عرزشی های نامحترم چی بگم والا ولی خوردن یخ هایی که با جفت پا روش وایسادن بهداشتی نیست، بازم هرجور صلاح میدونید😂
ثانیه ۵۰ به بعد رو کات کردم ببینید دوستان.عرزشی کثافتکاری دوست داره،با بهداشت مشکل داره:)))))
@khod2
ثانیه ۵۰ به بعد رو کات کردم ببینید دوستان.عرزشی کثافتکاری دوست داره،با بهداشت مشکل داره:)))))
@khod2
🤣32👍3😁1
Forwarded from من خدا هستم
💢 تحلیل شخصیت خامنه ای.
اگر انقلاب ایران نبود و جنبه سیاسی را در نظر بگیریم، به عنوان یک جوان، شخصیت او خیلی جالب است. او آدمی بود که نمیخواست طلبه شود، ولی به رغم میلش، طلبه شد؛ یعنی به زور پدرش طلبه شد. چون به زور پدرش طلبه شده بود، هیچ موقع بدش نمیآمد از اینکه خود به عنوان یک طلبه سنتی تلقی شود. به همین دلیل، در جوانیش که طلبه بود، طوری لباس میپوشید که شبیه طلبههای سنتی به حساب نیاید. طلبههای حوزه و آخوندهای سنتی او را طلبه سنتی نمیدانستند. او در بازار مشهد لباس میپوشید، راه میرفت و پیپ میکشید، چیزی که عمداً انجام میداد تا خود را جدا کند.
او سعی میکرد خود را روشنفکر نشان دهد؛ روشنفکری در ایران دهه ۴۰ و ۵۰ یعنی اهل ادبیات بودن، شعر و داستان و اینها. او دوست داشت خود را روشنفکر نشان دهد، نه طلبه به مفهوم سنتی. ساعت مچی دست میکرد، به جای نعلین کفش میپوشید و پیپ میکشید. این کارها برای طلبهها خیلی بد و حتی مثل «کشف حجاب» بود، اما او این کارها را میکرد تا خود را از روحانیت جدا کند.
حوزه مشهد نسبت به پدیدههایی مثل علی شریعتی خیلی سنتی و بسته بود، ولی آقای خامنهای آشکارا از شریعتی حمایت میکرد و این کار آخوندها را ناراحت میکرد. کسی که دوست دارد اهل ادبیات و روشنفکری شناخته شود، به محافل ادبی میرود، ولی او به دلیل اینکه باز هم آخوند بود، در محافل روشنفکری هم به طور کامل پذیرفته نمیشد. از ابتدای کودکی، او مشکل «ریکوگنیشن» داشت؛ یعنی رسمیت شناخته شدن و این بحران، یک عقده خطرناک برای او ایجاد کرد.
زمان آقای خمینی، او همچنان دیده نمیشد. در دورهای که به سپاه و بعد به ارتش میرود و همه اینها کنار گذاشته میشود، در داستان جنگ دوست دارد موقعیتی پیدا کند، در حالی که آقای رفسنجانی موقعیت بالایی داشت. در سپاه جریان مخالف او قوی بود و جریان آقای منتظری هم خیلی قوی بود. به عنوان رئیس جمهور، نخستوزیر به او تحمیل شد و او خیلی ناراحت بود. یک جلسه در قم با طلبهها برگزار شد که رئیس جمهور بود و در مسجد امام حسن عسکری سخنرانی کرد. او میگفت رئیس جمهور فقط کسی نیست که روبان پاره کند و تشریفاتی باشد؛ این مشکل ریکوگنیشن همیشه با او بود.
بعد از اینکه رهبر شد، طبیعتاً وضعیت بدتر شد. او میدانست که مردم اعتبار رهبری، اعتبار آیتاللهی، اعتبار حوزوی و اعتبار سیاسی او را ندارند. مهمترین نقطه قدرت آقای خامنهای آگاهی او به نقاط ضعف است؛ چون میداند که حوزه و نخبگان سیاسی قبولش ندارند، میفهمد چگونه باید موقعیت خود را تثبیت کند و دیگران را تضعیف کند. او موفقیت و قوتش در توانایی تضعیف دیگران است. برای اینکه خودش بماند و قدرتش را حفظ کند، به صورت سیستماتیک نهاد حوزه، نهاد نظامی و نخبگان سیاسی را تضعیف میکند.
