من خدا هستم
✅ آیا حرف « ذ » عربی است ؟ ذال معجم چه بوده ؟ این ð چه صدایی بوده که در اوستایی هم داشتهایم ؟ چرا مینویسم گذاشتن، ولی میخوانیم گزاشتن ؟ 🔺 پاسخ به همه این پرسشها در مطلب آموزنـده آینـده .... از کانال ایران زمین #پاسخ_به_ایرانستیزان @khod2
✅ گچ و پژ : و خطی که ایرانی است !
شکل نوشتاری « گ چ پ ژ » از چه زمانی وارد خط فارسی شدند ؟
ما ایرانیان از گذشتههای دور، صداهای « گ چ پ ژ ... » را داشتهایم و در دوره ساسانی و در خط پهلوی با حروف ویژه آنها را نشان میدادیم. پس از ابداع خط کوفی در دوره اسلامی و دگرگونی آن توسط خود ما، به خط نسخ در سده ۴ قمری، با افزودن ۳ نقطه به برخی از حروف خط نسخ، برای صدهای « گ چ پ ژ » نیز حروف ویژهای درست کردیم. در بسیاری از منابع تاریخی - ادبی به این موضوع اشاره شده است
🔹 یکی از کهنترین فرهنگ واژگان عربی - فارسی، کتاب « دستور اللغة یا کتاب الخلاص » نوشته ادیب نطنزی پیش از ۴۷۵ قمری است که بیش از ۷۰۰۰ واژه عربی را به پارسی ترجمه کرده است. نکته جالب درباره این کتاب، وجود نسخههای خطی بسیار کهن و با قدمت ۱۰۰۰ ساله است !
🔺 در پایان این فرهنگ واژگان قدیمی، به حروف « پ / چ / ژ / گ ( با سه نقطه ) / ڤ ( که صدای V میدهد و متاسفانه امروزه از آن استفاده نمیکنیم ) / خو » در فارسی اشاره شده است که در عربی وجود ندارند.
🔴 نسخه خطی این کتاب به تاریخ 475 ق در کتابخانه ملی ایران
#پاسخ_به_ایرانستیزان
@khod2
شکل نوشتاری « گ چ پ ژ » از چه زمانی وارد خط فارسی شدند ؟
ما ایرانیان از گذشتههای دور، صداهای « گ چ پ ژ ... » را داشتهایم و در دوره ساسانی و در خط پهلوی با حروف ویژه آنها را نشان میدادیم. پس از ابداع خط کوفی در دوره اسلامی و دگرگونی آن توسط خود ما، به خط نسخ در سده ۴ قمری، با افزودن ۳ نقطه به برخی از حروف خط نسخ، برای صدهای « گ چ پ ژ » نیز حروف ویژهای درست کردیم. در بسیاری از منابع تاریخی - ادبی به این موضوع اشاره شده است
🔹 یکی از کهنترین فرهنگ واژگان عربی - فارسی، کتاب « دستور اللغة یا کتاب الخلاص » نوشته ادیب نطنزی پیش از ۴۷۵ قمری است که بیش از ۷۰۰۰ واژه عربی را به پارسی ترجمه کرده است. نکته جالب درباره این کتاب، وجود نسخههای خطی بسیار کهن و با قدمت ۱۰۰۰ ساله است !
🔺 در پایان این فرهنگ واژگان قدیمی، به حروف « پ / چ / ژ / گ ( با سه نقطه ) / ڤ ( که صدای V میدهد و متاسفانه امروزه از آن استفاده نمیکنیم ) / خو » در فارسی اشاره شده است که در عربی وجود ندارند.
🔴 نسخه خطی این کتاب به تاریخ 475 ق در کتابخانه ملی ایران
#پاسخ_به_ایرانستیزان
@khod2
👏22👍7😁2👎1😢1
من خدا هستم
✅ گچ و پژ : و خطی که ایرانی است ! شکل نوشتاری « گ چ پ ژ » از چه زمانی وارد خط فارسی شدند ؟ ما ایرانیان از گذشتههای دور، صداهای « گ چ پ ژ ... » را داشتهایم و در دوره ساسانی و در خط پهلوی با حروف ویژه آنها را نشان میدادیم. پس از ابداع خط کوفی در دوره اسلامی…
داستان حرف (( ق )) و (( غ )) در زبان پارسی ؛
واقعیت این است که ، حرف « ق » در زبان های ایرانی وجود نداشته است (هرچند در نوشته های کهنِ برخی زبان های ایرانی شرقی ، مواردی دیده شده است). ولی درمقابل حرف « غ » یکی از کهن ترین حروف زبان های ایرانی است. برای نمونه حرف غ یکی از ۴۸ حرف زبان اوستایی است و کلا در زبان های ایرانی شرقی همچون سغذی و بلخی بخوبی دیده میشود.
اما شاید شنیده باشید که میگویند حرف (واج) ق در زبان پارسی وجود ندارد پس بنابراین هر واژه ای که این حرف را داشته باشد ، بیگانه است و پارسی نیست و اینگونه برپایه یک تحلیل نابخردانه ، بسیاری از واژگان کهن پارسی را عربی یا ترکی می پندارند ! این افراد ، بهتر است بدانند که (( واژگان ق دار )) در زبان پارسی دو دسته اند :
۱- دسته نخست : واژگانی که از زبانی بیگانه ( عربی ، ترکی ) آمده اند و حرف ق در آنها مربوط به آن زبان است ، به عبارتی همراه با آن واژه به زبان پارسی آمده اند ، همچون : قلب ، قوت ، قبول که از عربی آمده اند و قزل ، قارداش ، قاچاق که از ترکی آمده اند.
۲- دسته دوم : واژگان کهن ایرانی که در پارسی نو ، برخی از حروفشان تبدیل به ق شده است ، یعنی قِ این واژگان در گذشته حرف دیگری بوده است ، همچون : قشنگ که برگرفته از خشنگ در زبان ایرانیِ سغذی میباشد ، یعنی در این واژه خ به ق دگرگون شده است. یا واژه قرمز که برگرفته از کرمیر در پارسی میانه است ، یعنی ک به ق دگرگون شده است. واژگان این دسته خود به دو دسته تقسیم میشوند :
الف - واژگانی که از زبان ایرانیِ سغذی آمده اند و (( خ )) یا (( ک )) آنها به (( ق )) دگرگون شده است :
قشنگ که برگرفته از سغذی xšank میباشد.
قاطر که برگرفته از سغذی xara-tara میباشد.
قند که برگرفته از سغذی xanda میباشد.
نقره که برگرفته از سغذی nākrtē میباشد.
قانون که برگرفته از سغذی kanonā میباشد.
ب - واژگان ایرانی ای که در گذشته دارای حرف (( ک )) بوده اند و معمولا توسط عربی این حرف به (( ق )) دگرگون شده است :
قابوس که در گذشته کاووس بوده است. در پارسی میانه kayos و در اوستایی kāvāusān آمده است
قالب که در گذشته کالب بوده است. در پارسی میانه kalpād آمده است.
قز و قزاغند که در گذشته کز و کژاکند بوده اند. در پارسی میانه kač و در پارسی باستان kaž آمده است.
قفیز که در گذشته کویز بوده است. که در پارسی میانه kafiz , kapič و در پارسی باستان kapithe آمده است.
چاقو که در گذشته چاکو بوده است و همریشه با چکوش میباشد.
قپان که در گذشته کپان بوده است و احتمالا برگرفته از لاتین campania است.
قهرمان که در گذشته کهرمان بوده است. در اوستایی kara-manah آمده است.
قاقم ( گونه ای سمور ) که برگرفته از پارسی میانه kākom میباشد.
قبا که برگرفته از پارسی میانه kapāh میباشد.
قباد که برگرفته از پارسی میانه kavāt میباشد.
قومس ( نام شهری ) که برگرفته از پارسی میانه kūmis میباشد.
قیصر که برگرفته از پارسی میانه kaysar , kēsar میباشد.
قنات که برگرفته از پارسی میانه kānakih , kahas میباشد.
قرابه ( گونه ای ظرف شیشه ای ) که برگرفته از پارسی میانه karāveh میباشد.
قوطی که برگرفته از پارسی میانه kiwōt میباشد.
قربان که برگرفته از کرپان اوستایی میباشد.
قاف که برگرفته از پارسی میانه kāf میباشد.
