▪️جهان قدیم معماری
🖋امیرحسین مقتدایی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
امروزه دیسیپلین معماری را به بخشهای مختلفی چون گفتمان (تئوری، تاریخ و نقد)، تربیت معمار، حرفه و پژوهش تقسیم میکنند که هر یک از آنها چندین زیرمجموعه دارد. به احتمال زیاد تربیت معمار گستردهترین بخش این نظام است. سالانه انبوهی از دانشجویان و علاقهمندان به دانشگاهها و مدارس مختلف رفته تا تعلیم معماری ببینند و همین تعلیم معماری بهعنوان یکی از کهنترین بخشهای دیسیپلین، سرآغازی است برای قدیمیترین کتاب معماری که امروزه در دسترس است: «ده کتاب ویتروویوس».
ویتروویوس کتاب معماری (DE Architectura) خود، که اکنون با نام «ده کتاب معماری» شناخته میشود را در حوالی نیمۀ اول قرن نخست پیش از میلاد در ده بخش به نگارش درآورد. مشهورترین عبارتی که از این کتاب در گفتمان معماری حال جهان رایج است، سه اصل ایستایی، کارایی و زیبایی است. این سه اصل همان طور که مترجم کتاب به زبان پارسی، ریما فیاض، در مقدمۀ خود بر کتاب توضیح داده، در کتاب به این صورت ضبط نشده و این سه اصل با این واژگان حاصل برداشت هِنری واتون در قرن هفده میلادی از عبارات کتاب است. اما ویتروویوس در کتاب به بسیاری از زمینههایی که امروزه نیز از مباحث مهم و جاری معماری هستند، اشاره کرده و نشان میدهد معماری از آغاز با چنین مسائلی روبهرو بوده است و زمینههای گوناگون معماری به تازگی حادث نشده و قدیمیاند. این نوشته به مسائل مشترک معماری امروز و دوران ویتروویوس با توجه به اثر او میپردازد.
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
http://koubeh.com/am2-2/
@koubeh
🖋امیرحسین مقتدایی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
امروزه دیسیپلین معماری را به بخشهای مختلفی چون گفتمان (تئوری، تاریخ و نقد)، تربیت معمار، حرفه و پژوهش تقسیم میکنند که هر یک از آنها چندین زیرمجموعه دارد. به احتمال زیاد تربیت معمار گستردهترین بخش این نظام است. سالانه انبوهی از دانشجویان و علاقهمندان به دانشگاهها و مدارس مختلف رفته تا تعلیم معماری ببینند و همین تعلیم معماری بهعنوان یکی از کهنترین بخشهای دیسیپلین، سرآغازی است برای قدیمیترین کتاب معماری که امروزه در دسترس است: «ده کتاب ویتروویوس».
ویتروویوس کتاب معماری (DE Architectura) خود، که اکنون با نام «ده کتاب معماری» شناخته میشود را در حوالی نیمۀ اول قرن نخست پیش از میلاد در ده بخش به نگارش درآورد. مشهورترین عبارتی که از این کتاب در گفتمان معماری حال جهان رایج است، سه اصل ایستایی، کارایی و زیبایی است. این سه اصل همان طور که مترجم کتاب به زبان پارسی، ریما فیاض، در مقدمۀ خود بر کتاب توضیح داده، در کتاب به این صورت ضبط نشده و این سه اصل با این واژگان حاصل برداشت هِنری واتون در قرن هفده میلادی از عبارات کتاب است. اما ویتروویوس در کتاب به بسیاری از زمینههایی که امروزه نیز از مباحث مهم و جاری معماری هستند، اشاره کرده و نشان میدهد معماری از آغاز با چنین مسائلی روبهرو بوده است و زمینههای گوناگون معماری به تازگی حادث نشده و قدیمیاند. این نوشته به مسائل مشترک معماری امروز و دوران ویتروویوس با توجه به اثر او میپردازد.
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
http://koubeh.com/am2-2/
@koubeh
سیرتکامل شهرسازی دوره ایلخانی
بر اساس کاوشهای باستانشناسی شهر تاریخی اوجان
سخنران: دکتر رحیم ولایتی(عضو هیئت علمی دانشگاه تهران)
یکشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۸
ساعت ۱۲:۳۰
پردیس هنرهای زیبا، ساختمان دانشکده معماری و شهرسازی
@Koubeh
بر اساس کاوشهای باستانشناسی شهر تاریخی اوجان
سخنران: دکتر رحیم ولایتی(عضو هیئت علمی دانشگاه تهران)
یکشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۸
ساعت ۱۲:۳۰
پردیس هنرهای زیبا، ساختمان دانشکده معماری و شهرسازی
@Koubeh
🔸اطلاعیه
سخنرانی دکتر علیرضا انیسی با موضوع «هنر و معماری سلجوقیان روم»
امروز ساعت ۱۵؛ دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، قطب علمی فناوری معماری
حضور برای علاقهمندان آزاد است
@Koubeh
سخنرانی دکتر علیرضا انیسی با موضوع «هنر و معماری سلجوقیان روم»
امروز ساعت ۱۵؛ دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، قطب علمی فناوری معماری
حضور برای علاقهمندان آزاد است
@Koubeh
▪️از تخریبگران انقلابی تا تخریبگران اقتصادی
🖋محمدفرید مصلح| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
انقلاب برای من تبلوری از ارادۀ جمعی است؛ ارادهای به هدف تغییردادن و زیروروکردن. بنابراین انتظار دارم که این ارادۀ جمعی تأثیری هم بر شهر گذاشته باشد. بهدنبال مستندات گشتم و به گفتوگو با کسانی نشستم که این وجه از تأثیر انقلاب را تجربه و درک کرده بودند. اما در حین گردآوری اطلاعات، متوجه شدم که بعضی از تحولات با وقوع انقلاب قابل توجیه نیست. با مسائلی مواجه شدم که انقلاب نقشی در بهوجودآمدن آنها نداشت. بنابراین به جستجوی افقهایی پرداختم که امکان تفسیر کلانتر تحولات را بدهد.
