کشکول|محسن مهدیان
2.65K subscribers
484 photos
185 videos
6 files
279 links
روزنامه نگارم.
@mohsen_mahdian
اینجا هم از فعالیت های گروه جهادی محبین می نویسم.
@jahadi_mohebin
دغدغه رسانه ایم:
#خبرخوب
Download Telegram
☑️استعفای روحانی؟!

1⃣یکم. اظهارات اخیر آقای رئیس جمهور سوال برانگیز نیست؟ این سخنان در شرایط جنگی کشور چه پیامی دارد؟ اول اینکه گفته اند من #اختیارات لازم را برای شرایط جنگی ندارم. دوم هم طرح نابهنگام #رفراندوم هسته ای.
با فرض اینکه رئیس جمهور اختیار لازم را برای اداره جنگ نداشته باشد، طرح عمومی آن، چه ثمری دارد؟ ظاهرا قرارست پیامی به مردم منتقل شود؛ اما این پیام چیست؟
طرح رفراندوم هسته ای برای چیست؟ آیا آقای رئیس جمهور نسبت به پشتوانه مردمی آنچه این روزها اراده شده است، ابهام دارند؟
👈نتیجه اجمالی بند یکم؛
#القا ی "اختیارات نیست"؛ یعنی اختیارات جای دیگری است. یعنی #حاکمیت_دوگانه.
"برگزاری رفراندوم" ؛ یعنی #القا ی اینکه مردم اراده ای متفاوت از اراده حاکمیت دارند. یعنی #دوگانه_جامعه_حاکمیت.
2⃣دوم. اخیرا سعید حجاریان در یادداشتی نوشته است روحانی برای حل حاکمیت دوگانه بهتر است استعفا دهد. اصلاح طلبان ازین پیشنهاد استقبال کردند. دبیر یکی از احزاب اصلاحات می گوید پیشنهاد اصلاح طلبان به روحانی همین استعفاست. وی جای دیگری می گوید آقای خاتمی هم به روحانی پیشنهاد استعفا داده است. البته ایندست پیشنهادات را در گذشته حسین موسویان و کرباسچی و عبدالعلی زاده و غیره نیز به رئیس جمهور داشتند. لیلاز پیش بینی کرده بود رئیس جمهور تا پایان بهار استعفا می دهد.
👈نتیجه بند دوم؛
روشن است؛ به بیان کرباسچی رئیس جمهور اگر استعفا دهد قهرمان کنار می رود.
3⃣سوم. جمع بند یک و دو به چه نحوی است؟
رفتار اخیر رئیس جمهور در قالب دو پیش بینی قابل تحلیل است.
▪️برداشت اول انطابق با خط اصلاح طلبان است. مطالبه رفراندوم روی دیگر مطالبه افزایش اختیارات است. برای افزایش اختیار نیازی به سخنرانی علنی نیست. برای دریافت مجوز رفراندوم نیز. پس قرارست پیام خاصی به مردم منتقل شود. همزمانی این دو مطالبه یعنی مشکلات کشور ناشی از "فرادولت" و "پشت کردن به مردم" است و استعفا یک پیش بینی #بدبینانه برای یک خروج قهرمانانه است.
▪️برداشت دوم #خوش_بینانه والبته همچنان تلخ است. آقای روحانی اخیرا به شکل شگفت انگیزی در حال دفاع از برجامی است که جسدش نیز بی صاحب روی زمین مانده است. چرا؟
👈سه پیام باید به مردم منتقل شود.
اول اینکه راهی که دولت رفته است مشحون از افتخارات است. دوم اینکه اگر مشکلی هست از حاکمیت دوگانه است و سوم اینکه نگاه مردم به مذاکره تغییر نکرده است. بنابراین با کنار رفتن ترامپ و آمدن دموکرات ها همان نگاه و راه برجام ادامه دارد. پیام نهایی به جامعه اینست: "پس #منتظر باشید." این انتظار، هم آورده سیاسی برای بی اعتباری این روزها دارد و هم آورده انتخاباتی برای #اسفند ماه.
@mahdian_mohsen
⛔️چه کسی مقصر بود؟ /زنگ خطر!

در ماجرای توهین به بزرگان اهل سنت از رسانه ملی چه کسی مقصر بود؟ آیا مجازات صورت گرفته، اندازه قصور و تقصیرها بود؟
دو روز است به ابعاد ماجرا فکر می کنم. پازل تحلیلی این رویداد کامل نیست. گویی گوشه این قصه ساییده است و هرچیز سر جای خودش قرار ندارد.
واقعا مقصر احدقدمی بود؟ چرا؟ چون خبر نداشت دوربین زنده است؟ از این مادحین کم داریم؟ همین یک مجلس بود؟ فقط انتشارش از رسانه ملی بد بود؟
دلم برای برادر قدمی سوخت. مداح خوب کشورمان در این شب های عزا و احیا بجای میان هیات در گوشه زندان است. مقصر بود، اما...
سرنوشت رئیس شبکه پنج بدتر. یک جوان متدین و انقلابی با کارنامه روشن برکنار شد. چرا؟ دلسوزی ندارد؟
در این رویداد نمانید. تحلیل نقطه ای سخت نیست؛ بله، احد قدمی باید پاسخگو باشد. مدیر شبکه هم. البته اومجازات نشد؛ اشتباه نکنید. روشن است که مقصر نبوده است. برکناری مدیر شبکه برای برائت از این اتهام بود که این ماجرا حاکمیتی نیست.
همین الان روی دست ضدانقلاب را ببینید. علیرغم همه این تدابیر نوشتند ماجرا برنامه ریزی شده است. طبیعی است، فرصت خوبی برای اختلاف بین شیعه و سنی پیدا کردند.
مدیر شبکه پنج برای رفع سوبرداشت ها هزینه شد. یقینا خودش هم راضی است که خرج مصالح انقلاب شود.
اشکال نکنیم که این شدت عمل لازم بود یا نبود. اگر احتمال اعتراض اهل سنت هم پائین باشد اما هزینه محتمل بسیار بالاست.
اما قصه ناقص است. بالاخره مقصر کیست؟ اشکال در انتشار لعن ها از رسانه ملیست؟ نکند مقصر ناظم هیات است که در گوش قدمی از دوربین زنده نگفته است؟
ماجرا نه به این مداح منحصر است و نه به آن هیات. نه به دوربین زنده و نه مدیریت این و آن. گرفتاری بزرگتری داریم. ماجرا تعارض بین سیاست رسمی و غیررسمی کشور است. مشکل درونی نشدن فرهنگ وحدت و انسجام بین شیعه و سنی است. وقتی وحدت درونی و بومی نشود، این عوارض طبیعی است.
دوربین زنده را خاموش کنیم، مساله حل نمی شود و بازهم چشم ها می بیند.
