کوبه
2.24K subscribers
544 photos
5 videos
50 files
442 links
عرصه‌ای آزاد برای اندیشیدن دربارهٔ معماری ایران
www.koubeh.com
t.me/koubeh
instagram.com/koubeh_com
linkedin.com/company/koubeh/

ارتباط با کوبه:
@koubehmedia_admin
contact.koubeh@gmail.com
Download Telegram
«نقش کهن الگوهای فضایی در طراحی»
سخنران: دکتر کاوه بذرافکن( عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد تهران مرکز)
سه‌شنبه 14 آبان ماه 1398
ساعت 14 تا 16
دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، سالن نگارخانه
@anjoman_motaleat
Forwarded from صفحه
«غیررسمی همیشه صرفا راه‌حل نیست. یعنی ما فقط برای اینکه مشکلی را حل کنیم دست به فعالیت غیررسمی نمی‌زنیم. این جنس فعالیت‌ها را همچنین باید نوعی «شدن» دانست. شدن از این نظر که جای خودمان را در شهر پیدا کنیم و حضور خودمان را با دگرگونی‌هایی که ایجاد می‌کنیم، اعلام کنیم. شاید کنشگری شهری را هم بتوان از این دسته دانست، این بار اما خودمان را علاوه بر انسان، به‌عنوان شهروند در شهر ابراز می‌کنیم و تلاش می‌کنیم با انجام برخی کارها، شهر را به نفع خودمان تغییر دهیم، یا حداقل توجه را به سمت خودمان جلب کنیم. این را می‌توان شهروندی دانست. یعنی کسی که در روندهای کالبدی شهر، اظهار نظر می‌کند.»

مطلب:
safhehmag.com/whos-responsible-for-the-city

@safhehmag
کوبه هفتۀ آینده دومین شمارۀ مجلۀ الکترونیکی خود را منتشر خواهد کرد. در طول این هفته و تا انتشار نسخۀ کامل مجله با سرفصل مطالب آن آشنا خواهید شد: ⬇️
◾️معماری و انقلاب؛ معرفی دومین شمارۀ نشریۀ الکترونیکی کوبه