در همین راستا در سالهای اخیر کسانی به بازخوانی تاریخ پرداخته و تفاوتهای بین قبل و بعد از انقلاب را زیر سوال بردهاند. یکی از آخرین آنها، عباس آخوندی است که در نشستی در سال ۹۶ ترجیح داد چالشهای ایران معاصر را به چالش برخورد ایرانیان با مدرنیته نسبت دهد؛ چالشی صدساله و دیرپاتر از انقلاب. نکتۀ قابل تأمل این بود که این سخن از طرف وزیر وقت راه و شهرسازی جمهوری اسلامی ایران بیان شده و این بار مقامی دولتی، چالشهای زمان حال ایران را در امتداد چالشهای دورۀ پهلوی در نظر گرفته بود.
یک سال بعد، نشر نی کتاب «تهران-۵۶» را منتشر کرد. این کتاب در واقع گزارشی است از وضعیت شهر تهران در سال ۵۶ و توسط کارشناسانِ «دبیرخانهٔ شورای نظارت بر گسترش شهر تهران» تهیه شده است. انتشار دوبارۀ این گزارش فرصتی را برای قیاس تهران قبل و بعد از انقلاب بهوجود آورده است. معضلات بیانشده در این کتاب برای ما کاملاً ملموس است؛ معضلاتی مثل«تمرکزگرایی»، «محدودیت منابع طبیعی»، «فرسودگی بافتها»، «فقر و شکاف طبقاتی» و «آلودگی هوا» و ... . در واقع این گزارش گواهی است بر اینکه آنچه ما امروز معضل مینامیم دیرپاتر از آن است که به انقلاب منسوب شود...
⭕️ ادامهٔ مطلب را میتوانید در Instant View یا وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/fm-10-17
http://koubeh.com/fm3/
@Koubeh
🖋محمدفرید مصلح| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
انقلاب برای من تبلوری از ارادۀ جمعی است؛ ارادهای به هدف تغییردادن و زیروروکردن. بنابراین انتظار دارم که این ارادۀ جمعی تأثیری هم بر شهر گذاشته باشد. بهدنبال مستندات گشتم و به گفتوگو با کسانی نشستم که این وجه از تأثیر انقلاب را تجربه و درک کرده بودند. اما در حین گردآوری اطلاعات، متوجه شدم که بعضی از تحولات با وقوع انقلاب قابل توجیه نیست. با مسائلی مواجه شدم که انقلاب نقشی در بهوجودآمدن آنها نداشت. بنابراین به جستجوی افقهایی پرداختم که امکان تفسیر کلانتر تحولات را بدهد.
در همین راستا در سالهای اخیر کسانی به بازخوانی تاریخ پرداخته و تفاوتهای بین قبل و بعد از انقلاب را زیر سوال بردهاند. یکی از آخرین آنها، عباس آخوندی است که در نشستی در سال ۹۶ ترجیح داد چالشهای ایران معاصر را به چالش برخورد ایرانیان با مدرنیته نسبت دهد؛ چالشی صدساله و دیرپاتر از انقلاب. نکتۀ قابل تأمل این بود که این سخن از طرف وزیر وقت راه و شهرسازی جمهوری اسلامی ایران بیان شده و این بار مقامی دولتی، چالشهای زمان حال ایران را در امتداد چالشهای دورۀ پهلوی در نظر گرفته بود.
یک سال بعد، نشر نی کتاب «تهران-۵۶» را منتشر کرد. این کتاب در واقع گزارشی است از وضعیت شهر تهران در سال ۵۶ و توسط کارشناسانِ «دبیرخانهٔ شورای نظارت بر گسترش شهر تهران» تهیه شده است. انتشار دوبارۀ این گزارش فرصتی را برای قیاس تهران قبل و بعد از انقلاب بهوجود آورده است. معضلات بیانشده در این کتاب برای ما کاملاً ملموس است؛ معضلاتی مثل«تمرکزگرایی»، «محدودیت منابع طبیعی»، «فرسودگی بافتها»، «فقر و شکاف طبقاتی» و «آلودگی هوا» و ... . در واقع این گزارش گواهی است بر اینکه آنچه ما امروز معضل مینامیم دیرپاتر از آن است که به انقلاب منسوب شود...
⭕️ ادامهٔ مطلب را میتوانید در Instant View یا وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/fm-10-17
http://koubeh.com/fm3/
@Koubeh
Telegraph
از تخریبگران انقلابی تا تخریبگران اقتصادی
انقلاب برای من تبلوری از ارادۀ جمعی است؛ ارادهای به هدف تغییردادن و زیروروکردن. بنابراین انتظار دارم که این ارادۀ جمعی تأثیری هم بر شهر گذاشته باشد. بهدنبال مستندات گشتم و به گفتوگو با کسانی نشستم که این وجه از تأثیر انقلاب را تجربه و درک کرده بودند.[۱] اما…
◾️متروکهها؛ بودن یا نبودن
🖋ماردین امینی| دانشجوی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
در لغتنامۀ دهخدا معنای «متروکه» اینگونه آمده است «متروکه: مأخوذی ازتازی ، هر چیز واگذاشته شده و ترک شده و ساقط گشته».
حتما تا کنون از کنار یک متروکه گذر کردهاید. احساسی مرموز برای دیدن دوران اوج مکانی که اکنون دیگر کاربردی ندارد ذهن آدمی را درگیر میکند. اما جز این احساس یک متروکه برای ما تداعی کننده چیست؟ هر بنایی یکی از عناصر تشکیل دهنده یک مجتمع زیستی است. اگر متروکهها را سلولهای مرده یک کالبد تصور کنیم و این کالبد همان مجتمع زیستی باشد با افزایش سلولهای مرده کالبد نیز به مرور زمان از حیات میافتد. بنابراین برای نجات یک مجموعه زیستی باید فضای اشغال شده توسط متروکهها را احیا کنیم. اما چگونه؟ جواب این سوال بستگی به نسبت اهمیت متروکهها برای ما دارد. در ادامه به دنبال جواب این سوال خواهیم بود.
