کوبه
2.24K subscribers
544 photos
5 videos
50 files
442 links
عرصه‌ای آزاد برای اندیشیدن دربارهٔ معماری ایران
www.koubeh.com
t.me/koubeh
instagram.com/koubeh_com
linkedin.com/company/koubeh/

ارتباط با کوبه:
@koubehmedia_admin
contact.koubeh@gmail.com
Download Telegram
چون غرض آمد هنر پوشیده شد

سیده‌شیرین حجازی

کتاب نگرۀ هنر انقلاب اسلامی، نوشتۀ دکتر حبیب‌الله آیت‌الهی، صفحۀ ۱۲: اگر انقلاب اسلامی ریشه در وجود رهبر بزرگش، امام خمینی رحمة‌الله‌علیه دارد و با رهنمودهای او تداوم می‌یابد، باید که هنرش هم ریشه در اندیشۀ خمینی رحمة‌الله‌علیه داشته باشد و از رهنمودهای او سیراب شود.

کتاب هنرهای تصویری و تجسمی از دیدگاه امام خمینی (س)، نوشتۀ احمد مهدی‌زاده، صفحۀ ۲۹ به نقل از صحیفۀ امام: حضرت امام خمینی رحمة‌الله‌علیه ... معتقدند که در مورد مسائل هنری، همچون بسیاری از مسائل ضروری دیگر باتوجه‌به مسألۀ زمان و مکان، باب اجتهاد باید باز باشد.

اجتهاد: اصطلاحی در فقه اسلامی به معنای «استنباط احکام شرعی با شروطی خاص از منابع فقه» یا «استنباط احکام و وظایف عملی شرعی از ادله و اصول».

امام خمینی هنر اسلامی را که درخور شرایط ویژۀ انقلابی باشد استخراج‌شده از مفاهیم قرآنی و احادیث و با تفسیر آنها دانسته و چنانکه نقل شد خود ایشان راه را برای تجدید نظر در مسائل مربوط به هنر از دیدگاه فقهی باز گذاشته‌اند. بر همین اساس و با همین تعریف و از آنجا که از نگاه دینی هیچ‌چیزی بالاتر از دین نیست، و شرایط امروز جامعه با سال‌های آغازین استقرار دولت انقلاب قابل قیاس، هنر امروز ایران هم می‌تواند ارزش‌های مغایر با زمان انقلاب داشته باشد. به‌این‌ترتیب مقید کردن هنر به «باید» و «باید در اندیشۀ راهبر انقلاب ریشه داشتن»، در واقع بستن دست‌وپای هنر و به بند کشیدن آن است.

چنین برخوردی البته نزد اندیشمندان هنر انقلاب هم که همواره بر هنر متعهد صحه می‌گذاشتند، مذموم است. برای مثال «شهید اهل قلم» مرتضی آوینی در شمارۀ ۳ از دورۀ چهارم نشریۀ «سوره» از آزادی هنرمند برای بیان هنر یاد می‌کند و سیاست‌زدگی هنر را (با ذکر این مسأله که هنر همواره از سیاست خالی نیست) از سر جهل نسبت به ماهیت هنر می‌داند. شهید آوینی در کتاب «آیینۀ جادو» هم بر این مسأله تأکید دارد. او در این کتاب ذکر می‌کند «که اگر هم توصیه و سفارش و شعار، از برون وجود هنرمند بخواهد بر او تحمیل شود، به ناچار ذوق را خواهد کشت. تعهد هنرمند باید از باطن چشمه‌سار هنر او بجوشد، نه آن که از بیرون چون لعابی نازک از رنگ بر هنر او بنشیند. غلیان درد است که باید پیمانۀ وقت هنرمند را پر کند و سرریز شود در هنر او، نه آن ‌که هنرمند بی‌آنکه دردمند باشد بخواهد ذوق خویش را در خدمت سیاست قرار دهد». چه خود او و چه دیگر متفکران و اثرگذاران هنر پس از انقلاب، هنر را درحالی‌که پیامی برای انتقال و یا دغدغه‌ای برای ابراز نداشته باشد نه فقط از دایرۀ هنر خارج که حاصل بی‌مسئولیتی هنرمند و دوری هنرمند از جامعه‌اش خوانده‌اند. این نوع نگاه بیشتر در سال‌های پایانی دهۀ ۶۰ شمسی و بعد از فراغت از انقلاب و جنگ موضوعیت داشت. در جایی که کشور درگیر تغییر و جنگ بود تفکیک موضوعات مختلف از ارزش‌های مورد بحث، برای همه میسر نبود. به همین دلیل است که در این سال‌ها رویکردهای مبتنی بر تعالیم غیرداخلی هنر به‌ویژه از کشورهای غیرمسلمان، به شدت رد می‌شد و جدایی هنر و سیاست از هم ممکن نبود؛ همان شد که آوینی خواسته و البته نخواسته بود.

علامه محمدتقی جعفری هم در کتاب «زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام» دربارۀ استقلال هنر اظهارنظر کرده‌اند و گفته‌اند «از دیدگاه اسلامی چون اصالت با حیات معقول است و این حیات باید از همه جهات و با هرگونه وسایل مورد حمایت قرار گیرد، لذا هرگونه نبوغ علمی و هنری را برای فعالیت آزاد می‌گذارند». علامه جعفری هم به آزادی هنر در کنار کنترل آن و سنجش جوانب مفید هنر برای بشر مقید است. برای مثال ایشان از درِ انصاف اشعار و نوشته‌های ابوالعلای معری، رباعیات منسوب به عمر خیام و بعضی از آثار صادق هدایت را دارای جنبه‌های هنری و از این لحاظ «جالب» دانسته‌اند و در کنار آن البته به ارجعیت جان‌های مخاطبان این آثار که تدریجاً رو به پوچی می‌روند بر خود آثار اشاره کرده‌اند.⬇️
⬆️آیت‌الله خامنه‌ای در سخنرانی افتتاحیۀ تالار حوزۀ اندیشه و هنر در اسفند ۶۳، استعدادهای مردم را گنجی پایان‌ناپذیر و معدنی بی‌انتها و قیمتی دانستند و در این باره گفتند: «کسانی مایل بودند از آن [استعدادها] استفاده‌های سوء بشود. امروز این معدن قیمتی در اختیار انقلاب است، در اختیار اسلام است. این معدن قیمتی، ذوق و استعداد و خلاقیت و هنر انسان است: «الناس معادن کَمعادن الذهب و الفضه»... هرچه ممکن است بهتر و خالص‌تر و بی‌غش‌تر آن را استخراج کنید، بسازید و تولید کنید». بنابراین ایشان هم بر استخراج بی‌غش استعداد انسانی برای بیان ایدئولوژی انقلاب اصرار داشتند تا جایی که در جایی هنر هر انقلاب را به دلیل بداعت ریشه‌هایش، لاجرم حامل مفاهیمی «قهراً ناآشنا» دانسته‌اند.

