🔻سفرهای به برکت میلاد امام خمینی
🔻سری از اسرار تقارن میلاد امام خمینی و حضرت زهرا(س)
🔻یکبار سهم امام خمینی را در روزگار امروز مردم ببینید؛ سهمی که شاید پردهای از راز تقارن میلاد امام با حضرت زهرا(س) باشد. واقعیت این است که ما هنوز درست نفهمیدهایم امام چه کرد و چگونه همه ما تا قیامت پای سفره او نشستهایم.
🔻انقلاب امام، پیش از هر چیز، انقلابی در معنویت و دینداری مردم بود. در دوران طاغوت حتی متدینترین افراد، با همه پاکی و تقوا، ناخواسته چرخ همان حکومت جور را میچرخاندند. نمونهاش ماجرای تاریخی صفوان است که امام کاظم(ع) به او فرمودند همین که بقای حاکم ستمگر را برای گرفتن کرایه شترانش میخواهد، او را در صف آنان قرار میدهد.
البته بسیاری از همان مؤمنان دوران طاغوت دلشان از ظلم پر بود، اما راهی برای تغییر نداشتند… تا قیام خمینی فرا رسید.
🔻در نقطه مقابل، تنها یک نمونه از هزاران نمونه، جنگ دوازدهروزه است؛ جاییکه برخی شهدا شاید در ظاهر چندان متدین نبودند، اما یکبار برای همیشه تکلیف خود را با طاغوت اعظم روشن کردند و در جرگه ابرار قرار گرفتند.
در همین زمینه روایتی از امام باقر(ع) داریم که رهبر انقلاب نیز بارها به آن اشاره کردهاند. مضمون روایت چنین است:
«قطعاً، قطعاً، قطعاً عذاب میکنم هرکس را که ولایت حاکمی را بپذیرد که از سوی خدا تعیین نشده حتا اگر در رفتار شخصیاش انسان نیکوکار و سالمی باشد؛ و به همین سه تأکید، قطعاً، قطعاً، قطعاً میبخشم کسی را که ولایت امامِ عادلِ منصوب از سوی خدا را بپذیرد حتا اگر در رفتارهای شخصیاش گنهکار باشد.»
🔻امام سفرهای انداختند که گنهکار بر سر آن عاقبتبهخیر میشود؛ حال اگر کسی قصد هدایت و رشد داشته باشد، ببینید چه رزق و روزی نصیبش خواهد شد. گوشهای از این رزق، همین شهدای عرصههای مختلفاند و همین مردم و جوانانی که با هر رنگ و لباس و ظاهری فدایی این خاکاند.
🔻و وقتی این سفره را در نسبت با حقیقت فاطمی و صاحب کوثر میبینیم، معنایش آشکار میشود: هر خیر و برکتی که در این عالم جاری است، از همان سرچشمه نورانی میجوشد.
معنای کوثر، توسعه خیرات و فیوضات و ارزاق مادی و معنوی است؛ همان «چادرت را بتکان… روزی ما را بفرست».
تا قیامت مهمان سفره حضرت امام و مادرشان حضرت کوثر هستیم.
همشهری
@mahdian_mohsen
🔻سری از اسرار تقارن میلاد امام خمینی و حضرت زهرا(س)
🔻یکبار سهم امام خمینی را در روزگار امروز مردم ببینید؛ سهمی که شاید پردهای از راز تقارن میلاد امام با حضرت زهرا(س) باشد. واقعیت این است که ما هنوز درست نفهمیدهایم امام چه کرد و چگونه همه ما تا قیامت پای سفره او نشستهایم.
🔻انقلاب امام، پیش از هر چیز، انقلابی در معنویت و دینداری مردم بود. در دوران طاغوت حتی متدینترین افراد، با همه پاکی و تقوا، ناخواسته چرخ همان حکومت جور را میچرخاندند. نمونهاش ماجرای تاریخی صفوان است که امام کاظم(ع) به او فرمودند همین که بقای حاکم ستمگر را برای گرفتن کرایه شترانش میخواهد، او را در صف آنان قرار میدهد.
البته بسیاری از همان مؤمنان دوران طاغوت دلشان از ظلم پر بود، اما راهی برای تغییر نداشتند… تا قیام خمینی فرا رسید.
🔻در نقطه مقابل، تنها یک نمونه از هزاران نمونه، جنگ دوازدهروزه است؛ جاییکه برخی شهدا شاید در ظاهر چندان متدین نبودند، اما یکبار برای همیشه تکلیف خود را با طاغوت اعظم روشن کردند و در جرگه ابرار قرار گرفتند.
در همین زمینه روایتی از امام باقر(ع) داریم که رهبر انقلاب نیز بارها به آن اشاره کردهاند. مضمون روایت چنین است:
«قطعاً، قطعاً، قطعاً عذاب میکنم هرکس را که ولایت حاکمی را بپذیرد که از سوی خدا تعیین نشده حتا اگر در رفتار شخصیاش انسان نیکوکار و سالمی باشد؛ و به همین سه تأکید، قطعاً، قطعاً، قطعاً میبخشم کسی را که ولایت امامِ عادلِ منصوب از سوی خدا را بپذیرد حتا اگر در رفتارهای شخصیاش گنهکار باشد.»
🔻امام سفرهای انداختند که گنهکار بر سر آن عاقبتبهخیر میشود؛ حال اگر کسی قصد هدایت و رشد داشته باشد، ببینید چه رزق و روزی نصیبش خواهد شد. گوشهای از این رزق، همین شهدای عرصههای مختلفاند و همین مردم و جوانانی که با هر رنگ و لباس و ظاهری فدایی این خاکاند.
🔻و وقتی این سفره را در نسبت با حقیقت فاطمی و صاحب کوثر میبینیم، معنایش آشکار میشود: هر خیر و برکتی که در این عالم جاری است، از همان سرچشمه نورانی میجوشد.
معنای کوثر، توسعه خیرات و فیوضات و ارزاق مادی و معنوی است؛ همان «چادرت را بتکان… روزی ما را بفرست».
تا قیامت مهمان سفره حضرت امام و مادرشان حضرت کوثر هستیم.
همشهری
@mahdian_mohsen
❤13👍3
🔻۵ تغییر اساسی برای آرایش جنگی رسانهای
🔻رهبر انقلاب در دیدار با جامعه مداحان، دو نکته بسیار کلیدی را مطرح کردند.
🔻نخست اینکه ابرنزاع امروز، جنگ تبلیغاتی و رسانهای است؛ گزارهای با منطق روشن: اگر ذهنها، قلبها و باورها تسخیر شود، تسلط بر زیرساختها و حتی سرزمین، طبیعیترین و کمهزینهترین پیامد آن خواهد بود.
🔻دوم اینکه تأکید کردند در برابر دشمن باید آرایش جنگی گرفت. دشمن، معارف اسلامی، شیعی و انقلابی را هدف گرفته است؛ بنابراین نباید صرفاً رویکردی تدافعی داشت، بلکه باید به نقاط ضعف دشمن نیز هجمه برد.
🔻اما وقتی گفته میشود «آرایش جنگی بگیرید»، دقیقاً منظور چیست؟
صرف کنشگری رسانهای یا حتی انقلابیبودن، بهمعنای آرایش جنگی نیست. آرایش جنگی، مختصات و الزامات مشخصی دارد.
1⃣یکم: مهندسی رسانهای در نسبت با دشمن
آرایش جنگی، پیش از هر چیز، یک تصمیم شناختی است؛ یعنی پذیرفتن این واقعیت که میدان رسانه، محل واکنشهای پراکنده و سلیقهای نیست، بلکه میدان تقابل برنامهریزیشده با دشمن است. در این نگاه، اولویتها نه از علایق شخصی و جناحی، و نه از ذوق تولید محتوا، بلکه از فهم راهبرد دشمن استخراج میشود.
باید دید دشمن چه میکند، چه چیزی را هدف گرفته و چه اثری بر مخاطب میگذارد؛ سپس کنش رسانهای متناسب با همان اثر طراحی شود. این تغییر، منطق رسانه را از «تولیدمحوری» به «اثرمحوری» تبدیل میکند.
2⃣دوم: سربازان جنگ رسانهای
در این جنگ، سرباز صرفاً تولیدکننده محتوا نیست؛ کنشگری است که ذهن و باور مخاطب را هدف میگیرد. نخستین شرط او ایمان است؛ نه شعاری، بلکه باور قلبی به حقانیت مسیر. کسی که خود دچار تردید و فرسودگی است، در جنگ باورها پیروز نمیشود.
اما ایمان بهتنهایی کافی نیست. این میدان، میدان حرفهایهاست: علم ارتباطات، شناخت مخاطب، فهم الگوریتمها، سواد روایت و خلاقیت، ابزارهای ضروری این نبردند. در کنار اینها، شخصیت مجاهدانه لازم است؛ زیرا شکستن مارپیچ سکوت، هزینه دارد و شجاعت میخواهد.
3⃣سوم: فرماندهان و مدیران رسانهای
اگر سربازان بازوان این جنگاند، مدیران رسانهای مغز آن هستند. فرمانده این میدان نمیتواند اسیر باندبازی، قبیلهگرایی و رقابتهای جناحی باشد. این جبهه، مدیرانی میخواهد که تکلیفشان با ایمان، انقلاب و وطن روشن باشد و تجربه زیسته این میدان را داشته باشند. مدیری که فشار و کمبود را نشناخته، تصمیم شجاعانه نمیگیرد.
4⃣چهارم: ساختار و میدان عمل
هیچ آرایش جنگی بدون زمین مناسب معنا ندارد. اگر دشمن در شبکههای اجتماعی و میدانهای زنده و تصویرمحور میجنگد، کنشگری در رسانههای ایستا، عملاً خارج از نزاع است. افزون بر این، ساختارها باید انعطافپذیر باشند. جنگ رسانهای ثابت نیست؛ گاهی جنگ روایت است و گاهی جنگ احساس. رسانهای که نتواند آرایش خود را بهموقع تغییر دهد، حتی با نیت درست، بازنده خواهد بود.
5⃣پنجم: جنگی برای همه
مهمترین ویژگی این نبرد، ساختار شبکهای آن است. جنگ رسانهای، محدود به رسانههای مرجع یا نهادهای رسمی نیست. از تولید محتوا تا توزیع و بازنشر، حضور فعال در همه سطوح لازم است.
در این میدان، هر فرد یک گره از شبکه است. هرکس، در هر جایگاهی که هست، باید برای خود نقشی فعال تعریف کند و آرایش جنگی بگیرد. این جنگ، تماشاگر ندارد.
همشهری
@mahdian_mohsen
🔻رهبر انقلاب در دیدار با جامعه مداحان، دو نکته بسیار کلیدی را مطرح کردند.
🔻نخست اینکه ابرنزاع امروز، جنگ تبلیغاتی و رسانهای است؛ گزارهای با منطق روشن: اگر ذهنها، قلبها و باورها تسخیر شود، تسلط بر زیرساختها و حتی سرزمین، طبیعیترین و کمهزینهترین پیامد آن خواهد بود.
🔻دوم اینکه تأکید کردند در برابر دشمن باید آرایش جنگی گرفت. دشمن، معارف اسلامی، شیعی و انقلابی را هدف گرفته است؛ بنابراین نباید صرفاً رویکردی تدافعی داشت، بلکه باید به نقاط ضعف دشمن نیز هجمه برد.
🔻اما وقتی گفته میشود «آرایش جنگی بگیرید»، دقیقاً منظور چیست؟
صرف کنشگری رسانهای یا حتی انقلابیبودن، بهمعنای آرایش جنگی نیست. آرایش جنگی، مختصات و الزامات مشخصی دارد.
1⃣یکم: مهندسی رسانهای در نسبت با دشمن
آرایش جنگی، پیش از هر چیز، یک تصمیم شناختی است؛ یعنی پذیرفتن این واقعیت که میدان رسانه، محل واکنشهای پراکنده و سلیقهای نیست، بلکه میدان تقابل برنامهریزیشده با دشمن است. در این نگاه، اولویتها نه از علایق شخصی و جناحی، و نه از ذوق تولید محتوا، بلکه از فهم راهبرد دشمن استخراج میشود.
باید دید دشمن چه میکند، چه چیزی را هدف گرفته و چه اثری بر مخاطب میگذارد؛ سپس کنش رسانهای متناسب با همان اثر طراحی شود. این تغییر، منطق رسانه را از «تولیدمحوری» به «اثرمحوری» تبدیل میکند.
2⃣دوم: سربازان جنگ رسانهای
در این جنگ، سرباز صرفاً تولیدکننده محتوا نیست؛ کنشگری است که ذهن و باور مخاطب را هدف میگیرد. نخستین شرط او ایمان است؛ نه شعاری، بلکه باور قلبی به حقانیت مسیر. کسی که خود دچار تردید و فرسودگی است، در جنگ باورها پیروز نمیشود.
اما ایمان بهتنهایی کافی نیست. این میدان، میدان حرفهایهاست: علم ارتباطات، شناخت مخاطب، فهم الگوریتمها، سواد روایت و خلاقیت، ابزارهای ضروری این نبردند. در کنار اینها، شخصیت مجاهدانه لازم است؛ زیرا شکستن مارپیچ سکوت، هزینه دارد و شجاعت میخواهد.
3⃣سوم: فرماندهان و مدیران رسانهای
اگر سربازان بازوان این جنگاند، مدیران رسانهای مغز آن هستند. فرمانده این میدان نمیتواند اسیر باندبازی، قبیلهگرایی و رقابتهای جناحی باشد. این جبهه، مدیرانی میخواهد که تکلیفشان با ایمان، انقلاب و وطن روشن باشد و تجربه زیسته این میدان را داشته باشند. مدیری که فشار و کمبود را نشناخته، تصمیم شجاعانه نمیگیرد.
4⃣چهارم: ساختار و میدان عمل
هیچ آرایش جنگی بدون زمین مناسب معنا ندارد. اگر دشمن در شبکههای اجتماعی و میدانهای زنده و تصویرمحور میجنگد، کنشگری در رسانههای ایستا، عملاً خارج از نزاع است. افزون بر این، ساختارها باید انعطافپذیر باشند. جنگ رسانهای ثابت نیست؛ گاهی جنگ روایت است و گاهی جنگ احساس. رسانهای که نتواند آرایش خود را بهموقع تغییر دهد، حتی با نیت درست، بازنده خواهد بود.
5⃣پنجم: جنگی برای همه
مهمترین ویژگی این نبرد، ساختار شبکهای آن است. جنگ رسانهای، محدود به رسانههای مرجع یا نهادهای رسمی نیست. از تولید محتوا تا توزیع و بازنشر، حضور فعال در همه سطوح لازم است.
در این میدان، هر فرد یک گره از شبکه است. هرکس، در هر جایگاهی که هست، باید برای خود نقشی فعال تعریف کند و آرایش جنگی بگیرد. این جنگ، تماشاگر ندارد.
همشهری
@mahdian_mohsen
👏9❤5👍3🔥1
🔻وقتی پدر و مادر سوژه خنده میشوند…
🔻این روزها در شبکههای اجتماعی صحنهای تکراری شده است؛ ویدئوهایی طنز که سوژه محوری آنها مسخره کردن پدر و مادر، همسر، برادر، خواهر و حتی فرزند است. دانشآموزانی که از معلمشان فیلم میگیرند، همسرانی که عیبهای یکدیگر را برای خنداندن دیگران منتشر میکنند و نزدیکانی که حریم خصوصی یکدیگر را برای چند ثانیه خنده میشکنند.
🔻این رفتارها را نباید ساده گرفت. این فقط یک شوخی یا سرگرمی نیست؛ نشانه یک آسیب نگرانکننده در فرهنگ رسانهای ماست. ما با پدیدهای روبهرو هستیم که اعتراض، تمسخر و مرزشکنی را به «هویت» تبدیل کرده است.
🔻وقتی اعتراض تبدیل به هویت شد، موضوع آن اهمیتی ندارد. دیروز مخاطب اعتراض، مسئول و حکومت بود؛ امروزنوبت رسیده به معلم و پدر و مادر و همسر و فرزند و احترام به عزیزترین آدمها قربانی چند لایک و چند ثانیه دیدهشدن میشود.
🔻ریشه این بحران فقط اجتماعی نیست؛ هویتی است. در فرهنگ مدرن و در جهان شبکههای اجتماعی، افراد برای متمایز شدن نیاز دارند «نه» بگویند. اما چون متمایز شدن از مسیرهای سخت مانند هنر، علم، مهارت یا اخلاق نیاز به تلاش دارد، مسیر سادهتر انتخاب میشود: مخالفت، تمرد و اعتراض. حالا یا در قالب نقد و حمله، یا در قالب طنز و سخره.
🔻این الگو فقط ایرانی نیست؛ در دل فرهنگ غربی دهههاست که پرورش یافته است. در هیپهاپ و رپ، در جریانهای شیطانپرستی نمادین، در هنرهای معترض، در موسیقیهایی که «نه گفتن به همه چیز» را نشانه آزادی میدانند.
در بسیاری از این جریانها، شیطان نماد کسی است که از راه اعتراض هویت پیدا میکند: «من سجده نمیکنم، پس هستم.» این همان فلسفه قدیمی تمرد است که امروز لباس مدرن پوشیده است.
وقتی همین روحیه وارد شبکههای اجتماعی میشود، کامنتگذاشتن نیز به میدان نبرد هویتی تبدیل میشود. هرکه مخالف است باید تحقیر شود؛ هر نظری که با ما یکی نباشد باید لگدمال شود و لحنها چنان خشن میشود که گویی هر نقد، حمله به «هویت» شخصی است.
