This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه مشت اوباش وحشیِ قمه و قداره به دست رو فرستادن تو خیابون تا به شاهزاده رضا پهلوی فحاشی کنن!
اینجوری که زوزه میکشین نشون میده شاهزاده کارش رو به درستی انجام داده👌
@khod2
اینجوری که زوزه میکشین نشون میده شاهزاده کارش رو به درستی انجام داده👌
@khod2
👍65👎6🔥3🤬3👌3
فیلم اعتراضات فرانسه و معترضان پرچم فلسطین به دست رو میبینم کیف میکنم .
تازه رسیدن به ۵۰ سال پیش ما
مبارکتون باشه
نوش فغانس
@khod2
تازه رسیدن به ۵۰ سال پیش ما
مبارکتون باشه
نوش فغانس
@khod2
👍73👏8❤4😁2👎1
سیاوش جمشیدی خیرآبادی، از بازداشتشدگان انقلاب ملی شیر و خورشید، در شهرکرد اعدام شد.
حکم اعدام #سیاوش_جمشیدی خیرآبادی، از بازداشتشدگان دیماه ۱۴۰۴ در شهرکرد، بامداد شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵ اجرا شد. او با اتهامهای «محاربه از طریق کشیدن و شلیک سلاح گرم» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به اعدام محکوم شده بود.
ebrahim_allahbakhshi
@khod2
حکم اعدام #سیاوش_جمشیدی خیرآبادی، از بازداشتشدگان دیماه ۱۴۰۴ در شهرکرد، بامداد شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵ اجرا شد. او با اتهامهای «محاربه از طریق کشیدن و شلیک سلاح گرم» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به اعدام محکوم شده بود.
ebrahim_allahbakhshi
@khod2
💔34🤬11😭5❤2🤣2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام مهران بصیر توانا، ۲۹ ساله و اهل فومن، ورزشکار و از کارکنان یک کلوچهپزی بود. او روز ۲۵ آبان ۱۴۰۱ در جریان اعتراضات صومعهسرا، هنگامی که برای کمک به زنی سالمند پیش رفت، هدف تیراندازی نیروهای حکومتی قرار گرفت.
بنا بر گزارشهای منتشرشده، مأموران در حال ضربوشتم آن زن بودند و مهران برای وساطت مداخله کرد. آنها از فاصله نزدیک گلولهای جنگی به قفسه سینه او شلیک کردند. مهران پس از انتقال به بیمارستان پورسینای رشت، سه روز در کما بود و در ۲۸ آبان جان باخت.
خانواده او از آن زمان برای پیگیری کشتهشدن فرزندشان با احضار، تهدید و بازداشت مواجه شدهاند. رباب نمازی، مادر جاویدنام مهران بصیر توانا, با وجود این فشارها همچنان خواهان روشنشدن حقیقت و پاسخگویی عاملان کشتهشدن پسرش است.
Manoto
@khod2
بنا بر گزارشهای منتشرشده، مأموران در حال ضربوشتم آن زن بودند و مهران برای وساطت مداخله کرد. آنها از فاصله نزدیک گلولهای جنگی به قفسه سینه او شلیک کردند. مهران پس از انتقال به بیمارستان پورسینای رشت، سه روز در کما بود و در ۲۸ آبان جان باخت.
خانواده او از آن زمان برای پیگیری کشتهشدن فرزندشان با احضار، تهدید و بازداشت مواجه شدهاند. رباب نمازی، مادر جاویدنام مهران بصیر توانا, با وجود این فشارها همچنان خواهان روشنشدن حقیقت و پاسخگویی عاملان کشتهشدن پسرش است.
Manoto
@khod2
❤18😭7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحبت های جاویدنام محسن شریف کاظمی در روز جشن مهرگان.
معلم شریف، جاویدنام محسن شریف کاظمی در فردیس کرج با گلوله سرکوبگران جمهوری اسلامی کشته شد.
@khod2
معلم شریف، جاویدنام محسن شریف کاظمی در فردیس کرج با گلوله سرکوبگران جمهوری اسلامی کشته شد.
@khod2
💔41❤5🤣2🤬1😭1
نوید الیاسی، متولد ۱۳۸۴، با اتهام «محاربه» در زندان دستگرد اصفهان
#نوید_الیاسی، متولد ۲۵ آذر ۱۳۸۴، روز ۱۳ بهمن با یورش مأموران امنیتی به منزل بازداشت شد و اکنون در زندان مرکزی اصفهان (دستگرد) نگهداری میشود.
به گفته نزدیکان، او ۶۴ روز از تماس و ملاقات محروم بود و در نخستین ملاقات، آثار جراحت بر گردن، دست و پهلوی او مشهود بوده و بهدلیل وضعیت جسمانی نامناسب بهسختی راه میرفته است.