🖋 سیده شیرین حجازی | دبیر پروندۀ معماری و انقلاب

انقلاب تحول سیاسی پیچیده‌ای است که در طی آن حکومت مستقر به دلایلی توانایی اعمال قدرت را از دست می‌دهد و گروه‌های گوناگون اجتماعی و سیاسی به مبارزه برمی‌خیزند تا قدرت سیاسی را قبضه کنند. این مبارزه اغلب مدتی طول می‌کشد تا آنکه سرانجام نهادهای جدید سیاسی جانشین نهادهای قدیم شوند. محصول پیروزی یک انقلاب، استقرار نهاد سیاسی تازه است. سال گذشته، جمهوری اسلامی ایران چهلمین سال پیروزی انقلاب خود را جشن گرفت. انقلاب اسلامی به‌لحاظ نظری یک جنبش متکی بر اهداف عدالت‌خواهانه و برابر بود که در اشکال مختلف، پیش و پس از انقلاب در لباس احزاب قوام یافته بود.
نظام سیاسی محصول انقلاب در آغاز اختلاطی نظری از رویکردهای حاضر در جریان پیروزی انقلاب بود. رفته‌رفته این ایدئولوژی روشن‌‌تر شد و تعین یافت و دوگانۀ «خود» و «دیگری» را نانوشته تعریف کرد. معماری و شهر در خدمت نهاد قدرت درآمد و نظام ثبات‌یافته، که مفاهیمی را با خود یدک می‌کشید، نیروی مولد کالبد زیست جامعه شد.
به‌دنبال جنبش اجتماعی، انقلاب و تثبیت نظام، ایدئولوژی قدرت مسلط جای آرمان‌خواهی انقلابیون را گرفت و در تمام عناصر جامعه جاری شد. فضای معماری نه فقط از این جریان مستثنی نشد که رسول انتقال پیام و بیش از همه متأثر شد.
گروه پرتعداد ابنیۀ پرطمطراق مذهبی، استقرار کارکردهای سیاسی در کالبدهای مطرود پیشین، استفاده‌های صوری از موتیف‌های به‌کاررفته در ابنیۀ اسلامی تاریخی، نظام‌های نشانگانی سطح شهرها، بازآفرینی مرتب تصاویر رهبران سیاسی و شهدای انقلاب و جنگ، گزاره‌های رنگارنگ سوار بر ایدئولوژی در تعارض با هرچه غیر از خود و تلاش برای احیای مفاهیم رنگ‌باختۀ آرمانی، همه، شهری انقلاب‌کرده را به تصویر می‌کشد، لبریز از پیام‌هایی که خیال می‌کند هنوز به درستی منتقل نشده‌اند.
آنچه کوبه قصد دارد در پروندۀ «معماری و انقلاب»، به آن بپردازد بررسی روند تأثیرپذیری مستقیم معماری و شهر و مفاهیم همبستۀ آن‌ها از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران است. در این پرونده، «احمد افلاکیان» متن معماری را در ساختار گفتمانی رویداد انقلاب بازخوانی کرده، «علی جاودانی» منطق حاکم بر نظریات انقلاب و معماری را با استفاده از استعارۀ صحنۀ نمایش بررسی نموده، «سعید خاقانی» کوشش معماری پس از انقلاب اسلامی را برای یافتن هویت و شخصیتی از آن خود به تصویر کشیده است، من، نقش نگاه‌های ایدئولوژیک به معماری را در مصداق مصلای تهران جستجو کرده‌ام، «سارا کریمی» به طرح چند پرسش دربارۀ نسبت فلسفی میان انقلاب و معماری و چگونگی ایجاد تغییر در معماری پرداخته، «نسرین لاریجانی» دیوارنگاره‌های شهری را مبنای جستجو در روند تغییرات نگاه قدرت به نقش شهروندان قرار داده و «علی پوررجبی» به گفتگو با سیدرضا هاشمی معاون پیشین وزیر مسکن در جمهوری اسلامی ایران نشسته است.
@Koubeh
http://koubeh.com/par2/
⭕️از سر اهمیت همین واکنش‌های عاطفی است که می‌توان وضع موجود را به هیئت نمایش‌خانه‌ای تصور کرد که در آن، هر شب نمایشی روی صحنه می‌آید. در این نمایش، تحلیل‌گران خواسته و ناخواسته هم در مقام «گروه همسرایان» و هم در مقام تماشاچیان متأثر، دائماً نسبت به داستانی که در حال اجرا است داوری می‌کنند و تأثیر می‌پذیرند و می‌گذارند. از این قرار [نا]تحلیل‌های ما خود جزئی از ادوات صحنه است و بدیهی است این نه تنها صحنه را به هم نمی‌ریزد، بلکه عامل دوام - بخوانید بازتولید- آن هم هست. نمایش از واکنش تماشاچیان/گروه همسرایان تغذیه می‌کند و البته، هر چه جز داستانی که بر صحنه آمده، در «نقطۀ کور» نظر قرار می‌گیرد. می‌توان با کمی دقت، سایۀ یک سؤال مشترک و مشروع را بر فراز جایگاه تماشاچیان احساس کرد: «چرا هربار همین اتفاق می‌افتد؟».

⭕️ در دومین شمارۀ مجله الکترونیکی کوبه که هفتۀ آینده با عنوان «معماری و انقلاب» منتشر خواهد شد بخوانید.
@Koubeh
http://koubeh.com/ch1/
⭕️ همانگونه که انقلاب اسلامی در جغرافیای سیاسی از دریچۀ تعبیر قرآنی «نه شرقی نه غربی» – که به نوعی واگویه‌ای اسلامی از تعبیر روشنفکران فرانسوی در گفتن «نه مسکو، نه واشنگتن» بود– ناکجایی میان دو قطب همه‌گیر می‌جست، انقلاب اسلامی را در بعد زمان هم می‌توان نه دیروز و نه فردا نامید، لازمانی که میان دیروز و فردا به دنبال حالی نه این و نه آن می‌گردد. تعبیر مولانایی «ما از اینجا و از آنجا نیستیم»، تفاوتی گنگ بین لامکان و بی‌جایی (آواره) در خود دارد، مشابه تفاوتی که خواهش انقلاب اسلامی از وضعیت معاصر در قالب زمان، بین لازمان و بی‌زمان (گم‌گشته) نشان می‌دهد. یک جا به دنبال زمان اثیری در قالب سنت است، یک جا به دنبال آخرالزمان.

