دانشگاه صنعتی آریامهر-نبرد خیر و شر❤️
با شروع اعتراضات دانشگاه ها،وحوش بسیجی و سرکوبگر رو به عنوان دانشجو وارد دانشگاه میکنن!
@khod2
با شروع اعتراضات دانشگاه ها،وحوش بسیجی و سرکوبگر رو به عنوان دانشجو وارد دانشگاه میکنن!
@khod2
🤬29👏3❤1😢1
❤32
تحلیل به زبان ساده
عکس بالا نمونه آماری کوچک از وضعیت جامعه ایران است
عده ای قلیل عرزشی ، بسیجی یا ...
عده ای کثیر معترض طرفدار پهلوی و ....
بعد آمار میدهند ۲۲ بهمن ۳۴ میلیون نفر آمدند
حالا شب ها کابوس ببینید احمق ها
@khod2
عکس بالا نمونه آماری کوچک از وضعیت جامعه ایران است
عده ای قلیل عرزشی ، بسیجی یا ...
عده ای کثیر معترض طرفدار پهلوی و ....
بعد آمار میدهند ۲۲ بهمن ۳۴ میلیون نفر آمدند
حالا شب ها کابوس ببینید احمق ها
@khod2
👍51❤5🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعار دانشجویان هنر تهران «به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد» در تجمع برای جانباختگان انقلاب ملی
🔗 manotoofficial
@khod2
🔗 manotoofficial
@khod2
❤33💔5😢2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آریامهر کاش بودی و این روزهارو میدیدی...
دانشجوها شعارمیدن شریف دیگه بسهشه آریامهر اسمشه... دانشگاه آریامهر-۳اسفند.
@khod2
دانشجوها شعارمیدن شریف دیگه بسهشه آریامهر اسمشه... دانشگاه آریامهر-۳اسفند.
@khod2
👏46❤9😭4😁3
من خدا هستم
🔘 آزادیِ بیان؛ «حقِ شنیدنِ چیزی که از آن متنفرید» / چرا دیکتاتور فقط در کاخ نیست؟ (درسهایی برای آینده ایران - آزادی بیان) ▪️ در تاریخ معاصر ایران، هر گروهی که قدرت را گرفت اولین کاری که کرد، دوختن دهان منتقدان به بهانه «امنیت»، «مقدسات» یا «منافع ملی» بود.…
🔘 مرگِ «مقدسات»، تولدِ جامعه؛ از «هاید پارک» لندن تا رویای میدانهای آزاد در ایران
(درسهایی برای آینده ایران - آزادی بیان - قسمت دوم)
▪️ در این روزهای پرالتهاب که جامعه ایران درگیر خشم، قطبیشدگی و نبرد برای بقاست، یک خطر بزرگ ما را تهدید میکند: اینکه در فردای سرنگونی، دیکتاتورِ عمامه به سر را با دیکتاتوریِ «رنجش و تعصب» جایگزین کنیم. کشوری پیشرو و آزاد است که در آن، هیچ شهروندی برای بیان افکارش - هرچقدر هم که عجیب، کفرآمیز یا مخالف جریان اصلی باشد - ترس از طناب دار، زندان یا طرد شدن نداشته باشد.
▪️ آزادی بیان در خلأ شکل نمیگیرد؛ نیاز به مکان، قانون و تمرین دارد. نگاهی به تجربیات جهانی نشان میدهد که جوامع توسعهیافته چگونه با هیولای «تعصب» مبارزه کردهاند.
▫️ جغرافیای آزادی: از لندن تا مانیل
۱. گوشه سخنرانان (Speakers' Corner) - هاید پارک لندن
از سال ۱۸۷۲، گوشهای در هاید پارک لندن وجود دارد که نماد جهانیِ آزادی بیان است. در این مکان، هر کسی میتواند یک چهارپایه (Soapbox) زیر پایش بگذارد و درباره هر چیزی حرف بزند. در این میدان، کارل مارکس، جورج اورول، کمونیستها، اسلامگرایان افراطی و آتئیستهای رادیکال سخنرانی کردهاند. پلیس بریتانیا در آنجا حضور دارد، نه برای دستگیریِ گویندگان به جرم «توهین به مقدسات»، بلکه صرفاً برای جلوگیری از درگیری فیزیکی. این یک قانون نانوشته است: «کلمات با کلمات پاسخ داده میشوند، نه با گلوله.»
۲. پارکهای آزادی (Freedom Parks) - فیلیپین
پس از سقوط دیکتاتوری خونین فردیناند مارکوس در سال ۱۹۸۶، فیلیپین برای تضمین اینکه استبداد بازنگردد، قانونی تصویب کرد: هر شهر و شهرداری موظف است یک «پارک آزادی» تأسیس کند؛ مکانی که مردم برای تجمع، نقد حکومت و سخنرانی در آن، هیچ نیازی به مجوز دولتی ندارند.
▫️ نگاه آتئیستی: چرا نقدِ مقدسات، اکسیژنِ جامعه است؟
در یک جامعه آزاد، چیزی به نام «خط قرمز» یا «امر مقدسِ غیرقابل نقد» وجود ندارد. الیور وندل هولمز (قاضی مشهور آمریکایی) آزادی بیان را «بازار آزاد ایدهها» (Marketplace of Ideas) مینامد.
