🕌دختر فراری و راز مسجد شوش
مسجد انبارگندم در خیابان ری از مساجد جانفزا و فرح انگیزی است که در همان آشنایی اول "راه نشین" و مسخر و پایبند حال و هوایش می شوید.
چه آنکه نقش و نگار معماری و شاه گره ها و هفت کاسه و شبستان مسجد هم به دستان هنرمند و پنجه پررقائق و قلب بااخلاص، استاد لرزاده رقم خورده باشد.
👈 با هیاتدار قدیمی این مسجد گپ می زدیم. تعریف می کرد که یک شب از مجلس مناجات ماه مبارک و حوالی سحر، دخترخانم جوانی وارد شبستان شد. خادم مسجد جلو رفته و می گوید "مجلس ما مردانه است و برای خانم ها جایی تدارک ندیدیم." دخترک هم ناامید شده و عذرخواهی می کند.
پیرمردخادم که اضطراب و "لرزش دست" و "سرخی مشوش گونه چهره دخترک" را می بیند، می پرسد: "شما را چه کسی آدرس غلط داده است؟" دختر هم با حال مضطر و آشفته می گوید: "اتفاقی اینجا رسیدم. از کسی آدرس نگرفتم. از خانواده ام فراریم. سمت میدان شوش و دروازه غار می رفتم که راهم کج شد و به دلم افتاد ابتدا سری به این مسجد بزنم."
خادم می گوید "خانم محترم، متوجه اید این وقت شب، دروازه غار دامگاه ست؟" دخترک گره چادرش را سفت تر می کند و چهره برمی گرداند، که خادم با تندی از رگ مردی ایش و با تحکم می گوید: "الان و ساعت یک بعد از نیمه شب کجا می روید؟"
بین شان بحث ها می شود و به هر طریقی شده بود، خادم با اصرار و الحاح شماره خانه را گرفته و سراغ پدر را می گیرد. با پدر که صحبت می کند، متوجه می شود اخر شب بین مادر و دختر مشاجره ای شده و دختر از روی عصبانیت خانه را ترک کرده است.
خانواده دختر سراسیمه خودشان را به مسجد می رسانند. خادم که پدر را مضطر و نگران می بیند جلو رفته و می گوید: "سروضع شما حکایت از خانواده ای اصیل و متدین می کند. چرا مراقب صبیه نیستید؟"
هنوز پدر شوک زده است که خادم هیات می گوید: "این دختر را حضرت زهرا به شما برگرداند؛ حتما مورد توجه ایشان است. اگر کشش بیرق عزا و جذبه چراغ این مسجد نبود، راه دخترتان به اینجا نمی کشید و معلوم نبود چه سرنوشتی داشتند." -
✅ آری. از "در و دیوار مسجد" و "پرچم و بیرق هیات" و "خاک راه" هم کار برمی آید. در و دیواری که عمری به محبین اهل بیت خوگرفته است و بیرقی که دهها سال نشاندار قرار عزاست، نسبت به دختران و پسران این شهر احساس مسئولیت می کند و به اذن الهی چنان فیاض است که پناه دادن غربا، گوشه ای از کرامتش است
.
🔹مرکز پرگار حیرانیست چشم آهوان
🔸تا کدامین لیلی خوش چشم از این صحرا گذشت...
🔺قدر این کهنگی های مقدس شهر را بدانیم؛ آبرو داری می کنند.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
مسجد انبارگندم در خیابان ری از مساجد جانفزا و فرح انگیزی است که در همان آشنایی اول "راه نشین" و مسخر و پایبند حال و هوایش می شوید.
چه آنکه نقش و نگار معماری و شاه گره ها و هفت کاسه و شبستان مسجد هم به دستان هنرمند و پنجه پررقائق و قلب بااخلاص، استاد لرزاده رقم خورده باشد.
👈 با هیاتدار قدیمی این مسجد گپ می زدیم. تعریف می کرد که یک شب از مجلس مناجات ماه مبارک و حوالی سحر، دخترخانم جوانی وارد شبستان شد. خادم مسجد جلو رفته و می گوید "مجلس ما مردانه است و برای خانم ها جایی تدارک ندیدیم." دخترک هم ناامید شده و عذرخواهی می کند.
پیرمردخادم که اضطراب و "لرزش دست" و "سرخی مشوش گونه چهره دخترک" را می بیند، می پرسد: "شما را چه کسی آدرس غلط داده است؟" دختر هم با حال مضطر و آشفته می گوید: "اتفاقی اینجا رسیدم. از کسی آدرس نگرفتم. از خانواده ام فراریم. سمت میدان شوش و دروازه غار می رفتم که راهم کج شد و به دلم افتاد ابتدا سری به این مسجد بزنم."
خادم می گوید "خانم محترم، متوجه اید این وقت شب، دروازه غار دامگاه ست؟" دخترک گره چادرش را سفت تر می کند و چهره برمی گرداند، که خادم با تندی از رگ مردی ایش و با تحکم می گوید: "الان و ساعت یک بعد از نیمه شب کجا می روید؟"
بین شان بحث ها می شود و به هر طریقی شده بود، خادم با اصرار و الحاح شماره خانه را گرفته و سراغ پدر را می گیرد. با پدر که صحبت می کند، متوجه می شود اخر شب بین مادر و دختر مشاجره ای شده و دختر از روی عصبانیت خانه را ترک کرده است.
خانواده دختر سراسیمه خودشان را به مسجد می رسانند. خادم که پدر را مضطر و نگران می بیند جلو رفته و می گوید: "سروضع شما حکایت از خانواده ای اصیل و متدین می کند. چرا مراقب صبیه نیستید؟"
هنوز پدر شوک زده است که خادم هیات می گوید: "این دختر را حضرت زهرا به شما برگرداند؛ حتما مورد توجه ایشان است. اگر کشش بیرق عزا و جذبه چراغ این مسجد نبود، راه دخترتان به اینجا نمی کشید و معلوم نبود چه سرنوشتی داشتند." -
✅ آری. از "در و دیوار مسجد" و "پرچم و بیرق هیات" و "خاک راه" هم کار برمی آید. در و دیواری که عمری به محبین اهل بیت خوگرفته است و بیرقی که دهها سال نشاندار قرار عزاست، نسبت به دختران و پسران این شهر احساس مسئولیت می کند و به اذن الهی چنان فیاض است که پناه دادن غربا، گوشه ای از کرامتش است
.
🔹مرکز پرگار حیرانیست چشم آهوان
🔸تا کدامین لیلی خوش چشم از این صحرا گذشت...
🔺قدر این کهنگی های مقدس شهر را بدانیم؛ آبرو داری می کنند.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
❤️ 2 حاشیه شیرین از قمه کشی مترو
✳️ابتدای این هفته خبر تلخی از متروی شهرری منتشر شد. اما این حادثه تلخ 2 حاشیه شیرین داشت که نباید از ان غفلت شود.
✳️یکم حضور مردم؛
در این حادثه ورود مردم به صحنه و کنترل فرد جانی، از حاشیه های حائز اهمیت ماجراست. این درحالی است که چند روز پیش نیز مردم راننده مست خودروی اپتیما را در منطقه 17 دستگیر کردند. مدتی قبل هم خبر دستگیری یک سارق توسط اهل محل در تهرانپارس منتشر شده بود. داستان حضور مردم در حمله تروریستی بهارستان را هم فراموش نکرده ایم.
این اخبار را نباید دست کم گرفت. هنوز داستان میدان کاج را مردم فراموش نکردند. حادثه ای جنایی و شبیه به همین قمه کشی که در حضور مردمِ تماشاچی و دوربین بدست، رخ داد و البته قربانی گرفت. این رشد اجتماعی قابل افتخارست.
✳️دوم. حضور روحانیت
حادثه متروی ری ممکن بود برای یک فردعادی رخ دهد. اما نقش یک روحانی در خبرساز شدن ماجرا موثر بود. چرا زخمی شدن یک روحانی اهمیت دارد؟ اهمیت ماجرا در حضور و نقش روحانیت در این صحنه و ایفای نقش اجتماعی اوست. هنوز جزئیات حادثه معلوم نیست؛ اما همین اندازه روشن است که پای ایثار یک روحانی در میان است.
🔻سابقه این خون را مرور کنید.
▫️اردیبهشت ماه سال ۹۰ حجتالاسلام منتظری امام جماعت مسجد انصار الحسین تهران پس از امر به معروف یک دختر و پسر در خیابان نیروی هوایی در اثر ضربه یکی از اراذل چشم چپش را از دست داد.
▪️مدتی بعد حجتالاسلام فروزش امام جماعت وقت دانشگاه علوم پزشکی تهران که برای نجات یک دختر جوان از چنگال دو نفر از اراذل و اوباش از جانگذشتگی کرد، از ناحیه چشم آسیب دید.
▫️حادثه دردناک دیگر، شهید طلبه علی خلیلی بود که مقابل اشراری که میخواستند به زور دو خانم را در تهرانپارس به قصد تجاوز سوار خودرو کنند درگیر شد و از ناحیه شاهرگ آسیب دید و چند سال بعد به شهادت رسید.
▪️شهریور سال ۹۵ حجتالاسلام اخروی وقتی میخواست مانع مزاحمت دو جوان به یک خانم در کوچههای تاریک نیمهشب تهران شود با قمه اراذل و مقابل خانواده اش مجروح شد.
▫️و حالا حجتالاسلام ذوالفقاری امام جماعت مسجد مرتضی علی(ع) شهرری.
♦️حرف باقی مانده؛
خواص جامعه وقتی وسط میدان باشند و نقش آفرینی کنند، مردم رشد می کنند. فرقی هم نمی کند میدان اجتماعی باشد یا سیاست و فرهنگ.
نقش آفرینی هم یعنی ایثارگری در دفاع از مردم. این از خودگذشتن خواص، مردم را رشد می دهد. لازم باشد برای ارتقای مردم، باید خون داد.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
✳️ابتدای این هفته خبر تلخی از متروی شهرری منتشر شد. اما این حادثه تلخ 2 حاشیه شیرین داشت که نباید از ان غفلت شود.
✳️یکم حضور مردم؛
در این حادثه ورود مردم به صحنه و کنترل فرد جانی، از حاشیه های حائز اهمیت ماجراست. این درحالی است که چند روز پیش نیز مردم راننده مست خودروی اپتیما را در منطقه 17 دستگیر کردند. مدتی قبل هم خبر دستگیری یک سارق توسط اهل محل در تهرانپارس منتشر شده بود. داستان حضور مردم در حمله تروریستی بهارستان را هم فراموش نکرده ایم.
این اخبار را نباید دست کم گرفت. هنوز داستان میدان کاج را مردم فراموش نکردند. حادثه ای جنایی و شبیه به همین قمه کشی که در حضور مردمِ تماشاچی و دوربین بدست، رخ داد و البته قربانی گرفت. این رشد اجتماعی قابل افتخارست.
✳️دوم. حضور روحانیت
حادثه متروی ری ممکن بود برای یک فردعادی رخ دهد. اما نقش یک روحانی در خبرساز شدن ماجرا موثر بود. چرا زخمی شدن یک روحانی اهمیت دارد؟ اهمیت ماجرا در حضور و نقش روحانیت در این صحنه و ایفای نقش اجتماعی اوست. هنوز جزئیات حادثه معلوم نیست؛ اما همین اندازه روشن است که پای ایثار یک روحانی در میان است.
🔻سابقه این خون را مرور کنید.
▫️اردیبهشت ماه سال ۹۰ حجتالاسلام منتظری امام جماعت مسجد انصار الحسین تهران پس از امر به معروف یک دختر و پسر در خیابان نیروی هوایی در اثر ضربه یکی از اراذل چشم چپش را از دست داد.
