کوبه
📕جلسۀ دفاع پایاننامۀ کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران رابطۀ متقابل کالبد، فعالیت و رویدادها در خیابان چهارباغ عباسی اصفهان در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ شمسی ساناز تولائیان استادان راهنما: دکتر مهدی سعدوندی، دکتر زهرا اهری داوران: دکتر احمد امینپور، دکتر…
خیابان «چهارباغ عباسی» در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ش، پس از یک دوره افول و ویرانی، با تغییر کالبد، فعالیتها و در نتیجه کیفیتهای فضاییاش مواجه شد که زندگی جاری در آن را نیز دگرگون کرد. با توجه به سرعت تغییرات صورت گرفته در خیابان چهارباغ در دهههای اخیر و تخریب بخشهایی از آن، پژوهش در مورد نحوۀ تحول این خیابان در دورۀ معاصر امری ضروری به نظر میرسد تا بدین وسیله درک روشنتری را از سازوکار حیات شهری و تعامل آن با کالبد پیرامون و دیگر زمینههای مرتبط به دست آید.
هدف این پژوهش مطالعۀ تحولات کالبد و فعالیتهای خیابان چهارباغ در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ شمسی، تأثیر متقابلشان بر هم و کیفیتهای فضایی شکل گرفته از خلال این تأثیر است. دادههای این تحقیق از منابع مکتوب و تصویری دست اول و دست دوم جمعآوری شده است. سپس شواهد موجود ارزیابی، تحلیل و تفسیر شد تا روایتی تاریخی از تحولات خیابان چهارباغ در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ شمسی به دست دهد. در فصل کالبد مشخص میشود که چگونه موقعیت خیابان در شهر بر اثر احداث خیابانهای جدید تغییر میکند و به جای کالبد برجای مانده از دورههای قبل بدنۀ تازهای با مشخصات و بناهای جدید شکل میگیرد. در فصل فعالیت شرح داده میشود که چگونه خیابان در طی این بازۀ زمانی محل قرار گرفتن انواع فعالیتهای مدرن و عرصهای برای نمایش و عرضۀ مظاهر زندگی نو شده است. در فصل فضا تحولات کالبد و فعالیتهای خیابان در نسبت با هم سنجیده و تحلیل شده و مشخص میشود که چگونه این تحولات، رویدادهای جاری در خیابان را تغییر داده و کیفیتهای فضایی جدیدی را ایجاد کرده است. مرور این تحولات نشان میدهد که در طی سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ میان تحول کالبد و فعالیتهای خیابان ارتباطی دو سویه برقرار بود: تغییر کالبد، تغییر فعالیتها را در پی داشت و تغییر فعالیتها نیز منجر به ساختوسازهای جدید و تغییر کالبد خیابان شد. برآیند این تغییرات، باعث شکلگیری کیفیتهای فضایی جدید در خیابان شد که در مؤلفههایی چون عرصۀ «کار و فعالیت روزمره»، «تفریح» و مکانی برای «نمایش شیوهها و ملزومات زندگی نو» و «هنجارهای تازه و بروز رفتارهای نو» تعریف میشد.