و نمونه های بسیار دیگر از این دست. همچنین دانستنی است که : حرف ق یکی از حروف کهن و ویژه زبان های ترکی است و در ترکی ارانی واژگان قدار دو دسته اند : واژگان اصیل ترکی که ق آنها خوانده میشود و واژگان دخیل در ترکی که ق آنها گ میشود. در ترکی استانبولی هم تمام واژگان ق دار به ک تبدیل میشوند.
اما حرف غ : همانگونه که گفتیم یکی از مهم ترین و اصلی ترین حروف زبان های ایرانی کهن بوده که در خیلی از واژگان امروزی بجا مانده است :
۱- اوستایی : دَغَ / پارسی نو : داغ
۲- اوستایی : درَاُغَ / پارسی نو : دروغ
۳- اوستایی : رَاُغنَ / پارسی نو : روغن
۴- اوستایی : وَزَغَ / پارسی نو : وزغ
۵- اوستایی : مِرِغَ / پارسی نو : مُرغ
۶- اوستایی : مُغو / پارسی نو : مُغ
۷- اوستایی : مَئِغَ / پارسی نو : میغ (ابر)
۸- اوستایی : مَغَ / پارسی نو : مغاک (گودال)
۹- اوستایی : بَغَ / پارسی نو : بَغ (خدا)
۱۰- اوستایی : مَرِغا / پارسی نو : مَرْغ (چمنزار ، مرغزار)
۱۱- اوستایی : تَئِغَ / پارسی نو : تیغ
۱۲- اوستایی : دریغَو / پارسی نو : درغوش (درویش)
۱۳- اوستایی : رَغا / پارسی نو : ری (شهر)
۱۴- اوستایی : پَیتی غامَ / پارسی نو : پیغام
۱۵- اوستایی : تیغرَ / پارسی نو : تیغ
۱۶- اوستایی : دَرِغَ / پاسی نو : دی
#پاسخ_به_ایرانستیزان
@khod2
واقعیت این است که ، حرف « ق » در زبان های ایرانی وجود نداشته است (هرچند در نوشته های کهنِ برخی زبان های ایرانی شرقی ، مواردی دیده شده است). ولی درمقابل حرف « غ » یکی از کهن ترین حروف زبان های ایرانی است. برای نمونه حرف غ یکی از ۴۸ حرف زبان اوستایی است و کلا در زبان های ایرانی شرقی همچون سغذی و بلخی بخوبی دیده میشود.
اما شاید شنیده باشید که میگویند حرف (واج) ق در زبان پارسی وجود ندارد پس بنابراین هر واژه ای که این حرف را داشته باشد ، بیگانه است و پارسی نیست و اینگونه برپایه یک تحلیل نابخردانه ، بسیاری از واژگان کهن پارسی را عربی یا ترکی می پندارند ! این افراد ، بهتر است بدانند که (( واژگان ق دار )) در زبان پارسی دو دسته اند :
۱- دسته نخست : واژگانی که از زبانی بیگانه ( عربی ، ترکی ) آمده اند و حرف ق در آنها مربوط به آن زبان است ، به عبارتی همراه با آن واژه به زبان پارسی آمده اند ، همچون : قلب ، قوت ، قبول که از عربی آمده اند و قزل ، قارداش ، قاچاق که از ترکی آمده اند.
۲- دسته دوم : واژگان کهن ایرانی که در پارسی نو ، برخی از حروفشان تبدیل به ق شده است ، یعنی قِ این واژگان در گذشته حرف دیگری بوده است ، همچون : قشنگ که برگرفته از خشنگ در زبان ایرانیِ سغذی میباشد ، یعنی در این واژه خ به ق دگرگون شده است. یا واژه قرمز که برگرفته از کرمیر در پارسی میانه است ، یعنی ک به ق دگرگون شده است. واژگان این دسته خود به دو دسته تقسیم میشوند :
الف - واژگانی که از زبان ایرانیِ سغذی آمده اند و (( خ )) یا (( ک )) آنها به (( ق )) دگرگون شده است :
قشنگ که برگرفته از سغذی xšank میباشد.
قاطر که برگرفته از سغذی xara-tara میباشد.
قند که برگرفته از سغذی xanda میباشد.
نقره که برگرفته از سغذی nākrtē میباشد.
قانون که برگرفته از سغذی kanonā میباشد.
ب - واژگان ایرانی ای که در گذشته دارای حرف (( ک )) بوده اند و معمولا توسط عربی این حرف به (( ق )) دگرگون شده است :
قابوس که در گذشته کاووس بوده است. در پارسی میانه kayos و در اوستایی kāvāusān آمده است
قالب که در گذشته کالب بوده است. در پارسی میانه kalpād آمده است.
قز و قزاغند که در گذشته کز و کژاکند بوده اند. در پارسی میانه kač و در پارسی باستان kaž آمده است.
قفیز که در گذشته کویز بوده است. که در پارسی میانه kafiz , kapič و در پارسی باستان kapithe آمده است.
چاقو که در گذشته چاکو بوده است و همریشه با چکوش میباشد.
قپان که در گذشته کپان بوده است و احتمالا برگرفته از لاتین campania است.
قهرمان که در گذشته کهرمان بوده است. در اوستایی kara-manah آمده است.
قاقم ( گونه ای سمور ) که برگرفته از پارسی میانه kākom میباشد.
قبا که برگرفته از پارسی میانه kapāh میباشد.
قباد که برگرفته از پارسی میانه kavāt میباشد.
قومس ( نام شهری ) که برگرفته از پارسی میانه kūmis میباشد.
قیصر که برگرفته از پارسی میانه kaysar , kēsar میباشد.
قنات که برگرفته از پارسی میانه kānakih , kahas میباشد.
قرابه ( گونه ای ظرف شیشه ای ) که برگرفته از پارسی میانه karāveh میباشد.
قوطی که برگرفته از پارسی میانه kiwōt میباشد.
قربان که برگرفته از کرپان اوستایی میباشد.
قاف که برگرفته از پارسی میانه kāf میباشد.
و نمونه های بسیار دیگر از این دست. همچنین دانستنی است که : حرف ق یکی از حروف کهن و ویژه زبان های ترکی است و در ترکی ارانی واژگان قدار دو دسته اند : واژگان اصیل ترکی که ق آنها خوانده میشود و واژگان دخیل در ترکی که ق آنها گ میشود. در ترکی استانبولی هم تمام واژگان ق دار به ک تبدیل میشوند.
اما حرف غ : همانگونه که گفتیم یکی از مهم ترین و اصلی ترین حروف زبان های ایرانی کهن بوده که در خیلی از واژگان امروزی بجا مانده است :
۱- اوستایی : دَغَ / پارسی نو : داغ
۲- اوستایی : درَاُغَ / پارسی نو : دروغ
۳- اوستایی : رَاُغنَ / پارسی نو : روغن
۴- اوستایی : وَزَغَ / پارسی نو : وزغ
۵- اوستایی : مِرِغَ / پارسی نو : مُرغ
۶- اوستایی : مُغو / پارسی نو : مُغ
۷- اوستایی : مَئِغَ / پارسی نو : میغ (ابر)
۸- اوستایی : مَغَ / پارسی نو : مغاک (گودال)
۹- اوستایی : بَغَ / پارسی نو : بَغ (خدا)
۱۰- اوستایی : مَرِغا / پارسی نو : مَرْغ (چمنزار ، مرغزار)
۱۱- اوستایی : تَئِغَ / پارسی نو : تیغ
۱۲- اوستایی : دریغَو / پارسی نو : درغوش (درویش)
۱۳- اوستایی : رَغا / پارسی نو : ری (شهر)
۱۴- اوستایی : پَیتی غامَ / پارسی نو : پیغام
۱۵- اوستایی : تیغرَ / پارسی نو : تیغ
۱۶- اوستایی : دَرِغَ / پاسی نو : دی
#پاسخ_به_ایرانستیزان
@khod2
👍40❤6👏4💯2😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔘درک تمام ابعاد حقیقت موضوعی نیست که بشه واقعا دربارش به آسانی و آکادمیک قضاوت کرد.
چون به هرحال شناخت انسانها از دنیا وابستگی زیادی داره به مهارتی که کسب کردهاند و تجربیاتی که گذراندند .هرکس در داخل زاویه دید تنگ اون تخصص و تمرکز، فکر میکنه فهمیده دنیا چطور کار میکنه، و بقیه هنوز متوجه نشدهاند، و معمولا فکر میکنه حق با اونه .