▪️مدتی بعد حجتالاسلام فروزش امام جماعت وقت دانشگاه علوم پزشکی تهران که برای نجات یک دختر جوان از چنگال دو نفر از اراذل و اوباش از جانگذشتگی کرد، از ناحیه چشم آسیب دید.
▫️حادثه دردناک دیگر، شهید طلبه علی خلیلی بود که مقابل اشراری که میخواستند به زور دو خانم را در تهرانپارس به قصد تجاوز سوار خودرو کنند درگیر شد و از ناحیه شاهرگ آسیب دید و چند سال بعد به شهادت رسید.
▪️شهریور سال ۹۵ حجتالاسلام اخروی وقتی میخواست مانع مزاحمت دو جوان به یک خانم در کوچههای تاریک نیمهشب تهران شود با قمه اراذل و مقابل خانواده اش مجروح شد.
▫️و حالا حجتالاسلام ذوالفقاری امام جماعت مسجد مرتضی علی(ع) شهرری.
♦️حرف باقی مانده؛
خواص جامعه وقتی وسط میدان باشند و نقش آفرینی کنند، مردم رشد می کنند. فرقی هم نمی کند میدان اجتماعی باشد یا سیاست و فرهنگ.
نقش آفرینی هم یعنی ایثارگری در دفاع از مردم. این از خودگذشتن خواص، مردم را رشد می دهد. لازم باشد برای ارتقای مردم، باید خون داد.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔸راز یک عکس پر شعف
🔹فارغ از خنده زیبای حضرت آقا...
این عکس مربوط به سالهای دور و حضور ایشان در حسینیه ارشاد است.
دو نفر دیگر در این عکس مرحوم حاج #محمود_مانیان و جناب حاج #حسین_مهدیان هستند که هر دو از بازاریان بنام و موسسین حسینیه ارشاد هستند.
هردو انقلابی و متدین؛ اما حاج حسین نزدیک به حزب جمهوری و دیگری ملی مذهبی و مصدقی.
کنار هم قرار گرفتن این دو بزرگوار یعنی تشکیل یک پیکره واحد که بر گرده اش امر ولی جلو می رود.
همین هم بود....
چنین وفاق و همدلی و وحدتی آرزوست
http://yon.ir/tgIur
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔹فارغ از خنده زیبای حضرت آقا...
این عکس مربوط به سالهای دور و حضور ایشان در حسینیه ارشاد است.
دو نفر دیگر در این عکس مرحوم حاج #محمود_مانیان و جناب حاج #حسین_مهدیان هستند که هر دو از بازاریان بنام و موسسین حسینیه ارشاد هستند.
هردو انقلابی و متدین؛ اما حاج حسین نزدیک به حزب جمهوری و دیگری ملی مذهبی و مصدقی.
کنار هم قرار گرفتن این دو بزرگوار یعنی تشکیل یک پیکره واحد که بر گرده اش امر ولی جلو می رود.
همین هم بود....
چنین وفاق و همدلی و وحدتی آرزوست
http://yon.ir/tgIur
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔸فرق بازاری ملی گرا با بازاری انقلابی
🔹از شمشیری ها تا شهید عراقی ها
بازار در طول تاریخ این کشور همواره در صدر تحول و اصلاح گری قرار داشته است.
از نهضت مشروطه تا صنعت ملی شدن نفت و تا قیام های نافرجام علیه ظلم و تا مبارزه با قحطی و نایابی و تا انقلاب و دفاع مقدس و غیره.
نکته جالب و قابل اعتنا در طی این سالها، یکرنگی و اتحاد اهل بازار برای خدمت به مردم است.
از حاج حسن شمشیری تا مرحوم عالی نسب تا امین الضرب و تا خاندان ملک و غیره.
بازار ملی و اسلامی ما همواره به دو ویژگی وشاخص کلیدی شناخته شده است. یکی خدمت به مردم و دیگری پیشرو بودن در احسان و نیکی.
سنت نیکوکاری در میان بازاریان، باعث شده بود بین خودشان نیز مودت و محبت برقرار شود.
همه تحولات تاریخ نیز با همراهی و همدلی این گونه های اعتقادی و سیاسی در بازار شکل گرفت و به تعبیر رهبری انقلاب همواره و در تمام حوادث روحانیت و بازار دوشادوش هم پیشرو بودند.
📍اما این وحدت و یکرنگی-که متاسفانه کسری امروز ماست- باعث نمی شود تمایزات و رتبه بندی نیک خواهی و خدمت رسانی به جامعه محو و نادیده گرفته شود. ایثار و از خودگذشتگی رتبه بندی دارد و در همان نسبت بازاری های ما نیز این تمایز را در بزنگاه های تاریخی نشان داده اند.
بازار هیچگاه احسان حاج حسن شمشیری در کمک به نهضت ملی شدن نفت و مصدق را فراموش نمی کند. همانطور که خدمات شایان خاندان امین الضرب در تولید داخل. تا خاندان خسروشاهی ها و اخوان و رفوگران و ملک و نمازی و صراف زاده و خاموشی و غیره.
🔷اما احسان با ایثار متفاوت است. احسان، بذل و بخشش و غافل نبودن از دیگران است. اما ایثار قله احسان است. ایثار درجایی است که فرد برای احسان و نیکوکاری از خودش میگذرد و به دیگری میبخشد. بخشش از جایی که بدان نیاز دارد.
💠بازاری ما در خدمت به مردم و احسان و نیکی کردن، همیشه کنار هم بوده اند؛ اما یک جا تمایزات داخلی آنها عیان شد. اهل احسان در بازار زیاد بود اما ایثار کار هرکسی نبود. تنها از عالی نسب میسر است که از مال و منال خودش بگذرد و انرا خرج مردم و جامعه اش کند.
احسان، خیرخواهی است اما ایثار از خودگذشتن است؛ اینجا نیز پایان رقابت نیست... ایثار هم باید رتبه بندی شود.
🔴 یک وقت از آنچه دوست داریم می گذریم و وقت دیگر از آنچه بدان نیاز داریم می بخشیم. ولی اوجش زمانی است که فرد "خودش" را می بخشد نه اینکه "از خودش" ببخشد. خودش را خرج می کند. آبرویش را خرج می کند نه مالش را. بالاتر اینکه جانش را سر دست می گیرد.
اینجا مرز جدایی #بازاریملی_مذهبی و #بازاریانقلابی است. اینجا عرصه شهید عراقی هاست و لاغیر.
تنها فردی که امام هم در تشییع اش شرکت می کند.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔹از شمشیری ها تا شهید عراقی ها
بازار در طول تاریخ این کشور همواره در صدر تحول و اصلاح گری قرار داشته است.
از نهضت مشروطه تا صنعت ملی شدن نفت و تا قیام های نافرجام علیه ظلم و تا مبارزه با قحطی و نایابی و تا انقلاب و دفاع مقدس و غیره.
نکته جالب و قابل اعتنا در طی این سالها، یکرنگی و اتحاد اهل بازار برای خدمت به مردم است.
از حاج حسن شمشیری تا مرحوم عالی نسب تا امین الضرب و تا خاندان ملک و غیره.
بازار ملی و اسلامی ما همواره به دو ویژگی وشاخص کلیدی شناخته شده است. یکی خدمت به مردم و دیگری پیشرو بودن در احسان و نیکی.
سنت نیکوکاری در میان بازاریان، باعث شده بود بین خودشان نیز مودت و محبت برقرار شود.
همه تحولات تاریخ نیز با همراهی و همدلی این گونه های اعتقادی و سیاسی در بازار شکل گرفت و به تعبیر رهبری انقلاب همواره و در تمام حوادث روحانیت و بازار دوشادوش هم پیشرو بودند.
📍اما این وحدت و یکرنگی-که متاسفانه کسری امروز ماست- باعث نمی شود تمایزات و رتبه بندی نیک خواهی و خدمت رسانی به جامعه محو و نادیده گرفته شود. ایثار و از خودگذشتگی رتبه بندی دارد و در همان نسبت بازاری های ما نیز این تمایز را در بزنگاه های تاریخی نشان داده اند.
بازار هیچگاه احسان حاج حسن شمشیری در کمک به نهضت ملی شدن نفت و مصدق را فراموش نمی کند. همانطور که خدمات شایان خاندان امین الضرب در تولید داخل. تا خاندان خسروشاهی ها و اخوان و رفوگران و ملک و نمازی و صراف زاده و خاموشی و غیره.
🔷اما احسان با ایثار متفاوت است. احسان، بذل و بخشش و غافل نبودن از دیگران است. اما ایثار قله احسان است. ایثار درجایی است که فرد برای احسان و نیکوکاری از خودش میگذرد و به دیگری میبخشد. بخشش از جایی که بدان نیاز دارد.
💠بازاری ما در خدمت به مردم و احسان و نیکی کردن، همیشه کنار هم بوده اند؛ اما یک جا تمایزات داخلی آنها عیان شد. اهل احسان در بازار زیاد بود اما ایثار کار هرکسی نبود. تنها از عالی نسب میسر است که از مال و منال خودش بگذرد و انرا خرج مردم و جامعه اش کند.
احسان، خیرخواهی است اما ایثار از خودگذشتن است؛ اینجا نیز پایان رقابت نیست... ایثار هم باید رتبه بندی شود.
🔴 یک وقت از آنچه دوست داریم می گذریم و وقت دیگر از آنچه بدان نیاز داریم می بخشیم. ولی اوجش زمانی است که فرد "خودش" را می بخشد نه اینکه "از خودش" ببخشد. خودش را خرج می کند. آبرویش را خرج می کند نه مالش را. بالاتر اینکه جانش را سر دست می گیرد.
اینجا مرز جدایی #بازاریملی_مذهبی و #بازاریانقلابی است. اینجا عرصه شهید عراقی هاست و لاغیر.
تنها فردی که امام هم در تشییع اش شرکت می کند.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
کشکول|محسن مهدیان
✅رای مردم و مشروعیت نظام 🔸مدتی پیش به بهانه سخنان رئیس جمهور، یادداشت کوتاهی درباره تفاوت نگاه حضرت امام و رهبری انقلاب با آیت الله مصباح یزدی درباره مشروعیت حکومت اسلامی نوشته و منتشر کردم. اینجا بخوانید👇 https://t.me/mahdian_mohsen/283 🔹بعد از انتشار…
🔷بعد از یادداشتی که درباره اختلاف امام و رهبری با آیت الله مصباح درباره نقش مردم در مشروعیت حکومت منتشر شد، آقا جمشیدی نقدی بر این مطلب نوشتند که در سایت الف منتشر شد.
در پاسخ به نقد آقای جمشیدی مفصل تر اختلاف نگاه امام با آیت الله مصباح را تحلیل کردیم. مجدد نقدی از سوی ایشان رسید که همراه با پاسخ اینجانب در الف منتشر شد که می توانید اینجا بخوانید.👇
در پاسخ به نقد آقای جمشیدی مفصل تر اختلاف نگاه امام با آیت الله مصباح را تحلیل کردیم. مجدد نقدی از سوی ایشان رسید که همراه با پاسخ اینجانب در الف منتشر شد که می توانید اینجا بخوانید.👇
Forwarded from روابط عمومی جامعه خبری تحلیلی الف
بررسی مقایسه ای دیدگاه آیت الله مصباح و امام درباب رای مردم/ نقد دوم مهدی جمشیدی و پاسخ محسن مهدیان http://alef.ir/vdcco1q0m2bqo18.ala2.html?493397
💠برخی از همراهان ما در کانال بعد از انتشار این مجموعه مطالب سوال کردند اینکه نقش مردم را در #مقبولیت یا #مشروعیت حکومت بدانیم در مقام اجرا چه تفاوت هایی دیده می شود؟ ساده تر اینکه خروجی نگاه آیت الله مصباح و حضرت امام در حکومت داری به چه نحوی است؟
در ادامه به این موضوع پرداختیم که به فهم این حقیر بسیار کلیدی ست👇
در ادامه به این موضوع پرداختیم که به فهم این حقیر بسیار کلیدی ست👇
🔷اثر سیاسی یک اختلاف فکری میان رهبری و آیت الله مصباح
پیش تر اینجا 👇
https://t.me/mahdian_mohsen/283
و اینجا 👇
http://alef.ir/vdcci4q0x2bq418.ala2.html?488320
بحث کردیم که میان امام و رهبری و آیت الله مصباح درباره نقش مردم در مشروعیت حکومت اختلاف وجود دارد.
