✅روایت و ابرروایت بعد از حاج قاسم/
✅رهبرانقلاب چه کرد؟
🔸روایت چیست؟ گزارش من و شما از واقع. ما حقیقت را با روایت مان از صحنه می فهمیم. ابرروایت چیست؟ مفهوم اصلی و مضمون مادر در فهم روایت ها. مثال می زنم. مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد. روایت چیست؟ مار دیدن ریسمان. ابرروایت چیست؟ مار گزیدگی.
با این توضیح یکبار کوران روایت ها را بعد از شهادت حاج قاسم مرور کنیم و بعد ببینیم رهبری چه کردند.
🔸بعد از شهادت حاج قاسم سه دوره خبری داشتیم.
🔸دوره اول: از شهادت حاج قاسم تا عملیات عین الاسد
ابرروایت چیست؟ شهادت حاج قاسم.
روایت های ضدانقلاب چیست؟ اول نماد سازی. گفتند حاج قاسم تروریست بود. نگرفت. تلاش کردند مصداق بسازند؛ گفتند حاج قاسم عامل کشتار آبان ماه و همانست که به عراقی ها طعنه زد که چرا تجمعات را جمع نمی کنید؟! بازهم نگرفت. با هجوم میلیونی مردم در خیابان ها بی بی سی از همه تجمعات دنیا و حتا تاریخی در ایران نوشت. از ناصرالدین شاه تا پاشایی و منتظری و غیره. تلاش کردند اعتبار زدایی کنند. بازهم نگرفت. از حضور در تشییع نازی های گزارش رفتند تا جعل انگاری کنند. نگرفت. خوار انگاری کردند و در نهایت از سندرم استکهلم نوشتند. اینکه زندانی به زندان بانش عشق می ورزد. نشد.
چرا در این جنگ روایتی موفق نبودند؟ ابرروایت پر قدرت حاج قاسم.
🔸دوره دوم. از عملیات عین الاسد تا سقوط هواپیما
روایت کاربران داخلی چه بود: کشته های عین الاسد. ابرروایت چه بود؟ انتقام سخت.
روایت ضدانقلاب چه بود؟ ابتدا تخفیف انگاری. گفتند اتفاقی نیافتده است. در ادامه با سقوط هواپیما سمت قطره چکانی دروغ بزرگ رفتند. موثر بود. ابرروایت چه بود؟ ضعف کارامدی در ایران.
در این رویارویی نزاع برابر بود. چرا؟ هم آوردی ابرروایت ها نزدیک بهم بود.
🔸دوره سوم. اعلام خطای انسانی
روایت ما: مامقصریم. ابرروایت: هیچ. نداشتیم. گیجی ابرروایت.
روایت ضدانقلاب فراتر از خطای انسانی و شکل گیری هشتگ چرنوبیل. این هشتگ می گفت این خطا نشانه عمق ناکارامدی است و رژیم به آستانه فروپاشی رسیده است. پس ابرروایت ضدانقلاب براندازی شد.
در این دوره موفق بودند.
🔸اما رهبرانقلاب چه کردند؟
رهبری ابرروایت را اصلاح کرد تا خرده روایت سقوط هواپیما درست فهم شود. تا با یک خطا دچار انفعال نشویم و میدان را نبازیم. دقیقا چه کردند؟ ابرروایت شد ملت صبار و شکور. توضیح دادند. صبار یعنی اگر اشکالی هم ببیند استقامت می ورزد و از مسیر اصلی منحرف نمی شود. وانمی ماند. شکورست یعنی نعمت اصلی را می بیند و رها نمی کند و شاکرست؛ ایام الله.
روایت چه شد؟ آنچه این روزها از تلخی ها می بینیم؛ بزرگنمایی دشمن برای فراموشی ایام الله است.
و میدان بازی را عوض کردند.
برای فهم دقیق خرده روایت ها باید ابر روایت را درست فهم کرد. رهبری چنین کرد.
@mahdian_mohsen
✅رهبرانقلاب چه کرد؟
🔸روایت چیست؟ گزارش من و شما از واقع. ما حقیقت را با روایت مان از صحنه می فهمیم. ابرروایت چیست؟ مفهوم اصلی و مضمون مادر در فهم روایت ها. مثال می زنم. مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد. روایت چیست؟ مار دیدن ریسمان. ابرروایت چیست؟ مار گزیدگی.
با این توضیح یکبار کوران روایت ها را بعد از شهادت حاج قاسم مرور کنیم و بعد ببینیم رهبری چه کردند.
🔸بعد از شهادت حاج قاسم سه دوره خبری داشتیم.
🔸دوره اول: از شهادت حاج قاسم تا عملیات عین الاسد
ابرروایت چیست؟ شهادت حاج قاسم.
روایت های ضدانقلاب چیست؟ اول نماد سازی. گفتند حاج قاسم تروریست بود. نگرفت. تلاش کردند مصداق بسازند؛ گفتند حاج قاسم عامل کشتار آبان ماه و همانست که به عراقی ها طعنه زد که چرا تجمعات را جمع نمی کنید؟! بازهم نگرفت. با هجوم میلیونی مردم در خیابان ها بی بی سی از همه تجمعات دنیا و حتا تاریخی در ایران نوشت. از ناصرالدین شاه تا پاشایی و منتظری و غیره. تلاش کردند اعتبار زدایی کنند. بازهم نگرفت. از حضور در تشییع نازی های گزارش رفتند تا جعل انگاری کنند. نگرفت. خوار انگاری کردند و در نهایت از سندرم استکهلم نوشتند. اینکه زندانی به زندان بانش عشق می ورزد. نشد.
چرا در این جنگ روایتی موفق نبودند؟ ابرروایت پر قدرت حاج قاسم.
🔸دوره دوم. از عملیات عین الاسد تا سقوط هواپیما
روایت کاربران داخلی چه بود: کشته های عین الاسد. ابرروایت چه بود؟ انتقام سخت.
روایت ضدانقلاب چه بود؟ ابتدا تخفیف انگاری. گفتند اتفاقی نیافتده است. در ادامه با سقوط هواپیما سمت قطره چکانی دروغ بزرگ رفتند. موثر بود. ابرروایت چه بود؟ ضعف کارامدی در ایران.
در این رویارویی نزاع برابر بود. چرا؟ هم آوردی ابرروایت ها نزدیک بهم بود.
🔸دوره سوم. اعلام خطای انسانی
روایت ما: مامقصریم. ابرروایت: هیچ. نداشتیم. گیجی ابرروایت.
روایت ضدانقلاب فراتر از خطای انسانی و شکل گیری هشتگ چرنوبیل. این هشتگ می گفت این خطا نشانه عمق ناکارامدی است و رژیم به آستانه فروپاشی رسیده است. پس ابرروایت ضدانقلاب براندازی شد.
در این دوره موفق بودند.
🔸اما رهبرانقلاب چه کردند؟
رهبری ابرروایت را اصلاح کرد تا خرده روایت سقوط هواپیما درست فهم شود. تا با یک خطا دچار انفعال نشویم و میدان را نبازیم. دقیقا چه کردند؟ ابرروایت شد ملت صبار و شکور. توضیح دادند. صبار یعنی اگر اشکالی هم ببیند استقامت می ورزد و از مسیر اصلی منحرف نمی شود. وانمی ماند. شکورست یعنی نعمت اصلی را می بیند و رها نمی کند و شاکرست؛ ایام الله.
روایت چه شد؟ آنچه این روزها از تلخی ها می بینیم؛ بزرگنمایی دشمن برای فراموشی ایام الله است.
و میدان بازی را عوض کردند.
برای فهم دقیق خرده روایت ها باید ابر روایت را درست فهم کرد. رهبری چنین کرد.
