کوبه
2.24K subscribers
544 photos
5 videos
50 files
442 links
عرصه‌ای آزاد برای اندیشیدن دربارهٔ معماری ایران
www.koubeh.com
t.me/koubeh
instagram.com/koubeh_com
linkedin.com/company/koubeh/

ارتباط با کوبه:
@koubehmedia_admin
contact.koubeh@gmail.com
Download Telegram
مسجد نقشینۀ بیدگل
کوبه
Photo
مقطع طولی شماتیک مسجد علی بیدگل
کوبه
Photo
۱)مسجد بازار آران- منبع:گزارش ثبت بنای تاریخی مسجد بازار آران- میراث فرهنگی کاشان- ۱۳۸۰
۲)مسجد علی بیدگل- منبع:گزارش ثبت بنای تاریخی مسجد علی بیدگل- میراث فرهنگی کاشان-۱۳۸۱
📝 بیانیه جمعی از دوستداران آثار ارزشمند تاریخی و فرهنگی، پیرامون قنات بزرگ تاریخی و جهانی وزوان.

🔹الف: قناتی که جزو آثار ارزشمند تاریخی، فاخر و نادر جهانی است، در حال حاضر، با بی‌تدبیری مسئولان اجرایی و برخی افراد تنگ نظر، به وضعیتی أسف‌بار و نامناسب دچار شده است.

🔸ب: علیرغم استقبال مسافران نوروزی و علاقه‌مندان به این اثر ارزشمند، امسال نیز همچون سال‌های گذشته بازدید از این قنات، به دلایل نامعلوم محقق نگردید.

🔹ج: این قنات ارزشمند که به اذعان کارشناسان امر قنات و گردشگری، تنها کاریز ثبت شده در جهان است که با داشتن شاخصه‌ها و تاسیساتی همچون سد زیرزمینی متعلق به بیش از ۳۰۰۰ سال پیش، وجود دریاچهء ذخیرهء آب در زیر کوره‌های اصلی، وجود شکاف‌های خروجی آب گرم و سرد در کف کورهء آن و امکان بازدید از تاسیسات سد زیر زمینی، آن را به عنوان یکی از آثار فاخر و شاخص جهانی مطرح نموده است.

🔸د: علاوه بر این که هنوز، نگرانی‌های مالکان و سهامداران این شاهرگ حیاتی که در سال‌های اخیر به دلیل حفر چاه‌های غیر مجاز در حریم این قنات و مسدود شدن رشته‌های مختلف آن در شهر مجاور در بهره‌برداری از آب آن در مصارف کشاورزی با مشکل جدی مواجه‌ شده‌اند برطرف نشده است،
اقدامی نیز برای برطرف کردن موانع موجود بر سر راه بازدید از این اثر گرانسنگ و توسعهء صنعت گردشگری از سوی مسئولان امر صورت نپذیرفته است.

🔹ه: احداث جادهء کمربندی دو بانده بر روی مخازن ارزشمند زیرزمینی این قنات توسط شهرداری شهر مجاور نگرانی‌هایی را برای مردم و مسئولان شهر وزوان به وجود آورده است که علیرغم گذشت دو سال از آغاز اقدامات تخریبگرانهء مذکور، تاکنون هیچ اقدامی از سوی مسئولان اجرایی شهرستان و بخش در خصوص جلوگیری از خسارت‌های وارده به حریم و ساختار این میراث ملّی به صورت نپذیرفته است.

🔸و: برای جلوگیری از تخلیهء نخاله‌های ساختمانی شهر مجاور بر روی این قنات ارزشمند در سال‌های اخیر، که حتی موجب حیرت کارشناسان یونسکو بوده، هنوز اقدامی نشده است و وسعت این نخاله‌ها، هر روز از قبل بیشتر می‌شود.

🔹ز: در راستای دستیابی به منویات مقام معظم رهبری در سال‌های اخیر و تحقق شعارهای اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل و اقتصاد مقاومتی تولید و اشتغال، سهل‌الوصول‌ترین اقدام، توسعه و رونق گردشگری است.
اما متاسفانه با رویهء موجود مسئولان شهر مجاور و شهرستان، این اقدام در خصوص قنات وزوان متصور نمی‌باشد.
مگر اینکه مسئولان اجرایی، راهکاری عملیاتی جهت تحقق این مهم بیابند.

🔸ح: حفظ و حراست از شاهکارهای انگشت شمار تاریخی و ثبت شده به عنوان میراث جهانی، جزو رسالت‌های اصلی تمام مسئولان، فرهنگ دوستان، تاریخ نویسان، محققان و علاقه‌مندان این گونه آثار ارزشمند است.
و این مهم در مورد قنات تاریخی وزوان، به عنوان منحصر به فردترین کاریز استان اصفهان، بیش از پیش باید مورد توجه قرار گیرد.

🔹و: ادامه تجاورات و تلاش‌های مغرضانه برای تخریب و خشکاندن این اثر خارق العاده، تهدیدی بزرگ برای تاریخ و فرهنگ ملی و جهانی کشور عزیزمان خواهد بود و جز این، هیچ مفهوم و معنای دیگری را متصور نمی‌سازد.

🔸جمعی از دوستداران آثار فاخر تاریخی و ثبت شده به عنوان میراث جهانی.
🔸#ارسالی_کاربران
#قنات_تاریخی_وزوان
#قنات_بزرگ_وزوان

@Vazhgoon_Nevesht
Forwarded from وزوان شهر فرهنگ وتاریخ
عدم رسیدگی به قنات وَزوان
تاریخ مفهومی (۱) چیست؟

نوشتۀ آندرس هسینگ (۲)
ترجمۀ محمدمهدی طاهری


ریشۀ واژۀ «school» (مدرسه)، واژۀ یونانی «schola» است و «schola» در یونانی به‌معنای «اوقات فراغت» بوده است: معنای اولیۀ «school»، اوقات فراغت است. این موضوع به ما دربارۀ نظام آموزشی امروزی چه می‌گوید؟ لابد بیشتر دانش‌آموزان قبول دارند که چیز زیادی نمی‌گوید! اما تفاوت بین معانی این دو اصطلاح، گویای تفاوت‌های جامعۀ ما و جامعۀ یونانیان باستان است.