👈ممکن است این سوال مطرح شود که آیا این اختلاف در مدل سیاست ورزی و حکومت داری نیز اختلاف ایجاد می کند؟
🔸مقدمه بحث را یکبار مرور کنیم:
مطابق دیدگاه امام و رهبری مشروعیت حکومت دو رکن دارد: "شان الهی" و "حضور مردمی". حقانیت حکومت بجز وجه الهی به حضور مردم محتاج است. حال انکه مطابق نگاه آیت الله مصباح رای مردم تنها از جهت مقبولیت بخشی به حکومت اهمیت دارد. این نظر معتقد است حضور مردم صرفا از جهت کارآمدی اهمیت دارد.
✅اما اثر سیاسی این اختلاف فکری؛
اثر سیاسی را باید در دو بخش مورد توجه قرار داد؛ یکی "استمرار حکومت" و دیگری "مدل حکومت داری".
1⃣در بحث استمرار حکومت این سوال کلیدی مطرح است که اگر اکثریت مردم، حکومت را نخواستند آیا استمرار آن مشروع است یا خیر؟ از نگاه امام و رهبری استمرار حکومت نامشروع است اما آیت الله مصباح هرچند معتقدند کارآمدی حکومت کم می شود اما حفظ قدرت را لازم می دانند.
رهبری انقلاب در این رابطه می فرمایند: "اگر مردم حکومتی را نخواهند این حکومت در واقع پایه مشروعیت خویش را از دست داده است"1377.12.4 سخنرانی در جمع سردبیران نشریات دانشجوئی
حضرت امام نیز می فرماید: من یکوقت گفتم اگر ملت خواست بگوید که نه، ما دیکتاتور می خواهیم همه ملت گفتند ما دیکتاتور می خواهیم شما چه حقی دارید بگوئید نه..." 23.6.58
با این حال آیت الله مصباح می فرمایند که "اگر مثل مردم كوفه كه از دور مسلم پراكنده شدند، همه متفرّق شوند.... تا زمانى كه كسانى هستند كه با كمك ها و حمايت هاى آنها مىتوان حكومت مركزى اسلام راحفظ كرد، وظيفه حاكم اسلامى اين است كه حكومت را حفظ كند و در اين رابطه، ملاك كميّت نيست. مصباح یزدی ،محمد تقی،کاوشها و چالش ها ج2 ص110"
2⃣این اختلاف فکری در نحوه حکومتداری خودش را حداقل در 5 محور نشان می دهد:
⚡️یکم. نکته کلیدی اول در توجه به حضور حداکثری مردم است. امام ورهبری حضور حداکثری مردم پای صندوق را بسیار با اهمیت و استراتژیک است و حتا مهمتر از نتیجه آرا می دانند. چون حضور حداکثری مردم در استمرار مشروعیت حکومت موثر است. اما در نگاه آیت الله مصباح "کمیت حضور" مهم نیست. ایشان دارند که:" كميّت، ملاك نيست. ملاك اين است كه جمعيت افرادى كه از امام يا ولىّ فقيه مشروع حمايت مىكنند به اندازه اى باشد كه بتواند حكومت را حفظ كند. گاهى ممكن است فقط با 90 درصد مردم، حكومت ممكن باشد، گاهى با 80 درصد و گاهى هم با 50 يا 40 درصد. او مأمور است كه حكومت را حفظ كند... مصباح یزدی. همان.
⚡️دوم. تفاوت دوم در همراه کردن مردم است. نگاهی که حضور مردم را مشروعیت ساز می داند نسبت به رشد و همراهی فکری مردم بسیار اهمیت قائل است. به نحوی که هیچ اقدامی را دنبال نمی کند مگر اینکه بتواند مردم را پیشتر همراه سازد. در نگاه امام و رهبری است که نرمش قهرمانانه برای رشد اجتماعی مردم توصیه و اتخاذ می شود.
⚡️سوم. در نگاه مقبولیت، اهمیت حضور مردم، از جهت کارآمدی است. به سخن دیگر اگر روش های دیگری وجود داشت که بدون حضور مردم نیز کارآمدی افزایش یابد منعی وجود ندارد. اما از نگاه امام و رهبری اساسا کارآمدی حکومت یعنی حضور مردم ولو اینکه موقتا ناکارامدی در یک کار ایجاد کند. مثلا در نگاه امام و رهبری، اصل 44 قانون اساسی و نقش مردم در اقتصاد ماهیتا اهمیت دارد و توجه بدان وظیفه حکومت است ولو اینکه در مسیر تحقق آن ناکارآمدی مقطعی هم ایجاد شود.
⚡️چهارم. در نگاه امام و رهبری وحدت جامعه نکته بسیار کلیدی است و وحدت جامعه مسلمین فی نفسه اهمیت دارد. اما در نگاه آیت الله مصباح وحدت مساله ثانویست. به همین جهت در بسیاری از تصمیمات سیاسی اصراری بر اینکه الزاما وحدت ایجاد شود وجود ندارند. اینکه اصلح مهمتر از صالح مقبول است، از عوارض همین نگاه است.
⚡️نکته پنجم را گذرا اشاره کنیم و رد شویم. در نگاه امام و رهبری اراده مردم در طول اراده الهی است .از همین جهت بسیار نسبت به کرنش بر اراده و تصمیم مردم اهمیت می دادند. امام می فرماید "شماها وقتی در انقلاب کنار هم قرار گرفتید مصداق یدالله شدید". یا رهبری انقلاب می فرماید "هرجا مردم میآیند دست خدا هم هست." و اینکه "خدا را می بینیم و به مردم اعتماد می کنیم." این حرفها را ذوقی برداشت نکنید. فقیه اند و عارف؛ می فهمند چه تعابیری بکار می برند. این حرفها ریشه در اعتقادات عمیق شیعه در جامعه توحیدی دارد.
✅انشالله این مباحث در فهم دقیقتر از نقش جریان انقلابی در اصلاح وضع موجود کمک کند.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
پیش تر اینجا 👇
https://t.me/mahdian_mohsen/283
و اینجا 👇
http://alef.ir/vdcci4q0x2bq418.ala2.html?488320
بحث کردیم که میان امام و رهبری و آیت الله مصباح درباره نقش مردم در مشروعیت حکومت اختلاف وجود دارد.
👈ممکن است این سوال مطرح شود که آیا این اختلاف در مدل سیاست ورزی و حکومت داری نیز اختلاف ایجاد می کند؟
🔸مقدمه بحث را یکبار مرور کنیم:
مطابق دیدگاه امام و رهبری مشروعیت حکومت دو رکن دارد: "شان الهی" و "حضور مردمی". حقانیت حکومت بجز وجه الهی به حضور مردم محتاج است. حال انکه مطابق نگاه آیت الله مصباح رای مردم تنها از جهت مقبولیت بخشی به حکومت اهمیت دارد. این نظر معتقد است حضور مردم صرفا از جهت کارآمدی اهمیت دارد.
✅اما اثر سیاسی این اختلاف فکری؛
اثر سیاسی را باید در دو بخش مورد توجه قرار داد؛ یکی "استمرار حکومت" و دیگری "مدل حکومت داری".
1⃣در بحث استمرار حکومت این سوال کلیدی مطرح است که اگر اکثریت مردم، حکومت را نخواستند آیا استمرار آن مشروع است یا خیر؟ از نگاه امام و رهبری استمرار حکومت نامشروع است اما آیت الله مصباح هرچند معتقدند کارآمدی حکومت کم می شود اما حفظ قدرت را لازم می دانند.
رهبری انقلاب در این رابطه می فرمایند: "اگر مردم حکومتی را نخواهند این حکومت در واقع پایه مشروعیت خویش را از دست داده است"1377.12.4 سخنرانی در جمع سردبیران نشریات دانشجوئی
حضرت امام نیز می فرماید: من یکوقت گفتم اگر ملت خواست بگوید که نه، ما دیکتاتور می خواهیم همه ملت گفتند ما دیکتاتور می خواهیم شما چه حقی دارید بگوئید نه..." 23.6.58
با این حال آیت الله مصباح می فرمایند که "اگر مثل مردم كوفه كه از دور مسلم پراكنده شدند، همه متفرّق شوند.... تا زمانى كه كسانى هستند كه با كمك ها و حمايت هاى آنها مىتوان حكومت مركزى اسلام راحفظ كرد، وظيفه حاكم اسلامى اين است كه حكومت را حفظ كند و در اين رابطه، ملاك كميّت نيست. مصباح یزدی ،محمد تقی،کاوشها و چالش ها ج2 ص110"
2⃣این اختلاف فکری در نحوه حکومتداری خودش را حداقل در 5 محور نشان می دهد:
⚡️یکم. نکته کلیدی اول در توجه به حضور حداکثری مردم است. امام ورهبری حضور حداکثری مردم پای صندوق را بسیار با اهمیت و استراتژیک است و حتا مهمتر از نتیجه آرا می دانند. چون حضور حداکثری مردم در استمرار مشروعیت حکومت موثر است. اما در نگاه آیت الله مصباح "کمیت حضور" مهم نیست. ایشان دارند که:" كميّت، ملاك نيست. ملاك اين است كه جمعيت افرادى كه از امام يا ولىّ فقيه مشروع حمايت مىكنند به اندازه اى باشد كه بتواند حكومت را حفظ كند. گاهى ممكن است فقط با 90 درصد مردم، حكومت ممكن باشد، گاهى با 80 درصد و گاهى هم با 50 يا 40 درصد. او مأمور است كه حكومت را حفظ كند... مصباح یزدی. همان.
⚡️دوم. تفاوت دوم در همراه کردن مردم است. نگاهی که حضور مردم را مشروعیت ساز می داند نسبت به رشد و همراهی فکری مردم بسیار اهمیت قائل است. به نحوی که هیچ اقدامی را دنبال نمی کند مگر اینکه بتواند مردم را پیشتر همراه سازد. در نگاه امام و رهبری است که نرمش قهرمانانه برای رشد اجتماعی مردم توصیه و اتخاذ می شود.
⚡️سوم. در نگاه مقبولیت، اهمیت حضور مردم، از جهت کارآمدی است. به سخن دیگر اگر روش های دیگری وجود داشت که بدون حضور مردم نیز کارآمدی افزایش یابد منعی وجود ندارد. اما از نگاه امام و رهبری اساسا کارآمدی حکومت یعنی حضور مردم ولو اینکه موقتا ناکارامدی در یک کار ایجاد کند. مثلا در نگاه امام و رهبری، اصل 44 قانون اساسی و نقش مردم در اقتصاد ماهیتا اهمیت دارد و توجه بدان وظیفه حکومت است ولو اینکه در مسیر تحقق آن ناکارآمدی مقطعی هم ایجاد شود.
⚡️چهارم. در نگاه امام و رهبری وحدت جامعه نکته بسیار کلیدی است و وحدت جامعه مسلمین فی نفسه اهمیت دارد. اما در نگاه آیت الله مصباح وحدت مساله ثانویست. به همین جهت در بسیاری از تصمیمات سیاسی اصراری بر اینکه الزاما وحدت ایجاد شود وجود ندارند. اینکه اصلح مهمتر از صالح مقبول است، از عوارض همین نگاه است.