@khod2
چون به هرحال شناخت انسانها از دنیا وابستگی زیادی داره به مهارتی که کسب کردهاند و تجربیاتی که گذراندند .هرکس در داخل زاویه دید تنگ اون تخصص و تمرکز، فکر میکنه فهمیده دنیا چطور کار میکنه، و بقیه هنوز متوجه نشدهاند، و معمولا فکر میکنه حق با اونه .
@khod2
👍20
من خدا هستم
🔘درک تمام ابعاد حقیقت موضوعی نیست که بشه واقعا دربارش به آسانی و آکادمیک قضاوت کرد. چون به هرحال شناخت انسانها از دنیا وابستگی زیادی داره به مهارتی که کسب کردهاند و تجربیاتی که گذراندند .هرکس در داخل زاویه دید تنگ اون تخصص و تمرکز، فکر میکنه فهمیده…
💢یکسری از این شناخت و ادراک انسانها به خواندنی هاشون مربوط میشه.چه کتاب هایی که درمدرسه،دانشگاه،کافه،فرودگاه و..خوانده اند
یا خواندنی هایی که برایشان تعریف کردند و فایده همان کتاب را داشت.
البته سپری کردن تجربه های متفاوت و چالش های مختلف هم سنگینی و ملایمت دیگری را به ادراک و شناخت انسانها اضافه میکند.
با همه این اوصاف هم باز هم شاید هیچ ایده ای نداشته باشند که دنیای فیزیکی چطوری کار میکنه.
💢ولی کلیت ماجرا اینه که همه دریچههای شناخت زبان خودشون رو دارند ،شاید یک پزشک یا یک سرباز که تجربه جنگ تن به تن داشته، با زبان مادری خودت بات صحبت کنه، اما داره دنیا رو با یک زبان دیگه معرفی میکنه، که اون زبان با زبان تو که کلا تجربیات دیگه ای در زندگی داشتی فرق داره
یک مثالش تفاوت بینایی حیوانیات و انسان هست
دید انسان ابعادی داره که روی ابعاد دید حیوانات به طور کامل انطباق پیدا نمیکنه، و دید اون ابعادی داره که روی ابعاد دید شما خوب نمیشینه بنابراین ممکنه هر دو یک کبوتر رو پشت پنجره ببینند، اما اون تصویری که انسان میبینیه برای اون قابل ترجمه نیست و برعکس
این ها رو گفتم که به این صحبت جردن پیترسون رو از کلیت حقیقتی که میگه حذف کنیم، و اون رو به حقیقتی که برای خودش ساخته تقلیل بدیم.
💢در قرآن هم داریم «إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا ”
اگر نیکی کنید، به خودتان نیکی میکنید؛ و اگر بدی کنید باز هم به خود بدی میکنید.
اتفاقا همین نکته دقیقا به همین شکل در انجیل و تورات هم متذکر شده
در انجیل ،ایوب فصل 4 آیه 8 می گوید، «تجربه نشان میدهد كه هر چه بكاری همان را درو میكنی. كسانی كه گناه و بدی میكارند همان را درو میكنند»
💢شباهت گفته جردن پیترسون و ادیان در این است که هر دو حقیقت را همان چیزی میدانند که وابسته به شناخت خودشان کسب کرده اند، وگرنه چرا همیشه کسانی را که از اعمال کارهای بدشان قسر در رفتند را نادیده میگیرند؟
با چه میزان و چه معیاری بلای نازل شده بر شخص را متناسب و مساوی با اعمال فرد میدانند ؟
اگر تعداد ظالمانانی را که در تاریخ به سزای اعمالشان نرسیدند را حساب کنیم به آماری خواهیم رسید که تمام این گفتار را تار و پود خواهد کرد.
@khod2
یا خواندنی هایی که برایشان تعریف کردند و فایده همان کتاب را داشت.
البته سپری کردن تجربه های متفاوت و چالش های مختلف هم سنگینی و ملایمت دیگری را به ادراک و شناخت انسانها اضافه میکند.
با همه این اوصاف هم باز هم شاید هیچ ایده ای نداشته باشند که دنیای فیزیکی چطوری کار میکنه.
💢ولی کلیت ماجرا اینه که همه دریچههای شناخت زبان خودشون رو دارند ،شاید یک پزشک یا یک سرباز که تجربه جنگ تن به تن داشته، با زبان مادری خودت بات صحبت کنه، اما داره دنیا رو با یک زبان دیگه معرفی میکنه، که اون زبان با زبان تو که کلا تجربیات دیگه ای در زندگی داشتی فرق داره
یک مثالش تفاوت بینایی حیوانیات و انسان هست
دید انسان ابعادی داره که روی ابعاد دید حیوانات به طور کامل انطباق پیدا نمیکنه، و دید اون ابعادی داره که روی ابعاد دید شما خوب نمیشینه بنابراین ممکنه هر دو یک کبوتر رو پشت پنجره ببینند، اما اون تصویری که انسان میبینیه برای اون قابل ترجمه نیست و برعکس
این ها رو گفتم که به این صحبت جردن پیترسون رو از کلیت حقیقتی که میگه حذف کنیم، و اون رو به حقیقتی که برای خودش ساخته تقلیل بدیم.
💢در قرآن هم داریم «إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا ”
اگر نیکی کنید، به خودتان نیکی میکنید؛ و اگر بدی کنید باز هم به خود بدی میکنید.
اتفاقا همین نکته دقیقا به همین شکل در انجیل و تورات هم متذکر شده
در انجیل ،ایوب فصل 4 آیه 8 می گوید، «تجربه نشان میدهد كه هر چه بكاری همان را درو میكنی. كسانی كه گناه و بدی میكارند همان را درو میكنند»
💢شباهت گفته جردن پیترسون و ادیان در این است که هر دو حقیقت را همان چیزی میدانند که وابسته به شناخت خودشان کسب کرده اند، وگرنه چرا همیشه کسانی را که از اعمال کارهای بدشان قسر در رفتند را نادیده میگیرند؟
با چه میزان و چه معیاری بلای نازل شده بر شخص را متناسب و مساوی با اعمال فرد میدانند ؟
اگر تعداد ظالمانانی را که در تاریخ به سزای اعمالشان نرسیدند را حساب کنیم به آماری خواهیم رسید که تمام این گفتار را تار و پود خواهد کرد.
@khod2
👍21
به این عکسها خوب دقت کنید:
• یک زن اسرائیلی
• یک زن ایزدی
و
• یک زن هندوی بنگلادشی.
همه آنها توسط اسلامیستهای بربر مورد خشونت و تجاوز قرار گرفتهاند؛ چرا؟
- چون دین رحمانی باور دارد زن غیر مسلمان جزو غنائم اسلام است و هر رفتاری با او مجاز میباشد.
@khod2
• یک زن اسرائیلی
• یک زن ایزدی
و
• یک زن هندوی بنگلادشی.
همه آنها توسط اسلامیستهای بربر مورد خشونت و تجاوز قرار گرفتهاند؛ چرا؟
- چون دین رحمانی باور دارد زن غیر مسلمان جزو غنائم اسلام است و هر رفتاری با او مجاز میباشد.
@khod2
🤬75👍6😢6❤1
💢 یک منبع آگاه گفته است که آرزو بدری ۳۱ ساله در شهر نور استان مازندران که ماشینش به خاطر حجاب، حکم توقیف داشته، در پی شلیک پلیس به کمرش در حین رانندگی توان راه رفتن را از دست داده است.
💢 به گفته این منبع، پزشکان بعد از حدود ۱۰ روز موفق شدند گلوله را از کمر آرزو بدری اَفسوران خارج کنند اما ریه و نخاع او «آسیب جدی» دیده است.
💢 «او از کمر به پایین هیچ حسی ندارد و دکترها گفتهاند که در ماههای آینده مشخص میشود که آیا او کاملا از کمر به پایین فلج شده است یا نه.»
💢 این منبع گزارشهای قبلی درباره در اغما بودن آرزو بدری را تایید نمیکند.
💢 خانم بدری که مادر دو فرزند خردسال است در حال حاضر تحت تدابیر شدید امنیتی در بخش آیسییو در بیمارستان ولیعصر تهران بستری است.