🔻فرهنگ اعتراض اگر اخلاق نداشته باشد، از نقد و مطالبه و عدالتخواهی جدا میشود و به سمت نوعی عصیان بیهدف میرود؛ عصیانی که نه اصلاح میکند، نه میسازد؛ فقط حرمت میریزد و روابط انسانی را فرسوده میکند.
🔻آن روزها که به عدالتخواهیِ انحرافی اعتراض میشد، دغدغه همین روحیه اعتراض هویتی بود که اگر اصلاح نشود، اعتراض فقط متوجه حکومت و مسئول نخواهد ماند، بلکه تا به سخره گرفتن نزدیکترینها کشیده میشود. امروز نشانههای این هویت اعتراضی را در سبک کامنت گذاشتن، نقد کردن، طنز ساختن و حتی شوخیهای خانوادگی میبینیم.
🔻نگران باشیم و برای اصلاح این فرهنگ چاره بیندیشیم. این مسیر اگر ادامه یابد، نه سیاست را اصلاح میکند، نه جامعه را آرامتر، نه خانواده را محترمتر؛ فقط جامعهای میسازد که در آن، انسانها از راه تحقیر یکدیگر احساس بودن میکنند.
همشهری
@mahdian_mohsen
🔻این روزها در شبکههای اجتماعی صحنهای تکراری شده است؛ ویدئوهایی طنز که سوژه محوری آنها مسخره کردن پدر و مادر، همسر، برادر، خواهر و حتی فرزند است. دانشآموزانی که از معلمشان فیلم میگیرند، همسرانی که عیبهای یکدیگر را برای خنداندن دیگران منتشر میکنند و نزدیکانی که حریم خصوصی یکدیگر را برای چند ثانیه خنده میشکنند.
🔻این رفتارها را نباید ساده گرفت. این فقط یک شوخی یا سرگرمی نیست؛ نشانه یک آسیب نگرانکننده در فرهنگ رسانهای ماست. ما با پدیدهای روبهرو هستیم که اعتراض، تمسخر و مرزشکنی را به «هویت» تبدیل کرده است.
🔻وقتی اعتراض تبدیل به هویت شد، موضوع آن اهمیتی ندارد. دیروز مخاطب اعتراض، مسئول و حکومت بود؛ امروزنوبت رسیده به معلم و پدر و مادر و همسر و فرزند و احترام به عزیزترین آدمها قربانی چند لایک و چند ثانیه دیدهشدن میشود.
🔻ریشه این بحران فقط اجتماعی نیست؛ هویتی است. در فرهنگ مدرن و در جهان شبکههای اجتماعی، افراد برای متمایز شدن نیاز دارند «نه» بگویند. اما چون متمایز شدن از مسیرهای سخت مانند هنر، علم، مهارت یا اخلاق نیاز به تلاش دارد، مسیر سادهتر انتخاب میشود: مخالفت، تمرد و اعتراض. حالا یا در قالب نقد و حمله، یا در قالب طنز و سخره.
🔻این الگو فقط ایرانی نیست؛ در دل فرهنگ غربی دهههاست که پرورش یافته است. در هیپهاپ و رپ، در جریانهای شیطانپرستی نمادین، در هنرهای معترض، در موسیقیهایی که «نه گفتن به همه چیز» را نشانه آزادی میدانند.
در بسیاری از این جریانها، شیطان نماد کسی است که از راه اعتراض هویت پیدا میکند: «من سجده نمیکنم، پس هستم.» این همان فلسفه قدیمی تمرد است که امروز لباس مدرن پوشیده است.
وقتی همین روحیه وارد شبکههای اجتماعی میشود، کامنتگذاشتن نیز به میدان نبرد هویتی تبدیل میشود. هرکه مخالف است باید تحقیر شود؛ هر نظری که با ما یکی نباشد باید لگدمال شود و لحنها چنان خشن میشود که گویی هر نقد، حمله به «هویت» شخصی است.
🔻فرهنگ اعتراض اگر اخلاق نداشته باشد، از نقد و مطالبه و عدالتخواهی جدا میشود و به سمت نوعی عصیان بیهدف میرود؛ عصیانی که نه اصلاح میکند، نه میسازد؛ فقط حرمت میریزد و روابط انسانی را فرسوده میکند.
🔻آن روزها که به عدالتخواهیِ انحرافی اعتراض میشد، دغدغه همین روحیه اعتراض هویتی بود که اگر اصلاح نشود، اعتراض فقط متوجه حکومت و مسئول نخواهد ماند، بلکه تا به سخره گرفتن نزدیکترینها کشیده میشود. امروز نشانههای این هویت اعتراضی را در سبک کامنت گذاشتن، نقد کردن، طنز ساختن و حتی شوخیهای خانوادگی میبینیم.
🔻نگران باشیم و برای اصلاح این فرهنگ چاره بیندیشیم. این مسیر اگر ادامه یابد، نه سیاست را اصلاح میکند، نه جامعه را آرامتر، نه خانواده را محترمتر؛ فقط جامعهای میسازد که در آن، انسانها از راه تحقیر یکدیگر احساس بودن میکنند.
همشهری
@mahdian_mohsen
👏17👍3❤2
🔻چرایی گلایه رهبر انقلاب از دستگاههای فرهنگی
🔻سخنان رهبر انقلاب با دست اندرکاران کنگره شهدای البرز حاوی چند نکته مبنایی و یک گلایه جدی از برخی دستگاههای فرهنگی بهخاطر کمکاری در تبیین ارزشها برای نسل جدید است.
🔻مهمترین نکته مبنایی ایشان که کلید فهم نگاه متفاوت رهبر انقلاب به جامعه امروز ایران است در این خلاصه میشودکه شهدا بهخاطر هیجان و احساسات به جبهه نرفتند؛ آنها «مقابله با دشمن» را همچون نماز واجب میدیدند.
🔻این نکته اول، هم تربیتی است و هم راهبردی؛ یعنی در منظومه اندیشه انقلاب اسلامی، شناخت دشمن و مقابله با او یک تکلیف دینی است، نه یک انتخاب احساسی. ایشان خاطره ای از امام خمینی(ره) نقل میکنند که به علما فرمودند پنجاه سال عبادت کردید، خدا قبول کند؛ یک وصیتنامه شهید هم بخوانید. سپس ادامه می دهند شهدا راهی را که بزرگان دین در دهها سال طی کردند، در چند شب پیمودند.
🔻 پس مسئله اصلی این است که آیا ما جامعیت دین را واقعاً اینگونه دیدهایم؟ آیا دشمنشناسی را اینطور به مثابه یک تکلیف شرعی دانستهایم؟ آیا جهاد مقابل دشمن را جلوتر از سالها عبادت سر سجاده فهم کردهایم؟ و آیا براساس همین منطق، اقدام کردهایم؟
🔻در ادامه، رهبر انقلاب گلایه میکنند که برخی دستگاههای فرهنگی نتوانستهاند این حقیقت اصیل را بهدرستی به نسل جدید منتقل کنند.
🔻اما نکته دوم بیان ایشان، بهمراتب مهمتر و کمتر فهمشده است.
🔻برخلاف تلقی رایج برخی متدینین و حتی مسئولان فرهنگی، رهبر انقلاب نسل امروز را نسلی مؤمن میدانند؛ چرا؟ بهخاطر مقاومت. توضیح میدهند که جوان امروز در برابر آماج سنگین حملات فرهنگی و رسانهای ایستاده است؛ حملاتی که در گذشته بسیار کمتر بود.
🔻معنای سخن این است که معیار دینداری، «ایستادگی در برابر موانع» است، نه نشانههای ظاهری. جوانی که در این میدان سخت مقاومت میکند، حتی اگر در ظاهر متفاوت باشد، از جوان نسلهای گذشته جلوتر است؛ و همین است که در بزنگاهها تصمیم درست میگیرد و اگر پای دفاع از کشور بیاید، کوتاهی نمیکند.
🔻مشکل دستگاههای فرهنگی اینجاست که این دو مبنا را درست نفهمیدهاند. از یکسو، یا از جوان امروز ناامید شده و در گذشته متوقف ماندند و عملاً او را رها کردهاند؛ و یا گمان کردهاند برای جذب او باید هویت اصیلش را نادیده بگیرند و در ظاهر او متوقف شوند و بر هجمه های فرهنگی این روزگار بدمند. هر دو خطاست.
🔻جمعبندی روشن است:
اول اینکه باید عمل انقلابی مانند دشمنشناسی و مقابله با دشمن را در ردیف تکلیفات شرعی فردی و بلکه فراتر از آن دید.
دوم اینکه باید جوان امروز را با شاخص مقاومت و تقوا سنجید، نه برداشتهای سطحی و ظاهربینانه .
اگر این دو مبنا درست فهم شود، راهبرد و عملکرد دستگاههای فرهنگی نیز اصلاح خواهد شد.
همشهری
@mahdian_mohsen
🔻سخنان رهبر انقلاب با دست اندرکاران کنگره شهدای البرز حاوی چند نکته مبنایی و یک گلایه جدی از برخی دستگاههای فرهنگی بهخاطر کمکاری در تبیین ارزشها برای نسل جدید است.
🔻مهمترین نکته مبنایی ایشان که کلید فهم نگاه متفاوت رهبر انقلاب به جامعه امروز ایران است در این خلاصه میشودکه شهدا بهخاطر هیجان و احساسات به جبهه نرفتند؛ آنها «مقابله با دشمن» را همچون نماز واجب میدیدند.
🔻این نکته اول، هم تربیتی است و هم راهبردی؛ یعنی در منظومه اندیشه انقلاب اسلامی، شناخت دشمن و مقابله با او یک تکلیف دینی است، نه یک انتخاب احساسی. ایشان خاطره ای از امام خمینی(ره) نقل میکنند که به علما فرمودند پنجاه سال عبادت کردید، خدا قبول کند؛ یک وصیتنامه شهید هم بخوانید. سپس ادامه می دهند شهدا راهی را که بزرگان دین در دهها سال طی کردند، در چند شب پیمودند.
🔻 پس مسئله اصلی این است که آیا ما جامعیت دین را واقعاً اینگونه دیدهایم؟ آیا دشمنشناسی را اینطور به مثابه یک تکلیف شرعی دانستهایم؟ آیا جهاد مقابل دشمن را جلوتر از سالها عبادت سر سجاده فهم کردهایم؟ و آیا براساس همین منطق، اقدام کردهایم؟
🔻در ادامه، رهبر انقلاب گلایه میکنند که برخی دستگاههای فرهنگی نتوانستهاند این حقیقت اصیل را بهدرستی به نسل جدید منتقل کنند.
🔻اما نکته دوم بیان ایشان، بهمراتب مهمتر و کمتر فهمشده است.
🔻برخلاف تلقی رایج برخی متدینین و حتی مسئولان فرهنگی، رهبر انقلاب نسل امروز را نسلی مؤمن میدانند؛ چرا؟ بهخاطر مقاومت. توضیح میدهند که جوان امروز در برابر آماج سنگین حملات فرهنگی و رسانهای ایستاده است؛ حملاتی که در گذشته بسیار کمتر بود.
🔻معنای سخن این است که معیار دینداری، «ایستادگی در برابر موانع» است، نه نشانههای ظاهری. جوانی که در این میدان سخت مقاومت میکند، حتی اگر در ظاهر متفاوت باشد، از جوان نسلهای گذشته جلوتر است؛ و همین است که در بزنگاهها تصمیم درست میگیرد و اگر پای دفاع از کشور بیاید، کوتاهی نمیکند.
🔻مشکل دستگاههای فرهنگی اینجاست که این دو مبنا را درست نفهمیدهاند. از یکسو، یا از جوان امروز ناامید شده و در گذشته متوقف ماندند و عملاً او را رها کردهاند؛ و یا گمان کردهاند برای جذب او باید هویت اصیلش را نادیده بگیرند و در ظاهر او متوقف شوند و بر هجمه های فرهنگی این روزگار بدمند. هر دو خطاست.
🔻جمعبندی روشن است:
اول اینکه باید عمل انقلابی مانند دشمنشناسی و مقابله با دشمن را در ردیف تکلیفات شرعی فردی و بلکه فراتر از آن دید.
دوم اینکه باید جوان امروز را با شاخص مقاومت و تقوا سنجید، نه برداشتهای سطحی و ظاهربینانه .
اگر این دو مبنا درست فهم شود، راهبرد و عملکرد دستگاههای فرهنگی نیز اصلاح خواهد شد.
همشهری
@mahdian_mohsen
❤14👍4
🔻آرایش جنگی یعنی چه؟
🔻رهبرانقلاب فرمودند باید آرایش جنگی رسانه ای گرفت.
🔻ابتدا به اقتضای این کلام توجه کنیم؛ "بعد از جنگ نظامی 12 روزه" می فرمایند: اولا مهمترین جنگ، جنگ ذهنی است و نه نظامی و ثانیا "فرمانده کل قوا" می فرمایند: باید ارایش جنگی گرفت.
🔻انشالله ابعاد ماجرا روشن است.
حالا مجدد این سوال را بپرسیم ، آرایش جنگی یعنی چه؟
وقتی از «آرایش جنگی رسانهای» سخن گفته میشود، باید توجه کرد که مخاطب آن فقط رسانههای رسمی نیستند؛ البته که رسانه های مرجع مخاطب اصلی اند. ولی هرکسی که با رسانه سر و کار دارد، شامل این خطاب میشود.
🔻رهبر انقلاب این جمله را در جمع مداحان بیان کردند؛ یعنی مداح، سخنران، معلم، فعال اجتماعی، مسئول دولتی و حتی یک کاربر عادی شبکههای اجتماعی باید آرایش جنگی بگیرد.
مسئولان نیز به اندازهای که در رسانه دیده میشوند باید مراقب باشند، زیرا ارسال پیام ضعف از سوی یک مسئول، کارکردی شبیه ستون پنجم در جنگ دارد.
کاربران شبکههای اجتماعی هم نقش تعیینکنندهای دارند؛ گاهی یک لایک، یک کامنت، یک بازنشر یا حتی یک سکوت میتواند در جنگ شناختی اثر بگذارد.
🔻اما آرایش جنگی دقیقاً یعنی چه؟
اگر سپاه پاسداران درگیر جنگ ۱۲روزه باشد، طبیعی است که همه انرژی خود را از فعالیتهای عادی برمیگیرد و روی نبرد متمرکز میکند.
در جنگ رسانهای نیز چنین است؛ رسانه باید بداند امروز وظیفه اصلیاش دفاع از ذهن و قلب مردم است. اینجاست که چه بسا لازمست رسانه از کارهای خوب در شرایط عادی دست بشورد و گارد جنگی بگیرد، اصلاح خطاهایش که بماند. خطاهائی که بازی دشمن را تقویت می کند.
🔻باا ین مقدمه شناخت نقطه هجمه و ضعف دشمن و اتخاذ سریعترین و مناسبترین کنش متقابل، آرایش جنگی رسانه ای است.
🔸وقتی دشمن شبههافکنی میکند، باید «رفعکننده شبهه» بود.
🔸وقتی دشمن خودتحقیری تزریق میکند، باید «اعتماد ملی» را بازسازی کرد.
🔸وقتی دشمن امید اجتماعی را میزند، باید «روایت آیندهساز» ارائه داد.
🔸وقتی مسئلهسازی کاذب میکند ، باید مردم را به «مسأله اصلی» برگرداند.
🔸وقتی دستاوردها را تحقیر میکند، باید «روایت قدرت» را فعال کرد.
🔸وقتی اختلافافکنی میکند، باید «روایت وحدت» را برجسته کرد.
🔸وقتی شخصیتها را تخریب میکند، باید «از سرمایههای اجتماعی مرزبانی کرد».
🔸وقتی ترس یا هیجان منفی میسازد، باید «تنظیمگر هیجان جمعی» شد.
🔻از سوئی بخش مکمل آرایش جنگی ضدحمله به نقاط ضعف دشمن است.
🔹وقتی دشمن با دروغ زنده است ، «هزینه دروغ» را باید بالا برد.
🔹وقتی هویت ندارد، «تناقضات هویتی» او باید آشکار شود.
🔹وقتی بر فساد و مزدوری بنا شده است، «ساختار فسادآلودش» باید افشا شود.
🔹وقتی ادعای آزادی دارد ، «بردگی مدرن» و «سانسور پلتفرمی»اش باید نشان داده شود.
🔹وقتی خود را قوی نشان میدهد ، «افسانه قدرت» او باید فرو ریخته شود.
🔹وقتی ادعای حقوق بشر دارد، «کارنامه سیاهش» باید جلوی چشمها گذاشته شود.
باید دراین باره بیشتر نوشت و البته بیشتر عمل کرد.
همشهری
@mahdian_mohsen
🔻رهبرانقلاب فرمودند باید آرایش جنگی رسانه ای گرفت.
🔻ابتدا به اقتضای این کلام توجه کنیم؛ "بعد از جنگ نظامی 12 روزه" می فرمایند: اولا مهمترین جنگ، جنگ ذهنی است و نه نظامی و ثانیا "فرمانده کل قوا" می فرمایند: باید ارایش جنگی گرفت.
🔻انشالله ابعاد ماجرا روشن است.
