کشکول|محسن مهدیان
2.65K subscribers
484 photos
184 videos
6 files
278 links
روزنامه نگارم.
@mohsen_mahdian
اینجا هم از فعالیت های گروه جهادی محبین می نویسم.
@jahadi_mohebin
دغدغه رسانه ایم:
#خبرخوب
Download Telegram
عدالت یا امنیت؟
@mahdian_mohsen
حفظ نظام یا حفظ جان امام زمان

بالاخره امنیت یا عدالت!

چرا حفظ نظام اوجب واجبات است؟ یعنی در تزاحم واجبی چون نماز و حج وزکات حفظ نظام اوجب است. چرا؟ بالاتر از این چرا امام فرمودند حفظ نظام از حفظ جان امام زمان واجب تر است؟ مگر تجسم و حقیقت عدالت امام زمان نیست؟ چطور ممکن است در تزاحم ایندو حفظ نظام اولی باشد؟
این مقدمه را داشته باشید. یک قدم جلوتر رویم.
رهبر انقلاب فرمودند امنیت نباشد، عدالت هم نیست. تکلیف برای برخی دوگانه های موهوم روشن شد. توجه کنیم که ما دوگانه امنیت و عدالت نداریم. دوگانه ولایت و عدالت هم نداریم. آنچه داریم نسبت است. مثلا نسبت امنیت با عدالت.
اما چرا فرمود امنیت مقدم است؟ توجه کنیم که عدالت، هدف است. مسیر و وسیله نیز در انحصار اسلام است. این اسلام است که ما را به عدالت می رساند واگرنه بقیه نحله ها و مشرب ها و مکاتب با هر سطح شعاری به توهمی از عدالت دست یافته اند. نمی از یمی.  
اما....
اما تحقق اسلام روی زمین تنها و تنها در سایه تشکیل حکومت است.حکومت نباشد اسلام در حد احکام فردی فراتر نخواهد رفت و در پستوخانه ها و نهایتا به خانقاه و مساجد محصور می شود. به همین جهت به تعبیر رهبری همه انبیا به دنبال تشکیل حکومت بودند و در این راه یا قدرت یافتند و یا خون دادند.
با این توضیح امنیت در حکومت مسیر رسیدن به عدالت است و اساسا تحقق عدالت با مقدمه امنیت است. ولایت هم همین است.  مقصد ولایت، عدالت است. لذا تزاحمی نیست. ما با ولایت به عدالت می رسیم.
بازگردیم به مقدمه ابتدای متن. چرا حفظ نظام از حفظ جان امام زمان بالاتر است؟ احتمالا تا حدی روشن شده است. چون جان امام زمان نیز خرج اسلام شده و می شود و اسلام محقق نمی شود جز با تشکیل حکومت.
حکومت استقرارش به امنیت است و امنیت خاک راه عدالت. 
@mahdian_mohsen
🔻از این صلح تا آن صلح
🔻درباره پیروی از اکثریت

آقای رئیس جمهور در اظهارنظری که با واکنش های بسیاری مواجه شد اظهار داشت امام حسن چون اکثریت جامعه خواستند صلح کردند. برداشت غالب مخاطبین از سخنان رئیس جمهور تعریض بر مذاکره بود هرچند صراحت نداشت.
از فرامتن عبور کنیم. سخنان رئیس جمهور متاسفانه تناقض آمیز است و احتمالا فردا تعبیر دیگری دارند. شاید هم متناسب با واکنش ها توضیح جدیدی داشته باشند. مهمتر اینکه اکثریت که هیچ، بعید است اقلیت دلسوزی باشند که از مذاکره با اوباش حاکم بر آمریکا دفاع کنند. با این حال اصل کلام قابل تحلیل است.