نوید در پرونده موسوم به «میدان شهدا» با اتهامهای «محاربه از طریق تخریب اموال عمومی» و «محاربه از طریق کشیدن سلاح سرد» محاکمه شده است. خانواده میگویند مدرک تصویری مستقیمی علیه او وجود ندارد و اعترافاتش تحت شکنجه و فشار گرفته شده است.
کیفرخواست نیز در زمانی صادر شده که نوید در انفرادی و بدون دسترسی به خانواده و وکیل بوده است. وکیل او نیز از محدودیت در مطالعه کامل پرونده و ملاقات با موکلش خبر داده است.
ebrahim_allahbakhshi
@khod2
#نوید_الیاسی، متولد ۲۵ آذر ۱۳۸۴، روز ۱۳ بهمن با یورش مأموران امنیتی به منزل بازداشت شد و اکنون در زندان مرکزی اصفهان (دستگرد) نگهداری میشود.
به گفته نزدیکان، او ۶۴ روز از تماس و ملاقات محروم بود و در نخستین ملاقات، آثار جراحت بر گردن، دست و پهلوی او مشهود بوده و بهدلیل وضعیت جسمانی نامناسب بهسختی راه میرفته است.
نوید در پرونده موسوم به «میدان شهدا» با اتهامهای «محاربه از طریق تخریب اموال عمومی» و «محاربه از طریق کشیدن سلاح سرد» محاکمه شده است. خانواده میگویند مدرک تصویری مستقیمی علیه او وجود ندارد و اعترافاتش تحت شکنجه و فشار گرفته شده است.
کیفرخواست نیز در زمانی صادر شده که نوید در انفرادی و بدون دسترسی به خانواده و وکیل بوده است. وکیل او نیز از محدودیت در مطالعه کامل پرونده و ملاقات با موکلش خبر داده است.
ebrahim_allahbakhshi
@khod2
🤬29😡4🤣2😭1
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، علیرضا سپاهی، از بازداشتشدگان دیماه و از محکومان پرونده «میدان علیخانی» اصفهان، برای اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی زندان دستگرد منتقل شده و سمیه افشار، مادر او را که خود زندانی است، برای آخرین ملاقات به زندان بردند.
ايران اينترنشنال (@IranIntl)
@khod2
ايران اينترنشنال (@IranIntl)
@khod2
😭32🤬12💔4🤣2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با افتخار از هلهله کنندگان ۹ اسفند هستیم✌️
ما هلهله میکردیم، مجری آیت الله بی بی سی عزادار بود.
@khod2
ما هلهله میکردیم، مجری آیت الله بی بی سی عزادار بود.
@khod2
💯33👍16🤣3👎1
من خدا هستم
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، علیرضا سپاهی، از بازداشتشدگان دیماه و از محکومان پرونده «میدان علیخانی» اصفهان، برای اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی زندان دستگرد منتقل شده و سمیه افشار، مادر او را که خود زندانی است، برای آخرین ملاقات به زندان…
وقاحت خاصی میخواد؛ بعد از قتل عام بیش از چهل هزار ایرانی، با شکنجه اعتراف بگیری،کشتن زن باردار، کشتن نوزاد، شلیک به اعضای خانواده جاویدنامان وقتی بالای سر پیکر عزیزشون بودن که روی زمین افتاده بودن، شلیک به بچه دوسالهای که روی دوش پدرش بود، از مسببین این جنایت و کسانی که این بلا رو سر مردم آوردن حمایت کنی، بعد بیای از «جنایت معترضین» حرف بزنی!
نوشته من اگه کارهای بودم، همین بلا رو سرشون میآوردم؛ رهبرت که همه کاره بود، در صبح زیبای نهم اسفند تقاص قتل عام بیش از چهل هزار ایرانی رو پس داد، نوبت باقی مسببین این جنایت هم میشه!
شما اول اسم میدان رو یاد بگیر، بعد برای باقی مسائل و اتفاقاتی که افتاده اظهارنظر کن!
@khod2
نوشته من اگه کارهای بودم، همین بلا رو سرشون میآوردم؛ رهبرت که همه کاره بود، در صبح زیبای نهم اسفند تقاص قتل عام بیش از چهل هزار ایرانی رو پس داد، نوبت باقی مسببین این جنایت هم میشه!
شما اول اسم میدان رو یاد بگیر، بعد برای باقی مسائل و اتفاقاتی که افتاده اظهارنظر کن!
@khod2
👍38
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس:
ایران خود را برای بدترین سناریو ها آماده کرده است،برای جنگ گسترده آمادگی داریم.
@khod2
ایران خود را برای بدترین سناریو ها آماده کرده است،برای جنگ گسترده آمادگی داریم.
@khod2
😁33🤬3💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیوئی از دی ماه که در آن اوباش حکومتی در حال شلیک به معترضانی که بادست خالی در حال فرار هستن رو نشون میده!