⭕️ در دومین شمارۀ مجله الکترونیکی کوبه که هفتۀ آینده با عنوان «معماری و انقلاب» منتشر خواهد شد بخوانید.
@Koubeh
http://koubeh.com/ch1/
⭕️ سید رضا هاشمی: «جمهوری اسلامی اساساً چیزی به نام معماری ندارد. اصلاً الویتش نیست. مگر باید درون هر انقلابی تمام لایه‌های تمدنی باشد؟ نیست. این انقلاب، انقلاب ایستادگی در برابر غرب بوده و امروز هم ایستاده ولی از لحاظ تمدنی بسیار عقب افتاده‌ است و این عقب‌افتادگی هم ربطی به خود انقلاب ندارد، حاصل یک سیر تاریخی است. این یک جریان انحطاط فرهنگی است و اگر انقلاب هم نمی‌شد ادامه پیدا می‌کرد».


⭕️ در دومین شمارۀ مجله الکترونیکی کوبه که هفتۀ آینده با عنوان «معماری و انقلاب» منتشر خواهد شد بخوانید.

@Koubeh
http://koubeh.com/ch1/
⭕️ با پوشانده‌شدن دیوارها، این جداره‌ها کاربردی را که در جریان انقلاب اسلامی داشتند، از دست داده‌اند. یعنی دیوارها از مکان‌هایی برای بیان آنچه که شهروندان فضای دیگری برای گفتنش پیدا نمی‌کنند به تخته‌های سیاهی تبدیل شده‌اند که هر نقش و نوشته‌ای که خالق آن، شهروندان باشند، موقت است و پاک می‌شود.

⭕️ در دومین شمارۀ مجله الکترونیکی کوبه که هفتۀ آینده با عنوان «معماری و انقلاب» منتشر خواهد شد بخوانید.

@Koubeh
http://koubeh.com/ch1/
⭕️ انقلاب بر مجموعه‎ای از رویدادها دلالت دارد که متناظر با فضاهای گفتمانی است و محمل بسیاری از رویدادهای دیگر، از فضاهای دموکراتیک تا پای گیوتین. در انقلاب گرایشی بنیادین نیز برای تصاحب منظر عمومی یا فضای عمومی وجود دارد. به‌عبارت‌دیگر هیچ انقلابی نمی‎تواند بدون آنکه در ابعادی چشم‎گیر شود و عمومیت بیابد یا مخاطب‌سازی کند، معنای کامل داشته باشد. نقد و اخلاق، روشنگری و علم که هر کدام بر پایۀ ساختار گفتمانی‌اند و سازندۀ پارادایم‎های نقادانه، می‎توانند تسلطی بر این فضا که به واسطۀ انقلابی‌بودنش، مقیاس عمومیت بالایی یافته ‎است، داشته باشند. همین‌طور ایدئولوژی شریعت و سرمایه‎داری.

⭕️ در دومین شمارۀ مجله الکترونیکی کوبه که هفتۀ آینده با عنوان «معماری و انقلاب» منتشر خواهد شد بخوانید.
@Koubeh
www.koubeh.com
⬛️خواستیم با چند خط از «تأخیر پیش‌آمده پوزش بطلبیم». اما پیش از آن تسلیتمان را بپذیرید. متأسفیم که در این هوای عفن نفس می‌کشیم.
شمارۀ دوم کوبه به خاطرۀ همۀ رفتگان حوادث اخیر پیشکش می‌شود. پیشکشی که البته برای التیام این زخم پشیزی نمی‌ارزد.

@Koubeh
www.koubeh.com
🔹شمارۀ دوم کوبه با موضوع «معماری و انقلاب» منتشر شد.

📌برای دریافت رایگان فایل پی‌دی‌اف این شماره به سایت یا کانال کوبه در تلگرام مراجعه کنید.