با این تفاسیر و با عنایت به این نکته که حتی مجهتدین هم احکام فقهی را در گذر زمان قابل تغییر می‌دانند و از حادث شدن افراط و تفریط در فتوی حذر می‌کنند، حکم قاطعانه دادن و بیرون راندن هرچه در یک تعریف خاص نگنجد، از دایرۀ بسیط یک مفهوم، نه چندان درست نیست، که اصلاً نادرست است.

اختلاط مفاهیم دینی با ارزش‌های انقلاب، به‌ نقد کشیدن هرچه را که با این دو تعریف، توجیه شده باشد پرهزینه و دشوار کرده است. اما در همین اختلاط هم تضادهایی هست نظیر موضوع اجتهاد که در دین مطرح و گویا در هنر دینی اساساً مطرح نیست. این نه به این معنی که در اینجا هنر انقلاب ایران نادانسته با هنر دینی هم‌ارز دانسته شده بلکه اتفاقاً آگاهانه از این واژه استفاده شده است. در این موضوع خاص که مورد بحث ما هست این اختلاط بیش از هر جای دیگری وجود دارد و مفاهیم ملی و میهنی در کنار تداعی‌ مؤلفه‌های اسلامی برای هنر معنادار می‌شوند و تقریباً در همۀ دوره‌های پس از انقلاب اسلامی، هنر ایرانی با هنر اسلامی همراه و هم‌قدم بوده است و انقلاب و اسلام از ابتدا در این باره در کنار هم ایستاده بودند. در همان ماه‌های ابتدایی پیروزی انقلاب، تأسیس حوزۀ اندیشه و هنر اسلامی در فروردین ماه ۱۳۵۸ با الویت تقویت و ترویج فرهنگ انقلاب و اسلام از اولین بزنگاه‌های این همسایگی در هنر بود.

بر بکارگرفتن هنر برای چنین مقصودهایی ارزشی خاص و اغلب قاطع گذارده می‌شود، هنر به سود طبقه‌ای عمل می‌کند که انحصار واقعیش را در دست دارد و از این راه برای خود و خالق خود، جایگاهی نسبتاً ایمن فراهم می‌کند. به این دلیل ساده که هنرِ هنرمند در این جهت، در واقع بازنمایی ارزش‌هایی است که یک نهاد خاص به دنبال دستیابی به آن است. به‌این‌ترتیب به تعبیر هاوزر، هنرمند در یک جامعۀ انقلابی، نادانسته و ناآگاهانه سخنگو، وسیله‌ای برای پیشبرد هدف‌های آن و پشتیبان نظامی می‌شود که بقایش را تضمین می‌کند.

آنچه از تطبیق این گزاره‌ها با هم به دست می‌آید، تمایل نسبی سخنگویان نظام در لفظ، به آزادی تولید هنر و در عمل به وابستگی خودخواستۀ هنرمند به ارزش‌ها است.

@Koubeh
http://koubeh.com/sshh8/
آهسته بکوب که مشایخ خواب‌اند!

سیدمجید میرنظامی

چندی پیش استاد کلاس روش‌شناسی‌‌ام با استناد به کتاب «روش‌های تحقیق در معماری» ترجمۀ دکتر علیرضا عینی‌فر مشغول معرفی پارادایم‌های سه‌گانۀ تحقیق بودند. ایشان پس از معرفی پارادایم‌های پسااثبات‌گرایی و طبیعت‌گرایی گفتند که پارادایم سوم «آزادپژوهی» است. بعد از شنیدن اصطلاح نامأنوس «آزادپژوهی» کنجکاو شدم که بدانم کدام سامانه‌های جست‌وجو در این پارادایم قرار می‌گیرند. استاد ادامه دادند که «نظریۀ انتقادی» و «فمینیسم» در این دسته می‌گنجند. بلافاصله به کلمۀ «آزادپژوهی» مظنون شدم. زیرا این معادل هیچ رابطۀ معقولی با رویکردهای مذکور ندارد. با مراجعه به نسخۀ انگلیسی ویرایش اول کتاب (۱) متوجه شدم که مترجم این کلمه را معادل «emancipatory» قرار داده است. کلمۀ emancipation در علوم انسانی مصطلح است و به کوشش برای تحقق برابری و «رهاندن» گروه‌های سرکوب‌شده از قید محدودیت‌های حقوقی، اقتصادی و سیاسی اطلاق می‌شود. احتمالاً وجه اشتراک نظریۀ انتقادی و فمینیسم در نظر نویسندگان آن کتاب نیز همین ویژگی است. بنابراین emancipatory پارادایمی است «رهایی‌بخش» یا «معطوف به رهایی». کلمۀ «آزادپژوهی» فقط موجب گمراهی دانشجویان می‌شود.