مفاهیم اساسی (۳) و لایه‌های معنا

روش تاریخ مفهومی به مطالعۀ جوامع گذشته و تغییرات اجتماعی، با بررسی چگونگی تغییر مفاهیم سیاسی و اجتماعی اساسی در گذر زمان، معطوف است. بنابراین تاریخ مفهومی رویکردی به مطالعۀ تاریخ است که از تحلیل زبان به‌قصد مطالعۀ اوضاع اجتماعی و روابط اجتماعی گذشته استفاده می‌کند. چنین می‌شود گفت که تحلیل‌های زبان‌شناسی «ابزار» و جامعه «ابژه»ی این پژوهش‌ها است. در عمل، کندوکاو گذشته با تمرکز بر یک مفهوم اجتماعی عمده یا اصطلاحاً یک «مفهوم اساسی تاریخی» است. از نمونه‌های این مفاهیم اساسی واژه‌هایی همچون «جامعه»، «دموکراسی»، «خانواده»، «کار» و «عقاید سیاسی» را می‌توان برشمرد.

می‌شود تاریخ‌نگار مفاهیم را همانند یک زمین‌شناس درنظر گرفت که لایه‌های خاک را کندوکاو می‌کند. وقتی تاریخ‌نگار مفاهیم زبان گذشتگان را می‌کاود به لایه‌های تازه‌ای از واژه‌ها، یا به عبارت دقیق‌تر، به لایه‌های تازه‌ای از «معنا» می‌رسد که در روند تغییرات تاریخی فراموش شده‌اند. در شکل شمارۀ یک، لایه‌های معنایی را می‌بینیم: [معنای کنونی‌ ؛ معنای سابق ؛ معنای اسبق]


نکته اینجاست که معنای یک مفهوم اساسی از یک دورۀ زمانی مشخص، پنجره‌ای به‌سوی فهم جامعۀ تاریخی‌ای می‌گشاید که آن مفهوم برآمده از همان جامعه است.

تحلیل تاریخ مفاهیم

اگر بخواهیم به معنای امروزی واژه‌ای آگاه شویم به واژه‌نامه‌ها یا مراجع دیگری رجوع می‌کنیم؛ اما معنای پیشینی واژه‌ها ممکن است ناشناس‌تر باشند. گاهی ممکن است به آن معانی پیشین در دانشنامه‌ها یا واژه‌نامه‌های قدیمی دست یابیم؛ هرچند معمولاً چنین نیست و معانی قبلی یک واژه را نمی‌شود به‌سرعت‌وسادگی به‌دست آورد. البته تاریخ‌نگاران مفاهیم، به‌دنبال تاریخ محدود یک واژه (ریشه‌شناسی واژه) نیستند بلکه هدف آن‌ها فهم تغییرات تاریخی گسترده‌تری است که روابط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را دیگرگونه کرده‌اند. تمرکز آن‌ها بر به‌هم‌پیوستگی تغییرات اجتماعی و تغییرات مفهومی است.

ارتباط بین مفاهیم و جامعه را در شکل دوم می‌توانیم ببینیم. «اصطلاح» (۴) کلمۀ ویژه‌ای است که از آن برای دلالت بر یک مفهومِ مشخص استفاده می‌کنیم. برای مثال بر «دموکراسی» بر حسب دورۀ زمانی و مکان و گرایش‌های سیاسی ممکن است برچسب‌هایی متنوع همچون «پرخواهان» یا «اکثریت» یا «حکومت توده‌ها» بنشیند. اما در هر حال آنچه ما مراد می‌کنیم «مفهوم دموکراسی» است؛ هرچند معمولاً معنای این مفهوم جالب‌تر است: اینکه چطور مفهوم را درک و تعریف می‌کنیم. به‌منظور رمزگشایی از معنا باید زمینۀ تاریخی‌ای را بفهمیم که مفهوم در آن قرار گرفته است؛ در واقع باید «بافتار» (۵) سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مفهوم را بررسی کنیم. ⬇️
⬆️ یک مثال: مفهوم دموکراسی

جمهوری وایمار (این «اصطلاح» اسم خاص اولین دولت دموکراتیک آلمان است که از انتهای جنگ جهانی اول در ۱۹۱۸ تا نابودی‌اش به‌دست هیتلر در ۱۹۳۳ موجودیت داشت) برای بسیاری از آلمانی‌ها که در حد فاصل جنگ جهانی اول تا جنگ دوم جهانی می‌زیستند سرخوردگی بزرگی بود. ایجاد تشکیلاتی دموکراتیک با بحران‌های لگام‌گسیختۀ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و نیز با محیطی زجرآور از ضربه‌های فرهنگی و روحی برآمده از جنگ جهانی اول مقارن بود. به‌همین‌دلیل دموکراسی، نظام سیاسی ناکارآمدی تلقی می‌شد که نمی‌توانست برای انسان‌های عادی، ارج‌مندی و امنیت و زندگی‌ای رضایت‌بخش را فراهم کند. مفهوم دموکراسی معنایش را از همین بافتار تاریخی خودش گرفت. توجه نازی‌ها آگاهانه معطوف به همان وضعیت شد؛ اما کام‌یابی آن‌ها را نمی‌شود به فن سخن‌دانی هیتلر یا استفادۀ اراذل و اوباشی نازیست از تهدید و خشونت فروکاست؛ هرچند هر دوی این عامل‌ها اثری قابلِ‌ملاحظه گذاشتند. آنچه به بافتار مزبور افزودنی است شکست آلمان‌ها در جنگ اول جهانی، معاهدۀ صلح تحقیرآمیز پی‌آیند آن، بحران جهانی اقتصادی و آثار ویران‌گر آن در آلمان، ترس از کمونیسم در طبقۀ اجتماعی متوسط آلمان، نبود سنت سیاسی دموکراتیک در کشور و بسیاری دیگر از عوامل است. این بافتار است که به مفهوم معنا می‌دهد؛ اما وقتی مفهوم بار معنایی مشخصی به خود گرفت، می‌تواند به بافتار شکل و قالب بدهد. وقتی دموکراسی با اَداواطوارهای بی‌فایده و بحران و دغل‌کاری مترادف شد، نمی‌شود دفاعی از آن نظام سیاسی کرد و شاید مردم دیگر دموکراسی را چونان یکی از شِق‌های سیاسی مناسب لحاظ نکنند.