نقطه کانونی این سخنان در صلح و جنگ نیست. اصل مساله در نحوه مواجهه امام با خواست اکثریت است. سوال اینست: " امام جامعه چه میزان با خواست اکثریت همراهی می کنند؟ مثلا آیا ممکن است در شراط جنگی تن به صلح دهند؟"
پاسخ به این گزاره مثبت است. امام حسن به خواست اکثریت جامعه تن دادند. امیرالمومنین وقتی با خواست 20 هزار جاهل آنهم شمشمیر بدست در سپاهش مواجه شدند به حکمیت تن دادند. رهبرانقلاب نیز با اینکه فرمودند به مذاکره خوش بین نیستم اما با خواست جامعه برای مذاکره همراهی کردند. پس اصل حرف درست است. اما یک اختلاف ظریف در "همراهی مدبرانه" با "پیروی پوپولیستی" وجود دارد.
یک پدر وقتی با اشتباه فرزندش مواجه شود ممکن است موقتا با او همراهی کند. این تدبیر خودش تعلیم است. به سخن دیگر مدارای مرشد گونه با خطای فرزند در نهایت به رشد او منجر می شود. به همین جهت رهبرانقلاب ماجرای مذاکره با آمریکا را نرمش قهرمانانه دانستند و همین نرمش را هم مبارزه تلقی کردند. رهبری در ماجرای صلح امام حسن فرمودند حضرت با صلح تنها سبک مبارزه را تغییر دادند.
با این توضیح بین کسی که پوپولیستی پشت سر مردم حرکت می کند و با هرهری مذهبی و تذبذب اعتقادی، اباحه گری سیاسی را ترویج می کند، با امام و رهبری که مرشد گونه و معلم وار با جامعه مدارا می کند تا مردم تجربه کنند و آگاهانه تصمیم بگیرند، تفاوت است. گرچه ظاهر "صلح عافیت اندیشانه" با "صلح قهرمانانه" یکی است، اما از اولی کرنش مقابل اهریمن و استیصال سیاسی و دویدن به آغوش دشمن در می آید و از دومی تنها مبارزه و استقامت.
@mahdian_mohsen
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
راز عدالتخواهی امیدآفرین
مبارزه با ظالمان کوچک
@mahdian_mohsen
کشکول|محسن مهدیان
راز عدالتخواهی امیدآفرین مبارزه با ظالمان کوچک @mahdian_mohsen
راز عدالتخواهی امیدآفرین
مبارزه با ظالمان کوچک
🔻یکم. انتظار ما از مبارزه با فساداقتصادی چیست؟ خیلی ساده است. افزایش امید.اما آیا اینگونه است؟ احتمالا تصدیق می کنید که ماجرا بدتر شده است. یعنی برخلاف انتظار، با افزایش مبارزه با فساد مردم دچار بی حسی بیشتر شده و هر روز امیدشان کمتر می شود. یک نشانه اش، "احساس" فساد سیستمی است.
اما چرا؟ علت در اولویت های ما در مبارزه با فساد است. به پرونده های فسادی که در ذهنتان مانده مراجعه کنید. ویژگی مشترک شان سیاسی بودن شخصیت های پرونده است. به تعبیر دیگر ما با یک سلبریتی زدگی در مبارزه با فساد مواجه ایم. هیجان سیاسی مبارزه مهمتر از اهمیت و بزرگی پرونده است.
اشکال همینجاست.
🔻دوم. نتیجه توقف در فساد "سلبریتی های سیاسی" ناامیدی است. مردم می گویند برخورد با فساد این ژنرال سیاسی و آن آقا و آقازاده یک معنی بیشتر ندارد و آن اینکه : "همانطور که فکر می کردیم همه تان با هم فاسدید!" و ترجمه اش فساد سیستمی است.
اما چرا اینطور فکر می کنند؟
طبیعی است. چون می بینند مبارزه با فساد منجر به کاهش ناکارآمدی نمی شود و همزمان سفره آنها کوچکتر می شود. طبری و رحیمی و فریدون و بقائی و مهدی هاشمی را هم بگیرید باز با ناکارامدی فلان وزیر و بهمان مدیر بدون هرگونه ارتشا و اختلاسی، ارز 30 هزارتومان و سکه 14 میلیون تومان می شود و دولت با تورم از سفره مردم سرقت می کند.