حالا مجدد این سوال را بپرسیم ، آرایش جنگی یعنی چه؟
وقتی از «آرایش جنگی رسانهای» سخن گفته میشود، باید توجه کرد که مخاطب آن فقط رسانههای رسمی نیستند؛ البته که رسانه های مرجع مخاطب اصلی اند. ولی هرکسی که با رسانه سر و کار دارد، شامل این خطاب میشود.
🔻رهبر انقلاب این جمله را در جمع مداحان بیان کردند؛ یعنی مداح، سخنران، معلم، فعال اجتماعی، مسئول دولتی و حتی یک کاربر عادی شبکههای اجتماعی باید آرایش جنگی بگیرد.
مسئولان نیز به اندازهای که در رسانه دیده میشوند باید مراقب باشند، زیرا ارسال پیام ضعف از سوی یک مسئول، کارکردی شبیه ستون پنجم در جنگ دارد.
کاربران شبکههای اجتماعی هم نقش تعیینکنندهای دارند؛ گاهی یک لایک، یک کامنت، یک بازنشر یا حتی یک سکوت میتواند در جنگ شناختی اثر بگذارد.
🔻اما آرایش جنگی دقیقاً یعنی چه؟
اگر سپاه پاسداران درگیر جنگ ۱۲روزه باشد، طبیعی است که همه انرژی خود را از فعالیتهای عادی برمیگیرد و روی نبرد متمرکز میکند.
در جنگ رسانهای نیز چنین است؛ رسانه باید بداند امروز وظیفه اصلیاش دفاع از ذهن و قلب مردم است. اینجاست که چه بسا لازمست رسانه از کارهای خوب در شرایط عادی دست بشورد و گارد جنگی بگیرد، اصلاح خطاهایش که بماند. خطاهائی که بازی دشمن را تقویت می کند.
🔻باا ین مقدمه شناخت نقطه هجمه و ضعف دشمن و اتخاذ سریعترین و مناسبترین کنش متقابل، آرایش جنگی رسانه ای است.
🔸وقتی دشمن شبههافکنی میکند، باید «رفعکننده شبهه» بود.
🔸وقتی دشمن خودتحقیری تزریق میکند، باید «اعتماد ملی» را بازسازی کرد.
🔸وقتی دشمن امید اجتماعی را میزند، باید «روایت آیندهساز» ارائه داد.
🔸وقتی مسئلهسازی کاذب میکند ، باید مردم را به «مسأله اصلی» برگرداند.
🔸وقتی دستاوردها را تحقیر میکند، باید «روایت قدرت» را فعال کرد.
🔸وقتی اختلافافکنی میکند، باید «روایت وحدت» را برجسته کرد.
🔸وقتی شخصیتها را تخریب میکند، باید «از سرمایههای اجتماعی مرزبانی کرد».
🔸وقتی ترس یا هیجان منفی میسازد، باید «تنظیمگر هیجان جمعی» شد.
🔻از سوئی بخش مکمل آرایش جنگی ضدحمله به نقاط ضعف دشمن است.
🔹وقتی دشمن با دروغ زنده است ، «هزینه دروغ» را باید بالا برد.
🔹وقتی هویت ندارد، «تناقضات هویتی» او باید آشکار شود.
🔹وقتی بر فساد و مزدوری بنا شده است، «ساختار فسادآلودش» باید افشا شود.
🔹وقتی ادعای آزادی دارد ، «بردگی مدرن» و «سانسور پلتفرمی»اش باید نشان داده شود.
🔹وقتی خود را قوی نشان میدهد ، «افسانه قدرت» او باید فرو ریخته شود.
🔹وقتی ادعای حقوق بشر دارد، «کارنامه سیاهش» باید جلوی چشمها گذاشته شود.
باید دراین باره بیشتر نوشت و البته بیشتر عمل کرد.
همشهری
@mahdian_mohsen
👍15❤4👏2
🔻چرا پروژه فحاشی کاترین شکدم نگرفت؟
🔻آنچه این روزها در قالب مصاحبه و اتهامزنی تند از زبان کاترین شکدم مطرح میشود، اگر از زاویه کارکرد رسانهای و روانی تحلیل شود، بیش از آنکه یک «حمله» مؤثر باشد، نشانهای روشن از یک کنش شکستخورده است. جریانهایی که پشت این روایت ایستادهاند، بهویژه طیف سلطنتطلب حول رضا پهلوی، مدتهاست در موقعیت فشار قرار دارند و با بحران جدی در میان بدنه حامیان خود مواجهاند. انباشت اخبار و روایتهای مربوط به زنبارگی، ولنگاری اخلاقی، آشفتگی روانی، بی ثمری سیاسی و کارکردی و در نهایت فروپاشی تصویر آلترناتیو ، باعث فرسایش اعتماد و تردید در میان هواداران شده است. در چنین شرایطی، اتهامسازی علیه طرف مقابل نه برای اقناع افکار عمومی، بلکه برای دلگرمسازی درونگروهی به کار میرود.
این تکنیکِ کارکردی کاملاً داخلی دارد. به همین دلیل هم اینگونه محتواها معمولاً در همان دایره بسته هواداران بازنشر میشود و بیرون از آن خریداری ندارد.
🔻لایه دوم ماجرا، عبور از نقد سیاسی و ورود به فاز فحاشی و تحقیر است؛ جایی که مخالفت سیاسی عملاً به بنبست می رسد و دیگر چاره ای جز فحاشی نیست. اما فحاشی و اتهام اخلاقی فقط زمانی اثرگذار است که تصویر ذهنیِ مخاطب ناپایدار و مشکوک باشد. درباره رهبرانقلاب، طی دههها حتا در میان مخالفان، اجماع نانوشته درباره سلامت و پاکدستی و زیست اخلاقی ایشان شکل گرفته است. افزون بر این، پس از جنگ دوازدهروزه، نفوذ و اعتبار رهبرانقلاب بهواسطه نقشآفرینی در حفظ انسجام ملی و دلسوزی آشکار برای همه مردم، تقویت شده است. در چنین وضعی، طبیعی است که جریانهای وامانده به فحاشی پناه ببرند؛ اما از سر بیخردی نمیفهمند که این مسیر نه شک میسازد و نه سؤال، بلکه بلافاصله «اعتبار گوینده» را فرو میریزد.
🔻به همین دلیل است که نباید به این اباطیلِ مذبوحانه توجه کرد یا پاسخ داد. چراکه فحاشی اساساً برای رد و اثبات و آوردن سند ساخته نشده؛ برای عصبانیت و واکنش گرفتن ساخته شده است. راه درست، بیاعتنایی فعال و تقویت روایت مثبت است. اتفاقاً همین هم رخ داده است. این اتهامات جدی گرفته نشده و شکست پروژه، عصبانیت رسانه صهیونیستی، اینترنشنال را بهدنبال داشته است. این دقیقاً همان نقطهای است که نشان میدهد پروژه کاترین شکدم نه اینکه نگرفت و شکست خورد، بلکه از ابتدا محکوم به شکست بود.
همشهری
@mahdian_mohsen
🔻آنچه این روزها در قالب مصاحبه و اتهامزنی تند از زبان کاترین شکدم مطرح میشود، اگر از زاویه کارکرد رسانهای و روانی تحلیل شود، بیش از آنکه یک «حمله» مؤثر باشد، نشانهای روشن از یک کنش شکستخورده است. جریانهایی که پشت این روایت ایستادهاند، بهویژه طیف سلطنتطلب حول رضا پهلوی، مدتهاست در موقعیت فشار قرار دارند و با بحران جدی در میان بدنه حامیان خود مواجهاند. انباشت اخبار و روایتهای مربوط به زنبارگی، ولنگاری اخلاقی، آشفتگی روانی، بی ثمری سیاسی و کارکردی و در نهایت فروپاشی تصویر آلترناتیو ، باعث فرسایش اعتماد و تردید در میان هواداران شده است. در چنین شرایطی، اتهامسازی علیه طرف مقابل نه برای اقناع افکار عمومی، بلکه برای دلگرمسازی درونگروهی به کار میرود.
این تکنیکِ کارکردی کاملاً داخلی دارد. به همین دلیل هم اینگونه محتواها معمولاً در همان دایره بسته هواداران بازنشر میشود و بیرون از آن خریداری ندارد.
🔻لایه دوم ماجرا، عبور از نقد سیاسی و ورود به فاز فحاشی و تحقیر است؛ جایی که مخالفت سیاسی عملاً به بنبست می رسد و دیگر چاره ای جز فحاشی نیست. اما فحاشی و اتهام اخلاقی فقط زمانی اثرگذار است که تصویر ذهنیِ مخاطب ناپایدار و مشکوک باشد. درباره رهبرانقلاب، طی دههها حتا در میان مخالفان، اجماع نانوشته درباره سلامت و پاکدستی و زیست اخلاقی ایشان شکل گرفته است. افزون بر این، پس از جنگ دوازدهروزه، نفوذ و اعتبار رهبرانقلاب بهواسطه نقشآفرینی در حفظ انسجام ملی و دلسوزی آشکار برای همه مردم، تقویت شده است. در چنین وضعی، طبیعی است که جریانهای وامانده به فحاشی پناه ببرند؛ اما از سر بیخردی نمیفهمند که این مسیر نه شک میسازد و نه سؤال، بلکه بلافاصله «اعتبار گوینده» را فرو میریزد.
🔻به همین دلیل است که نباید به این اباطیلِ مذبوحانه توجه کرد یا پاسخ داد. چراکه فحاشی اساساً برای رد و اثبات و آوردن سند ساخته نشده؛ برای عصبانیت و واکنش گرفتن ساخته شده است. راه درست، بیاعتنایی فعال و تقویت روایت مثبت است. اتفاقاً همین هم رخ داده است. این اتهامات جدی گرفته نشده و شکست پروژه، عصبانیت رسانه صهیونیستی، اینترنشنال را بهدنبال داشته است. این دقیقاً همان نقطهای است که نشان میدهد پروژه کاترین شکدم نه اینکه نگرفت و شکست خورد، بلکه از ابتدا محکوم به شکست بود.
همشهری
@mahdian_mohsen
👏17❤3👍3
🔻چند کلمه از دل بازار
🔻این روزها بخشهایی از بازار تهران صدای اعتراضش بلند شده است؛ صدایی که اگر درست شنیده شود، نه تهدید است و نه دشمنی.
🔻اول
حق دارند. اقتصاد حال و روز خوشی ندارد؛ اما درد فقط گرانی نیست. درد بزرگتر، سکوت است. درد توضیح ندادن است. راهحل نگفتن است. دفاع نکردن از تصمیمهاست. بی تصمیمی است. بیتکلیفی، از هر گرانی سوزانتر است.
وقتی قیمتها میدوند و مسئولان نمیدوند، دل مردم جا میماند. این حق باید دیده شود، باید به رسمیت شناخته شود.
این همان بازاری است که در بزنگاههای تاریخ، همیشه جلوتر از همه ایستاده است.
🔻دوم
اعتراض بازار را نباید با هیاهوی اقلیتی ساختارشکن یکی دانست. جماعتی که همیشه جلودار دفاع از خاک و نظام بوده اند، شعار ارتجاعی نمی دهد.
کسی اگر ذرهای عقل داشته باشد، ولو مخالف نظام باشد به نفع پهلوی فریاد نمیزند. پهلوی امروز دیگر یک خاطره تاریخی نیست؛ نامی است گرهخورده با خون. همپیمان صهیون. یار غار سلاخان کودک و زن؛ از غزه و لبنان تا جان ایران.
🔻سوم.
اما ماجرا عمیقتر از دلار و سکه است. عمیقتر از گرانی. حتی این آشفتگی اقتصادی هم بیربط به صحنه بزرگتر نیست.
صحنهای که اگر «بازار خشمگین از اقتصاد» آن را ببیند، نوع اعتراضش هم عوض میشود.
🔻ماجرا این است؛ مردم باید تاوان وحدتشان را بدهند. تاوان یکیشدنشان در جنگ دوازدهروزه و بعد از آن. دشمن، همدلی این ملت را تاب نمیآورد. برای صهیون و ایادیاش این یک رنگی زهر است. موشک ریختند تا ما را مقابل هم قرار دهند؛ نشد. حالا میخواهند ما را با اقتصاد، به جان هم بیندازند تا موشکهای بعدی دقیقتر بر جان این میهن خدایی بنشیند.
چه کسی تردید دارد همان دستی که ماشه موشک را کشید، ماشه ارزی را هم چکاند؟ بله، ضعفهای داخلی هست؛ کمکاریها واقعی است؛ اما سهم دشمن روشن است و انکارشدنی نیست.
🔻و حالا....
یک سؤال اساسی باقی است. با وجود چنین دشمن سفاکی، آیا ما در سیاست، اقتصاد و رسانه آرایش جنگی داریم؟
تورم عادی یک چیز است؛ تورم در شرایط جنگ اقتصادی چیز دیگر. فاصله این دو، فاصله غفلت تا آمادگی است.
ممکن است کسی برای اداره اقتصاد در شرایط عادی مناسب باشد، اما برای جنگ اقتصادی نه.
وقتی اقتصاد ما، سیاست ما، رسانه ما مقابل دشمن آرایش جنگی ندارد، نباید انتظار داشته باشیم بازار بار همه ضعفها را یکتنه به دوش بکشد.
🔻هرچند…
تاریخ نشان داده است باز هم مردم جلوتر از مسئولان میایستند. اما حقا سزاوار نیست این بازار و این مردم هزینه بی تصمیمی ما را بدهند.
همشهری
@mahdian_mohsen
🔻این روزها بخشهایی از بازار تهران صدای اعتراضش بلند شده است؛ صدایی که اگر درست شنیده شود، نه تهدید است و نه دشمنی.
🔻اول
حق دارند. اقتصاد حال و روز خوشی ندارد؛ اما درد فقط گرانی نیست. درد بزرگتر، سکوت است. درد توضیح ندادن است. راهحل نگفتن است. دفاع نکردن از تصمیمهاست. بی تصمیمی است. بیتکلیفی، از هر گرانی سوزانتر است.
وقتی قیمتها میدوند و مسئولان نمیدوند، دل مردم جا میماند. این حق باید دیده شود، باید به رسمیت شناخته شود.
این همان بازاری است که در بزنگاههای تاریخ، همیشه جلوتر از همه ایستاده است.
🔻دوم
اعتراض بازار را نباید با هیاهوی اقلیتی ساختارشکن یکی دانست. جماعتی که همیشه جلودار دفاع از خاک و نظام بوده اند، شعار ارتجاعی نمی دهد.
کسی اگر ذرهای عقل داشته باشد، ولو مخالف نظام باشد به نفع پهلوی فریاد نمیزند. پهلوی امروز دیگر یک خاطره تاریخی نیست؛ نامی است گرهخورده با خون. همپیمان صهیون. یار غار سلاخان کودک و زن؛ از غزه و لبنان تا جان ایران.
🔻سوم.
اما ماجرا عمیقتر از دلار و سکه است. عمیقتر از گرانی. حتی این آشفتگی اقتصادی هم بیربط به صحنه بزرگتر نیست.
صحنهای که اگر «بازار خشمگین از اقتصاد» آن را ببیند، نوع اعتراضش هم عوض میشود.
🔻ماجرا این است؛ مردم باید تاوان وحدتشان را بدهند. تاوان یکیشدنشان در جنگ دوازدهروزه و بعد از آن. دشمن، همدلی این ملت را تاب نمیآورد. برای صهیون و ایادیاش این یک رنگی زهر است. موشک ریختند تا ما را مقابل هم قرار دهند؛ نشد. حالا میخواهند ما را با اقتصاد، به جان هم بیندازند تا موشکهای بعدی دقیقتر بر جان این میهن خدایی بنشیند.
چه کسی تردید دارد همان دستی که ماشه موشک را کشید، ماشه ارزی را هم چکاند؟ بله، ضعفهای داخلی هست؛ کمکاریها واقعی است؛ اما سهم دشمن روشن است و انکارشدنی نیست.
🔻و حالا....
یک سؤال اساسی باقی است. با وجود چنین دشمن سفاکی، آیا ما در سیاست، اقتصاد و رسانه آرایش جنگی داریم؟
تورم عادی یک چیز است؛ تورم در شرایط جنگ اقتصادی چیز دیگر. فاصله این دو، فاصله غفلت تا آمادگی است.
ممکن است کسی برای اداره اقتصاد در شرایط عادی مناسب باشد، اما برای جنگ اقتصادی نه.
وقتی اقتصاد ما، سیاست ما، رسانه ما مقابل دشمن آرایش جنگی ندارد، نباید انتظار داشته باشیم بازار بار همه ضعفها را یکتنه به دوش بکشد.
🔻هرچند…
تاریخ نشان داده است باز هم مردم جلوتر از مسئولان میایستند. اما حقا سزاوار نیست این بازار و این مردم هزینه بی تصمیمی ما را بدهند.
همشهری
@mahdian_mohsen
👏23👍2👎2
🔻ماجرای عکس پربازدید از ۹ دی
🔻یکم.
عکسی از راهپیمایی ۹ دی سالهاست دستبهدست میشود؛ جوانی با مچبند رنگی و پلاکاردی که با لحنی طنزآمیز نوشته بود: «من … خوردم که به موسوی رأی دادم». از این دست تصاویر کم نبود؛ از کسانی که هوادار موسوی یا کروبی بودند و با این حال در ۹ دی به میدان آمدند. این عکس بهخاطر طنزش بیشتر دیده شد، اما اهمیتش جای دیگری بود؛ لحظهای که انسان میایستد، مکث میکند و جبهه را دوباره تشخیص میدهد.