⚡️نکته پنجم را گذرا اشاره کنیم و رد شویم. در نگاه امام و رهبری اراده مردم در طول اراده الهی است .از همین جهت بسیار نسبت به کرنش بر اراده و تصمیم مردم اهمیت می دادند. امام می فرماید "شماها وقتی در انقلاب کنار هم قرار گرفتید مصداق یدالله شدید". یا رهبری انقلاب می فرماید "هرجا مردم میآیند دست خدا هم هست." و اینکه "خدا را می بینیم و به مردم اعتماد می کنیم." این حرفها را ذوقی برداشت نکنید. فقیه اند و عارف؛ می فهمند چه تعابیری بکار می برند. این حرفها ریشه در اعتقادات عمیق شیعه در جامعه توحیدی دارد.
✅انشالله این مباحث در فهم دقیقتر از نقش جریان انقلابی در اصلاح وضع موجود کمک کند.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
کشکول|محسن مهدیان
🔷اثر سیاسی یک اختلاف فکری میان رهبری و آیت الله مصباح پیش تر اینجا 👇 https://t.me/mahdian_mohsen/283 و اینجا 👇 http://alef.ir/vdcci4q0x2bq418.ala2.html?488320 بحث کردیم که میان امام و رهبری و آیت الله مصباح درباره نقش مردم در مشروعیت حکومت اختلاف وجود دارد.…
💠در حاشیه این مطلب، عزیزی سوال کرد چرا رهبری قبل و بعد انتخابات نظرشان درباره رای به نظام متناقض است.
توضیح ذیل را در پاسخ به این سوال رایج نوشتم.👇👇
توضیح ذیل را در پاسخ به این سوال رایج نوشتم.👇👇
☸آیا کلام رهبری درباره رای مردم متناقض است؟!
یک شبهه ای که بارها از سوی جریانات مخالف نظام مطرح شده اینست که سخنان رهبری پیش از انتخابات و بعد آن متناقض است. گفته می شود رهبری قبل انتخابات گفتند اگر "نظام و رهبری را هم قبول ندارید در انتخابات شرکت کنید". و البته بعد انتخابات گفتند "رای مردم نشانه اعتمادشان به نظام است".
⁉️آیا ایندو متناقض است؟
برای پاسخ دو گروه را در نظر بگیرید.
🚻دسته اول کسانی هستند که نظام را قبول ندارند و دسته دوم کسانی که در تقابل نظام هستند. توضیح می دهیم که حضور ایندو در پای صندوق نیز به منزله رای به نظام است.
1⃣دسته اول؛ مخالفان نظام.
گروهی در جامعه هستند که نظام را قبول ندارند اما مقابل نظام هم نیستند. علتش هم اینست که جایگزینی بهتر برای نظام نمی شناسند. طبیعی است که این گروه برای منافع خودشان از جمله امنیت در انتخابات شرکت می کنند و به نظام رای می دهند.
پس قبول نداشتن نظام و رای بدان با هم قابل جمع است.
خطاب رهبری به این گروهست.
2⃣دسته دوم؛ معاندان نظام.
دسته دوم کسانی هستند که نظام را قبول ندارند و حتا دنبال استحاله و براندازی هستند. این گروه نیز اگر در انتخابات شرکت کنند یعنی به نظام اعتماد دارند.
یعنی چی؟
کسی که راه استحاله نظام را از درون صندوق رای پذیرفته است یعنی به سازوکارهای درون نظام اعتماد دارد. یعنی اعتقاد دارد نظام امانت دارست و رایش را می شمارد و می تواند از طرق قانونی نظام را سرنگون کند. به زبان بیاورد یا نیاورد، براندازی از درون نظام یعنی اعتماد به سازوکار نظام.
پس براندازی نیز با اعتماد به نظام قابل جمع است.
البته طبیعی است که آرای سیاه در خیالی خام بسر می برند. هرچند آنها بیشتر به دنبال پیروزی نمادین اند. تلاش می کنند یک جریان را مقابل نظام نشان دهند و رای به آنها را به مثابه رای به ضدانقلاب معرفی کنند. البته با این راهبرد، هم چوب را می خورند و هم پیاز و هم پول میدهند؛ هم مشروعیت نظام را بالا می برند و هم به نتیجه نمی رسند. چراکه اصولگرا یا اصلاح طلب رای بیاورند، ضدانقلاب به هدفش نمی رسد.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
یک شبهه ای که بارها از سوی جریانات مخالف نظام مطرح شده اینست که سخنان رهبری پیش از انتخابات و بعد آن متناقض است. گفته می شود رهبری قبل انتخابات گفتند اگر "نظام و رهبری را هم قبول ندارید در انتخابات شرکت کنید". و البته بعد انتخابات گفتند "رای مردم نشانه اعتمادشان به نظام است".
⁉️آیا ایندو متناقض است؟
برای پاسخ دو گروه را در نظر بگیرید.
🚻دسته اول کسانی هستند که نظام را قبول ندارند و دسته دوم کسانی که در تقابل نظام هستند. توضیح می دهیم که حضور ایندو در پای صندوق نیز به منزله رای به نظام است.
1⃣دسته اول؛ مخالفان نظام.
گروهی در جامعه هستند که نظام را قبول ندارند اما مقابل نظام هم نیستند. علتش هم اینست که جایگزینی بهتر برای نظام نمی شناسند. طبیعی است که این گروه برای منافع خودشان از جمله امنیت در انتخابات شرکت می کنند و به نظام رای می دهند.
پس قبول نداشتن نظام و رای بدان با هم قابل جمع است.
خطاب رهبری به این گروهست.
2⃣دسته دوم؛ معاندان نظام.
دسته دوم کسانی هستند که نظام را قبول ندارند و حتا دنبال استحاله و براندازی هستند. این گروه نیز اگر در انتخابات شرکت کنند یعنی به نظام اعتماد دارند.
یعنی چی؟
کسی که راه استحاله نظام را از درون صندوق رای پذیرفته است یعنی به سازوکارهای درون نظام اعتماد دارد. یعنی اعتقاد دارد نظام امانت دارست و رایش را می شمارد و می تواند از طرق قانونی نظام را سرنگون کند. به زبان بیاورد یا نیاورد، براندازی از درون نظام یعنی اعتماد به سازوکار نظام.
پس براندازی نیز با اعتماد به نظام قابل جمع است.
البته طبیعی است که آرای سیاه در خیالی خام بسر می برند. هرچند آنها بیشتر به دنبال پیروزی نمادین اند. تلاش می کنند یک جریان را مقابل نظام نشان دهند و رای به آنها را به مثابه رای به ضدانقلاب معرفی کنند. البته با این راهبرد، هم چوب را می خورند و هم پیاز و هم پول میدهند؛ هم مشروعیت نظام را بالا می برند و هم به نتیجه نمی رسند. چراکه اصولگرا یا اصلاح طلب رای بیاورند، ضدانقلاب به هدفش نمی رسد.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
✴️حیرت آقای وزیر میان "پورشه" و "پرادو"
✴️فهم عجیب از ساده زیستی
آقای وزیر بهداشت در مصاحبه ای گفتند که سالها پیش پرادو داشتند و به جهت اینکه احساس کردم امنیت ندارد، پورشه خریدم. بعدهم می گویند چون "دلم" پورشه می خواست اگر سوار نمی شدم "ریاکار" بودم و بلافاصله میگویند مردم به مسئولی تمایل دارند که منافق و ریاکار نباشد. البته در ادامه گفتند که بعد از وزیر شدن ترجیح دادن از پورشه شان استفاده نکنند.
✴️چند نکته در چند سطح قابل تامل است؛
1⃣یکم فهم غلط از ریاکاری
آقای وزیر معتقدند چون دوست داشتند پورشه داشته باشند، اگر نمی خریدند ریاکار و منافق بودند. ظاهرا آقای وزیر فهم نادرستی از ریاکاری دارند. سوال خیلی ساده اینست که هرکس به نفسش عمل نکند یعنی ریا و نفاق؟ آنچه ریاست گمراه کردن مردمست.
آقای وزیر با همین معیاری که دارند توضیح دهند که چرا امروز سوار پورشه شان نمی شوند؟ آیا این ریاکاری نیست؟
2⃣دوم فهم غلط از ساده زیستی مسئولین.
آقای وزیر بهداشت تصور می کنند ساده زیستی مسئولین یعنی وقتی وزیر شدند، ظاهر را حفظ کنند. البته همین اندازه هم لازمست اما ماجرای ساده زیستی بسیار فراترست. یک کارگزار می تواند پورشه اش را بیرون نیاورد اما قاعدتا نمی تواند تکبراشرافی اش را در خانه پنهان کند.
لذاست که خبرنگار منتقد را تحقیر می کند. به مسئول و فراماندار زیردستش توهین و ناسزا می گوید. در مقابل پرسش ساده و در مقابل چشمان میلیون ها بیننده نمی تواند بر اعصابش مسلط شود. برای مسئولیت گرفتن در جمهوری اسلامی شرط می گذارد. اینها نشانه های تکبراشرافی است.
نگرانی منتقدان از اشرافیت آقای وزیر به #پورشهسواری نیست به #خوی_پورشهسواریست" که قابل پنهان کردن هم نیست.
👈آقای وزیر دچار اشتباه عجیبی شدند؛ در مبانی دینی و انقلابی ما، تاکید شده است کارگزار را از افراد ساده زیست انتخاب کنیم نه اینکه آدم اشرافی اگر وزیر شد ظاهرش را اصلاح کند. این خوی اشرافیت است که مذموم است، نه خودرو و لباس اشرافی. اتفاقا این همان ریاکاری است که وزیر محترم نسبت بدان دلواپس هستند.
3⃣سوم. نگرانی عمیق تر
اتفاقا نگرانی ها از همین ریاکاری است؛ اینکه خوی اشرافی در وجودمان نهادینه شود ولی از مظاهر اشرافیت پرهیز کنیم. این روش آقای وزیر اگر در سطوح دیگری تعمیم یافته باشد، ماجرا بسیار نگران کننده تر می شود.
✴️آیا مردم ما با مسئولینی مواجه اند که ظاهر را حفظ می کنند ولی در درون و باطن بدان اعتقاد ندارند؟
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
✴️فهم عجیب از ساده زیستی
آقای وزیر بهداشت در مصاحبه ای گفتند که سالها پیش پرادو داشتند و به جهت اینکه احساس کردم امنیت ندارد، پورشه خریدم. بعدهم می گویند چون "دلم" پورشه می خواست اگر سوار نمی شدم "ریاکار" بودم و بلافاصله میگویند مردم به مسئولی تمایل دارند که منافق و ریاکار نباشد. البته در ادامه گفتند که بعد از وزیر شدن ترجیح دادن از پورشه شان استفاده نکنند.
✴️چند نکته در چند سطح قابل تامل است؛
1⃣یکم فهم غلط از ریاکاری
آقای وزیر معتقدند چون دوست داشتند پورشه داشته باشند، اگر نمی خریدند ریاکار و منافق بودند. ظاهرا آقای وزیر فهم نادرستی از ریاکاری دارند. سوال خیلی ساده اینست که هرکس به نفسش عمل نکند یعنی ریا و نفاق؟ آنچه ریاست گمراه کردن مردمست.
آقای وزیر با همین معیاری که دارند توضیح دهند که چرا امروز سوار پورشه شان نمی شوند؟ آیا این ریاکاری نیست؟
2⃣دوم فهم غلط از ساده زیستی مسئولین.