@Koubeh
www.koubeh.com
📣 اطلاعیه

🔹انجمن علمی معماری دانشگاه مازندران برگزار میکند: «همایش آشنایی با گرایش های معماری در مقطع کارشناسی ارشد»
🔸مکان: بابلسر، دانشگاه مازندران، سالن کنفرانس و دفاع دانشکده هنر و معماری
🔹زمان: سه شنبه،۱۹ آذر،ساعت ۱۱ تا ۱۳

@Koubeh
◾️مکان اعتراضات و معنای اعتراضات

🖋علی پوررجبی| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران

انقلاب‌ها، اعتراضات و شورش‌های شهری رابطه‌ای دو سویه با مکان‌های شهری دارند. از آن‌ها معنا می‌گیرند و به آن‌ها معنا می‌دهند. هر اعتراضی به تناظرش مکانی را به ذهن متبادر می‌سازد. جنبش مشروطه متناظر است با مسجد سپهسالار و میدان بهارستان، انقلاب اسلامی با میدان آزادی و خیابان آزادی و انقلاب، جنبش دانشجویی ۷۸ با کوی دانشگاه و میدان انقلاب، جنبش سبز با خیابان انقلاب و میدان آزادی، اعتراضات بهار عربی در مصر با میدان تحریر و اعتراضات ترکیه با میدان تقسیم متناظر است.

وقوع این جنبش‌ها در خیابان‌ها لایه‌هایی از معانی به این خیابان‌ها اضافه می‌کنند و مکان‌ها دیگر ظرف‌های خالی از معنا نیستند که فقط جمعیت معترضین را در خود جای دهند بلکه ظرف‌هایی هستند که خود دارای معنا هستند و به جمعیت درون خود معنا می‌دهند درست مانند ظرف‌های نوشیدنی و غذا که رطل و سطل و جام و پیاله و کاسه فقط یک فضای خالی نیستند که چیزی را دربر بگیرند بلکه خود به آن چه در برگرفته‌اند معنا می‌دهند و از آن معنا می‌گیرند.

محور انقلاب-آزادی محل وقوع انقلاب ۵۷ است و در طول این چهل ساله مدعیان میراث‌داری انقلاب ۵۷ همواره در تلاش برای تسخیر «انقلاب» بوده‌اند گویی هر آن کس که توان تسخیر خیابان انقلاب را داشته باشد صاحب قدرت انقلابی نیز خواهد بود. از این رو هم حاکمان برآمده از انقلاب ۵۷ راه‌پیمایی‌های حکومتی خود را در «انقلاب» برگزار می‌کنند و هم مخالفانشان تاکنون چنین می‌کردند و سعی در قرق کردن «انقلاب» را داشتند. خیابان انقلاب تبدیل به کالبد انقلاب ۵۷ شده است و کسی که توان قدرت‌نمایی در «انقلاب» را داشته باشد دست بالا را در جمهوری اسلامی نیز خواهد داشت.

از این روست که همۀ جنبش‌های چهل سال اخیر تلاش می‌کردند بر ارابۀ انقلاب در مسیر خیابان انقلاب سوار شوند و اعتراضات خود را در این مسیر سامان دهند. از اعتراضات اوایل انقلاب ۵۷ گرفته تا اعتراضات علیه بسته شدن روزنامه‌ها در ۷۸ و سالگردهای این اعتراض تا اعتراض علیه نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸. اما در نتیجهٔ سرکوب‌های پیاپی و اعتراضات بی‌نتیجه دیر نیست که «انقلاب» دیگر خیابانی اعتراضی و انقلابی نباشد و از آن چیزی نمانَد جز خاطره ای از اعتراضات و مرده‌ریگی از انقلاب ۵۷ که به شکل نمایشی تکراری هرساله در این خیابان به روی صحنه می رود.