🔻دوم.
۹ دی پایان فتنه بود. اما فتنه چه بود؟ فتنه نه ادعای تقلب بود، نه صرف راهپیمایی اعتراضی، نه قانونشکنی و نه شکستن شیشه و آتشزدن سطل زباله. فتنه چیز عمیقتری بود. برای فهم آن، باید به همان پرسش رهبر انقلاب برگشت: "عمار کجاست؟"
🔻سوم.
چرا عمار؟ چرا یاسر یا ابوذر یا مقداد نه؟ برخی همان زمان فکر می کردند عمار کسی است که خوب داد می زند. محکم شعار می دهد. زیاد مرگ بر فلانی می گوید. نه. عمار را باید در میدان جنگ صفین دید. جایی که با حضورش، ماهیت جنگ روشن شد. وقتی یکی از سران جبهه دشمن قسم خورد که برای رضای خدا و دفاع از خون مظلوم آمده، عمار فریاد زد: دروغ میگویی. نقش عمار، روشنگری بود؛ نه هیجانآفرینی. روشنکردن میدان، نه شلوغکردن آن.
🔻چهارم.
فتنه یعنی بههمآمیختن حق و باطل. ممکن است کسی معترض باشد و فتنهگر نباشد؛ اما فتنه آنجاست که مرزها گم میشود و جبهه خودی با دشمن اشتباه گرفته میشود. ثمره این گمگشتگی چیست؟ تغییر محاسبات دشمن. به همین دلیل، بلافاصله پس از حوادث ۸۸، دشمنیها عیان شد: چهار قطعنامه تحریمی در مدت کوتاه، سختترین تحریمهای تاریخ و در نتیجه سقوط صادرات نفت ایران از ۲.۷ میلیون بشکه به زیر یک میلیون. حالا دوباره به همان عکس اول برگردید.
🔻پنجم.
در ۹ دی چه شد؟ فتنه شکست. همه آمدند؛ حتی طرفداران موسوی و کروبی. وقتی پای جسارت به ساحت اهلبیت به میان آمد، مردم یکپارچه ایستادند. غبار کنار رفت و حق و باطل دوباره از هم جدا شد.
🔻و اما…
🔻ششم.
جنگ دوازدهروزه، فتنهشکن تمامعیار بود. انسجام آن روزها تازه نبود؛ فقط دوباره آشکار شد. دشمن با تمام چهره شیطانیاش آمد و پردهها کنار رفت. همان دشمنی که در غزه حدود ۷۰ هزار انسان بیگناه وعمدتاً زن و کودک را کشت، در ایران نیز بیش از هزار شهید گرفت؛ ۷۰۰ غیرمسلح، حدود ۲۰ درصد زن و کودک و ۱۸ نفر از کادر درمان. غبار نشست و ملت خودش را دوباره دید.
🔻هفتم.
امروز کمکاری هست و اعتراض هم طبیعی است؛ اما فتنه خطرناک است. فتنه همان چیزی است که رسانههای فارسیزبان صهیون را هم میداندار اعتراض میکند و پهلوی بی آبرو و رسوا را مدعی ناموس و وطن. کسی که دیروز برای موشکهای صهیون گرا میداد، امروز ژست دلسوزی میگیرد. فتنه را باید شناخت و مراقبت کرد. راهش روشن است؛ الگوی ۹ دی؛ هرکس، هرجا که هست، با هر گرایشی و هر اعتراضی، دشمن اصلی را ببیند و گم نکند و مقابلش آرایش بگیرد.
@mahdian_mohsen
🔻یکم.
عکسی از راهپیمایی ۹ دی سالهاست دستبهدست میشود؛ جوانی با مچبند رنگی و پلاکاردی که با لحنی طنزآمیز نوشته بود: «من … خوردم که به موسوی رأی دادم». از این دست تصاویر کم نبود؛ از کسانی که هوادار موسوی یا کروبی بودند و با این حال در ۹ دی به میدان آمدند. این عکس بهخاطر طنزش بیشتر دیده شد، اما اهمیتش جای دیگری بود؛ لحظهای که انسان میایستد، مکث میکند و جبهه را دوباره تشخیص میدهد.
🔻دوم.
۹ دی پایان فتنه بود. اما فتنه چه بود؟ فتنه نه ادعای تقلب بود، نه صرف راهپیمایی اعتراضی، نه قانونشکنی و نه شکستن شیشه و آتشزدن سطل زباله. فتنه چیز عمیقتری بود. برای فهم آن، باید به همان پرسش رهبر انقلاب برگشت: "عمار کجاست؟"
🔻سوم.
چرا عمار؟ چرا یاسر یا ابوذر یا مقداد نه؟ برخی همان زمان فکر می کردند عمار کسی است که خوب داد می زند. محکم شعار می دهد. زیاد مرگ بر فلانی می گوید. نه. عمار را باید در میدان جنگ صفین دید. جایی که با حضورش، ماهیت جنگ روشن شد. وقتی یکی از سران جبهه دشمن قسم خورد که برای رضای خدا و دفاع از خون مظلوم آمده، عمار فریاد زد: دروغ میگویی. نقش عمار، روشنگری بود؛ نه هیجانآفرینی. روشنکردن میدان، نه شلوغکردن آن.
🔻چهارم.
فتنه یعنی بههمآمیختن حق و باطل. ممکن است کسی معترض باشد و فتنهگر نباشد؛ اما فتنه آنجاست که مرزها گم میشود و جبهه خودی با دشمن اشتباه گرفته میشود. ثمره این گمگشتگی چیست؟ تغییر محاسبات دشمن. به همین دلیل، بلافاصله پس از حوادث ۸۸، دشمنیها عیان شد: چهار قطعنامه تحریمی در مدت کوتاه، سختترین تحریمهای تاریخ و در نتیجه سقوط صادرات نفت ایران از ۲.۷ میلیون بشکه به زیر یک میلیون. حالا دوباره به همان عکس اول برگردید.
🔻پنجم.
در ۹ دی چه شد؟ فتنه شکست. همه آمدند؛ حتی طرفداران موسوی و کروبی. وقتی پای جسارت به ساحت اهلبیت به میان آمد، مردم یکپارچه ایستادند. غبار کنار رفت و حق و باطل دوباره از هم جدا شد.
🔻و اما…
🔻ششم.
جنگ دوازدهروزه، فتنهشکن تمامعیار بود. انسجام آن روزها تازه نبود؛ فقط دوباره آشکار شد. دشمن با تمام چهره شیطانیاش آمد و پردهها کنار رفت. همان دشمنی که در غزه حدود ۷۰ هزار انسان بیگناه وعمدتاً زن و کودک را کشت، در ایران نیز بیش از هزار شهید گرفت؛ ۷۰۰ غیرمسلح، حدود ۲۰ درصد زن و کودک و ۱۸ نفر از کادر درمان. غبار نشست و ملت خودش را دوباره دید.
🔻هفتم.
امروز کمکاری هست و اعتراض هم طبیعی است؛ اما فتنه خطرناک است. فتنه همان چیزی است که رسانههای فارسیزبان صهیون را هم میداندار اعتراض میکند و پهلوی بی آبرو و رسوا را مدعی ناموس و وطن. کسی که دیروز برای موشکهای صهیون گرا میداد، امروز ژست دلسوزی میگیرد. فتنه را باید شناخت و مراقبت کرد. راهش روشن است؛ الگوی ۹ دی؛ هرکس، هرجا که هست، با هر گرایشی و هر اعتراضی، دشمن اصلی را ببیند و گم نکند و مقابلش آرایش بگیرد.
@mahdian_mohsen
👏16❤8👎1
🔻جابجایی نماد زن با نماد دلار
🔻دو تصویر، دو نماد
یک زن در آتش و دود ۱۴۰۱
یک مرد زانوزده در کف بازار
این جابهجایی نماد، تصادفی نیست؛ پیام دارد.
🔻یکم.
پس از شکست دشمن در جنگ دوازدهروزه، به این جمعبندی رسید که بدون آشوب داخلی، ادامه تقابل ممکن نیست؛ اول باید جامعه را بههم ریخت، بعد سراغ مراحل بعدی رفت.
🔻دوم.
آشوب ۱۴۰۱ برای دشمن تجربهای جذاب بود؛ توانست همه قوا را درگیر کند، اما یک ضعف جدی داشت: ماهیت آن احساسی و هیجانی بود و ماندگاری نداشت.
🔻سوم.
نمادسازی از «زن»، آزادی و حجاب احساس میسازد، اما احساس ناپایدار. این نماد نمیتواند همه اقشار، سنین و طبقات را همزمان درگیر کند.
🔻چهارم.
در ماههای اخیر نیز هرچه تلاش کردند، نتوانستند با موضوع زن یارگیری تازهای انجام دهند. پروژهها یکی پس از دیگری شکست خورد؛ آخرین نمونهاش ترانه بود.
🔻پنجم.
در نتیجه، نماد تغییر کرد؛ عبور از «زن» و حرکت به سمت «دلار».
زن نماد رنج شخصی است؛ دلار نماد رنج جمعی قابلمحاسبه.
🔻ششم.
تکاندادن بازار دلار تهران کار پیچیدهای نیست. با هزینهای بهمراتب کمتر از ۱۴۰۱ میتوان حباب تقاضا ساخت، بازار را ملتهب کرد و همزمان از طریق شبکههای اقماری در فضای مجازی، جنگ روایت دلار را پیش برد.
🔻هفتم.
سکوت و بیعملی برخی مسئولان پولی، عملاً این پروژه را کامل کرد. در بازار، سکوت از هر خبر منفی مخربتر است و باید جبران شود.
🔻هشتم.
اما دلار مثل زن نیست. بازار منطق دارد. اصیل است. عقلانیت دارد. از سویی ارز مثل مهسا هیجان نمیسازد و دوقطبی درست نمی کند و بهسختی به شعار خیابانی تبدیل میشود. لذا پایدار نخواهد بود. برای همین امروز نسبت به دیروز بازار آرام بود.
🔻نهم.
به همین دلیل تلاش میکنند اعتراض را از بازار به دانشگاه منتقل کنند و روی هیجان دانشجویی حساب باز کنند؛ اما دلار با دانشگاه حس مشترک نمیسازد و ناچار دوباره به نماد زن و شعارهای تند بازمیگردند.
🔻دهم.
اینبار پروژه آشوب صهیونی، به شعار پهلوی گره خورده است؛ اما همین شعار پاشنهآشیل ماجراست. پیوند عقل معاش با نماد سلطنت برای جامعه پذیرفتنی نیست و بازی را بههم میزند. دانشجو نیز زیر بار ارتجاع پهلوی نمی رود. خلاصه بازهم تیرشان به سنگ خواهد خورد اما اینبار با خطای محاسباتی خودشان.
🔻چه باید کرد
🔻یکم. راه آرامسازی اوضاع انکار مسئله نیست. گرانی و فشار معیشتی واقعی است و انکار آن، بیاعتمادی میسازد.
🔻دوم، هر دوقطبیسازی در فضای مجازی، دیر یا زود به خیابان منتقل میشود. از سویی باید نشان داد که پهلوی و صهیون علت گرانی ارز است نه راه حل.
🔻سوم، باید در مجازی نشان داد جریان آشوب اقلیت است؛ نه با بزرگنمایی، بلکه با عیانکردن واقعیت.
بازار و جامعه اگر احساس بیافقی نکنند، به میدان آشوب تبدیل نمیشوند.
@mahdian_mohsen
🔻دو تصویر، دو نماد
یک زن در آتش و دود ۱۴۰۱
یک مرد زانوزده در کف بازار
این جابهجایی نماد، تصادفی نیست؛ پیام دارد.
🔻یکم.
پس از شکست دشمن در جنگ دوازدهروزه، به این جمعبندی رسید که بدون آشوب داخلی، ادامه تقابل ممکن نیست؛ اول باید جامعه را بههم ریخت، بعد سراغ مراحل بعدی رفت.
🔻دوم.
آشوب ۱۴۰۱ برای دشمن تجربهای جذاب بود؛ توانست همه قوا را درگیر کند، اما یک ضعف جدی داشت: ماهیت آن احساسی و هیجانی بود و ماندگاری نداشت.
🔻سوم.
نمادسازی از «زن»، آزادی و حجاب احساس میسازد، اما احساس ناپایدار. این نماد نمیتواند همه اقشار، سنین و طبقات را همزمان درگیر کند.
🔻چهارم.
در ماههای اخیر نیز هرچه تلاش کردند، نتوانستند با موضوع زن یارگیری تازهای انجام دهند. پروژهها یکی پس از دیگری شکست خورد؛ آخرین نمونهاش ترانه بود.
🔻پنجم.
در نتیجه، نماد تغییر کرد؛ عبور از «زن» و حرکت به سمت «دلار».
زن نماد رنج شخصی است؛ دلار نماد رنج جمعی قابلمحاسبه.
🔻ششم.
تکاندادن بازار دلار تهران کار پیچیدهای نیست. با هزینهای بهمراتب کمتر از ۱۴۰۱ میتوان حباب تقاضا ساخت، بازار را ملتهب کرد و همزمان از طریق شبکههای اقماری در فضای مجازی، جنگ روایت دلار را پیش برد.
🔻هفتم.
سکوت و بیعملی برخی مسئولان پولی، عملاً این پروژه را کامل کرد. در بازار، سکوت از هر خبر منفی مخربتر است و باید جبران شود.
🔻هشتم.
اما دلار مثل زن نیست. بازار منطق دارد. اصیل است. عقلانیت دارد. از سویی ارز مثل مهسا هیجان نمیسازد و دوقطبی درست نمی کند و بهسختی به شعار خیابانی تبدیل میشود. لذا پایدار نخواهد بود. برای همین امروز نسبت به دیروز بازار آرام بود.
🔻نهم.
به همین دلیل تلاش میکنند اعتراض را از بازار به دانشگاه منتقل کنند و روی هیجان دانشجویی حساب باز کنند؛ اما دلار با دانشگاه حس مشترک نمیسازد و ناچار دوباره به نماد زن و شعارهای تند بازمیگردند.
🔻دهم.
اینبار پروژه آشوب صهیونی، به شعار پهلوی گره خورده است؛ اما همین شعار پاشنهآشیل ماجراست. پیوند عقل معاش با نماد سلطنت برای جامعه پذیرفتنی نیست و بازی را بههم میزند. دانشجو نیز زیر بار ارتجاع پهلوی نمی رود. خلاصه بازهم تیرشان به سنگ خواهد خورد اما اینبار با خطای محاسباتی خودشان.
🔻چه باید کرد
🔻یکم. راه آرامسازی اوضاع انکار مسئله نیست. گرانی و فشار معیشتی واقعی است و انکار آن، بیاعتمادی میسازد.
🔻دوم، هر دوقطبیسازی در فضای مجازی، دیر یا زود به خیابان منتقل میشود. از سویی باید نشان داد که پهلوی و صهیون علت گرانی ارز است نه راه حل.
🔻سوم، باید در مجازی نشان داد جریان آشوب اقلیت است؛ نه با بزرگنمایی، بلکه با عیانکردن واقعیت.
بازار و جامعه اگر احساس بیافقی نکنند، به میدان آشوب تبدیل نمیشوند.
@mahdian_mohsen
👍10👏5❤4👎1
🔻درباره سیلی خوردن سرباز در بازار
در یکی از فیلمهای کف بازار، صحنهای هست که غمانگیز است؛ یکی از معترضان به صورت سرباز وطن سیلی میزند و سرباز، ساکت میماند و عقب میرود. صحنه تلخ است.
اما این سرباز، دقیقا تصویر مظلومیت این روزهای جمهوری اسلامی است. مظلومیت مردم.
واقعیت میدان این است که جمهوری اسلامی ناگزیر است و چهبسا لازم است سکوت کند؛ درست مثل همان سرباز. نه از سر ضعف، بلکه از سر فهم میدان.
چرا سکوت میکند؟
چون کسانی که به خیابان میآیند و شعار میدهند، حتی اگر شعارشان ساختارشکنانه باشد، از یک جهت محقاند. مردمی که هر روز میبینند ارزش پولشان جلوی چشمشان آب میشود، داراییشان کوچکتر میشود و گذران زندگی سختتر.
آدم عصبانی اگر به خطا فریاد بزند یا دشنام بدهد، حرجی بر او نیست.
سکوت جمهوری اسلامی دقیقا از همینجا میآید؛ همانطور که سرباز، با آرامش صبوری کرد.
چون میدید آنکه سیلی زده، از جهتی حق دارد. آن سرباز هم خودش درگیر همین فشارهاست.
اما آن سیلی، یکجا دردناکتر میشود؛ آنجا که رنگ مظلومیت میگیرد.
مظلومیت سرباز چه وقت است؟
آنوقت که در هیاهوی کف خیابان، جای دوست و دشمن عوض میشود.
آنوقت که فریاد شنیده میشود، اما ریشه فریاد دیده نمیشود.
درد سرباز وطن همینجاست.
ریشه فریاد کجاست؟
کمکاری و کاستی مسئولان بهجای خود؛ اما ریشه اصلی این فشار اقتصادی را همانها ساختند که در یک نمونه، در محله تجریش تهران، با وحشیگری آشکار سیل خون به راه انداختند. هنوز جنازه دخترک محله نارمک تهران که زیر موشک حرامیان پودر شد، جمع نشده و بازنگشته است. ماشه دلار را همان کشید که ماشک موشک را کشید.
همان کرکس ها و شغال های سابقه دار.