این ماجرا یک هشدار است. زنگ خطری بر اینکه هرچقدر هم در تریبون های رسمی فریاد وحدت کنیم، زیر پوست فرهنگ آئینی ما صدای دیگری بلند ست. از این مجالس و هتک و لعن منبری ها و مادحین، به گوش و دست اهل سنت بسیار می رسد.
چه بسا تفاوت و تناقض فرهنگ و سیاست رسمی و غیر رسمی ما سخت تر و زشت تر است.
مشکل این است که دغدغه رهبری که دارای منطق روشن عقلی و دینی است تا کف حسینیه ها نیامده است. مستمع و مداح مقصر نیستند. ام المصائب ما کم کاری منابرست. منبر و فراتر از آن حوزه علمیه ما تولی و تبری این مردم را نتوانست پای حب و بغض این انقلاب بیاورد. هرچه هست و امروز داریم، تلاش امامین انقلاب و بلوغ خود این مردمست. بله منابر هم قدم ها برداشتند، اما بازهم کم گذاشتند.
اماچه کنیم تا فضیلت وحدت درونی شود؟
هنوز برای برخی روشن نیست که توهین به ائمه اهل سنت، بهانه ریختن خون بچه شیعه ها و حتا اهل سنت با معرفت و مظلوم می شود.
روشن نیست تقیه در این برائت، خودش نشانه تولی به اهل بیت است.
همین؟ از این بالاتر هم داریم.
برای بسیاری روشن نیست که امروز، وحدت سیاسی شیعه و سنی مقابل جبهه شیطانی ظلم و استکبار، خودش بزرگترین اعلام برائت است. باید دشمن امروز اهل بیت و امتداد دشمنی ها را از تاریخ ببینیم و در گذشته متوقف نشویم. شیطان خاک نمی خورد؛ زنده است. ببینیم.
همین؟ از این بالاتر هم داریم.
بالاتر از وحدت سیاسی، وحدت حقیقی است. برای بسیاری روشن نیست که حساب آن چند نفر از اهل سنت جداست. نقطه اشتراک ما با اهل سنت دهها برابر فراتر از اختلافات است. اشتراک ما توحیدی است. این نقطه اشتراک می تواند ارتقا یابد و روح ولایت را بین امت حاکم کند. چرا زمینه ظهور توحید در قلب ها را از میان می بریم؟ ما در قبال عالم مسوولیم؛ هیات را با چنین آرایشی آذین بستیم؟
@mahdian_mohsen
جانی ترها...
رفتار اصلاح طلب ها و انقلابی تر ها را نظاره و مقایسه کنید.
انشاالله در تاریخ ثبت خواهد شد.
درحالیکه جریان انقلابی کشور این روزها درگیر این اختلاف داخلی است که اخلاقی ترین برخورد با ماجرای نجفی چیست، اصلاح طلب ها هویت اصلی شان را به نمایش گذاشتند.
از آنجا که حاضر نشدند و نخواستند و نتوانستند با شوک و بهت شخصیت نجفی کنار بیایند
برای تطهیر و بلکه قهرمان سازی از متهم اصلی
یکبار مقتول را به فحشای اخلاقی متهم کردند
و دگر بار نظام را به فحشای امنیتی
و حالا دختر قاتل را قاتل اصلی نامیدند.
جانی ترها را بشناسید. بماند برای بعد.
@mahdian_mohsen
❤️یک جمله رازآلود از رهبر انقلاب
دو سه روز است درگیر این جمله رهبریم که "انقلاب اسلامی محصول مجاهدات حضرت زهراست."
برداشت من ازین جمله فقط تاریخی نیست.
برداشتم این است که این جمله رهبری از آن اسرار مگوست که شاید "زبان اشارت" است و از "لطائف عبارت" .
نَــمـی از یَــمـی
شاید...
می فرماید: انقلاب اسلامی حاصل مجاهدات حضرت زهراست.
شطحیات و ذوقیات و سُکر سخن نیست، حقیقت است.
اینرا در کنار این تعبیر از رهبری انقلاب ببینید که فرمود نام حضرت زهرا بعد انقلاب بدون برنامه ریزی ما فراگیر شد..
اینرا بگذارید کنار آن جمله از حضرت امام که فرمود چه بسا در صحیفه وحیانی فاطمیه به انقلاب اسلامی اشاره شده است.
گویی امام از آنچه مشاهده کردند گفتند؛ گفتند و نگفتند.
کوثر، حقیقت فاطمه سلام الله علیها است که در نفی طاغوت های عالم موثر است.لذا رهبری فرمود کوثر هنوز جوشان است وجای دیگر دارند که رزق انقلاب را هرسال از حضرت زهرا می گیرم.
هرچند زهرا، سرالاسرار است. تعبیر رهبری "معمای ناشناخته" است و دارند که "فهم ما از او خیال است". امام نیز فرمود "عاجز از کنه اوئیم،" سپس تصریح دارند:"اولی آنکه از این وادی شگفت درگذریم."
@mahdian_mohsen
🔹روایت آشفته خاتمی از 88/...تا پرستو

امروز دادگاه محمدرضا خاتمی برگزار شد و اولین اظهارنظر در این دادگاه عقب نشینی از ادعاهای گذشته بود. اما این بازگشت آشفته نیز آدرس غلط است و آورده ای هم برای اصلاح طلب ها نخواهد داشت.
خاتمی می گوید فتنه اصلی را می خواهم معرفی کنم تا سوتفاهم ها برطرف شودو ادامه می دهد: تلاش می کنم دامن نظام را از تقلب تبرئه کنم.
می خواهد بین دولت و حاکمیت تفکیک کند و در نهایت نتیجه بگیرد که منظور ما تقلبِ دولت بود نه نظام. بعد هم احتمالا نتیجه بگیرد که هرچه بود، گذشت. نه دولت سابق وجود دارد و نه شرایط موجود اجازه محاکمه می دهد. پس دو طرف کوتاه بیایند و ...
🔹اما این تصویر یک روایت جعلی از ماجراست. خاتمی و دوستانش در رویایی ترن حالت اگر بتوانند ثابت کنند تقلب شده است تازه ابتدای راه اند و باید محاکمه شوند.
آدرس غلط و روایت جعلی این است که فتنه را به تقلب منحصر کنیم. البته اصلاح طلبان برای چنین اتهامی باید در محکه حاضر شوند و ادعای شان را ثابت کنند اما ماجرای فتنه، اتهام تقلب نبود، بلکه فتنه روش اعتراض به تقلب بود.