⭕️ادامهٔ این مطلب را در وبسایت کوبه یا با کلیک روی Instant View بخوانید.
https://telegra.ph/ma01-10-21
http://koubeh.com/ma01-2/
🖋ماردین امینی| دانشجوی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
در لغتنامۀ دهخدا معنای «متروکه» اینگونه آمده است «متروکه: مأخوذی ازتازی ، هر چیز واگذاشته شده و ترک شده و ساقط گشته».
حتما تا کنون از کنار یک متروکه گذر کردهاید. احساسی مرموز برای دیدن دوران اوج مکانی که اکنون دیگر کاربردی ندارد ذهن آدمی را درگیر میکند. اما جز این احساس یک متروکه برای ما تداعی کننده چیست؟ هر بنایی یکی از عناصر تشکیل دهنده یک مجتمع زیستی است. اگر متروکهها را سلولهای مرده یک کالبد تصور کنیم و این کالبد همان مجتمع زیستی باشد با افزایش سلولهای مرده کالبد نیز به مرور زمان از حیات میافتد. بنابراین برای نجات یک مجموعه زیستی باید فضای اشغال شده توسط متروکهها را احیا کنیم. اما چگونه؟ جواب این سوال بستگی به نسبت اهمیت متروکهها برای ما دارد. در ادامه به دنبال جواب این سوال خواهیم بود.
⭕️ادامهٔ این مطلب را در وبسایت کوبه یا با کلیک روی Instant View بخوانید.
https://telegra.ph/ma01-10-21
http://koubeh.com/ma01-2/
Telegraph
متروکهها؛ بودن یا نبودن
ماردین امینی| دانشجوی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران در لغتنامۀ دهخدا معنای «متروکه» اینگونه آمده است «متروکه: مأخوذی ازتازی ، هر چیز واگذاشته شده و ترک شده و ساقط گشته». حتما تا کنون از کنار یک متروکه گذر کردهاید. احساسی مرموز برای دیدن دوران اوج…
Forwarded from انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
«نقش کهن الگوهای فضایی در طراحی»
سخنران: دکتر کاوه بذرافکن( عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد تهران مرکز)
سهشنبه 14 آبان ماه 1398
ساعت 14 تا 16
دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، سالن نگارخانه
@anjoman_motaleat
سخنران: دکتر کاوه بذرافکن( عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد تهران مرکز)
سهشنبه 14 آبان ماه 1398
ساعت 14 تا 16
دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، سالن نگارخانه
@anjoman_motaleat
Forwarded from صفحه
▪ «غیررسمی همیشه صرفا راهحل نیست. یعنی ما فقط برای اینکه مشکلی را حل کنیم دست به فعالیت غیررسمی نمیزنیم. این جنس فعالیتها را همچنین باید نوعی «شدن» دانست. شدن از این نظر که جای خودمان را در شهر پیدا کنیم و حضور خودمان را با دگرگونیهایی که ایجاد میکنیم، اعلام کنیم. شاید کنشگری شهری را هم بتوان از این دسته دانست، این بار اما خودمان را علاوه بر انسان، بهعنوان شهروند در شهر ابراز میکنیم و تلاش میکنیم با انجام برخی کارها، شهر را به نفع خودمان تغییر دهیم، یا حداقل توجه را به سمت خودمان جلب کنیم. این را میتوان شهروندی دانست. یعنی کسی که در روندهای کالبدی شهر، اظهار نظر میکند.»
مطلب:
safhehmag.com/whos-responsible-for-the-city
@safhehmag
مطلب:
safhehmag.com/whos-responsible-for-the-city
@safhehmag
◾️معماری و انقلاب؛ معرفی دومین شمارۀ نشریۀ الکترونیکی کوبه
🖋 سیده شیرین حجازی | دبیر پروندۀ معماری و انقلاب
انقلاب تحول سیاسی پیچیدهای است که در طی آن حکومت مستقر به دلایلی توانایی اعمال قدرت را از دست میدهد و گروههای گوناگون اجتماعی و سیاسی به مبارزه برمیخیزند تا قدرت سیاسی را قبضه کنند. این مبارزه اغلب مدتی طول میکشد تا آنکه سرانجام نهادهای جدید سیاسی جانشین نهادهای قدیم شوند. محصول پیروزی یک انقلاب، استقرار نهاد سیاسی تازه است. سال گذشته، جمهوری اسلامی ایران چهلمین سال پیروزی انقلاب خود را جشن گرفت. انقلاب اسلامی بهلحاظ نظری یک جنبش متکی بر اهداف عدالتخواهانه و برابر بود که در اشکال مختلف، پیش و پس از انقلاب در لباس احزاب قوام یافته بود.
نظام سیاسی محصول انقلاب در آغاز اختلاطی نظری از رویکردهای حاضر در جریان پیروزی انقلاب بود. رفتهرفته این ایدئولوژی روشنتر شد و تعین یافت و دوگانۀ «خود» و «دیگری» را نانوشته تعریف کرد. معماری و شهر در خدمت نهاد قدرت درآمد و نظام ثباتیافته، که مفاهیمی را با خود یدک میکشید، نیروی مولد کالبد زیست جامعه شد.
بهدنبال جنبش اجتماعی، انقلاب و تثبیت نظام، ایدئولوژی قدرت مسلط جای آرمانخواهی انقلابیون را گرفت و در تمام عناصر جامعه جاری شد. فضای معماری نه فقط از این جریان مستثنی نشد که رسول انتقال پیام و بیش از همه متأثر شد.