💢 به گفته این منبع ماموران هربار تنها چند دقیقه اجازه ملاقات به خانواده میدهند و پیش از آن گوشیهای موبایلشان را ضبط میکنند. کسی اجازه عکس یا فیلم گرفتن از خانم بدری را ندارد.
@khod2
💢 به گفته این منبع، پزشکان بعد از حدود ۱۰ روز موفق شدند گلوله را از کمر آرزو بدری اَفسوران خارج کنند اما ریه و نخاع او «آسیب جدی» دیده است.
💢 «او از کمر به پایین هیچ حسی ندارد و دکترها گفتهاند که در ماههای آینده مشخص میشود که آیا او کاملا از کمر به پایین فلج شده است یا نه.»
💢 این منبع گزارشهای قبلی درباره در اغما بودن آرزو بدری را تایید نمیکند.
💢 خانم بدری که مادر دو فرزند خردسال است در حال حاضر تحت تدابیر شدید امنیتی در بخش آیسییو در بیمارستان ولیعصر تهران بستری است.
💢 به گفته این منبع ماموران هربار تنها چند دقیقه اجازه ملاقات به خانواده میدهند و پیش از آن گوشیهای موبایلشان را ضبط میکنند. کسی اجازه عکس یا فیلم گرفتن از خانم بدری را ندارد.
@khod2
🤬53👍4😢2❤1
من خدا هستم
داستان حرف (( ق )) و (( غ )) در زبان پارسی ؛ واقعیت این است که ، حرف « ق » در زبان های ایرانی وجود نداشته است (هرچند در نوشته های کهنِ برخی زبان های ایرانی شرقی ، مواردی دیده شده است). ولی درمقابل حرف « غ » یکی از کهن ترین حروف زبان های ایرانی است. برای نمونه…
ریشهی رسمالخطِ عربی
رسمالخطِ عربی یکی از شکلهای خطِ حیری یا انباری یا جزم بهشمار میآید. به گفتهی بلاذری در کتابِ فتوحالبلدان سه تن از قبیلهی《طی》در《بقه》و به قولِ ابنندیم در انبار گرد آمدند و خطی بساختند و الفبای عربی را با الفبای سریانی مقایسه کردند و گروهی از مردمِ انبار از ایشان بیاموختند و مردمِ حیره از مردمِ انبار فراگرفتند و چون بشر بن عبدالملک به حیره آمد و مدتی در آنجا بماند این خط را بیاموخت و همین که به مکه رفت، آن را به سفیان بن امیة بن عبدشمس و ابوقیس بن عبد مناف بن زهرة بن کلاب تعلیم داد.(ج ۱_ص ۵۳۳)
مأخذ: مشکور.محمدجواد، تاریخ سیاسی ساسانیان، تهران، انتشارات دنیای کتاب، چاپ سوم ۱۳۸۹
#پاسخ_به_ایرانستیزان
@khod2
رسمالخطِ عربی یکی از شکلهای خطِ حیری یا انباری یا جزم بهشمار میآید. به گفتهی بلاذری در کتابِ فتوحالبلدان سه تن از قبیلهی《طی》در《بقه》و به قولِ ابنندیم در انبار گرد آمدند و خطی بساختند و الفبای عربی را با الفبای سریانی مقایسه کردند و گروهی از مردمِ انبار از ایشان بیاموختند و مردمِ حیره از مردمِ انبار فراگرفتند و چون بشر بن عبدالملک به حیره آمد و مدتی در آنجا بماند این خط را بیاموخت و همین که به مکه رفت، آن را به سفیان بن امیة بن عبدشمس و ابوقیس بن عبد مناف بن زهرة بن کلاب تعلیم داد.(ج ۱_ص ۵۳۳)
مأخذ: مشکور.محمدجواد، تاریخ سیاسی ساسانیان، تهران، انتشارات دنیای کتاب، چاپ سوم ۱۳۸۹
#پاسخ_به_ایرانستیزان
@khod2
👍17❤1
من خدا هستم
ریشهی رسمالخطِ عربی رسمالخطِ عربی یکی از شکلهای خطِ حیری یا انباری یا جزم بهشمار میآید. به گفتهی بلاذری در کتابِ فتوحالبلدان سه تن از قبیلهی《طی》در《بقه》و به قولِ ابنندیم در انبار گرد آمدند و خطی بساختند و الفبای عربی را با الفبای سریانی مقایسه کردند…
واژگان پارسی وارد شده در عربی
زبان عربی از واژههای بیگانه بسیاری پر شده است و این سخن شگفت انگیزی نیست. سرگذشت مردم عرب این چنین بوده است که آنان همواره با گذشت روزگار در برابر بابلیان، مصریان، ایرانیان، یونانیان و رومیان سر کرنش فرود میآوردند.
در چنین هنگامی بود که اعراب واژههای بسیاری از زبانهای این ملتها در زبان خورد وارد کردند، اما آن زبانی که در این میان گوی سبقت برد و زبان عربی واژههای بسیاری از آن وام گرفت، زبان فارسی بود. نه قبیلههایی که در همسایگی ایرانیان به سر میبردند، بلکه قبیله های دوردست نیز از ایرانیان واژههای بسیاری_ که در شمار نمیگنجد_ به عاریه گرفتند.
برای خواندن هزاران واژه پارسی در عربی کتاب در زیر بارگذاری خواهد شد👇👇👇
از کانال پژوهشکده تاریخی وهومن
#پاسخ_به_ایرانستیزان
@khod2
زبان عربی از واژههای بیگانه بسیاری پر شده است و این سخن شگفت انگیزی نیست. سرگذشت مردم عرب این چنین بوده است که آنان همواره با گذشت روزگار در برابر بابلیان، مصریان، ایرانیان، یونانیان و رومیان سر کرنش فرود میآوردند.
در چنین هنگامی بود که اعراب واژههای بسیاری از زبانهای این ملتها در زبان خورد وارد کردند، اما آن زبانی که در این میان گوی سبقت برد و زبان عربی واژههای بسیاری از آن وام گرفت، زبان فارسی بود. نه قبیلههایی که در همسایگی ایرانیان به سر میبردند، بلکه قبیله های دوردست نیز از ایرانیان واژههای بسیاری_ که در شمار نمیگنجد_ به عاریه گرفتند.
برای خواندن هزاران واژه پارسی در عربی کتاب در زیر بارگذاری خواهد شد👇👇👇
از کانال پژوهشکده تاریخی وهومن
#پاسخ_به_ایرانستیزان
@khod2
👍21😁1
فارسی در عربی.pdf
5.4 MB
واژههای فارسی عربیشده
نویسنده: السیّد ادّی شیر
ترجمه: سیدحمید طبیبیان
امروزه دانشمندان زبانشناس واژههای ایرانی بیشتری را در زبان عربی یافتهاند .
از کانال خوب پژوهشکده تاریخی وهومن
#پاسخ_به_ایرانستیزان
@khod2
نویسنده: السیّد ادّی شیر
ترجمه: سیدحمید طبیبیان
امروزه دانشمندان زبانشناس واژههای ایرانی بیشتری را در زبان عربی یافتهاند .
از کانال خوب پژوهشکده تاریخی وهومن
#پاسخ_به_ایرانستیزان
@khod2
👍18😁1
من خدا هستم
فارسی در عربی.pdf
واژههای وام گرفته از فارسی در زبان عربی
یکی از نشانههای اصلی حضور ایرانیان وجود تعداد قابل ملاحظهای از واژههای ایرانی است که پیش از اسلام وارد عربی شده است، و برخی از آنها حتی در قرآن پدیدار میشود. همانطور که ویدنگرن میگوید و آیلرز تکرار میکند این نکته حقیقت جالبی است که در حالی که در زبانهای ایرانی پیش از اسلام عملا اثری از واژگان سامی دیده نمیشود، زبان های آرامی، سریانی، عبری و عربی شمار قابل توجهی از واژههای ایرانی وام گرفتهاند.
بررسی واژه های بیگانه در قرآن، از جمله آنهایی که ریشهی ایرانی دارند، از مدتها پیش هم به وسیلهی پژوهندگان مسلمان و هم به وسیلهی پژوهندگان غرب انجام شده است.