اما در عمل چگونه برهم‌کنش مفاهیم و جامعه را بررسی کنیم وقتی ممکن است به معانی واژه در دورۀ مد نظر دسترسی نداشته باشیم؟

تمرکز بر تقابل‌ها

تعریف دقیق حتی بسیاری از مفاهیم رایج در واقع کاری دشوار است. مثلاً تعریف موثق «زنانه» چیست؟ خب البته آنچه به ذهن خطور می‌کند این است که «زنانه» بی‌بروبرگرد در تقابل با «مردانه» قرار دارد. ماهیت راستین فرهنگ ملی ما چیست؟ هرچند شاید سخت باشد که مفهوم فرهنگ ملی را به‌صورتی سفت‌وسخت کران‌مند کنیم اما می‌دانیم که فرهنگ ملی ما چیزی متفاوت از «فرهنگ بیگانه»ی دیگر ملت‌ها است. بسیاری از مفاهیم را نمی‌شود به‌شکلی صریح و بی‌ابهام معنا کرد؛ اما ویژگی‌هایی دارند که معنایشان را از متفاوت‌بودنشان با آنچه به‌احتمالِ یقین نیستند، می‌گیرند: آنچه که می‌شود «پادمفهوم» نام‌گذاری‌اش کرد.

بنابراین بررسی متقابل‌های یک مفهوم هنگام واکاوی تاریخ مفاهیم کاری پرسود است. تاریخ‌نگارِ آلمانی مفاهیم، راینهارت کوزلک (۵) (۱۹۲۳-۲۰۰۶) توجه به شماری از متضادها را کاری پرفایده در نظر می‌گرفت: [ مفهوم / پادمفهوم ؛ درون / بیرون ؛ دوست / دشمن ؛ بالا / پایین ؛ قبل / بعد ]

متضاد مفهوم «دموکراسی»، پادمفهوم «دیکتاتوری» است. اما ممکن است دموکراسی در موقعیت‌های تاریخی مختلف، پادمفهوم‌های دیگری هم داشته باشد؛ برای مثال مفهوم دموکراسی غربی از ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۵ با «فاشیسم»، از از ۱۹۱۷ تا ۱۹۹۱ با «کمونیسم» و از ۱۹۷۸ تا لااقل اکنون با «حاکمیت اسلامی» در تضاد بوده است.

پادمفهوم موجب وضع معنای مفهوم می‌شود که با استفاده از آن می‌توانیم آن‌هایی را بررسی کنیم که «درون» یا «بیرون» مفهوم قرار می‌گیرند. در مثال مزبور، چه کسانی حق برخورداری از دموکراسی را دارند و چه کسانی از آن طرد می‌شوند؟ چه کسانی حق رأی‌دادن دارند و چه کسانی ندارند؟

با تکیه بر متضادها می‌توانیم «دوست» را از «دشمن» تفکیک کنیم. چه کسانی دشمنان دموکراسی‌اند و چه کسانی پاسداران آن لحاظ می‌شوند؟ آیا این مفهوم را در معرض تهدید می‌دانند و اگر چنین است، چه کسی تهدیدش می‌کند؟

همچنین خوب است که در سلسله‌مراتب درونی مفاهیم تدقیق کنیم. جایگاه هر کس در سلسله‌مراتب دموکراسی، در بافتار برگزیدۀ ما، تا چه حد «بالا» و تا کجا «پایین» است؟ چه کسی حکم می‌راند و چه کسی فرمانبردار است؟ نقش هر کس در احزاب مربوط چگونه است؟ سازوکار انتخابات چگونه است؟ ⬇️
⬆️ نهایتاً سودبخش است که بررسی کنیم آیا مفهوم بر ادراک مشخصی از زمان دلالت می‌کند یا نه؛ که این «قبل» و «بعد» است. مسیحیت بر بنیان روایتی از اخراج از بهشت متعاقب نافرمانی از خداوند و بازگشت به آن با رستگاری قرار دارد. این حکایت گم‌گشتگی‌ای است، عارضه‌ای دیرینه، که در روز معاد بازیابی خواهد شد. نازی‌ها برای دولت آلمانی خود اصطلاح «رایش سوم» را به کار می‌بردند که در ادامۀ مسیر امپراتوری مقدس روم (۹۶۲ تا ۱۸۰۶ م.) و پادشاهی آلمان (۱۸۷۱ تا ۱۹۱۸) بود. اما حتی مفاهیم اساسی روزگار ما هم وابسته به شرایط زمانی است. مثلاً بسیاری از مردم دموکراسی را نظام سیاسی دوران مدرن می‌دانند که از نظام‌های سیاسی دیگر که هنوز در بعضی جاهای دیگر دنیا وجود دارند، پیشی گرفته است؛ نظام‌هایی که گاه «عهد بوقی» به حساب می‌آیند.