گروه پرتعداد ابنیۀ پرطمطراق مذهبی، استقرار کارکردهای سیاسی در کالبدهای مطرود پیشین، استفادههای صوری از موتیفهای بهکاررفته در ابنیۀ اسلامی تاریخی، نظامهای نشانگانی سطح شهرها، بازآفرینی مرتب تصاویر رهبران سیاسی و شهدای انقلاب و جنگ، گزارههای رنگارنگ سوار بر ایدئولوژی در تعارض با هرچه غیر از خود و تلاش برای احیای مفاهیم رنگباختۀ آرمانی، همه، شهری انقلابکرده را به تصویر میکشد، لبریز از پیامهایی که خیال میکند هنوز به درستی منتقل نشدهاند.
آنچه کوبه قصد دارد در پروندۀ «معماری و انقلاب»، به آن بپردازد بررسی روند تأثیرپذیری مستقیم معماری و شهر و مفاهیم همبستۀ آنها از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران است. در این پرونده، «احمد افلاکیان» متن معماری را در ساختار گفتمانی رویداد انقلاب بازخوانی کرده، «علی جاودانی» منطق حاکم بر نظریات انقلاب و معماری را با استفاده از استعارۀ صحنۀ نمایش بررسی نموده، «سعید خاقانی» کوشش معماری پس از انقلاب اسلامی را برای یافتن هویت و شخصیتی از آن خود به تصویر کشیده است، من، نقش نگاههای ایدئولوژیک به معماری را در مصداق مصلای تهران جستجو کردهام، «سارا کریمی» به طرح چند پرسش دربارۀ نسبت فلسفی میان انقلاب و معماری و چگونگی ایجاد تغییر در معماری پرداخته، «نسرین لاریجانی» دیوارنگارههای شهری را مبنای جستجو در روند تغییرات نگاه قدرت به نقش شهروندان قرار داده و «علی پوررجبی» به گفتگو با سیدرضا هاشمی معاون پیشین وزیر مسکن در جمهوری اسلامی ایران نشسته است.
@Koubeh
http://koubeh.com/par2/
🖋 سیده شیرین حجازی | دبیر پروندۀ معماری و انقلاب
انقلاب تحول سیاسی پیچیدهای است که در طی آن حکومت مستقر به دلایلی توانایی اعمال قدرت را از دست میدهد و گروههای گوناگون اجتماعی و سیاسی به مبارزه برمیخیزند تا قدرت سیاسی را قبضه کنند. این مبارزه اغلب مدتی طول میکشد تا آنکه سرانجام نهادهای جدید سیاسی جانشین نهادهای قدیم شوند. محصول پیروزی یک انقلاب، استقرار نهاد سیاسی تازه است. سال گذشته، جمهوری اسلامی ایران چهلمین سال پیروزی انقلاب خود را جشن گرفت. انقلاب اسلامی بهلحاظ نظری یک جنبش متکی بر اهداف عدالتخواهانه و برابر بود که در اشکال مختلف، پیش و پس از انقلاب در لباس احزاب قوام یافته بود.
نظام سیاسی محصول انقلاب در آغاز اختلاطی نظری از رویکردهای حاضر در جریان پیروزی انقلاب بود. رفتهرفته این ایدئولوژی روشنتر شد و تعین یافت و دوگانۀ «خود» و «دیگری» را نانوشته تعریف کرد. معماری و شهر در خدمت نهاد قدرت درآمد و نظام ثباتیافته، که مفاهیمی را با خود یدک میکشید، نیروی مولد کالبد زیست جامعه شد.
بهدنبال جنبش اجتماعی، انقلاب و تثبیت نظام، ایدئولوژی قدرت مسلط جای آرمانخواهی انقلابیون را گرفت و در تمام عناصر جامعه جاری شد. فضای معماری نه فقط از این جریان مستثنی نشد که رسول انتقال پیام و بیش از همه متأثر شد.
گروه پرتعداد ابنیۀ پرطمطراق مذهبی، استقرار کارکردهای سیاسی در کالبدهای مطرود پیشین، استفادههای صوری از موتیفهای بهکاررفته در ابنیۀ اسلامی تاریخی، نظامهای نشانگانی سطح شهرها، بازآفرینی مرتب تصاویر رهبران سیاسی و شهدای انقلاب و جنگ، گزارههای رنگارنگ سوار بر ایدئولوژی در تعارض با هرچه غیر از خود و تلاش برای احیای مفاهیم رنگباختۀ آرمانی، همه، شهری انقلابکرده را به تصویر میکشد، لبریز از پیامهایی که خیال میکند هنوز به درستی منتقل نشدهاند.
آنچه کوبه قصد دارد در پروندۀ «معماری و انقلاب»، به آن بپردازد بررسی روند تأثیرپذیری مستقیم معماری و شهر و مفاهیم همبستۀ آنها از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران است. در این پرونده، «احمد افلاکیان» متن معماری را در ساختار گفتمانی رویداد انقلاب بازخوانی کرده، «علی جاودانی» منطق حاکم بر نظریات انقلاب و معماری را با استفاده از استعارۀ صحنۀ نمایش بررسی نموده، «سعید خاقانی» کوشش معماری پس از انقلاب اسلامی را برای یافتن هویت و شخصیتی از آن خود به تصویر کشیده است، من، نقش نگاههای ایدئولوژیک به معماری را در مصداق مصلای تهران جستجو کردهام، «سارا کریمی» به طرح چند پرسش دربارۀ نسبت فلسفی میان انقلاب و معماری و چگونگی ایجاد تغییر در معماری پرداخته، «نسرین لاریجانی» دیوارنگارههای شهری را مبنای جستجو در روند تغییرات نگاه قدرت به نقش شهروندان قرار داده و «علی پوررجبی» به گفتگو با سیدرضا هاشمی معاون پیشین وزیر مسکن در جمهوری اسلامی ایران نشسته است.