@mahdian_mohsen
✅سوژه/ درباره چی بنویسم؟/ قاعده خب که چی
سوژه چیست؟ : بهانه نوشتن. ابزار جلب توجه و کشاندن مخاطب پای منبر و مقاله و خبر.
سوژه ابزار توجه دادن است؛ قدرت تبدیل ذغال به طلا.
انتخاب سوژه مهمترین تفاوت روزنامه نگار حرفه ای و آماتور است
سوژه یا "بکر" است یا "ابداعی و خلاقانه"
🔸چه موضوعاتی سوژه خبری محسوب نمی شوند؟
1ـ کلی باشند
2ـ تصویری نباشند
3ـ تکراری باشند
4ـ جذابیت نداشته باشند
5- فوریت نداشته باشد
6-عمومیت نداشته باشد
🔸برای پیدا کردن سوژه
زیاد بخوانید. خبر و کتاب و ...
زیاد حرف بزنید و مباحثه کنید؛ با گروه های مختلف و نه فقط حلقه رفقا و هم فکرا.
جلسات طوفان فکری راه بیاندازید.
زیاد ببینید. "نگاه" کنید که با "دیدن" فرق دارد.
کنجکاو باشد. پرسش کنید.
مویز بخورید. یعنی حافظه تان را برای ارجاع تقویت کنید. اگر مثل من حافظه ندارید بانک اطلاعات درست کنید.
✅اما تفاوت "ایده" و "مضمون" و "موضوع" و "سوژه"
برخی همه اینها را یکی می دانند. اینطور نیست.
🔸مضمون مفهوم است. یک حرف کلی. مثلا جاه طلبی.
🔸موضوع کشیدن مضمون روی مصداق است. قرار است این جاه طلبی را در چه موضوعی نشان دهیم؟ مثلا در سیاست یا فرهنگ یا چی؟ جزئی تر شوید.
🔸ایده چیست؟ زاویه نگاه شما. مثلا قرارست جاه طلبی را در حزب بازی از منظر دینی مورد توجه قرار دهید.
🔸سوژه چیست؟ قلاب شما برای نگه داشتن مخاطب در این نقطه. سوژه دارای رخداد وقصه و شخصیت و شهرت و ارزش های خبری است.
سوژه و ایده ملازم همند.
✅و اما راه رسیدن به سوژه و ایده؛
گام اصلی ایجاد یک نقشه ذهنی است. نقشه ذهنی از چشم مسلح بوجود می اید.
چشم مسلح چیست؟ مفصل است اما با این چند کار می توانید تمرین کنید.
🔸یکم نگاه ذره ای
خود موضوع را دقیق شوید. تا می توانیم موضوع را خرد کنیم و جزئی شوید. توجه به جزئیات و نگاه ذره ای و ریز بینانه بسیار مهم است.
نگه ذره ای قدرت تمثیل می دهد.
🔸دوم. رمزگشایی
رمزگشایی نگاه عمودی به سوژه است. یعنی نگاه عمیق و طولی. همان روح حاکم بر سوژه. همان نگاه علی و معلول به سوژه .
رمزگشایی قدرت تعمیم به ما می دهد.
🔸سوم. عکس هوایی
نگاه عرضی به سوژه . نگاه انسجامی. روابط بین سوژه ها؛ هم در نسبت با هم و هم روابط اصلی و فرعی آنها.
عکس هوایی قدرت تمایز و تشابه می دهد.
✅سوژه یا ایده تان را به دوستتان بگوئید. اگر گفت "خب که چی" یا شانه بالا انداخت و یا چشمش گرد نشد، یعنی باید دنبال سوژه جدید باشید. این قاعده را فراموش نکنید.
@mahdian_mohsen
سوژه چیست؟ : بهانه نوشتن. ابزار جلب توجه و کشاندن مخاطب پای منبر و مقاله و خبر.
سوژه ابزار توجه دادن است؛ قدرت تبدیل ذغال به طلا.
انتخاب سوژه مهمترین تفاوت روزنامه نگار حرفه ای و آماتور است
سوژه یا "بکر" است یا "ابداعی و خلاقانه"
🔸چه موضوعاتی سوژه خبری محسوب نمی شوند؟
1ـ کلی باشند
2ـ تصویری نباشند
3ـ تکراری باشند
4ـ جذابیت نداشته باشند
5- فوریت نداشته باشد
6-عمومیت نداشته باشد
🔸برای پیدا کردن سوژه
زیاد بخوانید. خبر و کتاب و ...
زیاد حرف بزنید و مباحثه کنید؛ با گروه های مختلف و نه فقط حلقه رفقا و هم فکرا.
جلسات طوفان فکری راه بیاندازید.
زیاد ببینید. "نگاه" کنید که با "دیدن" فرق دارد.
کنجکاو باشد. پرسش کنید.
مویز بخورید. یعنی حافظه تان را برای ارجاع تقویت کنید. اگر مثل من حافظه ندارید بانک اطلاعات درست کنید.
✅اما تفاوت "ایده" و "مضمون" و "موضوع" و "سوژه"
برخی همه اینها را یکی می دانند. اینطور نیست.
🔸مضمون مفهوم است. یک حرف کلی. مثلا جاه طلبی.
🔸موضوع کشیدن مضمون روی مصداق است. قرار است این جاه طلبی را در چه موضوعی نشان دهیم؟ مثلا در سیاست یا فرهنگ یا چی؟ جزئی تر شوید.
🔸ایده چیست؟ زاویه نگاه شما. مثلا قرارست جاه طلبی را در حزب بازی از منظر دینی مورد توجه قرار دهید.
🔸سوژه چیست؟ قلاب شما برای نگه داشتن مخاطب در این نقطه. سوژه دارای رخداد وقصه و شخصیت و شهرت و ارزش های خبری است.
سوژه و ایده ملازم همند.
✅و اما راه رسیدن به سوژه و ایده؛
گام اصلی ایجاد یک نقشه ذهنی است. نقشه ذهنی از چشم مسلح بوجود می اید.
چشم مسلح چیست؟ مفصل است اما با این چند کار می توانید تمرین کنید.
🔸یکم نگاه ذره ای
خود موضوع را دقیق شوید. تا می توانیم موضوع را خرد کنیم و جزئی شوید. توجه به جزئیات و نگاه ذره ای و ریز بینانه بسیار مهم است.
نگه ذره ای قدرت تمثیل می دهد.
🔸دوم. رمزگشایی
رمزگشایی نگاه عمودی به سوژه است. یعنی نگاه عمیق و طولی. همان روح حاکم بر سوژه. همان نگاه علی و معلول به سوژه .
رمزگشایی قدرت تعمیم به ما می دهد.
🔸سوم. عکس هوایی
نگاه عرضی به سوژه . نگاه انسجامی. روابط بین سوژه ها؛ هم در نسبت با هم و هم روابط اصلی و فرعی آنها.
عکس هوایی قدرت تمایز و تشابه می دهد.
✅سوژه یا ایده تان را به دوستتان بگوئید. اگر گفت "خب که چی" یا شانه بالا انداخت و یا چشمش گرد نشد، یعنی باید دنبال سوژه جدید باشید. این قاعده را فراموش نکنید.
@mahdian_mohsen
✅درباره ردصلاحیتم...
امروز از هیات نظارت تماس گرفتند و گفتند ردصلاحیت شدم. گفتم مستند کدام ماده؟ گفتند ماده 28 قانون انتخابات بند دوم؛ یعنی عدم التزام عملی به نظام مقدس جمهوری اسلامی. تشکر کردم.