کشمکش با مفاهیم

بنابراین معانی مفاهیم نه در زمان ثبات دارد نه در مکان و چندوچون آن ممکن است متأثر از اوضاع اجتماعی بسیار متنوع باشد. این تنوع شاید محصول تغییرات تدریجی و معمولاً نامحسوسِ تاریخی باشد و شاید هم برآمده از مداخلات عامدانۀ سیاسی. هیتلر «جمهوری وایمار» را چونان انگی کرد که پادمفهوم منفی اصطلاح «رایش» بود و رایش برای ارجاع به سال‌های پیش از ۱۹۱۴، به‌عنوان دورۀ پیشرفت و رضامندی همگانی و حکومتی مقتدر، به کار می‌رفت. این موضوع بر اهمیت سیاسی درک تفاوت‌ها و تکاپو در فهم معانی مفاهیم تأکید می‌کند. درک معانی مفاهیم امروزه همان اندازه‌ای مدخلیت دارد که در سال‌های میان دو جنگ جهانی و دژفرجام انسانی پی‌آیند آن داشت.

(۱) Conceptual History
(۲) Andres Hassing
(۳) Key concepts
(۴) Term
(۵) context
(۶) Reinhart Koselleck


@Koubeh
علم دزدیدنی

سیدمجید میرنظامی

یکی از سختی‌های پژوهش تاریخی، یافتن اسناد مرتبط با موضوع پژوهش است. این سختی در کشوری که در آن روند رقومی‌کردن اسناد و دسترسی آزاد به اطلاعات به‌کندی پیش می‌رود، دوچندان است. در این وضعیت، برخی از پژوهشگران رشتۀ تاریخ که هیچ روش یا رویکرد تازه‌ای برای تحلیل و تفسیر تاریخ در اختیار ندارند، این کمبود را با اکتشاف اسناد تازه جبران می‌کنند. درواقع، سخن تازۀ چنین افرادی در مقالۀ علمی‌‌پژوهشی‌شان صرفاً معرفی و ارجاع به اسناد نویافته و انحصاری‌شان است، نه عرضۀ رویکردی نو یا به‌کاربردن روش‌هایی تازه برای فهم و تفسیر تاریخ. رانت علمی این عده ناشی از دسترسی محدود همۀ مردم به اسناد تاریخی است. اگر همگان به کتاب‌ها و روزنامه‌ها و اسناد قدیمی دسترسی داشته باشند، بساط محتکرانی برچیده خواهد شد که علمشان، به معنی دقیق کلمه، «دزدیدنی» است. در چنین حالتی، فقط کسانی می‌توانند مقاله‌ای ارزشمند بنویسند که ایده‌ای نو، رویکردی نو یا روشی نو در چنته دارند.

@Koubeh
بررسی مؤلفه‌های معماری اسلامی ایران از دریچۀ تاریخ اجتماعی
(دورۀ ایلخانیان: معمار و صنف معماری، ناظر صنف، حامیان و بانیان)

غلامرضا جمال‌الدین
احمد صالحی کاخکی

🔸چکیده

یک اثر معماری زنجیری به‌هم‌پیوسته از مؤلفه‌های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی دوران خود است. معمار، حامیان و بانیان، ناظران و قانون‌های شرعی و عرفی، هر یک به‌نوعی در مسیر یک اثر تأثیرگذار هستند. تاریخ اجتماعی گرایشی از تاریخ محسوب می‌شود که می‌تواند به مطالعۀ این حوزه‌ها و بررسی نقش گروه‌ها در فرایند یک اثر معماری بپردازد. در این مقاله جهت امکان سنجش چنین رویکردی در بررسی معماری اسلامی ایران، با انتخاب دورۀ ایلخانیان و بررسی و تحلیل متون این دوره، به بحث در باب شأن اجتماعی معمار و صنف معماران در این دوران، و اینکه ناظران این صنف و بانیان و حامیان چه اختیاراتی داشتند، پرداخته خواهد شد. نتایج این تحقیق، از وجود چهار گروه معماران در مراتب متفاوت اجتماعی، نظارت و اختیارات وسیع محتسب بر صنف معماران و ساخت‌و‌سازهای شهری، و طیف وسیعی از حامیان و بانیان حکومتی و مردمی با شأن اجتماعی متفاوت خبر می‌دهد.

🔸مقدمه

تاکنون در باب تاریخ معماری اسلامی ایران، کتب و آثار زیادی منتشر شده است؛ اما اکثر این پژوهش‌ها به نقش و مداخلۀ مؤلفه‌های گوناگون در فرایند یک اثر معماری، چون سیاق اجتماعی و فرهنگی، جایگاه اجتماعی معمار، بانی و حامی، و قانون‌های عرفی و شرعی عنایت و توجه چندانی نداشته‌اند. در تاریخ‌نگاری معماری اسلامی ایران، توجه صرف به دولت‌ها و وقایع سیاسی از یک سو، و توجه به آثار فاخر از سوی دیگر سبب شده تا ابعاد و زوایای بسیاری از معماری آن پوشیده بماند، و همچنین در بسیاری از مقوله‌های تفسیر و تحلیل آن، نگاه و جهتی یک‌طرفه و تک‌بعدی بر تاریخ‌نگاری‌اش تحمیل شود. بنابراین نیاز به حوزه‌ها و رویکردهای دیگری است تا بتوان به جنبه‌های پنهان و مغفول معماری اسلامی ایران پی برد و تاریخ‌نگاری متفاوتی را با آنچه امروز شکل گرفته است، رقم زد.
یکی از این رویکردها «تاریخ اجتماعی» است. این نوع رویکرد یا تاریخ‌نگاری تلاش می‌کند رویدادهای تاریخی را از منظر جریان اجتماعی دنبال کند، و با تغییر مشاهدات خود، و توجه به لایه‌های و ساختارهای مختلف یک جامعه، نگاهی واقعی‌تر از شرایط سازندۀ یک دورۀ تاریخی ارائه بدهد. قصد این رویکرد، جایگزین‌شدنِ تاریخ اجتماعی به‌جای تاریخ سیاسی است تا تاریخ وسیع‌تر و انسانی‌تری را ارائه بدهد، تاریخی که تمام فعالیت‌های انسان را شامل می‌شود و با نقل حوادث کمتر مرتبط است.