@Koubeh
http://koubeh.com/par2/
⭕️از سر اهمیت همین واکنشهای عاطفی است که میتوان وضع موجود را به هیئت نمایشخانهای تصور کرد که در آن، هر شب نمایشی روی صحنه میآید. در این نمایش، تحلیلگران خواسته و ناخواسته هم در مقام «گروه همسرایان» و هم در مقام تماشاچیان متأثر، دائماً نسبت به داستانی که در حال اجرا است داوری میکنند و تأثیر میپذیرند و میگذارند. از این قرار [نا]تحلیلهای ما خود جزئی از ادوات صحنه است و بدیهی است این نه تنها صحنه را به هم نمیریزد، بلکه عامل دوام - بخوانید بازتولید- آن هم هست. نمایش از واکنش تماشاچیان/گروه همسرایان تغذیه میکند و البته، هر چه جز داستانی که بر صحنه آمده، در «نقطۀ کور» نظر قرار میگیرد. میتوان با کمی دقت، سایۀ یک سؤال مشترک و مشروع را بر فراز جایگاه تماشاچیان احساس کرد: «چرا هربار همین اتفاق میافتد؟».
⭕️ در دومین شمارۀ مجله الکترونیکی کوبه که هفتۀ آینده با عنوان «معماری و انقلاب» منتشر خواهد شد بخوانید.
@Koubeh
http://koubeh.com/ch1/
⭕️ در دومین شمارۀ مجله الکترونیکی کوبه که هفتۀ آینده با عنوان «معماری و انقلاب» منتشر خواهد شد بخوانید.
@Koubeh
http://koubeh.com/ch1/
⭕️ همانگونه که انقلاب اسلامی در جغرافیای سیاسی از دریچۀ تعبیر قرآنی «نه شرقی نه غربی» – که به نوعی واگویهای اسلامی از تعبیر روشنفکران فرانسوی در گفتن «نه مسکو، نه واشنگتن» بود– ناکجایی میان دو قطب همهگیر میجست، انقلاب اسلامی را در بعد زمان هم میتوان نه دیروز و نه فردا نامید، لازمانی که میان دیروز و فردا به دنبال حالی نه این و نه آن میگردد. تعبیر مولانایی «ما از اینجا و از آنجا نیستیم»، تفاوتی گنگ بین لامکان و بیجایی (آواره) در خود دارد، مشابه تفاوتی که خواهش انقلاب اسلامی از وضعیت معاصر در قالب زمان، بین لازمان و بیزمان (گمگشته) نشان میدهد. یک جا به دنبال زمان اثیری در قالب سنت است، یک جا به دنبال آخرالزمان.
⭕️ در دومین شمارۀ مجله الکترونیکی کوبه که هفتۀ آینده با عنوان «معماری و انقلاب» منتشر خواهد شد بخوانید.
@Koubeh
http://koubeh.com/ch1/
⭕️ در دومین شمارۀ مجله الکترونیکی کوبه که هفتۀ آینده با عنوان «معماری و انقلاب» منتشر خواهد شد بخوانید.
@Koubeh
http://koubeh.com/ch1/
⭕️ سید رضا هاشمی: «جمهوری اسلامی اساساً چیزی به نام معماری ندارد. اصلاً الویتش نیست. مگر باید درون هر انقلابی تمام لایههای تمدنی باشد؟ نیست. این انقلاب، انقلاب ایستادگی در برابر غرب بوده و امروز هم ایستاده ولی از لحاظ تمدنی بسیار عقب افتاده است و این عقبافتادگی هم ربطی به خود انقلاب ندارد، حاصل یک سیر تاریخی است. این یک جریان انحطاط فرهنگی است و اگر انقلاب هم نمیشد ادامه پیدا میکرد».
⭕️ در دومین شمارۀ مجله الکترونیکی کوبه که هفتۀ آینده با عنوان «معماری و انقلاب» منتشر خواهد شد بخوانید.
@Koubeh
http://koubeh.com/ch1/
⭕️ در دومین شمارۀ مجله الکترونیکی کوبه که هفتۀ آینده با عنوان «معماری و انقلاب» منتشر خواهد شد بخوانید.
@Koubeh
http://koubeh.com/ch1/
⭕️ با پوشاندهشدن دیوارها، این جدارهها کاربردی را که در جریان انقلاب اسلامی داشتند، از دست دادهاند. یعنی دیوارها از مکانهایی برای بیان آنچه که شهروندان فضای دیگری برای گفتنش پیدا نمیکنند به تختههای سیاهی تبدیل شدهاند که هر نقش و نوشتهای که خالق آن، شهروندان باشند، موقت است و پاک میشود.
⭕️ در دومین شمارۀ مجله الکترونیکی کوبه که هفتۀ آینده با عنوان «معماری و انقلاب» منتشر خواهد شد بخوانید.
@Koubeh
http://koubeh.com/ch1/
⭕️ در دومین شمارۀ مجله الکترونیکی کوبه که هفتۀ آینده با عنوان «معماری و انقلاب» منتشر خواهد شد بخوانید.
@Koubeh
http://koubeh.com/ch1/
⭕️ انقلاب بر مجموعهای از رویدادها دلالت دارد که متناظر با فضاهای گفتمانی است و محمل بسیاری از رویدادهای دیگر، از فضاهای دموکراتیک تا پای گیوتین. در انقلاب گرایشی بنیادین نیز برای تصاحب منظر عمومی یا فضای عمومی وجود دارد. بهعبارتدیگر هیچ انقلابی نمیتواند بدون آنکه در ابعادی چشمگیر شود و عمومیت بیابد یا مخاطبسازی کند، معنای کامل داشته باشد. نقد و اخلاق، روشنگری و علم که هر کدام بر پایۀ ساختار گفتمانیاند و سازندۀ پارادایمهای نقادانه، میتوانند تسلطی بر این فضا که به واسطۀ انقلابیبودنش، مقیاس عمومیت بالایی یافته است، داشته باشند. همینطور ایدئولوژی شریعت و سرمایهداری.
⭕️ در دومین شمارۀ مجله الکترونیکی کوبه که هفتۀ آینده با عنوان «معماری و انقلاب» منتشر خواهد شد بخوانید.
@Koubeh
www.koubeh.com
⭕️ در دومین شمارۀ مجله الکترونیکی کوبه که هفتۀ آینده با عنوان «معماری و انقلاب» منتشر خواهد شد بخوانید.
@Koubeh
www.koubeh.com
⬛️خواستیم با چند خط از «تأخیر پیشآمده پوزش بطلبیم». اما پیش از آن تسلیتمان را بپذیرید. متأسفیم که در این هوای عفن نفس میکشیم.
شمارۀ دوم کوبه به خاطرۀ همۀ رفتگان حوادث اخیر پیشکش میشود. پیشکشی که البته برای التیام این زخم پشیزی نمیارزد.
@Koubeh
www.koubeh.com
شمارۀ دوم کوبه به خاطرۀ همۀ رفتگان حوادث اخیر پیشکش میشود. پیشکشی که البته برای التیام این زخم پشیزی نمیارزد.
@Koubeh
www.koubeh.com
🔹شمارۀ دوم کوبه با موضوع «معماری و انقلاب» منتشر شد.
📌برای دریافت رایگان فایل پیدیاف این شماره به سایت یا کانال کوبه در تلگرام مراجعه کنید.
@Koubeh
www.koubeh.com
📌برای دریافت رایگان فایل پیدیاف این شماره به سایت یا کانال کوبه در تلگرام مراجعه کنید.
@Koubeh
www.koubeh.com
کوبه
🔹شمارۀ دوم کوبه با موضوع «معماری و انقلاب» منتشر شد. 📌برای دریافت رایگان فایل پیدیاف این شماره به سایت یا کانال کوبه در تلگرام مراجعه کنید. @Koubeh www.koubeh.com
کوبه_شمارۀ_۲_پاییز_۹۸_معماری_و_انقلاب.pdf
5.8 MB
کوبه - شمارۀ دوم- ویژهنامۀ «معماری و انقلاب»- پائیز ۱۳۹۸.
📣 اطلاعیه
🔹انجمن علمی معماری دانشگاه مازندران برگزار میکند: «همایش آشنایی با گرایش های معماری در مقطع کارشناسی ارشد»
🔸مکان: بابلسر، دانشگاه مازندران، سالن کنفرانس و دفاع دانشکده هنر و معماری
🔹زمان: سه شنبه،۱۹ آذر،ساعت ۱۱ تا ۱۳
@Koubeh
🔹انجمن علمی معماری دانشگاه مازندران برگزار میکند: «همایش آشنایی با گرایش های معماری در مقطع کارشناسی ارشد»
🔸مکان: بابلسر، دانشگاه مازندران، سالن کنفرانس و دفاع دانشکده هنر و معماری
🔹زمان: سه شنبه،۱۹ آذر،ساعت ۱۱ تا ۱۳
@Koubeh
◾️مکان اعتراضات و معنای اعتراضات
🖋علی پوررجبی| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران
انقلابها، اعتراضات و شورشهای شهری رابطهای دو سویه با مکانهای شهری دارند. از آنها معنا میگیرند و به آنها معنا میدهند. هر اعتراضی به تناظرش مکانی را به ذهن متبادر میسازد. جنبش مشروطه متناظر است با مسجد سپهسالار و میدان بهارستان، انقلاب اسلامی با میدان آزادی و خیابان آزادی و انقلاب، جنبش دانشجویی ۷۸ با کوی دانشگاه و میدان انقلاب، جنبش سبز با خیابان انقلاب و میدان آزادی، اعتراضات بهار عربی در مصر با میدان تحریر و اعتراضات ترکیه با میدان تقسیم متناظر است.
وقوع این جنبشها در خیابانها لایههایی از معانی به این خیابانها اضافه میکنند و مکانها دیگر ظرفهای خالی از معنا نیستند که فقط جمعیت معترضین را در خود جای دهند بلکه ظرفهایی هستند که خود دارای معنا هستند و به جمعیت درون خود معنا میدهند درست مانند ظرفهای نوشیدنی و غذا که رطل و سطل و جام و پیاله و کاسه فقط یک فضای خالی نیستند که چیزی را دربر بگیرند بلکه خود به آن چه در برگرفتهاند معنا میدهند و از آن معنا میگیرند.
محور انقلاب-آزادی محل وقوع انقلاب ۵۷ است و در طول این چهل ساله مدعیان میراثداری انقلاب ۵۷ همواره در تلاش برای تسخیر «انقلاب» بودهاند گویی هر آن کس که توان تسخیر خیابان انقلاب را داشته باشد صاحب قدرت انقلابی نیز خواهد بود. از این رو هم حاکمان برآمده از انقلاب ۵۷ راهپیماییهای حکومتی خود را در «انقلاب» برگزار میکنند و هم مخالفانشان تاکنون چنین میکردند و سعی در قرق کردن «انقلاب» را داشتند. خیابان انقلاب تبدیل به کالبد انقلاب ۵۷ شده است و کسی که توان قدرتنمایی در «انقلاب» را داشته باشد دست بالا را در جمهوری اسلامی نیز خواهد داشت.