چون خوب فهمیدهاند مشکل جمهوری اسلامی مردماند، نه حاکمیتش.
جمهوری اسلامی همین مردم است و امروز مظلوم است، چون در برابر دشمنی ایستاده که آشکارا تحریم میکند، از جان تا سفره مردم را هدف میگیرد و بعد، با وقاحت، خود را دلسوز مردم جا میزند.
دشمنی که فشار اقتصادی میسازد و سپس در صف اول اعتراض میایستد و میدانداری می کند.
سرباز کف بازار، اگر درست دیده شود، نشانه ضعف نیست؛ او تصویر حاکمیتی است که ترجیح میدهد صبور بماند
تا مردمش بمانند؛ هم هویتشان و هم حیاتشان.
@mahdian_mohsen
در یکی از فیلمهای کف بازار، صحنهای هست که غمانگیز است؛ یکی از معترضان به صورت سرباز وطن سیلی میزند و سرباز، ساکت میماند و عقب میرود. صحنه تلخ است.
اما این سرباز، دقیقا تصویر مظلومیت این روزهای جمهوری اسلامی است. مظلومیت مردم.
واقعیت میدان این است که جمهوری اسلامی ناگزیر است و چهبسا لازم است سکوت کند؛ درست مثل همان سرباز. نه از سر ضعف، بلکه از سر فهم میدان.
چرا سکوت میکند؟
چون کسانی که به خیابان میآیند و شعار میدهند، حتی اگر شعارشان ساختارشکنانه باشد، از یک جهت محقاند. مردمی که هر روز میبینند ارزش پولشان جلوی چشمشان آب میشود، داراییشان کوچکتر میشود و گذران زندگی سختتر.
آدم عصبانی اگر به خطا فریاد بزند یا دشنام بدهد، حرجی بر او نیست.
سکوت جمهوری اسلامی دقیقا از همینجا میآید؛ همانطور که سرباز، با آرامش صبوری کرد.
چون میدید آنکه سیلی زده، از جهتی حق دارد. آن سرباز هم خودش درگیر همین فشارهاست.
اما آن سیلی، یکجا دردناکتر میشود؛ آنجا که رنگ مظلومیت میگیرد.
مظلومیت سرباز چه وقت است؟
آنوقت که در هیاهوی کف خیابان، جای دوست و دشمن عوض میشود.
آنوقت که فریاد شنیده میشود، اما ریشه فریاد دیده نمیشود.
درد سرباز وطن همینجاست.
ریشه فریاد کجاست؟
کمکاری و کاستی مسئولان بهجای خود؛ اما ریشه اصلی این فشار اقتصادی را همانها ساختند که در یک نمونه، در محله تجریش تهران، با وحشیگری آشکار سیل خون به راه انداختند. هنوز جنازه دخترک محله نارمک تهران که زیر موشک حرامیان پودر شد، جمع نشده و بازنگشته است. ماشه دلار را همان کشید که ماشک موشک را کشید.
همان کرکس ها و شغال های سابقه دار.
چون خوب فهمیدهاند مشکل جمهوری اسلامی مردماند، نه حاکمیتش.
جمهوری اسلامی همین مردم است و امروز مظلوم است، چون در برابر دشمنی ایستاده که آشکارا تحریم میکند، از جان تا سفره مردم را هدف میگیرد و بعد، با وقاحت، خود را دلسوز مردم جا میزند.
دشمنی که فشار اقتصادی میسازد و سپس در صف اول اعتراض میایستد و میدانداری می کند.
سرباز کف بازار، اگر درست دیده شود، نشانه ضعف نیست؛ او تصویر حاکمیتی است که ترجیح میدهد صبور بماند
تا مردمش بمانند؛ هم هویتشان و هم حیاتشان.
@mahdian_mohsen
❤25👍9👎2
🔻هشدار درباره کشتهسازی و آدم کشی
🔻در فسا خبری منتشر شد مبنی بر کشتهشدن یک نوجوان. همان نوجوان بلافاصله مصاحبه کرد و گفت زنده ام و دروغ نگویید. اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود. فراتر از یک خبر جعلی، این جریان حداقل گناهش آدم کشی است و بر اساس تجربههای گذشته، بهاحتمال زیاد در ادامه به سمت پروژه کشتهسازی و حتی آدمکشی خواهد رفت.
🔻اما چرا باید نسبت به این پروژه هوشیار بود؟
تجربه نشان داده جریان مزدور و ضدانقلاب، هر جا احساس شکست کند، برای احیای خود به سراغ کشتهسازی یا آدمکشی میرود. پرسش این است که چرا امروز به نقطه شکست رسیده و احتمال اجرای چنین پروژهای بالا رفته است؟
🔻اول:
دشمن تجربه ۱۴۰۱ را دقیق بررسی کرد و به سه جمعبندی رسید:
یکم، مهسا قدرت هیجانی داشت اما ماندگار نبود؛ چون عاطفه موج میسازد اما پایدار نیست.
دوم، قدرت همهگیری نداشت؛ حجاب و آزادی مسئله اول همه جامعه نبود و نیست، بنابراین بدنه خاکستری فعال نشد.
سوم، قدرت اعتمادسازی نداشت؛ راهحل جایگزین معتبری وجود نداشت و اعتراض افق روشنی پیش روی خود نمیدید.
🔻دوم:
به همین دلیل دشمن تصمیم گرفت مدل را تغییر دهد و به سراغ دلار برود.
چرا دلار؟
یکم، ارز قدرت همهگیری دارد؛ همه مردم را درگیر میکند و محدود به یک طبقه یا نسل خاص نیست.
دوم، پایداری دارد؛ چون به «نیاز» افراد متصل است، نه صرفاً احساسات آنها.
سوم، مسئله راهحل جایگزین را اینگونه حل کرد: معرفی پهلوی بهعنوان آلترناتیو.
🔻سوم:
اما انتخاب دلار بهعنوان بهانه اغتشاش، چند ایراد جدی داشت:
یکم، دلار همهگیر است اما دوقطبیساز نیست؛ برخلاف حجاب یا آزادی، مردم را روبهروی هم قرار نمیدهد و جامعه را به دو جبهه متخاصم تقسیم نمیکند.
دوم، اقتصاد منطق دارد؛ بازار عقلانیت دارد، قواعد دارد و بزرگتر دارد. به همین دلیل بحران اقتصادی معمولاً زودتر از بحران هویتی مدیریت میشود.
🔻چهارم:
فارغ از توان پایین آتشافکنی دلار، بزرگترین اشتباه دشمن این بود که راهحل جایگزین را پهلوی معرفی کرد.
نتیجه مستقیم این خطا، اولاً ایجاد شکاف در درون اردوگاه دشمن است؛ اجماع شکل نمیگیرد و اختلاف و ریزش رخ میدهد.
ثانیاً این آلترناتیو با بازار و دانشگاه پیوند نمیخورد و به دلایل متعدد، جدی گرفته نمیشود.
خطای محاسباتی دشمن این بود که تصور میکرد نسل جدید دیکتاتوری طاغوت را نمیشناسد. اما غافل از آنکه نسل جدید ممکن است از فجایع پهلوی قبل انقلاب کمتر بداند اما به کفایت از شیادی امروز او باخبر است. تنها در یک نمونه، یعنی جنگ دوازدهروزه، پهلوی وطنفروش را ساقدوش رژیم سفاک صهیونیستی در موشکباران ایران دیده است.
همین نشناختن مردم ایران، دلیل تکرار شکست دشمن است و حالا برای زندهماندن، ناچار است ابتدا به سمت کشتهسازی و اگر مراقبت نشود، به سمت آدمکشی حرکت کند.
@mahdian_mohsen
🔻در فسا خبری منتشر شد مبنی بر کشتهشدن یک نوجوان. همان نوجوان بلافاصله مصاحبه کرد و گفت زنده ام و دروغ نگویید. اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود. فراتر از یک خبر جعلی، این جریان حداقل گناهش آدم کشی است و بر اساس تجربههای گذشته، بهاحتمال زیاد در ادامه به سمت پروژه کشتهسازی و حتی آدمکشی خواهد رفت.
🔻اما چرا باید نسبت به این پروژه هوشیار بود؟
تجربه نشان داده جریان مزدور و ضدانقلاب، هر جا احساس شکست کند، برای احیای خود به سراغ کشتهسازی یا آدمکشی میرود. پرسش این است که چرا امروز به نقطه شکست رسیده و احتمال اجرای چنین پروژهای بالا رفته است؟
🔻اول:
دشمن تجربه ۱۴۰۱ را دقیق بررسی کرد و به سه جمعبندی رسید:
یکم، مهسا قدرت هیجانی داشت اما ماندگار نبود؛ چون عاطفه موج میسازد اما پایدار نیست.
دوم، قدرت همهگیری نداشت؛ حجاب و آزادی مسئله اول همه جامعه نبود و نیست، بنابراین بدنه خاکستری فعال نشد.
سوم، قدرت اعتمادسازی نداشت؛ راهحل جایگزین معتبری وجود نداشت و اعتراض افق روشنی پیش روی خود نمیدید.
🔻دوم:
به همین دلیل دشمن تصمیم گرفت مدل را تغییر دهد و به سراغ دلار برود.
چرا دلار؟
یکم، ارز قدرت همهگیری دارد؛ همه مردم را درگیر میکند و محدود به یک طبقه یا نسل خاص نیست.
دوم، پایداری دارد؛ چون به «نیاز» افراد متصل است، نه صرفاً احساسات آنها.
سوم، مسئله راهحل جایگزین را اینگونه حل کرد: معرفی پهلوی بهعنوان آلترناتیو.
🔻سوم:
اما انتخاب دلار بهعنوان بهانه اغتشاش، چند ایراد جدی داشت:
یکم، دلار همهگیر است اما دوقطبیساز نیست؛ برخلاف حجاب یا آزادی، مردم را روبهروی هم قرار نمیدهد و جامعه را به دو جبهه متخاصم تقسیم نمیکند.
دوم، اقتصاد منطق دارد؛ بازار عقلانیت دارد، قواعد دارد و بزرگتر دارد. به همین دلیل بحران اقتصادی معمولاً زودتر از بحران هویتی مدیریت میشود.
🔻چهارم:
فارغ از توان پایین آتشافکنی دلار، بزرگترین اشتباه دشمن این بود که راهحل جایگزین را پهلوی معرفی کرد.
نتیجه مستقیم این خطا، اولاً ایجاد شکاف در درون اردوگاه دشمن است؛ اجماع شکل نمیگیرد و اختلاف و ریزش رخ میدهد.
ثانیاً این آلترناتیو با بازار و دانشگاه پیوند نمیخورد و به دلایل متعدد، جدی گرفته نمیشود.
خطای محاسباتی دشمن این بود که تصور میکرد نسل جدید دیکتاتوری طاغوت را نمیشناسد. اما غافل از آنکه نسل جدید ممکن است از فجایع پهلوی قبل انقلاب کمتر بداند اما به کفایت از شیادی امروز او باخبر است. تنها در یک نمونه، یعنی جنگ دوازدهروزه، پهلوی وطنفروش را ساقدوش رژیم سفاک صهیونیستی در موشکباران ایران دیده است.
همین نشناختن مردم ایران، دلیل تکرار شکست دشمن است و حالا برای زندهماندن، ناچار است ابتدا به سمت کشتهسازی و اگر مراقبت نشود، به سمت آدمکشی حرکت کند.
@mahdian_mohsen
❤18👎5👏3
🔻مقایسه سهم دولت و دشمن از طغیان ارز
این روزها در بحث گرانی ارز، یک نکته کلیدی نباید نادیده گرفته شود: با وجود همه ضعفها و خطاهای دولت، جای پای دشمن در طغیان ارز واقعی و مؤثر است. بهویژه آنکه برای دشمن، بیثباتسازی بازار ارز صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه مقدمه جنگ امنیتی و حتی نظامی محسوب میشود. در ادامه، نقش هر دو طرف بهصورت فشرده مرور میشود.
🔻نقش دشمن در طغیان ارز
1⃣یکم: تحریم اقتصادی و ضربه به جریان واقعی ارز
تحریم از سه مسیر مستقیم عمل میکند:
🔸محدودسازی فروش نفت و کاهش ورودی پایدار ارز.
🔸سختکردن بازگشت ارز حاصل از فروش.
🔸افزایش هزینه انتقال و مبادله ارزی.
و در نتیجه، کاهش «عرضه مؤثر» ارز در بازار.
2⃣دوم: قیمتسازی روانی و دستکاری انتظارات
اینجا هدف بازار واقعی نیست، بلکه ذهن بازار است. با نرخسازی لحظهای در کانالهای خبری، مردم و فعالان اقتصادی قبل از نیاز واقعی وارد بازار ارز میشوند.
3⃣سوم: استمرار سایه جنگ
رسانههای دشمن با القای دائمی وضعیت «لبه جنگ»، اضطراب مزمن میسازند. در این فضا، تقاضا از حالت اقتصادی به تقاضای احتیاطی تغییر میکند.
4⃣چهارم: دستکاری بازار و ایجاد تقاضای حبابی
بازار ارز ایران تحریکپذیر است. با تزریق محدود پول کثیف و ایجاد موج اولیه، بازار بهصورت خودکار ملتهب شده و قیمت بالا میرود.
5⃣پنجم: بیاعتبارسازی سیاستگذاری
وقتی اعتماد عمومی به سیاستگذار تخریب شود، حتی سیاستهای درست هم کارایی خود را از دست میدهند.
🔻سهم دولت در طغیان ارز
1⃣یکم: خطای سیاستگذاری و ارسال سیگنال بیثباتی
تغییر مداوم مقررات و تصمیمهای کوتاهمدت، بازار را به این جمعبندی میرساند که قاعده قابل اتکایی وجود ندارد.
2⃣دوم: ناتوانی در مدیریت انتظارات
نبود روایت روشن از آینده ارز و واکنش دیرهنگام به شایعات، میدان را به منابع غیررسمی واگذار میکند.
3⃣سوم: شوکسازی کلامی
بیان مشکلات بدون راهحل و اظهارنظرهای هیجانی، حس بیپناهی میسازد و تقاضای پیشدستانه ارز را فعال میکند.
4⃣چهارم: تأخیر در مداخله
در بازار ارز، سرعت تصمیمگیری حیاتی است. ورود دیرهنگام به بازار باعث می شود که دولت بهجای پیشگیری، فقط هزینه مهار بحران را پرداخت میکند.
5⃣پنجم: ضعف در مدیریت منابع ارزی
بازار احساس میکند پشتوانه ارزی وجود ندارد. برای همین وقتی ارز هم دولت به بازار می ریزد باز هم قیمت افزایش می یباد. البته این به بی اعتمادی مزمن هم مرتبط است.
6⃣ششم: ناتوانی در بازگشت ارز صادرکنندگان
پیچیدگی مقررات و نبود نظارت و الزامات اجرایی کافی باعث میشود ارز صادراتی دیر، ناقص یا اصلاً برنگردد و عرضه مؤثر کاهش یابد.
7⃣هفتم: بینظارتی و رهایی بازار
وقتی سوداگری کمهزینه است، نوسانهای پرهیجان تداوم مییابد.
🔻جمعبندی
اگر منصفانه نگاه کنیم، دولتها کموبیش با این خطاها مواجه بودهاند؛ اما آنچه عیان است اینکه بخش مهمی از هزینه ارزی کشور، بهای ایستادگی در برابر دشمنی است که حداقل خواستهاش «نبودن ما»ست.
@mahdian_mohsen
این روزها در بحث گرانی ارز، یک نکته کلیدی نباید نادیده گرفته شود: با وجود همه ضعفها و خطاهای دولت، جای پای دشمن در طغیان ارز واقعی و مؤثر است. بهویژه آنکه برای دشمن، بیثباتسازی بازار ارز صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه مقدمه جنگ امنیتی و حتی نظامی محسوب میشود. در ادامه، نقش هر دو طرف بهصورت فشرده مرور میشود.
🔻نقش دشمن در طغیان ارز
1⃣یکم: تحریم اقتصادی و ضربه به جریان واقعی ارز
تحریم از سه مسیر مستقیم عمل میکند:
🔸محدودسازی فروش نفت و کاهش ورودی پایدار ارز.
🔸سختکردن بازگشت ارز حاصل از فروش.
🔸افزایش هزینه انتقال و مبادله ارزی.
و در نتیجه، کاهش «عرضه مؤثر» ارز در بازار.
2⃣دوم: قیمتسازی روانی و دستکاری انتظارات
اینجا هدف بازار واقعی نیست، بلکه ذهن بازار است. با نرخسازی لحظهای در کانالهای خبری، مردم و فعالان اقتصادی قبل از نیاز واقعی وارد بازار ارز میشوند.
3⃣سوم: استمرار سایه جنگ
رسانههای دشمن با القای دائمی وضعیت «لبه جنگ»، اضطراب مزمن میسازند. در این فضا، تقاضا از حالت اقتصادی به تقاضای احتیاطی تغییر میکند.
4⃣چهارم: دستکاری بازار و ایجاد تقاضای حبابی
بازار ارز ایران تحریکپذیر است. با تزریق محدود پول کثیف و ایجاد موج اولیه، بازار بهصورت خودکار ملتهب شده و قیمت بالا میرود.
5⃣پنجم: بیاعتبارسازی سیاستگذاری
وقتی اعتماد عمومی به سیاستگذار تخریب شود، حتی سیاستهای درست هم کارایی خود را از دست میدهند.