🔹۱. طبقه‌بندی جامعه و اصناف (جایگاه صنف معماران و مهندسان)

تحلیل جایگاه و شأن اصناف به‌ویژه صنف معماران و مهندسان می‌تواند در بررسی میزان اختیارات و منزلت ایشان در جامعه کمک شایانی به محققان بنماید. این عمل از این رو حائز اهمیت است که آگاهی از شأن و نقش معمار در مسیر و ساخت آثار معماری، می‌تواند تاریخ‌نگاری متفاوتی را برای معماری اسلامی ایران به‌همراه داشته باشد. در کنار این مورد، نباید از نقش و قدرت بانی و حامی، و ناظرانی که در نظارت و بازرسی این صنف دخالت داشتند، غافل شد. به‌گواه متون این دوران، معماران و مهندسان در طبقه‌بندی اصناف، از گروه‌های متوسط اجتماعی محسوب می‌شدند؛ اما معماران محدود به این مرتبه و جایگاه نبودند و در این دوران، معمارانی دیگر با مراتب متفاوت اجتماعی حضور داشتند.
جهت تعیین جایگاه اجتماعی اصناف و به‌ویژه معماران و مهندسان در دوره ایلخانی، سه منبع قابلِ‌اعتنا است. این سه منبع عبارت از: «اخلاق ناصری» نوشتۀ طوسی، «دستورالکاتب فی تعیین المراتب» نوشتۀ هندوشاه نخجوانی منشی دوران پایانی حکومت ابوسعید، و در آخر، «نفایس‌الفنون» نوشتۀ شمس‌الدین آملی.

🔹۲. جایگاه اجتماعی معماران (مهندسان)

در این دوران می‌توان بر اساس متون، از پنج گروه معماران که پایه و مرتبۀ متفاوت اجتماعی داشتند، صحبت کرد.
۱. معماران خاصه (معماران دربار)
۲. معماران صنفی (معماران صنف شهری)
۳. معماران مهاجر
۴. معماران دیوان عمارت
۵. سایر معماران (کسانی که حرفۀ معماری به‌نحوی پیشۀ دوم آن‌ها محسوب می‌شود و در مرتبۀ اول به علوم و مشاغلی چون علوم قرآنی، نجوم، قضاوت و... مشغول بودند) ⬇️
🔹۳. ناظران و بازرسان اصناف معماران و مهندسان

۱. حاکم شهر
۲. امیر عسس
۳. محتسب
۴. عریف

وظایف محتسب: در باب نظارت بر صنف معماران و مهندسان، وی در سه مرحله (مقطع) بر کار آن‌ها نظارت داشت. مرحله یا مرتبۀ اول، نظارت بر خود صنف و کارهای داخلی صنف چون پرداخت دستمزدها و... بود. مرحلۀ دوم در هنگام ساخت‌وسازهای صورت‌گرفته توسط معماران و مهندسان و بنّایان و دیگر پیشه‌های مرتبط با آن‌ها بود. در این مرحله بر کیفیت مصالح، پوشش و نحوۀ اجرای طرح‌ها (که نباید در مغایرت با حریم‌ها و دسترسی‌ها بود) نظارت داشت. بعد از اتمام ساختمان‌ها و بناها، چنانچه محتسب به «اجتهاد عرفی» خود تشخیص می‎داد که یک بنا و ساختمان در مغایرت با دسترسی سطوح شهری است یا روزنه‌ها و پنجره‌های آن تداخلی در محرمیت برای همسایگان ایجاد کرده، می‌توانست دستور به اصلاح آن بدهد. دیگر وظایف محتسب را می‌شود چنین برشمرد:

۱. انتصاب کارفرما نظارت بر صنف و شرایط کار
۲. نظارت بر خریدوفروش مصالح و کیفیت آن‌ها
۳. تذکر بر صداقت
۴. نظارت بر حریم‌ها
۵. نظارت بر دسترسی و معابر شهری
۶. تذکر بر رعایت نظافت
۷. نظارت بر ساخت‌وساز اقلیت‌ها
۸. حفظ و مرمت

🔹۴. بانیان و حامیان

۱. خاندان حکومتی و متعلقان وابسته به آن‌ها
۲. طبقات یا اشراف اداری
۳. طبقات یا اشراف لشکری
۴. سادات و شیوخ
۵. اشراف یا خاندان‌های بانفوذ محلی
۶. خادمان و وابستگان بناهای موقوفی یا مذهبی