@Koubeh
هدف این پژوهش مطالعۀ تحولات کالبد و فعالیتهای خیابان چهارباغ در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ شمسی، تأثیر متقابلشان بر هم و کیفیتهای فضایی شکل گرفته از خلال این تأثیر است. دادههای این تحقیق از منابع مکتوب و تصویری دست اول و دست دوم جمعآوری شده است. سپس شواهد موجود ارزیابی، تحلیل و تفسیر شد تا روایتی تاریخی از تحولات خیابان چهارباغ در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ شمسی به دست دهد. در فصل کالبد مشخص میشود که چگونه موقعیت خیابان در شهر بر اثر احداث خیابانهای جدید تغییر میکند و به جای کالبد برجای مانده از دورههای قبل بدنۀ تازهای با مشخصات و بناهای جدید شکل میگیرد. در فصل فعالیت شرح داده میشود که چگونه خیابان در طی این بازۀ زمانی محل قرار گرفتن انواع فعالیتهای مدرن و عرصهای برای نمایش و عرضۀ مظاهر زندگی نو شده است. در فصل فضا تحولات کالبد و فعالیتهای خیابان در نسبت با هم سنجیده و تحلیل شده و مشخص میشود که چگونه این تحولات، رویدادهای جاری در خیابان را تغییر داده و کیفیتهای فضایی جدیدی را ایجاد کرده است. مرور این تحولات نشان میدهد که در طی سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ میان تحول کالبد و فعالیتهای خیابان ارتباطی دو سویه برقرار بود: تغییر کالبد، تغییر فعالیتها را در پی داشت و تغییر فعالیتها نیز منجر به ساختوسازهای جدید و تغییر کالبد خیابان شد. برآیند این تغییرات، باعث شکلگیری کیفیتهای فضایی جدید در خیابان شد که در مؤلفههایی چون عرصۀ «کار و فعالیت روزمره»، «تفریح» و مکانی برای «نمایش شیوهها و ملزومات زندگی نو» و «هنجارهای تازه و بروز رفتارهای نو» تعریف میشد.
@Koubeh
Forwarded from انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
«بازخوانی تاریخ شهر معاصر با استناد به مبانی تاریخ فرهنگی»
سخنران: محمدصالح شکوهی بیدهندی
زمان: دوشنبه ۲۳ مهر ساعت: ۱۰ تا ۱۲
دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، سالن قطب علمی فناوری
@Anjoman_Motaleat
سخنران: محمدصالح شکوهی بیدهندی
زمان: دوشنبه ۲۳ مهر ساعت: ۱۰ تا ۱۲
دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، سالن قطب علمی فناوری
@Anjoman_Motaleat
▪️آسباد، تسخیر باد!
🖋سجاد زلیکانی| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران
گویند هنگامی که خبر محاصره معبدِ مقدس و توطئه کاهنان در شهر اورشلیم به سلیمان نبی (ع) رسید، او در شهر «اریحا» برای یاری رساندن به مردمی که از هجومِ اجنّه به ستوه آمده بودند، حضور داشت. این خبر برای او بسیار ناگوار بود و از شنیدن آن به شدت محزون گشت. شدتِ حزنِ سلیمان به دلیل فاصله طولانیاش با اورشلیم، صدچندان شد. از یکسو در برابر چشمانش، وضعیتِ پرآشوب شهر قرار داشت و از سویی دیگر، معبد و ارکانِ نظامِ حکومتیِ او در خطر بود. دیر رسیدنِ سلیمان به اورشلیم، یعنی بر باد رفتنِ پایگاهِ عدل و دادِ او؛ اما پایههای مملکتِ او بر باد نرفت که هیچ، درعوض، باد به یاریاش آمد! از جانب خداوند فرمان رسید که خود و یارانت را به دستِ باد بسپار تا ببینی آنچه تاکنون ندیدهای! در یک آن، نیروی قدرتمند و عظیم طبیعت، سلیمان و یارانش را بر دوش کشید و در کمترین زمان، به اورشلیم رساند! آن دستِ غیب، باد بود! باد به تسخیرِ سلیمان (ع) درآمد و اگر تسخیرِ باد توسط سلیمان (ع) صورت نمیگرفت و اگر این بادِ یاریرسان نبود، شاید بودِ حکومت سلیمان (ع) هم به نابودی میانجامید.
اما در یک نقطه از کشورمان، سلیمانی دیگر با ترفندی دیگر، باد را مسخّر نمود. این سلیمان، شخصی جز علم و آگاهی نیست. صحبت ما در بابِ شهری است که مردمانش به سلیمانِ درونِ خود تکیه کرده و ارکانِ زیست خود را حفظ نمودند. «نشتیفان» شهری است که سلیمان در آن حاکم است! سلیمان نه از نوع پیامبرش که همگان میشناسند؛ بلکه سلیمانی از نوع درک و درایت و فهم و آگاهی و علم. چندان هم پر بیراه نیست اگر علم و آگاهی را نیز پیامبر بنامیم. به تعبیری دیگر، این پیامبر، پیامبرِ باطنی یا پیامبرِ درونی است. بنابراین، مردمان این دیار، هر یک به نوبه خود پیامبرند! پیامبرانی که برای تکتک ما، پیامآورِ درایت، درک منطقی از محیطِ زندگانی، احترام به عرصه محیط طبیعی و استفاده درست از منابع خدادادی هستند.