گرچه نقد ترجمۀ کتاب «روش‌های تحقیق در معماری» بسیار ضروری است، این نوشته هدف دیگری دارد. (۲) غرض از ذکر این مثال تمهید مقدمه برای کلنجار رفتن با معضل مهم‌تری است. کتاب «روش‌های تحقیق در معماری» از سال ۱۳۸۴ تا کنون ۹ بار تجدید چاپ شده و در این فاصله هنوز ایرادهای ترجمۀ آن برطرف نشده است. واقعیت اسف‌باری که من را به نوشتن متن حاضر ترغیب کرد این است که استادانی سال‌ها پیش از من به نواقص ترجمۀ این کتاب پی برده‌اند، اما تاکنون دست به قلم نبرده‌اند و نقدی بر ترجمۀ آن ننوشته‌اند. (۳) آن بزرگواران معمولاً ترجیح می‌دهند که به‌جای نقد ترجمه‌های همکارانشان، متن اصلی را دوباره ترجمه کنند. ولی ترجمۀ دوبارۀ یک کتاب نمی‌تواند خلا‌ء نقد ترجمه را پر ‌کند. زیرا عموم دانشجویان معماری فقط به یاری نقد از درستی یا نادرستی ترجمه‌ها آگاه می‌شوند. اگر دانشجویی بخواهد بین دو ترجمۀ مختلف از یک کتاب دست به انتخاب بزند، مرجعی برای گزینش ندارد. از سوی دیگر، ممکن است اشتباه ترجمه‌های پرمخاطب به ده‌ها متن دیگر تسری یابد. چند روز پیش داشتم مقالۀ یکی از فارغ‌التحصیلان دورۀ دکتری دانشگاه تهران را می‌خواندم. نویسندۀ مقاله با استناد به ترجمۀ دکتر عینی‌فر کلمۀ «آزادپژوهی» را در جای‌جای مقاله‌اش به کار برده بود. وقتی کلمۀ «آزادپژوهی» را در اینترنت جست‌وجو کردم، متوجه شدم که این اشتباه به مقالات دیگری هم سرایت کرده است.

⭕️ ادامۀ متن را با کلیک بر روی Instant View یا در سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

@Koubeh
http://telegra.ph/mm7-12-21
http://koubeh.com/mm7/
میراث معماری مدرن و چالش‌های پیش‌رو
یکشنبه، ۳دی ماه ۱۳۹۶

#سمینار #معماری_معاصر #اسکندرمختاری
@Anjoman_Motaleat
فراخوان مقاله

هنر و معماری مدرن ایرانی در سایهٔ ایران تاریخی

کنفرانس دو روزه در دانشگاه منچستر، دانشکدهٔ هنر، زبان‌ و فرهنگ‌ها، منچستر، انگلستان. ۲۷-۲۸ اردیبهشت (۱۷-۱۸ مه، ۲۰۱۸)

آخرین مهلت ارسال چکیدهٔ مقالات روز چهارشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۶ (۲۸ فوریه ۲۰۱۸) می‌باشد.

معضلی ریشه‌دار سایه‌ٔ خود را بر پژوهش‌های دانشگاهی هنر و معماری ایران افکنده است: حوزه‌ای واحد اما دوپاره و تقسیم شده به دو جهان جدا از هم، که یکی علاقه‌مندان بیشتری را به خود جذب می‌کند. یک سو حوزهٔ مطالعات تاریخی است که بر روی هنر و معماری ایران پیش از مدرن، پس از اسلام و باستان تاکید دارد و سوی دیگر، حوزهٔ هنر و معماری مدرن ایران می‌باشد. مشکل آن‌جاست که اغلب درک و ارتباط اندکی بین این دو گروه وجود دارد. هر چند هنرمندان و پژوهشگران معاصر نیم‌نگاهی به حوزهٔ تاریخی دارند، از سوی تاریخ‌گرایان علاقهٔ چندانی به حوزهٔ معاصر نشان داده نمی‌شود. حتی روش‌شناسی این دو نیز تفاوت بسیار با هم دارد: در حالی‌که تاریخ‌نگاران معاصر هنر از نظریه‌های متأخر قرن بیستی و بیست‌ویکمی بهره می‌برند، در حوزهٔ تاریخی اغلب نگاه سنتی و تاریخی تاریخ هنر حاکم است. با این حال این دو حوزه از هم جدا نیستند و یکی در خلاء دیگری موجودیت پیدا نمی‌کند. همیشه نگاهی به پیش و یک نوع آگاهی از گذشته در میان تاریخ‌نگاران هنر وجود داشته است، و حتی هنرمندان معاصر و مدرن نیز ریشه در گذشته داشته و به آن رجوع می‌کنند.

در این کنفرانس سعی ما بر این است که اندیشمندانی را از هر دو حوزه دور هم جمع کنیم تا مسائلی مربوط به هر دو گروه و خوانشی که در این میان شکل می‌گیرد را با هم در میان بگذارند. دانشکدهٔ هنر، زبان‌ و فرهنگ‌های دانشگاه منچستر از شما دعوت می‌کند چکیده‌های ۲۵۰ کلمه‌ای خود را برای یک سخنرانی بیست دقیقه‌ای در قالب‌های تعیین شده ارسال فرمایید.

لطفا چکیده‌های خود را تا تاریخ ۲۸ فوریه ۲۰۱۸ را به ایمیل iranianartconference@gmail.com ارسال بفرمایید.

زمینه‌های پیشنهادی برای موضوعات:
1. گفتمان سنت‌گرایانه
2. رمانتیسیسم
3. تقلید و بیگانه‌هراسی
4. تاریخ‌نگاری متناقض
5. به علاوه، کنفرانس از مقالاتی بیرون از موضوعات بالا نیز که بتوانند از دریچهٔ تاریخ‌نگاری، گفت‌وگویی میان دو حوزهٔ مذکور برقرار کنند، استقبال خواهد کرد.