اول گفته بودند ماده 31 و محکومیت مالی و بعد گفتند عدم التزام به ولایت فقیه. در شکایتم در فرامانداری نوشتم من نه محکومیت دارم، نه دادگاهی و اتهامی با این عنوان داشتم؛ درباره عدم التزام به ولایت فقیه هم اشتباه گرفتید. همین.
با این حال تردید کردم. پرونده ای سالها پیش نزد قاضی صلواتی داشتم و تصمیم گرفتم پرس وجوی مجدد کنم. آقای صلواتی را در جلسه ای کوتاه ملاقات کردم. حاج آقا پرونده را به خاطر داشت. از ماجرا پرسید و توضیح دادم. حاج آقا مستاصل شد. گفت شما دادگاه هم نرفتید چطور برای شما محکومیت ثبت شده است؟ چند جا با گوشی قدیمی خود تماس گرفتند. پشت تلفن مشفقانه می گفت "آقای مهدیان جوان انقلابی است و چرا با آبرویش بازی شده است؟ اصلا محکومیت ندارد. اشتباهست." تماس آخر رئیس اجرای احکام بود؛ توضیح داد. دست آخر گفتند "همین الان برو اجرای احکام."
جوان مومن و باصفایی به نام قاضی براعه؛ تا من را دید از جلسه بیرن آمد و گفت هیچ نگران نباشید. یک اتفاق نادر و شاذ افتاده است. پرونده منع تعقیب شما به اشتباه محکومیت ثبت شده است. الان اصلاح می کنم و برای آقای کدخدایی هم نامه می زنم. نامه زد. دوتا نامه زد. یکی مبنی بر منع تعقیب و دومی را خودشان توصیه کردند که صریح تر بنویسند؛ "اینکه ثبت محکومیت اشتباه است." (سند پیوست.)
نامه ها را ضمیمه شکایتم به شورای نگهبان کردم. اما ظاهرا تصمیم گرفته بودند ردصلاحیت کنند. آنهم به اتهام عدم وفاداری به انقلابی اسلامی. ای انصاف....کاش حداقل این بند نبود.
مهم نیست. سلمنا. حکم ظالمانه ای است اما به حرمت قانون که پایش امضای مشروعیت بخش مردم و اسلام است می پذیرم.
من انقلاب اسلامی را از روی دست این و آن و موروثی و برای پست و مقام برداشت نکردم. انقلاب اسلامی را وجودی درک کردم و مظهر سنت الهی تفوق حق بر باطل می دانم. معرفتم به انقلاب را حضوری و از دست مکتب روح الله کبیر و حضرت آقا گرفتم. با این نسبت های ناروا نیز عقب نخواهم نشست.
پ.ن: از آنجائیکه احتمال می دهم این اتهام بهانه ای برای خناسان در تضعیف عملکرد همکارانم در خبرگزاری فارس شود از امروز از معاونت خبر هم استعفا می دهم.
باا ین حال در این جنگ تمام عیار ذهنی و ادراکی و رسانه ای، محکم تر از گذشته در همین کانال و دیگر شبکه های شخصی ام خواهم نوشت وباقی وقتم را نیز خرج بشاگرد و گروه جهادی محبین الائمه خواهم کرد.
https://b2n.ir/406869
@mahdian_mohsen
امروز از هیات نظارت تماس گرفتند و گفتند ردصلاحیت شدم. گفتم مستند کدام ماده؟ گفتند ماده 28 قانون انتخابات بند دوم؛ یعنی عدم التزام عملی به نظام مقدس جمهوری اسلامی. تشکر کردم.
اول گفته بودند ماده 31 و محکومیت مالی و بعد گفتند عدم التزام به ولایت فقیه. در شکایتم در فرامانداری نوشتم من نه محکومیت دارم، نه دادگاهی و اتهامی با این عنوان داشتم؛ درباره عدم التزام به ولایت فقیه هم اشتباه گرفتید. همین.
با این حال تردید کردم. پرونده ای سالها پیش نزد قاضی صلواتی داشتم و تصمیم گرفتم پرس وجوی مجدد کنم. آقای صلواتی را در جلسه ای کوتاه ملاقات کردم. حاج آقا پرونده را به خاطر داشت. از ماجرا پرسید و توضیح دادم. حاج آقا مستاصل شد. گفت شما دادگاه هم نرفتید چطور برای شما محکومیت ثبت شده است؟ چند جا با گوشی قدیمی خود تماس گرفتند. پشت تلفن مشفقانه می گفت "آقای مهدیان جوان انقلابی است و چرا با آبرویش بازی شده است؟ اصلا محکومیت ندارد. اشتباهست." تماس آخر رئیس اجرای احکام بود؛ توضیح داد. دست آخر گفتند "همین الان برو اجرای احکام."
جوان مومن و باصفایی به نام قاضی براعه؛ تا من را دید از جلسه بیرن آمد و گفت هیچ نگران نباشید. یک اتفاق نادر و شاذ افتاده است. پرونده منع تعقیب شما به اشتباه محکومیت ثبت شده است. الان اصلاح می کنم و برای آقای کدخدایی هم نامه می زنم. نامه زد. دوتا نامه زد. یکی مبنی بر منع تعقیب و دومی را خودشان توصیه کردند که صریح تر بنویسند؛ "اینکه ثبت محکومیت اشتباه است." (سند پیوست.)
نامه ها را ضمیمه شکایتم به شورای نگهبان کردم. اما ظاهرا تصمیم گرفته بودند ردصلاحیت کنند. آنهم به اتهام عدم وفاداری به انقلابی اسلامی. ای انصاف....کاش حداقل این بند نبود.
مهم نیست. سلمنا. حکم ظالمانه ای است اما به حرمت قانون که پایش امضای مشروعیت بخش مردم و اسلام است می پذیرم.
من انقلاب اسلامی را از روی دست این و آن و موروثی و برای پست و مقام برداشت نکردم. انقلاب اسلامی را وجودی درک کردم و مظهر سنت الهی تفوق حق بر باطل می دانم. معرفتم به انقلاب را حضوری و از دست مکتب روح الله کبیر و حضرت آقا گرفتم. با این نسبت های ناروا نیز عقب نخواهم نشست.
پ.ن: از آنجائیکه احتمال می دهم این اتهام بهانه ای برای خناسان در تضعیف عملکرد همکارانم در خبرگزاری فارس شود از امروز از معاونت خبر هم استعفا می دهم.
باا ین حال در این جنگ تمام عیار ذهنی و ادراکی و رسانه ای، محکم تر از گذشته در همین کانال و دیگر شبکه های شخصی ام خواهم نوشت وباقی وقتم را نیز خرج بشاگرد و گروه جهادی محبین الائمه خواهم کرد.
https://b2n.ir/406869
@mahdian_mohsen
✅درباره تائید صلاحیتم...
پیامک تائید صلاحیت را دریافت کردم.
بعد از انتشار یادداشت انتقادی، از شورای نگهبان تماس گرفتند و برای جلسه ای دعوت کردند. ورودی ساختمان شلوغ بود. خیلی ها برای جلسه و پیگیری آمده بودند. وارد اتاق شدم. پیرمرد خوش مشربی به استقبال آمد. پرسید مدارک شما چیست؟ نامه ها و مستندات را ارائه کردم. گفتم این ها را پیش تر نیز به شکایت نامه قبلی الصاق کرده بودم. گفتند دست ما نرسیده است. دلیلش را جویا نشدم. شاید هم لابه لای اینهمه پرونده گم شده بود. تشکر کردم و خداحافظی ...تا پیامک امروز.
فاصله ردصلاحیت تا تائید صلاحیتم همین حریت ساختاری است که قیمت دارد.