از این روست که همۀ جنبشهای چهل سال اخیر تلاش میکردند بر ارابۀ انقلاب در مسیر خیابان انقلاب سوار شوند و اعتراضات خود را در این مسیر سامان دهند. از اعتراضات اوایل انقلاب ۵۷ گرفته تا اعتراضات علیه بسته شدن روزنامهها در ۷۸ و سالگردهای این اعتراض تا اعتراض علیه نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸. اما در نتیجهٔ سرکوبهای پیاپی و اعتراضات بینتیجه دیر نیست که «انقلاب» دیگر خیابانی اعتراضی و انقلابی نباشد و از آن چیزی نمانَد جز خاطره ای از اعتراضات و مردهریگی از انقلاب ۵۷ که به شکل نمایشی تکراری هرساله در این خیابان به روی صحنه می رود.
ناظران اعتراضات ۹۸ در شگفتی بودند که چرا «انقلاب»، این مسیر نمادین در همۀ اعتراضات چهل سال اخیر، سوت و کور بود و نهایتاً جایی شد برای راهپیمایی حکومتی به نشانۀ قدرتنمایی و سرکوب اعتراضات. چگونه میتوان این اتفاق را تفسیر کرد؟ آیا این امر فقط یک تصمیم تاکتیکی برای فرار از سرکوبهای احتمالی بود؟ آیا نشان از تغییر خاستگاه اجتماعی معترضین داشت؟ آیا نشانۀ بیاهمیت شدن دانشگاه در جنبش اعتراضی اخیر بود؟ یا میتوان معنای دیگری جز اینها هم برای آن یافت؟
اگر «خیابان انقلاب» را کالبد انقلاب ۵۷ بدانیم و تسخیرش را تلاش برای سوار شدن بر ارابۀ انقلاب ۵۷ تفسیر کنیم خروج از آن را میتوان نشانهای دانست از پایان خواست سوار شدن بر ارابۀ انقلاب اسلامی در مسیر خیابان انقلاب و این خروج را میتوان آغاز تلاش برای ساخت مسیری جدید برای معترضینی دانست که دیگر خیابان انقلاب را مسیر اعتراض خود نمیدانند و میخواهند مسیری جدید برای اعتراضات خود بگشایند و به نام خویش بزنند و ارابۀ خود را در آن به راه بیاندازند.
مکان اعتراضات آبان ۹۸ کجا بود؟ هیچ کس نمیتواند پاسخ دقیقی به این پرسش بدهد اما میتوان گفت جایش هرجا که بود «انقلاب» نبود. همانطور که گفتمانهای سیاسی فعال در ایران کنونی در پی سرکوبهای متوالی توان کانالیزه کردن اعتراضات را ندارند و جنبش کنونی بیشتر بر اساس شعارهای سلبیاش شناخته میشود، شهرهای کنونی ایران هم دیگر توان کانالیزه کردن اعتراضات را ندارند و اعتراضات اخیر همچنان مکانی را از آن خود نکرده است. اما فقط در حالت سلبی میتوان گفت اعتراضات از کانال «انقلاب» خارج شده است.
@Koubeh
http://koubeh.com/ap12/
🖋علی پوررجبی| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران
انقلابها، اعتراضات و شورشهای شهری رابطهای دو سویه با مکانهای شهری دارند. از آنها معنا میگیرند و به آنها معنا میدهند. هر اعتراضی به تناظرش مکانی را به ذهن متبادر میسازد. جنبش مشروطه متناظر است با مسجد سپهسالار و میدان بهارستان، انقلاب اسلامی با میدان آزادی و خیابان آزادی و انقلاب، جنبش دانشجویی ۷۸ با کوی دانشگاه و میدان انقلاب، جنبش سبز با خیابان انقلاب و میدان آزادی، اعتراضات بهار عربی در مصر با میدان تحریر و اعتراضات ترکیه با میدان تقسیم متناظر است.
وقوع این جنبشها در خیابانها لایههایی از معانی به این خیابانها اضافه میکنند و مکانها دیگر ظرفهای خالی از معنا نیستند که فقط جمعیت معترضین را در خود جای دهند بلکه ظرفهایی هستند که خود دارای معنا هستند و به جمعیت درون خود معنا میدهند درست مانند ظرفهای نوشیدنی و غذا که رطل و سطل و جام و پیاله و کاسه فقط یک فضای خالی نیستند که چیزی را دربر بگیرند بلکه خود به آن چه در برگرفتهاند معنا میدهند و از آن معنا میگیرند.
محور انقلاب-آزادی محل وقوع انقلاب ۵۷ است و در طول این چهل ساله مدعیان میراثداری انقلاب ۵۷ همواره در تلاش برای تسخیر «انقلاب» بودهاند گویی هر آن کس که توان تسخیر خیابان انقلاب را داشته باشد صاحب قدرت انقلابی نیز خواهد بود. از این رو هم حاکمان برآمده از انقلاب ۵۷ راهپیماییهای حکومتی خود را در «انقلاب» برگزار میکنند و هم مخالفانشان تاکنون چنین میکردند و سعی در قرق کردن «انقلاب» را داشتند. خیابان انقلاب تبدیل به کالبد انقلاب ۵۷ شده است و کسی که توان قدرتنمایی در «انقلاب» را داشته باشد دست بالا را در جمهوری اسلامی نیز خواهد داشت.
از این روست که همۀ جنبشهای چهل سال اخیر تلاش میکردند بر ارابۀ انقلاب در مسیر خیابان انقلاب سوار شوند و اعتراضات خود را در این مسیر سامان دهند. از اعتراضات اوایل انقلاب ۵۷ گرفته تا اعتراضات علیه بسته شدن روزنامهها در ۷۸ و سالگردهای این اعتراض تا اعتراض علیه نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸. اما در نتیجهٔ سرکوبهای پیاپی و اعتراضات بینتیجه دیر نیست که «انقلاب» دیگر خیابانی اعتراضی و انقلابی نباشد و از آن چیزی نمانَد جز خاطره ای از اعتراضات و مردهریگی از انقلاب ۵۷ که به شکل نمایشی تکراری هرساله در این خیابان به روی صحنه می رود.