رهبران توتالیتر، از جمله آقای خامنهای، علاقه خاصی به ادبیات دارند و دوست دارند به عنوان نویسنده و شاعر شناخته شوند؛ این ویژگی مشترک است بین استالین، موسولینی، هیتلر، صدام حسین و قذافی. ادبیات و سیاست وجه مشترک زیادی دارند، چون هر دو با گفتار سر و کار دارند. رهبران توتالیتر عاشق سخنرانی و بیان هستند. آقای خامنهای مجموعه سخنرانیهایش حدود ۳۷۰ جلد منتشر شده است. هر دو (ادبیات و سیاست) نیاز به فضای عمومی و مخاطب دارند. او از ذوق و دانش متوسط خود در ادبیات فارسی استفاده کرده و قدرت خطابش نقش مهمی در شکل دادن شخصیتش به عنوان رهبر داشته است.
در زمان ریاست جمهوری، کنفرانسهای حافظ برگزار شد و آقای خامنهای به عنوان رئیس جمهور سخنرانی کرد. نوشتاری از سعیدی سیرجانی، استاد ادبیات فارسی، میگوید بهترین سخنرانی کنفرانس حافظ را آقای خامنهای انجام داده است. او با حافظه خوب و قدرت خطابی، افراد را تحت تأثیر قرار میداد. شخصیت او مدام در حال ساخته شدن بود.
مشکل «ریکوگنیشن» تا زمانی که آقای خمینی زنده بود ادامه داشت. او به عنوان رهبر انتخاب شد، اما در واقع اعتبار و قدرت کافی نداشت. آقای رفسنجانی تصور میکرد دیگر نمیتوان رهبر کاریزماتیک قدرتمندی مثل خمینی داشت، بنابراین تصمیم گرفت مملکت را اداره کند و آقای خامنهای را در موقعیتی تشریفاتی قرار دهد.
ویژگی رهبر توتالیتر این است که فقط به قدرت سیاسی فکر میکند. آقای خامنهای زندگی زاهدانه دارد و تمرکزش تنها بر قدرت سیاسی است. او روزانه چهار تا پنج ساعت بیشتر نمیخوابد، بولتنها را میخواند، به جزئیات وارد میشود، مدیران میانی و خانوادههایشان را میشناسد و حتی لازم باشد نزدیکترین افراد خود را قربانی میکند.
تمرکز هیولایی و قدرت او، او را به نمونهای تیپیکال از رهبران توتالیتر تبدیل کرده است؛ هیچ چیزی نمیخواهد جز قدرت و همه چیز در قالب قدرت معنا پیدا میکند. آقای خامنهای متولد نشده، بلکه در تناسب موقعیتها و اقتضای شرایط خود را با شرایط هماهنگ کرده و تحول پیدا کرده است.
@Khod2
اگر انقلاب ایران نبود و جنبه سیاسی را در نظر بگیریم، به عنوان یک جوان، شخصیت او خیلی جالب است. او آدمی بود که نمیخواست طلبه شود، ولی به رغم میلش، طلبه شد؛ یعنی به زور پدرش طلبه شد. چون به زور پدرش طلبه شده بود، هیچ موقع بدش نمیآمد از اینکه خود به عنوان یک طلبه سنتی تلقی شود. به همین دلیل، در جوانیش که طلبه بود، طوری لباس میپوشید که شبیه طلبههای سنتی به حساب نیاید. طلبههای حوزه و آخوندهای سنتی او را طلبه سنتی نمیدانستند. او در بازار مشهد لباس میپوشید، راه میرفت و پیپ میکشید، چیزی که عمداً انجام میداد تا خود را جدا کند.
او سعی میکرد خود را روشنفکر نشان دهد؛ روشنفکری در ایران دهه ۴۰ و ۵۰ یعنی اهل ادبیات بودن، شعر و داستان و اینها. او دوست داشت خود را روشنفکر نشان دهد، نه طلبه به مفهوم سنتی. ساعت مچی دست میکرد، به جای نعلین کفش میپوشید و پیپ میکشید. این کارها برای طلبهها خیلی بد و حتی مثل «کشف حجاب» بود، اما او این کارها را میکرد تا خود را از روحانیت جدا کند.