حضور ایران در جهان اسلام،احسان یارشاطر،صفحه ۷۰
از کانال پژوهشکده تاریخی وهومن
#پاسخ_به_ایرانستیزان
@khod2
یکی از نشانههای اصلی حضور ایرانیان وجود تعداد قابل ملاحظهای از واژههای ایرانی است که پیش از اسلام وارد عربی شده است، و برخی از آنها حتی در قرآن پدیدار میشود. همانطور که ویدنگرن میگوید و آیلرز تکرار میکند این نکته حقیقت جالبی است که در حالی که در زبانهای ایرانی پیش از اسلام عملا اثری از واژگان سامی دیده نمیشود، زبان های آرامی، سریانی، عبری و عربی شمار قابل توجهی از واژههای ایرانی وام گرفتهاند.
بررسی واژه های بیگانه در قرآن، از جمله آنهایی که ریشهی ایرانی دارند، از مدتها پیش هم به وسیلهی پژوهندگان مسلمان و هم به وسیلهی پژوهندگان غرب انجام شده است.
حضور ایران در جهان اسلام،احسان یارشاطر،صفحه ۷۰
از کانال پژوهشکده تاریخی وهومن
#پاسخ_به_ایرانستیزان
@khod2
👍19😁1
من خدا هستم
واژههای وام گرفته از فارسی در زبان عربی یکی از نشانههای اصلی حضور ایرانیان وجود تعداد قابل ملاحظهای از واژههای ایرانی است که پیش از اسلام وارد عربی شده است، و برخی از آنها حتی در قرآن پدیدار میشود. همانطور که ویدنگرن میگوید و آیلرز تکرار میکند این…
عربی را چگونه بجای پارسی نشاندند ؟!
- نمونه ای پژوهشی در این زمینه : سکه ای اُموی با شمایل ساسانی و مفهوم عبارت لا اله الا الله ، محمد رسول الله به زبان و خط پارسی میانه -
اعراب پس از چیرگی بر قبایل اطراف خود و متحد کردن همه جزیره العرب ، بر سرزمین های مجاور خود تاختند و بهنوبت همه حکومتهای مقتدر آن دوران را بزانو درآورند و فرهنگ ها ، ادیان و زبان های بسیاری از مردمان را به فرهنگ ، دین و زبان عربی دگرگون کردند. برای نمونه مردمان مصر تا پیش از حمله اعراب در ۶۴۱ م با زبان عربی آشنایی نداشتند ، اما فرمانروایان عرب پس از تسخیر مصر ، زبان رسمی و مکاتبات را عربی اعلام کردند و از سده نهم میلادی به اینسو ، زبان عربی در مصر نهادینه شد. و یا زبان مردمان شمال آفریقا تا پیش از حمله اعراب ، یک زبان آفریقایی-آسیایی بنام « آمازیقی » بود که با حمله اعراب این زبان نابود شده و امروزه فقط گویشورانی اندک در کشورهای مراکش ، الجزایر ، لیبی و تونس دارد.
زبان پارسی هم با چنین رخدادهایی روبرو شد ، اما سرانجامی متفاوت داشت. اعراب اموی ( ۴۱ تا ۱۳۲ ه.ق ) زبان رسمی را عربی اعلام کرده بودند و ایرانیان هم برای انجام امور روزانه خود مجبور بودند که این زبان را فرابگیرند و آن را به فرزندان خود هم آموزش بدهند. از طرفی اعراب زیادی از عراق و جزیره العرب به ایران کوچیده بودند و در کنار پارسی زبان ها زندگی میکردند. حضور اعراب در ایران و دوام این حضور تا حدود سه قرن در این سرزمین ، تاثیرات زیادی بر زبان و ادبیات ایرانیان گذاشت و از طرفی ایرانیان در این دوره حتی نمیتوانستند شعری بزبان پارسی بسرایند. همچنین زبان دینی و قرآنی هم عربی بود و مردم مجبور بودند تا آن را یاد بگیرند. در مقابل همه این عوامل ترویج زبان عربی ، با زبان پارسی مقابله هم میشد و نمونه های زیادی از مبارزه با زبان پارسی و مخالفت با آن در کتب تاریخی آمده است ، از جمله : حدیثی در برگه ۳۸۳ تاریخ جرجان نوشته حمزه السهمی و برگه ۲۲۸ اساس البلاغه : روزی عمر در طواف حج بود و شنید که دو جوان به فارسی با هم صحبت میکنند ، پس به آن دو جوان گفت که فورا به عربی سخن بگویید و بدانید که هرکس زبان فارسی را بیاموزد خبیث و بی اخلاق است.
اما با همه اینها ، زبان پارسی همچون سایر زبان های منطقه که با زور شمشیر عرب ، نابود شده بودند ، « ایستادگی » کرد و زنده ماند. زنده ماند ، اما زخمی و ضربه خورده از زبانِ شمشیرداران (!). امروزه هم زبان پارسی با زخمهابی بسیار ، خار چشم میهنفروشانی بنام « خود ترک پنداران » است. که این زبان نیاز به ترمیم و بازسازی و رسیدن به اوج زبان دوران ساسانیان دارد ، ولی گرفتار مسؤلانی بدتر از امویان است.
امویان نخستین حاکمان ایرانِ بزرگ ، در دوره اسلامی و پس از ساسانیان بودند. آنها به ستمکاری و نژادپرستی مشهور بودند که سرانجام هم به دست همین ایرانیان یعنی نهضت « سیاهجامگان » به رهبری ابومسلم خراسانی ، سرنگون شدند. اما ایرانیان باز فریب خوردند و حکومت ایران بدست اعرابی دیگر بنام عباسیان افتاد. در برگه ۱۴۵ کتاب نهضت شعوبیه نوشته حسینعلی ممتحن درباره رفتار امویان با ایرانیان میخوانیم :
" حکومت بنی امیه بر پایه تحقیر ملل غیر عرب استوار شد. ایرانیان در عصر اموی ، ذلیل خوار و خدمتگزار عرب بودند و کار و منصب مهمی در دست آنان نبود. امویان میگفتند : کسی که خون خالص عربی در رگ و ریشه او باشد ، برای سروری ، فرمانروایی و پیشوایی خلق شده و سایر ملل عموما برای خدمتگزاری و کارهای پست آفریده شدهاند. نه نتها ما شما غیرعربان را از بندگی و اسارت آزاد کردیم ، بلکه از پلیدی ، کفر و شرک هم نجات دادیم و همین کافی است که از شما برتریم. ما شما را با شمشیر سعادتمند ساختیم و با زنجیر به بهشت کشاندیم. حجاج بن یوسف دستهای موالی را داغ میکرد و علامت میگذاشت تا این طبقه از سایر طبقات شناخته شود.... (و گفتههای بسیار دردآور و پادایرانی دیگر)
سکه ای از دوران امویان که ناگفتههای بسیاری دارد :
یکی از جالبترین سکه های ضرب خورده در نیمه شرقی خلیفه اموی ، سکه عبدالعزیز بن عبدالله بن امیر ، حاکم سیستان است. این سکه پنج سال پیش از اصلاحات ضربی اموی توسط « عبدالمک » ضرب خورده است. در اصلاحات ضربی ، همه (( نشانهها و آثار مربوط به حکومت های ساسانی )) از روی سکه ها برداشته و آنها را با خط و زبان عربی جایگزین کردند. چراکه پیش از آن ، سکه های اموی دارای شمایل پادشاهان ساسانی ، زبان پارسی میانه ، خط پهلوی ، نشان ماه-ستاره و حتی نقش آتشکده بود. و نشان ماه-ستاره هم از همین آثار ساسانی بود که به حکومتهای اسلامی و از آنجا به حکومتهای ترک راه پیدا کرد.
ادامه👇
- نمونه ای پژوهشی در این زمینه : سکه ای اُموی با شمایل ساسانی و مفهوم عبارت لا اله الا الله ، محمد رسول الله به زبان و خط پارسی میانه -
اعراب پس از چیرگی بر قبایل اطراف خود و متحد کردن همه جزیره العرب ، بر سرزمین های مجاور خود تاختند و بهنوبت همه حکومتهای مقتدر آن دوران را بزانو درآورند و فرهنگ ها ، ادیان و زبان های بسیاری از مردمان را به فرهنگ ، دین و زبان عربی دگرگون کردند. برای نمونه مردمان مصر تا پیش از حمله اعراب در ۶۴۱ م با زبان عربی آشنایی نداشتند ، اما فرمانروایان عرب پس از تسخیر مصر ، زبان رسمی و مکاتبات را عربی اعلام کردند و از سده نهم میلادی به اینسو ، زبان عربی در مصر نهادینه شد. و یا زبان مردمان شمال آفریقا تا پیش از حمله اعراب ، یک زبان آفریقایی-آسیایی بنام « آمازیقی » بود که با حمله اعراب این زبان نابود شده و امروزه فقط گویشورانی اندک در کشورهای مراکش ، الجزایر ، لیبی و تونس دارد.