* تستِ استرس برای عقاید: همانطور که یک مهندس، پل را زیر بارهای سنگین تست میکند تا فرو نریزد، عقاید (چه دینی، چه سیاسی) نیز باید زیر بارِ سنگینترین نقدها، تمسخرها و چالشها قرار گیرند. خرافات در این بازار نابود میشوند و حقیقت باقی میماند.
* دفاع از آزادیِ مخالف: موضع ما به عنوان یک جریان خردگرا کاملاً روشن است: ما خواهان ایرانی هستیم که در آن، یک بیخدا بتواند در میدان شهر بایستد و وجود خدا و پیامبران را به تندترین شکل ممکن نقد کند، و دقیقاً در همان لحظه و در همان میدان، یک مسیحی، بهائی یا مسلمان حق داشته باشد از دین خود دفاع کرده و آن را تبلیغ کند. آزادی، حقِ انحصاریِ ما نیست؛ حقِ انسان بودن است.
@khod2
(درسهایی برای آینده ایران - آزادی بیان - قسمت دوم)
▪️ در این روزهای پرالتهاب که جامعه ایران درگیر خشم، قطبیشدگی و نبرد برای بقاست، یک خطر بزرگ ما را تهدید میکند: اینکه در فردای سرنگونی، دیکتاتورِ عمامه به سر را با دیکتاتوریِ «رنجش و تعصب» جایگزین کنیم. کشوری پیشرو و آزاد است که در آن، هیچ شهروندی برای بیان افکارش - هرچقدر هم که عجیب، کفرآمیز یا مخالف جریان اصلی باشد - ترس از طناب دار، زندان یا طرد شدن نداشته باشد.
▪️ آزادی بیان در خلأ شکل نمیگیرد؛ نیاز به مکان، قانون و تمرین دارد. نگاهی به تجربیات جهانی نشان میدهد که جوامع توسعهیافته چگونه با هیولای «تعصب» مبارزه کردهاند.
▫️ جغرافیای آزادی: از لندن تا مانیل
۱. گوشه سخنرانان (Speakers' Corner) - هاید پارک لندن
از سال ۱۸۷۲، گوشهای در هاید پارک لندن وجود دارد که نماد جهانیِ آزادی بیان است. در این مکان، هر کسی میتواند یک چهارپایه (Soapbox) زیر پایش بگذارد و درباره هر چیزی حرف بزند. در این میدان، کارل مارکس، جورج اورول، کمونیستها، اسلامگرایان افراطی و آتئیستهای رادیکال سخنرانی کردهاند. پلیس بریتانیا در آنجا حضور دارد، نه برای دستگیریِ گویندگان به جرم «توهین به مقدسات»، بلکه صرفاً برای جلوگیری از درگیری فیزیکی. این یک قانون نانوشته است: «کلمات با کلمات پاسخ داده میشوند، نه با گلوله.»
۲. پارکهای آزادی (Freedom Parks) - فیلیپین
پس از سقوط دیکتاتوری خونین فردیناند مارکوس در سال ۱۹۸۶، فیلیپین برای تضمین اینکه استبداد بازنگردد، قانونی تصویب کرد: هر شهر و شهرداری موظف است یک «پارک آزادی» تأسیس کند؛ مکانی که مردم برای تجمع، نقد حکومت و سخنرانی در آن، هیچ نیازی به مجوز دولتی ندارند.
▫️ نگاه آتئیستی: چرا نقدِ مقدسات، اکسیژنِ جامعه است؟
در یک جامعه آزاد، چیزی به نام «خط قرمز» یا «امر مقدسِ غیرقابل نقد» وجود ندارد. الیور وندل هولمز (قاضی مشهور آمریکایی) آزادی بیان را «بازار آزاد ایدهها» (Marketplace of Ideas) مینامد.
* تستِ استرس برای عقاید: همانطور که یک مهندس، پل را زیر بارهای سنگین تست میکند تا فرو نریزد، عقاید (چه دینی، چه سیاسی) نیز باید زیر بارِ سنگینترین نقدها، تمسخرها و چالشها قرار گیرند. خرافات در این بازار نابود میشوند و حقیقت باقی میماند.
* دفاع از آزادیِ مخالف: موضع ما به عنوان یک جریان خردگرا کاملاً روشن است: ما خواهان ایرانی هستیم که در آن، یک بیخدا بتواند در میدان شهر بایستد و وجود خدا و پیامبران را به تندترین شکل ممکن نقد کند، و دقیقاً در همان لحظه و در همان میدان، یک مسیحی، بهائی یا مسلمان حق داشته باشد از دین خود دفاع کرده و آن را تبلیغ کند. آزادی، حقِ انحصاریِ ما نیست؛ حقِ انسان بودن است.