پس مردم می گویند دستگیری این و آن کفاف نمی دهد. حتما سیستم فاسد است که مبارزه با فساد هم نمی تواند کارآمدی ایجاد کند و به این ترتیت، امیدآفرین ترین مطالبه مدنی در همه جای دنیا، در کشور ما منجر به ناامیدی بیشتر می شود.
🔻سوم. راه حل چیست؟ چه کنیم که مطالبه ما امیدآفرین باشد؟
راه حل در مبارزه با ظالمان کوچک است.
ظالمانی که هرچند اسم سیاسی و پرطمطراق ندارند و مبارزه با انها بی هیجان است؛ هرچند اختلاس نمی کنند و ارتشا ندارد اما تصمیم غلط و سهل انگاری و اهمال و تنبلی شان موجب ظلم های بزرگ می شود و عامل اصلی ناکارآمدی در کشورند. مبارزه را باید ازین نطقه آغاز کرد. این مبارزه با فساد، برای مردم محسوس است و هرقدمی که برداشته شود کارآمدی را بیشتر می کند نه هیجان را فزونتر.
"راز عدالتخواهی امیدآفرین" در پیگیری کارآمدی و مبارزه با ظالمان کوچک است.
🔸سفرهای استانی رئیسی برای احیای کارخانه های تعطیل شده و سفرهای قالیباف برای پی گیری مشکلات محلی مردم در همین راستا قابل نشانه گذاری و تقدیر است.
@mahdian_mohsen
🔻استیضاح و عصر پیچیدگی

برخی با شعار استیضاح، جگرشان را باد می زنند؛ اینان مخاطب متن نیستند. برخی هم کاسب لایک های هیجانی اند. ایندسته هم هیچ. برخی نیز چون حرف ایجابی ندارند، صدای بلندشان تنها برای اسکات اعتراض مردمی است و نه هر انگیزه دیگر. ایندسته هم که عمدتا از میان نماینده های مجلس اند، بزودی خواهند نشست.
اما عده بسیاری هم هستند که واقعا معتقدند یک روز ماندن آقای رئیس جمهور ضررش بیشتر از هر پیشامد دیگری است. در پاسخ به این گزاره، بسیار نوشته اند و بنای تکرار نیست. از اینکه در تاریخ امروز و فردا استیضاح عملی نیست تا اینکه بی دولتی سرانجامش آشوب و فروپاشی است و غیره.
🔻اما استدلال این متن مربوط به یک اشتباه تحلیلی دامنه دارست که هرازگاهی خودش را در یک مصداق روز سیاسی نشان می دهد و آنهم بی اعتنایی به عصرپیچیدگی است.
ما در روزگار عصر پیچیدگی بسر می بریم. عصری که مسائل را نمی توان با ساده سازی و تک متغیره ای تحلیل کرد. هر میزان جامعه مردمی تر شود، پیچیدگی مسائل نیز مطابق با ابعاد انسانی متنوع تر و پیچیده تر می شود. عصر پیچیدگی، عصر مصلحت است. در این عصر مصلحت فربه می شود و آرمان را باید به محک واقع بینی خواست و محقق ساخت.
عصر پیچیدگی عصر جامع دیدن و جامع تصمیم گرفتن است. عصر پیچیدگی برآمده از جامعه ای است که قدرت اجتماعی در آن فزون یافته و هر روز در معرض دشمنی های بیشتری است. در چنین عصری تصمیمات تک متغیره و غیرواقع بینانه خام اندیشی است و منتهی به هلاکت و شکست.
🔻در همین موضوع استیضاح، برخی بی اعتنا به ابعاد سیاسی- اقتصادی شرایط امروز، تصور می کنند تغییر یک مهره در راس دولت، منجر به خروج از بن بست می شود. این افراد نه تحریم ها را می بینند. نه دشمنی های بی امان را. نه بدنه کهنه مدیریتی و اعتبار ساختاری را می بینند و نه توان و کشش و اعتماد جامعه را. این تلقی ساده انگارانه می پندارد با آمد و شد رئیس جمهور مسائل کشور یک شبه سامان می یابد. از سوی دیگر مشکلات امروز و گرانی ها را می بیند اما تشویش تصمیم گیری و آشوب اراده ها و فروپاشی ساختاری و دوقطبی های ویرانگر اجتماعی را پس از تغییر نمی بیند.