قانون شکنی و آتش کشیدن شهر است که پنجه کشیدن به صورت نظام است نه ادعای تقلب. اصلاح طلبان تنها با ادعای تقلب مقابل نظام قرار نگرفتند که امروز مدعی اند منظور ما دولت بوده است. فتنه را قشون کشی خیابانی و ساختارشکنی ایجاد کرد و با تقلیل اتهام گذشته به دولت اسبق زشتی آن کم نمی شود. فتنه ایستادن مقابل رای اکثریت با شعار دموکراسی و آزادی خواهی است نه اختلاف سیاسی با یک وزیر و یک وزارتخانه و یک رئیس جمهور.
🔹این بی حیثیتی سیاسی باید در تاریخ جمهوری اسلامی ثبت شود که عده ای برای پی گیری منافع شان هیچ ابایی نداشتند اصل نظام را متهم و هزینه کنند و امروز ماترک همان جریان است که برای دفاع از آبروی بر آب رفته شان، مثل آب خوردن نظام را متهم به پرستو سازی می کنند. این جریان در تهمت و دروغ، نشان دارست.
@mahdian_mohsen
از بین تعابیر رهبری درباره امام دو تعبیر را بیشتر دوست دارم. یکی تعبیر بالا و دیگر اینکه فرمود این عصر، عصر خمینی است.
دقت بفرمایید که ماجرا فراتر از انقلاب اسلامی ایران است. یعنی خمینی با ظهورش عصری دیگر در عالم رقم زده است.
البته هم روشن است.
امروز هرجای عالم معنویتی است و پرچمی از مبارزه بلند است نسبتی با نام خمینی دارد
@mahdian_mohsen
❤️دموکراسی بزرگان
فیلم جلسه خبرگان برای انتخاب رهبری را هرچند بار می بینم بازهم لذت بخش و پرحلاوت است. این جلسه بر قله یک انتخاب به غایت عقلی و اخلاقی نشسته است.
زیبایی این نشست تنها به انتخاب منتخب نیست، بلکه به فرآیند انتخاب است که بهترین تعبیر برای آن "دموکراسی بزرگان" است. وقتی انتخاب از درون "اخلاق" و "معنویت" و "عقلانیت" خارج می شود حقیقتا فخرآور است.
این جلسه را تنها از حیث دموکراسی بزرگان تحلیل کنید.
❤️یکم. احساس مسئولیت
پیش از هر چیز زمان جلسه است. تاریخ جلسه چند ساعت بعد از یک حادثه عالم سوز است و همه اعضا به غایت داغدار. اما وظیفه تاریخی شان را یک" نشست فوری" و" انتخاب ویژه" می دانند. وظیفه ای که مردم و قانون اساسی بر عهده آنها قرار داده است.
❤️دوم. استقلال رای
این انتخاب در نهایت استقلال رای است. دو نمونه در فیلم قابل مشاهده است.
اول اینکه آیت الله مشکینی می فرماید درست است که امام استعفای آیت الله منتظری را از قائم مقامی پذیرفته اند اما این بحث باید در مجلس خبرگان هم تعیین تکلیف شود و مجدد رای گیری می شود و رای می آورد.
نتیجه رای احتمالی و متفاوت خبرگان را خودتان حدس بزنید.....
دوم اینکه اگرچه نظر حضرت امام رهبری فردی بود، اما آیت الله خامنه ای و آیت الله هاشمی، از شورای رهبری دفاع می کنند.
❤️سوم. انتخاب مبتنی بر عقل
نکته دیگر نحوه اشاره آیت الله هاشمی به پیشنهاد حضرت امام است. وی نظر امام به رهبری آیت الله خامنه ای را خیلی ساده مطرح می کنند و گوئی می خواهند توصیه امام مانع تعقل شخصی اعضای خبرگان نشود. از این جهت برای بیان نظر امام ابتدا از جلسه اجازه می گیرند و می گویند "آنچه درباره نظر ایشان برای رهبر آینده مطرح شده است سندش من هستم اگر جلسه تمایل دارد ماجرا را بگویم" و بعد هم تذکر می دهند که "البته امام فرمودند فقط صوت و متن را از من بپذیرید اما ما شاهد هم داریم" و به شاهدانی که در جلسه حاضرند اشاره می کنند.
در ادامه نیز اعضا نظرشان را کاملا بر اساس منطق و دلیل و ضرورت انتخاب آیت الله خامنه ای مطرح می کنند.
❤️چهارم. غایت اخلاق و اخلاص
در ادامه یک نفر مخالف حرف می زند و آنهم آیت الله خامنه ایست. نکته اول رشد اخلاقی و سعه وجودی ایشان به جهت فردی است. ذره ای و کمتر از ذره ای به قدرت فکر نمی کنند و بالعکس تمام تلاش شان را می کنند تاریخ به نحو دیگری رقم بخورد.
می گویند اولا باید خون گریست برای جامعه ای که حتا احتمال زعامت یک نفر مثل من مطرح شود. بعد هم اشاره می کنند که از جهت شرعی برای بسیاری از آقایان حرف من حجیت ندارد و می گویند: "همین آقای آذری قمی که اسم من را برای رهبری آوردند آیا حاضرند حکم مرا بپذیرند" و بعد آقای آذری قمی محکم می گوید بله مخالف هم باشم نظر شما صائب است.
همین سوال و جواب نیز درس آموز است.
دموکراسی وقتی در اختیار بزرگان باشد تمام و کمال زیبایی است و البته حجت.
@mahdian_mohsen
🔻زیبایی یک تحریم...

ابتدا فکر می کردم اگر من بودم شاید بجای تحریم، برخورد عدلیه را مطالبه می کردم. یا برای عذرخواهی اسنپ کمپین می ساختم. بیشتر که دقیق شدم احساس کردم تحریم موثرتر است و دقیقتر.
کسانی که فکر می کنند ماجرا بی دلیل بزرگ شده است، متوجه نیستند که ماجرا حتا حجاب و حکم ضروری اسلام هم نیست. بلکه صیانت از قانونی است که زیربنای همه احکام از جمله حجاب است. بلکه پشتوانه کلیه عهود اجتماعی است.
🔻اما معتقدم بهترین و کاملترین روش برخورد همین تحریم است. چرا؟
دقت کنیم که مساله اسنپ و این مورد خاص نیست. این بازی دامنگیر است و قابل امتداد به دهها نمونه دیگر.
ابتدا مقایسه مطالبه تحریم با مطالبه عذرخواهی.
چرا مطالبه عذرخواهی در این مصداق مشخص موثر نیست؟ چون با سازمانی سوداگر مواجهیم که برای نفع شخص حاضر است از قانون جمهوری اسلامی که هیچ، از قانون خودش نیز عبور کند. حالا با کدام ملاک و معیار می خواهیم عذرخواهی کند؟ به اصول خودش نیز پایبند نیست چه رسد به اصول اخلاقی شما.
🔻مطالبه عذرخواهی خوب است؛ اما بعد تحریم موثر است.