@khod
@khod
🤬40😭3
یکی از همون جوونهاییه که اسمش کمتر شنیده شده؛ یه جوون ۲۳ ساله، یه تازهداماد، یه دنیا آرزوی ناتمام…
#محمد_میرآقارضایی
Kämpfer (@WarriorKampfer)
@khod2
#محمد_میرآقارضایی
Kämpfer (@WarriorKampfer)
@khod2
💔52😭14🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📝 انتقال علیرضا سپاهی به سلول انفرادی
منابع حقوق بشری روز یکشنبه ۱۲ مهر با اعلام خبر انتقال علیرضا سپاهی، از بازداشتشدگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ و یکی از متهمان پرونده موسوم به «میدان علیخانی اصفهان»، به سلول انفرادی زندان دستگرد، نسبت به افزایش خطر اجرای حکم اعدام او هشدار دادند.
📝 امشب خطبه عقد علیرضا سپاهی با دختری که عاشق یکدیگر هستند، مهشاد کشانی توسط امیرسالار داوودی در زندان خوانده و آنها به عقد همدیگر در آمدند. مهشاد همسر علیرضا درخواست ملاقات کرده و خطر اجرای حکم اعدام وجود داد.
FSeifikaran
@khod2
منابع حقوق بشری روز یکشنبه ۱۲ مهر با اعلام خبر انتقال علیرضا سپاهی، از بازداشتشدگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ و یکی از متهمان پرونده موسوم به «میدان علیخانی اصفهان»، به سلول انفرادی زندان دستگرد، نسبت به افزایش خطر اجرای حکم اعدام او هشدار دادند.
📝 امشب خطبه عقد علیرضا سپاهی با دختری که عاشق یکدیگر هستند، مهشاد کشانی توسط امیرسالار داوودی در زندان خوانده و آنها به عقد همدیگر در آمدند. مهشاد همسر علیرضا درخواست ملاقات کرده و خطر اجرای حکم اعدام وجود داد.
FSeifikaran
@khod2
💔29🤬6😭2
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
پاسخ به احمد فعال بخش سوم
جناب فعال عزیزپاسخ شما طولانی بود و طبیعتاً پاسخ به تمام جزئیات آن هم متن را بسیار طولانی میکند. بنابراین سعی میکنم به ترتیب به محورهای اصلی متن شما پاسخ بدهم.
در مورد بحث کارکردگرایی و تشبیه جامعه به بدن، به نظرم اینجا کمی موضوع را از آنچه هست پیچیدهتر کردهاید. من این تشبیه را بهعنوان یک مدل فلسفی یا جامعهشناختی برای توضیح تمام سازوکارهای جامعه مطرح نکردم که حالا با رد کارکردگرایی، کل استدلال من فرو بریزد. تشبیه من ناظر به یک نکته مشخص بود: وقتی یک جامعه در وضعیت بحرانی قرار دارد و سازوکارهای درونی اصلاح و تغییر آن بارها امتحان شده و به نتیجه مطلوب نرسیده، این احتمال که راهحل از بیرون آن سیستم بیاید را نمیتوان صرفاً به دلیل «بیرونی بودن» رد کرد.
اما در خصوص مشروعیت رهبری رضا پهلوی، خب، این محصول یک فرایند تاریخی انباشتی است، نه اینکه از خلأ و یکشبه ظاهر شده باشد. خود شما هم در پشتوانه اجتماعی ایشان تردید ندارید.
اما این پشتوانه از کجا آمده و آیا میشود فراخوان دیماه و استقبال میلیونی از آن را بهعنوان مشروعیت رهبری ایشان برای دوران گذار برداشت کرد؟
به زعم من، اگر این فرایند انباشت تاریخی را بررسی کنیم، پاسخ مثبت است.
گفتمان جامعه مدنی سیال است و رهبری این گفتمانها نیز با تغییر گفتمان تغییر میکند.
در دوم خرداد ۷۶، گفتمان غالب، اصلاحات بود و مشخصاً رهبری این گفتمان با محمد خاتمی بود. در آن کانتکست، گفتمان براندازی در حاشیهایترین حالت ممکن قرار داشت و در کلیت جامعه مدنی، بهجز معدود افرادی، کسی در پی براندازی نبود.
بله، در آن کانتکست، آقای پهلوی جایگاه خاصی در گفتمانهای جامعه نداشتند و صرفاً بهعنوان ولیعهد نظام سابق شناخته میشدند.
در جنبش عظیم ۸۸ هم گفتمان غالب، اصلاحات بود؛ ولی این گفتمان بسیار رادیکالتر از گفتمان دوم خرداد بود و مشخصاً رهبری این گفتمان با میرحسین موسوی بود؛ کسی که توانست آن جمعیت عظیم را نزدیک به چند ماه در صحنه حاضر نگه دارد.