برای کسب اطلاعات بیشتر به این تارنما مراجعه فرمایید:

http://moderniranianart.blogspot.nl/2017/12/modern-iranian-art-and-architecture-in.html


@Koubeh
طرح یک پژوهش: «نهاد مرجعیت شیعه» و معماری دورۀ فتحعلی‌شاه قاجار

پوریا محمودی اصل همدانی

چندی پیش در یکی از کلاس‌هایمان، دربارۀ تاریخ معماری دورۀ قاجار بحث می‌کردیم. گلایه می‌کردیم از برچسب‌هایی نظیر «معماری کارت‌پستالی» و «تقلیدی» که به معماری این دورۀ ایران چسبانده‌اند! یکی از هم‌بحث‌ها گفت، دورۀ «فتحعلی‌شاه قاجار» دورۀ پررونقی در معماری بوده است. یکی از ادواری که تعداد زیادی از مساجدِ قاجاری در آن دوره ساخته شده است؛ آن هم مساجدی که به ‌پیروی از سنت مسجدسازی‌های رسمیِ سده‌های متاخر، مساجدی چهارایوانی بودند. از آن نمونه است: «مسجد شاه تهران»، «مسجد شاه سمنان»، «مسجد سلطانی بروجرد»، «مدرسۀ صدر اصفهان»، «مسجد سید اصفهان» و بسیاری از مساجدی که به نام «شاه» یا «سلطانی» از این دوره به یادگار مانده‌اند.

«همزمان در این دوره فرهنگ عزاداری به حدی رونق یافته بود که شخص شاه در آن مراسم شرکت می‌کرد و در عین حال از ثواب زیارت غافل نبود. بنیادگذاری یا بازسازی نهادهای مذهبی، تعمیر و مرمت زیارتگاه‌ها، زراندودساختن گنبد ائمه و امام‌زادگان در ایران و عتبات، از اموری است که توسط فتحعلیشاه صورت گرفت.» (آبادیان، ۱۳۹۳: ۹۱). بی‌تردید عطف توجه به مسجدسازی‌ها و ساخت بناهای مذهبی و آئینی و دیگر مناسک دینی، هزینه‌های بسیاری نیز داشته است. آن هم زمانی‌که عباس‌میرزا و قائم‌مقام از دارالخلافۀ تبریز با نامه‌هایشان از دربار تهران تمنا می‌کردند به جنگ ایران و روس و مخارجش توجه جدی‌تری کند؛ که البته شاه چنین توجهی نمی‌کرد. در مقام تبیین علل این وقایع تاریخی، پاسخ‌هایی نیز داده شد. به‌مثل، یکی گفت دلیلِ این اوج‌گیری در ساخت‌وسازِ مساجد در قالبِ سنتی، سودایی بود که «فتحعلی‌شاه» در سر می‌پروراند؛ چنان‌که خودش اقرار می‌کرد: سودای تشبه به دورۀ باشکوه «شاه عباس» بزرگ.

چندی بعد، کتابی خواندم با عنوانِ «تقدیر تاریخی اندیشه در ایران دورۀ قاجار» از «حسین آبادیان». آبادیان در چند فصل این کتاب کوشش می‌کند طرحی را ترسیم کند تا نشان دهد گفتار (Discourse) مسلط بر سراسر تاریخ دورۀ قاجار تا پایان دورۀ رضاخان، «فقه سیاسی شیعه» یا همان «اندیشۀ شرعی» بوده است. او اوج نمایش این گفتار مسلط را در جنبش تنباکو و مشروطه می‌داند. اما یکی از جذاب‌ترین بخش‌های کتاب، بخشی‌ست که به تثبیت نظری و عملی این گفتار مسلط در دورۀ فتحعلی‌شاه قاجار می‌پردازد. او با ترسیم فرآیندی از تکاملِ مفهومیِ«مرجع تقلید» به «نیابت عامۀ فقیه» و سپس «نهاد مرجعیت» در دورۀ قاجار، می‌گوید در دورۀ قاجار در نظر و عمل، فقها نقشی متفاوت از ادوار پیشین بر عهده داشتند. این نقش متفاوت، برابر بود با حضور جدی‌تر و موثرتر در مناسبات اجتماعی و سیاسی کشور.


⭕️ادامۀ متن را با کلیک بر روی Instant View یا در سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
@koubeh
http://telegra.ph/pm4-12-27
http://koubeh.com/pm4/
یادی از معمارباشی؛ بازنشر متنی از سال ۱۳۲۷

علی پوررجبی

متن زیر دربارۀ یکی از معماران دورۀ قاجار و پهلوی اول به نام علی‌محمد معمارباشی است که اندکی پس از فوت او به قلم آقای ابراهیم ناهید نوشته شده است. این مقاله در صفحات ۴۹ و ۵۰ شمارۀ هفتم مجلۀ اطلاعات ماهانه در مهر ماه ۱۳۲۷ چاپ شده است. این مقاله بدون دخل و تصرف در کوبه منتشر می‌شود:

مرگ صانعی استاد علی‌محمد معمارباشی (بابا) – به‌قلم آقای ابراهیم ناهید
تنی زنده‌دل خفته در زیر گل به از عالمی زندۀ مرده‌دل
دل زنده هرگز نگردد هلاک تن زنده‌دل گر بمیرد چه باک

استاد علی محمد معمارباشی صانعی پس از طی ۷۴ سال عمر شرافتمندانه این جهان عاریت را بدرود گفت در حالی که صدها و هزاران نفر از یاران و دوستان صدیق و صمیمی خود را از مفارقت ابدی و فقدان خویش متألم و متأثر نمود.