🔹۵. دیوان‌های حامی امور معماری و ساختمانی در دوره ایلخانی

۱. دیوان عمارت: این دیوان به انجام امور ساختمانی می‌پرداخت و به‌ویژه در زمان سلطنت غازان‌خان گسترش یافت. ایجاد شیوه‌های آبیاری، راه‌های کاروان‌رو، ابواب‌البر، مدرسه، حمام و کاروانسرا، دیوارهای قلعه، خانقاه، رباط و بناهای دیگر توسط این دیوان انجام می‌شد.
۲. دیوان خاصه: در کنار دیوان عمارت از دیوانی دیگر با نام «خاصه» در منابع ایلخانی صحبت شده است. این دیوان مسئول آن امور ساختمانی‌ای بود که به دستور شخص سلطان و به حساب وی صورت می‌گرفت. این دیوان معمار و مهندسان مخصوص‌به‌خود را برای اجرای ساختمان‌هایی که به دستور سلطان بود داشت.
۳. دیوان مساس: این دیوان در ارتباط با امور صنایع و فعالیت‌ صنعتگران و همچنین تولیدات صنعتی بود که برای توسعۀ شهرها مهم بود. دیوان مساس اشاره به سازمانى دارد كه صنعتگران رشته‌هاى گوناگون را در ارتباط با یکدیگر قرار می داد و مانند دیوان‌هاى دیگر در این دیوان، کارهای مربوط به پیشۀ معماری انجام می‌شد. این دیوان از سازمان‌هایی بود که در ارتباط غیر مستقیم با امور ساختمانی و معماری هم بود.
۴. دیوان بایر: این دیوان وظیفه داشت که درمورد آبادانی و زرع اراضی بایر با اشخاص قرارداد منعقد کند و این قراردادها جهت آبادی و رونق زمین انجام می‌گرفت که سبب ساخت‌و‌سازهای زیادی در این دوران شد. نظارت بر آبادانی و توسعۀ زمین‌های بایر مهم‌ترین وظیفۀ این دیوان بود.

چاپ‌شده در: مجلۀ تحقیقات تاریخ اجتماعی، سال هفتم، شمارۀ اول، بهار و تابستان ۹۶، ص ۵۷-۸۴.

@Koubeh
داستان معماری: تاریخ آیندهٔ معماری ایران

بهنام سلطانی

این نوشته تلاش دارد تا با ترکیب وضعیت‌های داستانی و تاریخی، تصویری از وضعیت معماری آیندهٔ ایران –احتمالاً معماری ۱۴۲۰ تا ۱‍۴۳۰ هجری شمسی- را ارائه و تحلیل کند. قبل از پرداختن به اصل مطلب خویش نکته‌ای مهم را که برای فهمیدن آن لازم است ذکر می‌کنم: در این نوشته هرجا که از دورانی همراه با واژهٔ "«قبلاً» یا «قبلی» ذکر می‌شود، منظورِ من دوران کنونی ماست که در آن نفس می‌کشیم و در آن زیست می‌کنیم. متعاقبِ این پیش‌فرض، افعال گذشته به کار برده شده به این دوره –فرض کنید دوران بعد از انقلاب اسلامی از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۵- اشاره دارند. به‌همین ‌ترتیب مثلاً اگر فعل «بوده بوده است» را استفاده کنیم یعنی به دوران قبل‌تری اشاره داریم، مثلاً دوران قاجار. در بررسی معماری آیندهٔ ایران از دو شاخه به آن خواهیم پرداخت: نخست مقدمه‌ای از تاثیرات اجتماعی که مقدم یا حداقل متاثر بر معماری است خواهیم گفت، و در شاخهٔ دیگر به تأثیرات پیشرفت‌های تکنولوژیک موثر در شکل‌دهی به معماری آینده می‌پردازیم.


در این دوران بلوغ سیاسی جامعهٔ ایران در پی زدوبندهای سیاسی بعد از فوت آیت‌الله خامنه ای رهبر سیاسی- اجتماعی دوران قبلی به اوج خویش می‌رسد. از پی این رویداد، طبقاتی از جامعه که نیاز به حضور موثرتر خویش در تصمیمات اجتماعی می‌بینند دو راه بیشتر ندارند: یا همچون گذشته خود را در جریان‌های تعریف‌شدهٔ گذشته جا بزنند و به آن راضی باشند یا برای مطالبات اصلی خویش بجنگند و گفتمان‌های خویش را وارد فضای سیاسی- اجتماعی ایران کنند. پیش‌بینی و فرض نگارنده حالت دوم است و نتیجهٔ آن را رشد محسوس طبقه متوسط و بزرگ شدن بیش از پیش از آن می‌داند، چنانکه در دوران آینده بیشتر تأثیرات و تصمیمات سیاسی-برخلاف دوران قبل- تابع برآیند نظر این گروه خواهد بود.
تاثیر این رشد اجتماعی در درازمدت در شیوهٔ زیست اکثریت جامعه و نتیجتاً در معماری قابل ردیابی خواهد بود. فضاهایی جدید به خانه‌ها افزوده می‌شود. دیگر فضاهای قبلی که شامل پذیرایی‌های بزرگ و تشریفاتی و شاید به‌دردنخور، نشیمن‌های کوچک و آشپزخانه‌های مجهز بود بر شیوهٔ زیست و معماری سیطره ندارد و در انواع دگردیسی به فضاهای کوچک‌تر و کاربردی‌تر اما با تعداد بیشتر در یک خانه تبدیل خواهند شد. گفت‌‌وگوها و مناسبات اجتماعی از قالب‌های سنتی که با محوریت خانواده ها شکل می‌گرفت بیرون خواهد آمد و به مقیاس‌های کوچک‌تر اما بیشتری تغییر شکل پیدا می‌کند.همین تأثیر در معماری نیز، اگرچه نه خیلی پررنگ، قابل ردیابی است.

در مرتبهٔ بعد باید به تأثیرات تکنیکی اشاره کنیم؛ امّا لازم است قبل از آن به عامل پیوند دهندهٔ این دو شاخه –یعنی پیشرفت‌های اجتماعی و پیشرفت‌های تکنیکی- بپردازیم. در دورهٔ قبلی می‌توان آثاری از معماری در فضاهای مجازی را ردیابی کرد که در آن‌ها فروم‌ها و محل‌های بسیار زیادی در شبکه‌های اجتماعی برای گفت‌وگو و تبادل نظر و به‌طور خلاصه برای «عمل اجتماعی» تشکیل شده بود. این وضعیت حاصل پیشرفت‌های تکنیکی آن دوران و نیاز به کنش سیاسی- اجتماعی در جامعهٔ ایران بود که بیشتر در فضاهای برساختهٔ مجازی محل بروز یافته بود.