ناظران اعتراضات ۹۸ در شگفتی بودند که چرا «انقلاب»، این مسیر نمادین در همۀ اعتراضات چهل سال اخیر، سوت و کور بود و نهایتاً جایی شد برای راه‌پیمایی حکومتی به نشانۀ قدرت‌نمایی و سرکوب اعتراضات. چگونه می‌توان این اتفاق را تفسیر کرد؟ آیا این امر فقط یک تصمیم تاکتیکی برای فرار از سرکوب‌های احتمالی بود؟ آیا نشان از تغییر خاستگاه اجتماعی معترضین داشت؟ آیا نشانۀ بی‌اهمیت شدن دانشگاه در جنبش اعتراضی اخیر بود؟ یا می‌توان معنای دیگری جز این‌ها هم برای آن یافت؟

اگر «خیابان انقلاب» را کالبد انقلاب ۵۷ بدانیم و تسخیرش را تلاش برای سوار شدن بر ارابۀ انقلاب ۵۷ تفسیر کنیم خروج از آن را می‌توان نشانه‌ای دانست از پایان خواست سوار شدن بر ارابۀ انقلاب اسلامی در مسیر خیابان انقلاب و این خروج را می‌توان آغاز تلاش برای ساخت مسیری جدید برای معترضینی دانست که دیگر خیابان انقلاب را مسیر اعتراض خود نمی‌دانند و می‌خواهند مسیری جدید برای اعتراضات خود بگشایند و به نام خویش بزنند و ارابۀ خود را در آن به راه بیاندازند.

مکان اعتراضات آبان ۹۸ کجا بود؟ هیچ کس نمی‌تواند پاسخ دقیقی به این پرسش بدهد اما می‌توان گفت جایش هرجا که بود «انقلاب» نبود. همان‌طور که گفتمان‌های سیاسی فعال در ایران کنونی در پی سرکوب‌های متوالی توان کانالیزه کردن اعتراضات را ندارند و جنبش کنونی بیشتر بر اساس شعارهای سلبی‌اش شناخته می‌شود، شهرهای کنونی ایران هم دیگر توان کانالیزه کردن اعتراضات را ندارند و اعتراضات اخیر همچنان مکانی را از آن خود نکرده است. اما فقط در حالت سلبی می‌توان گفت اعتراضات از کانال «انقلاب» خارج شده است.

@Koubeh
http://koubeh.com/ap12/
▪️ خیابان جمهوری، پاساژهای متروکه و ناویترین‌ها


🖋امیرحسین مقتدایی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران

ویترین‌ها نقابی برای کسب‌وکار خود هستند. آنها وظیفه دارند زیبا و جذاب باشند. بسیاری از آنها بیشتر از آنچه در پسشان در حال رخ‌دادن است تماشایی‌اند و از بیان هویت کسب‌و‌کار خود فراتر رفته و ارزش افزوده به آن داده‌اند. در مقابل ناویترین‌ها را می‌توان چیزی دانست که فاصلۀ کارکردیِ قابل‌توجهی دارند با کسب‌‌‌‌وکاری که در آن واقع شده‌اند. ناویترین‌ها حدیث ویترین‌هایی هستند که کالبدشان باقی ولی تهی از محتوا است یا روح ویترینی‌شان را از دست داده‌اند. پیدایش ناویترین‌ها می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ از بی‌حوصلگی صاحب آن گرفته تا ویترین‌پذیرنبودن کسب‌وکار آنها. موقعیت مکانیِ کسب‌وکار نیز در این امر بسیار تأثیرگذار است. اگر فروشگاه، فروشگاهی باسابقه و بی‌رقیب در محدودۀ خود باشد، طبعاً از ضرورت ویترین برای آن کاسته می‌شود یا اگر در جایی متروک و ازرونق‌افتاده باشد ویترین‌داشتن برایش جذابیتی ندارد. پاساژهای متعددی در خیابان جمهوری وجود دارند که روزگاری پررونق بوده‌ و امروزه مکان‌هایی خلوت و کم‌فروغ‌اند. این پاساژها فضایی برای پدیدآمدن ناویترین‌ها هستند.


⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/am2-3-01-14
http://koubeh.com/am2-3/

@koubeh
▪️قصۀ ما به سر رسید؛
گزارشی از دشواری‌های زیستن در جوار دانشگاه تهران

🖋نیلوفر رسولی| بازنشر از روزنامۀ اعتماد

[روزنامۀ اعتماد در پرونده‌ای به طرح توسعۀ دانشگاه تهران و مناقشات اخیری که منجر به صدور رای معاونت حقوقی ریاست جمهوری شد پرداخته است. گزارش پیش رو از وضعیت ساکنان محدودۀ مصوب طرح و معضلات آنان در تاریخ بیست‌سالۀ این طرح می‌گوید]

۲۰ سال سرگردانی، دو سال تلاش و اميدواری، ۸ ماه شادی و حالا نامه‌ای قصه همسايگان دانشگاه تهران را به نقطه اول ماجرا بازگردانده است. ارديبهشت سال ۹۸ كه شورای عالی معماری دستور خروج خانه‌هاي مردم را از طرح توسعه دانشگاه تهران داد، مالكان خانه‌ها خود آستين بالا زدند و بنرهايي در كوچه و محل نصب كردند و از دانشجويان و مسوولانی كه در روال اين جدال دست ياري رسانده بودند، تقدير كردند. نامه لعيا جنيدي، معاونت حقوقی رياست‌جمهوری خطاب به رييس‌جمهور، فارغ از تمام مسائل حقوقی، جوانه‌های اميد را در دل مردم خشكاند، مردمي كه در اين ۲۰ سال از همسايگان با دانشگاه تهران جز مصيبت چيزی نديدند. همسايگان دانشگاه تهران طی دو سال به هر جا كه توانستند نامه زدند، جلسه برگزار كردند، با نمايندگان مجلس و شوراي شهر صحبت كردند تا توانسته‌اند صدايشان را از لحاف ضخيم رسانه‌ها به گوش شورای عالی معماری و شهرسازی برسانند اما حالا كه نامه‌ای توانسته تمام تلاش‌هايشان را به زير سايه ببرد، باز همان لحاف ضخيم چندان مجالی به شنيده شدن صدايشان نمی‌دهد. اين گزارش روايتی است از زندگي ۴ خانه، ۴ مالك، ۴ خانواده كه پيش از شروع اين طرح همسايه دانشگاه تهران بودند، همسايگانی كه روزی در جوار دانشگاه تهران خانه خريدند زيرا آرزوی زيستن در همسايگی اين دانشگاه را داشتند اما حالا از اين آرزو چيزی جز افسوس باقی نمانده است.

⭕️ ادامۀ یادداشت را در Instant View بخوانید:
https://plink.ir/KXffV
 @koubeh
▪️ معنا در معماری مدرن

🖋 فائزه خطیب‌زاده| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران

چه هنگام می‌گوییم چیزی معنا دارد؟ هنگامی که در یک رابطه دلالت، به‌واسطۀ یک دال به یک مدلول برسیم؛ در واقع رسیدن به یک مفهوم جدید توسط یک روش آموخته‌شده. تلاش برای درک مفهومی که در لایه‌های زیرین قرار دارد. به بیان دیگر، معنا مفاهیمی است که فرستنده‌ای قصد انتقال آن‌ها را دارد. برای انتقال معنا، به یک بستر نیاز داریم. اهمیت این بستر تا حدی است که اگر فرستنده‌های معنا در بستر مربوط به خود نباشند، معنا به درستی و به صورت کامل منتقل نمی‌شود. در این بستر مشترک است که واحدهای اولیۀ معنا شکل می‌گیرد. این واحدها گسترش پیدا می‌کنند و تبدیل به واحدهای پیچیده‌تر می‌شوند. باید توجه داشت که معنا در محیط ایزوله رشد پیدا نمی‌کند. پس به منظور پیچیده‌تر شدن معنا نیاز به حضور افراد داریم. در معماری مدرن، قلمرو این افراد «جهان» است. پس حضور معنا در چنین قلمروی وسیعی در معماری مدرن چگونه است؟

⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/fkh2-01-31
http://koubeh.com/fkh2/