حوزه مشهد نسبت به پدیدههایی مثل علی شریعتی خیلی سنتی و بسته بود، ولی آقای خامنهای آشکارا از شریعتی حمایت میکرد و این کار آخوندها را ناراحت میکرد. کسی که دوست دارد اهل ادبیات و روشنفکری شناخته شود، به محافل ادبی میرود، ولی او به دلیل اینکه باز هم آخوند بود، در محافل روشنفکری هم به طور کامل پذیرفته نمیشد. از ابتدای کودکی، او مشکل «ریکوگنیشن» داشت؛ یعنی رسمیت شناخته شدن و این بحران، یک عقده خطرناک برای او ایجاد کرد.
زمان آقای خمینی، او همچنان دیده نمیشد. در دورهای که به سپاه و بعد به ارتش میرود و همه اینها کنار گذاشته میشود، در داستان جنگ دوست دارد موقعیتی پیدا کند، در حالی که آقای رفسنجانی موقعیت بالایی داشت. در سپاه جریان مخالف او قوی بود و جریان آقای منتظری هم خیلی قوی بود. به عنوان رئیس جمهور، نخستوزیر به او تحمیل شد و او خیلی ناراحت بود. یک جلسه در قم با طلبهها برگزار شد که رئیس جمهور بود و در مسجد امام حسن عسکری سخنرانی کرد. او میگفت رئیس جمهور فقط کسی نیست که روبان پاره کند و تشریفاتی باشد؛ این مشکل ریکوگنیشن همیشه با او بود.
بعد از اینکه رهبر شد، طبیعتاً وضعیت بدتر شد. او میدانست که مردم اعتبار رهبری، اعتبار آیتاللهی، اعتبار حوزوی و اعتبار سیاسی او را ندارند. مهمترین نقطه قدرت آقای خامنهای آگاهی او به نقاط ضعف است؛ چون میداند که حوزه و نخبگان سیاسی قبولش ندارند، میفهمد چگونه باید موقعیت خود را تثبیت کند و دیگران را تضعیف کند. او موفقیت و قوتش در توانایی تضعیف دیگران است. برای اینکه خودش بماند و قدرتش را حفظ کند، به صورت سیستماتیک نهاد حوزه، نهاد نظامی و نخبگان سیاسی را تضعیف میکند.
رهبران توتالیتر، از جمله آقای خامنهای، علاقه خاصی به ادبیات دارند و دوست دارند به عنوان نویسنده و شاعر شناخته شوند؛ این ویژگی مشترک است بین استالین، موسولینی، هیتلر، صدام حسین و قذافی. ادبیات و سیاست وجه مشترک زیادی دارند، چون هر دو با گفتار سر و کار دارند. رهبران توتالیتر عاشق سخنرانی و بیان هستند. آقای خامنهای مجموعه سخنرانیهایش حدود ۳۷۰ جلد منتشر شده است. هر دو (ادبیات و سیاست) نیاز به فضای عمومی و مخاطب دارند. او از ذوق و دانش متوسط خود در ادبیات فارسی استفاده کرده و قدرت خطابش نقش مهمی در شکل دادن شخصیتش به عنوان رهبر داشته است.
در زمان ریاست جمهوری، کنفرانسهای حافظ برگزار شد و آقای خامنهای به عنوان رئیس جمهور سخنرانی کرد. نوشتاری از سعیدی سیرجانی، استاد ادبیات فارسی، میگوید بهترین سخنرانی کنفرانس حافظ را آقای خامنهای انجام داده است. او با حافظه خوب و قدرت خطابی، افراد را تحت تأثیر قرار میداد. شخصیت او مدام در حال ساخته شدن بود.
مشکل «ریکوگنیشن» تا زمانی که آقای خمینی زنده بود ادامه داشت. او به عنوان رهبر انتخاب شد، اما در واقع اعتبار و قدرت کافی نداشت. آقای رفسنجانی تصور میکرد دیگر نمیتوان رهبر کاریزماتیک قدرتمندی مثل خمینی داشت، بنابراین تصمیم گرفت مملکت را اداره کند و آقای خامنهای را در موقعیتی تشریفاتی قرار دهد.
ویژگی رهبر توتالیتر این است که فقط به قدرت سیاسی فکر میکند. آقای خامنهای زندگی زاهدانه دارد و تمرکزش تنها بر قدرت سیاسی است. او روزانه چهار تا پنج ساعت بیشتر نمیخوابد، بولتنها را میخواند، به جزئیات وارد میشود، مدیران میانی و خانوادههایشان را میشناسد و حتی لازم باشد نزدیکترین افراد خود را قربانی میکند.