🔻سهم دولت در طغیان ارز
1⃣یکم: خطای سیاستگذاری و ارسال سیگنال بیثباتی
تغییر مداوم مقررات و تصمیمهای کوتاهمدت، بازار را به این جمعبندی میرساند که قاعده قابل اتکایی وجود ندارد.
2⃣دوم: ناتوانی در مدیریت انتظارات
نبود روایت روشن از آینده ارز و واکنش دیرهنگام به شایعات، میدان را به منابع غیررسمی واگذار میکند.
3⃣سوم: شوکسازی کلامی
بیان مشکلات بدون راهحل و اظهارنظرهای هیجانی، حس بیپناهی میسازد و تقاضای پیشدستانه ارز را فعال میکند.
4⃣چهارم: تأخیر در مداخله
در بازار ارز، سرعت تصمیمگیری حیاتی است. ورود دیرهنگام به بازار باعث می شود که دولت بهجای پیشگیری، فقط هزینه مهار بحران را پرداخت میکند.
5⃣پنجم: ضعف در مدیریت منابع ارزی
بازار احساس میکند پشتوانه ارزی وجود ندارد. برای همین وقتی ارز هم دولت به بازار می ریزد باز هم قیمت افزایش می یباد. البته این به بی اعتمادی مزمن هم مرتبط است.
6⃣ششم: ناتوانی در بازگشت ارز صادرکنندگان
پیچیدگی مقررات و نبود نظارت و الزامات اجرایی کافی باعث میشود ارز صادراتی دیر، ناقص یا اصلاً برنگردد و عرضه مؤثر کاهش یابد.
7⃣هفتم: بینظارتی و رهایی بازار
وقتی سوداگری کمهزینه است، نوسانهای پرهیجان تداوم مییابد.
🔻جمعبندی
اگر منصفانه نگاه کنیم، دولتها کموبیش با این خطاها مواجه بودهاند؛ اما آنچه عیان است اینکه بخش مهمی از هزینه ارزی کشور، بهای ایستادگی در برابر دشمنی است که حداقل خواستهاش «نبودن ما»ست.
@mahdian_mohsen
👏16
🔻چه کسی به امیرحسام سنگ زد؟
🔻معاون سیاسی استاندار میگوید به حافظان امنیت با سنگ حمله شد و در این جریان، امیرحسام خدایاری به شهادت رسید و ۱۳ نفر نیز زخمی شدند.
🔻اما پرسش اصلی این است: چه کسی و چه کسانی سنگ زدند؟
آنکه به امیرحسام سنگ زد و این جوان بسیجی را شهید کرد، آشناست.
🔻این ضرب دست آشناست؛ این سنگپرانیها را میشناسیم.
این کار مردم ما نیست؛
حتی اگر عصبانی باشند،
حتی اگر از اقتصاد و معیشت زخمخورده باشند.
این سنگها، ضربِ دست همانهایی است که نشانی خانه دانشمندان این وطن را دادند تا موشک روی سرشان بریزد؛
همانها که باعث شهادت نزدیک به دویست زن و کودک در ایران شدند.
وقتی گرا میدادند،
برایشان دختر باحجاب و بیحجاب فرقی نداشت؛
پایینشهر و بالاشهر را همزمان نشانه میرفتند.
این سنگها را مزدورهای نفوذی زدند؛
🔻اما نه،
اینها هم کوچکتر از آناند که متهم اصلی باشند.
این سنگها را وطنفروشان بیغیرتی زدند که پول این ملت را دزدیدند و از کشور گریختند؛
افراد بیلیاقتی که به اعتراف خودشان، اجدادشان دختران ایران را پیشکش پادشاهان میکردند و امروز مدعی نجات ایران شدهاند.
همان شیادهای خناس که با دلارها و طلاهای سرقتی از جیب ملت ایران، در بغل صهیونیسم فربه شدند و امروز مذبوحانه از لب و دهان مردم ایران گدایی شعار میکنند.
🔻اما اینها هم ارزش ندارند؛
باز هم کوچکتر از آناند که چنین ضربی بزنند.
اینها ابزارند، نه طراح.
این سنگها را همان سلاخ اصلی منطقه زد.
این سنگزدنها آشناست؛ هم ضربش، هم جهتش.
اهریمنی که در کشتن دهها هزار زن و کودک در غزه کارآزموده شده است؛ تجربه اندوخته و آدمکشی برایش کمترین گناه است.
امیرحسام جوانی بود که برای دفاع از مردم و خاکش لباس امنیت پوشیده بود؛
و دقیقاً همینها را میزنند.
🔻از پدر و مادر امیرحسام ها بپرسید مهمترین ویژگی فرزندشان چه بود؛
میگویند: خدمت به این خاک، به مردم و به دین.
🔻اما سؤال دیگر این است:
🔻این سنگها را چه کسی در آن حوالی ریخت؟
چه کسی آنها را دمِ دست این جلادان خدانشناس گذاشت؟
بیایید از گفتنش نترسیم.
همانهایی که دهها بار هشدار رهبر انقلاب درباره اقتصاد را جدی نگرفتند.
همانهایی که دهها بار تذکر رهبر انقلاب درباره جهاد تبیین را نادیده گرفتند.
همانهایی که بارها تصریح رهبر انقلاب درباره فرهنگ را فراموش کردند.
و کسانی که، خواسته یا ناخواسته،
در ریختن این سنگها
دم دست سلاخان و جلادان حرامی نقش داشتند.
@mahdian_mohsen
🔻معاون سیاسی استاندار میگوید به حافظان امنیت با سنگ حمله شد و در این جریان، امیرحسام خدایاری به شهادت رسید و ۱۳ نفر نیز زخمی شدند.
🔻اما پرسش اصلی این است: چه کسی و چه کسانی سنگ زدند؟
آنکه به امیرحسام سنگ زد و این جوان بسیجی را شهید کرد، آشناست.
🔻این ضرب دست آشناست؛ این سنگپرانیها را میشناسیم.
این کار مردم ما نیست؛
حتی اگر عصبانی باشند،
حتی اگر از اقتصاد و معیشت زخمخورده باشند.
این سنگها، ضربِ دست همانهایی است که نشانی خانه دانشمندان این وطن را دادند تا موشک روی سرشان بریزد؛
همانها که باعث شهادت نزدیک به دویست زن و کودک در ایران شدند.
وقتی گرا میدادند،
برایشان دختر باحجاب و بیحجاب فرقی نداشت؛
پایینشهر و بالاشهر را همزمان نشانه میرفتند.
این سنگها را مزدورهای نفوذی زدند؛
🔻اما نه،
اینها هم کوچکتر از آناند که متهم اصلی باشند.
این سنگها را وطنفروشان بیغیرتی زدند که پول این ملت را دزدیدند و از کشور گریختند؛
افراد بیلیاقتی که به اعتراف خودشان، اجدادشان دختران ایران را پیشکش پادشاهان میکردند و امروز مدعی نجات ایران شدهاند.
همان شیادهای خناس که با دلارها و طلاهای سرقتی از جیب ملت ایران، در بغل صهیونیسم فربه شدند و امروز مذبوحانه از لب و دهان مردم ایران گدایی شعار میکنند.
🔻اما اینها هم ارزش ندارند؛
باز هم کوچکتر از آناند که چنین ضربی بزنند.
اینها ابزارند، نه طراح.
این سنگها را همان سلاخ اصلی منطقه زد.
این سنگزدنها آشناست؛ هم ضربش، هم جهتش.
اهریمنی که در کشتن دهها هزار زن و کودک در غزه کارآزموده شده است؛ تجربه اندوخته و آدمکشی برایش کمترین گناه است.
امیرحسام جوانی بود که برای دفاع از مردم و خاکش لباس امنیت پوشیده بود؛
و دقیقاً همینها را میزنند.
🔻از پدر و مادر امیرحسام ها بپرسید مهمترین ویژگی فرزندشان چه بود؛
میگویند: خدمت به این خاک، به مردم و به دین.
🔻اما سؤال دیگر این است:
🔻این سنگها را چه کسی در آن حوالی ریخت؟
چه کسی آنها را دمِ دست این جلادان خدانشناس گذاشت؟
بیایید از گفتنش نترسیم.
همانهایی که دهها بار هشدار رهبر انقلاب درباره اقتصاد را جدی نگرفتند.
همانهایی که دهها بار تذکر رهبر انقلاب درباره جهاد تبیین را نادیده گرفتند.
همانهایی که بارها تصریح رهبر انقلاب درباره فرهنگ را فراموش کردند.
و کسانی که، خواسته یا ناخواسته،
در ریختن این سنگها
دم دست سلاخان و جلادان حرامی نقش داشتند.
@mahdian_mohsen
❤13👍10
🔻شش کاری که از من و شما برمیآید
🔻قبل از هر چیز، از پای گوشی بلند شوید و به خیابان بیایید.
اینستاگرام، توئیتر و تلگرام را رها کنید. اجازه ندهید واقعیت را برایتان وارونه نشان بدهند.
مردم در حال زندگی عادیشان هستند. اگر در بعضی مناطق مغازهای بسته شده، اغلب از ترس یک عده اوباش است، نه چیز دیگر. وگرنه کدام کاسب، شب عید و روز پدر، مغازهاش را تعطیل میکند؟
چرا باید به خیابان بیایید؟
چون وقتی فقط در محاصره رسانهها هستید، عملاً کاری از دستتان برنمیآید.
🔻اما بعد از دیدن واقعیت، چه باید کرد؟
1⃣یکم | نمادها را رها نکنید
نمادها بسیار مهماند.
شهادت امیرحسام یک نماد است؛ نماد مظلومیت.
فیلم کتکخوردن نیروهای یگان ویژه و صبر انقلابیشان نماد است.
زن شجاعی که میان معترضان میرود و با وجود ضربوشتم عقب نمینشیند هم یک نماد است.
روی این نمادها تمرکز کنید، دربارهشان محتوا بسازید و آنها را منتشر کنید.
2⃣دوم | فیکها را افشا کنید
این روزها فضای مجازی پر از محتوای جعلی است.
فیکها چند دستهاند:
برخی ویدئوها قدیمیاند یا صداگذاری شدهاند.
بعضی با هوش مصنوعی ساخته شدهاند؛ مثل شهروندخبرنگارانی که اصلاً وجود خارجی ندارند و فقط برای تحریک دیگران ساخته شدهاند.
دستهای هم ترولها و کامنتگذارهایی هستند که عمدتاً خارج از کشورند و با رباتها کار میکنند تا فضا را شلوغ نشان بدهند.
حتی در ویدئوهای واقعی هم پیداست جمعیت اندک است و یک گروه محدود، مدام از این نقطه به آن نقطه میروند تا تصویر بسازند؛ همان روشی که اواخر ۱۴۰۱ هم استفاده میشد.
3⃣سوم | صهیونیستها را رصد کنید
هر جا جریان صهیونیستی یا وابستگان پهلوی از اغتشاش حمایت کردند، آن را برجسته کنید.
این جریان بهشدت نزد مردم منفور است؛ بهویژه بعد از جنگ دوازدهروزه و شهادت بیش از هزار ایرانی.
تناقض میان ادعای دلسوزی و عملکرد واقعیشان را نشان بدهید.
4⃣چهارم | زندگی عادی مردم را نشان بدهید
عکس و فیلمهایی منتشر کنید که نشان میدهد مردم در حال زندگی طبیعی خود هستند.
این واقعیت صحنه است، اما نمیخواهند شما آن را ببینید.
5⃣پنجم | اخبار اختلاف و اعتراف دشمن را دنبال کنید
دو نوع خبر را جدی بگیرید:
یکی دعواها و اختلافات داخلی خودشان؛
دیگری خبرهایی که در آنها ناخواسته به شکست اعتراف میکنند.
6⃣ششم | مطالبهگری را فراموش نکنید
اعتراض حق مردم است.
اما مطالبهگری باید طوری باشد که امید را تقویت کند، نه اینکه حس بنبست و ناامیدی بسازد.
@mahdian_mohsen
🔻قبل از هر چیز، از پای گوشی بلند شوید و به خیابان بیایید.
اینستاگرام، توئیتر و تلگرام را رها کنید. اجازه ندهید واقعیت را برایتان وارونه نشان بدهند.
مردم در حال زندگی عادیشان هستند. اگر در بعضی مناطق مغازهای بسته شده، اغلب از ترس یک عده اوباش است، نه چیز دیگر. وگرنه کدام کاسب، شب عید و روز پدر، مغازهاش را تعطیل میکند؟
چرا باید به خیابان بیایید؟
چون وقتی فقط در محاصره رسانهها هستید، عملاً کاری از دستتان برنمیآید.
🔻اما بعد از دیدن واقعیت، چه باید کرد؟
1⃣یکم | نمادها را رها نکنید
نمادها بسیار مهماند.
شهادت امیرحسام یک نماد است؛ نماد مظلومیت.
فیلم کتکخوردن نیروهای یگان ویژه و صبر انقلابیشان نماد است.
زن شجاعی که میان معترضان میرود و با وجود ضربوشتم عقب نمینشیند هم یک نماد است.
روی این نمادها تمرکز کنید، دربارهشان محتوا بسازید و آنها را منتشر کنید.
2⃣دوم | فیکها را افشا کنید
این روزها فضای مجازی پر از محتوای جعلی است.
فیکها چند دستهاند:
برخی ویدئوها قدیمیاند یا صداگذاری شدهاند.
بعضی با هوش مصنوعی ساخته شدهاند؛ مثل شهروندخبرنگارانی که اصلاً وجود خارجی ندارند و فقط برای تحریک دیگران ساخته شدهاند.
دستهای هم ترولها و کامنتگذارهایی هستند که عمدتاً خارج از کشورند و با رباتها کار میکنند تا فضا را شلوغ نشان بدهند.
حتی در ویدئوهای واقعی هم پیداست جمعیت اندک است و یک گروه محدود، مدام از این نقطه به آن نقطه میروند تا تصویر بسازند؛ همان روشی که اواخر ۱۴۰۱ هم استفاده میشد.
3⃣سوم | صهیونیستها را رصد کنید
هر جا جریان صهیونیستی یا وابستگان پهلوی از اغتشاش حمایت کردند، آن را برجسته کنید.
این جریان بهشدت نزد مردم منفور است؛ بهویژه بعد از جنگ دوازدهروزه و شهادت بیش از هزار ایرانی.
تناقض میان ادعای دلسوزی و عملکرد واقعیشان را نشان بدهید.
4⃣چهارم | زندگی عادی مردم را نشان بدهید
عکس و فیلمهایی منتشر کنید که نشان میدهد مردم در حال زندگی طبیعی خود هستند.
این واقعیت صحنه است، اما نمیخواهند شما آن را ببینید.
5⃣پنجم | اخبار اختلاف و اعتراف دشمن را دنبال کنید
دو نوع خبر را جدی بگیرید:
یکی دعواها و اختلافات داخلی خودشان؛
دیگری خبرهایی که در آنها ناخواسته به شکست اعتراف میکنند.
6⃣ششم | مطالبهگری را فراموش نکنید
اعتراض حق مردم است.
اما مطالبهگری باید طوری باشد که امید را تقویت کند، نه اینکه حس بنبست و ناامیدی بسازد.
@mahdian_mohsen
❤15👏14👎3
🔻دو تفاوت موضع رهبر انقلاب نسبت به حوادث مهسا و فتنه ۸۸
🔻یک جمله از رهبر انقلاب برای فهم موضع کافی است:
«با معترض حرف میزنیم؛ با اغتشاشگر نه. اغتشاشگر را باید سر جایش نشاند.»
این موضع، دو تفاوت مهم و معنادار نسبت به حوادث 1401 و فتنه 88 دارد که باید به آن توجه کرد.
🔻یکم.
در سال ۱۴۰۱ و همچنین فتنه ۸۸، رهبر انقلاب اصل اعتراض را بهعنوان یک حق طبیعی به رسمیت شناختند؛ اما اینبار یک گام جلوتر رفتند.
در موضع اخیر، نهتنها اصل اعتراض مشروع دانسته شد، بلکه محتوای اعتراض نیز مورد تأیید قرار گرفت.
فراموش نکنیم در فتنه ۸۸، محتوای اعتراض ادعای «تقلب» بود؛ در ماجرای مهسا، اتهام «آدمکشی».
اما در حوادث اخیر، اعتراض متوجه فشارهای واقعی اقتصادی است؛ موضوعی که رهبر انقلاب آن را به رسمیت شناختند، البته این را نیز تصریح کردند که همین فشارها از جمله دستکاری قیمت ارز نیز کار دشمن است.
🔻دوم.
رهبر انقلاب اینبار خط اعتراض و اغتشاش را صریح، قاطع و بدون تعارف از هم جدا کردند.
یکبار می گوییم برای اعتراض اغتشاش نکنیم. بالاخره ممکن است یک نفر در مسیر مطالبه خطا کند. موضع رهبرانقلاب در 1401 اینطور بود. فرمودند برخی دچار اشتباه شدند. برای همین مسیر عفد گذشت هموار بود.
اما اینبار ماجرا فرق دارد و آنکه عده ای از ابتدا برای اغتشاش آمده اند. لذا فرمودند جماعتی مزدور. ضمنا تصریح کردند بازار را می شناسیم. یعنی بازار اهل اغتشاش نبوده و نیست
🔻خلاصه اینکه؛
این دو تفاوت یعنی خط کاملاً روشن است.