این پیامبران چه کردند که زبان ما را به تمجید از آنان وا داشت؟ مگر معجزهای مافوقِ قدرتِ بشری از جانب خداوند و با اذن و اجازه از او نشان دادند؟ خیر! این مردم هرچه کردند، همه از پیامبرِ درونشان بود؛ نبوغی درونی که سرانجام به صورتِ عینی و ظاهری، نمود پیدا کرد. فقط کافیست تا راهیِ این دیار شوید تا با چشم خود ببینید که این پیامبرِ درونی، چه میراثی را برای ما به ارمغان نهاد. کافیست تا قصدِ این دیار کنید و ببینید که مردم این سامان، چگونه با محیط زندگانی خود، خو گرفتهاند. کافیست بر این شهر قدم گذارید تا مفهومِ تسخیرِ منطقیِ طبیعت را دریابید. کافیست بیایید تا دریابید که چگونه میتوان با طبیعت، همراه و دمساز شد. کافیست تا سفری به این شهر داشته باشید تا پیامِ این پیامبران را در چند نگاهِ ساده، به یادگار برید.؛ اینکه زیست و زندگانی در صورتی مسیرِ درست و منطقیِ خود را پیش خواهد گرفت که با محیطزیست خود، پیوند و رابطهای دوجانبه برقرار کند. پیوند و رابطهای که آسیبی بر پیکره طبیعت وارد نسازد. در عوض، آن را به تسخیرِ خویش درآورَد...
⭕️ ادامهٔ این مطلب را در وبسایت کوبه یا با کلیک روی Instant View بخوانید.
@Koubeh
https://telegra.ph/sz1-10-16
http://koubeh.com/sz1/
🖋سجاد زلیکانی| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران
گویند هنگامی که خبر محاصره معبدِ مقدس و توطئه کاهنان در شهر اورشلیم به سلیمان نبی (ع) رسید، او در شهر «اریحا» برای یاری رساندن به مردمی که از هجومِ اجنّه به ستوه آمده بودند، حضور داشت. این خبر برای او بسیار ناگوار بود و از شنیدن آن به شدت محزون گشت. شدتِ حزنِ سلیمان به دلیل فاصله طولانیاش با اورشلیم، صدچندان شد. از یکسو در برابر چشمانش، وضعیتِ پرآشوب شهر قرار داشت و از سویی دیگر، معبد و ارکانِ نظامِ حکومتیِ او در خطر بود. دیر رسیدنِ سلیمان به اورشلیم، یعنی بر باد رفتنِ پایگاهِ عدل و دادِ او؛ اما پایههای مملکتِ او بر باد نرفت که هیچ، درعوض، باد به یاریاش آمد! از جانب خداوند فرمان رسید که خود و یارانت را به دستِ باد بسپار تا ببینی آنچه تاکنون ندیدهای! در یک آن، نیروی قدرتمند و عظیم طبیعت، سلیمان و یارانش را بر دوش کشید و در کمترین زمان، به اورشلیم رساند! آن دستِ غیب، باد بود! باد به تسخیرِ سلیمان (ع) درآمد و اگر تسخیرِ باد توسط سلیمان (ع) صورت نمیگرفت و اگر این بادِ یاریرسان نبود، شاید بودِ حکومت سلیمان (ع) هم به نابودی میانجامید.