تمرکز هیولایی و قدرت او، او را به نمونهای تیپیکال از رهبران توتالیتر تبدیل کرده است؛ هیچ چیزی نمیخواهد جز قدرت و همه چیز در قالب قدرت معنا پیدا میکند. آقای خامنهای متولد نشده، بلکه در تناسب موقعیتها و اقتضای شرایط خود را با شرایط هماهنگ کرده و تحول پیدا کرده است.
@Khod2
❤22👍7👌7👎2🤔1🤬1
❤21👏6😁1
برخلاف گفته این فرد، تعطیلی ناگهانی فردا در سراسر کشور در وسط آیین، علتش باید مشاهدهی کمبود جمعیت شرکت کنندگان باشد.
🔗 اندیشیار (@andishyar1)
@khod2
🔗 اندیشیار (@andishyar1)
@khod2
👍30
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ته جمعیت معلوم نیست؛سیل میهنپرستان در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در استکهلم.
@khod2
@khod2
❤45🤣5👏4
👍58👎3❤2
من خدا هستم
فقط همین؟ این همه خرج کردید!این همه پاکستانی و افغانستانی و هندی و سومالیایی وارد کردید!کل کشور رو تعطیل کردید برای همین؟ @khod2
طویله صداسیما: از صبح تاکنون بیش از ۲۰ بار مصلی پر و خالی شده است.
باشه بابا میدونیم ۲۰میلیارد آدم اومدن مصلی،حتی فرازمینی ها:))))))
@khod2
باشه بابا میدونیم ۲۰میلیارد آدم اومدن مصلی،حتی فرازمینی ها:))))))
@khod2
😁47
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در پاسخ به فراخوان ۴ ژوئیه شاهزاده رضاپهلوی-لاهه.
@khod2
@khod2
❤33😁4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مادر جاویدنام پژمان قلیپور؛
باشرف جوونایی بودن که کف خیابون، سینه سپر کردن در مقابل گلوله دشمن و بلند داد زدن #جاویدشاه
پسر ساحل𓃬☼ (@Sonofthebeach22)
@khod2
باشرف جوونایی بودن که کف خیابون، سینه سپر کردن در مقابل گلوله دشمن و بلند داد زدن #جاویدشاه
پسر ساحل𓃬☼ (@Sonofthebeach22)
@khod2
❤36👏3👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جمعیت پرشمار میهنپرستان در پاسخ به فراخوان ۴ژوئیه شاهزاده رضا پهلوی.
@khod2
@khod2
👍30❤3🤣3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حضور میهن پرستان در پاسخ به فراخوان ۴ ژوئیه شاهزاده رضاپهلوی-اتاوا
@khod2
@khod2
👍26❤3🤣3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گردهمایی و راهپیمایی ایرانیان ساکن اتریش در وین.
نخستین روز از «هفته جهانی اقدام برای ایران آزاد»
شنبه ۴ ژوئیه، ۱۳ تیر
🔗 Reza Pahlavi Communications (@PahlaviComms)
@khod2
نخستین روز از «هفته جهانی اقدام برای ایران آزاد»
شنبه ۴ ژوئیه، ۱۳ تیر
🔗 Reza Pahlavi Communications (@PahlaviComms)
@khod2
👍26🤣2❤1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راهپیمایی ایرانیان دوسلدورف در نخستین روز از «هفته جهانی اقدام برای ایران آزاد»
شنبه ۴ ژوئیه، ۱۳ تیر
🔗 Reza Pahlavi Communications (@PahlaviComms)
@khod2
شنبه ۴ ژوئیه، ۱۳ تیر
🔗 Reza Pahlavi Communications (@PahlaviComms)
@khod2
👍29🤣3❤2
شبکه خبر ۲ همین الان پخش زنده از مصلی نشون میده با اینکه آفتاب غروب کرده و هوا کلن امروز خنک بوده جمعیتی که اومده کم بوده نسبت به حتی مراسم هایی مثل عید فطر.
Mamlekate
@khod2
Mamlekate
@khod2
😁37👎2
🔘در پی ترور علی خامنهای و انتصاب مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید، سایهای از ابهام و بازسازی قدرت بر ساختار جمهوری اسلامی حاکم شده است.