ما با یک دشمنی پنهان و مبهم مواجه نیستیم؛ بلکه با دشمنی تمامعیار و عیان روبهرو هستیم.
در چنین وضعیتی، دیگر جایی برای خطای تحلیلی و برداشت اشتباه وجود ندارد.
@mahdian_mohsen
🔻یک جمله از رهبر انقلاب برای فهم موضع کافی است:
«با معترض حرف میزنیم؛ با اغتشاشگر نه. اغتشاشگر را باید سر جایش نشاند.»
این موضع، دو تفاوت مهم و معنادار نسبت به حوادث 1401 و فتنه 88 دارد که باید به آن توجه کرد.
🔻یکم.
در سال ۱۴۰۱ و همچنین فتنه ۸۸، رهبر انقلاب اصل اعتراض را بهعنوان یک حق طبیعی به رسمیت شناختند؛ اما اینبار یک گام جلوتر رفتند.
در موضع اخیر، نهتنها اصل اعتراض مشروع دانسته شد، بلکه محتوای اعتراض نیز مورد تأیید قرار گرفت.
فراموش نکنیم در فتنه ۸۸، محتوای اعتراض ادعای «تقلب» بود؛ در ماجرای مهسا، اتهام «آدمکشی».
اما در حوادث اخیر، اعتراض متوجه فشارهای واقعی اقتصادی است؛ موضوعی که رهبر انقلاب آن را به رسمیت شناختند، البته این را نیز تصریح کردند که همین فشارها از جمله دستکاری قیمت ارز نیز کار دشمن است.
🔻دوم.
رهبر انقلاب اینبار خط اعتراض و اغتشاش را صریح، قاطع و بدون تعارف از هم جدا کردند.
یکبار می گوییم برای اعتراض اغتشاش نکنیم. بالاخره ممکن است یک نفر در مسیر مطالبه خطا کند. موضع رهبرانقلاب در 1401 اینطور بود. فرمودند برخی دچار اشتباه شدند. برای همین مسیر عفد گذشت هموار بود.
اما اینبار ماجرا فرق دارد و آنکه عده ای از ابتدا برای اغتشاش آمده اند. لذا فرمودند جماعتی مزدور. ضمنا تصریح کردند بازار را می شناسیم. یعنی بازار اهل اغتشاش نبوده و نیست
🔻خلاصه اینکه؛
این دو تفاوت یعنی خط کاملاً روشن است.
ما با یک دشمنی پنهان و مبهم مواجه نیستیم؛ بلکه با دشمنی تمامعیار و عیان روبهرو هستیم.
در چنین وضعیتی، دیگر جایی برای خطای تحلیلی و برداشت اشتباه وجود ندارد.
@mahdian_mohsen
❤18👍11🔥4👎3
🔻چرا اینبار زودتر شکست خوردند؛ تکرار خطای جنگ دوازدهروزه
جریان اغتشاش اینبار زودتر از گذشته فرو ریخت؛ تقریباً از نیمهی روز اول به بعد وارد فاز ضعف شد. دلیلش ساده است: مردم نیامدند. اما پرسش مهمتر این است که چرا مردم نیامدند و کجای محاسبات ضدانقلاب دچار خطا بود؟
ضدانقلاب در یک تناقض مزمن گرفتار است؛ میان «نمایش دموکراتیک» و «رادیکالیسم خشن». تجربهی گذشته به آنها نشان داده بود که در ماجرای مهسا، شعار کشف حجاب و برهنگی توان بسیج پایدار مردم را ندارد. بنابراین مسیر را عوض کردند و به سراغ ارز رفتند؛ با تمام توان بازار را بههم ریختند، از ضعف دولت در مدیریت این حوزه بهره بردند و تلاش کردند نارضایتی اقتصادی را به اغتشاش پیوند بزنند. اما این سناریو نیز خیلی زود فروریخت.
علت، تکرار همان خطای جنگ دوازدهروزه بود. در آن جنگ هدف اصلی چه بود؟ ضربه به چند فرمانده، القای فروپاشی و ایجاد این تصور که «کار تمام است» تا مردم به خیابان بیایند. آن تجربه شکست خورد، اما طراحان دقیق نفهمیدند خطا کجاست. اینبار تصمیم گرفتند اول اغتشاش را بسازند و بعد به سراغ عملیات نظامی بروند، اما در همان گام اول همان اشتباه را تکرار کردند.
ضدانقلاب تصور میکند اگر مردم احساس کنند آخرین لحظه است، به میدان میآیند. برای همین از همان ابتدا به سراغ شعارهای تند، خشونت، آدمکشی، آتشزدن فراجا، هتک مسجد و قرآن رفتند و حتی ترامپ را هم بخدمت گرفتند؛ همه برای القای یک گزارهی روانی: «کار تمام است».
اما این ابزار فقط برای جوامع مردد و بیریشه جواب میدهد، نه جامعهای که پیوندش با خاک، دین و هویت ملی عمیق است. نتیجه، اثر معکوس است؛ بهجای تحریک مردم، انسجام اجتماعی تقویت میشود. خلاصه اینکه همان خطای جنگ دوازدهروزه دوباره تکرار شد. مهمترین عامل شکست دشمن در این چهار دهه، نشناختن مردم ایران است. هر اقدام علیه این ملت، در نهایت به تجربه و ایمنی بیشتر برای کشور تبدیل میشود.
همشهری
@mahdian_mohsen
جریان اغتشاش اینبار زودتر از گذشته فرو ریخت؛ تقریباً از نیمهی روز اول به بعد وارد فاز ضعف شد. دلیلش ساده است: مردم نیامدند. اما پرسش مهمتر این است که چرا مردم نیامدند و کجای محاسبات ضدانقلاب دچار خطا بود؟
ضدانقلاب در یک تناقض مزمن گرفتار است؛ میان «نمایش دموکراتیک» و «رادیکالیسم خشن». تجربهی گذشته به آنها نشان داده بود که در ماجرای مهسا، شعار کشف حجاب و برهنگی توان بسیج پایدار مردم را ندارد. بنابراین مسیر را عوض کردند و به سراغ ارز رفتند؛ با تمام توان بازار را بههم ریختند، از ضعف دولت در مدیریت این حوزه بهره بردند و تلاش کردند نارضایتی اقتصادی را به اغتشاش پیوند بزنند. اما این سناریو نیز خیلی زود فروریخت.
علت، تکرار همان خطای جنگ دوازدهروزه بود. در آن جنگ هدف اصلی چه بود؟ ضربه به چند فرمانده، القای فروپاشی و ایجاد این تصور که «کار تمام است» تا مردم به خیابان بیایند. آن تجربه شکست خورد، اما طراحان دقیق نفهمیدند خطا کجاست. اینبار تصمیم گرفتند اول اغتشاش را بسازند و بعد به سراغ عملیات نظامی بروند، اما در همان گام اول همان اشتباه را تکرار کردند.
ضدانقلاب تصور میکند اگر مردم احساس کنند آخرین لحظه است، به میدان میآیند. برای همین از همان ابتدا به سراغ شعارهای تند، خشونت، آدمکشی، آتشزدن فراجا، هتک مسجد و قرآن رفتند و حتی ترامپ را هم بخدمت گرفتند؛ همه برای القای یک گزارهی روانی: «کار تمام است».
اما این ابزار فقط برای جوامع مردد و بیریشه جواب میدهد، نه جامعهای که پیوندش با خاک، دین و هویت ملی عمیق است. نتیجه، اثر معکوس است؛ بهجای تحریک مردم، انسجام اجتماعی تقویت میشود. خلاصه اینکه همان خطای جنگ دوازدهروزه دوباره تکرار شد. مهمترین عامل شکست دشمن در این چهار دهه، نشناختن مردم ایران است. هر اقدام علیه این ملت، در نهایت به تجربه و ایمنی بیشتر برای کشور تبدیل میشود.
همشهری
@mahdian_mohsen
❤27👍8👎8👏5
🔻دو خبر علیه رهبر انقلاب و نقش ما
🔻دو خبر را کنار هم بگذارید.
اولی، خبر اینترنشنال است که میگوید: «رهبر انقلاب در حال فرار به روسیه است.»
دومی، محتوایی شبیه توییت شریفی زارچی که میگوید: «رهبر من خامنهای نیست.»
این دو خبر اگر جدا دیده شوند، یکی دروغ آشکار و یکی بی اهمیت است؛ اما کنار هم، یک روایت کامل جنگ شناختی را میسازند.
🔻برای فهم ماجرا، کافی است سابقه این الگو را مرور کنیم. خبر «فرار» همان نسخه آشنایی است که در حوادث ۱۴۰۱ هم دیده شد؛ درست زمانی که موج اعتراض در حال فروکش بود، ناگهان خبر «فرار مسئولان جمهوری اسلامی به ونزوئلا» منتشر شد. هر بار که خیابان خالی میشود، روایت فرار فعال میشود.
دومی هم چهرهای اتفاقی نیست. پیشتر بارها اخبار هتک و دروغ منتشر کرده و همین چند روز پیش، خبر جعلی کشتهشدن یک دختر ۲۲ ساله را نوشت و پس از تکذیب رسمی خانواده و دادستانی، ناچار به حذف آن شد. مسئله اما شخص نیست؛ مسئله، الگوست.
سادگی است اگر اینها را «اشتباه خبری» بدانیم. تکرار، زمانبندی و شباهت روایی نشان میدهد با یک مأموریت رسانهای مواجهایم. این خبرها نه برای تأیید ساخته شدهاند و نه برای تکذیب؛ اصولاً تکذیبپذیر نیستند و دقیقاً به همین دلیل اثرگذارند.
🔻اما این دو خبر کنار هم چه میکنند؟
اول نشان میدهند دشمن نقش رهبر انقلاب را درست فهمیده است. چهار ستون این حرم پابرجاست، چون رهبر انقلاب همزمان فرمانده میدان، محور وحدت ملی، معمار حرکت و پیشرفت ملت و رهبر جبههای فراتر از مرزهاست.
دوم اینکه وقتی نتوانستند مردم را به خیابان بیاورند، سراغ تغییر مدل تصمیمگیری با تاکید بر رهبری انقلاب رفتند: ناامیدسازی از واقعیت بیرونی و قطع رابطه عاطفی درونی. خبر «فرار» ستون عینی اقتدار را میزند و خبر «رهبر من نیست» ستون عاطفی را. پیام نهایی ساده است: او که میرود و تو هم نسبتی نداری، پس ماندن چه معنایی دارد؟
🔻این همان «تسلیم روانی قبل از درگیری» است؛ گزاره «کار تمومه» برای کسانی که نه معترضاند و نه مدافع، بلکه در وضعیت تماشا ایستادهاند. این دستور پنهان برای تعطیلکردن ذهن است.
و درست به همین دلیل، این روایتها نشانه قدرت دشمن نیست؛ نشانه ضعف و کلافگی اوست. جنگ شناختی با ناامیدی شروع میشود، و فقط با بازسازی اراده جمعی شکست میخورد.
🔻در پایان، اما چه باید کرد؟
اول؛ هر محتوایی که با هرنیت ناخواسته به روایت «کار تمومه» ضریب بدهد، خطاست و باید متوقف شود.
دوم؛ نقطه مقابل این عملیات، برجستهسازی واقعیت ناکامی و بنبست دشمن در میدان واقعی است، نه جدل با شایعه.
سوم؛ بازسازی امید عقلانی به حرکت، اصلاح و تغییر ممکن، مهمترین سلاح در برابر تسلیم روانی است.
و چهارم؛ باید مظلومیت مردم و کشور را صریح و بیوقفه گفت؛ مردمی که زیر فشار ایستادهاند، نه جامعهای که فروپاشیده باشد.
@mahdian_mohsen
🔻دو خبر را کنار هم بگذارید.
اولی، خبر اینترنشنال است که میگوید: «رهبر انقلاب در حال فرار به روسیه است.»
دومی، محتوایی شبیه توییت شریفی زارچی که میگوید: «رهبر من خامنهای نیست.»
این دو خبر اگر جدا دیده شوند، یکی دروغ آشکار و یکی بی اهمیت است؛ اما کنار هم، یک روایت کامل جنگ شناختی را میسازند.
🔻برای فهم ماجرا، کافی است سابقه این الگو را مرور کنیم. خبر «فرار» همان نسخه آشنایی است که در حوادث ۱۴۰۱ هم دیده شد؛ درست زمانی که موج اعتراض در حال فروکش بود، ناگهان خبر «فرار مسئولان جمهوری اسلامی به ونزوئلا» منتشر شد. هر بار که خیابان خالی میشود، روایت فرار فعال میشود.
دومی هم چهرهای اتفاقی نیست. پیشتر بارها اخبار هتک و دروغ منتشر کرده و همین چند روز پیش، خبر جعلی کشتهشدن یک دختر ۲۲ ساله را نوشت و پس از تکذیب رسمی خانواده و دادستانی، ناچار به حذف آن شد. مسئله اما شخص نیست؛ مسئله، الگوست.
سادگی است اگر اینها را «اشتباه خبری» بدانیم. تکرار، زمانبندی و شباهت روایی نشان میدهد با یک مأموریت رسانهای مواجهایم. این خبرها نه برای تأیید ساخته شدهاند و نه برای تکذیب؛ اصولاً تکذیبپذیر نیستند و دقیقاً به همین دلیل اثرگذارند.
🔻اما این دو خبر کنار هم چه میکنند؟
اول نشان میدهند دشمن نقش رهبر انقلاب را درست فهمیده است. چهار ستون این حرم پابرجاست، چون رهبر انقلاب همزمان فرمانده میدان، محور وحدت ملی، معمار حرکت و پیشرفت ملت و رهبر جبههای فراتر از مرزهاست.
دوم اینکه وقتی نتوانستند مردم را به خیابان بیاورند، سراغ تغییر مدل تصمیمگیری با تاکید بر رهبری انقلاب رفتند: ناامیدسازی از واقعیت بیرونی و قطع رابطه عاطفی درونی. خبر «فرار» ستون عینی اقتدار را میزند و خبر «رهبر من نیست» ستون عاطفی را. پیام نهایی ساده است: او که میرود و تو هم نسبتی نداری، پس ماندن چه معنایی دارد؟
🔻این همان «تسلیم روانی قبل از درگیری» است؛ گزاره «کار تمومه» برای کسانی که نه معترضاند و نه مدافع، بلکه در وضعیت تماشا ایستادهاند. این دستور پنهان برای تعطیلکردن ذهن است.
و درست به همین دلیل، این روایتها نشانه قدرت دشمن نیست؛ نشانه ضعف و کلافگی اوست. جنگ شناختی با ناامیدی شروع میشود، و فقط با بازسازی اراده جمعی شکست میخورد.
🔻در پایان، اما چه باید کرد؟
اول؛ هر محتوایی که با هرنیت ناخواسته به روایت «کار تمومه» ضریب بدهد، خطاست و باید متوقف شود.
دوم؛ نقطه مقابل این عملیات، برجستهسازی واقعیت ناکامی و بنبست دشمن در میدان واقعی است، نه جدل با شایعه.
سوم؛ بازسازی امید عقلانی به حرکت، اصلاح و تغییر ممکن، مهمترین سلاح در برابر تسلیم روانی است.
و چهارم؛ باید مظلومیت مردم و کشور را صریح و بیوقفه گفت؛ مردمی که زیر فشار ایستادهاند، نه جامعهای که فروپاشیده باشد.
@mahdian_mohsen
❤20👏12👍3👎1
🔻بد و خوب تصمیم ارزی دولت
🔻دولت قصد دارد قیمت ارز را بهتدریج تکنرخی کند و از منابع آزادشده، یارانه پرداخت کند. این تصمیم را باید منصفانه و از چند زاویه دید.
🔻نخست اینکه میان سران نظام تقریباً اجماع وجود دارد که ارز ترجیحی دیگر پاسخگو نیست.
🔻چرا؟
1⃣اول، ارز ترجیحی عملاً نقشی در تعیین قیمت نهایی ارز مصرفی ندارد؛ قیمت ارز در جای دیگری شکل میگیرد.
2⃣دوم، این ارز به کنترل قیمت منجر نمیشود؛ چون تولیدکننده، نه لزوماً از سر سوداگری، بلکه بهدلیل اینکه سایر هزینههایش با ارز آزاد محاسبه میشود، کالا را با همان منطق قیمتگذاری میکند.
3⃣سوم، ارز ترجیحی رانت بزرگی ایجاد میکند که از جیب دولت خارج میشود، اما الزاماً به جیب مردم نمیرسد.
4⃣نکته مهمتر این است که در شرایط سخت تحریمی، فروش نفت و تأمین این حجم از ارز، دیگر شبیه گذشته نیست و تداوم این سیاست عملاً امکانپذیر نیست.
🔻بر همین اساس، تصمیم دولت انتقال یارانه از ابتدای زنجیره تولید به انتهای زنجیره مصرف است؛ یعنی بهجای پرداخت ارز ارزان به تولیدکننده، یارانه مستقیم به مصرفکننده برسد که مهمترین نمود آن، کالابرگ است. از نظر منطق اقتصادی، اصل این تصمیم قابل دفاع است.
🔻اما دولت در اجرای آن دچار چند خطای جدی شده است.
1⃣اول، زمان اجرای طرح؛ بدون تردید زمان مناسبی برای آغاز آن انتخاب نشد.
2⃣دوم، قرار بود حمایت بهصورت کالابرگ و کالا با قیمت ثابت باشد، نه پرداخت نقدی؛ امیدواریم این خطا اصلاح شود.