🔸 نکته کلیدی: حقِ قانونی برای «آزرده کردن»
در سال ۱۹۹۹، یکی از قضات ارشد بریتانیا (لرد جاستیس سدلی) حکمی تاریخی درباره سخنرانانِ هاید پارک صادر کرد که باید سرلوحه قانون اساسی آینده ایران باشد:
«آزادی بیان فقط برای سخنان بیخطر و مؤدبانه نیست؛ آزادی بیان شامل سخنان آزاردهنده، جنجالی، کفرآمیز، نامطلوب و تحریکآمیز هم میشود. دموکراسی یعنی تحملِ شنیدنِ چیزی که از آن متنفرید.»
ما برای رسیدن به چنین جامعهای میجنگیم. جامعهای که در آن، ترس کشته شده باشد و «مقدسات»، جای خود را به «حقوق انسانی» داده باشند.
@khod2
👍28❤5👎1👌1
من خدا هستم pinned «🔘 رقصِ روشنفکران روی کوهِ جنازهها؛ چرا «چپِ ضدامپریالیست» خونِ ایرانیان را نمیبیند؟ (تحلیل و واکاوی یک خیانت ایدئولوژیک) ▪️ انتشار مقالهای به قلم یک ایرانی در وبسایت «الجزیره»، موجی از خشم و انزجار را در میان مردم داغدار ایران برانگیخته. نویسنده در این…»
💢در عرصه سیاست، که چون میدان جنگی است پر از فریب و پیمانهای گذرا، باید با چشمی تیزبین و نگاهی واقعبینانه به بحران کنونی ایران نگریست
نجات این سرزمین دیرپا، نه در جدال بیثمر پادشاهی و جمهوری، بلکه در وحدتی فراتر از هر نظام سیاسی نهفته است.
شعارهای «زن، زندگی، آزادی» و «مرد، میهن، آبادی»، همچون «جاوید شاه» و «زنده باد مشروطه»، همه چون پیکانهایی هستند که از کمان یک هدف واحد رها میشوند ،یعنی رهایی ایران از چنگ استبداد و فاشیسم دینی و ویرانی.
پرچم شیر و خورشید، این نشان جاودان ملی، نه به حکومتی خاص تعلق دارد، بلکه به ذات ایران تعلق میگیرد، با هر ساختاری که بر آن فرمان براند.
رضا شاه و محمدرضا شاه، معماران ایران نوین، پدران همه ما ایرانیاناند، حتی آنانی که در دشمنی با آنان سوختند؛ زیرا تاریخ، چون رودی خروشان، همه را در خود فرو میبرد. کوتهبینی است که به نام روشنفکری، از همراهی با این نمادها و شعارها سر باز زنیم، و مضحک است در این گرداب مرگبار، بر سر بحث پادشاهی و جمهوری به نزاع برخیزیم؛ ایران، آن امپراتوری روح و فرهنگ، برتر از هر گرایش سیاسی و ایدئولوژی و هر نظام سیاسی است و تنها با افتخار فریاد زدن این شعارها زیر یک پرچم واحد میتوان به پیروزی رسید پیروزیای که نه در مکتبها، بلکه در بقای ملت ریشه دارد.
و به قول محمدرضا شاه، اکنون باید فقط به ایران فکر کنیم.
@khod2
نجات این سرزمین دیرپا، نه در جدال بیثمر پادشاهی و جمهوری، بلکه در وحدتی فراتر از هر نظام سیاسی نهفته است.
شعارهای «زن، زندگی، آزادی» و «مرد، میهن، آبادی»، همچون «جاوید شاه» و «زنده باد مشروطه»، همه چون پیکانهایی هستند که از کمان یک هدف واحد رها میشوند ،یعنی رهایی ایران از چنگ استبداد و فاشیسم دینی و ویرانی.
پرچم شیر و خورشید، این نشان جاودان ملی، نه به حکومتی خاص تعلق دارد، بلکه به ذات ایران تعلق میگیرد، با هر ساختاری که بر آن فرمان براند.
رضا شاه و محمدرضا شاه، معماران ایران نوین، پدران همه ما ایرانیاناند، حتی آنانی که در دشمنی با آنان سوختند؛ زیرا تاریخ، چون رودی خروشان، همه را در خود فرو میبرد. کوتهبینی است که به نام روشنفکری، از همراهی با این نمادها و شعارها سر باز زنیم، و مضحک است در این گرداب مرگبار، بر سر بحث پادشاهی و جمهوری به نزاع برخیزیم؛ ایران، آن امپراتوری روح و فرهنگ، برتر از هر گرایش سیاسی و ایدئولوژی و هر نظام سیاسی است و تنها با افتخار فریاد زدن این شعارها زیر یک پرچم واحد میتوان به پیروزی رسید پیروزیای که نه در مکتبها، بلکه در بقای ملت ریشه دارد.
و به قول محمدرضا شاه، اکنون باید فقط به ایران فکر کنیم.
@khod2
❤36
« درود خانواده جاویدنام مهرداد مشتاقی رو تهدید کردن که مراسم برگزار نکنن و اعلامیه براش نزنن ولی دوستانش خواستن این پخش بشه فردا چهلمش آرامستان اراک برگزار میشه » آرامگاه #مهرشاد_شهیدی
mamlekate
@khod2
mamlekate
@khod2
❤34😢7😭3