فهم مصلحت در عصر پیچیدگی گوهر نابی است که اصل و اساسش را باید از دست امام جامعه گرفت تا هم از گزند توهم گرایی ظاهرگرایان در امان ماند و هم عافیت اندیشی دنیاپرستان.

@mahdian_mohsen
🔸ظاهرا زدن ناجا معبر است برای اقدامات بعدی...
🔸‏یک مشت آدم ظاهرگرا هم هستند که ناجا را با پلیس آمریکا مقایسه می کنند.
اینا پیشتر هم یک خطای شهرداری رابا رژیم صهیونیستی مقایسه کردند.
عزیزم
جورج فلویدنشانه است. خودش مهم نیست. جورج فلوید نشانه ظلم ساختاری است.
اما ماجرای ناجا یک خطاست. خطا در یک ساختار اسلامی
فرق ایندو روشن نیست؟
@mahdian_mohsen
میگه از قتل سلمان رشدی رسیدیم به نامه برای جوانان فرانسوی. به خیالش بین امام و رهبری تفاوت است.
توضیح رهبری امروز راهگشا است.
این تفاوت ناشی از رشد مردم است.
حکم قتل برای زنده نگه داشتن وجدان مسلمین است.
امروز که مسلمین بیدارند و معترض، روز افشای طاغوت پشت سر سلمان رشدی هاست.
‏روز بیدار کردن مستضعفین فکری.
تفاوت دو رفتار اینجاست. فرق بیدار کردن وجدان ها با روشن کردن ذهن ها.
امروز رهبری گفت مسلمین بیدارند و اعتراض کردند. اما دنیا باید ابر هتاک و عروسک گردان های فاسد را بشناسند.
انشالله روشن است.
@mahdian_mohsen
سه خبر امروز؛ بی ربط یا با ربط
@mahdian_mohsen
امید به بایدن و طعنه به مردم
چه باید کرد؟!

به مردم خرده نگیریم. اولا هرکس از بی حیثیتی و تحقیر ترامپ خوشحال شود الزاما به معنی دل بستن به بایدن نیست. دل هم ببندد باز حسابش از غربزده ها جداست. چرا؟
دونظرسنجی متفاوت از مردم ایران وجود دارد که قابل تامل است.
دسته ای از نظرسنجی ها نشان می دهد که مردم بعد از برجام و ترور حاج قاسم نسبت به بدعهدی و مکاری و خدعه و ناشرفی آمریکایی ها بی اعتمادتر و ستیزه جویانه تر شدند.
اما دسته ای از نظرسنجی ها نشان می دهد همچنان جمعیت قابل اعتنایی هستند که می گویند مذاکره. این دسته این روزها خوشحالند و احتمالا دل به آینده بستند. شاید لگام این روزها بر ارز و سکه ناشی از رفتار همین گروه باشد.
اما جمع ایندو چگونه است؟
خیلی ساده است. عملکرد دولت محترم باعث شده است مردم مذاکره و امید به امثال بایدن را در دوقطبی مرگ و زندگی بفهمند. وقتی مقابل این همه برهوت تدبیر و باتلاق معیشتی هیچ نشانه ای از اقدام امیدساز نمی بینند ناچارند دل به سراب ببندند.
گرانی ها کارد را به استخوان رسانده و یک نفر حتا حاضر نیست توضیح دهد که چرا و چه و چه. 6 ماه کالای اساسی در گمرک تلنبار می شود و دست آخر با تذکر رهبری باید جلسه هماهنگی برگزار شود. در این سطح هم تذکر رهبری؟ بازهم فهرست کنم؟
خلاصه حساب مردم از غربزده های ایدئولوژیک و تقی زاده های همه زمانی و همه مکانی جداست.