اما دو گروه از این ردصلاحیت خیلی خوشحال شدند. یکی اصلاح طلبانی که باشیفتگی زائد الوصف بر شورا تاختند و نوشتند "دیدید گفتیم خسارتید" و یک گروه هم باقی مانده های انحراف که نوشتند "بر خاکستر آه ما نشستید".
اشتباه می کنند. بین جریان انقلاب و ایندو یک تفاوت ساده است. اینها عمریست خطا را بهانه می کنند تا با دیکتاتوری مقابل قانون بایستند و جریان انقلاب خطا را می بیند تا با اصلاحش مردم سالاری را به رخ بکشد.
به همین جهت هردو گروه از متن پیشین برآشفتند که چطور ممکن است حکمی را خطا بدانید و اما به احترام قانون بایستید و برایش حریم مقدس بسازید؟ واقع اینست که همه آنچه از انقلاب می فهمم همین است.
ما نقد می کنیم و از خطا ها و حتی ظلم ها می گوئیم اما چون ساختارها وقوانین جمهوری اسلامی را به امضا و برآمده از مردم می دانیم برایش حرمت قائلیم و راه اصلاح را نه در منیت ها و قلدرمآبی ها، بلکه در خود قانون می دانیم.
ما قصور و تقصیر ها را می بینیم و فریادش می کنیم اما چون حرکت کلی انقلاب را به سمت ظهور حق و سنت محوضت و خالص سازی الهی به سمت روشنایی می دانیم، سراپا امیدیم و اقدام.
ماجرای ردصلاحیتم هرچند خطا بر خطا بود اما برایم فخرانگیز بود. تلاش مشفقانه قاضی پرونده ام و تعصب دیدنی قاضی اجرای احکام برای اصلاح خطائی که صورت گرفته بود قابل تکریم است. حریت ساختاری شورای نگهبان نیز قابل احترام بود و تجربه ای شد ماندگار. آنقدر شجاعت و صداقت داشتند که بی اعتنا به حاشیه ها به تکلیف شان عمل کنند.
برای خودم نیز درس ها داشت. کمترینش اینکه من و ما اگر آبروئی داریم از انقلاب است. پس به هزینه کردن آبرویمان نیز نبالیم...
@mahdian_mohsen
پیامک تائید صلاحیت را دریافت کردم.
بعد از انتشار یادداشت انتقادی، از شورای نگهبان تماس گرفتند و برای جلسه ای دعوت کردند. ورودی ساختمان شلوغ بود. خیلی ها برای جلسه و پیگیری آمده بودند. وارد اتاق شدم. پیرمرد خوش مشربی به استقبال آمد. پرسید مدارک شما چیست؟ نامه ها و مستندات را ارائه کردم. گفتم این ها را پیش تر نیز به شکایت نامه قبلی الصاق کرده بودم. گفتند دست ما نرسیده است. دلیلش را جویا نشدم. شاید هم لابه لای اینهمه پرونده گم شده بود. تشکر کردم و خداحافظی ...تا پیامک امروز.
فاصله ردصلاحیت تا تائید صلاحیتم همین حریت ساختاری است که قیمت دارد.
اما دو گروه از این ردصلاحیت خیلی خوشحال شدند. یکی اصلاح طلبانی که باشیفتگی زائد الوصف بر شورا تاختند و نوشتند "دیدید گفتیم خسارتید" و یک گروه هم باقی مانده های انحراف که نوشتند "بر خاکستر آه ما نشستید".
اشتباه می کنند. بین جریان انقلاب و ایندو یک تفاوت ساده است. اینها عمریست خطا را بهانه می کنند تا با دیکتاتوری مقابل قانون بایستند و جریان انقلاب خطا را می بیند تا با اصلاحش مردم سالاری را به رخ بکشد.
به همین جهت هردو گروه از متن پیشین برآشفتند که چطور ممکن است حکمی را خطا بدانید و اما به احترام قانون بایستید و برایش حریم مقدس بسازید؟ واقع اینست که همه آنچه از انقلاب می فهمم همین است.
ما نقد می کنیم و از خطا ها و حتی ظلم ها می گوئیم اما چون ساختارها وقوانین جمهوری اسلامی را به امضا و برآمده از مردم می دانیم برایش حرمت قائلیم و راه اصلاح را نه در منیت ها و قلدرمآبی ها، بلکه در خود قانون می دانیم.
ما قصور و تقصیر ها را می بینیم و فریادش می کنیم اما چون حرکت کلی انقلاب را به سمت ظهور حق و سنت محوضت و خالص سازی الهی به سمت روشنایی می دانیم، سراپا امیدیم و اقدام.
ماجرای ردصلاحیتم هرچند خطا بر خطا بود اما برایم فخرانگیز بود. تلاش مشفقانه قاضی پرونده ام و تعصب دیدنی قاضی اجرای احکام برای اصلاح خطائی که صورت گرفته بود قابل تکریم است. حریت ساختاری شورای نگهبان نیز قابل احترام بود و تجربه ای شد ماندگار. آنقدر شجاعت و صداقت داشتند که بی اعتنا به حاشیه ها به تکلیف شان عمل کنند.
برای خودم نیز درس ها داشت. کمترینش اینکه من و ما اگر آبروئی داریم از انقلاب است. پس به هزینه کردن آبرویمان نیز نبالیم...
@mahdian_mohsen
👍1
✅حرف روی زمین مانده دهه فجر
در جمع جوانان حزب اللهی و بادغدغه لرستانی درباره حرف روی زمین مانده دهه فجر صحبت کردم؛ بلکه بار روی زمین مانده انقلاب.
ما چطور انقلاب را معرفی کردیم؟
دهه فجر که می شود از مقایسه راه آهن و آب و برق و تلفن و غیره می گویند اما حرف های اصلی می ماند و در مکتب امام خاک می خورد. سوال اصلی اینست که انقلاب برای چه بود؟ چرا قیام کردیم؟ دستاوردهای انقلاب در حوزه مادیات قابل شمارش است اما سخن این است که آنچه انقلاب به معناوی واقعی کلمه در این عالم رقم زد چه بود؟ چه اتفاقی افتاد که امام فرمود در این انقلاب مقلب القلوب بودن حق را دیدیم. امام چه کرد که رهبری انقلاب فرمود " خداوند برای اینکه چرخشی در تاریخ به وجود بیاورد، دستی از غیب باید ظاهر می شد و این دست را (امام خمینی) ظاهر کرد..."
امام چه کرد که رهبری فرمود اگر انقلاب همین کرامت نفس را به مردم داده باشد کفایت می کند؟
انقلاب ملکوت را از غربت در آورد و معنویت را از سر سجاده و مسجد و خانقاه و غیره به عرصه اجتماع کشاند. انسان زنگارگرفته و خاک خورده را اهل قیام کرد و ارزش های انسانی را از خاک به ثریا کشاند. امروز دوست و دشمن با آرمان های انقلاب سخن می گویند و از عدالت و آزادی و مبارزه با ظلم حرف می زنند.
نگذاشتند انقلاب را وجودی و با نظر به اراده الهی درک کنیم.
و امروز بعد از 40 سال هنوز مجبوریم از رشد راه و جاده و برق و تلفن و غیره بگوئیم....این همه هست و این نیست.
همه دستاورد انقلاب در مردم است؛ در مردمسالاری است. اما چه باید گفت که مردم سالاری را تقلیل دادیم به دموکراسی و پای صندوق رای و قدرت بی همتا و معنوی مردم را در دیگر عرصه ها نشناختیم؟
حکمرانی و کشور قوی تنها و تنها در به عرصه کشاندن این قدرت است و ولاغیر. در این باره انشاالله بیشتر خواهم نوشت.