در آن سال هم گفتمان براندازی محلی از اعراب نداشت و جالب اینجاست که خود رضا پهلوی هم مچبند سبز بست و با گفتمان غالب همراهی کرد.
تا سال ۹۶ کماکان گفتمان غالب، اصلاحات بود؛ تا دیماه ۹۶ که میشود آن را آغاز نقشآفرینی گفتمان براندازی و خروج آن از حاشیه دانست؛ با شعارهایی مثل «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» یا «رضاشاه، روحت شاد».
این گفتمان ابراز وجود کرد و ستیز و تخریب پهلوی که بیش از ۴۰ سال ذیل پروپاگاندای نظام بود، ناگهان نتیجه عکس داد. شعار «رضاشاه، روحت شاد» به طغیان علیه وضع موجود تبدیل شد و نماد گفتمان براندازی شد؛ اما کماکان گفتمان براندازی یک گفتمان رقیب بود، نه گفتمان غالب.
با اینکه شعار «رضاشاه، روحت شاد» نماد گفتمان براندازی بود، درون خود این گفتمان هنوز وفاق و وحدت رویه شکل نگرفته بود که البته نقش جمهوری اسلامی در اپوزیسیونسازی و تفرقهاندازی در این عدم وفاق آشکار بود.
۱۴۰۱ نقطه عطفی در گفتمان براندازی بود. بعد از آن، راه چپها، مجاهدین و صادراتیهای رژیم از آن جمعیت برانداز ملیگرا جدا شد و در یک فرایند تاریخی، این تسویه صورت گرفت. در طی این فرایند تاریخی، سرمایه اجتماعی برای شخص رضا پهلوی بهعنوان نماد جریان برانداز ملیگرا انباشته شد.
و بله، تا قبل از این تغییر گفتمان، شاید آقای پهلوی توان بسیج مردمی را نداشت و این موضوع به کنایه چپها و صادراتیهایی مثل حسین رزاق تبدیل شده بود که میگفتند اگر پهلوی بتواند ۱۰۰۰ نفر را به خیابان بیاورد، رهبری او را تأیید میکنند.
پس اگر پیشنهاد یا کنش پیشینی جناب پهلوی پاسخ مناسبی از جامعه دریافت نکرده بود، به خاطر گفتمانهای حاکم بر جامعه مدنی بوده است.
وقتی در دیماه ۴۰۴ گفتمان براندازی با اکثریت ملیگرا به گفتمان غالب تبدیل شد، شخص رضا پهلوی بهعنوان نماد این گفتمان، تنها رهبر مشروع این جریان است.
البته این بههیچعنوان به معنی غالب بودن سلطنتطلبی نیست. بسیاری از این اکثریت ملیگرا جمهوریخواه هستند، بسیاری مشروطهخواه و برخی هم مثل من مینارشیست هستند که برایشان جمهوری و پادشاهی علیالسویه است.
ولی همه این جریانات در دو نقطه اتفاقنظر دارند: اول، ملیگرایی و دوم، گذار از جمهوری اسلامی.
شخص رضا پهلوی نماد و رهبر مشروع این گفتمان است و وزن و سرمایه اجتماعی ایشان ناشی از همین گفتمان است که امروز به گفتمان غالب تبدیل شده است.
حتی پیمایش گمان (با توجه به اینکه عمار ملکی خودش چپگراست و با پهلوی ضدیت دارد) در سال ۲۰۲۴، با وجود تمام محدودیتهایی که هر پیمایش اینترنتی دارد، نشان میداد رضا پهلوی در میان چهرههای مخالف جمهوری اسلامی ۳۱ درصد حمایت اظهارشده داشته است؛ در همان پیمایش، حدود ۷۰ درصد با ادامه جمهوری اسلامی مخالفت کرده بودند.
جناب فعال عزیزپاسخ شما طولانی بود و طبیعتاً پاسخ به تمام جزئیات آن هم متن را بسیار طولانی میکند. بنابراین سعی میکنم به ترتیب به محورهای اصلی متن شما پاسخ بدهم.
در مورد بحث کارکردگرایی و تشبیه جامعه به بدن، به نظرم اینجا کمی موضوع را از آنچه هست پیچیدهتر کردهاید. من این تشبیه را بهعنوان یک مدل فلسفی یا جامعهشناختی برای توضیح تمام سازوکارهای جامعه مطرح نکردم که حالا با رد کارکردگرایی، کل استدلال من فرو بریزد. تشبیه من ناظر به یک نکته مشخص بود: وقتی یک جامعه در وضعیت بحرانی قرار دارد و سازوکارهای درونی اصلاح و تغییر آن بارها امتحان شده و به نتیجه مطلوب نرسیده، این احتمال که راهحل از بیرون آن سیستم بیاید را نمیتوان صرفاً به دلیل «بیرونی بودن» رد کرد.