💢هنگامی که علی خامنهای در سال ۱۳۶۸ به رهبری رسید، نخستین گامهایش برای تثبیت اقتدار، انتصاب رئیس دفتر و سخنگو بود تا بنیان هرم قدرت بیت رهبری را استوار سازد؛ نهادی که به تدریج به یک بوروکراسی موازی و قدرتمند تبدیل شد و بر همه ارکان حکومت سایه افکند. اما امروز، پس از کشته شدن خامنهای در حمله هوایی و انتخاب مجتبی به عنوان جانشین، این الگوی تکرار نشده است.
هویت رئیس دفتر، سخنگو و حلقه اصلی بیت مجتبی همچنان در پردهای از ابهام قرار دارد و فقدان حضور عمومی شفاف او حتی در مراسم بزرگداشت پدرش پرسشهای جدی درباره حیات سیاسی و حتی جسمانیاش برانگیخته .
💢اگر مجتبی خامنهای از نظر فیزیکی زنده باشد، از منظر سیاسی عملاً مرده به شمار میرود.
انتشار یک عکس یا پیام صوتی از او، حتی در حال مجروحیت، میتوانست روایتی قهرمانانه بسازد و وفاداران را بسیج کند، بدون آنکه مخاطره امنیتی قابل توجهی ایجاد نماید.
اما سکوت مداوم و اظهارات متناقض مقامات ایرانی، این گمانه را تقویت کرده که وی یا به شدت آسیب دیده یا به حاشیه رانده شده است.
گزارشهایی از درخواست از خالد مشعل و رجب طیب اردوغان برای شرکت در مراسم ختم خامنهای و پسرش نیز بر این ابهام افزوده و حاکی از آن است که حتی حلقههای نزدیک به محور مقاومت، مرگ یا ناتوانی مجتبی را محتمل میدانستهاند.
💢در بستر سیاست واقعگرایانه، آنچه در حال وقوع است فراتر از یک مسئله شخصیست
گذار تدریجی قدرت از نهاد ولایت فقیه و بیت رهبری به سمت یک الگوی شبهجمعی الیگارشی قدرت است .
جمهوری اسلامی، که همواره بر محور یک رهبر فضل الخطاب تکیه داشته، اکنون بیش از پیش به مثابه یک شرکت سهامی عمل میکند؛ جایی که سپاه پاسداران، نهادهای امنیتی اقتصادی و نخبگان سیاسی مذهبی در قالب یک شورای غیررسمی، تصمیمگیریهای کلیدی را هدایت میکنند.
این بازسازی نه صرفاً نتیجه ضعف فردی مجتبی، بلکه پاسخی ساختاری به فشارهای خارجی، جنگ اخیر و نیاز به حفظ انسجام درونی است. سپاه به عنوان داور نهایی قدرت ظاهر شده و مشروعیت دینی را به ابزاری فرعی تبدیل کرده است.
رازآلودگی عمدی پیرامون وضعیت مجتبی و اظهارات دوپهلوی واشنگتن و تلآویو که گاه او را زنده و فعال نشان میدهند به پازل پیچیدهتری اشاره دارد.
در منطق منافع متقابل، هر دو طرف به این ابهام نیاز دارند
جمهوری اسلامی برای حفظ ظاهر مشروعیت ولایی و خرید زمان جهت بازسازی، و قدرتهای غربی برای پیشبرد اهداف خود در مدیریت گذار قدرت بدون هزینه زیاد.
💢این وضعیت میتواند بخشی از یک تفاهم ضمنی یا حتی توافق محرمانه باشد؛ توافقی که تا زمانی که توازن قوا به نفع هیچ طرفی نچرخد، حفظ میشود و به همه طرفها امکان مانور دیپلماتیک و امنیتی میدهد.
در نهایت، جمهوری اسلامی پس از خامنهای در حال گذار به مرحلهای جدید است: مرحلهای که در آن ولایت فقیه نه یک اصل الهیاتی محض، بلکه یک عنوان نمادین در میان شبکهای از منافع سازمانیافته و قدرتهای موازی خواهد بود. این تحول، هرچند با سکوت و ابهام پوشانده شده، میتواند شکننده ترین تغییر در ساختار حکومتی ایران پس از انقلاب ۵۷ باشد.