در آینده رشد تکنیک‌ها در حوزه‌های مختلف بر معماری تأثیر بسیاری می‌گذارد. اهم آن‌ها تأثیر «مجازی‌سازی» در شکل‌دهی به جنبه‌های مختلف معماری است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. از جملهٔ این مجازی‌سازی‌ها را می توان در تکنیک واقعیت مجازی که توسط دوربین‌های مخصوص به این کار در دوران قبلی آغاز شده بود ردیابی کرد. به‌نوعی این مجازی‌سازی میراث‌دار همان رشد تکنیکی اولیه در دورهٔ قبل بود. تأثیرات رشد تکنولوژیک بر حوزه‌های مختلف مرتبط با مطالعهٔ معماری، تاریخ پژوهی و خلق معماری را می‌توان در رده‌های زیر دسته بندی کرد:

‍‍۱- نقش توصیف را در تاریخ‌نگاری‌های آینده بسیار کمرنگ می‌کند. تاریخ‌پژوه با افزوده‌شدن امکانات بازنمایی به روش‌های واقعیت مجازی عملاً نیازی به توصیف بناهای قبلی نمی‌بیند، آنچه که نوشته می‌شود تحلیل‌هایی است که مثلاً از تغییرات سیاسی- اجتماعی- فرهنگی در ایران رخ نموده است، یعنی آن‌دسته از تغییراتی که کمتر جنبه بصری-هنری داشته‌اند.⬇️
⬇️ ۲- بالارفتن نقش تحلیل باعث نقد بیشتر فضای معماری گذشته می‌شود. مشاهدهٔ احتمالی یک در هزارِ یک بنای فاخر در میان بناهای ساخته شدهٔ معمولی به تاریخ‌پژوه این بینش را می‌دهد که حداقل بداند مطالعه دربارهٔ معماری «خانهٔ شریفی‌ها» اثر معمارِ قدیمی آقای علیرضا تغابنی، مطالعهٔ معماری دورهٔ قبل در معنای واقعی آن نیست، بلکه مطالعهٔ قشری کاملاً متمایز از بدنه‌ٔ اصلی و فضای جاری جامعهٔ دوران قبلی است. اینک یا تاریخ‌پژوه همچنان بر سنت تاریخ‌دانان قبلی و به به و چه چه کردن یا تفاخر دربارهٔ بناهای فاخر ساخته شده –احتمالا با گوشت و خون مردم- باقی خواهد ماند یا خود را میراث‌دار طیف جدیدی از مورخانی خواهد دانست که در دورهٔ قبلی به‌عنوان خرده‌تاریخ‌نگاران کار خویش را آغازیده بودند. دستهٔ دوم مثلاً از تاثیرات کنش‌های معمارِ دوره قبل، پویا خزائلی در روستاهای طبس، یا از تاثیرات بردن جایزه پرایتزکر توسط الساندروا آراونا و ایجاد جنبش‌های کوچک بر روی معماری عمومی و تودهٔ کشور می‌گوید که در دورهٔ قبلی و با سازوکار تبلیغاتی جاری در فضای معماری آن همسو نبود و حرف دیگری داشت.

۳- اگر واقعیت، روش و روایت را سه رکن اصلی تاریخ‌نگاری بدانیم. (واقعیت =x، تحلیل یا روش= رابطه یا (F(x، و روایت = محصول یا Y) نقش قواعد جدید ریاضی پررنگ‌تر می‌شود. دیگر اتخاذ روش‌های قبلی با قواعد خطّی شناخته‌شده پاسخ‌گوی قانع‌کننده‌ای برای دوران آینده نیستند. این به‌صورت ساده یعنی نقد بیشتر روش‌های تاریخ‌پژوهی در دوران قبلی و اتخاذ روش‌های نوین یا تکمیل‌کننده. پرداختن به واقعیات تاریخی دگرگون خواهد شد و تاریخ اکنون مثلاً می‌تواند در آینده سیر کند به شرطی که گزاره‌های مقدماتی به‌کار برده شده در «تاریخ آینده» تابع روشی منطقی و متناسب آن گزاره‌ها باشد.

۴- اینک بسیاری از فضاها با مصالح محسوس ساخته نمی‌شوند، فضاها متداخل و درهم‌تنیده خواهد شد. دیوار به‌عنوان عامل جداکننده وجود نخواهد داشت. حریم‌ها، جای مبلمان، میز کار و غیره همه جنبهٔ مجازی پیدا خواهند کرد و به‌راحتی قابل تغییرند. نتیجهٔ این وضعیت دو چیز است:

۴-۱- رشته‌هایی همچون مرمت، مطالعات معماری و شهرسازی در دوران آینده ناگزیر از بازبینی دوبارهٔ خویش خواهند شد، فضاها به‌شدت فردی می‌شوند و قرائت هر فرد در کنار مشاوره با معمار خویش به راحتی می‌تواند یک فضای معماری بیافریند.

۴-۲- در دوران آینده فرآیند طراحی معماری در یک گفت‌وگوی میان معمار و تک‌تک کاربران یک بنا و نه صرفاً با کارفرمای دوران قبلی –به‌عنوان نمایندهٔ تمام کاربران- شکل می‌گیرد.