اما در خصوص مشروعیت رهبری رضا پهلوی، خب، این محصول یک فرایند تاریخی انباشتی است، نه اینکه از خلأ و یکشبه ظاهر شده باشد. خود شما هم در پشتوانه اجتماعی ایشان تردید ندارید.
اما این پشتوانه از کجا آمده و آیا میشود فراخوان دیماه و استقبال میلیونی از آن را بهعنوان مشروعیت رهبری ایشان برای دوران گذار برداشت کرد؟
به زعم من، اگر این فرایند انباشت تاریخی را بررسی کنیم، پاسخ مثبت است.
گفتمان جامعه مدنی سیال است و رهبری این گفتمانها نیز با تغییر گفتمان تغییر میکند.
در دوم خرداد ۷۶، گفتمان غالب، اصلاحات بود و مشخصاً رهبری این گفتمان با محمد خاتمی بود. در آن کانتکست، گفتمان براندازی در حاشیهایترین حالت ممکن قرار داشت و در کلیت جامعه مدنی، بهجز معدود افرادی، کسی در پی براندازی نبود.
بله، در آن کانتکست، آقای پهلوی جایگاه خاصی در گفتمانهای جامعه نداشتند و صرفاً بهعنوان ولیعهد نظام سابق شناخته میشدند.
در جنبش عظیم ۸۸ هم گفتمان غالب، اصلاحات بود؛ ولی این گفتمان بسیار رادیکالتر از گفتمان دوم خرداد بود و مشخصاً رهبری این گفتمان با میرحسین موسوی بود؛ کسی که توانست آن جمعیت عظیم را نزدیک به چند ماه در صحنه حاضر نگه دارد.
در آن سال هم گفتمان براندازی محلی از اعراب نداشت و جالب اینجاست که خود رضا پهلوی هم مچبند سبز بست و با گفتمان غالب همراهی کرد.
تا سال ۹۶ کماکان گفتمان غالب، اصلاحات بود؛ تا دیماه ۹۶ که میشود آن را آغاز نقشآفرینی گفتمان براندازی و خروج آن از حاشیه دانست؛ با شعارهایی مثل «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» یا «رضاشاه، روحت شاد».
این گفتمان ابراز وجود کرد و ستیز و تخریب پهلوی که بیش از ۴۰ سال ذیل پروپاگاندای نظام بود، ناگهان نتیجه عکس داد. شعار «رضاشاه، روحت شاد» به طغیان علیه وضع موجود تبدیل شد و نماد گفتمان براندازی شد؛ اما کماکان گفتمان براندازی یک گفتمان رقیب بود، نه گفتمان غالب.
با اینکه شعار «رضاشاه، روحت شاد» نماد گفتمان براندازی بود، درون خود این گفتمان هنوز وفاق و وحدت رویه شکل نگرفته بود که البته نقش جمهوری اسلامی در اپوزیسیونسازی و تفرقهاندازی در این عدم وفاق آشکار بود.
۱۴۰۱ نقطه عطفی در گفتمان براندازی بود. بعد از آن، راه چپها، مجاهدین و صادراتیهای رژیم از آن جمعیت برانداز ملیگرا جدا شد و در یک فرایند تاریخی، این تسویه صورت گرفت. در طی این فرایند تاریخی، سرمایه اجتماعی برای شخص رضا پهلوی بهعنوان نماد جریان برانداز ملیگرا انباشته شد.
و بله، تا قبل از این تغییر گفتمان، شاید آقای پهلوی توان بسیج مردمی را نداشت و این موضوع به کنایه چپها و صادراتیهایی مثل حسین رزاق تبدیل شده بود که میگفتند اگر پهلوی بتواند ۱۰۰۰ نفر را به خیابان بیاورد، رهبری او را تأیید میکنند.
پس اگر پیشنهاد یا کنش پیشینی جناب پهلوی پاسخ مناسبی از جامعه دریافت نکرده بود، به خاطر گفتمانهای حاکم بر جامعه مدنی بوده است.
وقتی در دیماه ۴۰۴ گفتمان براندازی با اکثریت ملیگرا به گفتمان غالب تبدیل شد، شخص رضا پهلوی بهعنوان نماد این گفتمان، تنها رهبر مشروع این جریان است.
البته این بههیچعنوان به معنی غالب بودن سلطنتطلبی نیست. بسیاری از این اکثریت ملیگرا جمهوریخواه هستند، بسیاری مشروطهخواه و برخی هم مثل من مینارشیست هستند که برایشان جمهوری و پادشاهی علیالسویه است.
ولی همه این جریانات در دو نقطه اتفاقنظر دارند: اول، ملیگرایی و دوم، گذار از جمهوری اسلامی.