آقای وزیر بهداشت تصور می کنند ساده زیستی مسئولین یعنی وقتی وزیر شدند، ظاهر را حفظ کنند. البته همین اندازه هم لازمست اما ماجرای ساده زیستی بسیار فراترست. یک کارگزار می تواند پورشه اش را بیرون نیاورد اما قاعدتا نمی تواند تکبراشرافی اش را در خانه پنهان کند.
لذاست که خبرنگار منتقد را تحقیر می کند. به مسئول و فراماندار زیردستش توهین و ناسزا می گوید. در مقابل پرسش ساده و در مقابل چشمان میلیون ها بیننده نمی تواند بر اعصابش مسلط شود. برای مسئولیت گرفتن در جمهوری اسلامی شرط می گذارد. اینها نشانه های تکبراشرافی است.
نگرانی منتقدان از اشرافیت آقای وزیر به #پورشهسواری نیست به #خوی_پورشهسواریست" که قابل پنهان کردن هم نیست.
👈آقای وزیر دچار اشتباه عجیبی شدند؛ در مبانی دینی و انقلابی ما، تاکید شده است کارگزار را از افراد ساده زیست انتخاب کنیم نه اینکه آدم اشرافی اگر وزیر شد ظاهرش را اصلاح کند. این خوی اشرافیت است که مذموم است، نه خودرو و لباس اشرافی. اتفاقا این همان ریاکاری است که وزیر محترم نسبت بدان دلواپس هستند.
3⃣سوم. نگرانی عمیق تر
اتفاقا نگرانی ها از همین ریاکاری است؛ اینکه خوی اشرافی در وجودمان نهادینه شود ولی از مظاهر اشرافیت پرهیز کنیم. این روش آقای وزیر اگر در سطوح دیگری تعمیم یافته باشد، ماجرا بسیار نگران کننده تر می شود.
✴️آیا مردم ما با مسئولینی مواجه اند که ظاهر را حفظ می کنند ولی در درون و باطن بدان اعتقاد ندارند؟
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
‼️یک سوال مهم درباره اصولگرائی؛ فکر کنیم...
#علم
#ثروت
#اصولگرائی
〽️نظرسنجی های انتخاباتی دانشگاه تهران نشان می داد، هرچه مردم "باسوادتر" و یا "مرفه تر" می شوند، به اصولگراها بی اعتمادترند.
🔆یعنی در حالیکه از اهداف انقلاب اسلامی " #رشد_علمی" و " #رشد_رفاه" مردم است؛ #ظاهرن قدرت یافتن #اصولگرایی در مغایرت و در تضاد با تحقق این اهداف است.
اولین نکته ای که به ذهنمان می رسد احتمالا اینست که علم غربی و ثروتمند شدن مردم آنها را از ارزشها دور کرده است.
/این یک ادعاست. باید اثبات شود./
✳️اما اخیرا یک نظرسنجی توسط #ایسپا انجام شده است که جالب است و به این برداشت از جامعه طعنه می زند.
این نظرسنجی که میان مردم تهران انجام شده است نشان می دهد، هرچقدر مردم به طبقه متوسط نزدیکتر می شوند بیشتر #اهل_خیرخواهی و کمک به دیگران می شوند.
از طرفی با رشد 2 شاخص "علم" و "ثروت"، " #احساس_صداقت" بیشتری از جامعه دارند و بیشتر " #احساس_امنیت" می کنند.
این یعنی مردم با رشد علم و ثروت هم دیندارتر(خیرخواهی و کمک به دیگران) می شوند و هم اینکه اعتمادشان به پیرامون یعنی مردم(صداقت) و نظام(امنیت) بیشتر می شود.
با این حال با رشد این دوشاخص به اصولگراها بی اعتمادتر می شوند.
🔺علت چیست؟ جدی فکر و مباحثه کنیم.
اجمالا فکر می کنم بی اعتمادی به اصولگراها ریشه در #سطح_دینداری مردم ندارد. مردم خوبند. گرفتار آدرس های خطا نشویم.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#علم
#ثروت
#اصولگرائی
〽️نظرسنجی های انتخاباتی دانشگاه تهران نشان می داد، هرچه مردم "باسوادتر" و یا "مرفه تر" می شوند، به اصولگراها بی اعتمادترند.
🔆یعنی در حالیکه از اهداف انقلاب اسلامی " #رشد_علمی" و " #رشد_رفاه" مردم است؛ #ظاهرن قدرت یافتن #اصولگرایی در مغایرت و در تضاد با تحقق این اهداف است.
اولین نکته ای که به ذهنمان می رسد احتمالا اینست که علم غربی و ثروتمند شدن مردم آنها را از ارزشها دور کرده است.
/این یک ادعاست. باید اثبات شود./
✳️اما اخیرا یک نظرسنجی توسط #ایسپا انجام شده است که جالب است و به این برداشت از جامعه طعنه می زند.
این نظرسنجی که میان مردم تهران انجام شده است نشان می دهد، هرچقدر مردم به طبقه متوسط نزدیکتر می شوند بیشتر #اهل_خیرخواهی و کمک به دیگران می شوند.
از طرفی با رشد 2 شاخص "علم" و "ثروت"، " #احساس_صداقت" بیشتری از جامعه دارند و بیشتر " #احساس_امنیت" می کنند.
این یعنی مردم با رشد علم و ثروت هم دیندارتر(خیرخواهی و کمک به دیگران) می شوند و هم اینکه اعتمادشان به پیرامون یعنی مردم(صداقت) و نظام(امنیت) بیشتر می شود.
با این حال با رشد این دوشاخص به اصولگراها بی اعتمادتر می شوند.
🔺علت چیست؟ جدی فکر و مباحثه کنیم.
اجمالا فکر می کنم بی اعتمادی به اصولگراها ریشه در #سطح_دینداری مردم ندارد. مردم خوبند. گرفتار آدرس های خطا نشویم.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
یک عده از نقد "رسم" اصولگرایی، تغییر "اسم" را فهمیدن. تغییر اسم سرکار گذاشتن خودمونه
#نواصولگرائی
@mahdian_mohsen
#نواصولگرائی
@mahdian_mohsen
🔄مقدمات نواصولگرائی
🔽نواصولگرائی یک "ضرورت اجماعی" بین اصولگراهاست و بکفایت درباره آن بحث شده است.
اما نامه قالیباف، "خودآگاهی در بدنه" را به "راس و سازمان" اصولگرائی کشاند. ازین فرصت باید بهره جست.
از امروز تلاش می کنیم پرسش های طرح شده در این نامه را به بحث و تحلیل بگذاریم.
اما در گام نخست چند "ضرورت مقدماتی" و "اصول مشترک" را باید توجه کنیم.
1⃣یکم. پذیرفتن تکثر
جریان اصولگرایی باید به این خودآگاهی برسد که "وحدت" صرفا در "چسبندگی" نیست. وحدت در "حرکت جبهه ایست". با این مقدمه پذیرفتن تکثر در دل جبهه، معقول و منطقی است. جریان اصولگرا از ابتدا هم یکدست و یک روش نبودند. صرفا سر یک اصولی اتفاق نظر داشتند. اصول مشترک، الزاما به روش مشترک منتهی نمی شود.
نتیجه تکثر، نسخه های متفاوت است. قالیباف هم تلاش کرده است بستر این "رویش سیاسی متکثر" را فراهم کند و طبیعی است با این دست فرمون کسی نمی تواند "داعیه رهبری یک جبهه" را داشته باشد.
2⃣دوم. حفظ داشته ها و سرمایه ها.
اصل دوم "حفظ سرمایه های جریانی" است. بزرگان این جریان "دست ساز"، بزرگ نشدند. سالها تجربه کسب کردند و در مقاطع حساس و تاریخی نقش آفرینی داشتند. کوله باری از تجربه سیاست ورزی اند. این سرمایه باید در هر نسخه اصلاحی حفظ شود.
3⃣سوم. نقش برادری نه پدری.
نئواصولگرائی باید دارای حصر منطقی با دیگر جریانات سیاسی باشد ولی در گفتمان ذیل انقلابی گری تعریف شود. نباید آنقدر اصولگرائی را موسع گرفت که کل انقلاب را بگیرد آنوقت هرکس بیرون ماند ضدانقلاب شود و از آن بدتر هر منافق و ریاکاری جا بگیرد.
اصولگرایی باید بپذیرد که "برادر" دیگر جریانات سیاسی است نه "پدر". نسخ پیشنهادی نئواصولگرائی باید چنین شاخصی داشته باشند.
4⃣چهارم. حریت سیاسی.
نقد وضع موجود بدون حریت و آزاداندیشی میسر نیست. این حریت را باید به رسمیت شناخت. اما حریت، انتحار نیست. شجاعت با حماقت متفاوت است. خوددرمانی، خودزنی نیست.
البته حریت نیز فقط در نقد سیاست ورزی نیست. آزاداندیشی یعنی اگر لازم شد از ساختار و فرآیند هم بگذریم تا نقد اهداف و مبانی نیز امتداد یابیم.
5⃣پنجم. هم اندیشی
از دل تلگرام و سایت و با اتکا به تیتر روزنامه ها نمی شود به نسخه کارآمد رسید. یادداشت نوشتن و نقد کردن خوب است. اما گام ابتدائی و مهمتر گفت وگوی رودرروست. عمده اختلافات و بدفهمی ها ناشی ازسوء تفاهم است. برای آسیب شناسی، به هم اندیشی نیاز داریم.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔽نواصولگرائی یک "ضرورت اجماعی" بین اصولگراهاست و بکفایت درباره آن بحث شده است.
اما نامه قالیباف، "خودآگاهی در بدنه" را به "راس و سازمان" اصولگرائی کشاند. ازین فرصت باید بهره جست.
از امروز تلاش می کنیم پرسش های طرح شده در این نامه را به بحث و تحلیل بگذاریم.
اما در گام نخست چند "ضرورت مقدماتی" و "اصول مشترک" را باید توجه کنیم.
1⃣یکم. پذیرفتن تکثر
جریان اصولگرایی باید به این خودآگاهی برسد که "وحدت" صرفا در "چسبندگی" نیست. وحدت در "حرکت جبهه ایست". با این مقدمه پذیرفتن تکثر در دل جبهه، معقول و منطقی است. جریان اصولگرا از ابتدا هم یکدست و یک روش نبودند. صرفا سر یک اصولی اتفاق نظر داشتند. اصول مشترک، الزاما به روش مشترک منتهی نمی شود.
نتیجه تکثر، نسخه های متفاوت است. قالیباف هم تلاش کرده است بستر این "رویش سیاسی متکثر" را فراهم کند و طبیعی است با این دست فرمون کسی نمی تواند "داعیه رهبری یک جبهه" را داشته باشد.
2⃣دوم. حفظ داشته ها و سرمایه ها.
اصل دوم "حفظ سرمایه های جریانی" است. بزرگان این جریان "دست ساز"، بزرگ نشدند. سالها تجربه کسب کردند و در مقاطع حساس و تاریخی نقش آفرینی داشتند. کوله باری از تجربه سیاست ورزی اند. این سرمایه باید در هر نسخه اصلاحی حفظ شود.
3⃣سوم. نقش برادری نه پدری.
نئواصولگرائی باید دارای حصر منطقی با دیگر جریانات سیاسی باشد ولی در گفتمان ذیل انقلابی گری تعریف شود. نباید آنقدر اصولگرائی را موسع گرفت که کل انقلاب را بگیرد آنوقت هرکس بیرون ماند ضدانقلاب شود و از آن بدتر هر منافق و ریاکاری جا بگیرد.
اصولگرایی باید بپذیرد که "برادر" دیگر جریانات سیاسی است نه "پدر". نسخ پیشنهادی نئواصولگرائی باید چنین شاخصی داشته باشند.
4⃣چهارم. حریت سیاسی.