اما در یک نقطه از کشورمان، سلیمانی دیگر با ترفندی دیگر، باد را مسخّر نمود. این سلیمان، شخصی جز علم و آگاهی نیست. صحبت ما در بابِ شهری است که مردمانش به سلیمانِ درونِ خود تکیه کرده و ارکانِ زیست خود را حفظ نمودند. «نشتیفان» شهری است که سلیمان در آن حاکم است! سلیمان نه از نوع پیامبرش که همگان میشناسند؛ بلکه سلیمانی از نوع درک و درایت و فهم و آگاهی و علم. چندان هم پر بیراه نیست اگر علم و آگاهی را نیز پیامبر بنامیم. به تعبیری دیگر، این پیامبر، پیامبرِ باطنی یا پیامبرِ درونی است. بنابراین، مردمان این دیار، هر یک به نوبه خود پیامبرند! پیامبرانی که برای تکتک ما، پیامآورِ درایت، درک منطقی از محیطِ زندگانی، احترام به عرصه محیط طبیعی و استفاده درست از منابع خدادادی هستند.
این پیامبران چه کردند که زبان ما را به تمجید از آنان وا داشت؟ مگر معجزهای مافوقِ قدرتِ بشری از جانب خداوند و با اذن و اجازه از او نشان دادند؟ خیر! این مردم هرچه کردند، همه از پیامبرِ درونشان بود؛ نبوغی درونی که سرانجام به صورتِ عینی و ظاهری، نمود پیدا کرد. فقط کافیست تا راهیِ این دیار شوید تا با چشم خود ببینید که این پیامبرِ درونی، چه میراثی را برای ما به ارمغان نهاد. کافیست تا قصدِ این دیار کنید و ببینید که مردم این سامان، چگونه با محیط زندگانی خود، خو گرفتهاند. کافیست بر این شهر قدم گذارید تا مفهومِ تسخیرِ منطقیِ طبیعت را دریابید. کافیست بیایید تا دریابید که چگونه میتوان با طبیعت، همراه و دمساز شد. کافیست تا سفری به این شهر داشته باشید تا پیامِ این پیامبران را در چند نگاهِ ساده، به یادگار برید.؛ اینکه زیست و زندگانی در صورتی مسیرِ درست و منطقیِ خود را پیش خواهد گرفت که با محیطزیست خود، پیوند و رابطهای دوجانبه برقرار کند. پیوند و رابطهای که آسیبی بر پیکره طبیعت وارد نسازد. در عوض، آن را به تسخیرِ خویش درآورَد...
⭕️ ادامهٔ این مطلب را در وبسایت کوبه یا با کلیک روی Instant View بخوانید.
@Koubeh
https://telegra.ph/sz1-10-16
http://koubeh.com/sz1/
Telegraph
آسباد؛ تسخیر باد!
گویند هنگامی که خبر محاصره معبدِ مقدس و توطئه کاهنان در شهر اورشلیم به سلیمان نبی (ع) رسید، او در شهر «اریحا» برای یاری رساندن به مردمی که از هجومِ اجنّه به ستوه آمده بودند، حضور داشت. این خبر برای او بسیار ناگوار بود و از شنیدن آن به شدت محزون گشت. شدتِ…
کوبه
«جنگ روایتها: گفتوگوها دربارۀ معماری و شهرهای ایران در دوران مشروطه» از سلسله نشستهای گفتارهای کوبه در خانۀ گفتمان شهر
«جنگ روایتها: گفتوگوها دربارۀ معماری و شهرهای ایران در دوران مشروطه» از سلسله نشستهای گفتارهای کوبه در خانۀ گفتمان شهر، چهارشنبه، ۲ آبان، ساعت ۱۷
اولین جلسه از سلسله نشستهای گفتارهای کوبه در خانۀ گفتمان شهر برگزار شد.
«جنگ روایتها: گفتوگوها دربارۀ معماری و شهرهای ایران در دوران مشروطه»
با ارائۀ کامیار صلواتی
«جنگ روایتها: گفتوگوها دربارۀ معماری و شهرهای ایران در دوران مشروطه»
با ارائۀ کامیار صلواتی
کوبه
اولین جلسه از سلسله نشستهای گفتارهای کوبه در خانۀ گفتمان شهر برگزار شد. «جنگ روایتها: گفتوگوها دربارۀ معماری و شهرهای ایران در دوران مشروطه» با ارائۀ کامیار صلواتی
اولین جلسه از سلسله نشستهای گفتارهای کوبه در خانۀ گفتمان شهر برگزار شد.