@mahdian_mohsen
در جمع جوانان حزب اللهی و بادغدغه لرستانی درباره حرف روی زمین مانده دهه فجر صحبت کردم؛ بلکه بار روی زمین مانده انقلاب.
ما چطور انقلاب را معرفی کردیم؟
دهه فجر که می شود از مقایسه راه آهن و آب و برق و تلفن و غیره می گویند اما حرف های اصلی می ماند و در مکتب امام خاک می خورد. سوال اصلی اینست که انقلاب برای چه بود؟ چرا قیام کردیم؟ دستاوردهای انقلاب در حوزه مادیات قابل شمارش است اما سخن این است که آنچه انقلاب به معناوی واقعی کلمه در این عالم رقم زد چه بود؟ چه اتفاقی افتاد که امام فرمود در این انقلاب مقلب القلوب بودن حق را دیدیم. امام چه کرد که رهبری انقلاب فرمود " خداوند برای اینکه چرخشی در تاریخ به وجود بیاورد، دستی از غیب باید ظاهر می شد و این دست را (امام خمینی) ظاهر کرد..."
امام چه کرد که رهبری فرمود اگر انقلاب همین کرامت نفس را به مردم داده باشد کفایت می کند؟
انقلاب ملکوت را از غربت در آورد و معنویت را از سر سجاده و مسجد و خانقاه و غیره به عرصه اجتماع کشاند. انسان زنگارگرفته و خاک خورده را اهل قیام کرد و ارزش های انسانی را از خاک به ثریا کشاند. امروز دوست و دشمن با آرمان های انقلاب سخن می گویند و از عدالت و آزادی و مبارزه با ظلم حرف می زنند.
نگذاشتند انقلاب را وجودی و با نظر به اراده الهی درک کنیم.
و امروز بعد از 40 سال هنوز مجبوریم از رشد راه و جاده و برق و تلفن و غیره بگوئیم....این همه هست و این نیست.
همه دستاورد انقلاب در مردم است؛ در مردمسالاری است. اما چه باید گفت که مردم سالاری را تقلیل دادیم به دموکراسی و پای صندوق رای و قدرت بی همتا و معنوی مردم را در دیگر عرصه ها نشناختیم؟
حکمرانی و کشور قوی تنها و تنها در به عرصه کشاندن این قدرت است و ولاغیر. در این باره انشاالله بیشتر خواهم نوشت.
@mahdian_mohsen
چرا وحدت؟!
چرا تیتر وحدت؟ اصلا مگر ائتلاف سیاسی وحدت است؟ معتقدم با ماجرایی فراتر از یک ائتلاف مواجهیم. سقف رفتار ائتلافی ما در انتخابات می تواند وحدت باشد؛ اگر متوجه باشیم. چرا؟
همواره همدوش ائتلاف سیاسی ما، یک ترس بوده است؛ ترس از شکست. ترس از پیروزی جریان مقابل. همیشه گفته شده و شنیدیم که اگر ائتلاف نکنیم غیرانقلابی ها رای می آورند. این نگرانی بحق است اما ضرب دستش به اندازه ای نیست که جاندفدا پای ائتلاف بسازد. چه بسا با فرض نامحتملی مواجه باشیم که اگر رقیبی پیش رو نباشد، آنگاه حکم چیست؟
یااینکه حتا برخی بگویند چه کسی گفته فلانی و بهمانی در ائتلاف وضعیتی بهتر از غیرانقلابی ها دارند و اختلاف سیاسی را ایدئولوژیک بدانند. بحث صغروی و مصداقی ندارم. مختصری کلان تر ماجرا را ببینیم.
معتقدم یک نگرانی جدی تری وجود که از ائتلاف یک ضرورت می سازد و آنرا تا وحدت ارتقا می بخشد و آنهم توجه دادن به معنای حقیقی ولایت در جامعه است.
در مکتب امام و رهبری وقتی سخن از ولایت می شود منظور شخص ولی جامعه و امام امت نیست. ولایت وجود توامان ولی زمان همراه با چسبندگی و درهم تنیدگی امت است. در ادبیات امامین انقلاب وحدت داخلی از درون ولایت می آید. ولایت در این معنا منشا قدرت است و لذا وحدت درونی جریان انقلاب نیز یک قدرت بلامنازع است.
از راس و سازوکار ائتلاف و نامزدها عبور کنیم. یکبار ماجرا را از پائین به بالا ببینیم. گروه های منتسب به ائتلاف رای شان از کجاست؟ از کدام پایگاه؟ چه کسانی قرارست به این ها رای دهند؟ آیا قبول داریم پایگاه رای این ائتلاف یکی است؟
اجازه دهید معکوس طرح بحث کنیم. عدم ائتلاف چیست؟ عدم ائتلاف رقابت در بدنه اجتماعی انقلاب است. نزاع و اختلاف در پایگاه اجتماعی انقلابیون است. اختلاف بین کسانی است که کنار هم بودن آنها نصرت به ولایت است چرا که انسجام آنها قدرت ساز است.
رقابت انتخاباتی آنهم میان انقلابی ها همواره رنگ ایدئولوژیک داشته است و چنان شدت می یابد که تا سالها جای زخم نقار آن باقی می ماند و اجازه مودت آرمانی و رفاقت سیاسی نمی دهد.
انشالله دقت فرمودید؛ حرفی باقی نمانده است. قرارست با پیروزی در انتخابات چه کنیم؟ نصرت ولایت؟ مقدمه این پیروزی خودش نقض غرض است و هدم این نصرت است.
وحدت در جریان مجاهدین را جدی بگیریم. اصل پیروزی در انتخابات نیز به این اندازه مهم نیست. این سطح از وحدت ظهور قدرت ولایت است. این جریان جبهه ای است که با انسجام سیاسی مقابل دشمن صف می گیرد و شمشیر می زند. هزینه شکاف در این جبهه تنها انتخابات نیست و تا ولایت که حقیقت قدرت سیاسی شیعی است کشانده می شود.
حرف آخر؛
اگر به این مهم توجه داریم؛ آنگاه به هر دلیل به ائتلاف نرسیدیم چنان نکنیم که وحدت نیز آسیب ببیند.
@mahdian_mohsen
چرا تیتر وحدت؟ اصلا مگر ائتلاف سیاسی وحدت است؟ معتقدم با ماجرایی فراتر از یک ائتلاف مواجهیم. سقف رفتار ائتلافی ما در انتخابات می تواند وحدت باشد؛ اگر متوجه باشیم. چرا؟
همواره همدوش ائتلاف سیاسی ما، یک ترس بوده است؛ ترس از شکست. ترس از پیروزی جریان مقابل. همیشه گفته شده و شنیدیم که اگر ائتلاف نکنیم غیرانقلابی ها رای می آورند. این نگرانی بحق است اما ضرب دستش به اندازه ای نیست که جاندفدا پای ائتلاف بسازد. چه بسا با فرض نامحتملی مواجه باشیم که اگر رقیبی پیش رو نباشد، آنگاه حکم چیست؟
یااینکه حتا برخی بگویند چه کسی گفته فلانی و بهمانی در ائتلاف وضعیتی بهتر از غیرانقلابی ها دارند و اختلاف سیاسی را ایدئولوژیک بدانند. بحث صغروی و مصداقی ندارم. مختصری کلان تر ماجرا را ببینیم.
معتقدم یک نگرانی جدی تری وجود که از ائتلاف یک ضرورت می سازد و آنرا تا وحدت ارتقا می بخشد و آنهم توجه دادن به معنای حقیقی ولایت در جامعه است.