انشالله که نمی گوئید با تحریم اسنپ راننده ها نیز تحریم می شوند؟ عجیب است که عده ای برای تحریم ساپیا و یا گوجه فرنگی و پیاز هیچ وقت به کارگران آن فکر نمی کنند اما حالا...دقیق تر شوید این تحریم موقت برای کارکنان آنها نیز مفید است.
🔻اما تحریم از برخورد قضائی نیز موثرتر است. اصل حرف یادداشت اینجاست.
تحریم مالی یک شرکت خصوصی بلوغ اجتماعی جامعه متدین ماست. این بلوغ دهها برابر از برخورد قضائی موثرتر است. تصمیم مشتری های اسنپ و حتا کارکنان اسنپ برای تربیت بخش خصوصی متخلف است. یعنی پیش از آنکه عدلیه ورود کند، خود مردم به صورت مدنی و قانونی یک سازمان سوداگر را جریمه می کنند.
دقت فرمائید؛ کسانی که تحریم کردند حاضر شدند خودشان را هم محدود کنند اما قانون صیانت شود. حذف اسنپ هم محدودیت خدمت برای مشتری است و هم محدودیت مالی برای راننده های محترم اسنپ؛ اما هدف تحریم کننده ها، حفظ حرمت حجاب و بلکه قانون و بلکه میثاق یک ملت است. حقا مایه مباهات است.
🔻اسنپ و غیراسنپ را عبور کنید؛ این بلوغ اجتماعی زیبا نیست؟
🔺 تحریم موقت اجتماعی در مواجهه با یک سازمان اقتصادی از هر روش دیگری موثرتر است و انشاالله به عذرخواهی هم می رسد و نیازی به ورود عدلیه هم نخواهد بود.
@mahdian_mohsen
🔻راز یک شعف
🔺دینداری قبل و بعد روح الله

🔸یکم. چه احساسی از دیدن و شنیدن خبر دیدار رهبری با نخست وزیر ژاپن داشتید؟ احساس عزت همراه با شعف و قدرت. این یک حس معنوی است. این حس معنوی آدم و بلکه جامعه را رشد می دهد. همین جا متوقف شوید. موضوع مهم تری وجود دارد.
🔸دوم. به تفاوت دینداری قبل و بعد از انقلاب تا به حال توجه کردید؟ آیا فکر کردید دینداری فردی من و شما ربطی به انقلاب سیاسی 57 ندارد؟ یعنی آدم دیندار بعد از انقلاب هم دیندار مانده است و آدم بی دین نیز همچنین؟خیر.
اگر دقیق تر شوید می گویید انقلاب 57، بستر دین ورزی حداکثری را فراهم ساخته است. بنابراین دین فردی دوران طاغوت، تبدیل به دین اجتماعی شده است و گستره تحقق توحید روی زمین و سلوک مومنانه بیشتر شده است. انقلاب، ذکر را از سر سجاده به ساحت اجتماع کشانده است.
حرف درستی است. اما ماجرا فراتر است.
اگر دقیق تر شوید می گویید انقلاب سیاسی 57 بستر دین ورزی اجتماعی را تقویت کرده است و بسیاری از آدم ها در بستری که عبودیت جلوه بیشتری دارد، مومن شده اند. یعنی بخشی از اهل معصیت در دوران طاغوت نیز در جامعه دینی اهل ایمان شده‌اند و عاقبت‌شان ختم به خیر شده است. چون بستر تعبد و معنویت و اخلاق فراهم است.
حرف درستی است اما ماجرا باز هم فراتر است.
🔸سوم. فرض کنید یک نفر قبل از انقلاب دارای سطحی از دینداری است و بعد انقلاب نیز همان سطح دینداری را حفظ کند و نه بیشتر. آیا به نظر شما دینداری این آدم تغییر نکرده است؟ خیر. او نیز مومن تر است. این آدم نیز تکوینا رشد یافته تر است. چرا؟ تفاوت این دو را باید در مقایسه دینداری ذیل طاغوت و دینداری ذیل اسلام دید.
ماجرای صفوان جمال معروف است. از اصحاب امام کاظم(ع) بود و یک بار شترهایش را به هارون اجاره داد. امام او را بازخواست کرد. گفت برای سفر معصیت ندادم؛ قصد حج داشت. فرمود آیا علاقه داری هارون سالم برگردد تا کرایه شترهایت را بدهد؟ گفت بله. فرمود به همین میزان راضی به بقای ظالمی و اهل معصیت.
به همین دلیل امام خمینی ذیل تفسیر روایت عمربن حنظله می فرماید، رجوع به طاغوت ولو برای احقاق حق نیز جایز نیست چون کمک به اوست.
نتیجه این که مومن با انقلاب سیاسی خمینی و در همان سطح دین ورزی قبلی، بازهم رشد کرده است، چرا که زندگی عادی اش به جای تقویت طاغوت، به تقویت حق منجر می شود.
حرف درستی است اما ماجرا باز هم و بازهم فراتر است.
🔹و در نهایت چهارم. برگردیم به دیدار اخیر رهبری.
تا این جا هرآن چه گفتیم از انقلاب و جامعه دینی بود اما فعل امام نیز در دینداری امت موثر است. انقلاب یقظه است و تکانه اما سلوک و کمال ادامه دارد. رشد انقلاب به سلوک امام و امت وابسته است.
به عنوان یکی از پارامترهای مهم، هر میزان امام جامعه رشد کند یا کمالاتش را به ظهور بیشتری بکشد و معروفی را اقامه کند، جامعه اهل ذکر و معروف و معنویت بیشتر می شود. امام یک امت دستگیر از مردم است. رشد او رشد جامعه است. اقامه او، یک جامعه را هم با خودش می کشد و بلند می کند. جامعه ای که با او سیر کند، سفر او، سلوک جامعه می شود و در هیچ موقفی در تعارض حق و باطل دچار حیرت نمی شود.
حس معنوی آن روز من و شما از دیدار رهبری، متکی به چنین حقیقتی است. فقط تماشای معنویت نبود، حقیقتا جامعه رشد معنوی کرد.
هرچند آن روز دقیق تر شدیم وگرنه این حس و کشش 40 ساله است.
روزنامه خراسان
@mahdian_mohsen
🔹سه نکته درباره فراخوان قالیباف

محمدباقر قالیباف در یک فراخوان عمومی از جوانان مومن و کارآمد خواست که آستین بالا بزنند و برای حضور در یک رقابت انتخاباتی اعلام آمادگی کنند.
این فراخوان از چند منظر قابل ارزیابی است.
🔹یکم. گام دوم
این فراخوان انتخاباتی، یک قدم بیانیه گام دوم انقلاب را پیش برده است. با گذشت حدود 4 ماه از انتشار بیانیه گام دوم انقلاب، هنوز برخی در متن متوقف اند و نتوانستند بیانیه را با یک فناوری اجتماعی وارد گردش رسانه ای کنند تا "مساله مخاطب" و "مطالبه جامعه" شود.