⭕️ادامۀ متن را با کلیک بر روی Instant View یا در سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

@koubeh
http://telegra.ph/ap-12-29
http://koubeh.com/ap1/
سمینار «باستان‌شناسی و فرهنگ»
چهارشنبه ۱۳ دی‌ماه ۱۳۹۶، ساعت ۱۱-۱۳
دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، نگارخانه

@Koubeh
اصفهان، نصفِ جهان است

یاسمین نعمت اللهی

پروژۀ «مجموعۀ سالن‌های اجلاس سران كشورهای غيرمتعهد» در اصفهان در سایت ۵۰ هکتاری شهید کشوری در پنج فاز سالن اصلی، سالن‌های چندمنظوره، ویلاهای اختصاصی، هتل پنج‌ستاره، ساختمان‌های خدماتی و اداری‌- تجاری در نظر گرفته و کلنگ آن سال ۱۳۹۰ به زمین زده شده است. بنا به گفتۀ «مهدی احمدی‌مهر»، مدیر این پروژه، این مرکز به‌عنوان ميدانِ چهارم اين شهر در نظر گرفته می‌شود و نگينی پرافتخار براي شهر و كشور است؛ چراكه تمام امكاناتِ اين پروژه مطابق با استانداردهای روز دنيا در حال احداث است. ظاهراً اصفهان از میان شهرهای مختلف، به دلایل متعددی برای سایت این پروژه در نظر گرفته شده است؛ از جمله اینکه: «اصفهان شهر اديان الهی، زرتشتی، كليمی، مسيحی، اسلام و تشيع است كه در طول تاريخ هم‌زيستیِ مسالمت‌آميزی با هم داشته و دارند و معابد، كنيسه‌ها، كليساها و مساجد در اين شهر جلوۀ باشكوهی را از خود هويدا می‌سازند» یا اینکه «كريدور علمیِ كشور محسوب مي‌شود؛ زيرا اين شهر با داشتن هجده دانشگاه بزرگِ دولتی، غيرانتفاعی، آزاد اسلامی و حوزه‌های علميه، درخشش و نورافشانیِ علمیِ بی‌نظيری دارد و مركز سلول‌های بنيادی، انرژی هسته‌ای و تحقيقات در علوم مختلف است». و دلایل جالبی از این دست؛ البته نزدیکی به مرکز، پایتخت کشور بودن در سه دورۀ تاریخی و همچنین انتخاب‌شدن به‌عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام هم در این انتخاب بی‌تاثیر نبوده است. اما به‌واقع نقطۀ قوت اصفهان در این پروژه، «نصف جهان» بودن آن است.

احمدی‌مهر گفته است: «این مرکز به گونه‌ای طراحی شده که گویای عبارت معروف «اصفهان، نصف جهان» باشد؛ چراکه شکل نیم‌کره‌بودنِ آن نماد نصفِ جهان است». وی در ادامه می‌گوید: «برای اجرای این پروژه طرح‌های متفاوتی به روی میز آمد اما در نهایت طرحی که اجرا شد برگرفته از «اصفهان، نصف جهان» است که یک نیم‌کره به همراه یک هلال از ساختمان‌های اطراف است که سمبل «اصفهان، نصف جهان» را برای اولین‌بار به تصویر می‌کشد». البته این طرح، نگاهِ سمبلیک به نیمی از جهان نیست و در واقع ترجمان شکلیِ این عبارت است و نیازی به طراحی و مانیفست ندارد. حتی کودکان آموزش‌ندیده در زمینۀ معماری هم همین‌اندازه که زمین را بشناسند، «نصف جهان» را به همین شکل تصویر می‌کنند.

⭕️ادامۀ متن را با کلیک بر روی Instant View یا در سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

http://telegra.ph/yn1-01-07
http://koubeh.com/yn8/
@koubeh
دو روایت از استاد حسن قمی

علی پوررجبی

متنِ پیش‌ رو دو روایت از یکی از معماران دوره قاجار است. روایت اول از متن «خاطرات میرزامهدی خان شقاقی» انتخاب شده است. در این متن میرزامهدی خان شرح اولین برخوردش با «استاد حسن» در قم و همکاریشان در مسجد سپهسالار را بیان می‌کند و متن دوم مقاله‌ای است از نویسنده‌ای ناشناس که در شمارۀ اردیبهشت ۱۳۲۷ مجلۀ اطلاعاتِ ماهانه چاپ شده است؛ که در آن به شرح حال استاد حسن پرداخته و ماجرای جالبی از ایشان را نقل می‌کند.

روایت اول: از خاطرات میرزامهدی خان شقاقی

در سال ۱۲۹۳ قمری (مطابق ۱۲۵۳ شمسی و ۱۸۷۴ میلادی) با همین شخصِ محترم به زیارت حضرت معصومه(ع) رفتیم و موقع تحویل سال را در بقعۀ مبارکه حاضر بودیم. در همان چند روز اقامت به تماشای اماکنِ معروف که به فرمایش سلاطین صفویه ساخته یا تعمیر گشته بود رفتیم و از هنرها و صنایع و کاشی‌کاری‌های آن عصر لذت بردیم و قبور سلاطین صفویه و قاجاریه را دیده و به فاتحه یاد کردیم. از آن جایی که فن و رشتۀ اصلی من مهندسی راه و پل‌سازی و ساختمان بود و از طراحی و معماری بی‌خبر نمی‌باشم، روزی در سر مقبرۀ فتحعلی‌شاه ایستاده و از زاویۀ دید تزئینات و کنده‌کاری و منبت کاری که در روی سنگ مرمر قبر نموده بودند نقشه برمی‌داشتم و در این کار به دستور علم مناظر و مرایا عمل می‌کردم. یک وقت ملتفت شدم که ریشِ مردی به صورت من می‌خورد. اگرچه سی سال از سنم می‌گذشت با وجود اینکه ریش می‌تراشیدم و بدمنظر هم نبودم ناراحت شدم. نگاه به عقب سر کردم مردی بلند بالا- کلاه بلندی را دیدم که ریشش تا پرشال آمده و از پشت سر من نگاه به ترسیمات من می‌نمود.

⭕️ادامۀ متن را با کلیک بر روی Instant View یا در سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
http://telegra.ph/ap4-01-12
http://koubeh.com/ap4/
@koubeh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گنبد دوازده امام یزد در یک نگاه

شهاب‌الدین تصدیقی
@Koubeh
نشست نقد و بررسی «طرح توسعه دانشگاه تهران»

چهارشنبه ۲۷ دی‌ماه ۹۶
خانه هنرمندان
@koubeh
⭕️دانشگاه تهران قرار است تحت‌عنوان طرحی با نام «شهر دانش» گسترش یابد و برای این منظور تغییرات قابل‌توجهی در ساختمان‌ها و بافت پیرامونی دانشگاه ایجاد خواهد شد.