در مکتب امام و رهبری وقتی سخن از ولایت می شود منظور شخص ولی جامعه و امام امت نیست. ولایت وجود توامان ولی زمان همراه با چسبندگی و درهم تنیدگی امت است. در ادبیات امامین انقلاب وحدت داخلی از درون ولایت می آید. ولایت در این معنا منشا قدرت است و لذا وحدت درونی جریان انقلاب نیز یک قدرت بلامنازع است.
از راس و سازوکار ائتلاف و نامزدها عبور کنیم. یکبار ماجرا را از پائین به بالا ببینیم. گروه های منتسب به ائتلاف رای شان از کجاست؟ از کدام پایگاه؟ چه کسانی قرارست به این ها رای دهند؟ آیا قبول داریم پایگاه رای این ائتلاف یکی است؟
اجازه دهید معکوس طرح بحث کنیم. عدم ائتلاف چیست؟ عدم ائتلاف رقابت در بدنه اجتماعی انقلاب است. نزاع و اختلاف در پایگاه اجتماعی انقلابیون است. اختلاف بین کسانی است که کنار هم بودن آنها نصرت به ولایت است چرا که انسجام آنها قدرت ساز است.
رقابت انتخاباتی آنهم میان انقلابی ها همواره رنگ ایدئولوژیک داشته است و چنان شدت می یابد که تا سالها جای زخم نقار آن باقی می ماند و اجازه مودت آرمانی و رفاقت سیاسی نمی دهد.
انشالله دقت فرمودید؛ حرفی باقی نمانده است. قرارست با پیروزی در انتخابات چه کنیم؟ نصرت ولایت؟ مقدمه این پیروزی خودش نقض غرض است و هدم این نصرت است.
وحدت در جریان مجاهدین را جدی بگیریم. اصل پیروزی در انتخابات نیز به این اندازه مهم نیست. این سطح از وحدت ظهور قدرت ولایت است. این جریان جبهه ای است که با انسجام سیاسی مقابل دشمن صف می گیرد و شمشیر می زند. هزینه شکاف در این جبهه تنها انتخابات نیست و تا ولایت که حقیقت قدرت سیاسی شیعی است کشانده می شود.
حرف آخر؛
اگر به این مهم توجه داریم؛ آنگاه به هر دلیل به ائتلاف نرسیدیم چنان نکنیم که وحدت نیز آسیب ببیند.
@mahdian_mohsen
✅فراتر از ائتلاف
در خبرها آمده بود که احتمال لیست مشترک ائتلاف اصولگرایان با جمعیت پایداری افزایش یافته است. اتفاق بزرگی است. اگرچه این مسیر زودتر از اینها می توانست به این نقطه مشترک برسد و سازوکاری همدلانه تر طی شود اما این چند ساعت نیز دیر نیست.
اگر این مهم رقم بخورد امری فراتر از ائتلاف شکل گرفته است که بدون شک تاریخی است و امتداد وحدت 96 است. چرا این ائتلاف اهمیت دارد؟ اهمیت این ماجرا را باید در تفاوت این ائتلاف با نمونه های مشابه در گذشته دید. برای اولین بارست که ائتلاف در راس، می تواند وحدت در بدنه را نیز فراهم سازد. وحدت در بدنه گمشده جریان انقلاب در تمام انتخابات گذشته است. گام بلندی که انتخابات 96 برداشته شد در انتخابات 98 میوه آن چیده می شود و می توان به یک بدنه اجتماعی یکپارچه و همدل و همراه و البته پرقدرت مباهات کرد.
حقیقت ماجرا اینست که این دستاورد اگر رقم بخورد از اصل پیروزی در انتخابات مهمتر است. وحدت 96 محصول ایثار فردی بود و وحدت 98 می تواند محصول ایثار جمعی باشد. وحدت 98 یک ارتقا و رشد معرفتی و بصیرتی در جبهه انقلاب است. مگر قرار است با انتخابات چه چیز رقم بخورد؟ هرمیزان انتظار داریم با پیروزی در انتخابات موثر باشیم، با این وحدت گفتمانی و جریانی می توانیم انتظار یک قدرت بلامنازع داشته باشیم. قدرتی که ناشی از وحدت جبهه ای است نه ائتلاف سیاسی و ظاهری. ائتلاف ممکن است قدرت ساز باشد، باشد یا نباشد؛ اما وحدت، خودش ظهور و بروز قدرت است.
کافیست طرفین به این مهم توجه کنند که پایگاه رای آنها مشترک است و نقار و کینه و اختلاف ممکن است پای صندوق رای ، یک گروه را بر دیگری تفوق بخشد اما یک بدنه اجتماعی و مردمی و انقلابی را تا مدتها دچار انشقاق می کند؛ بدنه ای که تنها شب انتخابات وارد سیاست نمی شود و همه زندگی اش را بر اساس فعالیت سیاسی برای انقلاب ترتیب داده است. با این توضیح هزینه اختلاف را جبهه انقلاب اسلامی می دهد و از ضرب چکاچک شمشیرهای جریان انقلاب علیه اهریمن کم می کند.
فراتر از ائتلاف ماجرا را ببینیم. این فرصت مهم را قدر بدانیم. امتداد ائتلاف از راس تا بدنه یعنی وحدت. این وحدت معنای حقیقی ولایت است.
توجه کنیم که در نظام اندیشه رهبرانقلاب ولایت منحصر به شخص ولی نیست. حقیقت ولایت، ولی است و جمع وحدانی و درهم تنیده مومنین. ایندو در کنار همست که قدرت تحقق توحید را روی زمین فراهم می سازد و حکومت الله را نصرت می دهد. کم نگیریم....
منبع:فارس
@mahdian_mohsen
در خبرها آمده بود که احتمال لیست مشترک ائتلاف اصولگرایان با جمعیت پایداری افزایش یافته است. اتفاق بزرگی است. اگرچه این مسیر زودتر از اینها می توانست به این نقطه مشترک برسد و سازوکاری همدلانه تر طی شود اما این چند ساعت نیز دیر نیست.
اگر این مهم رقم بخورد امری فراتر از ائتلاف شکل گرفته است که بدون شک تاریخی است و امتداد وحدت 96 است. چرا این ائتلاف اهمیت دارد؟ اهمیت این ماجرا را باید در تفاوت این ائتلاف با نمونه های مشابه در گذشته دید. برای اولین بارست که ائتلاف در راس، می تواند وحدت در بدنه را نیز فراهم سازد. وحدت در بدنه گمشده جریان انقلاب در تمام انتخابات گذشته است. گام بلندی که انتخابات 96 برداشته شد در انتخابات 98 میوه آن چیده می شود و می توان به یک بدنه اجتماعی یکپارچه و همدل و همراه و البته پرقدرت مباهات کرد.
حقیقت ماجرا اینست که این دستاورد اگر رقم بخورد از اصل پیروزی در انتخابات مهمتر است. وحدت 96 محصول ایثار فردی بود و وحدت 98 می تواند محصول ایثار جمعی باشد. وحدت 98 یک ارتقا و رشد معرفتی و بصیرتی در جبهه انقلاب است. مگر قرار است با انتخابات چه چیز رقم بخورد؟ هرمیزان انتظار داریم با پیروزی در انتخابات موثر باشیم، با این وحدت گفتمانی و جریانی می توانیم انتظار یک قدرت بلامنازع داشته باشیم. قدرتی که ناشی از وحدت جبهه ای است نه ائتلاف سیاسی و ظاهری. ائتلاف ممکن است قدرت ساز باشد، باشد یا نباشد؛ اما وحدت، خودش ظهور و بروز قدرت است.