زبان پارسی هم با چنین رخدادهایی روبرو شد ، اما سرانجامی متفاوت داشت. اعراب اموی ( ۴۱ تا ۱۳۲ ه.ق ) زبان رسمی را عربی اعلام کرده بودند و ایرانیان هم برای انجام امور روزانه خود مجبور بودند که این زبان را فرابگیرند و آن را به فرزندان خود هم آموزش بدهند. از طرفی اعراب زیادی از عراق و جزیره العرب به ایران کوچیده بودند و در کنار پارسی زبان ها زندگی میکردند. حضور اعراب در ایران و دوام این حضور تا حدود سه قرن در این سرزمین ، تاثیرات زیادی بر زبان و ادبیات ایرانیان گذاشت و از طرفی ایرانیان در این دوره حتی نمیتوانستند شعری بزبان پارسی بسرایند. همچنین زبان دینی و قرآنی هم عربی بود و مردم مجبور بودند تا آن را یاد بگیرند. در مقابل همه این عوامل ترویج زبان عربی ، با زبان پارسی مقابله هم میشد و نمونه های زیادی از مبارزه با زبان پارسی و مخالفت با آن در کتب تاریخی آمده است ، از جمله : حدیثی در برگه ۳۸۳ تاریخ جرجان نوشته حمزه السهمی و برگه ۲۲۸ اساس البلاغه : روزی عمر در طواف حج بود و شنید که دو جوان به فارسی با هم صحبت میکنند ، پس به آن دو جوان گفت که فورا به عربی سخن بگویید و بدانید که هرکس زبان فارسی را بیاموزد خبیث و بی اخلاق است.
اما با همه اینها ، زبان پارسی همچون سایر زبان های منطقه که با زور شمشیر عرب ، نابود شده بودند ، « ایستادگی » کرد و زنده ماند. زنده ماند ، اما زخمی و ضربه خورده از زبانِ شمشیرداران (!). امروزه هم زبان پارسی با زخمهابی بسیار ، خار چشم میهنفروشانی بنام « خود ترک پنداران » است. که این زبان نیاز به ترمیم و بازسازی و رسیدن به اوج زبان دوران ساسانیان دارد ، ولی گرفتار مسؤلانی بدتر از امویان است.
امویان نخستین حاکمان ایرانِ بزرگ ، در دوره اسلامی و پس از ساسانیان بودند. آنها به ستمکاری و نژادپرستی مشهور بودند که سرانجام هم به دست همین ایرانیان یعنی نهضت « سیاهجامگان » به رهبری ابومسلم خراسانی ، سرنگون شدند. اما ایرانیان باز فریب خوردند و حکومت ایران بدست اعرابی دیگر بنام عباسیان افتاد. در برگه ۱۴۵ کتاب نهضت شعوبیه نوشته حسینعلی ممتحن درباره رفتار امویان با ایرانیان میخوانیم :
" حکومت بنی امیه بر پایه تحقیر ملل غیر عرب استوار شد. ایرانیان در عصر اموی ، ذلیل خوار و خدمتگزار عرب بودند و کار و منصب مهمی در دست آنان نبود. امویان میگفتند : کسی که خون خالص عربی در رگ و ریشه او باشد ، برای سروری ، فرمانروایی و پیشوایی خلق شده و سایر ملل عموما برای خدمتگزاری و کارهای پست آفریده شدهاند. نه نتها ما شما غیرعربان را از بندگی و اسارت آزاد کردیم ، بلکه از پلیدی ، کفر و شرک هم نجات دادیم و همین کافی است که از شما برتریم. ما شما را با شمشیر سعادتمند ساختیم و با زنجیر به بهشت کشاندیم. حجاج بن یوسف دستهای موالی را داغ میکرد و علامت میگذاشت تا این طبقه از سایر طبقات شناخته شود.... (و گفتههای بسیار دردآور و پادایرانی دیگر)
سکه ای از دوران امویان که ناگفتههای بسیاری دارد :
یکی از جالبترین سکه های ضرب خورده در نیمه شرقی خلیفه اموی ، سکه عبدالعزیز بن عبدالله بن امیر ، حاکم سیستان است. این سکه پنج سال پیش از اصلاحات ضربی اموی توسط « عبدالمک » ضرب خورده است. در اصلاحات ضربی ، همه (( نشانهها و آثار مربوط به حکومت های ساسانی )) از روی سکه ها برداشته و آنها را با خط و زبان عربی جایگزین کردند. چراکه پیش از آن ، سکه های اموی دارای شمایل پادشاهان ساسانی ، زبان پارسی میانه ، خط پهلوی ، نشان ماه-ستاره و حتی نقش آتشکده بود. و نشان ماه-ستاره هم از همین آثار ساسانی بود که به حکومتهای اسلامی و از آنجا به حکومتهای ترک راه پیدا کرد.
ادامه👇
👍31❤1🤬1
من خدا هستم
عربی را چگونه بجای پارسی نشاندند ؟! - نمونه ای پژوهشی در این زمینه : سکه ای اُموی با شمایل ساسانی و مفهوم عبارت لا اله الا الله ، محمد رسول الله به زبان و خط پارسی میانه - اعراب پس از چیرگی بر قبایل اطراف خود و متحد کردن همه جزیره العرب ، بر سرزمین های…
سکه《عبد العزیز بن عبدالله بن امیر》حاکم سیستان و با 《نوشته ای به زبان پارسی میانه و خط پهلوی》که در حاشیه طرف دیگر آن عبارت « بسم الله » هم آمده است.
متن پهلوی سکه : در این سکه ، مفهوم عبارت « لا اله الا الله ، محمد رسول الله » را با خط و زبان پهلوی نوشته اند. و این نشان میدهد که مردمان آن زمانِ ایران ، هنوز با « زبان عربی آشنایی کامل نداشتند » و خلفای اموی ( ستمگران اموی ! ) مجبور بودند که باورهای اسلامی خود را با خط و زبان مورد استفاده مردم آن روز ایران ، بر روی سکهها ضرب کنند. اما بعدها خلفای اموی روند اجبار را در پیش گرفتند و همه متون و مکتوبات خود را با خط و زبان عربی نوشتند و بدینگونه مردم هم مجبور بودند که خط و زبان تازه را یاد بگیرند.
نوشته پهلوی سکه عبدالعزیز بن عبدالله بن امیر :
yazda-ēw bē oy , any yazda nest , mahmat paygāmbar ī yazda
There is one God , without any other , (and) muhammad is the prophet of God.
خوانش و ترجمه به پارسی نو :
یَزدَ اِئو بئ اُوی ، اَنی یَزدَ نِست ، مَهمَت پَیگامبَر ای یَزدَ
خدا یکی است ، خدایی دیگر نیست ، محمد پیامبر خداست.
#پاسخ_به_ایرانستیزان
@khod2
متن پهلوی سکه : در این سکه ، مفهوم عبارت « لا اله الا الله ، محمد رسول الله » را با خط و زبان پهلوی نوشته اند. و این نشان میدهد که مردمان آن زمانِ ایران ، هنوز با « زبان عربی آشنایی کامل نداشتند » و خلفای اموی ( ستمگران اموی ! ) مجبور بودند که باورهای اسلامی خود را با خط و زبان مورد استفاده مردم آن روز ایران ، بر روی سکهها ضرب کنند. اما بعدها خلفای اموی روند اجبار را در پیش گرفتند و همه متون و مکتوبات خود را با خط و زبان عربی نوشتند و بدینگونه مردم هم مجبور بودند که خط و زبان تازه را یاد بگیرند.
نوشته پهلوی سکه عبدالعزیز بن عبدالله بن امیر :
yazda-ēw bē oy , any yazda nest , mahmat paygāmbar ī yazda
There is one God , without any other , (and) muhammad is the prophet of God.