این فراخوان سیاسی از منظر گام دوم انقلاب اقدامی عملی در توجه به جوانان مومن و انقلابی و تلاش برای تبدیل "سربازان آتش به اختیار" به " افسران سیاست و حاکمیت" است. سرنوشت این فراخوان هر چه باشد، یک اثر قطعی دارد و آنهم جوشش درونی جوانانی است که احساس می کنند برای برقراری عدالت و حرکت به سمت پیشرفت و ارتقای کارآمدی باید آستین بالا بزنند.
فراموش نکنیم که دوران، دوران جوانی است. بخواهیم و نخواهیم گام دوم محقق می شود. سوال اینست که سهم ما در این ارتقا تاریخی کجاست.
🔹دوم. نواصولگرایی
این فراخوان انتخاباتی یک پیام روشن برای اصولگراها دارد و آن اینکه با سازوکار کهنه و سنتی نمی توان مجلسی نو و کارآمد رقم زد. اولین گام برای اصولگرایی متحول، بازکردن چتر اصولگرایی و جذب حداکثری و از همه مهمتر دیدن و رصد دارایی های انقلاب است. باید فراتر از اسم ها و رسم ها برای به میدان خواستن جوانان مومن و کارآمد پیشگام بود و برای شان هزینه داد و تلاش کرد نام آوران مجلس از میان همین خیزش های پرانگیزه و معتقد انتخاب شوند نه چانه زنی ها ناصواب.
فراتر از مجلس، تغییر و اصلاح و پوست انداختن اصولگرایی وابسته به حضور همین جوانانی است که فارغ از حب و بغض های سیاسی و حزبی، معتقد به انقلاب و آینده روشن این کشورند و نفس حضورشان بازگشت به اصولگرایی انقلاب 57 است نه ارزش های ملون در دوقطبی های کاذب و دروغین. فراموش نکنیم اصولگرایی زمانی کهنه شد که نخواست داشته ها و دارایی هایش را ببیند.
🔹سوم. جمناها
هیچ انتخاباتی بدون وحدت به نتیجه نمی رسد. وحدت همیشه و همواره برای دست یابی به "انتخاب بهتر" طریقیت دارد. اما سوال اصلی اینست که کدام سازوکار می تواند وحدت را در مسیر انتخاب کارآمد قرار دهد؟ اولین سوال از فرآیندهای موجود این است که از چند درصد جامعه انقلابی نمایندگی می کند؟ آیا اعتماد به جمناها از سرناچاری است یا از روی اعتبار؟
اعتبار ساختن برای یک فرآیند مولفه های مختلف دارد که یکی از مهمترین آن رصد و گزینش بهترین های جبهه انقلاب است. با این توضیح آیا می شود شب انتخابات، با اتکا به روابط محفلی ریش سفیدهای سیاسی لیست انتخاباتی بست؟ مردم کجا هستند؟ فقط باید اعتماد کنند و رای دهند؟
این فراخوان، صندوقچه گوهرین و گرانبهای شب انتخابات جمناهاست تا به قاعده مردمسالاری دینی از گستره نخبگان انقلابی گزینش کنند؛ نه چانی زنی احزاب خاک خورده. فراخوان، یک لیست نیست، بلکه قدرت سازی برای لیست هاست.
قالیباف بار روی زمین مانده دیگران را برداشت؛ هرچند ماجرا متوقف به یک سامانه مجازی نیست. راه بسیار است و چه بسا ناهموار. باید تمرین مردم سالاری دینی کنیم که از نتیجه انتخابات هم مهمتراست.
منبع صبح نو
@mahdian_mohsen
☑️ناگزیر از فراخوان

چند اصولگرای مشهور و ریش سفید را نام ببرید که طی یکی دو سال گذشته در حوادث مهم سیاسی نقش آفرین بودند. همین که دارید به ذهنتان فشار می آورید می شود نام دهها جوان مومن و باانگیزه و البته گمنام در جامعه و شبکه های اجتماعی را فهرست کرد که شب و روز در حال مبارزه سیاسی اند. اگر لیست شود شاید شما هم تایید کنید.
از یک منظر دیگر؛
اگر از شما سوال کنند اشکال اصلی جریان اصولگرایی را چه می دانید چه خواهید گفت؟ ناخالصی، شعارگرایی، تکبر، دنیا زدگی، نامردمی و ... سوال بعدی این است که اگر بخواهید این جریان را اصلاح کنید چه می کنید؟ از کجا شروع می کنید؟ کدام رویه را اصلاح می کنید؟ تا امروز اراده های بسیاری برای اصلاح آسیب های اصولگرایی شکل گرفته است و البته هم کم و زیاد اثرگذار بودند اما سهم تغییرات کمتر از آسیب هاست. پس راه حل چیست؟
☑️من ترجیح می دهم فراخوان قالیباف را از این منظر تحلیل کنم؛ مسیری برای اصلاح اصولگرایی. نواصولگرایی راهی برای ارتقای انقلابی گری است که در این مقطع، اصلاح اصولگرایی را در رجوع به جوانی دیده است.
رجوع به جوانان تنها و البته سریعترین راه اصلاح جریان اصولگرایی است. بسیاری از باورهای غلط و رویه های نادرست در بازگشت به جوانی حل و فصل می شود. این روش یعنی عبور پرشتاب از آسیب هایی که اصلاح هرکدام می توانست سالها انرژی و هزینه و فرصت از جریان انقلاب بگیرد.
این مدلی است که گام دوم انقلاب نیز برمبنای همان شکل گرفته است. یعنی رهبرانقلاب برای اصلاح دوره دولت سازی، راه چاره را در رجوع به جوانان دانستند. مسیری که می تواند سالها تلاش برای ارتقای دولت در انقلاب اسلامی را به سرعت و شتاب بیشتری به نتیجه برساند.
☑️ اما این تحلیل یک سطح عمیق تر دارد. به تعبیر دیگر فراخوان تنها یک روش اصلاحی در کنار دیگر روش ها نیست. فراخوان واپسین گزینه است. فراخوان یک یک پروسه قهری است. قالیباف برگزار نمی کرد، برگزار می شد. امروز نبود به فردا می رسید. به نام فراخوان ثبت نمی شد به نام های دیگر بروز می یافت. دعوت کنند یا نکنند، بازیگران اصلی تغییر کردند و تغییر می کنند.
بیائید دقیقتر ببینیم. فراخوان یک پروژه نیست یک پروسه است. قالیباف مهم نیست. او ابتکار به خرج داد و هزینه ها را تقبل کرد تا مسیر راه باشد. مساله اصلی این است که دوره، دوره جوان متعهد و متدین و انقلابی است. خروجی 40 سال انقلاب، جوان "رشد یافته در باورها" و "عمق یافته در ایمان" است.