گزینهٔ ۴ در این معنا نیست که عملاً هیچ چیزی ساخته نمی‌شود! چالش اصلی هم در این دوره دقیقاً در همین‌جاست. مرز میان ساختن و پنداشتن کجاست و رابطهٔ این دو با هم چیست؟ اینک بحث معماری «جزئیات جنایت است » آدولف لوس نیست، اینک بحث بر سرِ حدود ساخت بنا است. نویسنده پیش‌بینی می‌کند که فضاهای ساخته شده با مصالح واقعی در معماری آینده به تعیین حریم‌های کلّی برای کُلُنی‌ها یا جوامع هم‌نظر محدود می‌شود. مثلاً ساختمان‌ها نسخهٔ ابتدایی‌تری از جنبش متابولیسم ژاپن خواهند شد، یعنی صرف تعیین چارچوب‌ها و اسکلت‌ها! ساختمان‌هایی با طبقاتی با مصالح خام اولیه، صرفا دارای کف و سقف.

۵- هندسهٔ جاری بر فضاهای معماری مورد بازبینی قرار خواهند گرفت. آیا مثلاً چیزی به نام هندسهٔ کوانتومی جایگزین هندسهٔ اقلیدسی یا نااقلیدسی استفاده شده در دوران قبل خواهد شد؟! به‌هرترتیب اینک ما نیاز به تعیین هیچ حریم هندسی در فضاهای داخلی، یا بهتر بگویم، بر فضاهایی که بر آن‌ها مالک هستیم نداریم. پس دعوای اصلی بر سر همین خواهد بود، یعنی رابطهٔ مالکیت زمین و وجود هندسی آن. مفهوم مالکیت همراه با تغییر مفهوم هندسه در فضاهای معماری دستخوش تغییرات اساسی می‌شود. معماری آینده بر شهر آینده متقدم می‌شود و مفاهیم شهر و شهرسازیِ دوران قبلی نیز تغیر پیدا می‌کنند. مالکین قبلی اینک مجبور به تکان دادن اذهان خسته و فروماندهٔ خویش خواهند شد. باید به فکر چاره‌ای برای دور زده شدن تاریخی خویش باشند. بقای شهرهای دوران قبلی وابسته به بقای مالکیت قبلی خواهد بود. مشاورین املاک در دوران آینده در نقش مشاورین اذهان نقش بازی می‌کنند و نقش واسطه‌گری و دلالی این صنف در این دوران به حداقل خویش می‌رسد، چراکه اکنون کاربر در آفرینش بنا سهم دارد و صرفا انتخاب‌کننده و مصرف‌کننده نیست.

۶- تا به این‌جا فرض بر آن بود که این تأثیرات اجتماعی- تکنیکی برای عموم جامعه ایران در آینده چه تاثیراتی داشته است. اما پیش‌بینی معماری قشر فرودست و قشر ثروتمند (به عنوان دو لایه با اقلیت محسوس) چگونه خواهد بود؟⬇️
⬆️لایهٔ فرودست

به نظر می‌رسد همچنان لایهٔ فقیر و فرودست جامعه از همان متدها و روش‌های قبلی ساخت مثل اسکلت بتنی، فلزی، آجر، سیمان، اندودهای گچی و ... استفاده می‌کند. فضاها همان است که قبلاً بوده . البته چون این قشر در اقلیت خواهند بود پس تعداد کارگاه‌های ساخت و روش‌های ساخت به‌شدت تقلیل می‌یابند. این روش مخصوصاً در روستاها و معماری بومی مناطق مختلف ایران بیشتر دیده می‌شود. این لایه برای معماری دوران آینده خیلی واجد ارزش‌هایی برای مطالعه نخواهد بود کمااینکه در دوران قبلی نیز لزومی دیده نمی‌شد که معماری مسکن مهر را معماری به حساب بیاوریم. در آن زمان معماری فقط پل طبیعت، خانه شریفی‌ها و ویلاهای خوش ساخت برنده شده در مسابقهٔ جایزهٔ معمار بود. به بقیهٔ ساخته شده‌ها می‌گفتند «بسازبفروشی» و خود را از پرداختن به آن معاف می‌کردند.

لایهٔ ثروتمند

وضعیت برای لایهٔ ثروتمند جامعه همچون لایهٔ فقیر تکرار می‌شود. محصولات رشد تکنیکی که الان متعلق به لایهٔ میانی و در اختیار آن است به صورت مصرفی در اختیار آنان قرار می‌گیرد. خوشبختانه ساختمان‌های نئوکلاسیک دیگر طراحی و دیده نمی‌شوند –چون هرکسی ساختمان خودش را طراحی کرده- و بازار معماران سودجو خواهد خوابید و نیاز به طراحی به سبک نمای رومی یا تمام سنتی ایرانی -که در دوران قبلی ساخته می‌شد و عده‌ای بر روی آن تزها می‌بافتند- نیست. بناهای به این سبک اینک نه در تقلیدی مصرفی که در یک عینیت یک‌به‌یک در دسترس آن‌ها قرار می‌گیرد. بناهای فاخر را برای شمای ثروتمند در یک گنجینهٔ کامپیوتری نگه داشته‌اند و صرفاً با انتخاب آن‌ها می‌توانید خیلی سریع در کاخ ورسای یا در خانهٔ بروجردی‌ها باشید.

هدف از نوشتن این مطلب بیش از هر چیز یک تمرین داستانی و در مرتبهٔ بعد یک تلاش برای نقد رویکرد تاریخ‌پژوهی حال حاضر در دانشگاه‌های ایران بود، اینکه حداقل با یک فرض داستانی –به‌سربُردن در آیندهٔ ایران- به نقد معماری معاصر (یا کنونی) خویش بپردازیم. حالا که من جرأت روبرو شدن به معاصر خویش در قالب‌های علمی و دانشگاهی ندارم بگذارید داستان آن را بگویم.

@Koubeh
Forwarded from کارگاه خشت نو