خوانش و ترجمه به پارسی نو :
یَزدَ اِئو بئ اُوی ، اَنی یَزدَ نِست ، مَهمَت پَیگامبَر ای یَزدَ
خدا یکی است ، خدایی دیگر نیست ، محمد پیامبر خداست.
#پاسخ_به_ایرانستیزان
@khod2
👍20❤1😁1😢1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔵شایعاتی نظیرِ (سایت «یونسکو» اعلام کرده است که فارسی لهجه ۳۳ زبان عربی ست، یا ۶۰٪ زبان فارسی عربی ست) از کجا منشأ میگیرند؟
– از بیسوادی رسانهای؛ چرا هیچکس سایتِ رسمیِ یونسکو را ننگریست؟
🔴در ادامه، توضیحاتی درخصوصِ قدرتِ شگفتآور و دایرهی واژگانِ اعجاببرانگیزِ زبانِ فارسی.
#پاسخ_به_ایرانستیزان
@khod2
– از بیسوادی رسانهای؛ چرا هیچکس سایتِ رسمیِ یونسکو را ننگریست؟
🔴در ادامه، توضیحاتی درخصوصِ قدرتِ شگفتآور و دایرهی واژگانِ اعجاببرانگیزِ زبانِ فارسی.
#پاسخ_به_ایرانستیزان
@khod2
👍35👎1
من خدا هستم
🔵شایعاتی نظیرِ (سایت «یونسکو» اعلام کرده است که فارسی لهجه ۳۳ زبان عربی ست، یا ۶۰٪ زبان فارسی عربی ست) از کجا منشأ میگیرند؟ – از بیسوادی رسانهای؛ چرا هیچکس سایتِ رسمیِ یونسکو را ننگریست؟ 🔴در ادامه، توضیحاتی درخصوصِ قدرتِ شگفتآور و دایرهی واژگانِ اعجاببرانگیزِ…
دوستی اومد گفت زبان فارسی تشکیل شده از کلمات بیگانه و چیزی بنام فارسی نداریم، مثلا فارسی پرررر کلمات فرانسویه! و بعد واژگان فرانسوی زیر رو برام فهرست کرد!
.
آسانسور / آپارتمان / آژانس / گاراژ / کراوات / تووالت / کُمد / لیسانس / اُملت / شومینه و ...
.
🔴 بهش گفتم در همه زبانهای منطقه این واژگان بکار میرن! یعنی اونها هم « زبان » نیستند؟ مثلا همینها به زبان ترکی استانبولی چی میشه؟
.
asansör / apartman / ajans / garaj / kravat / tuvalet / komodin / lisans / omlet / şömine ...
.
یا واژگان عربی که در فارسی بکار میرن، دقیقا همینها در ترکی هم مورد استفادهاند و حتی بیشتر / برای نمونه به نام روزنامههای بزرگ ترکیه دقت کنید ...
.
حریت / Hürriyet
جمهوریت / Cumhuriyet
ظفر / Zafer
زمان / Zaman
وطن / Vatan
وقت / Vakit
وحدت / Vahdet
تقویم / Takvim
صباح / Sabah
ملیت / Milliyet
ملت / Milat
دنیا / Dünya
زبانهای کردی و لری و مازنی و ... هم همینگونهاند و پرررر واژگان بیگانه! اما در این میان فقط « زبان فارسی » دیده میشود!!!
#پاسخ_به_ایرانستیزان
@khod2
.
آسانسور / آپارتمان / آژانس / گاراژ / کراوات / تووالت / کُمد / لیسانس / اُملت / شومینه و ...
.
🔴 بهش گفتم در همه زبانهای منطقه این واژگان بکار میرن! یعنی اونها هم « زبان » نیستند؟ مثلا همینها به زبان ترکی استانبولی چی میشه؟
.
asansör / apartman / ajans / garaj / kravat / tuvalet / komodin / lisans / omlet / şömine ...
.
یا واژگان عربی که در فارسی بکار میرن، دقیقا همینها در ترکی هم مورد استفادهاند و حتی بیشتر / برای نمونه به نام روزنامههای بزرگ ترکیه دقت کنید ...
.
حریت / Hürriyet
جمهوریت / Cumhuriyet
ظفر / Zafer
زمان / Zaman
وطن / Vatan
وقت / Vakit
وحدت / Vahdet
تقویم / Takvim
صباح / Sabah
ملیت / Milliyet
ملت / Milat
دنیا / Dünya
زبانهای کردی و لری و مازنی و ... هم همینگونهاند و پرررر واژگان بیگانه! اما در این میان فقط « زبان فارسی » دیده میشود!!!
#پاسخ_به_ایرانستیزان
@khod2
👍46❤1
من خدا هستم
دوستی اومد گفت زبان فارسی تشکیل شده از کلمات بیگانه و چیزی بنام فارسی نداریم، مثلا فارسی پرررر کلمات فرانسویه! و بعد واژگان فرانسوی زیر رو برام فهرست کرد! . آسانسور / آپارتمان / آژانس / گاراژ / کراوات / تووالت / کُمد / لیسانس / اُملت / شومینه و ... . 🔴 بهش…
درباره موضوع « خط پهلوی، کوفی، فارسی »
دروغی بزرگ بنام « خط عربی ! »
با تشکر ویژه از کانال خوب ایران زمین
👇
@khod2
دروغی بزرگ بنام « خط عربی ! »
با تشکر ویژه از کانال خوب ایران زمین
👇
@khod2
👍30😁1
من خدا هستم
درباره موضوع « خط پهلوی، کوفی، فارسی » دروغی بزرگ بنام « خط عربی ! » با تشکر ویژه از کانال خوب ایران زمین 👇 @khod2
.
🔴 این خط عربی نیست ؛ و خط امروزی فارسی، ادامه دهنده خط پهلوی است / تصاویر پیوستی را حتما ببینید 👇👇
🔹 همانگونه که معماری ایرانی ِ دوره ساسانی را بنام معماری عربی - اسلامی معرفی میکنند، خطی را هم که ایرانیان در ابداع آن از روی خطهای آرامیتبار، همچون پهلوی و تکامل آن، نقش ویژهای داشتهاند « عربی » معرفی میکنند !
✅ در آغاز دوره اسلامی، زبان عربی « خط مستقل و فراگیری » از خود نداشت. با گسترش قلمرو خلافت اسلامی و نیاز به کتابت قرآن، خطی در جنوبغرب ایرانشهر ابداع شد که به « خط کوفی » شناخته میشد و به خوشنویسی های مختلف آن « حجازی، مشق، انباری، حیری و ... » میگفتند. این خط از روی خطوط آرامیتبار همچون : پهلوی و نبطی و سریانی ساخته شده بود و مانند خط پهلوی بدون نقطه بود و یک حرفنشانه ممکن بود برای چند صدا استفاده شود
🔺 توجه : چند نمونه کوتاه به زبان عربی و خطی شبیه به کوفی - نبطی مربوط به پیش از اسلام یافت شده که به آن خط جزم گفته میشود. برخیها معتقدند، خط کوفی ادامه دهنده آن است و در صدر اسلام تکمیل شد
🔹 در روایتهای اسلامی که بیشتر نقلقول از ابنعباس است، شهرهای حیره و انبار و کوفه مرکز ابداع خط موسوم به عربی دانسته شدهاند. این سه شهر در نزدیکی هم قرار داشتند و از شهرهای مهم دوره ساسانی بودند و « لخمیها » که تابع شاهنشاهی ساسانی بودند بر آنجا فرمان میراندند. پس بدون شک « خط کوفی » باید تحت تاثیر خط پهلوی و توسط ایرانیان بوجود آمده باشد. که این ادعا دلایل محکم نگارشی دارد ؛ زیرا برخلاف آنچه گفته میشود که : خط کوفی فقط از روی خط نبطی ساخته شده است، ولی برخی حروف خط کوفی فقط در خط پهلوی دیده میشود
از خط کوفی در کتابت قرآن و دیگر مکاتبات، تا پیش از رواج خط نسخ ( اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم ) استفاده میشد. ایرانیها در خط کوفی تغییراتی داده که به خط کوفی شرقی، ایرانی، پیرآموز، قرمطی معروف شد. سرانجام پس از اصلاحات « ابنمقله شیرازی » بر روی خط نسخ اولیه و کوفیایرانی، خط نسخ امروزی را ابداع کرد، و با توجه به رسایی و آسانخوانی آن، بهتدریج از رواج خط کوفی کاسته شد
🔵 ایرانیان در ابداع و تکامل خط کوفی و « صرف و نحو و قرائت » زبان عربی، نقش ویژهای داشتند :
در نقطهگذاری برای حروف مشابه ( ب، پ، ت، ج، خ و ... ) و همچنین حرکت گذاری « فتحه و کسره ... » ایرانیانی همچون یحیی بن یعمر عدوانی اهوازی (د ۱۲۹ ق) و خلیل بن احمد فراهیدی ( د ۱۷۵ ق. که حموی و اصفهانی بر ایرانی بودن او تاکید دارند ) نقش مهمی داشتند
♦️ حتی بزرگان « صرف و نحو و قرائت و کتابت » زبان عربی باز ایرانیان بودهاند : یزداد الفارسی، ابوداوود عبدالرحمان بن هرمز اعرج ۱۱۷ ق، ابومعبد بن فیروزان بن هرمز ۱۲۰ ق، ابوعمرو زببان مازنی بصری ۱۵۴ ق، حمزه بن حبیب حلوانی ۱۵۶ ق، نافع بن عبدالرحمان ۱۶۹ ق، #سیبویه شیرازی ۱۸۰ ق، ابومحرز فرغانی ۱۸۰ ق، علی بن حمزه بن بهمن کسائی ۱۸۹ ق، ابوزکریا دیلمی ۲۰۳ق، سعید اخفش ۲۱۵ ق، قاسم بن سلام هروی ۲۲۴ ق، ابن قتیبه دینوری ۲۷۶ ق، زجاجی نهاوندی ۳۴۰ ق، درستویه مرزبان فارسی فسوی ۳۴۷ ق، ابوسعید سیرافی ۳۶۸ ق، ابن خالویه ذوالنونین ۳۷۰ ق و ....