«جنگ روایتها: گفتوگوها دربارۀ معماری و شهرهای ایران در دوران مشروطه»
با ارائۀ کامیار صلواتی
@koubeh
«جنگ روایتها: گفتوگوها دربارۀ معماری و شهرهای ایران در دوران مشروطه»
با ارائۀ کامیار صلواتی
@koubeh
Forwarded from انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
سمینار «نگاهی به تطور هنر در دوره اسلامی و پدیداری هفت اصل تزیینی»
سخنران: دکتر یعقوب آژند
زمان: دوشنبه ۷ آبان، ساعت: ۱۰ تا ۱۲
مکان: دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، سالن قطب علمی فناوری
@Anjoman_Motaleat
سخنران: دکتر یعقوب آژند
زمان: دوشنبه ۷ آبان، ساعت: ۱۰ تا ۱۲
مکان: دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، سالن قطب علمی فناوری
@Anjoman_Motaleat
Forwarded from انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
دکتر یعقوب آژند، دارای مدرک لیسانس تاریخ از دانشگاه تبریز، مدرک فوق لیسانس تاریخ و فرهنگ ایران از پژوهشکده فرهنگ ایران و مدرک دکتری، تاریخ و فرهنگ ایران از دانشگاه تهران هستند. ایشان در حال حاضر استاد تمام دانشکده هنرهای تجسمی پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران میباشند. دکتر یعقوب آژند، در فعالیتهای حرفهای خود تجربههای ارزشمندی در زمینه هنر و فرهنگ ایران داشتهاند و در سال ۱۳۸۳ به عنوان استاد نمونه از طرف وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و به عنوان پژوهشگر برجسته در زمینه هنر و فرهنگ ایران معرفی شدهاند.
در نشست پیش رو از تجربههای ایشان در زمینه «نگاهی به تطور هنر در دوره اسلامی و پدیداری هفت اصل تزیینی» استفاده خواهیم کرد.
این نشست روز دوشنبه ۷ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۰ تا ۱۲ در سالن قطب علمی فناوری پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران برگزار خواهد شد. حضور در این نشست برای علاقهمندان آزاد است.
در نشست پیش رو از تجربههای ایشان در زمینه «نگاهی به تطور هنر در دوره اسلامی و پدیداری هفت اصل تزیینی» استفاده خواهیم کرد.
این نشست روز دوشنبه ۷ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۰ تا ۱۲ در سالن قطب علمی فناوری پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران برگزار خواهد شد. حضور در این نشست برای علاقهمندان آزاد است.
▪️جنگ روایتها: «گفتوگوها دربارۀ معماری و شهرهای ایران در دوران مشروطه»؛ گزارشی از اولین نشست از سلسله نشستهای گفتارهای کوبه
اولین نشست از سلسله نشستهای گفتارهای کوبه چهارشنبه دوم آبان در خانۀ گفتمان شهر یا همان خانۀ وارطان برگزار شد. در این جلسه کامیار صلواتی، فارغالتحصیل رشتۀ مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران، اولین انتقادهای مطرح شده در دورۀ مشروطه دربارۀ معماری و شهرهای ایرانی را با تکیه بر اسناد روایت کرد.
صلواتی سخنانش را با نقل قولی از خاطرات سفر فرنگ ناصرالدینشاه آغاز کرد. «نمازی خوانده در کرملین بعد عکس انداخته از آنجا رفتیم به موزه گردش کردیم. اما حالا که این روزنامه را ابوالحسن خان مینویسد هنوز نه عکس انداختیم نه موزه رفتهایم [...] شاید هیچ عکس هم نیندازیم یا موزه را هم نبینیم.» او با ارجاع به نظر عباس امانت دربارۀ این خاطره آن را نشانهای از تضاد در روایت و نوع دیدن دنیا دانست که دو سو دارد. سوی اول، روایت کاتب یا میرزابنویس است که دنیا را آنچنان که ناصرالدین شاه دوست دارد مینویسد و سوی دوم، روایت عینی وقایع است که دنیا را آن چنان که هست به قلم میآورد.