نقد وضع موجود بدون حریت و آزاداندیشی میسر نیست. این حریت را باید به رسمیت شناخت. اما حریت، انتحار نیست. شجاعت با حماقت متفاوت است. خوددرمانی، خودزنی نیست.
البته حریت نیز فقط در نقد سیاست ورزی نیست. آزاداندیشی یعنی اگر لازم شد از ساختار و فرآیند هم بگذریم تا نقد اهداف و مبانی نیز امتداد یابیم.
5⃣پنجم. هم اندیشی
از دل تلگرام و سایت و با اتکا به تیتر روزنامه ها نمی شود به نسخه کارآمد رسید. یادداشت نوشتن و نقد کردن خوب است. اما گام ابتدائی و مهمتر گفت وگوی رودرروست. عمده اختلافات و بدفهمی ها ناشی ازسوء تفاهم است. برای آسیب شناسی، به هم اندیشی نیاز داریم.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
⛔️درباره خانم نامداری و 2 مداح
ماجرای انتشار عکس خانم نامداری را در کنار اخبار اخیر دو مداح مشهور ببینید. وجه اشتراک این دو خبر بسیارست؛ البته در گذشته هم سابقه داشته و آینده نیز متوقف بدان ها نیست. دچار یک "بیماری اجتماعی" نگران کننده شدیم که متاسفانه خیال درمان و چاره ای هم نیست.
هرکس به سهمی زنجیره توزیع "خطای ثابت شده و نشده" دیگران شده است.
مرور کنیم:
1⃣یکم. ما با چه آدم هائی مواجهیم؟ جامعه ما مشحون از مردمی است با ایمان متزلزل؛ با قصورها و تقصیرها. محصور به "این" و "آن" نیست و تا "من و ما" امتداد دارد. قرارست پرده ها بیافتد؟ تاب می آوریم؟
2⃣دوم. رسانه ای آبرو می برد؛ یک گناه. بدتر اینکه دست به دست می شود؛ دو گناه. زشت تر اینکه وقتی تکذیب می شود، بازهم مقاومت می کنیم.
مسابقه افشاگری گذاشتیم؟ گناه چه کسی بیشتر است؟ "گناه فردی" فلان مجری و مداح یا "گناه اجتماعی" من و شما؟
ریختن آبروی مومن از معدود گناهانی است که نمی بخشند. ظلم است؛ امروز و فردا نیز وبال مان.
3⃣سوم. نگران چه هستیم؟ نگرانیم دامن یک جریان سیاسی آلوده شود؟ نگرانیم پای انقلاب نوشته شود؟ نگرانیم هیات و حجاب لطمه نبیند؟ نگرانی بحقی است. اما مقصر خودمانیم.وقتی الگوهای اجتماعی را جابجا و کم فروشی به مخاطب کردیم، باید نگران این خطاها می شدیم.
با این حال مردم هوشیارتر از ما هستند و الگوهای غیرواقعی را می فهمند و بین اسلام و مسلمان تفاوت قائلند.
4⃣چهارم. اگر خبرها آنطور که ما "نوشتیم" و "توزیع" و "قضاوت" کردیم بود، مخاطب سه بند بالائیم. اما اگر ماجرا به نحو دیگری رقم خورد و فهمیدم "کذب نوشتیم" و "ناحق خواندیم" و "خلاف تماشا کردیم"؛ آنگاه قطعا جوابگوی این حجم از "تضییع اجتماعی" نخواهیم بود.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
ماجرای انتشار عکس خانم نامداری را در کنار اخبار اخیر دو مداح مشهور ببینید. وجه اشتراک این دو خبر بسیارست؛ البته در گذشته هم سابقه داشته و آینده نیز متوقف بدان ها نیست. دچار یک "بیماری اجتماعی" نگران کننده شدیم که متاسفانه خیال درمان و چاره ای هم نیست.
هرکس به سهمی زنجیره توزیع "خطای ثابت شده و نشده" دیگران شده است.
مرور کنیم:
1⃣یکم. ما با چه آدم هائی مواجهیم؟ جامعه ما مشحون از مردمی است با ایمان متزلزل؛ با قصورها و تقصیرها. محصور به "این" و "آن" نیست و تا "من و ما" امتداد دارد. قرارست پرده ها بیافتد؟ تاب می آوریم؟
2⃣دوم. رسانه ای آبرو می برد؛ یک گناه. بدتر اینکه دست به دست می شود؛ دو گناه. زشت تر اینکه وقتی تکذیب می شود، بازهم مقاومت می کنیم.
مسابقه افشاگری گذاشتیم؟ گناه چه کسی بیشتر است؟ "گناه فردی" فلان مجری و مداح یا "گناه اجتماعی" من و شما؟
ریختن آبروی مومن از معدود گناهانی است که نمی بخشند. ظلم است؛ امروز و فردا نیز وبال مان.
3⃣سوم. نگران چه هستیم؟ نگرانیم دامن یک جریان سیاسی آلوده شود؟ نگرانیم پای انقلاب نوشته شود؟ نگرانیم هیات و حجاب لطمه نبیند؟ نگرانی بحقی است. اما مقصر خودمانیم.وقتی الگوهای اجتماعی را جابجا و کم فروشی به مخاطب کردیم، باید نگران این خطاها می شدیم.
با این حال مردم هوشیارتر از ما هستند و الگوهای غیرواقعی را می فهمند و بین اسلام و مسلمان تفاوت قائلند.
4⃣چهارم. اگر خبرها آنطور که ما "نوشتیم" و "توزیع" و "قضاوت" کردیم بود، مخاطب سه بند بالائیم. اما اگر ماجرا به نحو دیگری رقم خورد و فهمیدم "کذب نوشتیم" و "ناحق خواندیم" و "خلاف تماشا کردیم"؛ آنگاه قطعا جوابگوی این حجم از "تضییع اجتماعی" نخواهیم بود.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🎺کنسرت شهرام ناظری و گناه مردم
#حاکمیت_دوگانه
کنسرت شهرام ناظری با نظر دادستان قوچان لغو می شود.
مساله این یادداشت جایگاه موسیقی نیست. بحث عملکرد دادستانی هم نیست؛ کنسرت شهرام ناظری هم.
مساله را باید از منظر مردم تحلیل کرد.
🔸گناه مردم دقیقا چیست؟
یک کنسرتی آنهم از جنس موسیقی فاخر شهرام ناظری، از وزارت ارشاد "جمهوری اسلامی" مجوز می گیرد. از چند روز قبل نهاد دارای مجوز تبلیغاتی از "جمهوری اسلامی" بلیط می فروشد و مردم اعتماد کرده و خریداری می کنند. حالا یک نهاد دیگر از "جمهوری اسلامی" مانع حضور مردم می شود.
🔸گناه مردم چیست؟
یک اشتباه فاحش وجود دارد که باید عاجلا برای آن فکری کرد. اختلاف و انتقاد از عملکرد دولت، سطحش امور اجرائی نیست. نباید سطح اختلافات مبنائی با دولت به سطح خدمت رسانی منتقل شود.
ممکن است منبر برخی نماز جمعه ها هم در نقد همین کنسرت ها باشد؛ اشکالی ندارد. اما سطح اختلاف نباید به اجرا کشیده شود. محل دعوا اینجا نیست.
مدیرکل عدلیه و امریه باید یک حرف را بزنند. یک تصمیم بگیرند و از تصمیم هم دفاع کنند.
🔶این سطح اختلاف یعنی "حاکمیت دوگانه از پائین" که اثر اجتماعیش، بسیار خطرناک تر از "حاکمیت دوگانه در سطوح عالیه" ست. مردم کاری با حاکمیت دوگانه در سطوح کلان ندارند اما حاکمیت دوگانه در امور اجرائی و محسوس را با گوشت و پوست لمس می کنند. این قبیل رفتارها جامعه را دچار تشویش و سوتفاهم از یک نظام دوتکه و دوپارچه می کند.
🔸ابعاد تخریب این سرمایه اجتماعی را حدس بزنید. قابل قیاس با هزینه تعطیلی یک کنسرت نیست. دقت فرمائید که برداشت مردم "مانع تراشی حاکمیتی" است نه سیاسی.
"مانع تراشی سیاسی" یعنی ممانعت احزاب و رسانه های مخالف و مانع تراشی های حاکمیتی یعنی همان احزاب و رسانه های مخالف که لباس حاکمیت به تن دارند.
🔹ویران کننده نیست؟
✅ پ.ن: بهترین اتفاق برای دولتی که محبوبیتش، بجهت کم کاری، آن به آن در معرض تهدید است استقبال از یک نظام دوگانه، آنهم در سطوح اجرائی است. دوگانه در سطوح عالیه، هزینه بسیاری دارد. بنابراین با یک نشست ساده با سپاه یا انتشار یک خبر درباره چک کردن لیست وزرا با رهبری، حاکمیت دوگانه در سطح عالی را در ظاهر حل می کنند. اما دوگانه حاکمیتی را مردم باید احساس کنند تا سراسر نفع سیاسی شود. کافی است مردم در زندگی روزمره شان احساس کنند مشکلات اجرائی و محسوس شان ناشی از مانع تراشی های حاکمیتی است.
🔹ویران کننده نیست؟
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#حاکمیت_دوگانه
کنسرت شهرام ناظری با نظر دادستان قوچان لغو می شود.
مساله این یادداشت جایگاه موسیقی نیست. بحث عملکرد دادستانی هم نیست؛ کنسرت شهرام ناظری هم.
مساله را باید از منظر مردم تحلیل کرد.
🔸گناه مردم دقیقا چیست؟
یک کنسرتی آنهم از جنس موسیقی فاخر شهرام ناظری، از وزارت ارشاد "جمهوری اسلامی" مجوز می گیرد. از چند روز قبل نهاد دارای مجوز تبلیغاتی از "جمهوری اسلامی" بلیط می فروشد و مردم اعتماد کرده و خریداری می کنند. حالا یک نهاد دیگر از "جمهوری اسلامی" مانع حضور مردم می شود.
🔸گناه مردم چیست؟
یک اشتباه فاحش وجود دارد که باید عاجلا برای آن فکری کرد. اختلاف و انتقاد از عملکرد دولت، سطحش امور اجرائی نیست. نباید سطح اختلافات مبنائی با دولت به سطح خدمت رسانی منتقل شود.
ممکن است منبر برخی نماز جمعه ها هم در نقد همین کنسرت ها باشد؛ اشکالی ندارد. اما سطح اختلاف نباید به اجرا کشیده شود. محل دعوا اینجا نیست.
مدیرکل عدلیه و امریه باید یک حرف را بزنند. یک تصمیم بگیرند و از تصمیم هم دفاع کنند.
🔶این سطح اختلاف یعنی "حاکمیت دوگانه از پائین" که اثر اجتماعیش، بسیار خطرناک تر از "حاکمیت دوگانه در سطوح عالیه" ست. مردم کاری با حاکمیت دوگانه در سطوح کلان ندارند اما حاکمیت دوگانه در امور اجرائی و محسوس را با گوشت و پوست لمس می کنند. این قبیل رفتارها جامعه را دچار تشویش و سوتفاهم از یک نظام دوتکه و دوپارچه می کند.
🔸ابعاد تخریب این سرمایه اجتماعی را حدس بزنید. قابل قیاس با هزینه تعطیلی یک کنسرت نیست. دقت فرمائید که برداشت مردم "مانع تراشی حاکمیتی" است نه سیاسی.
"مانع تراشی سیاسی" یعنی ممانعت احزاب و رسانه های مخالف و مانع تراشی های حاکمیتی یعنی همان احزاب و رسانه های مخالف که لباس حاکمیت به تن دارند.