نظر به اهمیت این موضوع، کوبه بیانیهٔ دریافتی زیر را بازتاب می‌دهد. بدیهی‌ست که موضع نویسندگان بیانیه لزوماً موضع کوبه نیست و کوبه از هر نوع بحث، گفت‌و‌گو و واکنش دربارهٔ این موضوع حساس استقبال می‌کند. ⬇️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسجد جامع اِوَز در یک نگاه

شهاب‌الدین تصدیقی

این مسجد یکی از مساجد جامع اهل سنت در جنوب فارس است و کهن‌ترین کتیبه‌اش از تعمیر آن در ۱۱۹۴ هجری خبر می‌دهد.

@Koubeh
قوانین و پیرایش شهر

سیده‌شیرین حجازی

بازار، پل چوبی، فردوسی، ظهیرالاسلام، لاله‌زار، انقلاب و طالقانی محله‌های نیازمند به توجه تهران و خانۀ یادگاران تهران قدیم‌اند. این محلات علی‌رغم مجاورت با بخش تجارت مرکزی که موتور محرک سیستم شهری است، کمتر از آن بهره برده و دچار تحول می‌شوند (کلانتری، ۱۳۹۴). خیابان‌های مجاور و منتهی به خیابان انقلاب مانند جمهوری، حافظ، فردوسی و ... همگی از مراکز اصلی انواع تجارت و کسب‌وکار در تهران به شمار می‌آیند. با اینکه این خیابان‌ها در مرکز شهر هم قرار گرفته‌اند و به واسطۀ شکل‌دهی نمای خیابان، می‌توانند از جذابیت‌های بصری شهر قلمداد شده و از اغتشاش منظر بخش‌های مرکزی بکاهند، اما توجه شهرداری و ارگان‌های مسئول به آن‌ها بسیار اندک است. وجود کاربری‌های متنوع با معماری‌های مختلف موجب گردیده که در این محدوده به‌ویژه مقابل مراکز تجاری با کالبد بی‌هویت، شاهد خط آسمان آشفته و اغتشاش بصری در نما باشیم (فضائلی، ۱۳۹۱: ۳۹۶).

⭕️ادامۀ متن را در قسمت Instant View یا در سایت کوبه به نشانی زیر مشاهده کنید:

http://telegra.ph/sh9-01-30
http://koubeh.com/sh9/
@koubeh
کوبه
https://www.instagram.com/p/BdmPNuVjO9W/
کاشفانِ [نه چندان] فروتنِ بندر کنگ

شهاب‌الدین تصدیقی

📣«توجه! توجه! ما محققین برجسته و زحمت‌کش، بندر ناشناخته و کاملاً گمنامِ کنگ را کشف کرده‌ایم و بدین‌وسیله از سایر محققینی که پس از کشف این بندر، قصد پژوهش درباره‌اش را دارند خواهشمندیم دست نگه دارند. پیشاپیش اعلام می‌کنیم که تمام محققین دانشگاهی که قصد تحقیق روی این بندر با ظرفیت‌های دانشگاهی را دارند لمپن هستند و ضمناً اعلام می‌داریم که در مسابقهٔ معماری آینده‌مان در بستر بندر کنگ، کسی حق ندارد به تحقیقی جز تحقیق ما دربارهٔ این بندر استناد کند وگرنه مردود است. حق انحصاری تحقیق روی این بندر الی‌الابد برای ماست و زنده باد ما پژوهشگران برجسته!»📣

اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد، نه؟ ولی این تقریباً همان چیزی است که در صفحهٔ اینستاگرام مجلهٔ «هنرِ معماری» چندی پیش منتشر شد. کامنت‌های اعتراضی قابل انتظار بود ولی اصلاً نمی‌شد انتظار داشت که این مجله در حرکتی بدیع، مدتی پس از فروکش کردن اعتراض‌ها تمامی کامنت‌های اعتراض‌آمیز را از آن پُست حذف کند.

عجیب نیست که برای موضوع تحقیقمان ارزش قائل باشیم، ولی عجیب است که اگر کسی دیگر بخواهد در موضوع تحقیقمان کار پژوهشی دیگری کند، انواع توهین و تهمت‌ها را نثارش کنیم. چرا اصلاً تحقیق می‌شود؟ برای تبیین موضوعی جدید؟ گسترش علم؟ معلوم ساختن مجهولات؟ آگاهی‌بخشی؟ ... یا به هم زدن اسم و رسمی که هر روز در سایهٔ آن ارضا شویم و به همین خاطر اگر کسی بخواهد وارد موضوع تحقیقمان شود باید به او فحش بدهیم تا رویش کم شود؟!

عجیب‌تر این که تمام «آگاهی و دانش ما از بندر تاریخی کنگ» را مدیون تلاش‌های خود می‌دانند؛ انگارنه‌انگار که اگر خرده‌تحقیقات پژوهشگران گمنام‌تر را هم کنار بگذاریم، سیمای کنگ را سال‌ها پیش‌تر در سکانس‌های «ناخدا خورشید» دیده‌ایم. جالب است: جریانی که خود را رادیکال و مبارز علیه جریان‌های فاسد علمی معرفی می‌کند و از «اجحاف‌های مسابقات معماری» و «لمپنیسم دانشگاهی» به ستوه می‌آید، می‌تواند در انحصارطلبی گوی سبقت از همان جریان‌ها برباید.

http://koubeh.com/sht7-2/

@Koubeh
Forwarded from honare_memari
به مدیریت وبسایت و کانال تلگرامی کوبه

از طرف علیرضا عظیمی

مدیر واحد تحقیق و توسعه‌ی مؤسسه‌ی فرهنگی هنری هنرمعماری

آرزوی ما توسعه‌ی تحقیقات پیرامون بندر کنگ است… تحقیقات نه شبه تحقیقات!