ناظران اعتراضات ۹۸ در شگفتی بودند که چرا «انقلاب»، این مسیر نمادین در همۀ اعتراضات چهل سال اخیر، سوت و کور بود و نهایتاً جایی شد برای راهپیمایی حکومتی به نشانۀ قدرتنمایی و سرکوب اعتراضات. چگونه میتوان این اتفاق را تفسیر کرد؟ آیا این امر فقط یک تصمیم تاکتیکی برای فرار از سرکوبهای احتمالی بود؟ آیا نشان از تغییر خاستگاه اجتماعی معترضین داشت؟ آیا نشانۀ بیاهمیت شدن دانشگاه در جنبش اعتراضی اخیر بود؟ یا میتوان معنای دیگری جز اینها هم برای آن یافت؟
اگر «خیابان انقلاب» را کالبد انقلاب ۵۷ بدانیم و تسخیرش را تلاش برای سوار شدن بر ارابۀ انقلاب ۵۷ تفسیر کنیم خروج از آن را میتوان نشانهای دانست از پایان خواست سوار شدن بر ارابۀ انقلاب اسلامی در مسیر خیابان انقلاب و این خروج را میتوان آغاز تلاش برای ساخت مسیری جدید برای معترضینی دانست که دیگر خیابان انقلاب را مسیر اعتراض خود نمیدانند و میخواهند مسیری جدید برای اعتراضات خود بگشایند و به نام خویش بزنند و ارابۀ خود را در آن به راه بیاندازند.
مکان اعتراضات آبان ۹۸ کجا بود؟ هیچ کس نمیتواند پاسخ دقیقی به این پرسش بدهد اما میتوان گفت جایش هرجا که بود «انقلاب» نبود. همانطور که گفتمانهای سیاسی فعال در ایران کنونی در پی سرکوبهای متوالی توان کانالیزه کردن اعتراضات را ندارند و جنبش کنونی بیشتر بر اساس شعارهای سلبیاش شناخته میشود، شهرهای کنونی ایران هم دیگر توان کانالیزه کردن اعتراضات را ندارند و اعتراضات اخیر همچنان مکانی را از آن خود نکرده است. اما فقط در حالت سلبی میتوان گفت اعتراضات از کانال «انقلاب» خارج شده است.
@Koubeh
http://koubeh.com/ap12/
▪️ خیابان جمهوری، پاساژهای متروکه و ناویترینها
🖋امیرحسین مقتدایی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
ویترینها نقابی برای کسبوکار خود هستند. آنها وظیفه دارند زیبا و جذاب باشند. بسیاری از آنها بیشتر از آنچه در پسشان در حال رخدادن است تماشاییاند و از بیان هویت کسبوکار خود فراتر رفته و ارزش افزوده به آن دادهاند. در مقابل ناویترینها را میتوان چیزی دانست که فاصلۀ کارکردیِ قابلتوجهی دارند با کسبوکاری که در آن واقع شدهاند. ناویترینها حدیث ویترینهایی هستند که کالبدشان باقی ولی تهی از محتوا است یا روح ویترینیشان را از دست دادهاند. پیدایش ناویترینها میتواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ از بیحوصلگی صاحب آن گرفته تا ویترینپذیرنبودن کسبوکار آنها. موقعیت مکانیِ کسبوکار نیز در این امر بسیار تأثیرگذار است. اگر فروشگاه، فروشگاهی باسابقه و بیرقیب در محدودۀ خود باشد، طبعاً از ضرورت ویترین برای آن کاسته میشود یا اگر در جایی متروک و ازرونقافتاده باشد ویترینداشتن برایش جذابیتی ندارد. پاساژهای متعددی در خیابان جمهوری وجود دارند که روزگاری پررونق بوده و امروزه مکانهایی خلوت و کمفروغاند. این پاساژها فضایی برای پدیدآمدن ناویترینها هستند.
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/am2-3-01-14
http://koubeh.com/am2-3/
@koubeh
🖋امیرحسین مقتدایی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
ویترینها نقابی برای کسبوکار خود هستند. آنها وظیفه دارند زیبا و جذاب باشند. بسیاری از آنها بیشتر از آنچه در پسشان در حال رخدادن است تماشاییاند و از بیان هویت کسبوکار خود فراتر رفته و ارزش افزوده به آن دادهاند. در مقابل ناویترینها را میتوان چیزی دانست که فاصلۀ کارکردیِ قابلتوجهی دارند با کسبوکاری که در آن واقع شدهاند. ناویترینها حدیث ویترینهایی هستند که کالبدشان باقی ولی تهی از محتوا است یا روح ویترینیشان را از دست دادهاند. پیدایش ناویترینها میتواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ از بیحوصلگی صاحب آن گرفته تا ویترینپذیرنبودن کسبوکار آنها. موقعیت مکانیِ کسبوکار نیز در این امر بسیار تأثیرگذار است. اگر فروشگاه، فروشگاهی باسابقه و بیرقیب در محدودۀ خود باشد، طبعاً از ضرورت ویترین برای آن کاسته میشود یا اگر در جایی متروک و ازرونقافتاده باشد ویترینداشتن برایش جذابیتی ندارد. پاساژهای متعددی در خیابان جمهوری وجود دارند که روزگاری پررونق بوده و امروزه مکانهایی خلوت و کمفروغاند. این پاساژها فضایی برای پدیدآمدن ناویترینها هستند.
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/am2-3-01-14
http://koubeh.com/am2-3/
@koubeh
Telegraph
خیابان جمهوری، پاساژهای متروکه و ناویترینها
ویترینها نقابی برای کسبوکار خود هستند. آنها وظیفه دارند زیبا و جذاب باشند. بسیاری از آنها بیشتر از آنچه در پسشان در حال رخدادن است تماشاییاند و از بیان هویت کسبوکار خود فراتر رفته و ارزش افزوده به آن دادهاند. در مقابل ناویترینها را میتوان چیزی دانست…