بجای طعنه زدن به مردم کافیست توضیح دهیم "راه هست" و "حرکت هست یا ممکن است" و اقدام و امید تنها محصور و منحصر به دولت نیست. حتا در دولت نیز متوقف به این و آن نیست و هستند کسانی که باید باشند تا چرخ بچرخد. حرکت هست هرچند کم رمق است. انگاه خواهیم دید که با شکستن دو قطبی مرگ و زندگی، بایدن و ترامپ نزد جامعه ما هم سکه می شوند.
@mahdian_mohsen
⭕️بیاد آبان...

قبول دارم؛ آبان را روایت نکردیم.
رویترز نوشت 1500 نفر کشته شدند. هنوز برخی در حال تکذیب هستند. اما ابالیس جعل و کذب کارشان را بلدند. 1500 را فرض گرفتند و برای اش شعر سرودند و ندبه کردند.
فرض گرفتن روایت و عبور کردن از آن، یک راه رسانه ای برای تکرار و بسامدسازی دروغ است. کشته سازی راه می اندازند و سرقبر خالی گریه می کنند و تندیس می سازند و پرستش می کنند و برخی منفعلانه هنوز درگیراین نمایش اند و بدتر از بدتر واداده این صحنه سازی.
یک سال گذشت؛ هنوز هم روایت آبان در مهجوریت تمام.
کار به جائی رسیده ست که عملیات تروریستی آبان ماه را به چماقی علیه اعتراض مردمی نام زدند و ما تماشا کردیم. میگویند مردم. کدام مردم؟ اعتراض مردم را هم به صحنه ترور بدل کردند و آدم کشتند و کشتند و کشتند. آبان صحنه یک عملیات تروریستی تمام عیار بود.
مرور کنیم. حافظه های ما نیازمند مرور است تابه خود زنی و خودحقیر پنداری نیافتیم.
جمهوری اسلامی با اعتراض مردمی مخالف است؟ تنها 330 تجمع و اعتراض مردمی و قانونی در همان سال 98 در وزارت کشور ثبت شده است. عبور کنیم.
اعتراض بنزینی مردم را در شب اول اعتراضات ببینید. اولین اعتراض برای وکیل آباد مشهداست. هزاران نفر در خیابان جمع شدند. متمولین مشهدی شعار می دادند مرگ بر دیکتاتور. ناجا کجاست؟ فیلم ها را ببینید. ایستادند و مراقبت می کنند تا عده ای شعار ساختارشکنانه دهند.
جوان ترها شاید یادشان نباشد اما این صحنه عجیب نیست. اوایل انقلاب عده ای علیه حجاب در این کشور راه پیمایی کردند و علیه اسلام شعار می دادند. کیهان آنروز نوشت سپاه پاسداران جمهوری اسلامی با مراقبت از این راه پیمایی اجازه نداد تا مخالفان متعرض معترضین شوند.
سوال ساده؛ چرا نظام در وکیل آباد برخورد نکرد؟ چرا در شب های بعد ورود کرد؟ پاسخ ساده است. اعتراض مردمی را تبدیل به صحنه خونریزی و ترور مردم کردند.
فکر می کنید اولین کشته آبان برای چه وقت است؟ حرکت تروریست ها به سمت انبار نفت سیرجان برای انفجار.
حداقل 15 هزار میلیارد تومان حجم خسارت های مستقیم و غیرمستقیم در آن ایام است که تروریست ها به حق الناس و بیت المال وارد کردند. فقط فروشگاه رفاه اعلام کرد 700 میلیارد تومان خسارت دیده است. وزیر کشورمیگوید یک پنجم کشته ها توسط سلاح غیرنظامی کشته شدند؛ یعنی توسط اوباش اجیر شده. ناجا در دربند تهران 4 خمپاره انداز کشف کرد. 59 پمپ بنزین 256 بانک و 23پایگاه بسیج و بیش از 700 خودروی مردمی را آتش زدند. اعتراضات مردمی بود؟
هیچ کشوری سر امنیت مردمش شوخی و قمار نمی کند. اینجا که عملیات تروریستی بود و دهها شهید امنیت دادیم. اما گاردین و یواس ای تو دی و واشنگتن پست و رادیو ملی آمریکا و شخص رئیس ستاد مشترک نیروی مسلح آمریکا اعلام کردند تجمعات در آمریکا کاملا مسالمت آمیز است و باز هم در یک هفته 10نفر آدم کشتند.