شخص رضا پهلوی نماد و رهبر مشروع این گفتمان است و وزن و سرمایه اجتماعی ایشان ناشی از همین گفتمان است که امروز به گفتمان غالب تبدیل شده است.
حتی پیمایش گمان (با توجه به اینکه عمار ملکی خودش چپگراست و با پهلوی ضدیت دارد) در سال ۲۰۲۴، با وجود تمام محدودیتهایی که هر پیمایش اینترنتی دارد، نشان میداد رضا پهلوی در میان چهرههای مخالف جمهوری اسلامی ۳۱ درصد حمایت اظهارشده داشته است؛ در همان پیمایش، حدود ۷۰ درصد با ادامه جمهوری اسلامی مخالفت کرده بودند.
Telegram
بیان آزادی
پاسخ به یادداشت انتقادی هادس درباره
پیامدهای جنگ، صلاحیتهای رهبری رضا پهلوی
و نقد نگاههای قیممابانه (1)
احمد فعال
رویه کانال بیان آزادی این است که اگر انتقادی و نقدی به یک یادداشت و یا یک مقاله و یا یک اظهارنظر دارد، ابتدا قبل از آن، متن آن یادداشت…
پیامدهای جنگ، صلاحیتهای رهبری رضا پهلوی
و نقد نگاههای قیممابانه (1)
احمد فعال
رویه کانال بیان آزادی این است که اگر انتقادی و نقدی به یک یادداشت و یا یک مقاله و یا یک اظهارنظر دارد، ابتدا قبل از آن، متن آن یادداشت…
👍10❤3
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
نکته جالبتر اینکه حمایت از پهلوی فقط محدود به کسانی نبود که خود را سلطنتطلب میدانند؛ در میان جمهوریخواهان و کسانی که شکل نظام مشخصی را ترجیح نمیدادند نیز بخشی از پاسخدهندگان از او حمایت کرده بودند.
در جای دیگری فرمودید بخشی از این استقبال از فراخوان واکنشی بوده و برخی به فلان علت و برخی به فلان علت در آن شرکت کردهاند.
خب، مگر در سایر موارد چنین نبوده است؟ مگر انتخاب یک گزینه همیشه تکعاملی بوده است؟
مگر ۲۰ میلیون رأی سال ۷۶ خاتمی، همگی اصلاحطلب بودند؟ بخش عمدهای از این آرا از بغض ناطق نوری بود، نه حب خاتمی؛ این دیگر تجربه زیسته ماست.
یا در انتخابات ۹۶، آن بیستوچند میلیونی که به روحانی رأی دادند، عاشق سینهچاک روباه بنفش بودند؟ یا از بغض رئیسی به روحانی رأی دادند؟ یا در دوگانه پزشکیان و جلیلی؟
انتخاب، چه آگاهانه باشد، چه از روی ایدئولوژی و چه واکنشی، در نهایت انتخاب است.
و یک جمعیت اکثریتی از جامعه، در دوگانه پهلوی و جمهوری اسلامی، پهلوی را انتخاب کردند.
این انتخاب، هر عاملی داشته باشد، در نهایت انتخاب است.
آیا همه مردم ایران ایشان را انتخاب کردند؟ مسلماً خیر؛ همانطور که در دوگانه رئیسی و روحانی، ۱۰ میلیون نفر رئیسی را انتخاب کردند.
ولی چیزی که انکارناپذیر است، این نکته است که یک اکثریت از جامعه مدنی، پهلوی را بهعنوان رهبر دوران گذار پذیرفتند.
اما اصل بحث ما چیز دیگری است.
رضا پهلوی موضوع اصلی بحث نیست. ایشان یک چهره سیاسی است که سرمایه اجتماعی و وزن سیاسی بالایی دارد و میتواند از یک راهحل مشخص دفاع کند. بحث اصلی من «مشروعیت و عقلانیت مداخله خارجی» است، نه اینکه چون جناب پهلوی این پیشنهاد را مطرح کرده، پس مشروع است یا غیرمشروع.
رضا پهلوی رئیسجمهور آمریکا نیست. نخستوزیر اسرائیل هم نیست. نه میتواند به ترامپ دستور بدهد و نه به دولت اسرائیل. او میتواند از یک سیاست حمایت کند یا برای آن لابی کند؛ اما تصمیم نهایی را دولتهای مستقل، بر اساس منافع و محاسبات خودشان، میگیرند.
پس سؤال واقعی این نیست که «آیا رضا پهلوی حق دارد برای مردم ایران تصمیم بگیرد؟» چون پیشنهاد دادن با تصمیم گرفتن یکی نیست.
پیشنهاد سیاسی برابر با تصمیم سیاسی نیست.
من میتونم بگم مداخله خارجی را راهحل میدانم؛ این به این معنا نیست که اختیار اجرای آن را دارم.