نظر به انتشار یادداشت(؟!) « کاشفانِ [نه چندان] فروتنِ بندر کنگ » به قلم شهاب الدین تصدیقی و مسائل طرح شده در آن در کوبه، پاسخنامه‌ی زیر جهت انتشار در آن رسانه‌ی محترم تقدیم می‌گردد؛ هرچند اینجانب کمتر به فرمایشات ابراز شده‌ی یاران، خصوصاً آنانکه که برد ایشان به بیشتر از فضای مجازی نمی‌رسد واکنش نشان می‌دهم لیکن نظر به رسالت معلمی خود و دلسوزی مادامی که برای کوبه داشتم، ترجیح به انجام فعل کنونی گرفتم. پیشاپیش تذکر می‌دهم که این موضع شخص اینجانب به عنوان یکی از خوانندگان و هواداران جریان کوبه است و نه مجموعه‌ای که حقیر در آن در حال خدمت رسانی هستم. ناگفته پیداست که موضع و واکنش هنرمعماری می‌تواند چیزی کاملاً متفاوت از این یادداشت باشد.



۱- ابتدا به ساکن لازم به یادآوری است که اینستاگرام هنرمعماری صدای «هنرمعماری» است و نه هیچ فرد دیگری. هر آنچه در این صفحه منتشر می‌شود بصورت کامل مستقل از افراد و نهادها و توسط هنرمعماری تولید و منتشر می‌شود. کسانیکه گمان می‌کنند این صفحه متون و دغدغه‌های دیگر یاران را منتشر می‌نماید نه آن یاران را شناخته‌اند و نه هنرمعماری را. نسبت دادن این متون به دیگر اشخاص هرچند باعث ایجاد کدورت در این عزیزان شد اما متأسفانه چیزی جز تحلیل‌های نادرست نگارنده‌ی محترم یادداشت منتشر شده در کوبه را به ذهن نمی‌رساند.

۲- پست اینستاگرامی مذکور با هدف اطلاع رسانی و جلوگیری از سوءاستفاده‌ی برخی از مطالعات انجام شده در مورد بندر تاریخی کنگ بوده است و کمی بیشتر که در ادامه‌ی متن بدان خواهم پرداخت. امری که از وظایف بنیادین هر رسانه‌ای است. خصوصاً هنرمعماری که مسئولیت خطیر برگزاری دوسالانه را بر عهده دارد.



۳- کامنت‌های دانشجویان درج شده در زیر یکی از پست‌های اینستاگرامی هنرمعماری که مورد اشاره‌ی آقای تصدیقی بودند به درخواست یکی از اساتید دانشگاهی و در جهت حفظ شأنیت مقام دانشجو حذف شدند. باعث تأسف است که دانشجویان « چیزهایی » می‌نویسند که استادان آنها که در سطوح بالا و از نزدیک با هنرمعماری در حال همکاری هستند باید درخواست حذفشان را بدهند. امیدواریم زین بعد شاهد اینگونه رفتارهای هیجانی از جانب قشری که قرار است در آینده سکان مملکت را در دست بگیرند نباشیم زیرا همگان همچون هنرمعماری برخورد نمی‌کنند. اساساً حساب اینستاگرامی هنرمعماری کامنت حساب‌های فیک را برای جلوگیری از اتلاف زمان ارزشمند خوانندگان خود حذف می‌نماید، کسی را بلاک نمی‌کند و پاسخ سوألات و انتقادات را در چارچوب رسالت آگاهی بخشی خود می‌دهد.



۴- هنرمعماری و مجموعه‌های همکار بسیار فروتنانه در حال خدمت رسانی در عرصه‌هایی هستند که حتی ذکر لیست‌وار آنها در قالب این نامه قابل طرح نیست و اساساً خیلی از آنها به دلایل اعتقادی رسانه‌ای نمی‌شوند. توقع نداریم هرکسی از این مسائل مطلع باشد. رعایت و ترویج ادب کار علمی که خود منظومه‌ای از مفاهیم ارزشی است از آن جمله هستند. متأسفانه در مورد موضوع بندر تاریخی کنگ شاهد تخلفات و بداخلاقی‌های علمی متعددی بودیم و هستیم و اخیراً نیز شاهد آن هستیم که هرکسی هر ترشح ذهنی‌ای را که در نخستین بازدید از کنگ بدست می‌آورد را منتشر می‌نماید. باور داریم این قبیل رفتارها و نوستارهای غیرعلمی جز ایجاد حساسیت و انحراف از مسیر اصلی چیزی نخواهد داشت. همانگونه در مورد مطالعات معماری ایران این انحراف‌ها و اشتباهات علمی به وفور یافت می‌شود که قطعاً دوستان کوبه خود به آن بهتر از این حقیر واقف هستند. امیدواریم دوستان متوجه باشند هر کاری علمی‌ای صرفاً منجر به دستاورد تحقیقاتی نمی‌گردد، نمونه‌‌ی دغدغه‌ی طرح شده توسط حقیر قطعاً در کتابخانه‌ی پردیس هنرهای زیبا، بخش پایان‌نامه‌ها یافت می‌گردد.
Forwarded from honare_memari
۵- اتفاقاً باعث افتخار ما است که بندر تاریخی کنگ مسئله‌ی پژوهش بسیاری از تلاش‌های علمی کشور شده است. قطعاً این مهم حاصل اقدامات اطلاع رسانی این رسانه و خیلی قبلتر از ما، محصول تلاش‌های دفتر معماری پلسار پارت است. تا آنجا که بنده اطلاع دارم، موضوع طراحی بسیاری از آتلیه‎های دانشگاهی، موضوع بسیاری از پایان نامه‌ها و تلاشهایی از این دست به کنگ اختصاص یافته است. هنرمعماری و دفتر معماری پلسارپارت به مراتب برای تحقق بهتر این امور حمایت‌هایی را انجام داده‌اند که نیاز به تبلیغات ندارد. « انحصار طلب » خواندن این مجموعه‌های خصوصی نشان دیگری از تحلیل‌های نادرست جناب تصدیقی و نگارش بر اساس فرضیات حدسی و صرفاً اطلاعات شفاهی و اینستاگرامی دارد!