حرف تمام است. آبان را روایت نکردیم.
@mahdian_mohsen
نماینده محترم مجلس بجای اظهار نظر رسانه ای شبیه فعالان شبکه اجتماعی، قانون را اصلاح کند. کار دست شماست
@mahdian_mohsen
خلاصه هر دادزدنی حریت نیست
@mahdian_mohsen
کدام انتقام سخت؟
@mahdian_mohsen
برای تقویت هوش هیجان سیاسی چه کنیم؟

"هیجان سیاسی" چیست؟ وقتی مثلا با یک خبر بد مواجه می شوید اول احساسات تان درگیر می شود. بعد هم متناسب با این احساسات به یک شناختی می رسید و در نهایت یک رفتارهیجان زده از خود نشان می دهید. البته هیجان سیاسی همیشه هم بد نیست.
حالا؛
"هوش هیجان سیاسی" چیست؟ نوعی مهارت برای کنترل هیجان ها در برخورد با رویداد های سیاسی.
این روزها که عصر شهروند رسانه است، فاصله "تحریک پذیری سیاسی" تا "رفتار رسانه ای" به اندازه نوشتن یک توئیت است.
به این "هوش هیجانی" رسیدگی نکنیم اول به خودمان ضرر می زنیم و بعد هم به دیگران. یک روز به خودمان می آئیم، می بینیم تبدیل به یک ربات "هورا کش" و "هوار کش" شدیم.
ثمره اش چیست؟
مهمترین عارضه اینست که "ائمه خبائث و پلیدی" روی این هیجان ما "حساب ویژه" باز کرده اند و اگر مراقبت نکنیم ناخواسته به "شبکه توزیع اهریمن" تبدیل می شویم. ببخشید اگر صریح نوشتم؛ اما مهم است. چون اغلب هم هیجان را با اسم آرمانخواهی به خوردمان می دهند.
چه کنیم؟
یکم. اول تلاش و تمرین کنیم هیجانی شدنمان را ببینیم. "خودآگاهی هیجانی" نیازداریم تا متوجه شویم چه وقت هیجانی شدیم.
دوم. به محض اینکه متوجه هیجان شدیم توقف کنیم. شنیدید در دعوا می گویند صلوات ختم کن. همان. مختصری تامل کنیم تا فرصت تمرکز پیدا کنید.
سوم.ببینیم می شود هیجان مان را با استدلال توضیح دهیم؟ اگر نتوانستیم و دیدیم هنوز به فحش دادن نیاز داریم، یعنی زود است. بازهم صبر.
چهارم. حالا به اصل موضوع مراجعه کنیم ببینیم ماجرا را درست دیدیم یا تحریف شده. این مرحله یعنی هیجان شناختی.
اولا روایت را باید از منابع دست اول بگیریم. روایت اکثریت و روایت سلبریتی های اینوری و آنوری نمی شود منبع معتبر.
دوم. برای اینکه جو گیر نشویم باید مغالطات دشمن را بشناسیم. مثلا مراقبت کنید در دام مغالطه استقرایی "تعمیم جز به کل" نیافتیم.
امان از "تعمیم شتاب زده"؛ دراین باره انشالله بیشتر خواهم نوشت.
مرحله پنجم هیجان رفتاری است.
این مرحله هم مهم است. چند نکته:
اولا هیچ چیز انقدر حیثیتی نیست که نتوان درباره اش استدلال کرد.
دوم اینکه هیچ چیز صفر و صد نیست. ما با مسائل خاکستری اغلب مواجهیم.
سوم اینکه در کنار هر بلا و مصیبتی، نعمت ها را هم ببینیم.
چهارم اینکه حق تنها نزد من و شما نیست.
پنجم وزن کشی. وزن مسائل فرعی را باید در کنار مسائل اصلی ببینیم.