همانطور که شما میفرمایید مقاومت مدنی را راهحل میدانید، بدون اینکه به این معنا باشد که تمام جامعه ایران موظف است از آن پیروی کند.
در نهایت، شکل نظام آینده، قانون اساسی آینده و سازوکار حکومت آینده باید از طریق سازوکاری که مردم در آن امکان انتخاب داشته باشند، تعیین شود؛ انتخابات، همهپرسی، مجلس مؤسسان یا هر سازوکار معتبر دیگری که در فرایند گذار شکل بگیرد.
اما این موضوع با بحث مرحله گذار یکی نیست.
نقش در گذار برابر با نمایندگی کل ملت یا تعیین شکل نظام آینده نیست.
در مورد تشبیه پزشک هم ظاهراً منظور من را بهگونه دیگری برداشت کردهاید. وقتی گفتم پزشک، منظورم «پزشک خیرخواهی که آمده جامعه را نجات بدهد» نبود. پزشک در این تشبیه صرفاً نماد یک عامل بیرونی برای مداخله در یک وضعیت بحرانی بود. همانطور که پزشک ممکن است درمان را با وجود ریسک انتخاب کند، در سیاست هم ممکن است یک جامعه یا نیروهای سیاسی به این نتیجه برسند که یک گزینه پرریسک، در مقایسه با ادامه وضعیت موجود، قابل بررسی است.
اینکه مداخله خارجی میتواند پیامدهای بسیار سنگینی داشته باشد را من اصلاً انکار نمیکنم. اتفاقاً بحث من دقیقاً همین است: باید هزینه و ریسک مداخله را با هزینه و ریسک عدم مداخله مقایسه کرد.
چون «عدم مداخله» هم خودش یک انتخاب است؛ انتخاب ادامه وضع موجود.
اگر شما میفرمایید مداخله خارجی ناموجه است، سؤال من این است: دقیقاً به چه دلیل؟
اگر استدلال شما بر اساس پیامدهاست، آیا پیامدهای عدم مداخله و ادامه جمهوری اسلامی را هم باید در محاسبه وارد کرد یا نه؟
فساد ساختاری و عدم پاسخگویی، فرسایش اقتصادی، بحران آب و انرژی، ماجراجوییهای منطقهای، ایدئولوژی اسلامگرایی، هلال شیعی، محور مقاومت، آرمان کذایی فلسطین، امتگرایی، قربانی کردن منافع ملی برای سیاستهای ایدئولوژیک، غربستیزی، آمریکاستیزی و اسرائیلستیزی احمقانه، سیاست خارجی پرهزینه و وابستگی فزاینده به روسیه و چین، همگی بخشی از هزینه ادامه وضع موجود هستند.
وقتی وزیر خارجه وقت جمهوری اسلامی در یک تریبون رسمی میگوید در توافق ایران با غرب باید منافع روسیه نیز لحاظ شود، خب، شما خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
اگر بحث انتخاب میان جنگ و صلح بود، میشد مواضع شما را درک کرد؛ ولی در خصوص شرایط فعلی جمهوری اسلامی، جنگ آمریکا با نظام یک وضعیت است، اما عدم وقوع این جنگ مساوی با صلح نیست؛ بلکه وضعیت دیگر، جنگ نظام جمهوری اسلامی با مردم ایران است.
در جای دیگری فرمودید بخشی از این استقبال از فراخوان واکنشی بوده و برخی به فلان علت و برخی به فلان علت در آن شرکت کردهاند.
خب، مگر در سایر موارد چنین نبوده است؟ مگر انتخاب یک گزینه همیشه تکعاملی بوده است؟
مگر ۲۰ میلیون رأی سال ۷۶ خاتمی، همگی اصلاحطلب بودند؟ بخش عمدهای از این آرا از بغض ناطق نوری بود، نه حب خاتمی؛ این دیگر تجربه زیسته ماست.
یا در انتخابات ۹۶، آن بیستوچند میلیونی که به روحانی رأی دادند، عاشق سینهچاک روباه بنفش بودند؟ یا از بغض رئیسی به روحانی رأی دادند؟ یا در دوگانه پزشکیان و جلیلی؟
انتخاب، چه آگاهانه باشد، چه از روی ایدئولوژی و چه واکنشی، در نهایت انتخاب است.
و یک جمعیت اکثریتی از جامعه، در دوگانه پهلوی و جمهوری اسلامی، پهلوی را انتخاب کردند.
این انتخاب، هر عاملی داشته باشد، در نهایت انتخاب است.
آیا همه مردم ایران ایشان را انتخاب کردند؟ مسلماً خیر؛ همانطور که در دوگانه رئیسی و روحانی، ۱۰ میلیون نفر رئیسی را انتخاب کردند.