صلواتی در بیان علت پرداختن به این مقدمه گفت: «وقتی که توجه به عینیات و واقعیات به وجود میآید شما بدیها و خوبیها را مینویسید و مسائل را تجزیه و تحلیل میکنید و تفکر نقادانه شکل میگیرد، تفکری که میخواهد دنیا را آنچنان که هست ببیند و تغییرش دهد. به نظر میرسد شکلگیری و گسترش این تفکر در ایران را میتوان در دوران مشروطه و ناصرالدین شاه نسبت داد». او در ادامه با اشاره به نقش این تحول فکری در شکلگیری تفکر نقادانه و برخورد عینی با پدیدهها از جمله معماری و شهرسازی، عوامل دیگری چون رواج روزنامهها، گسترش تکنولوژی چاپ و برخورد ایرانیان با غرب را از علل اهمیت این دوران به عنوان دوران آغاز برخورد نقادانه با معماری و شهر دانست.
⭕️ ادامهٔ این مطلب را در وبسایت کوبه یا با کلیک روی Instant View بخوانید.
@Koubeh
https://telegra.ph/ap8-11-07
http://koubeh.com/ap8/
اولین نشست از سلسله نشستهای گفتارهای کوبه چهارشنبه دوم آبان در خانۀ گفتمان شهر یا همان خانۀ وارطان برگزار شد. در این جلسه کامیار صلواتی، فارغالتحصیل رشتۀ مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران، اولین انتقادهای مطرح شده در دورۀ مشروطه دربارۀ معماری و شهرهای ایرانی را با تکیه بر اسناد روایت کرد.
صلواتی سخنانش را با نقل قولی از خاطرات سفر فرنگ ناصرالدینشاه آغاز کرد. «نمازی خوانده در کرملین بعد عکس انداخته از آنجا رفتیم به موزه گردش کردیم. اما حالا که این روزنامه را ابوالحسن خان مینویسد هنوز نه عکس انداختیم نه موزه رفتهایم [...] شاید هیچ عکس هم نیندازیم یا موزه را هم نبینیم.» او با ارجاع به نظر عباس امانت دربارۀ این خاطره آن را نشانهای از تضاد در روایت و نوع دیدن دنیا دانست که دو سو دارد. سوی اول، روایت کاتب یا میرزابنویس است که دنیا را آنچنان که ناصرالدین شاه دوست دارد مینویسد و سوی دوم، روایت عینی وقایع است که دنیا را آن چنان که هست به قلم میآورد.
صلواتی در بیان علت پرداختن به این مقدمه گفت: «وقتی که توجه به عینیات و واقعیات به وجود میآید شما بدیها و خوبیها را مینویسید و مسائل را تجزیه و تحلیل میکنید و تفکر نقادانه شکل میگیرد، تفکری که میخواهد دنیا را آنچنان که هست ببیند و تغییرش دهد. به نظر میرسد شکلگیری و گسترش این تفکر در ایران را میتوان در دوران مشروطه و ناصرالدین شاه نسبت داد». او در ادامه با اشاره به نقش این تحول فکری در شکلگیری تفکر نقادانه و برخورد عینی با پدیدهها از جمله معماری و شهرسازی، عوامل دیگری چون رواج روزنامهها، گسترش تکنولوژی چاپ و برخورد ایرانیان با غرب را از علل اهمیت این دوران به عنوان دوران آغاز برخورد نقادانه با معماری و شهر دانست.
⭕️ ادامهٔ این مطلب را در وبسایت کوبه یا با کلیک روی Instant View بخوانید.