ششم اینکه آرمان بدون دیدن واقعیت ها، توهم و خاک بازی کودکانه است.
درنهایت
تلاش کنیم بجای فریاد محوری غلیانی، مساله محور باشیم. مساله محوری یعنی توجه به علت ها و فکر کردن برای راه حل ها.
فاصله "خنک کردن جگر" تا "انتقاد دلسوزانه" همین هوش هیجانی است.
#سواد_رسانه
@mahdian_mohsen
بیائید گول نخوریم!

ماجرای بنیاد سردار قلب ها و پاسخ دخترشان را تاکجا مطلعید؟ پاسخ سازمان برنامه را هم خواندید؟ بعید است. دوران توضیح و تصحیح و تکذیب گذشته است.
سخنان سردار فدوی را درباره سبک ترور دانشمندهسته ای خواندید؟
دو نمونه را ذکر می کنم و رد می شوم. مهم #سواد_رسانه است و هشدار نسبت به موارد مشابه. ضدانقلاب روی هیجان های ناشی از جهل ما حساب ویژه باز کرده است.
روایت زینب خانم
نوشتند بنیاد سردارمان، 8 میلیارد بودجه می گیرد و آنهم بدست زینب خانم می رسد.
ضدانقلاب هجمه کرد. عده ای هم با ژست آرمانخواهی گفتند و نوشتند و زمین دادند. دختر حاج قاسم توضیح داد که ما بی خبریم. اصلا درخواست بودجه ندادیم. ماجرا تمام نشد. در ادامه عده ای از سر تلقی توطئه آمیز بودن همه رویدادها در جمهوری اسلامی نوشتند: اگر دختر سردار خبر ندارد پس کاسه ای زیر نیم کاسه است. دولت سرخود بودجه داده است تا ضدانقلاب دست بگیرد و ارزش ها هو شود. اما بالاخره سازمان برنامه توضیح داد. کل ماجرا هیچ و پوچ بود. این بودجه تکرار بودجه سال قبل سپاه است که به نام بنیاد وشهید هسته ای ردیف خورده است.
اما روایت سردار فدوی
شهید فخرمان که ترور شد، عده ای قصه هالیوودی ساختند که آی چه نشسته اید که 12 نفر تروریست بودند و حداقل 50 نفر عقب تر نشسته بودند و برنامه ریزی می کردند و سیستم اطلاعاتی و امنیتی کشور خواب بوده است. همین قصه خیالی را هم بهانه کردند و بجای لعن کردن تروریست ها به "آقای جمهوری اسلامی" طعنه زدند.
یک رسانه نوشت که اصلا تروریستی در صحنه نبوده است و همه چی الکترونیکی مدیریت شده است. اما تکذیب کردند. همزبان با ضدانقلاب گفتند که این رسانه خواسته ضعف ها را بپوشاند. شمخانی خبر را تائید کرد. امروز هم جناب فدوی. توضیح داد که رگبار نیسان ماهواره ای هدایت شده است.
نتیجه اینکه گول نخوریم
رسانه اهریمن چه می کند؟
«فریب غافلگیرانه» با انتشار اطلاعات ترکیبی و درست و نادرست. البته این سناریو نمی گیرد مگر با «توزیع گسترده» و لایک وریشیر های دوست و دشمن. با انگیزه های مغرضانه و آرمانخواهانه یک روایت را «تکرار» می کنند و در نهایت «تکثر روایت» برای مخاطب عادی، «قطعیت» می سازد.
چه باید کرد؟
هر لایک مان را در این جنگ تمام عیار ذهنی و تروریستی دشمن باید در قبر و قیامت پاسخگو باشیم؛ هر لایک. ریشیر که بماند. تولید محتوا که هیچ.
قبل از هیجان زده شدن حتما و حتما اول سراغ منابع معتبر رویم. دیر موضع گرفتن بهتر از موضع دشمن گرفتن است.
و مهمتر اینکه هر موضوع فرعی را در نسبت یک موضوع اصلی ببینیم و تحلیل کنیم و اگرنه ندید خطا زدیم و لاغیر.
@mahdian_mohsen