ولی چیزی که انکارناپذیر است، این نکته است که یک اکثریت از جامعه مدنی، پهلوی را بهعنوان رهبر دوران گذار پذیرفتند.
اما اصل بحث ما چیز دیگری است.
رضا پهلوی موضوع اصلی بحث نیست. ایشان یک چهره سیاسی است که سرمایه اجتماعی و وزن سیاسی بالایی دارد و میتواند از یک راهحل مشخص دفاع کند. بحث اصلی من «مشروعیت و عقلانیت مداخله خارجی» است، نه اینکه چون جناب پهلوی این پیشنهاد را مطرح کرده، پس مشروع است یا غیرمشروع.
رضا پهلوی رئیسجمهور آمریکا نیست. نخستوزیر اسرائیل هم نیست. نه میتواند به ترامپ دستور بدهد و نه به دولت اسرائیل. او میتواند از یک سیاست حمایت کند یا برای آن لابی کند؛ اما تصمیم نهایی را دولتهای مستقل، بر اساس منافع و محاسبات خودشان، میگیرند.
پس سؤال واقعی این نیست که «آیا رضا پهلوی حق دارد برای مردم ایران تصمیم بگیرد؟» چون پیشنهاد دادن با تصمیم گرفتن یکی نیست.
پیشنهاد سیاسی برابر با تصمیم سیاسی نیست.
من میتونم بگم مداخله خارجی را راهحل میدانم؛ این به این معنا نیست که اختیار اجرای آن را دارم.
همانطور که شما میفرمایید مقاومت مدنی را راهحل میدانید، بدون اینکه به این معنا باشد که تمام جامعه ایران موظف است از آن پیروی کند.
در نهایت، شکل نظام آینده، قانون اساسی آینده و سازوکار حکومت آینده باید از طریق سازوکاری که مردم در آن امکان انتخاب داشته باشند، تعیین شود؛ انتخابات، همهپرسی، مجلس مؤسسان یا هر سازوکار معتبر دیگری که در فرایند گذار شکل بگیرد.
اما این موضوع با بحث مرحله گذار یکی نیست.
نقش در گذار برابر با نمایندگی کل ملت یا تعیین شکل نظام آینده نیست.
در مورد تشبیه پزشک هم ظاهراً منظور من را بهگونه دیگری برداشت کردهاید. وقتی گفتم پزشک، منظورم «پزشک خیرخواهی که آمده جامعه را نجات بدهد» نبود. پزشک در این تشبیه صرفاً نماد یک عامل بیرونی برای مداخله در یک وضعیت بحرانی بود. همانطور که پزشک ممکن است درمان را با وجود ریسک انتخاب کند، در سیاست هم ممکن است یک جامعه یا نیروهای سیاسی به این نتیجه برسند که یک گزینه پرریسک، در مقایسه با ادامه وضعیت موجود، قابل بررسی است.
اینکه مداخله خارجی میتواند پیامدهای بسیار سنگینی داشته باشد را من اصلاً انکار نمیکنم. اتفاقاً بحث من دقیقاً همین است: باید هزینه و ریسک مداخله را با هزینه و ریسک عدم مداخله مقایسه کرد.
چون «عدم مداخله» هم خودش یک انتخاب است؛ انتخاب ادامه وضع موجود.
اگر شما میفرمایید مداخله خارجی ناموجه است، سؤال من این است: دقیقاً به چه دلیل؟
اگر استدلال شما بر اساس پیامدهاست، آیا پیامدهای عدم مداخله و ادامه جمهوری اسلامی را هم باید در محاسبه وارد کرد یا نه؟
فساد ساختاری و عدم پاسخگویی، فرسایش اقتصادی، بحران آب و انرژی، ماجراجوییهای منطقهای، ایدئولوژی اسلامگرایی، هلال شیعی، محور مقاومت، آرمان کذایی فلسطین، امتگرایی، قربانی کردن منافع ملی برای سیاستهای ایدئولوژیک، غربستیزی، آمریکاستیزی و اسرائیلستیزی احمقانه، سیاست خارجی پرهزینه و وابستگی فزاینده به روسیه و چین، همگی بخشی از هزینه ادامه وضع موجود هستند.
وقتی وزیر خارجه وقت جمهوری اسلامی در یک تریبون رسمی میگوید در توافق ایران با غرب باید منافع روسیه نیز لحاظ شود، خب، شما خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
اگر بحث انتخاب میان جنگ و صلح بود، میشد مواضع شما را درک کرد؛ ولی در خصوص شرایط فعلی جمهوری اسلامی، جنگ آمریکا با نظام یک وضعیت است، اما عدم وقوع این جنگ مساوی با صلح نیست؛ بلکه وضعیت دیگر، جنگ نظام جمهوری اسلامی با مردم ایران است.
👍13❤3