@Koubeh
https://telegra.ph/ap8-11-07
http://koubeh.com/ap8/
Telegraph
جنگ روایتها: «گفتوگوها دربارۀ معماری و شهرهای ایران در دوران مشروطه»؛ گزارشی از اولین نشست از سلسله نشستهای گفتارهای کوبه
اولین نشست از سلسله نشستهای گفتارهای کوبه چهارشنبه دوم آبان در خانۀ گفتمان شهر یا همان خانۀ وارطان برگزار شد. در این جلسه کامیار صلواتی، فارغالتحصیل رشتۀ مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران، اولین انتقادهای مطرح شده در دورۀ مشروطه دربارۀ معماری و شهرهای…
◾️مانیفستی برای استراحت بیشتر معماران
🖋مسعود تقوی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
روز اولی که وارد دانشکدۀ معماری میشوید، معمولاً ازتان پرسیده میشود آیا میخواستید معماری قبول شوید یا صرفاً کُدی در میان کُدهای انتخاب رشته بوده است. استاد سرکلاس با این کار به همه یادآوری میکند معماری صرفاً شغل نیست، سبکی از زندگی است؛ شیوهای از خوردن، آشامیدن، خوابیدن، تعامل، و اجتماعی بودن که منحصر به معماریست و دیگران شاید چندان درکش نکنند. هشدار، اولین قدم در مناسک ورود به کیش معماری است. معماری برای هرکسی نیست. معماری شریعتی سختگیر دارد. میخواهید وارد طریقت معماری شوید؟ باید همیشه درگیر پروژهها و آروزهایتان باشید.
⭕️ادامه این نوشته را در وبسایت کوبه یا با کلیک بر روی Instant View بخوانید.
@koubeh
http://koubeh.com/mt2/
https://telegra.ph/mt2-11-10
🖋مسعود تقوی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران
روز اولی که وارد دانشکدۀ معماری میشوید، معمولاً ازتان پرسیده میشود آیا میخواستید معماری قبول شوید یا صرفاً کُدی در میان کُدهای انتخاب رشته بوده است. استاد سرکلاس با این کار به همه یادآوری میکند معماری صرفاً شغل نیست، سبکی از زندگی است؛ شیوهای از خوردن، آشامیدن، خوابیدن، تعامل، و اجتماعی بودن که منحصر به معماریست و دیگران شاید چندان درکش نکنند. هشدار، اولین قدم در مناسک ورود به کیش معماری است. معماری برای هرکسی نیست. معماری شریعتی سختگیر دارد. میخواهید وارد طریقت معماری شوید؟ باید همیشه درگیر پروژهها و آروزهایتان باشید.
⭕️ادامه این نوشته را در وبسایت کوبه یا با کلیک بر روی Instant View بخوانید.
@koubeh
http://koubeh.com/mt2/
https://telegra.ph/mt2-11-10
Telegraph
مانیفستی برای استراحت بیشتر معماران
روز اولی که وارد دانشکدۀ معماری میشوید، معمولاً ازتان پرسیده میشود آیا میخواستید معماری قبول شوید یا صرفاً کُدی در میان کُدهای انتخاب رشته بوده است. استاد سرکلاس با این کار به همه یادآوری میکند معماری صرفاً شغل نیست، سبکی از زندگی است؛ شیوهای از خوردن،…
Forwarded from انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
«بازخوانی تاثیر مدرنیسم بر سازمان فضایی شهر تهران»
سخنران: دکتر سید ابوالحسن ریاضی
زمان: سهشنبه ۲۲ آبان، ساعت: ۱۰ تا ۱۲
مکان: دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، سالن نگارخانه
@Anjoman_Motaleat
سخنران: دکتر سید ابوالحسن ریاضی
زمان: سهشنبه ۲۲ آبان، ساعت: ۱۰ تا ۱۲
مکان: دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، سالن نگارخانه
@Anjoman_Motaleat
▪️حناچی شهردار شد (و ما خواب بودیم!)
🖋شهابالدین تصدیقی| دانشجوی مطالعات معماری ایران
با یکی از دوستانم از هر دری صحبت میکردم که پرسید: «راستی نظرت چیست که حناچی شهردار شد؟ تو آخوندی را ترجیح میدادی یا حناچی را؟» پاسخ دادم «راستش نمیدانم کدامشان بهتر است، خیلی نظری ندارم» در اینجا دوستم حرف جالبی زد: «نظری نداری؟ اگر جامعهٔ معماری و شهرسازی ما نسبت به این انتخاب نظری نداشته باشد، پس کی نظر بدهد؟!»