خلاصه موضوع :
۱- خط امروزی رایج در نوشتن زبانهای فارسی و عربی و اردو و عثمانی و ... تکامل یافته « خط کوفی » است و این دگرگونی را یک ایرانی بنام « ابنمقله شیرازی ( ۲۷۲ - ۳۲۸ ق ) » انجام داد. پس اگر بگوییم خط « ایرانی / فارسی » بیراه نگفتهایم
۲- خود خط کوفی را گروهی از ادیبان و دبیران صدر اسلام که بخش مهمی از آنها ایرانیان حیره، انبار، کوفه، بصره بودند، ابداع کردند
۳- آنها نه از روی یک خط، که از روی خطوط مختلف ِ برآمده از « خط آرامی »، یعنی ؛ انواع خطوط پهلوی، نبطی، سریانی و ... این کار را انجام دادند. برخی از حروف خط کوفی فقط در خطوط پهلوی دیده میشود
#پاسخ_به_ایرانستیزان
@khod2
🔴 این خط عربی نیست ؛ و خط امروزی فارسی، ادامه دهنده خط پهلوی است / تصاویر پیوستی را حتما ببینید 👇👇
🔹 همانگونه که معماری ایرانی ِ دوره ساسانی را بنام معماری عربی - اسلامی معرفی میکنند، خطی را هم که ایرانیان در ابداع آن از روی خطهای آرامیتبار، همچون پهلوی و تکامل آن، نقش ویژهای داشتهاند « عربی » معرفی میکنند !
✅ در آغاز دوره اسلامی، زبان عربی « خط مستقل و فراگیری » از خود نداشت. با گسترش قلمرو خلافت اسلامی و نیاز به کتابت قرآن، خطی در جنوبغرب ایرانشهر ابداع شد که به « خط کوفی » شناخته میشد و به خوشنویسی های مختلف آن « حجازی، مشق، انباری، حیری و ... » میگفتند. این خط از روی خطوط آرامیتبار همچون : پهلوی و نبطی و سریانی ساخته شده بود و مانند خط پهلوی بدون نقطه بود و یک حرفنشانه ممکن بود برای چند صدا استفاده شود
🔺 توجه : چند نمونه کوتاه به زبان عربی و خطی شبیه به کوفی - نبطی مربوط به پیش از اسلام یافت شده که به آن خط جزم گفته میشود. برخیها معتقدند، خط کوفی ادامه دهنده آن است و در صدر اسلام تکمیل شد
🔹 در روایتهای اسلامی که بیشتر نقلقول از ابنعباس است، شهرهای حیره و انبار و کوفه مرکز ابداع خط موسوم به عربی دانسته شدهاند. این سه شهر در نزدیکی هم قرار داشتند و از شهرهای مهم دوره ساسانی بودند و « لخمیها » که تابع شاهنشاهی ساسانی بودند بر آنجا فرمان میراندند. پس بدون شک « خط کوفی » باید تحت تاثیر خط پهلوی و توسط ایرانیان بوجود آمده باشد. که این ادعا دلایل محکم نگارشی دارد ؛ زیرا برخلاف آنچه گفته میشود که : خط کوفی فقط از روی خط نبطی ساخته شده است، ولی برخی حروف خط کوفی فقط در خط پهلوی دیده میشود
از خط کوفی در کتابت قرآن و دیگر مکاتبات، تا پیش از رواج خط نسخ ( اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم ) استفاده میشد. ایرانیها در خط کوفی تغییراتی داده که به خط کوفی شرقی، ایرانی، پیرآموز، قرمطی معروف شد. سرانجام پس از اصلاحات « ابنمقله شیرازی » بر روی خط نسخ اولیه و کوفیایرانی، خط نسخ امروزی را ابداع کرد، و با توجه به رسایی و آسانخوانی آن، بهتدریج از رواج خط کوفی کاسته شد
🔵 ایرانیان در ابداع و تکامل خط کوفی و « صرف و نحو و قرائت » زبان عربی، نقش ویژهای داشتند :
در نقطهگذاری برای حروف مشابه ( ب، پ، ت، ج، خ و ... ) و همچنین حرکت گذاری « فتحه و کسره ... » ایرانیانی همچون یحیی بن یعمر عدوانی اهوازی (د ۱۲۹ ق) و خلیل بن احمد فراهیدی ( د ۱۷۵ ق. که حموی و اصفهانی بر ایرانی بودن او تاکید دارند ) نقش مهمی داشتند
♦️ حتی بزرگان « صرف و نحو و قرائت و کتابت » زبان عربی باز ایرانیان بودهاند : یزداد الفارسی، ابوداوود عبدالرحمان بن هرمز اعرج ۱۱۷ ق، ابومعبد بن فیروزان بن هرمز ۱۲۰ ق، ابوعمرو زببان مازنی بصری ۱۵۴ ق، حمزه بن حبیب حلوانی ۱۵۶ ق، نافع بن عبدالرحمان ۱۶۹ ق، #سیبویه شیرازی ۱۸۰ ق، ابومحرز فرغانی ۱۸۰ ق، علی بن حمزه بن بهمن کسائی ۱۸۹ ق، ابوزکریا دیلمی ۲۰۳ق، سعید اخفش ۲۱۵ ق، قاسم بن سلام هروی ۲۲۴ ق، ابن قتیبه دینوری ۲۷۶ ق، زجاجی نهاوندی ۳۴۰ ق، درستویه مرزبان فارسی فسوی ۳۴۷ ق، ابوسعید سیرافی ۳۶۸ ق، ابن خالویه ذوالنونین ۳۷۰ ق و ....
خلاصه موضوع :
۱- خط امروزی رایج در نوشتن زبانهای فارسی و عربی و اردو و عثمانی و ... تکامل یافته « خط کوفی » است و این دگرگونی را یک ایرانی بنام « ابنمقله شیرازی ( ۲۷۲ - ۳۲۸ ق ) » انجام داد. پس اگر بگوییم خط « ایرانی / فارسی » بیراه نگفتهایم
۲- خود خط کوفی را گروهی از ادیبان و دبیران صدر اسلام که بخش مهمی از آنها ایرانیان حیره، انبار، کوفه، بصره بودند، ابداع کردند
۳- آنها نه از روی یک خط، که از روی خطوط مختلف ِ برآمده از « خط آرامی »، یعنی ؛ انواع خطوط پهلوی، نبطی، سریانی و ... این کار را انجام دادند. برخی از حروف خط کوفی فقط در خطوط پهلوی دیده میشود
#پاسخ_به_ایرانستیزان
@khod2
👍27😁1