به سوال اول متن رجوع کنید. فعالان انقلابی را فهرست کنید. صدر تا ذیل جوانان گمنامی هستند که سبک زندگی شان را شمشیر زدن برای انقلاب ترتیب دادند. اصولگرایی و اصلاح طلبی و چه و چه اگر خودشان را با این موج همراه کردند نام و نشانی از ایشان خواهد ماند و اگرنه برای حیات و ممات سیاسی جوانان انقلابی، گام دوم رهبرشان کفایت می کند.
روزنامه رسالت
@mahdian_mohsen
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤️یک روایت آزاد
یک.امروز نطق پرشور پزشکیان علیه دولت آمریکا مجلس را به وجد آورد و شعار یکصدای مرگ برآمریکای شان به رسانه ها رسید.
دو. چند روز قبل جهانگیری گفت درسی که از عاشورا می گیریم ایستادگی است.
سه. سخنگوی دولت اعلام کرد توانستیم وابستگی بودجه به نفت را به 30 درصد کاهش دهیم.
حالا؛
من این اخبار را با این روایت می خوانم
"مقاومت و جهاد" آنهم با این دولت و مجلس تنها "هنردستِ رهبری" و از "اسرارِ مردم سالاری دینی" است.
اینجا فرق "من و ما" با "رهبری انقلاب" است.
او بجای ایستادن مقابل "انتخاب مردم"، "اراده ها" را "هدایت و ارتقا" می دهد.
اما ما این روزهای تلخ را بهانه می کنیم و کمپین راه می اندازیم که "دیدید اشتباه کردید!"
با سبک هدایت رهبری، آدم ها حذف نمی شوند و رشد می کنند.
انتخاب مردم حرمت می گیرد و ارتقا می یابد.
و با همین آدم ها انقلاب جلو می رود...
سالها طول می کشد تا حجاب از اسرار مردم سالاری دینی و میراث حضرت روح الله برداشته شود.
@mahdian_mohsen
⭕️پلیس منفعل
امروز در خبرگزاری فارس تصمیم گرفتیم از مامور ناجا تقدیر کنیم که خبر برخورد ناجا و دستور بازداشت پلیس منتشر شد. طبیعی است که از این خبر شوکه شویم.
متاسفانه ناجا اینبار هم منفعل عمل کرد و نتوانست تصمیم درست را بهنگام تشخیص دهد. در این باره چند نکته حائز اهمیت است.
1⃣یکم. مقصر اول.
منکر قصور و تقصیرها در این فیلم نیستم. اما مقصر اصلی چه کسی است؟ پلیس حاضر در صحنه؟ اشتباه بزرگی است؛ مقصر اصلی در تصویر غائب است. مامور پلیس اتفاقا رفتار طبیعی از خود نشان داده است.
بخشی از فیلم دستگیری یک دزد را هم نشان دهند، روشن است که در وهله اول برای مخاطبی که بی اطلاع است، گمراه کننده و تاثر برانگیز جلوه کند. فیلم را باید کامل دید. حداقل مسئولان پلیس نباید به دانلود فیلم از صفحه شخصی کارمند پمپئو اکتفا کنند!
دستگیر شدگان مست بودند و مواد مخدر مصرف کرده و توهم داشتند. ضمن اینکه روشن است کل صحنه و سر و صداها نیز برنامه ریزی شده فیلم برداری شده است. مامور هم ابتدا تذکر داده و بعد از اینکه مقاومت و پرخاشگری و سلیطه گری دیده، برخورد کرده است.
سوال اینست که چرا پلیس نباید مجهز به تجهیزات نوین الکترونیکی باشد؟ چرا نباید مجهز به دوربین روی لباس باشد که امروز فیلم را کامل ببیند؟
2⃣دوم. مقصر دوم و بالاتر
اما تقصیر تنها محدود و محصور به تجهیزات نیست. سوال اینست که جسارت این خانم در تعدی به مامور قانون به کدام پشتوانه است؟ چه اتفاقی افتاده که رفتارهای هنجارشکنانه از متخلفین در برخورد با پلیس شایع شده است؟ یک روز راننده لندکروز و یک روز فوتبالیست و یک روز درویش جانی و غیره. این جسارت ها را کنار جلسه مهمانی باحضور یک قاتل سیاسی بگذارید.
اصلاح را از این نقطه آغاز کنید. بگردید ببینید چه کسی و کسانی تلاش کردند پلیس مظهر اقتدار نباشد؟
3⃣سوم. مقصر سوم و فراتر
مقصر اصلی مربوط به همین دست تصمیم سازی ها و تصمیم گیری هاست. تصمیمات هیجانی و ناتمام و غیرجامع. فرض کنید یک مامور تخلف داشت که نداشت. چرا باید پلیس ما سطح دعوا را در یک پارک و آب بازی ببینید؟ آیا مدیران محترم متوجه نیستند این بازی فراتر از آب بازی و حجاب و قانون و پلیس و غیره است و نقشه آشکار فرماندهان و سربازان آشکار و پنهان ضد ایرانی برای فشار بیشتر به مردم است؟ آقای پلیس باید متوجه باشد که سطح تصمیم گیری اش محدود به سازمان ناجا نیست. امروز تصمیم دقیق ناجا تکه های پازل ضدانقلاب را می توانست جابجا کند.
انتظار این بود بزرگان پلیس صحنه را دقیق ارزیابی می کردند و با همه جزئیات و ابعادش آنرا می دیدند و بعد تصمیم می گرفتند. برخورد شتاب زده با مامور، نقشه پشت پرده و اصلی آب بازی را تکمیل کرده است؛ کاش در آب بازی متوقف نمی شدند.
@mahdian_mohsen
⛔️پرستو یا بادبزن جگر!؟

این روزها نوبت پرستوی نفتی است. به اندازه کافی ماجرا به جهت خبری و رسانه ای جذاب است. یک خانم با 16 مرد. آنهم در نفت؛ در حوزه بیژن زنگنه که دارای بیشمار اتهام نفتی و غیرنفتی است. عده ای این چند روز راه افتادند و عکس و اسم ها منتشر کردند که "آی چه نشسته اید که یک پرستو با مدیران نفتی، نفت را به تاراج بردند..."
اول اینکه هیچ استبعادی نمی بینم دشمن پروژه نفوذ را از طریق جذابیت های جنسی دنبال کند. بنابراین اصل ماجرا دور از ذهن نیست. اما درباره ابعاد ماجرا بی شمار سوال وجود دارد. کدام مدیران و چه رده ای؟ چه سطح رابطه ای؟ چه سطح فسادی؟ چه سطح اثری؟ و غیره... در نهایت اینکه نقش پرستو برای جمع آوری اطلاعات بعید نیست اما اینکه یک زن بتواند قراردادهای نفتی را به نفع دشمن جابجا کند را به جهت سطح ایمنی نهادهای امنیتی نشدنی می دانم. هرچند باید منتظر حکم عدلیه ماند.