۶- در دفاع از سرکار خانم دکتر شیوا آراسته‌ی عزیز این بند را می‌نویسم؛ با تأکید بر این نکته که ایشان هیچ نقشی در مطلب منتشر شده در حساب اینستاگرام هنرمعماری ندارند و ما براساس اخبار واصله‌ی خود و تحقیقات پسین و جلسات بعدی اقدام به انتشار محتوا می‌نماییم. باید بدانید که بنده شخصاً به «تضارب افکار» بیشتر از «تفاهم» ایمان دارم و از قضا در مسائلی با استاد والامقام خود، سرکار خانم دکتر آراسته اختلاف نظر داشته و دارم اما هیچگاه هیچ کدام از این مطالب باعث نشده است که ارزش‌های ایشان را قبضه، تصاحب یا زیر سوأل ببرم. شفاف ابراز می‌دارم… تمام تحقیقات قبل از خانم دکتر آراسته در مورد کنگ تا جایی که ما در فضای انتشار عقاید و اهل رسانه هستیم حتی ارزش انتشار در وبسایت را نداشتند و دارای خطاهایی علمی متعددی بودند. از متن جناب تصدیقی مثالی می‌آوردم تا پیوند متن بنده و ایشان نیز قوام بیشتری یابد. ایشان از فیلم «ناخدا خورشید» نام بردند. منکر ارزش‌های سینمایی اثر نمی‌شوم اما لازم به ذکر است که در تیتراژ پایانی همان فیلم به نام بندر تاریخی کنگ اشاره‌ای نشده است و از بندر لنگه نام برده شده است! آیا این مثال برای عمق ناآگاهی ما کافی نیست؟ چند کتاب در باب معماری سنتی ایران، معماری خانه‌های تاریخی، خانه و فرهنگ و طبیعت و… چاپ شده است؟ در تمام این کتابها یک کلمه در مورد بندر تاریخی کنگ نوشته نشده است….. شده است؟ کافیست؟ ما نمی‌توانیم واقعیت را تحریف کنیم، شناخت جامعه‌ی معماران از بندر تاریخی کنگ و مسئولان کشوری مرهون زحمات خانم دکتر آراسته است. ۲۰ سال پیش مطالعات کنگ توسط سرکار خانم دکتر آراسته آغاز شد، و نتایج آن بصورت تحقیقی مفصل و مکتوب در مرکز اسناد دانشگاه شهید بهشتی موجود است و در ادامه نتیجه‌ی تحقیقات اخیر ایشان روی بافت و معماری کنگ نیز توسط بخش انتشارات مجموعه‌ی هنرمعماری در حال چاپ در قالب کتابی نفیس است.



۷- آنچه که در پست مذکور به عنوان دغدغه ذکر شده است این موضوع است که نظر به برگزاری سومین دوسالانه‌ی معماری، شهرسازی و طراحی داخلی ایران توسط هنرمعماری و ابلاغ فراخوان مسابقه‌ی طراحی اکوکمپ در بندر تاریخی کنگ، دانشجویان عزیز و شرکت کنندگان گرامی مستحضر باشند که برخی به دنبال نشر مطالب و فروش مضاعف آن و کسب شهرت به دلیل نیاز علمی دوستان هستند. امری که در فضای دانشگاهی ما متأسفانه شایع است. در این وضعیت وظیفه‌ی دبیرخانه دوسالانه است که اعلام نماید که هر مطالب به ظاهر علمی نباید برای طراحی‌ها به عنوان منبع و ملاک لحاظ گردد. واضح است که طراحی بر اساس اطلاعات غلط تنها باعث اتلاف سرمایه‌های کشوری می‌شود. اتفاقاً ما منتظر موج مطالعات و تحقیقات در مورد بندر تاریخی کنگ هستیم و از نشر آنها نیز استقبال می‌کنیم اما بعید است این مهم با ارسال پستی دانشجویان به دفاتر معماری و بندر کنگ و روش‌های ابداعی برخی دانشگاهیان مهیا شود!



۸- برای ما به عنوان بخش حرفه‌ای معماری که از قضا با مسائل علمی و تحقیقاتی سروکار داریم آنگونه به نظر می‌رسد که برخی دانشجویان ما دچار سوءتفاهم شده‌اند. توصیه می‌کنیم استادان این عزیزان، سوءتفاهم بوجود آمده در خصوص «نوشتن معماری» را برای این جوانان رفع نمایند و مسیری که در آموزش معماری در چند دهه‌ی اخیر طی کرده‌اند را به کناری وانهند تا شاهد تربیت معمار – محققان بهتری باشیم. اعتراف می‌کنیم – همانگونه که همه‌ی مجامع علمی خود مستحضر هستند – که هیچ ارتباط منطقی و مفیدی بین خروجی دانشگاه و نیازهای صنعت نداریم.



۹- در نهایت توصیه‌ای به دوستان کوبه که با ما نیز چندان غریب نیستند. همانگونه که اطلاع دارید ما بر ترویج نقد و نظریه در فضای معماری ایران تأکید داریم. ما معتقدیم باید تمام نظرات ابراز و نوشته شوند تا فضای اندیشه توسعه یابد لیکن نباید متون ما در جهت تضییع حقوق دیگران یا عکس واقعیت باشند. این وظیفه‌ی سردبیر و دروازه‌بانان خبر یک رسانه است. ما از کوبه بابت تلاش در این زمینه تشکر می‌نماییم و امیدواریم در راه خود مستدام باشند و در حفاظت از ارزش‌های موجود موفق‌تر باشند.