@khod2
💢هنگامی که علی خامنهای در سال ۱۳۶۸ به رهبری رسید، نخستین گامهایش برای تثبیت اقتدار، انتصاب رئیس دفتر و سخنگو بود تا بنیان هرم قدرت بیت رهبری را استوار سازد؛ نهادی که به تدریج به یک بوروکراسی موازی و قدرتمند تبدیل شد و بر همه ارکان حکومت سایه افکند. اما امروز، پس از کشته شدن خامنهای در حمله هوایی و انتخاب مجتبی به عنوان جانشین، این الگوی تکرار نشده است.
هویت رئیس دفتر، سخنگو و حلقه اصلی بیت مجتبی همچنان در پردهای از ابهام قرار دارد و فقدان حضور عمومی شفاف او حتی در مراسم بزرگداشت پدرش پرسشهای جدی درباره حیات سیاسی و حتی جسمانیاش برانگیخته .
💢اگر مجتبی خامنهای از نظر فیزیکی زنده باشد، از منظر سیاسی عملاً مرده به شمار میرود.
انتشار یک عکس یا پیام صوتی از او، حتی در حال مجروحیت، میتوانست روایتی قهرمانانه بسازد و وفاداران را بسیج کند، بدون آنکه مخاطره امنیتی قابل توجهی ایجاد نماید.
اما سکوت مداوم و اظهارات متناقض مقامات ایرانی، این گمانه را تقویت کرده که وی یا به شدت آسیب دیده یا به حاشیه رانده شده است.
گزارشهایی از درخواست از خالد مشعل و رجب طیب اردوغان برای شرکت در مراسم ختم خامنهای و پسرش نیز بر این ابهام افزوده و حاکی از آن است که حتی حلقههای نزدیک به محور مقاومت، مرگ یا ناتوانی مجتبی را محتمل میدانستهاند.
💢در بستر سیاست واقعگرایانه، آنچه در حال وقوع است فراتر از یک مسئله شخصیست
گذار تدریجی قدرت از نهاد ولایت فقیه و بیت رهبری به سمت یک الگوی شبهجمعی الیگارشی قدرت است .
جمهوری اسلامی، که همواره بر محور یک رهبر فضل الخطاب تکیه داشته، اکنون بیش از پیش به مثابه یک شرکت سهامی عمل میکند؛ جایی که سپاه پاسداران، نهادهای امنیتی اقتصادی و نخبگان سیاسی مذهبی در قالب یک شورای غیررسمی، تصمیمگیریهای کلیدی را هدایت میکنند.
این بازسازی نه صرفاً نتیجه ضعف فردی مجتبی، بلکه پاسخی ساختاری به فشارهای خارجی، جنگ اخیر و نیاز به حفظ انسجام درونی است. سپاه به عنوان داور نهایی قدرت ظاهر شده و مشروعیت دینی را به ابزاری فرعی تبدیل کرده است.
رازآلودگی عمدی پیرامون وضعیت مجتبی و اظهارات دوپهلوی واشنگتن و تلآویو که گاه او را زنده و فعال نشان میدهند به پازل پیچیدهتری اشاره دارد.
در منطق منافع متقابل، هر دو طرف به این ابهام نیاز دارند
جمهوری اسلامی برای حفظ ظاهر مشروعیت ولایی و خرید زمان جهت بازسازی، و قدرتهای غربی برای پیشبرد اهداف خود در مدیریت گذار قدرت بدون هزینه زیاد.
💢این وضعیت میتواند بخشی از یک تفاهم ضمنی یا حتی توافق محرمانه باشد؛ توافقی که تا زمانی که توازن قوا به نفع هیچ طرفی نچرخد، حفظ میشود و به همه طرفها امکان مانور دیپلماتیک و امنیتی میدهد.
در نهایت، جمهوری اسلامی پس از خامنهای در حال گذار به مرحلهای جدید است: مرحلهای که در آن ولایت فقیه نه یک اصل الهیاتی محض، بلکه یک عنوان نمادین در میان شبکهای از منافع سازمانیافته و قدرتهای موازی خواهد بود. این تحول، هرچند با سکوت و ابهام پوشانده شده، میتواند شکننده ترین تغییر در ساختار حکومتی ایران پس از انقلاب ۵۷ باشد.
@khod2
👍22❤11😁2