3⃣سوم و مهمتر، ضعف جدی در اقناع افکار عمومی است. چنین تصمیم مهمی نیاز داشت رئیسجمهور بهصورت مستقیم، شفاف و امیدوارکننده با مردم سخن بگوید، نه اینکه خبر آن بهصورت پراکنده و در میان دهها موضوع دیگر اعلام شود.
🔻با اینهمه، باید واقعبین بود. کشور در شرایط حساسی قرار دارد. نقد این تصمیم لازم و حتی واجب است، اما تخریب و خالیکردن دل مردم و تولیدکننده خطاست. بهترین تصمیمها هم بدون اعتماد و همراهی مردم به نتیجه نمیرسد. باید شرایط کشور و کمین دشمنان را دید و متناسب با آن، هم نقد کرد و هم مسئولانه رفتار نمود.
همشهری
@mahdian_mohsen
🔻دولت قصد دارد قیمت ارز را بهتدریج تکنرخی کند و از منابع آزادشده، یارانه پرداخت کند. این تصمیم را باید منصفانه و از چند زاویه دید.
🔻نخست اینکه میان سران نظام تقریباً اجماع وجود دارد که ارز ترجیحی دیگر پاسخگو نیست.
🔻چرا؟
1⃣اول، ارز ترجیحی عملاً نقشی در تعیین قیمت نهایی ارز مصرفی ندارد؛ قیمت ارز در جای دیگری شکل میگیرد.
2⃣دوم، این ارز به کنترل قیمت منجر نمیشود؛ چون تولیدکننده، نه لزوماً از سر سوداگری، بلکه بهدلیل اینکه سایر هزینههایش با ارز آزاد محاسبه میشود، کالا را با همان منطق قیمتگذاری میکند.
3⃣سوم، ارز ترجیحی رانت بزرگی ایجاد میکند که از جیب دولت خارج میشود، اما الزاماً به جیب مردم نمیرسد.
4⃣نکته مهمتر این است که در شرایط سخت تحریمی، فروش نفت و تأمین این حجم از ارز، دیگر شبیه گذشته نیست و تداوم این سیاست عملاً امکانپذیر نیست.
🔻بر همین اساس، تصمیم دولت انتقال یارانه از ابتدای زنجیره تولید به انتهای زنجیره مصرف است؛ یعنی بهجای پرداخت ارز ارزان به تولیدکننده، یارانه مستقیم به مصرفکننده برسد که مهمترین نمود آن، کالابرگ است. از نظر منطق اقتصادی، اصل این تصمیم قابل دفاع است.
🔻اما دولت در اجرای آن دچار چند خطای جدی شده است.
1⃣اول، زمان اجرای طرح؛ بدون تردید زمان مناسبی برای آغاز آن انتخاب نشد.
2⃣دوم، قرار بود حمایت بهصورت کالابرگ و کالا با قیمت ثابت باشد، نه پرداخت نقدی؛ امیدواریم این خطا اصلاح شود.
3⃣سوم و مهمتر، ضعف جدی در اقناع افکار عمومی است. چنین تصمیم مهمی نیاز داشت رئیسجمهور بهصورت مستقیم، شفاف و امیدوارکننده با مردم سخن بگوید، نه اینکه خبر آن بهصورت پراکنده و در میان دهها موضوع دیگر اعلام شود.
🔻با اینهمه، باید واقعبین بود. کشور در شرایط حساسی قرار دارد. نقد این تصمیم لازم و حتی واجب است، اما تخریب و خالیکردن دل مردم و تولیدکننده خطاست. بهترین تصمیمها هم بدون اعتماد و همراهی مردم به نتیجه نمیرسد. باید شرایط کشور و کمین دشمنان را دید و متناسب با آن، هم نقد کرد و هم مسئولانه رفتار نمود.
همشهری
@mahdian_mohsen
👍22👎13❤2
🔻اینکه گذشت... اما امان از مظلومیت جمهوری اسلامی
🔻این ماجرا هم تمام میشود و تهماندهاش هم جمع خواهد شد و غبارش می خوابد؛ اما مظلومیت جمهوری اسلامی می ماند.
و چه بسا این تصاویر هم فراموش می شود...
🔻تصویر جوانکی که در حال پرتاب نارنجک به سمت پلیس است؛ نارنجک در دست خودش منفجر میشود و همان پلیسی که هدف حمله بوده، اولین کسی است که به دادش میرسد.
🔻علی دایی در یک فقره که تازه افشا شده، ۱۵ میلیارد تومان رانت خرید عینک از پتروشیمی میگیرد، سالها با انواع تسهیلات و مجوزها کار میکند، بعد از «خاصهتراشی جمهوری اسلامی» میگوید و طلبکار هم میشود.
🔻شریفیزارچی درخواستش را محرمانه به نام آیتالله خامنهای ثبت میکند، امتیازش را میگیرد، بعد علنی مینویسد «رهبر من نیست».
🔻بازاری بینوا میخواهد از گرانی و فشار معیشت اعتراض کند؛ هنوز دهانش را باز نکرده، یکی کنار گوشش میایستد و شعار «نه غزه، نه لبنان» میدهد تا اعتراضش مصادره شود.
میخواهد دکانش را باز کند وکاسبی کند، با قمه تهدیدش میکنند.
🔻جوان بسیجی در جنگ دوازدهروزه، صبح تا شب ایست بازرسی میدهد تا خانههای خالی مردم غارت نشود؛ امروز همان جوان زیر دستوپای اوباش ایلام کتک میخورد.
🔻همایون شجریان، از بالا تا پایین نظام، احترام میبیند، مجوز میگیرد، کنسرت برگزار میکند، پول به جیب میزند؛ بعد میرود و میگوید «در اعتراض به کشتار مردم کنسرت را لغو میکنم».
🔻هرکس بخواهد در فضای مجازی از جمهوری اسلامی دفاع کند، با یک سازوکار نانوشته روبهرو میشود؛ اینستاگرام محدودش میکند، دسترسیاش را میبندد، دیدهشدنش را کم میکند و همزمان ترولها میریزند سرش؛ فحش، حمله، تهدید، ریپورت، فشار روانی.
🔻پلیس بینوا وسط خیابان جمهوری، مقابل چشم مردم، در محاصره اوباش کتک میخورد؛ فحش میشنود، ناسزا میشنود، زمین میخورد، دورهاش میکنند.اما صبوری میکند و همه از او انتظار دارند در هر شرایطی خون بدهد، مجروح شود، حتی کشته شود؛ اما از سلاحش استفاده نکند.
🔻آن رسانهای که در جنگ دوازدهروزه عضو ثابت اتاق جنگ صهیونیست ها بوده است، حالا ژست دلسوزی برای ملت ایران میگیرد.
🔻آنکه با تحریم اجازه نمیدهد نفت ایران فروخته شود،
آنکه راه بازگشت ارز را میبندد،
آنکه با فشار سیاسی و دستکاری روانی بازار قیمت دلار را بالا میبرد،
حالا دم از حمایت از معترضین میزند و نام مردم را خرج خود میکند.
🔻خانمی چادری، نخبه و استاد دانشگاه، تنها میان جماعت اوباش میایستد و در دفاع از انقلاب شعار میدهد؛
نه سلاحی دارد، نه حفاظی، نه پشتوانهای.
در همان لحظه، عدهای که مدعی «زن، زندگی، آزادی» هستند، با مشت و لگد به او حمله میکنند، هتک حرمتش میکنند.
🔻پیرمرد کف سبزه میدان؛ همان که سالها پیشرو در دفاع از این خاک و مردم بوده است فریاد می زند حیا کنید و بازار را ترک کنید و چند لحظه بعد تصویر زمین زدن پیرمرد وسط بازار مخابره میشود.
🔻و حالا آن مردک پست،
آنکه اجدادش خاک ایران را فروختند،
آنکه به اعتراف خودشان دختران این سرزمین را پیشکش پادشاهان عرب میکردند،
آنکه سالهاست با پول دزدی از ملت ایران فرار کرده و در ناز و نعمت خوشگذرانی میکند،
امروز شده منجی ایران و مدعی بازگشت
و جهاد تبیین سطحش آنقدر نازل شده که باید بگوید این همان ملعون است. باور نکنید.
🔻جمهوری اسلامی هم اندازه که مقتدر است، بلکه عمیقتر و بیشتر مظلوم است و مظلوم.
@mahdian_mohsen
🔻این ماجرا هم تمام میشود و تهماندهاش هم جمع خواهد شد و غبارش می خوابد؛ اما مظلومیت جمهوری اسلامی می ماند.
و چه بسا این تصاویر هم فراموش می شود...
🔻تصویر جوانکی که در حال پرتاب نارنجک به سمت پلیس است؛ نارنجک در دست خودش منفجر میشود و همان پلیسی که هدف حمله بوده، اولین کسی است که به دادش میرسد.
🔻علی دایی در یک فقره که تازه افشا شده، ۱۵ میلیارد تومان رانت خرید عینک از پتروشیمی میگیرد، سالها با انواع تسهیلات و مجوزها کار میکند، بعد از «خاصهتراشی جمهوری اسلامی» میگوید و طلبکار هم میشود.
🔻شریفیزارچی درخواستش را محرمانه به نام آیتالله خامنهای ثبت میکند، امتیازش را میگیرد، بعد علنی مینویسد «رهبر من نیست».
🔻بازاری بینوا میخواهد از گرانی و فشار معیشت اعتراض کند؛ هنوز دهانش را باز نکرده، یکی کنار گوشش میایستد و شعار «نه غزه، نه لبنان» میدهد تا اعتراضش مصادره شود.
میخواهد دکانش را باز کند وکاسبی کند، با قمه تهدیدش میکنند.
🔻جوان بسیجی در جنگ دوازدهروزه، صبح تا شب ایست بازرسی میدهد تا خانههای خالی مردم غارت نشود؛ امروز همان جوان زیر دستوپای اوباش ایلام کتک میخورد.
🔻همایون شجریان، از بالا تا پایین نظام، احترام میبیند، مجوز میگیرد، کنسرت برگزار میکند، پول به جیب میزند؛ بعد میرود و میگوید «در اعتراض به کشتار مردم کنسرت را لغو میکنم».
🔻هرکس بخواهد در فضای مجازی از جمهوری اسلامی دفاع کند، با یک سازوکار نانوشته روبهرو میشود؛ اینستاگرام محدودش میکند، دسترسیاش را میبندد، دیدهشدنش را کم میکند و همزمان ترولها میریزند سرش؛ فحش، حمله، تهدید، ریپورت، فشار روانی.
🔻پلیس بینوا وسط خیابان جمهوری، مقابل چشم مردم، در محاصره اوباش کتک میخورد؛ فحش میشنود، ناسزا میشنود، زمین میخورد، دورهاش میکنند.اما صبوری میکند و همه از او انتظار دارند در هر شرایطی خون بدهد، مجروح شود، حتی کشته شود؛ اما از سلاحش استفاده نکند.
🔻آن رسانهای که در جنگ دوازدهروزه عضو ثابت اتاق جنگ صهیونیست ها بوده است، حالا ژست دلسوزی برای ملت ایران میگیرد.
🔻آنکه با تحریم اجازه نمیدهد نفت ایران فروخته شود،
آنکه راه بازگشت ارز را میبندد،
آنکه با فشار سیاسی و دستکاری روانی بازار قیمت دلار را بالا میبرد،
حالا دم از حمایت از معترضین میزند و نام مردم را خرج خود میکند.
🔻خانمی چادری، نخبه و استاد دانشگاه، تنها میان جماعت اوباش میایستد و در دفاع از انقلاب شعار میدهد؛
نه سلاحی دارد، نه حفاظی، نه پشتوانهای.
در همان لحظه، عدهای که مدعی «زن، زندگی، آزادی» هستند، با مشت و لگد به او حمله میکنند، هتک حرمتش میکنند.
🔻پیرمرد کف سبزه میدان؛ همان که سالها پیشرو در دفاع از این خاک و مردم بوده است فریاد می زند حیا کنید و بازار را ترک کنید و چند لحظه بعد تصویر زمین زدن پیرمرد وسط بازار مخابره میشود.
🔻و حالا آن مردک پست،
آنکه اجدادش خاک ایران را فروختند،
آنکه به اعتراف خودشان دختران این سرزمین را پیشکش پادشاهان عرب میکردند،
آنکه سالهاست با پول دزدی از ملت ایران فرار کرده و در ناز و نعمت خوشگذرانی میکند،
امروز شده منجی ایران و مدعی بازگشت
و جهاد تبیین سطحش آنقدر نازل شده که باید بگوید این همان ملعون است. باور نکنید.
🔻جمهوری اسلامی هم اندازه که مقتدر است، بلکه عمیقتر و بیشتر مظلوم است و مظلوم.
@mahdian_mohsen
❤58👍8👎5👏5
🔻چهار خطا در تحلیل اوضاع
1⃣اول. این دولت هم نبود، همین بود.
خطاهای این دولت سر جای خود؛ اما حوالهدادن تحرکات دشمن به کموکسر این دولت، خطاست. دولت عصمت هم اگر بود، کموبیش همین شرایط رقم میخورد. جریان تحریف در جنگ نرم تخصصش وارونهنمایی است؛ شب را روز میکند و روز را شب. نمونهاش همین حرفها و شعارهایی است که درباره عزیز جان این ملت و رهبری انقلاب میزنند. اتفاقا این سطح از دشمنی، محصول قدرت ایران است نه ضعفش. این چهلوچند سال را باید با هم دید، نه مقطعی و بریده.
2⃣دوم. همه یکی نیستند
مردم که اساسا محل نگذاشتند. اما حتی همان جماعت حاضر در صحنه هم یکدست نیستند. برخی نوجواناند و دنبال هیجان. بعضی در شلوغیها گرفتار «جمعزدگی» میشوند و غالبا بعدش پشیمان. عدهای هنوز خودشان را معترض میدانند و خیال میکنند راه اصلاح، شلوغی است. بعضی هم صرفاً تماشاگر و سیاهی جمعیتاند. خلاصه اینکه همه اوباش و مزدور و اغتشاشگر نیستند.
3⃣سوم. به گندهگوییها بخندید
ربعپهلوی ملعون میگوید «بهزودی به ایران میآیم»، بیآنکه خندهاش بگیرد. ترامپ میگوید «نیروی کمکی میفرستم». رسانههایشان مینویسند «رهبری در حال سفر به روسیه است». آن یکی مدعی میشود «بخش بزرگی از ارتش با پهلوی بیعت کرده». در خیال خامشان، کارکرد این حرفها برای تماشاگرهاست؛ برای القای اینکه «دیگر کار تمام است» و چرا معطلید. اوج بلاهت.
4⃣چهارم. کار فقط در اینستاگرام تمام شده!
در اینستاگرام، جمهوری اسلامی یا از دست رفته یا یک قدم مانده به فروپاشی؛ همینقدر بامزه. اساساً جریان مزدوری اغتشاش پروژه را با «نماد» جلو میبرد: یک مجسمه را آتش بزنند، راهی را ببندند، چند شعار پراکنده بدهند و تمام. واقعیت میدان اما چیز دیگری است.
@mahdian_mohsen
1⃣اول. این دولت هم نبود، همین بود.
خطاهای این دولت سر جای خود؛ اما حوالهدادن تحرکات دشمن به کموکسر این دولت، خطاست. دولت عصمت هم اگر بود، کموبیش همین شرایط رقم میخورد. جریان تحریف در جنگ نرم تخصصش وارونهنمایی است؛ شب را روز میکند و روز را شب. نمونهاش همین حرفها و شعارهایی است که درباره عزیز جان این ملت و رهبری انقلاب میزنند. اتفاقا این سطح از دشمنی، محصول قدرت ایران است نه ضعفش. این چهلوچند سال را باید با هم دید، نه مقطعی و بریده.
2⃣دوم. همه یکی نیستند
مردم که اساسا محل نگذاشتند. اما حتی همان جماعت حاضر در صحنه هم یکدست نیستند. برخی نوجواناند و دنبال هیجان. بعضی در شلوغیها گرفتار «جمعزدگی» میشوند و غالبا بعدش پشیمان. عدهای هنوز خودشان را معترض میدانند و خیال میکنند راه اصلاح، شلوغی است. بعضی هم صرفاً تماشاگر و سیاهی جمعیتاند. خلاصه اینکه همه اوباش و مزدور و اغتشاشگر نیستند.
3⃣سوم. به گندهگوییها بخندید
ربعپهلوی ملعون میگوید «بهزودی به ایران میآیم»، بیآنکه خندهاش بگیرد. ترامپ میگوید «نیروی کمکی میفرستم». رسانههایشان مینویسند «رهبری در حال سفر به روسیه است». آن یکی مدعی میشود «بخش بزرگی از ارتش با پهلوی بیعت کرده». در خیال خامشان، کارکرد این حرفها برای تماشاگرهاست؛ برای القای اینکه «دیگر کار تمام است» و چرا معطلید. اوج بلاهت.
4⃣چهارم. کار فقط در اینستاگرام تمام شده!
در اینستاگرام، جمهوری اسلامی یا از دست رفته یا یک قدم مانده به فروپاشی؛ همینقدر بامزه. اساساً جریان مزدوری اغتشاش پروژه را با «نماد» جلو میبرد: یک مجسمه را آتش بزنند، راهی را ببندند، چند شعار پراکنده بدهند و تمام. واقعیت میدان اما چیز دیگری است.
@mahdian_mohsen
👏17❤7👍4👎1