سوال خوبی بود؛ چرا نظری نداشتم؟ احتمالا حناچی و آخوندی را به قدر کافی نمیشناختم ولی این عذری بدتر از گناه است. اولی که سالهاست از اعضای هیأت علمی دانشگاه تهران است و سوابقی چون معاونت وزارتخانه یا شهرداری و دبیری شورای عالی معماری و شهرسازی کشور را داشته است – بماند که مدیر گروه تحصیلی من نیز است. دومی هم چند سال جلوی چشممان وزیر مسکن و شهرسازی بوده و ما هم شاهد سخنرانیاش در دانشگاه تهران بودهایم. پس چه شد که کسانی مثل من چنین غفلتی ورزیدند که تا قبل از انتخاب شهردار حتی موضع خاصی هم در قبال این انتخاب نداشتند؟
پیگیری اخبار تخصصی و صنفی و تحلیل و بررسی آنها (ولو در حد دمدستی) از ما انتظار میرود. اما وقتی در اینترنت و سایتهای معماری هم سرچ کردم، خبری از بحث و گفتگو و تحلیل به معنی آنچنانیاش نبود. حناچی شهردار شد، بی آن که صدای بحثی از جامعهٔ معماران ما به گوش رسد. در میان دوستانم نیز جز تعدادی معدود، بحث و گفتگویی در جریان نبود. سوال آن دوست من، تلنگری کوچک بود که بروم حناچی و آخوندی را بهتر بشناسم، ولی لگدی محکم بود به بیموضعیِ من؛ واقعا چرا موضعی نداشتم؟!
@Koubeh
http://koubeh.com/sht3/
🖋شهابالدین تصدیقی| دانشجوی مطالعات معماری ایران
با یکی از دوستانم از هر دری صحبت میکردم که پرسید: «راستی نظرت چیست که حناچی شهردار شد؟ تو آخوندی را ترجیح میدادی یا حناچی را؟» پاسخ دادم «راستش نمیدانم کدامشان بهتر است، خیلی نظری ندارم» در اینجا دوستم حرف جالبی زد: «نظری نداری؟ اگر جامعهٔ معماری و شهرسازی ما نسبت به این انتخاب نظری نداشته باشد، پس کی نظر بدهد؟!»
سوال خوبی بود؛ چرا نظری نداشتم؟ احتمالا حناچی و آخوندی را به قدر کافی نمیشناختم ولی این عذری بدتر از گناه است. اولی که سالهاست از اعضای هیأت علمی دانشگاه تهران است و سوابقی چون معاونت وزارتخانه یا شهرداری و دبیری شورای عالی معماری و شهرسازی کشور را داشته است – بماند که مدیر گروه تحصیلی من نیز است. دومی هم چند سال جلوی چشممان وزیر مسکن و شهرسازی بوده و ما هم شاهد سخنرانیاش در دانشگاه تهران بودهایم. پس چه شد که کسانی مثل من چنین غفلتی ورزیدند که تا قبل از انتخاب شهردار حتی موضع خاصی هم در قبال این انتخاب نداشتند؟
پیگیری اخبار تخصصی و صنفی و تحلیل و بررسی آنها (ولو در حد دمدستی) از ما انتظار میرود. اما وقتی در اینترنت و سایتهای معماری هم سرچ کردم، خبری از بحث و گفتگو و تحلیل به معنی آنچنانیاش نبود. حناچی شهردار شد، بی آن که صدای بحثی از جامعهٔ معماران ما به گوش رسد. در میان دوستانم نیز جز تعدادی معدود، بحث و گفتگویی در جریان نبود. سوال آن دوست من، تلنگری کوچک بود که بروم حناچی و آخوندی را بهتر بشناسم، ولی لگدی محکم بود به بیموضعیِ من؛ واقعا چرا موضعی نداشتم؟!
@Koubeh
http://koubeh.com/sht3/
Telegram
attach📎