اما حرفم اینجا نیست.
اینکه عده ای جرئت می کنند از مدیرانی اسم ببرند و اتهام جنسی بزنند را هیچ وقت نمی فهمم. چطور چنین جسارتی دارند؟ با کدام مبنای شرعی و اخلاقی می توانند؟ اتهام جنسی مگر شوخی است؟ چطور تعمیم می دهند؟ چطور به حساب زنگنه می گذارند؟ و قس علی هذا. این هم مصداقی دیگرست از عدالتخواهی فانتزی.
اما حرفم اینجا هم نیست.
کاش دقت کنیم که یک نفر می تواند نه خائن باشد، نه فساد مالی داشته باشد، نه فساد جنسی و غیره ولی اعتقاد فاسد داشته باشد که این به مراتب بدتر است.
چرا سطح دعوا را نازل می کنیم؟ دعوای ما با دولت و زنگنه، پرستو و دستگاه پوز و رانت و غیره نیست. دعوا سر غربزدگی است. دعوا سر اعتقاد باطل است. ریشه این اعتقاد باید بخورد و نه حتا این آدم ها. این ها می آیند و می روند اما این غربزدگی است که ریشه دوانده و اصلاح طلب واصول گرا هم نمی شناسد و همینطور از کشور و این مردم هزینه می گیرد.
این روزها که فرصتی مهیا شده است تا زمین گیری غربزدگی تاریخی شود، ایندست اخبار و شایعه ها ضدتجربه عمل می کند. در بهترین حالت اگر هم اثبات شود مخاطب می گوید پس ایراد از شهوت و رانت بود نه اعتقاد فاسد.
عده ای کنش سیاسی را فراتر از بادبزن جگر نمی دانند. گویا با اتهام و افشاگری قرارست جگرشان خنک شود. حال آنکه جگرها مهم نیست که خنک شود و این اراده هاست که باید رشد کند.
سطح دعوا را نازل نکنید. اختلاف ما با امثال زنگنه خیانت فعلی است نه فاعلی. بگذارید مردم نتیجه اعتقاد فاسد را ببینند؛ واگرنه بر سر اخلاق فاسد که اختلافی نیست.
ضمن اینکه جمهوری اسلامی آنقدر بلوغ یافته است که با شهوت و رانت به انحراف نرود، هرچند هنوز مصونیتی از اعتقاد فاسد ادم های حتا دیندار و نماز شب خوان ندارد.
@mahdian_mohsen
❤️فتوای حیرت انگیز امام و رهبری

چند روز پیش در اینستاگرام ویدئویی از یک جوان امروزی با تیپ و شمایل خاص دیدم که در قهوه خانه نشسته و درحالی که دوستانش درحال قلیان کشیدن هستند، گیتار بدست برای مدافعین حرم پاپ می خواند.
یکی دو روز قبل هم گزارشی از یک مربی ورزشی خانم منتشر شد که از پشت پرده آمریکایی چهارشنبه های سفید می گفت و جالب اینکه خود این خانم به ظاهر بدحجاب محسوب می شد. با دیدن این خانم یاد تصاویر صداوسیما از خانم های بدحجاب در راه پیمایی ها افتادم و بدل گفتم "نمی دانم مدیران سیما می دانند چه می کنند یا نه؛ اما انتشار این صحنه ها به غایت ممدوح است." اما چرا؟
این چند مورد چه ارتباطی به هم داشت؟
ابتدا مختصری فاصله بگیریم.
حضرت امام یک فتوای حیرت انگیز درباره موسیقی دارند که برخی بزرگان هنوز در ماهیت و مفهوم آن دچار ابهام اند. جالب اینکه رهبری انقلاب نیز فتوای شان همین است. حضرت امام در اواخر عمرشان می فرمایند:" این چیزهایی که امروز از رادیوی جمهوری اسلامی پخش می شود برای ما حلال است، اما اگر همین ها در فلان کشور اجرا شود حرام است."
حضرت آقا همین نقل را در جلسه خارج فقه توضیح می دهند و می گویند که وقتی کشور و مردمی جهت گیری اسلامی پیدا می کنند، این فضای دینی و اخلاقی بر محتوا و جزئیات تاثیر می گذارد. سپس مثال دقیقی می زنند که اگر شعر حافظ در مجلس معصیت و مطربی به آواز خوانده شود گناه است و اگر در مجلس معرفت و عرفان باشد صواب.
دریا دریا محتوا در این فتواست که جرعه جرعه باید نوش کرد. آیا انقلاب اسلامی را اینطور تحلیل کرده ایم که به ابزار و اشیا نیز معنا می دهد؟ چه رسد به انقلاب انفسی که یک رستاخیز تاریخی است برای توبه و بازگشت انسانیت به توحید.
بازگردیم به مطلع کلام.
جوانی که جهت گیری اصلی اش، منطبق بر جهت گیری انقلابی است، اشکالاتش نیز به مرور زمان اصلاح می شود؛ چه آنکه انقلاب اسلامی ظهور اسم هادی روی زمین است.
حالا این روایت دلنشین قدسی از امام باقر علیه السلام به جان می نشیند:
قطعا قطعا قطعا (با سه تاکید) عذاب میکنم هر کس که ولایت امام ظالمی را بپذیرد ولو آن آدم در رفتارها شخصی خود انسان نیکوکار و سالمی باشد. و (با همین سه تاکید) قطعا قطعا قطعا میبخشم کسی را که ولایت امامی که از جانب خدا تعیین شده و عادل است قبول کرده است ولو در رفتارهای شخصی اش ظالم و گنهکار باشد.
بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج ۲۵، ص ۱۱۰
جامعه ما ایمانی است؛ در ظواهر این روزها نمانیم.
منبع: صبح نو
@mahdian_mohsen
در نگاه اول شاید ایندو عکس یکی بنظر برسند. چه آنکه سازنده این عکس ها همین را نیت کرده است.
اما برداشت من غیر اینست. معنا درین دو عکس متفاوت است.
نگاه عکس بالایی از سر ذلت است و نگاه عکس دیگر از سر هوس.
سیاست در غرب سراسر همین است و سیاست در مدیران غربزده نیز خلاصه در همین.
یکی در هوس قدرت و مکنت و ثروت و شهوت
و دیگری در هوس آن یکی.
حالا به نظرشما کدام یک بدترست؟
.
پ. ن: صرفا بر اساس برداشت رایج از عکس پایینی نظر دادم واگرنه شخصا قضاوتی درباره این عکس ندارم
@mahdian_mohsen
❤️خدمت امام به ضدانقلاب...

از تیتر دلخور نشوید. مختصری همراه باشید...