کافیست طرفین به این مهم توجه کنند که پایگاه رای آنها مشترک است و نقار و کینه و اختلاف ممکن است پای صندوق رای ، یک گروه را بر دیگری تفوق بخشد اما یک بدنه اجتماعی و مردمی و انقلابی را تا مدتها دچار انشقاق می کند؛ بدنه ای که تنها شب انتخابات وارد سیاست نمی شود و همه زندگی اش را بر اساس فعالیت سیاسی برای انقلاب ترتیب داده است. با این توضیح هزینه اختلاف را جبهه انقلاب اسلامی می دهد و از ضرب چکاچک شمشیرهای جریان انقلاب علیه اهریمن کم می کند.
فراتر از ائتلاف ماجرا را ببینیم. این فرصت مهم را قدر بدانیم. امتداد ائتلاف از راس تا بدنه یعنی وحدت. این وحدت معنای حقیقی ولایت است.
توجه کنیم که در نظام اندیشه رهبرانقلاب ولایت منحصر به شخص ولی نیست. حقیقت ولایت، ولی است و جمع وحدانی و درهم تنیده مومنین. ایندو در کنار همست که قدرت تحقق توحید را روی زمین فراهم می سازد و حکومت الله را نصرت می دهد. کم نگیریم....
منبع:فارس
@mahdian_mohsen
✅قالیباف...
قالیباف چه کرد؟
سوال روشن دارم. چرا قالیباف برای ائتلاف تلاش کرد؟ انشالله دقت داریم که در تمام ائتلاف های سیاسی مرتبط به مجلس، عده ای جمع می شدند و ائتلاف می ساختند، چون بدون وحدت نتیجه نمی گرفتند. اما قالیباف بنا بر همه نظرسنجی ها و تلقی شهودی مردم به کفایت رای داشت. پس چرا سراغ ائتلاف رفت؟ چرا بجای انتشار لیست نواصولگراها سراغ دیگران رفت؟
پاسخ در سوال دیگری است؛ اصلا چرا قالیباف آمد؟ قالیباف آمد به 3 بهانه. اول اینکه برخلاف بسیاری که دنبال حذف این دولت بودند، اعتقاد داشت هزینه حذف بیش از نفع است و با یک مجلس قوی همین دولت ناکارآمد را می توان به کار واداشت. اما دو دلیل دیگر هم داشت. یکی تحقق "بیانیه گام دوم" و دوم "وحدت".
معتقد بود تحقق بیانیه گام دوم جز با "فرش راه شدن" بزرگترها میسر نیست. این مهم را نیز در وحدت دید. به سخن دیگر تحقق گام دوم، نیازمند یک وحدت درونی در جبهه انقلاب بود. لذا برایش مهم نبود که بسیاری از نزدیکانش به لیست اصلی راه نیافتند که نیافتند.
✅قالیباف در انتخابات 98، کار ناتمام انتخابات 96 را رقم زد. خیز برداشت که ائتلاف 96، را به وحدت اجتماعی 98 امتداد دهد. "وحدت" ارتقای "ائتلاف" است. ائتلاف در راس سیاسی است و وحدت در بدنه اجتماعی. موفق شد و نشد؛ توضیح می دهم.
چند ماه است روی شکل گیری ائتلاف کار می کند. برای این مهم دو کار انجام داد. یکم. اصلاح سازوکار ائتلاف به صورت پائین به بالا و نه دستوری و پشت درهای بسته و ریش سفیدی. دوم در حد مقدور، دیدار و ارتباط صمیمانه و نزدیک با بدنه جبهه انقلاب تا بغیر سازوکار، چهره به چهره نیز مقدمات همدلی فراهم شود.
سازوکار را بر اساس نظرسنجی و مجمع مردمی گذاشت. نتیجه را در میانه راه ، مجدد محک زد تا اولویت های کشور هم مورد اعتنا باشد. لذا وقتی دید لیست نیمه نهائی مطابق مصوبه اقتصاددان ندارد، اعتراض کرد که هدف ما تنها پیروزی نیست؛ بلکه "پیروزی" و البته "کارامدی" است. ائتلاف نیز بیانیه داد که لیست نهائی نبوده است؛ لذا فرآیندی با حضور همه جریان ها و قالیباف(بدون حق رای) شکل گرفت و نتیجه این شد که می بینیم؛ هرچه هست برآمده از خردجمعی است.
اما موفق به وحدت حداکثری هم نشد، چون عده ای برآشفتند که این مرد اهل فتنه است و متهم به فساد اقتصادی. معتقد بودند وحدت تنها در شرایطی میسر است که او حذف شود و لاغیر. غفلت ها قابل تحمل است اما تغافل ها بماند برای یوم تبلی السرائر.
ائتلاف حداکثری شکل نگرفت. اما وحدت، بدون ائتلاف هم می تواند شکل بگیرد؛ اگر من و شما به اهمیت وحدانی بودن جبهه حق توجه و این روزها از هم مراقبت کنیم.
@mahdian_mohsen
قالیباف چه کرد؟
سوال روشن دارم. چرا قالیباف برای ائتلاف تلاش کرد؟ انشالله دقت داریم که در تمام ائتلاف های سیاسی مرتبط به مجلس، عده ای جمع می شدند و ائتلاف می ساختند، چون بدون وحدت نتیجه نمی گرفتند. اما قالیباف بنا بر همه نظرسنجی ها و تلقی شهودی مردم به کفایت رای داشت. پس چرا سراغ ائتلاف رفت؟ چرا بجای انتشار لیست نواصولگراها سراغ دیگران رفت؟
پاسخ در سوال دیگری است؛ اصلا چرا قالیباف آمد؟ قالیباف آمد به 3 بهانه. اول اینکه برخلاف بسیاری که دنبال حذف این دولت بودند، اعتقاد داشت هزینه حذف بیش از نفع است و با یک مجلس قوی همین دولت ناکارآمد را می توان به کار واداشت. اما دو دلیل دیگر هم داشت. یکی تحقق "بیانیه گام دوم" و دوم "وحدت".
معتقد بود تحقق بیانیه گام دوم جز با "فرش راه شدن" بزرگترها میسر نیست. این مهم را نیز در وحدت دید. به سخن دیگر تحقق گام دوم، نیازمند یک وحدت درونی در جبهه انقلاب بود. لذا برایش مهم نبود که بسیاری از نزدیکانش به لیست اصلی راه نیافتند که نیافتند.
✅قالیباف در انتخابات 98، کار ناتمام انتخابات 96 را رقم زد. خیز برداشت که ائتلاف 96، را به وحدت اجتماعی 98 امتداد دهد. "وحدت" ارتقای "ائتلاف" است. ائتلاف در راس سیاسی است و وحدت در بدنه اجتماعی. موفق شد و نشد؛ توضیح می دهم.
چند ماه است روی شکل گیری ائتلاف کار می کند. برای این مهم دو کار انجام داد. یکم. اصلاح سازوکار ائتلاف به صورت پائین به بالا و نه دستوری و پشت درهای بسته و ریش سفیدی. دوم در حد مقدور، دیدار و ارتباط صمیمانه و نزدیک با بدنه جبهه انقلاب تا بغیر سازوکار، چهره به چهره نیز مقدمات همدلی فراهم شود.
سازوکار را بر اساس نظرسنجی و مجمع مردمی گذاشت. نتیجه را در میانه راه ، مجدد محک زد تا اولویت های کشور هم مورد اعتنا باشد. لذا وقتی دید لیست نیمه نهائی مطابق مصوبه اقتصاددان ندارد، اعتراض کرد که هدف ما تنها پیروزی نیست؛ بلکه "پیروزی" و البته "کارامدی" است. ائتلاف نیز بیانیه داد که لیست نهائی نبوده است؛ لذا فرآیندی با حضور همه جریان ها و قالیباف(بدون حق رای) شکل گرفت و نتیجه این شد که می بینیم؛ هرچه هست برآمده از خردجمعی است.