@koubeh
▪️ آرشیتکت لرزاده

🖋 امیرحسین مقتدایی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران

حسین لرزاده فرزند محمد ابن اسماعیل معمار، فردی است که به واسطه‌ی ساخت مساجد گوناگون و شرکت در ساخت بناهایی چون کاخ مرمر و آرامگاه فردوسی به عنوان استادکار هنرهای تزیینی و معماری سنتی شناخته می‌شود. لرزاده را از جمله‌ی آخرین نسل معماران سنتی می‌دانند که در نهایت با گسترش آموزش عالی به شیوه نوین در ایران به دست فراموشی سپرده شدند. میزان شهرت لرزاده به عنوان سازنده مسجد باعث شده کمتر به دیگر آثار او پرداخته شود. آثاری درخور توجه که می‌تواند روایتی متفاوت را از آنچه تاکنون درباره‌ی لرزاده گفته شده شکل بدهد. خانه‌ی لرزاده و چند اثر دیگر چهره‌ی متفاوتی از این معمار را نشان می‌دهند.
اگر بپذیریم خانه‌ی شخصی و خانوادگی یک معمار می‌تواند بازتابی از سلیقه و اعتقاد شخصی وی در معماری باشد و ساختن خانه ای برای خود و نزدیکانش همچون کاری که ونتوری در خانه‌ی مادرش می‌کند، بیانگر مانیفست طراح در معماری باشد، خانه‌ی لرزاده نشانگر وجه دیگری از نگاه او به معماری است.

⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/am2-4-02-09
http://koubeh.com/am2-4/

@Koubeh
▪️ رئیس جمهوری که حامی زیبایی می‌شود؛ نقدی بر فرمان اجرایی ترامپ

🖋 محمدفرید مصلح| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران

در ۱۵ بهمن ۹۸ پیش‌نویس فرمان اجرایی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در خبرگزاری‌ها فاش شد. عنوان فرمان این بود: «ساختمان‌های فدرالی را دوباره زیبا کن»؛ مشابه با شعار انتخاباتی وی در سال ۲۰۱۶: «آمریکا را دوباره عالی کن». بر اساس این فرمان اصلاحاتی در ضوابط طراحی ساختمان‌های فدرالی آمریکا صورت می‌گیرد تا زیبایی از دست‌رفتۀ آن‌ها احیا شود. اما «زیبا کردن» مفهومی مبهم و شعاری است و برای روشن شدن این مفهوم باید متن پیش‌نویس را مرور کرد: امروزه دیگر ساختمانی مثل کاخ سفید،‌ مجلس نمایندگان و یا دادگاه عالی آمریکا ساخته نمی‌شود که زیبا باشد. دلیلش مصلحت‌اندیشی معمارانش است. بر اساس این فرمان، دولتْ آزادی بی‌حد و حصر معماران را سلب می‌کند؛ به این امید که ساختمان‌های فدرالی آمریکا با سبکی که مردم دوست دارند،‌ یعنی سبک کلاسیک، ساخته شود. در ادامه به مرور متن این فرمان اجرایی می‌پردازیم:

⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/fm4-03-12
http://koubeh.com/fm4/

@Koubeh
▪️ سقّانِفار؛ چیرگیِ معنا بر کالبد

🖋 سجاد زلیکانی| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران

📑 [بازنشر از گاهنامه کمیته علمی معماری بومی ایکوموس]

در بین معماری بومیِ فرهنگ‌ها و قومیت‌های مختلف، می‌توان معناها و مفاهیم پیچیده‌ای یافت که ورای صورت و ظاهرِ بناها نشسته‌اند. در این نوشتار، چگونگی روند شکل‌گیری و چراییِ ظهور گونه‌ای از معماری را به‌صورت اجمالی معرفی خواهم کرد که نگاه به آن‌ نیازمندِ زدودنِ صورت‌های ظاهری است؛ روایتی را خواهید خواند که معطوف است به معماری شیعیان شمال البرزکوه. ساکنان بومیِ شیعه‌مذهب مازندران، صاحب اثری معمارانه‌اند که معنا و مفهوم عمیقی را در بطنش جا داده است و آن را «سقّانِفار» می‌نامند. سّقانفار اثری بومی، مفهومی و نمادین است. پیش از روایت سقّانِفار، بهتر است ابتدا با «نِفار یا نِپار» آشنا شوید که ظاهر و کالبدش با ظاهر و کالبد سقّانِفار مشابه است و در سیر ظهورش نقشی اساسی دارد.

⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/sz2-03-15
http://koubeh.com/sz2

@Koubeh