امروز ضدانقلاب با تصویر سازی وارونه از کشور و زشت نمایی از مردم در تلاش است نشان دهد انقلاب ایران آزاد نیست و گرفتار فساد و بی اخلاقی و بی عدالتی است. جالب نیست؟ بله، تلاش ضدانقلاب طبیعی است؛ اما ادبیات شان جالب نیست؟
امروز با ضدانقلابی مواجهیم که معتقد است در جمهوری اسلامی آزادی نیست و با شعار آزادی خواهی انقلاب را نقد می کند. این شعار را از کجا گرفته است؟ تاریخ فراموش نمی کند که روزگاری در این مملکت آخرین نفری که روزنامه ها را پیش از چاپخانه می خواند و ممیزی می کرد ساواک بود. مردم فراموش نمی کنند که ساواک کمترین و سهل انگارانه ترین برخوردش با مخالف، سلاخی بود.
امروز ضدانقلاب باشعار عدالت، انقلاب را نقد می کند. این شعار عاریتی را از کجا آورده است؟ چطور ممکن است فراموش کنیم که 35 درصد جمعیت ایران به گزارش رسانه های همان زمان، دچار سوتغذیه بودند؟
امروز ضدانقلاب هم مدعی مبارزه با اشرافیت است. احسنت. این رشد ضدانقلاب نیست؟ این ها همان کسانی هستند که به اعتراف تدارکاتچی جشن هنر شیراز، در دو روز بین 650 تا 800 میلیون دلار برای این جشن ها هزینه می کردند که آنروز معادل بودجه سنواتی سوئیس بود.
امروز ضدانقلاب، ایران را با شاخص مبارزه با فساد نقد می کند. ارزش نیست؟ اینها همان هایی هستند که بنا بر افشاگری فایننشال تایمز تنها در یک فقره شاه ایران 35 میلیارد دلار از سرمایه مردم ایران را خارج کرد و بزرگترین دزدی تاریخ ایران را رقم زد و کام از کام بر نیاوردند.
امروز مطالبات ضدانقلاب هم رشد یافته است. مخالفان و طفیلی و غفیلی های داخلی و خارجی شان نیز همپای انقلاب رشد کرده اند. اما این همه را مدیون چه کسی هستند؟ امروز ضدانقلاب نیز مدیون امام است. تحولی که امام ایجاد کرد فقط برای مردم ایران، توسعه و معنویت نساخت؛ او ضدانقلاب را هم ارتقا داد تا بجای مطالبه شهرنو در ابعاد ملی و توسعه هرزگی اجتماعی، عدالت و رفاه و آزادی را مطالبه کنند.
بستری که امام به اسم انقلاب ساخت همه را رشد داد. طنین گفتمان معنوی و عدالتخواهانه انقلاب، دشمن را هم تحت تاثیر قرار داد.
حالا در این جمله رهبری انقلاب دقیق تر شویم و بیشتر حظ ببریم که فرمود: این عصر، عصر خمینی است. هرکس هر جای عالم است چه بخواهد و چه نخواهد تحت تاثیر عصر خمینی است.
عالم در پازل حق است و دشمن نیز در زمین امام. "ما پیروزیم" شعار نیست؛ یک حقیقت است. حرف بسیار است. بگذریم.
@mahdian_mohsen
Forwarded from Karimpoor .
به کانال تحلیل های راهبردی و ارزیابی های ویژه مهدی جهان تیغی مدیر مسئول سایت جهان نیوز بپیوندید

عضویت👇
t.me/joinchat/AAAAADv8IE-LLK8cmLnmug
دو جمله دلسوزانه با آقای رئیسی

از رئیس عدلیه دلسوزانه و خیرخواهانه تقاضا می کنم اول به افکار عمومی رسیدگی کنند. به آنچه ذهن مردم را درگیر کرده است. به هرآنچه برای مردم دلمشغولی است.
دادگاه علنی محمدرضا خاتمی دست مریزاد داشت. کاش زودتر برگزار می شد. هرچند آثار مثبتش می توانست با علنی تر بودن، بیش تر باشد.
علی مطهری مدتی پیش مدعی شد جمهوری اسلامی برای مخالفینش پرستو اعزام می کند. چنین اتهام بی شرمانه ای رسیدگی نداشت؟ ذهن و قلب این مردم را بعد از چنین زشتی پراکنی چطور می توان التیام داد؟
فرمودید اولویت اصلی دستگاه قضائی، رسیدگی به حقوق عامه است. افکار عمومی راهم جزء حقوق عامه بدانید.
رئیس سابق دستگاه قضایی در واپسین اظهارت اعلام کرد که تهمت زدگان به دخترشان را حلال نمی کنند. این جمله نشانه یک رویه غلط در دستگاه قضایی بود. اتهام به دختر ایشان، یک مساله شخصی نیست که با حلال و حرام کردن حل وفصل شود. سهم افکار عمومی چه می شود؟ آنها که تهمت نزدند و می خواهند رئیس عدلیه نظام اسلامی مبرا از اتهام باشد چه؟
ماجرای برادران آقای لاریجانی پاسخ می خواهد. بالاخره چه شد؟ اگر اتهامی متوجه پرونده آنهاست که رسیدگی و اگرنه با اتهام زدگان برخورد قانونی کنید.
هر روز یک افشاگری به سبک آمدنیوز و دیگر رسانه های ضدانقلاب منتشر می شود و یک مسوول متهم به فساد می شود. اگر درست است رسیدگی کنید و اگرنه اجازه ندهید مورد بی اعتنایی قرار گیرد. مساله تنها آبروی این و آن کارگزار نیست؛ مساله اعتماد عمومی است.
شایعاتی که تا سالها پیش در صف نان و شیر و در تاکسی ها و غیره مطرح می شد امروز به اسم عدالتخواهی دست به دست می شود. اجازه ندهید این رویه دامنگیر، افکار عمومی را نسبت به اصل نظام بدبین کند.
هربرخوردی کنید از سکوت بهتر است. با فساد برخورد کنید عدالت را پیش بردید و با اتهام زننده برخورد کنید باز هم حق را یاری دادید و از انقلاب اتهام زدایی کردید.
خودتان را جای مردم بگذارید؛ هر روز که از خواب بلند می شوند به اسم افشاگری مصداقی، اسم چند مسوول را می بینند که متهم به فساد اخلاقی و مالی شدند. بعد هم هیچ کس نیست بگوید این اتهامات درست بود یا غلط. این رویه نادرست اعتمادسوز نیست؟
اگر گزارش رئیس دیوان محاسبات که اعلام کرد 98 درصد مسوولین جمهوری اسلامی پاک دستند باور نمی شود، به دلیل همین مماشات سابقه دارست. به اسم مردم اصلاح کنید.
@mahdian_mohsen