اما موفق به وحدت حداکثری هم نشد، چون عده ای برآشفتند که این مرد اهل فتنه است و متهم به فساد اقتصادی. معتقد بودند وحدت تنها در شرایطی میسر است که او حذف شود و لاغیر. غفلت ها قابل تحمل است اما تغافل ها بماند برای یوم تبلی السرائر.
ائتلاف حداکثری شکل نگرفت. اما وحدت، بدون ائتلاف هم می تواند شکل بگیرد؛ اگر من و شما به اهمیت وحدانی بودن جبهه حق توجه و این روزها از هم مراقبت کنیم.
@mahdian_mohsen
اختلاف امروز انقلابی ها را ببینیم و نگران شویم.
نتیجه بی اعتنایی به وحدت، آشوب در بدنه اجتماعی است.
منکری بالاتر از وحدت شکنی در بین انقلابیون نیست. چه آنکه قدرت انقلاب متمرکز در انسجام انقلابیون است ولاغیر.
@mahdian_mohsen
نتیجه بی اعتنایی به وحدت، آشوب در بدنه اجتماعی است.
منکری بالاتر از وحدت شکنی در بین انقلابیون نیست. چه آنکه قدرت انقلاب متمرکز در انسجام انقلابیون است ولاغیر.
@mahdian_mohsen
سلام.
بین ساعت ۶ و نیم تا ۷ امروز بعد از ظهر جلسه آغاز میشود.
انشالله تلاش می کنم در اینستاگرام لایو پخش کنم.
ادرس اینستا:
@mohsen_mahdian
بین ساعت ۶ و نیم تا ۷ امروز بعد از ظهر جلسه آغاز میشود.
انشالله تلاش می کنم در اینستاگرام لایو پخش کنم.
ادرس اینستا:
@mohsen_mahdian
#رای_بی_رای خودش رای است. رای به اینکه منتخب دیگران، منتخب من است.
اگر اینو دقیق متوجه شوی دیگه باهاش ژست نمی گیری.
@mahdian_mohsen
اگر اینو دقیق متوجه شوی دیگه باهاش ژست نمی گیری.
@mahdian_mohsen
✅لیستی رای دهیم یا چی؟
باید لیستی رای داد به یک دلیل ساده. چون رای تان حیف و میل نشود.
می گوید پس تکلیف چه می شود؟ تکلیف همین است. تکلیف اینست که رای موثر دهید. واگرنه اصلا اسم آقای خامنه ای را بنویس. توجه کنیم که نتیجه درون تکلیف است. یک تکلیف نداریم و یک نتیجه.
قرار نیست که رای دهیم تا فقط از پل صراط سلامت عبور کنیم. قرار است رای دهیم که پیروز شویم تا اسلام روی زمین محقق شود. اینطوری آبرومندانه تر هم از پل صراط عبور می کنیم. امر خدا را مدد دادیم و مددمان می دهند؛ خلاصه حداقلی نباشیم.
می گوید خب برخی را نمی شناسم. با کدام حجت رای دهم؟ اتفاقا به همین دلیل لیستی رای دهید. منم برخی را نمی شناسم. به فرآیند لیست با حسن ظن اعتماد کنیم.
می گوید قبول. این برای کسانی است که نمیشناسم. کسانی که می شناسم چی؟ برای برخی هیچ حجتی ندارم رای دهم.
این سوال جدی است.
من اینطور حل کردم.
دو حالت دارد. یک وقتی حجت ما برای رای ندادن به فرد خاص، کمتر از حجیت مربوط به پیروزی لیست است. مثلا فلان فرد را قبول ندارید اما به جهت اهمیت پیروزی مقابل رقیب، تساهل می ورزید. این که هیچ. تکلیف روشن است. بازهم لیستی رای می دهید .
اما یک وقت هست حجت ما برای رای ندادن به فردی یا دادن به فرد دیگری خارج از لیست، فراتر از حجیت پیروزی لیست است. مثلا می گوئید فلانی پیروز شود ضررش کمتر از پیروزی رقیب نیست. اینجا چاره ای نیست. به آنچه رسیدید عمل کنید.
فقط دقت کنیم که با شنیده ها و عملیات روانی دیگران برای خودمان حجت وهمی نساخته باشیم. واقعن شناخت باشد. اینجا هم کسی را وارد لیست کنید که بدانید رای می آورد. دنبال صالح مقبول باشید نه اصلح بی اعتبار.
@mahdian_mohsen
باید لیستی رای داد به یک دلیل ساده. چون رای تان حیف و میل نشود.
می گوید پس تکلیف چه می شود؟ تکلیف همین است. تکلیف اینست که رای موثر دهید. واگرنه اصلا اسم آقای خامنه ای را بنویس. توجه کنیم که نتیجه درون تکلیف است. یک تکلیف نداریم و یک نتیجه.
قرار نیست که رای دهیم تا فقط از پل صراط سلامت عبور کنیم. قرار است رای دهیم که پیروز شویم تا اسلام روی زمین محقق شود. اینطوری آبرومندانه تر هم از پل صراط عبور می کنیم. امر خدا را مدد دادیم و مددمان می دهند؛ خلاصه حداقلی نباشیم.
می گوید خب برخی را نمی شناسم. با کدام حجت رای دهم؟ اتفاقا به همین دلیل لیستی رای دهید. منم برخی را نمی شناسم. به فرآیند لیست با حسن ظن اعتماد کنیم.
می گوید قبول. این برای کسانی است که نمیشناسم. کسانی که می شناسم چی؟ برای برخی هیچ حجتی ندارم رای دهم.
این سوال جدی است.
من اینطور حل کردم.
دو حالت دارد. یک وقتی حجت ما برای رای ندادن به فرد خاص، کمتر از حجیت مربوط به پیروزی لیست است. مثلا فلان فرد را قبول ندارید اما به جهت اهمیت پیروزی مقابل رقیب، تساهل می ورزید. این که هیچ. تکلیف روشن است. بازهم لیستی رای می دهید .
اما یک وقت هست حجت ما برای رای ندادن به فردی یا دادن به فرد دیگری خارج از لیست، فراتر از حجیت پیروزی لیست است. مثلا می گوئید فلانی پیروز شود ضررش کمتر از پیروزی رقیب نیست. اینجا چاره ای نیست. به آنچه رسیدید عمل کنید.
فقط دقت کنیم که با شنیده ها و عملیات روانی دیگران برای خودمان حجت وهمی نساخته باشیم. واقعن شناخت باشد. اینجا هم کسی را وارد لیست کنید که بدانید رای می آورد. دنبال صالح مقبول باشید نه اصلح بی اعتبار.
@mahdian_mohsen
Forwarded from محفل دال
🎬 فیلم کامل گفتگوی داغ #امیرحسین_ثابتی و #محسن_مهدیان با موضوع: «انتخابات مجلس شورای اسلامی(۳)؛ با توجه به نحوه چینش جریانهای انقلابی در انتخابات، نهایتا مشارکت ما باید چگونه باشد؟» را در صفحه آپارات «محفل دال» مشاهده کنید:
🔗www.aparat.com/v/0unVG
🔮 به محفل دال بپیوندید:
توییتر | اینستاگرام | بله | آپارات
t.me/joinchat/AAAAAEBlcenvBmF-TGbNug
🔗www.aparat.com/v/0unVG
🔮 به محفل دال بپیوندید:
توییتر | اینستاگرام | بله | آپارات
t.me/joinchat/AAAAAEBlcenvBmF-TGbNug
Forwarded from خبرگزاری فارس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 چرا باید لیستی رأی دهیم؟
@Farsna
@Farsna