🔹ویران کننده نیست؟
✅ پ.ن: بهترین اتفاق برای دولتی که محبوبیتش، بجهت کم کاری، آن به آن در معرض تهدید است استقبال از یک نظام دوگانه، آنهم در سطوح اجرائی است. دوگانه در سطوح عالیه، هزینه بسیاری دارد. بنابراین با یک نشست ساده با سپاه یا انتشار یک خبر درباره چک کردن لیست وزرا با رهبری، حاکمیت دوگانه در سطح عالی را در ظاهر حل می کنند. اما دوگانه حاکمیتی را مردم باید احساس کنند تا سراسر نفع سیاسی شود. کافی است مردم در زندگی روزمره شان احساس کنند مشکلات اجرائی و محسوس شان ناشی از مانع تراشی های حاکمیتی است.
🔹ویران کننده نیست؟
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
⚫️رابطه آتنا و بنیتا و دخترک 5 ساله با سیاست
#تحلیل_دردناک
این روزها اخبار ناخوش و زننده اجتماعی قلب جامعه را جریحه دار کرده است.
حزن عمیق اخبار این روزها روی سینه ها سنگینی می کند. از "آتنا" تا "بنیتا" و آخرین خبر تلخ هم به کما رفتن و آزار جنسی دخترک 5 ساله.
◾️در این اخبار متوقف نمانید. این اخبار تاول چرکینی است که از یک بیماری دهشتناک در متن جامعه گواهی می دهد. چه بسا لازم است به این اخبار مسمومیت الکلی 100 نفر در یک شهرستان کوچک را هم اضافه کرد، حتا خبر دستگیری یک بنگاه دلالی در برگزاری پارتی های شبانه و صدها خبر دیگر.
◾️اگر این اخبار را یک حادثه و رخداد می بینید که هیچ؛ ولی اگر یک بیمار هولناک را در متن جامعه شناختید باید به تحلیل های دردناک تری رسید.
🔳یک سوال؛ راه اصلاح چیست؟ از کجا شروع کنیم؟
گام اول در درمان، شناخت بیماری است. اما برای شناخت بیماری اگر در قتل و تجاوز متوقف شویم، عمق سرطان را درک نکریم. عمیق تر یعنی چی؟ یعنی سراغ آموزش رویم؟ سراغ اخلاق؟ مال حلال؟ همه اینها خوب است اما کافی نیست.
🔲این روزها و با این التهاب تو در توی اجتماعی، یاد این سخن عارفانه و گهربار آیت الله جوادی آملی بیافتیم که "ظاهر مردم، باطن مسئولین است . اگر می خواهید مسئولین را بشناسید ظاهر مردم را نگاه کنید" تا انجا که توضیح می دهند وقتی باطن و روح انسان دچار بیماری می شود اثرش را در ظاهر بدن نشان می دهد: "در جریان رابطه روح و بدن، هر رازی که در روح پیدا باشد، بدن عکس العمل نشان می دهد؛ یعنی انسانی که ترسید، بالأخره چهره اش زرد می شود... این اصل را باید رویش خیلی تکیه کنیم"
▪️رهبری انقلاب می فرمایند:" اگر من و امثال من اسیر هوى و هوس و دنبال طمع و بنده و ذلیلِ ترس و طمع خود بودیم، نمىتوانیم مردم را با فضایل بار بیاوریم."
▪️درجای دیگری می فرمایند: واقعاً «النّاس على دین ملوکهم». ملوک در اینجا به معنى پادشاهان نیست که بگوییم ما پادشاه نداریم؛ نه، ملوک شماها(مسئولین) هستید؛ النّاس على دین ماها "
▪️رهبرانقلاب مثال ولیدبن عبدالمالک را می زند که اهل جواهرات بود و وقتی خلیفه شد مردم کوچه و بازار از جواهر و اشیاقیمتی حرف می زدند. وقتی سلیمان عبدالمالک خلیفه شد، چون اهل ساختمان سازی بود همه مردم از ساخت و ساز می گفتند. وقتی عمربن عبدالعزیز حاکم شد چون اهل عبادت بود مردم کوچه و بازار گفت وگویشان درباره نماز و دعاهای روز بود.
⬛️گناهان ظاهری را با بیماری باطن بشناسید. ام الامراض بیماری نفس است و سرطان روح، ذلت نفس است. انسانی که نفسش ذلیل و خالی از عزت شود، به هرگناهی تن می دهد. نفس و باطن جامعه مسئولین هستند. مسئولین اگر به هوی و هوس دچار شوند جامعه تباه می شود و متعفن.
اگر ظاهر جامعه را در چنین سطح مهیب و خوفناکی از فساد می بینیم، بگردیم و تامل کنیم که باطن این جامعه یعنی مسئولین ما گرفتار چه فسادی اند که چنین ظهوری در بدن داشته است.
▫️چه آنکه پیامبر اکرم فرمود "فقها و امرای جامعه من فاسد شوند، مردم فاسد می شوند."
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#تحلیل_دردناک
این روزها اخبار ناخوش و زننده اجتماعی قلب جامعه را جریحه دار کرده است.
حزن عمیق اخبار این روزها روی سینه ها سنگینی می کند. از "آتنا" تا "بنیتا" و آخرین خبر تلخ هم به کما رفتن و آزار جنسی دخترک 5 ساله.
◾️در این اخبار متوقف نمانید. این اخبار تاول چرکینی است که از یک بیماری دهشتناک در متن جامعه گواهی می دهد. چه بسا لازم است به این اخبار مسمومیت الکلی 100 نفر در یک شهرستان کوچک را هم اضافه کرد، حتا خبر دستگیری یک بنگاه دلالی در برگزاری پارتی های شبانه و صدها خبر دیگر.
◾️اگر این اخبار را یک حادثه و رخداد می بینید که هیچ؛ ولی اگر یک بیمار هولناک را در متن جامعه شناختید باید به تحلیل های دردناک تری رسید.
🔳یک سوال؛ راه اصلاح چیست؟ از کجا شروع کنیم؟
گام اول در درمان، شناخت بیماری است. اما برای شناخت بیماری اگر در قتل و تجاوز متوقف شویم، عمق سرطان را درک نکریم. عمیق تر یعنی چی؟ یعنی سراغ آموزش رویم؟ سراغ اخلاق؟ مال حلال؟ همه اینها خوب است اما کافی نیست.
🔲این روزها و با این التهاب تو در توی اجتماعی، یاد این سخن عارفانه و گهربار آیت الله جوادی آملی بیافتیم که "ظاهر مردم، باطن مسئولین است . اگر می خواهید مسئولین را بشناسید ظاهر مردم را نگاه کنید" تا انجا که توضیح می دهند وقتی باطن و روح انسان دچار بیماری می شود اثرش را در ظاهر بدن نشان می دهد: "در جریان رابطه روح و بدن، هر رازی که در روح پیدا باشد، بدن عکس العمل نشان می دهد؛ یعنی انسانی که ترسید، بالأخره چهره اش زرد می شود... این اصل را باید رویش خیلی تکیه کنیم"
▪️رهبری انقلاب می فرمایند:" اگر من و امثال من اسیر هوى و هوس و دنبال طمع و بنده و ذلیلِ ترس و طمع خود بودیم، نمىتوانیم مردم را با فضایل بار بیاوریم."
▪️درجای دیگری می فرمایند: واقعاً «النّاس على دین ملوکهم». ملوک در اینجا به معنى پادشاهان نیست که بگوییم ما پادشاه نداریم؛ نه، ملوک شماها(مسئولین) هستید؛ النّاس على دین ماها "
▪️رهبرانقلاب مثال ولیدبن عبدالمالک را می زند که اهل جواهرات بود و وقتی خلیفه شد مردم کوچه و بازار از جواهر و اشیاقیمتی حرف می زدند. وقتی سلیمان عبدالمالک خلیفه شد، چون اهل ساختمان سازی بود همه مردم از ساخت و ساز می گفتند. وقتی عمربن عبدالعزیز حاکم شد چون اهل عبادت بود مردم کوچه و بازار گفت وگویشان درباره نماز و دعاهای روز بود.
⬛️گناهان ظاهری را با بیماری باطن بشناسید. ام الامراض بیماری نفس است و سرطان روح، ذلت نفس است. انسانی که نفسش ذلیل و خالی از عزت شود، به هرگناهی تن می دهد. نفس و باطن جامعه مسئولین هستند. مسئولین اگر به هوی و هوس دچار شوند جامعه تباه می شود و متعفن.
اگر ظاهر جامعه را در چنین سطح مهیب و خوفناکی از فساد می بینیم، بگردیم و تامل کنیم که باطن این جامعه یعنی مسئولین ما گرفتار چه فسادی اند که چنین ظهوری در بدن داشته است.
▫️چه آنکه پیامبر اکرم فرمود "فقها و امرای جامعه من فاسد شوند، مردم فاسد می شوند."
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#نواصولگرایی در نسبت جدید با امام و رهبری
👈اصولگرایی به دلائل مختلف در نسبت با گفتمان انقلاب دچار اختلال جدی است. پیش از هرگونه اصلاحی در حوزه مبانی باید رابطه خودشان را با گفتمان امام و رهبری اصلاح کند؛ برخلاف تصور رایج نقطه شروع جائیست که مدعی اند.
جریان اصولگرایی توسط کسانی سامان سیاسی یافته است که سالها مبانی علمی و اندیشه شان را از "طرح فلان" اندیشه ای و "دوره بهمان" سیاسی گرفتند نه نظام فکری امام و رهبری.
📍برای اینکه حرف کلی نزده باشیم چند مورد مثال می زنیم تا مساله روشن شود.
🔸احتمالا کسانی که کتاب "طرح کلی نظام اندیشه اسلامی" رهبری را دیده باشند تائید می کنند که مباحث مطرح شده در این کتاب نگاهی جدید و متفاوت به انقلاب اسلامی است. تا آنجا که اخیرا دوره های مطالعاتی این کتاب در گروه های حزب اللهی پیشرو راه افتاده است.
آیا این خودآگاهی با یک جلد کتاب، آنهم در دهه سوم انقلاب عجیب و تاسف بار نیست؟ این کتاب بدون شک بسیاری از یافته ها و ساختارهای ذهنی انقلابی ما را جابجا می کند. مثلا فهم ما از ولایت یا نسبت دین اجتماعی با نظام سازی و مهدویت. یا فهم ما از مردمسالاری دینی. آیا در همین مورد اخیر تلقی ما از مردم، همان فهم امام و رهبری است؟ اصولگراها نیز حضور مردم را داخل در مشروعیت نظام می دانند؟ هنوز هم برای برخی چنین تعبیری غریب است و جرئت مخالفت با آن را ندارند.
🔸یا اینکه به برخی "مواجهات راهبردی" رهبری توجه کنیم و ببینیم پیشتر چه نسبتی با آنها داشتیم. چرا برخی از آنها انقدر برای ما تازگی و بدیع بوده است و ما از آن غافل.
نمونه اش دوقطبی انقلابی و ضدانقلابی. ما هم مثل رهبری، اصلاح طلبی و اصولگرائی را در چارچوب انقلاب تحلیل می کردیم؟ تصور ما هم این بود که انقلابی گری تشکیکی و طیفی و انقدر موسع است که همه درون آن حفظ شوند؟
🔸یا به برخی اختلافات فاحش مان با "سیاست ورزی" رهبری انقلاب رجوع کنیم. فراموش نکنیم در فتنه 88 سبک مدیریت صحنه رهبری انقلاب با ما اصولگراها، کاملا متفاوت بود. "عمار" را رهبری به جهت اختلال جریان اصولگرایی مطرح کردند که بجای تبیین و نشاندن غبار باطل از حق، تنها داد می زدند و هیاهو داشتند. اصولگراها نیز مخاطب ساکتین فتنه بودند.
