نجوم اسلامی)
از دیگر دانشمندانی که در عرصهی ترجمه نیز فعالیت داشت، محمد بن ابراهيم الفزاری است. وی در اوایل تشکیل دولت عباسی میزیست و یک منجم ماهر به شمار میرفت. پدر محمد نیز از منجمان بزرگ این دوره محسوب میشد که وی را نخستین شخصی ذکر کردهاند که در دورهی اسلامی به ساختن اسطرلاب توفیق یافت. و کتابی در زمینهی نجوم به وی منسوب است (ذبیح ا... صفا ، ، ۶۳). این پدر و پسر از نجوم هندی اطلاع داشتند و در پی ارتباطات علمی و فرهنگی که بین فرهیختگان جندی شاپور و دانشمندان هندی وجود داشت کتابهایی در علم نجوم از زبان سانسکریت به عربی توسط ایشان ترجمه شد که مهمترین آنها كتاب «السند هند الكبير» ( علی سامی ، ، ۳۵۹-۳۵۸) است.
سپس فزاری از روی این زیج هندی، زیجی تالیف کرد که به نام زیج فزار معروف شد و این اولین زیجی بود که در اسلام نوشته شده که مأخذش همان زیج شهریار پهلوی و۸ سدهانت هندی است.
احتمالا به جهت این اقدام محمد بن ابراهیم فزاری بود که ارقام هندی از هند به میان دانشمندان مسلمان منتقل گشت (جورج سارتون ، ، ۶۱۴).
👍13❤2
من خدا هستم
محمد بن ابراهیم فزاری (سهم بزرگ ایرانیان در نجوم اسلامی) از دیگر دانشمندانی که در عرصهی ترجمه نیز فعالیت داشت، محمد بن ابراهيم الفزاری است. وی در اوایل تشکیل دولت عباسی میزیست و یک منجم ماهر به شمار میرفت. پدر محمد نیز از منجمان بزرگ این دوره محسوب میشد…
عمر بن فرخان
(سهم بزرگ ایرانیان در نجوم اسلامی)
یکی دیگر از اهالی طبرستان که او نیز از ستارههای فروزان نهضت ترجمه به شمار میرود، «عمر بن فرخان» با کنیهی ابوحفض است (ابن ندیم ، ، ۴۹). وی از بزرگان فرهنگی حکومت عباسیان نیز محسوب میشد. ابن ندیم کتب المحاسن، اتفاق الفلاسفه و اختلافهم فى خطوط الکواکب را به وی نسبت میدهد (همان).
عمر بن فرخان نیز همچون هم ولایتی خویش یعنی ربن طبری در زمینههای ریاضی و به ویژه نجوم متخصص بود و در همین باره تفسیری به کتاب المجسطى بطلمیوس نوشت (القفطی، ، ۳۵۱).
قفطی کتبی دیگر غیر از آن چه که ابن ندیم نوشته به عمر بن فرخان نسبت میدهد: کتاب موسوم به «سبعه» که مشتمل بر چند کتاب ذیل است: موالید، تواریخ و اسواز، هيلاج و كدخدا، تحویل سال.های موالید، ابتدای اعمال، حائل و موالید (همان ، ۲۵۴) و نیز کتاب «مدخل القصرانی» در نجوم از آثار اوست (علی سامی ، ، ۳۴۵).
عمر بن فرخان نیز همانند بسیاری از دانشمندان و مترجمان تحت حمایت خاندانهای بزرگ و فرهنگ دوست ایرانی قرار داشت. خاندان برمکیان خصوصا يحيى بن خالد و نیز فضل بن سهل از خاندان سهل، حامیان وی بودند (حسن تقی زاده ، ، ۸۲۰).
به نظر میرسد که وی از فارسی به عربی ترجمه میکرد و به زبان یونانی تسلط نداشت. وی به فرمان مامون به ریاست دارالترجمه انتخاب شد، در ضمن وی از معماری نیز سررشته ای داشت و
در ساخت بغداد دخیل بود (جرج سارتون ، ، ۶۵۸).
(سهم بزرگ ایرانیان در نجوم اسلامی)
یکی دیگر از اهالی طبرستان که او نیز از ستارههای فروزان نهضت ترجمه به شمار میرود، «عمر بن فرخان» با کنیهی ابوحفض است (ابن ندیم ، ، ۴۹). وی از بزرگان فرهنگی حکومت عباسیان نیز محسوب میشد. ابن ندیم کتب المحاسن، اتفاق الفلاسفه و اختلافهم فى خطوط الکواکب را به وی نسبت میدهد (همان).
عمر بن فرخان نیز همچون هم ولایتی خویش یعنی ربن طبری در زمینههای ریاضی و به ویژه نجوم متخصص بود و در همین باره تفسیری به کتاب المجسطى بطلمیوس نوشت (القفطی، ، ۳۵۱).
قفطی کتبی دیگر غیر از آن چه که ابن ندیم نوشته به عمر بن فرخان نسبت میدهد: کتاب موسوم به «سبعه» که مشتمل بر چند کتاب ذیل است: موالید، تواریخ و اسواز، هيلاج و كدخدا، تحویل سال.های موالید، ابتدای اعمال، حائل و موالید (همان ، ۲۵۴) و نیز کتاب «مدخل القصرانی» در نجوم از آثار اوست (علی سامی ، ، ۳۴۵).
عمر بن فرخان نیز همانند بسیاری از دانشمندان و مترجمان تحت حمایت خاندانهای بزرگ و فرهنگ دوست ایرانی قرار داشت. خاندان برمکیان خصوصا يحيى بن خالد و نیز فضل بن سهل از خاندان سهل، حامیان وی بودند (حسن تقی زاده ، ، ۸۲۰).
به نظر میرسد که وی از فارسی به عربی ترجمه میکرد و به زبان یونانی تسلط نداشت. وی به فرمان مامون به ریاست دارالترجمه انتخاب شد، در ضمن وی از معماری نیز سررشته ای داشت و
در ساخت بغداد دخیل بود (جرج سارتون ، ، ۶۵۸).
👍12❤1
من خدا هستم
عمر بن فرخان (سهم بزرگ ایرانیان در نجوم اسلامی) یکی دیگر از اهالی طبرستان که او نیز از ستارههای فروزان نهضت ترجمه به شمار میرود، «عمر بن فرخان» با کنیهی ابوحفض است (ابن ندیم ، ، ۴۹). وی از بزرگان فرهنگی حکومت عباسیان نیز محسوب میشد. ابن ندیم کتب المحاسن،…
خاندان بنی موسی
(سهم بزرگ ایرانیان در نجوم اسلامی)
بنی موسی یا بنی شاکر از دیگر خاندانهای حامی نهضت ترجمه بودند که اصالتا خراسانی بوده و به خاطر تسلط به علوم هیئت و نجوم به بنی منجم نیز معروف بودند. ایشان که از خانوادههای بسیار متمول ایرانی بودند هم به لحاظ مالی حامی این جنبش علمی بودند و هم چون خودشان از فرهیختگان این دوره محسوب میشدند، در علوم مهارتی خویش به نقل کتب ملل قدیمی پرداختند. بنی موسی شامل سه برادر به نامهای احمد، محمد و حسن بودند. اینان پسران مردی به نام موسی بن شاکر هستند. قفطی درباره پدر این خاندان یعنی موسی مینویسد که از اساتید هندسه بود. همین فرد مطلب دیگری دربارهی موسی به این مضمون مینویسد که وی در اوایل عمر به راهزنی میپرداخت اما در اواخر عمر توبه کرده و در ردیف دوستان مامون قرار گرفت. بعد از مرگ موسی، سه پسرش تحت حمایت مامون قرار گرفتند و در سایهی حمایتهای مامون در علوم ترقی کردند. بزرگترین این پسرها محمد بود که در هندسه و نجوم به ویژه در اقلیدس و مجسطی تخصص داشت و برادر دیگر احمد در صنعت حیل پیشرفت کرد.
اما محمد کتابهای بسیار در نجوم، هندسه عدد و منطق جمع کرد و نسبت به برادرش احمد از رتبه علمی بالایی برخوردار بود. حسن برادر سوم در علم هندسه تبحر داشت (قفطی ، ، ۵۹۱-۵۹۰).
این سه برادر که از ارکان مهم نهضت ترجمه بودند، افرادی را به قلمرو امپراطوری روم فرستادند. و از هر سو مترجمان را با دادن حقوقهای گزاف بدور خویش جمع کردند (ابن ندیم ، ، ۴۸۸-۴۸۷).
این مترجمان که به زبانهای یونانی، سریانی و عربی تسلط داشتند، بدون توجه به مذهب و دینشان تحت حمایت خاندان بنی موسی قرار گرفتند و به عبارتی میتوان دربارهی این خاندان ترکیب «دلالان علم و معرفت» (علی اصغر حلبی ، ، ۶۶-۶۷) را به کار برد.
از جمله افرادی که با سرمایههای مالی این خاندان برای جمع آوری کتب یونانی به روم فرستاده شد، حنين بن اسحق مترجم بزرگ آن عصر بود. وی کتب یونانی در موضوعات فلسفه، هندسه، موسیقی، حساب و طب از آن سرزمین به بغداد آورد (ذبیح اله صفا ، ، ۴۷).
قفطی درباره این مترجم بزرگ و همکارانش با خاندان بنی موسی مینویسد که حنین به عنوان بزرگترین مترجم این عصر همواره ملازم بنی موسی بود و کتب مختلفی را به تشویق ایشان از یونانی به عربی نقل كرد (القفطی ، ، ۲۳۸). حمایت این خاندان ایرانی از مترجمان، به حنین انحصار نیافت، پسر حنین یعنی اسحاق و نیز جیش و ثابت بن قره نیز از دیگر مترجمان این دوره با تشویقات این خاندان به کارهای عظیمی پرداختند (جرجی زیدان ، ، ۵۶۷-۵۶۶).
یکی از کتب مهم هندسی که به ابلونیوس اسکندری منسوب و به نام «المخروطلات» معروف است، به کوشش بنی موسی و با بهرهگیری از مترجمان زبردستی چون اوطوقیوس عقلانی، هلال ابوهلال حمصی و نیز ثابت بن قره حرانی وزیر نظر احمد بن موسی به عربی ترجمه شد (ابن ندیم، ص ۴۸۱-۴۸۰).
ثابت بن قره حرانی، حجاج بن یوسف، حنين بن اسحق و پسرش اسحق از مترجمان بزرگ علوم عقلی بودند که باز با حمایتهای بنی موسی کتب اصول اقلیدس در زمینه هندسه و مجسطی در هیئت و نجوم و جغرافیا و نیز اگر (شاوروسیوس) و اگر (منداوس) و کره استوانه ارشمیدس را به عربی ترجمه کردند.
به نظر میرسد غیر از افکار علم دوستی این خاندان آن هدف مهمی که برای آنان مطرح بود، این بود که میخواستند با حمایت از مترجمان زبردست بر آخرین کشفیات علمی یونانیها و رومیها و سایر ملل آگاهی یافته و با تواناییهایی علمی خویش به تکمیل نواقص علمی ایشان پردازند و آثار گرانبهایی از خویشتن به یادگار بگذارند و خویشتن را صاحب تالیفات مهمی قرار دهند.
چنانچه با تالیف کتبی چون الفرسطون، مساحهٔ لاكره، قسمهٔ الزوايار و ... به این هدف نیز نائل شدند.
(سهم بزرگ ایرانیان در نجوم اسلامی)
بنی موسی یا بنی شاکر از دیگر خاندانهای حامی نهضت ترجمه بودند که اصالتا خراسانی بوده و به خاطر تسلط به علوم هیئت و نجوم به بنی منجم نیز معروف بودند. ایشان که از خانوادههای بسیار متمول ایرانی بودند هم به لحاظ مالی حامی این جنبش علمی بودند و هم چون خودشان از فرهیختگان این دوره محسوب میشدند، در علوم مهارتی خویش به نقل کتب ملل قدیمی پرداختند. بنی موسی شامل سه برادر به نامهای احمد، محمد و حسن بودند. اینان پسران مردی به نام موسی بن شاکر هستند. قفطی درباره پدر این خاندان یعنی موسی مینویسد که از اساتید هندسه بود. همین فرد مطلب دیگری دربارهی موسی به این مضمون مینویسد که وی در اوایل عمر به راهزنی میپرداخت اما در اواخر عمر توبه کرده و در ردیف دوستان مامون قرار گرفت. بعد از مرگ موسی، سه پسرش تحت حمایت مامون قرار گرفتند و در سایهی حمایتهای مامون در علوم ترقی کردند. بزرگترین این پسرها محمد بود که در هندسه و نجوم به ویژه در اقلیدس و مجسطی تخصص داشت و برادر دیگر احمد در صنعت حیل پیشرفت کرد.
اما محمد کتابهای بسیار در نجوم، هندسه عدد و منطق جمع کرد و نسبت به برادرش احمد از رتبه علمی بالایی برخوردار بود. حسن برادر سوم در علم هندسه تبحر داشت (قفطی ، ، ۵۹۱-۵۹۰).
این سه برادر که از ارکان مهم نهضت ترجمه بودند، افرادی را به قلمرو امپراطوری روم فرستادند. و از هر سو مترجمان را با دادن حقوقهای گزاف بدور خویش جمع کردند (ابن ندیم ، ، ۴۸۸-۴۸۷).
این مترجمان که به زبانهای یونانی، سریانی و عربی تسلط داشتند، بدون توجه به مذهب و دینشان تحت حمایت خاندان بنی موسی قرار گرفتند و به عبارتی میتوان دربارهی این خاندان ترکیب «دلالان علم و معرفت» (علی اصغر حلبی ، ، ۶۶-۶۷) را به کار برد.
از جمله افرادی که با سرمایههای مالی این خاندان برای جمع آوری کتب یونانی به روم فرستاده شد، حنين بن اسحق مترجم بزرگ آن عصر بود. وی کتب یونانی در موضوعات فلسفه، هندسه، موسیقی، حساب و طب از آن سرزمین به بغداد آورد (ذبیح اله صفا ، ، ۴۷).
قفطی درباره این مترجم بزرگ و همکارانش با خاندان بنی موسی مینویسد که حنین به عنوان بزرگترین مترجم این عصر همواره ملازم بنی موسی بود و کتب مختلفی را به تشویق ایشان از یونانی به عربی نقل كرد (القفطی ، ، ۲۳۸). حمایت این خاندان ایرانی از مترجمان، به حنین انحصار نیافت، پسر حنین یعنی اسحاق و نیز جیش و ثابت بن قره نیز از دیگر مترجمان این دوره با تشویقات این خاندان به کارهای عظیمی پرداختند (جرجی زیدان ، ، ۵۶۷-۵۶۶).
یکی از کتب مهم هندسی که به ابلونیوس اسکندری منسوب و به نام «المخروطلات» معروف است، به کوشش بنی موسی و با بهرهگیری از مترجمان زبردستی چون اوطوقیوس عقلانی، هلال ابوهلال حمصی و نیز ثابت بن قره حرانی وزیر نظر احمد بن موسی به عربی ترجمه شد (ابن ندیم، ص ۴۸۱-۴۸۰).
ثابت بن قره حرانی، حجاج بن یوسف، حنين بن اسحق و پسرش اسحق از مترجمان بزرگ علوم عقلی بودند که باز با حمایتهای بنی موسی کتب اصول اقلیدس در زمینه هندسه و مجسطی در هیئت و نجوم و جغرافیا و نیز اگر (شاوروسیوس) و اگر (منداوس) و کره استوانه ارشمیدس را به عربی ترجمه کردند.
به نظر میرسد غیر از افکار علم دوستی این خاندان آن هدف مهمی که برای آنان مطرح بود، این بود که میخواستند با حمایت از مترجمان زبردست بر آخرین کشفیات علمی یونانیها و رومیها و سایر ملل آگاهی یافته و با تواناییهایی علمی خویش به تکمیل نواقص علمی ایشان پردازند و آثار گرانبهایی از خویشتن به یادگار بگذارند و خویشتن را صاحب تالیفات مهمی قرار دهند.
چنانچه با تالیف کتبی چون الفرسطون، مساحهٔ لاكره، قسمهٔ الزوايار و ... به این هدف نیز نائل شدند.
👍12❤2
من خدا هستم
خاندان بنی موسی (سهم بزرگ ایرانیان در نجوم اسلامی) بنی موسی یا بنی شاکر از دیگر خاندانهای حامی نهضت ترجمه بودند که اصالتا خراسانی بوده و به خاطر تسلط به علوم هیئت و نجوم به بنی منجم نیز معروف بودند. ایشان که از خانوادههای بسیار متمول ایرانی بودند هم به…
خاندان نوبخت
(سهم بزرگ ایرانیان در نجوم اسلامی)
این خاندان نیز از مترجمین بزرگ کتب ایرانی و یونانی بودند و بیشتر در زمینه نجوم و ریاضی فعالیت داشتند. نجوم از جمله علوم مورد علاقه عباسیان بود، این دانش میان ایرانیان، یونانیان و هندیان نیز جایگاه خاصی داشت. هر چند این علم تا حدودی هم به خرافات آمیخته بود، ولی در کل از حمایت حاکمان این ملتها نیز برخوردار بود.
در دوره اسلامی نیز به جهت توجهات ویژه عباسیان و حتی امویان (خالد بن یزید) جایگاه سابق خویش را حفظ کرد.
توجه جدی به نجوم از عصر منصور که خودش نیز سررشتههایی در این زمینه داشت، آغاز شد. منصور دستور ترجمه زیج سند هند به عربی را صادر کرد. سایر خلفای عباسی نیز در این زمینه به وی تأسی جستند (جرجی زیدان ، ، ۶۱۰).
از این پس منجمان در دستگاه خلافت عباسی به مقامات مهمی رسیدند. خاندان نوبخت از اولین و مهمترین منجمان این دوره محسوب میشدند. در مورد سر سلسلهی دودمان نوبخت آمده است که وی زرتشتی بود و در عهد منصور خلیفه دوم عباسی (۱۳۶-۱۵۱ هـ) میزیسته و اعضایی این خاندان به وی منسوبند و از این جهت آنها را آل نوبخت یا بنی نوبخت یا نوبختیان نامیدهاند. آنان نسبشان را به گیو پسر گودرز میرسانند (عباس اقبال آشتیانی ، ۱۳۴۵ ، ۵).
در منابع آمده است که میان منصور و نوبخت مدتها پیش از تاسیس حکومت عباسی آشنایی وجود داشت:
«مطابق شرحی که ابوبکر احمد بن علی خطیب بغدادی (۳۹۲-۴۶۳ هـ) در تاریخ بغداد آورده و سید رضی الدين على بن طاوس (۵۸۰-۶۶۴ هـ) آن را در کتاب فَرحُ الهُمُوم نقل کرد، نوبخت قبل از آنکه ابوجعفر منصور به خلافت برسد یعنی قبل از سال ۱۳۶ هـ در اهواز محبوس بوده است.» (همان)
گویا وی از مخالفان حکومت نژاد پرست بنی امیه بود و در همان زندان با منصور که وی نیز زندانی بود، آشنا میشود و سپس با تشکیل حکومت عباسی که ایرانیان نقش اصلی را در این تشکل داشتند از نزدیکان خلیفه محسوب میشوند.
افراد این خاندان بزرگ چنانکه از نوشتههای مورخان، شعرا و ادیبان بر میآید از نیمه قرن دوم تا اوایل قرن پنجم هجری بیشتر در دارالخلافه بغداد مصدر امور کشوری بودند و یا اینکه در یکی از شعب علوم و ادبیات شاخص شدند (– همو ، ص ۲) از منجمان بزرگ این خاندان که در نهضت
ترجمه نقش مهمی داشتند خود نوبخت و نسلهای اول و دوم از فرزندان و نوادگان وی بودند.
نوبخت به ترجمه کتابهای نجوم از پهلوی به عربی اشتغال داشت (محمد محمدی ، ۱۳۷۵ ، ۱۸۰-۱۷۹). احتمالا کتابی که حاجی خلیفه در علوم نجوم به نوبخت نسبت داده از جمله کتبی باشد که به دست وی از پهلوی به عربی ترجمه شده است (ذبیح ا...، صفا، ۸۵). بعد از نوبخت پسرش ابوسهل جانشین وی شد، ابوسهل نیز از مترجمین کتب نجومی از زبان پهلوی به زبان عربی بود که با از کار افتادگی پدرش مسئولیتهای وی به ابوسهل محول شد.
نوبخت در همان زمان خلافت منصور پیر بود و در اواخر عمر به سبب پیری قادر به انجام وظایفش نبود. به همین جهت به امر منصور پسرش ابوسهل را به جای خویش گماشت (عباس اقبال آشتیانی ، ، ۱۰-۹).
ابن عبری درباره اولین آشنایی ابوسهل با منصور روایتی آورده که از آن چنین بر میآید که کنیه ابوسهل توسط منصور برای پسر نوبخت انتخاب شده بود (غريغور یوس ابوالفرج اهرون لابن
العبری ، ۱۳۶۴، ۱۸۷).
ابن ندیم نیز در وصف وی مینویسد که ترجمههایی از فارسی به عربی دارد و پایه دانش او بر کتابهای ایرانیان استوار است. ابن ندیم کتب ذیل را به وی نسبت میدهد: النهمطان فی المواليد، الفال النجومی، المواليد، تحویل سنى المواليد، المدخل، النشبيه و التمثيل، المنتحل من اقاويل المنجمين من الاخبار و المسائل و المواليد (ابن ندیم ، ، ۴۹۲). در کتاب تاریخ الحکمای قفطی آمده است که ابن ندیم و ابی عبدا... بن المرزبانی نام وی را در کتاب المتكلمين ذکر میکنند قفطی ، ، ۳۵۲-۳۵۱).
عبدا... پسر ابوسهل نیز همانند پدر و جدش از منجمان بزرگ این دوره به ویژه دوره مامون محسوب میشود. مامون در حق وی اعتقاد بالایی داشت و رتبهی هیچ فردی در دربار مامون بالاتر از وی نبود (ذبیح ا... ، صفا، ۸۵).
(سهم بزرگ ایرانیان در نجوم اسلامی)
این خاندان نیز از مترجمین بزرگ کتب ایرانی و یونانی بودند و بیشتر در زمینه نجوم و ریاضی فعالیت داشتند. نجوم از جمله علوم مورد علاقه عباسیان بود، این دانش میان ایرانیان، یونانیان و هندیان نیز جایگاه خاصی داشت. هر چند این علم تا حدودی هم به خرافات آمیخته بود، ولی در کل از حمایت حاکمان این ملتها نیز برخوردار بود.
در دوره اسلامی نیز به جهت توجهات ویژه عباسیان و حتی امویان (خالد بن یزید) جایگاه سابق خویش را حفظ کرد.
توجه جدی به نجوم از عصر منصور که خودش نیز سررشتههایی در این زمینه داشت، آغاز شد. منصور دستور ترجمه زیج سند هند به عربی را صادر کرد. سایر خلفای عباسی نیز در این زمینه به وی تأسی جستند (جرجی زیدان ، ، ۶۱۰).
از این پس منجمان در دستگاه خلافت عباسی به مقامات مهمی رسیدند. خاندان نوبخت از اولین و مهمترین منجمان این دوره محسوب میشدند. در مورد سر سلسلهی دودمان نوبخت آمده است که وی زرتشتی بود و در عهد منصور خلیفه دوم عباسی (۱۳۶-۱۵۱ هـ) میزیسته و اعضایی این خاندان به وی منسوبند و از این جهت آنها را آل نوبخت یا بنی نوبخت یا نوبختیان نامیدهاند. آنان نسبشان را به گیو پسر گودرز میرسانند (عباس اقبال آشتیانی ، ۱۳۴۵ ، ۵).
در منابع آمده است که میان منصور و نوبخت مدتها پیش از تاسیس حکومت عباسی آشنایی وجود داشت:
«مطابق شرحی که ابوبکر احمد بن علی خطیب بغدادی (۳۹۲-۴۶۳ هـ) در تاریخ بغداد آورده و سید رضی الدين على بن طاوس (۵۸۰-۶۶۴ هـ) آن را در کتاب فَرحُ الهُمُوم نقل کرد، نوبخت قبل از آنکه ابوجعفر منصور به خلافت برسد یعنی قبل از سال ۱۳۶ هـ در اهواز محبوس بوده است.» (همان)
گویا وی از مخالفان حکومت نژاد پرست بنی امیه بود و در همان زندان با منصور که وی نیز زندانی بود، آشنا میشود و سپس با تشکیل حکومت عباسی که ایرانیان نقش اصلی را در این تشکل داشتند از نزدیکان خلیفه محسوب میشوند.
افراد این خاندان بزرگ چنانکه از نوشتههای مورخان، شعرا و ادیبان بر میآید از نیمه قرن دوم تا اوایل قرن پنجم هجری بیشتر در دارالخلافه بغداد مصدر امور کشوری بودند و یا اینکه در یکی از شعب علوم و ادبیات شاخص شدند (– همو ، ص ۲) از منجمان بزرگ این خاندان که در نهضت
ترجمه نقش مهمی داشتند خود نوبخت و نسلهای اول و دوم از فرزندان و نوادگان وی بودند.
نوبخت به ترجمه کتابهای نجوم از پهلوی به عربی اشتغال داشت (محمد محمدی ، ۱۳۷۵ ، ۱۸۰-۱۷۹). احتمالا کتابی که حاجی خلیفه در علوم نجوم به نوبخت نسبت داده از جمله کتبی باشد که به دست وی از پهلوی به عربی ترجمه شده است (ذبیح ا...، صفا، ۸۵). بعد از نوبخت پسرش ابوسهل جانشین وی شد، ابوسهل نیز از مترجمین کتب نجومی از زبان پهلوی به زبان عربی بود که با از کار افتادگی پدرش مسئولیتهای وی به ابوسهل محول شد.
نوبخت در همان زمان خلافت منصور پیر بود و در اواخر عمر به سبب پیری قادر به انجام وظایفش نبود. به همین جهت به امر منصور پسرش ابوسهل را به جای خویش گماشت (عباس اقبال آشتیانی ، ، ۱۰-۹).
ابن عبری درباره اولین آشنایی ابوسهل با منصور روایتی آورده که از آن چنین بر میآید که کنیه ابوسهل توسط منصور برای پسر نوبخت انتخاب شده بود (غريغور یوس ابوالفرج اهرون لابن
العبری ، ۱۳۶۴، ۱۸۷).
ابن ندیم نیز در وصف وی مینویسد که ترجمههایی از فارسی به عربی دارد و پایه دانش او بر کتابهای ایرانیان استوار است. ابن ندیم کتب ذیل را به وی نسبت میدهد: النهمطان فی المواليد، الفال النجومی، المواليد، تحویل سنى المواليد، المدخل، النشبيه و التمثيل، المنتحل من اقاويل المنجمين من الاخبار و المسائل و المواليد (ابن ندیم ، ، ۴۹۲). در کتاب تاریخ الحکمای قفطی آمده است که ابن ندیم و ابی عبدا... بن المرزبانی نام وی را در کتاب المتكلمين ذکر میکنند قفطی ، ، ۳۵۲-۳۵۱).
عبدا... پسر ابوسهل نیز همانند پدر و جدش از منجمان بزرگ این دوره به ویژه دوره مامون محسوب میشود. مامون در حق وی اعتقاد بالایی داشت و رتبهی هیچ فردی در دربار مامون بالاتر از وی نبود (ذبیح ا... ، صفا، ۸۵).
👍13❤2
من خدا هستم
خاندان نوبخت (سهم بزرگ ایرانیان در نجوم اسلامی) این خاندان نیز از مترجمین بزرگ کتب ایرانی و یونانی بودند و بیشتر در زمینه نجوم و ریاضی فعالیت داشتند. نجوم از جمله علوم مورد علاقه عباسیان بود، این دانش میان ایرانیان، یونانیان و هندیان نیز جایگاه خاصی داشت.…
ربن طبری
(سهم بزرگ ایرانیان در نجوم اسلامی)
از دیگر مترجمان معروف این دوره، ربن طبری است. وی که یک دانشمندی متبحر در زمینههای طب، ریاضی و به ویژه نجوم بوده از وزنههای سنگین نهضت ترجمه محسوب میشود. قفطی دربارهی وی مینویسد که یک منجم یهودی اهل طبرستان بود که در زمینههای پزشکی، هندسه
و انواع ریاضیات شاخص بود و چند کتاب را در زمینه.ی حکمت ترجمه کرد (ذبیح الله صفا ، ، ۶۲-۶۱).
پدر ربن طبری نیز بنا به گفتهی ابن ابی اصیبعه پزشکی مشهور بود که از طبرستان به عراق عجم منتقل و در ری ساکن شد (القفطی ، ، ۲۵۹). از وی به عنوان نخستین مترجم مجسطی به عربی نام برده شده است (همان ، ۴۱۴). وی در این باره چنان توانایی از خویش نشان داد که مباحثی نیز بر آن افزود که حاکی از استعداد و تواناییهای فوقالعاده وی است:
«گویند کسی سوال نمود «ابومعشر بلخی» را از مطارح فعاع پس در جواب آن کشانید سخن را با آنکه مترجمین نسخ مجسطی از لغت یونانی "اصلا صلاحیت و مطارح آن را متعرض نشدهاند و یافت نمیشود و این مباحث مگر در نسخهای که ربن متطبب طبری ترجمه نمود و در نسخ قدیمه مطرح شعاع منسوب به «بطلمیوس» نبود و مترجمان آن را نمیشناسند.» (جورج سارتون ، ، ۶۵۵)
این کتاب به فرمان جعفر برمکی و به جهت این که اعراب به دلیل عدم اطلاع به مقدمات ریاضی و نجوم از درک کتاب هندی سید هانتا تالیف براهماگوتپای عاجز بودند، ترجمه شد و نیز کتاب اصول اقلیدس و کتاب مگاله سونتا كبسير تاليف كلاوديوس بطلیموس توسط وی به عربی ترجمه شد. از این رو اعراب به عنوان این کتاب اخیر الف و لام تعریف عربی اضافه کردند مگاله را به المجسطی برگرداندند (القفطی ، ، ۲۵۹).
به گفته اولیری نخستین ترجمه کتاب اصول اقلیدس به دست وی انجام یافت(دلیسی اولیری ، ، ۲۴۵-۲۴۴).
(سهم بزرگ ایرانیان در نجوم اسلامی)
از دیگر مترجمان معروف این دوره، ربن طبری است. وی که یک دانشمندی متبحر در زمینههای طب، ریاضی و به ویژه نجوم بوده از وزنههای سنگین نهضت ترجمه محسوب میشود. قفطی دربارهی وی مینویسد که یک منجم یهودی اهل طبرستان بود که در زمینههای پزشکی، هندسه
و انواع ریاضیات شاخص بود و چند کتاب را در زمینه.ی حکمت ترجمه کرد (ذبیح الله صفا ، ، ۶۲-۶۱).
پدر ربن طبری نیز بنا به گفتهی ابن ابی اصیبعه پزشکی مشهور بود که از طبرستان به عراق عجم منتقل و در ری ساکن شد (القفطی ، ، ۲۵۹). از وی به عنوان نخستین مترجم مجسطی به عربی نام برده شده است (همان ، ۴۱۴). وی در این باره چنان توانایی از خویش نشان داد که مباحثی نیز بر آن افزود که حاکی از استعداد و تواناییهای فوقالعاده وی است:
«گویند کسی سوال نمود «ابومعشر بلخی» را از مطارح فعاع پس در جواب آن کشانید سخن را با آنکه مترجمین نسخ مجسطی از لغت یونانی "اصلا صلاحیت و مطارح آن را متعرض نشدهاند و یافت نمیشود و این مباحث مگر در نسخهای که ربن متطبب طبری ترجمه نمود و در نسخ قدیمه مطرح شعاع منسوب به «بطلمیوس» نبود و مترجمان آن را نمیشناسند.» (جورج سارتون ، ، ۶۵۵)
این کتاب به فرمان جعفر برمکی و به جهت این که اعراب به دلیل عدم اطلاع به مقدمات ریاضی و نجوم از درک کتاب هندی سید هانتا تالیف براهماگوتپای عاجز بودند، ترجمه شد و نیز کتاب اصول اقلیدس و کتاب مگاله سونتا كبسير تاليف كلاوديوس بطلیموس توسط وی به عربی ترجمه شد. از این رو اعراب به عنوان این کتاب اخیر الف و لام تعریف عربی اضافه کردند مگاله را به المجسطی برگرداندند (القفطی ، ، ۲۵۹).
به گفته اولیری نخستین ترجمه کتاب اصول اقلیدس به دست وی انجام یافت(دلیسی اولیری ، ، ۲۴۵-۲۴۴).
👍14❤2
من خدا هستم
ربن طبری (سهم بزرگ ایرانیان در نجوم اسلامی) از دیگر مترجمان معروف این دوره، ربن طبری است. وی که یک دانشمندی متبحر در زمینههای طب، ریاضی و به ویژه نجوم بوده از وزنههای سنگین نهضت ترجمه محسوب میشود. قفطی دربارهی وی مینویسد که یک منجم یهودی اهل طبرستان…
فضل بن سهل
(سهم بزرگ ایرانیان در نجوم اسلامی)
از خاندان سهل سرخسی نیز که وزارت مامون را کسب کردند دو تنبه نامهای فضل و حسن پسران سهل از مترجمان فارسی به عربی بودند ایشان در ابتدا فعالیتهای علمی و فرهنگی خویش را با ارائه خدمات به خاندان یحیی برمکی آغاز کردند.
فضل بن سهل که بعدها به ذی الریاستین معروف شد کتابی از فارسی به عربی برای یحیی برمکی ترجمه کرده و یحیی از آن کتاب بسیار خرسند شده و فضل را به اسلام دعوت کرد(محمد محمدی ،۱۸۳)
شهرت اینان بیشتر در زمینه ی نجوم بود و در نویسندگی به پایه ای رسیدند که منشآت ایشان همچون الگوی نویسندگی روایت میشد و خطی را که در عربی به نام النظم الرثابی» معروف بود و به قول ابن ندیم بهترین خط است از اختراعات فضل بن سهل است حسن تقی زاده ، ، ۱۴-۱۳)
علی بن زیاد تمیمی نیز از مترجمان این دوره بود که به واسطه کار برجسته اش درباره ی ترجمه زیج شهریار از پهلوی به عربی معروف شده این اثر مدتها مبنای محور استنباط و استخراجات نجومی و پایه گاه شماری مسلمین بود حسینعلی ممتحن، ۲۴۲، ۱۳۵۴).
(سهم بزرگ ایرانیان در نجوم اسلامی)
از خاندان سهل سرخسی نیز که وزارت مامون را کسب کردند دو تنبه نامهای فضل و حسن پسران سهل از مترجمان فارسی به عربی بودند ایشان در ابتدا فعالیتهای علمی و فرهنگی خویش را با ارائه خدمات به خاندان یحیی برمکی آغاز کردند.
فضل بن سهل که بعدها به ذی الریاستین معروف شد کتابی از فارسی به عربی برای یحیی برمکی ترجمه کرده و یحیی از آن کتاب بسیار خرسند شده و فضل را به اسلام دعوت کرد(محمد محمدی ،۱۸۳)
شهرت اینان بیشتر در زمینه ی نجوم بود و در نویسندگی به پایه ای رسیدند که منشآت ایشان همچون الگوی نویسندگی روایت میشد و خطی را که در عربی به نام النظم الرثابی» معروف بود و به قول ابن ندیم بهترین خط است از اختراعات فضل بن سهل است حسن تقی زاده ، ، ۱۴-۱۳)
علی بن زیاد تمیمی نیز از مترجمان این دوره بود که به واسطه کار برجسته اش درباره ی ترجمه زیج شهریار از پهلوی به عربی معروف شده این اثر مدتها مبنای محور استنباط و استخراجات نجومی و پایه گاه شماری مسلمین بود حسینعلی ممتحن، ۲۴۲، ۱۳۵۴).
👍14❤2
من خدا هستم
فضل بن سهل (سهم بزرگ ایرانیان در نجوم اسلامی) از خاندان سهل سرخسی نیز که وزارت مامون را کسب کردند دو تنبه نامهای فضل و حسن پسران سهل از مترجمان فارسی به عربی بودند ایشان در ابتدا فعالیتهای علمی و فرهنگی خویش را با ارائه خدمات به خاندان یحیی برمکی آغاز کردند.…
خاندان برامکه
(سهم بزرگ ایرانیان در نجوم اسلامی)
این خاندان در دورهی خلافت هارون به عالیترین مقامات رسیدند. تعدادی از افراد این خاندان از دانشمندان بزرگ عصر خویش به شمار میرفتند و هنگامی که قدرت سیاسی را کسب کردند از بذل ثروت خویش در جهت جذب دانشمندان دریغ نکردند، ادبا و شعرا همچنانکه به دربار هارون الرشيد رفت و آمد میکردند با درگاه بر امکه نیز مراوده داشتند. و حتی این مساله گاهی بین بزرگان به رقابت میانجامید و از این گذشته برامکه در ترجمه کتابهای پهلوی و علوم قدیمی به زبان عربی تلاش کردند (علی اصغر حلبی ، ، ۱۳۶۵، ۵۵).
حمایتهای برمکیان از نهضت ترجمه به شکلهای مختلف تبلور یافت. یکی از این اشکال این بود که با دادن منابع هنگفتی به مترجمان قوی دست، ایشان را به ترجمه کتابهای مهم یونانی، پهلوی، سریانی و حتی هندی و نبطی تشویق میکردند و با این اقدامشان از نابودی برخی از کتب مهم ممانعت کردند.
يحيى برمکی به شدت حامی نهضت علمی بود. زیرا وی قبلا در مرکز علمی مرو با این نهضت ارتباط داشت و نیز دانشمندان نسطوری جندی شاپور او را یاری میکردند (دلیسی اولیری، ۱۳۴۲، ۲۳۶).
از اقدامات قابل توجه یحیی، فرمانی بود که برای ترجمه كتاب المجسطى صادر کرد. وی اولین فردی است که به ترجمه این کتاب همت نهاد. این کتاب اثر منجم و جغرافیدان بزرگ یونانی قرن دوم میلادی یعنی بطلمیوس است، یحیی گروهی را برای ترجمه این کتاب ( که در سیزده مقاله به نگارش در آمده بود) تعیین کرد.
چون این گروه نتوانست کارش را با موفقیت انجام دهد، وی نیز ابوحسان و مسلم صاحب بیت الحکمه و نیز گروهی از بهترین مترجمان را به ترجمه کتاب فوق ماموریت داد (ابن ندیم ، ، ۴۸).
این کتاب به گفتهی تقی زاده مهمترین کتاب نجومی میبود که از یونانی به عربی ترجمه شد و به نظر میرسد که این اثر از زبان سریانی به عربی ترجمه شده و نه از زبان اصلی آن یعنی یونان (حسن تقی زاده ، ، ۷۱). از کتب مهم دیگر بطلیموس، کتاب زیج وی است که دو مترجم به نامهای ایوب و سمعان به خواهش یکی دیگر از افراد خاندان برمکی یعنی محمد بن خالد بن یحیی به عربی ترجمه کردند (همان ، ص ۷۳).
اما علاقه برامکه به علوم منحصر به علم هیئت و نجوم نبود. ایشان به علوم دیگری نیز چون هندسه و ریاضی نیز علاقهمند بودند و در ترجمه کتب ریاضی و هندسه نیز کوشیدند.
جلال الدین همایی در این باره مینویسد که مهمترین کتاب هندسه و حساب استدلالی، کتاب هندسه اقلیدس است. این کتاب نیز برای بار اول در قرن دوم و زمان هارون الرشيد ظاهرا به دستور برمکیان و توسط حجاج بن يوسف بن مطر کوفی از یونانی و یا از سریانی به عربی نقل شد که آن را نقل هارونی میگفتند.
این کتاب بعدها در زمان مامون نیز توسط همان حجاج بن يوسف بن مطر ترجمه شد و به نقل مامونی معروف شد (جلال الدین همایی، ۱۳۶۳، ۹۷).
برمکیان به پیشرفت علم طب نیز علاقهمند بودند و اقداماتشان در این زمینه بسیار گسترده بود. ایشان در این مورد تنها به ترجمه کتب طبی اکتفا نکردند بلکه با پرداخت حقوقهای بسیار گزاف به پزشکان و با تامین همه احتیاجات آنان، ایشان را در پیشرفت علمی یاری کردند.
اولیری در این باره مینویسد که برمکیان با اختصاص حقوقهای زیاد به پزشکان درباری، شماری از استادان طب جندی شاپور را به بغداد کشاندند و این اقدام به ویژه توسط جعفر برمکی وزیر هارون الرشید انجام شد.
جعفر بسیار کوشید که علوم یونانی را مورد توجه خلیفه و اعراب قرار دهد. وی نیز همانند یحیی یونان دوستی خود را در مرو که به همراهی خاندانش پس از انتقال از بلخ در آنجا اقامت گزید، کسب کرده بود (دلیسی اولیری ، ، ۱۱۳-۱۱۲).
در ترجمه آثار پزشکی اطبای جندی شاپور که به تشویق برمکیان روانهی بغداد شده بودند، نقش
مهمی ایفا کردند، در این کار به ویژه جبرائیل دست داشت. ظاهرا به غیر از مترجمان رسمی دربار، مترجمان نیمه رسمی دیگری نیز حضور داشتند. کتابهای طبی را اول به زبان سریانی و پس از آن به عربی ترجمه میکردند (همان، ، ۲۴۹).
برمکیان از هر کانالی برای پیشرفت و عظمت فرهنگ و تمدن اسلام تلاش کردند، در جهت تقویت این امر بیمارستانی در بغداد دایر کردند و یکی از پزشکان معروف هندی به نام ابن دهن را به ریاست آن انتخاب کردند. ابن دهن که به زبان عربی تسلط داشت، کتاب.های طبی هندی را مستقیما از هندی به عربی ترجمه کرد (جرجی زیدان ، ، ۶۰۸).
اسامی دیگر پزشکان هندی که توسط یحیی بن خالد به ایران آورده شدند از این قرار است: کمنکه، بازیگر فلیرفل، سند باز و منکه هندی که هارون را از بیماری نجات داد.
وی فارسی را خوب میدانست و از هندی و فارسی به عربی ترجمه میکرد. وی کتاب شاناق هندی را که درباره سموم بود، از زبان هندی به فارسی ترجمه کرد (ابن ابی اصبیعه ، ۱۹۶۵ ، ۴۷۵).
ادامه👇
(سهم بزرگ ایرانیان در نجوم اسلامی)
این خاندان در دورهی خلافت هارون به عالیترین مقامات رسیدند. تعدادی از افراد این خاندان از دانشمندان بزرگ عصر خویش به شمار میرفتند و هنگامی که قدرت سیاسی را کسب کردند از بذل ثروت خویش در جهت جذب دانشمندان دریغ نکردند، ادبا و شعرا همچنانکه به دربار هارون الرشيد رفت و آمد میکردند با درگاه بر امکه نیز مراوده داشتند. و حتی این مساله گاهی بین بزرگان به رقابت میانجامید و از این گذشته برامکه در ترجمه کتابهای پهلوی و علوم قدیمی به زبان عربی تلاش کردند (علی اصغر حلبی ، ، ۱۳۶۵، ۵۵).
حمایتهای برمکیان از نهضت ترجمه به شکلهای مختلف تبلور یافت. یکی از این اشکال این بود که با دادن منابع هنگفتی به مترجمان قوی دست، ایشان را به ترجمه کتابهای مهم یونانی، پهلوی، سریانی و حتی هندی و نبطی تشویق میکردند و با این اقدامشان از نابودی برخی از کتب مهم ممانعت کردند.
يحيى برمکی به شدت حامی نهضت علمی بود. زیرا وی قبلا در مرکز علمی مرو با این نهضت ارتباط داشت و نیز دانشمندان نسطوری جندی شاپور او را یاری میکردند (دلیسی اولیری، ۱۳۴۲، ۲۳۶).
از اقدامات قابل توجه یحیی، فرمانی بود که برای ترجمه كتاب المجسطى صادر کرد. وی اولین فردی است که به ترجمه این کتاب همت نهاد. این کتاب اثر منجم و جغرافیدان بزرگ یونانی قرن دوم میلادی یعنی بطلمیوس است، یحیی گروهی را برای ترجمه این کتاب ( که در سیزده مقاله به نگارش در آمده بود) تعیین کرد.
چون این گروه نتوانست کارش را با موفقیت انجام دهد، وی نیز ابوحسان و مسلم صاحب بیت الحکمه و نیز گروهی از بهترین مترجمان را به ترجمه کتاب فوق ماموریت داد (ابن ندیم ، ، ۴۸).
این کتاب به گفتهی تقی زاده مهمترین کتاب نجومی میبود که از یونانی به عربی ترجمه شد و به نظر میرسد که این اثر از زبان سریانی به عربی ترجمه شده و نه از زبان اصلی آن یعنی یونان (حسن تقی زاده ، ، ۷۱). از کتب مهم دیگر بطلیموس، کتاب زیج وی است که دو مترجم به نامهای ایوب و سمعان به خواهش یکی دیگر از افراد خاندان برمکی یعنی محمد بن خالد بن یحیی به عربی ترجمه کردند (همان ، ص ۷۳).
اما علاقه برامکه به علوم منحصر به علم هیئت و نجوم نبود. ایشان به علوم دیگری نیز چون هندسه و ریاضی نیز علاقهمند بودند و در ترجمه کتب ریاضی و هندسه نیز کوشیدند.
جلال الدین همایی در این باره مینویسد که مهمترین کتاب هندسه و حساب استدلالی، کتاب هندسه اقلیدس است. این کتاب نیز برای بار اول در قرن دوم و زمان هارون الرشيد ظاهرا به دستور برمکیان و توسط حجاج بن يوسف بن مطر کوفی از یونانی و یا از سریانی به عربی نقل شد که آن را نقل هارونی میگفتند.
این کتاب بعدها در زمان مامون نیز توسط همان حجاج بن يوسف بن مطر ترجمه شد و به نقل مامونی معروف شد (جلال الدین همایی، ۱۳۶۳، ۹۷).
برمکیان به پیشرفت علم طب نیز علاقهمند بودند و اقداماتشان در این زمینه بسیار گسترده بود. ایشان در این مورد تنها به ترجمه کتب طبی اکتفا نکردند بلکه با پرداخت حقوقهای بسیار گزاف به پزشکان و با تامین همه احتیاجات آنان، ایشان را در پیشرفت علمی یاری کردند.
اولیری در این باره مینویسد که برمکیان با اختصاص حقوقهای زیاد به پزشکان درباری، شماری از استادان طب جندی شاپور را به بغداد کشاندند و این اقدام به ویژه توسط جعفر برمکی وزیر هارون الرشید انجام شد.
جعفر بسیار کوشید که علوم یونانی را مورد توجه خلیفه و اعراب قرار دهد. وی نیز همانند یحیی یونان دوستی خود را در مرو که به همراهی خاندانش پس از انتقال از بلخ در آنجا اقامت گزید، کسب کرده بود (دلیسی اولیری ، ، ۱۱۳-۱۱۲).
در ترجمه آثار پزشکی اطبای جندی شاپور که به تشویق برمکیان روانهی بغداد شده بودند، نقش
مهمی ایفا کردند، در این کار به ویژه جبرائیل دست داشت. ظاهرا به غیر از مترجمان رسمی دربار، مترجمان نیمه رسمی دیگری نیز حضور داشتند. کتابهای طبی را اول به زبان سریانی و پس از آن به عربی ترجمه میکردند (همان، ، ۲۴۹).
برمکیان از هر کانالی برای پیشرفت و عظمت فرهنگ و تمدن اسلام تلاش کردند، در جهت تقویت این امر بیمارستانی در بغداد دایر کردند و یکی از پزشکان معروف هندی به نام ابن دهن را به ریاست آن انتخاب کردند. ابن دهن که به زبان عربی تسلط داشت، کتاب.های طبی هندی را مستقیما از هندی به عربی ترجمه کرد (جرجی زیدان ، ، ۶۰۸).
اسامی دیگر پزشکان هندی که توسط یحیی بن خالد به ایران آورده شدند از این قرار است: کمنکه، بازیگر فلیرفل، سند باز و منکه هندی که هارون را از بیماری نجات داد.
وی فارسی را خوب میدانست و از هندی و فارسی به عربی ترجمه میکرد. وی کتاب شاناق هندی را که درباره سموم بود، از زبان هندی به فارسی ترجمه کرد (ابن ابی اصبیعه ، ۱۹۶۵ ، ۴۷۵).
ادامه👇
👍17❤2
من خدا هستم
خاندان برامکه (سهم بزرگ ایرانیان در نجوم اسلامی) این خاندان در دورهی خلافت هارون به عالیترین مقامات رسیدند. تعدادی از افراد این خاندان از دانشمندان بزرگ عصر خویش به شمار میرفتند و هنگامی که قدرت سیاسی را کسب کردند از بذل ثروت خویش در جهت جذب دانشمندان…
ادامه پست خاندان برامکه ...
منکه در بغداد سرآمد پزشکان هندی بود. قفطی کتب «نمودار در اعمار» و «اسرار المواليد» و «قرانات کبیر» و «قرانات صغیر» را به وی نسبت میدهد. وی مستقیما از هندی به عربی نیز ترجمه میکرد.
از جمله ترجمههای وی به زبان عربی او «زیج سدهانت» است که آن را «زیج سند هند» میگویند.
مثل زیج شهریار ایرانی مدت زمانی تقریبا تا عهد مامون مورد استفاده علمای اسلام بود. منکه این ترجمه را با کمک علمای عربیدان ایرانی الاصل از هندی به عربی نقل کرد. جمعی از مورخان قدیم این عمل را به عهد منصور دوم (۱۵۸-١۳۶ هـ) مربوط دانسته که به دستور وی آن کار را در سال ۱۵۴ هجری انجام داد (جلال الدین همایی ، ، ۳۵-۳۴). منکه ترجمه دیگری به دستور خالد برمکی انجام داد و این ترجمهای است از کتاب جراح بزرگ هندی به نام (سترد) که کتابی در طب بود (حسن تقی زاده ، ، ۴۶۱).
اما مسلما اگر خلفای عباسی شخصا حامی این نهضت نبودند، برمکیان و یا سایر خاندانهای مقتدر به سختی در این نهضت توفیق کسب میکردند. ایرانیان با آگاهی از این مطلب با زیرکی توانستند خليفه مقتدر عباسی یعنی منصور، هارون و مامون را از حامیان جدی این حرکت قرار دهند.
هارون که در سال ۱۷۱ هجری خلیفه شد، کاملا تحت تاثیر فرهنگ ایرانی بود. دوران وی را عصر طلایی نام نهادند. وی با همراهی وزیر برمکی به دانشمندانی که آثار علمی یونانی را مطالعه و ترجمه میکردند، یاریها رساند و افرادی را به امپراطوری روم فرستاد تا نسخههای خطی یونانی را خریداری کنند و این کار خود سبب شد که تالیفات ارزشمند یونانی به بغداد وارد شود و درباریان نیز؛ وی تاسی جستند و ثروت زیادی را در راه جلب نسخههای یونانی و ترجمه آنها مصرف کردند (دلیسی اولیدی ، ، ۲۳۶).
منکه در بغداد سرآمد پزشکان هندی بود. قفطی کتب «نمودار در اعمار» و «اسرار المواليد» و «قرانات کبیر» و «قرانات صغیر» را به وی نسبت میدهد. وی مستقیما از هندی به عربی نیز ترجمه میکرد.
از جمله ترجمههای وی به زبان عربی او «زیج سدهانت» است که آن را «زیج سند هند» میگویند.
مثل زیج شهریار ایرانی مدت زمانی تقریبا تا عهد مامون مورد استفاده علمای اسلام بود. منکه این ترجمه را با کمک علمای عربیدان ایرانی الاصل از هندی به عربی نقل کرد. جمعی از مورخان قدیم این عمل را به عهد منصور دوم (۱۵۸-١۳۶ هـ) مربوط دانسته که به دستور وی آن کار را در سال ۱۵۴ هجری انجام داد (جلال الدین همایی ، ، ۳۵-۳۴). منکه ترجمه دیگری به دستور خالد برمکی انجام داد و این ترجمهای است از کتاب جراح بزرگ هندی به نام (سترد) که کتابی در طب بود (حسن تقی زاده ، ، ۴۶۱).
اما مسلما اگر خلفای عباسی شخصا حامی این نهضت نبودند، برمکیان و یا سایر خاندانهای مقتدر به سختی در این نهضت توفیق کسب میکردند. ایرانیان با آگاهی از این مطلب با زیرکی توانستند خليفه مقتدر عباسی یعنی منصور، هارون و مامون را از حامیان جدی این حرکت قرار دهند.
هارون که در سال ۱۷۱ هجری خلیفه شد، کاملا تحت تاثیر فرهنگ ایرانی بود. دوران وی را عصر طلایی نام نهادند. وی با همراهی وزیر برمکی به دانشمندانی که آثار علمی یونانی را مطالعه و ترجمه میکردند، یاریها رساند و افرادی را به امپراطوری روم فرستاد تا نسخههای خطی یونانی را خریداری کنند و این کار خود سبب شد که تالیفات ارزشمند یونانی به بغداد وارد شود و درباریان نیز؛ وی تاسی جستند و ثروت زیادی را در راه جلب نسخههای یونانی و ترجمه آنها مصرف کردند (دلیسی اولیدی ، ، ۲۳۶).
👍17❤2
■__■
از میان خاندان ها و نخبگان ایرانی در نهضت ترجمه اسلامی کدام اشخاص،آثار نجومی ایران را از پهلوی به عربی ترجمه کردند؟
JHIAUM_Volume 14_Issue 52_Pages 23-57 (1).pdf
681.1 KB
خاندان ها و نخبگان ایرانی در نهضت ترجمه اسلامی
دوره بررسی:خلافت هارون الرشید و مامون عباسی
#پیشنهاد ادمین آتوسا
دوره بررسی:خلافت هارون الرشید و مامون عباسی
#پیشنهاد ادمین آتوسا
❤11👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 صدای وفادار باشیم، صفحهی اینستاگرامی این رپر آزادیخواه از دسترس خارج شده و در آخرین استوری خبر از دستگیری خودش داده بود. جمهوری اسلامی ضمن گروگان گرفتن خانواده وفادار او را مجبور کرده بود خودش را تحویل دهد.
@khod2
@khod2
❤54👍7😢4