نزدیک تر بیائیم؟ فاصله رهبری در ماجرای مدیریت برجام با اصولگراها چقدر بود؟ دقت کردیم که هربار رهبری سخنرانی داشتند، اصولگراها دچار تحیر و شگفتی می شدند؟ رهبری از نرمش قهرمانانه و مذاکرات، سیاست رشد اجتماعی را دنبال می کردند و ما رقابت سیاسی. جاهائی نیز بازی رهبری را بهم زدیم و رد شدیم.
🔶بپذیریم که دستمان در دست امام و رهبری نیست. شاید در دست بزرگان دیگری است. خلاصه اولین اصلاح اینجاست.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
👈اصولگرایی به دلائل مختلف در نسبت با گفتمان انقلاب دچار اختلال جدی است. پیش از هرگونه اصلاحی در حوزه مبانی باید رابطه خودشان را با گفتمان امام و رهبری اصلاح کند؛ برخلاف تصور رایج نقطه شروع جائیست که مدعی اند.
جریان اصولگرایی توسط کسانی سامان سیاسی یافته است که سالها مبانی علمی و اندیشه شان را از "طرح فلان" اندیشه ای و "دوره بهمان" سیاسی گرفتند نه نظام فکری امام و رهبری.
📍برای اینکه حرف کلی نزده باشیم چند مورد مثال می زنیم تا مساله روشن شود.
🔸احتمالا کسانی که کتاب "طرح کلی نظام اندیشه اسلامی" رهبری را دیده باشند تائید می کنند که مباحث مطرح شده در این کتاب نگاهی جدید و متفاوت به انقلاب اسلامی است. تا آنجا که اخیرا دوره های مطالعاتی این کتاب در گروه های حزب اللهی پیشرو راه افتاده است.
آیا این خودآگاهی با یک جلد کتاب، آنهم در دهه سوم انقلاب عجیب و تاسف بار نیست؟ این کتاب بدون شک بسیاری از یافته ها و ساختارهای ذهنی انقلابی ما را جابجا می کند. مثلا فهم ما از ولایت یا نسبت دین اجتماعی با نظام سازی و مهدویت. یا فهم ما از مردمسالاری دینی. آیا در همین مورد اخیر تلقی ما از مردم، همان فهم امام و رهبری است؟ اصولگراها نیز حضور مردم را داخل در مشروعیت نظام می دانند؟ هنوز هم برای برخی چنین تعبیری غریب است و جرئت مخالفت با آن را ندارند.
🔸یا اینکه به برخی "مواجهات راهبردی" رهبری توجه کنیم و ببینیم پیشتر چه نسبتی با آنها داشتیم. چرا برخی از آنها انقدر برای ما تازگی و بدیع بوده است و ما از آن غافل.
نمونه اش دوقطبی انقلابی و ضدانقلابی. ما هم مثل رهبری، اصلاح طلبی و اصولگرائی را در چارچوب انقلاب تحلیل می کردیم؟ تصور ما هم این بود که انقلابی گری تشکیکی و طیفی و انقدر موسع است که همه درون آن حفظ شوند؟
🔸یا به برخی اختلافات فاحش مان با "سیاست ورزی" رهبری انقلاب رجوع کنیم. فراموش نکنیم در فتنه 88 سبک مدیریت صحنه رهبری انقلاب با ما اصولگراها، کاملا متفاوت بود. "عمار" را رهبری به جهت اختلال جریان اصولگرایی مطرح کردند که بجای تبیین و نشاندن غبار باطل از حق، تنها داد می زدند و هیاهو داشتند. اصولگراها نیز مخاطب ساکتین فتنه بودند.
نزدیک تر بیائیم؟ فاصله رهبری در ماجرای مدیریت برجام با اصولگراها چقدر بود؟ دقت کردیم که هربار رهبری سخنرانی داشتند، اصولگراها دچار تحیر و شگفتی می شدند؟ رهبری از نرمش قهرمانانه و مذاکرات، سیاست رشد اجتماعی را دنبال می کردند و ما رقابت سیاسی. جاهائی نیز بازی رهبری را بهم زدیم و رد شدیم.
🔶بپذیریم که دستمان در دست امام و رهبری نیست. شاید در دست بزرگان دیگری است. خلاصه اولین اصلاح اینجاست.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
تقلیل مجلس را نظاره کنین.
یکروز نادران بخاطر افشاگری علیه رحیمی رفت دادگاه،
دیروز هم کریمی بخاطر قلدری ومشت زدن بصورت مامور قانون بازداشت شد.
@mahdian_mohsen
یکروز نادران بخاطر افشاگری علیه رحیمی رفت دادگاه،
دیروز هم کریمی بخاطر قلدری ومشت زدن بصورت مامور قانون بازداشت شد.
@mahdian_mohsen
🛑ابعاد کتک کاری آقای نماینده
یک نماینده مجلس -بخوانید یک قانون نویس-، با "مامورقانون" به حق یا ناحق جدل می کند و سرانجامش به ضرب و شتم و شکستن بینی مامور منجر می شود. همه چی به قدر کفایت روشن است و توضیح بیشتری نمی خواهد.
این ماجرا را بداخلاقی می دانید یا عصبانیت؟ بنظرم روی این خبر متوقف نشوید. ابعاد این رویداد گسترده تر از کتککاری ست.
ماجرا تبدیل شدن یک "خودبرتربینی متفرعانه" در میان مسئولین کشورست.
مدتی است با سبک جدیدی از مدیریت در جمهوری اسلامی مواجهیم که برخلاف گذشته و به سبکی بدعت گونه، جنسش "تکبر سیاسی" و "تبختر اجتماعی" است.
گستره این جریان حاکم بر قدرت را تاریخی ببینید. با نحله ای مواجهیم که مولود "ساختار اختناقی" دهه هفتاد است. تکنوکرات های امروز، میراث دار دولتی هستند که کمترین مواجه اش با منتقدین، بازداشت و حبس و پرونده امنیتی بود. فرقی هم نمی کرد فرشاد مومنی باشد یا عزت الله سحابی یا عباس عبدی یا مهدی نصیری.
امروز با صاحبانی از قدرت مواجهیم که وامدار "دولت آژانی مسلک" دهه هفتاد هستند؛ همان ها که به گفته احمدتوکلی برای مواجهه با شورش مستضعفین و فقرای کوی طلاب مشهد و اسلامشهر و غیره، باتوم وارد کشور کردند.
قهرا از آن "سازمان متفرعانه"، چند نسل بعد "مدیر متکبر" تربیت می شود.
امروز با مدیرانی مواجهیم که منتقدین را "بی خرد" و "بی دین" و "حسود" و "متوهم" و "بزدل" می دانند. وقتی با اعتراض ها مواجه می شوند، پشت چشم نازک می کنند که " بروید به جهنم". معترضین شان را افراد "فاسد" و "عقب مانده" و " مخلوقات ترسو" می دانند که "عصرحجری" اند و "هوچی باز" و "تازه انقلابی شده".
بنظر شما تاریخ باور می کند این ادبیات یک کارگزار ارشد حکومت اسلامی باشد؟
مردم فراموش نمی کنند که منتقدان هسته ای را "لبو فروش" خواندند و تولید ملی را با "آبگوشت بزباش" و "قرمه سبزی" تحقیر کردند. منتقد که هیچ، فراماندار خودشان را در جمع و علن ناسزا گفتند و به خبرنگار فحش چارواداری دادند.
این "استحقار سیاسی" و "استخفاف اجتماعی" در حال تبدیل شدن به یک سبک جدید مدیریتی است که تقابلش با آزادی کمترین معصیت است؛ نگوئید دیکتاتوری. "تفرعن و تبختر سیاسی" یعنی "تحقیر ملی" که دهها برابر سخت تر از "خودرائی سیاسی" ست. همین تکبرسیاسی است که از درونش "پنهان کاری" ساخته می شود.
اما ریشه این نحله جدید مدیرتی چیست؟ "خوی کاخ نشینی" یا "بی نیازی از مردم" یا "پشت گرمی اقتصادی" یا "زور بازوی سیاسی" یا "قدرت پرتوان رانتی" یا چی؟
♥️ردشویم. امیدواریم در دولت جدید نسبت به تحدید این طبقه جدید مدیریتی حساسیت لازم وجود داشته باشد.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
یک نماینده مجلس -بخوانید یک قانون نویس-، با "مامورقانون" به حق یا ناحق جدل می کند و سرانجامش به ضرب و شتم و شکستن بینی مامور منجر می شود. همه چی به قدر کفایت روشن است و توضیح بیشتری نمی خواهد.
این ماجرا را بداخلاقی می دانید یا عصبانیت؟ بنظرم روی این خبر متوقف نشوید. ابعاد این رویداد گسترده تر از کتککاری ست.
ماجرا تبدیل شدن یک "خودبرتربینی متفرعانه" در میان مسئولین کشورست.
مدتی است با سبک جدیدی از مدیریت در جمهوری اسلامی مواجهیم که برخلاف گذشته و به سبکی بدعت گونه، جنسش "تکبر سیاسی" و "تبختر اجتماعی" است.
گستره این جریان حاکم بر قدرت را تاریخی ببینید. با نحله ای مواجهیم که مولود "ساختار اختناقی" دهه هفتاد است. تکنوکرات های امروز، میراث دار دولتی هستند که کمترین مواجه اش با منتقدین، بازداشت و حبس و پرونده امنیتی بود. فرقی هم نمی کرد فرشاد مومنی باشد یا عزت الله سحابی یا عباس عبدی یا مهدی نصیری.
امروز با صاحبانی از قدرت مواجهیم که وامدار "دولت آژانی مسلک" دهه هفتاد هستند؛ همان ها که به گفته احمدتوکلی برای مواجهه با شورش مستضعفین و فقرای کوی طلاب مشهد و اسلامشهر و غیره، باتوم وارد کشور کردند.
قهرا از آن "سازمان متفرعانه"، چند نسل بعد "مدیر متکبر" تربیت می شود.
امروز با مدیرانی مواجهیم که منتقدین را "بی خرد" و "بی دین" و "حسود" و "متوهم" و "بزدل" می دانند. وقتی با اعتراض ها مواجه می شوند، پشت چشم نازک می کنند که " بروید به جهنم". معترضین شان را افراد "فاسد" و "عقب مانده" و " مخلوقات ترسو" می دانند که "عصرحجری" اند و "هوچی باز" و "تازه انقلابی شده".
بنظر شما تاریخ باور می کند این ادبیات یک کارگزار ارشد حکومت اسلامی باشد؟
مردم فراموش نمی کنند که منتقدان هسته ای را "لبو فروش" خواندند و تولید ملی را با "آبگوشت بزباش" و "قرمه سبزی" تحقیر کردند. منتقد که هیچ، فراماندار خودشان را در جمع و علن ناسزا گفتند و به خبرنگار فحش چارواداری دادند.
این "استحقار سیاسی" و "استخفاف اجتماعی" در حال تبدیل شدن به یک سبک جدید مدیریتی است که تقابلش با آزادی کمترین معصیت است؛ نگوئید دیکتاتوری. "تفرعن و تبختر سیاسی" یعنی "تحقیر ملی" که دهها برابر سخت تر از "خودرائی سیاسی" ست. همین تکبرسیاسی است که از درونش "پنهان کاری" ساخته می شود.
اما ریشه این نحله جدید مدیرتی چیست؟ "خوی کاخ نشینی" یا "بی نیازی از مردم" یا "پشت گرمی اقتصادی" یا "زور بازوی سیاسی" یا "قدرت پرتوان رانتی" یا چی؟
♥️ردشویم. امیدواریم در دولت جدید نسبت به تحدید این طبقه جدید مدیریتی حساسیت لازم وجود داشته باشد.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw